مجله اینترنتی ازهمه جا ازهمه چیز

خبرمهم-بزودی این سایت باساختاری جدیدوبامحتواهای جدید وبروز شروع بکارخواهدکرد

اقلیم استان قزوین

 
استان قزوین در حوزه مرکزی ایران بین ۴۸ درجه و ۴۵ دقیقه تا ۵۰ درجه و ۵۱ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و ۳۵ درجه و ۲۴ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۴۸ دقیقه عرض شمالی نسبت به خط استوا قرار دارد.
این استان از شمال به استانهای مازندران و گیلان و از غرب به استانهای زنجان و همدان ، از جنوب به استان مرکزی و از شرق به استان تهران محدود میباشد.
استان قزوین به دلیل داشتن ارتفاعات متعدد همچون رشته کوه البرز درشمال استان و گسترش آن در جهات شمالشرقی و شمالغربی و کوههای پراکنده در نقاط دیگر استان ، شرایط مناسب زیست اقلیمی را داراست .
مرتفع ترین کوهها، سیالان با ارتفاع ۴۱۷۵ متر از سطح دریا و کی جگین با ۳۵۰۰ متر از سطح دریا و سفید کوه با ۲۳۰۰ متر از سطح دریا محدوده مرکزی و شرقی استان را تشکیل می دهد.
که شیب آن از شمالغرب در جهت جنوبشرق امتداد یافته و ارتفاع پایین ترین نقطه آن ۱۱۳۰ متر از سطح دریاست و به دلیل همین شیب سطح آبهای زیر زمینی در جنوبشرقی استان بالا می باشد. حداقل ارتفاع استان در شمالغرب در بخش طارم سفلی در کناره های دریاچه سفید رود با ارتفاع ۳۰۰ متر از سطح دریاست.
استان قزوین به لحاظ شرایط طبیعی به دو ناحیهٔ کوهستانی و دشتی تقسیم می‌شود. منطقهٔ کوهستانی آن در شمال استان قرار دارد و دهستان‌‌های الموت، رودبار و قسمتی از کوهپایهٔ اقبال و پشگلدره را در بر می‌گیرد. در همین ناحیه، بخشی از رشته‌کوه البرز از بخش شمال غربی و از استان گیلان به طرف جنوب غربی در داخل استان قزوین کشیده شده است. سیالان و الموت دو قله از قله‌های معروف کوهستان‌های بخش غربی البرزدر این منطقه قرار دارند .
دره‌ های البرز در دامنه‌های خشکِ جنوبی، به‌ویژه در ناحیهٔ‌ قزوین، باریک و کم‌عرض هستند و با دیواره ‌های پرشیب کشیده شده‌اند. آبادترین و پرجمعیت‌‌ترین دره ‌های آن، درهٔ شاهرود و دره ‌های دو شاخهٔ معروف آن، رود طالقان و رود الموت‌اند که آب دامنه ‌های البرز جنوبی را به سفیدرود می‌رسانند. دره و رودخانهٔ‌ شاهرود کوه‌های میان درهٔ چالوس و سفیدرود را از شرق به غرب شکافته و آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده‌اند. در جنوب شاهرود، کوه‌های زیاران، سبزپوش، خزران و ... قرار دارند که از زمان‌های پیشین مسیرهای پیادهٔ‌ شمالی - جنوبی قزوین بوده‌‌اند که بعضی از آن‌ها در امتداد دره‌ها تا ساحل دریای مازندران (خزر) امتداد یافته‌اند و گردنه‌های معروف سلمبار و الوچشمه را پدید آورده‌‌اند. این راه ‌ها ناحیهٔ دشت قزوین را به غرب مازندران و شرق گیلان متصل ‌کرده‌اند. در ناحیهٔ غربی دشت قزوین یک رشته ارتفاعات موازی به نام «چرگر» قرار دارد که از جانب شمال به جنوب کشیده شده و استان قزوین را از استان زنجان و خمسه جدا می‌کند. این ارتفاعات در حدفاصل نواحی سلطانیه و طارم قرار دارند. در قسمت جنوب این استان، چند رشته از ارتفاعات به موازات هم قرار گرفته‌اند که به نام «رامند» معروف هستند.
ارتفاعات مزبور در جنوب شرقی دهستان زهرا قرار دارند. این ارتفاعات در قسمت جنوب غربی با کوه‌های خرقان و درگزین استان همدان پیوند دارند. استان قزوین از جانب غربی، ‌ بدون هیچ مانعی، به جلگهٔ ساوجبلاغ که در حال حاضر جزء محدودهٔ استان تهران است و کوه طالقان آن را از استان قزوین جدا کرده است، منتهی می‌شود.
از پدیده های طبیعی استان قزوین می توان به دریاچه اوان به مساحت حدود ۸ هکتار در بخش رودبار الموت اشاره کرد که همه ساله تعداد زیادی از گردشگران را به خود جذب می کنداستان را دشت و قسمتهای جنوبی آن را ارتفاعات فرا گرفته است.
تنوع اقلیمی استان و قابلیتهای آبی و خاکی زمینه مناسبی برای کشت انواع محصولات گرمسیری در منطقه طارم سفلی و رودبار الموت و سایر محصولات سردسیری را در دیگر نقاط استان فراهم آورده است. کل اراضی قابل کشت استان حدود ۴۷۰ هزار هکتار می باشد. میزان مراتع استان حدود ۹۵۰ هزار هکتار در قالب مراتع درجه یک ، دو و سه است.
جنگلهای استان در ارتفاعات دو تا سه هزار متری بخش الموت و طارم سفلی به صورت درختان پراکنده و نامنظم روئیده که ذخیره گاه ژنتیکی درختانی مانند ارش، زالزالک ، بلوط، گردوی وحشی، آلو جنگلی، بادام کوهی و پسته وحشی می باشد.
با وجود اکوسیستمهای ویژه دراستان غنای حیات وحش استان در خور توجه بوده و از محیط های طبیعی که استعداد طبیعی حفظ و احیاء رستنیها ، تکثیر و پرورش جانوران وحشی و ذخایر ژنتیکی گیاهی و همچنین ویژگیهای خاصی از نظر آثار طبیعی دارند عبارتند از:
- منطقه حفاظت شده باشگل
- منطقه شکار و تیراندازی ممنوع الموت
در گذشته تنوع گونه ها و وضعیت جانوری آن در حدی گزارش شده که یکی از عرصه های طبیعی کشور محسوب می گردید. در ۳۰ سال گذشته روند تخریب و دگرگونیهای انجام شده در قلمرو زیستگاهی به تدریج باعث کاهش جمعیت وحوش شده و بخصوص در ۱۰ سال اخیر سیر قهقرایی تراکم جمعیت حیات وحش ثبت گردیده است. کل و بز، میش و قوچ، آهو، خرگوش، گرگ، روباه معمولی ، شغال، خرس قهوه ای، گراز، پلنگ و احتمالاً سیاه گوش از جمله وحوش استان به شمار می روند. همچنین گونه های مختلف پرندگان شکاری و پرندگان قابل شکار در نقاط مختلف استان مشاهده می شوند.

آبهای سطحی استان عمدتاً در دو حوزه آبریزجاری است. حوزه آبریزشمالی (سفید رود) و حوزه آبریز جنوبی (شور).
حوزه آبریز شمالی (سفید رود) از رودخانه های طالقان رود و الموت رود که با هم شاهرود را تشکیل می دهند، با میزان حدود ۷۵۰ میلیون متر مکعب در شهر لوشان از استان خارج می گردد. حوزه آبریز جنوبی (شور) که شامل رودخانه های حاجی عرب، خررود و ابهررود و رودخانه های کوچک دامنه های جنوبی البرز می شود. رود حاجی عرب از کوههای جنوبی (خرقان شرقی) سرچشمه گرفته با حجم آبی در حدود ۱۶ میلیون متر مکعب بصورت فصلی جریان دارد.
 
حرکت توده های هوای مهاجر و فعالیت سیستمهای هواشناسی آنها، از جمله عوامل اصلی در شکل گیری اقلیم استان قزوین به شمار می آید. مهمترین توده های هوائی که در فصول سرد سال استان قزوین را تحت نفوذ خود قرار می دهند بطور عمده کم فشار مدیترانه ای از جانب غرب، قطبی بری و قطبی شمالی از سمت شمالغرب و شمال، قطبی بحری از شمالغرب بوده و در تابستانهای بری تروپیکال از منشأ کویر ایران یا صحرای عربستان و یا جریانات شمالغربی از اروپای مرکزی می باشد. غلبه نادر توده های هوای بحری تروپیکال(گرم و مرطوب) در تابستانها از سمت شمالغرب نیز بصورت اتفاقی گزارش شده است. در سالهائی که مرکز کم فشار سودانی دارای فعالیت شدید باشد، دامنه فعالیت سیستمهای بارانزای آن ممکن است از جنوبغرب وجنوب کشور به بخشهای مرکزی کشور و حتی به عرضهای بالاتر هم توسعه یابد. و در این شرایط بر استان قزوین مؤثر واقع شده و بارشهائی را سبب شود.

اقلیم‌ در هر منطقه‌ متاثر از فاکتورهای‌ متعددی‌ چون‌ عرض‌ جغرافیایی‌، ارتفاع‌ از سطح‌ دریا ، وضعیت‌ توپوگرافی ‌و همچنین تغییرات‌ عناصر جوی‌ و خصوصیات‌ آنها و... می باشد.
در شکل گیری اقالیم استان قزوین نیز همه عوامل ذکر شده دخیل بوده و به همین دلیل تنوع اقلیمی ویژه ای را بوجود آورده اند .
با توجه به نقشه اقلیمی استان که به روش دمارتن تهیه گردیده و کاملا از وضعیت توپوگرافی و ارتفاعات تبعیت می نماید بیشترین پهنه اقلیمی استان در اقلیم نیمه خشک سرد قرار میگیرد .
در این نقشه تنوع اقلیمی بارزی در ارتفاعات مناطق شمالشرقی و سر شاخه های رودخانه شاهرود در منطقه الموت مشاهده می گردد . اقلیم های خیلی مرطوب ، مرطوب ، نیمه مرطوب فرا سرد و مدیترانه ای سرد و معتدل در این منطقه قابل تشخیص است. شهر معلم کلایه مرکز این بخش دارای اقلیم نیمه مرطوب سرد بوده ، که این شرایط اقلیمی به سمت مناطق مرکزی الموت متعادل تر گشته بطوریکه در رازمیان آب و هوای نیمه مرطوب معتدلی قابل مشاهده است .
بعلاوه تنوع اقلیمی را در مقیاس کوچکتری در ارتفاعات شمالغربی استان می توان ملاحظه نمود. مناطق کم ارتفاع اطراف سد سفید رود و بخش طارم سفلی نواحی هستند که از اقلیم نیمه خشک معتدل برخوردار می باشند .
اقلیم نیمه خشک سرد بیشترین پهنه اقلیمی دشت مرکزی قزوین و شهرهای آبیک و تاکستان می باشد . با رسیدن به مناطق مرتفع در بخش های شمالی این شهرها و همچنین منطقه کوهین و کاهش میانگین دما ، آب و هوای نیمه خشک فراسرد مشاهده می گردد.
خشکترین منطقه استان منطقه بویین زهرا و مناطق پیرامون آن در شرق وجنوب بوده که دارای اقلیم خشک سرد می باشند. این در حالی است که در مناطق ارتفاعی آوج اقلیم های مرطوب فراسرد و نیمه مرطوب فراسرد غالب می باشد .آبهای سطحی استان عمدتاً در دو حوزه آبریزجاری است. حوزه آبریزشمالی (سفید رود) و حوزه آبریز جنوبی (شور).
حوزه آبریز شمالی (سفید رود) از رودخانه های طالقان رود و الموت رود که با هم شاهرود را تشکیل می دهند، با میزان حدود ۷۵۰ میلیون متر مکعب در شهر لوشان از استان خارج می گردد. حوزه آبریز جنوبی (شور) که شامل رودخانه های حاجی عرب، خررود و ابهررود و رودخانه های کوچک دامنه های جنوبی البرز می شود. رود حاجی عرب از کوههای جنوبی (خرقان شرقی) سرچشمه گرفته با حجم آبی در حدود ۱۶ میلیون متر مکعب بصورت فصلی جریان دارد.
خررود از کوههای جنوب استان زنجان سرچشمه گرفته و شیب آن در جهت شرق می باشد و آبدهی سالیانه آن حدود ۲۶ میلیون متر مکعب د راستان تخلیه می شود. همچنین رودخانه های دامنه جنوبی البرز که آب شیب آنها بطرف جنوب می باشد، عموماً فصلی بوده و آبدهی آنها حدود ۲۵۰ میلیون متر مکعب برآورد شده است. 
عناصر اقلیمی استان قزوین
در بررسی و مطالعه اقلیم باید بین عناصر و عوامل اقلیمی تفاوت قائل شد. دما، فشار و تابش هر کدام یک عنصر اقلیمی تلقی می شود. تلفیق و آمیزه‌ای از این عناصر را نیز که معرف یک حالت فیزیکی معین جو است مانند گرما، بارش یا ابرناکی آسمان بعنوان عناصر اقلیمی درنظر می‌گیرند. اما ارتفاع، طول، عرض جغرافیایی، جهت کوهستان و پوشش گیاهی که به نحوی در فضای مورد مطالعه تأثیر دارد عامل اقلیمی می‌نامند. در اینجا ما به بررسی نرمالهای اقلیمی استان که حاوی یک نتیجه گیری کلی از آمار در دسترس از عناصر جوی می‌باشد می‌پردازیم:

- بارندگی استان قزوین
بر اساس نقشه همباران استان ، میانگین بارش سالانه در سطح استان از ۲۱۰ میلی متر در بخش های شرقی تا بیش از۵۵۰ میلی متر در ارتفاعات شمال شرقی متغیر است و خطوط همبارش کم و بیش موازی خطوط تراز می باشند. پرباران ترین نقاط استان دامنه های شمالشرقی در منطقه الموت با بارشی بیش از ۵۵۰ میلیمتر بوده که این شرایط بارشی کم وبیش در مناطق مرتفع شمالی شهرستان قزوین قابل مشاهده می باشد. بعلاوه در ارتفاعات جنوبغربی استان ( منطقه آوج) نیز با مناطقی مواجه می شویم که بارش سالانه بیش از ۴۵۰ میلیمتر را دارا هستند .
خشکترین مناطق استان از سمت جنوب شرق استان و مناطق بیابانی بویین زهرا شروع و تا بخشهای جنوبی شهرستان تاکستان امتداد می یابد ، که این مناطق با بارندگی سالانه بین ۲۱۰ تا ۲۳۰ میلیمتر مواجه هستند. همچنین در مناطق شمالغربی استان نیز روند کاهش بارش بواسطه کاهش ارتفاع مشهود بوده بطوریکه با رسیدن به مناطق لوشان و منجیل در خارج استان میزان بارندگی به ۲۱۰ میلیمتر می رسد.

- رطوبت نسبی هواایستگاه سینوپتیک قزوین
بررسی آمار و داده های میانگین ماهیانه و میانگین حداقلها و حداکثر های رطوبت نسبی قزوین ، حاکی از آن است که نفوذ و تاثیر توده های هوای بارانزا به استان به همراه تاثیر ارتفاعات موجب گردیده که توزیع رطوبت هوا قزوین از شرایط مناسبی برخوردار باشد در اکثر ماههای سال از شرایط رطوبتی مناسبی و مساعدی برخوردار باشد و خشکی هوا حتی درماههای گرم تابستان آنچنان نیست که منطقه را دچار محدودیتهای از نقطه نظر زیست اقلیمی ، گردشگری و فعالیتهای کشاورزی بنماید.
بررسی رطوبت نسبی هوا در شهر قزوین بیانگر آن است که میانگین رطوبت نسبی در طول ماههای زمستان به بالاترین مقدار ممکن می رسد و سیر کاهش تدریجی آن به سمت ماههای بهار و تابستان ادامه یافته ودر ماههای فصل تابستان به پایین ترین مقدارمی رسد و در واقع خشک ترین ماهها را شامل می شوند. با آغاز پاییز و تاثیر توده هوای سرد از سمت شمالغربی و شمال و نفوذ کم فشار مدیترانه ای از جانب غرب و امواج سرمایی حاصل از هجوم توده های هوای مهاجر از مرکز پر فشار سیبری که همزمان با کاهش دمای استان است ، بر رطوبت هوای شهرستان قزوین افزوده می یابد.
میانگین سالانه نم نسبی در قزوین ۵۱ درصد است . افزایش رطوبت نسبی در شبانه روز معمولاً در اوایل صبح و کاهش آن در بعداز ظهر رخ می دهد . میانگین حداقل ها و میانگین حداکثر رطوبت نسبی نیز همانند میانگین سالانه در ماههای سرد سال از مقدار بیشتری برخوردار است. بطوریکه بیشترین مقدار میانگین نم نسبی هوا مربوط به دیماه و کمترین مقدار آن به مربوط به ماههای تابستان می باشد.

- پوشش ابری ایستگاه سینوپتیک قزوین
بررسی داده های تعداد روزهای همراه با پوشش ابری ایستگاه سینوپتیک قزوین بیانگر آن است که از اواسط فصل پاییز تا اواسط فصل بهار که مصادف با فصول سرد سال است مقادیر ماهیانه ابرناکی افزایش داشته است و درماههای گرم سال مقدار ابرناکی کاهش یافته وبه حداقل می رسد.
در قزوین بیشترین تعداد روزهای همراه با پوشش ابری به ماه مارس تعلق دارد که معادل ۱۲ روز است که در این روزها آسمان تقریباٌ بطور کامل پوشیده از ابر است. کمترین تعداد روزهای همراه با پوشش ابری متعلق به ماه جولای و آگوست بوده است. قزوین در فصل تابستان کمتر شاهد آسمان تمام ابری است . در مجموع ایستگاه قزوین ۶۹ روز از سال شاهد آسمان پوشیده از ابر است و حداقل تعداد روزهای همراه با پوشش ابری مربوط به فصل گرم و از خرداد تا اواخر شهریور است.

- ساعات آفتابی ایستگاه سینوپتیک قزوین
پوشش ابری آسمان با طول مدت ساعات آفتابی رابطه ای معکوس دارد. در روزهایی که آسمان پوشیده از ابر است تعداد ساعات آفتابی به حداقل می رسد . در قزوین بیشترین تعداد ساعات آفتابی مربوط به ماه جولای با ۸/۳۵۴ ساعت و کمترین آن با ۹/۱۴۲ ساعت در ماه دسامبر محاسبه شده است . حداکثر تعداد ساعات آفتابی متعلق به فصل تابستان بوده و پس از تابستان در فصل پاییز سیر کاهش مقدار ساعات آفتابی را مشاهده می نمائیم .
میانگین جمع سالانه ساعات آفتابی در قزوین ۲۹۵۵ ساعت است.
- جریان وزش باد استان قزوین
وزش باد به جریان وسیعی از هوا گفته می شود که ممکن است در مجاورت سطح زمین ویا درسطوح فوقانی جو به وجود آید. پدیده جوی باد کمیتی است برداری که دارای دو مولفه جهت وسرعت است.
جهت باد به سمتی گفته می شود که باد ازآن سمت می وزد وبر حسب درجه بیان می گردد که مبداء آن شمال جغرافیایی بوده وهم با چرخش عقربه های ساعت ، درجات آن افزایش می یابد. میزان تندی باد را برحسب نات ( گره ) ویا متر بر ثانیه ویا کیلومتر بر ساعت مورد اندازه گیری قرار می گیرد.
هر نات برابر سرعت یک مایل دریایی بر ساعت ( ۸۵/۱کیلومتر در ساعت ) است. بطور معمول در محاسبات روزانه هر دو نات یک متر بر ثانیه منظور می شود .
اطلاعات پارامترهای باد در ایستگاههای هواشناسی سینوپتیک سازمان هواشناسی از جمله قزوین شامل بادهای غالب ، شدید ترین بادها و متوسط سرعت باد است.

- بادهای عمده استان قزوین عبارتند از :
۱- باد مه ( قاقازان – کهک ) که در اثر نفوذ سیستمهای پرفشار از شمال و شمالغربی از گردنه منجیل وارد منطقه قاقازان و کهک تاکستان شده و به صورت قیفی شکل دشت قزوین را فرا میگیرد.
۲- باد راز ( شره ) جهت وزش این باد از جنوب و جنوبشرقی که از کویر قم بداخل دشت قزوین تقریبا در تمام طول سال می وزد. اما از اواسط بهار تا اواخر تابستان به دلیل افزایش درجه حرارت ، تبخیر و کاهش رطوبت شدت بیشتری می یابد. درصد وزش سالیانه این باد ۷/۱۲% و سرعتی متوسط معادل ۴ متر بر ثانیه دارد.

- رژیم‌ دمایی‌ استان قزوین
بررسی‌ آمار ماهانه‌ ایستگاههای‌ معتبر استان‌ نشان‌ می‌دهد که‌ دراین ایستگاهها ‌ تیرو مرداد گرمترین‌ و دی‌ و بهمن‌ سردترین‌ ماهها می باشند . براساس نقشه همدمای سالانه استان ، ارتفاعات شمال شرقی و شمالی استان و همچنین ارتفاعات آوج در جنوب غرب استان دارای دمای کمتری نسبت به سایر نقاط استان هستند. کمترین مقدار متوسط سالانه دما ۲ درجه سانتی گراد بوده که درقلل شمالشرقی مشاهده می شود. و بیشترین متوسط سالانه دما ۱۸درجه سانتیگراد بوده که درمناطق کم ارتفاع شمالغربی پیرامون دریاچه سد سفید رود قابل مشاهده می باشد . بعلاوه در قسمت دشت و بخشهای داخلی استان ، درحاشیه شرقی و جنوبی شهرستان بویین زهرا میانگین دمای ۵/۱۴ درجه سانتیگراد مشاهده می گردد .

- یخبندان ایستگاههای استان قزوین
اولین روز یخبندان این ایستگاه بطور متوسط از تاریخ ۱۹ آبان آغاز می گردد که این میزان در سالهای مختلف از ۱۹ مهر تا ۱۹ آذر دامنه دارد. در طول دوره آماری این ایستگاه پائین ترین دمای مشاهده شده ۲۴- درجه سانتیگراد که در تاریخ ۲۰/۱۰/۱۳۵۵ ثبت گردیده است همچنین در طول دوره آماری میانگین سالانه تعداد روزهای یخبندان ( حداقل دمای صفر و پایین تر ) ۹۰ روز می باشد.

تاکستان:
اولین روز یخبندان این ایستگاه بطور متوسط از تاریخ ۲۱ آبان آغاز می گردد که این میزان در سالهای مختلف از ۲۱ مهر تا ۱۲ آذر دامنه دارد. در طول دوره آماری این ایستگاه پائین ترین دمای مشاهده شده ۵/۲۰- درجه سانتیگراد که در تاریخ ۱۵/۱۱/ ۱۳۵۰ ثبت گردیده است همچنین در طول دوره آمــاری میانگین ســـالانه تعداد روزهای یخبندان ۸۱ روز می باشد.

آوج:
اولین روز یخبندان این ایستگاه بطور متوسط از تاریخ ۵ آبان آغاز می گردد که این میزان در سالهای مختلف از ۱۲ مهر تا ۲۶ آبان دامنه دارد. در طول دوره آماری این ایستگاه پائین ترین دمای مشاهده شده ۲۷- درجه سانتیگراد که در تاریخ ۲۷/۱۱/۱۳۵۲ ثبت گردیده است همچنین در طول دوره آماری میانگین سالانه تعداد روزهـای یخبـندان ۱۱۱ روز می باشد.

نیروگاه شهید رجایی :
اولین روز یخبندان این ایستگاه بطور متوسط از تاریخ ۱۱ آبان آغاز می گردد که این میزان در سالهای مختلف از ۲۲ مهر تا ۱۴ آذر دامنه دارد. در طول دوره آماری این ایستگاه پائین ترین دمای مشاهده شده ۵/۱۹- درجه سانتیگراد که در تاریخ ۲۶/۱۰/۱۳۶۷ ثبت گردیده است همچنین در طول دوره آماری میانگین ســالانه تعـداد روزهــای یخبندان ۷۸ روز می باشد.

باغ کوثر:
اولین روز یخبندان این ایستگاه بطور متوسط از تاریخ ۱۹ آبان آغاز می گردد که این میزان در سالهای مختلف از ۱۹ مهر تا ۲۹ آبان دامنه دارد. در طول دوره آماری این ایستگاه پائین ترین دمای مشاهده شده ۲۶- درجه سانتیگراد که در تاریخ ۲۹/۱۱/۱۳۶۷ ثبت گردیده است همچنین در طول دوره آماری میانگین ســالانه تعـداد روزهــای یخبندان ۸۶ روز می باشد.

مگسال:
اولین روز یخبندان این ایستگاه بطور متوسط از تاریخ ۱۴ آبان آغاز می گردد که این میزان در سالهای مختلف از ۲ مهر تا ۶ آذر دامنه دارد. در طول دوره آماری این ایستگاه پائین ترین دمای مشاهده شده ۲۷- درجه سانتیگراد که در تاریخ ۶/۱۱/۱۳۵۵ ثبت گردیده است همچنین در طول دوره آماری میانگین سالانه تعداد روزهای یخبندان ۸۷ روز می باشد.
+ نوشته شده در  2015/11/10ساعت 0:35  توسط اطلس ایران وجهان  | 

تاریخچه وقدمت دانسفهان دانسفهان دانسفهان شرقی‌″۳۸ ′۴۴ °۴۹ شمالی‌″۴۸ ′۴۸ °۳۵ / °۴۹٫۷۴۳۸۴شرقی °۳۵٫۸۱۳۳۹شمالی اطلاعات کلی کشور ایران استان قزوین شهرستان بوئین‌زهرا مردم شهر دانسفهان زبان‌ گفتاری تاتی موقعيت جغرافيايي دانسفهان: دانسفهان در كوهپاية شمالي رامند و در ۶۵كيلومتري جنوب قزوين و در ۳۰كيلومتري غرب بويين زهرا واقع شده است كه از جنوب به رشته كوههاي رامند و روستاهاي سوراوجين و بند سر و از شمال به روستاي خوزنين و قلعة هاشم خان و از طرف غرب به روستاي خيارج و از طرف شرق به روستاي قشلاق و نوده و سگزآباد منتهي مي شود. موقعیت ریاضی دانسفهان عنوان دانسفهان (All coordinates) مختصات 35° 48′ 48.2″ N, 49° 44′ 37.82″ E اعشاری 35.81339°, 49.74384° یو.تی.ام 3963979 386516 39S مقاله‌ها 35 degrees N بخش رامند با مركزيت دانسفهان با مساحت 491.4 كيلومتر مربع با تراكم جمعيت 37.89 كيلومتر مربع كه جمعا داراي ۲۵619 نفر جمعيت مي باشد تاريخچة دانسفهان: شهر دانسفهان شهر دانسفهان مركز بخش رامند بوده و در جنوب استان قزوین و در دامنه كوههاي رامند بر سر سه راهي مهم و ترانزيتي قرار گرفته ، كه از طرف شمال و شمال غربي به تاكستان .زنجان.تبریز.و از سوي شرق به شهرهاي بويين زهرا و ساوه- اشتهارد و کرج و تهران متصل و محدود مي شود . اين شهر داراي ۱۲۳۵۲ نفر جمعيت بوده ، و فاصله آن تا مركز شهرستان 33 كيلومتر است . زبان مردم شهر دانسفهان تاتی است و نسبت به ساير مناطق تات نشين اين شهرستان اندكي متفاوت است ، شهرك صنعتي تازه تاسيس اين شهر موجب مهاجرت اقوام مختلف به اين منطقه شده است كه آمارشان از لحاظ كمي قابل توجه نمي باشد و از آثار تاريخي اين شهر مي توان از تپه دانسفهان نام برد . تاريخچة اصلي دانسفهان و اسم اصلي آن معلوم نمي باشد ولي از روي آثار و نقل و قولهاي قدما و بعضي از كتابهاي تاريخي براي دانسفهان گفته مي شود كه به اختصار يكي دو مورد آنها را بيان مي كنيم. آنچه مسلم است اين است كه دانسفهان قدمتي ديرين دارد . نزديك به 2000سال در زمان دورة پادشاهي مادها كه سگكان و تازيان هم در آن دوره زندگي مي كردند كه از باقيماندة سگكان مردم خونگرم سگزآباد را مي توان نام برد. دانسفهان كه در آن زمان مركز حكومت عثمان بوده و جنبة شهري داشته كه به آن دِه عثمان مي گفتند و به نقلي در آن زمان دو مركز علمي و دانشگاهي وجود داشته كه يكي جندي شاپور كنوني است و ديگر دانشمان بود كه دانسفهان كنوني است. دانسفهان قديم در دوران زرتشت مركز تعليم و تربيت دين زرتشت بوده است و به همين خاطر آنجا را دان سه پندان مي گفته اند، آن اشاره است بر سه پند زرتشتيان كه كردار نيك ، پندار نيك و گفتار نيك . مي توان گفت كه روزگاري زرتشتيان اهالي دانسفهان را تشكيل مي داده اند و به همين خاطر كه مركز علم بوده است. حتی اگرامروزنیزبه ارتفاعات رامندسفرکنیدبرروی قله ای که دراصطلاح مردم دانسفهان به کله قندی یا(ماجاوء کوه)مشهوراست آثارمربوط به آتشکده را می توان دید. زبان دانسفهان بنابرپژوهشهای استادابراهیم پور داوود اوستا شناس معروف زبان تاتی بازمانده زبان اوستایی است که حضرت زرتشت پیامبر در12هزارسال پیش اشعار آیینی خودراکه مشهوربه اوستا میباشد به این زبان سروده است وتنهازبانیست که واژه های گمشده ی اوستایی رادراین زبان می توان پیدا کرد. استاداحسان یارشاطر درکتاب دایره المعارف ایرانیکا یادآورمی شودکه زبان تاتی مادر زبانهای شمالغرب ایران میباشد. دراینجا دوباره یادآورمیشویم که تاتی زبان است ولهجه نیست. زمانی که باسقوط ساسانیان ایران جولانگاه اعراب گردید عربها به ایرانیان لقب تاتیک (تاجیک) داده بودند که به معنای غیرعرب وغیر ترک بوده وایرانی معنا میداده است. دراینجا به دو مورد از لغات تاتی که درقرآن نیز به کاررفته اشاره میکنیم 1- لغت جناح که به معنی گناه میباشد 2- لغت سجیل که معرب سنگ و گل وبه تاتی سنج وجل می باشد همچنین گفته شده که امام علی ع دریکی از جلسات مشورتی خود بامردم پس از پایان فرمایشاتشان میگویند ( آرو را وسه) . حاضران از معنی این اصطلاح می پرسند وامام در جواب میگویند که معنی اینست ( برای امروز کافیست) نویسنده : مهدی فرخ زاد کارشناس تاریخ دانسفهان علت نابودی آثارتاریخی دانسفهان: درباره ی عوامل نابودشدن بناهای تاریخی دانسفهان مواردمختلفی گفته شده است امااگر اندکی درباره ساختارتکتونیکی دانسفهان تحقیق کنیم میبینیم که تکتونیک صفحه ای یا گسل دانسفهان یکی از فعالترین گسلهای منطقه و حتی ایران میباشد. دانسفهان همیشه درطول تاریخش باقهرطبیعت روبرو بوده وزمین لرزه (زلزله) جزئی جدایی ناپذیر دانسفهان بوده وبه طورمیانگین هر۸۰ تا ۱۰۰ سال زلزله ی بین ۵/۶ تا۵/۷ ریشتردانسفهان راتکان داده است وهربارتلی ازخاکستررا برپانموده ودانسفهان متمدن را هربار تبدیل به ویرانه ساخته است. از نمونه های بارز زلزله در دانسفهان میتوان به موارد زیر اشاره کرد. ۱- زلزله دهم شهریور سال ۱۳۴۱ هجری خورشیدی در دانسفهان باویرانی ۱۰۰ درصد ۲- زلزله زمستان ۱۲۵۵ هجری خورشیدی در دانسفهان با ویرانی ۱۰۰ درصد ۳- زلزله سال ۱۱۵۰ هجری خورشیدی دانسفهان با خشک شدن یک هفته ای قنات لاو ۴- زلزله سال ۱۰۲۵ هجری خورشیدی دانسفهان همراه با آتش سوزی گسترده انبارهای کاه وکلش که علت اصلی آتش سوزی میتواند صاعقه ورعدوبرق پس از زلزله باشد دانسفهان و مواجهه با هجوم اقوام بیگانه درطول تاریخ: هجوم دشمنان خارجی همیشه یکی از دقدقه های مردم درطول تاریخ بوده است. دانسفهان وتمدن آن نیزاز این هجوم درامان نمانده. آورده اند که درقرن ۷ هجری قمری زمانی که مغولان به ایران رخنه کرده بودند وبا توجه به اخباری از دانسفهان مبنی برسرشاربودن دانسفهان از قله های گندم وجو وبادام وگردو به مغولان رسیده بود مغولها تصمیم میگیرند که به دانسفهان حمله وآن راغارت کنند . لذا لشگری از سربازان مغول از مراغه راهی دانسفهان میشوند. مردم دانسفهان که دررابطه باهجوم بیگانگان تجربه ی خوبی داشته اند ازمدتها پیشتر تونل یا غار بسیار بزرگی در زیر خانه های مردم حفر وکنده بوده اند وتقریبا تمام خانه های مردم با دهلیز وکانالی مخفی از درون خانه با این تونل وصل میشده است.لذا درهنگام خطر جنگ مردم دانسفهان به طور نامحسوس به داخل تونل رفته وراه ارتباطی را مسدود مینموده اند. ودرهنگام یورش مغولان به دانسفهان این بار نیز مردم به داخل غار وتونل میروند ومغولان به دانسفهان می آیند ومدتی غارت میکنند وازاینکه دراین روستا اثری از آدمیزاد نیست دچار خوف و ترس میشوند وبه سرعت منطقه دانسفهان رابه سمت مراغه ترک میکنند وبدین ترتیب به هیچ یک از شهروندان دانسفهان در ۷۰۰سال پیش ازجانب مغولها آسیبی نمیرسد. نویسنده: مهدی فرخ زاد کارشناس تاریخ وجغرافیا در دانسفهان دانشمندان و شاعران بزرگي بر دانسفهان سفر كرده اند از جمله ابوعلي سينا - طبيب بزرگ -چند روزي را در دانسفهان و به مداواي بيماران گذرانده است همچنين بابا طاهر عريان كه براي رفتن به قم و اطراف آن مسافرت كردند گويند چند باري را از كنار رامند گذشته و بر دانسفهان هم رفته براي آشنايي با لهجة تاتي كه شباهت زيادي به لهجة لري كه همان لهجة بابا طاهر عريان بوده است دارد. چينه شناسي شهر دانسفهان از يك طرف زير ساخت چينه شناسي آن تشكيلات دوران مختلف زمين شناسي را مشخص مي سازد اين سازنده ها بوسيلة سازنده هاي كواترنري پوشيده شده است . اين سازنده در زير بنايي شهر به دوران دوم دورة زمين شناسي مي رسد. منطقه كلاً از تشكيلات دوران سوم از ترشياري قديم و جديد تشكيل شده اسنت كه به طور دقيق به اليگوسن و ميوسن نسبت داده مي شود و از ديدگاه زمين شناسي منطقه اطراف كانسار به طور كلي سنگهاي آذرين خروجي مهار كرده اند ، منطقة جنوب داراي تشكيلات قرمز رنگ رس با آندزيت و بازالت و همچنين ماسه سنگها مشاهده مي شوند و اين تشكيلات به صورت تاقديس و ناوديس قرار گرفته اند و خصوصيات منطقه گسلي مي باشد و اطراف محدوده كانسار فقط تشكيلات آذرين مشاهده مي شود. در اين رابطه پراكندگي كاني كائولينيت بهترين نمونه است . علت پراكندگي كائولينيت احتمالاً مربوط به نا هماهنگي سنگهاي منطقه و درهم شدن آنهاست. تاريخچۀ روستا.شهر دانسفهان: . نام دانسفهان : در مورد نام دانسفهان نقل قولهاي مختلفي وجود دارد كه همگي از بين عامه مردم جمع آوري شده و هيچ نوشته اي دال بر صحت اين گفته ها وجود ندارد. قول اول اين است كه: روزگاري دين زرتشت در اين خطه رونق داشته و به همين دليل ، روستا دان سه پند نام داشته است كه اشاره به سه پند زرتشتيان : كردار نيك ، پندار نيك و گفتار نيك دارد. قول دوم اين است كه : نام روستا دانسپندار است كه بعضي آن را دانسپهدار مي گفتند كه از نام فرشته اي مقرب درگاه خداوندي اخذ شده است. قول سوم اين است كه در اين منطقه به سبب فراواني اسفند اين نام را براي آن برگزيده اند. قول ديگر اين است كه: چون تازيان در زمان خليفة دوم بر اين مكان استيلا يافتند نام اين روستا ده عثمان بود كه در اثر گردش روزگار تغيير شكل يافته است. و بالاخره قول آخر اين است كه مركز علمي به نام دانشمان بوده و به مرور زمان تغيير يافته است. به هر صورت نام اين روستاي قديمي و شهر نو پا “ دانسفهان“ است كه در كتابها به صورت “ زدانسقان“ دانسبان،“ دان اصفهان“، “ دانسپهان“ ،“ اسفقنان“ و به لهجة اهالي “ دُنسبُن“ آمده است. دانسفهان قبل از زلزله 1341: هر عابري كه از دامنة پر شكوه رامند از راههاي پر پيچ و خم و مالروي قديم از كنار باغهاي سرسبز و درختان كهنسال گردو كه روزگاري دراز ، قامت برافراشته و نسل به نسل بر و ميوه داده اند عبور كرده باشد ويرانه اي با پستي و بلنديهاي بسيار مشاهده كرده است. قبل از اینکه عکسهای غم انگیز زلزله دانسفهان را ببینیداز شماپوزش می طلبیم. این عکسها از آرشیوصداوسیما وهمچنین سایت بهبودی دریافت شده است. عکس های زلزله دانسفهان ۱۳۴۱ نویسنده :مهدی فرخ زاد عکس زلزله دانسفهان ۱۳۴۱ عکس زلزله دانسفهان ۱۳۴۱ دراین عکس که مربوط به خانه های ضلع غربی قنات لاو دانسفهان(باغچه)می باشد. کوه رامنددرانتهای تصویرخودنمایی میکند. دراین تصویربنا به قول بیشتربینندگان این زن و شوهر مرحومان ابراهیم درزی وخاتون درزی میباشند. عکس زلزله دانسفهان ۱۳۴۱ بناهاي آباد گردد خراب ز باران و از تابش آفتاب پي افكندم از نظم كاخي بلند كه از باد و باران نبايد گزند “ فردوسي“ با مشاهدة اين ويرانيها ، هرگز بر انديشه گذر نمي كند كه اين حياط وحش و لانة خزندگان و پرندگان ، روزگاري نشيمنگاه شاديها ، غمها و آرزوهاي دلهايي بوده است. اهالي دانسفهان به شش طايفه عمده تقسيم مي شوند. اين طوايف هر كدام به گروههاي كوچكتر به نام اويماق تقسيم شده است و با تقسيم دوباره به “ اوميه فور “ و “ ميميه فور“نام مي گيرند و واحد كوچكتر كه شامل خانواده و فاميلان درجه يك مي باشد به “ سو “ مرسوم است. اين شش طايفه عبارتند از: درزي رامندي ، قموشي رامندي ، فصيحي رامندي ، انصاري رامندي ، لامعي رامندي و يوسفي رامندي. طایفه ی درزی دارای چند زیرشاخه است که عبارتنداز ( رحیمی یا ریم. بالی.مهرعلی یا مورلی. سیزده سر .آشورممد و ...) نكته اي كه در اينجا بايد ذكر كرد اين است كه وجود پسوند رامندي در آخر نام خانوادگي كلية افراد طوايف مي باشد كه اين كلمه به سبب نسبت دادن به كوه رامند مي باشد. بعضي از فاميليها داراي معني خاصي مي باشد مانند درزي كه به معناي خياط و لامعي يعني روشنايي و نوراني و فصيحي يعني رسا سخن گفتن مي باشد و …. نماي روستا قبل از سال 1341: وقتي به اين روستاي كوچك 2500 نفره مي گذريم بي درنگ نگاهمان به ديوارهاي كاه گلي و كوچه هاي تنگ و باريك و خانه هاي محقر مي افتد ، خانه هايي كه حكايت روزگاري كهن را در خود جاي داده اند ، كوچه هاي پست و بلندي كه با اندك برفي صعب العبور و با نمي باران ، در فصل خزان و بهار به باتلاقي تبديل مي شود. اتاقها به صورت دو طبقه و سقف تير پوش با خس و خاشاك ، جمعيت زيادي را در خود جاي داده اند و با هر بادي به لرزه در مي آيند و با حياطهاي گودي كه با چند پله گلي به سطح خيابان مي رسند ، با اينكه كوچك است و دهي بيش نيست 12 مسجد را در خود جاي داده و در فاصله هر چند خانه ، اتاقكي با قطعه حصير يا زيلويي به عنوان كف پوش ، حسينيه يا مسجد نام گرفته است. بزرگترين اين مساجد ، مسجد جامع است كه بالاي قنات “ لاو“ قرار گرفته است. ساختمانها از جاي پختن نان و آغل گاو و گوسفندان كه به صورت زيرزميني تشكيل شده و چاهي با شيار مستطيلي و حصاري كوتاه بدون هيچ شباهتي به عنوان توالت مورد استفاده قرار مي گيرد. در مركز روستا بقعه امامزاده اي به نام “ منور بنت موسي بن جعفر (ع)“ قرار دارد كه مردم سخت به ايشان پايبند مي باشند و سوگند ها به درگاهش دارند، نذرها مي كنند و براي دشمنانشان نفرين مي فرستند. حادثه 1341 به قدري وحشتناك بود كه حتي محمدرضاشاه هم براي بازديد از منطقه آمده و اشك تمساحي نيز بر كشته شدگان مي ريزد و مرحوم جهان پهلوان تختي از جمله كساني است كه در سطح شهر تهران به لحاظ محبوبيت خاصي كه در نزد مردم دارد كمكهاي مردمي را براي زلزله زدگان جمع آوري مي كند كه ياد او در اذهان مردم يادآور زمان زلزله است. تاًثيرات مهم زلزله: كشته شدن نيمي از سكنه 2500 نفره و مجروح شدن عدة كثيري از اهالي. تخريب صد در صد روستا و آواره شدن اهالي. تحمل مشكلات طاقت فرسا در طول مدت يكسال و چند ماه مخصوصاً زمستان 41 با شرايط بسيار نا مناسب. مهاجرت عدة زيادي از مردم و مفقود شدن بعضي از مصدومين منتقل شده به بيمارستانهاي تهران. از همه مهمتر : بعد از سكني شدن اهالي در خانه هاي جديد ، با عمل به شعار تفرقه بينداز و حكومت كن ، به علت جدا كردن طوايف از هم ، اتحاد مردم را از هم و از يكديگر از بين برده و باعث نزاعهاي طايفه اي شدند و همين امر باعث پيشرفت در سالهاي بعدي شد ، اين امر هم اكنون از جدا بودن مساجد و دسته جات سينه زني و عزاداري ، گورستان هاي جدا ، تيمهاي ورزشي و حتي نحوة نشستن دانش آموزان در مدارس به وضوح مشاهده مي شود. اين تقسيم بندي نا بجا و نا هنجار كه بزرگان دانسفهان انجام داده بودند باعث ايجاد فرهنگ غلط شد كه خوشبختانه با افزايش جمعيت و تحصيل نسل جديد و جوان مهاجرت پذيري ، اين فرهنگ غلط كم كم رنگ و بوي خود را از دست داد. كوه رامند: كه الوند خوش بي يا دماوند ابي رامند كه چون مي نمايد اين كوه در حدود 7 كيلو متري جنوب دانسفهان قرار دارد كه ارتفاعي غالب بر 258۳ متر دارد. به خاطر داشتن چشمة آب سرد كه چند ثانيه نمي توان دستها را در آن نگاه داشت و سرسبزي دامنه و وجود روستاهاي كوچك و متعدد ، تفرجگاهي مناسب در موسم بهار و تابستان و در فصل خزان و زمستان به سبب وجود انواع پرندگان مانند : كبك ، غاز ، مرغابي وحشي ، تيهو و باقرقره و…و حيواناتي چون آهو ، قوچ ، بز كوهي و…صيادان و شكارچيان را به خود فرا مي خواند. منطقه حفاظت شده دانسفهان این منطقه با مساحت بیست و هفت هزار هكتار در غرب شهرستان بویین زهرا در اراضی جنوب جاده بویین زهرا. همدان تحت مدیریت زیست محیطی قرار دارد . این منطقه جهت حفظ جمعیت پرندگان منطقه و احیای گونه های منقرض شده آن ، منطقه حفاظت شده اعلام شده است . در گذشته شكاربی رویه گونه های آهو ، قوچ ومیش در این منطقه سبب انقراض این جانوران در این منطقه شده است . جمعیت پرندگان این منطقه در اثر مدیریت زیست محیطی افزایش یافته است . معضل توسعه كشاورزی و دامداری مهم ترین مشكل برای ارتقاء این منطقه است . باتشکراز: مهدی فرخ زاد .دبیر تاریخ شهر دانسفهان
+ نوشته شده در  2015/10/25ساعت 22:16  توسط اطلس ایران وجهان  | 

قزوين كه لقب « باب الجنه» يا «دروازه بهشت» را به خود اختصاص داده از مناطق مهم ايران است كه در زمينه هاي تاريخي, طبيعي, اقتصادي, فرهنگي, صنعتي و گردشگري داراي اهميت زيادي است. شهرستان قزوين به لحاظ صنايع و معادن, راه ها و مسيرهاي ارتباطي, پيشينه تاريخي غني‏, اقتصاد قوي , كشاورزي و بازرگاني مناسب و جاذبه هاي گردشگري طبيعي و تاريخي از اهميت و ارزش زيادي برخوردار است.

قله ها وغارهاي مشهور و زيبا, قديمي ترين مسجد ها و عمارت ها, درياچه هاي زيباي طبيعي, زيباترين كاروان سراها, جاذبه هاي غني ژئوتوريستي به منظور گردشگري علمي, قديمي ترين قلعه ها و پل هاي عمراني‏‏, رودخانه هاي متعدد و پرآب, چشمه هاي متعدد آب گرم جهت توريسم درماني وتفريحي و ده ها جاذبه اجتماعي و فرهنگي ديگر از جاذبه هاي گردشگري شهرستان قزوين است كه در كنار رونق تاريخي, اقتصادي و تجاري منطقه يكي از مهم ترين شهرستان هاي ايران را به وجود آورده است.

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


در مورد علت نام گذاری قزوين؛ نظرات زيادی در متن های تاريخی مطرح شده است. تاريخ نگاران ايرانی و عرب عقيده دارند كه واژه «قزوين» از جمله «اين كش وين» گرفته شده است، به اين شرح که وقتی سركرده سپاه كسرا به هنگام نبرد، در صف لشكريان خود خللی ديد، با عبارت «اين كش وين» (يعنی به آن كنج بنگر) زير دست خود را مأمور رفع خلل كرد و در نتيجه سپاهيان او پيروز شدند. آن گاه در آن محل شهری بنا كردند و آن را «كشوين» ناميدند و در دوره اسلامی، عرب ها، اين واژه را معرب كرده و آن را «قزوين» ناميدند. عقيده يونانيان دراين مورد بر اين است که پيش از دوران هخامنشی، مردمی كه آن ها را «كاسی» يا «كاسيت» می ناميده اند، در كرانه باختری دريای قزوين می زيستند كه به گفته بعضی از تاريخ نگاران يونانی و آريايی جزو نژاد «ميت تانی» به حساب می آمدند. اين قوم ظاهرا مدت ها پيش از مادها به ايران آمده و قرن ها در كرانه باختری دريای كاسپين (خزر) استقرار يافته بود. نام قزوين نيز از نظر آنان، از نام دريای كاسپين گرفته شده است. نظر ديگری، وجه تسميه قزوين را متأثر از موقعيت طبيعی، جغرافيايی و حوادث تاريخی روی داده درآن می داند. گفته می شود كه كوهستان های شمالی قزوين همواره زيستگاه مردمان سركش بوده و آبادی های دشت قزوين پيوسته دست خوش تاخت و تاز و تاراج طايفه های گوناگون قرار داشته است. به فرمان حاكم وقت، برای جلوگيری از تاخت و تاز كوه نشينان، يك دژ در مدخل كوهستان شمالی قزوين و دژ بزرگ ديگری برای استقرار سپاهيان در محل كنونی قزوين بنا كردند. اولی را «دژ بالا» و دومی را «دژ پايين» ناميدند که با گذشت زمان، نام «دژ پايين» دچار دگرگونی شده و به «دژپين»، «گژوين» و سپس «كشوين» تبديل شده است. در دوران شاپور ذوالاكتاف قلعه ای - در جای همان دژ - بنا كرده و همان کشوين ناميده شد. اين نام در دوره اسلامی معرب شده و به قزوين تغيير يافته است.
بنای اوليه شهر قزوين، به شاپور اول ساسانی معروف به شادشاپور نسبت داده می شود. او شهر قزوين را برای جلوگيری از تهاجمات ديالمه بنا کرد و سپاهيان خود را در دژها و استحكامات زيادی که در آن ايجاد کرده بود، مستقر نمود. به مرور زمان؛ اين پايگاه نظامی توسعه يافت و هسته اصلی شهر قزوين - که همواره به عنوان گذرگاه مهم طبرستان و دريای مازندران (خزر) اهميت فراوان داشته؛ به وجود آمد. با آغاز دوره فتوحات اسلامی و حملات اعراب به ايران در سال 24 هـجري قمري قزوين به محاصره براء بن عازب - از سرداران معروف عرب - درآمد و چون مردم اين شهر مانند بسياری ديگر از شهرهای ايران ‌اسلام را پذيرفتند، ازپرداخت جريمه معاف شدند. قزوين در دوره اسلامی نيز همانند دوره ساسانيان - كه پايگاه مستحكمی برای جلوگيری ازهجوم مهاجمان ديلمی بود – اهميت جنگی پيدا کرده و پايگاه و مبدأ عمليات بعدی لشكريان عرب شد.
در زمان امويان، پسرحجاج بن يوسف؛ نخستين مسجد جمعه آن را بنا نهاد كه به «مسجد الثور» معروف شد. اين مسجد تا زمان هارون الرشيد معتبرترين مسجد قزوين بود. در سال 176 هـجري قمري, قلعه يا شهر ديگری توسط خليفه هادی موسی بن عباسی در مقابل شهر قديم قزوين ساخته شد كه به «مدينه موسی» يا «مدينه مباركيه» معروف شد. وقتی هارون الرشيد - خليفه عباسی – به قصد خراسان از راه قزوين می گذشت، از گرفتاری های مردم قزوين در مقابل هجوم های ديالمه و مقاومت شجاعانه آن ها آگاهی يافت و به سعد بن العاس - والی عراقين و قزوين - دستور داد كه حصاری به دور «مدينه موسی» بكشد و مسجدی نيز در آن بسازد، اما با مرگ او حصار ناتمام ماند، تا اين كه يكی از فرماندهان ترك دستگاه عباسی به نام موسی ابن بنا كه مأمور جنگ با حسين بن زيد علوی شده بود،‌ در سال 256 هـ جري قمري بنای آن را به اتمام رساند.
از اواخر قرن پنجم هجری تا زمان حمله هلاكو به قلعه های اسماعيليان، اين سرزمين تحت تأثير حوادث مربوط به نهضت حسن صباح و جانشينان او قرارداشت و شاهد نبردها و جنگ های طولانی ميان سپاه حكومت مركزی و اسماعيليان بود. با روی کار آمدن سلسله صفويه و برگزيده شدن شهر قزوين به پايتختی، منطقه اعتبار بيش تری يافت و آثار و بناهای متعددی درآن بنا شد. دردوره قاجاريه نيز با انتخاب شهر تهران به عنوان پايتخت، قزوين به علت استقرار در مسير جاده تهران به اروپا و روسيه اهميت قابل ملاحظه ای يافت. ناصر خسرو قباديانی در سفرنامه خود در سال 438 هـجري قمري اين شهر را چنين توصيف كرده است: «باغستان بسيار داشت، بی ديوار و خار،‌ و هيچ مانعی از دخول در باغات و قزوين را شهری نيكو ديدم، با روی حصين و كنگره بر آن نهاده و بازارهای خوب، مگر آن كه آب در آن اندك بود و منحصر به كارگرها در زير زمين و رييس آن شهر مروی علوی بود.» امروزه مركز شهرستان قزوين از شهرهای زيبای استان قزوين است و شهرستان قزوين هم اكنون نيز از مهم ترين منطقه هاي ايران است كه نقش بسيار مهمي در اقتصاد, صنعت, فرهنگ كشور ايفا مي كند.
 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان قزوين ازنظرجغرافيايی بين 58 درجه و 49 دقيقه تا 50 درجه و 02 دقيقه درازای خاوری و 14 درجه و 36 دقيقه تا 19 درجه و 36 دقيقه پهنای شمالی و در بلندی 1280 متری از سطح دريا قرار دارد. رودهای اين شهرستان بيش تر فصلی و موسمی بوده و بيش تر دربخش شمالی جاده قزوين- رشت به سوی منطقه قزوين روانند. درداخل شهر, رودخانه ای از شمال به جنوب روان است و كوه های البرز نيز در شمال قزوين سربرافراشته اند و بر زيبايی شهرافزوده اند. شهرستان قزوين از شهرها و دهستان هاي زيادي تشكيل شده است و از شمال به استان گيلان، از خاور به استان تهران، از جنوب به بويين زهرا و از باختر به استان زنجان محدود است. براساس سرشماری سال 1375 جمعيت اين شهرستان 574740 نفر برآورد شده كه 291117 نفر از آن ها در مركز شهرستان ساكن بوده‌اند. راه های منتهي به شهرستان قزوين عبارتند از:
- بزرگ راه قزوين - تهران به درازای 146 كيلومتر
- بزرگ راه قزوين - زنجان به درازای 184 كيلومتر
- راه قزوين - تاكستان به درازای 32 كيلومتر
- راه قزوين - رشت به درازای 177 كيلومتر
- راه قزوين - معلم كلايه به درازای 85 كيلومتر
- راه قزوين - بويين زهرا به درازای 59 كيلومتر
- ايستگاه راه آهن تهران - زنجان از اين شهرستان عبور مي كند و اين شهرستان داراي يك فرودگاه محلي نيز است.
 

مکان های دیدنی و تاریخی


شهرستان قزوين كه از مناطق زيبا, با فرهنگ و متمدن ايران است در كنار طبيعت زيبا, خدادادي و مناظر بهشت گونه خود از غناي تاريخي و فرهنگي قابل توجهي نيز برخوردار است. رودخانه هاي پرآب, قله هاي زيبا و مشهور, چشمه هاي آب گرم‏, حيات وحش, پوشش گياهي غني و درياچه هاي چشم نوازمنطقه؛ مهم ترين جاذبه هاي طبيعي شهرستان قزوين را تشكيل مي دهند. در كنار آثار متعدد تاريخي و معماري در قالب مسجد ها, امام زاده ها, مدرسه ها, بازارها, حمام ها, شهرهاي قديمي و كاروان سراها؛ اين شهرستان از جاذبه هاي اجتماعي چون: جشن ها, غذاهاي خاص و جاذبه هاي فرهنگي چون: صنايع دستي, موسيقي و لباس هاي خاص محلي برخوردار است. همه اين جاذبه ها دست به دست هم داده و مجموعه اي ديدني در قالب شهرستان قزوين به وجود آورده اند كه سبب شده اين منطقه به يكي از جذاب ترين و مهم ترين شهرستان هاي ايران تبديل شود. شهرستان قزوين به واسطه پشتوانه غنی تاريخی و طبيعي خود از مكان هاي طبيعي و تاريخي زيادي برخورداراست كه فهرست و اطلاعات كامل آن ها به تفصيل در آيتم هاي مربوطه آورده شده است. 


صنايع و معادن


صنايع شهرستان قزوين شامل دو دسته صنايع ماشيني و صنايع دستي مي شود. صنايع دستی مردم قزوين زيبا, هنرمندانه و جالب توجه است. كاشی سازی، منبت كاری، گچ بری، قالی بافی، سنگ تراشی، حكاكی و خطاطی از جمله هنرهای دستی شهرستان قزوين هستند. صنايع ماشيني در اين شهرستان ازشكوفايی خاصی برخورداراست. استقرار شهر صنعتی البرز در 11 كيلومتری جنوب خاوری شهر قزوين در زمينی به مساحت 900 هكتار - كه 347 كارخانه و حدود 70 كارگاه صنعتی و توليدی را در خود جای داده - بر اهميت صنعتی استان و شهرستان قزوين افزوده است. صنايع فلزی، شيميايی، نساجی و غذايی از جمله مهم ترين صنايع شهرستان قزوين هستند. معادني چون: مس،‌ سرب، منگنز، ‌سيليس آلونيت و كائولن نيز باعث شکوفايی اقتصادی بيش تر اين شهرستان شده است.
شهرستان قزوين در امربازرگانی موقعيت ممتازی دارد و در امر صادرات و واردات از اهميت زيادی برخوردار است. انواع خشك بار، ميوه، سيب زمينی، پودرهای شوينده و محصولات فلزی از جمله صادرات اين شهرستان هستند. در ضمن مواد اوليه كارخانه هاي محصولات غذايی و ساختمانی از خارج از شهرستان وارد می شود.
 

کشاورزی و دام داری


شهرستان قزوين يكی از مراكز مهم كشاورزی استان قزوين است كه با مكانيزه شدن كشت و زرع و دسترسی به آب های روان توسعه فراوانی يافته است. آب كشاورزی اين شهرستان از چاه های ژرف تأمين می شود. فرآورده های کشاورزی قزوين شامل گندم، جو، يونجه، عدس، لوبيا، سيب زمينی، تره بار، سيب درختی، گردو، انگور، هندوانه و ذرت علوفه ای مي شود.
شهرستان قزوين در زمينه دام پروری و پرورش طيور از اهميت و موقعيت ممتازی برخوردار است. دراين شهرستان دام پروری به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد که در سال های اخير، به دليل افزايش نياز منطقه و استان های مجاور به گوشت سفيد و تخم مرغ، مرغ داری های سياری نيز برای پرورش مرغ گوشتی, مادر و توليد تخم مرغ در شهرهای قزوين و تاكستان داير شده اند.
 

+ نوشته شده در  2010/11/15ساعت 13:10  توسط اطلس ایران وجهان  | 

+ نوشته شده در  2010/11/8ساعت 23:50  توسط اطلس ایران وجهان  | 

               

از آثارموجود درتپه هاي باستاني شهرستان بويين زهرا؛ پيشينه اي حدود 9000 سال براي اين منطقه برآورد مي شود كه از قديمي ترين مناطق ايران و جهان به شمار مي آيد. بويين زهرا درفاصله پنجاه كيلومتري شهر قزوين قرار گرفته است. شغل اصلی مردم بويين زهرا كشاورزی است و به طور كلی آب و هوای آن معتدل خشك است. هوای مركز شهرستان، تابستان ها گرم و خشك و زمستان ها سرد است. در زلزله سال 1341 بسياری از آثار باستانی بويين زهرا فرو ريخت. از آثار باقي مانده اين منطقه می توان به كاروان سرا هاي دوره صفويه و برج هاي خرقان اشاره كرد.

مکان های دیدنی و تاریخی


بسياري از آثار و مكان هاي قديمي و تاريخي شهرستان بويين زهرا در زلزله دهه چهل تخريب شد ولي مهم ترين آن ها را كاروان سراها‏, تپه هاي تاريخي, و برج هاي دوگانه خرقان تشكيل مي دهد

شهرستان بوئین‌زهرا یکی از شهرستانهای استان قزوین ایران است. مرکز این شهرستان، شهر بوئین‌زهرا است و دارای شش بخش مرکزی، آبگرم، آوج، دشتابی، رامند و شال و نیزچهارده دهستان و ۳۲۰ آبادی دارای سکنه‌است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۵۵٬۸۸۹ نفر بوده است[۱]. استان قزوین تقریباً زلزله‌خیزترین استان کشوراست و شهرستان بوئین زهرا نیز لرزه‌خیزترین شهرستان آن[نیازمند منبع]. در سال ۱۳۴۱، زلزله‌ای در آن رخ داد و ۲۰٬۰۰۰ نفر جان باختند.[۲]

این شهرستان با وسعتی حدود ۵۹۸۸ کیلومتر مربع از شمال به شهر قزوین واز جنوب به استان مرکزی و همدان و از شرق به استان تهران و از غرب با شهرستان تاکستان هم مرز است. شهرستان بوئین زهرادر درجه اول از نظر پسته و سپس گردو و انگور کشت خوبی دارد. در این شهرستان پیاز و پنبه نیز کشت می‌شود. البته با توجه به آب و هوای بسیار مساعد بوئین زهرا برای کشت پسته ظرف چند سال گذشته سرمایه گذاریهای بسیار عمده‌ای توسط بخش خصوصی برای توسعه اراضی زیر کشت پسته در این شهرستان صورت گرفته‌است. شهر بوئین زهرا در محل تلاقی راه‌های قزوین به ساوه و کرج به همدان قرار دارد.

در شهرستان بوئین زهرا ایل شاهسوند نیز زندگی می‌کنند.

 
    • دهستان زهرای بالا
    • دهستان زهرای پائین
    • دهستان سگزآباد

شهرها: بوئین‌زهرا و سگزآباد


  • بخش آوج
    • دهستان حصار ولیعصر
    • دهستان خرقان غربی
    • دهستان شهیدآباد

شهرها: آوج

  • بخش رامند
    • دهستان ابراهیم آباد
    • دهستان رامند جنوبی
    • دهستان یزن

شهرها: دانسفهان

  • بخش شال
    • دهستان زین آباد
    • دهستان قلعه هاشم

شهرها: شال

شهرها: آبگرم

 

مرکز دهستان‌ها

زهرای پایین:رحیم آباد- زهرای بالا:عصمت آباد- سگز آباد:شهرسگز آباد- رامند جنوبی:دانسفهان- رامند شمالی:زین آباد- دشتابی شرقی:رحیم آباد-

 راه‌های شهرستان

جاده آسفالته بوئین زهرا کرج جاده آسفالته بوئین زهرا-ساوه جاده آسفالته بوئین زهرا-قزوین جاده آسفالته ای که به رزن وتاکستان وابهر می‌رود

 زمین‌لرزه‌های بوئین‌زهرا

بوئین‌زهرا منطقه‌ای زلزله‌خیز است و بر روی  قرار دارد و تاکنون ز شدیدی را به خود دیده است که تلفات بسیاری را بر جای گذاشته است. این زمین‌لرزه‌ها عبارتند از:

+ نوشته شده در  2010/10/30ساعت 15:19  توسط اطلس ایران وجهان  | 

بخش البرز

 

بخش مرکزی البرز با وسعت ۲۰۴.۵ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۹۴۸۷۲ نفر در سال ۱۳۸۵ می باشد در حوزه مرکزی استان قزوین این بخش از شمال به بخش محمدیه از جنوب به بخش مرکزی شهرستان بوئین زهرا و بخش بشاریات شهرستان آبیک ،از شرق بهبخش بشاریات شهر ستان آبیک و از غرب به بخش مرکزی شهرستان قزوین و بخش دشتابی شهرستان بوئین زهرا منتهی می گردد.منطقه البرز دردشتی پست و هموار واقع شده است.

روند تقسیمات سیاسی و اداری بخش مرکزی البرز

تا سال ۱۳۷۹ روند تقسیماتی این منطقه متاثر از روند تقسیماتی شهرستان قزوین بوده است.ولیکن در سال ۱۳۷۹ از ترکیب دهستانهای شریف آباد و پیریوسفیان بخشی تحت عنوان البرز در تابعیت شهرستان قزوین به مرکزیت شهر الوندایجاد شدو در سال۴/۱۲/۱۳۸۳ دهستانی تحت عنوان نصرت آباد در تابعیت بخش البرز شهرستان قزوین ایجاد گردید و دهستان شریف آباد از بخش البرز منتزع و به بخش محمدیه الحاق گردید ودر نهایت بخش البرز و محمدیه به شهرستان ارتقاۀ یافتند

جدول واحد های تقسیماتی بخش مرکزی البرز به تفکیک دهستانهای تابعه بر اساس سرشماری نفوس ومسکن سال ۱۳۷۵

مرکز دهستان

تراکم Km

مساحت

خانوار ۷۵

جمعیت ۷۵

شهر

دهستان

مرکز بخش

بخش

 

تاریخ تاسیس

 

نصرت آباد

۱۱۴.۰۷۲۵

۶۹

۱۶۰۹

۷۸۷۱

 

نصرت آباد

الوند

البرز

۷۹.۶.۱۴

 

پیر یوسفیان

۵۱.۵۲۷۶۸

۱۳۵.۵

۱۳۴۲

۶۹۸۲

 

پیر یوسفیان

               

 

 

 

 

۱۲۱۰۸

۶۰۷۵۸

الوند

 

               

 

۲

۳۶۹.۷۳۵۹

۲۰۴.۵

۱۵۰۵۹

۷۵۶۱۱

۲

۲

جمع کل بخش

               

 

 

جدول وضعیت جمعیت آبادیهای بخش مرکزی ـ شهرستان البرز

ردیف

نام آبادی

خانوار ۵۵

جمعیت ۵۵

خانوار ۶۵

جمعیت ۶۵

خانوار ۷۵

جمعیت ۷۵

دهستان

بخش

شهرستان

۱

پیریوسفیان

۲۳۸

۱۴۰۵

۳۷۹

۲۱۴۲

۵۱۸

۲۷۱۴

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۲

جهان آباد

۲

۱۰

۲

۷

۱

۲

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۳

شرکت مینودر

۰

۰

۱

۴

۱۰

۴۳

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۴

قبله

۰

۰

۳

۱۵

۸

۲۹

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۵

قدیم آباد

۲۰۳

۱۰۴۴

۲۲۲

۱۲۲۸

۲۱۲

۱۲۸۳

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۶

کشت و صنعت ایران

۰

۰

۰

۰

۳

۱۳

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۷

مجتمع کارخانجات صنعتی لیا

۰

۰

۴

۲۰

۱۲

۳۷

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۸

مزرعه حاجی فتحعلی

۱

۶

۳

۹

۲

۱۸

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۹

مشعلدار

۱۲۰

۶۶۱

۲۱۵

۱۱۱۶

۳۹۱

۱۹۸۳

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۱۰

شهر صنعتی البرز

۴۰۲

۱۳۶۵

۵۹۰

۲۸۰۷

۱۸۴

۸۵۷

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۱۱

مزرعه باقرآبادی

۲

۱۰

۲

۶

۱

۳

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۱۲

امامزاده ظهیر

۰

۰

۰

۰

۰

۰

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۱۳

گاوداری رودباری

۰

۰

۰

۰

۰

۰

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۱۴

مزرعه جمال آباد

۰

۰

۱۷

۶۳

۰

۰

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۱۵

مزرعه دکتر جباری

۰

۰

۲

۲

۰

۰

پیریوسفیان

مرکزی

البرز

۱۶

کمال آباد

۱۴۴

۸۹۷

۲۵۸

۱۴۳۳

۳۱۰

۱۶۲۷

نصرت آباد

مرکزی

البرز

۱۷

کوچار

۷۷

۴۸۴

۱۰۵

۶۱۶

۱۰۵

۵۴۶

نصرت آباد

مرکزی

البرز

۱۸

مزرعه کلتون آباد

۰

۰

۰

۰

۰

۰

نصرت آباد

مرکزی

البرز

۱۹

نصرت آباد

۱۴۸

۸۶۶

۳۲۲

۱۷۶۷

۱۱۸۹

۵۶۶۱

نصرت آباد

مرکزی

البرز

۲۰

ایستگاه تحقیقاتی باغ فیض آباد

۰

۰

۰

۰

۰

۰

نصرت آباد

مرکزی

البرز

۲۱

مزرعه ابیره

۰

۰

۱

۳

۰

۰

نصرت آباد

مرکزی

البرز

۲۲

مزرعه امینی

۰

۰

۱

۴

۰

۰

نصرت آباد

مرکزی

البرز

۲۳

منبره

۰

۰

۰

۰

۵

۳۷

نصرت آباد

مرکزی

البرز

۲۴

مزرعه رضوی

۲

۱۴

۱

۷

۰

۰

نصرت آباد

مرکزی

البرز

۲۵

مزرعه فیض آباد

۰

۰

۰

۰

۰

۰

نصرت آباد

مرکزی

البرز

  

بخش محمدیه


بخش محمدیه با وسعت ۵/۲۵۵ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر۵۵۴۱۶ نفر دارای تراکم ۲۴۵.۷ نفر در هر کیلو متر مربع می باشد در حوزه مرکزی استان قزوین این بخش از شمال به بخش رودبار شهرستان و رودبار الموت، از جنوب به بخش مرکزی شهرستان البرز ،از شرق به بخش مرکزی آبیک شهر ستان آبیک و از غرب به بخش مرکزی شهرستان قزوین می گردد.منطقه البرز به دو منطقه کوهستانی در شمال و پست در جنوب منتهی می شود. در مناطق کوهستانی که در امتداد رشته کوههای البرز می باشد هوا در تابستانها معتدل و زمستانها سرد و خشک بوده منطقه پست شهرستان جزئی از دشت قزوین می باشد، دارای تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و خشک است.

روند تقسیمات سیاسی و اداری شهرستان البرز

تا سال ۱۳۸۳ روند تقسیماتی این منطقه متاثر از روند تقسیماتی شهرستان قزوین بوده است.ولیکن در سال ۱۳۸۳ از ترکیب دهستانهای شریف آباد و حصارخروان بخشی تحت عنوان محمدیه در تابعیت شهرستان قزوین به مرکزیت شهر محمدیه ایجاد شدو در سال۴/۱۲/۱۳۸۳ به همراه بخش البرز به شهرستان ارتقاء یافت .

 

جدول واحد های تقسیماتی بخش محمدیه به تفکیک دهستانهای تابعه بر اساس سرشماری نفوس ومسکن سال ۱۳۷۵

مرکز دهستان

تراکم Km

مساحت

خانوار ۷۵

جمعیت ۷۵

شهر

دهستان

مرکز بخش

بخش

 

تاریخ تاسیس

 

شریف آباد

۱۴۷.۲۲۲۲

۵۵.۸

۱۶۶۲

۸۲۱۵

 

شریف آباد

محمدیه

محمدیه

 

حصار خروان

۴۱.۳۱۴۰۸

۱۶۹.۷

۱۵۴۴

۷۰۱۱

 

حصار خروان

               

 

 

 

 

۵۷۱۳

۲۷۹۵۵

محمدیه

 

               

 

 

 

 

۲۶۹۸

۱۲۲۳۵

بیدستان

 

۸۳.۱۲.۴

               

 

۲

۲۴۵.۷۴۷۲

۲۲۵.۵

۱۱۶۱۷

۵۵۴۱۶

۲

۲

جمع کل بخش

               

 

  

جدول وضعیت جمعیت آبادیهای بخش محمدیه ـ شهرستان البرز

ردیف

نام آبادی

خانوار ۵۵

جمعیت ۵۵

خانوار ۶۵

جمعیت ۶۵

خانوار ۷۵

جمعیت ۷۵

دهستان

بخش

شهرستان

۱

دیزج

۱۳

۸۰

۴۵

۲۲۳

۶۱

۲۶۷

 شریف آباد

محمدیه

البرز

۲

سازمان کشت صنعت شریف آباد

۰

۰

۱۱

۵۴

۱۸

۸۷

 شریف آباد

محمدیه

البرز

۳

شرکت بیدستان

۰

۰

۳

۱۰

۷

۲۶

 شریف آباد

محمدیه

البرز

۴

شریف آباد

۱۶۵

۴۳۷

۸۲۶

۴۵۰۷

۱۵۷۶

۷۸۳۵

 شریف آباد

محمدیه

البرز

۵

شرکت تورنگ

۰

۰

۰

۰

۰

۰

 شریف آباد

محمدیه

البرز

۶

کارخانجات چینی بهداشتی مینا

۰

۰

۰

۰

۰

۰

 شریف آباد

محمدیه

البرز

۷

مزرعه حمیدآباد

۰

۰

۰

۰

۰

۰

 شریف آباد

محمدیه

البرز

۸

دامداری ایران چاو

۰

۰

۰

۰

۰

۰

 شریف آباد

محمدیه

البرز

۹

پلیس راه

۰

۰

۰

۰

۰

۰

 شریف آباد

محمدیه

البرز

۱۰

حصار خروان

۳۴۶

۲۰۱۳

۶۱۱

۳۰۰۲

۸۲۴

۳۶۶۶

حصار خروان

محمدیه

البرز

۱۱

قز قلعه بزرگ

۲۹

۱۳۳

۲۴

۱۲۰

۱۲

۳۳

حصار خروان

محمدیه

البرز

۱۲

کبریت میان

۴۰

۲۲۹

۵۲

۲۵۷

۳۵

۱۳۸

حصار خروان

محمدیه

البرز

۱۳

ورس

۱۱۴

۹۴۹

۱۷۳

۹۱۶

۱۴۹

۷۱۷

حصار خروان

محمدیه

البرز

۱۴

ولامدر

۴۵

۲۴۲

۶۲

۳۲۴

۸۰

۲۲۴

حصار خروان

محمدیه

البرز

۱۵

باورس

۱۴۶

۷۸۹

۲۲۹

۱۲۱۱

۲۰۱

۱۲۰۱

حصار خروان

محمدیه

البرز

۱۶

شترک ماخورین

۱۰۰

۶۳۰

۱۵۵

۸۶۴

۲۴۲

۱۰۳۱

حصار خروان

محمدیه

البرز

۱۷

فرستنده تلویزیونی معلم کلایه

۰

۰

۰

۰

۱

۱

حصار خروان

محمدیه

البرز

۱۸

مزرعه زرجاب

۰

۰

۰

۰

۰

۰

حصار خروان

محمدیه

البرز

۱۹

مزرعه شاه علمدار

۰

۰

۰

۰

۰

۰

حصار خروان

محمدیه

البرز

۲۰

شرکت لامیران

۰

۰

۰

۰

۰

۰

حصار خروان

محمدیه

البرز

۲۱

ایستگاه کهن دژ

۷

۲۳

۵

۳۲

۰

۰

حصار خروان

محمدیه

البرز

۲۲

شرکت نستله

۰

۰

۰

۰

۰

۰

حصار خروان

محمدیه

البرز

۲۳

شرکت سرو توشه

۰

۰

۰

۰

۰

۰

حصار خروان

محمدیه

البرز

۲۴

شرکت دکستروز ایران

۰

۰

۰

۰

۰

۰

حصار خروان

محمدیه

البرز

۲۵

مزرعه عباس آباد

۰

۰

۰

۰

۰

۰

حصار خروان

محمدیه

البرز

۲۶

مزرعه هلال رود

۰

۰

۰

۰

۰

۰

حصار خروان

محمدیه

البرز

منبع-۰سایت دادگستری استان قزوین
+ نوشته شده در  2010/10/30ساعت 15:11  توسط اطلس ایران وجهان  | 

اطلاعات کلی
نام رسمی:قزوین
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:قزوین
نام‌های قدیمی:باب الجنه-مینودر کشوین-کاسپین-قسوین
جمعیت:۳۵۵٫۳۳۸
زبان‌های گفتاری:فارسی
مذهب:شیعه
مساحت:۵۶۹۳ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا:۱۲۷۸ متر
میانگین دمای سالانه:۱۳ درجه سانتی‌گراد
بارش سالانه:۳۰۲ میلی‌متر
ره‌آورد:پسته، فندوق
پیش‌شماره تلفنی:۲۸۱
---------------------------------------------------

قَزوین شهری در استان قزوین در ایران است. این شهر مرکز شهرستان قزوین می‌باشد. مساحت قزوین ۵۶۹۳ کیلومتر مربع می‌باشد که از ۵ شهرستان، ۱۹ بخش، ۲۴ شهر و ۴۶ دهستان تشکیل شده‌است.استان قزوین بین مدار ۳۵ درجه و ۲۴
دقیقه تا ۳۶ درجه و ۴۹ دقیقه عرض شمالی و بین ۴۸ درجه و ۴۴ دقیقه تا ۵۰ درجه و ۵۱ دقیقه طول شرقی در همسایگی استان گیلان (در شمال)، استان مازندران ( در شمال شرقی)، استان تهران ( در شرق)، استان مرکزی (در جنوب شرقی)، استان همدان (در جنوب غربی) و استان زنجان (در غرب) جای گرفته‌است. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۷۵ مرکز آمار ایران برابر با ۵۷۷٫۵۷۱ نفر بوده‌است.زبان رایج مردم قزوین زبان فارسی است. برخی از مردم این شهر به زبان‌های تاتی، مراغی، کردی، لری، ترکی و رمانلویی نیز صحبت می‌کنند. همچنین قزوین به دلیل قرار گرفتن در گلوگاه ارتباطی استان‌های شمالی و غربی کشور، نزدیکی به تهران، دارا بودن چند شهر صنعتی و نیز برخورداری از چندین دانشگاه از جمله دانشگاه بین المللی امام خمینی و دانشگاه آزاد قزوین از موقعیت جغرافیایی خوبی برخوردار است.

تاریخ، بناها، شخصیت‌ها


 

این شهر در زمان شاه تهماسب صفوی پایتخت ایران بوده‌است. اولین خیابان ایران (خیابان سپه) در قزوین احداث شد. آب انبار سردار بزرگ‌ترین آب انبار تک گنبدی جهان در قزوین می‌باشد.

قزوین را در نوشته‌های قدیم اروپا شهر باستانی «ارساس» یا «ارسا سیا» و در تواریخ یونان همان شهر قدیمی «راژیا» و در زمان اشکانیان به نام موسس آن «اردپا» خوانده‌اند. ساسانیان آنرا «کشوین» نامیده‌اند یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد برخی هم آنرا «قسوین» یا شهر که مردمی پرصلابت و استوار دارد و بعضی از مورخین هم معرب «کاسپین» گفته‌اند به دلیل آنکه قوم کاسپت از مجاورت دریای خزر به طرف این دشت مهاجرت کرده و با اقوام بومی اختلاط نموده‌اند و گروهی هم به مرکز ایران رفته‌اند و دریای «خزر» نیز به همین دلیل به بحرالقزوین یا «دریای قزوین» اشتهار دارد.

در منطقه قزوین صدها تپه باستانی شناسایی شده‌است و تنها حفاری تپه سگزآباد نشانگر تمدن ۹۰۰۰ ساله یکجانشینی در این دشت حاصلخیز است.


کلیسای کانتور قزوین

بنای شهر قزوین را به شاپور ذوالاکتاف نسبت داده و می‌گوید آنجا را شاد شاپور نامید. امام ابوالقاسم عبدالکریم بن محمد رافعی در کتاب التدوین فی اخباراهل العلم به قزوین و زکریای بن محمد محمود ممکونی در آثارالبلاد و یاقوت حموی درمعجم البدان به نقل ازاین فقیه و شاهزاده فرهاد میرزا معتمدالدوله در کتاب هدایه السبیل و کفایه الدلیل باستناد شهرت قزوین را از بناهای شاپور ذوالاکتاف نگاشته‌اند ولی ولی احمد بن ابی عبدالله برقی در کتاب النبیان و خواجه حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده و محمد حسنخان اعتماد السلطنه
در کتاب مرآت البدان و امین احمد رازی در هفت اقلیم به نقل از البنیان واستاد و بارتولد خاور شناس نامی روس در کتاب جغرافیای تاریخی ایران بنای شهر قزوین را بشاپور اول منسوب داشته‌اند. شمس الدین سامی بیک در قاموس الاعلام ترکی در این باره تردید کرده و نوشته‌است که از ایرانیان شاپور ذوالاکتاف با یکی از بهرام‌ها شهر قزوین را بنیاد نموده‌اند. منبع اصلی این دو قول یکی اخبار البدان ابن فقیه و دیگری البنیان احمد بن ابی عبدالله برقعی است که مولفان سابق نیز عموماً با این دو ماخذ استناد داشته‌اند.
البته نمی‌توان در این باره نظر قطعی داد ولیکن با بررسی اوضاع دوران فرمانروائی این دو پادشاه می‌بینیم زمان شاپور ذوالاکتاف که بواسطه صغر سن نمی‌توانست در کارهای کشور موثر باشد سراسر مملکت دستخوش کشتار و تاراج طوایف داخلی و خارجی بود.

بنابراین مناسب است بانی قزوین را بنا به نگارش ابن فقیه شاپور ذوالاکتاف بدانیم اما این که ابن فقیه ذکر کرده‌است شاپور ذوالاکتاف شهر قزوین را بنا کرده و آن را شاد شاپور نامید. دیگران نیز در این زمینه شرحی نگاشته‌اند از جمله حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده به نقل از کتاب البنیان قدری بتفصیل پرداخته‌اند و نوشته‌است شهر قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخته و آنرا شادشاپور نام کرد همانا آن شهری که در میان قزوین ساخته‌اند چنانچه رودخانه چند بر جنوبی آن روانست و رودخانه ابهر بر شمالی آن و از آنجا اطلال بار و پدیدارست.

محمد حسنخان اعتماد السلطنه نیز در کتاب مرآت البلدان
به نقل از کتاب البنیان این موضوع را تا اندازه‌ای روشن تر به قلم آورده و می‌گوید قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخت و شاد شاپور نام نهاد و همانا آن شهری بود که میان رودخانه‌های خررود و ابهر رود می‌ساخته‌اند و آنجا اطلال بار و پدیدار است و مردم آنجا در دیه نرجه که به اردشیر بابکان منسوب است مسکونند و مشهور است در کتاب تدوین رافعی مسطور که حصار شهرستان قزوین اکنون محلی است در میان شهر شاپور ذوالاکتاف ساسانی ساخته‌است.

قزوین بعد از ظهور اسلام


 



نیروگاه بخار و سیکل ترکیبی شهید رجایی در بیرون از قزوین

قزوین به دنبال فتح آن در سال ۲۱ هجری به عنوان مرز و ثغر مسلمین شناخته شد و مسلمانان برای درک فضیلت جهاد با کفار دیلم به سوی آن رهسپار گشتند. احادیث فراوانی که در فضیلت قزوین روایت شده و عملکرد زمامداران حکومت اسلامی در پشتیبانی از مدافعان قزوین اهمیت والای آن را می‌نماید.

اعزام چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهی ربیع بن خثیم در سال ۳۶ هجری و قبل از جنگ صفین به قزوین توسط امام علی
نمونه‌ای از این توجه‌است. بدیهی است که شهر قدیمی قزوین که به استواری محدود بوده و گنجایش سیل عظیم مهاجران و مجاهدان را نداشته و لزوم گسترش آن برای جلب بیشتر مسلمین اعزامی به قزوین احساس می‌شده است.

سعید بن العاص بن امیه که از طرف عثمان والی کوفه بوده برای جنگ با دیلمیان به قزوین می‌آید و آن را شهری استوار و آباد
می‌کند قطعا این عمران اولیه قبل از سال ۳۵ هجری که سال قتل عثمان است صورت گرفته‌است.

خانه سازی در بیرون از قلعه قدیمی شهر ظاهراً نخستین بار توسط محمد بن سنان عجلی و در سال ۹۰ هجری انجام شده و دیگران نیز به تقلید از او در بیرون از شهر به خانه سازی پرداخته‌اند و شهر را وسعت بخشیده‌اند. پیش از سال ۱۶۹ هجری در سالهای خلافت مهدی عباسی و زمانی که فرزندش موسی الهادی ولیعهد بوده و شهرک به نامهای مدینه موسی و مبارکیه در کنار قزوین ساخته شد و همین امر به توسعه بعدی شهر کمک شایانی کرد.

بناها و مناطق تاریخی قزوین


 



 


نمایی از یکی از ایوان‌های مسجد جامع قزوین
  • دژ حسن صباح در الموت
  • دژ لمبسر الموت
  • عمارت چهل ستون قزوین
  • گراند هتل قزوین
  • مسجد جامع قزوین
  • عمارت شهرداری
  • دروازه تهران
  • دروازه راه کوشک
  • حمام صفا
  • حمام قجر
  • حمام بلور
  • بازار قزوین
  • آب انبار سردار کوچک
  • آب انبار سردار بزرگ
  • آب انبار حاج کاظم
  • بقعه حمدالله مستوفی؛گنبد دراز
  • مسجد النبی قزوین
  • مسجد حیدریه قزوین
  • مسجد و مدرسه صالحیه
  • میمون قلعه
  • امامزاده حسین
  • امامزاده اباذر
  • امامزاده اسماعیل
  • امامزاده علی
  • امامزاده پاراچین
  • کوه میلدار؛برج پاراچین
  • حسینیه امینی‌ها
  • سردر عالی قاپو
  • مقبره سلطان قیس
  • مقبره رییس المجاهدین
  • کلیسای کانتور؛ برج ناقوس
  • کاروانسرای محمدآباد
  • سنجیده مسجد
  • برج‌های خرقان
  • تپه زاغه
  • خانه‌های بهشتی

بزرگان و فرزانگان اهل قزوین



 

از شخصیت‌های برجسته قزوین در تاریخ ایران می‌توان به میرعماد قزوینی یکی از خوش‌نویسان برجسته دوره صفوی، مهدی سحابی از نقاشان، داستان نویسان، مجسمه سازان و مترجمین معاصر ایران، عبید زاکانی از طنزپردازان و شاعران بزرگ قرن هشتم، قمرالملوک وزیری اولین زن خواننده معاصر ایران و میرزا حسین‌خان مشیرالدوله صدراعظم ناصرالدین شاه را می‌توان نامبرد.

جغرافیا



 

آب و هوا


 

آب و هوای شهر قزوین بخاطر هم جواری با رشته کوه‌های البرز از ناحیه شمال در تابستان خنک و در زمستان سرد است. میزان بارش شهر قزوین سالانه ۳۰۲ میلی‌متر در سال است.

 Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هوای قزوینNuvola apps kweather.svg

ژانویه فوریه مارس آوریل مـــــه ژوئـن ژوئیـه آگوست سپتامبر اکتبـر نوامبر دسامبر سـال
گرم‌ترین
۱۷ ۱۰ ۲۰ ۲۶ ۲۹ ۳۵ ۴۱ ۳۸ ۳۷ ۳۲ ۲۴ ۱۸ ۴۱
میانگین‌گرم‌ترین‌ها
۸ ۳ ۱۴ ۱۸ ۲۲ ۳۰ ۳۴ ۳۶ ۳۳ ۲۷ ۱۸ ۸ ۳۶
میانگین‌سرد‌ترین‌ها
۱ ۴ ۹ ۱۳ ۱۶ ۱۸ ۱۵ ۱۰ ۶
سردترین
-۱۷ ۳ ۸ ۱۰ ۱۴ ۹ ۵ ۲ -۱۰ -۱۷
بارش
mm
۳۷ ۳۷ ۴۰ ۳۱ ۱۵ ۳ ۱ ۲ ۱ ۹ ۲۳ ۳۲ ۲۳۲


۲۰۰۸

مناطق شهری


 

قزوین دارای سه منطقه‌است که منطقه اول آن بخاطر دارا بودن بناها و آثار تاریخی بیشتر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، منطقه دوم آن دارای جمعیت و سابقه بیشتر نسبت به دو منطقه دیگر است و منطقه سوم که بارزترین ویژگی آن قرار گرفتن شهرک‌های تازه تاسیس مینودر و کوثر می‌باشد.

مناطق گردشگری


 

مردم


 

زبان


 

زبان رایج مردم شهر قزوین فارسی می‌باشد.

مردم قزوین در محاورات عادی با لهجه خاص قزوینی سخن می‌گویند که مبنی بر فتحه گرایی در انتهای الفاظ است و دربسیاری از کلمات, گفتار بمانند نوشتار صورت می‌گیرد.در واقع گویش مردم این شهر نوعی از فارسی اصیل و تاریخی ایران است و معمولا بدون شکستن الفاظ.

جامه


 

مردم قزوین در گذشته بر اساس موقعیت اجتماعی خود پوشش متفاوتی داشته‌اند اما امروزه زنان و مردان قزوینی دیگر به ندرت از پوشاک و لباس‌های رسمی و سنتی خود استفاده می‌کنند، لباس‌های رسمی قزوینیان در گذشته بدین شرح بوده‌است:


مردان


 

برای متمایز بودن افراد اعیان از قشر کم در آمد، کلاه‌های متفاوتی بر سر می‌گذاشتند، پیراهن‌ها معمولا به رنگ سفید و ساده و دکمه یقه آن بر شانه چپ بسته می‌شد و در میان سینه چپ، از شانه تا زیر سینه، چاکی داشت. پس از آن پیراهن‌هایی با یقه‌های بلند به نام یقه «قزاقی» متداول شد و سپس یقه «ملایی» جای آن را گرفت. دیگر تن پوش مردان قزوینی «ارخالق» نام داشت که
ارخالق پیراهن جلو باز بسیار بلندی بود که تا انتهای پا می‌رسید و در ناحیه کمرتنگ و دامن آن بسیار گشاد بود و در دو پهلو، دو چاک بلند تا کمر داشت.

همچنین شلوار قشر کم در آمد از جنس کرباس و به رنگ آبی یا مشکی بوده‌است که کمر آن‌ها با نخ‌های پنبه‌ای سفت می‌شده و بلند و گشاد بوده‌اند، ولی افراد ثروتمند از شلوارهای دکمه دار استفاده می‌کردند. پاپوش مردان قزوین گیوه‌های به نام جوراب و آجیده بوده‌است ولی افراد اعیان از گیوه‌های مرغوب و بهتری به نام ملکی استفاده می‌کردند.


زنان


 

زنان قزوینی زیر پیراهن خود شلیته می‌پوشیدند. به طوری که شلیته به اندازه یک وجب و یا حتی کمتر از دامن آن‌ها بیرون می‌آمد. جنس پارچه آن اغلب ململ، چیت و کرباس
بود و به شکل‌ها و رنگ‌های گوناگونی ساخته می‌شد. جوانان اغلب روی شلیته‌های خود را با نخ‌های رنگی گلدوزی می‌کردند. شلیته گلدار جوانان دارای سجاف پهن بود. برخی دیگر از شلیته‌ها به جای سجاف لیفه داشت. شلیته لیفه دار از پارچه ضخیم و سنگین مانند مخمل، ترمه، تافنه ابریشمی و.. ساخته می‌شد. معمولا قسمت پایین شلیته را با دست دوخته و
آن را به حالت تزیینی در می‌آوردند که به آن دالبر و دندان موشی می‌گفتند.

در حدود صد سال پیش در زنان اعیان از یل یا نیم تنه قزوینی استفاده می‌کردند که از پارچه ترمه با آستری از پارچه تافته کرم رنگ تهیه می‌شد. در قسمت جلوی آن، هجده دکمه فلزی پی در پی می‌دوختند.زنان در زیر شلیته‌های خود شلوارهای مشکی می‌پوشیدند، دمپای این شلوارها تنگ و بالای آن گشاد بود و آن‌ها را با بند تنبان می‌بستند.

پاپوش زنان نیز بر اساس وضعیت مالی انواع مختلفی داشته‌است.اصولا اقشار کم در آمد از گیوه‌های ظریف استفاده می‌کردند و زنان اعیان نیز از کفش‌های چرمی مدل روز استفاده می‌کردند.

غذاها


 

از غذاهای محلی و مخصوص قزوین می‌توان از قیمه نثار ، شیرین پلو و دیماج ... نام برد. همچنین از شیرینی‌ها می‌توان به پادرازی، انواع باقلوا، نان برنجی و... اشاره کرد.

رسوم


 

از آیین‌ها و جشن‌های ایرانی و رایج در منطقه جشن نوروز، نوروز خوانی، چهارشنبه سوری، سیزده بدر، جشن انار، جشن فندق، جشن تیرگان، پنجاه بدر، کوسه گلین، چمچه خاتون و ... را نام برد. همچنین بازی‌های «چوب جنگ» ، «کشتی پهلو به پهلو» و «الک دولک» از بازی‌های مرسوم منطقه به شمار می‌روند. وبازی کله کله که یک بازی محلی در رودبار شهرستان می‌باشد ودر روز
سیزده بدر بازی می‌کنند

فرهنگ و هنر


 

از هنرهای سنتی و صنایع دستی این سرزمین آریایی می‌توان در ابتدا به خوشنویسی- که هنرمندان برجسته‌ای چون استاد میر عماد و استاد عماد الکتاب قزوینی را داشته‌است - و سپس به نقاشی و تذهیب، نقاشی پشت شیشه، نم نم دوزی، گلابتون دوزی، پن بافی (نوار بافی)، فرش بافی، گلیم بافی، جاجیم بافی، گیوه دوزی، آینه سازی، قفل سازی، و منبت کاری اشاره نمود. همچنین در
موسیقی، این شهر نوابغی همچون ابوالحسن اقبال آذر، عارف قزوینی، قمرالملوک وزیری و را به دیار ایران زمین هدیه کرده‌است.

فرهنگسراها


 

فرهنگسرا ی شهید رجایی با مساحتی در حدود ۱۰٫۰۰۰ متر مربع در سال ۱۳۷۹ در جنوب شهرستان قزوین احداث شد. مهمترین فعالیت‌های این مجتمع عبارتند از: آموزش علوم قرآنی، هنرهای سنتی، رایانه، زبان‌های خارجی، هنرهای تجسمی، تئاتر و همچنین تشکیل کلاس‌های فوق برنامه جهت اوقات فراقت.

مجتمع فرهنگی هنری ارشاد با هدف آموزش انواع رشته‌های هنری در زمینه‌های سینما، تئاتر، موسیقی، خوشنویسی، نقاشی، گرافیک و برگزاری انواع اجتماعات (کنسرت‌های) موسیقی، نمایشگاه‌های عکس، ساخت فیلم توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی احداث شده‌است.

کتابخانه‌ها


 

کتابخانه امام خمینی: این کتابخانه دارای ۱۸٫۰۰۰ جلد کتاب است و در شهریور ماه سال ۱۳۷۸ احداث شد. همچنین این کتابخانه دارای سالن انتظار و سالن اجتماعات و بخشی با عنوان تازه‌های کتاب است که درآن جدیدترین کتاب‌های چاپ شده به مدت دو هفته در معرض دید علاقمندان قرار می‌گیرد.

کتابخانه عارف قزوینی: این کتابخانه در سال ۱۳۵۶ تاسیس شد و بیش از ۲۱٫۰۰۰ هزار جلد کتاب در موضوعات و عناوین مختلف داراست و علاوه بر کتابخانه دارای سالن اجتماعات و نگارخانه‌ای به همین نام نیز هست.

کتابخانه علامه رفیع: قدیمی‌ترین کتابخانه قزوین می‌باشد که در سا ۱۳۴۲ بنا شده و به عنوان کتابخانه مادر و مرجع سایر کتابخانه‌های شهر شامل ۴۲٫۰۰۰ جلد کتاب است.

کتابخانه نبویه:

کتابخانه مسجد جامع:

اقتصاد


 

قزوین به علت داشتن شهرهای صنعتی متعدد از جمله شهر صنعتی البرز، شهرک صنعتی لیا، شهرک صنعتی کاسپین ، شهرک صنعتی حیدریه، شهرک صنعتی آراسنج ، شهرک صنعتی خرمدشت ، شهرک صنعتی آبیک ، شهرک صنعتی سنگ و شهرک صنعتی
آلومینیوم و نواحی صنعتی آوج و دانسفهان دارای اقتصاد و صنعتی پویا در کشور می‌باشد.

آموزش


 

دانشگاه‌ها


 

دانشگاه‌های قزوین جزو دانشگاه‌های نمونه ایران می‌باشند و از آن‌ها می‌توان به دانشگاه بین المللی امام خمینی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، دانشگاه آزاد قزوین،دانشگاه آزاد تاکستان،دانشگاه پیام نور قزوین، مرکز آموزش علمی و کاربردی علوم و فنون قزوین،دانشگاه تربیت معلم قزوین،دانشگاه کار البرز اشاره نمود.

سطح سواد


 

استان قزوین در بین ۳۰ استان کشور از نظر سطح سواد در رتبه چهارم قرار دارد. و دراین استان شهر قزوین با داشتن بیشترین جمعیت، بیشترین میزان با سوادی را در خود جای داده است

حمل و نقل


 

استان قزوین به علت قرار گرفتن در سر راه ارتباطی استانهای شمالی، غربی با تهران و سایر استانهااهمیت ویژه‌ای در حمل و نقل کشور دارد. همچنین در صد بالایی از محورهای این استان به صورت آزاد راه و بزرگراه می‌باشد.

فرودگاه


 

شهر قزوین دارای یک فرودگاه مخصوص هواپیماهای سبک و سمپاشی می‌باشد.

راه آهن


 

این استان در مسیر راه آهن تهران به شمال غرب کشور قرار گرفته‌است و در شهرهای قزوین و تاکستان دارای ایستگاه راه آهن می‌باشد.همچنین راه آهن قزوین-رشت-آستارا نیز در دست احداث است که این خط آهن ایران را به کشور های نواحی قفقاز و روسیه متصل می گرداند.



دروازه قزوین - میدان قزوین


 

قلعه الموت قزوین

http://www.m19.ir/Pic/Ghaleh_Alamoot_Qazvin.jpg


 



شبستان مسجد النبی ، قزوین


یکی دیگر از جاذبه‌های طبیعی و منحصر به فرد و بسیار جذاب برای هر گردشگر وجود غارهای طبیعی در کشور است. در دل کوه‌های البرز در استان قزوین غارهای زیادی موجود است که مهم ترین آن‌ها...


ییلاق‌های قزوین به دلیل آب و هوای تمیز و فرح بخش خود در تابستان پذیرای بسیاری از ساکنان استان‌های شمالی و مرکزی می‌باشند و از اکوتوریسم‌های مهم به شمار می‌روند.

دریاچه اوان

دریاچه زیبای اوان در نیمه شمالی الموت، در دامنه کوه خشچال، در فاصله ۷۵ کیلومتری و در میان ۴ روستای اوان، وربن، زواردشت و زرآباد شهر قزوین قرار دارد. این دریاچه که بیش از ۷۰ هزار مترمربع مساحت دارد، در ارتفاع هزار و ۸۰۰ متری از سطح دریا واقع شده است. طول آن ۳۲۵ متر و عرض آن ۲۷۵ متر می‌باشد. دریاچه تنها از آب چشمه‌های زیرزمینی موجود در بستر دریاچه تغذیه و بخش ناچیزی از آن هنگام بارندگی تامین می‌شود اما به صورت سطحی و کم. غلیان دائمی ‌آن باعث صافی و زلالی آب دریاچه شده است. عمیق ترین بخش آن ۷/۵ متر می‌باشد که در جنوب شرقی آن واقع شده است البته برخی از مسئولان، عمق دریاچه را بین یک تا ۲۰ متر تخمین زده اند. از سرریز آب دریاچه نیز رود کوچکی تشکیل می‌شود که آب آن مورد استفاده کشاورزان روستاهای کوشک و آیین قرار دارد. در تابستان این دریاچه محل ماهی گیری، آب تنی و قایق رانی و در پاییز، مأمن پرندگان مهاجر مانند قو، غاز، مرغابی و در زمستان با توجه به برودت هوا و یخ زدن سطح آن، قابل اسکی کردن است. درخور اشاره است دریاچه اوان با حضور نماینده سازمان ملل و برافراشتن پرچم سازمان ملل و پرچم ایران رسما به عنوان قطب گردشگر جهان اعلام شده است.

چشمه آبگرم عرشیا

استان قزوین نیز از داشتن آب‌های گرم و معدنی بی بهره نیست و می‌توان به چشمه‌های آب معدنی عرشیا در شهر آبگرم استان اشاره کرد که قابلیت‌های درمانی بسیاری دارد. یکی دیگر از جاذبه‌های طبیعی و منحصر به فرد و بسیار جذاب برای هر گردشگر وجود غارهای طبیعی در کشور است. در دل کوه‌های البرز در استان قزوین غارهای زیادی موجود است که مهم ترین آن‌ها عبارتند از سلطان باغ، آق بابا، چهل دختر، ملک شاه، غارپلنگ، اکتین کش، غارولی در ۱۰ کیلومتری جنوب غربی گشنه رود از توابع الموت، غار قلعه کرد در ۲۰ کیلومتری برج‌های دوگانه خرقان دهستان حصار از توابع شهر آبگرم و غار یخی انگول در ۳ کیلومتری شمال روستای دینک از توابع بخش کوهین.

روستای آتان
این روستا با حدود ۲۰۰ خانوار جمعیت، در دامنه کوه «هودگان» قرار دارد. بنای خانه‌های این روستا به گونه ای است که پشت بام هر خانه ایوان خانه بالایی است و از این نظر شباهت زیادی به شهر ماسوله استان گیلان دارد. شغل اصلی روستاییان آن، زراعت و گله داری و زبان و گویش رایج آن‌ها فارسی و تاتی است.

دره اندج رود
یکی از زیباترین و سرسبزترین دره‌های استان قزوین دره اندج رود است. این دره در منطقه «الموت» قرار دارد و از ارتفاعات کوه «خرم ور» شروع و به روستای «شهرک» ختم می‌شود.ا ین منطقه به لحاظ قابلیت‌های زیست محیطی، وجود غارهای طبیعی و نوع بافت کوه‌های آن، همیشه برای سکونت انسان مناسب بوده است. نام این دره و رود آن برگرفته از عنوان روستایی بزرگ به همین نام در انتهای این دره است. وجود رودخانه و چشمه‌های فراوان در این منطقه سبب آبادی روستا، ایجاد مزارع برنج و باغ‌های میوه شده است.

دره نینه رود

این دره در نزدیکی روستاهای «هیر» و «ویار» واقع، و با رود پرآبی که در آن جاری است، یکی از مناطق ییلاقی و زیبای «رودبار شهرستان» محسوب می‌شود. دره نینه رود پر از فندق زارهای سرسبز است و قسمت‌های شمالی و مرتفع آن دارای مراتع خوش آب و هوا است. این دره در میان کوه‌های «خرمدشت» و «گونه گول» قرار دارد و در تابستان پر از ریواس‌های درشت و آبدار است.

منطقه ییلاقی پیچ بن

این منطقه نسبتا مرتفع با ارتفاع حدود ۲ هزار و ۵۰۰ متر، در شمال شرقی الموت و در جاده معروف «سه هزار» قرار دارد و یکی از زیبا ترین مسیرهای راه پیمایی قزوین به شمال ایران است. چمنزارهای زیبای این منطقه ییلاقی خوش آب و هوا، به گردنه مشهور «سلج انبار» با ارتفاع تقریبی ۳ هزار متر می‌رسد که بخشی از رشته کوه البرز غربی است و مرز طبیعی استان‌های قزوین و مازندران محسوب می‌شود.

دامنه‌های جنوبی سیالان

دامنه‌های جنوبی سیالان در شمال شرقی الموت واقع، و از ییلاق‌های زیبا و سرسبز استان قزوین است. از «هنیز» -مرتفع ترین و شمالی ترین آبادی این منطقه- هرچه به سمت شمال پیش برویم، هوا خنک‌تر شده و پوشش گیاهی منطقه تغییر می‌کند. علاوه بر گیاهان علفی، این منطقه دارای پوشش درختان سرو کوهی نیز می‌باشد که نشانه نزدیکی این منطقه به استان مازندران و پوشش گیاهی جنگلی آن است.این ییلاق در شمال به گردنه سیالان با ارتفاع تقریبی ۴ هزار متر منتهی می‌شود که مرز طبیعی استان‌های قزوین و مازندران به حساب می‌آید.
منابع- ویکی بدیا سایت سیمرغ
+ نوشته شده در  2010/10/30ساعت 14:10  توسط اطلس ایران وجهان  | 

شهر دانسفهان یکی از شهرهای بزرگ شهرستان بوئین زهرا است.شهرستان بوئین زهرا دارای جمعیتی بالغ بر ۱69٬93۹می باشد.بخش رامندکه رتبه سوم جمعیت را در شهرستان بوئین زهرا دارا میباشد(1-شهر بوئین زهرا68521نفر2-36456بخش شال)دارای جمعیتی حدود21543نفر می باشدکه شهر دانسفهان 9864نفر ازجمعیت بخش رامند را در بر می گیرد

شهردانسفهان از نظر اماکن مذهبی دارای وضعیت خوبی می باشد.طور که گفته شد شهر دانسفهان دارای 6طایفه است که همه طایفه هادارای مسجدجداگانه هستند.یوسفی ها ولامعی ها مسجد امام حسین((ع))را در اختیار دارند.طبقه اول این مسجد به همت اهالی دوطایفه ساخته شده است وطبقه دوم این مسجد توسط خییر نامی (حاج علی اکبر انصاری) باز سازی وساخته شده است.چون مسجد امام حسین (ع)دوطبقه ودارای تجهیزات خوبی می باشد,یوسفی ها ولامعی ها حسینه ندارند.محله ی انصاری ها دارای یک مسجد ویک حسینه به نام (انصارالمهدی) هستند.همان طور که گفتیم درزی ها مسجد مشخصی ندارند وازمسجد جامع شهر استفاده می کنند.طایفه فصیحی هادارای مسجد وحسینه ی شهدا هستند؛قموشی ها هم مسجد امام خمینی (ره)وحسینه ی حضرت ابولفضل(ع)((روبروی دبیرستان پسرانه ))را در اختیار دارند.در هر حال جای شکر باقیست که مردم مئومن وخداپرست وشهید پرور شهر بزرگ دانسفهان دارای اماکن ومساجد مجهز وخوب برای انجام اعمال صالح خوددر این اماکن هستند.

شهر دانسفهان دارای دوسالن ورزشی می باشد.سالن اولی که با اعتبارات سازمان تربیت بدنی کل کشور ساخته شده است,وسالن دومی که توسط مصوبه های دور اول سفر ریاست جمهوری به استان قزوین ساخته شده است کوچکتر از سالن اولی است.هردوی این سالن ها در جنوب شرقی شهردانسفهان قراردارند.هرساله مسابقات زیادی دراین دوسالن برگزار می شود که داز مطرح ترین آنها میتوان به مسابقات جام رمضان اشاره کرد.امادربخش کاراته وتکواندشهر دانسفهان در چند سال اخیر پیشرفت های زیادی کرده است.تیم کاراته وتکوانوشهر دانسفهان مقام های زیاداستانی وکشوری را کسب کرده است.متاسفانه بی توجهی مسئولین تربیت بدنی وقرار ندادن سالن ورزشی اختصاصی برای  جوانان عزیزورزشکاران شاید لطمه بزرگی به انها واردکند..هم اکنون کاراته کاران شهر دانسفهان دریک سالن کوچکی در مدرسه راهنمایی درحال تمرین کردن هستند..خلاقیتهاواستعدادهای ورزشی به خصوص در زمینه فوتسال در شهر دانسفهان زیاد است ولی همت مضاعف مسئولین رامی طلبد که باتوجه خود به این ورزشکاران سبب شکوفایی این استعدادها شوند.به امید پیشرفت وقرار گرفتن در سکوی اول قهرمانی تمامی ورزشکاران غیور شهر دانسفهان درهمه ی زمینه های ورزشی.

اگردانسفهان رابه صورت یک مربع درنظر بگیریم محله یوسفی ها درضلع قائمه این مربع درشمال شرقی قراردارد.بیش از84درصدجوانان ومردمان این طایفه کارمندو11درصدکفاش و5درصدشغل ازاد دارند.یوسفی هامردمی متین وباوقار هستندوبافرهنگ خود سبب ارتقاورشد فرهنگ شهر دانسفهان شده انددر8سال دفاع مقدس 2شهید بانام های علی وحمید رضا یوسفی را تقدیم اسلام کرده اند.یوسفی ها دربین 6طایفه دیگر دارای فرهنگ نوین زندگی شهری هستند.این طایفه درتلاش است فرهنگ خود را به طایفه های دیگر انتقال دهند.

ازنظر جغرافیایی این طایفه در جنوب غربی دانسفهان قرار دارد.مردم این طایفه بسیار با  وقار،متین،متدین ومیهمان نواز هستند.تمامی مردم وجوانان فصیحی ها شاغل هستند.بیش از5/1درصد شیر و8/.گوشت استان قزوین دراین طایفه تولید میشود.ازنظر فرهنگ مثل طایفه یوسفی ها در رتبه نخست شهر نشینی نوین رادارند.47درصدمردمان این طایفه کارمندوبقیه به شغل شریف دامداری مشغول هستند.

 

درزی ها از نظر جغرافیایی در قسمت جنوبی شهر دانسفهان،وازنظر درون شهری درشمال شهر دانسفهان قرار دارند.طایفه درزی ها حدود یک چهارم جمعیت شهردانسفهان راشامل می شوند.درزی ها در سطح شهر دانسفهان مردمی فکور،نامی ومتدین هستند.مزدم این طایفه در 8سال جنگ تحمیلی شهیدان زیادی را تقدیم اسلام کردند

این طایفه  بین دو محله انصاری ها ویوسفی ها درشرق دانسفهان قرار دارد.کمترین جمعیت رادارا می باشدلامعی ها مردمی فرصت طلب/متدین وکاری هستند.بیش از69درصد این طایفه وضع مالی خوبی دارند.مسجد امام حسین بین دوطایفه لامعی ویوسفی قراردارد.ای مسجددرسال81به همت حاج علی اکبرانصاری بازسازی شد

ودراختیاراین دوطایفه قرارگرفت

منبع- سایت شهر دانسفهان

+ نوشته شده در  2010/9/18ساعت 14:52  توسط اطلس ایران وجهان  | 

قلعه الموت در شمال شرقی روستای گازرخان و بر فراز كوهی از سنگ به ارتفاع ۲۱۰۰ متر از سطح دريا قرار دارد

اين كوه از نرمه گردن (ميان نرمه‌لات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پيدا كرده است.

صخره‌هاي پيرامون قلعه كه رنگ سرخ و خاكستري دارند، در جهت شمال شرقي به جنوب غربي كشيده شده‌اند.

پيرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است كه كوه هودكان با فاصله‌ای نسبتاً زياد بر آن مشرف است. اين قلعه يكی از جاذبه‌های گردشگری استان قزوين محسوب می‌شود.

قلعه الموت یکی از منحصر به فردترین دژهای تاریخی ایران است که در منطقه رودبار الموت از توابع قزوین واقع شده است.

نام الموت در تاریخ ایران با نام اسماعیلیه گره خورده و حسن صباح به عنوان رهبر فرقه اسماعیلیه از این قلعه به عنوان پایگاه حکومت خود و ترویج عقاید اسماعیلیه بهره می‌برده است.

در مکتوبات تاریخی از قلعه حسن صباح در دوره صفوی به عنوان زندان یاد شده است. اما کاوش‌های باستان‌شناسی در این قلعه نشان می‌دهد که دژ الموت نه تنها زندان نبوده بلکه افرادی که در آن می‌زیسته‌اند از مرتبه اجتماعی خاصی برخوردار بوده‌اند.

قلعه الموت را که مردم محل؛ قلعه حسن می‌نامند از دو قسمت تشکیل شده است. قسمت باختری که دارای ارتفاع بیش‌تری است به نام جورقلا یعنی قلعه بالا و پیلاقلا یعنی قلعه بزرگ خوانده می‌شود.

قسمت خاوری آن را جیرقلا یعنی قلعه پایین و پیارقلا یعنی قلعه کوچک نامند. دیوار خاوری قلعه بالا با قلعه بزرگ کم‌تراز قسمت‌های دیگر صدمه دیده است. طول قلعه حدود 120 متر و پهنای آن بین 10 تا 35 متر متغیر است.

یکی از شگفتی‌های قلعه حسن یا الموت، سیستم پیچیده آب رسانی با تنبوشه‌هایی به قطر 10سانتی متر است که از چشمه کلدر آب را به دژ رسانده و درحوض‌های سنگی ذخیره می‌کرده‌اند.

در جنوب باختری این قسمت از قلعه، در میان شیب بسیار تندی که به پرتگاه‌های عمیق می‌رسد؛ حوضی در دل سنگ به ابعاد تقریبی5×8 متر کنده‌اند که هیچ گاه ازآب خالی نشده است.

این قلعه؛ بسیار مورد توجه گروه‌های گردشگری است و هرساله مورد بازدید گردشگران ایرانی و خارجی زیادی قرار می‌گیرد.

+ نوشته شده در  2010/7/27ساعت 23:25  توسط اطلس ایران وجهان  | 

معرفی محوطه های باستان شناختی استان قزوین

 

دردشت قزوین تاكنون بیش از دو هزار محوطه باستان شناختی شناسایی شده است كه قدمت برخی از آنها به بیش از هشت هزار سال می رسد.

تپه های پیش از تاریخ دشت قزوین

دشت قزوین از دیر باز محل تردد و مهاجرت گروه های انسانی بوده است .

تپه های پیش از تاریخ ( تپه زاغه ، تپه قبرستان و قره تپه ) واقع در جنوب این دشت ، مُعّرف قدیم ترین دوران استقرار در این منطقه است .

تپه زاغه : این تپه با وسعت حدود بیست هزار متر مربع در هشت كیلومتری شمال شرق دهستان " سگزآباد " از توابع شهرستان بویین زهرا قرار دارد . این تپه تقریباً گرد ، و رأس آن كمتر از یك متر از سطح زمین های اطراف بالاتر است.

در بررسی های اولیه این تپه ، بقایای یكی از اولین اجتماعات كشاورزی به دست آمده كه معرف یكی از مكان های اولیه اسقرار در ایران است . تاریخ تقریبی استقرار در  زاغه به اواخر هزاره ششم ق . م  برمی گردد و بعد ازآن ، این محل به كلی متروك  شد و اهالی آن به مكانی دیگر مهاجرت كردند. به نظر می رسد تپه زاغه ، قدیمی ترین بقایای باستانی را در بر دارد  و پس از متروكه شدن آن ، استقرار در تپه " قبرستان " آغاز شده است . معماری بناهای زاغه اكثراً با چینه و خشت بوده و برای پوشش سقف آنها از تیرهای چوبی استفاده شده است . برای پخت و پز نیز از انواع اجاق در اتاق ها بهره می جستند . سفال های تپه زاغه به رنگ قرمز یا نخودی با سطحی صیقل یافته است و اكثراً توسط سفالگران محلی در خارج از روستا پخته می شد. برخی از سفال های این تپه ی منقوش ، عمدتاً هندسی شكل است. سایر اشیای به دست آمده از این تپه عبارت اند از : ریتون(1) های كره ای ، مخروطی  و استوانه ای ، مُهر ، پیكرك ( مجسمه ی كوچك ) حیوان و انسان، تیغه و آثار سنگی و استخوانی .از سال 1349 حفاری های باستان شناسی توسط دانشگاه تهران در این مكان انجام شده است .

تپه قبرستان : این تپه با ارتفاع بسیار كم ، در فاصله سیصد متری غرب تپه سگزآباد ( قره تپه ) قرار دارد و بیشتر بقایای باستانی آن در زیر لایه های شن و ماسه ی سیلاب مدفون شده است . سفال های به دست آمده از این تپه به صورت ظریف و منقوش است و نقوش هندسی ، حیوانی وانسانی بر سفال منقوش دیده می شود.

آثار معماری به دست آمده نیز شامل بخش هایی از دیوار خانه ها ، كوچه و نمونه كوزه فلزكاری است . براساس شواهد باستان شناسی چنین به نظر می رسد كه این تپه به تناوب یا  مورد سكونت قرار گرفته و یا به عنوان قبرستان در طول هزاره پنجم تا اول ق . م  مورد  استفاده بوده است .

قره تپه : این تپه در پنجاه و پنج كیلومتری دهستان سگزآباد ، از توابع شهرستان بویین زهرا ،  قرار دارد . طول تقریبی این تپه از شمال به جنوب 345 متر و از شرق به غرب  300 متر است . اطراف این تپه زمین های كشاورزی قرار  دارد. تپه زاغه در شمال شرق این تپه و تپه قبرستان در جنوب غرب آن قرار گرفته است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/7/17ساعت 15:25  توسط اطلس ایران وجهان  | 

               

آثارموجود درتپه هاي باستاني شهرستان بويين زهرا؛ پيشينه اي حدود 9000 سال براي اين منطقه برآورد مي شود كه از قديمي ترين مناطق ايران و جهان به شمار مي آيد. بويين زهرا درفاصله پنجاه كيلومتري شهر قزوين قرار گرفته است. شغل اصلی مردم بويين زهرا كشاورزی است و به طور كلی آب و هوای آن معتدل خشك است. هوای مركز شهرستان، تابستان ها گرم و خشك و زمستان ها سرد است. در زلزله سال 1341 بسياری از آثار باستانی بويين زهرا فرو ريخت. از آثار باقي مانده اين منطقه می توان به كاروان سرا هاي دوره صفويه و برج هاي خرقان اشاره كرد.

مکان های دیدنی و تاریخی


بسياري از آثار و مكان هاي قديمي و تاريخي شهرستان بويين زهرا در زلزله دهه چهل تخريب شد ولي مهم ترين آن ها را كاروان سراها‏, تپه هاي تاريخي, و برج هاي دوگانه خرقان تشكيل مي دهد.  


صنايع و معادن


صنايع شهرستان بويين زهرا در دو دسته صنايع دستي و سنتي و صنايع ماشيني قابل بررسي است. صنايع دستي اين شهرستان شامل: قالي بافي و گليم بافي در شهرها و روستاهاي منطقه است و صنايع ماشيني نيز محدود به كارخانه هاي موجود در زمينه مواد غذايي و ... است. 


کشاورزی و دام داری


شغل اصلی مردم بويين زهرا كشاورزی است و عمده محصولات آن ها شامل غلات، بنشن، انگور و پنبه می باشد. از عمده ترين محصولات شهرستان است. دام داري نيز در كنار كشاورزي در اين منطقه صورت مي گيرد. دام داري هاي منطقه بويين زهرا بيش تر به صورت سنتي هستند و به تازه گي برخي واحد هاي صنعتي دام داري در اين ناحيه افتتاح شده است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


برخی كلمه زهرا را تبديل شده واژه «زرا» از «زر» به معنی مقدس دانسته و بويين را تركيبی از «بو» و «يين» به معنی «چشمه» و «خدا» می دانند كه روی هم «چشمه خدای مقدس» می شود که آن را متعلق به الهه آناهيتا - فرشته پاكی و آب های روان - می دانستند. در اين منطقه معبدی به نام ناهيد بوده که بعدها به «خاتون»، «بی بی»، «دختر» و … تغيير نام داده است. در کتاب «التدوين» آمده كه منظور از «زهرا» دختر «روی» صاحب ری است که بقعه اي را به دخترش بخشيد و او هم در آن جا بنايی كرد. «خرابه قلا» يا «قلعه خرابه» و تپه عظيم «برموده» در شمال ابراهيم آباد، حاکی از تمدنی كهن در اين منطقه است. دشت قزوين، «دشتابی»، «رامند» و بويين زهرا - که درجنوب استان قزوين واقع شده است- تمدنی بسيار كهن دارند. درلا به لای صدها تپه باستانی اين منطقه، می توان تمدن بزرگ و ديرينه ای به طول بيش از 9000 سال را مشاهده کرد. آثار کشف شده از جنس طلا، برنز و سفال، با نقوش شطرنجی و نقاشی حيوانات با رنگ های قهوه ای تيره، اخرايی و مايل به سبز - از حيث تنوع و تناسب در شكل و رنگ آميزی - جزو نمونه های ارزنده سفال پيش ازتاريخ اين ناحيه است. 

 
مشخصات جغرافيايي


شهرستان بويين زهرا از نظر جغرافيايی در 50 درجه و 4 دقيقه درازای خاوری و 35 درجه و 46 دقيقه پهنای شمالی و در ارتفاع 1210 متری از سطح دريا قرار دارد. آب و هوای اين منطقه؛ معتدل مايل به گرم وخشك است. بويين زهرا در سال های گذشته بخشی از استان زنجان محسوب می شد، اما هم زمان با استان شدن قزوين، يكی از شهرستان های اين استان به شمار آمد. اين شهرستان که در جنوب خاوري استان قزوين قرار دارد، در پی زمين لرزه شديد شهريور ماه 1341 - برابر با سپتامبر 1962 - به سختی آسيب ديد، اما با تلاش پي گير و مستمر مردم و دولت، به سرعت بازسازی شد. غالب بناها و ساختمان های امروزی بويين زهرا بعد از زمين لرزه مزبور ساخته شده است.
مسيرهاي دست رسي به شهرستان بويين زهرا مناسب هستند و راه اصلی زنجان- قزوين از 8 کيلومتری اين شهرستان عبور می کند كه از مهم ترين راه هاي آن ها است. راه های ارتباطی بويين زهرا به شهرستان های اطراف از نوع جاده های اصلی و آسفالته است به اين ترتيب دست رسی اين شهرستان به تهران، ساوه،‌ قزوين و تاكستان به سهولت مقدور و ميسر است. طبق سرشماری سال 1375 شهرستان بويين زهرا 109707 نفر جمعيت داشته است. 

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:39  توسط اطلس ایران وجهان  | 

معلم‌کِلايه شهري است در بخش رودبار الموت شهرستان قزوين استان قزوين ايران.
اين شهر در منطقه کوهستاني استان قزوين واقع شده و الموت‌رود در فاصله‌اي از جنوب آن مي‌گذرد.

مناطق ديدني پيرامون
دژ حسن صباح
دره اَندِج
قلعه شهرک
قلعه شمس‌کِلايه

 معلم كلايه
امام‌زاده حسن سپهسالار

+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:38  توسط اطلس ایران وجهان  | 

   
تاكستان را با پيشينه اي حدود 7000 سال جزو قديمی ترين شهرهای ايران و جهان مي دانند. اين منطقه مسير عبور جاده قديمی، پررفت و آمد و جهانی ابريشم بوده كه سران معروف جهان براي تصاحب آن جنگ هاي زيادي كرده اند. تاكستان که به سرزمين «تات ها» معروف بوده درگذشته «سياده» يا «سيادهن» ناميده می شد. نام «سيادهن» بر روی يکی از كتيبه های دوران هخامنشی موسوم به پيوتين گرايا حك شده است. اين کتيبه که از قديمی ترين اسناد نوشتاری اين شهرستان است، به زبان يونانی نوشته شده و هم اكنون در موزه شهر وين، نگه داری می شود. تاكستان در باختر قزوين واقع شده وعوامل اقتصادی از جمله آب و هوای مناسب، حاصل خيزی خاك و دست رسی به آب مورد نياز برای كشاورزی سبب گسترش و توسعه اقتصادي تاكستان شده است. باغ هاي انگوراين شهرستان شهرت فراواني دارند كه در كنار دشت هاي حاصل خيز و پربركت منطقه؛ علاوه بر جاذبه هاي خاص, كشت انواع محصولات كشاورزي نيز در آن ها جريان دارد. تاكستان در زمينه گردشگري پيشرفت شاياني نداشته ولي داراي توان هاي بالقوه زيادي در زمينه گردشگري مذهبي و طبيعي است.
نام رسمی:تاکستان
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:قزوین
نام محلی:سیادون
نام‌های قدیمی:سیاه‌دهن
جمعیت:۷۳٬۶۲۵
زبان‌های گفتاری:تاتی
مذهب:شیعه, یهودی(تعداد کم)
ارتفاع از سطح دریا:۱۲۶۵ متر
ره‌آورد:انگور
پیش‌شماره تلفنی :۰۲۸۲
 -----------------------------------------

تاکِستان (به تاتی: سیادون) مرکز شهرستان تاکستان در استان قزوینِ در شمال غربی ایران است. ارتفاع متوسط این شهر از سطح دریا ۱٬۲۶۵ متر می‌باشد. شهر تاکستان در ۳۵ کیلومتری جنوب غرب قزوین و ۱۸۵ کیلومتری غرب تهران واقع شده است.

جمعیت‌هایِ زبانی


در بخشِ مرکزی فقط ساکنانِ اصلیِ شهر به زبان تاتی و فارسی سخن می‌گویند تعدادی از توابع این شهر و همچنین مهاجران ساکن در این شهر به زبان ترکی آذربایجانی
تکلم می‌کنند. دو طایفه‌یِ بزرگِ رحمانی و طاهرخانی عمده‌یِ جمعیتِ تاکستان را شکل می‌دهند و بدین‌وسیله از غیرِبومیان متمایز می‌گردند. در حالِ حاضر شهرِ تاکستان پذیرایِ مهاجرانِ زیادی از نقطه‌هایِ مختلف می‌باشد. عمده‌یِ این مهاجران ترکی‌زبان‌اند که از استان‌هایِ ترک‌نشینِ شمالِ غربِ کشور و روستاها و بخش‌هایِ ترکی‌زبانِ خودِ شهرستان آمده و در این شهر ماندگار شده‌اند.

شمار اندکی نیز از ملّیت‌هایِ دیگر هستند، برایِ نمونه مهاجرانِ عراقی و کارشناسان و فنّی‌کارانِ غربی و یا شرقی‌ای که در کارخانه‌هایِ این شهر سرگرمِ کاراند. زبانِ میانجی در میانِ نسلِ جوان و بیشترِ میانسالان فارسی‌ست؛ ولی برخی ازمیانسالان و بسیاری از سالخوردگانِ تاکستانی‌زبان با ترک‌ها به‌راحتی ترکی حرف می‌زنند، یعنی در میانِ این گروه‌هایِ سِنّی، رابطه‌هایِ ترک-تات به زبانِ ترکی بوده و هنوز هست. از این میان ترک‌ها، کردها و گیلک‌هایی که در این شهر ساکن‌اند، همگی، این زبان را می‌فهمند ولی
رابطه‌ها به فارسی‌ست. ترک‌ها، کُردها و فارس‌هایی نیز هستند که این زبان را به‌خوبی حرف می‌زنند. به‌سببِ ویژگی‌هایِ آوایی و دستوریِ تاکستانی، فراگیرانِ بیرون از زبان به‌ندرت می‌توانند به لهجه‌یِ خودِ این مردم حرف بزنند.

برخی از پدر و مادرها نیز به‌خاطرِمزیت‌هاِ بعدیِ فارسی برایِ فرزندانشان، زبانِ فارسی را به‌عنوانِ زبانِ خانه برمی‌گزینند؛ امّا با
این‌حال هنوز بیشترِ مردم با فرزندانشان تاکستانی حرف می‌زنند. وجودِ شهرک‌هایِ صنعتی و دانشگاهِ آزاد و پیامِ نور موجب رویاروییِ فرهنگی بینِ بومیان و غیرِبومیان شده، که همین امر مردمِ بومی را بیشتر به فارسی‌گویی وامی‌دارد. افزون بر همه‌یِ این‌ها، همچون نقطه‌هایِ دیگرِ جهان در اینجا نیز بر اثرِ روندِ اطّلاع‌رسانیِ رسانه‌ای و همگون‌سازی‌هایِ پیروِ آن، زبانِ تاکستانی دستخوشِ دگرگونی‌هایِ فزاینده‌ای‌ست.

روشن است که فارسی بیشترین اثر را بر گویش‌هایِ این‌چنینی دارد. افزون بر اثرپذیری‌هایِ واژگانی و دستوریِ رایج میانِ زبان‌هاِ قوی و ضعیف، همانندی‌هایِ ریشه‌شناختیِ فارسی و تاکستانی نیز این روند را شتاب می‌بخشد؛ برایِ نمونه واژه‌یِ zonev در تاکستانی برابر با زانویِ فارسی‌ست، و امروزه بسیاری از مردم به‌راحتی به‌جایِ zonev از zânu استفاده می‌کنند، و
(آنگونه که نگارنده از گویشورانِ این زبان جویا شده) این بدان سبب است که آن‌ها این دو را یکی و گاه بدتر، واژه‌یِ تاکستانی را دگرگون شده‌یِ همان برابرِ فارسی می‌دانند.

یادآور می‌شود نام‌هایِ اندام‌هایِ بدن از آن دست واژه‌ها هستند که با وجودِ سده‌ها جدااُفتادگی، می‌توانند در زبان‌هایِ هم‌خانواده با کمترین دگرگونی برجای بمانند. برایِ نمونه همین زانو در فرانسه genou، در انگلیسی knee، در آلمانی knie، در روسی koleno و در هندی ghutna گفته می‌شود . همگیِ زبان‌هایِ نام‌برده هم‌خانواده و از خانواده‌یِ زبان‌هایِ هندواروپایی هستند.

نام و زبانِ تاکستان


مردم در تاکستان به زبانِ خود تاتی یا سیادونیجی (siyâdiniji) می‌گویند و به شهرِ خود سیادون (siyâden). نامِ تاکستان را فرهنگستان اوّل ایران برایِ این شهر در نظر گرفت و پیش از آن گویا در نوشته‌هایِ رسمی نامِ این شهر به شکلِ سیاه‌دهن (siyâdehen) می‌آمده ). امّا ij- پسوندِ نسبت است که در تاکستانی تنها برایِ نسبتِ محلِّ اقامت کاربرد دارد. به این ترتیب siyâdinij به معنایِ کسی‌ست که اهلِ siyâden باشد (و در آن eیِ siyâden زیرِ اثرِ iیِ پسوندِ ij- دستخوشِ همگونیِ پسرو (افراشته‌تر) شده‌است). اکنون با افزودنِ پسوندِ نسبتِ i- به این واژه، واژه‌یِ تازه‌یِ siyâdiniji به دست می‌آید که به زبانِ یک siyâdinij گفته می‌شود. در دیگر شهرها و آبادی‌های مادی‌زبان رامند نیز مردمِ هر نقطه نامِ زبان خود را از نامِ شهر و آبادیِ خود می‌گیرند.

نامِ پیشینِ شهرِ تاکستان، سیادِهِن یا سیادُهُن هم ثبت شده‌است. برخی بخشِ «-دِهِن» را در نام سیادهن با موردِ مشابهِ آن در نام‌هایِ رودهن و بومهن یکی می‌دانند. تغییر نام این شهر از سیادِهِن به تاکستان به سببِ محصولِ انگور این شهرستان بوده و توسّطِ فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی در دوره‌یِ رضاشاه پهلوی انجام گردیده‌است. تاکستان به معنای باغ انگور است.

نام خانوادگی بیشتر مردم تاکستان که تبار تاکستانی دارند رَحمانی (رَحـمَنی)، طاهِرخانی، صَمَدی، شَقاقی و طاهِری است.

پیشه‌یِ مردمِ شهر


پیشه‌یِ اصلیِ مردم کشاورزی و باغ‌داری است و محصولهایی چون (بیش از ۳۳ گونه) انگور، هلو-انجیری (بشقابی)، شلیل، یونجه، گندم، آفتابگردان، خیار و... در این شهر بطورِ انبوه پرورش می‌یابد. تاکستان از تولیدکنندگان برجستهٔ مرغ در کشور است.

تاریخ


تاکستان در مسیر جاده ابریشم بوده و یکی از اثرهایِ تاریخیِ آن آرامگاهِ پیرِ قِز قَلعه یا بُقعه‌یِ پیر است.

دانشگاه‌ها


  • دانشگاه آزاد تاکستان
  • دانشگاه پیام نور



 تاكستان را با پيشينه اي حدود 7000 سال جزو قديمی ترين شهرهای ايران و جهان مي دانند. اين منطقه مسير عبور جاده قديمی، پررفت و آمد و جهانی ابريشم بوده كه سران معروف جهان براي تصاحب آن جنگ هاي زيادي كرده اند. تاكستان که به سرزمين «تات ها» معروف بوده درگذشته «سياده» يا «سيادهن» ناميده می شد. نام «سيادهن» بر روی يکی از كتيبه های دوران هخامنشی موسوم به پيوتين گرايا حك شده است. اين کتيبه که از قديمی ترين اسناد نوشتاری اين شهرستان است، به زبان يونانی نوشته شده و هم اكنون در موزه شهر وين، نگه داری می شود. تاكستان در باختر قزوين واقع شده وعوامل اقتصادی از جمله آب و هوای مناسب، حاصل خيزی خاك و دست رسی به آب مورد نياز برای كشاورزی سبب گسترش و توسعه اقتصادي تاكستان شده است. باغ هاي انگوراين شهرستان شهرت فراواني دارند كه در كنار دشت هاي حاصل خيز و پربركت منطقه؛ علاوه بر جاذبه هاي خاص, كشت انواع محصولات كشاورزي نيز در آن ها جريان دارد. تاكستان در زمينه گردشگري پيشرفت شاياني نداشته ولي داراي توان هاي بالقوه زيادي در زمينه گردشگري مذهبي و طبيعي است.

مکان های دیدنی و تاریخی


شهرستان تاكستان در زمينه گردشگري مذهبي و طبيعي داراي توان هاي بالقوه زيادي است كه نشان از پتانسيل بالاي اين منطقه دارد. بناهاي تاريخي و معماري اين شهرستان شامل: بناهاي مذهبي, امام زاده ها و هم چنين قلعه هاي قديمي است و مكان هاي طبيعي نيز شامل: چشمه هاي آب گرم كه در زمينه توريسم درماني مفيدند و باغ هاي زيباي انگور مي شوند كه هنوز از اين جاذبه ها بهره برداري مطلوب و در شان اين شهرستان با اهميت نشده است.  


صنايع و معادن


صنايع شهرستان قزوين در دو دسته صنايع دستي و صنايع ماشيني تقسيم بندي مي شوند. مردم شهرستان تاكستان مانند مردم ديگر شهرهای ايران در صنايع دستی و آفريدن اثرهای هنرمندانه، سابقه طولانی دارند. انواع سفال و ظروف سفالی، گيوه, انواع سبد، قالی، گليم و نقش های منجوق دوزی شده از جمله مهم ترين صنايع دستی تاكستان است. اين شهرستان از رونق صنعتی خوبي برخوردار است و صنايع ماشيني نسبتا خوبي در اين شهرستان وجود دارد که شهر صنعتی تاكستان گواه اين مطلب است. تاكستان دارای صدها كارخانه مختلف توليدی از جمله سرنگ، باندهای پزشكی،‌ حشره كش ها، صابون، شيشه دارويي، الكترود، رزين ها، ژنراتور، نخ، لودر، چدن ريخته گری شده نشكن، رينگ، كربن نسوز، كلاچ و… است.
به طور كلي اقتصاد و بازرگانی شهرستان تاكستان بر پايه كشاورزی، دام داری، صنعت, معدن و خدمات استواراست و عوامل ارتباطی، بازرگانی, صنعتی و خدماتی مناسب نيز به گسترش و پيشرفت بازرگانی منطقه كمك شايانی کرده است. 


کشاورزی و دام داری


كشاورزی يكی از شغل های اصلی مردم تاكستان است. آب و هوای مناسب برای باغ داری به ويژه پرورش انگور، ‌تنوع ناهمواری ها،‌ وجود زمين های حاصل خيز و دست رسی به‌ آب های سطحی و زيرزمينی كافی، سبب رونق كشاورزی در ناحيه تاكستان شده است. عمده ترين محصولات كشاورزی تاكستان عبارتند از: انگور، گوجه فرنگی، سيب زمينی، گردو، بنشن، بادام، انواع ميوه و صيفی جات.
به واسطه وجود منابع طبيعی مناسب، تاكستان از دام داری خوبی نيز برخوردار است و يكی از مهره های كليدی دام داری استان قزوين به شمار می آيد. دام داری نيز مانند کشاورزی از شغل های اصلی مردم منطقه است و پرورش دام و طيور از جمله مهم ترين منابع درآمد مردم شهرستان محسوب می شود.
 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


تاكستان که به سرزمين «تات ها» معروف بود در گذشته «سياده» يا «سيادهن» ناميده می شد. به قول برخی مورخان «سيادهن» يا «سيادهان» تغييرشكل يافته واژه «سه دهان» بوده و خود آن نيز صورت معرب لغت «سه دژان» پارسی است. هم چنين نام «سيادهن» بر روی يکی از كتيبه های دوران هخامنشی - مربوط به 2300 سال قبل - موسوم به پيوتين گرايا نيز حك شده است. اين کتيبه که از قديمی ترين اسناد نوشتاری اين شهرستان است، به زبان يونانی نوشته شده است و هم اكنون در موزه شهر وين، پايتخت اتريش نگه داری می شود. دراين كتيبه چنين آمده است: «سيادان (نام پيشين تاكستان) و ساوه از شهرهای سرسبز شمال فلات ايران است.» تاريخ اين شهر با ورود اولين دسته های اقوام آريايی به اين سرزمين رقم خورده است و در سلسله ها و حكومت های قبل از اسلام در ايران، صعودها و فرودهای بسياری بر خود ديده است. آثار گچ بری جالب مربوط به دوره ساسانی كه در تپه خندو واقع در شمال خاوری تاكستان به دست آمده است، نشانه آبادانی اين منطقه در آن دوران است.
بر اساس شواهد و بررسی های باستان شناسی انجام شده در تپه خله كو ايجاد هسته اوليه شهر به 7000 سال پيش باز می گردد كه همين سندعلمی، تاكستان را جزو قديمی ترين شهرهای ايران و حتی دنيا قرار می دهد. روی همين اصل بايد تحقيقات علمی - در مورد عمر اين شهرستان - در اين منطقه تكميل تر شود. اين شهرستان با توجه به اين که قديمی ترين شهر منطقه است، قديمی ترين اثر باستانی اين محدوده، يعنی بقعه پير را نيز در خود جای داده است. هم چنين مسير عبور جاده قديمی، پر رفت و آمد و جهانی ابريشم از اين شهر بوده است. طی حدود ده هزار سال، اين مسيرنقش عظيمی در نقل و انتقال مواد، فرهنگ، آيين، تكنولوژی و ايجاد و توسعه روابط فرهنگی و اقتصادی و نزديكی ملت ها به عهده داشته و همانند رود بزرگی آسيا را به اروپا پيوند داده است. جاده ابريشم - که افرادی چون كوروش و كراسوس رومی و اسكندر مقدونی بر سر تسلط بر آن جان باختند - به خاطر وجود سنگ ابسيدين و موقعيت استراتژيك مناسب از تاکستان عبور می كرده است.
در زمان هخامنشيان برای يکی از راه های ارتباطی ساخته شده توسط داريوش اول چاپارخانه مهمی در تاكستان بنا شد كه محل آن روبه روی بقعه پيراست و عده ای وجه تسميه «سيادان» را به خاطر وجود همين چاپارخانه می دانند. تاكستان در اواخر حكومت شاهان هخامنشی، بعد از مقاومت در برابر سپاه اسكندر و شکست خوردن از او، متحمل خسارات فراوانی شد. طبق تحقيقات و مطالب آورده شده در کتاب «ايستگاه های پارتی» چاپ فيلادلفيای آمريكا (سده اول پيش از ميلاد)، تاكستان از شهرهای مهم منطقه بوده و از بخش های سوق الجيشی امپراتوری اشكانيان در باختر كشور به حساب می آمده است. با توجه به اشيای به دست آمده از تپه های باستانی اين شهرستان مشخص شده که تاکستان در زمان ساسانيان - آخرين سلسله ايران قبل از اسلام - شهری بسيار آباد بوده است. منطقه تاكستان به هنگام فتح ايران توسط اعراب (در زمان عمربن خطاب) به دست عروه بن زيد خل طايي گشوده شد، اما مردم آن بر دين خود استوار مانده و خراج گزار شدند. در زمان امويان و سلجوقيان ناحيه تاکستان از اهميت زيادی برخوردار بوده است و در زمان ايل خانان با استقرار پايتخت در سلطانيه موقعيت جلگه تاكستان به نحو چشم گيری رونق يافت. آمدن سلطان محمد خدابنده به اين شهر, ورق ديگری بر تاريخ اين خطه افزود. اين توجه و شکوفايی منطقه تاكستان در زمان صفويه هم ادامه پيدا کرد. بناها و مكان های به جای مانده از آن زمان؛ گواه محکمی بر اين ادعا است. در ضمن چون تاكستان بر سر راه تهران - اروپا قرار داشته، بيش تر شاهان قاجار نيز به اين شهر آمده و مدتی در آن مانده يا از آن می گذشتند و بالطبع مورد توجه و تفقد آنان قرار می گرفته است. اين شهرستان هم اكنون يكي از معتبرترين شهرستان هاي استان قزوين است.  

 
مشخصات جغرافيايي


تاكستان در باختر استان قزوين قرار گرفته و مركز آن شهر تاكستان است. از نظرجغرافيايی در 49 درجه و 42 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 04 دقيقه پهنای شمالی و در ارتفاع 1265 متری از سطح دريا واقع شده است. اين شهرستان در ناحيه جنوب باختری شهرستان قزوين واقع شده و از باختر به استان زنجان، از جنوب به شهرستان بويين زهرا و از شمال و شمال خاوری به شهرستان قزوين محدود می شود. شهرستان تاكستان از شهرها و روستاهاي متعدد تشكيل شده است و شهر تاكستان از دو بخش قديم و جديد پديد آمده که بخش قديم شهر درناحيه جنوبی واقع شده و بخش جديد شهر, بيش تر به سوی شمال گسترش يافته است. فاصله تاكستان تا قزوين حدود چهل كيلومتر و از طريق جاده آسفالته و بزرگ راه تهران- زنجان به آن متصل است. عوامل اقتصادی از جمله آب و هوای مناسب، حاصل خيزی خاك و دست رسی به آب مورد نياز برای كشاورزی سبب گسترش و توسعه منطقه تاكستان شده است. جمعيت شهرستان تاكستان 159609 نفر برآورد شده است كه از اين تعداد 54192 نفر در مركز شهرستان زندگي مي كنند. راه ها و مسيرهای ارتباطي شهرستان تاكستان عبارتند از:
1- بزرگ راه تهران - زنجان كه از قزوين و تاكستان نيز عبور می كند.
2- راه اصلی آسفالته تهران - زنجان كه از تاكستان می گذرد.
3- راه های فرعی مختلف كه به شهرستان های هم جوار مرتبط می شود.
4- جاده ترانزيت تهران - اروپا كه از شهرستان تاكستان عبور می كند.
 

منبع- همشهری انلاین- ویکی بدیا

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:38  توسط اطلس ایران وجهان  | 

استان قزوين در سال ۱۳۷۵ از استان تهران جدا شد و به همراه تاکستان از استان زنجان تشکیل استان تازه‌ای با مركزيت قزوين را داد. 

منطقه کوهستانی اين استان در شمال قرار دارد كه دهستان‌های الموت، رودبار و قسمتی از کوهپايه اقبال پشگلدره را در بر می گيرد. در همين ناحيه، بخشی از رشته کوه البرز از بخش شمال غربی و از استان گيلان به طرف جنوب غربی در داخل استان قزوين کشيده شده است.

سيالان و الموت دو قله از قله های معروف کوهستان های بخش غربی البرز می‌باشند. دره‌های البرز در دامنه های خشک جنوبی، به ويژه در ناحيه قزوين باريک و کم عرض هستند. و با ديواره‌های پرشيب کشيده شده‌اند.

استان قزوين

آبادترين و پر جمعيت ترين دره های آن، دره شاهرود و دره های دو شاخه معروف آن، رود طالقان و رود الموت است.  که آبهای دامنه های البرز جنوبی را به سفيد رود می رسانند.  دره و رودخانه شاهرود کوه‌های ميان دره چالوس و سفيد رود را از شرق به غرب شکافته و آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسيم کرده اند. کوه‌های طالقان، سيالان و الموت دو قله از قله های معروف کوهستان‌های بخش غربی البرز می‌باشند. دره‌های البرز در دامنه های خشک جنوبی، به ويژه درناحية قزوين، باريک و کم عرض هستند و با ديواره های پر شيب کشيده شده اند.

آبادترين و پر جمعيت‌ترين دره های آن دره شاهرود و دره های دو شاخه معروف آن، رود طالقان و رود الموت هستند که آب دامنه های البرز جنوبی را به سفيد رود می‌رسانند. دره و رودخانه شاهرود کوه های ميان دره چالوس و سفيد رود را از شرق به غرب شکافته و آن را به قسمت‌های شمالی و جنوبی تقسيم كرده اند. اين استان دارای سه شهرستان به نام‌های قزوين، تاکستان و بوئين زهرا و 10 بخش و 12 شهر و 37 دهستان و 936 آبادی دارای سکنه می باشد.بوئين زهرا - كاروانسرا هجيب

شهرستان قزوين

بنا بر روايات تاريخی سنگ بنای شهر تاريخی قزوين به شاهپور اول ساسانی بر می گردد.  شاهپور  اين شهر را برای جلوگيری از حمله ديالمه بنا نمود و در آن دژ و استحکامات به وجود آورد و سپاهيان خود را در آنها استقرار داد.  به مرور زمان، پايگاه نظامی شاهپور توسعه پيدا کرد و هسته اصلی شهر قزوين به وجود آمد.  موقعيت اين شهر همواره به عنوان گذرگاه مهم طبرستان و دريای خزر اهميت فراوان داشته و دارد.


ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:38  توسط اطلس ایران وجهان  | 

شهر اِسفَروَرين مرکز بخش اسفرورين در شهرستان تاکستان، استان قزوين، ايران است.

اسفرورين شهري کوچک است که از ديد آب و هوايي نسبتاً سردسير و پربارش است و در پيرامون آن زمينهاي کشاورزي (به ويژه کدخدازمين) وجود دارد که بيشتر تاکستانهاي انگور هستند. در باختر اين شهر کوه‌هاي رامند و سياه‌کوه واقع شده و رودخانه خررود از آن منطقه مي‌گذرد. تپه بزرگ باستاني در داخل شهر و تپه تاريخي ديگري به نام خروزان در جنوب خاوري آن قرار دارد که گمان مي‌رود مربوط به زمان ساساني باشد.
مردم اسفرورين بيشتر شيعه هستند و همه مردم به زبان تاتي سخن مي‌گويند. پيشه بيشتر مردم اسفرورين کشاورزي، باغ‌داري و کارگري و از همه مهمتر معلمي است. آجر، انگور و کشمش (يا به عبارتي طلاي شيرين) از محصولات مهم اسفرورين هستند.
+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:37  توسط اطلس ایران وجهان  | 

دانِسفِهان از شهرستانهاي استان قزوين و (در آخرين تقسيمات کشوري) از توابع بوئين زهرا است. دانسفهان در دامنه رشته کوه رامند (از چين خورده گيهاي اروميه-دختر) واقع گرديده‌است و جمعيتي بالغ بر 30000 نفر در آن زندگي مي‌کنند. اين شهرستان در زلزله سال 1341 بوئين زهرا خسارات شديدي از نظر جاني و مالي متحمل شد، به طوري که قسمت‌هايي از آن به کل ويران و در دوران ساخت و ساز به قسمت‌هاي ديگري از منطقه انتقال داده شده که در زبان محلي به باقيمانده آثار زمين‌لرزه «کهنه ده» (ده قديم) و به قسمت‌هاي تازه ساخت «نو ده» (ده جديد) مي‌گويند.

مردم اين منطقه و مناطق اطراف آن به زبان تاتي صحبت مي‌کنند. زبان تاتي يکي از کهن ترين زبانهاي ايراني است، اين زبان کهن در معرض از بين رفتن قرار دارد. اين زبان، زبان رايج منطقه آذربايجان فعلي در دوران پيش از اسلام بوده‌است. گرداگرد دانسفهان را روستاهاي ترک‌زبان احاطه کرده‌اند.
+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:37  توسط اطلس ایران وجهان  | 

معلم‌کِلايه شهري است در بخش رودبار الموت شهرستان قزوين استان قزوين ايران.
اين شهر در منطقه کوهستاني استان قزوين واقع شده و الموت‌رود در فاصله‌اي از جنوب آن مي‌گذرد.

مناطق ديدني پيرامون
دژ حسن صباح
دره اَندِج
قلعه شهرک
قلعه شمس‌کِلايه

 معلم كلايه
امام‌زاده حسن سپهسالار

+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:37  توسط اطلس ایران وجهان  | 

مشخصات جغرافيايي
آبيك يكي از شهرستان هاي استان قزوين است كه در پنجاه كيلومتري خاور قزوين و در مسير جاده تهران – قزوين واقع شده است. اين شهرستان از شمال و خاور با استان تهران, از جنوب با شهرستان بويين زهرا واز باختر با شهرستان قزوين هم سايه است. دوجاده ترانزيتي بسيار مهم يكي بزرگ راه و ديگري جاده آسفالته قديم تهران, از كنارآن مي گذرند. مركز اين شهرستان شهر آبيك است و دو بخش آن مركزي و بشاريات نام دارند. از آثار ديدني اين منطقه می توان به مقبره رييس المجاهدين, امام زاده شكر علي ناب, امام زاده ابراهيم و قز قلعه اشاره كرد.

مکان های دیدنی و تاریخی


مهم ترين مكان هاي ديدني و تاريخي شهرستان آبيك را مقبره رييس المجاهدين, امام زاده شكر علي ناب, امام زاده ابراهيم و قز قلعه تشكيل مي دهند.  


صنايع و معادن


شهرستان آبيك منطقه اي صنعتي است و در اطراف اين شهرستان كارخانه هاي صنعتي بسياري فعاليت دارند ولي مهم ترين آن ها كارخانه سيمان آبيك است.  


کشاورزی و دام داری


عمده محصولاتي كه درشهرستان آبيك به عمل مي آيند عبارتند از: گندم, جو, بنشن, يونجه, ذرت, چغندر قند, صيفي جات,انگور و سيب زميني. دام داري نيز در كنار كشاورزي در اين منطقه صورت مي گيرد. دام داري هاي منطقه آبيك هم به صورت سنتي و هم صنعتي وجود دارند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان آبيك از نظر جغرافيايی در 50 درجه و 31 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 02 دقيقه پهنای شمالی و در ارتفاع 1250 متری از سطح دريا قرار دارد. مسيرهاي دست رسي به شهرستان آبيك مناسب بوده و دو جاده ترانزيتي بسيار مهم يكي بزرگ راه و ديگري جاده آسفالته قديم تهران, ازكنار آن مي گذرند. بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 اين شهرستان داراي 84201 نفر جمعيت بوده است.
 


شهرستان آبيك از نظر جغرافيايی در 50 درجه و 31 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 02 دقيقه پهنای شمالی و در ارتفاع 1250 متری از سطح دريا قرار دارد. مسيرهاي دست رسي به شهرستان آبيك مناسب بوده و دو جاده ترانزيتي بسيار مهم يكي بزرگ راه و ديگري جاده آسفالته قديم تهران, ازكنار آن مي گذرند. بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 اين شهرستان داراي 84201 نفر جمعيت بوده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:37  توسط اطلس ایران وجهان  | 

جمعیت شهرهای استان قزوین

قزوین: پرجمعیت‌ترین شهر استان قزوین.

جمعیت شهرهای استان قزوین براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی:[۱]

ردیف نام شهر شهرستان جمعیت رتبه در
شهرستان
۱ قزوین قزوین ۳۴۹٬۸۲۱ ۱
۲ تاکستان تاکستان ۷۳٬۶۲۵ ۱
۳ الوند البرز ۶۹٬۳۳۳ ۱
۴ اقبالیه قزوین ۴۹٬۲۳۰ ۲
۵ آبیک آبیک ۴۷٬۲۳۳ ۱
۶ محمدیه البرز ۴۱٬۷۶۶ ۲
۷ بیدستان البرز ۲۰٬۱۱۰ ۳
۸ محمودآباد نمونه قزوین ۱۹٬۶۶۹ ۳
۹ بویین‌زهرا بویین‌زهرا ۱۵٬۸۴۸ ۱
۱۰ شال بویین‌زهرا ۱۵٬۱۰۴ ۲
۱۱ اسفرورین تاکستان ۱۲٬۱۰۴ ۲
۱۲ دانسفهان بویین‌زهرا ۸٬۶۸۷ ۳
۱۳ ضیاءآباد تاکستان ۸٬۳۸۵ ۳
۱۴ خرمدشت تاکستان ۶٬۱۹۲ ۴
۱۵ آبگرم بویین‌زهرا ۵٬۱۹۱ ۴
۱۶ نرجه تاکستان ۵٬۰۷۱ ۵
۱۷ سگزآباد بویین‌زهرا ۴٬۹۵۳ ۵
۱۸ ارداق بویین‌زهرا ۴٬۸۳۲ ۶
۱۹ آوج بویین‌زهرا ۳٬۶۹۵ ۷
۲۰ خاکعلی آبیک ۳٬۱۴۶ ۲
۲۱ معلم‌کلایه قزوین ۲٬۱۹۶ ۴
۲۲ کوهین قزوین ۱٬۳۹۸ ۵
۲۳ رازمیان قزوین ۹۶۵ ۶
۲۴ سیردان قزوین ۴۶
+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:36  توسط اطلس ایران وجهان  | 

منطقه آوج بامساحت1650کیلومترمربع در طول جغرافیایی6َو49تا 45َو49شرقی وعرض جغرافیایی 25َو35تا47َو35شمالی قرار دارد.منطقه آوج تا سال 1379 دارای مساحت کلی 2776کیلومتر مربع بود واز دو بخش خرقان شرقی وغربی با 54 آبادی تشکیل شده بود ولی در سال 1379 با تصویب هیات دولت قسمتهای از خرقان شرقی و غربی به بخش جدید آبگرم داده شد واکنون منطقه آوج با مساحت1650کیلومتر مربع در قسمت جنوب غربی استان قزوین واقع شده واز توابع شهرستان بویین زهرا می باشد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:36  توسط اطلس ایران وجهان  | 

آشنايي با قلعه شيرکوه - رودبار الموت

قلعه شيرکوه که بيدلان نيز خوانده مي‌شود در نزديکي روستاي باغدشت و برفراز قله‌اي که 1851 متر از سطح دريا ارتفاع دارد، قرار دارد

اين دژ از استراتژيک‌ترين قلاع دفاعي دوره اسماعيليان به شمار مي‌آيد. زيرا در محل تقاطع طالقان رود و الموت رود قرار گرفته و به خاطر تسلطش بر سراسر منطقه، گلوگاه مهمي براي رويارويي با مهاجماني است که به دره گام مي‌گذارند.

راه دسترسي به دژ بيدلان بسيار دشوار است و به دره‌هايي با عمق بيش از 600 متر منتهي مي‌گردد که با ديواره‌هاي بلند و برج‌هاي مستحکم تسخيرناپذير مي‌نمايد.

وجود 8 مخزن بزرگ آب که با عرض تقريبي 1/75 و درازاي 6 تا 16 متر در دل سنگ کنده شده‌اند از عزم جدي قلعه نشينان براي پايداري در محاصره‌هاي طولاني حکايت دارد.

ويژگي منحصر بفرد دژ شيرکوه، قلعه‌اي ايذايي است که در 3/5 کيلومتري غرب آن قرار دارد و برجک ناميده مي‌شود و براي اشراف کامل به عبورکنندگان از تنگه طالقان ساخته شده است.

غير از بقاياي ديواره‌ها، برج‌ها، گذرگاه سرپوشيده و سنگرهاي نگهباني کنده شده در دل تخته سنگ‌ها، تنوري سنگي به ارتفاع 1/60 و قطر 1/75 متر را بايد از آثار دژشيرکوه

+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:36  توسط اطلس ایران وجهان  | 

                            

قزوين ازجمله مناطق زيبا, با فرهنگ و متمدن ايران است كه در كنار طبيعت زيبا, خدادادي و مناظر بهشت گونه خود از غناي تاريخي و فرهنگي قابل توجهي نيز برخوردار است. رودخانه هاي پرآب, قله هاي زيبا ومشهور, چشمه هاي آب گرم‏, حيات وحش, پوشش گياهي غني و درياچه هاي چشم نوازاين منطقه؛ در كنار آثار متعدد تاريخي, معماري, فرهنگي, باستاني و مردمان هنردوست, سخت كوش و متمدن؛ مجموعه كم نظيري را دراين خطه از كشور ايران به وجود آورده است كه ديدار از آن ها براي همه گروه هاي گردشگري جذاب است. قزوين بيش ترين آثارثبت شده تاريخي كشور را در خود جاي داده است. در اين منطقه مي توان در كنار طبيعت كم نظير و زيبا؛ مسجد هاي قديمي با ارزش معماري و تاريخي بالا, مدرسه هاي مهم و تاريخي‏, بازارهاي پررونق با انبوه اجناس و صنايع دستي, حمام ها و آب انبارهاي قديمي‏, تپه هاي متعدد باستاني كه نشان از تمدن باستاني منطقه دارد‏, شهرها, دهستان ها و روستاهاي قديمي با ارزش بالاي طبيعي و تاريخي‏, كاران سراهاي خاص دوره صفوي, قلعه هاي نظامي و مسكوني تاريخي‏, پل ها و بندهاي تاريخي و ده ها اثر قابل توجه ديگر را مشاهده كرد كه هر يك از آن ها قادراست ساعت ها بازديد كنندگان را سرگرم نموده و تاريخ و تمدن اين منطقه را به رخ بكشد. قزوين از جمله مناطق زيبا و با ارزش ايران در همه زمينه ها است كه همواره پذيراي گردشگران داخلي و خارجي بوده است.  

مکان های دیدنی و تاریخی 

قزوين ازجمله مناطق زيبا, با فرهنگ و متمدن ايران است كه در كنار طبيعت زيبا, خدادادي و مناظر بهشت گونه خود از غناي تاريخي و فرهنگي قابل توجهي نيز برخوردار است. رودخانه هاي پرآب, قله هاي زيبا ومشهور, چشمه هاي آب گرم‏, حيات وحش, پوشش گياهي غني و درياچه هاي چشم نوازاين منطقه؛ در كنار آثار متعدد تاريخي, معماري, فرهنگي, باستاني و مردمان هنردوست, سخت كوش و متمدن؛ مجموعه كم نظيري را دراين خطه از كشور ايران به وجود آورده است كه ديدار از آن ها براي همه گروه هاي گردشگري جذاب است. قزوين بيش ترين آثارثبت شده تاريخي كشور را در خود جاي داده است. در اين منطقه مي توان در كنار طبيعت كم نظير و زيبا؛ مسجد هاي قديمي با ارزش معماري و تاريخي بالا, مدرسه هاي مهم و تاريخي‏, بازارهاي پررونق با انبوه اجناس و صنايع دستي, حمام ها و آب انبارهاي قديمي‏, تپه هاي متعدد باستاني كه نشان از تمدن باستاني منطقه دارد‏, شهرها, دهستان ها و روستاهاي قديمي با ارزش بالاي طبيعي و تاريخي‏, كاران سراهاي خاص دوره صفوي, قلعه هاي نظامي و مسكوني تاريخي‏, پل ها و بندهاي تاريخي و ده ها اثر قابل توجه ديگر را مشاهده كرد كه هر يك از آن ها قادراست ساعت ها بازديد كنندگان را سرگرم نموده و تاريخ و تمدن اين منطقه را به رخ بكشد. قزوين از جمله مناطق زيبا و با ارزش ايران در همه زمينه ها است كه همواره پذيراي گردشگران داخلي و خارجي بوده است.  

  

صنايع و معادن

استان قزوين ازمراكز مهم صنعتی كشور است كه داراي صنايع دستي و ماشيني با ارزشي است. صنايع دستی دراستان قزوين رونق چشمگيری دارد. مهم ترين صنايع دستی اين استان عبارتند از: سنگ تراشی و حكاكی، كاشی سازی، منبت كاری, گچ بری، قالی بافی، آيينه سازی‏. استان قزوين استقرار اين استان در نزديكی تهران و ممنوعيت احداث صنايع در محدوده 120 كيلومتری تهران، متقاضيان احداث واحدهای صنعتی را به سرمايه گذاری در اين استان راغب كرده است. از طرف ديگر وجود معادن متعدد و موقعيت مهم ارتباطی، ‌اهميت اين استان را به منظور سرمايه گذاری صنعتی دو چندان كرده است. استقرارشهر صنعتی البرز در 11 كيلومتری جنوب خاوری شهر قزوين، در زمينی به مساحت حدود 900 هكتار كه 347 كارخانه و حدود 70 كارگاه صنعتی و توليدی را در خود جای داده، بر اهميت صنعتی استان افزوده است. اين شهر صنعتی شامل مناطق صنعتی، تجاری، و مسكونی است. صنايع شهر صنعتی البرز به هفت گروه عمده صنعتی تقسيم شود که عبارتند از: صنايع فلزی، شيميايی، نساجی، سلولزی، الكتريكی، كانی غير فلزی و صنايع غذايی. 

  

کشاورزی و دام داری

استان قزوين يكی از مراكز مهم كشاورزی كشور است که به منظور بهره برداری از اين امكانات، ‌طی دهه های گذشته, با ايجاد سازمان های عمران و صنعتی كردن كشت و زرع توسعه يافته است. استفاده از ماشين آلات كشاورزی از قبيل تراكتور و كمباين، به كار گرفتن دفع آفات نباتی و كودهای شيميايی و به طوركلی فن آوری كشاورزی دراموركاشت و داشت، به نحو چشم گيری به رونق كشاورزی منطقه افزوده و تأثير بسياری درافزايش محصولات، از جمله گندم، جو، چغندرقند، حبوبات، پنبه، انگور، پسته، گردو، صيفی جات و انواع ميوه ها داشته است. در اين ميان انگور؛ بخش قابل توجهی از زمين های زير كشت استان را هم از لحاظ کيفی و هم از لحاظ کمی، به ويژه در نواحی تاكستان، به خود اختصاص داده است. اين دشت حاصل خيز با شبکه آب ياری طالقان رود که آب آن را به محدوده شمالی دشت قزوين انتقال می دهد، آب ياری می شود.
دام داري در استان قزوين بيش تر به دو شيوه سنتی و صنعتی صورت می گيرد. عشاير و كوچ نشيان با رمه گردانی در توليدات دامی مشاركت دارند. دام پروری صنعتی بيش تر به منظور توليد گوشت و شير و دام پروری سنتی برای تأمين مايحتاج خانواده و ايجاد درآمدی برای تأمين هزينه ها انجام می پذيرد. پرورش طيور نيز از ديگر فعاليت های اقتصادی روستايی استان قزوين است. مرغ داري هاي صنعتي زيادي در استان قزوين وجود دارند كه ازفعاليت پررونقي برخوردارند.
 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

قزوين را در نوشته هاي قديمي؛ شهر باستاني "آرساس" يا "آرساسيا" و در تاريخ يونان شهر قديمي "راژيا" ناميده اند. قرار گرفتن آن بر سر راه "جاده ابريشم" سرنوشت قزوين را با فراز و فرودهاي تلخ و شيرين گره زده است. تاريخ نگاران ايرانی و عرب عقيده دارند كه واژه «قزوين» از جمله «اين كش وين» گرفته شده است، به اين شرح که وقتی سركرده سپاه كسرا به هنگام نبرد، در صف لشكريان خود خللی ديد، با عبارت «اين كش وين» (يعنی به آن كنج بنگر) زيردست خود را مأمور رفع خلل كرد و در نتيجه سپاهيان او پيروز شدند. آن گاه در آن محل؛ شهری بنا كردند و آن را «كشوين» ناميدند و در دوره اسلامی، عرب ها، اين واژه را معرب كرده و آن را «قزوين» ناميدند. عقيده يونانيان دراين مورد بر اين است که پيش از دوران هخامنشی، مردمی كه آن ها را «كاسی» يا «كاسيت» می ناميده اند، در كرانه باختری دريای قزوين می زيستند كه به گفته بعضی از تاريخ نگاران يونانی و آريايی جزو نژاد «ميت تانی» به حساب می آمدند. گفته مي شود اين قوم مدت ها پيش از مادها به ايران آمده و قرن ها در كرانه باختری دريای كاسپين (خزر) استقراريافته بود. نام قزوين نيز از نظر آنان، از نام دريای كاسپين گرفته شده است.
در مورد وجه تسميه نام قزوين نظر ديگری نيز وجود دارد. گفته می شود كه كوهستان های شمالی قزوين همواره زيستگاه مردمان سركش بوده و آبادی های دشت قزوين پيوسته دست خوش تاخت و تاز و تاراج طايفه های گوناگون قرار داشته است. به فرمان حاكم وقت، برای جلوگيری از تاخت و تاز كوه نشينان، يك دژ درمدخل كوهستان شمالی قزوين و دژ بزرگ ديگری برای استقرارسپاهيان در محل كنونی قزوين بنا كردند. اولی را «دژ بالا» و دومی را «دژ پايين» ناميدند که با گذشت زمان، نام «دژ پايين» دچار دگرگونی شده و به «دژپين»، «گژوين» و سپس «كشوين» تبديل شده است. در دوران شاپور ذوالاكتاف قلعه ای - در جای همان دژ - بنا كرده و همان کشوين ناميده شد. اين نام در دوره اسلامی معرب شده و به قزوين تغيير يافته است. در نظر ديگري گفته شده قزوين در اصل «كزوين» و مركب از «كزو» به معناي پسته و «ين» به معناي شهر- شهر پسته- بوده و بعد ها معرب شده و به قزوين تبديل شده است.
بر اساس اسناد و مدارك موجود، قدمت و تاريخ منطقه قزوين، به دوران حكومت مادها در قرن نهم پيش از ميلاد می رسد. كاوش ها و يافته هاي باستان شناسي در دشت قزوين، نشان گر مرحله يك جانشيني و كشاورزي در هزاره هفتم پيش از ميلاد و برخورداري ساكنان آن از صنايع اوليه و نظام اجتماعي است. منازل مسكوني، معبد، كارگاه هاي صنعتي، اشياي زينتي، مجسمه ها، انبارهاي غله و... از تمدن دير پاي مردمان اين ناحيه در هزاران سال پيش حكايت دارند. درآن زمان، ناحيه كوهستانی جنوب و جنوب باختری قزوين، جزيی از قلمرو مادها به شمارمی رفت كه همواره مورد تاخت و تاز اقوام و قبايل مختلف، از جمله اقوام ديالمه طبرستان، قرارمی گرفت. مؤلف «مرآت البلدان» بانی قزوين را شاپور ابن اردشير بابكان دانسته که شهر را جهت مقابله با حملات و سركشی های ديلميان ساخته و «شار شاپور» ناميده است.
قزوين دردوره های پيشين، از مراكز مهم تمدن ماقبل تاريخ بوده و شامل سرزمين های ميان شهريار، جلگه ری و دشت قزوين بوده است. بررسی های به دست آمده از تپه سگزآباد بويين زهرا، ‌نشان دهنده زيستگاه های انسانی متعددی در هزاره های پيش از ميلاد است. هم چنين دريک کيلومتری جاده كرج به قزوين، تعدادی تپه باستانی کشف شده كه تا حدی وضعيت زندگی اقوام اين ناحيه را در حدود هزاره چهارم قبل از ميلاد روشن می سازد. آثار و اشياء به دست آمده در سگزآباد قزوين، مربوط به دوران نو سنگی و ماقبل تاريخ است. ناحيه قزوين دردوران ماد، آباد بوده و در دوره هخامنشی ها مردان ناحيه قزوين، به دليری شهرت داشته اند. پيرنيا از مردمانی به نام «مرد» در ناحيه قزوين ياد می کند که از فرستادن نماينده به نزد اسكندر و اظهار اطاعت خودداری كردند.
روند شهرسازي و گسترش مناطق مسكوني در قزوين، پس از ورود اسلام به اين سرزمين در سال 24 هجري شتابي دو چندان گرفت و در مدتي كوتاه به عنوان « باب الجنه» يا «دروازه بهشت» ناميده شد. به روايت بلاذري در فتوح البلدان سعيدبن عاص بن اميه در سال هاي پيش از 35 هجري؛ قزوين را « شهري استوار و آباد» مي كند و ورود چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهي ربيع بن خثيم در سال 36 هجري با فرمان اميرالمومنين علي(ع) سيماي قزوين را دگرگون مي سازد.
اقدام محمدبن سنان عجلي در حدود سال 90 هجري گام بزرگ ديگري در توسعه شهر محسوب مي شود و زمينه ساز ساخت دو شهرك مهم « مباركيه و مدينه موسي» در كنار شهر كهن قزوين در سال هاي پيش از 169 هجري مي شود. به دنبال سفرهارون الرشيد در سال 192 هجري به ايران ، به دستور وي مسجد جامع عتيق قزوين بنا شده و بارويي گرداگرد شهرك هاي اقماري پيرامون قزوين كشيده مي شود و چنان كه ابن فقيه همداني و رافعي گزارش كرده اند، كلان شهر قزوين شكل مي گيرد.
وسعت قزوين در سال 253 هجري را مي توان از روايت تاريخ گزيده دريافت كه پس از بركشيدن حصار شهر توسط موسي بن بوقا، داراي دويست و شش برج و هفت دروازه بوده است. تعمير باروي شهر درسال 373 هجري به وسيله صاحب بن عباد – وزير دانشمند آل بويه – و بناي صاحب آباد در شمال خاوري شهر، بازسازي آن در سال 411 توسط امير شريف ابوعلي جعفري، اقدامات گسترده عمراني امير خمارتاش عمادي در دهه نخستين سده ششم و ساخت باروي تازه اي از آجر به سال 527 نشان از توسعه دايمي منطقه دارد.
انتخاب الموت به عنوان مركز اسماعيليان نزاري و چالش هاي فرهنگي ، سياسي و نظامي مربوط به آن ، منطقه قزوين را حدود 200 سال به كانون اصلي رويدادهاي مهم كشور تبديل كرد و بارها شاهد لشكركشي هاي ميليوني و آثار ويران گر آن بود. هرچند اميران سلجوقي ناگزير از فعاليت هاي عمراني نيز بودند و آثار پراكنده سلجوقي در جاي جاي استان نشان گر اين نكته و گسترش قزوين در قرن ششم هجري است .
مولف «آثار البلاد» قزوين را در آغاز قرن هفتم – پيش از حمله مغول –چنين توصيف كرده است: « شــهري بسيــار بزرگ و پر جمعيت است. در دشتي بسيار پهناور و هموار بنا شده و مهندسان در بناي شهر نقشه اي كشيده اند كه نظيرش وجود ندارد. زيرا دو شهر است يكي در آغوش ديگري آرميده. شهر كوچك را كه در وسط قراردارد شهرستان مي نامند كه براي خود دروازه و بارو دارد. شهر بزرگ تر كه پيرامون شهرستان واقع شده داراي برج و باروي ديگري است. باغستان ها و تاكستان ها گرداگرد باروي خارجي شهر دوم را فراگرفته و پس از آن كشت زارهاي سرسبز دو شهر را در بر دارد و دو رودخانه ديزج و ارنزك از آن مي گذرد»
وسعت اين شهر درهنگامه حمله ويران گر مغول به ايران به حدي رسيده كه به گزارش مستوفي در ظفرنامه افزون از يك ميليون نفر جمعيت داشته است. شهر قزوين در دوره ايلخاني پس از ركودي نسبي دوباره زندگي خود را باز مي يابد و چنان كه جهانگردان آورده اند در زمان تيموريان پس از سمرقند بزرگ ترين و آبادترين شهر ايران بوده است.
انتخاب قزوين به عنوان پايتخت صفويان درقرن دهم علاوه بر بازنمايي اهميت شهر، دوره درخشاني از عمران و توسعه شهري را رقم مي زند كه درآثار سفيران و بازرگانان غربي كه به ايران آمده اند؛ مشهود است. طراحي و ساخت نخستين خيابان ايراني، چهارباغ ها، ميدان ها، كاخ ها، مدارس، مساجد، بوستان هاي شهري و … كه به الگويي براي شهرسازي در سراسر ايران تبديل شد؛ از اين منطقه آغاز مي شود. حتي انتقال پايتخت در قرن يازدهم نيز رنگ فراموشي به آن نمي زند و تا پايان دوره افشاريان شاهد سازه هاي فراواني در جاي جاي شهر هستيم كه عمارت باشكوه ايوان نادري از آن جمله است.
در سراسر دوره قاجاريه، قزوين به عنوان يك منطقه حاكم نشين مستقل مرتبط با پايتخت مطرح بود و با وجود ركود نسبي اقتصاد و فرهنگ در آن دوره از اندك مراكز پر رونق ايران به شمار مي رفت.
پايداري قهرمانانه مردم اين سامان در برابر هجوم سپاه مغول و يورش ويران گر تيمور، به ويژه وارد كردن نخستين شكست به مهاجمان افغاني دردشت قزوين پس از سقوط اصفهان از نقش انكار ناپذير قزوينيان در تاريخ ايران حكايت دارد. مشاركت مردم قزوين در نهضت ضد استبدادي مشروطه سر آغاز فصل نويني در تاريخ معاصر ايران است كه تا انقلاب اسلامي تداوم مي يابد. پس از بي مهري هاي دهه هاي گذشته و تخريب بناهاي شكوهمندي هم چون ايوان و حياط نادري، عمارت خورشيد، عمارت ركنيه، دروازه ها و … ، رفته رفته استان قزوين به سوي عمران شهري گام برداشت واين روند با استقرار تشكيلات استاني به بعد شتابي بيش از پيش گرفت.
 

 

مشخصات جغرافيايي

استان قزوين در حوزه مركزي ايران بين 48 درجه و 45 دقيقه تا 50 درجه و 50 دقيقه درازاي خاوري و 35 درجه و 37 دقيقه تا 36 درجه و 45 دقيقه پهناي شمالي قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان گيلان، از جنوب به استان مركزی، ازخاور به استان تهران و از باختر به استان های زنجان و همدان محدود مي شود و 1304 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. استان قزوين با توجه به موقعيت جغرافيايی خود مانند پلی، پايتخت ايران را به مناطق شمالی و باختری و كشورهاي اطراف متصل می كند. قزوين به دليل موقعيت مناسب و توسعه كشاورزی، ‌صنعتی، مركزی و خدماتی يكی از قطب های مهم توسعه ايران به شمارمي آيد. آب وهوای ناحيه شمالی استان قزوين؛ كوهستانی است و ناحيه دشتی آن زمستان های سرد و تابستان های گرم وخشكی دارد. رشته كوه هاي البرز مركزي و كوه هاي رامند و خرقان از سه جهت استان قزوين را در بر گرفته و دشت گسترده اي را به وجود آورده اند كه از شمال به جنوب 75 كيلومتر و از خاور به باختر حدود 95 كيلومتر است. كم ترين نقطه استان قزوين از سطح دريا با 300 متر در منطقه طارم سفلي و كناره هاي درياچه سد سفيد رود واقع شده كه تفاوت آشكاري را از نظر توپوگرافي به وجود آورده است. بر اساس سرشماری سال 1375 جمعيت استان قزوين 968257 نفراعلام شده است. اين استان از لحاظ ساختار اجتماعی، ‌تركيب قومی متنوعی دارد. مهم ترين عشاير استان، از نظروابسته گی قومی عبارتند از: لرها و کردها، شاهسون ها و مراغی ها يا کله بزی ها.
مسيرهاي دسترسي به استان قزوين مناسب است و عبارت است از:1- اتوبان بزرگ تهران- قزوين- زنجان.
2- جاده آستارا به درازاي 514 كيلومتر که در كيلومتر 148 به قزوين می رسد.
3- مسير عبوری تهران- خسروی به طول 743 كيلومتر.
4- هم چنين قزوين در مسير قطار سريع السير تهران- زنجان و قطار های عبوری ديگر قرار گرفته است.
قزوين دارای يک فرودگاه محلی نيز هست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:36  توسط اطلس ایران وجهان  | 

              
 
قزوين كه لقب « باب الجنه» يا «دروازه بهشت» را به خود اختصاص داده از مناطق مهم ايران است كه در زمينه هاي تاريخي, طبيعي, اقتصادي, فرهنگي, صنعتي و گردشگري داراي اهميت زيادي است. شهرستان قزوين به لحاظ صنايع و معادن, راه ها و مسيرهاي ارتباطي, پيشينه تاريخي غني‏, اقتصاد قوي , كشاورزي و بازرگاني مناسب و جاذبه هاي گردشگري طبيعي و تاريخي از اهميت و ارزش زيادي برخوردار است.

قله ها وغارهاي مشهور و زيبا, قديمي ترين مسجد ها و عمارت ها, درياچه هاي زيباي طبيعي, زيباترين كاروان سراها, جاذبه هاي غني ژئوتوريستي به منظور گردشگري علمي, قديمي ترين قلعه ها و پل هاي عمراني‏‏, رودخانه هاي متعدد و پرآب, چشمه هاي متعدد آب گرم جهت توريسم درماني وتفريحي و ده ها جاذبه اجتماعي و فرهنگي ديگر از جاذبه هاي گردشگري شهرستان قزوين است كه در كنار رونق تاريخي, اقتصادي و تجاري منطقه يكي از مهم ترين شهرستان هاي ايران را به وجود آورده است.

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/6/26ساعت 16:35  توسط اطلس ایران وجهان  | 

آشنايي با قلعه شميران - قزوين
قلعه يا دژ شميران درکنار درياچه سپيدرود و بالاي تپه‌اي مرتفع و سنگي که رود قزل اوزن از جنوب آن مي‌گذرد قرار دارد

اين قلعه، از قلعه‌هاي پر اهميت و معتبر ايران است و در بين اهالي منطقه به نام هاي شيمران و سميران معروف است، ولي در متون تاريخي به نام هاي سميران، شميران، سميرم، شمع ايران، کنگريان، سميويروم و سالاريه نام برده شده است.

پيشينه اين قلعه را به دوران قبل از اسلام نسبت مي‌دهند و در طول سال‌هاي سده چهارم هجري تختگاه کنگريان- آل مسافر- بوده است.

طرح کلي بناي قلعه به شکل مستطيل و ارتفاع برج‌ها و ديوار نزديک به 15 متر است که تمامي آن را با کمک سنگ‌هاي لاشه و ملاط گچ به ضخامت 8 پا ساخته‌اند و در فاصله‌هاي 1 متري کلافي چوبي در دل ديوار به کار برده اند که علاوه بر استحکام و همبستگي اجزا، نظمي منطقي به بنا بخشيده و از دور به صورت يک رج سنگ خودنمايي مي‌کند.

در ديوار شمالي قلعه 2 برج وجود دارد که در قسمت بالا داراي پنجره‌هاي بلند مستطيلي شکل با قوس نيزه‌دار هستند که بيشتر براي نگهباني پايين قلعه از آنها استفاده مي‌شده است.

طرز ساختمان ديواره غربي قلعه با جانب شرقي تفاوت دارد و به جاي برج‌هاي مدور، ديواري صاف ساخته‌اند که نماي خارجي ساختمان‌هاي اين بخش قلعه به شمار مي‌رود و به تمامي از ملاط گچ پوشش يافته و به خوبي حفظ شده است.

قسمت جنوبي دژ نيز ديواري صاف دارد که به خاطر رود قزل اوزن از امنيت بيشتري برخوردار بوده و نيازي به استحکامات دفاعي بيشتر احساس نمي‌شده است.

دژ شميران نزديک به دو قرن جزو قلعه هاي اسماعيليان بوده و پس از هجوم هلاکو تا پايان دوره صفوي نيز در کشمکش‌هاي سياسي اهميتي بسزا داشته است.

نام شميران بارها در متون آمده است. شميران مرکز طارم بود و قلعه درکنارشهر قرار داشت. ديواري گرد شهر و قناتي در ميان قلعه تا کنار رودخانه وجود داشت که از آن جا آب برمي داشتند.

اين قلعه در نزديکي روستاي بهرام آباد از توابع طارم قرار دارد. براي رفتن به سوي قلعه مي بايد از روي سد سفيد رود عبور کرد.

طول جاده ماشين رو از سد تا بهرام آباد ۱۸ کيلومتر است و بعد مي بايد مسافتي در حدود ۳ کيلومتر را به سمت جنوب با پاي پياده طي کرد تا به قلعه رسيد.

+ نوشته شده در  2010/6/6ساعت 22:13  توسط اطلس ایران وجهان  |