دانستنیها ی تاریخ وجغرافیایی ایران وجهان
اشنایی کامل با شهرهای ایران وجهان- تاریخ ایران وجهان وهزاران جدول اماری 
قالب وبلاگ
 

گل رزگل رزگل رزعکس گل های کوهستانیگل رز(این همه گل تقدیم تان)منظره گل های بهاریگل های زیبا در میان درختان پاییزیپارک زیبا

دوستان افتخاردارم که درطول سه سال گذشته بیش از یک میلیون بازدید کننده  از این سایت بازدید کرده اند امید که بتوانم با ارایه مطالب مفید  رضایت شما دوستان گرامی راجذب کنم امیدوام با ارایه مطالب بروزتر دراینده نزدیک ارشیو سایت را از مطالب وزین تر پرکنم                            ممنون ومتشکر ازشما

                                   ۱۳۹۲/۰۱/۳۰  

[ سی ام فروردین 1392 ] [ 17:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]

موقعيت  و پيشينه تاريخي بخش كدكن)

بخش كدكن با مساحت 878 كيلومتر مربع و با جمعيت 13147 نفر و3233  خانوار در شمال غربي شهرستان تربت حيدريه , درعرض جغرافيائي35 درجه و 19 دقيقه تا 35 درجه و 38 دقيقه و در طول جعرافيائي 57 درجه و 58 دقيقه تا 59  درجه واقع گرديده  و ارتفاع  بخش از سطح دريا 1900 متر ميباشد كه از سمت شرق به بخش جلگه رخ , از جنوب به بخش بايگ واز سمت شمال وغرب به بخش ميان جلگه شهرستان نيشابور منتهي مي گردد .

بخش کدکن از نظر طبیعی به دو قسمت هموار و جلگه ای و کوهستانی و مرتفع تقسیم می شود. همه قسمت های بخش در محدوده آبریز دشت نیشابور قرار دارد و شیب در تمام بخش به سمت دشت نیشابور می باشد.بخش کدکن در دامنه شمالی قله چهل تن به ارتفاع ۳۰۱۳ متر قرار دارد. این قله در لهجه محلی ملکوه (ملکان) گفته می شود. قله از شهر به زیبایی هر چه تمام دیده می شود. تعادل آب و هوایی در این منطقه ناشی از کوهستان و خاصه قله ملکوه است.قله و دیواره های سنگی ان خط الراس تقسیم اب بین دشت نیشابور و حوزه ابریز کویر نمک است. در جنوب قله روستای زیبای رود معجن و بخش بایگ تربت حیدریه و در قسمت جنوب غربی ان بخش کوهسرخ کاشمر و روستای نامق قرار دارد که از روی قله به خوبی دیده می شوند.

نمایی از جبهه شمالی قله ملکوه (چهل تن ) از محل چشمه پونه در تاریخ جمعه۱۸ شهریور ۱۳۹۰ عکس از محمد تاجیک در راه صعود به قله

بخشداري درسال 1318 تاسيس گرديده ودر حال حاضر بخش داراي هفده روستا و دو دهستان بنامهاي كدكن و رقيچه مي باشد . دهستان كدكن شامل : روستاهاي دافي , اسفيز , برس و تلخ بخش  .  دهستان رقيچه شامل : روستاهاي رقيچه , حاج بيگي , عبد آباد , دهمنار , نصرت آباد, ترقي , پنگي , حصار يزدان , چولانك , كته تلخ , چينگ كلاغ , نوزه و داوريه مي با شند .این بخش از توابع شهرستان تربت حیدریه می باشد.

 در سال 1367 تعداد 35 روستا از شمال بخش جدا و به شهرستان نيشابور ملحق گرديدو نيز در همان سال تعداد 6 روستا از شرق بخش جدا و به شهرستان فريمان ملحق ودر سال 1376 تعداد 43 روستا از بخش منتزع و بخش جدید جلگه رخ در شهرستان تربت حیدریه را تشكيل دادند.

مركز بخش شهر كدكن مي باشد كه با جمعيت 3۵۰۴ نفر و با 897 خانوار در فاصله 75 كيلومتري تربت حيدريه و 140 كيلومتري مشهد مقدس و 60 کیلومتری شهر نیشابور واقع گرديده است .شهر کدکن در ارتفاع ۱۸۸۵ متری از سطح دریای ازاد و در طول جغرافیایی ۵۸ درجه و ۵۲ دقیقه و ۴۲ ثانیه شرقی و ۳۵ درجه  و ۳۵ دقیقه و ۴ ثانیه عرض شمالی قرار دارد.

بخش کدکن در سال ۱۳۸۵ دارای ۱۲۱۹۳ نفر جمعیت بوده که ۶۰۰۴ نفر مرد و ۶۱۸۹ نفر زن بوده اند.مردم به زبا ن فارسی و لهجه نیشابوری صحبت می کنند.

آثار باستاني كشف شده در محل حكايت از سابقه قبل از اسلام كدكن دارد . بعد از اسلام نيز كدكن مهد تمدن و فرهنگ بوده وافراد صاحب نامي همچون كريم الشرق كدكني , تاج الدين علي كدكني , نورالدين منشي كدكني وميرزا شفيع كدكني داشته كه در دوران سلجوقيان , خوارزمشاهيان و صفويان داراي مشاغل سپهسالاري , وزارت و صاحب ديواني بوده اند و نيز عارفاني همچون شيخ ابراهيم عطار نیشابوری  و پسرش شيخ فريدالدين عطار نیشابوری , شيخ حيدر و سلسله أي به نام خلوي از اين منطقه برخاسته اند و از جمله انديشمندان و فرهيختگان معاصر كدكن ميتوان از فخر الشعراي كدكني , ميرزاي خاوري , شيخ ميرزا محمد شفيع كدكني ,  شيخ هادي كدكني و دكتر محمد رضا شفيعي كدكني و… نام برد و همچنين مسجد , ايوان , قبره , سرداب و نيز تعدادي سنگ قبر مربوط به قرون دهم تا سيزدهم برروي تپه أي در مركز شهر كدكن از رونق بازار علم و ارشاد در آن دوران حكايت مي كند و و جود عارفاني بنام خلوي الكبروي سبب اين رونق بوده است .

 آب و هواي بخش :

بخش كدكن از لحاظ آب و هوايي جزء مناطق معتدل و سرد استان به شمار مي رود و متوسط بارندگي ساليانه حدود 280 ميليمتر ميباشد.حداقل درجه حرارت در فصل زمستان تا 18_ درجه در بعضي از سالهاگزارش شده است0 بارندگي در بخش بصورت باران , برف و تگرگ است كه معمولا در روستاهاي كوهپايه أي بخش (اسفيز, دافي , برس , حاج بيگي و شهر كدكن ) نسبت به ساير روستاها و خصوصا روستاهاي شكسته سياه بيشتر بوده و دماي هوا در روستاهاي شكسته سياه معمولا بالاتر ازساير بخش مي باشد0

 جاذبه هاي توريستي و گردشگري:

 آب و هواي معتدل كوهستاني با باغستانهاي فراوان آلو و آلوچه و تابستانهاي خنك و فرح بخش شهر كدكن  و نيز قله مُلكوه (كوه چهل تن ) با ارتفاع 3013 متر كه همه ساله ميزبان كوهنورداني از نقاط مختلف كشور ميباشد  و نيز آبشار طبيعي روستاي دافي  و دره يوزا روستاي بُرس و ارگ روستاي رقيچه از جاذبه هاي مهم گردشگر  بخش ميباشد .

مزار امام زادگان عبد الله و علاءالدين و نيز مزار تاريخي شيخ حيدر و آثار باستاني دوره سلجوقيان با مساجد باستاني و...و همچنين برخي آثار باستاني در روستاها منجمله عبد آباد و برس از مظاهر مهم تاريخي ميباشند.

  وضعيت اشتغال و اقتصادي بخش

 عمدترين فعاليت اهالي كشاورزي و دامداري مي باشد , بخش داراي:   5 رودخانه دائمی و 2 رودخانه فصلي و  143رشته قنات   و 46 حلقه چاه عميق مي باشد .

سالانه حدود 12هزار هكتار از اراضي بصورت آبي و ديم زير كشت محصولات عمده أي همچون گندم , جو , چغندر قند , حبوبات و…  مي باشد 0حدود 400 هكتارباغات الو , آلوچه , سيب  و…

و حدود 45 هزار راس گوسفند و بز , 700 راس گاو , 15 واحد مرغداري  با ظرفيت 230 هزار قطعه جوجه ريزي , 10 واحد پروار بندي ,1000 كندو عسل و دو ايستگاه پرورش ماهي  در بخش وجود دارد .280 دار قالي و قاليچه با حدود 3000متر مربع توليدساليانه و950 نفرمردوزن شاغل در اين بخش ميباشند

 تعداد كار گاههاي صنايع دستي 5 مورد شامل:

 توليد گل مصنوعي , سبد گل , صنايع دستي و تزئيني مي باشد كه 30 نفر اشتغالزايي داشته است.

معدن سنگ سادات واقع در روستاي تلخ بخش از بزرگترين و معروفترين معادن سنگ ساختماني استان ميباشد كه 60 نفر اشتغال زائي دارد .

 وضعيت آموزش و پرورش بخش

 در حال حاضر اداره آموزش و پرورش منطقه كدكن با 380 نفر فرهنگي و كادر اداري  در 39 واحد آموزشي با 2694 ‌دانش آموز ( در مقطع ابتدايي 1535 دانش آموز , مقطع راهنمايي 843 دانش آموز , مقطع متوسطه 273 دانش آموز و پيش دانشگاهي 43 (دانش آموز )  فعاليت دارد .اداره اموزش و پرورش کدکن پس از اداره آموزش و پرورش نوخندان درگز در بین ۴۷ منطقه و ناحیه و شهرستان خراسان رضوی دومین اداره کوچک و کم جمعیت است.

 وضعيت راههاي سطح بخش

 آسفالته 43 كيلومتر , شوسه 34 كيلومتر و خاكي 109 كيلومتر مي باشد درحال حاضرزير سازي و آماده آسفالت هم 23 كيلومتر . كيفيت راههاي ارتباطي بخش نامطلوب كه اكثر رودخانه ها در مسير راههاي بدون آبنما و پل مي باشد كه با توجه به كوهستاني بودن منطقه در مواقع بارندگي وراه افتادن سيل . ارتباط تمامي روستاها به مركز بخش و شهرستان قطع مي گردد و اكثر راههاي روستايي خاكي و بدون ابنيه فني ميباشند

 وضعيت بهداشتي موجود در بخش

 يك مركز بهداشتي و درماني در شهر كدكن و 10 خانه بهداشت در سطح بخش وجود دارد كه خانه بهداشت تلخ بخش ,  دافي ,  اسفيز و برس زير نظر مركز بهداشتي درماني كدكن .خانه بهداشت حاج بيگي , رقيچه , نصرت آباد و پنگي زير نظر مركز بهداشتي درماني رباط سنگ از بخش جلگه رخ  و خانه بهداشت نوزه زير نظر مركز بهداشتي درماني سرهنگ از بخش رخ ميباشند كه اين پراكندگي نظارت و خارج از تقسيمات كشوري هميشه مشكلاتي را در پي داشته است .

 تعداد مساجد, تكاياي و مكانهاي مذهبي بخش

 در بخش كدكن 44 مسجدو8 حسينيه و همچنين 2 امام زاده در شهر كدكن و يك امام زاده در حصاريزدان و يك امام زاده در روستاي عبد آباد  و تعدادي مزار و پير وجود دارد 0

 ادارات و نهادهاي موجود بخش

 1-     كتابخانه عمومي 2- مركز مخابرات1000 شماره أي 3- نانوايي شهري 4 باب و روستايي 8 باب 4-  اداره آموزش و پرورش 5- شهر داري 6- مركز جها كشاورزي 7- شركت تعاوني 8- دفتر پست 9- مركز بهداشتي ودرماني 10- بخشداري 11- حوزه بسيج 12-  بخش انتظامي 13 -بانك كشاورزي 14- بانك صادرات 15 – پست دامپزشكي 16- دايره برق 17- اداره آبفاي شهر كدكن .

 قابليتهاي بخش

 با توجه به مستعد بودن منطقه كدكن در بخش معدن از جمله معادن سنگ ساختماني,نمك و گچ مي توان با سرمايه گذاري , ايجاد اشتغال نمود.

در بخش كشاورزي نيز مي توان با احياي قنوات و چاههاي كشاورزي و همچنين با توجه به توليدات باغستانهاي آلو و آلوچه ميتوان با ايجاد كار خانه كمپوت سازي و احداث كار خانه كبريت سازي  ,  باعث رونق  منطقه شد

[ پانزدهم اسفند 1391 ] [ 15:59 ] [ اطلس ایران وجهان ]

درنا

از.
درنا
درنای هندی
Gruzs antigone antigone
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: کلنگیان
تیره: درنایان
ویگورس، ۱۸۲۵
گونه‌ها

دُرنا یا کُلَنگ پرنده‌ای است از خانواده درنایان (Gruidae).

درناها پرندگانی هستند بزرگ، با پاها و گردن دراز، دم نسبتاً کوتاه، بالهای دراز و منقاری بلند و کلفت، ظاهر شبیه لک‌لک، شاهپرهای ثانوی داخلی بالهای آنها خیلی بلند شده، روی دم را می‌پوشاند. در پرواز گردن وپاهای خودرا کشیده نگه می‌دارد. گله‌های آنها هنگام مهاجرت دریک خط به شکل هفت پرواز می‌کنند. نر وماده آنها همشکل هستند. روی زمین آشیانه می‌سازند. این پرنده را در هنگام پرواز می‌توان از مرغ ماهیخوار، حواصیل تشخیص داد. بزرگ‌ترین درنا در آمریکای شمالی بسر می‌برد. این پرنده حدود ۵/۱ طول دارد وبلندی قامتش از ۵/۱ تا ۲/۱ می‌باشد. بالهای گسترده اش از ۸/۱ تا ۲ متر است. بالهایش سفید باخط سیاه می‌باشد. درناها، زمستانها را در جاهای گرم وتابستانها را در نواحی سرد می‌گذرانند.

از گونه‌های درنا می‌شود به درنای سیبری (Grus leucogeranus) اشاره کرد.

محتویات

 [نهفتن

تغذیه [ویرایش]

درناها، گیاهان کوچک، حشرات، قورباغه‌ها، کرم‌ها، خزندگان وماهیان کوچک، وتخم جانوران آبی را می‌خورند.

جفت گیری [ویرایش]

گروههای درناها هنگام فصل جفت گیری، گرد می‌آیند وبه رقص می‌پردازند. درناها هنگام رقص با هیجان می‌رقصند. در اوقات دیگر درناها روی یک پا می‌ایستند. این پرنده دربوته زارها یا مردابها بسر می‌برند. هر درنای ماده در فصل یک تخم می‌گذارد

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 

 جهت  اشنایی باهریک از دهستانها بروی ان کلیک کنید
دهستانهای شهرستان مشگین شهر

دهستانهای شهرستان گرمی


دهستان‌های شهر انگوت

دهستان‌های بخش موران

 استان اصفهان

دهستان‌های شهرستان اصفهان

[ویرایش] استان البرز

دهستان‌های شهرستان کرج

دهستان‌های شهرستان ساوجبلاغ

دهستان‌های شهرستان طالقان

دهستان‌های شهرستان نظرآباد

[ویرایش] استان آذربایجان شرقی

دهستان‌های شهرستان آذرشهر

دهستان‌های شهرستان اسکو

دهستان‌های شهرستان بستان‌آباد

دهستان‌های شهرستان بناب

دهستان‌های شهرستان تبریز

دهستان‌های شهرستان جلفا

دهستان‌های شهرستان سراب

دهستان‌های شهرستان شبستر

دهستان‌های شهرستان عجب‌شیر

دهستان‌های شهرستان مراغه

دهستان‌های شهرستان مرند

دهستان‌های شهرستان ملکان

دهستان‌های شهرستان میانه

دهستان‌های شهرستان هریس

دهستان‌های شهرستان هشترود

دهستان‌های شهرستان ورزقان

دهستان‌های شهرستان چاراویماق

دهستان‌های شهرستان کلیبر

[ویرایش] استان آذربایجان غربی

دهستان‌های شهرستان ارومیه

[ویرایش] استان بوشهر

دهستان‌های شهرستان دیر

دهستان‌های شهرستان کنگان

[ویرایش] استان تهران

دهستان‌های شهرستان اسلام‌شهر

دهستان‌های شهرستان تهران

دهستان‌های شهرستان دماوند

دهستان‌های شهرستان ری

دهستان‌های شهرستان شهریار

[ویرایش] استان چهارمحال و بختیاری

[ویرایش] استان خراسان جنوبی

دهستان‌های شهرستان بشرویه

دهستان‌های شهرستان بیرجند

دهستان‌های شهرستان درمیان

دهستان‌های شهرستان سربیشه

دهستان‌های شهرستان فردوس

دهستان‌های شهرستان قائنات

[ویرایش] استان خراسان رضوی

دهستان‌های شهرستان تایباد


دهستان‌های شهرستان تربت جام

دهستان‌های شهرستان خواف

دهستان‌های شهرستان درگز

دهستان‌های شهرستان سبزوار

دهستان‌های شهرستان سرخس

دهستان‌های شهرستان قوچان

دهستان‌های شهرستان کاشمر

دهستان‌های شهرستان گناباد

دهستان‌های شهرستان نیشابور

[ هفدهم آبان 1389 ] [ 23:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]
[ هفدهم آبان 1389 ] [ 23:50 ] [ اطلس ایران وجهان ]
[ هفدهم آبان 1389 ] [ 23:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 دیدنی های مشهد   

شهر مشهد دارای مکانهای دیدنی متنوعی است. وجود مکان های تاریخی، موزه ها، تفرجگاه ها و اماکن تفریحی در مشهد و اطراف آن جذابیتی مضاعف به این شهر بخشیده است. مرقد مطهر امام رضا(ع) هر ساله میلیونها زائر را به این شهر می کشاند. آرامگاه فردوسی- حماسه سرای بزرگ ایرانی- گردشگران بسیاری را از داخل و خارج کشور به این سرزمین جلب می کند. همچنین کهن دژ توس، بقعه هارونیه و خواجه ربیع از مکان های دیدنی مشهد به شمار می روند. از میان تفرجگاه های اطراف مشهد، می توان به دیدن آبشار زیبای اخلمد در 84 کیلومتری مشهد رفت. این آبشار با وضعیت بدیعش جلوه ای خاص دارد. تفرجگاه های نزدیک تر عبارتند از ییلاقات طرقبه، کنگ، چشمه سبز و شاندیز. عشق و ارادت مردمان به آستان قدس رضوی، باعث وقفیات بیشماری گردیده که بسیاری از آنها اشیاء ذی قیمت یا تاریخی بوده اند. از این رو مجموعه نفیسی از موزه های آستان قدس، شامل موزه تمبر، موزه هنر، موزه ظروف، موزه پول و ... گردآوری شده است. مقابر بسیاری از بزرگان نظیر شیخ بهایی، شیخ طبرسی، عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه قاجار و پیر پالاندوز در این شهر قرار دارد. گفته می شود قبر شاه تهماسب هم علی رغم کشمکش های پس از مرگ او همچنان در این شهر قرار دارد. در اطراف مشهد تفرجگاه های زیبایی وجود دارد که می تواند اوقات خوشی را برای اوقات فراغت فراهم آورد.آبشار زیبای اخلمد در هشتاد کیلومتری مشهد، منطقه کم نظیری را به لحاظ آب و هوا و منظره های طبیعی فراهم آورده است. ییلاقات طرقبه، شاندیز، زشک، کنگ و چشمه سبز نیز دارای آب و هوای دلپذیری برای گذران اوقات فراغت به شمار می روند.بند گلستان، دارای دریاچه کوچکی است که می توان در آن مکان به قایق سواری پرداخت.ییلاق طرقبه علاوه بر اینکه محیطی با صفا را ایجاد نموده، رستوران های فراوانی نیز دارد که می توان در آنها بر تخت های آماده شده نشست و از خدمات چای، قلیان، و خوردنی های مختلف بهره مند شد. علاوه بر اماکن تاریخی و فرهنگی، تفرجگاه ها و موزه ها، شهر مشهد دارای اماکن تفریحی است که برای استفاده در اوقات فراغت شهروندان مشهد و زائران و گردشگران ساخته شده است. مجموعه فرهنگی- تفریحی سحاب، در مسیر مشهد به طرقبه، دارای باغ زیبایی به همراه آلاچیق هایی برای نشستن و صرف غذا و نیز مجموعه رستوران و کافی شاپ مجللی می باشد. همچنین این مجموعه به صورت هتل تعبیه شده و زائران و گردشگران می توانند در این مجموعه زیبا اتاق رزرو نمایند.کوهستان پارک شادی در انتهای بلوار وکیل آباد بر روی کوهی احداث شده و شامل انواع بسیاری از وسایل تفریح کودکان و نوجوانان می باشد.

فهرست کامل اماکن تفریحی مشهد

هتل ها 

بازارها 

بازارهای مهم شهر مشهد عبارتند از بازار رضا، بازار مرکزی مشهد، زیست خاور، مرکز تجاری پروما، الماس شرق و بازار بین المللی مشهد.
  دیگر بازارهای شهر مشهد که به صورت مجموعه ای فروشگاه های مجتمع در یک منطقه خاص وجود دارند به صورت بازارهای موضوعی در آمده اند. 
 بازار پوشاک مشهد در خیابان جنت، بازار طلا در حد فاصل چهارراه دروازه طلایی و چهار راه خسروی، بازار مانتو در خیابان راهنمایی و آزادشهر(به علاوه جنت) و بازار لوازم خانگی در بازار بلور واقع است.

پوشاک

بازارهای کلی فروشی پوشاک در مشهد عمدتا در میدان 17شهریور واقع هستند. شش پاساژ جواد، کیمیا، آسیا، افشار، کویتی ها و مجتمع رضا قطب پوشاک کلی و جزئی مشهد به شمار می روند. پاساژ کیمیا عمدتا اجناس خارجی ارائه می کند. همچنین دیگر مرکز مهم کلی فروشی پوشاک در خیابان مدرس(دروازه طلایی)، پاساژ شکوفا قرار دارد. این کلی فروشی ها، به صورت جزئی نیز جنس عرضه می کنند.
عمده تولیدی های پوشاک و کفش در خیابان جنت قرار دارد. جزئی فروشی ها و بوتیک های لباس بیشتر درخیابان جنت و چهارراه آزادشهر مجتمع است.

کفش

کلی فروشی ها و تولیدیهای کفش در مشهد در تیمچه های کنار بازار رضا قرار دارد. با این حال، بازار خرید کفش برای مصرف کنندگان خیابان دانشگاه است.

لوازم خانگی

کلی فروشی های لوازم خانگی عمدتا در «سرای بلور» بین فلکه برق و فلکه آب واقع است. همچنین «سرای مرتضوی» در پنجراه پایین خیابان، «سرای مصطفوی» بین پنجراه و چهارراه اصلی نیز از کلی و جزئی فروشی های اصلی لوازم خانگی در شهر مشهد به شمار می روند.

جابه‌جایی در شهر

برای جابه‌جایی و انتقال در شهر مشهد، می توان از وسایل حمل و نقل عمومی، شرکت های خصوصی و شخصی استفاده کرد.

وسایل حمل و نقل عمومی مشهد شامل تاکسی های شهری، تاکسی بیسیم، اتوبوس و در بعضی مناطق مینی بوس است. قطار شهری مشهد در حال احداث است، ولی هنوز قابل بهره برداری نیست.

وسایل حمل و نقلی که توسط شرکت های خصوصی اداره و ارائه می شود، تاکسی های تلفنی در سطح شهر می باشد.

برای حمل بار نیز شرکت های خصوصی ارائه دهنده وانت‌بارها و کامیون های مخصوص حمل وسایل منزل و دیگر وسایل با حجم بالا وجود دارند.

پارک کردن در شهر

شهر مشهد دارای پارکینگ های عمومی است که می توان خودروی خود را در آن مکان ها پارک کرد.

در زیر گذر حرم مطهر تعدادی پارکینگ عمومی احداث شده است که زائران و شهروندانی که مایلند با خودروی شخصی خود به حرم مشرف شوند، می توانند وسیله نقلیه خود را در پارکینگ ها پارک کنند.

در حاشیه کناری بسیاری از خیابان ها نواری آبی رنگ وجود دارد که تابلو مستقر در آنجا نشان دهنده آن است که تنها دارندگان پارک کارت یا موبایل کارت می توانند در آن مکان ها پارک کنند. پارک کردن در این حاشیه بدون داشتن کارت مربوطه می تواند منجر به دریافت برگ جریمه از سوی پلیس راهنمایی و رانندگی شود. برای خرید موبایل کارت می توان از ماموران مستقر در آن مکان که با لباس های مخصوص مشخص هستند، و یا مراجعه به مراکز خرید موبایل کارت استفاده نمود.

سفر به/از شهر

برای سفرهای برون شهری مشهد می‌توان از ترمینال مسافربری شهر مشهد استفاده نمود. مشهد یک ترمینال مسافربری دارد که تمامی اتوبوس های شهرهای مختلف از آنجا حرکت می کنند و به آنجا می رسند.

افرادی که مایل هستند از قطار برای سفرهای خود استفاده کنند، می‌توانند با مراجعه به آژانس های سطح شهر که خدمات قطارهای مسافربری را ارائه می کنند، بلیط تهیه کنند.

فرودگاه مشهد نیز به بسیاری شهرهای مهم کشور پرواز دارد که برای تهیه بلیط می‌توان به آژانس های سطح شهر مراجعه کرد.

افرادی که مایل به سفر با خودروهای مسافربری هستند، می‌توانند در ابتدای جاده از مسافربرهای شخصی که مسیرهای مختلفی از جمله تهران را تامین می کنند، استفاده کنند

 منبه اطلاعات مشهد

[ شانزدهم آبان 1389 ] [ 12:20 ] [ اطلس ایران وجهان ]
پیشینه  تاریخی

حوضهٔ رودخانهٔ کشف‌رود که شهر مشهد در آن قرار دارد، به خاطر شرایط مناسب طبیعی، از پیش از اسلام به عنوان یکی از مناطق مورد توجه برای سکونت در خراسان به حساب می‌آمد. این منطقه ابتدا مسکن اقوام آریائی بود. در نزدیکی شهر فعلی مشهد شهری بنام توس وحود داشته‌است. در اسطوره‌های ایرانی بنای اصلی شهر توس را به جمشید و تجدید بنای آن را به توس، پهلوان و سپهسالار ایرانی نسبت می‌دهند. از تاریخ این شهر در قبل از اسلام، به جز افسانه ای چند، آگاهی چندانی در دست نیست. ولی با توجه به اسناد موجود، می توان حدس زد که این شهر در اواخر حکومت ساسانیان، یکی از مرزداری های سر راه گرگان و نیشابور به مرو و بلخ، و از ولایت های مشهور در خراسان بزرگ بوده‌است.[۶] توس در زمان خلافت عثمان به‌طور کامل توسط اعراب فتح شد. در دورهٔ اسلامی این منطقه بخشی از ولایت توس به مرکزیت شهر تابران بود که آبادی‌های سناباد و نوغان که بخشی از مشهد کنونی هستند را نیز در بر می‌گرفت. پس از حملهٔ مغولان مردم شهر ویران‌شدهٔ توس به مشهد مهاجرت کردند و شهر توسعه پیدا کرد. مشهد در زمان حکومت نادرشاه افشار به عنوان پایتخت ایران انتخاب شد.

[ویرایش] نام مشهد

[ویرایش] مشهد در دوره اسلامی

به گفته تاریخ نویسان، هنگامی که یزدگرد سوم از برابر سپاهیان مسلمان عرب گریخت، به خراسان روی آورد. سپاه مسلمانان به فرماندهی احنف بن قیس که مامور فنح خراسان بودند وی را تعقیب کردند. یزدگرد که آنان را به دنبال خویش یافت، راهی توس شد تا از کنارنگ توس مرزبان خود در آن خطه پناه بخواهد، اما کنارنگ با این بهانه که از یک سو، توس گنجایش موکب بزرگ پادشاهی را ندارد، و از سوی دیگر، پناه دادن به پادشاه، امکان یورش سپاه مسلمانان را افزایش می دهد، یزدگرد را از توس راهی مرو کرد. حاکم مرو نیز در آغاز به استقبال یزدگرد شتافت، اما سرانجام از او رخ برتافت و آخرین شاه ساسانی در سال 31 هجری به دست آسیابانی در مرو کشته شد. کنارنگ توس هم که حاکمی سودجو و عافیت طلب بود، با احساس خطر از سپاه مسلمانان، طی نامه ای از عبدالله بن عامر، امان خواست و عهد کرد که اگر پیشنهاد او پذیرفته شود، در فتح نیشابور مسلمانان را یاری خواهد داد. پس چنین کرد و به امارت نیشابور دست یافت. با این ترفند، کنارنگیان، به رغم فتح خراسان، همچنان نفوذ خود را در خطه توس حفظ کردند و تا پایان عصر اموی و چیرگی سپاه ابومسلم در سال 129 هجری، در آن جا ماندند و تنها پس از یورش سرداران ابومسلم بود که آن جا را رها ساختند.[۷]

 مشهد در دوره امویان

از تاریخ توس در دوران امویان نیز خبر چندانی در دست نیست. تنها باید از مهاجرت و اقامت و درگذشت خواجه ربیع بن خثیم از یاران ابن مسعود صحابی یاد کرد که در حدود سالهای 35 هجری راهی خراسان شد و در نوغان اقامت گزید و در سال 61 در همان جا رحلت کرد و دفن شد.[۸]

 مشهد در دوره عباسیان

در دوره عباسیان، گرچه فرمانداران خراسان از جانب حکومت مرکزی برگزیده می‌شدند، اما بی کفایتی این والیان و جنبش‌هایی که در گوشه و کنار این خطه رخ می‌داد، گاه مردم را چنان برمی آشفت که خواهان برکناری ایشان می‌شدند. از جمله در سال‌های پایانی قرن دوم، آن زمان که علی بن عیسی والی خراسان بود، فتنه و آشوب تا آن اندازه در خراسان بالا گرفت که هارون الرشید در سال ۱۸۹ خود برای سرکوب شورش، رهسپار ولایات شرقی شد. اما علی بن عیسی، فرصت طلبانه، و با هدایای بسیار، در ری نزد او آمد و هارون او را در حکمرانی خراسان پایدار داشت. ولی با سپری شدن یک سال، شورش از حد گذشت و هارون وی را برکنار نمود. در سال ۱۹۲ نیز خود برای استقرار امنیت کامل، راهی خراسان شد و در باغ حمیدبن قحطبه اقامت گزید. یک سال پس از آن چنان بیمار شد که همان جا مرد و در تالار بزرگ کاخی که در آن باغ قرار داشت، به خاک سپرده شد.[۹] در دوران حکومت هارون عباسی، حمید بن قحطبه طائی والی خراسان بود که کاخی در باغی واقع در ۱٫۵ کیلومتری سناباد داشت. در بهار سال ۱۹۳ هجری قمری، هارون که برای سرکوب شورشی عازم سمرقند بود، در نوغان بیمار شد و بنا به وصیتش او را در آن باغ دفن کردند. چند سال بعد در دوران خلافت مامون، در ۲۰۲ هجری قمری، امام رضا که پس از یک سال اقامت در مرو عازم بغداد بود، در منزل امیر سناباد مسموم شد و مأمون پیکر او را نزدیک قبر هارون به خاک سپرد. از آن پس آن نقطه «مشهد الرضا» به معنی «محل شهادت رضا» و به اختصار مشهد نام گرفت.

 از توس تا مشهد

طرح جامع شهر مشهد در سال ۱۳۵۲ خورشیدی.

توس، در دل خود شهرهایی داشته، که نوغان و طابران از آبادترین آنها بوده و آورده‌اند که این دو شهر هزار قریه و آبادی را در بر می گرفته‌است.... در طول تاریخ، گاه نوغان اعتبار افزونتری می یافته و زمانی طابران رونق بیشتری داشته‌است. جایی که اکنون به نام شهر توس معروف است و آرامگاه فردوسی، حماسه سرای نامدار ایران در آن قرار دارد، تنها بخشی از توس قدیم، یعنی همان طابران است، که بقایای ارگ و باروی نیمه ویرانی که مردم آن را قصر مامون می خوانند و بنای بزرگی که به بقعه هارونیه مشهور شده‌است، در آن پیداست. این محل، در حال حاضر حدود بیست کیلومتری شمال غربی شهر مشهد است. دیگر شهر بزرگ و نامدار توس، نوغان بوده که اینک در دل شهر مشهد قرار دارد. یکی از آبادی‌های پیرامون نوغان، روستایی به نام سناباد بوده که آب و هوایی خوش و مطبوع، کشتزارهایی پربار، قنات هایی سرشار و بوستانهایی شاداب و سرسبز داشته‌است.[۱۰] در بهار سال ۱۹۳ه - ق هنگامی که هارون جهت سرکوب شورشی در سمرقند به نوغان رسید مریض و سپس فوت نمود وی وصیت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمایند. مآمون جانشین هارون پس از گذشت چند سالی از خلافتش در اثر طغیانی که علیه وی در عراق پدید آمد به قصد آنکه تمایل شیعیان را به خود جلب کند «حضرت رضا» را به ولایت عهدی نامزد کرد. حضرت رضا پس از یکسال اقامت در مرو عازم بغدادشدند، وقتی به قریه نوغان رسیدند به منزل امیر سناباد وارد و در آنجا مسموم و در سال ۲۰۲یا ۲۰۳ ه-ق پس از سه روز وفات یافته و پیکر مطهرشان در باغ حمید بن قحطبه در ۱/۵کیلومتری قریه سناباد مدفون شد، ازهمان زمان نقطه مذکور به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.[۱۱][۱۲][۱۳]


در تاریخ ۸/۸/۱۳۸۸ رسماً توسط محمود احمدی نژاد و نمایندگان مجلس شورای اسلامی مشهد به عنوان «پایتخت معنوی ایران» برگزیده شد.[۱۴]

 جغرافیای طبیعی

نمودار آب و هوا برای مشهد
ژ ف م آ م ژ ژ آ س اُ ن د
 
 
27
 
10
-3
 
 
16
 
16
1
 
 
11
 
22
5
 
 
1
 
29
10
 
 
1
 
33
15
 
 
1
 
34
18
 
 
3
 
32
16
 
 
26
 
27
12
 
 
49
 
21
8
 
 
52
 
14
2
 
 
36
 
9
-3
 
 
33
 
7
-5
دما بر حسب سلسیوسمجموع بارش بر حسب میلی‌متر

شهر مشهد مرکز استان خراسان رضوی با ۲۰۴ کیلومتر مربع مساحت، در شمال شرق ایران و در طول جغرافیایی ۵۹ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۶۰ درجه و ۳۶ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۸ دقیقه و در حوضه آبریز کشف رود، بین رشته کوه‌های بینالود و هزار مسجد واقع است. ارتفاع شهر از سطح دریا ۹۸۵ متر و فاصله آن از تهران ۹۶۶ کیلومتر است.[۱۵]

 زمین‌شناسی

دشت مشهد

این دشت که جزو حوضه آبریز کشف رود بوده وسعتی بالغ بر 16500 کیلومتر مربع داشته که از این وسعت 5000 کیلومتر مربع آن را دشت و بقیه را ارتفاعات تشکیل می دهد. میزان نزولات جوی در ارتفاع و سطح دشت تفاوت زیادی دارد بطوریکه در ارتفاعات هزارمسجد 800 میلی متر و در سطح دشت مشهد متوسط 250 میلی متر گزارش شده است. از میان سازندهای موجود در این دشت سازند مزدوران ( سازند دوران دوم ) در رابطه با منابع آب زیرزمینی حائض اهمیت است. این سازند که از رسوبات سخت کربناته تشکیل شده به دلیل وجود فضاهای خالی کارستی قادر است سفره‌های آب زیرزمینی را بوجود آورد. از جمله منابع آب سطحی این دشت نیز می توان به خود رودخانه کشف رود اشاره کرد . این رودخانه در گذشته دارای آب زیادی بوده است ولی در حال حاظر به علت پایین افتادن سطح آب زیرزمینی و در نتیجه قطع شدن زهکشها تنها در مواقع سیلابی شدید مقداری آب از سرشاخه‌های آن وارد می شوند.[۱۶]

 

اقلیم

آب و هوای مشهد معتدل و متغیر است و وزش بادها در آن بیشتر در جهت جنوب شرقی به شمال غربی است. حداکثر درجه حرارت در تابستان‌ها 35 درجه بالای صفر و کمترین آن در زمستان‌ها 15 درجه زیر صفر می باشد.[۱۷]


[نهفتن]آب و هوای مشهد
ژانویه فوریه مارس آوریل مـــــه ژوئـن ژوئیـه آگوست سپتامبر اکتبـر نوامبر دسامبر سـال
گرم‌ترین
۱۷ ۲۰ ۳۰ ۳۳ ۳۷ ۴۰ ۴۳ ۴۲ ۳۸ ۳۲ ۳۰ ۲۰ ۴۳
میانگین‌گرم‌ترین‌ها
۳ ۶ ۱۳ ۲۰ ۲۵ ۳۱ ۳۳ ۳۱ ۲۸ ۲۱ ۱۴ ۷ ۲۰
میانگین‌سرد‌ترین‌ها
۳ ۱۰ ۱۳ ۱۸ ۲۰ ۱۷ ۱۳ ۷ ۸
سردترین
-۲۳ -۲۲ ۲ ۷ ۲ ۰ ۲ -۱۱ -۱۵ -۲۳
بارش
mm
۲۷٫۹ ۳۳ ۵۵٫۹ ۴۵٫۷ ۲۷٫۹ ۵٫۱ ۰ ۰ ۰ ۱۰٫۲ ۱۵٫۳ ۱۷٫۸ ۲۴۱٫۳


منبع سایت ودربیس[۱۸] ژانویه 2010


 

دیدنی‌ها

پیشینهٔ بیشتر آثار تاریخی در این شهر به پس از از قرن ۸ هجری می‌رسد. از آن‌جمله می‌توان به مسجد گوهرشاد، میل اخنگان، مسجد هفتاد و دو تن، گنبد خشتی و مصلی طرق اشاره کرد. از شهر تاریخی توس بناهایی مانند گنبد هارونیه برجا مانده‌است. بازه هور نیز از قدیمی‌ترین بناهای موجود در محدودهٔ شهر است که زمان ساخته‌شدنش را قرن سوم میلادی تخمین می‌زنند. آرامگاه نادرشاه، آرامگاه فردوسی و نیز مدارسی چون عباسقلی خان از دیگر آثار تاریخی موجود در شهر است.[۱۹] از دیگر مراکز دیدنی و تفریحی شهر مشهد می‌توان به موزه‌های آستان قدس رضوی، پارک کوهسنگی، پارک و شهربازی ملت، باغ وحش و پارک وکیل اباد، کوهستان پارک شادی، آبشارهای اورتوکند،پارک جنگلی نه دره در دو کیلومتری جنوب مشهد، بازار بعثت طرقبه، منطقه دیدنی فریزی، سد ارداک، سد چالی دره، بازارهای پروما و الماس شرق و مجموعه موج‌های آبی به عنوان بزرگترین پارک آبی سرپوشیده آسیا اشاره کرد.

ییلاقات اطراف مشهد، به خصوص شاندیز و طرقبه، زشک، نغندر، جاغرق، چالی دره، پارک جنگلی وکیل‌آباد، بوستان ملت ، آبشار اخلمد و کنگ، ماسوله ای کوچک از جمله مکان‌های تفریحی مورد توجه گردشگران هستند.

منبع- ویکیبدیا

[ شانزدهم آبان 1389 ] [ 12:17 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهر مشهد در فاصله 909 کیلومتری شمال شرق تهران واقع شده است. این شهر که در مدار 36 درجه و 16 دقیقه عرض شمالی و 59 درجه و 38 دقیقه طول شرقی قرار گرفته است، از شمال و شمال غربی به درگز و قوچان، از مشرق به جمهوری ترکمنستان………………

مشهدپرونده:ImamReza(A) (14).jpg

شهر مشهد در فاصله 909 کیلومتری شمال شرق تهران واقع شده است. این شهر که در مدار 36 درجه و 16 دقیقه عرض شمالی و 59 درجه و 38 دقیقه طول شرقی قرار گرفته است، از شمال و شمال غربی به درگز و قوچان، از مشرق به جمهوری ترکمنستان و سرخس، از جنوب و جنوب‌غربی به تربت جام و تربت حیدریه و از مغرب به نیشابور محدود می‌شود.

شهر مشهد در جلگه‌ای بین دو رشته کوه مهم خراسان به نام‌های بینالود و هزارمسجد واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا 985 متر است. وسعت شهرستان مشهد برابر 27478 کیلومتر مربع است و بیش از دو میلیون نفر جمعیت دارد.

هسته اصلی شهر مشهد در سال 203 هجری قمری پس از شهادت و دفن حضرت رضا(ع) در .سناباد پدید آمد. این حوقل در صوره الارض نیز از مقبره امام رضا(ع) در دهکده سناباد نام برده است، و پس از آن مکرراً در تاریخ خراسان بدین نام برمی‌خوریم. در قرن هفتم مردمی که از ویرانه‌های توس و مغولان گریخته بودند، به این مکان پناه آوردند. توس به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص در دوره‌های ایلخانان و تیموریان بارها بین حاکمان وقت دست به دست شده است. در سال 548 هجری قمری غزها به خراسان حمله کردند، مغول‌ها در سال 617 هجری قمری خراسان را غارت کردند و در 791 هجری قمری میرانشاه پسر تیمور لنگ خراسان را به آشوب کشید. در شورش سال 791 هجری قمری در توس طابران ده‌هزار نفر کشته شدند و در پای دروازه‌های شهر از کله کشتگان برج‌ها ساختند.در آخرین سال‌های سلطنت ابوسعید، پیش از آن که حکومت ایلخانان در ایران تمام شود (736 هجری قمری) ابن بطوطه مغربی سیاح مشهور به خراسان و مشهد آمده است، آنچه وی در سفرنامه خود نوشته و همچنین اخبار کتاب نزهه القلوب، از مهم‌ترین منابع درباره شهر مشهد در نیمه اول سده هشتم هجری است.

زیارتگاهها و مقابر رجال(داخل شهر)

حرم حضرت رضا علیه السّلام

حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام که شامل مجموعه بنایى نفیس و تاریخى در قلب شهر مقدس مشهد است گذشته از آن که بزرگترین کانون زیارتى ایران است و سالانه حدود دوازده میلیون زائر و مسافر را به سوى خود جلب مىکند، از نظر ارزشهاى تاریخى و معمارى نیز گرانقدرترین مجموعه در این کشور مىباشد. طى هزار و دویست سال گذشته پیوسته ابنیه جدیدى بر این مجموعه افزوده شده و آن را تبدیل به گنجینه اى بى مانند از هنر معمارى ایرانى ـ اسلامى کرده است.

قدیمىترین بخش حرم همان بقعه مطهر ( بقعه هارونى ) است که ضریح حضرت را احاطه کرده است. این بقعه که اساس آن باید متعلق به اواخر قرن دوم هجرى باشد در طول زمان احتمالاً چندین بار مرمّت شده است. قدیمى ترین کاشیهاى حرم و شاید ایران، مشهور به « کاشیهاى سنجرى » زینت بخش قسمتهاى تحتانى دیوارهاى اطراف بقعه مطهر مىباشد. گنبد طلا نیز بر روى همین بقعه قرار دارد، که معلوم نیست صورت فعلى آن در چه زمانى احداث شده است. اما اولین بار شاه تهماسب صفوى آن را فلزپوش و مطلاّ کرده، کمى بعد هم شاه عباس صفوى ساقه آن را با خشتِ زراندود پوشانده است. بناى مشهور به مسجد بالاسر که ظاهراً مقبره یکى از دولتمردان غزنوى به نام ابوالحسن عراقى است پس از بقعه مطهر قدیمىترین رواق حرم حضرت رضاست. در عهد ایلخانان نیز ساخت و سازهایى در حرم صورت گرفته، از جمله مدرسه و مسجد دیگرى در بالاسر حضرت احداث شده که ابن بطوطه مغربى در آغاز سده هشتم آن اَبنیه را دیده و توصیف کرده است. اما در عهد تیمورى که حرم شدیداً توسعه یافته آن اَبنیه تغییر شکل و کاربرى داده است. بناهایى که توسط تیموریان در حرم حضرت رضا ساخته شده عبارتند از:

رواقهاى دارالحفّاظ ( در قبله و جنوب بقعه مطهر )، دارالسیّاده ( در غرب دارالحفّاظ )، دارالسلام ( در شرق دارالحفّاظ )، و بالأخره مسجد عظیم و باشکوه جامع گوهرشاد، که تماماً به اهتمام خود گوهرشاد احداث شده اند. در همان عهد مدرسه اى به نام « شاهرخى » یا بالاسر نیز ساخته شده که در قرن حاضر تبدیل به رواقى به نام « دارالولایه » در قسمت بالاسر حضرت شده است. اولین صحن حرم را هم امیر علیشیر نوایى احداث کرده، که شامل یک چهارم صحن عتیق بوده است.

پس از عهد تیموریان جدّىترین گسترش حرم در زمان صفویه، خصوصاً زمان شاه عباس اول صورت گرفته است. ایجاد صحن عتیق توسط خود شاه عباس، رواقهاى « گنبد الله وردى خان » و « حاتم خانى » توسط دو تن از دولتمردان وى در قسمت شرق بقعه مطهر و پایین پاى حضرت از عمده اَبنیه دوره مزبور است. که از این میان گنبد الله وردى خان از کاشیکارى و معمارى نفیسى برخوردار مىباشد. رواقهاى مسجد پشت سر، مسجد ریاض و توحید خانه در شمال بقعه مطهر نیز از نوساخته هاى دوره صفوى است.

کاشى کارى نفیس صحن عتیق ( انقلاب ) هم در زمان شاه عباس دوم صفوى ( 1052 ـ 1077 ) صورت گرفته است.

احداث دومین گلدسته حرم ( جنب ایوان عباسى در شمال صحن عتیق ) و طلا کارى آن، و نیز مطلاّ کردن گلدسته مجاور گنبد و ایوان نادرى ( طلا ) و ایجاد سقّاخانه داخل صحن عتیق ( مشهور به سقّاخانه اسماعیل طلایى ) از خدمات بارز نادرشاه در حرم حضرت رضا علیه السلام بوده است.

در زمان قاجاریه هم رواق « دارالسّعاده » توسط اللهیارخان آصف الدوله و مدرسه « علینقى میرزا » در شرق بقعه مطهر احداث شده که مدرسه بعداً تبدیل به رواق « دارالذکر » گردیده است. صحن نو ( آزادى ) هم از نوساخته هاى فتحعلى شاه قاجار است، که در زمان ناصرالدین شاه کاشى کارى و تکمیل و ایوان غربى آن طلا کارى و مشهور به « ایوان طلاى ناصرى » شده است. آیینه کارى حرم در دوره قاجاریه رواج یافت، اولین کارخانه برق ایران نیز در همان زمان براى حرم حضرت رضا علیه السلام دایر شد.

بالاخره در عهد پهلوى اول فلکه اى در گرداگرد حرم ایجاد شد و صحنى جدید در جنوب شرق حرم احداث گردید ( پهلوى سابق، امام خمینى کنونى )، نیز در شمال غرب صحن مزبور بنایى به نام سالن تشریفات ایجاد شد. در زمان پهلوى دوم هم عموماً رواقهاى پیشین ترمیم و بهسازى شدند. از سال 1354 خورشیدى نیز تخریب بازارها و اَبنیه داخل فلکه آغاز شد، که در سالهاى پس از انقلاب این اَمر به بیرون از فلکه نیز تسرّى یافت و صحنها و رواقهاى جدیدى بر مجموعه اَبنیه تاریخى پیشین افزوده گردید.

حرم حضرت رضا علیه السلام در آغاز « مشهد الرضا » خوانده مىشد، این نام بعدها به صورتهاى مشهد و « مشهد مقدس » به همه شهر گفته مى شد. از دوره صفویه عموماً مجموعه بیوتات حرم، داراییها و خدمه آن « سرکار فیض آثار » و « سرکار آستانه مقدسه » خوانده شده، و از یکى ـ دو قرن اخیر نام « آستان قدس رضوى » عنوان رسمى این مجموعه ( بناها و بیوتات، داراییها و پرسنل آن ) شده است.

خواجه ربیع

ربیع ابن خُثَیم، مشهور به خواجه ربیع، از طایفه بنىاسد و ساکن کوفه، از زمره زهّاد هشتگانه صدر اسلام و تابعین ( کسانى که صحابه پیامبر را درک کرده اند ) همچنین از یاران و سرداران حضرت على علیه السلام بوده است. وى ضمن ارادت به حضرت على علیه السلام ظاهراً از خویشان معاویة بن ابوسفیان هم بوده است، بنابراین در سالهاى پایانى خلافت حضرت على علیه السلام و بروز اختلاف میان ایشان و معاویه، به قصد انزوا و دورى از نزاع طرفین عراق را به قصد ایران و خراسان ترک کرده است. او در سالهاى پایانى عمر ساکن شهر نوغان ( مرکز ولایت توس در آن زمان ) شده، و بالاخره در سال 63 قمرى یا به روایتى ضعیف در سال 61 درگذشته و در یک فرسنگى شمال نوغان، که اینک مزار اوست، مدفون شده است.

با توجه به زمان درگذشت خواجه، وى از زمره قدیمى ترین رجال مدفون در پیرامون شهر کنونى مشهد است. مدفن او طى چهارده قرن گذشته همواره محلى شناخته شده و محترم و زیارتگاه عموم مسلمانان، اعم از شیعه و سنى بوده است. مشهور است که حضرت رضا علیه السلام هنگام سفر به خراسان در سالهاى 200 تا 203 قمرى قبر خواجه را زیارت کرده است. شاه عباس صفوى  در اوایل سده یازده قمرى با توصیه و مشورت شیخ بهایى دستور احداث مقبره اى با شکوه براى خواجه را صادر کرد. اساس بناى فعلى مقبره خواجه ربیع همان است که در سالهاى 1026 تا 1031 قمرى به اَمر شاه عباس و با سرپرستى یکى از سادات رضوى مشهد به نام « میرزا اُلغ » احداث شده است. دو کتیبه زیبا با تاریخهاى 1026 و 1031 قمرى در داخل گنبد و ساقه خارجى آن به خط علیرضا عبّاسى سالهاى احداث و تزیین بنا را مىنمایاند.
مقبره خواجه ربیع بناى با شکوه و زیبایى واقع در باغى وسیع و مصفّا بر کناره راست کشف رود در حاشیه شمالى شهر مشهد است. مقبره داراى گنبدى به ارتفاع 18 متر با ساقه اى بلند بر روى بنایى چهار ایوانى است که در بیرون هشت ضلعى مىنماید. گنبد بنا دو پوششه و پوشیده از کاشىهاى زیباى فیروزه اى است. درون بنا هم مزیّن به نقاشىهاى طلایى رنگ و اُخرایى چشم نواز است.

مقبره خواجه که به « خواجه ربیع » شهرت دارد در انتهاى خیابانى به همین نام واقع و پس از حرم حضرت رضا علیه السلام از زمره پر زائر ترین زیارتگاهاى شهر مشهد است. باغ خواجه ربیع یکى از قبرستانهاى مهم شهر مشهد مى باشد. جدّ قاجارها ( فتحعلى خان ) نیز که در سال 1139 قمرى توسط نادرقلى افشار در همان باغ کشته شده در زیر گنبد مقبره خواجه مدفون است، بدین سبب در دوره قاجاریه توجّه ویژه اى به این مزار مى شده است.

بقعه هارونى ( مقبره هارون الرشید)

بقعه هارونى، یعنى بناى قبر هارون الرشید، اصلاً بقعه مطهّرى است که اکنون ضریح حضرت رضا علیه السلام در میان آن قرار دارد. این بقعه که بنایى تقریباً ده متر در ده متر است پس از مرگ خلیفه هارون الرشید در سال 193 قمرى (808 م) احداث شده لذا به « بقعه هارونى » شهرت یافته است. ده سال پس از مرگ خلیفه که حضرت رضا علیه السلام شهید و در کنار هارون در داخل بقعه هارونى به خاک سپرده شدند، بقعه مزبور به مرور به « مشهد الرّضا » و « مشهد »، و سپس به « حرم حضرت رضا » یا « آستان قدس رضوى » تغییر نام داد. جسد هارون دقیقاً در وسط بقعه قرار دارد و جسد حضرت رضا علیه السلام در بالا سر هارون، واقع در حاشیه غربى آن دفن شده است. بدین سبب پس از آن که بر روى قبر حضرت ضریحى بزرگ نصب شد، فاصله قسمت بالاسر ضریح تا دیوار غربى بقعه بسیار تنگ گردید و زائران هنگام عبور از آن قسمت باریک عموماً دچار زحمت مىشدند و بر هارون الرشید لعنت می فرستادند، تا این که در سده حاضر دیوار بقعه را از قسمت بالاسر توسعه دادند و این معضل تا حدودى مرتفع شد.قبر هارون الرشید دست کم تا اوایل سده هفتم قمرى داراى ضریحى مشخص در وسط بقعه مطهر بوده است. اما از آن پس ظاهراً به اَمر سربداران شیعه مذهب ضریح بر داشته شده است. در قرون بعد نام بقعه هارون به فراموشى سپرده شده تا این که در اوایل سده حاضر گروهى که در جستجوى مقبره هارون در ولایت توس بوده اند بناى ناشناخته اى در شهر تابران توس ( واقع در 4 فرسنگى مشهد ) را همان مقبره هارون و حتى کاخ و زندان وى پنداشته و نام « هارونیه » یا « بقعه هارونى » را بر آن نهاده اند. این که قبر هارون الرشید همچنان در وسط بقعه مطهر حضرت رضا علیه السلام قرار دارد دلالت بر این میکند که اساس این بقعه تغییرى نیافته و همان بقعه هارونى است.

پیر پالاندوز

مقبره یکى از عرفاى شیعه مذهب « ذَهَبیه » به نام شیخ محمد المُقتدى کارندهى ( منسوب به قریه کارده مشهد ) مشهور به پیر پالاندوز، از زمره قدیمىترین زیارتگاههاى عرفانى این شهر است. این بنا در حاشیه کوچه شور در اوایل پایین خیابان قرار داشته و پس از انقلاب اسلامى به مناسبت توسعه حریم حرم تخریب و مجدداً بازسازى شده است. بناى اولیه در زمان سلطنت پدر شاه عباس ( سلطان محمد خدابنده ) به سال 985 قمرى ساخته شده است(36). ذهبیه شاخه اى عرفانى از پیروان معروف کَرخى و نجم الدین کُبرى بوده اند که از سده هفتم قمرى به بعد شیوخى چون میر سید على همدانى، خواجه اسحاق خَتَلانى و سید عبدالله برزش آبادى پیشوایى این فرقه را بر عهده داشته اند. سید عبدالله که از اعقاب امام سجاد علیه السلام و نسل بیستم وى بوده عمده عمرش را در قریه بُرزش آباد مشهد گذرانیده و به سال 872 قمرى درگذشته و در همان روستا مدفون شده است. از زمان سید عبدالله به بعد پیروان وى خصوصاً به ذَهَبیه شهرت یافته و عمدةً روى به تشیّع نهاده اند(37). ششمین قطب سلسله ذهبیه پس از سید عبدالله برزش آبادى همین شیخ محمد کارندهى بوده است،به اعتقاد مردم مشهد، شیخ محمد با این که از اقطاب و اولیاء الله بوده از طریق پالان دوزى یا پاره دوزى امرار معاش مىکرده و داراى کراماتى بوده است، بدین سبب به گور وى احترام مىگذارند و بدان اعتقاد دارند. بعضى هم گفته اند پیش از آن که پیر پالاندوز در این محل دفن شود یکى از عرفاى مشهور توس به نام ابونصر سرّاج در اوایل سده پنجم در آن جا مدفون شده است.

قبر سبز

مقبره یکى از اعقاب و ذرارى امام سجاد علیه السلام به نام سید فخرالدین، مشهور به قبر سبز، واقع در شمال حرم حضرت رضا علیه السلام از زمره قدیمى ترین مقابر ساداتِ شهر مشهد است. مقبره اصلاً در قبرستان قدیمى غسلگاه پیشین و قتلگاه بعدى قرار داشته و پس از تسطیح قبرستان قتلگاه و تبدیل بخشى از آن به « باغ رضوان » در ضلع شمالى این باغ واقع شده است. ضمن توسعه حریم حرم حضرت رضا در سالهاى پس از انقلاب اسلامى که باغ رضوان تخریب شده، مقبره سید فخرالدین باقى مانده و بناى جدیدى بر روى آن احداث گردیده، که اکنون در حاشیه بازارچه حاج آقاجان قرار دارد و زیارتگاه عموم زائرانى است که در آن حدود سکنى یا رفت و آمد دارند. مقبره سید فخرالدین سنگ قبر سبز رنگ اصیلى ( به ابعاد تقریبى 3 متر طول، 70 سانتیمتر عرض و 40 سانتیمتر ارتفاع ) دارد که زمان درگذشت و نام و نسب وى تا حضرت سجاد علیه السلام بر روى آن حک شده است. بنابر متن سنگ قبر، نسب وى با هجده واسطه به امام زین العابدین علیه السلام مىرسد و در سال 671 قمرى درگذشته است. مقبره سید فخرالدین در زمان افشاریه به « مزار میر » هم شهرت داشته و محلى شناخته شده و محترم براى اهالى مشهد بوده است. بدین سبب علیشاه افشار ( برادر زاده و جانشین نادرشاه ) در زمان سلطنت کوتاه مدت خود ( 1160 ـ 1162 ق ) در جوار آن براى خویش مقبره اى معتبر ساخته و املاک مهمى را وقف بر نگهدارى بناى قبر خود کرده است. در وقف نامه مورخ 1161 قمرى علیشاه درباره محل قبر واقف آمده است: « مقبره رفیعه که واقع است در سر مزار میر ». گویا در زمان تألیف کتاب مطلع الشمس، اطلاعات مربوط به این مقبره با گنبد خشتى مخلوط شده و از قلم افتاده است؛ چون در معرفى فرد مدفون در گنبد خشتى که بنا بر سنگ قبر آن از نسل هجدهم امام موسى الکاظم علیه السلام است نوشته شده: نسبش با هجده واسطه به امام سجاد مىرسد! قبر سبز یا مقبره سید فخرالدین توسط یکى از افراد محلى اما زیر نظر اداره اوقاف و امور خیریه ناحیه یک مشهد اداره مىشود و زیارت و بازدید از آن همه وقت مقدور است.

گنبد سبز

گنبد سبز که نامش را از رنگِ گنبد خود گرفته، بنایى متعلق به دوره صفوى و مقبره یکى دیگر از عرفاى شیعه مذهب ذَهبیه در شهر مشهد است.

گنبد سبز اکنون در قلب شهر و مجاور ارگ سابق در خیابان آخوند خراسانى ( خاکى پیشین ) قرار دارد اما قبلاً در حاشیه جنوب غربى شهر و مجاور باره در کنار گورستانى به نام « میرهوا » ( میرهما ) واقع بوده است. این بنا داراى گنبدى فیروزه اى رنگِ متمایل به سبز، چهار ایوان و هشت ضلع مىباشد و در سالهاى اخیر توسط سازمان میراث فرهنگى مرمّت شده است. در زیر گنبد بنا کتیبه اى به خط ثلث وجود دارد که در پایان آن تاریخ 1058 قمرى نوشته شده است.

بنابراین گنبد سبز در زمان شاه عباس دوم صفوى ( 1052 ـ 1077 ق ) ساخته و یا تکمیل و تزیین شده است.

آرامگاه نادرشاه افشار

نادرشاه افشار که براى اولین بار شهر مشهد را مرکز حکومت ایران کرد، اولین مقبره خویش را در این شهر میان سالهاى 1145 ـ 1143 قمرى احداث و رقباتى را وقف آن نمود. وى پس از آن هم که در سال 1148 قمرى رسماً شاه ایران شد و بلافاصله در صدد فتح هند بر آمد، چون از سفر پر غنیمت مزبور بازگشت تصمیم گرفت مقبره دیگرى براى خویش در مشهد احداث نماید. بدین منظور اَمر کرد تا سنگهاى مرمر سیاهِ حجیم و سنگینى را از دهخوارقان آذربایجان به خراسان حمل کنند. بعضى از این سنگها که بیست تا شصت خروار وزن داشتند هزینه حمل هر مثقالشان یک و نیم مثقال نقره شد، بدان سبب سه قطعه از سنگهاى مزبور را « ایران خراب »،« عالم خراب » و « خراج عالم » نامیدند. این مقبره دوم ظاهراً در شمال « خیابان » و مقابل مقبره پیشین ساخته شد، همان جایى که اکنون مقبره نادرشاه قرار دارد. وى بالأخره در سالهاى پایانى عمر در کلات نادرى هم بناى دیگرى مناسب مقبره خانوادگى احداث کرد ( عمارت خورشید ) اما عاقبت در هیچ یک از مقابر سه گانه مزبور به خواب ابدى فرو نرفت. سرِ او پس از قتلش در سال 1160 از قوچان به هرات فرستاده شد، جسد بىسرش هم که موقتاً در یکى از مقابر ساخته وى در مشهد مدفون شد بعداً توسط آغا محمدخان قاجار به تهران منتقل گردید تا امکان اهانت به آن براى قاجارها آسان تر شود. ضریح نفیس و گرانقدر یکى از مقابر او در شهر مشهد نیز در آغاز سلطنت چهل روزه سید محمد متولى، به عنوان جانشین شاهرخ ( نوه نادر ) در سال 1163 قمرى به حرم حضرت رضا علیه السلام منتقل شد.

بدین سان نادرشاه تا مدتها در شهر مشهد داراى مقبره اى نبود تا این که قوام السلطنه در اواخر عهد قاجار ( 1296 خورشیدى ) در محل یکى از مقابر ویران شده نادرى آرامگاه جدیدى براى وى ساخت و استخوانهاى او را از تهران به مقبره مزبور حمل کردند. این بناى جدید که در محل فعلى آرامگاه وى قرار داشت مدتى بر پا بود تا این که انجمن آثار ملى ایران در سال 1335 خورشیدى درصدد بر آمد آرامگاهى مناسبِ شأن نادرشاه براى وى در همان محل مقبره ساخته قوام السلطنه احداث نماید. این کار از سال 1336 شروع شد و در سال 1342 به پایان رسید.

مقبره کنونى نادرشاه واقع در ضلع شمال غربى چهارراه شهدا ( نادرى سابق)که پس از حرم حضرت رضا علیه السلام مهمترین موضع توریستى ـ تاریخى شهر مشهد تلقى مىشود، در باغى به مساحت 14400 متر مربع ساخته شده است. مقبره شامل سکویى دوازده پله اى، محل گور، پوششى خیمه مانند بر روى قبر، سکویى مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن دیگر در پى او، یک غرفه فروش کتاب و دو تالار براى موزه است.

طراح بنا مهندس سیحون بوده و مجسمه ها را هنرمند فقید ابوالحسن صدیقى ساخته است. مصالح مقبره عمدةً از سنگهاى خشن و سخت گرانیت کوهسنگى مشهد است. بعضى از قطعات سنگ بسیار بزرگ انتخاب شده تا تداعى کننده مقبره دوم ساخته خود نادرشاه باشد. پوشش مقبره کاملاً به مانند چادر عشایرى است، که نادر در آن زاده و هم کشته شده است. پوشش دیوارهاى داخلى مقبره نیز از سنگهاى مرمر اُخرایى رنگ مراغه انتخاب شده تا قتل نادرشاه در داخل چادر را تداعى نماید. از موقوفات کرامند نادرى که از تصرف وقف خارج شده بود روستاى دهشک در مجاور شهر تابران توس احیا شده و در اختیار موقوفه نادرى قرار گرفته است که احتمالاً به زودى از محل در آمد آن به بخشى از نیّات واقف بر سر قبر وى عمل خواهد شد

[ چهاردهم آبان 1389 ] [ 16:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]

شهر جدید گلبهار در 35 کیلومتری شمال غربی مشهد در محور مشهد-قوچان واقع شده و وسعت اراضی محدوده شهری حدود 4000هکتار می باشد که این شهر از جنوب به سلسله جبال بینالود و از شمال به دامنه کوههای هزار مسجد و رودخانه کشفرود ختم میشود.

 


این شهر همچون تمامی شهرهای جدید کشور بر پایه مصوبات قانونی و برنامه ریزی و طراحی از پش اندیشیده شده و نظام مند و منطبق بر آخرین استانداردها و ارزشهای شهرسازی احداث میشود.
بر این اساس طرح جامع گلبهار برای جمعیت 200هزار نفر و قابل توسعه تا 400هزار نفر در تاریخ 7/4/72 به عنوان اولین مصوبه طرح جامع شهر های جدید به تصویب شورای عالی شهرسازی ایران رسید.که اگر بخواهیم به سابقه و علل چگونگی ایجاد شهر جدید گلبهار اشاره نمائیم می بایست به این مطالب نیز اشاره نمود.
مطالعات شهر جدید گلبهار در اجرای سیایت ایجاد مراکز اقماری اسکان جمعیت برای شهرهای بزرگ کشور از سال 1366 در دستور کار قرار گرفت.
ایجاد شهر های جدید در مدار شهرهای بزرگ به منظور کنترل توسعه پیوسته این شهرها و هدایت اسکان جمعیت در محدوده اطراف آنها (منططقه شهری)وجلوگیری از نابودی اراضی کشاورزی اطراف شهرها و اسکان بی رویه جمعیت یکی از سیاستهای مهم وزارت مسکن به شمار می اید.
بر اساس مطالعات طرح توسعه و عمران شهر و نفوذ مشهد که الگوی توسعه آن در سال69 به تصویب رسیده،جمعیت این شهر در 25 سال آینده به 5.8 میلیون نفر خواهد رسید که اسکان این جمعیت در محدوده بافت پیوسته این شهر مقدور نمی باشد.لذاپیش بینی شده است که 1.5 میلیون نفر از این جمعیت در 3 شهر اقماری در اطراف مشهد اسکان یابند.
بر این اساس مطالعات مکان یابی در 3 ناحیه در فاصله40 تا 60 کیلومتری شهر مشهد جهت استقرار شهرهای جدید تعیین شد.
ناحیه اول:محور قوچان در شمال غربی شهر مشهد
ناحیه دوم:محور مشهد به نیشابور
ناحیه سوم:محور مشهد به سرخس
که شهرجدید گلبهار به عنوان اولین شهر جدید تصویب و در محور مشهد به قوچان قرار گرفته است.

اهداف ایجاد شهر:
اهداف اصلی شهر با توجه به مطالعات پیش نیازها در قالب دو هدف زیر تعیین گردیده اند:
الف) ایجاد مرکزیتی به منظور جذب و اسکان بخشی از سرریز جمعیتی مشهد و منطقه شهری
ب) ایجاد مرکزیتی به منظور ارائه خدمات عالی و تخصصی پشتیبانی کننده در منطقه


به منظور پاسخگویی به اهداف اصلی فوق هدف های تبعی زیر تدوین گشتند:

  • ایجاد فرصت های شغلی مناسب در ارتباط با رفع نیازهای جمعیت ساکن
  • ایجاد مراکز عالی خدمات و کارگاهی تخصصی شهری
  • جلوگیری از تخریب و کمک به اعاده و بهبود نسبی اکو سیستم های طبیعی منطقه


با توجه به اهداف فوق سیمای کلان شهر جدیدگلبهار بصورت زیر ترسیم گردید:
شهری با کیفیت مناسب محیطی،متکی بر خدمات عالی آموزش و پرورش و در برگیرنده خدمات مکفی شهری دارای نقش کمک کننده به شکوفایی ،قابلیت های منطقه ای که در مجموع به صورت قمری برای شهر مشهد عمل نموده در مقابل برطرف کننده بخشی از مشکلات آن خواهد بود.

[ بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 11:26 ] [ اطلس ایران وجهان ]

منطقه حفاظت شده سالوك
 

منطقه حفاظت شده سالوك در استان خراسان بين15/37 تا 07/37 عرض شمالي و 17/57 تا 03/57 طول شرقي واقع شده است. مساحت آن 11670 هكتار مي باشد.

پوشش گياهي: ارس,‌زرشك ,‌ افدرا,‌گوجه وحشي,‌درمنه ,‌گون و كلاه ميرحسن.

پستانداران: آهو, گرگ,‌ قوچ وميش, كل وبز, پلنگ,‌كفتار, روباه ,‌خوك وحشي, شغال ,تشي, خرگوش, سمور, سنجاب زميني وگوركن .
منطقه حفاظت شده سالوك
پرندگان : كوكر,چكاوك, كبك,‌تيهو,‌باقرقره ,‌سسك و ‌جغد .

 سالوك در شمال غربي اسفراين قرار دارد و در اين منطقه دره‌هاي زيبا و ديدني زاري، جوزي و چهار برج جنگل‌هاي پراكنده مشهود است. اين منطقه زيستگاه پرندگان و حيوانات بسياري همچون آهو، قوچ، ميش است و جاذبه‌هاي گياهي مانند گلابي و آلوچه وحشي، زرشك، قره‌ميغ، ريخوك، زالزالك، نسترن وحشي، افرا كركو، گز انجير و گردو است. دره توي سالوك با طول حدود ‪ ۱۵‬كيلومتر داراي ‪ ۱۵‬چشمه دايمي به صورت نهر است كه منظره‌هاي بسيار زيبا و ديدني را بوجود آورده است.

دژ قديمي معروف به قلعه سالوك يا صعلوك از بناهاي است. اين قلعه تاريخي در شمال منطقه حفاظت شده سالوك واقع شده و در انتهاي دره زاري و بر فراز صخره‌هاي صعب‌العبور سالوك بنا شده است. وجود غارهاي مهم از جمله غار رختيان و غار پلنگ تخته ني در سالوك و غار پيش قلعه در پارك ملي و حفاظت شده ساريگل از مناطقي هستند كه گردشگران و طبيعت دوستان را به سوي خود جذب مي‌كند. منطقه حفاظت شده سالوك

غار پيش قلعه در منطقه ساريگل واقع بوده و بخاطر اينكه در ديواره صخره قرار دارد ورود به اين مكان مستلزم وسايل و تجهيزات است و بر اساس شنيده‌ها اين غار از عمق بسيار زيادي برخوردار بوده و در گذشته مردم براي پيدا كردن آثار باستاني به داخل آن مي‌رفته‌اند و اعتقاد دارند كه در اين غار آثار باستاني فراواني وجود دارد.
 
وجود چشمه‌هاي فراوان مانند چشمه سياه خانه، چشمه دره جوز، چشمه اردغان، چشمه سفيدارلي، چشمه بازي گربه، چشمه عرب و چشمه ترنو در اسفراين كه غبار خستگي را از تن رهگذران مي‌زدايد
.

 
منبع  برگرفته :سایت بیابانها وکویرهای ایران

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
رشتخوار شهري است در استان خراسان رضوي در شرق ايران. اين شهر در بخش مرکزي شهرستان رشتخوار قرار دارد و مرکز اين شهرستان است.
جمعيت اين شهردر سال 1385، برابر با 5601 نفر بوده است.
رشتخوار
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قدمگاه شهري است در استان خراسان رضوي در شرق ايران. اين شهر در بخش زبرخان شهرستان نيشابور قرار دارد.جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 3151 نفر بوده‌است.
قدمگاه
باغ قدمگاه:
اين باغ در دامنه جنوبي کوهستان «بينالود» در ميان کاسه‌اي که از پيوستن دو تپه به وجود آمده و رو به دشت نيشابور قرار گرفته‌است. باغ، از سمت جنوب توسط خياباني شمالي – جنوبي به جاده نيشابور – مشهد اتصال مي‌يابد. از نيشابور حدود 24 کيلومتر و از مشهد حدود 100 کيلومتر فاصله دارد. اين مکان، به عنوان جايگاهي مقدس از سابقه طولاني برخوردار است و منشا آن به دوران پيش از اسلام بازمي گردد. گرچه عملکرد آغازين اين مکان هنوز مشخص نشده‌است. اين باغ را زماني منسوب به شاهپور کسري سپس حضرت علي و سپس امام رضا دانسته‌اند. وجه تسميه قدمگاه، با توجه به سنگي سياه است که جاي دو پا بر روي آن نقش بسته‌است و زماني با نام قدمگاه حضرت علي و زماني امام رضا معروف گرديده‌است. مي‌گويند سال 200 ه.ق. امام رضا که از مدينه عازم مرو بوده‌اند، در اين محل توقف کردند و چون خواستند با خاک تيمم کنند، آبي جاري پديد آمد.
باغ قدمگاه، با توجه به اهميت حضور و نحوه جريان آب، مشابه ديگر باغ‌هاي ايراني است؛ ليکن وجود چشمه‌اي متبرک در منطقه مرکزي باغ که از آن نقطه جوشيده و همانجا از چشم مخفي مي‌شود تا در نقطه‌اي ناپيدا به شبکه اصلي آب جاري در باغ بپيوندد، عاملي است که آنرا از ساير باغ‌ها متمايز مي‌سازد
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان شهرستان خانوار جمعیت مرد زن
  خراسان رضوئ تايباد 31,288 143,205 71,773 71,432
  خراسان رضوئ تربت حيدريه 67,734 261,917 131,212 130,705
  خراسان رضوئ تربت جام 53,508 239,395 118,619 120,776
  خراسان رضوئ درگز 19,435 73,439 36,052 37,387
  خراسان رضوئ سبزوار 116,891 429,187 212,801 216,386
  خراسان رضوئ قوچان 45,502 179,613 88,916 90,697
  خراسان رضوئ كاشمر 39,554 146,536 72,692 73,844
  خراسان رضوئ گناباد 30,357 106,158 53,343 52,815
  خراسان رضوئ مشهد 746,648 2,848,637 1,437,073 1,411,564
  خراسان رضوئ نيشابور 118,214 441,184 219,893 221,291
  خراسان رضوئ چناران 26,937 108,533 54,602 53,931
  خراسان رضوئ خواف 23,896 108,964 54,015 54,949
  خراسان رضوئ سرخس 19,485 85,524 42,999 42,525
  خراسان رضوئ فريمان 20,925 86,428 42,793 43,635
  خراسان رضوئ بردسكن 18,229 68,392 33,698 34,694
  خراسان رضوئ رشتخوار 13,518 57,247 28,647 28,600
  خراسان رضوئ كلات 9,489 39,560 19,351 20,209
  خراسان رضوئ خليل آباد 12,298 44,993 22,396 22,597
  خراسان رضوئ مه ولات 12,268 47,068 23,660 23,408
جمع 1426176 5,515,980 2764535 2751445
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]
نهبندان 

ناحیه‌ای است‌کویری، خشک و کم آب. اهمیت این منطقه‌ پیش‌ از‌ اسلام بسیار بیش‌تر بوده است‌ چرا که این منطقه‌ در مسیر بندرعباس به خراسان قرار داشته و‌ از ‌این باب موقعیتی سوق‌الجیشی داشته است. جمعیت شهرستان نهبندان در سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375هـ. ش، 43.065 نفر بوده است. مردم نهبندان ایرانی و‌ آریایی نژادند و با گویش محلی و نزدیک به خراسانی سخن می‌گویند. لهجه آن‌ها به گویش سیستانی نیز نزدیک است و بعضی از آن‌ها به سیستانی سخن می‌گویند. همه نهبندانی ها مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. مردم نهبندان سخت‌کوش، مهربان، ساده، آزاده، پاک‌اندیش و مهمان نوازند.

مهم‌ترین هنردستی مردم این ناحیه، قالیچه بافی است. مردم منطقه با تولید‌قالیچه‌هایی با طرح‌های بلوچی، ترکمنی، و نقش های گلدانی، مددخانی و محلی، درآمد عمومی را افزایش می‌دهند و برخی از این صنایع به خارج صادر می‌شوند.

 

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:39 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان خراسان رضوي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تقسيم استان خراسان بزرگ به وجود آمده است. مرکز اين استان ( شهر مقدس مشهد ) در پهناي شمالي 36 درجه و 17 دقيقه, درازاي خاوري 59 درجه و 36 دقيقه و ارتفاع970 متري از سطح دريا واقع شده است. اين استان از سمت شمال به خراسان شمالي و تركمنستان‏, از خاور به افغانستان, از جنوب به استان خراسان جنوبي, از باختر به استان سمنان و از جنوب باختري به استان يزد محدود شده است. شهرستان هاي مشهد, تايباد, تربت جام, تربت حيدريه, رشتخوار, قائنات, خواف, فردوس, چناران, سرخس, درگز, سبزوار, فريمان, قوچان, برداسكن, خليل آباد, كاشمر, گناباد, نيشابور و كلات شهرستان هاي اين استان هستند. راه های زمينی و هوايی استان به شرح زير است : راه های زمينی در خراسان رضوي به راه های جاده ای و راه های آهن بخش می شوند

آرامگاه حكيم عمرخيام


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شانديز شهري در استان خراسان رضوي در شمال شرق ايران است.جمعيت اين شهر در سال 1385 برابر با 6,570 نفر بوده‌است.اين شهر در 37 کيلومتري شمال غربي مشهد قرار دارد. شانديز طبق مصوبه دولت و هيات وزيران در سال 1384 به عنوان اولويت اول و تنها منطقه نمونه بين‌المللي گردشگري ايران شناخته شده‌است.
شانديز
موقعيت جغرافيايي:
شهر ييلاقي شانديز از سطح دريا 1400 متر ارتفاع دارد و در طول جغرافيايي 59 درجه و 17دقيقه و عرض جغرافيايي 36 درجه و 23 دقيقه جاي گرفته‌ است.اين شهر از شمال به ميان ولايت و از جنوب به شهرستان نيشابور و از مشرق با طرقبه و از غرب با گلمکان و چناران مجاور مي‌باشد و داراي وسعتي حدود 37,825 کيلومتر مربع است.
به علت قرارگرفتن در دامنه‌هاي شمالي سلسله ارتفاعات بينالود و برخورداري از آب و هواي معتدل، آب فراوان و باغهاي وسيع و مناظر طبيعي ديدني به عنوان يکي از کانونهاي عمده مسافران و گردشگران از شهر مشهد و سراسر ايران است. اين شهر داراي پوشش گياهي انبوه و متراکمي از درختان و فضاي سبز مناسبي مي‌باشد.سراسر جنوب اين شهر ارتفاعات بينالود خراسان واقع شده که قله شيرباد در زشک شانديز نيز مرتفع‌ترين نقطه استان به شمار مي‌رود.
طبق مصوبه دولت در مهر سال 86 شهر شانديز و شهر طرقبه از بخش به طور مشترک به شهرستان طرقبه و شانديز ارتقا ء يافتند.

تاريخچه:
با توجه به شواهد اين منطقه قبل از ورود دين اسلام نيز مسکوني بوده و با توجه به اين که راه قديم مشهد به نيشابور از اين منطقه مي‌ گذشته داراي رونق فراواني بوده‌است.
به توپ بستن قلعه تاريخي شاهاندژ (شانديز) توسط حسام‌السلطنه حاکم خراسان در عهد قاجاريه يکي از مهمترين حوادث تاريخي اين شهرستان است که در کتاب روضه‌الصفاي ناصري بدان اشاره شده‌است.به توپ بستن قلعه تاريخي اين شهر به علت نافرماني مردم شانديز (شاهاندژ)از حکومت ظالم مرکزي صورت گرفته‌است.

وجه تسميه:
در کتاب مطلع‌الشمس از اعتماد السلطنه درباره وجه تسميه اين شهر گفته شده، شانديز را قبلا «شاه‌دژ» يا «شاه‌ديز» به معناي شاه‌قلعه مي‌ناميدند و در ابتدا مردم شانديز به خاطر در امان بودن از حملات راهزنان و همچنين استفاده از موقعيت منطقه‌اي در بالاي تپه‌اي مشرف به رودخانه و در قلعه شانديز مسکن داشته و از سالهاي 780 تا 800 هجري قمري به محل فعلي شهر نقل مکان کرده‌اند.روضه الصفا شانديز را شاهان دژ ناميده به معني قلعه منسوب به شاهان.
حافظ ابرو در قرن نهم در کتاب جغرافياي تاريخي خراسان از شانديز با عنوان شاندز ياد کر ده‌است وبه مرور زمان اين کلمه تغيير کر ده و به شکل امروزي (شانديز)shandizدرامده‌است.

نماد شانديز:
نماد شهر شانديز درخت چنار 2700 ساله اين شهر است که در زماني به عنوان نشان شهرداري شانديز به کار مي‌رفته‌است.

محصولات مهم و سوغات شانديز:
مهمترين محصول توليدي باغي در اين شهر گيلاس است.سوغات مهم اين شهر، صنايع دستي و به ويژه پوستين‌دوزي است.غذاي معروف شانديز، شيشليک شانديز است که از شش تکه گوشت گوسفند با روش پخت مخصوص تهيه مي‌شود و شهرت جهاني داشته و در بسياري نقاط ايران و جهان رستورانهايي با نام اين شهر زيبا وجود دارد که به عرضه غذاي لذيذ شيشليک شانديز مي‌پردازند.اکنون هشتليک نيز به آن افزوده گرديده‌است.

ديدني‌هاي شهرو مراکز تفريحي:
از مهمترين مراکز تفريحي و ديدني شهر شانديز مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:
پارک جنگلي شانديز در غرب شهر شانديز
مجموعه توريستي رفاهي تفريحي گلستان شانديز
روستاهاي سردسير و خوش اب و هوا و سرسبز ابرده و زشک از توابع شهر شانديز
مجموعه پذيرايي و توريستي پديده شانديز
مجموعه پذيرايي باغ سالار شانديز
مجموعه اقامتي (هتل)و تفريحي دشت بهشت شانديز
خيابان زيباي ابشار
پيست اسکي ابرده
پيست موتور سواري ويراني
باغات و مناظر زيباي طبيعت

آثار تاريخي:
آرامگاه شيخ حافظ ابردهي: بقعه و بنايي در غرب شهر شانديز ابتداي روستاي ابرده که متعلق به حافظ بهاء‌الدين عمر ابردهي از مهمترين شيوخ خطه توس بوده وي به سال 589 بوده‌است.
اخي علي قتلقشاه: وي که پس از شيخ عبدالله غرجستاني به عنوان خليفه و بزرگترين شيخ فرقه کبروي در ويراني مستقر بوده به روايت مو لف مجمل فصيحي در سال هشتصد در گذشته‌است اگر چه منابع اوليه محل دفن علي اخي را ذکر نکرده‌اند لکن مرحوم عبد الحميد مولوي مقبره واقع در لنگر ويراني شانديز را مدفن همين شيخ معرفي کرده‌است.
رباط تاريخي ويراني شانديز: رباط بنايي تقريبا مستطيل شکل ساخته شده و از آجر و سنگ و ملاد است اين بنا بيشتر در حاشيه مشهد –شانديز قرار دارد و 300 متر از جاده فاصله دارد و از آنجايي که ويراني بر سر راه مشهد و توس به نيشابور از طريق شانديز قرار داشته محل استراحت کاروانهاي زيارتي بوده‌است.
درخت چنار کهن شانديز: درخت چنار کهن و تاريخي شهر شانديز که هنوز هم در مرکز شهر واقع است تاريخ دور و درازي را نشان مي‌دهد. قدمت آن بيش از 1000 سال است.
سنگ نگاره‌هاي شتر سنگ درخت بيد شانديز؛ اطلاعاتي دقيقي از اين سنگ نبشته‌ها در دسترس نيست، ولي به گفته آقاي ديز آبادي سنگ نوشته‌هايي که دربين نغندر و شانديز وجود دارند داراي قدمتي 12000 ساله هستند.
بقاياي قلعه تاريخي شاهاندژ شانديز

راه‌هاي ارتباطي:
مهمترين راه ارتباطي شهر شانديز مسير آسفالته شانديز-مشهد به طول 20 کيلومتر مي‌باشد و فرعي جاده حسن آباد به جاده سنتو از طرفي و از طرف ديگر به جاده شانديز را مي‌توان نام برد. راه شانديز از طريق گراخک به گلمکان و از آنجا به چناران و از سمت جنوب شانديز نيز از طريق نغندر به شهر طرقبه و از طريق کوههاي زشک و بعد از عبور از خور به نيشابور منتهي مي‌شود.

ترکيب جمعيتي:
شانديز در آبان 1375 داراي 3643 نفر سکنه بالاي 6 سال بوده‌است.از اين تعداد 84,08 درصد باسواد بودند که شامل 35/87 درصد مرد و 62/80 درصد زن بوده‌است.در اين سال 593 نفر در مقطع ابتدايي، 392 نفر در مقطع راهنمايي، 300 نفر در مقطع متوسطه و 57 نفر در دانشگاها مشغول تحصيل بوده‌اند.
در سرشماري آبان 1385 شهر شانديز داراي 6402 نفر سکنه بوده که از اين تعداد 5149 نفر باسواد شامل 2749 نفر مرد و 2400 نفر زن بوده‌اند. همچنين 569 نفر بي‌سواد که 215 نفر مرد و 345 نفر زن بوده‌است.
مردم شانديز مسلمان و شيعه دوازده‌امامي و از نژاد آريايي بوده و به زبان پارسي صحبت مي‌کنند.

مشاهير شانديز:
مشاهير شانديز که در کتابهايي مثل "شانديز بهشت خراسان"تاليف [محمد محصل]و[روح‌الله شيخ زاده شانديز]چاپ اول مشهد مقدس در بهار87 امده‌است که از اين قرارند:
پروفسور عباس توکليان، مهندس علي اکبر رحيم زاده شانديز، دکتر مجيد افشاريان، دکتر حيدر طوسيان، مهندس محمد جودي، استاد هنرمند سيد مرتضي حسيني پور شانديزي، دکترسميراهمايي شانديز، شهريار وفايي شانديزي، آيت‌الله شمس، آيت‌الله موسوي نژاد،مداح اهل بيت حاج علي اکبر بقايي شانديز، شيخ عباس حجتي، حميد داودي شانديز،مهندس شيخ زاده، مهندس رضا گلپري شانديز، محمد رضا شهيدي فر، دکتر محمود زماني شانديز، سيد مجتبي ذاکري شانديزي، دکتر مجتبي محمدي شانديز، فاطمه شانديزي، حميد شانديزي، سيد محمد محصل، دکتر مهديزاده شانديز، مهندس علي زارعي شانديز، مصطفي علي اکبريِ شانديز، فريبا قنبري شانديز، سردار يوزباشي حسن خان شانديزي (فرمانده شانديز در عهد قاجاريه) و سيد جعفر ماهرخسار-دکتر مجيد شايگان فرد دکتر رضا حسن نژادشانديز، دکتر مهدي حسن نژادشانديز،حميد رضا بقايي شانديز، حسين غزالي

اقتصاد:
اقتصاد شهري شانديز بر پايه بيشتر باغداري، کشاورزي، گردشگري، اداري و خدماتي است. از قديم هم معيشت عمده مردم شهر شانديز باغداري وخدمات توريستي بوده و مشاغل و بخشهاي ديگر اقتصادي در آن توسعه کمتري پيدا کرده‌ است.
شهرک صنعتي طوس شانديز و مجموعه بزرگ ورزشي ثامن شانديز در شمال شرقي شهر شانديز از مهمترين مراکز صنعتي و ورزشي استان خراسان به شمار مي‌روند.

محلات و مناطق شهري:
از محلات و مناطق مهم شهري شانديز مي‌توان به پاچنار، گورگاه، خادر، ارچنگ، سرخانديز، محله، کاريز نو، پشته قلمکار - قلعه کهنه - قرقي و...اشاره کرد
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهر در گوشه شمال شرقی ایران، در مجاورت ترکمنستان(شوروی سابق)، تقریباً بین دو نصف النهار ۳۰ تا ۶۰ و ۱۵ تا ۶۱ درجه شرقی و بین دو مدار ۳۶ و ۳۶ تا ۴۰ درجه شمالی قرار گرفته است. حد طبیعی منطقه را در جنوب، رودخانه کشف رود و حد شرقی را رود تجن (از پیوستن رودخانه هریرود و کشف رود) و حدود طبیعی غربی و جنوب غربی را آخرین امتدادهای ارتفاعات کپه داغ مشخص می‌نماید.

 تاریخ


 قبل از اسلام


از دوره قبل از اسلام سرخس اطلاع درستی در دست نیست اما فردوسی در شاهنامه و در داستان«جنگ هفت گردان»از سرخس چنین یاد کرده‌است.

به نخجیرگاه رد افراسیاب زیکدست کوه ودگر رود آب
دگر سو سرخس وبیابان به پیش گله گشته بر دشت آهو و میش


همچنین در داستان آگاه شدن افراسیاب از طوس وسپاه او می‌گوید:

میان سرخس است و باورد طوس ز باورد برخاست آوای کوس


اگر همانطور که اظهار نظر کرده‌اند که فردوسی ماخذی از تاریخ ایران شرقی در اختیار داشته، و از آن تاریخ در اشعار خود استفاده می‌کرده‌است، معلوم می‌شود که نام سرخس از دیرترین ایام تاریخ ما-که هنوز مبهم است- وجود داشته‌است.

 سرخس در دوران اسلامی


چنانکه تاریخ می‌گوید یزگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی پس از شکست از اعراب برای تجدید حیات سیاسی خود به شرق ایران آمد و بالاخره به دست آسیابانی در شهر مرو کشته شد. با توجه به استیلا و اقتدار اعراب بر خراسان و دیگر توابع، در این دوره مرو، شهری آباد بود و نیشابور نیز شهری بزرگ وآبادان،سرخس در نیمه راه این دو شهر از مزایا وسهم خوبی بهره می‌برد. جغرافی‌دانان و نویسندگان قرن سوم و چهارم به طور مستقیم و غیر مستقیم درباره سرخس چنین ذکر کرده‌اند که این شهر در آن زمان آبادانی چشمگیری داشته‌است. شاید بتوان فضل بن یحیی سرخسی وزیر با تدبیر مامون عباسی را در آبادانی سرخس، در دوره حکومت عباسیان موثر دانست. یعقوبی جغرافی‌دان قرن سوم هجری در کتاب تاریخ نیشابور صفحه ۱۹ درباره سرخس چنین می‌گوید: سرخس سرزمینی باشکوه و شهر آن بزرگ و در بیابانی ریگزار واقع است و مردمی به هم‌آمیخته در آن سکونت دارند، عبدالله بن خازم سلمی در زمان خلافت عثمان آن را فتح کرد. صاحب حدود العالم در باره سرخس چنین می‌گوید: سرخس شهری است بر راه اندر و اندر میان بیابان نهاده و ایشان را یکی خشک رود(فصلی) است که‌اند میان بازار می‌گذرد و بوقت آبخیز اندرو آب رود وبس جای با کشت و برز است و مردمان قوی ترکیب‌اند و جنگی و خواسته ایشان شتر است.

دوران حکومت سلجوقیان


سلطان سنجرسلجوقی ازسال ۴۹۰ تا ۵۵۲ هجری قمری سال‌ها در مرو پایتخت داشت. توقف وی در مرو، نه تنها در آبادانی آن جا اثر کرد بلکه در نتیجه امنیت و پیشرفت دراین زمان، در شهرهای دیگر ایران مانند سرخس که همسایه غربی مرو بود نیز محسوس بود. از آثار سلجوقیان می‌توان به اثر بسیار نفیس، بنام مقبره لقمان بابا و رباط شرف که در مسیر جاده ابریشم قرارداشت، نام برد.

لقمان بابا


مقبره شیخ لقمان بابا.

مقبره شیخ لقمان که از عرفای قرن چهارم هجری و معاصر ابوسعید ابوالخیر بود، بنایی است عظیم و بسیار با شکوه، این بنا از آجر ساخته شده‌است و دارای تزئینات گچی، گچ بری، و آجرکاری ممتاز می‌باشد که پس از گذشت بیش از هشتصد سال هنوز با ابهت و صلابت خود را در کنار شهر سرخس گردن فرازی می‌کند.

رباط شرف

بنای بسیار جالب دیگری در حدود ۴۰ کیلومتری شهر سرخس و در کنار جاده ابریشم (جاده قدیم نیشابور، سرخس، مرو) قرار دارد.این بنای زیبا، رباطی (کاروانسرای) است مشهور به رباط شرف و بی شک یکی از شاهکارهای دوران سلجوقیان به حساب می‌آید. رباط دارای دو بخش مجزا و دو حیاط مستقل می‌باشد که در هر یک از آن‌ها ایوان و طاق‌های متعددی و در هر یک مسجدی با محراب برای نمازگزاران وجود دارد.

سرخس در زمان افول حکومت سلجوقیان


بعد از شکست و اسیر شدن سلطان سنجر سلجوقی به دست غزه‌های حوالی بلخ، بیابان‌نشین‌های ترکمن مانند مور و ملخ به خراسان ریختند و بلاد آباد آن که هر یک نمونه بارز عالم تمدن و از جهت عمارت و جمعیت، در آن زمان کم نظیر بود، پایمال سم اسبان این جماعت غارتگر شد. در این حادثه، سرخس خط مقدم این حوادث بود و از دستبرد غزان، مصون نماند و به وسیله این قوم غارت شد.

سرخس در قرن هفتم و هشتم


در قرن هفتم هجری، شهرهای خراسان در برابر سیل خروشان سپاهیان مغول از هم پاشیدند و به نیستی گرایید. تولی خان پس از تسرف مرو، از سرخس عازم نیشابور شد، که ظاهراً سرخس نیز از این تهاجم بی نصیب نمانده‌است. حمدالله مستوفی در نیمه اول قرن هشتم هجری، تقریباً ۱۲۰ سال پس از حمله مغول، در باب سرخس می‌گوید: سرخس از اقلیم چهارم است. دور بارویش پنج هزار گام است و قلعه‌ای محکم از خاکریز دارد و هوایش گرمسیر است.

 سرخس در دوران قاجاریه


بعد از جنگ‌های ایران و روسیه، عباس میرزا پس از برقرار کردن امنیت نسبی در شرق ایران، مامور امنیت شمال شرق کشور شد و در سال ۱۲۴۸ به سوی سرخس رفت و با پا فشاری زیاد قلعه سرخس را از ایل سالور(ترکمن) گرفت، باروی آنجا را خراب کرد و اغلب مردم آنجا را کشت.

 سرخس نو پا يا سرخس ناصری



نمای میدان ورودی جدیدالتاسیس شهر سرخس

بعد از این که برج و باروی سرخس در زمان عباس میرزا به کلی خراب شد، در زمان ناصرالدین شاه و در فاصله تقریبی نیم میل در سمت چپ رودخانه تجن-در مکان تقریبی سرخس قدیم- قلعه عظیمی به شکل کثیر الاضلاع ساختند که به قلعه ناصری موسوم گشت. قلعه برای دفاع خود در برابر ترکمن‌های ناحیه مرو دارای ۲۴ برج داشت که مجهز به وسایل استحفاظی و توپ جنگی بود. اولین اروپایی که از قلعه ناصری دیدن کرد، شخصی از کشور فرانسه به نام بلوک ویل (bloqu ville) در سال ۱۲۷۷ ه.ق بود. روسیه نیز بعد از اقدامات عباس میرزا و در زمان ناصرالدین شاه در سال ۱۳۰۱ ه.ق ،برای نفوذ خود در ترکمنستان، در محل خرابه‌های سرخس قدیم و در کنار رودخانه تجن، قلعه نظامی به نام سرخس روس بنا نهاد. اولین اروپایی که از سرخس روسیه دیدن کرده‌است، افسر فرانسوی جوانی به نام کنت دوشله(cont de cholet ) است.

سرخس در آغاز قرن ۱۴ هجری قمری


وقتی سرخس چشم به قرن حاضر گشود، شهری کوچک بود، منزوی و دورافتاده که حد شرقی آن بر اساس توافق مرزی بین ایران وروسیه به رودخانه تجن محدود می‌شد. مقارن همان ایام روس‌ها زمین‌های را که در مغرب رودخانه از سال‌های پیش در اختیار گرفته بودند به ایران واگذار کردند. قسمتی از این اراضی در نوار مرزی به جنگل جهانبانی معروف است که هم اکنون در اختیار سرخس ایران می‌باشد. در سال ۱۳۴۶ جاده‌ای به طول ۱۸۲ کیلومتر از مشهد تا سرخس کشیده شد و آسفالت آن تا سال ۱۳۵۰ مورد بهره‌برداری قرار گرفت که احداث این راه به منزله نقطه عطفی در تاریخ معاصر سرخس به شمار می‌آید. از آثار باستانی این شهر می توان از پل خاتون واقع در مرز ایران و ترکمنستان، کاروانسرا یا رباط شرف و بنای لقمان نام برد. علاوه بر این بناهای زیبا دریاچه بزنگان در نزدیکی شهر از جاذبه‌های طبیعی این منطقه است. دریاچه دوستی هم از دریاچه‌های مصنوعی است که روی رودخانه تجن و پشت سد دوستی بنا شده است. طول این دریاچه 12 کیلومتر است و مخزن بزرگ تامین آب بین دو کشور ایران و ترکمنستان است.

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/36010992.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/34392308.jpgشهرستان سرخس، با پهنه‌ای بيش از 5 هزار كيلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان، در كنار مرز ايران و جمهوری تركمنستان قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال و خاور به جمهوری تركمنستان، از باختر به شهرستان مشهد و از جنوب به شهرستان تربت جام محدود است. هوای سرخس معتدل و خشك بوده، بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها، 38 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه سرخس به 180 ميلي‌متر می رسد. رود هریرودكه در 2 كيلومتری خاور سرخس مرز مشترك ايران و تركمنستان را تشكيل داده است. شهر سرخس در دشت قرار گرفته و از بلندی مهمی برخوردار نيست. جمعيت اين شهرستان براساس آمار سال 1375 برابر با 73604 نفر است كه از اين تعداد 28547 نفر در مركز شهرستان زندگي مي‌كردند. 



ادامه مطلب
منابع- ویکی بدیا وایران تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قبل از سال 202 هجري قمري هيچگاه كسي فكر نمي‌كرد كه قرار است شهري به نام مشهد بوجود آيد اما در اين سال و پس از شهادت و دفن حضرت امام رضا(ع)محلي از توابع توس به نام سناباد كه به همين مناسبت نيز آنجا را مشهد رضا (محل شهادت) ناميدند هسته اصلي شهر مشهد كنوني پديد آمد. سلطان محمود غزنوي بقعه اي بر روي مرقد امام رضا(ع) بنا كرد.

آستان قدس رضوي

در قرن هفتم هجري كه شهر توس به دست مغولان ويران گرديد، جمعيت آن سامان رو به سوي مشهد آوردند و به تدريج بر وسعت و آباداني اين شهر افزودند. شهر مشهد كه در آغاز بقعه اي در آبادي سناباد نوقان بود، به تدريج توسعه يافت.ناحيه توس ابتدا مسكن اقوام غير آريايي بوده است.

در داستان هاي ملي ايران، بناي اصلي شهر توس را به جمشيد و تجديد بناي آن را به توس پسر نوذر كه پهلوان و سپهسالار ايران بود، نسبت مي دهند اين شهر در زمان ساسانيان وجود داشته است. قسمتي از شهر توس در زمان خلافت عثمان به دست اعراب افتاد و ضميمه سرزمين هاي قلمرو اسلام در دوره خلافت عمر شد.

از سال 421 هجري قمري سلجوقيان به تدريج در شهرهاي مهم خراسان نفوذ كردند تا آنكه ملكشاه سلجوقي در سال 465 هجري قمري توس را به عنوان تيول در اختيار خواجه نظام الملك توسي وزير كاردان خود گذاشت. در سال 548 هجري قمري قبيله غز، پس از غلبه بر سلطان سنجر سلجوقي، شهرهاي بزرگ خراسان از جمله توس را به تصرف خود در آوردند.

جدائي مناطق و شهرهاي نواحي شمالي و شرقي خراسان در طي دو قرن گذشته نه تنها همبستگي قومي و فرهنگي را كم نكرد، بلكه پس از فروپاشي اتحاد شوروي آشكارتر نيز شد و پيوندهاي فرهنگي مستحكمي ميان مردم خراسان بزرگ بوجود آورد و دلبستگي فراواني بين مردم اين نواحي ايجاد شد.

ويرانه هايي كه از توس قديم در كنار توس جديد باقي مانده است حكايت از قتل و غارت‌هاي بيشماري دارد كه بر اين شهر قديمي گذشته است. شهر توس در زمره‌ نخستين شهرهايي بود كه در معرض هجوم وحشيانه و خانمانسوز مغولان  قرار گرفت و عرصه آن لگد مال سپاهيان تولوي پسر چنگيزخان شد و مانند ديگر شهرهاي خراسان به ويرانه اي بدل شد

مشهد مقدس مزين به وجود مبارك حضرت امام رضا(ع) مهم ترين شهر مذهبي ايران است كه در تمام روزهاي سال پذيراي دوستداران اهل بيت(ع) است. وجود حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) در اين منطقه سبب توسعه و رونق اقتصادي اين شهرستان شده است. صنعت جهانگردی در مشهد از اهميت و اعتبار ويژه‌ای برخوردار است. اهميت ويژه شهر مشهد در درجه نخست به خاطر جايگاه زيارتی آن است كه به طور دايم گروه گروه مردم ايران و ديگر مسلمانان كشورهای گوناگون اسلامی را برای زيارت به سوی خود می کشاند. علاوه بر جهانگردان مسلمان، بسياری از جهانگردان غيرمسلمان نيز آرزوی بازديد اين آثار و زيارت مسلمانان را در‌اين گونه زيارتگاه ها دارند. مشهد به پاس وجود حرم مطهر ثامن الائمه(ع) و نيز به لحاظ جايگاه گردشی و فرهنگی خود، سراسر سال را با بيش ترين جمعيت می گذراند.
در مشهد توليدات هنری، نقش پر اهميتی در اقتصاد ناحيه داشته و شمار زيادی از مردم، در بخش صنايع دستی شاغل هستند. رايج ترين صنايع دستی مردم مشهد و پيرامون آن، بافت فرش، قاليچه، گليم، شعربافی، نمد مالی، پوستين دوزی، سنگ تراشی، قلم‌زنی روی سنگ، سفال‌گری، سبد و حصيربافی، فرآورده های چوبی و فلزی، نقاشی روی چرم و… است. روند بازرگانی حاكم بر اقتصاد ايران، بر پيكره بازرگانی استان خراسان، به ويژه ناحيه مشهد نيز تاثير داشته است. از گذشته های دور، بخش بزرگ توليد مشهد را فرآورده های كشاورزی و صنايع دستی به خود اختصاص می داده است. بيش‌ترين كالاهای صادراتی اين ناحيه در سطح ملی، فرآورده های كشاورزی، مانند گندم، زعفران، زرشك، كشمش، پوست دام و در مورد صنايع دستی، قالی، فيروزه تراشيده شده و پوستين بوده است.
جمعيت‌شهرستان‌مشهد،‌درسرشماری‌عمومی‌نفوس‌و‌مسكن‌سال‌1375 هـ . ش، 2.247.996 نفر بوده است، كه از اين شمار 1.137.632 نفر مرد و 1.110.364 نفر زن بوده اند. در سال‌های اخيرمهم ترين واردات استان را لوازم نيروگاه‌ها، مواد شيميايی، قند و شكر، روغن، قطعات كارخانه ها،ماشين‌آلات، اتومبيل، ورق های فلزی، دارو، لوازم برقی و پوشاك تشكيل می‌داده است.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مشخصات جغرافيايي


 

ناحيه تايباد يا همان ناحيه باخزر، در دوران پيش از تاريخ و هم چنين در دوران های گوناگون پادشاهی ايرانيان، وجود داشته زير نظر شاهان ايرانی، چون هخامنشيان و اشكانيان و پس از آن ساسانيان اداره می شده است.مردم تايباد از دير باز تاكنون سخت كوش، با فرهنگ، متدين، نيكوكار، و مهمان نواز بوده اند. مردانی بزرگ و سرشناس چون علی حسن باخزری، كه وزارت شاهان سلجوقی را داشت، شيخ المشايخ سيف الدين و … در اين ديار پرورش يافته و به مردم خدمت كرده اند. مردم تايباد از تبار آريايی و ايرانی الاصل هستند. زبان آنان فارسی با گويش محلی است. همه مردم اين شهر مسلمان و پيرو مذهب سنی و شيعه جعفری هستند. مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان قاليچه بافي و پرورش كرم ابريشم رايج است. از روزگار كهن قالي‌بافي در اين شهرستان رايج بوده است مواد اوليه قالي در اين شهرستان با پشم گوسفندان تهيه مي‌شود. هم چنين از گذشته هاي دور پرورش كرم ابريشم در اين شهرستان رايج بوده است ركن الدوله در روزگار قاجار به اين شهر سفر كرده است مي نويسد: «تايباد قلعه معتبر و آبادي است ابريشم هم جاي عمل مي آيد وخالي از امتياز نيست». برج كلات در نزديكی روستای كلات، ميان تايباد و خواف، كاروان‌سرای شاه عباسی و مسجد و آرامگاه شيخ زين الدين تايبادی مهم ترين ديدني هاي اين منطقه را تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


برج كلات در نزديكی روستای كلات، ميان تايباد و خواف، كاروان‌سرای شاه عباسی، مسجد و آرامگاه شيخ زين الدين تايبادی مهم ترين ديدني هاي اين منطقه را تشكيل مي‌دهند.  


کشاورزی و دام داری


فرآورده‌های مهم كشاورزي اين شهرستان عبارت اند از : تره بار، زيره، گندم، جو، پنبه، چغندر قند، زردآلو، انگور، توت، انار و انجير. دام‌داری نيز به گونه سنتی رواج دارد‌ولی فرآورده های آن، جنبه صادراتی نداشته و از پشم دام برای قاليچه بافی استفاده می شود.  

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


تايباد در‌گذشته «مغول‌آباد» «باخرز»، «طيبات»، «‌طايباذ»، «تائی آباد»، «تايب آباد»، «تاياباد»، «تاياباذ»، خوانده می‌شده است. نام نخستين اين شهر «مغول آباد» بوده،‌ كه مغولان در اوايل سده 7 هـ . ق هنگام ورود به اين ناحيه، آن را به نام خود خواندند. بعدها اين محل، در اثر شيوع طاعون خالی از سكنه و ويران گرديد. سال ها بعد، بار ديگر مردم در آن جا ساكن شده شهر را آباد کردند. نام «طيبات» به سبب سکونت شمار زيادی از عالمان، عارفان و مردان پاك ‌از جمله شيخ زين الدين ابوبكر - پير تيمورلنگ - در اين شهر به آن اتلاق شده است. مردم محل بر اين باورند، كه در شهر تايباد و پيرامون آن، بادی می‌وزد، كه مدت وزش آن در يك شبانه روز، (24 ساعت) دوازده ساعت است، يعنی نيمی از يك شبانه روز، كه آن (12 ساعت) را « تای» می نامند. از اين رو به اين شهر «تای‌ باد» گفته اند.
ناحيه تايباد يا همان ناحيه باخرز، در دوران پيش از تاريخ و هم چنين در دوران های گوناگون پادشاهی ايرانيان، وجود داشته زير نظر شاهان ايرانی، چون هخامنشيان و اشكانيان و پس از آن ساسانيان اداره می شده است. پس از لشكركشی مسلمانان، اين ناحيه در 31 هـ . ق، به تصرف عرب ها در آمد، و پس از آن طاهريان، صفاريان و سپس سامانيان، بر خراسان، از جمله تايباد چيره شدند. تايباد در سده 6 هـ . ق دستخوش تاخت و تاز غزان قرار گرفت، و در آغاز سده 7 هـ . ق، گرفتار حمله خانمانسوز مغول گرديد،‌ سپس تيمورلنگ، مردم اين ديار را به خاك و خون كشيد، با همه اين بلاها، ديری نپاييد كه بر ويرانه های خاك اين سرزمين بار ديگر بناها برافراشته شد و آبادانی گذشته را اندك اندك باز يافت، و در سده 13 هـ . ق، به اوج خود رسيد.
در دوران قاجاريان ناحيه باخرز (تايباد) توسط خان ها و رؤسای عشاير، به ويژه ايل هزاره، اداره می شد. در اوايل دوران پهلوی، هزاره ها بر ضد حكومت مركزی قيام كردند،‌ از اين رو در 1312 هـ . ش، زمين های محمد يوسف هزاره (صولت السلطنه) - رييس ايل هزاره - با زمين هايی در يزد و فارس جابه جا شد و به آن حدود تبعيد شدند. پس از شهريور 1320 هـ . ش و ورود متفقين به خاك ايران،‌ صولت السلطنه از فرصت استفاده كرده به خراسان بازگشت و در بهمن 1320 هـ . ش، تايباد را اشغال و سپس ديگر نقاط باخرز را گرفت. وی با فرستادن نيرو در چند روز بعد شكست خورد و به كلات نادری گريخت و در 29 اسفند 1320 هـ . ش به همراه خانواده خود تسليم شد. 


مشخصات جغرافيايي


شهرتايباد، مركز شهرستان تايباد، ‌با پهنه‌ای حدود 970 هكتار، در خاور استان خراسان رضوي، در مسير راه مشهد – اسلام قلعه واقع شده و از نظر جغرافيايی در 33 درجه و 44 دقيقه و 30 ثانيه پهنای شمالی و 60 درجه و 46 دقيقه و 15 ثانيه درازای خاوری و بلندی 180 متری از سطح دريا قرار دارد. شهرستان تايباد، با پهنه ای حدود 5084 كيلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان تربت جام، از باختر به شهرستان تربت حيدريه، از جنوب به شهرستان خواف و از خاور به افغانستان محدود است و هریرود در اين ناحيه، مرز ايران و افغانستان را مشخص می سازد. هوای شهر تايباد معتدل و خشك است و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها، 40 درجه بالای صفر و كمترين آن در زمستان ها، 9 درجه زير صفر است. ميانگين بارندگی ساليانه اين شهر، به 240 ميلي‌متر می رسد. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
1) راه تايباد – تربت جام، به درازای 62 كيلومتر.
2) راه تايباد – اسلام قلعه، به درازای 20 كيلومتر.
3) راه تايباد – سنگان، به درازای 67 كيلومتر.  

 

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]

معرفی شهر برداسکن

بَرْداَسکَن (یا برد َسْکَن) ، شهرستان و شهری در مرکز استان خراسان .

1) شهرستان برداسکن . در مغرب قسمت مرکزی خراسان واقع ، و محدود است از شمال به شهرستان سبزوار، از شمال شرقی و مشرق به شهرستان کاشمر، از جنوب به شهرستانهای فردوس و طبس و از مغرب به شهرستان شاهرود (استان سمنان ). مشتمل بر دو بخش مرکزی و اَنابُد (انابت )، و چهار دهستان و یک شهر است . بخش مرکزی شامل دهستانهای کِنار شهر و کوهپایه و بخش انابد مشتمل بر دهستانهای صحرا و دُرونه است .

کوههای بَغل باغ (بقل باغ )، پِتُوگوژ دارو و باغ دشت (بلندترین قله 483 ، 2 متر) و کمر سیاه و قلعه چوق در مشرق و شمال ، و کوههای زُوبَر (بلندترین قله 850 ، 1 متر) و چاه حیدر، و چاه نمک و چشمه زاغ در شمال ، و کوههای آغُل کفتار، دل کن ، کمر کاسه (یا کرم کَسه ) و لاخ برقشی (برغشی )، قره سیاه چو (بلندترین قله 131 ، 2 متر)، سرهنگی و سفید در جنوب ، و کوه یخاب (بلندترین قله 650 ، 1 متر) در مغرب آن قرار دارد. یک رشته کوه نیز در مرکز شهرستان با جهت شمال شرقی ـ جنوب غربی (بلندترین قله گُرتیجو یا گورتیجو 907 ، 1 متر) امتداد دارد. آبادیهای شهرستان عمدتاً در دره های این کوهها واقع شده اند که جنگلهای تُنُک دارد. برداسکن از پوشش گیاهی ، گزوتاق و بُنه و بادام کوهی و گاوزبان و کتیرا دارد. اراضی مزروعی این شهرستان با رودهای موسمی مانند: برداسکن ، بُرجک ، دهنه قلعه و چشمه ها و چاهها آبیاری می شود.

از محصولات عمدة برداسکن می توان گندم ، جو، پنبه ، چغندر قند، زیره ، انگور و انار را نام برد. در این شهرستان دامداری نیز رواج دارد، و مهمترین صنایع دستی آن قالی و قالیچه بافی است . معادن این ناحیه آهن و سرب و روی و مس و قلع و کانهای گچ و مرمر است و مهمترین معادن سرب و روی و مس و قلع آن در اراضی ده تکنار، در 28 کیلومتری ده زنگالو و 61 کیلومتری شمال غربی برداسکن ، قرار دارد و سنگ معادن آن به خارج صادر می شود. شهرستان با راههایی به کاشمر و سبزوار ارتباط دارد. در برخی از آبادیهای آن آثار قلعه های مخروبه و مناره های قدیمی دیده می شود.

از آبادیهای مهم این شهرستان می توان از: کشمر (یا:کشمار یا کشمیر) نام برد که دهی از دهستان کنار شهر برداسکن است و در دوازده کیلومتری شمال جادة خلیل آباد به برداسکن و در دامنة کوه ارسنگ ، همراه با دو آبادی دیگر قرار دارد. در این بخش ، روی قلعه ای قدیمی به نام کوشک ، بنایی ساخته شده که منار برج مانند آجری آن (برج قدیمی به ارتفاع 18 متر) به قرن هفتم تعلق دارد (مشکوتی ، ص 91ـ92؛ رزم آرا، ج 9، ص 325؛ ایران . وزارت دفاع . اداره جغرافیائی ارتش ، ج 42، ص 87ـ88؛ خسروی ، ص 113ـ114؛ گابریل ، ص 328). در آبادی کشمر سرو کهنسال و بسیار تناوری به عمر 1450 سال بود که در 232 به دستور متوکل عباسی بریده شد تا برای بنای جعفریه در سامره به بغداد برده شود و بار 300 ، 1 شتر شد (حمدالله مستوفی ، ص 143، 175؛ حکیم ، ص 373ـ374)؛ از دیگر آبادیهای مهم برداسکن می توان از فیروزآباد نام برد. فیروزآباد دهی است از دهستان کنار شهر که در چهارده کیلومتری جنوب شرقی شهر برداسکن قرار دارد. آثار قلعه ای کهن بر حاشیة آبادی دیده می شود و مناره ای آجری به ارتفاع هجده متر دارد که متعلق به قرن هفتم است . در تپة قدیمی نزدیکی آبادی آثار اشیاء عتیقه کشف شده است (رزم آرا، ج 9، ص 287؛ مشکوتی ، ص 91) در آبادیهای دیگر این شهرستان آثار چند غار، از جمله غار پیکو و سرکلاته در مشرق ده سیر از دهستان کوهپایه ، و آب معدنی در مزرعة موقت آبِ گرمو ] در ده خنجری از دهستان کوهپایه [ و قلعه های مخروبة فراوان به جا مانده است و همچنین درختان قطور و کهنسال هنوز در آبادیهای آن دیده می شود (ایران . وزارت دفاع . اداره جغرافیائی ارتش ، ج 42، ص 7، 12، 43، 62).

چندین زیارتگاه و امامزاده در این شهرستان وجود دارد که از آن جمله است : مزار خانقاه در روستای خانقاه در 24 کیلومتری شمال برداسکن ؛ مزار سید ابراهیم و بی بی حوّا در روستای محمدآباد و امامزاده سیدهاشم در قریة انابُد. (خسروی ، ص 129).

در 1316 ش طبق قانون تقسیمات کشوری ، بخش برداسکن در شهرستان کاشمر (استان نهم ) تشکیل شد. در 1355 ش ، برداسکن به شهر تبدیل شد و در فهرست سازمان تقسیمات کشوری 1374ش شهرستان برداسکن جزو شهرستانهای استان نهم در آمد.

عشایر بلوچ و طوایف خانزائی و طاهری در این شهرستان زندگی می کنند و به دامداری اشتغال دارند.

2) شهر برداسکن (مرکز شهرستان برداسکن ؛ جمعیت 138 ، 14 تن (ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی ، ص 121). در ارتفاع 985 متری ، و در 264 کیلومتری جنوب غربی مشهد واقع است . شهر سبزوار در 152 کیلومتری شمال ، کاشمر در 47 کیلومتری مغرب ، فردوس در 317 کیلومتری جنوب ، طبس در 499 کیلومتری جنوب و شاهرود در 406 کیلومتری مغرب آن قرار گرفته است . در قدیم ، بر سر یکی از راههای اصلی تجاری خراسان به دیگر نقاط ایران از طریق کویر قرار داشت . گرمترین دمای آن گاهی به 45 درجه و سردترین آن به 5 درجه سانتیگراد می رسد. بادهای شمالی و شرقی آن معتدل ولی بادهای غربی و جنوب غربیش همراه با گرد و غبار و به علت نزدیکی به کویر، گرم و سوزان است . رود برداسکن ، از سر شاخه های رودخانة شش طراز، از مشرق آن می گذرد. پیرامون شهر را باغها و مزارع احاطه کرده است .

پیشینه . از تاریخ شهر برداسکن در پیش از اسلام و حتی اوایل اسلام ، اطلاعی در دست نیست . ظاهراً نخستین بار اعتمادالسلطنه در ذکر راههای نیشابور به سایر اماکن از منزل چهارم از جاده سوم (طبس ) به نام برداسکن سخن می گوید که چهار هزار تن جمعیت داشته است و پس از عبور چهار فرسنگ از آن ، جاده دو شعبه می شد؛ یکی سوی چپ به سلطان آباد ترشیز می رفت و دیگری به سمت راست که به طبس منتهی می شد (ج 3، ص 70). ناصرالدین شاه نیز در سفر دوم خود به خراسان از قلعه دُرونه (52 کیلومتری غرب برداسکن ) که بسیار محکم است و بر سر راه شاهرود به بسطام قرار دارد نام می برد (ص 184). مک گرگر در سفرنامة خود از روستای بزرگ برناباد (یا : برنبد) (23 کیلومتری غرب برداسکن ) نام می برد

sunset

شهرستان برداسكن، با پهنه ای حدود 8000 كيلومتر مربع، در باختر خراسان، در دامنه جنوب كوه سرخ وكوه ميش قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان سبزوار، از باختر به استان سمنان، از خاور به شهرستان كاشمر و از جنوب به شهرستان طبس محدود است. مهم‌ترين كوه‌های اين شهرستان، كوه سرخ و كوه ميش هستند. در بخش باختری كوه سرخ، ستيغ آتشفشانی وجود دارد كه در دامنه آن آب گرم جاری است. رود مهمی در اين ناحيه وجود ندارد و بيش تر رودها فصلی اند و آب آن از كاريز و چاه تأمين می شود. اين شهرستان در دشت قرار دارد و آب و هوای آن به دليل وجود كوه ها و نيز قرار داشتن در كناره كوير، متغيير بوده و دارای بخش های سردسيری مرطوب و بخش های گرم و خشك است. هوای روستاهايی كه در شمال و خاور شهرستان قرار دارند معتدل و آبادی هايی كه در باختر آن قرار گرفته اند و نزديك كوير هستند، گرم و خشك است. 
جمعيت شهرستان برداسكن در سرشماری عمومی نفوس ومسكن 1375 هـ ش، 64.065 نفر بوده است. مردم اين منطقه‌آريايی‌نژاد و اصيل‌اند. فارسی‌زبان، مسلمان و پيرو مذهب شيعه‌جعفری هستند. بردسكنی‌ها، مردمی مهمان نواز، سخت كوش، متدين و ميهن دوست هستند. آداب و رسوم كهن خويش را پاس داشته و به بزرگان احترام می گذارند. فرآورده های كشاورزی‌آن، گندم، جو، ذرت، انار، انجير و … است. آرامگاه امام‌زاده سيدابراهيم، آرامگاه امام‌زاده سيدالحسينی، مزار بی بی حوا، مزار خانقاه و مزار كوشه از جمله مکان های ديدنی اين شهرستان به شمار می آيند. هنرهای دستی مردم اين منطقه، فرش بافی، گليم بافی، فرآورده های چوبی و … است.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه امام زاده سيد ابراهيم، آرامگاه امام زاده سيدالحسينی، مزار بی بی حوا، مزار خانقاه
مزار كوشه از جمله مکان‌های ديدنی اين شهرستان به شمار می آيند.  


صنايع و معادن


از صنايع و معادن ناحيه برداسكن اطلاعات مستندي در دست نيست.  


کشاورزی و دام داری


از كشاورزي و دام داري ناحيه برداسكن اطلاعات مستندي در دست نيست.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان برداسكن، با پهنه ای حدود 8000 كيلومتر مربع، در باختر خراسان، در دامنه جنوب كوه سرخ وكوه ميش قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان سبزوار، از باختر به استان سمنان، از خاور به شهرستان كاشمر و از جنوب به شهرستان طبس محدود است. مهم‌ترين كوه‌های اين شهرستان، كوه سرخ و كوه ميش هستند. در بخش باختری كوه سرخ، ستيغ آتشفشانی وجود دارد كه در دامنه آن آب گرم جاری است. رود مهمی در اين ناحيه وجود ندارد و بيش تر رودها فصلی اند و آب آن از كاريز و چاه تأمين می شود. اين شهرستان در دشت قرار دارد و آب و هوای آن به دليل وجود كوه ها و نيز قرار داشتن در كناره كوير، متغيير بوده و دارای بخش های سردسيری مرطوب و بخش های گرم و خشك است. هوای روستاهايی كه در شمال و خاور شهرستان قرار دارند معتدل و آبادی هايی كه در باختر آن قرار گرفته اند و نزديك كوير هستند، گرم و خشك است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام برداسكن در گذشته به گونه «بردشكن» نگاشته می شده است. بردسكن از دو پاره «برد» به معنی سرما و «سكن» به معنی ساكن، اسكان، آرامش، باشنده گان و اهل خانه تشكيل شده است. بنابراين شايد برداسكن يا بردسكن، سرزمينی است با زمستان های سرد و خشك، اما دارای آرامش، كه مردم در آن ساكن شده اند.
 


منابع- ویکی بدیا وایران تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
تربت جامی ها، مردمی خون گرم، مهمان نواز، متدين، سخت كوش، وطن دوست و مرز دارند. تبار آنان آريايی و زبانشان فارسی با گويش شيرين محلی تربتي است. بيش‌تر مردم اين شهر مسلمان و پيرو مذاهب شيعه جعفری و سنی هستند. شهرستان تربت جام در سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375 هـ . ش، 210.349 نفر جمعيت داشته است. صنايع دستي شهرستان تربت جام را قالي و قاليچه بافي، كرباس بافي، پلاس بافي، جوال و خورجين بافي، بافتن دستمال و چادرشب و ظروف سفالين تشكيل مي دهد. از روزگار كهن صنعت فرش بافي در اين شهرستان رواج داشته است و جنبه صادراتي دارد. دار قالي ها معمولا در خانه ها برپا مي شود و كارگاه‌هاي قالي بافي نيز در اين شهرستان به فراواني وجود دارند. قالي‌ها با طرح قالي مشهد در رنگ هاي لاكي، قرمز دانه و قهوه اي نيز به بازار عرضه مي‌شود. آرامگاه شيخ جام، پل خاتون، تپه جهانگير آباد، تپه سراب، تپه شور قلعه، تپه صدر آباد، تپه طلايی، تپه قشه توت، تپه گرماب، تپه گلارچه، تپه گنج آباد، خواجه حسام، قلعه استای، قلعه زور آباد، قلعه فيض آباد، قلعه گبری، قلعه گوش لاغر، قنقر، كاريز ديوان، گلار صارم و مسجد خواجه عزيزالله مكان هاي ديدني و تاريخي اين منطقه را تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه شيخ جام، پل خاتون، تپه جهانگير آباد، تپه سراب، تپه شور قلعه، تپه صدر آباد، تپه طلايی، تپه قشه توت، تپه گرماب، تپه گلارچه، تپه گنج آباد، خواجه حسام، قلعه استای، قلعه زور آباد، قلعه فيض آباد، قلعه گبری، قلعه گوش لاغر، قنقر، كاريز ديوان، گلار صارم و مسجد خواجه عزيزالله مكان هاي ديدني و تاريخي اين منطقه را تشكيل مي‌دهند. 

 
صنايع و معادن


به دليل فراوانی چغندر قند در اين ناحيه، يك كارخانه قند در 17 كيلومتری جنوب خاوری شهر تربت جام در مسير جاده آسفالته تربت جام – تايباد ايجاد شده كه در بهبود اقتصاد آن تاثير زيادی داشته است.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی تربت جام دارای اهميت بوده و به روش صنعتی صورت می گيرد. 75 درصد كشت، آبی است و برای آبياری زمين های زير كشت، از كاريز، رودخانه و چاه استفاده می شود. بيش ترين فرآورده های كشاورزی و باغ‌داری تربت جام كه برخی جنبه صادراتی دارند؛ عبارت اند از : گندم، جو، تره بار، چغندر قند، پنبه، زيره، بنشن، سيب، گلابی، انگور، انار و انجير. دام‌داری نيز در تربت جام رواج دارد، اما هنوز با روش سنتی انجام می شود. فرآورده‌های دامی كه صادر نيز می شوند، پشم، كرك، پوست و روده را شامل می شود.  

 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان تربت جام، با پهنه ای حدود 8362 كيلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان، در مسير راه مشهد – اسلام قلعه، از نظر جغرافيايی در 35 درجه و 14 دقيقه پهنای شمالی و 60 درجه و 38 دقيقه درازای خاوری و بلندی 928 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان سرخس، از باختر به شهرستان های مشهد، فريمان و تربت حيدريه، از جنوب به شهرستان تايباد و از خاور به افغانستان محدود است. هوای تربت جام معتدل است و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها به 40 درجه بالای صفر و كم‌ترين آن در زمستان ها به 13 درجه زير صفر می رسد. ميانگين باران ساليانه آن، حدود 254 ميلي‌متر است. تربت جام در مسير راه آسفالته مشهد – تايباد قرار گرفته و به درازای 162 كيلومتر به سوی شمال باختری به مشهد و به درازای 62 كيلومتر به سوی جنوب به شهر تايباد می‌پيوندد. دو راه شنی نيز از اين شهر به سوی شمال خاوری، به درازای 171 كيلومتر به صالح آباد و ديگری به سوی جنوب خاوری، به درازای 35 كيلومتر به قلعه حمام كشيده شده است.  

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


تربت جام از روزگار باستان تاكنون به نام های گوناگونی چون «بوزگان»، «بوزيگان»، «بوزجان»، «پوچكان»، «زام»، «سام»، «جام»، «تربت شيخ جام» و «تربت جام» خوانده شده است. شهری باستانی به نام «بوزيگان» و يا «بوزگان» از سده 3 پ. م تا سده 2 هـ . ق، در كنار شهر كنونی وجود داشته كه ظاهرا در اثر زلزله از بين رفته است. شهر كنونی از حدود سده 3 هـ . ق، ايجاد و اندك اندك گسترش يافته است. اين شهر پس از باز سازی و آبادی دوباره، «بوزجان» يا «پوچكان» ناميده شده و كرسی ناحيه جام، (به گويش شمالی قهستان «زام» يا «سام») گرديده است. شهر تربت جام نيز مانند شهر تربت حيدريه به نام شيخ بزرگی كه در آن به خاك سپرده شده سرشناس است. شيخ احمد جام، مقلب به ژنده پيل، از عارفان نامی سده 5 هـ . ق، بود و نام كنونی شهر به مناسبت تربت يا آرامگاه وی «تربت شيخ جام» و «تربت جام» ناميده شده است.
تربت جام از روزگاران كهن از جايگاه ويژه ای برخوردار بوده است. اهميت تاريخی، اجتماعی، فرهنگی و بازرگانی آن، از سده 3-4 هـ . ق، نمايان گشته، و در زمان زندگی شيخ احمد جام (44- 536 هـ . ق) يعنی سده های 5 و 6 هـ . ق، شكوفا شده است.تربت جام در سده های 7 و 8 هـ . ق، هم زمان با يورش مغول و تيمور لنگ آسيب زيادی ديد.
تربت جام در دوران صفوی به ويژه شاه عباس بزرگ، اهميت نظامی يافته و در آن، امنيت و آرامش برقرار بوده است. اما در اواخر اين دوران و در زمان شاه ساطان حسين صفوی (1105- 1135 هـ . ق) اوزبك ها و افغان ها به مرزهای خاوری ايران، از جمله ناحيه تربت جام، دست اندازی كردند. سرانجام سرداری از خاور ايران، به نام نادر قلی افشار برخاست و افغان ها را از ايران راند و خود در 1148 هـ . ق، پادشاه ايران شد. در زمان نادر شاه افشار، ايران بار ديگر توانمند شد و نه تنها مرزهای خاوری آن، از يورش اوزبك ها، افغان ها و تركمانان در امان ماند، بلكه به سال 1153 هـ . ق / 1740 م، آن سوی رود جيحون يا آمودريا و قلمرو اوزبك ها، يعنی خوارزم و بخارا هم مطيع نادر شاه و حكومت ايران شد. با درگذشت نادر شاه در سال 1160 هـ . ق، بار ديگر نا آرامی در خراسان آغاز گشت و تا اوايل سده 13 هـ . ق، ادامه يافت.
كريم خان زند، كه در شيراز بر ايران حكومت می كرد، به احترام نادر شاه افشار، خراسان را هم چنان در دست فرزندان نادرشاه باقی گذاشت. بعدها آقا محمد خان قاجار خراسان، از جمله تربت جام را، در 1210 هـ . ق گشود.
فتحعلی شاه قاجار (1212- 1250 هـ . ق) حقوق متحدان نخستين خويش، يعنی تركمانان كه برای دستيابی به حكومت ايران، به قاجاريه كمك كرده بودند، ناديده گرفت و در نتيجه سركشی تركمانان آغاز شد و در دوران ناصرالدين شاه (1264 – 1313 هـ . ق) شدت يافت و يكی از شوم ترين دوران های تاريخی را برای مردم خراسان، از جمله ناحيه تربت جام و ديگر شهرهای خراسان خاوری، پديد آورد.  

 

شهرستان تربت جام، با پهنه ای حدود 8362 كيلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان، در مسير راه مشهد – اسلام قلعه، از نظر جغرافيايی در 35 درجه و 14 دقيقه پهنای شمالی و 60 درجه و 38 دقيقه درازای خاوری و بلندی 928 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان سرخس، از باختر به شهرستان های مشهد، فريمان و تربت حيدريه، از جنوب به شهرستان تايباد و از خاور به افغانستان محدود است. هوای تربت جام معتدل است و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها به 40 درجه بالای صفر و كم‌ترين آن در زمستان ها به 13 درجه زير صفر می رسد. ميانگين باران ساليانه آن، حدود 254 ميلي‌متر است. تربت جام در مسير راه آسفالته مشهد – تايباد قرار گرفته و به درازای 162 كيلومتر به سوی شمال باختری به مشهد و به درازای 62 كيلومتر به سوی جنوب به شهر تايباد می‌پيوندد. دو راه شنی نيز از اين شهر به سوی شمال خاوری، به درازای 171 كيلومتر به صالح آباد و ديگری به سوی جنوب خاوری، به درازای 35 كيلومتر به قلعه حمام كشيده شده است.  

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان تربت‌حيدريه در مركز استان خراسان‌رضوي واقع‌شده است. اين شهرستان در سرشماری عمومی نفوس ومسكن 1375 هـ . ش، 339،240نفر بوده است. مردم‌تربت حيدريه متدين و سخت كوش بوده و از نژاد آريايی هايی هستند. آن‌ها از گذشته های دور در اين منطقه ساکن شده‌اند و به آب و خاك و شهروندان خود علاقه‌مند هستند. زبان مردم تربت حيدريه فارسی است به گويش محلی تربتي سخن می گويند.
بيش ترآن ها مسلمان و پيرو مذهب‌شيعه‌جعفری‌ هستند. مهم‌ترين‌صنايع‌دستي‌ شهرستان‌ تربت‌حيدريه ‌را‌ فرش‌بافي، پشم‌ريسي، نمدمالي، ابريشم كشي، ابريشم تابي و شعر بافي تشكيل مي‌دهد. شعربافي يا دست بافي در شهرستان تربت حيدريه رايج است. اين هنر‌ از گذشته‌هاي دور يكي از مشاغل صنعتي بوده و به گونه‌ي خانگي و كارگاهي ديده مي‌شود. كارهاي برك بافي، فرت بافي، ابريشم بافي را مي توان در اين رده به شمار آوردكه‌مهم‌ترين توليد آن‌حوله، چادرشب، بقيچه، پوشاك زنانه محلي، روميزي و رخت‌خواب پيچ است. ابريشم كشي نيز در شهرستان تربت حيدريه به ويژه در دهستان بايگ موفق بوده و پيله هاي توليدي منطقه و يا خريداري شده از گيلان و مازندران به روستاي بايگ آورده مي‌شود و در بيش‌تر خانه هاي اين روستا با استفاده از دستگاه‌هاي ابريشم كشي (چرخانه) تبديل به نخ ابريشم مي شود.اين هنر تنها در روستاي بايگ تربت حيدريه براي حدود 1200 خانواده روستايي اشتغال با درآمد كافي به وجود اورده است. پيله‌هاي خريداري شده از نقاط دور در اين روستا ابريشم كشي شده و به شهرهاي فرش‌بافي مانند: كاشان، اصفهان، نايين، كرمان … فرستاده مي‌شود. نمدمالي نيز از هنرهاي دستي پررونق استان خراسان رضوي به ويژه تربت حيدريه است نمد در اصل گونه‌اي فرش است كه از پشم تهيه مي‌شود و از رخنه رطوبت و سرما به خوبي جلوگيري مي شود. نمد در گونه‌هاي گوناگون براي مصرف‌هاي گوناگون و نقش هاي رنگارنگ آماده مي‌شود مانند: سراندازي، سرعلمي، فرليك (خليك) براي چوپان، روانداز اسب و شتر، نمد كردي، چهار عينه (چارينه).
آرامگاه‌دژتربت، آرامگاه شاه سنجان، آرامگاه شيخ ابوالقاسم كردكانی، آرامگاه قطب، بناهای اسحاق‌خان، بی‌بی حسينيه، حوض انبار (شير چهارسو)، خرابه های جيزد، رباط بی‌بی، رباط شريف، مزار بوری آباد، مسجد جامع پيشين و مسجد جامع رشتخوان از جمله مكان هاي تاريخي و ديدني شهرستان تربت حيدريه به شمار مي روند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه دژ تربت، آرامگاه شاه سنجان، آرامگاه شيخ ابوالقاسم كردكانی، آرامگاه قطب، بناهای اسحاق‌خان، بی‌بی حسينيه، حوض انبار (شير چهارسو)، خرابه های جيزد، رباط بی‌بی، رباط شريف، مزار بوری آباد، مسجد جامع پيشين و مسجد جامع رشتخوان از جمله مكان هاي تاريخي و ديدني شهرستان تربت حيدريه به شمار مي روند.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی اين منطقه دارای اهميت و رونق بوده و 35 درصد از آن به گونه صنعتی و بقيه به گونه سنتی انجام می شود. كشت بيش تر آبی بوده و برای آبياری زمين های زراعتی، از رودخانه، كاريز و چاه استفاده می شود. فرآورده های كشاورزی تربت حيدريه گندم، جو، چغندرقند، تره بار، بادام، سيب، آلو، و انگور است. هم چنين دام‌داری و پرورش گوسفند، گاو، بز، و شتر در اين شهر و پيرامون آن رايج است. پرورش كرم ابريشم نيز در برخی نقاط رواج دارد. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان تربت حيدريه، با پهنه ای حدود 23.888 كيلومتر مربع، در شمال استان خراسان رضوي،‌ از نظر جغرافيايی در 35 درجه و 16 دقيقه پهنای شمالی و 59 درجه و 14 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1370 متری از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های‌فريمان، مشهد و نيشابور، از باختر به شهرستان كاشمر، از خاور به شهرستان های تربت جام، تايباد و خواف و از جنوب به شهرستان های خواف و گناباد محدود است. آب و هوای اين شهرستان، در بخش های كوهستانی سرد و معتدل و در نواحی جنوب باختری نيمه بيابانی است. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
- راه آسفالته تربت حيدريه – مشهد، به درازای 140 كيلومتر
- راه‌ آسفالته تربت حيدريه – كاشمر به درازای 76 كيلومتر
- راه شنی تربت حيدريه – شهر نو، به درازای 115 كيلومتر
- راه شنی تربت حيدريه – صنوبر، به درازای 20 كيلومتر  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


تربت حيدريه از گذشته های دور تا كنون «زاوه»، «تربت زاوه»، «تربت»، «تربت حيدری»، «تربت حيدريه» و «تربت اسحاق خان» ناميده شده است. «زاوه» شهر و مركز دشتی است كه به تربت حيدريه سرشناس است. اين شهر تا روزگار مغول و چندی پس از آن نيز، زاوه ناميده می شده است. «زو» نام پسر تهماسب پيشدادی است که به معنی دريا و شكاف نيز آمده است. «uzava» در اوستا به معنی ياری كننده است. بر اين اساس می توان دريافت که در گذشته همانند امروز، در ناحيه زاوه، آب زيرزمينی و روی زمينی بسياری وجود داشته است. از اين رو می توان گفت‌كه واژه «زاوه» به معنی محلی آب خيز، سرزمينی پر آب و دشتی بر روی سفره بزرگ آب است.
زاوه در روزگار مقدسی (375 هـ . ق) روستايی بيش نبود. بعدها شهری زيبا در آن جا بنا نهاده شد و آن شهر را نيز، زاوه خواندند. پس از آن به دليل به خاك سپردن قطب الدين حيدر - عارف سرشناس ابتدای قرن هفتم هجری قمری و بنيان گذار فرقه حيدری - در اين محل، شهر را به نام آرامگاه او«تربت زاوه»،‌ «تربت حيدری» و «تربت حيدريه» ناميدند.
تربت حيدريه، پيش از اسلام از شهرهای معتبر ساسانی بوده و از جايگاه ويژه ای برخوردار بوده است. اين شهر در 31 هـ . ق، به دست عبدالله بن عامر گشوده شده به دست مسلمانان افتاد. پس از آن، صفاريان و سپس سامانيان بر خراسان، از جمله تربت حيدريه دست يافتند. اين شهر در زمان قطب الدين حيدر، يعنی در سده 6 و اوايل سده 7 هـ . ق گسترش يافت، اما در اثر يورش مغول به ايران و هم چنين در سده 8 هـ . ق با يورش تيمورلنگ آسيب زيادی ديد.
در اوايل دوران صفوی، خراسان از جمله تربت حيدريه، دچار فتنه اوزبكان قرار گرفت، تا اين كه در 910 هـ . ق، شاه اسماعيل به خراسان لشگر كشيد و تاخت و تاز اوزبك ها با كشته شدن شاهی بيگ پايان يافت. پس از درگذشت شاه اسماعيل در 930 هـ . ق، اوزبك ها بار ديگر نا آرامی هايی را در اين ناحيه به وجود آوردند كه سال ها به درازا كشيد. در 1007 هـ . ق، شاه عباس اوزيك ها را تا آمودريا پس نشانده امنيت و آرامش نسبی را به اين ناحيه باز گرداند. در اواخر اين دوران، اوزبك ها و افغان ها به سرزمين های خاوری ايران، از جمله ناحيه تربت حيدريه دست انداختند. نادرشاه افشار پس از به دست گرفتن حكومت ايران، اوزبك ها و افغان ها را از ايران بيرون راند.
 

تربت حيدريه، پيش از اسلام از شهرهای معتبر ساسانی بوده و از جايگاه ويژه ای برخوردار بوده است. اين شهر در 31 هـ . ق، به دست عبدالله بن عامر گشوده شده به دست مسلمانان افتاد. پس از آن، صفاريان و سپس سامانيان بر خراسان، از جمله تربت حيدريه دست يافتند. اين شهر در زمان قطب الدين حيدر، يعنی در سده 6 و اوايل سده 7 هـ . ق گسترش يافت، اما در اثر يورش مغول به ايران و هم چنين در سده 8 هـ . ق با يورش تيمورلنگ آسيب زيادی ديد.
در اوايل دوران صفوی، خراسان از جمله تربت حيدريه، دچار فتنه اوزبكان قرار گرفت، تا اين كه در 910 هـ . ق، شاه اسماعيل به خراسان لشگر كشيد و تاخت و تاز اوزبك ها با كشته شدن شاهی بيگ پايان يافت. پس از درگذشت شاه اسماعيل در 930 هـ . ق، اوزبك ها بار ديگر نا آرامی هايی را در اين ناحيه به وجود آوردند كه سال ها به درازا كشيد. در 1007 هـ . ق، شاه عباس اوزيك ها را تا آمودريا پس نشانده امنيت و آرامش نسبی را به اين ناحيه باز گرداند. در اواخر اين دوران، اوزبك ها و افغان ها به سرزمين های خاوری ايران، از جمله ناحيه تربت حيدريه دست انداختند. نادرشاه افشار پس از به دست گرفتن حكومت ايران، اوزبك ها و افغان ها را از ايران بيرون راند.

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]

چناران از شهرهای استان خراسان رضوی در فاصله ۵۰ کیلومتری شمال غربی مشهد واقع شده‌است. آب و هوای آن در تابستان گرم و در زمستان سرد می‌باشد. تنوع گونه‌های قومی ساکن در این شهرستان شامل کرد، فارس، ترک، خاوری می‌باشد. از محصولات عمده کشاورزی این شهرستان سیب، گندم، چغندر و ذرت را می‌توان نام برد. چناران به شکل جدید در دهه ۱۳۳۰ پس از ساخته شدن کارخانه قند چناران و بر گرد آن شکل گرفت. پیش از آن، ناحیه چناران بیشتر به نام رادکان شناخته می‌شد. رادکان که یکی از قریه‌های توس قدیم بوده امروزه بخشی از شهرستان چناران است.

از روستاهای چناران می‌توان گلمکان , اخلمد و قلقوچان را نام برد که با توجه به فاصله نسبتاً نزدیک تا مشهد به عنوان ییلاقات مشهد شناخته می‌شود.

میل رادکان، بازمانده از دوره سامانیان از جمله بناهای تاریخی آن است. چناران از معدود شهرستانهایی است که علی رقم نزدیکی به شهر بزرگ مشهد تاکنون در محرومیت به سر برده است . از لحاظ سیستم شبکه آب شرب شهری دارای ده هزار انشعاب آب خانگی می‌باشد .

جمعیت


براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۴۱٬۷۳۵نفر (۱۰٬۱۷۹خانوار) بوده است

 



 


http://media8.dropshots.com/photos/584192/20090202/124409.jpg


 


http://public.blu.livefilestore.com/y1pZme8fEPcYO8NHP1OUGiGOT-8rwwKa2_cCxSQZ20tPsktT8lcttK9yIvoPBIVubjhN7PnPH6x8lv_o8Tii2PPMA/43.JPGمشخصات جغرافيايي

شهرستان چناران، با پهنه ای بيش از 4هزار كيلومترمربع، در شمال خاوری استان خراسان‌رضوي قرار دارد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان چناران 107270 نفر بر آورد شده است كه از اين تعداد 32064 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌‌‌كردند. هنر فرش‌بافي در‌‌ چناران و پيرامون آن رايج است اين فرش ها با طرح‌هاي مشهد و نقش هاي افشان، لچك، ترنج، محرابي‌و خشتي عرضه مي‌شود. شهر منيجان، ‌مسجد جامع پيشين شهر و ميل رادكان از جمله مهم ترين مناطق ديدني و تاريخي شهرستان چناران به شمار مي‌آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


شهر منيجان، ‌مسجد جامع پيشين شهر و ميل رادكان از جمله مهم ترين مناطق ديدني و تارخي شهرستان چناران به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


از صنايع و معادن اين شهرستان اطلاعات مستندي در دست نيست.  


کشاورزی و دام داری


در چناران به دليل وجود رودخانه‌ي كشف رود، بارندگی زياد و زمين حاصل‌خيز، كشاورزی رواج كامل دارد. آب كشاورزی از رودخانه، چاه و كاريز تأمين می شود و مهم ترين فرآورده های كشاورزی آن را، چغندرقند، گندم، جو،‌ و تره بار تشكيل می دهند. دام‌داری نيز از كارهای مهم مردم بوده و بيش تر دركنار كشاورزی رايج است. 

 
وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام اين ناحيه در گذشته های بسيار دور «رادكان» بوده و سپس «ارداك» خوانده شده و ظاهرا از سال 1338 هـ . ش، به چناران تبديل يافته و مركز آن رادكان تعيين شده است. از آن جا كه در دوران پيش از اسلام و هم چنين سده های نخست اسلامی «رادكان» بسيار آباد و پر رونق بوده و يكی از شهرهای چهارگانه توس به شمار می رفته و مردانی جوانمرد، نيك انديش و شجاع داشته است، آن را «رادكان» به معنی جايگاه جوانمرد خوانده‌اند. واژه «ارداک» نيز دارای معانی گوناگونی چون مکان مردان بزرگ، قرارگاه سپاهيان‌و نيز نام شخصی خاص است. بنای ارداك (چناران) را به اردا، موبد اردشير بابكان، كه پارسيان او را پيامبر دانسته اند و پدرش ويراف بوده نسبت می دهند. شايد اين موبد، موكل آتشكده اين ناحيه بوده و به همين جهت به آن ارداك گفته اند.
تمامی سرزمين خراسان، از جمله ناحيه چناران در روزگار خلفای راشدين گشوده شده و پس از آن، امويان و عباسيان بر آن حكومت كرده اند. در 129 هـ . ق، ابومسلم خراسانی از شهر مرو برخاست و خراسان از جمله رادكان و چناران را گشود. سپس طاهريان، صفاريان سيستان، سامانيان، غزنويان، سلجوقيان و خوارزمشاهيان بر اين ديار حكم رانده اند. آلب ارسلان سلجوقی در سال 463 هـ . ق، فرزند خود ملكشاه را به وليعهدی خويش برگزيد و از خوارزم به رادكان آمده بزرگان، حاكمان و سرداران را در آن جا گرد آورد. وی با ساختن تختی از زر سرخ فرزند و وليعهد خويش را بر فراز آن نشانيد و فرمان داد كه بار ديگر، اميران و بزرگان با او بيعت كنند.
با چيره گی مغولان بر سراسر خراسان در سال 617 هـ . ق، سنتبای بهادر به دستور چنگيز مغول در 617 هـ . ق، از راه توس، رهسپار رادكان شد و چون از النگ رادكان (چمن رادكان) خوشش آمد، آسيبی به ساكنان آن نرسانيد؛ تنها شماری سرباز در آن جا گذاشت و رهسپار خبوشان (قوچان) شد. بر اساس منابع تاريخی، هلاكوخان مغول نيز چند گاه به رادكان و چناران آمده و در آن جا اردو زده است. از سال 641 هـ . ق، به بعد نيز حکومت های بزرگ و کوچکی چون ملك كرت در هرات، امراء سربداری (737 هـ . ق) در سبزوار، طغا تيموريان (737 هـ . ق) در جرجان، امراء جغتايی (769 هـ . ق) در بلخ، تيموريان (781 هـ . ق) و نيز اوزبك ها و صفويان بر اين سرزمين حكومت داشته اند. شاه عباس بزرگ صفوی (996- 1038 هـ . ق) برای جلوگيری از تاخت و تاز تركان و اوزبكان، کردان جنگجو را از ولايت های باختری ايران به خراسان كوچ داد و پنج ولايت كرد نشين در مرز، از استرآباد تا چناران تشكيل داد.
نادرشاه افشار‌ (1148- 1160 هـ . ق)، در روزگار فرمانروايی خود، خراسان، ‌از جمله چناران را در دست داشت و جانشينانش تا سال 1217 هـ . ق، بر اين سرزمين حكومت كردند. نادرشاه در چناران، مركزی برای پرورش اسب ايجاد كرده بود، كه از نژاد اسب عربی و ماديان خراسانی، بهترين اسب را پرورش می دادند. پس از افشاريان، تا سال 1248 هـ . ق، سرزمين پهناور خراسان به گونه ملوك الوايفی اداره می گشت و چندين طايفه از كردان، بر بخشی از آن، از جمله چناران و قوچان حكومت می كردند. ناصرالدين شاه قاجار نيز دوبار در فاصله سال های 1283 و 1300 هـ . ق به رادكان آمده و در اين زمان حاكم آن، محمد رضا خان رادكانی بوده و چناران تابع بلوك رادكان بوده است. 

 
مشخصات جغرافيايي


شهرستان چناران، با پهنه ای بيش از 4هزار كيلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان رضوي قرار دارد. اين شهرستان ازشمال به شهرستان درگز، از باختر به شهرستان قوچان، از خاور به شهرستان مشهد و از جنوب به شهرستان های نيشابور و مشهد محدود است. اين شهرستان با قرار گرفتن در ميانه دشت توس و كوه های هزار مسجد و بينالود، فاقد ناهمواری است. هوای چناران معتدل و خشك است، و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها به 37 درجه بالای صفر و كم ترين آن،‌ در زمستان ها به 15 درجه زير صفر می رسد. ميانگين بارندگی ساليانه اين شهر‌250 ميلي‌متر است. 

 


ادامه مطلب
منابع- ویکی بدیا وایران تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مشخصات جغرافيايي
شهرستان‌خواف، در خاور استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان،‌ قرار گرفته است. بر اساس سرشماري سال 1375 جمعيت اين شهرستان 92158 نفر برآورد شده است كه از اين تعداد 167989 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي كنند. بافت قالي و قاليچه از روزگار كهن در اين شهرستان رايج است. قالي‌هاي بافته شده با طرح‌هاي بلوچي و تركمني و نقش‌هاي وافي، گل كشميري و قاسم آبادي عرضه مي شوند و مازاد آن به ساير نقاط عرضه مي‌شود. خواف، در دوران پيش از اسلام، از سرزمين های پر رونق آيين زرتشتی بود. مردم اين ناحيه در سپيده دم اسلام، شهر خود را به منظور ديار امن تری ترك كرده و پس از سال ها آوارگی، سرانجام در كرانه هند به سرزمين گجرات رسيدند و در آن جا شهری را بنياد كردند، كه به يادگار سنگان خواف «سنجان» ناميده شد. خرابه های سنگان يا سنجاق، مدرسه خرگرد، مدرسه غياثيه، مسجد خرگرد در 6 كيلومتری شهر خواف، مسجد ملك زوزن بناهاي تاريخي و مكان هاي ديدني اين شهرستان را تشكيل مي دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


خرابه های سنگان يا سنجاق، مدرسه خرگرد، مدرسه غياثيه، مسجد خرگرد در 6 كيلومتری شهر خواف، مسجد ملك زوزن بناهاي تاريخي و مكان هاي ديدني اين شهرستان را تشكيل مي دهند.  

 

صنايع و معادن


از صنايع و معادن اين شهرستان اطلاعات مستندي در دست نيست. قالي و قاليچه بافي‌از روزگار كهن در اين شهرستان رايج است. قالي‌هاي بافته شده با طرح‌هاي بلوچي و تركمني و نقش‌هاي وافي، گل‌كشميري وقاسم آبادي عرضه مي شود و مازاد آن به ساير نقاط عرضه مي‌شود. 

 

کشاورزی و دام داری


كشت در اين شهرستان بيش‌تر آبی است. آب مورد نياز از كاريز، چاه،‌ رودخانه و چشمه تأمين می گردد. مهم ترين فرآورده های كشاورزی خواف، عبارت اند از: چغندر قند، پنبه، زيره، گندم، جو،‌ تره بار، انگور، انار، هلو، زردآلو، و انجير. هم چنين دامداری به صورت سنتی رواج داشته و شامل گوسفند، بز و گاو است. فرآورده های دامی به مصرف داخلی می رسد.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


خواف پيش از اين به نام های «روی»، «رود»، «رويه» و «روح» ناميده می شده است. «روی ruy» در به معنی چهره و آب بسيار و «رود» به معنی نهری، كه از جويبار های زيادی تشكيل می شود، آمده است. اما «روی ravi» به معنی ابر بسيار و آب فراوان و شيرين است. علت اين نام گذاری وجود رود های متعددی است که در پيرامون اين شهر وجود دارد. هنوز هم شهر خواف را «روی» و گه گاه «رود» نيز می گويند. بنا بر روايتی ديگر «خاف» شکل کهن کلمه «خواف» و نام ديگر به آفريد، پسر ماه فروردين است، كه از سيراوند خواف به منظور نوآوری در آيين زرتشت برخاسته بود.
خواف، در دوران پيش از اسلام، از سرزمين های پر رونق آيين زرتشتی بود. مردم اين ناحيه در سپيده دم اسلام، شهر خود را به منظور ديار امن تری ترك كرده و پس از سال ها آواره گی، سرانجام در كرانه هند به سرزمين گجرات رسيدند و در آن جا شهری را بنياد كردند، كه به يادگار سنگان خواف «سنجان» ناميده شد.
«خواف» و «زوزن» در سده های نخستين هجری قمری، از مراكز علمی پر رونق به شمار می آمده اند. قرار گرفتن اين دو شهر در جايگاه ارتباطی مهم بين حوزه های هرات، قهستان و نيشابور و در حقيقت قرار گرفتن آن ها در دل خراسان بزرگ، موجب شده بود كه خواف و پس از آن زوزن، محل داد و ستد انديشه ها باشند. خواف در دوره های بعدی، در قلمرو طاهريان، صفاريان سيستان، سامانيان، آل بويه، و… قرار گرفت و در زمان خوارزمشاهيان، ملوك زوزن برآن حكومت می كردند. ملوك زوزن نسبت به آبادانی خواف و زوزن علاقه زيادی از خود نشان داده آثاری از خويش بر جای گذارند. روزگاری نيز ملوك نيمروز و آل كرت، بر خواف حكومت كردند.
از وقايع مهم اين منطقه در دوران صفويه، می توان به لشگر کشی شاه اسماعيل صفوی به خواف در اوايل حكومت اش به منظور سركوب مراد بيگ تركمان اشاره کرد. ظاهرا خواف تا اوايل دوره شاه تهماسب صفوی، حكومت مستقلی داشته و در زمان سلطان محمد صفوی (986- 996 هـ . ق) مرشد قلی خان، به عنوان حاكم خواف تعيين می گردد.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان خواف، با بيش از 11 هزار كيلومتر مربع پهنه، در خاور استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان،‌ قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های تايباد و تربت حيدريه، از باختر به شهرستان های تربت حيدريه و گناباد، از جنوب به شهرستان قاينات و از خاور به افغانستان محدود است. آب و هوای اين شهرستان معتدل و خشك بوده و بيش ترين حرارت در تابستان ها، 42 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه اين شهرستان به 185 ميلی متر می رسد. 

 


شهرستان خواف، با بيش از 11 هزار كيلومتر مربع پهنه، در خاور استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان،‌ قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های تايباد و تربت حيدريه، از باختر به شهرستان های تربت حيدريه و گناباد، از جنوب به شهرستان قاينات و از خاور به افغانستان محدود است. آب و هوای اين شهرستان معتدل و خشك بوده و بيش ترين حرارت در تابستان ها، 42 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه اين شهرستان به 185 ميلی متر می رسد. 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]

دشهرستان درگز در شمال خاوري استان خراسان رضوي واقع شده است. آب و هوای آن در نقاط كوهستانی سرد و در نواحی پست، گرم و پوشيده از مرتع و چمن زار است. هوای درگز گرم و نيمه مرطوب است. جمعيت اين شهرستان در سرشماري سراسري 78614 نفر برآورد شده است كه 31162 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند. قدمت ناحيه درگز به پيش از اسلام مي‌رسد. در تاريخ اين ناحيه، ساخت شهري يادماني جهت يكي از پادشاهي اشكاني كه به نبردي عليه سلوكيان كشته مي‌شود ذكر شده است. موقعيت اين شهر، در دامنه كوه‌هاي درگز تخمين‌زده مي‌شود. درگز علاوه بر دلايل تاريخي مذكور به واسطه قرار گرفتن آن در درون كوهستان هزار مسجد و پوشيده بودن از مراتع ، چمن‌زار، در ادوار مختلف مورد توجه بوده است. هم‌چنين قرارگرفتن آن در مرز ايران و جمهوري تركمنستان به شهر اهميت سياسي، نظامي و سوق‌الجيشي ويژه‌اي داده است.
افشارهاي خراسان كه در انتهاي كوه‌هاي هزار مسجد بين دره گز و كلات نادري زندگي مي كنند؛ امروزه در منطقه شهرستان درگز ساكن هستند. تهيه سفره يكي از مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان و قوم افشار است. سفره در اين منطقه بر دو نوع است: يكي سفره آردي و ديگر سفره غذاخوري است. سفره آردي كه به آن سفره نان هم مي گويند سفره‌اي است نسبتا كوچك و چهارگوش به ابعاد تقريبي يك متر در يك متر، اين سفره را هنگام درست كردن خميرنان زير سيني خمير پهن مي كنند تا از ريخت و پاش آرد و خمير بر روي زمين جلوگيري شود. سفره آردي مصرف ديگري هم دارد و آن نگه‌داري نان است به اين ترتيب وقتي نان پخته شدآن را دسته كرده و در وسط سفره مي گذارند و چهارگونه سفره را هم‌چون بقچه به گرد نان مي كشند تا از خنك شدن نان و ريخت و پاش آن بروي زمين جلوگيري شود به همين علت هم هست كه به سفره آردي سفره نان هم مي گويند. سفره غذاخوري كه به آن دستار خوان هم مي گويند به مثابه ميز غذاخوري است كه در غرب به كار مي رود همان طور كه ميز غذاخوري اندازه هاي مختلفي دارد و سفره غذاخوري نيز ابعاد متفاوتي دارد.
هر دو نوع سفره در شهرستان درگز و در ميان عشاير افشار رواج دارد يك مدل از سفره از كارهاي بسيار ظريف افشارهاي اطراف كلات نادري است و با فتارش تركيبي است از پنج باف شطرنجي و پود جايگزين روي زمينه گليم بافت يك دست. قطر و اندازه اين سفره بي شباهت به برخي از سفره هاي بلوچي نيست همسايگي بلوچ‌ها و كردها و افشارهاي شمال خراسان در اين تاثيرگذاري موثر بوده است. يك مدل ديگر سفره كار افشارهاي دره گز است. اين منطقه محل سكناي كردها است از اين رو بسياري از حالات سفره هاي كردي را در اين سفره ميتوان ديد. از طرفي حاشيه هاي متعدد و باريك دو سر آن و رنگ آميزي اش بيش‌تر يادآور بافت‌هاي بلوچي است.

مکان های دیدنی و تاریخی


چشم انداز جنگلي و مرتعي شهرستان درگز و ييلاقات با صفاي آن مهم ترين مكان ديدني اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.  

 

صنايع و معادن


در مورد صنايع و معادن شهرستان درگز اطلاعات مستندي در دست نيست.  


کشاورزی و دام داری


درگز و پيرامون آن، دارای كشاورزی و دام‌پروری خوبی است. فرآورده های كشاورزی آن گندم، جو، پنبه، كنجد، ميوه های گوناگون، و حبوبات است. درگزچون در درون كوهستان هزار مسجد قرار گرفته و پوشيده از مرتع و چمن زار است، يكی از مراكز مهم دام‌داری و دام‌پروری خراسان رضوي به شمار می رود. پرورش دام، شامل گوسفند، بز، گاو، گاوميش، شتر، اسب و الاغ و هم چنين پرورش و نگاه‌داری طيور به روش سنتی و صنعتی در اين منطقه رايج است.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان درگز، با پهنه ای حدود 3.924 كيلومتر مربع در شمال استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و تركمنستان،‌ از نظر جغرافيايی در 37 درجه و 26 دقيقه پهنای شمالی و 59 درجه و 7 دقيقه درازای خاوری و بلندی 450 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال و خاور به جمهوری تركمنستان، از باختر به شهرستان قوچان، از جنوب به شهرستان های چناران، قوچان و مشهد محدود است. آب و هوای آن در نقاط كوهستانی سرد و در نواحی پست، گرم و پوشيده از مرتع و چمن زار است. هوای درگز گرم و نيمه مرطوب است. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 38 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 2 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه درگز، 350 ميلي‌متر گزارش شده است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


ناحيه درگز از دوران پيش از اسلام تا كنون «دارا گرد»، «دارا گرذ»، «نيسايا»، «آپاوارتاكن»، «باورود»، «ابيورد»، «اتك»، «نسايا»، «نسا»، «درون»، «خاوران»، «دريجز»، ناميده می شده است. درباره نام‌گذاری اين شهر و شهرستان، تاكنون داوری های گوناگونی داده شده است. شماری گفته اند چون در اين ناحيه بيشه و درخت گز زيادی وجود داشته، به «دره گز» سرشناس شده است، كه اين نامگذاری درست نيست. داوری درست تر، از سده 3 پ.م، يعنی زمان اشكانيان است. پس از آن كه اشكانيان عليه سلوكيان برخاستند، اشك اول (ارشاك) در ضمن نبرد كشته شد، ولی برادرش تيرداد به پيروزی رسيد و شهری به نام «داراگر» در پارتيای اصلی بنياد گذارد. سبب اين نام گذاری کشته شدن «دارا» - آخرين پادشاه هخامنشی - در اين ناحيه است. اين شهر پايتخت حکومت پارت بوده و محل دقيق تر آن در دامنه كوه های درگز می باشد. درگز محل تولد نادرشاه افشار است و در روزگار وی بسيار آباد بوده است. پس از او تكه و تركمان، به انتقام مبارزات كوبنده نادری، آن را با خاك يكسان می كنند. از روزگاران قاجاريان درگز جايگزين «نسا» و «ابيورد»، شده و تا اوايل حكومت پهلوی اول، «محمد آباد» و «درجز» به كار برده می شد، ولی اندك اندك واژه پارسی آن، يعنی درگز رايج گرديد.
درگز به دليل همسايه گی با مرز ايران و جمهوری تركمنستان، از اهميت سياسی، نظامی و استراتژيك ويژه ای برخوردار است. از آن جا كه شهر و ناحيه درگز در گذشته بخشی از شهرستان قوچان بوده، می توان گفت، كه اين شهر از لحاظ تاريخی، سياسی و تا اندازه ای اجتماعی و اقتصادی بستگی زيادی با شهر قوچان دارد. ابوسعيد ابوالخير، عارف سرشناس ايرانی در مهنه يا ميهنه، در نزديكی درگز به دنيا آمده ا
رگز یا دره گز یکی از شهرهای استان
خراسان رضوی در شمال شرقی ایران است. درگز که تا تهران ۱۱۵۰ و تا مشهد ۲۵۵ کیلومتر فاصله دارد از شمال به مرز ایران و ترکمنستان از مشرق و جنوب شرقی به مشهد از جنوب به چناران و از مغرب به قوچان محدود و مختصات آن ۳۷ درجه و ۳۶ دقیقه عرض شمالی و ۵۹ درجه و ۶ دقیقه طول شرقی است. از اماکن دیدنی این شهر می‌توان به آب گرم الله‌اکبر و پارک ملی تندوره اشاره کرد. شهر درگز ، شهري با سابقه درخشان تاريخي ، شهري كه قبلاً به نام ابيورد معروف بوده و در تاريخ فكر و تمدن اسلامي به تعدادي از انديشمندان و بزرگان برخورد مي كنيم كه عنوان ابيوردي را با خود داشته اند . شهري كه خاوران نام داشته و از مناطق باستاني پارتهاي قديم در خراسان بوده ،در ۳ كيلومتري همين شهر آثار و بقايايي موجود است كه به پنج هزار سال قبل از ميلاد مي رسد ، يعني سابقه شهرنشيني و مدني درشهر درگز به حدو د هفت هزار سال پيش مي رسد ، يعني درگز وارث يك تمدن هفت هزار ساله مي باشد . » شهر و ناحيه درگز از دوران پيش از اسلام تاكنون داراگرد ، نسيايا ، آپاوارتاكن ، باورد ، ابيورد ، اتك ،نسايا ، نسا ، درون ، خاوران و دريجز ناميده مي شده است . ناحيه درگز در گذشته يكي از نقاط مهم باستاني پارت و خراسان بود كه به موجب قرارداد ننگين آخال ۱۲۶۱ هـ . ش / ۱۸۸۲ م ، كنارة آباد و تاريخي آن ، از تجن تا نزديكي عشق آباد ، از ايران جدا شده و جزء تركمنستان گرديد .

درباره نامگذاري اين شهرستان ، تا كنون داوري هاي گوناگوني داده شده است . شماري گفته اند چون در اين ناحيه بيشه و درخت گز زيادي وجود داشته ، به « دره گز » سرشناس شده است ، كه اين نامگذاري درست نيست . داوري درست تر ،‌ از سده ۳ پ . م ، يعني زمان اشكانيان است . پس از آن كه اشكانيان عليه سلوكيان برخاستند ، اشك اول ( ارشاك ) در ضمن نبرد كشته شد ، ولي برادرش تيرداد به پيروزي رسيد و شهري به نام داراگرد ،‌ در پارتياي اصلي بنياد گذارد . آپاوارتاكن ، كه بعضي آن را پارتياي اصلي و شماري پارتياي ويژه نوشته اند، به ناحيه شمال پارت گفته مي شود. پيرنيا بر پايه نوشته هاي تاريخ و جغرافي نگاران پيشين ، پارت اصلي را كوهستان و دشت كردان در خراسان و اتك و به بيان ديگر بين بيابان مشهد و كوير خوارزم دانسته است .

بنابراين نواحي درگز ، بجنورد ،‌ اسفراين ،‌ قوچان ، شيروان و كلات در قلمرو پارت اصلي قرار داشته است . ايزيدورخاراكسي كه در سده ۳ پ . م مي زيست ،‌ محل شهر دارا را در شمال پارت تعيين كرده و به آن « آپاوارتانن » گفته اند . ژوستن ( سده ۲ پ . م ) محل اين شهر را در دامنه كوه زاپاتنن و پلين ،‌ دانشمند رومي ( سده ۱ پ . م ) در دامنه كوه آپاوارتن دانسته اند . ژوستن ،‌آپاروارتن ، كوه ابيورد كه در گذشته باورت / بااورت و سپس باورد مي گفتند ، دانسته است .

دايرة المعارف اسلامي ،‌ ابيورد را سرزمين نياكان اشكاني و محل شهر دارا را در آن جا تعيين كرده است . بنابراين بايستي شهر « دارا » در دامنه كوههاي درگز قرار داشته باشد .از آن جا كه به گفته پلوتارك و تائيدهارولد لمب ، نويسنده كتاب قدم به قدم با اسكندر ، دارا ، آخرين پادشاه هخامنشي در اين ناحيه كشته شده است ، اشكانيان نام پايتخت نخستين خود را « داراگرد » نهاده اند . « گرد » در روزگار كهن ،‌ به معناي شهر بوده ، واژگان سياوش گرد ،‌ پيروزگرد ، بروگرد ( بروجرد ) ، بيژن گرد ، خسروگرد و… بيانگر نام سازنده و شهر است و داراگرد يعني شهر دارا نيز روي همين معنا پديد آمده است . در روزگار ساسانيان تغييرات زيادي در حد و حدود شهرهاي اين منطقه صورت مي گيرد و ابيورد كه شامل منطقه وسيعي بوده و تا دامنه كوههاي درگز گسترده بوده است ، مركزيت پيدا مي كند .

حاكم ابيورد را « بهمنه » مي ناميدند كه به صلح تسليم مسلمانان شد . پس از تسلط اعراب اين سرزمين يكي از پايگاههاي مهم مسلمانان قرار گرفت . بعضي از محققان اين چنين اظهار نظر كرده اند كه در قلعه داراگرد كه در زمان ساسانيان مركز روحانيون زرتشتي و داراي ضرابخانه بوده است ،‌ در اواخر قرن اول هجري قمري سكه ضرب شده است . حدود منطقه ابيورد در اين زمان از سرخس تا نسا گسترده بوده است . اين سرزمين كه در انتهاي دشت قراقوم بر سر راه قبايل مختلف مهاجم دشتهاي داخلي آسيا در ابتداي اولين خطه جلگه هاي حاصلخيز خراسان قرار گرفته است ،‌ بنابر موقعيت طبيعي و نظامي از دير باز محل كشمكشها و زد و خوردهاي اقوام مختلف بوده است . با سقوط سامانيان دفاع ولايات شمالي ايران در برابر حملات چادر نشين ها به سستي گرائيد و هجوم صحرا نشينان آسياي مركزي به خراسان فزوني گرفت .

به روزگار سلطان محمود غزنوي تركمانان ( غزان ) به منطقه نسا و ابيورد و درگز هجوم آوردند و در اين شهرها سكني گزيدند و تركي شدن اين نواحي آغاز گرديد . محققان محلي دوران سلجوقيان و اوايل خوارزمشاهيان را دوره شكوفايي خاوران ( ابيورد را از قرن ۴ به بعد خاوران مي گفتند ) ناميده اند ، شيخ محمد شهرستاني ،‌ انوري ابيوردي ، اسعد مهنه يي و … از اين سرزمين برخاستند . به همت اينان خاوران يكي از مراكز علمي شد . به روزگار چنگيز ، پسرش « تولي » ابيورد را تصرف كرد و به نهب و تاراج اهالي پرداخت و آن شهر زيبا را كه در آن عالمي از عمارات موج مي زد با خاك يكسان نمود و اكثر مردم را از دم تيغ گذراند . البته ابيورد در نهضتهاي شيعه كه در اواخر دوران بني اميه در سراسر خراسان صورت گرفته بود سهمي بزرگ داشته است و نيز در قيامهاي عليه حكام عباسي در قرن سوم هجري شركت جستند . در زمان خلافت هارون ۱۸۵ ق . شخصي به نام ابوالخسيب بر ضد عباسيان و عامل آنان در خراسان قيام كرد و بر ابيورد تسلط پيدا كرد . اين شهر با اين همه عظمت و زرگي پس از هجوم مغولان و بعد از او تيمور ورونق خود را از دست داد و از اواخر قرن هشتم كه شهرها و آباديهاي اين منطقه مورد تجاوز و اشغال ازبكان قرار گرفت دوران قدرت آن شروع گرديد .

در اوايل عصر افشاري ساختن مسجد بزرگي در مولود آباد ( زادگاه نادر ) و برخي ساختمانها در شهر نشاني از گسترش و رونق درگز مي باشد ،‌ ولي ويراني هايي كه ناشي از تهاجمات اقوام همسايه بود ،‌ همراه با عدم توجه حكومت مركزي وخصوصاً جدايي قسمت آباد و تاريخي آن ( با ۹ هزار خانوار جمعيت و ۲۴ شهرك و روستا ) كه نام ابيورد را نيز با خود دارد ،‌ توانائي هاي اين شهر را به فراموشي سپرد . اكنون اندك آثار به جا مانده در شهر درگز مربوط به حاشيه باز يكي از دامنه كوههاي هزار مسجد ( درگز فعلي ) مي باشد . در حاليكه آثار تاريخي بي نظيري از دوره اشكانيان و دوران اسلامي در آن سوي مرزها قرارگرفته است .



جاذبه های گردشگری و تاریخی درگز:

محوطه باستانی بندیان

تپه خاخيان

تپه صاحبجان

تپه غازان بيك

نوروز تپه

تپه يوخار قلعه

یارم تپه

پلكان نادري

امامزاده محمد ديباج

بقعه ابوالمعجن

قدمگاه

زيارتگاه سيد قاضي سلطان

بقعه علامه شهرستانی

امامزاده سيد يوسف

زيارتگاه علي بلاغ

آرامگاه صيد علي خان درگزي

غار قزلق

غار شادمينه(شادمهنه)

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/35861024.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/37193119.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/36001686.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/36916337.jpg

مشخصات جغرافيايي


شهرستان درگز، با پهنه ای حدود 3.924 كيلومتر مربع در شمال استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و تركمنستان،‌ از نظر جغرافيايی در 37 درجه و 26 دقيقه پهنای شمالی و 59 درجه و 7 دقيقه درازای خاوری و بلندی 450 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال و خاور به جمهوری تركمنستان، از باختر به شهرستان قوچان، از جنوب به شهرستان های چناران، قوچان و مشهد محدود است. آب و هوای آن در نقاط كوهستانی سرد و در نواحی پست، گرم و پوشيده از مرتع و چمن زار است. هوای درگز گرم و نيمه مرطوب است. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 38 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 2 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه درگز، 350 ميلي‌متر گزارش شده است. 


ادامه مطلب
منابع- ویکی بدیا وایران تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 

یکی از جاذبه‌های گردشگری و آثار تاریخی سیاحتی خراسان بندفریمان است که فریمان را به قطب گردشگری شرق خراسان مبدل ساخته‌است. سد (بند)در ۱۰ کیلومتری غرب شهر فریمان واقع است و بنای اولیه آن به عصر مغول و به روایتی به دوران صفوی برمی گردد. این سد یک بار در زمان عین الدوله مرمت و سپس در زمان پهلوی اول واخیراً هم ارتفاع آن افزایش یافته‌است. این سددستخوش حوادث طبیعی زیادی بوده‌است گویا سطح اولیه بستر آن آجرفرش بوده که براثر رسوب و گل ولای زیادی پوشیده‌است ارتفاع کنونی این سد ۲۰ متر است و دارای پشت بندهای آجری بسیاری مستحکمی است

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کاخْک مرکز بخش کاخک شهرستان گناباد در استان خراسان رضوي است. جمعيت آن براساس آمار سرشماري سال 85 برابر با 4015 نفر بوده است. اين شهر در دامنه رشته کوه براکوه قرار داشته و زيارتگاه برادر امام رضا حضرت امام زاده سلطان محمد عابد (ع)در دامنه تپه مشرف به اين شهر ،همچنين مزار علمدار در پانصد متري امام زاده قرار دارد.
اين شهر که خانه‌هاي آن همگي گلي و آجر خام بودند در زلزله سال 1347 به کلي ويران و حدود پنج هزار نفر كشته شد. ولي مجدداً بازسازي و باقي ماندگان زلزله در خانه‌هاي سازماني اسکان يافتند.
در نزديکي کاخک و در دامنه براکوه دهستان زيبد قرار دارد که داراي 14 روستاي کوهستاني و خوش آب و هوا است که همگي از طريق جاده آسفالته و کوهستاني کاخک به سنو ، با هم در ارتباط هستند. بلندترين قله زنجيره کوه معروف به براکوه، تيرماه نام دارد زيرا که تا تير ماه پوشيده از برف مي‌ماندكاخك
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان خراسان رضوي

استان خراسان رضوي با مساحتي بالغ بر 127432 كيلومتر مربع از شمال به جمهوري‌ تركمنستان، از شمال غربي به استان خراسان شمالي از شرق به كشور افغانستان، از جنوب به استان سيستان و بلوچستان و از غرب و شمال غربي به استان يزد، اصفهان، سمنان و گلستان محدود مي‌باشد.

بر اساس آخرين تقسيمات كشوري اين استان به مركزيت مشهد داراي 19 شهرستان، 64 نقطه شهري، 62 بخش و 158 دهستان و 3767 آبادي داراي سكنه مي‌باشد.

استان خراسان رضوي

شهر مشهد

طوس

چنان‌كه مي‌دانيم، خراسان قديم در عرف و اصطلاح نويسندگان كتب مسالك و ممالك و كيهان شناخت (جغرافيا) به چهار بخش تقسيم مي‌شد و هر بخشي را ربعي مي‌گفتند و هر ربع را به نام يكي از چهار شهر بزرگ كه در زمانهاي مختلف، كرسي آن ربع يا كرسي تمام ايالت خراسان بود، مي‌خواندند. چهار شهر بزرگ خراسان قديم نيشابور، هرات، بلخ و مرو بود.

تقسيم خراسان به ربع‌ها كار جغرافي‌نويسان عرب است. شهرستان توس را توس، پسر نوذر كه 900 سال سپهبد بود، بنا كرد پس از آن سپهبدي از توس به زرير و از زرير به بستور و از بستور به كرزم رسيد. شهر مشهد، يعني مشهد حضرت علي بن موسي الرضا (ع) در سمت خاور نيشابور است و سلسله جبالي كه سرچشمه اكثر آب‌هاي نيشابور است مشهد را از نيشابور جدا مي‌سازد


[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهر سبزوار

در دوره‌هاي اسلامي، ولايت بيهق داراي دو شهر سبزوار و خسروگرد بود. شهر سبزوار در حمله مغول به كلي ويران شد،  ليكن به تدريج آباد گرديد. حوادث تاريخي بيشماري در اين شهر اتفاق افتاده است. ازجمله در سال 737 هـ. ق اين شهر پناهگاه و پايتخت سلسله سربداران شد.  شهر سبزوار به دارالمؤمنين نيز معروف بوده است. پس از حمله مغول،  اين شهر مجدداُ در زمان شاه عباس، توسط ازبك‌ها ويران گشت و مردم آن قتل عام شدند.  پس از اين واقعه اين شهر كم كم رو به آباداني گذاشت. دوره صفويان براي اين شهر،  شروع مرمت و بازسازي تاريخ گذشته بود.

آرامگاه حاجي ملاهادي سبزواري

مراكز ديدني

  • مناره خسروگرد
  • گنبد سبزوار
  • آرامگاه حاجي ملاهادي سبزواري
  • آرامگاه پيراستير
  • آرامگاه پيرمراد
  • آرامگاه مولاناحسين كاشفي
  • مدرسه فصيحيه سبزوار
  • مدرسه كهنه سبزوار
  • مدرسه فخريه سبزوار
  • مدرسه شريعتمدار
  • مسجدجامع روستاي چشم
  • مسجد پامنار
  • امامزاده شعيب
  • بقعه بيلدارباشي
  • بقعه شيدناصربن محمد
  • امامزاده بي بي خاتون
  • امامزاده سيدعلي اكبر
  • امامراده سيدحسين
  • امامزاده سيدحسين وسيداسماعيل
  • امامزاده هفت معصوم
  • امامزاده يحيي
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آرامگاه فردوسی
این بنای تاریخی در شهرک تاریخی توس و در 25 کیلومتری غرب مشهد واقع و از جمله مراکز دیدنی و تاریخی مشهور است .
صاحب آرامگاه ، حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر حماسه سرای بزرگ فارسی است که در سال 329 ق. در روستای پاژ از آبادی های تابران متولد شده است . و در مدت سی سال شاهنامه را که یکی از شاهکارهای ادبی و حماسی جهان به شمار می رود به نظم آورده است . تاریخ وفات حکیم ابوالقاسم فردوسی را سال 411 ق. نوشته اند و او را در همان آبادی و در باغی که متعلق به خود او بود به خاک سپردند . در عهد قاجاریه بنایی آجری برفراز مقبرة او احداث شد که تا سال 1305 ق. برجا بود . در سال 1313 ش. بنای دیگری ساخته شد که تا سال 1344 ش. وجود داشت و سپس بنای کنونی ساخته شد . کار ساخت این بنا در سال 1347 ش. خاتمه یافت .
درمجموعة تاریخی – فرهنگی فردوسی ، علاوه بر ساختمان آرامگاه یک موزه و کتابخانه نیز وجود دارد . در موزة آرامگاه آثار ارزنده ای از خطاطان و شاعران ایرانی و نمونه هایی از صنایع دستی و یادگارهای هنری و تابلوهای سنگی زیبا در معرض نمایش است .
این مجموعة تاریخی – فرهنگی با بلواری زیبا و جدیدالاحداث به مشهد متصل می شود و به دلیل اهمیت تاریخی و جاذبه های سیاحتی ، یکی از مراکز مهم جذب گردشگران است و تحت نظر سازمان میراث فرهنگی خراسان نگهداری و اداره می شود .

هارونیه
این بنای قدیمی در ابتدای شهرک تاریخی توس و در حاشیة بلواری که به آرامگاه فردوسی منتهی می شود قرار دارد و عنوان یک اثر تاریخی همواره در معرض بازدید و مطالعة باستان شناسان و پژوهشگران است . دربارة تاریخ ساخت هارونیه نظرات مختلفی ابراز شده و قدمت آن را بعضی به حدود قرن هشتم و هفتم هجری قمری و حتی برخی به قبل از آن رسانده اند .
هارونیه مرتفع ترین ساختمان قدیمی موجود در شهرک تاریخی توس است که از آجر و ماسه و ملاط و گچ ساخته شده است و تزئینات آن منحصر به مقرنس ها و کاربندی های گچی در داخل و قاب ها و چین و شکن های رویة بیرونی است . ورودی اصلی بنا در قسمت جنوبی و دو مدخل دیگر در قسمت شرقی و غربی ساختمان است. در مرکز بنا صحن مربع شکلی است که با گنبدی دوپوشه به ارتفاع 7/24 متر مزین است . بنای هارونیه در سال های اخیر مرمت و اطراف آن فضاسازی شده و به عنوان یکی از مراکز دیدنی – تاریخی مشهد مورد بازدید زائران و مسافران است
ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
رودآب شهري است در استان خراسان رضوي در شرق ايران. اين شهر در بخش رودآب شهرستان سبزوار قرار دارد.
شهر رودآب در جنوب باختري شهر سبزوار واقع شده و جاده آسفالته‌اي از سبزوار به آن مي‌رسد.
جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 3740 نفر بوده‌است.

در قديم:
در لغتنامه دهخدا به نقل از فرهنگ جغرافيايي ايران جلد 9 در مورد اين آبادي آمده‌است: قصبه قلعه نو رودآب مرکز دهستان فروغن بخش ششتمد شهرستان سبزوار، واقع در 32 هزار گزي باختر ششتمد و 6 هزار گزي جنوب کال شور. اين ده در جلگه واقع و گرمسير است. سکنه آن 802 تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، زيره، و شغل اهالي زراعت است. راه ارابه‌رو دارد. در دهستان فروغن آبادي‌اي به‌نام فروغن وجود ندارد بل‌که نام بلوکي است که مرکز آن قصبه نورود آب است و دبستان دارد.

اقتصاد:
در منطقه پروند در حوالي رودآب کارخانه سيماني به نام کارخانه سيمان لار قرار دارد. فاصله اين کارخانه از شهر سبزوار ?70?کيلومتر است.

 منبع: مرجع شهرهای ایران

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
فردوس يكي از شهرستان‌هاي استان خراسان رضوي است كه در بخش مركزي استان واقع شده و مركز آن شهر فردوس است. شهرستان فردوس از طرف شمال به شهرستان گناباد و كوير نمك، از طرف خاور به دهستان نيميلوك و دهستان پساكوه از شهرستان قائن، از جنوب به بخش خوسف و دشت لوت و از باختر به شهرستان طبس و كوير نمك محدود است . در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان فردوس 86625 نفر برآورد شده از اين تعداد جمعيت 21874 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند.
مهم‌ترين صنايع دستي شهرستان فردوس؛‌قالي‌و قاليچه بافي است كه از روزگار كهن در اين منطقه رايج بوده است. بافت قالي و قاليچه در اين منطقه داراي اهميت نسبي بوده و توليدات آن جزو اقلام صادراتي شهرستان فردوس محسوب مي‌شود. قالي‌هاي بافته شده با طرح محلي و بلوچ و نقش‌هاي ترنج و قنديلي عرضه مي شوند. فرش بافي در شهرستان طبس پيشينه تاريخي دارد و از گذشته هاي دور يكي از منابع اصلي درآمد مردم بوده است بافتن قالي به گونه سنتي و قاليچه هاي دو متري با دارهاي خوابيده است. بعضي از گونه هاي قالي اين منطقه را قاليچه هاي محلي و سنتي دومتري، سنتي مشهور به خود رنگ، نقشه‌خشتي و نقشه‌نايين تشكيل مي‌دهد. امام‌زاده در گوشه باختری ميدان بازار شهر فردوس، حوض سيدی، مدرسه حبيبيه، مدرسه شيخ، مدرسه عليا، مسجد جامع و مسجد كوشك در خاور شهر و كنار دروازه قاين برخي از مهم ترين ديدني هاي شهرستان فردوس را تشكيل مي دهند
ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قوچان در جلگه باتلاقي كه رود اترك از آن‌جا بر مي خيزد و به سمت باختر جاري شده و سپس به طرف خاور بازمي‌گردد و رود مشهد از آن‌جا سرچشمه مي گيرد؛ واقع شده است. در بين مردم قوچان، به ويژه آبادی های پيرامون آن، آداب و رسوم ويژه ای بازمانده، كه بيان‌گر تفاهم و به هم پيوسته‌گی آنان و ميراثی کهن از اصالت ملی و زبان و رسم و عادت های مردم آن است. مردم قوچان از نژاد آريايی‌هايی هستند كه پيش از اسلام، در شمال خراسان رضوي زندگی می كرده‌اند و زبان آنان فارسی باستان و بعدها فارسی دری بوده است. اين مردمان در دگرگونی های تاريخی، دست خوش آميزش با نژادهای ديگری چون تركان‌غز، سلجوقی و مغول شده‌اند. از اوايل سده 11 هـ . ق مهاجرت كردان باختر ايران به شمال خراسان آغاز شد. با اين حال قوچانی ها تا كنون اصالت نژادی، به ويژه زبان خود را هم چنان نگاه‌داشته و به فارسی سخن می گويند. همه مردم قوچان مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری هستند. جمعيت شهرستان قوچان‌در سرشماری عمومی نفوس ومسكن سال 1375 هـ . ش، 236.875 نفر بوده است. مهم ترين صنايع دستی مردم قوچان، عبارت‌اند: پوستين دوزی، نمد مالی، گليم بافی، دوختن چاروق (گونه‌ای كفش)، ساغری، گيوه و كفش، كمخت، فرش، قاليچه بافی، جاجيم بافی، عرقچين دوزی، جوراب بافی، دستكش پشمی، كيسه حمام، گونه ای لباس مردانه از برك (پشم نرم بز و گوسفند) كه در اصطلاح محلی چوخه نام دارد، پيراهن آلاجه (آله جه دوزی)، و صادرات قوچان شامل صنايع دستی نامبرده و فرآورده های دامی چون ‌روده، پشم، كرك، موی بز، كره، روغن، پنير، پوست گاو، گوسفند، بز و گوساله است.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه بابا حسن در روستای خسرويه، آستانه شهر كهنه، امام زاده اسماعيل بن موسی بن جعفر(ع) در آبادی جرتوده، امام زاده جعفر در3 كيلومتری شهر قوچان، امام زاده حسين اصغر در سر ولايت، امام زاده حسين بن حسن مجتبی در نوروزی، امام زاده علی بن موسی در آبادی شرف، تپه چيلغانی در قوچان، تپه زوباران درقوچان، تپه‌فتح‌آباد در 5 كيلومتری باختر قوچان، تپه نادری (مرواريد تپه) در شمال باختری شهر قوچان، تپه يام در شمال فاروج، قلعه تپه در 15 كيلومتری شهر قوچان و مدرسه عوضيه يا مسجد جامع برخي از مكان هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان را تشكيل مي دهند.  


صنايع و معادن


از صنايع ماشيني و معادن شهرستان قوچان اطلاعات مستندي در دست نيست. مهم ترين صنايع دستی مردم قوچان، عبارت‌اند : پوستين دوزی، نمد مالی، گليم بافی، دوختن چاروق (گونه ای كفش)، ساغری، گيوه و كفش، كمخت، فرش، قاليچه بافی، جاجيم بافی، عرقچين دوزی، جوراب بافی، دستكش پشمی، كيسه حمام، گونه ای لباس مردانه از برك (پشم نرم بز و گوسفند) كه در اصطلاح محلی چوخه نام دارد.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی قوچان از گذشته پر رونق بوده، به طوری كه آن را خميرخانه يا انبار خراسان رضوي می ناميده اند. در قوچان، غلات به طور آبی و ديمی كشت می شود. ساير فرآورده های كشاورزی آن عبارتند از : چغندرقند، آفتابگردان، لوبيا روغنی (سويا)، سيب زمينی، پياز، سبزيجات، ميوه هاي جاليزي، گياهان علوفه‌ای، حبوبات، باغ های انگوری و سيب درختی. گله داری و دام‌پروری نيز از كارهای مهم توليدی مردم قوچان است. كره، ماست، روغن و پنير قوچان بسيار معروف و مرغوب است. هم چنين مرغ‌داری و پرورش طيور به روش سنتی و صنعتی رواج دارد.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان قوچان، با پهنه ای حدود 6868 كيلومتر مربع، در شمال استان خراسان رضوي، از نظر جغرافيايی در 37 درجه و 7 دقيقه پهنای شمالی و 38 درجه و 30 دقيقه درازای خاوری قرار دارد. اين شهرستان از شمال به جمهوری تركمنستان، از باختر به شهرستان های شيروان و اسفراين، از خاور به شهرستان های درگز و چناران و از جنوب به شهرستان های نيشابور، چناران و سبزوار محدود است. هوای قوچان معتدل و نيمه مرطوب بوده و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها ‌35 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. ميانگين بارندگی ساليانه قوچان،‌410 ميلي‌متر گزارش شده است. راه های مهم قوچان، عبارت‌اند از :
1- راه قوچان – مشهد، به درازای 130 كيلومتر
2- راه قوچان – سبزوار، به درازای 163 كيلومتر
3- راه قوچان – بجنورد، به درازای 120 كيلومتر
4- راه قوچان – درگز، به درازای 120 كيلومتر
5- راه قوچان – باجگيران، به درازای 84 كيلومتر 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


بر پايه آثار تاريخی در حدود 250 پ. م، از قوچان به نام های «آساآك»، «آشاك» و «آرسكا» ياد شده است. آساآك (آساك) جزو ناحيه دهستان خراسان بوده، كه در روزگار باستان «پارت» خوانده می شده است. پژوهشگران بانی آن را اشك اول و محل آن را قوچان امروزی دانسته اند. قوچان از اوايل دوره اسلامی تا اوايل چيره گی مغول، به نام های «استوا» (استو)، «خوجان» و «خبوشان» ناميده می شد. شاه عباس بزرگ صفوی (996-1038 هـ . ق) برای جلوگيری از تاخت و تاز ازبكان به خاور ايران، گروه هايی از ايلات باختر ايران از جمله ايل زعفرانلو را به قوچان كوچ داد. در سفری كه نادر شاه افشار به سمرقند و بخارا كرد، چندين صفحه قرآنی را كه به خط غياث الدين بايسنقر نگاشته شده است و در آرامگاه تيمورلنگ جای داشت، به قوچان آورد. بعدها به دستور ناصرالدين شاه قاجار، دو برگ از آن، به موزه تهران منتقل شد. شهر قوچان چندين بار در سال های 1267 هـ . ق (1851 م)، ‌1278 هـ . ق (1861 م)، 1312 هـ . ق (1894 م)، ‌در اثر زلزله آسيب ديده ويران شد. در 1313 هـ . ق (1895 م)، شهر كنونی به كمك محمد ناصر خان شعاع الدوله - رئيس ايل زعفرانلو - توسط مهندسان روسی، در 12 كيلومتری شهر كهنه بنا شد. 

 

رودخانهٔ اَترک ،  قوچان | Atrak River, Quchan

رودخانهٔ اَترک ، قوچان

قوچان
قوچان
 قوچان
قوچان
قوچان

قوچان مرکز شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی واقع است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۹۶٬۹۵۳ نفر بوده‌است [۱]. شهر مرکزی قوچان در ۱۰ کیلومتری قوچان قدیم (شهر عتیق) واقع شده و فاصله آن تا مشهد حدود ۱۳۰ کیلومتر و تا باجگیران (مرز ایران و ترکمنستان) ۸۴ کیلومتر است و تا مرز کشور ترکمنستان (عشق آباد) ۱۱۸ کیلومتر می‌باشد. نام این شهر در گذشته خَبوشان بوده‌است. قوچان دارای گذشته‌ای طولانی می‌باشد و در فدیم آن را اساک نیز می‌خواندند. پیشینه تاریخی آنچه از تاریخ کهن نمایان است منطقه فعلی قوچان است که توسط پارسیان حالت شهری یافته‌است. نام دو هزار سال قبل آن آساآک یا آرسکا بوده و در طی دورانهای تاریخی مقر تمدن خبوشان نامیده می‌شد که در حال حاضر از آن به نام قوچان قدیم یاد می‌شود.[۳]. مردم قوچان از تبار آریایی هستند و بومیان آن به زبان فارسی سخن می‌گویند.[۴] در طول تاریخ مهاجران کرد کرمانج و ترک‌زبان نیز به این منطقه وارد شده‌اند. مردم مرکز شهر قوچان و شهر عتیق (شهر کهنه) و روستاهای برسلان سه گنبد و داغیان و گزل آباد، مایوان و استاد و … هم اکنون به زبان فارسی تکلم می‌کنند. زبان‌های کردی کرمانجی و ترکی نیز در مناطق دیگر رایج است.[۵][۶] از مردم کرد ایل‌های زعفرانلو، پیچرانلو و میلانلو در آن‌جا حضور دارند. بر اساس اسناد تاریخی ۱۳۰۰، محبوبیت کلنل محمدتقی پسیان در بین اهالی خراسان و خیانت سردار معزز حاکم بجنورد که پیشتر قول همکاری به کلنل محمدتقی پسیان داده بود، کردهای قوچانی را به شورش واداشت. و سرنجام منجر به قتل کلنل گردید[۷]. جغرافیا قوچان منطقه‌ای کوهستانی است. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۳۱۷ متر است. دارای آب و هوای کوستانی با زمستانهای سرد می‌باشد. از بلند ترین ارتفاعات ان کوه سر اخر واقع در روستای قره شاهوردی می‌باشد مشاهیر کلیم‌الله توحدی عباسقلی رنجبر قربان سلیمانی یوسف کلاهدوز عزیزالله عطاردی منبع : http://fa.wikipedia.org رودخانهٔ اَترک ، قوچان

شهرستان قوچان، با پهنه ای حدود 6868 كيلومتر مربع، در شمال استان خراسان رضوي، از نظر جغرافيايی در 37 درجه و 7 دقيقه پهنای شمالی و 38 درجه و 30 دقيقه درازای خاوری قرار دارد. اين شهرستان از شمال به جمهوری تركمنستان، از باختر به شهرستان های شيروان و اسفراين، از خاور به شهرستان های درگز و چناران و از جنوب به شهرستان های نيشابور، چناران و سبزوار محدود است. هوای قوچان معتدل و نيمه مرطوب بوده و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها ‌35 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. ميانگين بارندگی ساليانه قوچان،‌410 ميلي‌متر گزارش شده است. راه های مهم قوچان، عبارت‌اند از :
1- راه قوچان – مشهد، به درازای 130 كيلومتر
2- راه قوچان – سبزوار، به درازای 163 كيلومتر
3- راه قوچان – بجنورد، به درازای 120 كيلومتر
4- راه قوچان – درگز، به درازای 120 كيلومتر
5- راه قوچان – باجگيران، به درازای 84 كيلومتر 



ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
نيشابور، بزرگ‌ترين مركز دانش اسلامی و گاهواره ارجمند‌ترين سخنوران و دانشمندان ايران بوده‌ و پس‌از بلخ، مرو و هرات، چهارمين شهر خراسان باستانی به‌شمار رفته است. مهم‌ترين صنايع دستی مردم نيشابور قالی بافی، فيروزه تراشی، سفال سازی، سبد بافی، و…. است. بيش تر مردم نيشابور از نژاد پيشين ايرانی و از تيره های پارسی هستند كه در گذشته های بسيار دور در اين سرزمين مستقر شده اند. نيشابوری ها به زبان فارسی و لهجه محلی نيشابوری سخن می گويند. دانشمندان علم و ادبی، چون خيام و عطار نيشابوری، بر اين خاك باليده اند. مردم نيشابور مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری هستند. شماری از پيروان اسماعيليه در روستاهای نيشابور، به ويژه ديزباد سكونت دارند. نيشابوری ها مردمی متدين، زحمت كش و پاك انديش اند. سعی دارند از اخلاق ناپسند، كينه و دشمنی به دور باشند و به آب و خاك و مردم سرزمين خود علاقه‌مندند. نيشابور زادگاه گروهی از دانشوران و مردان نام‌دار تاريخ ايران از دوره های بسيار كهن است. در مكان كنوني نيشابور شهري به نام «ريوند» نام وجود داشته است كه در نبردي سهمگين ميان ايرانيان و تورانيان در زمان هخامنشيان و اشكانيان با خاك يكسان مي‌شود و شهرستان نيشابور توسط شاپور پسراردشير بنا مي‌شود.پس از اسلام ، شهر نيشابور ، به عنوان تاي ايراني بغداد در برابر آن آراسته مي شود. ايرانيان چند هزار سال پيش از پيدايي يونان در شهرسازي خود به رديف ديوارهاي راست و كوچه و توالي خانه ها در امتداد معين دست يافتند كه باز خيلي زودتر از غربيان، آنان‌را به ساختن شهرهاي شطرنجي راهنمايي كرده است. همه ايرانيان باتازيان جغرافي نويس نيز اين را يادآور شده‌اند كه صورت شطرنجي نشاپود پديده‌اي ايراني است، اما برخي از پيروان يونان اين را نيز پديده اي يوناني مي‌دانند كه اسكندر با خويش به ايران آورد كه استناد علمي ندارد.
صنايع دستي شهرستان نيشابور، مشتمل بر فرش بافي، پارچه بافي، فيروزه تراشي ،سفال سازي و سبد بافي است. از روزگاران كهن فرش بافي در استان خراسان به ويژه نيشابور رايج بوده است. بافت فرش به 2 گونه است بافت فارسي و بافت تركي. نقشه هايي كه در اين شهرستان رايج است لچك ترنج ساده، افشان شاه عباسي، لچك ترنج پر، بته جقه اي، گل فرسنگ، اردبيلي، يا شيخ صفي،اسليمي، درختي و نكارگاه، پشتي بافي نيز بين قالي بافان رايج است.فيروزه تراش يا شناخت گونه هاي فيروزه از هنرهاي مهم و باارزش در شهرستان نيشابور است. تراش فيروزه به گونه‌هاي پيكاني، مسطح از جمله تراش‌هايي‌است‌كه علاقه‌مندان زيادي دارد. بازار مصرف اين هنر علاوه بر درون استان و شهرستان نيشابور از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است.در برخي نقاط اين شهرستان كارگاه‌هاي پارچه بافي سنتي كه به تهيه كرباس، چادرشب، و ملحفه مشغول هستند. كرباس هاي سفيد و ظريف بافته مي‌شود كه علاوه بر پيراهن و زير شلواري در تهيه سفره، شمد، حوله، قطيفه نيز از آن استفاده مي كنند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه خيام در شمال امام زاده محمد محروق، بارگاه امام‌زاده محمد محروق (محمد بن زيد بن علی ين حسين)، مسجد جامع‌نيشابور، آرامگاه فريدالدين عطار نيشابوري، آرامگاه كمال الملك نقاش يا محمد غفاری، بقعه قدمگاه در راه نيشابور – مشهد و كاروان‌سرای صفوی برخي از مكان هاي تاريخي و ديدني اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند. 

 
صنايع و معادن


كارخانه‌های‌قند، پنبه‌پاك‌كنی و كولر سازی نيشابور دارای اهميت است. نيشابور دارای معادن نمك، فيروزه، تالك، كائولن و سنگ آهك است و فيروزه تراشي يكي از مهم‌ترين صنايع اين شهرستان به شمار مي‌آيد. 


کشاورزی و دام داری


اقتصاد اين شهرستان برپايه‌كشاورزی، دام‌پروری و صنايع استوار است. مهم ترين فرآورده های آن گندم، جو، ذرت، پنبه، باقلا، عدس، لپه، ماش، نخود، صيفی‌جات، ميوه های گوناگون و فرآورده های دامی است. پرورش دام در اين ناحيه به گونه سنتی و صنعتی رواج دارد عمده ترين دام هايی كه در نيشابور پرورش داده می شود، شامل گوسفند، بز، گاو،‌ گاوميش، شتر،‌ اسب و استر است. پرورش مرغ به روش سنتی و صنعتی در نيشابور معمول بوده و از جايگاه خوبی برخوردار است. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان نيشابور، با پهنه ای حدود 9308 كيلومتر مربع، در شمال خراسان رضوي،از نظر جغرافيايی در 36 درجه و 12 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 48 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1193 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های چناران و قوچان، از باختر به شهرستان سبزوار، از خاور به شهرستان های مشهد و چناران و از جنوب به شهرستان های تربت حيدريه و كاشمر محدود است. آب و هوا در دامنه ها معتدل و در نواحی پست، اندك‌اندك بر گرما و خشكی هوا افزوده می شود. شهرستان نيشابور پوشش گياهی گوناگونی را داراست. در بخش كوه‌پايه ای، گياهانی مانند ريواس، كمای و دانه شور و در بخش دشتی تاغ، گز و جنگل های دست ساز برای تثبيت شن های روان وجود دارد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان نيشابور 412904 نفر برآورد شده كه از اين تعداد 158847 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام اين شهر در اوستا «رئونت» آمده و به معنی دارنده شكوه و جلال است. اين واژه در گذر زمان و دگرگونی زبان اوستايی به پهلوی به «رای‌اومند» تبديل شد. در نبشته های پهلوی، اين واژه به عنوان صفتی برای خداوند آمده است و در سر آغاز بيش تر نامه های پهلوی به چشم می خورد. از اين رو می توان دريافت كه آن شهر باستانی تا چه پايه نزد ايرانيان ارجمند بوده است، كه با چنين صفتی از آن ياد می كنند. هم اكنون نيز بخش باختری نيشابور تا مرز سبزوار «ريوند» نام دارد و در دوران اسلامی نيز بزرگانی از آن برخاسته اند، كه در آثار اسلامی، از آن ياد شده است. اين نام، در شاهنامه به گونه «ريونيز»‌ به عنوان محلی که در يكی از نبردهای ميان ايرانيان و تورانيان ويران گشته، آمده است. بر اساس متن کهن «نامه شهرستان های ايران» اين شهر در زمان شاپور اردشير ساسانی دوباره ساخته شده است. در اين نامه از نيشابور به نام «نيوشاپوهر» ياد شده است. از سويی در همين دوره پارتيان ساکن خراسان، که از چيره گی اردشير خشنود نبودند، با ماندن نام پسر اردشير بر شهرستان هم رای نبوده و بدين روی صفت «ابرشهر» (به معنی شهر برين) را بر آن نهادند و در پاره ای از نبشته های پهلوی، اين نام به گونه «اپر شتر» آمده است. اين نام به گونه ای همان نام پيشين را، كه به معنی «دارنده شكوه بود» به ياد می آورد. در نوشته های پس از اسلام نيز پيش از آن كه نام «نيشابور» آيد، «ابر شهر» آمده و برخی از نويسنده گان اين زمان نيز در معنی آن بلندی زمين را دليل دانسته اند.
نيشابور در روزگار پادشاهی يزدگرد دوم (438- 457 م) از لحاظ اهميت در شمار شهرهايی چون مرو و سمرقند در دروه های بعدی بوده است. پيدا شدن سكه های ساسانی در ويرانه های گوناگون نيشابور، خود نشان دهنده اهميت اين شهر در آن دوران است. نيشابور در سال 31 هـ . ق، در روزگار عثمان گشوده شد. شش سال بعد، در زمان خلافت حضرت علی(ع) گروهی از ايرانيان زرتشتی نيشابور شورش كردند، ولی اين مخالفت زود گذر و ناپايدار بود.
نخستين امير ايرانی كه در نيشابور پس از اسلام تخت نهاد، ابومسلم مروزی سپهبد جوانمرد ايرانی بود، كه در سال 131 هـ . ق، به ياری سپاه خراسان بنی اميه را پس از يك سده ستم، از پهنه زمين بزدود. پس از او سنباد گبر نيشابوری به خونخواهی ابومسلم، از نيشابور برخاست و چند سال با سپاهيان بنی عباس جنگيد و سال ها (تا 138 هـ . ق) خاور ايران را از دستبرد عباسيان ايمن داشت.
طاهريان از سال 206 هـ . ق، نام مامون را از خطبه های نماز انداختند و نيشابور را پايتخت خود كردند. يعقوب ليث صفاری در سال 259 هـ . ق، بازمانده طاهريان را در نيشابور شكست داد و چندی نيز در نيشابور زيست. پس از شكست عمروليث از امير اسماعيل سامانی در سال 287 هـ . ق، بخارا پايتخت خراسان شد و همواره از سوی ايشان اميری بر نيشابور فرمان می راند.
سلجوقيان هر از گاهی نيشابور را پايتخت خود قرار داده اند. در اين بين آلب ارسلان، ملكشاه و سنجر بيش تر در اين شهر به سر برده اند. در هجوم غزنويان به سال 549 هـ . ق، به علت پايداری مردم که به فرمان پيشوای مذهبی خويش امام محمد يحيی عمل کردند، شهر را به آتش كشيدند، كتابخانه ها را چپاول كردند و كتاب ها را سوزاندند. در حمله مغول (618 هـ . ق)، به فرمان تولی – پسر چنگيز – به علت کشته شدن داماد چنگيز به تير نيشابوريان، مردم و حتی سگ و گربه های شهر را كشتند. پس از يورش تولی خان و با خاك يكسان شدن شادياخ، شهر جديد نيشابور، در شمال شادياخ و شايد در روی ويرانه های نيشابور پيشين پی افكنده شد. 59 سال بعد شهر جديد نيز در زلزله ای که خرابی هايش از خرابی های لشگريان چنگيزی كمتر نبود به طور تمام ويران گشت. در 695 هـ . ق، با ورود غازان خان به خاك خراسان، فصل نوينی در پيشينه اين شهر آغاز شد. اين بار باز در همان محل يا پيرامون ويرانه های نيشابور باستانی، شهر جديدی بنياد نهاده شد، كه می توان آن را نيشابور جديد نام نهاد. در اواخر حكومت ايلخانان مغول در ايران، نيشابور جزو قلمرو سربداران سبزواری شد و در سال 782 هـ . ق نظر به اين كه خواجه علی مويد، آخرين فرمانروای سربداران، اطاعت تيمور لنگ را گردن نهاد، نيشابور از خرابی های تيمور رهايی يافت.
با پيشرفت روز افزون مشهد از لحاظ مهمترين شهر زيارتی شيعيان در دوران صفوی، نه تنها نيشابور كمتر مورد توجه بود، بلكه همانند هرات و مشهد در خطر يورش اوزبكان و تركمانان و سرانجام افغانان بود. نخستين يورش افغان ها در پايان پادشاهی شاه سلطان حسين، سبب خرابی استحكامات و پاره ای از ساختمان های نيشابور شد. در 1160 هـ . ق، به دنبال كشته شدن نادر شاه افشار، يكی از سردارانش به نام احمد خان ابدالی، كه بعدها به احمد شاه درانی سرشناس شد، پس از چند بار نبرد، نيشابور را گرفت و خرابی های بسيار به بار آورد. وی عباسقلی خان بيات را به حكومت آن جا منصوب گردانيد، عباسقلی خان در نيشابور با دلسوزی و مردم نوازی گروهی از رنجبران و كشاورزان فراری شهر را تشويق به بازگشت كرد و به ساختن ديوار شهر و بازسازی پاره ای از خرابی ها همت گماشت. با اين حال نيشابور اهميت پيشين خود را پيدا نكرد تا آن كه در سده 13 هـ . ق، به دست قاجاريان افتاد. 

 

مشخصات جغرافيايي
                                       آب و هوا ی نیشابور
نمودار آب و هوا برای نيشـابور
ژ ف م آ م ژ ژ آ س اُ ن د
27
10
-3
16
16
1
11
22
5
1
29
10
1
33
15
1
34
18
3
32
16
26
27
12
49
21
8
52
14
2
36
9
-3

این شهر را از شاهپور اول دانسته‌اند و آن را یکی از چهار شهر بزرگ خراسان قدیم شمرده اند. در دوره یزدگرد دوم (۴۳۸ - ۴۵۷ م.) نیشابور مدتی محل اقامت او بوده‌است. در دوره آخر حکومت ساسانیان ظاهراً نیشابور اهمیت اولین را از دست داده‌است، زیرا نام آن شهر به ندرت دیده می‌شود. مسلمانان در حکومت عثمان بن عفان (۲۶-۳۵ ه'.ق.) به صلح بدانجا درآمدند. در دوره طاهریان و سامانیان نیشابور از نو موقعیت دیرین خود را به دست آورد. در اواخر حکومت مسعودغزنوی که سلجوقیان به مشرق ایران هجوم آوردند طغرل این شهر را مقر خود ساخت. در دوره حکومت سنجر نیشابور مورد هجوم غزان واقع شد (۵۴۸ ه'.ق). یاقوت نویسدغزان هر که را در این شهر یافتند کشتند و مال او راگرفتند و شهر را آتش زدند. سپس یکی از غلامان سنجر به نام موید به نیشابور درآمد و مدرم را در یکی از محلات آن که شادیاخ نام داشت سکونت داد و شهر را آبادان کرد و باروئی بر گرد آن برآورد. اندک اندک نیشابور آبادان می‌شد که دیگر بار با هجوم مغولان (۶۱۸ ه'.ق.)ویران گردید. یاقوت که خود معاصر با مغولان بوده‌است چنین آرد: در حمله مغول مردمی که از شهرهای خراسان گریخته بودند در نیشابور گرد آمدند و این شهر را برای سکونت خود استوار ساختند. مغولان شهر را محاصره کردند. یکی از مردم نیشابور تیری افکند و داماد چنگیزخان را بکشت. چنگیزخان خود عازم تسخیر نیشابور شد و این شهر را بگرفت و مغولان هر موجود زنده که یافتند بکشتند و شهر را با خاک یکسان کردند. درباره جمعیت نیشابور در این عهد سخن را به مبالغت کشانده‌اند چنانکه عده‌ای مردم شهر را دوهزارهزار نوشته‌اند که پیداست براساسی نیست ولی هرگاه شمار مردم مقیم آن را در عصر پس از غزان با مردمی که از شهرهای مختلف خراسان بدانجا گریخته بودند در نظر گیریم عددی بزرگ خواهد شد. پس از حمله مغول دیگر هیچ گاه نیشابور نتوانست مقام گذشته خود را به دست آورد. گذشته از قبر خیام و شیخ عطار که در نزدیکی این شهر واقع است، بنای امامزاده محروق را باید نام برد. این بنا از آثار قرن هشتم هجری است و گنبدی عالی و کاشی کاری‌های بسیار زیبا دارد.

موقعیت جغرافیایی نیشابور


موقعیت امروزین . نیشابور یکی از شهرهای مهم استان چهارم ایران است و محدود است از طرف شمال به کوه بینالود، از غرب به شهرستان سبزوار، از شرق به بخش فریمان از شهرستان مشهد و بخش کدکن از شهرستان تربت حیدریه و از جنوب به شهرستان کاشمر.


جمعیت نیشابور


جمعیت این شهر بنا بر سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ برابر ۲۰۵٬۹۷۲ نفر بوده‌است که پس از شهرهای مشهد و سبزوار، سومین شهر پرجمعیت استان خراسان رضوی به شمار می‌آید. ( سی و پنجمین شهر پرجمعیت ایران).[۳]

گویش نیشابور


به این مقاله های مراجعه کنید: گویش نیشابوری یا لهجه نیشابوری

گویش این شهر گویشی منحصر بفرد و خاص است.در این گویش کلمات اصیل فارسی به وفور دیده می‌شود.

جستجو در ویکی‌واژه معنای واژهٔ «نیشابور» را در ویکی‌واژه ببینید.
جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به نیشابور در ویکی‌گفتاورد موجود است.

نشریات نیشابور


در این زمینه موقعیت این شهرستان قابل توجه‌است.

  • هفته نامهٔ صبح نیشابور
  • هفته نامهٔ خیام نامه
  • هفته نامه شادیاخ
  • شهر فیروزه

مراکز علمی نیشابور


دانشگاه ها ی نیشابور


  • دانشگاه آزاد اسلامی(بزرگترین مر کز آموزش عالی شهرستان و منطقه نهم کشور )
  • دانشگاه پیام نور

دانشکده های نیشابور


  • دانشکده کشاورزی شهید رجایی
  • دانشکدهٔ پرستاری
  • دانشکدهٔ هنر
  • موسسهٔ آموزشی زبانسرای تهران نمایندگی نیشابور
  • مرکز تربیت معلم دانشور (آموزش عالی فرهنگیان)
  • آموزشکده عالی فنی و حرفه‌ای سما - واحد نیشابور
  • آموزشکده فنی وحرفه‌ای دختران نیشابور
  • دانشکده و آموزشکده فنی پسران نیشابور

مراکز مهم آموزشی و فرهنگی نیشابور


گردشگری نیشابور


برای دیدن اطلاعات گردشگری و عکس ها در این مورد روی پیوند وبگاه اطلاعات گردشگری کلیک نمایید، و پس از باز شدن صفحه روی نام محل مورد نظر و یا نام محلی که این قسمت زیر مجموعه ای از آن می باشد را کلیک نمایید.همچنین می توانید از مجموعه آلبوم عکس آن که شامل عکس هایی از این محل مورد نظر نیز می باشد اصتفاده نمایید. < >وبگاه اطلاعات گردشگری نیشابور دارای بناهای تاریخی و مراکز گردشگری زیادی است که از جمله می‌توان به آرامگاه کمال‌الملک، آرامگاه خیام، آرامگاه عطار، امامزاده محروق وابراهیم، بی‌بی شطیطه، و قدمگاه نیشابور اشاره کرد. زیباترین گردشگاه‌های نیشابور در دامنهٔ رشته‌کوه‌های البرز قرار دارند، از جمله می‌توان به روستاهای دیزباد، خرو، درود و حصار بوژان و غار و کوه ابراهیم ادهم در اطراف باغرود و همچنین اردوگاه تربیتی کشوری شهیدرجایی (باغرود) اشاره کرد.نیشابور بر سر راه تهران به مشهد واقع شده‌است و فاصله آن نسبت به شهرهای اطراف به شرح زیر است : تا تهران ۷۷۶، تا مشهد ۱۱۷ کیلومتر است.


ره‌آورد نیشابور



شهرستان نيشابور، با پهنه ای حدود 9308 كيلومتر مربع، در شمال خراسان رضوي،از نظر جغرافيايی در 36 درجه و 12 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 48 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1193 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های چناران و قوچان، از باختر به شهرستان سبزوار، از خاور به شهرستان های مشهد و چناران و از جنوب به شهرستان های تربت حيدريه و كاشمر محدود است. آب و هوا در دامنه ها معتدل و در نواحی پست، اندك‌اندك بر گرما و خشكی هوا افزوده می شود. شهرستان نيشابور پوشش گياهی گوناگونی را داراست. در بخش كوه‌پايه ای، گياهانی مانند ريواس، كمای و دانه شور و در بخش دشتی تاغ، گز و جنگل های دست ساز برای تثبيت شن های روان وجود دارد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان نيشابور 412904 نفر برآورد شده كه از اين تعداد 158847 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند


ادامه مطلب

منابع- ویکی بدیا وایران تراول

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
تسميه و پيشينه تاريخي

گناباد را در منابع عربی و اسلامی جنابد و کنابد و جویمند نیز ثبت کرده‌اند. همچنین در کتب تاریخ نام گناپا به ثبت رسیده است.[۳] جویمند نام پیشین نقطه شهری‌ای است که در دوران پهلوی نام گناباد بر آن نهاده شد. نام گناباد پیش از آن زمان و پس از زمین‌لرزه مهیبی که شهر اصلی گناباد را ویران ساخته بود نام منطقه شده بود و دیگر نام هیچ شهر بخصوصی نبود.

این شهر دارای چهار قنات است :قنات قصبه و قنات ده و قنات علی آباد و قنات حسین آباد. شاید به همبن خاطر آن را جویمند نامیده اند یعنی صاحب جوی ها.

مردم گناباد اصيل و ايرانی هستندو به زبان فارسی و لهجه شيرين خراسانی سخن می گويند. همه مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری هستند.گنابادی ها مردمانی استوار، سخت كوش و مهمان دوستند. جمعيت شهرستان گناباد در سرشماری عمومی نفوس ومسكن سال 1375 هـ . ش، 103.625 نفر بوده است كه از اين شمار 51.590 نفر مرد و 52.035 نفر زن بوده اند. مهم‌ترين صنايع‌دستي‌اين‌شهرستان سفال‌گري و سراميك‌سازي، فرش‌بافي، نمدمالي، گليم‌بافي، رنگرزي، سنتي بافندگي پارچه و دستار، سبدبافي، كارهاي چوبي است. قالي‌هاي اين شهرستان با طرح‌هاي مشهدي و محلي و بلوچي و در رنگ‌هاي قرمز، لاكي، قهوه اي و … عرضه مي‌شود.
سفال‌گري و سراميك سازي در شهرستان گناباد بسيار رواج دارد در كارگاه‌هاي اين شهرستان در روستاي هند در يك كيلومتري شمال شهر گناباد قرار دارند. مواد اوليه در تهيه سفال و سراميك عبارتند از: گل‌رس، لعاب، رنگ، مواد سوختي، مهم‌ترين توليدات اين كارگاه عبارتند از: كاسه سفيد، قهوه اي، زيرسيگاري، قندان، شكلات خوري، پياله و استكان و نعلبكي، پارچ و ليوان، بشقاب كوچك، كشك سياسي، كاسه و بشقاب بزرگ. بازار فروش اين محصولات در گذشته بيش‌تر به خود گناباد اختصاص داشته است. گليم را پلاس نيز مي گويند بافت آن در كارگاه‌هاي افقي و در روي زمين است به واسطه رونق فرش بافي گليم بافي و تهيه نمد رنگرزي هم رونق دارد. گليم مرغوب از پشم و گونه نامرغوب از رشته پتوهاي كهنه با رنگ آميزي استفاده مي‌شود. نمد نيز از ديگر صنايع دستي اين منطقه به شمار مي‌آيد. نمد در اصل گونه اي فرش است كه از پشم تهيه مي‌شود و از رخنه رطوبت و سرما جلوگيري مي كند نمد براي مصرف هاي گوناگون و نقش هاي رنگارنگ است. توليد سبد و حصيربافي كه ماده اوليه ان كم ارزش است مواد اوليه اين توليد كاه، شاخه هاي نازك درختان است.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه‌جغتای، امام‌زاده‌سلطان عابد، جامع‌عتيق جويمند، دژ دختر، دژ رستم، دژ فرود، گورپيران ويسه، گور ميثور و مسجد جامع گناباد از مكان هاي تاريخي و ديدني اين شهرستان به شمار مي روند. 


صنايع و معادن


از صنايع ماشينی‌‌اين‌شهرستان می توان از كارخانه‌های ماكارونی، ملامين‌سازی، سنگ‌بری، واكس، كاشی سازی، آجرفشاری، و … نام برد. از صنايع دستی اين شهرستان مي توان فرش بافی، نمدمالی، گليم بافی، رنگرزی، سنتی، سفال‌گری و سراميك، بافندگی پارچه‌و‌دستار،‌سبدبافی،‌كارهای‌چوبی‌و‌صابون‌پزی را نام برد.
مهم‌ترين‌صنايع‌دستي‌اين‌شهرستان سفال‌گري و سراميك‌سازي، فرش‌بافي، نمدمالي، گليم‌بافي، رنگرزي، سنتي بافندگي پارچه و دستار، سبدبافي، كارهاي چوبي است. قالي‌هاي اين شهرستان با طرح‌هاي مشهدي و محلي و بلوچي و در رنگ‌هاي قرمز، لاكي، قهوه اي و … عرضه مي‌شود. سفال‌گري و سراميك سازي در شهرستان گناباد بسيار رواج دارد در كارگاه‌هاي اين شهرستان در روستاي هند در يك كيلومتري شمال شهر گناباد قرار دارند. مواد اوليه در تهيه سفال و سراميك عبارتند از: گل‌رس، لعاب، رنگ، مواد سوختي، مهم‌ترين توليدات اين كارگاه عبارتند از: كاسه سفيد، قهوه اي، زيرسيگاري، قندان، شكلات خوري، پياله و استكان و نعلبكي، پارچ و ليوان، بشقاب‌كوچك، كشك سياسي، كاسه و بشقاب بزرگ. بازار فروش اين محصولات در گذشته بيش‌تر به خود گناباد اختصاص داشته است. گليم را پلاس نيز مي گويند بافت آن در كارگاه‌هاي افقي و در روي زمين است به واسطه رونق فرش بافي گليم بافي و تهيه نمد رنگرزي هم رونق دارد. گليم مرغوب از پشم و گونه نامرغوب از رشته پتوهاي كهنه با رنگ آميزي استفاده مي‌شود. نمد نيز از ديگر صنايع دستي اين منطقه به شمار مي‌آيد. نمد در اصل گونه اي فرش است كه از پشم تهيه مي‌شود و از رخنه رطوبت و سرما جلوگيري مي كند نمد براي مصرف هاي گوناگون و نقش هاي رنگارنگ است. توليد سبد و حصيربافي كه ماده اوليه ان كم ارزش است مواد اوليه اين توليد كاه، شاخه هاي نازك درختان است. 


کشاورزی و دام داری


فرآورده های كشاورزی گناباد و آبادی های پيرامون آن عبارتند از : غلات، گياهان علوفه ای، عدس، ماش، لپه، سبزی، دانه‌های روغنی، محصولات جاليزی، چغندرقند، پنبه، زيره، زعفران، درختان ميوه، چون سيب، گلابی، به، گيلاس، انار، انجير، توت، انگور، زرشك، بادام، پسته، گردو، فندق.بيش‌تر خانواده های كشاورز، همراه با كارهای كشاورزی، گوسفند، بز، گاو،‌ شتر، و اسب نيز پرورش و نگاه‌داری می كنند. پرورش مرغ برای توليد گوشت، تخم مرغ، ‌و پر يكی از منابع مهم درآمد مردم اين ناحيه به شمار می آيد. در گناباد پرورش كرم ابريشم از گذشته رايج بوده است. در حال حاضر نيز پرورش كرم ابريشم رواج زيادی دارد. هم چنين با توجه به فراوانی باغ های ميوه،‌ كشت شبدر و يونجه، زعفران،‌ … پرورش زنبور عسل رايج است. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان گناباد، با پهنه‌ای حدود 9715 كيلومتر مربع، در مركز خراسان رضوي، از نظر جغرافيايی در 34 درجه و 21 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 42 دقيقه درازی خاوری و بلندی 1150 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های تربت حيدريه و كاشمر، از خاور به شهرستان خواف، از باختر به شهرستان فردوس، و از جنوب به شهرستان های قاينات و فردوس محدود است. آب و هوای گناباد به دليل قرار گرفتن در كنار كوير و دوری از دريا، بيابانی و گرم وخشك است. بيش ترين درجه حرارت در اين شهرستان، در تابستان، 47 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان، 17 درجه زير صفر است. بخش های كوهستانی شهرستان گناباد جزء نواحی خوش آب و هوا و ييلاقی شمرده می شود و بلندی های ميان سنو و كاخك برف گير و زمستان ها پوشيده از برف است. ميانگين بارندگی سالانه، حدود 160 ميلي‌متر اندازه گيری شده است.
راه های مهم گناباد عبارتند از :
1- راه يزد – طبس – فردوس – گناباد، به درازای 675 كيلومتر
2- راه فردوس – گناباد، به درازای 72 كيلومتر
3- راه گناباد – تربت حيدريه – مشهد، به درازای 265 كيلومتر 

 
وجه تسميه و پيشينه تاريخي


درباره علت نام‌گذاری گناباد، داوری های گوناگونی ابراز شده است. برخی آن را در اصل «گون آباد» مرکب از «گون» ترکی (به معنای‌خورشيد) و «آباد» دانسته و نام را وسيله‌ای برای انتساب محل به خورشيد دانسته اند. بعضی نيز آن را «گيو آباد» دانسته بر اين باورند كه گيو، پسر گودرز آن را بنا كرده است. ديگر آراء نيز هر يک نام شهر را به واژه ای منسوب دانسته اند. همانند «کان آباد» که به کان های موجود در منطقه اشاره می کند، و «گون آباد» که به فراوانی گياه «گون» در محل دلالت دارد. گناباد را در گذشته «جويمند» نيز گفته اند. گناباد پيش از اسلام، گذرگاه درونی فلات ايران و بخش های خاوری آن، محل برخورد ميدان جنگ لشگريان ايران و توران بوده است كه «جنگ يازده رخ» در آن روی داده است. گناباد از مناطق كهن ايران است و بنای آن را به شاهان هخامنشی نسبت داده اند. اين شهر درحدود سال 31 هـ . ق، به دست مسلمانان افتاد. در دوران سلجوقی و خوارزمشاهی آباد و از اعتبار و اهميت ويژه ای برخوردار بوده است. گناباد در دوره تيموريان نيز اهميت داشت و بر پايه نوشته نورالدين لطف الله، سرشناس به حافظ ابرو، حاكمان ايالت قهستان در آن می نشستند. در همين دوره است كه دومين مسجد دو ايوانی اين ناحيه در بجستان ساخته شد. گناباد در اوايل حكومت صفوی، مدت ها محل نبرد بين ايران و اوزبكان بود، با اين حال در اين دوران، مورد توجه بود و گسترش يافت. بناهايی چون امام زاده سلطان محمد عابد (ع)، كاخك، مسجد جامع گناباد، آب انبار و كاروان‌سراهای شاه عباسی، بيان‌گر اين داوری است. 

 

 تاریخچه


بارها در شاهنامه، فردوسی شاعر حماسه سرای ایران از گناباد یا جنابد یاد کرده و این مکان را محل جنگ‌های توران و ایران دانسته‌است. به گفته شاهنامه «پیران ویسه» وزیر کاردان افراسیاب در گناباد به خاک سپرده شده و مدفن او هم اکنون در گناباد است.


از دیگر مواردی که می‌توان اشاره نمود، گذر ناصرخسرواز گناباد و روستای کلات (ازتوابع گناباد)و کوهپایه‌های مشرف می‌باشد که در سفرنامه خود به آن اشاره نموده‌است.

در شهر گناباد نیز آب انبارهای عظیمی وجود داشته‌است که حداقل سه مورد آنها در توسعه شهری تخریب شده‌است. آب انبار مرکز گناباد در خیابان شریعت سابق تا سال ۱۳۶۳ فعال و مورد بهره برداری مردم بود.در زمستان آب برف و یخ را روانه این آب انبار می‌کردند و در تابستان آب سرد و خنک می‌نوشیدند به این آب انبار یخچال خانه هم می‌گفتند. گویا در تابستان‌های قدیم به مردم یخ هم می‌فروخته‌اند بویژه اگر تابستان مصادف با ماه رمضان می‌شده‌است.


یکی از نقاط دیدنی گناباد، قلعه فرود می‌باشد که درحال حاضر به روستای کوه قلعه مشهوراست درآن مکان باقی مانده‌های قلعه‌های ساخته شده از ساروج که ازبتن فعلی محکمتر است وجوددارد. در بعضی ارتفاعات دسترسی به این قلعه‌ها با زحمت زیاد امکان پذیرمی باشد.


 آثار تاریخی


تا اوایل سالهای ۱۳۴۰ بافت این شهر خیلی قدیمی بود و علاقه وافر اهالی به نوسازی شهرشان سبب خراب شدن بعضی از آثار تاریخی شد که از آن میان باید از یک یخدان عظیم که ارتفاع گنبد مخروطی آن در حدود بیست متر بود و در نزدیکی مظهر قنات علی آباد قرار داشت نام برد.

مهمترین آثار تاریخی این شهر عبارت است از:

  • مسجد جامع: یکی از آثار قدیمی این شهر مسجد جامع است که در سال ۱۰۴۰ قمری توسط شاه حسین منجم و به سعی خواجه محمد قاسم محولاتی بنا شده است.
  • جامع عتیق جویمند

محصولات کشاورزی


زعفران، پسته، انگور، کشمش، انار، زیره سبز

گنابادی‌های سرشناس


http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/5487625.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/5487449.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/5487609.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/5567448.jpg
درباره علت نام‌گذاری گناباد، داوری های گوناگونی ابراز شده است. برخی آن را در اصل «گون آباد» مرکب از «گون» ترکی (به معنای‌خورشيد) و «آباد» دانسته و نام را وسيله‌ای برای انتساب محل به خورشيد دانسته اند. بعضی نيز آن را «گيو آباد» دانسته بر اين باورند كه گيو، پسر گودرز آن را بنا كرده است. ديگر آراء نيز هر يک نام شهر را به واژه ای منسوب دانسته اند. همانند «کان آباد» که به کان های موجود در منطقه اشاره می کند، و «گون آباد» که به فراوانی گياه «گون» در محل دلالت دارد. گناباد را در گذشته «جويمند» نيز گفته اند. گناباد پيش از اسلام، گذرگاه درونی فلات ايران و بخش های خاوری آن، محل برخورد ميدان جنگ لشگريان ايران و توران بوده است كه «جنگ يازده رخ» در آن روی داده است. گناباد از مناطق كهن ايران است و بنای آن را به شاهان هخامنشی نسبت داده اند. اين شهر درحدود سال 31 هـ . ق، به دست مسلمانان افتاد. در دوران سلجوقی و خوارزمشاهی آباد و از اعتبار و اهميت ويژه ای برخوردار بوده است. گناباد در دوره تيموريان نيز اهميت داشت و بر پايه نوشته نورالدين لطف الله، سرشناس به حافظ ابرو، حاكمان ايالت قهستان در آن می نشستند. در همين دوره است كه دومين مسجد دو ايوانی اين ناحيه در بجستان ساخته شد. گناباد در اوايل حكومت صفوی، مدت ها محل نبرد بين ايران و اوزبكان بود، با اين حال در اين دوران، مورد توجه بود و گسترش يافت. بناهايی چون امام زاده سلطان محمد عابد (ع)، كاخك، مسجد جامع گناباد، آب انبار و كاروان‌سراهای شاه عباسی، بيان‌گر اين داوری است. 


ادامه مطلب

منابع- ویکی بدیا وایران تراول

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مشخصات جغرافيايي
شهرستان كاشمر، با پهنه‌ای حدود 5 هزار كيلومتر مربع، در باختر خراسان رضوي قرار گرفته است. جمعيت شهرستان كاشمر در سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375 ه.ش، 186765 نفر بوده است، كه از اين شمار 92475 نفر مرد و 94290 نفر زن بوده اند. كاشمری ها متدين، زحمت كش و علاقه مند به زادگاه خود هستند. به آداب سنتی نياكان خود پای بندند و به سالخوردگان و بزرگان احترام بسيار می گذارند. قالي‌بافي، زيلوبافي، گيوه بافي، تهيه پارچه هاي دست‌باف و بافتن چادرشب ابريشمي مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.قالي بافي كاشمر چه از نظر كميت و چه از نظر كيفيت داراي شهرت خاصي بوده و عوايد حاصله از ان بالاترين رقم اهالي را تشكيل مي دهد.قالي و قاليچه بافت اين شهرستان بيش‌تر پشمي و داراي طرح‌هاي كاشمري و كاشاني و نقش‌هاي زيرخاكي، لچك، ترنج، اسكيمي، تخت جمشيد، درختي، سه كله (قاليچه)، چهار رقصي، طرح و تركمني (قاليچه) و گل‌توره اي (قاليچه) هستند. آرامگاه‌مدرس، باغ‌مزار، برج‌كشمير، تپه باستانی‌كندر، چند باب آسياب در دامنه‌كمر باغ دشت، سد شاهی در كوه سرخ و ريوش، سد عضدالدوله در شمال آبادی كاشمر، سيد مرتضی در 5 كيلومتری شمال كاشمر، قلعه‌آتشگاه،قلعه‌پسر، قلعه دختر و مسجد جامع برخي از مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان كاشمر را تشكيل مي‌دهد.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه‌مدرس، باغ‌مزار، برج‌كشمير، تپه باستانی‌كندر، چند باب آسياب در دامنه‌كمر باغ دشت، سد شاهی در كوه سرخ و ريوش، سد عضدالدوله در شمال آبادی كاشمر، سيد مرتضی در 5 كيلومتری شمال كاشمر، قلعه‌آتشگاه،قلعه‌پسر، قلعه دختر و مسجد جامع برخي از مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان كاشمر را تشكيل مي‌دهد. 


صنايع و معادن


صنايع خوراكی، نساجی، سلولزی، كانی غير فلزی، فلزی، شيميايی، و برق در كاشمر وجود دارند. معادن آنتيموان در علی آباد كاشمر، كائولن ريوش، كائولن اوج پلنگ، كائولن مكی، و… در اين ناحيه وجود دارد. 

 
کشاورزی و دام داری


كشاورزی، به ويژه باغ‌داری كاشمر رونق دارد و بيش‌تر بر پايه روش های سنتی استوار است. مهم ترين فرآورده های كشاورزی كاشمر عبارت اند از : گندم، جو، چغندرقند، پنبه، آفتابگردان، زيره، درختان ميوه دار، به ويژه انگور، نباتات علوفه ای، صيفی جات و حبوبات. پرورش دام و طيور نيز در كاشمر به دو گونه سنتی و صنعتی انجام شده و مردم به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر می پردازند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان كاشمر، با پهنه ای حدود 5 هزار كيلومتر مربع، در باختر خراسان، از نظر جغرافيايی در 35 درجه و 11 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 27 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1215 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان های نيشابور و سبزوار، از باختر به شهرستان برداسكن، از خاور به شهرستان تربت حيدريه و از جنوب به شهرستان های گناباد، فردوس و طبس محدود است. هوای كاشمر معتدل و خشك بوده و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 38 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 3 درجه زير صفر است. ميانگين بارندگی ساليانه كاشمر 180 ميلي‌متر گزارش شده است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


كاشمر و ترشيز پيشين، از گذشته های دور تا كنون دچار دگرگونی و تغيير نام شده است. در بررسی نام اين شهر به بيش از بيست نام برخورد شده است، كه با يك جمع بندی می توان تمامی آن ها را در واژگان «كاشمر»، «ترشيز»، «بست» و «سلطان آباد» خلاصه كرد. بدين گونه واژه كشمر، كه می تواند به معنای آغوش مادر گرفته شود، با گذشتن از شكل های كيشمر و كشمار، سرانجام به گونه كاشمر در آمده و در همين صورت بازمانده است. از سوی ديگر فرهنگ نگاران، كاشمر را گونه كامل شده «كاخجر»، «كاشخر» و «كاشغر» دانسته اند و بر اين باورند، كه «كاش» برگردانيده شده «كاج» است و «كاخجر»، ياد آور سرو بزرگ و سرشناس اين سرزمين است.
بنا بر روايتی در محلی كه اكنون كاشمر خوانده می شود، بين گشتاسب كيانی و زرتشت پيامبر ديداری روی داده است. چون گشتاسب كيانی، دين بهی را پذيرفت، زرتشت نخستين آتشگاه خود را در قلمرو حكومت كيانی پی ريخت و در جلو در اين آتشكده، درخت سروی را كه تبار بهشتی داشت، با دست خويش كاشت تا همين سرو را بر ايمان شاه گواه بگيرد. بر هر برگ اين سرو نام گشتاسب نقش بسته بود و چون درخت بالا گرفت، شاه نيز بر گرد سرو مينوی، تالار بزرگی ساخت تا نگهدار حرمت سرو باشد.
كشمر در 31 هـ . ق، به دست مسلمانان افتاد. پيروان زرتشت، كه حاضر به پذيرش جزيه نبودند، در نيمه دوم سده 8 م، در حالت جنگ و گريز، اين ناحيه را ترك كردند و خود را به بندر جاسك، و دريای مكران ( دريای عمان) رسانده سپس با گذشتن از دريای مكران به كرانه های گجرات، از جمله بندر سورات و بمبئی رفتند. خراسان، (از جمله ترشيز) در دو سه سده نخستين اسلام،‌ بين امرای طاهری، چون رافع بن هرثمه ( در گذشته 284 هـ . ق ) و امرای صفاری، مانند احمد بن عبدالله ( كشته شده 268 هـ . ق) و ابوطلحه منصور سركب، دست به دست گشت. در سال 438 هـ . ق، هنگامی كه حسن صباح، پيشوای اسماعيليان، در الموت استقرار يافت، دستيار مومن خويش، حسين قاينی را، كه از پيش حكومت ترشيز و قهستان را داشت، به عنوان داعی به كاشمر فرستاد. در سال 520 هـ . ق، وزير سلطان سنجر سلجوقی، ترشيز را محاصره و چپاول كرد. ابن اثير و ياقوت حموی، چيره گی اسماعيليان را بر ترشيز، بين سال های 520 تا 530 هـ . ق، دانسته اند. لشگريان هلاکوخان نيز در تون و ترشيز چپاول و كشتار بسيار كردند.
اميران قهستان و ملوك سيستان، گه گاه ترشيز را به قلمرو خود می افزودند. سربداران نيز حكومت خود را از جام تا دامغان و از خبوشان تا ترشيز،‌ گسترش دادند و خواجه علی مويد ( 766- 788 هـ . ق ) نيز كه آخرين آن ها بود، ولايت های قاين، طبس، ترشيز و قهستان را به قلمرو خود افزود و اين جايگاه تا سال 782 هـ . ق، كه خواجه علی به تيمور لنگ پيوست، ادامه داشت. تيمور لنگ، ترشيز را در سال 784 هـ . ق، به سازش گشود. از آن پس، شاهان و شاهزاده گان تيموری تا اوايل سده 10 هـ . ق، ترشيز را در اختيار داشتند. آخرين آنان، يعنی سلطان حسين ميرزا بايقرا، تا سال 910 هـ . ق، خراسان را در دست داشت. پس از او چندی اوزبك ها به رهبری محمد خان شيبانی، بر خراسان چيره شدند. از اين زمان تا استقرار كامل صفوی، ترشيز را گاه حاكمان اوزبك و گاه سردارانی از طايفه های صفوی، چون شاملو و استاجلو، اداره می كردند. در اواخر حكومت شاه تهماسب، ترشيز در دست محمود خان صوفی اوغلی بود و در روزگار محمد شاه صفوی، نخست ترشيز را به همان محمود خان دادند، و سپس شاه علی سلطان افشار حاكم كاشمر گرديد.
تاريخ كاشمر، به ويژه در سده 12 و 13 هـ . ق، به گونه ای با خانواده عرب عامری يا عرب ميش مست آميخته است. حضور دايم امرای عرب ميش مست، در رويدادهای دوران افشاريان، زنديان و قاجاريان جدی و چشمگير است، نه تنها در ناحيه كاشمر، بلكه در تمامی ايران، به ويژه مازندران، اصفهان،‌ كرمانشاه، يزد و خراسان. 

 


شهرستان كاشمر، با پهنه ای حدود 5 هزار كيلومتر مربع، در باختر خراسان، از نظر جغرافيايی در 35 درجه و 11 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 27 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1215 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان های نيشابور و سبزوار، از باختر به شهرستان برداسكن، از خاور به شهرستان تربت حيدريه و از جنوب به شهرستان های گناباد، فردوس و طبس محدود است. هوای كاشمر معتدل و خشك بوده و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 38 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 3 درجه زير صفر است. ميانگين بارندگی ساليانه كاشمر 180 ميلي‌متر گزارش شده است


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کَدکَن شهري است در استان خراسان رضوي ايران. اين شهر مرکز بخش کدکن شهرستان تربت حيدريه است. شهر کدکن در 60 کيلومتري شمال غربي شهر تربت حيدريه واقع است.
رضاقلي خان هدايت در "رياض العارفين" و "مجمع الفصحاها" تولد شاعر نامدار، عطار نيشابوري را به سال 512 در کدکن مي‌داند.
محمدرضا شفيعي کدکني از چهره‌هاي معروف نويسندگي و شعر ايران از اين شهر است. از نقاط ديدني آن مي‌شود کوه ملکوه را نام برد.
از خوردني‌هاي سنتي اين محل مي‌توان به حليم کدکن اشاره کرد.
كدكناین شهر حدود ۴۰۰۰ نفر جمعیت دارد

 منبع:مرجع شهرهای ایران

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]
باجگيران شهري است در استان خراسان رضوي در شرق ايران. اين شهر در بخش باجگيران شهرستان قوچان قرار دارد.

جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 837 نفر بوده‌است .

شهر باجگيران در شمال غربي کوه سَمْخُل (مرتفع‌ترين قله 2260 متر) واقع است. دره‌هاي کوه سمخل داراي مرغزار و جنگل است و در 78 کيلومتري شمال شهر قوچان و دو کيلومتري جنوب مرز ايران و جمهوري ترکمنستان قرار دارد.

در دوره قاجار اين شهر به همت حاج علي اوغازي بنياد شد که محل زمستاني کُردهاي کوم کيلانلو بود.در 10 ارديبهشت 1308 زمين لرزه‌اي شمال شرقي ايران و ترکمنستان را لرزاند که براثر آن خانه‌هاي باجگيران آسيب ديد.
باجگيران
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

این سایت درسال1389با هدف ارائه مقالات ومطالب مختلف در زمینه اقلیم وطبیعت ابران اغاز به کارکرد ودرابتدا سعی وافری شد که مقالات مختلف وکاملی درمورد شهرستانهای مختلف ایران از لحاض طبیعت وفرهنگ واداب ورسوم و جمعیت -اثار باستانی-وقابلیتهای اقتصادی وصنعتی وکشاورزی ارائه دهد بدنبال ان در ادامه کار به بررسی کشورهای مختلف جهان پرداخت وطی مقالات مختلف کلیه کشورهای جهان از لحاض طبیعت وفرهنگ واقتصاد و.. . موردبررسی قرار گرفت وشناخت کلی از کشورهای جهان وحتی شهرهای مهم ان به ما ارائه دهد دراین میان سعی شد که با ارائه مقالات مستند وقابل اعتماد کشورهای مختلف وایران را از لحاض صنعتی واقتصادی واموزش و... مورد برسی قرار گیرد واخرین امار مقایسه ای از این کشورها ارائه شود بدنبال ان تاریخ پرافتخار ایران از دوران مادها تا عصرحاضر مورد برسی قرارگرفت دربخشی دیگر از مطالب سایت مطالب کاملی درزمینه مذهب وزندگی پیامبران وامامان وحوداث مربوط به عصر ان بزرگوران ارائه شد دربخشهای دیگر سایت صدها مقاله درزمینه اشنایی با شرکتهای صنعتی ایران وجهان واخرین اختراعات واکتشافات جهان درحوزهای مختلف علم واخرین رکوردهای ورزشی وبرترین های جهان پرداخته است دراین میان باید از مطالب زیبایی دیگر مانند روزشمار حوادث جنگ تحمیلی نام برد بهرحال امید ان است که مطالب سایت که بازحمات فراوان درسالهای اخیر از طریق جمع اوری از صدها سایت دیگر تهیه شده بتواند بخشی از نیاز خوانندگان را رفع کند دراینجا جادارد ازسایتهای مانند همشهری انلاین تیبان- ایران تراول- ویکی بدیا- مرجع شهرهای ایران- کویرها وبیابانها- تاریخ معاصر-پورتال جهاد کشاورزی- ایران اکتور- میراث فرهنگی استانها- پورتال استانها- سایت مرکز امار ایران- وسایت هواشناسی استانها - وسایتهای خبری عصر ایران-انتخاب - خبرانلاین اشاره کرد که از مطالب زیبا ومستند انها استفاده شده واز انان سپاسگزارم دراینجا باید گفت کلیه مطالب سایت بدون هیچگون تحریفی یا تغییری دران ارایه شود واینجانب مسولیتی درزمینه مطالب ارایه شده سایت از لحاض صحت یا کذب بودن ان ندارم وبا توجه موثق بودن منابع باید به ان اعتمادکرد
موضوعات وب
امکانات وب
.gigfa.com/zibasaz/2.js'> WebGozar.com Counter code -->