X
تبلیغات
دانستنیها ی تاریخ وجغرافیایی ایران وجهان

دانستنیها ی تاریخ وجغرافیایی ایران وجهان
اشنایی کامل با شهرهای ایران وجهان- تاریخ ایران وجهان وهزاران جدول اماری 
قالب وبلاگ

دریاچه ارومیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
دریاچه ارومیه
نام باستانی : چیچَست
موقعیت ایران, آذربایجان شرقی
آذربایجان غربی
مختصات شرقی′۱۹°۴۵ شمالی′۴۲°۳۷ / ۴۵٫۳۱۷غرب ۳۷٫۷جنوب / -۴۵٫۳۱۷;-۳۷٫۷
خروجی اولیه تبخیر
مساحت آبخیز ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع
کشور منشا Iran
حداکثر طول ۱۴۰ کیلومتر
حداکثر عرض ۵۵ کیلومتر
مساحت سطح ۵٬۲۰۰ کیلومتر مربع
حداکثر عمق ۱۶ m (۵۲ ft)
ارتفاع از سطح آبهای آزاد ۱٬۲۶۷ متر
جزیره‌ها ۱۰۲
نقشه درياچه اروميه در نقشه ایران در دوره افشاریه.
نام دریاچه در نقشه، دریاچه شاهی ذکر شده‌است.

دریاچه اُرومیهبا نام سابق دریاچه رضاییه در شمال غربی ایران و در منطقهٔ آذربایجان واقع شده‌است. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده‌است. دریاچهٔ ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا است.[۱] آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، گادر، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.

حوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است[۲] که پیرامون ۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد. این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت تبریز، ارومیه، مراغه، مهاباد، میاندوآب، نقده، سلماس، پیرانشهر، آذرشهر و اشنویه، یکی از کانون‌های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به‌شمار می‌رود.

تصویر ماهواره ای از دریاچه ارومیه که در سال ۲۰۰۳ گرفته شده است.دو نیم شدن دریاچه به خاطر پل میان گذر دریاچه در مرکز آن مشخص است.

دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین آبگیر دایمی آسیای غربی است که در شمال غرب فلات ایران قرار گرفته‌است. پارک ملی دریاچه ارومیه پس از مرداب انزلی، از جالب‌ترین و نغزترین زیستگاه‌های طبیعی جانوران در ایران به‌شمار می‌رود. در حال حاضر ۲۷ گونه پستاندار، ۲۱۲ گونه پرنده، ۴۱ گونه خزنده، ۷ گونه دوزیست و ۲۶ گونه ماهی حیات وحش این دریاچه را تشکیل داده‌اند.[۳]

آب دریاچهٔ ارومیه بسیار شور و میزان نمک محلول در آن دو برابر اقیانوس‌ها است. به این دلیل، هیچ ماهی و نرم‌تنی به جز گونه‌هایی از سخت‌پوستان در آن زندگی نمی‌کنند و آب آن هیچ‌وقت یخ نمی‌زند. شناکنندگان نیز می‌توانند بر روی آب آن شناور بمانند.[۴]

دریاچهٔ ارومیه دارای ۱۰۲ جزیره‌است که همهٔ آن‌ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوختهٔ طبیعی جهان به ثبت رسیده‌اند. جزیرهٔ اِشک، زیستگاه پرندگان زیبای کوچک، از جمله مرغ آتش و تنجه و همچنین تعدادی گوزن زرد ایرانی و گوسفند وحشی (قوچ و میش) به آن انتقال داده شده‌اند. برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره‌های آن می‌توان از دو کشتی سهند و نوح، یا قایق‌های گوناگون در بندر گلمانخانه بهره گرفت.

 وجه تسمیه

 

اين‌ درياچه‌ را در زبان‌ سريانى‌ ارميا، در ارمنى‌ اُرمى‌، در عربى‌ ارميه‌، در فارسى‌ و تركى‌ عهد عثمانى‌ اروميه‌ نوشته‌اند. نام‌ مذكور ايرانى‌ به‌ نظر نمى‌رسد. مؤلفان‌ دربارة نام‌ اين‌ درياچه‌ به‌ گونه‌هاي‌ مختلف‌ داوري‌ كرده‌اند: پورداود نام‌ اورميه‌ را تركيبى‌ از دو واژة آرامى‌ «اور» به‌ معناي‌ شهر و «مياه‌» به‌ معنای آب‌ نوشته‌ است‌. در هزوارش‌ پهلوي‌، نوشتة آرامى‌ «مياه‌» آب‌ خوانده‌ مى‌شود، ولى‌ در شهر ناميدن‌ «اور» جاي‌ ترديد است‌. «اور» در زبان‌ عبري‌ به‌ معناي‌ نور آمده‌ است‌ مينورسكى‌ با تكيه‌ به‌ متنى‌ سريانى‌ كه‌ در آن‌ اسم‌ مكانى‌ به‌ نام‌ ارميت‌ در كنار درياچه مزبور آمده‌است‌، نام‌اورميه‌ را «ارميه» (ارميا) و به‌ظاهر سريانى‌ خوانده‌ است‌. اين‌نام‌ در متون‌ اسلامى‌ به‌ صورت‌ اُرميه‌ و اُرمى‌ آمده‌ است‌. مردم‌ محلى‌ درياچة مزبور را اورمى‌ مى‌نامند. برخى‌ مؤلفان‌ ترك‌ اين‌ درياچه‌ را اروميه‌ يا روميه‌ نوشته‌، و چنين‌ پنداشته‌اند كه‌ منسوب‌ به‌ روم‌ شرقى‌ است‌. اين‌ نظر در همة موارد قاطع‌ نيست‌، زيرا در نوشته‌هاي‌ برخى‌ مؤلفان‌ معاصر ترك‌ نيز نام‌ درياچه‌ به‌ صورت‌ اورميه‌ آمده‌ است‌ (در متون‌ كهن‌ ايرانى‌ نام‌ اين‌ درياچه‌ به‌ صورت‌ چيچست با ياء مجهول‌ آمده‌ است‌ ) واژه اوستايى‌ چيچست‌ به‌ معناي‌ درخشنده‌ و شفاف‌ است‌ گمان‌ مى‌رود شوري‌ و ذرات‌ نمك‌ فراوان‌ موجب‌ درخشندگى‌ آن‌ شده‌ باشد. مؤلفان‌ عهد اسلامى‌ اغلب‌ از شوري‌ آب‌ اين‌ درياچه‌ ياد كرده‌اند.[۵]

در شاهنامة فردوسى‌ و در نسخه‌اي‌ از نزهة القلوب‌ نام‌ چيچست‌ به‌ صورت‌ خنجست‌ آمده‌ است‌ (بارتولد، كه‌ آن‌ را تصحيف‌ همين‌ اسم‌ دانسته‌اند ). از ديگر نامهای كهن‌ اين‌ درياچه‌، كبودان‌ است‌. استرابن‌ كه‌ در حدود سده 1م‌ مى‌زيسته‌، اين‌ درياچه‌ را كپوتا نوشته‌ است‌. پورداود معتقد است‌ نام‌ دو هزار سالة كپوتا بايد از واژة كپوت‌ (كبود) در زبان‌ پارسى‌ باستان‌ باشد. در منابع‌ اسلامى‌ نيز اين‌ نام‌ به‌ صورت‌ درياي‌ كبوذان‌ و كبودان‌ آمده‌ است‌.[۶]

درياچه اورميه‌ را درنوشته‌ها به‌نام‌جزيره‌های درون‌ آن‌ نيزخوانده‌اند. يكى‌ از اين‌ جزيره‌ها كبودان‌ است‌. شايد نام‌ جزيره‌ از نام‌ درياچه‌ و يا به‌ عكس‌ گرفته‌ شده‌ باشد. پورداود نام‌ جزيره‌ را برگرفته‌ از نام‌ درياچه‌ دانسته‌ است‌. بطلميوس‌ نام‌ درياچه‌ را مارگيانه‌ (مانتيانه‌، به‌ احتمال‌ مراغه‌) نوشته‌ است‌. هرودت‌ از قومى‌ با نام‌ ماتينوي‌ ياد كرده‌ كه‌ به‌ نام‌ مانتيانه‌ نزديك‌ است‌ مينورسكى‌ نام‌ مانتيانه‌ را با نام‌ مانّاها كه‌ در حوالى‌ اين‌ درياچه‌ مى‌زيسته‌اند، نزديك‌ دانسته‌ است‌ ابوالفدا درياچه مزبور را «بحيرة تلا» ضبط كرده‌، دژی را نيز بر كوهى‌ در اين‌ درياچه‌ به‌ همان‌ نام‌ ناميده‌، و مدعى‌ شده‌ است‌ كه‌ هلاكو اموال‌ خود را در آن‌ دژ نهاده‌ بود. طبري‌ از دژ نام‌ برده‌، و نوشته‌ است‌ كه‌ محمد بن‌ بعيث‌ در 220ق‌ به‌ دژي‌ در ميان‌ اين‌ درياچه‌ كه‌ شاهى‌ ناميده‌ مى‌شد، رفت‌. پورداود مى‌نويسد كه‌ اين‌ درياچه‌ را گاه‌ به‌ نام‌ يكى‌ از جزيره‌هاي‌ بزرگ‌ كوهستانى‌ آن‌ كه‌ «شاهى‌» نام‌ دارد، درياچة شاهى‌ خوانند. حمدالله‌ مستوفى‌ آن‌ را به‌ نامهاي‌ بحيرة چيچست‌، درياي‌ شورِ طسوج‌ (طروج‌) ناميده‌ است‌. اين‌ درياچه‌ را اصطخري‌ «بحيرة الشراة» نيز ناميده‌ كه‌ به‌ معناي‌ درياچة خوارج‌ است‌. اين‌ نام‌ به‌ احتمال‌ از آنجا ناشى‌ شده‌ كه‌ به‌ نوشتة ياقوت‌ در كوه‌ جزيرة وسط درياچه‌، دژي‌ استوار وجود داشته‌ كه‌ ساكنانش‌ بر واليان‌ آذربايجان‌ عاصى‌ بوده‌اند. محتمل‌ است‌ اين‌ همان‌ جزيرة شاهى‌ يا شاهو باشد كه‌ طبري‌ (همانجا) از آن‌ ياد كرده‌، و رشيدالدين‌ آن‌ را «شاهوتله‌» نوشته‌ است‌[۷]

تاریخچه

نام کهن این دریاچه چیچَست بوده‌است. این واژه، واژه‌ای است از زبان اوستایی و پارسی باستان و تلفظ آن چَئِچَستَ بوده‌است. دریاچهٔ چیچست در اسطوره‌های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصهٔ بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانهٔ این دریاچه بوده‌است. دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول‌آسا و سهمگین آن را می‌گشاید و از چنگ دیوان به‌در می‌آورد، در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری از اسطوره‌های دیگر.

در دوران پهلوی به مناسبت پادشاهی رضاشاه پهلوی، به این دریاچه نام رضائیه داده شد.

دریاچهٔ ارومیه یکی از زیستگاه‌های طبیعی مهم در منطقهٔ آذربایجان که در عین حال برای ورزش‌های آبی همانند شنا، قایقرانی و اسکی روی آب نیز بسیار مناسب می‌باشد، در آستانهٔ خشک شدن است. این دریاچه که با سواحل زیبا و آب‌شور خود گردشگران بسیاری را در فصول مختلف و علی‌الخصوص در تابستان به‌سوی خود جلب می‌نماید، از نظر داشتن موادّ معدنی گوناگون، دارای یکی از کمیاب‌ترین منابع طبیعی بوده و امروزه با تهدیدی بسیار جدی روبروست.

سیر عقب نشینی ساحل دریاچه بین سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۹۰ (براساس تصاویر ماهواره‌ای ناسا)

دوره افشاریه

نام دریاچه در نقشه ایران در دوره افشاریه، دریاچه شاهی (L. of Shahi) ذکر شده‌است. [۸]

 خشکیدن دریاچه

این دریاچه در خطر خشک شدن کامل قراردارد و طی ۱۳ سال گذشته ۶ متر کاهش سطح داشته‌ است. اختصاص ۹۰٪ منابع آبی منطقه به بخش کشاورزی، تبخیر زیاد در پی گرم شدن هوا و برداشت غیرمجاز از آب‌های زیرزمینی در پی حفر چاه از دلایل خشک شدن این دریاچه می‌باشند. کارشناسان ابراز داشته‌اند در صورت خشک شدن این دریاچه هوای معتدل منطقه تبدیل به هوای گرمسیری با بادهای نمکی خواهد شد و زیست محیط منطقه را تغییر خواهد داد.[۹] [۱۰] در اعتراض به خشک شدن دریاچه در فروردین سال ۱۳۹۰ اعتراضی صورت گرفت.[۱۱]

یکی از طرح‌هایی که برای نجات دریاچه ارومیه مطرح شده انتقال آب از نقاط دیگر به ویژه رود ارس است. به گفته نماینده ارومیه در مجلس نادر قاضی‌پور، تنها راه نجات دریاچه ارومیه آبهای رود ارس و شهرستان پیرانشهر است. اما این ایده با مخالفت‌هایی روبروست. روزنامه اقتصاد پویا در سرمقاله‌ای مقصر خشکیدن دریاچه ارومیه را مردم و نمایندگانی می‌داند که برای تأمین نیازهای کشاورزی و خانگی آذربایجان بارها خواستار انتقال آب رودخانه‌هایی که به دریاچه ارومیه می‌ریزند به نقاط دیگر شده‌اند و از حکومت درخواست داشتند تا آب این رودخانه‌ها برای تأمین نیاز باغ‌های مراغه و دیگر شهرهای استان استفاده شود و یا با فشار بسیار بر مسئولین طرح میان‌گذر دریاچه ارومیه را اجرایی کردند. بر اساس این نظریه برای نجات دریاچه ارومیه به جای خشکاندن ارس و از بین بردن زمین‌های بارور نقاط دیگر باید از مصرف آب کاسته و به وزارت نیرو اجازه داده شود تا آب رودخانه‌هایی را که به طور طبیعی به این دریاچه می‌ریخته‌اند دوباره به سوی آن رها کند.[۱۲]

در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی با دو فوریت طرح انتقال آب به دریاچه ارومیه موافقت نکرد[۱۳] و این امر به احتمال زیاد به بحرانی تر شدن اوضاع دریاچه دامن خواهد زد، علاوه بر این پیش بینی میشود در صورت خشک شدن احتمالی دریاچه شاهد بارش باران نمک در بسیاری از استان های همجوار باشیم و در ادامه این امر منجر به آواره شدن ۱۳ میلیون نفر خواهد شد [۱۴]

 پارک ملی دریاچه ارومیه

 

پارك ملي درياچه اروميه با وسعت 462600 هكتار همچنین یکی از 9 ذخیره‌گاه زیست‌کره در ایران است.[۱۵]

 

[ بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]
رودها و چشمه ها

رودخانه ها و چشمه ها از جمله مهم ترین جاذبه های گردشگری طبیعی به شمار می روند و در بین طبیعت دوستان ازجایگاه ویژه ای برخوردار هستند . استان مرتفع آذربایجان غربی چون ديواری درجهت شمال و جنوب و جنوب خاوری امتداد يافته، منبع سرشاری از نزولات جوی را به صورت برف در خود ذخيره كرده و حوزه های پر آب و متعددی را ايجاد کرده است . محدوده شمالی درياچه اروميه تا رود ارس ، محدود باختر و جنوب درياچه اروميه و محدوده كرخه كه در منتهی اليه جنوب و جنوب باختری استان قرار دارد ، از اين جمله هستند. در جنوب درياچه اروميه ، در نواحی مرتفعی كه سرچشمه شاخه های اصلی سيمينه رود ، مهاباد رود ، زرينه رود و قزل اوزن است ، رودها به طرف درياچه اروميه جاری می شوند . اين رودخانه ها از يک سو وارد درياچه اروميه می شوند و از سوی ديگر در قسمت مهاباد به دليل جهت برخی از كوه های سردشت به طرف عراق سرازير می شوند. رودهای این استان كه از كوه های مرتفع سرچشمه می گيرند، از دره های عميق و دشت های وسيعی عبور می كنند كه هر كدام به نحوی دارای جاذبه های طبيعی - توريستی قابل توجهی هستند . در نقاط مختلف استان آذربایجان غربی آب های گرم متعددی با خواص ويژه وجود دارد كه در طول هزاران سال مورد استفاده مردم قرار گرفته است. اين چشمه ها يكی از منابع مهم صنعت جهانگردی منطقه به شمار می آیند . چشمه زندان سليمان ، چشمه (استخر) بوكان ، چشمه گراو ، چشمه معدنی زنبيل ، چشمه های معدنی ويشلق ، چشمه های معدنی ايواوغلی، چشمه شوربولاغ بيلوار ، چشمه معدنی زارعان (زوران)، چشمه معدنی دسته دره ، چشمه معدنی كلوانس ، چشمه معدنی شگفتی ، چشمه معدنی ميناس برخی از چشمه های مهم این استان به شمار می روند که قادرند اوقات فراغت گردشگران زیادی را پر کنند .

چشمه زندان سلیمان : در قسمت غربی کوه زندان قرار دارد و دارای دو مضحر می باشد . آب این چشمه در درمان بیماری های مجاری تنفسی و بیماری های جلدی مفید است .

چشمه رازی : در شش کیلومتری قطور قرار دارد . آب این چشمه به همراه گاز از زمین خارج می شود و در دامنه تپه ای جریان می یابد .

چشمه کلوانس : چشمه کلوانس در شمال غربی شهرستان خوی قرار دارد .

چشمه دسته دره : چشمه دسته دره نیز در 29 کیلومتری شمال غربی شهرستان خوی قرار دارد .

چشمه شاه آباد : در 30 کیلومتری جنوب شرقی ماکو قرار دارد . آب این چشمه همراه گاز فراوان در حوضچه ای جاری می شود .

چشمه گرادو : چشمه گرادو در غرب شهرستان مهاباد قرار دارد و از دو نقطه زمین خارج می شود .

چشمه زنبیل : در 36 کیلومتری شمال شرقی ارومیه در دامنه شرقی کوه زنبیل قرار دارد .

چشمه زارعان : در چهار کیلومتری غرب روستای زارعان در شمال شهرستان خوی قرار دارد .

رودخانه ارس ماكو : رود مرزي‌ ارس‌ از ديم‌ قشلاق‌ تا محل‌ بهم‌ پيوستن‌ آق‌ چاي‌ به‌ ارس ‌، حدود 135 كيلومتر ميان‌ آذربايجان‌ غربي و جمهوري‌ خود مختار نخجوان‌ جاريست ‌. اين‌ رود از كوههاي‌ هزار بركه‌ تركيه‌ سرچشمه ‌مي‌گيرد و سپس‌ با رودي‌ ديگر بنام‌ كورا در جمهوري‌ آذربايجان ‌، يكي‌ مي‌شود و بالاخره‌ به‌ درياي‌ خزر مي‌ريزد . اين‌ رود 1072 كيلومتر طول‌ دارد . پيرامون‌ سد ارس‌ در شرق‌ ماكو جنگل‌كاري‌ شده‌ و تفرجگاه‌ عمومي‌ است .

مهاباد رود : اين‌ رود از ميان‌ ارتفاعات‌ پيرانشهر و سردشت‌ مي‌گذرد و از بهم‌ پيوستن‌ دو شاخه‌ اصلي‌ بيطاس‌ و ده‌ بكر بوجود مي‌آيد . پس‌ از گذشتن‌ از شمال‌ غربي‌ مهاباد در غرب‌ سيمينه‌ رود و شرق‌ گدار(قادرچاي‌) وارد درياچه‌ اروميه مي‌شود . بر روي‌ اين‌ رودخانه‌ نيز سدي‌ احداث‌ گرديده‌ كه‌ علاوه‌ بر توليد برق‌ ، آب‌ مشروب‌ شهر را نيز تأمين‌ مي‌كند . سد انحرافي‌ ديگري‌ در 8 كيلومتري‌ مهاباد در محلي‌ بنام‌ يوسف‌ كندي‌ جهت‌ آبياري‌ اراضي‌ ساخته‌ شده‌ است‌ كه‌ مأمن‌ حيات‌ وحش‌ است‌ و زيبايي‌هاي‌ قابل‌ توجهي‌ دارد .

سيمينه رود ( تاتائو ) اروميه : اين‌ رودخانه‌ از ارتفاعات‌ اطراف‌ سقز (حوالي‌ زنجان‌ و ترجان‌) در جنوب‌ درياچه‌ اروميه سرچشمه‌ مي‌گيرد . شبكه‌ اصلي‌ آن‌ شتاوه‌ رود در جنوب‌ غربي‌ دهشهر كندي‌ است ‌. اين‌ رود پس‌ از عبور از بوكان و غرب‌ مياندوآب‌ و دشت‌ حاصلخيز شامات‌ به‌ باتلاق‌هاي‌ جنوب‌ شرقي‌ درياچه‌ اروميه‌ مي‌ريزد .

رودخانه زاب كوچك پيرانشهر : رود كلوي‌ (زاب‌) از گردنه‌ ميدان‌ با 2140 متر ارتفاع‌ از سطح‌ درياسرچشمه‌ مي‌گيرد و از شرق‌ به‌ غرب‌ جاري‌ مي‌شود و پس‌ از طي‌ دره‌اي‌ عريض‌ و مستقيم‌ و عبور از پيرانشهر، سردشت‌ در خاك‌ عراق‌ به‌ دجله‌ مي‌ريزد . اين‌ رودخانه‌ و دره‌ عميق‌ آن‌ يكي‌ از ديدني‌ترين‌ رودخانه‌هاي‌ استان‌ باارزش‌ها و جاذبه‌هاي‌ جهانگردي‌ است‌ .

زرينه رود(جغتوچاي) اروميه : اين‌ رودخانه‌ از كوه‌هاي‌ چهل‌ چشمه‌ كردستان‌ ، بين‌ سقز و بانه‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد و پس‌ از عبور از شرق‌ مياندوآب‌ در جلگه‌ وسيع‌ آبرفتي‌ به‌ چند شاخه‌ تقسيم‌ مي‌شود و از گوشه‌ جنوب‌ شرقي‌ به ‌درياچه‌ اروميه‌ مي‌ريزد. طول‌ آن‌ 300 كيلومتر و حوزه‌ آن‌ بيش‌ از 1100 كيلومتر مربع‌ است ‌. بر روي‌ اين‌ رودخانه‌ يك‌ سد نسبتاً بزرگ‌ و يك‌ سد انحرافي‌ (نوروزمهر) احداث‌ شده‌ است‌ كه‌ حدود 70 كيلومتر با شهر مياندوآب‌ فاصله‌ دارد . ماهيان‌ بومي‌ رودخانه‌ عبارتند از : كپور ، سفيد ، اسپله‌ و زردماهي‌ كه‌ طول‌ برخي‌ از آنها به ‌يك‌ متر نيز مي‌رسد ، ماهيگيري‌ در اين‌ رودخانه‌ آزاد است‌ .

روى شهر چای : روى شهر چای به بکشلو چای یا بردسیر نیز معروف است و از داخل شهر ارومیه می گذرد .

رود نازلو : از کوه های ایران و ترکیه سرچشمه می گیرد .

رود چای : آب روضه چای از ارتفاعات "کانی گوزال" در کلهر سرچشمه می گیرد .

رود باراندوز چای : این رود از کوه های مرزی ایران و ترکیه و کوه های حد فاصل "کدارچای" و " باراندوز چای" سرچشمه می گیرد .

رود زولاچای : رود زولاچای از بهم پیوستن رودهای "خورخوره" ، "زولا" ،" اریک" و " ریز علی چای" به وجود می آید .

 


آبشارها

آبشار شلماش: آبشار شلماش مهم ترین و مشهورتری آبشار سراسر استان آذربایجان غربی است که در منطقه سردشت واقع شده و به شدت مورد توجه گردشگران و طبیعت دوستان است. هم جواری اين آبشار با دره ای سرسبز و زيبا و جنگل های پراكنده، ‌زيبايی ويژه ای به آن بخشيده و از دلایل اصلی شهرت آن است.

آبشار قلعه جوق ماکو : چشم انداز آبشار قلعه جوق ماکو نیز از منظره های زیبای طبیعت است که ارتفاعی حدود 80 متر دارد و فضای سبز اطراف آن یکی از جاذبه های گردشگری استان آذربایجان غربی به شمار می آید .

سایر آبشارها : آبشار سدوک ارومیه ، آبشار کوه‌های دالاپر ، فرنگی ، راندوسر ، شوند ، شهیدان ، ستاره لوند و بروینه از دیگر آبشارهای استان

[ بیستم آبان 1389 ] [ 22:4 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کوهها و قله ها

به طور کلی کوه های استان آذربایجان غربی از نظر قابليت و نوع استفاده به چهار دسته تقسيم می شوند. اول، كوه های لخت سنگی كه به علت تخريب و فرسايش شديد دارای پوشش خاكی كم و يا فاقد پوشش خاكی هستند. اين نوع ارتفاعات که وسعت تقريبی آن ها در حدود 300/74 هكتار است ، به دلايل متعدد از جمله حفاظت حوزه های آبخيز بايد مورد كنترل و بهسازی لازم قرار گيرند . دوم ، كوه های مرتفعی كه مشتمل بر ارتفاعات مرتعی دايم و فصلی و از نظر پوشش خاكی دارای وضعيت متوسط نسبتاً عميق با پوشش گياهی مناسب هستند . وسعت تقريبی اين مناطق در حدود 900/612/1هكتار است . سوم ، كوهستان های جنگلی طبيعی هستند كه بیشتر در منطقه سردشت و قسمتی از پيرانشهر درجهت مرزی ايران و عراق قرار گرفته و يكی از منابع طبيعی ارزشمند اقتصادی و توريستی به شمار می آیند . وسعت اين كوهستان های جنگلی در حدود 16.500 هكتار است . چهارم ، كوهستان های مارنی گچ و نمک هستند كه مواد تشكيل دهنده سنگ مادر آن ها مارن های رنگين گچی - نمكی است و به علت قابليت فرسايش شديد ، خطری جدی برای اكولوژی محسوب می شوند و بايد مورد حفاظت و كنترل دقيق قرار گيرد . وسعت تقريبی اين نوع ارتفاعات در حدود 000/66 هكتار است . مهم ترين قله های ارتفاعات آذربايجان غربی در دره رودخانه گدار قرار دارد كه به درازای 314 كيلومتر و پهنای حداقل 25 كيلومتر (در باختر سلماس) و حداكثر 80 كيلومتر (در شمال خوی) و به طور متوسط 50 كيلومتر كشيده شده است و مساحتی معادل 200/15 كيلومتر مربع را در برمی گيرد . بیش از 30 قله در این استان برای ورزش های کوهستانی ، تفریح و انواع گردشگری مناسب تشخیص داده شده است که بیشتر آن ها دارای آبشار ، یخچال ، چشمه و غار هستند .

کوه قيه ماکو : کوهي مرتفع با کلاهک سنگي بي نظير که در شمال ماکو قرار دارد . اين منطقه مجموعه جالبي از گردشگري ، فرهنگي ، اکوسيستم و گردشگري ماجراجويانه را در کنار هم دارد . اگر قصد ديدار از اين منطقه را داريد ، بقاياي قلعه ماکو ، مجموعه عمارات زيبا و قديمي ، طبيعت بي نظير بازار و کوهي با عظمت را مشاهده خواهيد کرد .

برخی از کوه ها و قله های این استان عبارتند از : قله شیدان (3555متر) ، قله سه‌سو (3000متر) ، قله ستاره لوند (2800متر) ، قله یربهار (2800متر) ، قله خلیل (3100متر) ، قله سه کچه (3000متر) ، قله دالاپر (3380متر) ، قله بورسینا (3480متر) ، قله مرگ‌ زیاره (3280متر) ، قله ماه داغی (2850متر) ، قله نادر (2000متر) ، سلسله جبال مرکزی ترکیه و عراق ، ارتفاعات گردنه قوشچی ، کوه‌های باستان ، ارتفاع مور شهیدان ، ارتفاعات گردنه کله شین و چیای بینار ارومیه

غارها

غارهای فرهاد ، تخت قارا ، كهريز ،‌ دانيال در اروميه ، غارهای زندان و بابا حسن در نقده ، غارغيب آباد ، كهل و كرفتو در تكاب، غار بورينگ بزرگ و غار بورينگ كوچک در مهاباد ، غار چاه زندان در تكاب ، غار فقرقا (مهاباد) ، غار راکاد ، غار میرداوود (صومای ارومیه) ، غارهای زیرزمینی کوه قارنی یاروق (بین سلماس و بخش صومای ارومیه) از جمله غارهای با ارزش گردشگری این منطقه به شمار می آیند که همه آن ها در دل کوه های سر به فلک کشیده جای گرفته اند . استان آذربايجان غربی به علت ويژگی های جغرافيايی و توپوگرافی دارای پستی و بلندی های طبيعی فراوانی است كه وجود دره های سرسبز بر زيبايی آن ها می افزايد . بیشتر دره های این استان در فصل بهار و تابستان مورد استفاده وسيع مردم قرار می گيرند و تعدادی از آن ها مانند دره های ماربيشوبايی ، شهيدان (قاسملو) رشكن ه ، جويز و دم دم ، در هر چهار فصل سال تفریح گاه های خوب و مناسبی به حساب می آيند . اين دره ها به علت پوشش گياهی دل انگيز، جنگل های پراكنده، كشتزارهای سرسبز ، باغ های پر از انواع ميوه ، رودخانه های روان و چشمه های جوشان، تابلوهای بديعی از شگفتی های زيبای طبيعت را به نمايش می گذارند . اين زيبايی ها خود يكی از عوامل مهم جذب جهانگرد به اين منطقه هستند . اهميت ديگر اين دره ها از اين جهت است که با شهرهای اطراف خود هم جوار هستند و به علت داشتن دسترسی مناسب به شهرها ، استفاده از آن ها برای اوقات فراغت آسان و راحت است .

غار قلاتاسیان : در فاصله 200 متری شمال غرب روستای قلعه تاسیان از توابع بخش گورک سفلین شهرستان سردشت قرار دارد . آثار موجود در این غار بیانگر حکایت زندگی انسان در این غار در دوره پارت و ساسانی دارد .

غار علی شیخ : در 48 کیلومتری شهرستان خوی قرار دارد . سفال های این غار عموماً مربوط به اوایل دوران اسلامی است .

غار تمتمه : در 18 کیلومتری جنوب غربی شهر ارومیه قرار دارد و مستندات به دست آمده از آن سکونت انسان را در دوره پارینه سنگی در این منطقه تأیید می کند .

غار سهولان : در 35 کیلومتری شهر مهاباد قرار دارد و یکی از زیباترین و شگفت انگیز ترین غارهای ایران است .

[ بیستم آبان 1389 ] [ 22:3 ] [ اطلس ایران وجهان ]
دریاچه ها و تالاب ها و جزایر

درياچه‌هاي‌ سدهاي‌ استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عبارتند از : درياچه‌ سد بوكان‌ ، درياچه‌ سد انحرافي‌ مياندوآب ‌، درياچه‌ سد مهاباد ، درياچه‌ سد انحرافي‌ يوسف‌ كندي . پيرامون‌ اين‌ درياچه‌ها و مانداب‌هاي‌ كنار رود ارس‌ و بركه‌هاي‌ اطراف‌ درياچه‌ اروميه‌ كه‌ هر كدام‌ از آنها جلوه‌اي‌ زيبا دارد و مأمن‌ حيات‌ وحش‌ محسوب‌ مي‌شود .

درياچه اروميه: استان‌ آذربايجان‌ غربي بزرگترين‌ درياچه‌ كشور يعني‌ درياچه‌ اروميه‌ را در كنار خود جاي‌ داده‌ است ‌. اين‌ درياچه‌ در ارتفاع‌ 1267 متري‌ از سطح‌ دريا واقع‌ شده‌ است ‌. طول‌ آن‌ حدود 130 تا 140 كيلومتر وعرض‌ آن‌ بين‌ 15 تا 50 كيلومتر متغير است‌ و عمق‌ متوسط‌ درياچه‌ را 50 تا‌ 60 متر تخمين‌ زده‌اند . آب‌ درياچه ‌اروميه‌ بي‌ نهايت‌ شور و ميزان‌ نمك‌ محلول‌ آن‌ دو برابر اقيانوس‌ها است‌ و به‌ همين‌ علت‌ نيز آب‌ آن‌ هيچوقت‌ يخ ‌نمي‌زند . از زمان‌هاي‌ قديم‌ آب‌ درياچه‌ اروميه‌ به‌ علت‌ املاحي‌ كه‌ در آن‌ محلول‌ است ‌، مورد توجه‌ بيماران ‌امراض‌ جلدي‌ و اطباء محل‌ بوده‌ است ‌. گل‌هاي‌ طبي‌ در درمان‌ بيماريهاي‌ دردبندها ، پي‌ها و ماهيچه‌ها (بر اثررماتيسم‌ يا عفونت‌) و بعضي‌ از بيماريهاي‌ زنانه‌ و نيز در درمان‌ ضربه‌هاي‌ وارده‌ به‌ استخوانها ، بندها وقسمت‌هاي‌ نرم‌ اندام‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد . فصل‌ آب‌ تني‌ معمولاً از اوايل‌ تير تا نيمه‌ دوم‌ مرداد طول‌مي‌كشد و از اين‌ زمان‌ به‌ بعد آب‌ درياچه‌ سرد مي‌شود . درياچه‌ اروميه‌ جزاير و شبه‌ جزيره‌هاي‌ متعددي‌ دارد كه‌ از اهميت‌ توريستي‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردارند . اين‌ درياچه‌ داراي‌ 102 جزيره‌ كوچك‌ و بزرگ‌ است‌ كه‌ اهم‌ آنها عبارتند از : كبودان‌ (قويون‌ داغي‌) ، اشك ‌، اسپير و آرزو .

دریاچه طبیعی مارمیشو : با وسعت پنج هکتار در 45 کیلومتری غرب شهرستان ارومیه قرار دارد . آب این دریاچه از چشمه های طبیعی و نزولات جوی تأمین می شود و محل زیست انواع آبزیان است .

جزیره‌ كبودان ‌: يكي‌ از بزرگترين‌ جزاير درياچه‌ اروميه ‌، جزيره‌ كبودان‌ است‌ كه‌ يك‌ چشمه‌ و يك‌ قنات‌ كوچك‌دارد . قسمت‌ اعظم‌ پوشش‌ گياهي‌ آنرا علف‌هاي‌ كوتاه ‌، درختان‌ پسته‌ وحشي ‌، سرو كوهي ‌، بادام‌ وحشي ‌، شيرخشت‌ و گوجه‌ فرنگي‌ تشكيل‌ مي‌دهد . اين‌ جزيره‌ در شرق‌ اروميه‌ با وسعت‌ 3175 هكتار و در ارتفاع 1521 متري‌ قرار دارد . نوع‌ ساحل‌ آن‌ سنگي‌ و ماسه‌اي‌ است‌ و براي‌ شنا و ورزش‌هاي‌ آبي‌ امكانات‌ مناسبي‌ دارد . در جزيره‌ كبودان‌ هزاران‌ حيوان‌ از انواع‌ مختلف‌ زيست‌ مي‌كنند كه‌ عمده‌ترين‌ آنها قوچ‌ و ميش‌ است .

جزيره‌ اشك‌ : اين‌ جزيره‌ با 2115 هكتار وسعت‌ در قسمت‌ جنوبي‌ كبودان‌ و در40 كيلومتري‌ بندر گلمانخانه‌ قرار دارد . اين‌ جزيره‌ يك‌ چشمه‌ آب‌ شيرين‌ دارد و يكي‌ از زيستگاههاي‌ پرندگان‌ بومي‌ و مهاجر از جمله‌ فلامينگو و تنجه‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد . جزيره‌ اشك‌ از نظر پوشش‌ گياهي‌ شبيه‌ جزيره‌ كبودان‌ است‌ و گوزن‌ زرد ايراني‌ كه‌ يكي‌ ازنادرترين‌ گوزن‌هاي‌ جهان‌ است‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كند .

جزاير اسپير : اين‌ جزيره‌ با 1151 هكتار وسعت‌ در غرب‌ كبودان‌ و در 27 كيلومتري‌ بندر گلمخانه‌ واقع‌ شده‌ است‌ . اين‌ جزيره‌ همه‌ ساله‌ پذيراي‌ پرندگاني‌ همچون‌ فلامينگو ، پليكان‌ها ، كاكايي‌ها و غازهاست ‌. امكانات‌ و تأسيسات‌ جزيره‌ محدود به‌ يك‌ اسكله‌ مي‌باشد . جزاير كبودان ‌، اشك ‌، اسپير، آرزو و جزاير نه‌گانه‌ از امكانات‌ مناسب‌ براي‌ شنا و ورزش‌هاي‌ آبي‌ برخوردار است ‌.

از دیگر دریاچه ها و جزایر این استان می توان به دریاچه سد بوکان ، رودخانه ارس ، رودخانه زاب کوچک
دریاچه سد میاندوآب ، دریاچه یوسف کندی و ... اشاره کرد .

آب‌های معدنی : آب‌های معدنی این استان نیز عبارتند از : ایستی سو ؛ در نزدیکی گردنه قوشچی ، آب گرم محال باراندوز ؛ در نزدیکی قریه هفت آباد ارومیه ، آب معدنی کوه زنبیل ؛ در کنار دریاچه ارومیه ، آب معدنی دریک ؛ که بسیار گوارا بوده و در روستای چهریق قرار دارد و آب معدنی کانی گراوان که در روستای کانی گوز در نزدیکی شهرک رَبَط واقع شده است .

تالاب‌ها : مساحت‌ تالاب‌هاي‌ استان‌ را نیز بيش‌ از 700 كيلومتر مربع‌ تخمين‌ مي‌زنند كه‌ برخي‌ از آنها داراي‌ آب‌ شيرين‌ و برخي‌ شور است ‌. اين‌ تالاب‌ها زيستگاه‌ مناسبي‌ براي‌ انواع‌ پرندگان‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد . تالاب‌هاي‌ استان‌ عبارتند از : تالاب‌هاي‌ شيطان ‌، يادگارلو ، جهودآباد ، نيزار گرده‌ قيا و حسنلو به‌ وسعت‌ 1480 هكتار در اطراف‌ نقده ‌. تالاب‌هاي‌ آق‌ گل ‌، عشق‌ آباد ، قره‌ بلاغ‌ ، ياريم‌ قيه‌ و ساري‌ سو به‌ وسعت‌ 5966 هكتار در اطراف‌ ماكو . تالاب‌هاي ‌قره‌ گل‌ و يسريل‌آباد نیز به‌ وسعت‌ 460 هكتار در اطراف‌ مياندوآب قرار دارد ‌.

[ بیستم آبان 1389 ] [ 22:2 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 

 جهت  اشنایی باهریک از دهستانها بروی ان کلیک کنید
دهستانهای شهرستان مشگین شهر

دهستانهای شهرستان گرمی


دهستان‌های شهر انگوت

دهستان‌های بخش موران

 استان اصفهان

دهستان‌های شهرستان اصفهان

[ویرایش] استان البرز

دهستان‌های شهرستان کرج

دهستان‌های شهرستان ساوجبلاغ

دهستان‌های شهرستان طالقان

دهستان‌های شهرستان نظرآباد

[ویرایش] استان آذربایجان شرقی

دهستان‌های شهرستان آذرشهر

دهستان‌های شهرستان اسکو

دهستان‌های شهرستان بستان‌آباد

دهستان‌های شهرستان بناب

دهستان‌های شهرستان تبریز

دهستان‌های شهرستان جلفا

دهستان‌های شهرستان سراب

دهستان‌های شهرستان شبستر

دهستان‌های شهرستان عجب‌شیر

دهستان‌های شهرستان مراغه

دهستان‌های شهرستان مرند

دهستان‌های شهرستان ملکان

دهستان‌های شهرستان میانه

دهستان‌های شهرستان هریس

دهستان‌های شهرستان هشترود

دهستان‌های شهرستان ورزقان

دهستان‌های شهرستان چاراویماق

دهستان‌های شهرستان کلیبر

[ویرایش] استان آذربایجان غربی

دهستان‌های شهرستان ارومیه

[ویرایش] استان بوشهر

دهستان‌های شهرستان دیر

دهستان‌های شهرستان کنگان

[ویرایش] استان تهران

دهستان‌های شهرستان اسلام‌شهر

دهستان‌های شهرستان تهران

دهستان‌های شهرستان دماوند

دهستان‌های شهرستان ری

دهستان‌های شهرستان شهریار

[ویرایش] استان چهارمحال و بختیاری

[ویرایش] استان خراسان جنوبی

دهستان‌های شهرستان بشرویه

دهستان‌های شهرستان بیرجند

دهستان‌های شهرستان درمیان

دهستان‌های شهرستان سربیشه

دهستان‌های شهرستان فردوس

دهستان‌های شهرستان قائنات

[ویرایش] استان خراسان رضوی

دهستان‌های شهرستان تایباد


دهستان‌های شهرستان تربت جام

دهستان‌های شهرستان خواف

دهستان‌های شهرستان درگز

دهستان‌های شهرستان سبزوار

دهستان‌های شهرستان سرخس

دهستان‌های شهرستان قوچان

دهستان‌های شهرستان کاشمر

دهستان‌های شهرستان گناباد

دهستان‌های شهرستان نیشابور

[ هفدهم آبان 1389 ] [ 23:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر بوکان



نام رسمی:بوکان
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان غربی
نام محلی:بوکان
نام‌های دیگر:بوکان،شهرزنده یادحسن زیرک
سال شهرشدن:۱۳۲۷
جمعیت:150٬703نفر[
زبان‌های گفتاری:کردی سورانی
مذهب:سنی
مساحت:17 کیلومتر به صورت خطی
ارتفاع از سطح دریا:۱۳۵۱ متر
ره‌آورد:فرش بوکان
پیش‌شماره تلفنی:۰۴۸۲۶۲
------------------------------------------
شهر بوکان مرکز شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی ایران است. زبان مردم این شهر کردی سورانی است. جمعیت این شهردرسرشماری عمومی سال ۱۳۸۵ بالغ بر ۱۵۰،۷۰۳ نفر اعلام شده‌است. شهر بوکان بعد از ارومیه بالاترین نرخ رشد جمعیت را به خوداختصاص داده‌است. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۹ حدود۱۹۲،۰۰۰ نفر پیش‌بینی شده‌است.

نام شهر


روایات زیادی در مورد ریشه نام این شهر وجود دارد از مشهورترین آنها این است که در قدیم مردم این شهر در هنگام مراسم عروسی به چشمه آب بزرگ و مشهور این شهر که کردها آن را «حه‌وزه گه‌وره» (Hewze Gewre) به معنی «آبگیر بزرگ» می‌نامند، (و این چشمه به صورت چشمه‌ای جوشان است که آب آن از سفره‌های زیرزمینی تأمین می‌شود؛) می‌آمدند و از آنجا که به کردی واژه «بوک»، به معنی عروس است این منطقه را که بعدها به شهر تبدیل شد «بوکان» (جمع بوک = عروس‌ها) نامیدند.

اما این نظریه تنها در صورتی درست است که ما این اسم را با لهجه فارسی تلفظ کنیم یعنی «بوکان Bookan»، این در حالی است که ساکنین این شهر و اکثر مردم کرد زبان آن را بصورت «بوکان Bokan» ادا می‌نمایند.

در نظریه‌ای دیگر، گفته میشود که به هنگام حمله سپاه مغول به این مناطق، یکی از فرماندهان سپاه چنگیز، نام خود (بوکان) را بر روی این روستای کوچک (در آن زمان) نهاد. گفته میشود کوهی در مغولستان به نام بوکان وجود دارد که
از همین فرمانده چشمه میگیرد.

نظریه دیگر در مورد وجه تسمیه شهر چنین است: شهر بوکان به دور چشمه بزرگ حه‌وزه گه‌وره‌ شکل گرفته‌است و به چنین چشمه‌هایی در زبان کُردی «کانی Kani» گفته می‌شود. همچنین واژه «بو Bo» در زبان کردی کاربردهای مختلفی دارد که اغلب
در شکل ترکیبی به کار برده می‌شود؛ مانند بو کوی؟(کجا؟)

اما چگونگی ترکیب این کلمات و شکل‌گیری واژه بوکان بر اساس این نظریه چنین است: در زمانهای قدیم هنگامیکه زنان قصد شستن وسایل خانه را داشتند آنها را با خود برداشته و به سمت رود یا چشمه‌ای در نزدیکی محل اقامتشان بوده می‌بردند و در آنجا کارشان را انجام می‌دادند. به همین ترتیب اهالی ساکن اطراف بوکان، جهت شستن و نظافت ظروف و وسایل خود به طرف این کانی یا حوض می‌رفتند و هنگامی که کسی سراغ نفری را که جهت انجام این امور به «کانی» رفته بود، می‌گرفت، نزدیکان وی در پاسخ می‌گفتند: «او به کانی رفته‌است» و به زبان کردی «چوه بوکانی» یعنی به «چشمه‌» رفته‌است. بدین ترتیب واژه «بوکانی» به افرادی گفته می‌شد که رفت و آمد زیادی را به «کانی» مزبور انجام می‌دادند و سپس کم کم در آنجا ساکن شدند.

امروز حوض گوره (حه‌وزه گه‌وره)، در مرکز شهر واقع است و با آب گوارا و بی پایان خود آب نیمی از شهر را تأمین می‌کند. و نزد اهالی شهر از نوعی دلبستگی و جایگاه خاصی برخوردار است.شهر بوکان در کردستان ایران بعد از کرمانشاه,سنندج و ایلام چهارمین شهر بزرگ کردنشین در ایران می‌باشد.

آثار باستانی بوکان


  1. تپه تابانی در روستای احمد آباد محال فیض الله بیگی مربوط به دوره پارتی و ساسانی
  2. تپه آسیاب کهنه روستای احمد آباد محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره اول پیش از میلاد
  3. تپه کلک آبی در روستای باغچه محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره اول پیش از میلاد
  4. تپه سیخان کوچک در روستای ساریقامیش محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره اول پیش از میلاد
  5. تپه سیخان بزرگ در روستای باغچه محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره اول قبل از میلاد
  6. تپه موچه در روستای تکان‌تپه محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره اول قبل از میلاد
  7. تپه کلتپه در روستای کلتپه بوکان مربوط به اقوام هزاره اول قبل از میلاد
  8. قلعه تپی در روستای تپی مربوط به دوره نیریزد و هزاره و پانصد سال پیش از میلاد
  9. تپه قره کند در روستای قره‌کند محال آختاچی مربوط به هزاره اول پیش از میلاد
  10. تپه روژبیانی در روستای عزیزکند مربوط به دوره برنز پیش از میلاد
  11. تپه داربسر در روستای داربسر در محال آختاچی مربوط به دوره اشکانیان
  12. زمینهای جره واقع در روستای شیخلر محال آختاچی مربوط به دوره اشکانیان و ساسانی
  13. گردی خلیسکه واقع در روستای سراب محال مربوط به دوران اقوام پارینه‌سنگی
  14. تپه گرده‌خزینه در روستای سراب مربوط به دوران کالکوتیک
  15. تپه گرده‌شین در روستای سراب مربوط به اقوام دوران کالکوتیک
  16. تپه آشی در روستای قره‌موسالو مربوط به اقوام برنز پیش از اسلام
  17. گوک‌تپه در روستای گوکتپه مربوط به نیمه دوم هزاره اول قبل از میلاد
  18. تپه گرده‌شین در روستای رحیم خان محال مربوط به دوره برنز قبل از میلاد
  19. تپه محمود در روستای ارمنی بلاغی مربوط به اقوام اواخر دوره نوسنگی
  20. گرد عثمان قلعه در قلعه در روستای ساریقامیش مربوط به هزاره یکم پیش از میلاد
  21. تپه کانی‌کوزه له در روستای کانی کوزه‌له مربوط به دوره کالکوتیک پیش از میلاد
  22. قلعه ناچیت در روستای ناچیت بوکان مربوط به دوره برنز پیش از میلاد
  23. تپه مقصود در روستای ملالر بوکان مربوط به دوره کالکوتیک
  24. تپه عبدالله تپی سی در روستای عبدالله تپی سی مربوط به دوره برنز پیش از میلاد
  25. تپه گرده‌مالان در روستای کهنه‌ملالر مربوط به هزاره یکم پیش از میلاد
  26. تپه گرد عربلو در روستای علی‌کند مربوط به هزاره یکم پیش از میلاد
  27. تپه سردارآباد در روستای سردارآباد مربوط به اقوام پارتی و ساسانی پیش از میلاد
  28. قلعه سردار بوکان در بوکان
  29. قلعه قالای چی (قلعه چین)در روستا قلایچی بوکان ۸۰۰ ق م و مربوط به حکومت ماناها

اماکن دیدنی


  1. غار روستای قلعه‌چی نزدیک بوکان
  2. غار کول‌آباد میان بوکان و میاندوآب
  3. ایوان سنگی روستای آغجیوان
  4. قلعه سنگی روستای سماقان فرهادتراش دارای نه اتاق سنگی
  5. جلگه سردرآباد
  6. حوض گوره چشمه بزرگ آب و استخر دیدنی بوکان
  7. مسجد جامع حمامیان
  8. اطاقهای سنگی روستای بی‌بی‌کند
  9. پارک ساحلی بوکان
  10. پارک کوی محمدیه (معروف به پارک حسن زیرک)




منبع- ویکی بدیا-
[ چهاردهم آبان 1389 ] [ 12:59 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی موزه
اندیشه ایجاد موزه آذربایجان در تبریز به سالهای 1306 و 1307 بر می گردد که در این سال نمایشگاهی از سکه های مکشوفه از تبریز در سالن سابق ساختمان کتابخانه تربیت بر پا شد. اساس موزه آذربایجان در سال 1336 با نمایش 202 قطعه از آثار فرهنگی ارسالی از موزه ایران باستان (موزه ملی) در تالار فوقانی کتابخانه ملی سابق تبریز آغاز شد و اندیشه تاسیس موزه آذربایجان در محل فعلی در اردیبهشت ماه سال 1337 جامه عمل پوشید. قبل از بهره برداری از این موزه ، از محل دبیرستان " نجات" سابق برای نمایش اشیاء فرهنگی جمع آوری شده، استفاده می شد. این موزه در سال 1341 رسماً افتتاح شد.
ساختمان موزه آذربایجان که در خیابان امام خمینی جنب مسجد کبود واقع شده، بر اساس نقشه تنظیمی باستانشاس فرانسوی بنام آندره گدار و ترسیم اسماعیل دیباج (رئیس وقت اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی) احداث گردید. موزه آذربایجان از جمله مهمترین موزه های ایران است که در آن آثار مربوط به هزاره های پیشین تا دوره اسلامی به معرض نمایش در آمده است. این موزه دارای سه سالن هشتصد متری است که بعد ها در طبقه اول سالن جدیدی جهت نمایش سکه و مهرهای قدیمی ایران به آنها افزوده گشت. در سالن همکف ، بازدید کنندگان شاهد یادگاری هایی از دوران پیش از تاریخ و حکومت های پیش از اسلام ایران هستند. کهن ترین آثار موجود در این بخش متعلق به مجموعه کوچکی از سفالهای تپه اسماعیل آباد مربوط به هزاره پنجم قبل از میلاد می باشد. از دیگر آثار شاخص دوران پیش از تاریخ سنگ های منقٌش به تصاویر حیوانات و گل و گیاه مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد ست. این سنگها از جنس "سرپانتین" نوعی سنگ معدنی است که در چند سال اخیر با توجه به کشف مجموعه وسیعی از آنها در جیرفت کرمان بنظر می رسد محصول تمدنی پیشرفته و قابل ذکر در این نقطه از کشورمان در دوران پیش از تاریخ بوده است. مجسمه الهه زن متعلق به هزاره اول قبل از میلاد بدست آمده از رستم آباد در شمال ایران یکی دیگر از آثار برجسته این بخش به شمار می رود که نشانه وجود ارزش و مقام زن در کسوت الهه زمین و منبع باروری در نزد ایرانیان بوده است. از دیگر آثار قابل ذکر این بخش می توان به ریتونها اشاره کرد که آثار ممتاز هزاره اول قبل از میلاد و آغاز اولین سالهای میلادی می باشد. دوره اوج ساخت ریتون در ایران همزمان با دوران هخامنشی است و تا دوره حکومت اشکانیان ادامه می یابد. یادگارهای به جا مانده از دوره حکومت های پیش از اسلام ایران که شامل سلسله های هخامنشیان ، اشکانیان ، و ساسانیان می شوند نیز از تنوع قابل ذکر برخوردار است. دو یادگار برجسته ای که در این بخش به معرض دید علاقمندان گذاشته شده است شامل یک و یترین طراحی شده جهت نمایش اجساد یک زن و مرد تدفین شده مربوط به هزاره اول قبل از میلاد می باشد. این اجساد که در کاوشهای علمی 1378در محوطه مسجد کبود کشف شده اند در واقع بخشی از بقایای یک قبرستان سه هزار ساله بشمار میروند که بدلیل استثنایی بودن آنها به معنی اینکه زن و مرد تواماً در یک گور قرار گرفته بودند به موزه آذربایجان منتقل و به نمایش گذاشته شده اند . ضمناً برای اینکه تصویر روشنی از کار کاوش باستانشناسان ارائه گردد لایه های کشف شده در جریان کاوش به صورت مجازی باز سازی گردیده تا سیر تاریخی شکل گیری و گسترش شهر تبریز نمایان گردد.
در منتهی الیه سالن و در دیوار ضلع شمالی ، سنگ بسم الله که یکی از نادرترین آثار هنری ایران محسوب می شود نصب گردیده است. این سنگ از پنج قسمت تشکیل شده، چهار قسمت آن قاب اثر و یک قسمت آن متن اثر است که تمام سطوح سنگ توسط هنرمند ایرانی محمد علی قوچانی حجاری شده است. در سالن طبقه اول در امتداد آثار تمدنهای باستانی ایران به دوره اسلامی می رسیم . قدیمی ترین اشیاء این دوران از قرن چهارم هجری و آثار بجای مانده از تمدن نیشابور که شاخصه آنها بکار گیری لعاب سفید نقش و نگارهایی با محتوای اسلامی و استفاده از خط کوفی است آغاز می گردد و به دوره قاجار منتهی می شود. از دیگر آثار برجسته این بخش می توان به ظروف سفالی دوره ایلخانی با نقش و نگارهای متنوع اشاره داشت. قفل رمزی مربوط به اواخر قرن شش هجری قمری نیز یکی دیگر از یادگار های قابل ذکر در این بخش به شمار می رود. در سالن جدید التاسیس این قسمت ، موزه آذربایجان اقدام به نمایش قدیمی ترین سکه های ضرب شده در گستره جغرافیایی ادوار مختلف تاریخ ایران کرده است. این سکه ها از دوره هخامنشی تا حکومت قاجاریه را شامل
می شوند. همچنین نمونه ای از نادرترین و زیباترین مهرهای قدیمی در این بخش در کنار سکه ها دیده می شود.
طبقه زیر زمین موزه آذربایجان از سالهای گذشته محل نمایش و نگهداری مجسمه های نفیس و ارزنده ای است که توسط مجسمه ساز شهیر تبریزی آقای احد حسینی خلق شده اند. موضوع این مجسمه ها نگاه عمیق هنرمند به سرگذشت انسان و خلق و خوی او در طول تاریخ بخصوص در قرن بیستم میلادی می باشد. مدیریت این موزه امیدوار است باانتقال این مجسمه های ارزشمند به جایگاهی مناسب برای نمایش انها فضایی برای پیشبرد و گسترش موضو عیت این موزه که یک موزه باستانشناسی است ایجاد گردد تا بخش دیگری از تاریخ باستانی و زندگی اقوام این سرزمین در معرض دید علاقمندان قرار گیرد.
جدیدترین قسمت موزه آذربایجان بخش سنگ نگارهای قدیمی می باشد که متعلق به ادوار مختلف تاریخی است. در این بخش سنگ قبرهایی از دوران مختلف اسلامی انتخاب و به نمایش گذاشته شده است. همچنین قوچهای سنگی، مجسمه های سنگی، پیکره های انسانی و نمونه هایی از سنگ های کتیبه دار در این قسمت بچشم می خورد.





موبند طلایی – مکشوفه از جعفر آباد ( خلخال)
بر بدنه این موبند به زیبایی و ظرافت مراسم شکار ترسیم شده است. جنس طلایی موبند و هنر حکاکی بر روی آن احتمال استفاده آنرا توسط پادشاه یا حاکم منطقه قو ت می بخشد.


مهر استوانه ای
نمونه ای از مهرهای استوانه ای یا سلیندری که همانند غالب مهر های قدیمی از گل پخته، سنگ ، گچ یا مرمر و به شکل نیمکره، استوانه ای ( سیلندری) و... ساخته شده اند. صاحبان مهرها برای استفاده آنها را بر روی قطعات گل مرطوب فشار داده یا می غلطاندند تا نقش مهر بر روی گل منتقل شود.. نقوش ساده یا هندسی و بعد ها تصاویر حیوانات و موجودات نیمه خدایی و انسانی تزئینات این مهر ها را تشکیل میداد.



ریتون – نقره و سفالی – هخامنشی و هزاره اول قبل از میلاد


از شاخص ترین دست آوردهای هنری و ذوقی ایرانیان در گستره هزاره اول قبل از میلاد ظروف ترکیبی از نیم تنه حیوانی و جام شربت خوری است که با نام ریتون که واژه یونانی به معنای ساغر است شناخته شده اند، ریتونها کاربردی آئینی داشته و در مراسم و جشنهای مذهبی از آنها برای نوشیدن استفاده میشد.


سنگ تزئینی – جیرفت – هزاره سوم قبل از میلاد
سنگ نقشهای شکیل و زیبای هزاره سوم قبل از میلاد که خاستگاه آنها منطقه جیرفت در مرکز ایران بشمار میرود. زیبایی نقشها و متنوع درونمایه های ملهم از اسطوره ها و آئینها ی نقش شده بر روی آنان اعجاب آور است اما کاربرد آنها هنوز مشخص نیست. 


بشقاب نقره ای با روکش طلا – ساسانی
نمونه ای از بشقاب های دوره ساسانی مزین به تصویر برجسته شاهان این سلسله به هنگام شکار یا نبرد ، از شاهکارهای ذوق ایران در امر فلز کاری و طراحی نقوش برجسته بر روی ظروف طلایی و نقره ای که در دوره ساسانی به اوج خود رسیده است. 


بشقاب سفالی زرین فام – گرگان - دوره ایلخانی
سفال دوره ایلخانی اوج بکار گیری ذوق و هنر در امر ساخت و تزئین سفالها به کمک رنگ های شفاف ، نقاشی صورتکهای انسانی و استفاده از خط و کتابت بشمار میرود. 


قفل رمزی – مراغه – قرن 6 هجری قمری
اثری از اواخر قرن ششم هجری قمری ، دارای 4 قفل بادامی و رمزدار که برای یافتن حروف رمز آن که حرفهای (ک، د ، الف ، ی) بودند باید بیش از پنجاه هزاربار این قفلها جابجا می شدند. 


خمره چینی – دوره صفویه
این خمره چینی متعلق به مجموعه چینی خانه شیخ صفی واقع در استان اردبیل می باشد. این مجموعه به سفارش شاه عباس توسط چینی ها ساخته شده اند و کلیه اشیاء ممهوربه مهر شاه عباسی هستند.


تدفین جنینی- گورستان باستانی تبریز – هزاره اول قبل از میلاد
نمونه ای از اسکلتهای بدست آمده از گورستان کشف شده در محوطه مسجد کبود، مربوط به سه هزار سال پیش و متعلق به زن ومردی جوانسال که به طور رسمی و به همراه زیور آلات ، ظروف و آذوقه تدفین یافته اند، این نوع تدفین به دفن جنینی یا چمباتمه ای مشهور است.

منبع- میراث فرهنگی اذربایجانغربی
[ بیست و دوم مهر 1389 ] [ 20:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]
[ بیست و دوم مهر 1389 ] [ 20:55 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مختصری از مهاباد :

شهرستان مهاباد با مساحت 2591 کیلومتر مربع و 188289 نفر جمعیت (بر اساس سرشماری سال 1379 ) در موقعیت طول جغرافیایی 45 درجه و 43 دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی 36 درجه و 46 دقیقه شمالی از نصف النهار گرنویج قرارگرفته و با دو بخش ، مرکزی و خلیفان دارای 224 روستا دارای سکنه میباشد . مهاباد دارای آب و هوای کوهستانی با زمستانهای سرد و تابستانهای نسبتا" معتدل و چهار فصل بسیار جذاب است ، رودخانه مهاباد که از داخل شهر عبور نموده و زیبایی خاصی به شهرمی بخشید ،این شهرستان با مردمانی  کرد زبان و خون گرم ، مهمان نواز ، صمیمی ، فهمیده در جنوب استان آذربایجانغربی قرار دارد .

تحقیقات مورخین و آثار کشف شده باستان شناسان حاکی از این است که منطقه مهاباد حداقل از سده های اول هزاره اول پیش از میلاد مسیح یکی از مناطق مسکونی ایران بوده است . یکی از این آثار کتیبه ای به خط میخی منسوب به مینوآ  می باشد که بین سالهای778 تا 812 قبل از میلاد سلطنت داشته است . کتیبه مذکور تا سال 11890 موجود بوده است . اثر مهم دیگر منطقه ، گوردخمه ای به نام فقره قا یا فخریگاه منسب به دوره ماد می باشد . آثار دیگری مانند پلکانهای سنگی و راهروهای زیر زمینی مشهور به برده کونته درمنطقه کشف گردیده اند که بر نفوذ و هجوم قوم وانی ها به منطقه دلالت دارد . بررسی آثار برجای مانده از زمانهای گذشته ، نشانگر این امر است که تمدن و شهر نشینی در این منطقه از اختلاط فرهنگی و نژادی بین اقوام مختلف مانند : بابلی ها ، آشوریها ، وانی ها ، لولوئی ها ، کوشی ها ، کاسی ها ، مادها و بلاخره تیره های آریایی نژاد کرد بوجود آمده است . اما قدمت تاریخی شهرجدید از کل منطقه کمتر و  از پیدایش آن حدود 400سال میگذرد، تااوخر قرن دهم هجری شهر مهاباد دراین منطقه شهرکی به نام دریاس یا دارایاس( همان دارایاس باستانی است که رولن سن به آن اشاره دارد) بعنوان مهمترین مرکز شهری و اداری ناحیه بوده است که خرابه های آن در دهکده نسبتا" بزرگی در 11کیلومتری شمالغرب مهاباد فعلی به همین نام باقی است .

دریاس که بنا به روایت بطلمیوس از جمله شهرکهای ماد در ناحیه اندرقاش(روستایی به همین نام در حدود ده کیلومتری شرق دریاس فعلی و حدود دو کیلومتری فقره قا در حال حاضر وجود دارد ) تا قرن دهم هجری به همین نام شهرت داشته و مرکز فرمانروایی منطقه بشمار می رفته، وجود داشته است . امیر شرف خان بدلیسی مولف شرفنامه ، که در سال 1005 ه . ق  نوشته شده در حوادث اواخر قرن دهم هجری در ذکر کشمکشهای حکام محلی کرد در برخورد قدرت مابین صفویه و عثمانیها از ناحیه عثمانیها در ناحیه دریاس به نام مرکز حکومتی منطقه نام میبرد .

شهر مهاباد در ترکیب فعلی ، نخست در اوایل قرن یازدهم هجری توسط سارم بیگ از ملوک کرد  ساوجبلاغ موکری، در بخش شمالی نزدیک به خم رودخانه مهاباد (محلات باغ سیسه و دباغخانه فعلی) بنا گردید، وقوع سیل وخرابی محل قدیم باعث انتقال خانه ها به قسمتهای جنوبی و ایجاد محلات تازه در حوالی میدان چهار چراغ (میدان شهرداری فعلی) گردیده است .

 در سال 1060 ه. ق ، بداق سلطان ، حکمران مهاباد با شاه سلطان حسین صلح کرد و شهر ساوجبلاغ را که درگیرو دار جنگها مدتی متروک و مخروب مانده بود بار دیگر آباد ساخت ،مرحوم بداغ سلطان ابتدا مسجد جامع را در شهر بنا کرد که سنگ نبشته آن حاکی از اتمام ساختمان در سال 1089 ه ق است . قبل از مسجد جامع (مسجد سور) ، پل بزرگی نیز موسوم به پل سرخ در سال 1084 بر رودخانه مهاباد احداث نموده بود ، مسجد در حال حاضر جهت برگزاری مراسمات مذهبی از جمله نماز جمعه مورد بهره برداری  قرارگرفته وپل به دلایل نامعلومی علیرغم عدم هیچگونه مزاحمتی ، در زمان احداث سد مهاباد تخریب گردید . مهاباد (ساوجبلاغ )  تا اواسط سده نوزدهم مرکز حکومت محلی 400 ساله موکری بود. این حکومت در اوایل قرن 18 در ساوجبلاغ اقدام به ضرب سکه نمود. نمونه های چندی از سکه ها موجود است و در کتاب تمدن مهاباد2 تصویر از  سکه ها  با عبارت ضرب در ساوجبلاغ به چشم می خورد .

نخستین محله شهری در آغاز پیدایش سلوجبلاغ (مهاباد فعلی) در پائین رودخانه در جوار چشمه ای موسوم به چشمه باغ سیب (یا باغ  سیسه) ویا بعبارت دیگری چشمه آب سرد که به ترکی سووق بولاغ خوانده میشود قرار داشت ، در اواخر قرن یازدهم هجری ، براثر طغیان رودخانه مهاباد این بخش از شهر ویران گردید و خانه های جدید در بخشهای جنوبی تر شهر ، در شمال خیابان طالقانی فعلی و میدان چوار چرا ( میدان شهرداری فعلی)  بنا گردید . مقارن این ایام ابنیه و آثار جدیدی در شهر احداث و شهر تحت تاثیر موقعیت سرحدی و نظامی خویش و روابط متشنج ایران و عثمانی (ترکیه فعلی) از یکسو و سهولت دسترسی به مناطق عراق و عثمانی ، یعنی دروازه های غربی ایران به سمت خاورمیانه و اروپا ، مراحل متناوبی از هرج ومرج و انحطاط ، رونق تجارت و آبادانی را پشت سر گذاشته است .

در دوره قاجاریه ، موقعیت سرحدی و ارتباطی منطقه ، موجب رونق وآبادی مهاباد نیز گردید . شاهان و تامرای قاجار به نواحی مرزی ایران و عثمانی و آبادای و استحکام آنها توجه خاص داشتند، خصوصا" عباس میرزا که فرمانروای غرب ایران بود به این امر توجه بخصوصی داشتند و کوشش نمود توسط میرزا صالح شیرازی که نماینده ایران در لندن بود جمعی از مهاجرین اروپایی را برای سکونت به ایران جهت اسکان در نواحی مهاباد فعلی ترغیب نماید  که مقدور نگردید .

در دوره قاجار از شهرهای مختلف ایران و کشورهای همسایه تجار و بازرگان به مهاباد فعلی آمده و در  سراها و کاروانسراهای متعددی از جمله سراهای موصلیان ،کریمخان ، کاشی ها ، نراقی ها،... و کاروانسراهای سیمون ، همدانی ها ،  تاجر باشی ، کوسه و...نسبت به مبادله کالا ومال التجاره وارده از شام و بیروت و عراق و توزیع آن در داخل کشور واز طرفی صدور کالاهای داخله به کشورهای همسایه مخصوصا" عراق  می پرداختند .

قبل از جنگ جهانی اول فرق مختلف قومی و مذهبی از جمله یهودیها ، ارامنه ، آشوریها ، ترکها و ....درکنار ساکنان بومی منطقه به خوشی زندگی میکردند ، ارامنه که بر اثر فشارهای دولت عثمانی به ایران مهاجرت نموده بودند در جنوب شهر در محله بزرگی به نام محله ارامنه (گه ره کی هه رمه نیان) ، سکونت داشتند که اکثرا" در جریان جنگهای اول ودوم جهانی همراه سپاه روس به آن کشور مهاجرت ، یا به شهرهای بزرگ کشور کوچ نمودند . کلیمی ها نیز حدودا" در مرکز شهر در محله ای به نام محله کلیمیان (گه ره کی جوله کان) سکونت داشتند و سایر اقوام بصورت پراکنده در سطح شهر و روستا با ساکنان بومی منطقه سکونت داشته و همه در کمال آرامش ضمن همزیستی مسالمت آمیز با همدیگر تمامی مراسمات شادی و عزا ی خود را بدون هیچگونه تعرضی از طرف دیگری و حتی با مشارکت عموم برگزار میکردند .

مطالعات بخش مسکن نشان میدهد که بیشتر بخشهای جدید در مناطق توسعه یافته ، در گذشته پوشیده از باغات سر سبزی بوده است و هنوز نام بعضی محلات شهر به نام باغات سابق مشهور است از جمله محلات شمالی شهر مانند باغ سیسه ، باغ قوپی ، باغ گولان ، باغ ساوا ، باغ گردو ، باغ حسنخان و . . . . .در اذهان و خاطره های مردم وجود دارد .

از مهمترین عامل توسعه در منطقه می توان از احداث سد مهاباد در سال 1347 و مجتمع کشت و صنعت در سال 1356 ( که متاسفانه بخوبی از آن بهره برداری نمیشود )را نام برد  ، از جمعیت شهر قبل از انجام سرشماری چند سند تاریخی وجود دارد که درآنها چنین آمده است :

در سال 1824 میلادی مقارن با سال 1213 شمسی (171 سال قبل) بیلی فراسر مهاباد را شهری زیبا و دلنشین در کنار رودخانه ای با صفا توصیف میکند . در سال 1890 میلادی مقارن با سال 1269 شمسی

(115 سال قبل) ایزابلا بیربیشاب  به مهاباد آمده و میگوید این شهر پنجهزار (5000) نفر جمعیت داشته است . در سال 1945میلادی مقارن با سال 1324 شمسی جمعیت مهاباد 16000 نفر گزارش شده است ،

در اولین سرشماری رسمی که د رسال 1335 انجام گرفته است جمعیت مهابادبالغ بر 20333 نفر و در سال 1370 جمعیت آن 98100 نفر و برای سال 1384 این جمعیت 183300 نفر برآورد گردیده است .

 

تحولات جمعیتی در شهر مهاباد از سال 1335 تا1372 و تحولات آینده تا سال 1390

حجم افزایش در دو سرشماری

نرخ رشد سالیانه جمعیت(درصد)

بعد خانوار (نفر)

تعداد خانوار(نفر)

تعداد جمعیت(نفر)

سال

-

-

5.5

3697

20333

1335

1.41برابر

3.47

5.48

5216

28610

1345

1.49برابر

4.41

5.1

8349

42596

1355

1.76برابر

5.5

5.35

13969

74763

1365

1.31برابر

5.45

5.36

18302

98100

1370

1.11برابر

4.5

5.36

20328

109020

1372

1.30برابر

4.5

5.36

26487

141970

1378

1.20برابر

4.4

5.36

31738

170116

1382

1.29برابر

4.4

5.36

34198

183300

1384

1.27برابر

4

5.3

43761

231931

1390

5.36برابر

4.65

5.33

16631

88687

افزایش جمعیت 37ساله

2.13برابر

4.3

5.24

23433

122911

برآورد افزایش18ساله

ماخذ: نشریات مرکز آمار ایران و محاسبات مهندسین مشاور فر افزا

شهرستان مهاباد با مساحت 2592 کیلومتر مربع دارای :

 

ردیف

شرح

مساحت

واحد

تولید

واحد

ملاحظات

1

سطح زیر کشت باغات مثمر

6927.5

هکتار

 

 

 

2

سطح زیر کشت باغات غیر مثمر

410

هکتار

 

 

 

3

سطح زیر کشت گندم

26600

هکتار

49823

تن

 

4

سطح زیر کشت نخود

7775

هکتار

3767

تن

 

5

سطح زیر کشت یونجه

4274

هکتار

27511

تن

 

6

سطح زیر کشت چغندر قند

2300

هکتار

92000

تن

 

7

سطح زیر کشت میوه های هسته دار

1500

هکتار

4676

تن

 

8

سطح زیر کشت انگور

600

هکتار

1089

تن

 

9

سطح زیر کشت گردو ، بادام ، .....

2260

هکتار

 

تن

 

10

مجموع سطح زیر کشت

52646.5

هکتار

 

 

 

11

اراضی منابع طبیعی و چراگاهی مناسب

190000

هکتار

 

 

 

12

جمع کل

242646.5

هکتار

 

 

 

باتوجه به داده های جدول حدود 10٪ سطح شهرستان مهاباد دارای پوشش سبز می باشد ، که با کسر سطوح شهری و دهات و سایر تاسیسات شهری و روستایی مشخص میگردد که منطقه ای سر سبز است

 

بررسي وضعيت اقليمي شهرستان مهاباد

 گزارش ايستگاه هواشناسي مهاباد

شهر مهاباد در قسمت جنوبي استان در عرض جغرافيايي َ46 و ْ36 شمالي و طول جغرافيايي َ43 و ْ45 شرقي قرار گرفته است و ارتفاع آن از سطح دريا 1385 متر مي‌باشد.شهر مهاباد در كنار رودخانه هاي سيمينه رود و زرينه رود كه از رودخانه هاي بزرگ استان مي باشند قرارگرفته است .

با توجه به اينكه در طول دورة آماري 1986 لغايت 1996 متوسط درجه حرارت گرمترين ماه 67/24 درجه سانتيگراد و ميانگين بارندگي سالانه326 ميليمتر و ميانگين‌ دماي متوسط سالانه 9/13درجه سانتيگراد بوده است. نوع اقليم آن نيمه خشك مي‌باشد.

ميانگين روزهاي يخبندان در طي اين دورة آماري 2/89 روز مي‌باشد و متوسط سرعت وزش باد 8/2835 متر بر ثانيه و ميزان متوسط رطوبت طي اين دورة آماري 45/54 درصد مي‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 


  
 

 

 

 

 

 

خصوصيات جغرافيايي و اقليمي

  • حدود جغرافيايي
    شهرستان مهاباد در منطقه جنوبي استان آذربايجانغربي و درياچه اروميه واقع شده است. اين شهرستان از طرف شمال به درياچه اروميه و شهرستان مياندوآب ، از مشرق به شهرستان بوکان ، از جنوب به شهرستانهاي سقز و سردشت و از طرف مغرب به شهرستانهاي پيرانشهر و نقده محدود است. مساحت آن 2592 کيلومتر مربع كه 6/9 درصد از مساحت استان را دارا مي باشد.
  • مختصات جغرافيايي
    شهرستان مهاباد بين 45 درجه و 43 دقيقه طول شرقي و36درجه و 58 دقيقه تا 36 درجه و 32دقيقه عرض شمالي واقع شده است.
  • ارتفاع از سطح دريا
    ارتفاع شهر مهاباد از سطح درياي آزاد 1385متر است. برمبناي اطلاعات نقاط مختلف شهرستان مهاباد بين 1283 (روستاي قزل قوبي) تا 2800 متر در تغييراست بطور کلي نقاط حاصلخيز و زارعي شهرستان در ارتفاع 1200تا1500متر واقع است.
  • توپولوژي و ژئوگرافي و ژئومرفولوژي منطقه مهاباد
    شهرستان مهاباد منطقه اي کوهستاني است که بيش از نيمي از سطح آن را کوهستانهاي رفيع تشکيل مي دهند. دشت مهاباد که حاصلخيزترين منطقه شهرستان است ، مانند مثلثي است که قاعده آن از شمال غربي تا شمال شرقي کشيده شده و ارتفاع اين مثلث درجنوبي ترين نقطه در مسير رودخانه مهاباد تا روستاي خانگه ادامه مي يابد. علاوه بردشت مهاباد منطقه اي نيز در جنوب شرقي شهرستان به دليل وجود انشعاباتي از رودخانه هاي دائمي شهرستان جزو دشتهاي حاصلخيز وکشاورزي به حساب مي آيد.
  • اوضاع اقليمي
    در تقسيمات اقليمي کشور ايران ، شهرستان مهاباد از نظر تقسيمات اقليمي زمستاني در منطقه خيلي سرد و درتقسيمات اقليمي تابستاني در منطقه معتدل و مرطوب قرارگرفته است. در نقاط مرتفع معدل درجه حرارت ساليانه کم و در حدود 9 درجه سانتيگراد است و با کاهش ارتفاع و در قسمت شمال منطقه معدل درجه حرارت ساليانه افزايش مي يابد و به حدود 12 درجه سانتيگراد مي رسد. مهاباد در تابستانها نسبتا گرم و زمستان ها سرد و پربرف است. ميزان بارندگي نسبت به ارتفاع هاي منطقه متفاوت است. از ارتفاعات ، رودخانه ها و چشمه سارهاي فراواني سرچشمه مي گيرند که جهت کلي آنها به سوي درياچه اروميه است. به سبب بارندگي کافي و بموقع و مناسب بودن جنس خاک دشت مهاباد و توليد محصولات کشاورزي از اهميت زيادي برخوردار است.
    • ميزان حرارت
      حداکثر حرارت در تيرماه 23/33 درجه سانتيگراد و متوسط حداقل درجه حرارت در ديماه معادل 15/7- درجه سانتيگراد است. ميزان درجه حرارت مطلق حداکثر42 درجه در تيرماه و حداقل در بهمن ماه30- درجه مي باشد. با بررسي درجه حرارت ساليانه شهر مهاباد متوسط حداکثر27/19 درجه سانتيگراد ، درجه متوسط حداقل21/4 ، حداکثر مطلق 42 درجه و حداکثر مطلق 42 درجه و حداکثر مطلق 30- درجه سانتيگراد است.
    • تعداد روزهاي يخبندان
      يخبندان شهر مهاباد به علت سرماي زياد از اواسط آبان ماه شروع و تا اوايل فروردين ماه ادامه دارد و بيشترين روزهاي يخبندان معادل 26 روز در دي ماه مي باشد ، به طورکلي  99 روز از سال يخبندان  است.
    • ميزان بارندگي
      در شهر مهاباد ميزان بارندگي در ارتفاعات بيشتر از نقاطي است که ارتفاع کمتري دارند. نقاط مرتفع منطقه مهاباد بر روي خطوط هم باران 750 ميليمتر در سال قرار دارند با کاهش ارتفاع از ميزان بارندگي کاسته مي شود و در انتهاي شمال دشت مهاباد به300 ميليمتر در سال مي رسد. در طول ده سال ميزان متوسط بارندگي ساليانه حدود350 ميليمتر مي باشد که بيشترين آن در فرودين ماه معادل 24/79 ميليمتر و کمترين ميزان بارندگي در مرداد ماه معادل 3/0 ميليمتر است. حداکثر بارندگي روزانه در ديماه معادل 38  ميليمتر مي باشد.

ويژگي‌هاي اقليمــي شهـــر مهابـــاد طــي ده ســال

ماه‌هاي ســال

معــــدل درجه حرارت هوا°C

بارندگي .m.m

رطوبت نسبي %

روزهاي يخبندان

باد غالب

روزهاي باراني

مقدار ابر در آسمان

متوسط

مطلق

متوسط روزانه

جمع ماهيانه

حداكثر بارندگي روزانه

حداكثر

حداقل

متوسط

حداكثر

حداقل

حداكثر

حداقل

آوريل

فروردين

27/16

72/3

28

6-

98/9

24/79

6

5/67

53

25/60

2

4

3

مــي

ارديبهشت

17/24

46/7

36

2

77/15

02/24

2

4/64

4/51

9/57

0

0

2

ژوئن

خرداد

13/30

29/10

40

3

19/20

05/2

1

5/53

40

75/46

0

0

0

ژوئيه

تير

23/33

14/13

42

7

25/23

5/1

0

55

5/41

25/48

0

0

0

اوت

مرداد

86/32

29/13

39

6

05/23

3/0

5/0

2/56

1/42

15/49

0

0

0

سپتامبر

شهريور

32/29

19/10

38

1

74/19

1/1

0

8/55

2/43

5/49

0

0

0

اكتبر

مهر

08/22

35/6

32

0

21/14

63/26

12

3/61

8/45

55/53

1

2

1

نوامبر

آبان

82/13

21/1

25

15-

28/7

28/28

24

7/70

3/54

5/62

10

3

3

دسامبر

آذر

55/8

84/3-

18

17-

43/2

8/29

26

2/67

4/62

8/64

23

6

4

ژانويه

دي

73/3

15/7-

16

26-

38/1-

11/51

38

6/63

5/63

55/63

26

3

5

فوريه

بهمن

82/4

86/4-

16

30-

24/0

55/59

36

5/68

3/68

4/68

23

5

3

مارس

اسفند

3/12

84/0

22

9-

53/6

44/46

36

6/71

1/60

85/65

14

4

3

جمع ســـال

27/19

21/4

42

30-

73/11

99/34

38

1/63

3/52

7/57

99

27

2

 

آثار و ابنيه تاريخي شهرستان مهاباد

 تاريخ مهاباد :

شهر مهاباد ، مركز شهرستان مهاباد در استان آذربايجان غربي با پهنه اي حدود 15 كيلومتر مربع در جنوب آذربايجان غربي قرار دارد . شهر مهاباد در گذشته « سابلاغ » يا « ساوجبلاغ مكري » ناميده مي شد . سابلاغ از واژه تركي « سويوغ بولاغ » يعني چشمه سرد گرفته شده است . در سال 1314 هجري قمري به دستور پهلوي اول به همان نام باستاني اش « مهاباد » كه يادآور زندگي قوم ماد در اين ديار است ، نامگذاري شد .

شهر قديمي و باستاني اي نزديك آن به نام « درياز » وجود داشته كه خرابه هايي از آن بر جاي مانده و تنها روستاي نزديك اين شهر باستاني به همان نام به وجود آمده است . مهاباد كه آبادي كوچك و بي اهميتي بود ، در 1308 هجري قمري بوداق سلطان در آخر پادشاهي شاه عباس اول صفوي حكومت مكري را به دست گرفته و مهاباد را مركز فرمانروايي خود كرد . او ( بداق سلطان ) آثاري چون « پردي سور » يا پل سرخ ( 1079 هجري قمري ) و « مزگوتي سور » يا مسجد سرخ ( 1089 هجري قمري ) از خويش به يادگار مانده است . شهر مهاباد به دليل قرار گرفتن در جنوب غربي درياچه اروميه و ميان راههاي ارتباطي شهرهاي اروميه به مياندوآب ، سقز و سردشت ، جايگاه ويژه اي داشته و محل برخورد راههاي آذربايجان غربي ، آذربايجان شرقي و كردستان است كه ايجاد سد مهاباد نيز در رشد و گسترش شهر اهميت ويژه اي داشته است . شهر مهاباد و پيرامون آن از ديرباز خاستگاه صدها سياست پيشه، سردار، دانشمند، شاعر، عارف، پهلوان، هنرمند و ... از جمله استاد علامه ملاحسين مجدي، استاد احمد ترجاني‌زاده ، حسن حزني يكرماني، استاد عبدالرحمن شرفكندي، دكتر مصطفي خرم دل، محمد قاضي، دكتر جواد قاضي، سيد محمد امين شيخ الاسلامي مكري، قاضي محمد و ... بوده است .

مسجد جامع مهاباد :

زيباترين و جالبترين اثر تاريخي بجاي مانده از دوران صفوي در منطقه غرب و شمال غرب ايران مسجد جامع مهاباد يا مدرسه شاه سليمان مي‌باشد كه اكنون در قلب شهر قرار گرفته است و خطبه هاي نماز جمعه شهر در آن برگزار مي شود ، اين مسجد كه اساساً به عنوان مكان تعليم علوم ديني آن زمان در   شهر مهاباد كه قديمي ترين و متمركزترين شهر منطقه بوده بوجود آمده است در زمان شاه سليمان صفوي و فرمانروايي تنها سلطان و حكمران نيكوكار منطقه كردستان يعني بداق سلطان ساخته شده است .   ( بداق سلطان از نوادگان صارم بيگ و فرزند شيرخان مي باشد ) كه زمان ساخت اين مسجد زيبا به سال 1809 هجري قمري بر مي گردد كه مساحت كلي اين مسجد با حجره هاي رو به حياط و يك سردر ورودي و يك حوضخانه در ضلع جنوبي 1259 متر مربع است . شبستان زيباي آن كه مقدمه اي بر شبستان مسجد وكيل شيراز است داراي ده ستون سنگي نخودي رنگ است كه ارتفاع هر يك از آنها 60/2 سانتي متر است و بصورت يك پارچه و دو پارچه قرار دارد و سقف سرستونها مربع و طول هر ضلع هفتاد سانتي متر است و غير از پايه هاي مسجد و اين ستونها و كف حجره هاي بيروني كه از نوع سنگهاي ذكر شده ( نخودي رنگ ) پي ريزي شده اند و بقيه بنا كلاً از آجر قرمز چهارگوش و ملات و گچ وش و غيره است .پشت بام اصلي مسجد را هيجده گنبد آجري نيم كره اي پوشانده كه سابقاً با ناودان هاي سنگي آبريز آن ميسر شده بود . محراب آن در بخش شمالي قرار دارد و طبقه دوم آن كه بخشي جزئي را شامل مي شود ويژه نماز گزاران زن است كه با بخش اصلي تفاوت كلي دارد . صحن حياط مشتمل بر حجره هاي متعدد است كه قرينه ورودي آن را حوضخانه اي زيبا تشكيل مي داد ، اما متاسفانه بر اثر سهل انگاري گنبد و طاق اين حوضخانه به كلي از بين رفته بود كه در چند سال اخير مجدداً به همان فرم و شكل اوليه بازسازي شده است .

نماي داخلي مسجد جامع مهاباد

نماي داخلي حياط و يك حوضخانه  مسجد جامع مهاباد

 
 

جغرافياي اقتصادي شهرستان مهاباد

وضعيت نيروي انساني در شهرستان مهاباد :

بر اساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375 اين شهر داراي 28864 خانوار معمولي ساكن با 171624 نفر جمعيت شامل 89827 نفر مرد و 81797 نفر زن بوده است .

در آبان ماه 1375 از 148336 نفر جمعيت 6 ساله و بيشتر اين شهرستان 25/70 درصد با سواد بوده اند . اين نسبت در بين مردان 16/80 درصد و در بين زنان 30/59 درصد بوده است .

 

وضعيت اشتغال و بيكاري در شهرستان مهاباد:

بر اساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375 ، شهرستان مهاباد داراي 171624 جمعيت بوده است كه 48802 نفر آنها جمعيت فعال مي باشند . از بين 48802 نفر جمعيت فعال اين شهرستان 60/90 درصد ( 44217 نفر ) جمعيت شاغل و 22/11 درصد ( 4585 نفر ) جمعيت بيكار بوده است . سهم اين شهرستان از شاغلان كل استان 10/4 درصد و از كل بيكاران استان 40/9 درصد مي باشد .

شاغلان بخش خصوصي اين شهرستان در سال 1375 ، 29921 نفر و شاغلان بخش عمومي 12446 نفر بوده است . 67/67 درصد شاغلان اين شهرستان در بخش خصوصي و 15/28 درصد در بخش عمومي مشغول به فعاليت بوده اند . 34/6 درصد شاغلان در بخش خصوصي و 52/7 درصد شاغلان در بخش عمومي استان در اين شهرستان قرار دارند .

طبق سرشماري سال 1375 ، از كل شاغلان اين شهرستان 39/10 درصد ( 4594 نفر ) در بخش صنعت 83/22 درصد ( 10096 نفر ) در بخش كشاورزي و 16/9 درصد ( 4050 نفر ) در بخش خدمات شاغل بوده اند . سهم اين شهرستان از شاغلان بخش صنعت استان 79/2 درصد ، شاغلان بخش كشاورزي استان 71/4 درصد و شاغلان بخش خدمات استان 62/1 درصد مي باشد .

از كل شاغلان اين شهرستان 29/72 درصد ( 31966 نفر ) با سواد و 71/27 درصد ( 12251 نفر ) بيسواد بوده اند و 40/5 درصد ( 2390 نفر ) شاغلان باسواد اين شهرستان داراي تحصيلات عالي مي باشند . سهم اين شهرستان از كل شاغلان باسواد استان 25/7 درصد شاغلان بيسواد 23/6 درصد و شاغلان داراي تحصيلات عالي استان 12/6 درصد مي باشد .

وضعيت بخش كشاورزي در شهرستان مهاباد :

ـ امور زراعي و باغي

بر اساس آمار منتشره از سوي جهاد كشاورزي استان آذربايجان غربي در سال 1379 ، جمع كل اراضي كشاورزي اين شهرستان 2/57910 هكتار مي باشد كه از اين مقدار 27/57 درصد ( 33164 هكتار ) بصورت ديم و 86/31 درصد ( 18453 هكتار ) بصورت آبي كشت مي شوند .كل توليدات اين شهرستان در سال زراعي 1379 ـ 1378 ، 226794 تن بوده است كه 85/74 درصد آن توليدات زراعي و 15/25 درصد ديگر توليدات باغي مي باشد و اين شهرستان از لحاظ اراضي كشاورزي ، توليدات زراعي و باغي به ترتيب در رتبه هاي پنجم و ششم و پنجم استان قرار دارد . همچنين اين شهرستان در توليد بادام در مقام دوم و در توليد عدس در مقام سوم استان قرار دارد . 

شهرستان‌‌مهاباد‌از‌لحاظ‌اراضي‌كشاورزي‌،‌توليدات‌زراعي‌و‌باغي‌به‌   ترتيب‌‌در‌رتبه‌هاي‌پنجم‌و‌ششم‌و‌پنجم‌استان‌قرار‌دارد‌

شهرستان مهاباددرتوليدبادام در مقام دوم استاني قرار دارد  

ـ امور دام ، طيور و زنبور عسل :

بر اساس آمار جهاد كشاورزي استان در سال 1379 ، تعداد زنبورستانهاي اين شهرستان 263 واحد مي باشد كه 13500 كندو در آنها نگهداري مي شود . از اين ميزان كندو 19/85 درصد(11500 عدد ) كندوي مدرن و 81/14 درصد ( 2000 عدد ) كندوي بومي مي باشند . ميزان توليد عسل در اين شهرستان   در سال 1378 ، 80000 كيلوگرم مي باشد كه 25/91 درصد توسط كندوهاي مدرن و 75/8 درصد توسط كندوهاي بومي توليد شده است . اين شهرستان با دارا بودن 69/9 درصد زنبورستان ، 33/4 درصد كندوي مدرن ، 66/3 درصد كندوي بومي و 87/8 درصد در توليد عسل از كل استان به ترتيب در رتبه هاي ششم و سوم و هفتم و نهم استان قرار دارد .

شهرستان‌مهاباد‌در‌توليد‌عسل‌در‌رتبه‌سوم‌قرار‌دارد

ميزان توليد گوشت سفيد مرغ در سال 1378 در اين   شهرستان 84/3641 تن بوده است كه 24/3589 تن آن از طيور صنعتي و 68/44 تن ديگر توسط طيور سنتي توليد شده است . اين شهرستان با دارا بودن 38/11 درصد از كل توليد گوشت سفيد مرغ استان از لحاظ توليد فرآورده در رتبه   سوم استان قرار دارد . باز بر همين اساس ميزان كل توليد  تخم مرغ در اين شهرستان در سال 1378 ، 69/758 تن بوده است كه 70/577 تن آن توسط طيور صنعتي و 65/159 تن ديگر توسط طيور سنتي توليد شده است . از كل توليدات تخم مرغ در    استان ، 59/7 درصد در اين شهرستان از اين لحاظ در رتبه پنج استان قرار دارد .

شهرستان‌مهاباد‌در‌توليد‌گوشت‌سفيد‌ مرغ‌در‌استان‌‌مقام‌سوم‌دارد

در سال 1378 در اين شهرستان 315002 راس گوسفند و بره ، 13876 راس بز و بزغاله ، 25420 راس گاو بومي ، 5473 راس گاو دورگ 1514 راس گاو اصيل ، 15155 راس گاوميش ، 8761 راس تك سميها وجود داشته است . اين شهرستان از لحاظ دارابودن گاو دورگ در  مقام چهارم استان قرار دارد . 

ميزان توليد گوشت قرمز اين شهرستان در سال 1378 ، 46/3092 تن مي باشد كه بيشتر توسط گوسفند و بره ، گاوبومي ، گاوميش توليد شده است . همچنين ميزان توليد شير خام در اين شهرستان 93/26239 تن مي باشد كه بيشتر توسط گاو ميش و گاو بومي و گاو اصيل توليد شده است . اين شهرستان از لحاظ توليد گوشت قرمز و شير خام به ترتيب در رتبه هاي هفتم و پنجم استان قرار دارند .

ـ امور شيلات و كرم ابريشم :

بر اساس آمار منتشر شده از سوي اداره شيلات استان در سال 1379 ، تعداد مزارع پرورش ماهي اين شهرستان 4 واحد مي باشد كه از اين ميزان 1 واحد به توليد ماهيان گرم آبي مي پردازد كل مساحت فعال پرورش ماهيان گرم آبي 5/1 هكتار مي باشد كه اين شهرستان از لحاظ توليد ماهيان گرم آبي در رتبه هفتم استان قرار دارد .

منابع فعال طبيعي و نيمه طبيعي اين شهرستان براي پرورش ماهيان گرم آبي ( كپور ، آمور ، فيتوفاگو ...) 2 واحد مي باشد كه مساحت    بالغ بر 1000 هكتار را تشكيل مي دهند و توليد آنها در سال 1379 ، 210 تن بوده است . اين شهرستان از لحاظ دارا بودن منابع طبيعي و    نيمه طبيعي براي پرورش ماهيان گرم آبي در رتبه دوم استان قرار دارد . در اين شهرستان از منابع آبهاي طبيعي و نيمه طبيعي براي توليد ماهي سرد آبي استفاده نمي شود . همچنين در اين شهرستان كرم ابريشم پرورش داده نمي شود .

وضعيت بخش صنعت در شهرستان مهاباد :

بر اساس سرشماري عمومي صنعت و معدن در سال 1373 ، تعداد كل كارگاههاي صنعتي شهرستان 5454 واحد مي باشد كه 5264 واحد    آن كارگاه كوچك 190 واحد ديگر جزو كارگاههاي بزرگ  مي باشند . سهم اين شهرستان از كل كارگاههاي استان ، كارگاههاي بزرگ و كارگاههاي كوچك به ترتيب 28/6 ، 76/7 و 24/6 درصد مي باشد اين استان از لحاظ داشتن كارگاههاي بزرگ و كوچك به ترتيب در رتبه پنجم و هفتم قرار دارد . از كل 5454 واحد كارگاه صنعتي در اين شهرستان 5190 واحد كمتر از 6 نفر كاركن ، 74 واحد ما بين9   ـ 6 نفر كاركن 168 واحد مابين  49 ـ 10 نفر كاركن و 22 واحد بيشتر از 50 نفر كاركن دارند . تعداد پروانه هاي بهره برداري صادر شده از سوي اداره كل صنايع استان تا پايان سال 1379 در اين شهرستان 3 فقره مي باشد . كه باعث   ايجاد اشتغال به تعداد 25 نفر شغل و سرمايه گذاري بالغ بر 4742 ميليون ريال شده است . اين شهرستان از لحاظ پروانه بهره برداري صادر شده در رتبه پنجم قرار دارد .

شهرك صنعتي مهاباد :

اين شهرك در كيلومتر 18 جاده مهاباد ـ مياندوآب  قرار دارد مساحت كل شهرك 06/55 هكتار ،  مساحت زمين صنعتي 37 هكتار و تعداد قطعات تقسيم شده 6 قطعه مي باشد . تعداد واحدهاي به بهره برداري رسيده در اين شهرك ، 9 واحد و تعداد شاغلان در اين شهرك 184 نفر مي باشند . در اين شهرك صنعتي از كل كارگاهها 1 واحد در صنايع فلزي ، 2 واحد در صنايع شيميايي ، 1 واحد در صنايع نساجي ، ـ واحد در صنايع برق و الكترونيك ، 3 واحد در صنايع مواد غذايي ، 1 واحد در صنايع سلولزي ، 1 واحد در صنايع كاني غير فلزي فعاليت مي كند . شهرك صنعتي مهاباد از لحاظ تعداد واحد صنعتي و ميزان اشتغال پنجمين شهرك صنعتي استان آذربايجان غربي مي باشد .

شهرك‌صنعتي‌مهاباد‌از‌لحاظ‌تعداد‌واحد‌صنعتي‌و‌ ميزان‌اشتغال‌پنجمين‌شهرك‌‌صنعتي‌در‌استان‌مي‌باشد‌

وضعيت بخش معدن در شهرستان مهاباد :

در سال 1380 تعداد معادن فعال اين شهرستان 11 واحد مي باشد كه عمده ترين ماده معدني استخراج شده از اين معادن شامل سنگ آهك ، تراورتن ، سينيت و گرانيت و باريت و مرمر و سنگ لاشه مي باشد . ميزان كل سرمايه گذاري انجام شده در معادن اين شهرستان 8/807826222 ميليون ريال مي باشد . بيشتر سرمايه گذاريها در استخراج مواد معدني گرانيت ، مرمر و سينيت صورت گرفته است . بيشترين ذخاير معدني در اين شهرستان مربوط به سنگ لاشه ، سنگ آهك و مرمر مي باشد . اين شهرستان از لحاظ تعداد معادن در رتبه چهارم و ميزان سرمايه گذاري انجام شده در معادن در رتبه اول استان قرار  دارد .

شهرستان‌مهاباد‌از‌لحاظ‌ميزان‌سرمايه‌گذاري‌در‌ معادن‌در‌رتبه‌اول‌استان‌قرار‌دارد

 

وضعيت معادن بهره برداري در شهرستان مهاباد :

نام معدن

نوع ماده معدني

ميزان ذخيره ( هزار تن )

ميزان استخراج اسمي سالانه ( هزار تن )

ميزان سرمايه گذاري ميليون ريال

قطعي

احتمالي

سنگ آهك گروه قيط

سنگ اهك

2900

ــ

8

42/50

سنگ گرانيت گاكش شماره3

سينيت

131

ــ

5

49/1839

سنگ گرانيت گاكش شماره2

گرانيت

860

ــ

50

05/2383

سنگ لاشه و پي‌كوسه‌كهريز

سنگ لاشه و تزئيني

675000

ــ

6

50

سينيت گاكش1

سينيت

66

ــ

4

5/641

سينيت گاكش2

سينيت

850

ــ

5

8715/125

كوه شاخ سفيد

باريت

500/88

140

10

592

گرانيت هرمه

سينيت

36

ــ

ــ

46/440

گرانيت‌وگابروديوريت‌دينكه‌مهاباد

گرانيت وآبروديوزيت

170

200

4

493000000

لاشه و پي شيخ معروف

تراورتن

270

ــ

3

100

مرمر قره قشلاق

مرمر

18744

ــ

5/3

314820000

بازارهاي محلي شهرستان در مهاباد وجود ندارد .

شهرستان‌مهاباد‌از‌لحاظ‌اراضي‌كشاورزي‌در‌رتبه‌ پنجم‌استان‌قرار‌دارد

شهرستان‌مهاباد‌از‌لحاظ‌اراضي‌باغي‌در‌رتبه‌پنجم‌ استان‌قرار‌دارد 

 

 
 

وضعيت خدمات در شهرستان مهاباد

خدمات علمي فرهنگي

مراكز علمي و آموزشي مهاباد

مؤسسات آموزش عالي دولتي

دانشگاه پيام نور مهاباد

با استناد به آمارنامه استان در سال 1379 در دانشگاه پيام نور اين شهرستان 955 دانشجو (03/9 درصد از دانشجويان پيام نور استان) در رشته هاي حسابداري، علوم تربيتي و روانشناسي عمومي مشغول به تحصيل مي باشند.

مؤسسات آموزش عالي غير دولتي

دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان مهاباد

در دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان مهاباد 2852 دانشجو (15/28 درصد از دانشجويان دانشگاه آزاد استان) به شرح جدول زير تحصيل مي كنند.

 

تعداد دانشجویان

 

 

كارداني

كارشناسي پاره وقت

كارشناسي نا پيوسته

كارشناسي پيوسته

كارشناسي ارشد

دكتري

جمع

71

ــ

ــ

749

ــ

ــ

820

تعدادفارغ التحصیلان در سال 1379 13

ــ

ــ

120

ــ

ــ

133

 

اعضاي هيئت علمي دانشگاه آزاد مهاباد 99 نفر مي باشد كه شامل 12/27 درصد از اعضاي هيأت علمي دانشگاه آزاد استان مي باشد، تعداد اعضاي علمي به تفكيك مدارج علمي در جدول زير آمده است:

هيأت علمي

كمك آموزشي

حق التدريس

نيمه وقت

تمام وقت

99

5

68

7

24

در دانشگاه آزاد مهاباد رشته هاي زير تدريس مي شود:

مهندسي عمران ـ‌ دامپزشكي ـ علوم تجربي ـ مهندسي كشاورزي (زراعت و اصلاح نباتات) ـ تكنولوژي توليدات گياهي (كارداني) ـ الهيات و معارف اسلامي (علوم قرآن و حديث) ـ زبان و ادبيات عرب ـ ديني و عربي (كارداني) ـ زبان و ادبيات فارسي ـ ادبيات فارسي (كارداني) ـ آموزش ابتدائي ـ پرستاري ـ مامائي (كارداني

صنايع دستي مهاباد

 شهرستان مهاباد كه يكي از شهرهاي كردنشين استان آذربايجان غربي است داراي انواع مختلفي از صنايع دستي است. در اين شهر و روستاهاي اطراف آن در حدود 300 خانوار با احتساب بعد هر خانواده 5 نفر و نيز تعدادي كارگاه توليدي به فعاليت در توليد انواع صنايع دستي اشتغال دارند. عمده صنايع دستي اين منطقه شامل قاليبافي- منجوق دوزي- پولك دوزي- سكه دوزي- سوزن دوزي- سجاده بافي- صنايع چرمي- رودوزي- لحاف دوزي- قرقره بافي بافت پارچه مخصوص لباس كردي- خراطي و چاقوسازي مي باشد.

قالي بافي

 به غير از توليد فرشهاي سنتي و محلي كردي در سالهاي اخير فرش بافي در مهاباد گسترده تر شده و كارگاههاي مختلفي در اين شهر با بافت و توليد انواع فرشهاي رج 50 به بالا با نقشه هاي شهري و گردان اشتغال دارند. نقشه فرشهاي توليد شده در مهاباد به سفارش تجار شهرهاي مختلف از جمله تبريز مي باشد و از نقشه هاي گل فرنگ- لچك ترنج- شاه عباس- زيرخاكي با رنگ زمينه كرم- لاكي- سرمه اي پوست پيازي در آنها استفاده مي شود رنگرزي پشم ها اكثراً با رنگهاي شيميايي است دار مورد استفاده براي بافت دستگاه قاليبافي تبريزي و ايستاده و گره تركي متقارن به سبك فرشهاي تبريز مي باشد اين قالي ها در انواع مختلف پشتي- ذرع و نيم- قاليچه- پرده- 4*3 متر و حتي بزرگتر نيز بافته مي شوند.

نقوش بكار رفته در قاليبافي مهاباد

منجوق دوزي

 پوشش محلي زنان كرد داراي تزئينات زيبا و منحصر به فرديست اين تزئينات اكثراً توسط انواع صنايع سوزن دوزي از جمله منجوق دوزي- سكه و مليله دوزي و ساير انوع هنرها با مصالح درخشان و رنگين برروي لباسها محلي انجام مي شوند. با توجه به علاقه و تلاش كردها براي حفظ آداب و سنن خود امروزه نيز انواع محصولات منجوق و سكه دوزي شده بخصوص براي مراسم رسمي و عروسي ها در شهرستان مهاباد توليد و به ساير مناطق كردنشين عرضه مي شود. منجوق دوزي قدمتي ديرينه داشته و از زمان ساسانيان رايج بوده است. در نمونه هاي بسيار زيباي منجوق دوزي سنتي تنها اصالت و ظرافت طرحها حيرت آور نيست بلكه مهارت دست دوزندگان آن دانه ها را چنان دلنشين و استوار در كنار هم نشانده كه گويي از دستگاههاي پيشرفته كامپيوتري براي محاسبه محل قرار گرفتن منجوقها استفاده شده است. دوخت منجوق به 2 طريقه انجام مي شود اول آنكه دانه هاي منجوق را يكي يكي يا در تعداد كم 2 يا 3 عدد هر بار داخل سوزن كرده و به پارچه مي دوزند. روش ديگر آن است كه ابتدا منجوقها را به بند كشيده بعد در فاصله هر چند منجوق بند آنرا توسط سوزن و نخ ديگري به پارچه مي دوزند البته بايد توجه داشت كه در اين روش دوام كار انجام شده كمتر است.

سكه و پولك دوزي

 پولك به صفحات مدور و كوچكي گفته مي شود كه از جنس طلا و نقره و آلياژي از برنج و مس بوده و براي تزئين پوشاك و به مفهوم عام بكار برده مي شود. امروزه بجاي پولك از سكه هاي كوچكي كه از رواج افتاده باشد نيز استفاده مي كنند. پولك نيز از تزئينات متداول پوشاك سنتي زنان كرد است. فعاليت در اين رشته در مهاباد به شكل كارگاهي و خانگي هردو وجود دارد. در كارگاههاي پولك دوزي انواع كلاه پولك دوزي شده تهيه مي شود اما زنان خانه دار انواع جليقه – كمر بند و لباس پولك دوزي شده نيز توليد مي كنند. پولك دوزي اغلب همراه با منجوق دوزي متداول است.

نمونه‌اي از لباس پولك‌دوزي شده در مهاباد

سوزن دوزي

 ايرانيان كه در كارهاي تزئيني و آرايشي معروفند و دلبستگي زيادي به آن نشان مي دهند در تكميل كارهاي تزئيني به سوزن دوزي روي آورده اند زنان كرد در منطقه مهاباد انواع سوزندوزي هاي زيبا را به شكل گلدوزي دستي دوي دستمال – جاجيم- گليم – جل و انواع كيف هاي چرمي انجام مي دهند.

سوزن دوزي  مهاباد

رودوزي

 رودوزي عبارت است از دوخت قطعات مختلف پارچه در كنار هم كه اكثراً رويه لحاف و روانداز را تشكيل مي دهد زنان سخت كوش مهاباد با در كنار هم قرار دادن انواع تكه پارچه هاي بي استفاده آثار هنري زيبائي خلق مي كنند كه اكثراً جنبه خود مصرفي دارد. نوع ديگري از رودوزي كه به همراه سوزن دوزي و گلدوزي سنتي انجام مي شود براي تزئين انواع رختخواب پيچ- بقچه لباس كيسة مخصوص حمام يا حمل وسائل و غيره....نيز در اين منطقه مرسوم است.

مصنوعات چرمي

 در حال حاضر تهيه و توليد برخي مصنوعات چرمي نظير انواع چاروق (كفش از جنس چرم و گاهي رزين و لاستيك كه بندها و تسمه هاي بلند دارد و بندهاي آن بدور ساق پا پيچيده مي شود) و نيز انواع كيف زنانه و مردانه و زين ويراق اسب در مهاباد مرسوم است. در شهر مهاباد چند كارگاه نساجي وجود دارد كه در حال حاضر بيشتر به توليد چارق اشتغال دارند چارق (پاي پوش زينتي مردان و زنان كرد) در گذشته از رونق قابل ملاحظه اي برخوردار بوده است. ولي در سالهاي اخير به علت رواج انواع كفشهاي ماشيني اهميت ديرينه آن از ميان رفته است و اكثر توليدات اين كارگاهها مورد توجه خريداران غير بومي است. چاروق را كه در اصطلاح محلي كالك مي نامند در دو نوع تخت چرمي و لاستيكي توليد مي شود. نوع تخت لاستيكي داراي قيمت پائين تري بوده و در مقايسه با چارق چرمي بيشتر مورد توجه افراد محلي و بومي است. كف چاروق چرمي و بدنة آن از چرم يك تكه بوده و نوك آن نيز رو به بالا و خميده است. مهمترين مادة تشكيل دهنده چاروق چرم گاو است. هر توليد كننده بطور معمول در طول روز قادر به تهيه 2 عدد چارق چرمي است. براي تهيه چاروق پس از تهيه و آماده نمودن چرمي آنرا برش داده و در اندازه مورد نظر قالب گيري مي كنند و بعد از خشك نمودن آن در حالي كه كاملاً انعطاف پذير مي باشد رويه بافته شده را به آن مي دوزند براي تزئين چاروق نيز از 2 عدد منگوله نخي استفاده نموده و حاشيه آنرا با مفتول سيمي بسيار نازك لبه دوزي مي كنند. پوشش داخلي چاروق نيز از نوعي پارچه مخملي نايلوني تشكيل مي شود. كيف چرمي بند دار زنانه نيز يكي ديگر از فرآورده هاي دستي شهر مهاباد را تشكيل مي دهد اين محصول به علت اصالت و زيبايي و مناسب بودن قيمت خواستار زيادي در بازارهاي غير محلي دارد. براي تهيه كيف زنانه ابتدا چرم را به قطعات مورد نياز براي تهيه كيف مي برند و پس از صاف نمودن و آماده ساختن آن برروي قسمتي كه رويه كيف را تشكيل مي دهد محل خطوط و نقوشي را كه بايد سوزندوزي شود مشخص نمود و آنرا به سوزندور تحويل مي دهند و در ادامه به كمك درفش دور تا دور رويه و بدنه سوراخ مي گردد و از داخل سوراخها بند چرمي باريكي كه دسته كيف را نيز شامل مي گردد عبور داده مي شود. در گذشته توليد زين ويراق اسب نيز در اين منطقه رايج بوده است. ابزار كار تهيه كنندگان مصنوعات چرمي يا سراج ها شامل كاردك- درفش- مشته- گزن- قالب چوبي- سوزن و ميزكار است.

مصنوعات چرمي مهاباد

قرقره بافي(گيپوربافي)

 قرقره بافي در زمره آن دسته از صنايع خانگي است كه داراي سابقه نسبتاً طولاني است و امروزه بيشتر در شهرستان مهاباد متمركز است. در اين شهر عده زيادي از زنان خانه دار و دختران دانش آموز با استفاده از قلاب مخصوص و نخ قرقره كه معمولاً به رنگهاي سياه- سفيد- طلايي- و قهوه اي است محصولاتي كه نظير عرق چين – روميزي- زيرليواني- سالفت و غيره تهيه مي كنند.

قرقره‌بافي كاري از زنان و دختران  مهاباد

قلاب بافي

از جمله ديگر هنرهاي سنتي و خانگي زنان مهاباد كه سابقه اي در حدود 45 سال دارد قلاب بافي است. انواع شال گردن- روسري- بلوز- شنل- شال- به طريق قلابدوزي تهيه مي شود كه به دليل برخورداري از ظرافت – زيبائي و طراوت حساس از بافت دستي مورد توجه مصرف كنندگان است مواد اوليه قلاب بافي انواع نخ كامواست

قلاب بافي كاري از زنان و دختران  مهاباد

سجاده بافي و بافت پارچه و لباس كردي

سجاده بافي به منظور تأمين شرايط مكان نمازگذار از لحاظ طهارت و پاكي در مهاباد همانند ساير مناطق كرد نشين استان مردم است. ابعاد سجاده معمولاً كوچك و قابل حمل بوده و اكثراً توسط نخ هاي پشمي خود رنگ سفيد- كرم- سياه و با طرحي شبيه محراب بافته مي شود. همچنين به علت علاقه شديد كردها به حفظ آداب و سنن خود بافت پارچه هاي مخصوص لباس كردي (بوزو) كه معمولاً در عرض 20- 25 سانتي متر بافته مي شود مرسوم است. از هر 22 متر آن يكدست لباس كردي تهيه مي شود. نحوه توليد بدين ترتيب است كه بافنده اقدام به چله كشي و ماسوره پيچي نخهاي تابيده شده پشمي نموده و با توجه به ابعاد محصول مورد سفارش از شانه مناسب كه بر حسب نوع بافت متفاوت بوده و تفسير مي كند استفاده مي نمايد سپس با به حركت درآوردن ماكو به كمك دست كه در داخل آن ماسوره حاوي نخ هاي پود قرار دارد و با استفاده از پا براي ايجاد درگيري نخ هاي پود و تار عمل بافت را انجام مي دهد. متأسفانه امروزه به علت رواج صنايع نساجي ماشيني اين حرفه رو به فراموشي مي رود.

خراطي

 برخي صنايع چوبي از جمله خراطي در شهرستان مهاباد وجود دارد كه كه به توليد انواع مهره هاي شطرنج- تخته نرد- چوب لواش پزي- دوك نخ ريسي- پايه آباژور – ميز- مبل و صندلي- دسته چكش- چوب تعليمي- چوب سيگار- عصا و... مي پردازند.

چاقو سازي

 يكي ديگر از صنايع دستي منطقه مهاباد چاقوسازي است انواع چاقوهاي زيباي دستي جيبي و كاردهاي مخصوص آشپزخانه و سلاخي با استفاده از كمك فنرهاي كهنة اتومبيل ها و ساير مصالح فولادي و آهني توسط استادكاران ماهر اين شهرستان توليد مي شود كه بيشتر توليدات جنبه خود مصرفي دارد.

انواع چاقو‌هاي زيباي دستي جيبي و كاردهاي آشپزخانه مهاباد

غارهاي شهرستان مهاباد :

ـ غار سهولان :

سهولان يكي از مهمترين و كم‌نظيرترين غارهاي طبيعي كشور و از شگفت‌انگيزترين جلوه‌هاي طبيعت زيباي سرزمين آذربايجان غربي است كه از ديرباز براي ساكنان منطقه مكاني شناخته شده بود و حتي در قسمتهايي از آن از دورانهاي قبل از ميلاد، انسانها سكونت داشته‌اند. اين غار در اثر پيگيريهاي اداره كل حفاظت محيط زيست آذربايجان غربي و بر اساس مصوبه شماره 169 شوراي عالي حفاظت محيط زيست به عنوان اثر طبيعي، ملي در فهرست مناطق چهارگونه تحت مديريت سازمان حفاظت زيست درآمده است.

نمايي از تابلوي ورودي غار سهولان

نمايي از قسمتهاي داخلي  غار سهولان

ـ موقعيت جغرافيايي :

غار سهولان در 46 درجه شرقي از نصف‌النهار گرينويچ و 36 درجه و 46 دقيقه عرض شمالي واقع شده است.

ـ راه دسترسي :

غار سهولان در 155 كيلومتري جنوب شرقي اروميه و 41 كيلومتري جنوب غربي شهر زيباي مهاباد و در جنوب درياچه اروميه، بر سر جاده برهان كه بطور ميانبر، مياندوآب را به شهر بوكان وصل مي‌كند بين دو روستاي عيسي‌كندي و سهولان قرار دارد و به لحاظ مجاورت با روستاي سهولان به اين نام معروف گشته است.

راه آن تا روستاي عيسي‌كندي به مسافت 37 كيلومتر از شهرستان مهاباد آسفالته و 4 كيلومتر در امتداد راه عيسي‌كندي به سهولان خاكي است. 

 

 ـ تشريح وضعيت كلي غار :

غار سهولان در دامنه رشته‌كوههايي به نام قوتور قرار دارد كه بلندترين نقطه آن در سطح درياهاي آزاد 2200 متر ارتفاع دارد، ارتفاع دهانه اصلي آن در حدود 1765 متر و ارتفاع دهانه ديگري كه در فاصله نه‌چندان دور از دهانه اصلي واقع شده در حدود 1795 متر، و ارتفاع سطح آب درياچه موجود در دل غار از سطح درياهاي آزاد 1750 متر است.

دهانه اصلي غار در اصطلاح محلي بنام كونه كوتر به معناي لانه كبوتر خوانده مي‌شود كه مركب از دو واژه كونه بمعناي روزن و كوتر به معناي كبوتر است و سبب آن انبوه كبوتراني است كه در مدخل غار و ابتداي درياچه لانه كرده‌اند.

محوطه ورودي اين مدخل در ارتفاع 7 متري از سطح جاده بصورت قطعه زمين هموار نعلي شكل و پوشيده از چمن است كه چندين درختچه نيز از دل صخره‌هاي غار بيرون زده است.

پس از طي حدود 30 متر سراشيبي تند و خطرناك به كف درياچه مي‌رسيم و با منظره استلاگميت‌ها و استلاگتيت‌هاي زيبا، كوتاه گل كلمي و پنجه‌اي روبرو مي‌شويم. دهانه ديگري كه به فاصله نه چندان دور از دهانه اصلي و در ارتفاع بالاتري قرار دارد مدخلي است تنگ و باريك و انباشته از سنگهاي فرو ريخته كه انسان بايد براي رسيدن به كف غار و درياچه، حدود 50 متر در دل كوه به سختي پايين برود. اين مدخل در اصطلاح محلي بنام كونه مالان بمعناي روزن منازل مشهور است وجود اين وجه تسميه حكايت از آن دارد كه بشر در دورانهاي مختلف در آن منزل كرده است، به استناد لايه‌هاي سفالي كه از منطقه دالان اصلي و تالار بزرگ و دهليز ورودي كونه مالان بدست آمده است اين غار در هزاره‌هاي دوم و اول قبل از ميلاد تا دوره پارتي و اسلامي و حتي زمانهايي از قرون وسطي مورد سكونت واقع شده است.وضعيت داخلي غار با گذر از محوطه غار به دهانه آن مي‌رسيم كه ارتفاع آن از بام غار در حدود 30 متر، عرض 12متر و ارتفاع آن 9متر مي‌باشد. با گذشتن از روي سنگهاي ريزش كرده به دهانه غار به ابتداي درياچه ميرسيم كه آبي صاف و زلال با عمق متفاوت دارد وسعت اين درياچه در حدود 50 * 30 مترمربع، ارتفاع گنبدي شكل اين بخش از سطح ايستايي آب حدود 30 متر ميانگين عمق آب در حدود 12 متر مي‌باشد. درياچه اول توسط يك دالان به عرض 2 متر، ارتفاع 8 متر، طول 40 متر، ميانگين 12 متري به درياچه ديگري منتهي مي‌شود كه داراي زيبايي خاصي است اين قسمت از درياچه اولي بزرگتر است و وسعتي معادل 42 * 58 مترمربع، ارتفاع گنبدي 50 متر (تقريبي) و ميانگين عمق متعادل 11 متر را دارا است. در ارتفاع اين درياچه علاوه بر يك خشكي، شبه جزيره‌اي كه به راحتي مي‌توان بر روي آن از قايق پياده شد همچنين گلوگاهها و ايوانهاي طبيعي وجود دارد كه انتهاي آنها به صورت تونلي در طرف راست درياچه وجود دارد كه قايق پلاستيكي چهار نفره به سختي از آن عبور مي‌كند چرا كه عرض آن در بعضي از جاها به 5/1 متر مي‌رسد. ميانگين عمق اين قسمت در حدود 15 متر است اين تونل در انتها به اندازه‌اي باريك مي‌شود كه فقط يك نفر با تيوب مي‌تواند از آن عبور كرده و در نهايت به بن بست برسد. به هر حال شناسايي كامل غار نياز به تحقيقات و كاوشهاي گسترده‌اي دارد.

 

نمايي از دالانهاي غاز سهولان

 

ـ زمين شناسي غار :

پوسته خارجي كوه (كوتر) كه غار درون آن قرار دارد از سنگهاي آذرين از نوع آندريت و بازالت پوشيده شده ولي لايه‌هاي زيرين متشكل از لايه‌هاي رسوبي از نوع مارن و ماسه سنگ است و به نظر مي‌رسد غار قبل از تشكيل در ارتفاع پايين‌تري از سطح فعلي و انباشته از آبهاي زيرزميني بوده است انحلال لايه‌هاي رسوبي سست بالاتر و سقوط آنها بر اثر فعاليتهاي زمين‌شناسي دوره كرتاسه (قريب70 ميليون سال قبل) موجب پديد آمدن غار فعلي شده كه آب بالا آمده از منافذ موجود در زيرزمين رسوخ پيدا كرده و از دل چشمه‌هاي دره پايين دست در سمت چپ جاده جاري مي‌شود و همين باعث ايستايي سطح آب درياچه شده است.

اين غار نخستين‌بار توسط ژاك دو مورگان فرانسوي مورد كاوش و بررسي قرار گرفته است. وي كه در روزهاي اول تا چهارم اكتبر سال1890 ميلادي يعني حدود 107 سال پيش از اين غار ديدن كرده است.
در خلال سالهاي جنگ جهاني دوم غار سهولان براي دومين بار توسط يك هيئت انگليسي نيز مورد تحقيق و مطالعه قرارگرفته ولي از يادداشتها و گزارشهاي گروه تا بحال مطلبي در دست نيست، در حال حاضر مجموعه غارآبي، خشكي سهولان به مساحت 2هكتار بر اساس مصوبه شماره 169شوراي عالي محيط زيست به عنوان اثر طبيعي ـ ملي شناخته شده است. اين غار به موجب بند الف ـ ماده3 قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست، جزء مناطق تحت مديريت سازمان محيط زيست مي‌باشد.

نمايي از استقبال مردم جهت بازديد  

قسمتی از جاذبه های طبیعی شهرستان :

 

ردیف

نام جاذبه طبیعی

نام محلی

موقعیت جغرافیایی

1

غار طبیعی تاریخی آبی سهولان

کونه کوتر

کیلومتر 30 محور مهاباد ـ بوکان

2

3 چشمه

کانی شیخان(3 کانیان)

کیلومتر 3 شمال غربی شهر

3

دره شیوه توت

دولی شیوه توو

کیلومتر 7 محور مهاباد ـ پسوه

4

دره سماقها

دول سماقان

کیلومتر 8 محور مهاباد ـ پسوه

5

جزیره گردشگری

ـــــــــــ

کیلومتر 10 محور مهاباد ـ سردشت

6

دره سیاقول

دولی سیاقولی

کیلومتر 15 جنوبغربی شهر

7

دره آفان

دولی آفانی

کیلومتر 20 جنوبغربی شهر

8

بلندی های میدان

سه ری میدانی

کیلومتر 15 محور مهاباد ـ پسوه

9

حاشیه های دریاچه سد مهاباد

قه راغ سه ددی

کیلومتر 1محورهای جنوبی شهر

10

حاشیه های دریاچه سد انحرافی

ـــــــــــ

کیلومتر 2 محور مهاباد ـ ارومیه

11

تالاب بین المللی قوپی باباعلی

تالاوی قوپی بابا لی

کیلومتر 17 محور مهاباد ـ میاندوآب

12

تالاب کانی برازان

تالاوی کانی به رازان

کیلومتر 15 شمال شهر

13

زیستگاه جنگلی منطقه کاولان و کوران

ـــــــــــ

کیلومتر 35 محور مهاباد ـ سردشت

 

ردیف

شرح

مقدار

1

مساحت حوضه آبریز سد مهاباد در محل فعلی سد

842 کیلومتر مربع

2

دبی متوسط آب رودخانه مهاباد

10.54 مترمکعب در ثانیه

3

جریان متوسط آب سالیانه رودخانه مهاباد

120 میلیون مترمکعب درسال

4

بالاترین ارتفاع حوضه آبریز تا محل سد

2850 ــــــــ1330 متر

5

طول سد در تاج

700 متر

6

عرض سد در تاج

8 متر

7

ارتفاع سد از بستر رودخانه

46.5 متر

8

حجم کلی سد

200 میلیون مترمکعب

9

حجم مفید مخزن

160 میلیون متر مکعب

10

مساحت دریاچه

11 کیلومتر مربع

11

طول دریاچه

12 کیلومتر

12

عرض متوسط دریاچه

650 متر

 منبع- سایت فرمانداری مهاباد

مقبره شمس برهان :

رقد شمس برهان در روستاي خانقاه و در منطقه سردسير قرار دارد كه اصولاً نواحي كردستان به لحاظ كوههاي مرتفع داراي آب و هوايي معتدل در تابستان و بسيار سرد در زمستان است . اين مرقد در 35 كيلومتري جاده مهاباد به بوكان در سمت راست جاده مذكور در يك راه فرعي بطول تقريبي 7 كيلومتر قرار دارد . بنا به اظهار روحاني روستا كه متولي مرقد و نوه شمس برهان است و نيز شيوه هاي معمول در صفه سازي و ساختمان سازي و بكارگيري تزئينات دو طرف ايوان قدمت بنا بيشتر از 100 سال به نظر مي رسد ، ولي تعيين قدمت و تاريخچه دقيق آن در اثر مطالعات بيشتر ، ميسر مي باشد . ساختمان بنا بصورت چهارگوش بوده و مصالح بكار رفته در آن عبارتند از سنگ هاي آهكي تراشيده شده و تيرهاي قطور چوبي كه داراي سقفي مسطح است . تهويه دروني و نور داخل مقبره بواسطه پنجره هايي كه در شمال و جنوب آن تعبيه شده انجام مي‌پذيرد ، لبه بام از چهارضلع با چوب بصورت كنسول ساخته شده و در داخل ايوان دو طاقچه بصورت گچبري مشاهده مي شود ، جبهه دروني با اندود گچ ساده و جبهه خارجي بوسيله سنگهاي تراشدار تزئين داده شده است . اين مكان مذهبي محل اجتماع مريدان و سالكان طريقت نقش بندي است .

نماي بيروني مقبرة شمس برهان

نماي بيروني مقبرة شمس برهان

مقبره بداق سلطان :

مقبره بداق سلطان در جنوب غربي شهر مهاباد و داخل قبرستان عمومي شهر قرار گرفته است ، چون شهر مهاباد كلاً درميان دره اي كه رشته كوههايي آن را احاطه كرده و رودخانه اي بنام رودخانه مهاباد كه از وسط شهر مي گذرد قرار گرفته است ، لذا قبرستان مذكور كه آرامگاه بداق سلطان نيز در داخل آن قرار دارد در محلي مرتفع تر از شهر قرار گرفته است ، گويا در زمان خودش اينمحدوده بصورت خاص به قبور بزرگان اختصاص داشته و وجود چند سنگ قبر اين نظريه را تاييد مي نمايد . مقبره بداق سلطان در ميان قبور اهالي شهر محصور گرديده و داراي گنبد ساده و كم حجمي مي باشد كه آنرا از ساير قبرها متمايز مي نمايد . اين مقبره متعلق به يكي از سرداران شاه عباس صفوي مي باشد كه در مدت حكومت خود مهاباد ( ساوجبلاغ ) را به عنوان مقر حكمراني خود انتخاب كرده و در عمران و آباداني اين منطقه كوشش بسيار نموده است كه از جمله كارهاي او بستن سه بند بر روي رودخانه ساوجبلاغ و قنات داخل شهر و احداث كاروانسرا و حمام و مهم تر از همه ساختمان مسجد جامع مهاباد كه بنام مسجد سور ( سرخ ) معروف است . مي باشد كه متاسفانه غير از مسجد جامع ( سرخ ) بقيه آثار از بين رفته اند . مقبره بداق سلطان كه بنايي ساده و كوچك مي باشد و بصورت منفرد داخل قبرستان عمومي شهر قرار گرفته داراي پلاني مستطيل با تورفتگي و بيرون آمدگي‌هايي مي باشد و متشكل از دو بخش يكي ورودي و ديگري اطاق اصلي مقبره     مي باشد كه بر روي هر كدام از اين دو قسمت گنبدي ساده احداث نموده اند . ساختمان مقبره كه بر روي صفحه سنگي قرار گرفته فاقد  پي بندي اساسي و تماماً از آجر ساخته شده و بيشتر قسمتهاي آن به علت گذشت زمان و عدم مراجعت كافي ريزش نموده كه تعميراتي هم در آن بصورت موضعي به عمل آمده است . اين بنا اخيراً به همت ميراث فرهنگي استان تعمير و بازسازي شده است كه بازديد از آن را خالي از لطف نمي كند .

نماي بيروني مقبرة بداق سلطان

سنگ نبشته برده روخاو :

در فاصله 35 كيلومتري شهر مهاباد و در غرب روستاي تالاو و جنوب شرق روستاي دليكداش و دقيقاً در جنوب قريه شيرين آوه در كنار كانال آبياري دشت حاجي حسن مجموعه سنگ هايي ديده مي شود كه اصطلاحاً به زبان كردي « برده روخاو » نامگذاري شده است و آن متشكل از سنگهايي است كه در اثر حادثه اي ( احتمالاً زلزله ) فروپاشي نموده و به حالت فعلي در آمده اند و به همين جهت به برده روخا و يا سنگ هاي ريخته شده شهرت يافته است . كلمه دليكداش تركي هم به همين مناسبت بر روستاي فوق اطلاق گرديده است . آب فراوان در اين منطقه مي توانست منبع حياتي خوبي را در گذشته جهت شكوفايي تمدن هاي پيشرفته بوجود آورده باشد . مجموعه برده روخاو در ميان خود يك سنگ بسيار بزرگ را جاي داده كه بر قسمت صاف شمالي آن كتيبه اي با ابعاد 30 * 50 سانتي متر و به عمق 3 سانتيمتر كنده شده و خطوطي بر آن منقوش است اين كتيبه تقريباً در 45 درجه و 52 دقيقه شرقي از نصف النهار گرينويچ و 36 درجه و 57 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. خطوط حك شده بر سنگ زياد خوانا نيست . اما اين خطوط تقريباً به خطوط آرامي ( متن آويستايي ) اندك شباهتي دارد ، يكي دو كلمه هم با خطوط كوفي مشابهت دارد ، اما در مورد هيچ كدام نمي توان اظهار نظر قطعي نمود . ولي به نظر مي رسد اگر از خطوط كشف رمز گردد ، احتمالاً متعلق به دوره ساساني و خطي مشابهت با كتابت آويستايي مي باشد . چرا كه در دوران حكومت ساسانيان اين منطقه از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است و مخصوصاً در اواخر اين حكومت ، منطقه دستخوش مبارزات ميان روميان هراكليوسي و ايرانيان كسرايي بوده است . مي توان اظهار نظر نمود كه اين كتيبه نيز كه بيشتر از چند خط نيست يادگار دوران ساساني  باشد . مزيد بر اين علل شيوه سنگ تراشي در كتيبه مذكور با شيوه سنگتراشي دوره ساساني در نقش رستم و طاق بستان تقريباً  يكساني دارد .

خره هنجيران :

اين سنگ نوشته در 28 كيلومتري جنوب شهر مهاباد در كناره چپ جاده مهاباد ـ سردشت و تقريباً در ارتفاع 1330 متري از سطح دريا قرار گرفته است واژه كردي خره به معني « دره كوچك » و هنجير همان « انجير » است كه نشان مي دهد در گذشته درختان انجيري در أين منطقه وجود داشته است و به مرور به علت كثرت دامداري منطقه و وجود احشام فراوان به تدريج درختان مذكور از بين رفته است . در بين مجموعه سنگ هاي خره هنجيران كه از بقاياي دوران سوم زمين شناسي است ، بزرگترين سنگ كه حكاكي در آن صورت گرفته در قلب أين مجموعه قرار گرفته و سنگ هاي ديگر در قسمت فوقاني آن قرار دارند . يكي ديگر از سنگ ها در فاصله 50 متري سنگ بزرگ در قسمت شرقي قرار دارد . حكاكي موجود در سنگ بزرگ نشان مي دهد كه مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد است يعني قدمتي حدود 4000 ( چهارهزارسال ) دارد و دليل آن هم يكي دو مورد از حكاكي ها نشان دهنده شخصي سوار بر حيواني است كه قاعدتاً بايد اسب باشد و چون هنر اسب سواري ويژه ايرانيان يا آريايي هاي مهاجر است كه به ديگر اقوام سرايت نموده است تاريخ قيد شده راتاييد مي‌كند .شواهد ديگري حاكيست كه سنگ ها در دوراني حكاكي شده اند كه انسانها بر فراز كوهها و ارتفاعات در ميان جنگلهاي نيمه انبوه زندگي مي كرده اند كه هنوز آب دره ها فروكش نكرده و دشت ها بصورت فعلي در بسياري از مناطق يا حداقل در اين منطقه پديدار نشده اند كه اصطلاحاً اين دوره را « دوره غارنشيني و جمع آوري غذا » مي نامند .

 

[ هجدهم مرداد 1389 ] [ 0:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]


منبع خبر :




[ هفدهم مرداد 1389 ] [ 23:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]

منابع آب شهرستان سلماس :

آبهاي سطحي :

ـ رودخانه ها :

رودخانه زولاچاي كه در شهرستان سلماس جاري است و به درياچه اروميه مي‌ريزد منابع آلوده‌كننده آن منشاء شهري صنعتي و كشاورزي دارد ولي عمدتاً آلودگي زيست محيطي اين رودخانه در نتيجه خاكهاي حوزه آبخيز و در نتيجه پسابهاي شهري و روستايي و صنعتي ايجاد مي‌شود و موجب بهم‌خوردن تعادل اكولوژيك اين شريان آبي مي‌گردند.

 

آبهاي زيرزميني :

فاضلاب شهر سلماس اكثراً بصورت چاه جاذب و انتقالي صورت مي‌گيرد كه اين فاضلابها به لايه‌هاي زيرين نفوذ و با آبهاي زيرزميني آميخته شده و توسط چاه‌ها و قنوات و چشمه مجدداً همراه آبهاي زيرزمين مورد استفاده قرار مي‌گيرد و اختلالاتي از نظر  زيست محيطي بوجود مي‌آورد.

 

آبهاي راكد :

ـ درياچه ها :

قسمت شمال غربي درياچه اروميه در محدوده شهرستان سلماس واقع گرديده و در اين زمينه در بخش شهرستان اروميه توضيح كافي داده شده است.

 

ـ سدها :

در سطح شهرستان سلماس مطالعات احداث سد بر روي رودخانه زولاچاي اتمام و در دست اقدام مي‌باشد، ولي يك سد انحرافي درغرب تازه‌شهر بر روي اين رودخانه ساخته شده كه اين امر جهت ذخيره آب به مقدار محدود در مراتع كم‌آب و انحراف آب كانالهاي احداثي در دو سوي پايين دست اين سد مي‌باشد. تأثيرات منفي اين اقدام بر زيستمندان قابل توجه است، خصوصاً با هدايت آبزيان به كانالها و نهايتاً به مزارع، موجبات مرگ زودهنگام آنها فراهم مي‌شود از اثرات منفي آن تأثير درجانداران پايين‌دست و هدايت آبزيان به كانالها و مزارع كه بالاخره موجب مرگ آنها را فراهم مي‌آورد.

بعلاوه يك آبگير دست‌ساز بر روي نهرهاي منتهي به رودخانه زولاچاي در جنوب غربي تازه‌شهر احداث گرديده و با توجه به‌اينكه بدون مطالعه صورت گرفته به ظاهر در تأمين آب كشاورزي در زمان‌هاي كم آبي مؤثر بوده ولي بعلت نشت آب از ديواره‌هاي خاكي موجب غرق آب‌شدن زمين‌هاي مجاور پايين دست گرديده است، نظر به اينكه آثار منفي در عرصه‌هاي طبيعي بزودي بروز ننموده و مشاهده نمي‌شود آثار زيانبار زيست محيطي آن مشهود نمي‌باشد.

سد انحرافي زولا چاي در غرب تازه شهر

 

ـ تالابها :

در زمينه تالابهاي شهرستان سلماس فوقاً اشاره شد اهميت تالابهاي سلماس از نظر پذيرش پرندگان مهاجر از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار بوده، به اضافه در افزايش آبهاي زيرزميني منطقه نقش بسزايي دارند. ولي متأسفانه در چندين سال اخير عوامل متعددي موجبات تخريب آنها را فراهم آورده تا جائي كه تالاب چيچك خشكيده است ولي تالاب آق‌گل به لحاظ قرارگرفتن در اراضي ساحلي درياچه اروميه موقعيت طبيعي خود را تا حدودي حفظ كرده است.

 

پوشش گياهي شهرستان سلماس :

ـ جنگلها :

آثار و بقايايي از جنگل‌هاي قديمي در شهرستان سلماس وجود دارد كه در اثر بهره برداري بي‌رويه و نادرست به لحاظ آزو نياز موجب از بين رفتن اين جنگلها شده و روز به‌روز تشديد مي‌گردد. اين  جنگلها محل زيست انواع حيات‌وحش بوده كه تخريب آنها ساختار اكولوژيكي زيستگاهها را بهم زده است.

 

ـ مراتع :

بطوريكه قبلاً ذكر شد پوشش گياهي غالب در شهرستان سلماس پوشش مرتعي است، در شهرستان سلماس در طول سال 507500 واحد دامي از مراتع تغذيه مي‌نمايند، اين در حالي است كه مراتع مذكور تنها جوابگوي 73349 واحد دامي در طول يك دوره چرايي سه ماهه مي‌باشد، واحد دامي مازاد بر ظرفيت بر روي مراتع شهرستان فشار فزاينده‌اي وارد آورده و اكثر مراتع اعم از ييلاقي و يا قشلاقي در   شرف نابودي كامل قرار گرفته است. فزون بر آن تخريب مراتع و تبديل به زمينهاي زراعي نيز عوامل زيست محيطي را تحت‌الاشعاع قرار داده است.

 

ـ بررسي عوامل آسيب و تخريب جنگل ها :

در شهرستان سلماس نيز بهره‌برداري از منابع جنگل توليد چوب و سوخت اهالي و تعليف دام منطقه و تعدادي تهيه فرآورده هاي فرعي جنگل و نهايتاً فقر فرهنگي و اقتصادي به لحاظ آزونياز موجب تخريب جنگلها در اين ناحيه شده است.

 ـ بررسي عوامل و تخريب در مراتع :

بررسي شناسايي عوامل مؤثر در تخريب مراتع آشنايي با هر يك از عوامل در تخريب مراتع ضروري بنظرمي‌رسد اصلي‌ترين عوامل مؤثر در تخريب اين منابع خدادادي و درجه‌بندي آنها بر اساس اهميت موضوع بشرح زير مي‌باشد.

ـ اصلي‌ترين عامل تخريب مراتع را بايستي فقر فرهنگي و اقتصادي جامعه بهره بردار دانست.

ـ عوامل اقليمي يعني شرايط آب‌وهوايي اكوسيستم منطقه را شكننده و حساس در مقابل عوامل تخريب قرار داده است.

ـ عوامل خاكي

ـ عوامل توپوگرافي

غير از عوامل فوق كه در تخريب مراتع موثر هستند فاكتورهاي زير كه در تخريب مراتع مؤثرند ذيلاً درج مي‌گردد.

شخم مراتع و تبديل به زمين‌هاي زراعتي، لگدكوبي، چراي مفرط و زودرس و مسائل حقوقي و قانوني مؤثر در تخريب مراتع هستند

 

گونه هاي گياهي در حال انقراض در شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس همانند اكثر شهرستانهاي استان ذخاير جنگلي و گونه‌هاي باقيمانده از تيپ جنگلهاي زاگرس در حال انقراض هستند كه مي‌توان به سرو كوهي، ارجنگ، انواع بادام‌كوهي، انواع زالزالك و انواع گياهان خوشخوراك مناطق ييلاقي بالاتر از ارتفاع 1800 متري اشاه نمود.

 

ـ گونه هاي گياهي كمياب در شهرستان سلماس :

در اين شهرستان از گياهان‌درختي و درختچه‌هاي كمياب، پسته‌وحشي، انواع بادام كوهي، زرشك و انواع گلابي‌وحشي و زالزالك را مي‌توان اشاره كرد و از ساير گياهان انواع گون بخصوص گون كتيرا كه در اثر بهره‌برداري غلط و سود‌جويانه در گذشته از بين‌رفته  است.

 

 

حيات وحش شهرستان سلماس :

ـ پستانداران :

شهرستان سلماس به لحاظ داشتن شرايط زيستگاهي مناسب درگذشته نه چندان دور محل زيست انواع پستانداران بوده است ولي بعلت ناامن بودن و درگيري‌هاي قومي در اوايل انقلاب بشدت آسيب ديده و اكنون به لحاظ شرايط طبيعي قوچ و ميش‌ها در منطقه غرب سلماس در زيستگاههاي دريك و دشوان ديده مي‌شوند ولي كل و بز ديده نمي‌شود. خرس قهوه‌اي و گرگ و اردك، سمور و گربه‌وحشي ، سياه گوش، روباه، شغال، خرگوش در منطقه وجود دارند. انواع جوندگان نيز به فراواني در منطقه مشاهده مي‌گردد.

 

ـ پرندگان :

اين شهرستان بدليل قرار گرفتن در كنار پارك ملي درياچه اروميه و تالاب‌ها و منابع آبي داراي جمعيت انبوهي از پرندگان آبزي وكنار آبزي و لاشخورها، پرندگان شكاري و كبك‌ها و سبكبالان است. فلامينگوها به صورت كلني در سواحل درياچه مشاهده مي‌شوند اردك‌ها، كشيم‌ها، چنگرهاو حواصيل‌ها نيز در تالاب‌هاي چيچك و آق زيارت در زمان پر آبي و آرتزين و كنگرلو و قره قشلاق مصب رودخانه زولا زيست مي‌نمايند.

در زمان پرآبي تالاب آق گل انواع پرندگان بصورت كلني ديده مي‌شوند 

 

ـ آبزيان :

در منابع آبي شهرستان سلماس موجودات آبزي متنوع زيست مي‌نمايند، آرتمياي درياچه اروميه و انواع موجودات كف‌زي در رودخانه زولا از آبزيان منطقه هستند، در خصوص آرتميا در بخش شهرستان اروميه مطالب ارائه شده است و از آبزيان قابل ذكر ماهيان هستندكه بعلت فصلي بودن رودخانه زولاچاي و استفاده از آب آن جهت مصارف كشاورزي در حومه سلماس و روستاهاي مسير، آب آن در فصول گرم خشك شده و آبزيان آن دچار مشكل شده و از ماهيان شناسايي شده ماهي سياه كولي، سياه ماهي و انواع سس ماهي و زردك ماهي هستند.

 

ـ خزندگان و دوزيستان :

دوزيستان شهرستان سلماس در زيستگاههاي آبي و خشكي زيست مي‌كنند. آنها نيز مانند ساير جانوران جايگاه خاص خود را در اكوسيستم زنجيره غذايي دارا مي‌باشند. به عنوان طعمه و غذاي جانوران چون مارها هستند. خود نيز با تغذيه از حشرات، در كنترل آنها نقش دارند. خزندگان نقش مهمي را در زنجيره غذايي بعهده دارند. طعمه گوشتخواراني نظير پرندگان شكاري، راسو و غيره هستند و از طرفي خود با تغذيه حشرات، نرم‌تنان، پستانداران كوچك در كنترل جمعيت آنها دخيل بوده و از اين طريق خدمت مهمي به كشاورزي مي‌نمايند. گاهي خزندگان از جمله مارهاي سمي با گزش انسان و دام‌ها خساراتي به آنها وارد كرده و بعضاً موجب مرگ آنها نيز مي‌شود. از خزندگان و دوزيستان شناسايي شده مار افعي (گرزه مار)، مار جعفري، مار افعي زنجاني، مار افعي تكابي، مار آبي، مار كوتوله، كورمار، يله مار، انواع مارمولك ها، وزغ سبز معمولي، انواع قورباغه، لاك پشت‌ها هستند.

 

ـ بررسي عوامل انقراض گونه هاي جانوري شهرستان سلماس :

از عوامل انقراض گونه‌هاي جانوري در شهرستان سلماس تخريب منابع طبيعي در اكثر مناطق و محدود شدن زيستگاههاي حيات‌وحش، نابودي حيات‌وحش از طريق شكار بي‌رويه و قتل وعام در بدو انقلاب و افزايش اسلحه‌هاي مدرن و عدم ملاحظات زيست‌محيطي در توسعه شهري و صنعت از عوامل مؤثر در نابودي جانوران و در معرض انقراض قرار گرفتن آنها شده است.

 

ـ معرفي گونه هاي در حال انقراض در شهرستان سلماس :

قوچ و ميش ارمني، كل و بز، پلنگ، سياه گوش، گربه وحشي، خرس قهوه‌اي، گراز (خوك وحشي)، آنقوت و پليكان، كبك دري ، انواع پرندگان شكاري از گونه‌هاي در حال انقراض در اين شهرستان بشمار مي‌روند.

 

ـ معرفي گونه هاي جانوري خاص منطقه :

در شهرستان سلماس گونه خاصي كه در اين منطقه زيست نموده و ساير مناطق ديده نشود وجود ندارد. چرا كه وجود زيستگاههاي مشترك با ساير شهرستانها در آنها نيز زيست مي‌نمايد. بطور مثال نسل قوچ و ميش ارمني در اكثر نقاط استان بشدت كاهش يافته وچندين سال است كه ديده نمي‌شود ولي در اين شهرستان بقاياي قوچ و ميش هنوز به حيات خود ادامه مي‌دهد.

 

شكارگاهها :

ـ معرفي گونه هاي گياهي موجود در شكارگاهها در شهرستان سلماس :

پوشش گياهي منطقه پوشش استپي بوده و گون‌ها عناصر تشكيل دهنده ساختار گياهي آن هستند ولي گونه‌هاي فورب و گرامل  متعددي و ... آن را همراهي مي‌كنند.

فهرست گونه‌هاي گياهي به اختصار ذيلاً ارائه مي‌گردد.

انواع گون‌ها، انواع كلاه ميرحسن، گزنه سفيد، كنگر، گل خروسك، گل گندم، انواع قدومه، گاو زبان، ميخك، مارچوبه، ترتيزك، كاكوتي، ريواس، علف مار، زبان درقفا، گل خرگوشك، انواع گلاريول، زنبق، پونه، بومادران، شوكران، چشم گربه‌اي، خاكشير تلخ، آلاله، لاله، يونجه وحشي، جو و ... واز درختچه‌ها و درختان ارس، بادام كوهي، نسترن وحشي، زالزالك، پسته وحشي، گلابي وحشي.

 

ـ معرفي گونه هاي جانوري موجود در شكارگاههاي شهرستان سلماس :

ـ پستانداران :

قوچ و ميش ارمني، خرس قهوه‌اي شغال، روباه، سمور، اردك، راسو، انواع جوندگان، خرگوش، سياه گوش، گرگ وحشي را مي‌توان نام برد.

 

ـ پرندگان :

كبك دري، كبك چيل، تيهو، انواع پرندگان شكاري، لاشخورها، انواع اردك‌ها، اردك‌هاي غازنما (تنجه بادكوبه‌اي، آنقوت)، انواع غازها، چاق لق، كبوتر كوهي، فاخته، قمري، انواع كلاغ‌ها،پري شاهرخ، هدهد و انواع گنجشك سانان.

   مناطق مجاز و مناطق شكار و صيد در شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس به جز محدوده و حريم پارك ملي درياچه اروميه كليه مناطق با رعايت مقررات شكار و صيد براي شكار مجازمي‌باشد.

 ـ گونه هاي آزاد براي شكار و صيد :

انواع سمور، شغال، روباه، خرگوش، اردك، تشي، كبك، تيهو، بلدرچين، كوكر، باقرقره، كشيم‌ها، غاز پاخاكستري، اردك‌هاي غيرحمايت‌شده، بالاخره كليه پستانداران، پرندگان، آبزيان، دوزيستان و خزندگان غير حمايت شده كه در رابطه در بخش استاني مطالب ارائه گرديده است.

 ـ تاريخ و ساعات مجاز شكار و صيد :

تاريخ و ساعات مجاز شكار و صيد در كل مناطق استان بلكه در سطح كشور به جز بعضي استثناء‌ها يكي مي‌باشد. مطالب در بخش استاني ارائه گرديده است.

 

ـ امكانات شكارگاهها :

ـ ساختماني :

در شكارگاههاي سلماس امكانات ساختماني براي شكارچيان منظور شده است.

 ـ پرسنلي :

اداره حفاظت محيط‌زيست سلماس با پرسنل مربوطه نيست به حفاظت مناطق در چهارچوب قوانين و مقررات اقدام و كنترل و جلوگيري  از تخلفات شكار و صيد و بهسازي محيط زيست و ... نيز از وظايف آنان مي‌باشد.

 

ـ عوامل تهديد كننده گونه هاي گياهي و جانوري :

از مهمترين عوامل تهديدكننده گونه‌هاي گياهي و جانوري در اين شهرستان فعاليت‌هاي مخرب انساني است. با رشد جمعيت انساني و بهره‌برداري بي‌رويه از منابع طبيعي شاهد تخريب زيستگاهها هستيم. سير قهقرايي پوشش گياهي و تبديل اراضي مرتعي به زمين‌هاي زراعي باعث تخريب زيستگاهها و همچنين تعداد اسلحه‌هاي شكاري نابودي حيات‌وحش را بدنبال دارد.

 آلاينده ها :

­ـ منابع انساني آلاينده و تخريب محيط زيست در شهرستان سلماس :

ـ فاضلابها :

چشمگيرترين نوع آلاينده‌ها در شهرستان سلماس فاضلاب‌هاي شهري و صنعتي و كشاورزي است كه از طريق كانالها و چاههاي جاذب به آبهاي زيرزميني و رودخانه زولا تخليه شده و نهايتاً به درياچه اروميه منتهي مي‌گردد. قسمتي از فاضلاب شهر از طريق لوله‌گذاري به خارج از شهر منتقل شده است ولي با روشهاي نوين تصفيه نمي‌گردد. بطوركلي فاضلاب آب مصرف شده و زايدي است كه در هر قسمت و در هر شهر داراي تركيبات و پايداري متغيري بوده و در واقع اثر و نشانه‌اي از طرز زندگي و مواد غذايي   مردماني است كه در آن منطقه زندگي مي‌كنند. فاضلاب شهري معمولاً از حمام و زايدات و پساب آشپزخانه تشكيل مي‌شود و داراي موادآلي فراوان مثل هيدروكربورها، پاك‌كننده‌ها، چربي و روغن خصوصاً باكتريها، قارچها، جانوران تك‌سلولي و اجسام زنده هستند و بهترين و مناسب‌ترين محل و جايگاه براي رشد ميكروارگانيزم‌ها مي‌باشند چون فاضلاب‌هاي شهري داراي اجسام مولد سم كمتر و يا ناچيزي هستند و از موادمعدني بيشتري برخوردارند، مي‌توانند براي آبياري گياهان مفيد واقع شوند. اما اگر حتي قسمتي از فاضلابهاي صنعتي با فاضلابهاي شهري ادغام شوند به نسبت ميزان آلودگي و نوع صنعت، عناصر و مواد سمي گوناگون وارد فاضلابهاي شهري شده و براي استفاده در امر كشاورزان از كيفيت آنها كاسته مي‌شود. بالاخره در شهرستان سلماس فاضلابها موجب آلودگي آبهاي سطحي و زيرزميني شده و در كيفيت آب و سلامت آبزيان و نهايتاً انسان تاثير مي‌گذارد.

 

ـ زباله ها :

افزايش جمعيت، توسعه صنايع، پيشرفت‌هاي جديد فناوري، توسعه شهرنشيني و تغييرات ايجاد شده در الگوهاي مصرفي از جمله مسائلي هستند كه بحرانهاي عظيمي را بخصوص در رابطه با جمع‌آوري و دفع زباله‌ها به‌وجودآورده است. زباله‌ها در شهرستان سلماس بصورت غيربهداشتي و غيراستاندارد جمع‌آوري مي‌شود و بدون هيچگونه اقدام در جهت دفن بهداشتي زباله به‌عنوان يكي ازگزينه‌هاي مقبول و منطقي شمال شرقي شهر بصورت روباز تخليه مي‌گردد و مديريت دفع زباله با مشكلات عمده‌اي مواجه بوده و نهايتاً تاثيرات منفي در مسائل زيست محيطي منطقه دارد.

 

ـ منابع طبيعي آلاينده و تخريب محيط زيست و شهرستان سلماس :

ـ سيل :

بارش باران بصورت رگبار، بارندگيهاي شديد و طولاني مدت و ذوب شدن سريع برفها در اثر گرماي ناگهاني و زودرس باعث افزايش آب رودخانه شده و از مسير رودخانه خارج و جريان مي‌يابد و هر چه را كه در سر راه دارد با خود مي‌برد و موجب از بين‌رفتن موجودات آبزي نيز مي‌گردد. چرا كه وقتي سيل جاري مي‌شود گل‌ولاي آن همه چيز را مدفون مي‌كند و هر چه سر راه دارد ويران مي‌كند. بعلت تخريب پوشش گياهي احتمال وقوع سيل بيشتر است و هميشه سيل بعنوان بلاي طبيعي مطرح نيست بلكه موجب بهبود زندگي انسانها مي‌شود. براي مثال جلگه سلماس در اثر آبرفت رودخانه زولاچاي بوجود آمده است.

 

ـ زلزله :

شهرستان سلماس در منطقه زلزله‌خيزي قرار داشته و گاه‌بيگاه زلزله‌هايي اين منطقه را تكان مي‌دهد. شديدترين زلزله‌اي كه شهرستان سلماس را لرزاند در سال 1309 با قدرت 7 درجه در مقياس ريشتر بود كه باعث خسارات شديد گرديد بطوريكه شهرستان سلماس با خاك يكسان شد.

 

ـ آتش سوزي :

آتش‌سوزي در اذهان عمومي خوشايند نبوده و در اثر بي‌احتياطي خسارات زيادي به همراه دارد ولي اكولوژيست‌ها معتقدند آتش‌سوزي رل بسيار مهمي در اكوسيستم بازي مي‌كند. اگر آتش‌سوزي تمام گياهان اعم از كوچك و بزرگ را نابود كند، سالها طول مي‌كشد تا آن نواحي از نظر انسان دوباره بارور گردد ولي اگر آتش‌سوزي سطحي باشد همه گياهان سطحي مي‌سوزند و آنهائيكه  مقاومت بيشتري در مقابل گرماي آتش دارند امكان بيشتري براي رشد كردن پيدا مي‌كنند.

 

ـ رانش زمين :

سلماس در زمينهاي پست استقرار يافته است ولي اكثر روستاهاي غرب شهرستان در مناطق كوهستاني واقع شده‌اند. دخالتهاي انساني در تخريب مراتع، احداث جاده‌هاي روستايي و عشايري متعدد و استفاده از مواد دامنه‌اي به عنوان مصالح ساختماني، ريزشويي دامنه‌ها بوسيله آبهاي جاري سطحي و نهرها و بارش‌هاي سنگين بهاري، دامنه‌ها را مستعد رانش زمين ساخته و در منطقه دريك و دشوان آثارآن قابل رويت است.

 

ـ  هتل ها و مسافرخانه ها و بيمارستانها و آلودگي زيست محيطي ناشي از آنها :

ـ آلودگي ناشي از فاضلاب :

در شهرستان سلماس محل‌هاي اقامتي و پذيرايي از مسافران و بيمارستاني در راستاي رشد فزاينده جمعيت و توسعه روزافزون مناطق شهري افزايش يافته است و اثرات جانبي مبني بر ايجاد آلودگي را در منطقه همراه داشته است و بيشترين مشكل، فاضلاب اين مراكز است. فاضلاب شهرها عموماً به چاههاي جاذب هدايت مي‌شوند و يا توسط كانالهاي زيرزميني دفع شده و در نهايت به همراه ساير فاضلابهاي شهري و صنعتي به رودخانه زولاچاي تخليه شده و به درياچه اروميه مي‌ريزد. بعلت بالابودن آبهاي تحت‌الارضي چاههاي جاذب موجب آلودگي شديد آبهاي تحت‌الارضي مي‌شود و هدايت فاضلابها از طريق كانالها آلودگي شديد منطقه و آبهاي سطحي را سبب گرديده است و مشكلات زيست محيطي عمده‌اي را فراهم آورده است.

 

ـ آلودگي ناشي از زباله :

نحوه جمع‌آوري و دفع بهداشتي در شهرستان سلماس همانند ساير شهرستانها با مشكلات عديده زيست‌محيطي مواجه است زباله‌هاي خانگي و اقامتي به همراه زباله‌هاي عفوني و بيمارستاني كه در مراكز درماني و بهداشتي و بيمارستاني توليد مي‌شود و يكي از مهمترين منابع انتشار آلودگي و ايجاد بيماري در محيط بشمار مي‌رود با كاميونهاي روباز به محلهاي تخليه انتقال‌يافته و بصورت روباز در كنار انتهاي كمربندي سلماس ـ خوي تلنبار مي‌گردد. با توجه به اينكه زباله‌ها بايستي به گونه‌اي از ميان برداشته شود كه سلامت عموم در خطر قرار نگيرد بايد بر اثر آن :

ـ سلامتي و رفاه انسان تهديد نگردد.

ـ جانوران مفيد، پرندگان، دنياي وحش و ماهي‌ها آسيب نبينند.

ـ منابع آبي، خاك و گياهان مفيد تحت تأثير قرار نگيرند.

ـ صدمات زيست محيطي پيوسته آلودگي هوا ايجاد نگردد.

ـ چشم اندازهاي طبيعي و بهداشت شهرها حفظ شود.

ـ امنيت و نظم عمومي به مخاطره نيفتاده و صدمه نبيند.

متأسفانه هيچكدام ازاين مسائل در شهرستان

[ هفدهم مرداد 1389 ] [ 23:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]

ويژگيهاي جغرافياي ، تاريخي شهرستان سلماس :

بنا به شواهد تاريخي و جغرافيايي در ايجاد هسته اوليه شهر سلماس انگيزه خاصي به نظر نمي‌رسد. در طي اعصار، وسيله زلزله دستخوش تغيير محل دگرگوني شده است. ولي آنچه مسلم است بافت اوليه در گذشته يكي از روستاهاي مستعد بوده و مركزيت ارتباطي برتري داشته است. بارها در اين شهر زلزله روي داده و ساكنان ديلمقان در محل فعلي شهر اسكان داشتند. از حفاريهاي به دست آمده از تپه پتان، قدمت سلماس به زمان مادها مي‌رسد. در زمان هخامنشيان جزو آخرين قسمت ارمنستان بود و آن را زاروند مي‌گفتند. در دوره اشكانيان يكي از ايالتهاي حايل بين ايران و روم بود و پس از شكست آخرين شاه اشكاني ضميمه متصرفات ساسانيان مي‌شود. يادگاري از اين سلسله در كوه پير چاوش بر سر راه اروميه و سلماس (نزديك روستاي خان تختي) باقي مانده است. بدين صورت، روي تخته سنگي دو نفر بر اسب وجود دارد. يكي خود اردشير و ديگري پسرش شاهپور است و در جلو هر يك پياده‌اي  ايستاده مشاهده مي‌شود. شواهد تاريخي مي‌رساند كه اين منطقه مدتي ارمني نشيني بوده است. وجود كليساها و گورستان‌هاي متروكه مسيحي و سكونت فعلي ارامنه در بعضي از روستاها و استعمال كلمه (زارواند) كه يكي از واژه‌هاي ارمني مي‌باشد، همه گواه بر سكونت ارامنه در اين منطقه بوده است. ياقوت حموي هم همين كلمه را به كار برده است بعداً كلمه سلماس و پس از آن نام شاهپور و بعد از انقلاب مجدداً نام سلماس جانشين آن شده است.

 

ويژگيهاي سياسي و اداري شهرستان سلماس :

شهرستان سلماس در 91 كيلومتري شمال مركز استان آذربايجان غربي كه از جانب شمال به شهرستان خوي و شرق به استان آذربايجان شرقي و درياچه اروميه و از جنوب به اروميه و از غرب به كشور تركيه محدود است. اين شهرستان داراي دو بخش به نامهاي كوهسار و مركزي و داراي هفت دهستان است بخش كوهسار با دهستانهاي چهريق‌، شپيران و شناتان و بخش مركزي با دهستانهاي زولاچاي، كره سني، كناربروژ، لكستان است.

تقسيمات شهرستان سلماس به تفكيك بخش و دهستان : 1379

نام مركز

تعداد روستاها

مساحت

(كيلومترمربع)

نام

بخش / دهستان

خالي از سكنه

داراي سكنه

جمع

سلماس

2

154

156

312/2544

كل شهرستان

كتبان

چهريق عليا

دلزي

كوزه رش

2

2

-

-

85

41

17

27

87

43

17

27

395/1297

790/401

587/461

018/434

كوهسار

چهريق

شپيران

شناتال

سلماس

ملحم

سيلاب

تمر

قره قشلاق

-

-

-

-

-

69

21

21

12

15

69

21

21

12

15

917/1246

960/267

685/388

518/289

754/300

مركزي

زولاچاي

كره سني

كناربروژ

لكستان

 

ويژگيهاي جغرافيايي طبيعي شهرستان سلماس :

ـ موقعيت ، حدود و وسعت شهرستان سلماس :

شهرستان سلماس با وسعت 312/2544 كيلومتر مربع ، حدود 87/6 درصد از سطح استان را به خود اختصاص مي‌دهد. اين شهرستان در محدوده ارتفاعي حداقل 1000 و حداكثر بيش از 3000 متر از سطح دريا قرار گرفته و شيب متوسط وزني آن ده درصد محاسب  گرديده است.

از سطح شهرستان 77/52 درصد اراضي كوهستاني و 12/14 درصد تپه‌ها و 11/33 درصد بقيه را اراضي دشتي و سيلابي و... تشكيل مي‌دهد. شهرستان سلماس در مختصات جغرافيايي 38 درجه و 11 دقيقه عرض شمالي و 44 درجه و 46 دقيقه طول شرقي قرارگرفته است.

 

ـ كوههاي شهرستان سلماس :

كوههاي شهرستان سلماس از نقطه نظر توپوگرافي در حقيقت ادامة سلسله جبال زاگرس مي‌باشد. از مرز شهرستان خوي به طرف شهرستان سلماس به صورت يك توده مرتفع منظم، مركب از توده‌هاي خارائي به سمت جنوب ادامه داشته و كوههاي مرزي بنام هراويل با ارتفاع 3409 متر ، شمليك داغ با ارتفاع 2844 متر و كوههاي كوزه رش، شوربداغ، دوشوان، سنيتال از جانب شمال غرب و جنوب اين شهرستان را احاطه كرده‌اند بطور كلي كوه‌هاي مرتفع اين شهرستان را كوههاي مرزي اين شهرستان با كشور تركيه تشكيل مي‌دهند و هر چه به طرف شهر سلماس نزديك مي‌شويم از ارتفاعات كاسته شده و حد فاصل آنها بعنوان پايكوه هراويل مي‌باشد. ارتفاع 3097 متر در كوه ساري‌داش در حد مرز سلماس و اروميه (اين ارتفاعات كه از جنوب غربي به شمال شرقي تا تمروخان تختي كشيده شده است) دشت سلماس را بوجود مي‌آورند.

         

        نمايي از كوه سه برادر (اوچ قارداشلار)

 

ـ دشت هاي شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس يك دشت واقع شده كه توضيحاتي ذيلاً ارائه مي‌نماييم.

دشت سلماس مساحتي برابر با 55000 هكتار است. منطقه دشتي سلماس از دامنه ارتفاعات غربي تا حواشي درياچه اروميه كشيده شده است و با داشتن رودخانه زولاچاي كه از ارتفاعات غرب واقع در مرز ايران و تركيه سرچشمه گرفته پس از طي يك مسير در راستاي جنوب غرب به شمال شرق از داخل دشت سلماس عبور نموده و به درياچه اروميه مي‌ريزد و باداشتن اين رودخانه و تغذيه جانبي از ارتفاعات آهكي منابع غني از آب دارد. ضخامت آبرفت در اين دشت به 200 متر مي رسد كه از مرغوبيت نسبتاً خوبي برخوردار است.

 نمايي از دشت سلماس 

ـ دره هاي شهرستان سلماس :

دره‌هاي سلماس به لحاظ خوش آب و هوا بودن و قرار گرفتن در مسير رودخانه‌ها و كنار باغات مورد توجه گردشگران و علاقمندان به طبيعت است.

 

 

ـ دره زولاچاي :

دره زولاچاي در شهرستان سلماس كه رودخانه زولا در آن جاري است مورد توجه اغلب علاقمندان به گذران اوقات فراغت كه خسته از محيط شهري هستند قرار مي‌گيرد.

منظره اي از درة زولا چاي

 

ـ دره دريك :

دره دريك كه رودخانه دريك در آن جاري است داراي چشم‌اندازهاي بديع و ديدني است و حيات‌وحش اطراف به‌خصوص آواي كبك‌ها و ديدن حيات‌وحش مردم را به اين منطقه كشانده و به تفريح مي‌پردازند.

 

ـ دره تمر :

دره تمر در جاده هشتيان كه به چمنزارهاي دامنه كوه پير چاوش و زولا ختم مي‌شود از مناطق خوش    آب و هواي سلماس بوده و در حقيقت تفرجگاه اصلي اين شهرستان محسوب مي‌گردد

منابع آب شهرستان سلماس :

منابع آب شهرستان سلماس را در سه بخش آبهاي سطحي (رودخانه ها)، آب هاي زيرزميني (چشمه‌ها، چشمه‌هاي آب‌معدني، قنوات و چاه‌ها) و آبهاي راكدي (تالاب‌ها،  سدهاو درياچه‌ها) بررسي مي‌نماييم.

 

ـ آب هاي سطحي شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس رودهاي ديرعلي سو، زرين دره و زولاچاي جريان دارند كه به‌ترتيب از ارتفاعات مرزي هراويل، ساري‌چيچك و ساري‌داش سرچشمه مي‌گيرند.

رودخانه هاي شهرستان سلماس

 

ـ رودخانه ها :
ـ رودخانه زولاچاي :

اين رودخانه يكي از رودخانه‌هاي دايمي شهرستان سلماس مي‌باشد. رودخانه زولاچاي از قلعه‌هاي قره‌داش و ساري‌داش با  ارتفاع 2430 و 3097 متر از سطح دريا از مرز مشترك ايران و تركيه سرچشمه مي‌گيرد. بعلت پيوستن آب چشمه‌ها و جويبارها و  شاخه‌هاي فرعي ديرعلي سو، دريك چاي، سرخلان به ميزان آن افزوده مي‌شود. مقدار آب رودخانه زولاچاي نيز مانند اكثر رودخانه‌هاي كشور تابع شرايط و ريزش‌هاي جوي بوده و از اواخر زمستان تا اواخر بهار آب آن به حداكثر مي‌رسد. اين رودخانه در طي مسير   از كنار روستاهاي مجاور عبور كرده و سرانجام در شمال غربي درياچه اروميه و جنوب قريه كنگرلو به درياچه مي‌ريزد.

و در طول مسير از آب آن جهت آبياري زمين‌هاي زراعي با ايجاد آب‌بندهاي سنتي استفاده مي‌شود. بعلاوه در نزديكي تازه شهر سد انحرافي ايجاد گرديده كه آب آن در زمان كم آبي و با استفاده از آب ذخيره شده در پشت سد به كانال‌هاي مدرن ايجاد شده هدايت مي‌گردد. وسعت حوزه آبريز 819 كيلومتر مربع بوده و حداكثر دبي لحظه آن در سال آبي 1378 ـ 1379 معادل 3/20 مترمكعب در ثانيه و دبي سالانه 937/62 ميليون مترمكعب برآورد گرديده است.

زولا چاي از رودخانه‌هاي دائمي شهرستان سلماس است                                           

 ـ آبهاي زيرزميني شهرستان سلماس :

در سفره آب زيرزميني دشت سلماس دو نوع سفره آب زيرزميني وجود دارد. سفره آب زيرزميني سطحي و سفره آب  زيرزميني عميق يا تحت فشار.

 

الف) سفره آب زيرزميني سطحي دشت سلماس :

اين سفره آب زيرزميني از دامنه كوه‌هاي سلسله جبال زاگرس واقع در غرب دشت سلماس و كوههاي واقع در شمال شرقي سلماس شروع گشته و تا درياچه اروميه امتداد دارد. عمق سطح ايستايي در سفره مذكور در حوالي مناطق كوهستاني 38 متر و در حوالي درياچه اروميه به 2 متر مي‌رسد.

 

ب ) سفره آب زيرزميني عميق يا تحت فشار در دشت سلماس :

سطح سفره آب زيرزميني عميق در دشت سلماس500 كيلومترمربع و به عمق متوسط100 متر مي‌باشد، حداكثر عمق سفره مذكور به160 متر مي‌رسد. حجم مفيد سفره آب زيرزميني عميق دشت سلماس 1ميليارد مترمكعب و شيب و جهت جريان از شمال غربي به جنوب شرقي بطرف زيردرياچه اروميه مي‌باشد.

بطوركلي آبهاي زيرزميني شهرستان سلماس در سه بخش چشمه‌ها، قنوات و چاه‌ها مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

 

ـ چشمه هاي شهرستان سلماس :

چشمه‌هاي اين شهرستان اغلب در مناطق كوهستاني ظاهر گرديده‌اند. قبل از پديده بحران خشكسالي چند سال اخير تعداد 45 دهنه چشمه در شهرستان سلماس وجود داشت ولي در سال آبي 1379 ـ 1378 تعداد هفت چشمه با ميزان 23/0 ميليون مترمكعب تخليه ساليانه كه مالكيت آنها اكثراً با افراد بوده و بيشتر در آبياري نمودن  باغات و اراضي زراعي استفاده مي‌شود. بعلاوه چشمه سارهاي كوچك از دامنه‌هاي مرزي سلسله جبال زاگرس به فراواني جاري است. كه اين چشمه سارها اكثراً رودخانه‌هاي فصلي و دائمي منطقه را تشكيل مي‌دهند. از نمونه چشمه‌سارهاي اين منطقه مي‌توان : دشوان، دريك، شكريازي ، حاتم بلاغي، چشمه شور كند و رختار را نام برد.

  

ـ چشمه هاي آب معدني شهرستان سلماس :

چشمه‌هاي آب معدني شهرستان سلماس عبارتند از :

1ـ آب گرم ايسته سو/ در سمت چپ جاده اروميه سلماس در نزديكي گردنه قوشچي قرار گرفته است.

2ـ چشمه آب معدني ميناس/ در جنوب شرقي سلماس.

3ـ چشمه صدقيان/ در دهكده صدقيان شمال شرقي سلماس.

4ـ آب معدني دريك/ اين آب بسيار گوارا بوده و در روستاي چهريق قرار دارد.

نمايي از آبشار بجا مانده از آب گرم ايستي سو

نمايي از آب گرم ايستي سو (استخر مردانه)

 قنوات شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس بر اساس آمار سال 1371 تعداد 36 رشته قنات با تخليه ساليانه 67/2 ميليون مترمكعب مورد بهره برداري قرار مي‌گرفت و مالكيت آنها در دست افراد بوده و در آبياري ساختن اراضي زراعي و باغات استفاده مي‌شد ولي امروز متأسفانه اكثراً  متروكه و بر اساس آمارنامه سال آبي 1379 ـ 1378 تعداد 13 رشته قنات با تخليه سالانه 43/1 ميليون مترمكعب مورد بهره برداري قرار مي‌گيرد.

 

ـ چاه هاي شهرستان سلماس :

تعداد كل چاههاي منطقه در سال 1371 حدود 713 حلقه بوده است كه تخليه سالانه آنها 95/88 ميليارد مترمكعب بوده است و بر اساس اطلاعات و آمار آب منطقه‌اي آذربايجان غربي هدايت الكتريكي آب سفره‌هاي زيرزميني بين 400 ـ100 ميكرودرس سانتي متر مي‌باشد و ميزان املاح آبهاي زيرزميني به طرف درياچه اروميه افزايش مي‌يابد. طبق آمار موجود در سال آبي 1378 ـ 1379 در شهرستان سلماس تعداد 293 حلقه چاه نيمه عميق با تخليه سالانه 83/16 ميليون متر مكعب و تعداد 586 حلقه چاه عميق با تخليه سالانه    931/189 ميليون مترمكعب مورد بهره برداري قرار مي‌گيرد.

 

ـ آب هاي راكد شهرستان سلماس :

آبهاي راكد در سه بخش سدها و تالاب‌ها و درياچه‌ها مورد بررسي قرار مي‌دهيم در خصوص درياچه اروميه در بخش مركزي اروميه مطالبي ارائه گرديده است و همچنين در منطقه شهرستان سلماس سدي احداث نشده و بر روي رودخانه زولا در دست مطالعه و اقدام  است.

 

ـ تالابهاي شهرستان سلماس :

ـ تالاب چيچك :

اين تالاب در حوزه استحفاظي شهرستان سلماس قرار داشته و با 5 هكتار وسعت در 1500 متري قريه چيچك و 2 كيلومتري جاده سلماس، خوي واقع شده است.

تالاب چيچك در اكثر مواقع سال خشك است

 

ـ تالاب آق زيارت :

اين تالاب از مانداب‌هاي كناره درياچه اروميه تشكيل شده و به دليل نزديكي به درياچه اروميه و شكل نيزاري آن پناهگاه مناسبي براي پرندگان مهاجر آبزي است. اين تالاب در حد فاصل روستاهاي خان‌تختي و آق‌زيارت در فاصله 20 كيلومتري جنوبي سلماس و 80 كيلومتري شمال اروميه واقع شده است.

نمايي از سرسبزي‌هاي تالاب آق زيارت

 

زمين شناسي شهرستان سلماس :

بطوركلي شمال استان از تشكيلات سنگهاي مخلوط از دوره كرتاسه فوقاني و شمال سلماس قسمتهايي از دوره ميوسن و بخشهايي از دوران چهارم بصورت تراسهاي قديمي، جنوب، جنوب‌غربي سلماس از سنگهاي دگرگون آذرين از دوره‌هاي پرمين وكربونيفر قرار گرفته است.

 ـ لرزه خيزي :

شهرستان سلماس از نظر ويژگيهاي زلزله خيزي فعاليت‌هايي داشته و اتفاقاتي افتاده است. زلزله شهرستان كه در سال 1309 شمسي با قدرت 7 درجه در مقياس ريشتر بوقوع پيوست و باعث خسارات شديد گرديد. بطوريكه شهرستان سلماس تقريباً با خاك يكسان شد و جزو شديدترين زلزله‌هايي است كه در تاريخ به ثبت رسيده است.

 

خاكشناسي شهرستان سلماس :

خاكهاي مطالعه شده در اين شهرستان عمدتاً جزء خاكهاي كلاسهاي III وII بوده كه در مناطق كوهستاني كم‌عمق و در بخش‌هاي مسطح نيمه‌عميق تا عميق مي‌باشد. به علت عوامل بازدارنده گوناگون، در كاربري اراضي زراعت آبي 78 درصد از وسعت شهرستان محدوديت شديد، 7 درصد محدوديت زياد، 4درصد محدوديت متوسط، 11درصد محدوديت خيلي كم دارد. در كاربري زراعت ديم 74درصد از وسعت شهرستان محدوديت شديد، 4درصد محدوديت خيلي زياد، 6درصد محدوديت زياد، 11درصد محدوديت متوسط و 5درصد آن نيز محدوديت كم دارد. همچنين اين عوامل بازدارنده گوناگون براي كاربري مرتع و چراگاه 20درصد از سطح شهرستان داراي محدوديت شديد، 11درصد داراي محدوديت خيلي زياد، 52درصد داراي محدوديت زياد، 16درصد آن را محدوديت متوسط و 1درصد آن را نيز داراي محدوديت كم كرده است.

 

گياه شناسي شهرستان سلماس :

ـ جنگلها :

جنگلهاي طبيعي شهرستان سلماس باقيمانده جنگلهاي زاگرس بوده كه در بعضي مناطق شهرستان از جمله دره دريك و دشوان بصورت نقطه‌اي و يا تك درختي نمايان است. از گونه‌هاي مهم درختان ودرختچه‌ها مي‌توان به زالزالك، بنه (پسته وحشي)، بادام وحشي، ارجنگ، ارس (سروكوهي)، نسترن وحشي اشاره نمود.

 ـ مراتع :

پوشش گياهي غالب در شهرستان، پوشش مرتعي است و از وسعت254820هكتاري شهرستان حدود     31/75 درصد به مراتع اختصاص دارد. مراتع اين منطقه از نوع مراتع ييلاقي و ميان‌بند و قشلاقي هستند. مراتع ييلاقي كه در نزديكي مرز در ارتفاع بالاي 1800 متري از سطح دريا قرار گرفته‌اند و مراتع ميان‌بند در دامنه ارتفاعي1400تا1800متر قرارداشته و مراتع قشلاقي درسواحل درياچه اروميه و حريم روستاها واقع و مورد بهره‌برداري دامداران قرار مي‌گيرد.

 

بررسي وضعيت طبيعي شهرستان سلماس از لحاظ زيست محيطي و بررسي عوامل آسيب و تخريب :

كوهها و دشتها :

با نگرشي گذرا در نقشه ناهمواريهاي آذربايجان متوجه خواهيم شد كه سرتاسر نواحي مرزي شهرستان سلماس (مرز ايران و تركيه) از كوههاي مرتفع ديوار مانندي كه امتدادي شمالي ـ جنوبي دارند پوشيده شده است. و خط الرأس اين كوهها حوضه آبگير سلماس(درياچه اروميه) و تركيه است. شيب اين كوهها به طرف شهر سلماس تند و در فاصله كمي تا درياچه اروميه فرود مي‌آيد. اين كوهها با توجه به حالت و شكل ويژه‌اي كه در سطح زمين ايجاد مي‌كند علاوه بر خلق چشم‌اندازها و مناظر بديع و زيبا، نقش مؤثري در حفظ محيط زيست طبيعي و حيات‌وحش وابسته به آن دارند ولي با ناديده گرفتن موارد مذكور مردم منطقه به لحاظ آزونياز با چراي بي‌رويه و نابودي پوشش گياهي و تخريب و تبديل مراتع و از سوي ديگر احداث جاده‌هاي نظامي در اين منطقه در اوايل انقلاب و استقرار
گروهكها در اين منطقه از عوامل موثر در آسيب و تخريب محيط زيست كوهها و دشتها به شمار مي‌رود.

 

 منبع- سایت فرمانداری سلماس

[ هفدهم مرداد 1389 ] [ 23:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 

معرفي شهرستان ماكو:

شهرستان ماكو از لحاظ جغرافيائي و تاريخي:

شهرستان ماكو در گوشه شمال غربي  ايران ( استان آذربايجان  غربي ) قرار گرفته  كه از شمال به رودخانه  قره  سو و كشور تركيه ، از شرق  به  رودخانه  ارس  و جمهوري  آذربايجان  ( خود  مختاري  نخجوان  ) و از مغرب به جمهوري  تركيه  و از جنوب به شهرتان  خوي  محدود است .

شهر ماكو در دره اي بنا شده كه رودخانه زنگمار از آن مي گذرد و شهر را به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم مي كند. قسمت جنوبي شهر در دامنه كوه سبد قرار گرفته و آبادي چنداني ندارد ولي بخش شمالي آن آبادتر و بزرگتر است .


« نمائی از كوه قيه ماکو بعد از بارندگی »

 

اين شهر از لحاظ طبيعي موقعيت خاصي دارد. شهر از طرف شمال و جنوب كوهستاني است و از جانب غرب و شرق به جلگه هاي قلعه درسي و چاي باسار منتهي مي گردد. يكي از تخته سنگهاي بسيار بزرگ كه بخشي از ديواره سنگي كوه ساري قيه است جدا قيه نام دارد.

تاريخچه ماكو :

قديمي ترين ابنيه تاريخي ماكو به دوره اورارتو يا خالدها مربوط است اطاقهاي سنگي در دهات سنگر (بين ماكو و بازرگان ) چيركندي از روستاهاي ييلاقي دهستان چاي باسار و دليك داش سيه چشمه و شدي ارس ، كنار پلدشت و كشف كتيبه هايي به خط ميخي در قراء بسطام و اطراف بازرگان و حفريات و كشفيات هيئت آلماني درده بسطام و خوانده شدن كتيبه هاي ميخي توسط باستان شناسان ايراني و خارجي و نوشته هاي مورخين قديم و جديد چون موسي خورن (ارمني) و ب.ب پيوتروفسكي (روسي) ثابت مي كند كه سكنه اوليه شهرستان ماكو اورارتوها بودند. شهر بزرگ آنان به نام روسا در نزديكي قريه بسطام بنا گرديده بود.

پس از آنكه ارامنه به حكومت اورارتوها خاتمه دادند بر متصرفات آنها مسلط شدند. طبيعي است كه منطقه ماكو نيز ضميمه حكومت ارمنستان گرديد آثار كليساهاي قديمي مخصوصاً كليساي طاطاوس و خرابه شهرهايي به نام آرتازيا ، آرتز و آرشاكاوان ( يا خاور زمين به قول اكراد طايفه ساكان ) در ناحيه دامبات و آرماوير Armavir كنار رود ارس تسلط و نفوذ ارامنه را در اين منطقه روشن مي سازد.

در سال ( 694 هـ . ش ) اسقف زاكاريا و پطرس برادرش حكومت سياسي و مذهبي آرتاز را به دست آوردند. با صرف هزينه بسيار قلعه ماكو را كه محل اقامت آنان بود استحكام بخشيدند و راههاي كاروان و پل هايي در مسير راه ساختند و آنرا بصورت راهي تجاري و سوق الجيشي در آورده كه موقعيت ماكو و استحكامات تدافعي آن باعث تعجب بينندگان آن مي شد.

شاهزادگان ارمني آرتاز بيش از يكصد سال با اتكا به استحكامات قلعه ماكو و مهارت در دفاع ، كليه حملات مهاجمين به اين منطقه را يكي پس از ديگري دفع كردندو حتي تيمور لنگ نيز نتوانست آنجا را تصرف كند.

اسقف زاكاريا نه تنها راههاي اطراف ماكو را مرمت كرد بلكه چهار پل با طاقهاي قوسي روي رودخانه ماكو (زنگمار ) ساخت .

بعد از تيمور ، قره قويونلوها بر آذربايجان مسلط شدند. قرايوسف در سال 785 هـ . ش ماكو را فتح كرد . هميشه در بين امراي قره قويونلوها منازعه بود تا اينكه شاه اسماعيل صفوي در چند جنگ الوند ميرزا و سلطان مراد ميرزا بازماندگان سلسله آق قويونلو را مغلوب و سلسله مزبور را منقرض و سلسله مقتدر صفوي را تأسيس كرد . در زمان اين پادشاه جوان بود كه سلطان سليم ( سلطان عثماني ) پس از قتل شيعيان آسياي صغير با لشكر جرار كه مسلح به سلاح آتشين بودند به قصد تصرف آذربايجان و برانداختن سلطنت شيعي مذهب صفوي وارد دشت چالدران شد . نبرد چالدران با وجود فداكاريها و شجاعت شخص شاه اسمعيل و سرداران نامي او و سپاهيان قزلباش به نفع وي تمام نشد شاه اسماعيل همواره از اين ماجرا دل شكسته بود و كسي خنده او را نديد.

بالاخره قلعه ماكو را بعد از مدتها طبق دستور دربار شاه عباس ثاني خراب كردند و كتيبه اي در اين مورد در روي صخره نقش بست كه با اين بيت شروع مي شود.

اين قلعه كه قلعه قابان بود                                 ضرب المثل جهانيان بود ......

حكومت ماكو در دوره زنديه و قاجاريه در دست ايل بيات بود. ايل بيات تيره اي از ايل قره قويونلو بود كه مسكن اصلي آنان شرق آناتولي بود و در ركاب قره قويونلوها وارد ايران شدند.

وجه تسميه ماكو :

در مورد وجه تسميه ماكو حدس و گمانهاي زيادي زده شده كه مبناي درستي ندارند ، ارامنه مدعي هستند ماكو در اصل ماكي يا مكي به معني آغل (مرتع گوسفند ) بوده برخي مانند ياقوت حموي عقيده دارند ماكو محل زندگي روحانيون زردشتي بوده است لذا در اصل ماگوش نام داشته كه به مرور ايام ماكو شده است . اسم ماكو را آرتاز ، شاوارشان ، قلعه قبان ، نيز گفته اند . به نظر مينورسكي محقق معروف روسي ماكو از تركيب ماه و كوه تشكيل شده و مي تواند مادكو باشد ( به معناي كوه ماد ) .

آثار باستاني شهرستان ماكو

1 ـ كليساي  طاطاووس در ده قره كليسا بخش سيه چشمه

2 ـ تپه ما قبل  تاريخ خليل آباد در 300 متري شوط

3 ـ كليساي عظيم سنت استپاسن در دره شام ارسكنار

4 ـ معبد سنگي در ده شدي دشت زنگنه

5 ـ برج و بارو و كتيبه در ، ساري قيه و در صخره ماكو

6 ـ خرابه هاي تعدادي كليساهاي ارمني در دهات مختلف

7 ـ آثار تاريخي شهر دامبات

8 ـ خرابه هاي قديمي گزلو در ده مخند

9 ـ آثار و علايم منقوش در سنگ در ده قزلجه قلعه دهستان قره قويون

10 ـ دالانها و غارهاي زيرزمين در اطراف آرارات

11 ـ شهر روسا يا قلعه جم خور در ده بسطام چاي پارا

12 ـ اطاق سنگي در ده چيره كندي چاي پارا

13 ـ گورستان تاريخی  پير احمد كندي در دهات آواجيق

14 ـ پل بشگوز در نزديك شهر ماكو

15 ـ خرابه هاي سه گوش در ده قزلداغ

16 ـ اطاق سنگي در ده دليك داش

17 ـ كليساي زور زور در ده بارون

18 ـ ديري متعلق به فرقه دمينكن در پاي كوه قيه

19 ـ اطاق سنگي در ده سنگر

20 ـ كليساي مريم ننه در شمال شهر ماكو

21 ـ بناي باشكوه كلاه فرنگي در بيمارستان ماكو

22 ـ كاخ باغچه جوق : در شش كيلومتري ماكو در روستائی  به همين نام واقع است كه ساختمان آن در زمان تيمور پاشاخان شروع و در زمان حكومت فرزندش  مرتضي  قلي خان اقبال السلطنه ( سردار ماكو ) به اتمام رسيده و محل سكونت ييلاقي آن بود ( جوق در زبان ارمني يعني ده ) در ساختمان كاخ معماران  ايراني و مهندسان  روسي و اروپايي به اتفاق كار كرده اند و هيئت كاخ تلفيقي از معماري شرق و غرب است . گچ بري ساختمان توسط اساتيد ايراني انجام پذيرفته. آئينه كاري و گچ بري ساختمان در سطح عالي است در بالاي عمارت دور تا دور گلدانها و مجسمه ها وجود دارد كه اغلب جاي گل و چراغ است .


« نماهايی از كاخ باغچه جوق »

 پايه ستونها و گلدانها از سنگ خارا است و خوب حجاري شده است . اولين گرامافوني كه به ايران وارد شده در اين عمارت به چشم مي خورد كه طول بوق آن 60 سانتيمتر و ارتفاع پايه اش بيش از يك متر است پرده هاي زربفت ، مبلهاي بي نظير ، تخت خوابهاي متعدد با تشكهاي پر قو ، كاغذ ديواري ها و رنگ آميزي سالنها و نقاشي سقف اطاقها ، ظروف چيني اعلا و لوسترهاي كريستال ، فضاي حياط با گلكاري و درختان ميوه و اشجار زينتي و حوض هاي وسيع بازديد كنندگان را به ياد كاخهاي افسانه اي مي اندازد.

[ شانزدهم مرداد 1389 ] [ 17:21 ] [ اطلس ایران وجهان ]

اهم قابلیت‌ها و پتانسیل‌ها در بخش محیط طبیعی :

* اثر طبیعی ملی غار سهولان

* دریاجه سد مخزنی مهاباد

* سد انحرافی یوسف کندی

* سد در حال ساخت سنجاق در شمال شرقی مهاباد

* رودخانه مهاباد (ورود به دریاچه ارومیه و تالاب‌های کانی برازان و گروس )

* رودخانه ( ورودی به سد مهاباد از ضلع غربی (

* رودخانه بیطاس ( ورودی به سد مهاباد از ضلع شرقی (

* رودخانه کانی سیب در بخش خلیفان ( سرشاخه سیمینه‌رود   (

* تالاب بین المللی قوپی باباعلی ( ادامه در پایین )

* تالاب کانی برازان ( پیشنهادی به شورای عالی محیط زیست برای ارتقاء سطح حفاظتی ) ( ادامه در پایین )

* تالاب گروس

* تالاب داشخانه

* تالاب قره قشلاق

* تالاب چنگیز گلی

* زیستگاه‌های کوهستانی ارتفاعات میدان - قلعه شاه - سپی سنگ - میدان استر - چکچ و مالوک -  آلمالو – صارم بگ و...


* زیستگاه پستاندارانی چون کل و بز - خرس قهوه ای - گراز - گرگ - روباه - شغال - گورکن و ...
پرندگانی همچون کبک - کبک چیل - انواع بازشکاری و...

* زیستگاه جنگلی منطقه کاولان و کوران، محل زیست سنجاب جنگلی و پستانداران فوق الذکر

* زیستگاه پرنده حمایت شده میش مرغ در دو نقطه از شهرستان مهاباد (محل های تخم گذاری و جوجه آوری )

* مناطق تپه ماهوری آزاد و باجه‌وند و قلقله در شمال شرق مهاباد

* مناطق تپه ماهوری کانی‌سیب در بخش خلیفان (جنوب شهرستان مهاباد (

* درختان کهنسال روستای توت آغاج

* رویشگاه یک نوع خشخاش سیاه در ارتفاعات کوتر

* غارهای مهم :

- غار آبی سهولان مسیر جاده مهاباد - بوکان

- غار کانی‌رش مسیر جاده مهاباد - سردشت

- غار آهکی برده بور روستای دهبکر

- غار آبی رفته منطقه منگور

- غار دریاس مسیرجاده مهاباد - ارومیه

- غار قلعه شاه واقع در ارتفاعات قلعه شاه

- غار کارگی منطقه منگور

- غار شوران کهنه‌ده

- غار برده گوران کانی شیخان

- غار اشکوتان روستای نیلان

- غار مام قوچاق در روستای آغبلاغ

* حیات وحش :

- پرندگان وحشی  :

● گونه‌های در معرض خطر انقراض پلیكان خاكستری - گیلانشاخالدار - عقاب طلایی - شاهین - بحری - میش مرغ - اردک سر سفید

- گونه‌های حمایت شده و حفاظت شده :


          پلیکان سفید - فلامینگو - درنا طناز - قوی فریادکش - حواصیل‌ها - لک لک - باکلان - اردک تاجدار- اردک مرمری - خروس کولی - پرستو - سار صورتی - انواع عقاب‌ها - قرقی‌ها - کرکس‌ها - بوف و جغدها - کورکورها - سنقرها و ...

- گونه‌های غیرحمایت شده ( عادی ) :


● کبک - بلدرچین - تیهو - بلدرچین - باقرقره - کشیم‌ها - غازها - مرغابی‌ها - آنقوت - چنگر - کبوتر - گلاریول - انواع پاشلیک - چکاوک - سار - سهره - چنگرنوک‌سرخ - زاغی - انواع آبچلیک - خروس کولی و ...

- گونه‌های زیانکار :


● انواع گنجشک - کلاغ سیاه وکلاغ ابلق و ....

- پستانداران  :

- گونه‌های حمایت و حفاظت شده :


● خروس قهوه ای

- گونه‌های غیرحمایت شده :


● کل و بز وحشی - سمور - سنجاب - شنک - گرگ - شغال - روباه معمولی - گورکن - گراز - خرگوش و ...

- خزندگان :


● انواع لاک پشت ها - انواع مارها

-  آبزیان :


● ماهی کپور - فیتوفاک - اسپله - زرده - ماهی رودخانه‌ای و ...

 

صنایع دستی مهاباد

شهرستان مهاباد كه یكی از شهرهای كردنشین استان آذربایجان غربی است دارای انواع مختلفی از صنایع دستی است. در این شهر و روستاهای اطراف آن در حدود 300 خانوار با احتساب بعد هر خانواده 5 نفر و نیز تعدادی كارگاه تولیدی به فعالیت در تولید انواع صنایع دستی اشتغال دارند. عمده صنایع دستی این منطقه شامل قالیبافی- منجوق دوزی- پولك دوزی- سكه دوزی- سوزن دوزی- سجاده بافی- صنایع چرمی- رودوزی- لحاف دوزی- قرقره بافی بافت پارچه مخصوص لباس كردی- خراطی و چاقوسازی می باشد

قالی بافی

به غیر از تولید فرشهای سنتی و محلی كردی در سالهای اخیر فرش بافی در مهاباد گسترده تر شده و كارگاههای مختلفی در این شهر با بافت و تولید انواع فرشهای رج 50 به بالا با نقشه های شهری و گردان اشتغال دارند. نقشه فرشهای تولید شده در مهاباد به سفارش تجار شهرهای مختلف از جمله تبریز می باشد و از نقشه های گل فرنگ- لچك ترنج- شاه عباس- زیرخاكی با رنگ زمینه كرم- لاكی- سرمه ای پوست پیازی در آنها استفاده می شود رنگرزی پشم ها اكثراً با رنگهای شیمیایی است دار مورد استفاده برای بافت دستگاه قالیبافی تبریزی و ایستاده و گره تركی متقارن به سبك فرشهای تبریز می باشد این قالی ها در انواع مختلف پشتی- ذرع و نیم- قالیچه- پرده- 4*3 متر و حتی بزرگتر نیز بافته می شوند

mahabad51.jpg

نقوش بكار رفته در قالیبافی مهاباد

منجوق دوزی

پوشش محلی زنان كرد دارای تزئینات زیبا و منحصر به فردیست این تزئینات اكثراً توسط انواع صنایع سوزن دوزی از جمله منجوق دوزی- سكه و ملیله دوزی و سایر انوع هنرها با مصالح درخشان و رنگین برروی لباسها محلی انجام می شوند. با توجه به علاقه و تلاش كردها برای حفظ آداب و سنن خود امروزه نیز انواع محصولات منجوق و سكه دوزی شده بخصوص برای مراسم رسمی و عروسی ها در شهرستان مهاباد تولید و به سایر مناطق كردنشین عرضه می شود. منجوق دوزی قدمتی دیرینه داشته و از زمان ساسانیان رایج بوده است. در نمونه های بسیار زیبای منجوق دوزی سنتی تنها اصالت و ظرافت طرحها حیرت آور نیست بلكه مهارت دست دوزندگان آن دانه ها را چنان دلنشین و استوار در كنار هم نشانده كه گویی از دستگاههای پیشرفته كامپیوتری برای محاسبه محل قرار گرفتن منجوقها استفاده شده است. دوخت منجوق به 2 طریقه انجام می شود اول آنكه دانه های منجوق را یكی یكی یا در تعداد كم 2 یا 3 عدد هر بار داخل سوزن كرده و به پارچه می دوزند. روش دیگر آن است كه ابتدا منجوقها را به بند كشیده بعد در فاصله هر چند منجوق بند آنرا توسط سوزن و نخ دیگری به پارچه می دوزند البته باید توجه داشت كه در این روش دوام كار انجام شده كمتر است

سكه و پولك دوزی

پولك به صفحات مدور و كوچكی گفته می شود كه از جنس طلا و نقره و آلیاژی از برنج و مس بوده و برای تزئین پوشاك و به مفهوم عام بكار برده می شود. امروزه بجای پولك از سكه های كوچكی كه از رواج افتاده باشد نیز استفاده می كنند. پولك نیز از تزئینات متداول پوشاك سنتی زنان كرد است. فعالیت در این رشته در مهاباد به شكل كارگاهی و خانگی هردو وجود دارد. در كارگاههای پولك دوزی انواع كلاه پولك دوزی شده تهیه می شود اما زنان خانه دار انواع جلیقه – كمر بند و لباس پولك دوزی شده نیز تولید می كنند. پولك دوزی اغلب همراه با منجوق دوزی متداول است

mahabad52.jpg

نمونه‌ای از لباس پولك‌دوزی شده در مهاباد

سوزن دوزی

ایرانیان كه در كارهای تزئینی و آرایشی معروفند و دلبستگی زیادی به آن نشان می دهند در تكمیل كارهای تزئینی به سوزن دوزی روی آورده اند زنان كرد در منطقه مهاباد انواع سوزندوزی های زیبا را به شكل گلدوزی دستی دوی دستمال – جاجیم- گلیم – جل و انواع كیف های چرمی انجام می دهند

mahabad57.jpg

سوزن دوزی مهاباد

رودوزی

رودوزی عبارت است از دوخت قطعات مختلف پارچه در كنار هم كه اكثراً رویه لحاف و روانداز را تشكیل می دهد زنان سخت كوش مهاباد با در كنار هم قرار دادن انواع تكه پارچه های بی استفاده آثار هنری زیبائی خلق می كنند كه اكثراً جنبه خود مصرفی دارد. نوع دیگری از رودوزی كه به همراه سوزن دوزی و گلدوزی سنتی انجام می شود برای تزئین انواع رختخواب پیچ- بقچه لباس كیسة مخصوص حمام یا حمل وسائل و غیره....نیز در این منطقه مرسوم است

mahabad58.jpg

مصنوعات چرمی

در حال حاضر تهیه و تولید برخی مصنوعات چرمی نظیر انواع چاروق (كفش از جنس چرم و گاهی رزین و لاستیك كه بندها و تسمه های بلند دارد و بندهای آن بدور ساق پا پیچیده می شود) و نیز انواع كیف زنانه و مردانه و زین ویراق اسب در مهاباد مرسوم است. در شهر مهاباد چند كارگاه نساجی وجود دارد كه در حال حاضر بیشتر به تولید چارق اشتغال دارند چارق (پای پوش زینتی مردان و زنان كرد) در گذشته از رونق قابل ملاحظه ای برخوردار بوده است. ولی در سالهای اخیر به علت رواج انواع كفشهای ماشینی اهمیت دیرینه آن از میان رفته است و اكثر تولیدات این كارگاهها مورد توجه خریداران غیر بومی است. چاروق را كه در اصطلاح محلی كالك می نامند در دو نوع تخت چرمی و لاستیكی تولید می شود. نوع تخت لاستیكی دارای قیمت پائین تری بوده و در مقایسه با چارق چرمی بیشتر مورد توجه افراد محلی و بومی است. كف چاروق چرمی و بدنة آن از چرم یك تكه بوده و نوك آن نیز رو به بالا و خمیده است. مهمترین مادة تشكیل دهنده چاروق چرم گاو است. هر تولید كننده بطور معمول در طول روز قادر به تهیه 2 عدد چارق چرمی است. برای تهیه چاروق پس از تهیه و آماده نمودن چرمی آنرا برش داده و در اندازه مورد نظر قالب گیری می كنند و بعد از خشك نمودن آن در حالی كه كاملاً انعطاف پذیر می باشد رویه بافته شده را به آن می دوزند برای تزئین چاروق نیز از 2 عدد منگوله نخی استفاده نموده و حاشیه آنرا با مفتول سیمی بسیار نازك لبه دوزی می كنند. پوشش داخلی چاروق نیز از نوعی پارچه مخملی نایلونی تشكیل می شود. كیف چرمی بند دار زنانه نیز یكی دیگر از فرآورده های دستی شهر مهاباد را تشكیل می دهد این محصول به علت اصالت و زیبایی و مناسب بودن قیمت خواستار زیادی در بازارهای غیر محلی دارد. برای تهیه كیف زنانه ابتدا چرم را به قطعات مورد نیاز برای تهیه كیف می برند و پس از صاف نمودن و آماده ساختن آن برروی قسمتی كه رویه كیف را تشكیل می دهد محل خطوط و نقوشی را كه باید سوزندوزی شود مشخص نمود و آنرا به سوزندور تحویل می دهند و در ادامه به كمك درفش دور تا دور رویه و بدنه سوراخ می گردد و از داخل سوراخها بند چرمی باریكی كه دسته كیف را نیز شامل می گردد عبور داده می شود. در گذشته تولید زین ویراق اسب نیز در این منطقه رایج بوده است. ابزار كار تهیه كنندگان مصنوعات چرمی یا سراج ها شامل كاردك- درفش- مشته- گزن- قالب چوبی- سوزن و میزكار است

mahabad53.jpg

مصنوعات چرمی مهاباد

قرقره بافی - گیپوربافی

قرقره بافی در زمره آن دسته از صنایع خانگی است كه دارای سابقه نسبتاً طولانی است و امروزه بیشتر در شهرستان مهاباد متمركز است. در این شهر عده زیادی از زنان خانه دار و دختران دانش آموز با استفاده از قلاب مخصوص و نخ قرقره كه معمولاً به رنگهای سیاه- سفید- طلایی- و قهوه ای است محصولاتی كه نظیر عرق چین – رومیزی- زیرلیوانی- سالفت و غیره تهیه می كنند

mahabad54.jpg

قرقره‌بافی كاری از زنان و دختران مهاباد

قلاب بافی

از جمله دیگر هنرهای سنتی و خانگی زنان مهاباد كه سابقه ای در حدود 45 سال دارد قلاب بافی است. انواع شال گردن- روسری- بلوز- شنل- شال- به طریق قلابدوزی تهیه می شود كه به دلیل برخورداری از ظرافت – زیبائی و طراوت حساس از بافت دستی مورد توجه مصرف كنندگان است مواد اولیه قلاب بافی انواع نخ كامواست

mahabad55.jpg

قلاب بافی كاری از زنان و دختران مهاباد

سجاده بافی و بافت پارچه و لباس كردی

سجاده بافی به منظور تأمین شرایط مكان نمازگذار از لحاظ طهارت و پاكی در مهاباد همانند سایر مناطق كرد نشین استان مردم است. ابعاد سجاده معمولاً كوچك و قابل حمل بوده و اكثراً توسط نخ های پشمی خود رنگ سفید- كرم- سیاه و با طرحی شبیه محراب بافته می شود. همچنین به علت علاقه شدید كردها به حفظ آداب و سنن خود بافت پارچه های مخصوص لباس كردی (بوزو) كه معمولاً در عرض 20- 25 سانتی متر بافته می شود مرسوم است. از هر 22 متر آن یكدست لباس كردی تهیه می شود. نحوه تولید بدین ترتیب است كه بافنده اقدام به چله كشی و ماسوره پیچی نخهای تابیده شده پشمی نموده و با توجه به ابعاد محصول مورد سفارش از شانه مناسب كه بر حسب نوع بافت متفاوت بوده و تفسیر می كند استفاده می نماید سپس با به حركت درآوردن ماكو به كمك دست كه در داخل آن ماسوره حاوی نخ های پود قرار دارد و با استفاده از پا برای ایجاد درگیری نخ های پود و تار عمل بافت را انجام می دهد. متأسفانه امروزه به علت رواج صنایع نساجی ماشینی این حرفه رو به فراموشی می رود

خراطی

برخی صنایع چوبی از جمله خراطی در شهرستان مهاباد وجود دارد كه كه به تولید انواع مهره های شطرنج- تخته نرد- چوب لواش پزی- دوك نخ ریسی- پایه آباژور – میز- مبل و صندلی- دسته چكش- چوب تعلیمی- چوب سیگار- عصا و... می پردازند

چاقو سازی

یكی دیگر از صنایع دستی منطقه مهاباد چاقوسازی است انواع چاقوهای زیبای دستی جیبی و كاردهای مخصوص آشپزخانه و سلاخی با استفاده از كمك فنرهای كهنة اتومبیل ها و سایر مصالح فولادی و آهنی توسط استادكاران ماهر این شهرستان تولید می شود كه بیشتر تولیدات جنبه خود مصرفی دارد

mahabad56.jpg

انواع چاقو‌های زیبای دستی جیبی و كاردهای آشپزخانه مهاباد

منبع : www.mohabad-ag.i

[ بیست و ششم تیر 1389 ] [ 16:26 ] [ اطلس ایران وجهان ]

 

اشنویه از شهرستان های استان آذربایجان غربی است که در ناحیه باختر استان قرار گرفته است. دره ی ييلاقی و زيبایی در شمال باختر اشنویه قرار گرفته که به دره چلاشی موسوم بوده و یکی از جاذبه طبيعی شهرستان اشنويه؛ به شمار می رود. به علت عبور رودخانه اشنويه؛ از این منطقه و آب و هوای مناسب در تابستان ها محل استراحت و تفريح مردم است. ستون كله شين (كلی شين) و كتيبه كلی شين که بر روی آن ها زبان های اورارتويی و آشوری حک شده و متعلق به قرن هشتم پيش از ميلاد است؛ گواه غیر قابل انکاری بر قدمت تاریخی این ناحیه است. اشنویه منطقه ای است که اساس اقتصاد آن بر کشاورزی و دام داری استوار است. امروزه اشنويه يكی از شهرهای متوسط استان آذريايجان غربی است كه در جهت رشد و توسعه گام بر می دارد.


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:49 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر پیرانشهر



کشور :ایران Flag of Iran.svg

استان :آذربایجان غربی

ارتفاع از سطح دریا :۱٬۸۴۰ متر

پیش‌شماره تلفنی :۰۴۴۴۴۲۲

مساحت شهر :۶۰۰ هکتار

میانگین بارندگی سالیانه :۳۵۲ میلیمتر

محدوده دما :۴-۳۵ سانتیگراد

میزان رطوبت نسبی :۵۱ درصد

---------------------------------------------



ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:49 ] [ اطلس ایران وجهان ]


اطلاعات کلی
نام رسمی:تکاب
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان غربی
نام محلی:تیکاب
نام‌های دیگر:تکاو، تیکان‌تپه
نام‌های قدیمی:ستوریق، آنجرود،ساروقورغان
جمعیت:۸۱٬۳۹۵
زبان‌های گفتاری:کردی(کرمانجی و سورانی)، ترکی آذربایجانی
مذهب:سنی و شیعه
مساحت:2523 کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا:۱۷۶۵ متر
میانگین دمای سالانه:3/4-18/3 سانتی‌گراد
بارش سالانه:۳۵۲ میلی‌متر
ره‌آورد:فرش افشار
پیش‌شماره تلفنی:۰۴۸۲
-------------------------------------------------------------


تکاب یکی از شهرهای جنوب شرقی استان آذربایجان غربی است. این شهر از سمت شمال به شهرستان چاراویماق در استان آذربایجان شرقی، از سمت جنوب به شهرستان‌های بیجار، دیواندره و سقز در استان کردستان، از سمت شرق به شهرستان ماه‌نشان در استان زنجان و از سمت غرب به شهرستان شاهین‌دژ،شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی محدود شده‌است. شهرستان تکاب بنابر قانون تقسیمات کشوری در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، مشتمل بر دو بخش به نام‌های مرکزی و تخت سلیمان، یک شهر (تکاب) و ۶ دهستان بوده‌است.

تخت سلیمان از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری در این شهر است که در میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است؛ همچنین مهر موبد موبدان که روی آن نقوش اساطیری حک شده و بیش‌تر در ستایش آب (آناهیتا) و آتش است، در تخت سلیمان کشف شده‌است.جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۸۱٬۳۹۵ نفر بوده است که از این تعداد ۴۰٬۱۶۱ نفر آنان مرد و ۴۱٬۲۳۴ نفر آنان زن بوده اند.

>

ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:49 ] [ اطلس ایران وجهان ]
  منبع: سایت شهرداریها

قره‌ضياءالدين شهري است در شهرستان چايپاره استان آذربايجان غربي

وجه تسميه ي قره ضياء الدين
1-چايپاره : نام اوليه اين منطقه ، چورس بوده که بعداً به چايپاره تغيير نام يافته است در مورد وجه چايپاره دو نظر وجود دارد:عده‌اي بر آنند که نام اصلي بخش چايپاره همان « چهار »‌ « پاره » است ، و آن به اين دليل است که در قديم اين منطقه از چهارقسمت تشکيل يافته بود ، ولي عده‌اي نيز بر اين عقيده هستند که همان چايپاره درست است و دليل آن اين که رودخانه ( آغچاي ) با مسير حرکت غرب به شرق ، اين بخش را به دو قسمت مساوي تقسيم مي‌کند ( چاي ، به معناي رودخانه و پاره به معناي تکه و قسمت مي‌باشد )

2- قره ضياءالدين : اين وجه از دو قسمت مجزا تشکيل يافته است ، يک قسمت آن « قره » که در اصل « قرا » بوده است و معناي لغوي « قرا ء » روستا هاي مي‌باشد که کلمه قرا با گذشت زمان و به جهت سهولت تلفظ به قره تبديل شده است و بخش دوم آن بوده است . حال عده‌اي نيز بر اين عقيده اند که همان « قره ضياءالدين » صحيح است . قسمت هاي قره ضياءالدين امروزي ترکيبي از روستا هاي « ميرز ا کندي » « آوک » و « حاچا » مي‌باشد که در حال حاضر اراضي مربوطه به آوک به « آوک يرلري » و مزارع مربوط به حاچا به « حاچا يرلري » معروف هستند .

مناطق گردشگري منطقه چايپاره
قلعه اوراتوئي روستاهاي بسطام:
قلعه مذکور متعلق به تمدن اوراتويي سده 800 ق . م واقع در غرب شهر قره ضياءالدين به مسافت 7 کيلومتر از شهر قره ضيا ءالدين به مسافت 7 کيلومتر از شهر فاصله دارد . برابر سنگ نوشته‌اي که در بالاي درب قلعه مخروجه دژ بسطام به طول 72 و به عرض 16 سانتي متر به خط ميخي بدست آمده چگونگي احداث قلعه مذکور چنين توصيف شده است.« روسا پسر ارگشتي اين معبد را براي خالدي خدا بر پا کرد به نيروي خدا روسا پسر ارگشتي سخن مي‌گويد : اين سرزمين خالي بود و چيزي در اينجا بر پا نشده بود و همانطوري که خداي به من فرمان داده است من در اينجا بنا ساختم و اين جا را شهر روسا ناميدم روسا پسر ارگشتي مي‌گويد هر کس که اين نبشته را منهدم کند و به آن زيان رساند يا آن را بشکند خالدي خداي او را به وسيله خداي هوا و خداي آفتاب و خدايان ديگر بر خواهد انداخت و در زير آفتاب نامي از خود نگاه نتواند داشت منم رو سا پسر ارگشتي شاه نيرومند شاه کشور ها سرور شهر توشيا . هر چند سنگ نوشته‌هاي ديگري از تمدن اوراتويي از منطقه بدست آمده اما از متن سنگ نوشته مذکور چنين بر مي‌آيد که روسا پسر ارگشتي قلعه بسطام را معبدي براي خالدي بنا کرده است که نام اوليه آن روزاهلني بوده است ولي از آنجا که زير بناي اين شهر را روسا پسر ارگشتي گذارده است در منابع ارمني اين قلعه بنام شهر روسا معروف گرديده است که پروفسور هينتس هم برابر اين اطلاعات شهر مزبور را روسا ناميده است .

علاوه بر موارد فوق در قلعه بسطام آثار مربوط به ارمنيان نيز موجود مي‌باشد که در نظر عام آنها بنام اوراتويي معروف است ولي واقعيت چنين نيست زيرا در حفاريهاي محوطه قلعه قرون وسطي در ارتفاعات قلعهبسطام سنگي با لبه‌هاي نامنظم به دست آمده که نقش صليب ارمني بر روي آن حک شده است . با انحلال و شکست اوراتوها از دولت هاي همسايه ، ارمنيان تازه وارد تمدن اوراتوي در منطقه شدند و در ول اقامت طولاني خود در منطقه آثار تاريخي چندي از خود بجا گذاشته اند که نمونه‌هايي از آن تا بحال باقي است که از جمله آنها يک قلعه و يک اطاق به نام بوزخانه در قسمت جنوبي شرقي روستاي مذکور مي‌باشد .قسمتي از روستاي بسطام که چينه‌هاي قلعه اوراتوي بسطام مشاهده مي‌شود .

قرمزي مسجد چورس :
در دوره صفويه شهر هاي مرزي ايران به دليل حمله‌هاي مکرر نظاميان عثماني ارزش و اعتبار خود را از دست دادند و از آنجا شهر خوي نيز در منطقه مرزي دو کشور واقع بود ويران و مرکزيت آن به روستا ي چورس انتقال يافت .با رونق روستاي چورسکه امنيت و آبادي آ ن از زمان سلطان خان سوء باشي آغاز و تا دوره ايوب خان و پسرش مرتضي قلي خان بزرگ ادامه يافت و با انعقاد معاهده قصر شيرين ( ذهاب ) در سال 1049 ه ق ، با صلح نسبي که ميان دو کشور ايجاد شد با رونق راههاي تجاري قديم ( جاده خوي ، طرابوزان شاخه‌اي از جاده ابريشم ) چورساز اين رونق اقصادي بهره‌ها برده و بنا هايي در آن روستا ساخته شد که از بنا هاي زيباي آن دوره مي‌توان به مسجد اقعي ( قرمزي مسجد ) چورس اشاره نمود . تارونيه ، بازرگاني و جهانگرد مشهور فرانزوي در دوره صفويه با مشاهده چورس درباره عظمت آن مي‌نويسد : ( از کوتيکار مي‌رود به خلوت به کوجيا به دارکاون به سليمان سرا اين چهار مکان آخري عبارت است از 4 کاروانسرا که بالنسبه راحت هزتند از سلمان سرا مي‌روند به کورس و بيگ آن خراج گذار شاه ايران است و در قلعه‌اي کهنه در دو کيلومتري آن اقامت دارد و در آنجا بايد براي هر مال التجاره 9 عباسي حق گمرگ ادا کرد و بعلاوه سوغات براي بيگ عبارت است از چند کله قند و جعبه‌هاي شيريني و کوزه‌هاي مربا ، زيرا که تعارف نقدي خلاف احترام است و بشرافت بيگ بر مي‌خورد در کورسشراب خوب يافت مي‌شود و ازآنجا به دو هاقلي ( اوغلي ) .... ( 2 ) ( 3 ) صلح قصر شيرين با دولت عثماني آرامش نسبي در ايران برقرار کرد و کاروانهاي تجاري از راه عثماني نويد رونق اقتصادي را براي چورس داده و باعث عمران و آبادي منطقه گرديد.

مشخصات مسجد مرتضي قلي خان معروف به ( قرمزي مسجد ) در روستاي چورس :
مسجد بنايي است به طول و عرض 19 * 91 متر و با زير بنايي به مساحت تقريبي 360 متر مربع داراي چهار ستون سنگي در داخل مسجد که طاقها و گنبد هاي مسجد بر روي اين ستونها استوار است تماماً سنگي و به صورت هشت بعدي و در بالاي ستونها چهار بعدي و بزرگتر مي‌باشد ارتفاع هر ستون 2 متر و محيط ستونها در پايين 60/2 و در بالاي ستون 33/3 متر مي‌باشد ارتفاع سقف ازکف مسجد در محل قوس هر ستون و ديوار 4 متر و در وسط گنبد ها حدود 6 متر مي‌باشد کنده کاري مختصري نيز که به ستونها شکل يک گل را مي‌دهد ديده مي‌شود طاق مقرنس مسجد از آجر پخته ساخته شده و ديوار هاي ضخيم آن از درون مسجد از سنگ به « قرمزي مسجد » ناشي از همين قرمز رنگ بودن تمام آجرها مي‌باشد .

زيارتگاه حضرت ابوالفضل العباس :
مهمترين زيارتگاه منطقه چايپاره ، زيارتگاه حضرت ابو الفضل واقع در روستاي حمزيان مي‌باشد . در مورد تاريخچه اين زيارتگاه نقل است : دو نفر مالک ملک فعلي اين مکان بودند که در مورد چگونگي تقسيم آن با يکديگر اختلاف پيدا کرده و به همين خاطر يکي از آن دو نفر سهم خود را وقف حضرت عباس مي نمايد ولي شريک دوم ، سهم خود را جدا نموده و شروع به به حصار کشي مي‌کند در حين حصار کشي اين شخص متوجه مي‌شود سنگي که قبلاً در ديوار نهاده رها نموده و به محل اصليش برگشته است اين واقعه سه روز متوالي اتفاق مي افتد که سر انجام اين شخص از عمل سنگ متحير گشته و سهم خود را وقف حضرت عباس مي‌کند . در حال حاضر در اين زيارتگاه تقدس يافته است.علاوه بر مناطق تاريخي فوق قسمت شمالي بزطام با مناظر زيباي طبيعي با جريان رودخانه آغ چاي منظره بسيار دلربايي بوجود آورده است که در نهايت منتهي به پروژه سد آغچاي مي‌گردد.

پل دوقوز گوز ( نه دهنه کسيان ) :
اين پل مهمترين پل ارتباطي در محور جاده حمزيان بوده که اين جادهمنطقه چايپاره ، ماکو ، شوط و پلدشت را با شهرستان خوي و ساير شهرستانها در دوران پيشين بخصوص در زمان رضا شاه و اوايل دوره پهلوي دوم وصل مي‌کرد اين پل در دوره رضا شاه توسط مهندسين خارجي بطول 50 متر و به ارتفاعغ 7 متر بر روي رودخانه آغ چاي احداث و در اوايل دوره محمد رضا شاه توسط احمد خان بيات ماکد مرمت گرديد ولي با احداث جاده ترانزيتي ايران – اروپا ، جاده حمزيان و به تبع آن پل مزبور ارزش و اهميت خود را از دست داد ولي بخاطر سبک معماري خاص خويش به يکي از آثار تاريخي منطقه تبديل گرديد . ( مطالبي برگرفته از کتالب چايپاره درگذر تاريخ نوشته عادل باقري

[ ششم تیر 1389 ] [ 20:48 ] [ اطلس ایران وجهان ]

شهر سيه چشمه

نام سابق سيه چشم (قره عيني) بود. سيه چشمه با وسعتي معادل 5000 كيلومترمربع بين شهرهاي خوي وماكو واقع شده است. منطقه چالدران كه در اين قسمت از استان قرار گرفته است، به علت وقايع جنگ‌هاي شاه اسماعيل اول با سلطان عثماني اهميت تاريخي دارد.

مركز منطقه همان سيه چشم است كه سابقه تاريخي آن به حدود پنج قرن مي‌رسد.پيرامون اين شهر مقبره يا سكونتگاه صخره‌اي فرهاد وشيرين قرار دارد كه قدمت آن به دوره اورارتوها مي رسد.

بناويادمانهاي تاريخي

مقبره شيرين وفرهاد
اين مقبره سنگي در دامنه كوهي كنده شده وداراي اتاق هاي سنگي متعددي است. مقبره در كوهي به همين نام در غرب سيه چشمه واقع شده و قدمت آن به هزاره اول پيش از ميلاد مي رسد و به دوره اورارتويي تعلق دارد

[ ششم تیر 1389 ] [ 20:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قوشچي يکي از شهرهاي بخش انزل شهرستان اروميه در استان آذربايجان غربي ايران است.

قوشچي در فاصله حدود 52 کيلومتري شمال غربي اروميه واقع شده‌است. قوشچي مرکز بخش انزل بوده و جمعيت آن بر اساس سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1385 حدود 2943 نفر با 832 خانوار مي‌باشد. جمعيت اين شهر در سال 1375 برابر با 3093 نفر بوده‌است. از کل جمعيت شهر در سال 1385 تعداد 1593 نفر مرد و 1350 نفر زن مي‌ باشند.

تا حدود 2 دهه پيش بيشتر درآمد مردم ان از محل زراعت و دامداري بوده و عمده محصول آنها بادام گردو و انگور و غلات بود. اما بدليل خشکسالي‌هاي متوالي که باعث خشک شدن قناتهاي پر اب و جاههاي عميق آن شد در حال حاضر کشاورزي در منطقه در حال از دست دادن رونق خود است. بيشتر درآمد و اشتغال مردم که زبانزد همگان است از محل کاميون‌داري مي‌باشد.

در حال حاضر بسياري از جوانان اين شهر مراحل خوبي از سطح سواد آکادميک را گذرانده و مشغول بکارهاي مختلف مي‌باشند. اين شهر در کنار ساحل درياچه اروميه واقع شده و مجتمع تفريحي و توريستي باري در مجاورت اين شهر يکي از زيباترين و مدرنترين مجموعه در نوع خود در کشور است.

علاوه بر آنکه قوشچي نام شهري در استان آذربايجان غربي مي‌باشد، در لغتنامه دهخدا نيز در سرواژه «قوشچي» چنين آمده‌است:«قوشچي. (اِخ) نام يکي از دههاي بارفروش مازندران. (ترجمه ? مازندران و استرآباد رابينو
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]
بازرگان يکي از شهرهاي استان آذربايجان غربي ايران است. اين شهر در بخش مرکزي شهرستان ماکو جاي دارد.

شهر مرزي بازرگان در شمالغربي ايران و شمالي ترين نقطه آذريايجان غربي قرار گرفته و ازنظر موقعيت جغرافيايي واقتصادي از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا از طرف شمال در يک کيلومتري کشور ترکيه و از طرف شمال شرقي باجمهوري خود مختار نخجوان هم مرز است و نکته ديگري که حائز اهميت است اين است که مهمترين گمرک زميني کشور در اين شهر قرار دارد و بعنوان دروازه اروپا يا پيشاني ايران بشمار مي رود که روزانه صدها مسافر داخلي و خارجي ( توريست و گردشگر ) و صدها کاميون ترانزيتي و سواري از اين شهر مرزي و قديمي ديدن و تردد مي نمايند.

از جمله افرادي که به اين شهر وارد شده ودرسفر نامه خود از شهر بازرگان نام برده اوژل فلاندل سياح معروف فرانسوي است که در زمان قاجاريه و در زمان حيات علي خان سردار ماکو به ايران سفر کرده و از بازرگان در کتاب خود ياد کرده است.

بازرگان که از سال 1365 از طريق نمايندگي شهرداري و زير نظر شهرداري شهر ماکو اداره مي شد. با توجه به موقعيت حساس مرزي بودنش و گسترش عمران در اين محل نمايندگي تکافوي نياز منطقه نبود، بهمين علت به جهت دارا بودن ظرفيت هاي بالقوه و قرار گرفتن مهمترين گمرک زميني کشور در اين منطقه و عبور جاده ترانزيت از وسط بازرگان و همچنين مکاتبات مکرر از سوي اهالي شريف منطقه، نمايندگي شهرداري بازرگان در نيمه دوم سال 1375 با مجوز رسمي وزارت کشور ايران به شهرداري مستقل با درجه 2 شهرداري فعاليت خود را رسماً آغاز نمود و در سال 1378 بدليل گسترش فعاليتها و حجم زياد پروژه هاي عمراني از درجه 2 به درجه 5 ارتقاء يافت.

بر پايه سرشماري سال 1385، جمعيت اين شهر برابر با 9,047 نفر بوده است.گمرک بازرگان منبع اصلي درآمد مردم اين منطقه بحساب مي‌آيد.
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]


نام رسمی:شوط

کشور:ایران Flag of Iran.svg

استان:آذربایجان غربی

نام‌های قدیمی:شاه‌آباد

سال شهرشدن:1387

جمعیت:۱۹٬۷۵۹ نفر

ارتفاع از سطح دریا:۹۸۶ متر

پیش‌شماره تلفنی:۰۴۶۲۴۲۲

---------------------------------------

شوط یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر در مرکز شهرستان شوط و در ۴ کیلومتری کناره جنوبی رودخانه زنگبار جای دارد. جمعیت شهر شوط در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۹٬۷۵۹ نفر بوده‌است.

شوط از سوی شمال غربی با ماکو، از شمال شرقی با پلدشت از طرف جنوب غربی با چالدران و از سوی جنوب شرقی با قره‌ضیاءالدین همسایه‌است.

نامگذاری


وجه تسمیه شهر برگرفته از کلمه «آشوط» ارمنی است. با این حال امروزه هیچ ارمنی زبانی در این شهر ساکن نیست.این ناحیه
در ادوار طولانی ساکنان ارمنی زبان داشته‌است که هنوز نام‌های شهرها و آبادی‌های بسیاری دراطراف شوط و ماکو می‌توان پیدا کرد که ریشه ارمنی دارند. مثل تمام روستاهایی که به «جوق» ختم می‌شوند: باغچه جوق، آوا جوق، قلاع جوق. در زمان حاکمیت پهلوی نام شهر در اسناد دولتی به شاه آباد تغییر یافت.اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ بار دیگر شهر به همان نام سابق خود نامیده شد. با توجه به اینکه از خروج ارامنه از این منطقه قرن‌ها می‌گذرد ولی این نام بی تردید خود نشان از قدمت و سابقه دیرین
سکونتی شهر دارد.

از بناهای تاریخی و فرهنگی شهر در دوره‌های گذشته چیز مهمی برجای نمانده‌است. شاید تنها بنای قابل ذکر «بنای عمارت خان» در روستای خوک (آخرین آبادی خان نشین منطقه) واقع در ۵ کیلومتری شوط می‌باشد که نمونه بارزی از بناهای عمارتی اواخر قاجار و اوایل پهلوی است که بعلت استفاده شخصی و مسکونی در حال تخریب است.

جاذبه‌های طبیعی


از جاهای دیدنی این شهر، آبگرم معدنی ایسی سو می‌باشد. این آبگرم در بالای تپه‌ای قرار گرفته که از دو جای تپه، آبگرم و از وسط آن آب سردی از دل خاک بیرون می‌آید.در ضمن اب منبع شوط نیز از جاذبه های دیدنی این شهرستان می باشد

جایگاه رسانه‌ها در شوط


نکته قابل توجه در خصوص شهرستان شوط فعالیت بسیار زیاد فعالین سیاسی این شهرستان می باشد.به طوری که به جرات می توان از این شهرستان به عنوان سیاسی ترین شهرستان استان آذربایجان غربی نام برد.گواه بارز این ادعا جایگاه و نقش رسانه‌های سیاسی و اجتماعی فعال این منطقه است که مسئولیت مدیریت و گردانندگی این رسانه‌ها را تحصیلکردگانی از اهالی این شهرستان برعهده دارند.تا چندی پیش مهمترین و تاثیر گذار ترین رسانه منطقه نشریه آوای ماکو با گستره توزیع داخل استان آذربایجان غربی بود که مدیریت مسئولی آنرا فردی به نام رضا منصرف برعهده دارد.اما از حدود یک سال پیش سایت خبری و تحلیلی اینترنتی هارای نیوز به آدرس http://www.Haraynews.com به مدیریت مسئولی اصغر فراهانی وگستره دسترسی جهانی اگر نگوییم این عنوان را از آوای ماکو گرفته است ،اما میتوانیم بگوییم که پابه پای آن در رشد و تعالی دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی منطقه تاثیر گذار است و اغراق نیست که بگوییم تا یک سال آینده این عنوان کاملا به پایگاه خبری و تحلیلی هارای نیوز اختصاص خواهد یافت .البته نشریه آغری به مدیریت مسئولی حسن عبدالهی اصل اداره می گردد.








معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر شوط نام رسمی:شوط کشور:ایران استان:آذربایجان غربی نام‌های قدیمی:شاه‌آباد سال شهرشدن:1387 جمعیت:۱۹٬۷۵۹ نفر ارتفاع از سطح دریا:۹۸۶ متر پیش‌شماره تلفنی:۰۴۶۲۴۲۲ --------------------------------------- شوط یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر در مرکز شهرستان شوط و در ۴ کیلومتری کناره جنوبی رودخانه زنگبار جای دارد. جمعیت شهر شوط در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۹٬۷۵۹ نفر بوده‌است. شوط از سوی شمال غربی با ماکو، از شمال شرقی با پلدشت از طرف جنوب غربی با چالدران و از سوی جنوب شرقی با قره‌ضیاءالدین همسایه‌است. نامگذاری وجه تسمیه شهر برگرفته از کلمه «آشوط» ارمنی است. با این حال امروزه هیچ ارمنی زبانی در این شهر ساکن نیست.این ناحیه در ادوار طولانی ساکنان ارمنی زبان داشته‌است که هنوز نام‌های شهرها و آبادی‌های بسیاری دراطراف شوط و ماکو می‌توان پیدا کرد که ریشه ارمنی دارند. مثل تمام روستاهایی که به «جوق» ختم می‌شوند: باغچه جوق، آوا جوق، قلاع جوق. در زمان حاکمیت پهلوی نام شهر در اسناد دولتی به شاه آباد تغییر یافت.اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ بار دیگر شهر به همان نام سابق خود نامیده شد. با توجه به اینکه از خروج ارامنه از این منطقه قرن‌ها می‌گذرد ولی این نام بی تردید خود نشان از قدمت و سابقه دیرین سکونتی شهر دارد. از بناهای تاریخی و فرهنگی شهر در دوره‌های گذشته چیز مهمی برجای نمانده‌است. شاید تنها بنای قابل ذکر «بنای عمارت خان» در روستای خوک (آخرین آبادی خان نشین منطقه) واقع در ۵ کیلومتری شوط می‌باشد که نمونه بارزی از بناهای عمارتی اواخر قاجار و اوایل پهلوی است که بعلت استفاده شخصی و مسکونی در حال تخریب است. جاذبه‌های طبیعی از جاهای دیدنی این شهر، آبگرم معدنی ایسی سو می‌باشد. این آبگرم در بالای تپه‌ای قرار گرفته که از دو جای تپه، آبگرم و از وسط آن آب سردی از دل خاک بیرون می‌آید.در ضمن اب منبع شوط نیز از جاذبه های دیدنی این شهرستان می باشد جایگاه رسانه‌ها در شوط نکته قابل توجه در خصوص شهرستان شوط فعالیت بسیار زیاد فعالین سیاسی این شهرستان می باشد.به طوری که به جرات می توان از این شهرستان به عنوان سیاسی ترین شهرستان استان آذربایجان غربی نام برد.گواه بارز این ادعا جایگاه و نقش رسانه‌های سیاسی و اجتماعی فعال این منطقه است که مسئولیت مدیریت و گردانندگی این رسانه‌ها را تحصیلکردگانی از اهالی این شهرستان برعهده دارند.تا چندی پیش مهمترین و تاثیر گذار ترین رسانه منطقه نشریه آوای ماکو با گستره توزیع داخل استان آذربایجان غربی بود که مدیریت مسئولی آنرا فردی به نام رضا منصرف برعهده دارد.اما از حدود یک سال پیش سایت خبری و تحلیلی اینترنتی هارای نیوز به آدرس http://www.Haraynews.com به مدیریت مسئولی اصغر فراهانی وگستره دسترسی جهانی اگر نگوییم این عنوان را از آوای ماکو گرفته است ،اما میتوانیم بگوییم که پابه پای آن در رشد و تعالی دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی منطقه تاثیر گذار است و اغراق نیست که بگوییم تا یک سال آینده این عنوان کاملا به پایگاه خبری و تحلیلی هارای نیوز اختصاص خواهد یافت .البته نشریه آغری به مدیریت مسئولی حسن عبدالهی اصل اداره می گردد.
شوط يکي از شهرهاي استان آذربايجان غربي ايران است. اين شهر در مرکز شهرستان شوط و در 4 کيلومتري کناره جنوبي رودخانه زنگبار جاي دارد. جمعيت شهر شوط در سال 1385 برابر با 19,759 نفر بوده‌است.

شوط از سوي شمال غربي با ماکو، از شمال شرقي با پلدشت از طرف جنوب غربي با چالدران و از سوي جنوب شرقي با قره‌ضياءالدين همسايه‌است.


وجه تسميه شهر برگرفته از کلمه «آشوط» ارمني است. با اين حال امروزه هيچ ارمني زباني در اين شهر ساکن نيست.اين ناحيه در ادوار طولاني ساکنان ارمني زبان داشته‌است که هنوز نام‌هاي شهرها و آبادي‌هاي بسياري دراطراف شوط و ماکو مي‌توان پيدا کرد که ريشه ارمني دارند. مثل تمام روستاهايي که به «جوق» ختم مي‌شوند: باغچه جوق، آوا جوق، قلاع جوق. در زمان حاکميت پهلوي نام شهر در اسناد دولتي به شاه آباد تغيير يافت.اما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 بار ديگر شهر به همان نام سابق خود ناميده شد. با توجه به اينکه از خروج ارامنه از اين منطقه قرن‌ها مي‌گذرد ولي اين نام بي ترديد خود نشان از قدمت و سابقه ديرين سکونتي شهر دارد.

از بناهاي تاريخي و فرهنگي شهر در دوره‌هاي گذشته چيز مهمي برجاي نمانده‌است. شايد تنها بناي قابل ذکر «بناي عمارت خان» در روستاي خوک (آخرين آبادي خان نشين منطقه) واقع در 5 کيلومتري شوط مي‌باشد که نمونه بارزي از بناهاي عمارتي اواخر قاجار و اوايل پهلوي است که بعلت استفاده شخصي و مسکوني در حال تخريب است.

جاذبه‌هاي طبيعي
از جاهاي ديدني اين شهر، آبگرم معدني ايسي سو مي‌باشد. اين آبگرم در بالاي تپه‌اي قرار گرفته که از دو جاي تپه، آبگرم و از وسط آن آب سردي از دل خاک بيرون مي‌آيد

منابع- ویکی بدیا وتراول ایران
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]
  

پلدشت يکي از شهرهاي استان آذربايجان غربي است. اين شهر مرکز شهرستان پلدشت است. بر پايه سرشماري سال 1385، جمعيت اين شهر برابر با 8,584 نفر بوده است که به زبان ترکي آذربايجاني و کردي تکلم مي‌کنند.

جغرافيا
پلدشت در کناره رود ارس واقع شده‌است. رود زنگبار نيز دقيقا از مرکز شهر مي‌گذرد و به ارس مي‌ريزد. بر خلاف ماکو که داراي طبيعتي کوهستاني است، پلدشت داراي آب و هواي نيمه خشک است. زمستان بسيار سرد و تابستان نيز گرم است. اين شهر در يک دشت مسطح مابين دو دشت شيبلو و زنگنه واقع شده‌است. نام اين شهر هم از اين مورد نشات گرفته‌است. البته آن سوي رود ارس، کاملاً کوهستاني است که اين خود يکي از موارد جالب و ديدني اين منطقه به حساب مي‌آيد. حاشيه رود ارس در اطراف اين شهر پوشيده از جنگل است که زيبايي خاصي به آن داده‌است. ضمنا محيط مناسبي براي چراي حيوانات به حساب مي‌آيد.

اقتصاد
کار اصلي مردم اين شهر کشاورزي و دامداري است. اما در چند سال گذشته و بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و تشکيل جمهوري آذربايجان، پلدشت از نظر تجاري اهميت پيدا کرد و اکثر مردم به کار تجارت روي آوردند. يک بازارچه مشترک مرزي نيز در اين شهر ايجاد شده‌است . البته در چندين سال گذشته به دليل رفع مشکل کم آبي که با احداث سد ماکو و انتقال آب آن به اراضي پلدشت و روستاهاي اطراف حاصل شده‌است، کشاورزي دوباره رونق پيدا کرده‌است.

[ ششم تیر 1389 ] [ 20:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]

استان آذربايجان غربي يكي از مناطق كوهستاني كشور است و توپوگرافي متنوع و گسترده‌اي دارد. بر اساس ساختار طبيعي استان ، اكوسيستم‌هاي ويژه‌اي از تركيب گياهان در سطوح مختلف پوشش گياهي در اشكورهاي مختلف توپوگرافي به وجود آمده است كه اهم آن‌ها به شكل جنگل‌ها و مراتع خودنمايي مي‌كنند.استان آذربايجان غربي

اين استان عمدتاً تحت تاثير جريان هواي مرطوب اقيانوس اطلس و درياي مديترانه است، ولي در برخي از ماه‌هاي زمستان، توده هواي سردي از اطراف شمال، هواي مديترانه‌اي آن را متاثر كرده و موجب كاهش قابل توجه دما مي‌شود.

از نظر تاريخي ، تاريخ باستاني آذربايجان با تاريخ قوم ماد در آميخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ايران آرام آرام قسمت‌هاي غربي ايران از جمله آذربايجان را تصرف كردند.

مقارن اين ايام دولت‌هايي در اطراف ‎آذربايجان وجود داشت كه از آن جمله مي‌توان به دولت آشور در شمال بين النهرين، دولت هيق در آسياي صغير، دولت اورارتو در نواحي شمال و شمال غرب، اقوام كادوسي در شرق و كاسي‌ها در حوالي كوه‌هاي زاگرس اشاره كرد.

بعد از تاسيس دولت ماد، آذربايجان به ماد كوچك معروف شد و مشتمل بر شهرهاي قديمي همدان ، ري ، اصفهان و كرمانشاه بود . بعد از غلبه اسكندر مقدوني به ايران، سرداري به نام آتورپات در آذربايجان ظهور كرد و از اشغال آن توسط يونانيان ممانعت به عمل آورد.

از آن به بعد اين سرزمين به نام آتورپاتگان معروف شد. آتورپات به پادشاهي رسيد و آن ناحيه را مستقل اعلام کرد. حكومت جانشينان آتورپات در آذربايجان در زمان اشكانيان نيز ادامه يافت و اين منطقه توانست كماكان استقلال خود را حفظ كند. سر انجام اردشير بابكان موسس سلسله ساساني بر حكمرانان آذربايجان استيلا يافت.


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]

مکان های دیدنی و تاریخی 

استان آذربايجان غربی از نظر طبيعی و تاريخی از مناطق برجسته ايران است. وضعيت اقليمی، زمين شناسی و توپوگرافی استان باعث ايجاد عارضه های طبيعی بسياری در آن شده است که برخی از آن ها دارای ويژگی های منحصر به فردی هستند. برخی از جاذبه های طبيعی اين استان عبارتند از: درياچه اروميه که شورترين و بزرگ ترين درياچه داخلی ايران و بزرگ ترين آبگير دايمی آسيای باختری است، جزاير داخلی درياچه اروميه که زيستگاه نادرترين پرندگان هستند، پارک ملی درياچه اروميه که يكی از 59 منطقه ذخاير طبيعی جهان و دارای لوح مخصوص پارک ها است، مناطق حفاظت شده حيات وحش و چشمه های متعدد آب گرم که بيش تر خاصيت درمانی دارند، تالاب ها، رودخانه ها، آبشارها و غارهای مختلف از جمله غار معروف کرفتو.
پيشينه تاريخی و سابقه کهن فرهنگی استان؛ سبب وجود جاذبه های تاريخي, جاذبه های اجتماعی و فرهنگی بسياری در منطقه شده است. مكان های تاريخی و مذهبی موجود در استان؛ گويای بخشی از تاريخ مذهبی اين منطقه است. مسجد جامع اروميه از مسجدهای قديمی استان به شمار می آيد. کليساهای قديمی زيادی نيز در سطح استان وجود دارند که از جاذبه های ديدنی آن به شمار می آيند. كليسای مارقويا يكی از قديمی ترين ابنيه مذهبی است و منسوب به حضرت قوما يكی از دوازده حواريون مسيح است. كليسای قديمی ماريوخنه و آتشكده آذرگشسب به همراه بازارهای قديمی با سبک معماری خاص، تپه های باستانی که قدمت برخی از آن ها به هزاره های پيش از ميلاد می رسد، شهرها و دهستان های تاريخی و قديمی مانند تپه های باستانی روستای حسنلو، قلعه های تاريخی، پل های قديمی، گورستان ها و قبور شعرا، عرفا و سياست مداران که جزو مناطق ديدنی استان به شمار می آيند به همراه زندگی ايلی جذاب با صنايع دستی كم نظير، در مجموع گويای توان بالای توريستی منطقه آذربايجان غربی هستند.
 

  

صنايع و معادن

صنايع استان آذربايجان غربی در زمينه های مواد معدنی و مواد اوليه موجود دراستان بر پا شده اند. معادن اين استان شامل معادن مصالح و سنگ های ساختمانی، گرانيت، ‌تراورتن، نمک آبی، نمک سنگی، ميكا، زرنيخ، تالک، خاک نسوز و پوكه معدنی است كه هم اكنون بهره برداری می شوند. هم چنين ذخايری از مواد معدنی سرب, روی, طلا در تكاب، ذغال سنگ در مياندوآب و خاك نسوز در بوكان كشف شده و آماده بهره برداری می شوند. هم چنين اقداماتی جهت شناسايی معادن سيليس و مواد معدنی فلزی و غير فلزی در استان صورت گرفته است.
استان آذربايجان غربی يكی از كانون های مهم صنايع دستی ايران است. دراين استان انواع فرش، گليم، ‌‌پارچه های دستی و صنايع چوبی تزيينی توليد می شود و علاوه بر آن كارگاه های صابون سازی، شمع سازی و چاقوسازی نيز درسطح استان به كار مشغولند. از ميان محصولات ياد شده, بافته های دستی و صنايع چوبی مانند انواع مجسمه های حيوانات‌، انواع وسايل بازی شطرنج، تخته نرد، جعبه و ميز آرايش بانوان و انواع نقاشی روی چرم دارای معروفيت ملی است


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]

 

 معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر خوی



نام رسمی:خوی
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان غربی
جمعیت:۱۸۱٬۴۶۵ نفر
زبان‌های گفتاری:ترکی آذربایجانی
مذهب:شیعه
ارتفاع از سطح دریا:۱٬۱۴۸ متر
میانگین دمای سالانه:۱۰
بارش سالانه:۲۵۳ میلی‌متر
پیش‌شماره تلفنی:۰۴۶۱
----------------------------------------------------

خوی از شهرهای استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر مرکز شهرستان خوی است.

خوی یکی از کهن‌ترین مراکز تمدن در شمال غرب ایران و کانون بسیاری از حوادث تاریخی بوده است. خوی به‌دلیل واقع شدن در مسیر جاده ابریشم و جاده تجارتی شرق و غرب، مورد بازدید بسیاری از جهانگردان و ایرانشناسان
واقع شده‌است. از منابع تاریخی و سفرنامه‌ها از جمله سفرنامه ناصرخسرو مطالب قابل توجهی دربارهٔ خوی بدست می‌آید. زبان رایج در میان مردم خوی ترکی آذربایجانی است.


وجه تسمیه


معنی واژه خوی و ریشه‏اش و اینکه از چه زمانی این شهر خوی نام گرفته است، روشن نیست. عده‏ای بر این باورند که چون واژه خوی در پهلوی و کردی امروز به معنای نمک
است، به واسطه وجود معادن نمک در منطقه، به خوی معروف شده است. معادن خوی عبارتند از: نمک و زغال سنگ و طلا که فقط از معدن نمک آن فعلاً استفاده میشود و بصورت تجارتی بعنوان نمک خوی در تمام شهرستان‌های مجاور به فروش می‌رسد..

نظریه‌هایی هم خوی را تغییریافته کلمه قویون (گوسفند) به قوی و بعد به خوی گمان برده‌اند. همچنین در زبان ارمنی نیز خوی به معنی قوچ به‌کار رفته‌است.کسروی معتقد است نام شهر خوی به معنی قوچ نیست زیرا در کتب ارمنی خوی را هیر نامیده‌اند.

برخی نیز معتقدند که کلمه خوی شکل باستانی کلمه ((قوی)) Qoy,Quy در ترکی قدیم است که مفهوم ((چوخور))(سرزمین پست) را می‌رساند. در دیوان لغات ترک کاشغری((قوی)) به معنی بستر و بخش مسطح دره وادی بزرگ و گودی بین دو کوه و
ته آمده است. هم ریشه با کلمات Qoyaq-Quytu.هم ریشه با کلمه ((قویو)) نیز میباشد که در ترکی امروزی به معنی چاه است.

آثار تاریخی و مذهبی


آثار تاریخی زیادی در منطقه خوی قرار دارد از جمله دروازه سنگی، مسجد مطلب خان، برج شمس تبریز، پل خاتون، بازار خوی، کارونسراهای خوی اطراف آن، پل قطور، ساختمان شهرداری پیشین، کلیسای مهلزان، کلیساهای مارخنه و سورپ نشان، کلیسای سورپ سرکیس، مسجد شاه «سید الشهداء» خوی، مسجد ملاحسن و...

شهرستان خوی دارای اماکن متبرکه زیادی است که می‌توان به امامزاده سید بهلول واقع در محله امامزاده، بقعه مبارک شیخ نوائی و بقعه متبرک میر فتاح اشاره کرد.

 

 


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مشخصات جغرافيايي

ويژگيهاي جغرافيايي ، تاريخي ، سياسي و اداري شهرستان چالدران : معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر چالدران


شهرستان چالدران، یکی از شهرستانهای استان آذربایجان غربی است که در شمال غربی این استان قرار گرفته‌است. مرکز این شهرستان، شهر سیه چشمه است. آواجیق دیگر شهر آن است. این شهرستان در گذشته بخشی از شهرستان ماکو بود. زبان رایج در این شهرستان ترکی آذربایجانی و کردی کرمانجی می‌باشد. شهرستان چالدران بیشتر به خاطر جنگ چالدران شهرت دارد که یاد آور دلاور مردی های غیور مردان ایرانی در شاه جنگ ایرانیان با ترکان عثمانی در دفاع از کیان ایران زمین است.این جنگ که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در ۳۱ مرداد ۸۹۳ خورشیدی رخ داد. بقایای این جنگ در شهرستان، به صورت مزار شهدای جنگ و چندین مجسمه در محل جنگ و داخل شهر موجود می‌باشد.

چالدران به دلیل داشتن هوای سرد در فصل زمستان و خنک در فصل گرما، یکی از مناطق گردشگری استان می‌باشد. این شهر یکی از مرتفع‌ترین شهرهای کشور آن است. تالاب «ناور» در مرزی‌ترین منطقه قرار گرفته‌است. مرداب‌ها و تالاب‌های متنوع، از جلوه‌های طبیعی این شهرستان است.

شغل مردم چالدران، کشاورزی و دامداری است و علی رغم اقدامات اخیر از سوی دولت برای ایجاد شهرک صنعتی، هنوز هم این خصیصه تغییر نیافته‌است. چالدران دارای دانشگاه پیام نور بوده و اقداماتی برای افتتاح دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه جامع علمی کاربردی در این شهر به انجام رسیده‌است. ورزشهای متداول شهرستان، فوتبال و کونگ فو توآست[نیازمند منبع]. همچنین چالدران دارای تیم والیبال به نام «آیدانه چالدران» است که یکی از تیم‌های دسته برتر کشور به شمار می‌آید.

از مناظر طبیعی و بناهای تاریخی دیگر این شهر به کلیسای طاطاووس یا قره کلیسا که آرامگاه یکی از حواریون است ، روستای دلیک داش، روستای قاشقا بلاغ، گیخ بلاغ و آبگرم می‌توان اشاره نمود.

سد بارون که به نام سد ماکو
شناخته می‌شود در ۲۰ کیلومتری مرکز شهرستان واقع شده‌است. استفاده از ذخایر آب زیرزمینی که در سالهای اخیر آغاز شده از عوامل پیشرفت کشاورزی منطقه بوده‌است.

میزان جرایم و هتک حرمت مردم در این شهر بسیار پایین است.

بارش باران شدید و برف سنگین در منطقه چالدران به کرات دیده می‌شود. برای نمونه، در زمستان سال ۱۳۸۴ به دلیل بارش سنگین برف، تمام راههای اصلی و فرعی شهرستان و ۳۰۰ روستای اطراف آن برای مدت دو هه مسدود بود و میزان برف در کنار جاده به سه متر می‌رسید. یا در سال ۱۳۸۳ گردبادی سهمگین در منطقه «گوروگول» (مرداب خشک) روی داد به گونه‌ای که منجر به کشته شده یک نفر از عشایر گردید. سیل یکی از پدیده‌های شهر است که گاه ارتفاع آن در رودخانه مرکزی شهر به شش متر می‌رسد و خسارات جانی و مالی زیادی را در پی دارد.



ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر سلماس


نام رسمی:سلماس
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان غربی
نام‌های قدیمی:شاپور، دیلْمان، دیلمَقان
جمعیت:۱۸۰۷۰۸
ارتفاع از سطح دریا:۱۳۹۶ متر
ره‌آورد:نقل ٬عرق بیدمشک ٬ فرش٬ گلیم، سیب
پیش‌شماره تلفنی:۰۴۴۳۵۲
--------------------------------------------

سَلْماس
یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر مرکز شهرستان سلماس است. این شهر در زمان دودمان پهلوی «شاپور» نامیده می‌شد.
جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۸۰۷۰۸ نفر بوده‌است که از این تعداد ۹۱۷۹۶ نفر آنان مرد و ۸۸۹۱۲ نفر آنان زن بوده‌اند. زبان رایج ترکی آذری و کردی می‌باشد.

پیشینهٔ تاریخی


از دیدگاه تاریخی، دیرینگی این شهر به دوران اورارتویی (هزاره پیش از میلاد) باز می‌گردد. سلماس پایتخت دوم حکومت اورارتوییان بود که نام باستانی آن اولهو (=اولخو) بود. در سال ۱۳۰۹ خورشیدی زمین‌لرزه‌ای به مقیاس ۷ ریشتر این شهر را که دیلمقان نامیده می‌شد ویران می‌کند. شهر جدید سلماس در کنار ویرانه‌های دیلمقان، با اصول شهرسازی مدرن، و با ایمنی بالایی (نقشه خیابان کشی شطرنجی) دوباره
بنا می‌شود و نام شاپور به خود می‌گیرد. پس از انقلاب نام این شهر به سلماس برگشت پیدا می‌کند.


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]


نام رسمی:شاهین‌دژ
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان غربی
نام محلی:شاهان‌دژ-سان‌قالا-ساین‌قلا
نام‌های قدیمی:صائین‌قلعه-صائین‌دژ
جمعیت:۸۹٬۳۵۶
زبان‌های گفتاری:ترکی-چهاردولی-کردی
مذهب:اسلام(شیعه-سنّی)
ارتفاع از سطح دریا:۱۴۰۶ متر
پیش‌شماره تلفنی:۰۴۸۲
-------------------------------------------

شهر شاهین‌دِژ واقع در بخش مرکزی شهرستان شاهین‌دژ در استان آذربایجان غربی است. این شهر در ۷۲ کیلو متری شمال غرب شهر تکاب و در ۶۰ کیلو متری جنوب شرق شهر میاندوآب قرار دارد.

این شهر بین ۳۶ درجه و۴۰ دقیقه عرض شمالی و۴۶ درجه و۳۴ دقیقه طول شرقی در ارتفاع ۱۴۰۶ متری از سطح دریا واقع شده‌است.


شهرستان شاهین‌دژ یکی از ۱۴ شهرستان استان آذربایجان غربی است که در قسمت جنوب شرقی این استان قرار دارد.  شهرستان شاهین‌دژ از سمت شمال به استان آذربایجان شرقی، از سمت جنوب به استان کردستان، از سمت جنوب غرب به شهرستان بوکان، از سمت شمال غرب به شهرستان میاندوآب و از سمت شرق به شهرستان تکاب محدود می‌گردد.

آخرین آمار قبل از تبدیل به شهرستان، در روزگاران گذشته بخش شاهین دژ یکی از بخش‌های شهرستان مراغه بود و در فاصله مستقیم ۸۵ کیلو متری جنوب شرق مراغه قرار گرفته و از شمال به دهستان آجرلو و دهستان چهاردولی از جنوب به شهرستان سقز از شرق به دهستان احمد آباد و دهستان تکاب از غرب به بخش بوکان محدود
می‌گشت. بخش شاهین دژ از دو دهستان به نام دهستان حومه و دهستان گوی آقاج و ۸۱ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل و تعداد کل جمعیت با روستا ۱۸،۴۴۰ و روستاهای مهم آن، هاچه سو، هولاسو، قوزلو، محمودآباد و غیره بود.

پس از برقراری حکومت مشروطه در ایران طبق قانون مخصوصی که در سال ۱۲۸۵ شمسی (۱۳۲۵ قمری) به نام قانون تشکیل ایالات و ولایات به تصویب مجلس شورا رسید، و آذربایجان یکی از ۴ ایالت کشور محسوب شد. در سال ۱۳۱۶ شمسی کشور
ایران مرکب از ۱۰ استان بود و ایالت آذربایجان به دو استان غربی و شرقی تقسیم شد. و شهرستان شاهین دژ از این تاریخ جزو استان آذربایجان غربی شد.

شاهین‌دژ سرزمینی است که گروهای اجتماعی متنوع با آداب و رسوم و عقاید متفاوتی در آن سکنی گزیده‌اند از قبایل چادرنشین، عشایر، و روستائیان حافظ سنت‌ها و عادات دیرین گرفته تا شهر نشینان و اقلیت‌های مذهبی و نژادی مانند
(زرتشتیان، ارامنه، کرد و ترک)
هر یک فرهنگ مخصوص به خود را دارند. از کل جمعیت شهرستان ۸۹٫۹۹ درصد را مسلمانان و بقیه یعنی ۰٫۰۳ درصد زرتشتی و ۰٫۰۸ درصد را سایر ادیان (کلیمی، مسیحی و...) تشکیل می‌دهد.


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]

جهت اشنای باهرکدام ازشهرهای استان بروی ان کلیک کنید تااطلاعات لازم رابیابید

جمعیت شهرهای استان آذربایجان غربی براساس سرشماری سال ۱۳۸۵

ارومیه: پرجمعیت‌ترین شهر استان آذربایجان غربی.
خوی: دومین شهر پرجمعیت استان آذربایجان غربی.
بوکان: سومین شهر پرجمعیت استان آذربایجان غربی.
مهاباد: چهارمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان غربی.

جمعیت شهرهای استان آذربایجان غربی براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی:[۱]

ردیف نام شهر شهرستان جمعیت رتبه در
شهرستان
۱ ارومیه ارومیه ۵۷۷٬۳۰۷ ۱
۲ خوی خوی ۱۷۸٬۷۰۸ ۱
۳ بوکان بوکان ۱۴۹٬۳۴۰ ۱
۴ مهاباد مهاباد ۱۳۳٬۳۲۴ ۱
۵ میاندوآب میاندوآب ۱۱۲٬۹۳۳ ۱
۶ سلماس سلماس ۷۹٬۵۶۰ ۱
۷ نقده نقده ۷۲٬۹۷۵ ۱
۸ پیرانشهر پیرانشهر ۵۷٬۶۹۲ ۱
۹ تکاب تکاب ۴۳٬۷۰۲ ۱
۱۰ ماکو ماکو ۴۱٬۸۶۵ ۱
۱۱ سردشت سردشت ۳۷٬۱۱۵ ۱
۱۲ شاهین‌دژ شاهین‌دژ ۳۴٬۲۰۴ ۱
۱۳ اشنویه اشنویه ۲۹٬۸۹۶ ۱
۱۴ قره‌ضیاءالدین چایپاره ۲۲٬۵۸۹ ۱
۱۵ شوط شوط ۱۹٬۷۵۹ ۱
۱۶ سیه‌چشمه چالدران ۱۴٬۱۸۹ ۱
۱۷ بازرگان ماکو ۹٬۰۴۷ ۲
۱۸ پلدشت پلدشت ۸٬۵۸۴ ۱
۱۹ تازه‌شهر سلماس ۸٬۲۱۶ ۲
۲۰ محمدیار نقده ۸٬۰۱۸ ۲
۲۱ ربط سردشت ۷٬۹۸۷ ۲
۲۲ چهاربرج میاندوآب ۷٬۹۴۰ ۲
۲۳ فیرورق خوی ۷٬۹۰۳ ۲
۲۴ نوشین‌شهر ارومیه ۶٬۷۳۱ ۲
۲۵ محمودآباد شاهین‌دژ ۵٬۸۱۷ ۲
۲۶ میرآباد سردشت ۴٬۵۰۲ ۳
۲۷ باروق میاندوآب ۳٬۸۷۴ ۳
۲۸ کشاورز شاهین‌دژ ۳٬۵۳۸ ۳
۲۹ ایواوغلی خوی ۳٬۲۸۲ ۳
۳۰ قوشچی ارومیه ۲٬۸۳۲ ۳
۳۱ نالوس اشنویه ۲٬۴۸۸ ۲
۳۲ آواجیق چالدران ۱٬۶۴۹ ۲
۳۳ سرو ارومیه ۱٬۵۰۸ ۴
۳۴ سیلوانه ارومیه ۱٬۳۵۰ ۵
۳۵ گردکشانه پیرانشهر ۱٬۳۱۶ ۲
۳۶ سیمینه بوکان ۹۵۷ ۲
«منبع- سایت ویکی بدیا
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر ماکو

نام رسمی:ماکو
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان غربی
نام‌های قدیمی:آرتاز،شاوارشان،قلعه قبان
جمعیت:202939
زبان‌های گفتاری:ترکی آذربایجانی و کردی
مذهب:مسلمان شیعه و سنی
ارتفاع از سطح دریا:۱۱۸۲ متر
پیش‌شماره تلفنی:۰۴۶۲۳۲۲
-------------------------------------------

ماکو یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی
در شمال غربی ایران است. این شهر در نزدیکی مرز ایران و ترکیه قرار دارد. شهر ماکو مرکز شهرستان ماکو است. شهر ماکو در دره‌ای بنا شده که رودخانه زنگمار از آن می‌گذرد و شهر را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند. قسمت جنوبی شهر در دامنه کوه سبد قرار گرفته و آبادی چندانی ندارد ولی بخش شمالی آن آبادتر و بزرگتر است.

ماکو در دوره‌های مختلف تاریخ به نام‌های مختلفی معروف بوده که از آن جمله می‌توان به کلاهک سنگی ماکو و لانه لک لک‌ها که در گوشه گوشه شهر و جاده‌ها بر روی تیرکهای برق و منبع‌های آب ساخته شده‌اند نیز از دیدنی‌های جالب ماکو است. این شهر به دلیل آنکه در کنار مرز و گمرک بازرگان واقع شده‌است محل عبور مسافرینی است که قصد دارند از طریق زمینی به ترکیه سفر
کنند.زبان رایج مردم شهرستان ماکو ترکی آذربایجانی و کردی است.


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مَهاباد یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی در ایران است. شهری سرسبز و در میان چندین کوه واقع شده‌است. از بزرگان مهاباد می‌شود به ماملی خواننده شهیر کرد و هژار و هیمن از شاعران معروف اشاره کرد. از جمله آثار تاریخی این شهر می‌شود به فقرگاه و غار آبی سهولان اشاره کرد. فاصله این شهر با پیرانشهر ۶۰ کیلومتر می‌باشد.


پیشینه


دیرینگی این شهر دست کم به دوران صفوی بازمی‌گردد. شهر مهاباد در کالبد فعلی توسط صارم‌بگ
از ملوک کُرد ساوجبلاغ مکری در اوایل سدهٔ ۱۱ هجری در بخش شمال نزدیک به خم رودخانه مهاباد (محلات باغ سیسه و دباغیان) فعلی بنا گردید.

قدیمی‌ترین منطقه مهاباد «باغ سیسه» نام دارد که یکبار هم بر اثر سیلاب ویران شده‌است و امروزه دارای معماری قدیمی و بافت آن رو به فرسایش است.

سیل و آسیب‌های دیگر باعث انتقال خانه‌ها به قسمتهای جنوبی و ایجاد محلات تازه در حوالی میدان چهارچراغ (شهرداری فعلی) گردیده‌است.

شهر مهاباد به حالت متروکه درآمده بود تا این‌که بداق‌سلطان
حکمران مهاباد دوباره به آبادانی آن پرداخت. بازرگانی در این شهر در دورهٔ قاجار گسترش یافت و مبادله کالا با شام و بیروت انجام می‌شد که بیشتر در سراهای موصلیان، کریمخان و کاشی‌ها در بازار مهاباد و کاروانسرای سیمون، همدانی‌ها، تاجرباشی و کوسه صورت می‌گرفت.


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]

ويژگيهاي جغرافيايي، تاريخي، سياسي و اداري شهرستان مياندوآب:

شهر میاندوآب در استان آذربایجان غربی ایران قرار دارد. این شهر در جنوب دریاچه ارومیه و جنوب شرقی استان آذربایجان غربی و میان دو رود زرینه‌رود و سیمینه‌رود واقع است. این شهر در جنوب دریاچه ارومیه و جنوب شرقی استان آذربایجان غربی قرار دارد.

ساکنان شهر ترک‌زبان و روستاهای شمالی و شرقی آن نیز ترک‌زبانند و در برخی از روستاهای غربی و جنوبی مردمان کرد ساکنند.

شهر میاندوآب سومین شهر بزرگ در استان تلقی می‌شود.
جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۴۵۱۵۸ نفر بوده است که از این تعداد ۱۲۳۹۹۳ نفر آنان مرد و ۱۲۱۱۶۰ نفر آنان زن بوده اند. شهر میاندواب بزرگترین شهر در جنوب استان تلقی می‌شود.










کشاورزی


موقعیت بسیار مطلوب جغرافیائی باعث رشد بسیار خوب کشاورزی و در نتیجه ترقی صنعتی منطقه میاندوآب شده است. کارخانه تولید قند و شکر میاندوآب در اوایل قرن بیستم با همکاری مهندسان آلمانی بنا گردید. بنای سد انحرافی نوروزلو در سالهای ۱۳۵۰ هجری شمسی این ناحیه را مستعد آبادانی و صنعتی نمودن ناحیه نمود.

تاریخ شهرستان میاندوآب


کشف چندین اثر باستانی در اطراف میاندوآب، نشانگر اسکان بسیار قدیمی منطقه در دورانهای ثبت نشده تاریخ هست. در اوایل سلطنت آقامحمد خان قاجار به دنبال کوچ اجباری جمعیتی از منطقه کرمان به اهالی شهر اضافه شدند و در مدت دو نسل در جمعیت ترک میاندوآب استحاله گشتند. اسامی برخی محله‌ها و شهرت‌ها مانند رابریلر،
سیرجانیلر و کرمانی نشانگر این حرکت جمعیتی بوده. دو دلیل اصلی این حرکت جمعیتی مهاجرت اجباری یا تبعید در اثر شورش ذکر شده. سرکوبی یاغی‌های منطقه کرمان و اسکان جمعیت بیشتر در این منطقه به منظور مقابله با حملات کردها به بناب و مراغه بوده است. این شهر در واقع مرز منطقه ترک نشین و کردنشین است. تهاجمات متعدد بعضی از قبایل محلی کرد در این منطقه تا اواخر مشروطیت ادامه داشت. در این برهه گزارشهای بسیاری از حملات به کردان توسط لشکر شجاع‌السلطنه نیز ثبت شده است.


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر ارومیه


نام رسمی:ارومیه
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان غربی
نام محلی:اورمیه
نام‌های قدیمی:رضائیه
جمعیت:۸۵۶٬۹۱۴ نفر
رشد جمعیت:۴/۳ درصد (سالیانه)
تراکم جمعیت:۱۴٬۰۰۰ نفر نفر بر کیلومتر مربع
زبان‌های گفتاری:ترکی آذربایجانی و کردی
مذهب:شیعه و سنی
مساحت:۴۲٫۷ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا:۱۳۳۲ متر
ره‌آورد:فرش، نقل
پیش‌شماره تلفنی:۰۴۴۱
---------------------------------------------------
اُرومیّه یکی از شهرهای ایران و مرکز استان آذربایجان غربی و نیز مرکز شهرستان ارومیه است. جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۸۵۶٬۹۱۴ نفر بوده‌است که از این تعداد ۴۳۳٬۹۷۶ نفر آنان مرد و ۴۲۲۹۳۸ نفر آنان زن بوده‌اند.

وجه تسمیه


واژهٔ ارومیه از ترکیب دو واژه آشوری اور (شهر) + میه (آب) تشکیل شده‌است. ارومیه به صورت اورمو، اورومیه و اورمیه تلفظ می‌شود. با آمدن حکومت پهلوی و سلطنت رضاشاه این محل به رضائیه تغییر نام داد و بعد از انقلاب اسلامی دوباره به نام ارومیه برگشت.

جغرافیا


ارومیه در جلگهٔ گسترده و سرسبزی به درازای ۷۰ کیلومتر و به پهنای ۳۰ کیلومتر واقع شده که اطراف آن تا کیلومترها پوشیده از باغات انگور و سیب و کشتزار است. دریاچه ارومیه در شرق و دریاچه مارمیشو در غرب این شهر قرار دارد. این شهر به علت آب و هوای معتدل و داشتن مناظر زیبا، یکی از شهرهای گردشگری ایران محسوب می‌شود. بلندی ارومیه از سطح دریا ۱۳۳۲ متر است.

مردم


بیشترین جمعیت شهر ارومیه را ترک های آذری و کردها و نیز اقلیتی از آشوری‌ها و ارمنی‌ها تشکیل می دهند.

ترکیب جمعیتی این شهر همان طور که در ادامه آمده‌است در زمان شاه عباس صفوی تغییر یافته‌است. طبق یک مطالعه دیگر از ترکیب قومی خانوارهای نمونه و مورد بررسی در سطح شهر ارومیه که حدود سال ۱۳۷۹ انجام گرفت نشان می‌دهد که ترک زبانان ۸۵٫۷٪ درصد خانوارهای نمونه را به خود اختصاص داده و کردزبان‌ها حدود ۱۰٫۵٪ بوده‌اند. در این آمارگیری نمونه‌ای درصد آشوری‌ها،
فارس‌زبان‌ها و ارمنی‌ها در شهر ارومیه به ترتیب ۱٫۷، ۱٫۶ و ۰٫۵ بود.

اکثر مردم آذری ارومیه شیعه مذهب می‌باشند ولی تعداد زیادی آذری های سنی حنفی و شافعی مذهب نیز در داخل شهر و در بیش از ۲۵ روستا از جمله، بالو، قولنجی، کهریز، گل‏تپه، گجین و ولینده زندگی می‌کنند. در ارومیه شماری از ترک زبان های اهل حق نیز زندگی می‌کنند. مذهب کردهای ساکن ارومیه نیز اکثرا سنی است.

تاریخچه


پارسیان در مهاجرت خود از ایران‌ویج نخست در غرب و جنوب دریاچه ارومیه ساکن شدند ولی پس از آن به مهاجرت خود
ادامه دادند و تا سرزمین پارس (استان فارس) پیش رفتند. جلگه ارومیه در دوران باستان در قلمرو مادها، آشوریان، و دیگر اقوام نیز قرار داشته‌است.

شاه عباس بزرگ پس از بیرون راندن عثمانی‌ها از خاک ایران در صدد برآمد طوایفی را برای مرزداری قدرتمند در بخش غربی کشور مستقر سازد. شاه عباس برای این منظور ایل افشار ساکن ابیورد خراسان و دیگر نقاط را در نظر گرفت.
او کلبعلی سلطان ایمانلوی افشار را احضار نموده به لقب خانی و ریاست کل ایل افشار منصوب نمود. سپس دستور داد که ایل افشار که شمار زیادی داشتند و در ولایات عراق، فارس، کرمان و خراسان سکنی داشتند، با تمام امکانات خود حرکت کرده در جلگه ارومیه ساکن شوند.

در


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر سردشت


نام رسمی:سردشت
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان غربی
جمعیت:۱۰۴۱۴۶ نفر
زبان‌های گفتاری:کردی سورانی
مذهب:سنی
ارتفاع از سطح دریا:۱۴۸۰ متر

------------------------------------------------
شهرستان سردشت یکی از شهرستان‌های مرزی و کردنشین استان آذربایجان غربی است که در جنوب این استان قرار دارد و با شمال کشور عراق همسایه است. مرکز این شهرستان، شهر سردشت بوده و مردم این شهرستان کردزبان می‌باشند
جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۰۴۱۴۶ نفر بوده است که از این تعداد ۵۲۴۹۴ نفر آنان مرد و ۵۱۶۵۲ نفر آنان زن بوده اند.
شهرستان سردشت در جنوب غربی آذربایجان غربی و در فاصله بسیار نزدیک (حدود 5 کیلومتری) مرز عراق واقع شده است. سردشت شهری ساخته شده بر ارتفاعات و به معنای واقعی دیدنی است. نام سردشت هم شاید به دلیل موقعیت آن نسبت به محیط اطراف انتخاب شده باشد. کوه های اطراف شهر و به خصوص کوه های قرار گرفته بین پیرانشهر و سردشت، پوشیده از درخت و کاملا جنگلی است. جنگلی بسیار زیبا که تنها مشابه آن را در میان جنگل های شمال می توان دید.


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]

نَقَده یکی از شهرهای جنوبی استان آذربایجان غربی و مرکز شهرستان نقده است. این شهر در ۹۵ کیلومتری جنوب ارومیه واقع شده‌است.

جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۱۷٬۸۳۱ نفر بوده‌است که از این تعداد ۵۹٬۲۵۰ نفر آنان مرد و ۵۸۵۸۱ نفر آنان زن بوده‌اند.

براساس یک طرح آمارگیری که در دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی در نقده صورت گرفت، از مجموع جمعیت آن زمان شهر، ۱۲٬۰۰۰ نفر را ترک‌های آذربایجانی شیعه و ۸٬۰۰۰ نفر را کردهای سنی تشکیل می‌دادند. ا


ادامه مطلب
[ ششم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

این سایت درسال1389با هدف ارائه مقالات ومطالب مختلف در زمینه اقلیم وطبیعت ابران اغاز به کارکرد ودرابتدا سعی وافری شد که مقالات مختلف وکاملی درمورد شهرستانهای مختلف ایران از لحاض طبیعت وفرهنگ واداب ورسوم و جمعیت -اثار باستانی-وقابلیتهای اقتصادی وصنعتی وکشاورزی ارائه دهد بدنبال ان در ادامه کار به بررسی کشورهای مختلف جهان پرداخت وطی مقالات مختلف کلیه کشورهای جهان از لحاض طبیعت وفرهنگ واقتصاد و.. . موردبررسی قرار گرفت وشناخت کلی از کشورهای جهان وحتی شهرهای مهم ان به ما ارائه دهد دراین میان سعی شد که با ارائه مقالات مستند وقابل اعتماد کشورهای مختلف وایران را از لحاض صنعتی واقتصادی واموزش و... مورد برسی قرار گیرد واخرین امار مقایسه ای از این کشورها ارائه شود بدنبال ان تاریخ پرافتخار ایران از دوران مادها تا عصرحاضر مورد برسی قرارگرفت دربخشی دیگر از مطالب سایت مطالب کاملی درزمینه مذهب وزندگی پیامبران وامامان وحوداث مربوط به عصر ان بزرگوران ارائه شد دربخشهای دیگر سایت صدها مقاله درزمینه اشنایی با شرکتهای صنعتی ایران وجهان واخرین اختراعات واکتشافات جهان درحوزهای مختلف علم واخرین رکوردهای ورزشی وبرترین های جهان پرداخته است دراین میان باید از مطالب زیبایی دیگر مانند روزشمار حوادث جنگ تحمیلی نام برد بهرحال امید ان است که مطالب سایت که بازحمات فراوان درسالهای اخیر از طریق جمع اوری از صدها سایت دیگر تهیه شده بتواند بخشی از نیاز خوانندگان را رفع کند دراینجا جادارد ازسایتهای مانند همشهری انلاین تیبان- ایران تراول- ویکی بدیا- مرجع شهرهای ایران- کویرها وبیابانها- تاریخ معاصر-پورتال جهاد کشاورزی- ایران اکتور- میراث فرهنگی استانها- پورتال استانها- سایت مرکز امار ایران- وسایت هواشناسی استانها - وسایتهای خبری عصر ایران-انتخاب - خبرانلاین اشاره کرد که از مطالب زیبا ومستند انها استفاده شده واز انان سپاسگزارم دراینجا باید گفت کلیه مطالب سایت بدون هیچگون تحریفی یا تغییری دران ارایه شود واینجانب مسولیتی درزمینه مطالب ارایه شده سایت از لحاض صحت یا کذب بودن ان ندارم وبا توجه موثق بودن منابع باید به ان اعتمادکرد
موضوعات وب
امکانات وب
.gigfa.com/zibasaz/2.js'> WebGozar.com Counter code -->