دانستنیها ی تاریخ وجغرافیایی ایران وجهان
اشنایی کامل با شهرهای ایران وجهان- تاریخ ایران وجهان وهزاران جدول اماری 
قالب وبلاگ

 

چاپ نمودن ايميل

وضعيت صنعت کاشي و سراميک ايران از سالهاي 1372 لغايت  1390

 

نمودار مقايسه اي ميزان توليد و ظرفيت اسمي مجموع واحد هاي توليدي کاشي و سراميک کشور  در سالهاي 72 لغايت 90

 

نمودار مقايسه اي ميزان توليد و مصرف مجموع واحد هاي توليدي کاشي و سراميک کشور در سالهاي 72 لغايت90

 

نمودار مقايسه اي ميزان مصرف و صادرات مجموع واحدهاي توليد کاشي و سراميک کشور در سالهاي   72 لغايت 90

 

نمودار مقايسه اي روند توليد و مصرف مجموع واحدهاي توليدي کاشي و سراميک کشور در سال هاي 72 لغايت 90

 

نمودار مقايسه اي روند توليد و تعداد واحد هاي توليدي کاشي و سراميک کشور درسال هاي 72 لغايت 90

 

نمودار مقايسه اي سرانه ظرفيت نصب شده توليد و مصرف کاشي وسراميک کشور در سالهاي 72 لغايت 90

 

نمودار مقايسه اي مازاد و مازاد انباشته کاشي و سراميک کشور در سالهاي 72 لغايت 90  

 


جدول مقايسه اي مقدار توليد کاشي جهان و ايران بهمراه پيش بيني 5 سال آينده

 

مقدار توليد کاشي جهان و ايران عملکرد و پيش بيني

 

مقدار توليد کاشي ايران عملکرد و پيش بيني 

 

مقايسه درصد سهم توليد ايران از مقدار توليد کاشي و سراميک جهان

 

کشورهاي اصلي توليد کننده کاشي و سراميک جهان در سالهاي 2000-2008

 

مقايسه توليد جهاني کاشي و سراميک در سالهاي 2000 تا 2008

 

مقايسه توليد 5 کشور اصلي توليد کننده و ايران در سالهاي 2000 تا 2008

 

مقايسه درصد سهم کشور اصلي توليد کننده کاشي وسراميک جهان و ايران در سال 2008

 

مقايسه مقدار توليد کاشي جهان به صورت منطقه اي

 

مقايسه سهم توليد مناطق مختلف جهان در سالهاي 2005 تا 2008

 

توليد کاشي و سراميک جهاني مطابق تقسيمات منطقه اي در سالهاي 2007 و 2008

 

مقايسه مقدار توليد در مناطق مختلف جهان و آسيا در سال هاي 2007 و 2008

 

مقايسه مقادير توليد کاشي و سراميک جهان و آسيا چين و ايران در سال 2008

 

مقايسه پيش بيني و مقدار توليد کشورهاي عمده توليد کننده کاشي در جهان

 

پيش بيني و مقدار توليد کشور هاي عمده وليد کننده کاشي در جهان

چاپ نمودن ايميل

جدول مقايسه اي مقدار توليد و مصرف جهان و پيش بيني 5 سال آينده

 

مقايسه توليد ، مصرف ، مازاد و مازاد انباشته جهاني کاشي و سراميک  

 

مقايسه سهم مازاد مصرف جهاني کاشي و سراميک از توليد جهاني در سال هاي 1980 تا 2013

 

جدول مقايسه اي مقدار توليد و مصرف کاشي ايران و پيش بيني 5 سال آينده

 

مقايسه توليد و مصرف کاشي و سراميک در ايران

 

مقايسه سهم مازاد مصرف کاشي و سراميک از توليد ايران در سال هاي 1989 تا 2013

 

مقايسه توليد و مصرف کاشي و سراميک جهاني مطابق تقسيمات منطقه اي در سال 2008

 

نمودار مقايسه اي مقدار توليد و مصرف در مناطق مختلف جهان و آسيا در سال 2008

 

نمودار مقايسه اي مقادير توليد و مصرف کاشي و سراميک جهان ، آسيا ، چين و ايران در سال 2008

 
چاپ نمودن ايميل

جدول مقايسه اي مقدار توليد و صادرات کاشي در جهان و پيش بيني 5 سال آينده

 

نمودار مقايسه اي توليد وصادرات  کاشي و سراميک جهان و ايران

 

نمودار مقايسه اي توليد و صادرات محصولات کاشي و سراميک  در ايران

 

نمودار مقايسه سهم صادرات کاشيد و سراميک ايران و جهان از مقادير توليد 

چاپ نمودن ايميل

مقايسه مقدار مصرف کاشي جهان و ايران بهمراه پيش بيني 5 سال آينده

 

نمودار مقدار مصرف کاشي جهان و ايران - عملکرد و پيش بيني

 

نمودار مقدار مصرف کاشي در ايران - عملکرد و پيش بيني

 

مقايسه درصد سهم مصرف ايران از مقدار مصرف کاشي و سراميک جهان

 

کشورهاي اصلي مصرف کننده کاشي و سراميک جهان در سال هاي 2000 تا 2008

 

نمودار مقايسه اي مصرف جهاني کاشي و سراميک در سالهاي 2000 تا 2008

 

مقايسه مصرف 5 کشور اصلي مصرف کننده کاشي و سراميک جهان و ايران در سال هاي 2000 تا 2008

 

نمودار مقايسه اي درصد سهم مصرف 5 کشور اصلي مصرف کننده کاشي وسراميک جهان و ايران در سال 2008

 

جدول مقايسه اي مقدار مصرف کاشي جهان به صورت منطقه اي

 

مقايسه سهم مصرف مناطق مختلف جهان در سال هاي 2005 تا 2008

 

مصرف کاشي و سراميک جهاني مطابق با تقسيمات منطقه اي در سال هاي 2007 و 2008

 

نمودار مقايسه اي مقدار مصرف در مناطق مختلف جهان و آسيا در سال هاي 2007 و 2008

 

نمودار مقايسه اي مقادير مصرف کاشي و سراميک جهان آسيا چين و ايران در سالهاي 2007 و 2008

 

جدول مقايسه اي پيش بيني و مقدار مصرف کشور هاي عمده مصرف کننده کاشي در جهان

 

نمودار پيش بيني و مقدار مصرف کشور هاي عمده مصرف کننده کاشي در جهان

 

منبع- سایت انجمن صنفی کاشی وچینی ایران
[ بیستم شهریور 1389 ] [ 19:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]
در سال 88، 500 هزار خودرو ال-90، 250 هزار خودروي پژو 206 صندوق‌دار و بدون صندوق، 100 هزار خودروي پژوپارس، 50 هزار انواع خودروي سمند، 400 هزار خودرو فولكس واگن، 25 هزار خودروي پروتون و 200 هزار خودروي ديگر از جمله s81 يا مدل تكميل يافته پرايد و خودروهاي لوكس و كلاس كوچك در دستور كار خودروسازان و وزارت صنايع قرار دارد كه جمع اين آمار، توليد يك ميليون و 500 هزار و 25 هزار خودرو را نشان مي‌دهد.

بنابر آمارهاي مختلف در ايران از هر 18 نفر يك نفر خودرو دارد. اين آمار در تركيه به ازاي هر 10 نفر، در اروپا هر دو نفر، در آمريكا هر 5/1 نفر و استاندارد جهاني اين سرانه هر پنج نفر يك خودرواست، اين در حالي است كه با اين ميزان توليد سرانه خودرو در سال 88 به هر هشت نفر يك خودرو مي‌رسد.

كارشناسان رشد اقتصادي، خروج خودروهاي فرسوده و ورود نسل جوان را از عوامل افزايش تقاضاي خودرو مي‌دانند.

نرخ صادرات خودرو نيز در سال 88، صادرات 100 هزار خودروي ال-90 طبق قرارداد با رنو و صادرات 20 هزار دستگاه پژو 206 را نشان مي‌دهد، البته شنيدها از صادرات سمند نيز حكايت دارد. ولي صادرات خودرو شايد در خوش‌بينانه‌ترين حالت از 200 هزاردستگاه تجاوز نكند كه سبب مازاد 100 هزار خودرو در بازار داخل و تشديد رقابت بين خودروسازان داخلي، كه مسلما مفيد است، خواهد شد.

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 19:33 ] [ اطلس ایران وجهان ]
صنعت سيمان

1. پيشينه صنعت سيمان


محصول سيمان يكي از پرمصرف‌ترين فرآورده‌هاي صنعتي در دنيا است و بالاترين ميزان توليد را در بين محصولات صنعتي در جهان را دارا است. گستردگي دامنه توليد و مصرف آن يكي از شاخص‌هاي رشد و توسعه هر كشور است.

در كشور ما در سال 1312 نخستين كارخانه توليد سيمان به ظرفيت 100 تن در روز در جنوب‌شرقي تهران نزديكي كوه بي‌بي شهربانو به‌عنوان سيمان ري آغاز به‌كار كرد و بعد از 45 سال مقارن با شروع انقلاب اسلامي (در سال 1357) ظرفيت اسمي توليد سيمان در كشورمان به 8 ميليون تن در سال رسيد.

بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي، با وجود تحميل شرايط جنگ و تحريم‌هاي مختلف، سرمايه‌گذاري در اين بخش به‌رغم رشد كم متوقف نشد. با اتمام جنگ تحميلي و طي سال‌هاي 68 لغايت 76 به ميزان 3/7 ميليون تن به ظرفيت اسمي توليد سيمان كشورمان اضافه شد و اين روند طي سال‌هاي 76 تا 84 نيز ادامه داشت، در اين مقطع زماني 10 ميليون تن به ظرفيت توليد اضافه شده است. به‌طوري كه در سال 1384 جمع ظرفيت توليد به 34 ميليون تن رسيد. با شروع به‌كار دولت نهم و تشكيل ستاد ويژه راه‌اندازي طرح‌ها و رفع موانع توليد سيمان در وزارت نصايع و معادن تا پايان سال گذشته ظرفيت توليد سيمان 30 ميليون افزايش يافته و به 64 مييون تن رسيد و اين موضوع حاكي است كه ظرفيت نصب شده سيمان كشورمان در پايان سال گذشته(8) برابر مدت 45 سال قبل از انقلاب است. كشور ما در حال حاضر رتبه(15) را در بين توليدكنندگان سيمان جهان قرار دارد.

در سال جاري راه‌اندازي حداقل 10 واحد سيماني اعم از طرح‌هاي جديد، بهينه‌سازي و توسعه ظرفيت در برنامه قرار داشته كه با تحقق آن 10 ميليون تن به ظرفيت توليد سيمان كشور اضافه خواهد شد.


2. وضعيت مصرف

متوسط رشد مصرف در 42 سال گذشته 5/6 درصد بوده و در 5 سال گذشته به 5/8 درصد و در سه سال اخير به 5/10 درصد ارتقا يافته است و سرانه سالانه مصرف نيز از 220 كيلوگرم در سال 1357 به 650 كيلوگرم در پايان سال 1387 رسيده است.


3. وضعيت صادرات و واردات سيمان

1ـ3ـ وضعيت صادرات:

در حال حاضر با وجود سيمان مازاد بر مصرف، متاسفانه صادرات سيمان به كندي صورت مي‌پذيرد، ليكن بايد اذعان داشت براساس اقدامات اخير كه برمبناي آن محدوديت قبلي صادرات كيسه‌اي سيمان حذف و صادرات فله‌اي آن نيز امكان‌پذير خواهد شد. پيش‌بيني مي‌شود صادرات آن از رشد قابل‌توجه و مناسبي برخوردار شود.


2ـ3ـ واردات:

مطابق مقررات صادرات و واردات، سود بازرگاني واردات كالاي سيمان صفر است، ليكن نرخ سيمان وارداتي در مبادي ورودي كشور بيش از نرخ فروش كارخانه‌هاي داخلي بوده و اصولا با توجه به پاسخگو بودن توليدات براي بازار مصرف، واردات سيمان ضرورت نداشته و از توجيه اقتصادي لازم برخوردار نيست.


4. سهم بخش خصوصي در توليد صادرات سيمان

در حال حاضر سهم بخش خصوصي از توليد سيمان حدود 15 درصد است، ليكن با توجه به رويكرد جديد دولت طي سال‌هاي اخير اين سهم روبه تزايد بوده به‌طوري كه پيش‌بيني مي‌شود با بهره‌برداري از پروژه‌هاي جديد اين سهم به 40 درصد ارتقا يابد كه مي‌تواند شاخص مناسبي براي حضور بخش باشد.


5. وضعيت رقابت‌پذيري با محصولات خارجي

براساس گزارشات دوره‌اي و مستمر آزمايشگاهي و كنترل كيفي، سيمان توليدي ايران از كيفيت درجه بالا برخوردار بوده و قابل مقايسه با مشابه خارجي آن (و حتي بالاتر) است. تا پيش از اين شرايط حاكم بر بازار داخلي امكان صادرات و رقابت با بازار خارجي را از توليدكنندگان سلب كرده بود ليكن اميد مي‌رود با ابلاغيه جديد مبني بر حذف عوارض صادرات كلينكر و سيمان حضور موثر در بازارهاي جهاني محقق شود.


6. وضعيت اشتغال ـ سهم اشتغالزايي به نسبت ميزان سرمايه‌گذاري

نرم اشتغال براي يك كارخانه يك ميليون تني سيمان در سال حدود 800 نفر در دوران ساخت و 20 هزار نفر (اشتغال مستقيم و غيرمستقيم) در دوران بهره‌برداري است و سهم اشتغالزايي به نسبت ميزان سرمايه‌گذاري معادل 7/2 نفر به ازاي يك ميليارد تومان است.


7. مسائل و مشكلات حال حاضر صنعت سيمان و راهكارهاي پيشنهادي

1ـ7ـ مسائل و مشكلات صنعت سيمان در حال حاضر:

• توليد مازاد بر مصرف و دپوي محصول

• كمبود نقدينگي طرح‌هاي در دست اجراي سيمان
[ بیستم شهریور 1389 ] [ 19:22 ] [ اطلس ایران وجهان ]
اولین اتومبیل سواری که وارد ایران گشت یک اتومبیل فورد بود که در اوایل قرن بیستم بدستور مظفرالدین شاه قاجار از کشور بلژیک خریداری شد. این اتومبیل که دود زیادی از آن خارج می‌شد به "کالسکه دودی" معروف بود. بدنبال گسترش شهرنشینی میزان واردات خودرو از سال۱۳۰۰هجری شمسی (۱۹۲۰میلادی) افزایش یافت. اغلب اتومبیلها در آن سالها از کشورهای آمریکا و انگلیس وارد می‌شد. اولین اتومبیل ساخته شده در ایران اتومبیل "پیکان" بود که در شرکت سهامی عام "کارخانجات‌‌صنعتی ایران ناسیونال" تحت لیسانس کارخانه تالبوت انگلستان ساخته و در سال ۱۳۴۶ وارد بازار شد. تولید وانت، مینی‌بوس، اتوبوس نیز بتدریج در سالهای بعد در این کارخانه شروع شد. در همان سال سواری‌های "آریا" و"شاهین" نیز در کارخانه پارس خودرو ودر سال ۱۳۴۷ سواری "ژیان" در کارخانه سایپا تولید و به بازار عرضه گشت. در سال ۱۳۵۱ با تبدیل کارخانه پارس خودرو به شرکت "جنرال موتورز ایران" تولید اتومبیلهای آریا و شاهین متوقف و تولید سواریهای شورولت(اپل) ۲۵۰۰ و۲۸۰۰ سی سی همچنین تولید سه نوع اتومبیل سواری "بیوک"، "کادیلاک" و "شورولت نوا" تحت لیسانس جنرال موتورز آمریکا شروع گردید. تولید این نوع سواریها تا پایان سال ۱۳۶۰ ادامه داشت. در سال ۱۳۵۹ تولید سواری ژیان در کارخانه سایپا متوقف و بجای آن تولید سواری "رنو۵" که از سال ۱۳۵۴ در کنار تولید ژیان آغاز گشته بود ادامه یافت. در سالهای اخیر تولید اتومبیل‌هایی با تکنولوژی جدیدتر آغاز گردیده است که از جمله آنها می‌توان به تولید اتومبیلهای پراید، پژو۴۰۵ و۲۰۶، نیسان پاترول و مزدا ۳۲۳ اشاره کرد. شرکتهای سازنده خودرو در ایران عبارتند از : شرکت ایران خودرو، سایپا، پارس خودرو، شهاب خودرو، ایران خودرو دیزل، سایپا دیزل، مرتب، کرمان خودرو، رانیران و زامیاد. ● شرکت ایران خودرو (ایران ناسیونال سابق) کارخانجات صنعتی ایران ناسیونال (ایران خودرو) که بزرگترین کارخانه اتومبیل سازی در ایران است در ۱۲ مهرماه ۱۳۴۱ جهت تولید انواع خودرو ایجاد و یکسال بعد درتاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۴۲ مورد بهره‌برداری قرارگرفت. در اردیبهشت ماه ۱۳۴۶ بهره‌برداری از تأسیسات ساخت اتومبیل پیکان و در سالهای بعد بهره‌برداری از خط تولید مینی‌بوس بنز ۳۰۹ و خط تولید اتوبوس بنز ۳۰۲ و خط تولید وانت آغاز گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نام شرکت ایران ناسیونال به شرکت ایران خودرو تغییر یافت. بدنبال تعطیلی کارخانه تالبوت انگلستان شرکت ایران خودرو اقدام به خرید ماشین آلات خط تولید آن کرد و از آن به بعد اکثر قطعات خودرو پیکان در ایران تولید می‌شود‌. همزمان با ورود ماشین آلات شرکت تالبوت در سال ۱۳۶۷ قرارداد استفاده از قوای محرکه شرکت پژوی فرانسه وتولید "پژوی ۴۰۵" در ایران خودرو منعقد گردید. در سال ۱۳۷۶ نیز تولید اتومبیل"پژوRD " و مینی بوس "هیوندای" و در سال ۱۳۷۸ تولید اتومبیل "پژوپارس (پرشیا)" و "پژو استیشن" در این کارخانه آغاز گشت. در ادامه این روند و در خرداد ماه سال ۱۳۸۰ نیز تولید خودروی سواری "پژو۲۰۶ " و "خودرویX ۷" یا "خودروی ملی(سمند)" آغاز شد. ● شرکت سهامی عام صنعتی و تولیدی مرتب این شرکت در مهر ماه سال ۱۳۳۶ به منظور خرید و فروش و نمایندگی انواع خودرو تأسیس گردید و پس از پاره‌ای تغییرات در اساسنامه از سال ۱۳۴۹ به امر مونتاژ و تولید انواع اتومبیلهای دو دیفرانسیل لندرور (وانت، آمبولانس، وانت استیشن) و قطعات یدکی ماشین آلات پرداخت. در سالهای اخیر این شرکت علاوه بر تولید خودروی پاژن (لندرور) اقدام به تولید قطعات ماشین (میل گاردان، صفحه کلاچ و...) می‌نماید. ● شرکت سهامی ایرانی تولید اتومبیل سایپا این شرکت در سال ۱۳۴۵ تأسیس گردید و اقدام به تولید اتومبیلهای ژیان، پیکاپ، آهو و اتومبیل رنو "۲ و۴ درب" (از سال ۱۳۵۳) وفروش لوازم یدکی آنها نمود. این شرکت از سال۱۳۶۱ تولید وانت یک دیفرانسیل "نیسان" با موتور۲۴۰۰ سی‌سی را آغاز نمود و از سال ۱۳۷۱ نیزعرضه اتومبیل "رنو-۲۱" توسط این شرکت آغاز گردید که تا سال ۱۳۷۵ ادامه یافت ودر سال بعد (۱۳۷۲) بدنبال قرارداد منعقده با شرکت "کیا‌موتور" کره جنوبی این شرکت اقدام به مونتاژ وتولید اتومبیل"پراید"، در دو مدل "چهار درب" و"پنج درب" نمود. همچنین تولید اتومبیل سواری رنو "زانتیا" نیز در بهمن سال ۱۳۸۰ در این شرکت آغاز گردیداولین اتومبیل سواری که وارد ایران گشت یک اتومبیل فورد بود که در اوایل قرن بیستم به دستور مظفرالدین شاه قاجار از کشور بلژیک خریداری شد. این اتومبیل که دود زیادی از آن خارج می شد به "کالسکه دودی" معروف بود. به دنبال گسترش شهرنشینی میزان واردات خودرو از سال 1300 هجری شمسی (1920میلادی) افزایش یافت. اغلب اتومبیل ها در آن سال ها از کشورهای آمریکا و انگلیس وارد می شد. اولین اتومبیل ساخته شده در ایران اتومبیل "پیکان" بود که در شرکت سهامی عام "کارخانجات صنعتی ایران ناسیونال" تحت لیسانس کارخانه تالبوت انگلستان ساخته و در سال 1346 وارد بازار شد. تولید وانت، مینی بوس، اتوبوس نیز به تدریج در سال های بعد در این کارخانه شروع شد.

در همان سال سواری های "آریا" و"شاهین" نیز در کارخانه پارس خودرو ودر سال 1347 سواری "ژیان" در کارخانه سایپا تولید و به بازار عرضه گشت. در سال 1351 با تبدیل کارخانه پارس خودرو به شرکت "جنرال موتورز ایران" تولید اتومبیل های آریا و شاهین متوقف و تولید سواری های شورولت (اپل) 2500 و 2800 سی سی همچنین تولید سه نوع اتومبیل سواری "بیوک"، "کادیلاک" و "شورولت نوا" تحت لیسانس جنرال موتورز آمریکا شروع گردید. تولید این نوع سواری ها تا پایان سال 1360 ادامه داشت. در سال 1359 تولید سواری ژیان در کارخانه سایپا متوقف و به جای آن تولید سواری "رنو5" که از سال 1354 در کنار تولید ژیان آغاز گشته بود ادامه یافت. در سال های اخیر تولید اتومبیل هایی با تکنولوژی جدیدتر آغاز گردیده است که از جمله آنها می توان به تولید اتومبیل های پراید، پژو 405 و 206، نیسان پاترول و مزدا 323 اشاره کرد.

2- شرکت های خودروساز:
شرکتهای سازنده خودرو در ایران عبارتند از: شرکت ایران خودرو، سایپا، پارس خودرو، شهاب خودرو، ایران خودرو دیزل، سایپا دیزل، مرتب، کرمان خودرو، رانیران و زامیاد.

ایران خودرو1-2 - شرکت ایران خودرو (ایران ناسیونال سابق):
کارخانجات صنعتی ایران ناسیونال (ایران خودرو) که بزرگ ترین کارخانه اتومبیل سازی در ایران است در 12 مهرماه 1341 جهت تولید انواع خودرو ایجاد شد و یک سال بعد درتاریخ 28 اسفند 1342 مورد بهره برداری قرارگرفت. در اردیبهشت ماه 1346 بهره برداری از تأسیسات ساخت اتومبیل پیکان و در سال های بعد بهره برداری از خط تولید مینی بوس بنز 309 و خط تولید اتوبوس بنز 302 و خط تولید وانت آغاز گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نام شرکت ایران ناسیونال به شرکت ایران خودرو تغییر یافت. بدنبال تعطیلی کارخانه تالبوت انگلستان شرکت ایران خودرو اقدام به خرید ماشین آلات خط تولید آن کرد و از آن به بعد اکثر قطعات خودرو پیکان در ایران تولید می شود. همزمان با ورود ماشین آلات شرکت تالبوت در سال 1367 قرارداد استفاده از قوای محرکه شرکت پژوی فرانسه و تولید "پژوی 405" در ایران خودرو منعقد گردید. در سال 1376 نیز تولید اتومبیل"پژو RD " و مینی بوس "هیوندای" و در سال 1378 تولید اتومبیل "پژوپارس (پرشیا)" و "پژو استیشن" در این کارخانه آغاز گشت. در ادامه این روند و در خرداد ماه سال 1380 نیز تولید خودروی سواری "پژو 206 " و "خودرویX 7" یا "خودروی ملی (سمند)" آغاز شد.

2-2 شرکت سهامی عام صنعتی و تولیدی مرتب:
این شرکت در مهر ماه سال 1336 به منظور خرید و فروش و نمایندگی انواع خودرو تأسیس گردید و پس از پاره ای تغییرات در اساسنامه از سال 1349 به امر مونتاژ و تولید انواع اتومبیل های دو دیفرانسیل لندرور (وانت، آمبولانس، وانت استیشن) و قطعات یدکی ماشین آلات پرداخت. در سال های اخیر این شرکت علاوه بر تولید خودروی پاژن (لندرور) اقدام به تولید قطعات ماشین (میل گاردان، صفحه کلاچ و...) می نماید.

3-2 شرکت سهامی ایرانی تولید اتومبیل سایپا:
این شرکت در سال 1345 تأسیس گردید و اقدام به تولید اتومبیل های ژیان، پیکاپ، آهو و اتومبیل رنو "2 و 4 درب" (از سال 1353) و فروش لوازم یدکی آنها نمود. این شرکت از سال1361 تولید وانت یک دیفرانسیل "نیسان" با موتور2400 سی سی را آغاز نمود و از سال 1371 نیزعرضه اتومبیل "رنو-21" توسط این شرکت آغاز گردید که تا سال 1375 ادامه یافت ودر سال بعد (1372) به دنبال قرارداد منعقده با شرکت "کیا موتور" کره جنوبی این شرکت اقدام به مونتاژ وتولید اتومبیل"پراید"، در دو مدل "چهار درب" و "پنج درب" نمود. همچنین تولید اتومبیل سواری رنو "زانتیا" نیز در بهمن سال 1380 در این شرکت آغاز گردید.

4-2 شرکت زامیاد:
شرکت زامیاد در سال 1342 جهت واردات و ساخت کامیون، وانت وسایر وسایل نقلیه تأسیس گردید. از سال 1348 تولید کامیون "ولو" و از سال 1351 تولید وانت "نیسان" یک دیفرانسیل با موتور 2400 سی سی در این کارخانه آغاز گشت. در سال های اخیر نیز با خرید امتیاز لیسانس تولید مینی بوس از شرکت "ایوکو" ایتالیا اقدام به تولید مینی بوس "ایوکو" واز سال 1370 با وارد کردن قطعات منفصله اقدام به مونتاژ و عرضه کامیون های "ایوکو" ایتالیا نموده است.

5-2 شرکت تولیدی وصنعتی ایران کاوه:
شرکت تولیدی و صنعتی ایران کاوه در سال 1343 با هدف مونتاژ وساخت کامیون "ماک" تأسیس گردید. تولید این کامیون از سال 1347 آغاز گردید. ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و قطع رابطه با آمریکا تولید این کامیون به شدت کاهش یافت و در سال 1362 تولید آن متوقف گردید. سپس شرکت اقدام به تولید انواع تریلی واتاق کمپرسی نمود و از سال 1367 با همکاری شرکت "ولوو" سوئد اقدام به تولید کامیون "ولو" مدل F-12 می نماید. در سال 1378 این شرکت در شرکت سایپا ادغام گردید و گروه سایپا دیزل را تشکیل داد.

6-2 شرکت پارس خودروی ایران:
این شرکت در سال 1346 بنام "جیپ" تأسیس شد و تا پایان سال 1351 اتومبیل های "جیپ کروکی"، "وانت استیشن"، آمبولانس همچنین اتومبیل های سواری "آریا" و "شاهین" تولید می نمود. در سال 1352 پس از انعقاد قرارداد با شرکت جنرال موتور آمریکا نام شرکت به جنرال موتور ایران تغییر نمود و انواع اتومبیل های سواری "شورولت"، "بیوک" و "کادیلاک" و "وانت شورولت" علاوه بر اتومبیل جیپ تولید می نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و قطع تولید خودروهای فوق آن شرکت اقدام به مونتاژ و تولید انواع اتومبیل "نیسان پاترول" در مدل های وانت و وانت استیشن با موتور چهار و شش سیلندر نمود. از سال 1376 همزمان با تولید خودروی نیسان پاترول با خرید تجهیزات خط مونتاژ از شرکت سایپا اقدام به تولید خودروی سواری رنو-5 تحت عنوان"سپند-2" نموده است.

7-2 شرکت شهاب خودرو (لیلاند موتور ایران):
این شرکت در سال 1343 با هدف تولید انواع کامیون، اتوبوس وکامیونت تأسیس و اقدام به تولید انواع اتوبوس و کامیون نمود. پس از پیروزی انقلاب با خرید شاسی اتوبوس از شرکت "ایران خودرو" و موتور بنز از شرکت "ایدم تبریز" اقدام به تولید اتوبوس بنز 302 نمود. در سال های اخیر تولید شاسی اتوبوس در این شرکت آغاز و فعالیت هایی نیزجهت استفاده از نیروی محرکه اتوبوس محصول شرکت "رنو" انجام شده است.

خاور8-2 گروه صنعتی خاور:
در سال 1338 کارخانه بنز خاور جهت تولید کامیون تحت لیسانس کارخانه "بنز" آلمان در تهران تأسیس گردید و به ساخت انواع کامیون و کامیونت مبادرت ورزید. شرکت خاور در سال 1378 در شرکت ایران خودرو ادغام گردید و گروه "ایران خودرو دیزل" را تشکیل داد.

9-2 کارخانجات اتومبیل سازی مزدا (گروه خودرو سازی بهمن):
شرکت سهامی خاص کارخانجات اتومبیل سازی مزدا در سال 1331 بنام شرکت "سهامی خلیج کوبا" جهت امور حمل ونقل دریایی تأسیس شد و به موجب اجازه نامه وزارت صنایع ابتدا اقدام مونتاژ موتورسیکلت "وسپا" کرد. درسال 1349 تولیدات شرکت به ساخت خودروی وانت محصول شرکت "مزدا" ژاپن تغییر یافت و نام شرکت به شرکت سهامی اتومبیل سازی مزدا تغییر یافت. در حال حاضر علاوه بر تولید وانت اقدام به تولید خودرو سواری "مزدا 323" می نماید.
 
3- تولیدات صنایع خودروساز:
بر اساس آمار وزارت صنایع، شرکت های خودروسازی ایران درسال 1379 بالغ بر 297467 دستگاه انواع خودرو تولید کرده اند که 23.7 درصد نسبت به سال 1378 افزایش داشته است. در این مدت تولیدات سواری با 32.6 درصد رشد به 249076 دستگاه و تولید مینی بوس و کامیون با 251.8 و 8.7 درصد رشد به 2906 و 4428 دستگاه رسید. تولید اتوبوس، وانت و دو دیفرانسیل نیز نسبت به مدت مشابه سال قبل به ترتیب 36، 10.8 و19.6 درصد کاهش داشته است.

4- پیش بینی تولید:
بر اساس برنامه وزارت صنایع تا سال 1383 میزان تولید انواع خودرو از رقم 297467 دستگاه در سال 1379 به رقم 2660730 دستگاه خواهد رسید که بیانگر رشدی به میزان 54.9 درصد در طی دوره خواهد بود.
 
5- سهم شرکت های خودروساز در تولید انواع خودرو:
طی سال 1379 گروه ایران خودرو با تولید 182382 دستگاه خودرو 61.3 درصد تولید را به خود اختصاص داد و گروه سایپا با تولید 68082 دستگاه 22.8 درصد و سایر تولید کنندگان مابقی تولید را در اختیار داشته اند. بررسی سهم شرکت های خودروساز از تولید نشان می دهد. شرکت ایران خودرو و شرکت سایپا با داشتن 63.6 و 26.8 درصد بیشترین سهم را از بازار تولید سواری در اختیار دارند. همچنین شرکت ایران خودرو و شرکت زامیاد با داشتن حدود 53 و 38.6 درصد از بازار تولید وانت بیشترین سهم را از این بازار در اختیار دارند. در تولید مینی بوس و اتوبوس نیز شرکت ایران خودرو دیزل با داشتن سهمی برابر 72.4 و 48.9 درصد بیشترین سهم را دارا است.

6 صادرات صنایع خودرو:
طی دوره 1373 الی 1378 صادرات صنایع خودروسازی با متوسط رشد دوره 20 درصد به رقم 48.9 میلیون دلار افزایش یافت. در ده ماهه اول سال نیز 1379 صادرات صنایع خودرو به 49.8 میلیون دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل 47 درصد رشد داشت.
 
7- کیفیت خودروهای ساخت داخل:
با ازدیاد همکاری های شرکت های داخلی با شرکت های سازنده خودرو درصد ساخت قطعات در داخل کشور در سال های اخیر بسیار افزایش یافته است. برای مثال این امر از 95، 27.1، 47.1 و15.9درصد برای اتومبیل های پیکان، پراید و پژو و پاترول به 98، 85، 86.2 و54 درصد در سال 1378 افزایش یافته است. همچنین به دنبال بهبود کیفیت قطعات ساخت داخل تولید کنندگان ایرانی در امر ساخت قطعات توانسته اند به استانداردهای بالای بین المللی و دریافت گواهینامه کنترل کیفیت سری ISO 9000 دست یابند. در جدول "شماره 4" فهرست شرکت هایی که تا سال 1377 موفق به دریافت این گواهینامه گردیده اند ارائه گشته است.

8- تقاضا برای ثبت نام خودروهای سواری:
بر اساس برآوردهای منتشر شده توسط شرکت "ساپکو" میزان تقاضا برای ثبت نام خودروهای سواری (میزان تقاضا برای ثبت نام خودروی سواری از حاصل ضرب میانگین تولید طی دوره مورد بررسی بر اساس روزهای کاری، در زمان انتظار متقاضی برای تحویل خودرو بدست می آید) از 164500 دستگاه در فروردین سال 1376 به 243600 دستگاه در فروردین سال 1377 (حدود 48 درصد رشد) و به 293761 دستگاه در فروردین سال 1378 (حدود 78.5 درصد رشد) رسیده است. در دی ماه سال 1379 این میزان به 367222دستگاه رسید که نسبت به دیماه سال 1378 حدود 27.2 درصد افزایش داشته است.

 
[ بیستم شهریور 1389 ] [ 19:20 ] [ اطلس ایران وجهان ]

در قرون واعصار گذشته،  از جهت آشنایی با نحوه به دست آوردن آهن و فولاد همسطح و همتراز دیگر جوامع و تمدن های بزرگ بود.  اما در سه قرن اخیر به لحاظ افزایش سرعت تحولات در زمینه تکنولوژی تولید فولاد در کشورهای صنعتی و نیاز روزافزون به محصولات فولادی ایران در زمره وارد کنندگان محصولات فلزی قرار گرفت و ایجاد یک کارخانه ذوب آهن که مادر صنایع محسوب می شود به عنوان یک آرمان ملی از دوره قاجار مطرح بود که همواره با موانع متعددی از جمله مشکلات سیاسی خارجی و داخلی و محدودیت های مالی مواجه بود.

 تا اینکه در چهارچوب پروتکل همکاری های فنی و اقتصادی بین دولتین ایران و شوروی سابق، احداث کارخانه  ذوب آهن مورد توافق قرار گرفت و موافقت نامه ای به امضاء رسید که در 23 دی ماه 1344 به تصویب مجلس رسید. یکی از اصول این توافق نامه همکاری دولت شوروی در زمینه احداث کارخانه ذوب آهن در ایران بود. بر همین اساس شرکت ملی ذوب آهن ایران قراردادی با موسسه ( تیاژپروم اکسپورت شوروی ) برای تهیه طرح و تجهیزات لازم کارخانه و تجهیز معادن سنگ آهن و زغال سنگ و سنگ آهک منعقد کرد.  کارشناسان شوروی با توجه به محدودیت منابع مالی و مواد اولیه خصوصاً ذخایر شناخته شده زغال سنگ،  ظرفیت کارخانه را در فاز اول 550 هزار تن فولاد در سال تعیین کردند که مورد موافقت  قرار گرفت.معرفي كارخانه ذوب آهن اصفهان با توجه به كانوني بر متغيرهاي

متعاقباً کارشناسان ایرانی و شوروی اطراف شهر اصفهان را از نظر استحکام طبقات زمین، موقعیت محل از نظر زلزله، تامین آب، انرژی الکتریکی، مواد اولیه، خطوط ارتباطی، عوامل فنی، اقتصادی اجتماعی مورد بررسی قرار دادند.

در نتیجه مطالعات آنها دشت طبس واقع در 45 کیلومتری جنوب غربی اصفهان برای احداث کارخانه مناسب تشخیص داده شده و قطعیت یافت.  کارهای اجرایی احداث ساختمان واحدهای مختلف کارخانه از سال 1346 آغاز و با ایجاد کارگاه های کک سازی، اگلومراسیون و کوره بلند شماره 1 در نیمه اول دی ماه 1350 ،  بهره برداری از مجتمع با تولید چدن آغاز شد و تولید محصولات فولادی  نیز با راه اندازی بخش فولاد سازی و مهندسی نورد در دی ماه 1351 با ظرفیت 550 هزار تن در سال شروع شد.  متعاقب آن در سال 1351 کارهای ساختمانی و اجرایی طرح توسعه برای رسیدن به ظرفیت 000/900 /1 تن فولاد در سال با احداث کوره بلند شماره 2 و توسعه بخش های مختلف آگلومراسیون،  کک سازی، فولاد سازی، نورد و .... شروع گردید. و عملیات ساختمانی کمپلکس چدن در سال 1357 به اتمام رسید.  لیکن به دلیل اشکالات موجود در طراحی ماشین های ریخته گری مداوم روسی،  فولادسازی به عنوان گلوگاه و محدود کننده تولید بود که درهمین رابطه از سال 1367 نصب دو دستگاه ریخته گری مدرن از کشور ایتالیا شروع و در سال 1369 بهره برداری کامل از کمپلکس فولاد تا مرز ظرفیت اسمی انجام پذیرفت.  اگرچه در دوران جنگ تحمیلی در ذوب آهن نیز همچون دیگر صنایع روند رسیدن به اهداف طرح توسعه  درد حد مطلوب نبود ولی پس از اتمام جنگ این کارخانه با به کارگیری امکانات خود توانست به مرز تولید 000/000/2 تن یعنی بیش از ظرفیت نصب شده تجهیزات خود برسد.  در ادامه به دنبال مطالعات انجام شده، اجرای بازسازی جامع و همه جانبه در دستور کار کارخانه قرار گرفت و با تکیه به توانمندی های موجود در نیروهای متخصص سعی شد ضمن استفاده از ظرفیت بازسازی با کمترین هزینه و اتلاف وقت اقدام به افزایش ظرفیت تولید واحدها نموده،  تنوع محصولات را اضافه کرده و همچنین کیفیت آنها را بهبود بخشید.  پیرو بررسی و مطالعات انجام شده و با هدف متوازن نمودن ظرفیت تولید واحدهای مختلف کارخانه اجرای طرح توازن کارخانه در دست اقدام می باشد.

شركت ذوب آهن اولين و بزگترين توليد كننده كشور جمهوري اسلامي ايران است. اين شركت به حول وقوه الهي و با تلاش وهمت كاركنان مجرب و پرتوان، افتخار داشته تا در فراز و نشيب تاريخ كشور ايران بعنوان يك پايگاه اقتصادي شناخته شود و پس از انقلاب اسلامي با رساندن ركورد توليدات به بالاتر از ظرفيت اسمي، خود را عنوان نهاد شاخص اقتصاد جمهوري اسلامي ايران مطرح نمايد.
اكنون فولاد ذوب آهن اصفهان در سطح بالايي از استاندارهاي كيفي پاي به فراسوي مرزهاي ميهن ميگذارد و با اعتماد و اطميناني ناشي از دانش فني و تجرب ديرين توليدي، به شناساندن كيفيت مطلوب محصولات خود مي پردازد.
اخذ گواهينامه ISO 9001 در طراحي و توليد محصولات و نيز كسب پروانه استفاده از مهر استاندارد، خود مويد اين ادعا مي باشد.

تاريخچه سازمان :
 

موافقت نامه تأسيس كارخانه ذوب آهن اصفهان در 23 ديماه 1344 هجري شمسي (1965ميلادي) در چهارچوب همكاري ها ی فني - اقتصادي بين دو كشور ايران و شوروي سابق تنظيم و بهره برداري از اين مجتمع تا مرحله توليد چدن در سال 1350 و توليد محصولات فولاد ساختماني در سال 1351 با ظرفيت 600 هزار تن آغاز گرديد. اين كارخانه واقع دردشت طبس - در 45 كيلومتري جنوب اصفهان - شهر كرد واقع است. كارهاي اجرايي احداث واحدهاي مختلف كارخانه از سال 1346 آغاز و با ايجاد كارگاههاي كمك سازي و كوره بلند شماره يك در نيمه اول دي ماه 1350 بهره برداري از مجتمع با توليد چدن آغاز شد. توليد محصولات فولادي نيز با راه اندازي بخش فولادسازي و مهندسي نورد در ديماه 1351 با ظرفيت 550 هزارتن در سال، كارهاي ساختماني و اجرايي طرح توسعه براي رسيدن به ظرفيت 1/9 ميليون تن در سال با احداث كوره بلند شماره 2 و توسعه بخشهاي مختلف آگلومراسيون كك سازي، فولادسازي، نورد و ... شروع شد و عمليات ساختماني كمپلكس چدن در سال 1357 به اتمام رسيد در سال 1374 به عنوان شروع دوران بازسازي اعلام شد.

قسمتهاي اصلي خط توليد ذوب آهن اصفهان :
 

(1) بخش آگلومراسيون
 

وظيفه اصلي بخش آگلومراسيون توليد آكلومره با شرايط فني مناسب جهت مصرف در كوره بلند است. اين بخش شامل انبار مواد خام، كارگاه بونكرهاي مواد آماده و كارگاه پخت است. مصرف الگومره نسبت به مصرف مستقيم سنگ آهن به دليل يكنواختي آناليز مواد شيميايي واحياپذيري بهتر باعث افزايش راندمان كوره بلند به ميزان 25 تا 30 درصد گرديده و همچنين مصرف كك را تا 20% كاهش ميدهد.

1- انبار مواد خام
 

انبار مواد خام داراي سه وظيفه اصلي است :
1- دريافت مواد اوليه مناسب از نظر كمي و كيفي و ذخيره سازي آنها.
2- همگن كردن مواد.
3- ارسال مواد به واحدهاي مصرف كننده كليه مواد خام مصرفي در توليد به جز زغال سنگ كه مستقيماً در سيلوهاي بخش كك سازي ذخيره مي شود و بوسيله واگن يا كاميون از معادن به اين انبار وارد شده و اين واحد وظيفه ذخيره سازي و تأمين مواد اوليه جهت واحدهاي مختلف را به عهده دارد. انبار مواد خام داراي 15 سكو با ظرفيت هرسكو 70-80 هزار تن است.

2- كارگاههاي بونكرهاي مواد آماده
 

وظيفه اين كارگاه دريافت، آماده سازي و ارسال مواد خام مورد نياز با تركيب شارژي مناسب جهت توليد آگلومره با شرايط فني مورد نظر به كارگاه پخت است. اين كارگاه داراي 2 رديف 19 تايي بونكر 90 متر مكعبي جهت دريافت و ارسال مواد مي باشد.

3- كارگاه پخت
 

وظيفه اين كارگاه دريافت مخلوط مواد خام، پخت و تبديل آن به آگلومره با شرايط مورد نياز كوره بلند ميباشد. اين كارگاه داراي 3 پخت 75 متر مربعي از نوع روايت لويد ميباشد.

(2) بخش توليدات كك و مواد شيميايي
 

وظيفه اصلي بخش توليدات كك و مواد شيميايي توليد كك به عنوان ماده سوختي و احيأ كننده اصلي در كوره بلند مي باشد. اين بخش شامل كارگاه ذغال، كارگاه كك سازي، كارگاه بازيابي مواد، كارگاه پالايش بنزول و كارگاه اسيد سولفوريك است.

1- كارگاه ذغال
 

وظيفه اين كارگاه دريافت ذغال از معادن ، ذخيره سازي و تهيه شارژ مناسب جهت باطريهاي كك سازي است. اين كارگاه متشكل از تجهيزات انباشت و برداشت ذغال، سوند خرد كن و 40 عدد سيلو جهت ذخيره سازي ذغال به ظرفيت صد هزار تن مي باشد.

2- كارگاه كك سازي
 

وظيفه اين كارگاه تهيه ذغال سنگ و ارسال آن به بخشهاي كوره بلند و آگلومراسيون مي باشد. كارگاه كك سازي متشكل از دو باطري، يك داراي 58 سلول و ديگري داراي 72 سلول 19/3 متر مكعبي مي باشد. اين كارگاه ذغال سنگ مورد نياز خود را از برج ذغال تحويل و درسلولهاي كك شارژ مي گردد. آنگاه فرآيند تبديل ذغال به كك صورت مي گيرد.

3- كارگاه بازيابي مواد
 

وظيفه كارگاه بازيابي مواد، تصفيه مقدماتي گاز توليد شده توسط باطريهاست. در اين كارگاه از گاز كك قطران ، سولفات آمونيوم، بنزول خام و فنلات سديم جدا شده گاز براي تصفيه نهايي به كارگاه توليد اسيد سولفوريك ارسال مي شود. از گاز باقيمانده به عنوان يك ماده سوختني در نيروگاه ذوب آهن و همچنين كوره هاي نورد توليدات نسوز استفاده مي شود.

4- كارگاه پالايش بنزول
 

كارگاه پالايش بنزول از سه واحد پالايش بنزول خام، قطران و توليد فنل تشكيل شده است. اين كارگاه سه وظيفه دارد: 1- دريافت بنزول خام از كارگاه بازيابي مواد و توليد محصولات بنزين 2- دريافت قطران از كارگاه بازيابي مواد و توليد قطران توليد فرآورده هاي نسوز دولوميتي و روغن جاذب در واحد پالايش قطران 3- دريافت فنلات سديم از كارگاه بازيابي مواد و توليد فنل.

5- كارگاه اسيد سولفوريك
 

وظيفه اين كارگاه جداسازي گاز كك و توليد اسيد سولفوريك در اثر واكنشهاي شيميايي با استفاده از كاتاليزور واناديوم پنتا اكسيد و نيز تصفيه نهايي گاز كك مي باشد.

(3) بخش كوره بلند
 

هدف اصلي بخش كوره بلند توليد چدن مذاب جهت استفاده در بخش فولادسازي يا در صورت عدم پذيرش ارسال آن كارگاه چدن ريزي است. اين بخش شامل كارگاه اصلي كوره بلند، كارگاه چدن ريزي، كارگاه دانه بندي سرباره، كارگاه تعمير پاتيل، تأسيسات بونكرها و ذخيره مازاد مواد مي باشد.

1- كارگاه اصلي كوره بلند
 

توليد چدن در بخش كوره بلند از طريق كوره بلند شماره 1 و 2 صورت مي گيرد. كوره بلند شماره (1) داراي حجم 1033 و توليد متوسط ساليانه طبق طرح 1/273/250 تن و توليد واقعي 1/470/000 تن مي باشد در فرآيند توليد چدن در كوره بلند مواد از دهانه كوره شارژ و هواي غني شده با اكسيژن به همراه ديگر كمك سوختها از بالاي بوته به كوره دميده ميشود.

2 - كارگاه چدن ريزي
 

وظيفه اين كارگاه توليد شمش چدن در صورت عدم جذب چدن مذاب توليد كوره بلند، توسط بخش فولادسازي مي باشد. اين كارگاه داراي دو دستگاه ماشين چدن ريزي هر كدام به ظرفيت 162 تن در ساعت مي باشد.

3- كارگاه سرباره
 

مواد ورودي به اين كارگاه سرباره مذاب مي باشد كه دانه بندي نشده يا درقسمت خرد كن به كلوخه تبديل مي گردد و به عنوان ماده اوليه در كارخانجات سيمان مورد استفاده قرار مي گيرد.

4- كارگاه آماده سازي پاتيل
 

وظيفه اين كارگاه نسوز چيني و آماده ساختن پاتيلهاي چدني جهت ذوب گيري مي باشد.

5- تأسيسات بونكرها و ذخيره سازي مواد
 

تهيه و ذخيره سازي مواد اوليه مورد نياز كوره بلند وظيفه اين كارگاه است. ظرفيت بونكرهاي كوره بلند شماره 1 و 2 به ترتيب 2150m و 4194 مي باشد.

(4) بخش فولادسازي
 

در بخش فولادسازي تبديل چدن توليد شده در كوره بلند به فولاد با آناليز و ابعاد مناسب ا نجام مي گيرد. اين بخش شامل كارگاه ميكسر ، كارگاه كنورتور، كارگاه 1.f، كارگاه ريخته گري، كارگاه شمش آماده سازي پاتيل و كارگاه آهن قراضه مي باشد.

1- كارگاه ميكسر
 

وظيفه اصلي كارگاه ميكسر ذخيره سازي و تأمين چدن با تركيب شيميايي يكنواخت براي كارگاه كنورتور مي باشد. اين كارگاه داراي دو ميكسر با ظرفيت اسمي 1100تن است.

2- كارگاه كنورتور
 

هدف كارگاه كنورتور تبديل چدن مذاب به فولاد با ماركهايي مشخص مي باشد. اين كارگاه داراي سه كنورتور نوع LD.CB بوده كه ظرفيت توليد هركدام 1300 تن مي باشد در اين كارگاه انواع فولادهاي ساختماني و صنعتي توليد مي گردد.

3- كارگاه L.F
 

فولاد توليدي كنورتور برگشتي از ريخته گري كه نياز به هموژن كردن، گرم كردن يا تصحيح آناليز داشته باشد به اين كارگاه ارسال مي شود. دراين كارگاه گازهاي بي اثر مانند ازت و آرگون به مدت نياز به درون مذاب دميده مي شود. تا اينكه فولاد مذاب از نظر درجه حرارت و تركيب شيميايي كاملا‌ً همگن شده نيز از ناخالصيهاي غير فلزي تصفيه گردد.

4- كارگاه تعمير پاتيل
 

اين كارگاه به منظور تأمين و آماده سازي پاتيلهاي فولاد و ريخته گري و همچنين نسوز كاري ميكسرها و كنورتورها و پاتيلهاي مورد نياز بخش فولادسازي در نظر گرفته شده است.

5- كارگاه ريخته گري مداوم
 

هدف كارگاه ريخته گري توليد شمش در ابعاد مورد درخواست نورد مي باشد. اين كارگاه شامال 4 ايستگاه ريخته گري از نوع روسي و 4 ايستگاه ريخته گري از نوع دانيالي مي باشد.

6- كارگاه شمش
 

هدف كارگاه شمش شناسايي عيوب شمشها و آماده سازي شمشهاي ريخته گري شده با كيفيت مطلوب و اندازه هاي مورد درخواست مهندسي نورد مي باشد.

(5) مهندسي نورد
 

هدف مهندسي نورد عبارت است از تغيير فرم شمش به مقاطع مورد نظر اين مهندسي. كارگاه هاي نورد 500، نورد300، نورد 250/350 و كارگاه هاي سروي دهنده مي باشد. نورد به دو صورت گرم و سرد مي باشد. كارگاه هاي نورد ذوب آهن همگي از نوع نورد گرم مي باشد. در نورد گرم شمش پس از رسيدن به درجه حرارت مورد نظر در كوره هاي نورد از بين غلتكها در حال چرخش عبور مي كند و به فرم مورد نظر تبديل مي شود.

1- كارگاه نورد 300
 

كارگاه نورد 300 از نوع نورد نيمه سبك و مداوم است. ظرفيت توليد اين كارگاه 700 هزار تن در سال بوده و توليدات كارگاه شامل ميلگرد و آرماتور از 12 تا 32 و نبشي از 4 تا 6 مي باشد.

2- كارگاه نورد 500
 

كارگاه نورد 500 از نوع نورد متوسط و مداوم است. ظرفيت اين كارگاه 750 هزار تن در يال بوده و عمده ترين محصولات آن تير آهن از 12 تا 16 ناوداني، و ميلگرد از 60 به بالا مي باشد.

3- كارگاه نورد 650
 

اين كارگاه از نوع نورد سنگين غيرمداوم بوده و داراي دو خط توليد تيرآهن وچهارگوش است.ظرفيت توليد 750 هزارتن درحال است.توليدات كارگاه شامل تيرآهن از 14 تا 30 ، ميلگرد از 56 به بالا و چهار گوش100 است و ريل U33 بصورت آزمايشي در اين كارگاه توليد شد.

4- كارگاه نورد 250/350
 

اين كارگاه از نوع سبك و مداوم بوده و داراي ظرفيت توليد 230 هزار تن درسال مي باشد و دو خط مستقيم براي توليد دارد. توليدات اين كارگاه شامل ميلگرد و آرماتور از 14 به بالا و نبشي و نيز كلاف هاي سيم از 5/5 تا 16mm مي باشد.
5- اين كارگاهها وظيفه تراش و آماده سازي غلتكها، مونتاژ، ساخت و تعمير بعضي از قطعات مورد نياز نورد را بر عهده دارد.

توليدات ذوب آهن
 

1- محصولات فولادي كه شامل موارد زير است :
 

1) انواع فولادهاي ساختماني
2) انواع فولادهاي كيفي كم عيار
3) انواع تير آهن بال نيم پهن و پهن موازي
4) انواع ناوداني بال موازي
5) انواع نبشي
6) انواع ميلگرد ساده و آجدار بتون مسلح
7) انواع چهار گوش و شش گوش
8) انواع تسمه

2- فرآورده هاي جنبي كه شامل موارد زير ميباشد :
 

1- چدن جامد 2- قطران 3- فنل 4- فولوئن 5- گليسن
6- سولونت 7- سولفات آمونيوم 8- لجن صنعتي جهت صنايع رنگ
9- آب مقطر 10- اكسيژن مايع 11- ازت مايع 12- آهك
اما محصولات خاص ذوب آهن در سه گروه در حال حاضر توليد مي شود:
1/ چهار گوش صنعتي 2/ ميلگرد شاخه اي در اندازه هاي مختلف 3/ مفتولها 4/ مفتولهاي كششي 5/ مفتول الكترود 6/ مفتول الكترو جوشكاري زير پودري و تحت گاز محافظ Co2 7/ مفتول بتون پيش تنيده 8/ مفتول فنر 9/ مفتول سيم طوقه

منبع- سایت راسخون

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 13:50 ] [ اطلس ایران وجهان ]

ایران شصت و نهمین قدرت اقتصادی جهان

اکونیوز: مجمع جهانی اقتصاد در تازه‌ترین گزارش خود اعلام کرد ایران رتبه 69 در میان 139 کشور جهان از نظر قدرت رقابت اقتصادی را کسب کرده و بالاتر از بلغارستان، کرواسی، مصر، یونان و اوکراین از این نظر قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir)، مجمع جهانی اقتصاد تازه‌ترین گزارش خود از رده‌بندی کشورهای جهان از نظر قدرت رقابت در اقتصاد جهانی را منتشر کرده است.
بر اساس این گزارش ایران در میان 139 کشور جهان از نظر قدرت رقابت اقتصادی رتبه 69 را کسب کرده است. نمره ایران در شاخص رقابت اقتصادی جهانی نیز 4.14 شده است.
شاخص رقابت اقتصادی جهانی رقمی از 0 تا 10 را در بر می گیرد که هر چه این عدد بیشتر باشد دلالت بر قدرت رقابت اقتصادی بیشتر در سطح جهانی دارد. فاکتورهایی که در تهیه این شاخص مورد لحاظ قرار گرفته‌اند عبارتند از: بهره‌وری اقتصادی، ابتکارات و اختراعات، کیفیت بازارهای مالی، بهداشت، آموزش، نهادها، زیرساخت ها و غیره.
سوئیس که در صدر این رده‌بندی قرار گرفته است نمره 5.63 را در شاخص رقابت اقتصادی جهانی و کشور چاد که در انتهای این رده‌بندی قرار دارد نمره 2.73 را از این نظر کسب کرده‌اند.
بر اساس این گزارش قدرت رقابت اقتصادی ایران از 70کشور بیشتر است که از جمله این کشورها عبارتند از: لتونی رتبه 70، بلغارستان رتبه 71، قزاقستان رتبه 72، پرو رتبه 73، نامیبیا رتبه 74،‌مراکش رتبه 75، کرواسی رتبه 77، مصر رتبه 81، یونان رتبه 83، الجزایر رتبه 86،‌اوکراین رتبه 89، سوریه رتبه 97، و لیبی رتبه 100.
کلمبیا نیز با کسب نمره 4.141 یک پله بالاتر از ایران قرار گرفته است.
پس از سوئیس که رتبه نخست جهان را کسب کرده است سوئد در جایگاه دوم و سنگاپور در جایگاه سوم قرار گرفته‌اند. کشورهای آمریکا، آلمان، ژاپن، فنلاند، هلند، دانمارک، کانادا، هنگ کنگ، انگلیس، تایوان، نروژ، فرانسه، استرالیا، قطر، اتریش، بلژیک و لوکزامبورگ نیز به ترتیب رتبه‌های چهارم تا بیستم را از نظر قدرت رقابت اقتصادی خود در سطح جهان بدست آورده‌اند.
در این گزارش آمریکا با سقوط دو پله ای در رده‌بندی جهانی نسبت به سال قبل مواجه شده است. این کشور در گزارش سال 2009 مجمع جهانی اقتصاد رتبه دوم جهان از نظر قدرت رقابت اقتصادی را کسب کرده بود.
مجمع جهانی اقتصاد کسری شدید بودجه،‌افزایش بدهی‌های دولتی، و کاهش اعتماد عمومی به سیاستمداران و اخلاق شرکتی را از جمله مشکلات مهم اقتصاد آمریکا معرفی کرده است و در عین حال وجود شرکت های مبتکر و نوآور، دانشگاه های عالی و یک بازار کار انعطاف پذیر در این کشور را مورد ستایش قرار داده است.
در میان کشورهای در حال توسعه چین بالاترین رتبه را بدست آورده است و با صعود دو پله‌ای نسبت به سال قبل در جایگاه 27 جهان جای گرفته است.
ژاپن نیز نسبت به سال قبل دو پله صعود داشته است و در جایگاه 6 قرار گرفته است.
یونان که با بحران بدهی‌های دولتی مواجه است 12 پله نزول داشته و در جایگاه 83 قرار گرفته است.
در منطقه خاورمیانه قطر با رتبه 17 جهان در جایگاه نخست شناخته شده است و پس از آن عربستان با رتبه جهانی 21، امارات با رتبه جهانی 25، عمان با رتبه جهانی 34، کویت با رتبه جهانی 35، بحرین با رتبه جهانی 37، اردن با رتبه جهانی 65، ایران با رتبه جهانی 69، لبنان با رتبه جهانی 92، و سوریه با رتبه جهانی 97 قرار گرفته‌اند.
قطر با صعود 5 پله ای در این رده بندی نسبت به سال قبل، عربستان با صعود 7 پله ای و امارات با سقوط دو پله ای مواجه شده اند.
این گزارش در مورد صعود یا سقوط رتبه ایران نسبت به سال قبل اطلاعاتی را منتشر نکرده

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:59 ] [ اطلس ایران وجهان ]
منبع- دنیای اقتصاد

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:39 ] [ اطلس ایران وجهان ]
افزايش جمعيت، مهاجرت به شهرها و بالا رفتن تقاضا براي مسکن (نسبت به عرضه آن) در دو دهه گذشته، اکثر شهرهاي بزرگ کشور به ويژه تهران را با چالش مسکن مواجه کرده است. مسکن از نظر اقتصادي و اجتماعي يکي از مشکلا ت جامعه چه در زمان حال و چه در زمان گذشته بوده است و جابجايي هزينه خانوار از خوراکي و بهداشت، مسافرت و تفريحات، پوشاک، تحصيل و غيرو به سمت مسکن، براي نسل آينده مشکلا ت عديده بين نسلي به وجود آورده و خواهد آورد. مشکل کمبود عرضه مسکن بيشتر براي اقشار متوسط و کم درآمد جامعه وجود دارد، به طوري که بر اساس آنچه ملا حظه مي شود، خانوار هاي متوسط ايران بايد بيش از 15 سال درآمد خود را پس انداز کنند تا خانه متوسطي (75 متر) در يکي از شهرهاي بزرگ مثل تهران خريداري نمايند. بازار مسکن در ايران، يک بازار پرنوسان و در عين حال ناکارآمد بوده که عرضه و تقاضا در آن با هم تناسب ندارند. براي مثال، در بخش مسکن کم درآمدها، با کاهش عرضه و افزايش تقاضا مواجه هستيم، در حالي که در بخش بازار مسکن پردرآمدها، افزايش عرضه و کاهش تقاضا وجود دارد. در حال حاضر، 40 درصد از تقاضا در بخش مسکن مربوط به مسکن 50 متري است، در حالي که عرضه اين نوع مسکن تنها 20 درصد عرضه کل مي باشد و گفتني است، بر اساس برآوردهاي به عمل آمده توسط مجلس بالغ بر 250 هزار واحد مسکوني خالي در شهر تهران وجود دارد. بر اساس آمار منتشره توسط مرکز پژوهش هاي مجلس از وضعيت بازار مسکن در ايران، در حال حاضر، کشور با کمبود يک ميليون و ششصد هزار واحد مسکوني مواجه است و اين در حالي است که بيش از 40 هزار هکتار بافت فرسوده بدون احتساب حاشيه نشيني در کشور شناسايي شده است و روند ساخت و ساز واحدهاي مسکوني در مناطق شهري و روستايي و اقدامات و سياست هاي دولت براي افزايش ساخت و سازها نيز تاکنون موثر نبوده است. تعداد خانوارهاي کشور از 12 ميليون و 230 هزار نفر در سال 1375 به 17 ميليون و 596 هزار خانوار در سال 1385 افزايش يافته، همچنين در اين مدت، تعداد واحدهاي مسکوني از 10 ميليون و 800 هزار واحد به 15 ميليون و 256 هزار واحد رسيده است و از حدود 17 ميليون و 596 هزار خانوار کشور حدود 5 ميليون خانوار فاقد مسکن مناسب مي باشند. بخش خصوصي آمار فعاليت بخش خصوصي در بخش مسکن حاکي است در سال 1375 حدود 200 هزار واحد مسکوني در کشور ساخته شده است که اين ميزان در سالهاي 81 و 82 به ترتيب به 446 هزار واحد مسکوني و 463 هزار واحد مسکوني افزايش يافته است، ولي در سال 1383 آمار ساخت و ساز کشور کاهش يافته و به رقم 402 هزار واحد مي رسد. در ادامه ساخت و ساز مسکن در سال 1384 با 78 هزار واحد افزايش بر 480 هزار واحد مسکوني و در پايان سال 1385 به 500 هزار واحد مسکوني بالغ گشته است. آمارها حاکي از آن است که قيمت مسکن در کشور از سال 1369 تا 1374 روند ثابتي را طي کرده است، ولي در سال 1374 و 1375 اين روند افزايش داشته و نزديک به شاخص تورم متوقف شده است. بين سالهاي 1376 تا 1379 بار ديگر رکود بر بخش مسکن حاکم گرديده و هر چند قيمت مسکن در اين سالها فاصله قابل توجهي با شاخص تورم پيدا کرده است، از سال 1379 رشد جهشي قيمت آغاز شده و اين بار تا سال 1382 ادامه يافته و قيمت مسکن از شاخص تورم فراتر رفته است. در سال 1383 با اشباع قيمت ها بار ديگر رکود بر بخش مسکن حاکم شده که البته در اوايل سال 1385 نشانه هايي از رونق نسبي در بخش مسکن ديده شد و مي رفت تا خريد و فروش مناسبي را نويد دهد، ولي اين رونق نسبي پس از مدتي موجب افزايش قيمت مسکن و رکود مجدد بازار گرديد. دوره رونق توليد و رکود بازار سالهاي 1379 تا ابتداي 1383 طولا ني ترين دوره رونق توليد مسکن در سه دهه گذشته بوده است و در اين دوره ميزان توليد مسکن شهري بخش خصوصي از 304 هزار واحد مسکوني با زيربناي 28 ميليون متر مربع در سال 1378 به رقمي بالغ بر 456 هزار واحد مسکوني با زيربناي 54 ميليون متر مربع بالغ گرديده است. از طرف ديگر رکود معاملا ت مسکن در تهران، از سال 1381 شروع شده و اين رکود به طور عمده در اثر افزايش شديد قيمت ها در سال 1380 و در ادامه آن در سال 1381 روي داده است، که بر اثر آن تقاضاي مسکن به علت کاهش توان مالي خانوارها کاهش يافته است. در واقع در سال 1381 شمار معاملات مسکن در تهران 24 درصد کمتر از سال 1380 بوده و در همين دوره، يعني سال 1380 و نيمه اول سال 1381 به علت افزايش قيمت ها، توليد مسکن در تهران افزايش يافت. سال 1381 يعني دوران اوج ساخت و ساز مسکن براي ساخت 161333 هزار واحد مسکوني پروانه ساخت صادر شد. اما همراه با رکورد معاملات مسکن در نيمه اول سال 1381 و سپس توقف فروش تراکم در تهران در نيمه دوم سال، توليد مسکن تهران با ميزان 21 درصد در سال 1381 نسبت به سال 1380 کاهش يافت. در سال 1381 رکود توليد مسکن در تهران با افزايش توليد در ديگر شهرهاي کشور همراه بوده، به گونه اي که در اين سال توليد مسکن در تمامي مناطق شهري کشور حدود 21 درصد رشد داشته است، اما در سال 1382 با استمرار کاهش توليد مسکن در تهران و اشباع بازار مسکن در شهرهاي بزرگ، توليد کل مناطق شهري حدود 4 درصد کاهش يافت. اين کاهش توليد مسکن در کشور، در نيمه اول سال 1382 به 11 درصد رسيد. با افزايش رشد توليد در تهران در نيمه دوم سال 1383 پيش بيني مي شد که ساخت و ساز مسکن در نقاط شهري کشور در کل اين سال کاهش شديدي نداشته و در حد روند بلند مدت 83 - 1387 تثبيت شود، ليکن شرايط چنانکه مي بينيم اينچنين رقم نخورد و آمار پروانه هاي ساختماني و تعداد واحدهاي تکميل شده، تداوم رکود را نشان مي دهد که با فرآيند افزايش قيمت هاي مسکن و توقف و کاهش فروش تراکم درتهران و از اواخر سال 1381 شروع شده و سپس به ساير شهرهاي کشور نيز تسري پيدا کرده و تا به حال ادامه دارد. پروانه هاي ساختماني آمار تعداد پروانه هاي ساختماني کل کشور نشان مي دهد، پروانه هاي ساختماني از 132894 واحد در سال 1377 به 161333 واحد در سال 1381 افزايش يافته و سپس روند نزولي خودرا شروع کرده است، به طوري که تعداد پروانه هاي ساختماني صادر شده کل کشور از 161333 واحد در سال 1381 به ترتيب سال به 148941، 135973، 129795 در سال هاي 1382، 1383 و 1384 تنزل کرده و در ادامه روند نزولي خود به رقم 117115 واحد در پايان سال 1385 نايل آمده و کاملا رکود حاکم در بازار مسکن ايران را نشان مي دهد. برخي عوامل موثر بر رکود بازار تورم تورم ناشي از افزايش نامناسب نقدينگي، شايد در اقلام تجاري، مصرفي و غيره به وسيله اهرم هاي مختلف همچون واردات قابل کنترل باشد، اما در کالاهاي غيرمنقول همچون زمين و ساختمان قابل کنترل نبوده و حتي با ورود سرمايه هاي غيرحرفه اي و سرگردان، سوداگري و واسطه گري در اين بخش افزايش مي يابد که در اين صورت زمين و مسکن از يک کالاي مصرفي به يک کالاي سرمايه اي و پربازده تبديل شده است و با تبديل شدن مسکن به يک کالاي سرمايه اي، قيمت ها به راحتي از سوي عرضه کننده افزايش مي يابد و متقاضي نيز به خاطر تقاضاي فوري ناشي از تصور افزايش حتمي و چند باره قيمت در آينده نزديک، به قيمت هاي بالا تن مي دهد. بيماري هلندي بيماري هلندي به شکلي خاص از تحولات اقتصادي گويند که بيشتر گريبانگير کشورهائيست که صادرات عمده مواد اوليه دارند. البته اين وضعيت مختص کشورهاي در حال توسعه نبوده و برخي کشورهاي صنعتي جهان نيز بدان دچار شده اند. در اقتصاد ايران، افزايش قيمت نفت و افزايش ميزان صادرات منابع طبيعي ديگر در چند دهه اخير موجب بالا رفتن درآمد ملي و ذخاير ارزي کشور شده است. عمران و بازسازي زيرساخت هاي کشور و برنامه هاي رفاه و تامين اجتماعي پس از جنگ در قالب افزايش مخارج دولت و رشد سرمايه گذاري، منجر به جريان يافتن ارز حاصل از فروش ذخاير به سمت بازار شده و باعث افزايش حجم نقدينگي دردست مردم گرديده است. افزايش نقدينگي، به نوبه خود زمينه ساز ايجاد يک تورم دو رقمي مزمن در کشور گشته و در چنين شرايطي، اصولا مي بايست با کاهش نرخ ارز و رونق واردات روبه رو باشيم، که در اين صورت کالا هاي تجاري که امکان واردات از خارج را دارند، با افزايش قيمت روبه رو نشده و بار تورم به دوش کالا هاي غيرتجاري و غير منقول يا کالا هايي که واردات آنها ممنوع و البته قاچاق آنها غيرممکن است، منتقل خواهد شد. (هر چند به دليل سياست هاي انبساطي و مقررات محدودکننده گمرکي و قوانين وارداتي و حمايتي دولت، بانک مرکزي و وزارت امور اقتصاد و دارايي، در اين بخش نيز اقتصاد ايران معکوس عمل کرده و علي رغم افزايش درآمدهاي ارزي دولت، تمامي کالا هاي تجاري داراي امکان واردات از خارج از کشور نيز مشمول تورم و افزايش قيمت شده اند.) بدين ترتيب بيماري هلندي باعث بروز و انتقال تورم به بازارهايي چون مسکن گرديده است. ضعف بازارهاي مالي ضعف بازارهاي مالي کشور، خصوصا بانک مرکزي که همواره قدرت سايه اي در سياست هاي کلا ن اقتصادي ايران و گوش به فرمان بي چون و چراي دولت ها بوده است به همراه عدم توانايي بازار سرمايه براي جذب وجوه نقدي و عدم موفقيت سياست هاي يکسان سازي نرخ ارز به علت سياست هاي انبساطي غيراصولي که جذابيت هاي بورس بازي در بازارهاي ارز را از بين برده است، همه و همه جريان وجوه نقدي در دست بورس بازان و سفته بازان را به سمت ملک و مسکن سرازير کرده است. رشد جمعيت رشد سالا نه جمعيت کشور و تغيير الگوي مصرف مردم از عواملي است که کنترل کننده جريان تقاضا در کشور به شمار مي روند. با توجه به اين که بزرگترين گروه سني کشور را جوانان تشکيل مي دهند و با توجه به پيک جمعيت متولدين در سال هاي 60 تا 65، مي شد در سال هاي پاياني دهه کنوني وسال هاي ابتدايي دهه آينده حداکثر تقاضاي مسکن را پيش بيني کرد. هر چند کاهش متوسط نرخ رشد سالا نه جمعيت طي دو دهه اخير مي تواند نقطه اميدي براي آينده دور باشد، اما شرايط بحراني بازار ملک در حال حاضر بسيار نگران کننده است. سرمايه گذاران غيرحرفه اي وجود سرمايه گذاران غيرحرفه اي در بازار مسکن باعث مي شود، فعالا ن اين بازار در بعضي موارد عکس العمل هاي غيرعقلا ني از خود نشان دهند. براي مثال در بازار ملک، اگر در دوران رونق بازار باشيم، دلا لا ن و بورس بازان سرمايه هاي خود را واردمي کنند تا از رونق بازار بهره مند شوند، اين امر تقاضاي مسکن را بيشتر کرده و بازارهاي کاذب ايجاد مي کند، به طوري که تورم حالتي فزاينده پيدا مي کند. از طرف ديگر با شروع دوران رکود، سرمايه گذاران و دلا لا ن غيرحرفه اي اقدام به خروج سرمايه از بازار مي کنند، که اين وضعيت رکود بازار را شديدتر مي کند. سودهاي بالا سودهاي 150 تا 200 درصدي بازار ملک سرمايه گذاران حرفه اي را وادار مي کند تا سرمايه هاي خود را به اميد کسب سودکلا ن در آينده، حتي سال ها راکد نگه دارند. ولي از قيمت بسيار بالا ي خانه هاي خود، چيزي کم نکنند. اين عملکرد عقلا يي توليدکنندگان باعث ساخت و ساز واحدهاي گران و نگهداري قيمت در سطوح بالا شده است. افزايش سقف وام ها افزايش سقف وام هاي خريد خانه نيز عامل ديگري در جهت افزايش خانه ها به شمار مي رود، چرا که بورس بازان به انتظار رونق در آينده، به فعاليت خود ادامه داده و خريداران نيز قدرت مي يابند تا براي قيمت هاي يادشده غيرواقعي موجود، تقاضا به وجود آورند. تراکم در کنار عوامل اقتصادي و اجتماعي، مسائلي چون عدم فروش تراکم و محدوديت هاي ساخت و ساز در بعضي مناطق باعث شده که قيمت خانه و ملک در شهر تهران افزايش بيشتري يابد. بازار اجاره ملک بازار اجاره ملک رابطه معکوس با ملک دارد. هر چه بازار در شرايط بهتري قرارداشته باشد، اجاره بها کمتر مي شود، اما بالعکس در شرايطي که بازار در شرايط رکود تورمي به سر مي برد، از آنجايي که تقاضا براي خريد مسکن کم است، مالکان اقدام به وضع اجاره بهاي سنگين براي خانه هاي خود مي کنند تا هزينه هاي هنگفت مالي (مثل وام مسکن و غيره) را پوشش دهند. بازار سرمايه امروزه در ايجاد يا توسعه فعاليت هاي يک واحد صنعتي، بازرگاني يا مالي، لا زم است عوامل و امکانات پراکنده به نحوي جذب شوند تا در جهت تقويت آن واحد مورد استفاده قرار گيرند. يکي از اين عوامل سرمايه است که بايد به شريان واحدهاي فعال تزريق شود تا امکانات لا زم براي تداوم و توسعه آنها فراهم آيد. با توجه به اين که بازار سرمايه منبع تامين مالي بلند مدت به شمار مي آيد به سادگي مي توان نتيجه گرفت که نبود منابع تامين مالي بلند مدت، بازار سرمايه جامع و کارآمد و کمبود نهادهاي مالي، يکي از مهمترين مشکلا ت در راه توسعه اقتصادي به ويژه بخش صنعت و معدن است. معمولا سرمايه گذاري با هدف کسب نرخ بازده مورد انتظار اتخاذ مي شود و سرمايه گذاران به دنبال به حداقل رساندن انحراف ناکارا از اين نرخ هستند. از اين رو بحث اصلي سرمايه گذار اين است که مجموعه يا سبدي از دارايي هاي قابل سرمايه گذاري را در نظر بگيرد تا ارزش فعلي سود خود را به حداکثر برساند. تنوع سرمايه گذاريها به منظور کاهش ريسک و افزايش بازدهي است، زيرا اساسا تنوع باعث بوجود آوردن سرمايه گذاريهاي کار آمد مي گردد و تغييرات بازدهي را حول بازده مورد انتظار به حداقل مي رساند. طي سال هاي اخير، عدم تمايل به سرمايه گذاري در بخش توليد يکي از مشکلا ت اصلي کشور بوده است، به طوري که باعث، روند نزولي رشد اقتصادي کشور طي سال هاي گذشته شده است. جدا از عدم امنيت سرمايه گذاري در کشور که يک متغيير بسيار مهم در جلب سرمايه گذاريها است، پايين بودن نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاريها در بخش توليدي نسبت به ديگر فرصت هاي سرمايه گذاري نيز از عوامل مهم است که باعث گرديده تا افراد سرمايه هاي خود را در کارهاي غير توليدي سرمايه گذاري کنند. شاخص فروش مسکن شاخص فروش مسکن طي دوره 1369 تا 1375 رشد قابل ملا حظه اي داشته، به طور که اين شاخص از رقم 115 در سال 1370 به 399/4 در پايان سال 1375 و به قيمت ثابت سال 1369 رسيده است. از سال 1373 اين شاخص به دليل اعمال محدوديت هاي ارزي، رشد قابل توجهي داشته، به طوري که طي سال هاي 1373 تا 1375 بالا ترين سودآوري و بازدهي سرمايه گذاري در فروش مسکن و به طور متوسط 65/474 درصد است. که با در نظر گرفتن نرخ متوسط تورم 25/8 درصد سرمايه گذاري در بخش مسکن سود آور بوده است. از سال 1375 تا پايان 1377 با ثبات نسبي قيمت مسکن مواجه بوده ايم و قيمت مسکن حالت ساکن و راکدي را مواجه بوده است. در فاصله سال هاي 1377 تا 1380 بهاي هر متر مربع واحد مسکوني در تهران از رقم 1601000 ريال به 3529000 ريال بالغ گشته و چنان که مي بينيم با نرخ رشد متوسط 30/701 درصدي ساليانه در افزايش بهاي مسکن روبرو مي باشيم. در سال 1381 با حرکت جهشي 48/54 درصدي قيمت هاي مسکن از 3529000 ريال در سال 1380 به رقمي بالغ بر 5242000 ريال در پايان سال 1381 روبرو مي گرديم که اين امر به دليل تغييرات سياست هاي ارزي کشور در اين سال مي باشد. پس از آن يعني از پايان سال 1381 تا اواخر سال 1384 روند صعودي افزايش قيمت مسکن با رشد متوسط سالا نه 10/274 درصدي با نرخي پايين تر از افزايش نرخ تورم به روند صعودي خود ادامه مي دهد. به طوري که بهاي مسکن از رقم 5242000 ريال در سال 1381 به رقمي بالغ بر 000000 7 ريال در هر متر مربع در پايان سال 1384 بالغ مي گردد. اين روند به يک باره و در اواخر سال 1384 در مسير حرکت جهشي و تورم انفجاري بهاي مسکن سوق داده مي شود، به طوري که در خلا ل سال هاي 1384 تا پايان نيمه اول سال 1386 با رشد متوسط ساليانه 52/06 درصدي در قيمت متوسط هر متر مربع مسکن در تهران مواجه مي گرديم و قيمت ها در خلا ل اين سالها از متوسط 000000 7 ريال در سال 1384 براي هر متر مربع واحد مسکوني درتهران به رقمي بالغ بر 16000000 ريال در پايان نيمه اول سال 1386 بالغ مي گردد. البته 36 درصد افزايش بهاي مسکن مربوط به پايان سال 1384 تا انتهاي سال 1385 و 68 درصد آن نيز مربوط به پايان سال 1385 تا پايان نيمه اول سال 1386 مي باشد. شاخص قيمت سکه شاخص قيمت يک سکه بهار آزادي (طرح قديم) در بازار نيز در طي سال هاي 1369 تا 1378 داراي نوسان بوده، به طوري که اين شاخص از رقم 98 واحد در سال 1370 به 462/1 واحد در سال 1378 به قيمت ثابت سال 1369 افزايش يافته است. اما بايد توجه داشت اين رشد سالا نه در دروه مورد نظر به طور يکنواخت صعودي نبوده و طي سال هاي 1375 و 1376 نسبت به سال هاي قبل از خود کاهش نشان داده است. نرخ رشد سکه در طي دوره 1369 تا پايان 1377 به طور متوسط ساليانه 20/466 درصد و در دوره 1378 تا پايان سال 1383 از رقم 587193 ريال به رقم 1045629 ريال بالغ گشت که نرخ رشدي بالغ بر متوسط ساليانه 15/475 درصد در طي اين سالها را نشان مي دهد. روند رشدقيمت سکه در طي ساليان بعد يعني انتهاي سال 1383 تا نيمه اول سال 1386، تاثيرات فشارهاي بالا ي افزايش رشد نقدينگي در کل کشور در اين بخش را نيز به وضوح نمايان کرده و بيانگر تاثيرات آن در رشد قيمت سکه از ابتداي سال 1384 از رقمي بالغ بر 1228501 ريال به 000 1720 ريال در پايان نيمه اول سال 1386 با نرخ رشد متوسط ساليانه 20/04 درصدي مي باشد. که البته در سال 1385 به يک بارهاز رقم 1228501 ريال در سال 1384 به رقمي بالغ بر 1820000 ريال در سال 1385 بالغ گرديده، ليکن با دخالت بانک مرکزي مجددا در پايان سال قيمت ها تحت کنترل سياست هاي حمايتي دولت اندکي کاهش يافته است. به طوري که 5/4 درصد از رشد قيمتي در سال 1385 توسط سياست هاي اعمالي دولت تعديل گرديد! شاخص نرخ ارز شاخص نرخ ارز در بازار آزاد، در دوره موردنظر داراي رشد صعودي بوده و شاخص از 112/3 در سال 1370 بر قيمت ثابت سال 1369 به 740 در سال 1378 بالغ گرديده است. طي اين دوره شاخص فوق به طور متوسط 25/957 درصد رشد داشته است. همچنين شاخص نرخ ارز در دوره 1372 لغايت 1378 به طور متوسط 29/537 درصد رشد داشته که با توجه به متوسط نرخ تورم 25/8 درصد، بيانگر نرخ بازدهي سرمايه گذاري و سودآوري بالايي است. روند رشد نرخ ارز در بازار آزاد از ابتداي سال 1379 روند نزولي به خود مي گيرد و مي رود که ارزش پول داخلي به سمت تثبيت پيش برود، ليکن چنانکه مي بينيم در سال 1381 دولت با سياست هاي جديد تثبيت و شناورسازي و با مداخله در روند تثبيت قيمت هاي ارز، مجدد حرکت صعودي نرخ ارز رابه سمت کاهش بيشتر ارزش پول داخلي رهنمون مي شود. بازدهي سرمايه گذاري بازدهي سرمايه گذاري ديگري که مي توان در نظر گرفت، سرمايه گذاري در اوراق مشارکت و پس انداز است. با توجه به اينکه نقدينگي در کشور در طي سال هاي 1377 تا 1385 بالغ بر 771 درصد رشد داشته است، اما نسبت اسکناس و مسکوک در دست اشخاص و سپرده ها طي سال هاي مذکور بين 45 تا 50 درصد در نوسان بوده، که بيانگر عدم تمايل افراد به پس انداز مي باشد و از دلايل مهم اين عدم تمايل را مي توان به مقايسه نرخ تورم با نرخ بهره پس انداز و اوراق مشارکت، توسط افرادرا عنوان کرد، چرا که طي سال هاي مذکور سپرده گذاشتن پول در بانک منجر به کاهش ارزش واقعي پول مي گرديده است. خلا صه از جمله دلا يل موثر بر رکود بازار در مسکن مي توان به نوسانات ادواري اشاره کرده و علت طولا ني شدن رکود اخير بازار مسکن کشور را تغييرات سياسي در سال هاي 1383 و 1384 دانست که باعث يک تعليق رواني در ميان سرمايه گذاران بازار مسکن و در نتيجه خروج سرمايه هاي بخش خصوصي از اين بخش دانست. به موازات و در کنار تقاضاي بالا ي مسکن، نابساماني در بخش هاي ديگر اقتصاد کشور، از جمله افزايش قيمت سکه و ارز، از ديگر موانع موثر بر جذب سرمايه هاي سرگردان رکود بازار مسکن بوده و اين در حالي است که به دليل اين که خريد زمين ريسک کمتري نسبت به ساختمان دارد، سرازير شدن بخشي از سرمايه ها از ساخت و ساز به سمت خريد زمين، به رکود بيشتر بازار مسکن دامن زده است. از اين ميان نبايد تاثير تورم به بازار مسکن را ناديده گرفت، زيرا با تورمي بالغ بر 52 درصد در بازار مسکن، چگونه مي توان انتظار داشت تقاضاي مسکن از طرف طبقات متوسط ضعيف جامعه بر آورده شود. آن چه دامنه افزايش قيمت را در سال هاي پس از 1381 گسترش داد و آهنگ آن را سريعتر کرد، افزايش نقدينگي در نيمه دوم سال 1384 و در طول ساليان اخير است، به عبارت ديگر، در برابر کاهش ساخت و سازها و کاهش عرضه مسکن از ابتداي سال 1381 لغايت پايان سال 1385، تقاضا براي مسکن همچنان به رشد خود ادامه داده و افزايش قيمت ها در تهران ونيز کل مناطق شهري کشور را در برداشته است. به طوري که اين افزايش در نيمه اول سا ل1385 به اوج خود رسيده و تا هم اکنون نيز به رشد تصاعدي خود ادامه داده است. همچنين بررسي ها نشان مي دهد در سالهايي که نرخ سود آوري و بازده سرمايه گذاري در زمينه هاي ارز و مسکن و طلا بالا تر از نرخ تورم بوده است. عملا بازار سرمايه که نقش اوليه آن تبديل پس اندازهاي افراد و واحدهاي تجاري به سرمايه گذاري توسط واحدهاي اقتصادي است، به بازاري ناکارآمد و غير جامع تبديل شده و بالطبع توسعه اقتصادي را نيز با مشکل مواجه ساخته است. از طرف ديگر افزايش تصاعدي حجم نقدينگي در کشور و کاهش روز افزون ارزش پول داخلي در کنار ديگر عوامل و افزايش ريسک سرمايه گذاري در بخش توليد و در نظر گرفته نشدن مزيت هاي نسبي در صنايع کشور که همراه با پراکندگي حمايت هاي مالي دولت بوده است، روند حرکت سرمايه هاي در دست مردم و وام هاي اخذ شده توسط صنايع کشور را به سمت سرمايه گذاري و انباشت سرمايه در بخش هاي مسکن، زمين، سکه و ارز سرعت بخشيده تا از فرآيند سودآوري بالا ي اين بخش ها در جهت افزايش سرمايه هاي انباشته شده استفاده عقلا يي گردد، چرا که سرمايه هميشه راحت ترين راه را براي افزايش خود خواهد يافت. از جمله عواقب حرکت سرمايه در مسيرهاي ذکر شده در اين سالها را مي توان احتکار زمين و مسکن با اميد بر افزايش سرمايه در آتيه نزديک دانست. در واقع افزايش چند درصدي مصالح ساختماني و دسمتزد نيروي کار که بخشي از هزينه هاي ساخت و ساز مسکن در ايران را تشکيل مي دهد درصد کمي از تورم فعلي موجود در مسکن را در بر مي گيرد که حداکثر بالغ بر 15 درصد ارزش ملک مي شود و مابقي آن ارزش افزوده زمين و ملک و موقعيت مکاني و زماني آن مي باشد. موقعيتي که جهت حرکت غلط سرمايه ها در بخش هاي غيرتوليدي صنعتي کشور ايجاد شده، مسيري است که هر عاقل سرمايه داري براي جلوگيري از نابودي سرمايه و حداقل ثابت ماندن آن انتخاب خواهد کرد. در اين ميان اين قشر فقير و متوسط جامعه هستند که بار اشتباهات غلط مديران را مي بايست تحمل کنند، آيا وقت آن نرسيده که پس از دو دهه حمايت از بخش صنعت چند سالي هم، صنعت بار مردم تحت فشار را به دوش بکشد و ديگر بار خود را خود حمل کند و دولت برنامه هاي اقتصادي کلا ن خود را از مسير حمايت هاي غيراصولي به سمت حمايت هاي مردم چرخش دهد. مطمئنا در اين صورت صنايعي که بار مالي خود را بردوش مردم گذارده اند و داراي مزيت نسبي در توليد نيستند خود به خود از گردونه خارج شده و تنها صنايعي که باعث افتخار کشورند در مسير توسعه به کمک دولتمردان خواهند آمد. آيا مشکلا ت اقتصادي ما ريشه در وامهاي پرداختي به سفته بازان اقتصادي فعال در بازار صنعت ندارد، که با نام صنعت وام هاي کلا ن دريافت مي دارند و در زمين و مسکن آن را تدفين مي کنند تا پس از مدتي به عنوان زيرخاکي وعتيقه بابهايي سرسام آور به فروش برسانند؟! آيا صنايعي که توليدات خود را به اين بها و تحت حمايت هاي مالي دولت به خارج از ايران صادر مي کنند و سپس از مبادي ديگر همين صادرات را به داخل عودت مي دهند در مسير تخريب اقتصاد گام برنداشته اند؟
[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]

 نقدينگي؛ همچنان فزاينده


پول عنصري است تابع رفتار مردم كه با اتخاذ يك سياست پولي مناسب مي تواند نقش مهمي در رشد و توسعه اقتصادي داشته باشد. مازاد نقدينگي افراد و واحدهاي اقتصادي در بازار پول از طريق پس انداز و سپرده هاي بانكي در اختيار واحدهاي اقتصادي قرار مي گيرد. بدين ترتيب، نقدينگي از طريق سيستم بانكي به كل سيستم اقتصادي انتقال مي يابد. در اين بازار به طور عمده تأمين مالي كوتاه مدت انجام مي شود. همچنين سيستم بانكي به عنوان هسته مركزي بازار پولي در ايران نقش مهمي را در انتقال سياست هاي پولي ايفاء مي كند.
براساس آمارهاي بانك مركزي، نقدينگي كشور از 417,524 ميليارد ريال در سال 81 با رشدي معادل 26/1 درصد به 526,596/4 ميليارد ريال در سال 82 افزايش يافته كه رشد آن در مقايسه با رشد نقدينگي از سال 80 تا 81 حدود 4 درصد كمتر بوده است. به طور كلي، روند پول و نقدينگي طي دوره 1370-82 با افزايش روبه رو بوده است. اما نرخ رشد افزايش آنها به ويژه نرخ رشد افزايش نقدينگي در سال هاي اخير بيشتر بوده است. اين امر نشانگر آن است كه شبه پول (يا سپرده هاي غيرديداري) با شتاب بيشتري نسبت به پول افزايش يافته است.
در سمت عرضه، نقدينگي از دو جزء پايه پولي و ضريب فزاينده پولي تشكيل مي شود. به گزارش واحد تحقيقات <اقتصاد ايران>، پايه پولي از 119,615/9 ميليارد ريال در سال 81 با رشدي حدود 11/3 درصد به 133,099/4 ميليارد ريال در سال 82 افزايش يافته است. مهم ترين دليل افزايش پايه پولي، رشد خالص دارايي هاي خارجي بانك مركزي (حدود 44/2 درصد) بوده است. خريد ارز مورد نياز بودجه توسط بانك مركزي به دليل عدم فروش آن در بازار، عامل مهم افزايش خالص دارايي هاي خارجي بوده است. از ميان اجزاي تشكيل دهنده دارايي هاي داخلي، بدهي بانك ها به بانك مركزي از رشدي معادل 17 درصد برخوردار بوده كه دلايل آن اضافه برداشت بانك ها از حساب جاري خود نزد بانك مركزي، افزايش تنخواه گردان بانك ها و افزايش بدهي بانك ها بابت ساير موارد بوده است. در اين ميان، بدهي بخش دولتي به بانك مركزي در پايان سال 82 نسبت به پايان سال 81 معادل 2/9 درصد افزايش نشان مي دهد. عمده ترين دلايل اين امر ناشي از افزايش حساب مابه التفاوت نرخ ارز اعتبارات اسنادي و افزايش كسري حساب تعهدات ارزي است.

همچنين بررسي اجزاي تشكيل دهنده نقدينگي نشان مي دهد كه رشد خالص دارايي هاي خارجي در سيستم بانكي در سال 82 حدود 0/86 درصد بوده است. رشد بدهي بخش دولتي و غيردولتي به سيستم بانكي نيز در پايان سال مذكور به ترتيب حدود 5/7 و 39/1 درصد بوده است. اين در حالي است كه درصد رشد متغيرهاي ياد شده در سال 81 به ترتيب 48/9 و 34/9 درصد بوده است. مقايسه اين آمارها نشان مي دهد كه رشد بدهي بخش دولتي به سيستم بانكي كاهش قابل ملاحظه اي يافته است. البته لازم به توضيح است، بيشتر بودن نرخ رشد بدهي بخش دولتي به سيستم بانكي در سال 81 در مقايسه با سال 82 ناشي از يكسان سازي نرخ ارز در سال 81 بوده كه موجب افزايش بدهي بخش دولتي به بانك مركزي شده است.

ديداري و غيرديداري

نقدينگي از سمت تقاضا شامل دو جزء اسكناس و مسكوك در دست اشخاص و سپرده هاي بخش غيردولتي مي باشد. سپرده هاي بخش غيردولتي شامل سپرده هاي ديداري و سپرده هاي غيرديداري (قرض الحسنه و سرمايه گذاري هاي مدت دار) است. به گزارش واحد تحقيقات ماهنامه <اقتصاد ايران>، اسكناس و مسكوك در دست اشخاص از روند فزاينده اي در چند سال اخير برخوردار شده و از 25,158/3 ميليارد ريال در سال 79 به 38,732/5 ميليارد ريال در سال 82 افزايش يافته است. در مقابل، نسبت اسكناس و مسكوك به نقدينگي طي دوره مورد بررسي كاهش يافته و از 10/1 درصد در سال 79 به 7/3 درصد در سال 82 رسيده است. از عوامل عمده كاهش اين نسبت، افزايش چك هاي بانكي و كارت هاي اعتباري مي باشد.

از سوي ديگر، سپرده هاي ديداري در دوره ياد شده داراي نرخ هاي رشد متفاوتي بوده است؛ هر چند نسبت آن به نقدينگي در دو سال 80 و 81 در حدود 35/4 درصد ثابت مانده است. البته اين نسبت در سال 82 به 34 درصد كاهش يافته است. سپرده هاي غيرديداري نيز از 134,690/2 ميليارد ريال در سال 1379 به 309,239/6 ميليارد ريال در سال 82 افزايش يافته و سهم سپرده هاي غيرديداري نسبت به نقدينگي طي دوره يادشده با يك روند افزايشي از 54/1 درصد در سال 1379 به 58/7 درصد در سال 1382 رسيده است. در مجموع، به دليل افزايش سهم شبه پول (سپرده هاي غير ديداري) و كاهش سهم پول (اسكناس و مسكوك و سپرده هاي ديداري)، تركيب نقدينگي به سمت افزايش سپرده گذاري پس انداز و مدت دار تغيير يافته است. گاهي اقتصاددانان اين روند را (در محيط هاي غيرتورمي) نوعي توسعه مالي قلمداد مي كنند.
گفتني است، تقاضاي واقعي پول طي دوره 1370-82 در حدود 1/7 برابر شده و از 1,278/1 ميليارد ريال در سال 1370 به 2,209/5 ميليارد ريال در سال 82 رسيده است. البته تقاضاي واقعي پول تا سال 1378 از روند تقريباً ثابتي برخوردار بوده اما از سال 78 به بعد با افزايش شديد نقدينگي، تقاضاي واقعي براي پول افزايش زيادي يافته است.

سرعت گردش پول

سرعت گردش پول تعداد دفعاتي است كه حجم پول طي يك سال در تأمين مالي جريان سالانه توليد، به گردش در مي آيد. اين سرعت از طريق رابطه زير به دست مي آيد:
V=Y/M



در اين رابطه M نقدينگي، V سرعت گردش پول و Y عرضه كل (درآمد اسمي يا ارزش توليد) است. عواملي چون تعداد حجم معاملات، شرايط اعتبار و وام دهي، وضعيت اقتصادي جامعه، تورم و نرخ هاي سود بانكي بر سرعت گردش پول موِ ثرند. افزايش تعداد معاملات، تسهيل شرايط وام دهي، بهبود وضعيت اقتصادي و افزايش تورم موجب افزايش سرعت گردش پول مي گردند. بر اين اساس، سرعت گردش پول در سال هاي 79، 80، 81 و 82 به ترتيب 2/31، 2/07، 2/21 و 2/15 بوده است.
به گزارش واحد تحقيقات <اقتصاد ايران>، يكي از مهم ترين دلايل افزايش سرعت گردش پول در سال 81 در مقايسه با سال قبل از آن، افزايش تورم در اين سال بوده است. از آنجا كه در شرايط تورمي مردم تمايل كمتري به نگهداري پول نزد خود دارند، سرعت گردش پول افزايش مي يابد. در سال 1382 سرعت گردش پول اندكي كاهش يافته است.

 
[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]

پايان سال 83 همزمان با پايان برنامۀ سوم توسعه بود.برنامه سوم توسعه اقتصادي كشور در طي سال79 آغاز شد كه كشور دوران سخت باز سازي را طي دو برنامه پشت سر گذاشته بود و به عقيده برخي صاحبنظران زير ساختهاي اوليه براي جهش اقتصادي كشور آماده شده بود. سال 83 به پايان رسيده است و فرصتي است تا وضعيت اقتصادي كشور در اين سال بررسي شود. البته نگاه به اقتصاد در سال 83  مي تواند از جنبه هاي مختلفي باشد كه مسلماً در يك مقاله نمي توان به آن پرداخت. بنابراين در اين گزارش سعي شده است با توجه به برخي شاخص هاي اقتصادي از جمله تورم،رشد و همچنين وضعيت بودجه عمومي دولت نمايي از اقتصاد كلان در سال 83 ارائه شود.

 

بودجه و وضعيت مالي دولت

يكي از مهمترين تحولات اقتصادي كشور در سال گذشته را مي توان افزايش نسبتاً مناسب در آمدهاي ارزي كشور ارزيابي كرد.البته همگان انتظار دارند كه با افزايش اين درآمدها وضعيت عمومي جامعه بهبود يابد اما به دليل برخي چالش هاي اقتصادي كشور افزايش در درآمدهاي ارزي در سال83 خود به يكي از معضلات اقتصادي كشور تبديل شد.هر چند هنوز آمار دقيقي از صادرات نفت، فرآورده هاي نفتي  و صادرات غير نفتي كشور در سال 83 ارائه نشده است، اما با توجه به روند 10 ماهه مي توان پيش بيني كرد كه درآمدهاي ارزي كشوراز محل صادرات نفت خام به حدود 28 ميليارد دلار برسد و اين در حالي است كه صادرات فرآورده هاي نفتي كشور حدود 3 ميليارد دلار خواهد رسيد.

آمار منتشره در خصوص وضعيت مالي دولت تا پايان دي ماه سال گذشته حاكي از آن است كه در اين مدت كشور از محل صادرات نفت خام در حدود 23 ميليارد و 584 ميليون دلار درآمد به دست آورده است.

صادرات نفت خام تا پايان دي ماه سال 82 برابر 18 ميليارد و 592 ميليارد دلار بوده كه به اين ترتيب تنها تا پايان دي ماه 83 از محل صادرات نفت خام حدود 5 ميليارد دلار درآمد اضافي به دست آورده است .

بر اساس قانون بودجه دولت بايد 1/16 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي را به خزانه و مابقي آن را به حساب ذخيره ارزي واريز مي گردد.

گزارش هاي بانك مركزي حاكي از آن است كه تا پايان دي ماه حدود 5/6 ميليارد دلار به حساب ذخيره ارزي كشور واريز شده است و اين در حالي است كه به گفته معاون سازمان مديريت و برنامه ريزي سازمان مديريت و برنامه ريزي تا پايان امسال 7/8 ميليارد دلار از اين حساب توسط دولت برداشت شده است و يك لايحه براي برداشت 1/1 ميليارد دلار ديگر نيز اكنون در مجلس است.

 

دولت بي انضباط

نگاهي به شاخص هاي اصلي درآمد و هزينه دولت در سال گذشته حاكي از آ است كه بي انضباطي مالي دولت در سال83 مانند سالهاي قبل همچنان رويه حاكم بوده است و دليل اصلي اين آمارهاي مربوط به هزينه هاي جاري و عمراني و همچنين در درآمدهاي دولت است.

نگاهي به اين آمار حاكي از آن است كه تا پايان سال گذشته حدود 50% از بودجه هاي عمراني كشور تخصيص داده خواهد شد و اين در حالي است كه بودجه هاي جاري حتي بيش از ميزان مصوب است. آمار ده ماهه كشور نشان مي دهد كه تا پايان دي ماه حدود 41 هزار و 498 ميليارد ريال به طرح ها عمراني اعتبار داده شده است در حالي كه بر اساس قانون بودجه اين ميزان بايد بيش از 82 هزار و 575 ميليارد ريال باشد.

نكته جالب اين است كه علي رغم رشد 30درصدي بودجه كل كشور طرح هاي عمراني در ده ماهه سال گذشته در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته كمتر بوده است.

تا پايان دي ماه سال 82 حدود 50 هزار و 519 ميليارد ريال به طرح هاي عمراني كشور تخصيص داده شد. اما سؤال اساسي اين است كه علي رغم آگاهي همگان از تأثيرات سوء عدم تخصيص بودجه عمراني چرا اين اتفاق در سال گذشته افتاده است؟

نكته اصلي براي جواب به اين سؤال در فصل درآمدهاي بودجه نهفته است.بودجه اي كه با عدم تحقق درآمدها بسته مي شود نتيجه آن نيز كاهش نيمي از اعتبارات طرح هاي عمراني خواهد بود.

نگاهي به اظهار نظر صاحبنظران هنگام تصويب بودجه 83 نشان مي دهد كه اغلب آگاهان در اوايل سال گذشته هشدار دادند كه بيش از 50 هزار ميليارد ريال از درآمدهاي سال گذشته محقق نخواهد شد و حال كه به ماه هاي پاياني سال نزديك مي شويم صحت اين اظهارات روشن مي شود.

حال كه بحث به بودجه و بي انضباطي مالي رسيد خوب است به يكي از تحولات اقتصادي كشور در سال گذشته نيم نگاهي داشته باشيم وشان تعويض تيم اقتصادي دولت است.

زماني كه رئيس جمهوري در ابتداي سال از ترميم كابينه خبر داد كمتر كسي فكر مي كرد اين ترميم به تغيير تيم اقتصادي دولت بينجامد.به هر حال با تمام فراز و نشيب ها،مظاهري و ستاري فرد از كابينه جدا شدند و جايگاه آنان به صفدر حسيني و شركا سپرده شد . به عقيده مدير سابق امور اقتصادي و دارايي ريشه اين تحولات را بايد در نوع نگاه سازمان مديريت و وزارت اقتصاد به بودجه ديد . به عقيده مظاهري در حالي كه سازمان مديريت معتقد است رشدهاي چند ده درصدي بودجه مي تواند موتور محركه اقتصاد كشور باشد اين نگاه بيشترين ضربه را به اقتصاد وارد كرده است.

هر چند ستاري فرد در ابتداي سال از سازمان مديريت كنار رفت اما نوع نگاه وي منجر شد تا در سال گذشته نيز دولت با عدم تحقق درآمدها و كسري بودجه مواجه شود.

عوامل اصلي كسري بودجه در سال گذشته عدم تحقق خصوصي سازي، واردات كم خودرو به كشور و عدم واگذاري سيم كارت در سال83 اعلام شده است.

بر اساس قانون بودجه در سال گذشته بايد 1200 ميليارد تومان درآمد از محل عرضه سهام به دست مي آمد و اين در حالي است كه تا پايان دي ماه تنها 240 ميليارد تومان درآمد از اين محل محقق شده است. علاوه بر اين 640 ميليارد تومان نيزاز محل واردات خودرو در نظر گرفته شده كه مقدار بسيار ناچيزي از اين ميزان بدست آمده است.

به هر حال در سال گذشته بخشي از درآمدهاي دولت محقق نشد و از اين جا كه مسئولان توانايي كاهش بودجه هاي جاري را ندارند بيشترين فشار به بودجه عمراني وارد آمد.

هر چند دولت در سال گذشته با عدم تحقق درآمدهاي خود مواجه شد ،اما عملكرد بخش مالياتي در سال گذشته از نكات مثبتي است كه نبايد از آن چشم پوشي كرد.

البته اين موفقيت تنها در بخش ماليت هاي مستقيم بوده و اگر از درآمد پيش بيني شده در خصوص واردات خودرو صرفنظر كنيم گمرك كشور نيز در تحقق درآمدهاي مربوطه موفق عمل كرده است.

بر اساس آمار موجود در ده ماه سال گذشته حدود 33 هزارو802 ميليارد ريال از درآمد ماليات هاي مستقيم كشور محقق شد كه اين ميزان نسبت به مدت مشابه سال قبل33 درصد رشد و نسبت به ارقام بودجه 95 درصد تحقق يافته است.

هر چند رقم خالص درآمدهاي مالياتي كشور افزايش داشته اما آمار و ارقام بودجه حاكي از عدم موفقيت دولت در كاهش وابستگي بودجه به درآمدهاي نفتي است.

بر اساس آمار منتشره در حالي كه قرار بود در سال قبل حدود 42% از هزينه هاي جاري كشور از محل ماليات هاي تأمين شود اما اين ميزان در ده ماهه سال83 حدود 36% بوده است كه همين رقم نشان مي دهد اكثر هزينه هاي جاري كشور از محل درآمد هاي نفتي تأمين شده است.

 

تورم و تحولات پولي

بعد از بررسي تحولات مالي كشور در اين قسمت لازم است نگاهي به شاخص هاي بخش پولي، نقد رشد نقدينگي و تورم داشته باشيم.

آمارهاي بانك مركز نرخ رشد تورم حدود 15% را براي سال گذشته نشان مي دهد كه به هر ترتيب علي رغم بالا بودن اين نرخ رشد اكنون اقتصاد ايران پس از دو دهه به چنين نرخ تورمي عادت كرده است.

همانطور كه پيش از اين ذكر شد هر چند افزايش درآمدهاي ارزي كشور مي تواند نويد دهندۀ رشد سطح عمومي رفاه اجتماعي باشد اما به دليل ساختارهاي اقتصادي ايران افزايش اين درآمدها در نهايت منجر به رشد تورم مي شود.

براي تبيين اين موضوع بايد گفت كه مطالعات اقتصادي نشان مي دهد ريشۀ تورم را بايد در رشد نقدينگي ديد. نقدينگي نيز براي رشد خودبه خود به دو عامل ضريب فزايندۀنقدينگي و پايه پولي وابسته است و يكي از اجزاء مهم پايه پولي نيز رشد خالص دارايي هاي خارجي بانك مركزي مي باشد.

جريان رشد فزايندۀ نقدينگي در كشور از اين قرار است كه دولت دلارهاي حاصل از صادرات نفت را به بانك مركزي مي فروشد و بانك مركزي نيز به ازاي هر دلار معادل ريالي آن را به خزانه مي دهد و به اين ترتيب دلارهاي موجود نزد بانك مركزي افزايش مي يابد.

از سوي ديگر بانك مركزي اين دلارها را بايد در بازار به فروش رساند تا دلارهاي نفتي در ذخائر بانك باقي نماند، اما از آنجا كه ممعمولاً اقتصاد كشور توان هضم تمام اين دلارها را ندارد لذا بخشي از آنها به حساب خود بانك مركزي ريخته مي شود كه همين مسئله پايه پولي را افزايش داده كه در نهايت رشد نقدينگي و تورم منجر خواهد شد.

آمار بانك مركزي حاكي از آن است كه تا پايان آذر ماه سال گذشته پايه پولي كشور به رقم 142 هزار و290 ميليارد ريال رسيده است كه با توجه به ضريب فزاينده نقدينگي كشور در نه مشهه سال گذشته ركورد 625 هزار ميلياردريالي را شكست.

البته داستان بي انضباطي مالي دولت به همين ختم نمي شود و در سال گذشته نيز شاهد رشد بدهي بخش دولتي به سيستم بانكي بوديم.آمار بانك مركزي حاكي از آن است كه در 9 ماهه سال گذشته اين بدهي هي به رقم224 هزار و 375 ميلياردريال رسيد كه نسبت به مدت مشابه سال قبل 7% رشد داشته است.

 

كاهش رشد اقتصادي

يكي ديگر از تحولات مهم اقتصاذي كشور كاهش رشد توليد ناخالص داخلي است. رشد توليد ناخالص داخلي مهمترين شاخصي است كه بوسيله آن مي توان تحولات تقتصادي را به درستي تعقيب كرد.

آخرين آمار منتشر شده توسط بانك مركزي حاكي از آن است كه در 6 ماهه اول سال گذشته نرخ رشد اقتصادي كشور با كاهش شدشد نسبت به سال گذشته به 4% رسيده است.

همين آمار حاكي است كه نرخ رشد اقتصادي به دنبال خود افزايش نرخ بيكاري را در پي خواهد داشت.

آمار بانك مركزي حاكي از آن است كه نرخ رشد در بخش هاي مختلف كشور به كونه اي بوده كه بخش نفت و ساختمان كمترين رشد را داشته و در عوض بخش صنعت با رشد 10 درصدي در اين بين حائز رتبه اول شده است.

البته مركز آمار ايران اعلام كرده است كه در 3 ماهه سوم سال گذشته نرخ بيكاري به 3/10 % كاهش يافته است كه برخي صاحبنظران اين آمار را با توجه به شيوه بدست آوردن آن قبول ندارند.

 

جهش وارداتي

يكي از تحولات اقتصادي كشور در سال گذشته رشد شديد واردات كشور است و اين در حالي است كه يكي از شعارهاي اقتصادي برنامه سوم جهش صادراتي بوده است.

بر اساس اعلام گمرك جمهوري اسلامي ايران در يازده ماهه سال 83، حدود 30 ميليون تن كالا به كشور وارد شده است كه ارزش آنها قريب به 32 ميليارد دلار مي باشد

اين در حالي است كه در همين مدت 6/14 ميليون تن كالاي غيرنفتي به ارزش 3/6 ميليارد دلار از كشور صادر شده است.

به اين ترتيب تراز بازرگاني كشور به غير از صادرات نفت خام منفي 7/25 ميليارد دلار مي باشد كه به هر ترتيب براي مسئولين تجاري كشور هشداري است.

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]
اقتصاد ايران؛ از برنامه اول تا 2 سال نخست برنامه چهارم توسعه    

 مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی مفصل به بررسی وضعیت اقتصادی کشور ب استفاده از مهم‌ترین شاخص های اقتصادی از ابتدای برنامه اول تا 2 سال اول برنامه 
 
چهارم (1368 تا 1385) پرداخت.

در این گزارش تلاش شده است تا وضعیت اقتصادی کشور از طریق 21 شاخص اقتصادی از ابتدای برنامه اول تا 2سال اول برنامه چهارم مورد بررسی قرار گیرد.

همچنین اطلاعات مربوط به چند شاخص دیگر اقتصادی که به صورت سری طولانی در اختیار نبوده است ، در سال‌های اخیر  ارائه شده تا تحلیل کامل‌تر شود.  

در این مجموعه شاخص‌ها اطلاعات مربوط به حساب‌های ملی، شاخص‌های مربوط به دولت، شاخص‌های قیمت، وضعیت حساب ذخیره ارزی، نرخ بیکاری و وضعیت بورس اوراق بهادار تهران ارائه شده است.

بنابر  گزارش مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، بررسی وضعیت اقتصادی از طریق 21 شاخص مهم اقتصادی در 18 سال اخیر نشان می‌دهد، متوسط رشد تولید ناخالص داخلی برابر با 4 درصد در 8ساله 68  تا 75 و 76  بوده و وضعیت رشد تولید ناخالص داخلی در 2 ساله اول برنامه چهارم (84 و 85 ) به ترتیب 5.4 و 5.3 درصد است که با توجه به درآمدهای بالای نفتی در این 2 سال نسبت به 16 سال قبل از آن، می تواند حاکی از فاصله از رشد تولید ناخالص داخلی بالقوه کشور باشد.

صادرات نفت و گاز در2 ساله 84 و 85، بیش از 4 ساله 80 تا 83 بوده است. بر اساس برنامه پنج ساله چهارم ،رشد تولید ناخالص داخلی در سال های 84 و 85 به ترتیب باید برابر با 7.1 و 7.4 درصد باشد.

تولید ناخالص داخلی سرانه که با استفاده از تقسیم تولید ناخالص داخلی واقعی بر جمعیت کل کشور اصل شده، نشانگر این است که وضعیت کشور در مورد این متغیر در طی زمان بهبود کمی یافته است به طوری که وضعیت این متغیر در 8ساله 68 تا75 برابر با 4.3 میلیون ریال ، در 8 ساله 76 الی 83  برابر با 5.2 میلیون ریال و در سال 1384 برابر با 6.1 میلیون ریال بوده است که با توجه به متوسط صادرات نفت و گاز در همین دوران به ترتیب برابر با 15.8، 21.7 و 51 میلیارد دلار، بهبود محدودی طی اين مدت زمان صورت گرفته است.

اين گزارش مي افزايد: رشد سرمایه گذاری در کشور در مقایسه 3دوره پیش‌گفته در بهترین حالت در دوره 76 الی 83  برابر با 7.7 درصد بوده است. رشد این متغیر طی 2 سال 84 و 85 به ترتیب 5.8 و 8.1 درصد بوده‌است.

رشد این متغیر در 2 سال اول برنامه پنج‌ساله چهارم به ترتیب  برابر 11.3 و 11 درصد هدف‌گذاری شده بود. در مورد متغیر نسبت پس انداز ناخالص ملی به تولید ناخالص داخلی این متغیر در دوره های 68تا 75 و 76 ت 83 به ترتیب برابر 33.3 و 36.3 درصد بوده و افزایش محدودی در این نسبت صورت پذیرفته  اما  آمار مربوط به 2سال اخیر هنوز در دسترس نیست.

همچنين در مورد متغیرهای مربوط به دولت یعنی ردیف های 5، 6، 8 و 9 در مقایسه 3 دوره 68 الی 75 ، 76 الی 83 و 2 ساله 84 - 85 می‌توان گفت که رشد هزینه مصرفی دولت به قیمت‌های ثابت سال 76 در سال 84 نسب به 2 دوره قبل، بسیار افزایش یافته‌است.

بنابراين گزارش، همچنین نسبت هزینه‌های مصرفی بر سرمایه‌گذاری دولت در این 3 دوره به ترتیب از 1.5 و 1.3 به حدود 3.0 ارتقا یافته است که گویای افزایش بیش از حد هزینه‌های مصرفی دولت نسبت به هزینه‌های سرمایه‌گذاری آن است.

طی 2 سال اخیر افزایش هزینه‌های مصرفی دولت عمدتاً به دلیل پرداخت مطالبات معوق آموزش و پرورش و بهداشت و درمان است که برای توسعه نیروی انسانی نوعی سرمایه ‌گذاری محسوب می‌شود و نیز بازپرداخت وام‌های داخلی و خارجی سررسید شده دوره پیشین است.

اين گزارش مي‌افزايد: نسبت سرمایه‌گذاری به تولید ناخالص داخلی از 25 درصد در متوسط سال های 68 الی 75 به 28.5 درصد در متوسط سال‌های 76 الی 83 ارتقا یافته‌است که این نسبت  در سال‌های 84 و 85 به ترتیب 27.6 و 27.5 درصد بوده است.

مشکل کشور در مورد سرمایه‌گذاری این است که بسیاری از این سرمایه‌گذاری‌ها به تولید مورد انتظار از این سرمایه‌گذاری‌ها منتج نمی‌گردد و با این که در مورد این نسبت از دنیا عقب نیستیم ولی وضعیت تولید ناخالص داخلی متناظر با آن مطلوب نیست.

در مورد وضعیت بازرگانی کشور که در ردیف های 10، 11، 12 و 20 ارائه شده است، در می‌یابیم که صادرات نفت و گاز در متوسط دوره زمانی 68 الی 75  برابر با 15.8 میلیارد دلار بوده و متوسط این متغیر  در دوره 76 الی 83 به 21.7 میلیارد  دلار ارتقا یافته است.

وضعیت این متغیر در 2ساله 84 و 85 با متوسط برابر با 56.4 میلیارد دلار، بهبود شگرف یافته و نسبت به دوره اول بیش از 3.5 برابر و نسبت به دوره دوم 2.6 برابر شده است.

اين گزارش، مي‌افزايد: وضعیت صادرات غیر نفتی در طی زمان بهبود یافته‌است و قسمتی از آن به واسطه بهبود درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز و در نتیجه امکان دسترسی بیشتر به مواد اولیه و واسطه‌ای مورد نیاز کالاهای صادراتی و قسمتی در سال‌های اخیر به واسطه افزایش سهم کالاهای پتروشیمی از صادرات غیر نفتی بوده‌است.

در ادامه گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس آمده است: متوسط صادرات غیر نفتی در دوره 68 الی 75 معادل 4.8 میلیارد دلار، در دوره 76 الی 83 معادل 4.8 میلیارد دلار و در سال های 84 و 85 با افزایش چشمگیر به ترتیب برابر با 11.9 و 15.8 میلیارد دلار بوده است که سهم صادرات مواد شیمیایی و پتروشیمی در این 2 سال از کل صادرات غیر نفتی به ترتیب برابر با 28.1 و 39.8 درصد بوده و حتی با نادیده گرفتن صادرات مواد شیمیایی و پتروشیمی نيز، صادرات 2 سال اخیر به طور بارزی رشد کرده است.

نسبت صادرات غیر نفتی به کل صادرات کالا طی زمان بهبود نسبی یافته و واردات کالا طی زمان به ویژه در 2 سال اخیر افزایش قابل توجه داشته است.  اين ميزان  به ترتیب در3 دوره یاد شده 68 الی 75 ، 76 الی 83 و 84 - 85، برابر با 17.5، 20.6 و 46.1 میلیارد دلار بوده‌است كه این خود یکی از دلایل افزایش نيافتن شدید نرخ تورم در سال‌های اخیر با وجود نرخ‌های رشد نقدینگی و پایه پولی بوده‌است.

بنابراين گزارش، قیمت نفت طی زمانی به ویژه در 2 ساله اخیر از افزایش چشمگیر برخوردار بوده است، متوسط این متغیر در 3 دوره یاد شده به ترتیب 18.2، 23.5 و 55.9 دلار در هر بشکه نفت بوده است.

البته این قیمت مربوط به سبد نفتی اوپک بوده که ارقام مربوط به ایران چند دلار در هر بشکه کمتر است ولی مهم روند این متغیر طی زمان است که افزایشی بودن آن در دوره سوم بیش از 3 برابر دوره اول قابل توجه است.

همچنین رشد پایه پولی از متوسط 18 درصد در دوره 68 الی 75 به متوسط 15 درصد افزایش شگرف یافته است و به ترتیب 45.86 و 26.8 درصد رشد کرده است.

رشد نقدینگی در دوره اول به طور متوسط 27.9 درصد و در دوره دوم 24.2 درصد بوده است در حالی که رشد این متغیر در سال‌های 84 و 85 به ترتیب برابر با 34.29 و 39.4 درصد بوده است.

در صورتی که واردات در سال های آینده نتواند به میزان فعلی رشد نماید تورم ها بیشتر از آینده مورد انتظار است. بر اساس برنامه پنج ساله چهارم رشد نقدینگی در سال های 84 و 85 به ترتیب برابر با 24.0 و 22.0 درصد هدف گذاری شده است.

متوسط نرخ تورم در طی این 3 دوره، روند نزولی داشته است؛ در دوره اول برابر با 22.8درصد، در دوره دوم برابر 15.5درصد و در سال‌های 84 و 85 به ترتیب برابر با 12.1 و 13.6درصد بوده است.

متوسط نرخ سود سپرده‌های سرمایه‌گذاری یک ساله در دوره اول 10.9 درصد، در دوره دوم 13.5 درصد و در سال‌های 84 و 85 به ترتیب با 13.7 تا 16 درصد بوده است.

 همچنين نرخ ارز در بازار آزاد یعنی تعداد ریال به ازای هر دلار آمریک در بازار آزاد، از 2316 در متوسط دوره اول به 7646 در متوسط دوره دوم ارتقاء یافته است یعنی ارزش پول ملی در دوره دوم به کمتر از یک سوم دوره اول تنزل یافته است. نرخ ارز در سال‌های 84 و 85 به ترتیب برابر با 9042 و 9226 بوده است.

رشد ارزش افزوده بخش صنعت در متوسط دوره 86 الی 75 برابر با 8 درصد و در متوسط دوره 76 الی 83 برابر با 8.6 درصد بوده است. این متغیر در سال های 84 و 9 ماهه اول 85 به ترتیب برابر با 7.1 و 4 درصد بوده است.

 منبع -همشهری - 86/8/16

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:33 ] [ اطلس ایران وجهان ]

مقايسه شاخص های اقتصادی 2 دولت خاتمي و احمدي نژاد

در گزارشي که به بررسي آمار مقايسه اي شاخصهاي کلان اقتصادي در 2 دولت خاتمي و احمدي نژاد به استناد آمار رسمي بانک مرکزي پرداخته شده آمارهاي رسمي بانک مرکزي ايران نشان مي دهد که متوسط رشد اقتصادي کشور طي سالهاي 1379 تا 1383 معادل 5.5 درصد بوده است.به گزارش مهر، رشد اقتصادي کشور در سال 79 معادل 5 درصد بود که در سال 80 به 3.3 درصد کاهش يافت. اما در سال 81 اين رشد به مرز 5.7 درصد رسيد.در ادامه رشد اقتصادي ايران با يک روند نزولي در سال 82 به 7.6 درصد و در سال 83 به 8.4 درصد کاهش يافت. اين در حالي است که رشد اقتصادي ايران در سال 84 به 7.5 درصد افزايش يافت. گفتني است از مردادماه 84 دولت نهم روي کار آمده و عملکرد اقتصادي سال 84 را نيز بايد به حساب دو دولت هشتم و نهم نوشت.در اين ميان، با وجود فشارهاي آمريکا، رشد اقتصادي ايران در سال 85 رشد جديد 2.6 درصد را تجربه کرد. آمارهاي رسمي بانک مرکزي نيزاز افزايش رشد اقتصادي ايران به 8.6 درصد طي نيمه اول امسال حکايت دارد. وزارت امور اقتصادي و دارايي هم معتقد است که رشد اقتصادي ايران باز هم افزايش خواهد يافت.

تورم
براساس اين گزارش، متوسط نرخ تورم طي سالهاي 1379 تا 1383 معادل 1و14 درصد بوده به نحوي که نرخ تورم در سال 79 معادل 6و12 درصد، در سال 80 معادل 4و11 درصد، در سال 81 معادل 8و15 درصد، در سال 82 معادل 6و15 درصد و در سال 83 معادل 2و15 درصد گزارش شده است.اين در حالي است که نرخ تورم در سال 84 معادل 1و12 درصد و در سال 85 معادل 6و13 درصد بوده است. نرخ تورم در دوازده ماهه منتهي به دي ماه سالجاري نيز 5و17 درصد گزارش شده است.

نقدينگي
اين گزارش مي افزايد: متوسط رشد نقدينگي طي سالهاي 1379 تا 1383 معادل 9و28 درصد از سوي بانک مرکزي اعلام شده است. برهمين اساس، رشد نقدينگي در سال 79 معادل 3و29 درصد، در سال 80 معادل 8و28 درصد، در سال 81 معادل 1و30 درصد، در سال 82 معادل 1و26 درصد و در سال 83 معاد 2و30 درصد بوده است.در همين حال، رشد نقدينگي در سالهاي 84 و 85 به ترتيب به 3و34 درصد و 4و39 درصد رسيده است. البته بايد توجه داشت که هم اکنون مهار تورم و نقدينگي به اولويت اول بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران تبديل شده است. نرخ رشد نقدينگي در هشت ماهه اول امسال به 7و35 درصد رسيده است.

صادرات غير نفتي
آمارهاي رسمي بانک مرکزي نشان مي دهد صادرات غير نفتي کشور در سال 1379 معادل 181.4 ميليارد دلار، در سال 80 معادل 565.4 ميليارد دلار، درسال 81 معادل 271.5 دلار، درسال 82 معادل 636.6 ميليارد دلار و در سال 83 معادل 537.7 ميليارد دلار بوده است.اين در حالي است که صادرات غير نفتي در سالهاي 84 و 85 به ترتيب به 546.10 و 079.13 ميليارد دلار افزايش يافته است. جديدترين آمار گمرک ايران نيز نشان مي دهد صادرات غير نفتي به 6.12 درصد در دهه ماهه اول امسال رسيده است.

واردات
همچنين آمار واردات کشور از روند افزايشي آن طي هفت سال اخير حکايت دارد به طوري که ميزان واردات در سال 79 معادل 086.15 ميليارد دلار، در سال 80 معادل 129.18 ميليارد دلار، در سال 81 معادل 036.22 ميليارد دلار، در سال 82 معادل 561.29 ميليارد دلار، در سال 83 معادل 199.38 ميليارد دلار، در سال 84 معادل 085.43 ميليارد دلار و در سال 85 معادل 292.49 ميليارد دلار بوده است.همچنين در 10 ماهه ابتداي سالجاري 36 ميليارد و 68 ميليون دلار کالا وارد کشور شد که در مقايسه با مدت مشابه سال قبل6.7 درصد افزايش داشته است.

صادرات نفت و گاز
اين گزارش مي افزايد: درآمد کشور از محل صادرات نفت و گاز در سال 79 معادل 280.24 ميليارد دلار، در سال 80 معادل 339.19 ميليارد دلار، در سال 81 معادل 966.22 ميليارد دلار، در سال 82 معادل 355.27 ميليارد دلار و در سال 83 معادل 315.36 ميليارد دلار بوده است.اين نوع درآمد کشور طي سالهاي 84 تا 85 با رشدي شديد مواجه شد به طوري که در سال 84 به 820.53 ميليارد دلار و در سال 85 به 458.62 ميليارد دلار رسيد.همچنين به استناد گزارش هاي خزانه داري کل کشور، درآمدهاي نفتي در سال هاي 84 و 85 با احتساب صادرات فرآورده هاي نفتي و ميعانات گازي معادل 9.95 ميليارد دلار بوده است.

 منبع - سایت هوادرارن محمد خاتمی

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:32 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مقايسه شاخص‌هاي كلان ايران و خاورميانه چاپ ارسال به دوست
دکتر مهدی پازوکی (مدرس دانشگاه)
 در ارزيابي اطلاعات منتشر شده در اقتصاد ايران، به خصوص در سال‌هاي اخير، ضرورت دارد تا آن اطلاعات با ساير اطلاعات تطبيق داده شود. به عنوان مثال، شاخص نرخ رشد اقتصادي، نمي‌شود اقتصادي، نرخ رشد اقتصادي فزاينده داشته باشد، در حالي كه نرخ رشد سرمايه‌گذاري‌اش كاهنده باشد. يعني اين دو شاخص نمي‌توانند تأييد يكديگر را انجام دهند و يا متأسفانه الآن معاون اول رئيس جمهور در مراسم توديع وزير اقتصاد مطلبي را فرمودند كه طي سال گذشته در ايران بالغ بر 10 ميليارد و 800 ميليون دلار سرمايه‌گذاري خارجي داشتيم. من به عنوان كارشناس اقتصادي مي‌گويم از اول تاريخ اسلام تا الان كل سرمايه‌گذاري خارجي در ايران به يك ميليارد دلار نمي‌رسد بايد از همكاران محترم پرسيد اين 10 ميليارد دلار در كدام كشور سرمايه‌گذاري شده؟ و در كدام پروژه؟
قبل از اينكه وارد مقايسة ايران با كشورهاي خاورميانه شوم چند دقيقه‌اي دربارة شاخص‌هاي كلان اقتصاد ايران صحبت مي‌كنم و بعد به مقايسة اين شاخص‌ها با كشورهاي منطقه خواهم پرداخت. براساس قانون برنامة چهارم، قرار بود كه در منطقة آسياي جنوبي شاگرد اول باشيم متأسفانه آماري كه براساس گزارش‌هاي بانك جهاني و IMF و ساير نهادهاي بين‌المللي نشان داده شده روند اجراي برنامه كه امسال چهارمين سال اجراي آن است بر چنين امري دلالت ندارد. طبق قانون برنامة چهارم مادة 157 بايد پايان هر سال دولت گزارش‌هاي نظارتي را به مجلس و مقام رهبري ارائه دهد و نيز بايد گزارش چشم‌انداز بدهد. متأسفانه الان كه سال چهارم هستيم هنوز گزارش چشم‌انداز سال اول منتشر نگرديده است. گزارش نظارتي هم يك بار در سال 1384 منتشر شده است. اگر خاطرتان باشد سال گذشته تحليل من اين بود كه بعد از شوك بخش مسكن، تورم به سمت كالاهاي مصرفي مي‌رود. گزارشي را از IMF دريافت كردم كه نشان مي‌دهد فقط 4 تا كشور از نظر تورم از ما وضع بدتري دارند كه آن چهار كشور عبارتند از: زيمبابوه، ‌ميانمار،‌گينه و اريتره و بعد هم ايران.
اما اجازه مي‌خواهم خلاصه‌اي از وضعيت اقتصاد ايران ارائه دهم. رشد توليد ناخالص اقتصادي ما در سال 1384، 7/5 درصد و در سال 85، 2/6 درصد بوده كه اينها باز قابل ترديد است، در گزارش اقتصادي سال گذشته اين نرخ رشد 4/5 بوده كه به دنبال بازبيني وزارت جهاد درخصوص ارزش افزوده بخش كشاورزي، اين رقم به 7/5 درصد افزايش يافت.
مهمترين نگراني من شايد تصور اين امر باشد كه با دستگاري اعداد مي‌توان وضعيت  جامعه را بهبود بخشيد، حال آنكه نتايج معكوسي در بر خواهد داشت. براساس گزارش دولت، توليد ناخالص داخلي ايران در سال 84 ، 4/5 درصد بود كه به تجديد نظري بانك مركزي به 7/5 درصد رسيده و اين شاخص در سال 85 ، 2/6 درصد شد.
لازم به ذكر است كه محاسبة‌ توليد ناخالص داخلي در ايران، به دو روش انجام مي‌پذيرد: يكي هزينه‌اي يعني كل مخارج دولت، بخش خصوصي و درآمد عوامل خارج از كشور را جمع مي‌كنيم و ديگري روش ارزش افزوده است. بنابراين روش درآمدي در ايران مورد استفاده قرار نمي‌گيرد كه اين امر ناشي از ناكارآمدي سيستم مالياتي است.
اما نكتة ديگر تشكيل سرماية ناخالص است. اين رقم در سال 84، 3/5 درصد است كه نرخ رشد سرمايه‌گذاري را در اقتصاد ايران نشان مي‌دهد كه در سال 86 به 3/3 درصد كاهش پيدا كرده است. نكتة ديگر اختلاف‌نظر كارشناسان سازمان برنامه در اعلام نرخ رشد اقتصادي 8/6 درصد به جاي 2/6 درصدي است. دليلشان هم اين است كه نمي‌شود وقتي نرخ سرمايه‌گذاري رشد نداشته توليد بالا رود. اين در حالي است كه سال گذشته، با نرخ رشد سرمايه‌گذاري 1/9 درصد، نرخ رشد اقتصادي 7/5 درصد محقق شده است. بنابراين به نظر مي‌آيد نرخ رشد 2/6 برآورد كارشناسان نباشد.
همچنين در محاسبة توليد ناخالص ملي مي‌توان يك بار به قيمت پايه و بار ديگر به قيمت بازار محاسبه نمود. به قيمت بازار واقعي‌تر است چون آنجا ماليات‌هاي غيرمستقيم خالص درآمد عوامل خارج از كشور را هم كم مي‌كنيم. بر اين اساس رشد توليد ناخالص داخلي به قيمت بازار 7/4 درصد است، يعني در ايران خالص درآمد عوامل خارج از كشور منفي است و از سال 83 به بعد دائم خروج سرمايه از كشور داشتيم.
نكتة مهم ديگر اينكه كالاهاي مصرفي بخش خصوصي رشد كاهنده داشته از آن طرف هزينه‌هاي دولت رشد بيشتر داشته است. ما اعتقاد كارشناسي داريم بر اينكه وقتي مي‌توان روند اصل 44 موفق باشد كه سرمايه‌گذاري بخش خصوصي را در اقتصاد ايران گسترش دهيم. افراد عاقل به هيچ‌وجه دنبال خريد كارخانه‌هاي دولتي نمي‌روند. بنابراين روند رشد اقتصادي ايران با توجه به افزايش درآمدهاي نفتي طي سه سال گذشته اين GDP نمي‌تواند ما را در منطقه اول كند و بدين لحاظ تركيه از ما وضع خيلي خيلي بهتري دارد.
همچنين مصر عليرغم اينكه نفت از اقلام صادراتي‌اش نيست، ولي رشد 8/6 درصدي دارد و يا امارات 4/9 درصدي. نكتة ديگر آنكه در دولت نهم، سرمايه‌گذاري جديدي در سطوح زيربنايي نشده است، مثلاً در سال 57 نيروگاه برق 7هزار مگاوات نيروگاه داشتيم، امروز براساس سرمايه‌گذاري زيربنايي ظرفيت نيروگاهي كشور 49 هزار مگاوات است، عدم سرمايه‌گذاري در اين حوزه موجب شده است كه تابستان امسال مردم ايران مشكل داشته باشند. متأسفانه در دولت جديد ايران يك دلار سرمايه‌گذاري جديد در نيروگاه نشده است گفته شده بود، اگر فاز 9 و 8 پارس جنوبي به بهره‌برداري نرسد مشكل خواهيم داشت. قرار بود اين فازها در سال 85 بهره‌برداري شود كه هنور اين فاز وارد شبكه نشده است. نظرتان را جلب كنم كه اگر سرمايه‌گذاري‌هاي اساسي انجام ندهيم در بلندمدت اين اقتصاد دچار مشكل مي‌شود.
در خصوص توليد ناخالص داخلي به قيمت جاري توجه كنيد ايران سال 2005 GDP ايران 187 ميليارد دلار به قيمت‌هاي جهاني بوده و در سال 2006، اين رقم 222 ميليارد دلار است. البته براساس قيمت‌هاي اسمي كه اگر به PPP يعني برابري قدرت خريد تبديل كنيم، عدد بيشتر خواهد شد. مثلاً عربستان براساس PPP، 349 ميليارد دلار، الجزاير 7700 دلار، مصر 4900 دلار، ايران 8500 دلار، لبنان 5500 دلار، ليبي 12800 دلار،‌ عربستان 16500 دلار، امارات بالاي 34000 دلار دارند.
شاخص بعدي نرخ تورم است. اكثر كشورهاي پيشرفته نرخ تورم 2 درصد دارند و دو كشور در دنيا هستند كه نرخ تورم‌شان صفر است. يكي ژاپن كه در سال 2004، 05/0- درصد بود. مهمترين عامل تورم ايران نقدينگي است، اين نقدينگي هنوز در حال افزايش است. بنابراين، در فروردين 84، كل نقدينگي در اقتصاد  ايران به 68 هزار ميليارد تومان رسيد. آخرين گزارش بانك مركزي در ديماه 1386 مي‌گويد؛ اين 68 هزار تا تبديل به 153 هزار ميليارد تومان شده است. براساس گزارش IMF، ايران 19 درصد تورم دارد و طبق گزارش بانك مركزي 4/18 درصد كه اين 4/18 به نظر من واقعي نيست. چون فرض مي‌شود كه شما بعضي كالاها نظير برنج، شكر، روغن و اينها را كوپني مصرف مي‌كنيد. پس ايران در سال 2007 پنجمين كشور در تورم است. توجه به اين نكته ضروري است كه وقتي نرخ تورم فزاينده مي‌شود به ضرر عدالت اجتماعي مي‌شود. به خوبي قابل ملاحظه است كه دارايي افراد ثروتمند در شرايط تورمي افزايش مي‌يابد و افراد فاقد آن دارايي ديگر قدرت دسترسي به آن را ندارند. مسكن مثال خوبي در اين زمينه است.
از سال 1380 نرخ تورم در حال كاهش بود كه يك مرتبه فزاينده شد. علت اصلي آن هم سياست‌هاي دولت است يعني افزايش هزينه‌هاي دولت،‌هزينه در سفرهاي استاني، طرح‌هاي زودبازده و به طور كلي تزريق پول به اقتصاد ملي است. گفته مي‌شود تورم به خاطر بيماري هلندي است. پس سؤال اين است كه چرا كه عربستان نرخ تورم‌اش از 5/3 درصد به 5/8 درصد رسيده، ولي 18 درصد نشده است. در حالي كه توان توليدي كالاهاي كشاورزي ايران قابل مقايسه با عربستان نيست. عربستان همه را وارد مي‌كند. نكتة حائز اهميت ديگر آن‌كه برخلاف برنامة چهارم، جمهوري اسلامي ايران در بين كشورهاي منطقة خاورميانه بالاترين تورم را داشته باشد. اين در حالي است كه امارات نرخ تورم 2/8 درصدي داشته است. نكتة جالب آنكه تركيه كه زماني با نرخ تورم سه رقمي مواجه بوده است، تورمي 5/8 درصدي را تجربه كرده است كه براساس آخرين گزارش اين رقم به 5/7 درصد رسيده است.
به نظر من يكي از دلائل موفقيت كشورهاي عربي در جذب سرمايه‌گذاري خارجي و تورم پايين به خاطر تعامل با جهان است. منظور مستعمره شدن نيست و نبايد اجازه داد بيگانگان در كشور دخالت كنند. همچنين هرچه سعي شود تا شفافيت در اقتصاد ايران شكل بگيرد آن به نفع اقتصاد ايران است. اين در حالي است كه بسياري از آمارها در ايران جنبة محرمانه پيدا مي‌كنند. گزارش عملكرد اولين سال سند چشم‌انداز اجازه انتشار ندارد چون روند، روند مطلوبي نبود.

بحث را جمع كنيم، مقايسه روند شاخص‌هاي كلان ايران با كشورهاي خاورميانه، حكايت از دستيابي به رتبه اول منطقه ندارد. در حال حاضر، درآمد ارزي ايران بسيار خوب است. توجه داشته باشيد از سال 1909 تا سال 1979 كه درآمد نفتي 134 ميليارد دلار بوده است. از 1979 تا پايان سال 2006 ميلادي بالغ بر 600 ميليارد دلار گرديد و از 2006 تا آلان (يعني دو سال) بالغ بر 150 ميليارد دلار گرديده است كه در اين درآمدها، نسل آينده نيز حق دارند. نگراني ديگري كه اقتصاد ملي دارد، مسئله خشكسالي است كه مي‌تواند سياست گسترش هزينه‌هاي دولت زمينه‌ساز سوء‌استفاده گروه‌هايي در جامعه گردد كه بي‌شك با تورم ارتباط خواهد يافت.

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:32 ] [ اطلس ایران وجهان ]
با اين رويكرد بررسي و تحليل عملكرد اقتصادي كشور در سال 1384 و ارايهء اطلاعات آماري مي‌تواند به عنوان ابزار مناسبي در تبيين روندهاي موجود و پيش‌بيني‌روندهاي آيندهء اقـتصـاد كشـور بـه كـار آيـد و زمينهء سـياست‌گذاري موثر و مناسب توسط برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران را فراهم كند. سياست‌هاي اقتصادي جاري در سال 1384 بايد بر پايهء «قانون برنامهء چهارم توسعه»‌و در هم‌جهتي با اسناد بالادستي تدوين اين قانون يعني «سند چشم‌انداز توسعهء 20 سالهء كشور» و «سياست‌هاي كلي برنامه» مصوب مجمع تشخيص مصلحت نظام به اجرا در مي‌آمد اما نگرش‌هاي جديد نسبت به مسايل اقتصادي در مجلس هفتم، مسالهء برگزاري انتخابات رياست جمهوري نهم و استقرار دولت جديد به رياست احمدي‌نژاد و در همسويي فكري با مجلس هفتم و اتخاذ رويكردهاي تازه در عرصهء سياست خارجي به ويژه پروندهء هسته‌اي ايران به شدت شرايط اقتصادي كشور را تحت تاثير قرارداد و در اجرا به فاصله‌گيري دولت نهم از اجراي كامل برنامهء چهارم توسعه در اين سال انجاميد. ارايهء دو لايحهء متمم بودجه در ماه‌هاي پاياني سال و درخواست برداشت 9815 ميليون دلار از «حساب ذخيرهء ارزي» براي تامين كسري بودجهء دولت، كه با تصويب مجلس هفتم همراه بود، دليل آشكاري بر اين موضوع است و متاسفانه وقوع اين رخداد را نمي‌توان اقدام درستي در پايبندي به برنامه‌‌اي عمل كردن در اصلاح ساختار اقتصاد كشور و در ادامهء روند گذشته قلمداد كرد. در مجموع از آنجا كه عملكرد اقتصادي كشور در سال 1384 به عملكرد دو دولت خاتمي و احمدي‌نژاد ارتباط مي‌يابد در هر گونه نتيجه‌اي بايد دو دولت را شريك دانست اما طبيعي است آثار و پيامدهاي ناشي از سياست‌هاي جديد دولت نهم كه به تدريج در عرصهء فعاليت‌هاي اقتصادي كشور ظاهر شده و مي‌شود متوجه جناح حاكم در دولت و مجلس و ساير نهادها خواهد بود و در گذر زمان و با ظهور نتايج آن‌ها بهتر مي‌توان به ارزيابي عملكرد اقتصادي دولت نهم پرداخت. در سال 1384 روند افزايش قيمت نفت شدت يافت و با وجود جابه‌جايي دولت و تغيير سياست‌ها در عرصهء داخلي و خارجي و تنش‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي و همچنين پاره‌اي از محدوديت‌هاي داخلي ناشي از چالش‌هاي سياسي و مشكلات نهادي و ساختاري واحدهاي توليدي و خدماتي، اقتصاد ايران با بهره‌گيري از درآمد بالاي نفت توانست با رشدي مثبت اين سال را پشت‌سر گذارد، سالي كه درآمد نفت به رقمي افسانه‌اي در تاريخ معاصر اقتصادي ايران رسيد.

1-نرخ تورم : مجموعهء سياست‌هاي اقتصادي به كار گرفته شده در دولت خاتمي موجبات كنترل نرخ تورم و نوعي ثبات بخشي به آن را در اقتصاد ملي فراهم آورد، به گونه‌اي كه با وجود اجراي سياست انبساط پولي در نيمهء دوم سال 1384 و رشد نقدينگي 3/34 درصدي در اين سال، نرخ تورم با كاهش نسبت به رقم 2/15 درصد سال قبل به 1/12 رسيد. با توجه به ركودي كه به تدريج دامنگير بازار بورس و مسكن و برخي كالاها و توليد و اشتغال شد و در عين رخداد رشد نقدينگي بالا، دستيابي به اين نرخ تورم جاي بحث و مناقشه در اين باره را باز كرد برخي نظرات بر از هم گسستگي رابطهء «نرخ تورم» و «رشد نقدينگي» در اقتصاد ايران در سال‌هاي اخير به دليل تحولات حادث اشاره دارد و برخي ديگر آن را ناشي از شرايط ركودي و عدم چرخش پول متناسب با نقدينگي موجود در فعاليت‌هاي اقتصادي، افزايش واردات كالاهاي مصرفي و خروج سرمايه از كشور ارزيابي مي‌كنند. از آن‌جا كه شاخص «تورم» نقش مهمي در ايجاد ثبات اقتصادي، توزيع درآمد و حفظ قدرت خريد مردم و روي‌آوري آنان به پس‌انداز و سرمايه‌گذاري دارد، كنترل و مهار آن از سوي دولت‌ها بسيار حايز اهميت به شمار مي‌رود، به ويژه آن كه تعيين نرخ سود بانكي و بازدهي فعاليت‌هاي اقتصادي و تجاري ارتباط وثيقي با اين شاخص دارد. مجلس هفتم و دولت نهم كه بر اجراي سياست كاهش نرخ سود بانكي تاكيد دارند و در سال گذشته و جاري اين موضوع را دنبال كرده‌اند طبعائ بايد نسبت به كنترل و كاهش نرخ تورم نيز تصميمات و اقدامات همسويي را دنبال كنند اما اعداد و ارقام دو لايحهء متمم بودجهء سال 1384 و بودجهء مصوب كل كشور براي سال 1385 چنين چشم‌اندازي را به نمايش نمي‌گذارد. هر چند رقم 1/12 درصدي نرخ تورم براي سال 1384 را بايد به فال نيك گرفت اما به نظر مي‌رسد در سال جاري بايد انتظار نرخ تورم بالايي را داشت. از منظر ارزيابي عملكرد اقتصادي كشور با هدف كمي پيش‌بيني شده براي شاخص تورم در برنامهء چهارم توسعه نيز دستيابي به نرخ تورم _6/14 درصد براي سال 1384 هدف‌گذاري شده است كه در مقايسه با نرخ تورم 1/12 درصدي حاصله حاكي از موفقيت است. يادآور مي‌شود كه دستيابي به نرخ رشد متوسط سالانه تورم _9/9 درصد در سال‌هاي اجراي برنامهء چهارم پيش‌بيني و دستيابي به نرخ تورم يك رقمي از اهداف كليدي آن به شمار مي‌رود.

2- تجارت خارجي : تراز بازرگاني و تراز حساب جاري كشور در سال 1384 همچون سال‌هاي پس از 78 به دليل افزايش قيمت نفت و تحولات در عرصهء تجارت خارجي مثبت بوده است. درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز در سال 1384، بالغ بر 823ر48 ميليون دلار (بالاترين رقم درآمد نفت در تاريخ معاصر اقتصاد ايران) شد كه در مقايسه با رقم پيش‌بيني شده در برنامهء چهارم توسعه براي اين سال يعني 645ر22 ميليون دلار افزايش بيش از دو برابر را به نمايش مي‌گذارد. اين درآمد علاوه بر اين‌كه امكان هزينهء ارزي پيش‌بيني شده در قانون بودجه سال 1384 را فراهم ساخت، مازادي معادل 314ر24 ميليون دلار را به وجود آورد كه به «حساب ذخيرهء ارزي» واريز شد، اما با برداشت مبلغ 099ر21 ميليون دلار از اين بابت هزينه‌هاي بودجهء دولت و مابه‌التفاوت ديون مشمول تغيير نرخ ارز و پرداخت تسهيلات بالغ بر 313ر2 ميليون دلار به بخش خصوصي ماندهء نقدي آن در پايان به رقم 667ر10 ميليون دلار كاهش داد كه اگر تعهدات ناشي از طرح‌هاي مصوب هيات امناي اين حساب را از اين مانده كسر كنيم ملاحظه مي‌شود كه براي اولين بار موجودي نقدي اين حساب منفي 048ر2 ميليون دلار شده است. اين اتفاق كه با اصرار دولت جديد در برداشت از ماندهء اين حساب و عمدتائ در قالب متمم‌هاي بودجهء 1384 و درست در سالي كه ايران بيش‌ترين درآمد ارزي حاصل از فروش نفت را داشته است، رخ داد بسيار اتفاق قابل توجه و تاملي است و به صراحت و قاطعيت مي‌توان گفت كه زنگ خطر ابتلا به «بيماري هلندي» را در اقتصاد ايران به صدا در آورده است. جدول 11) جريان وجوه «حساب ذخيرهء ارزي» از آغاز تا پايان سال 1384 را نشان مي‌دهد.«حساب ذخيرهء ارزي» يكي از ابتكارات و تمهيداتي بود كه با استفاده از تجربيات اجرايي گذشتهء كشور توسط دولت خاتمي براي محافظت از تاثيرات برون‌زاي مخرب نوسانات درآمد ارزي حاصل از فروش نفت و گاز بر اقتصاد ملي در تدوين برنامهء سوم توسعه پيش‌بيني و پس از تصويب اين قانون از سال 79 به اجرا درآمد. در مسير اجرا با اصلاح مادهء مربوط در مجلس ششم در چگونگي نحوهء استفاده از منابع اين حساب، 50 درصد آن براي اعطاي تسهيلات ارزي به بخش خصوصي اختصاص يافت كه آن را بايد يكي از مهم‌ترين اقدامات دولت خاتمي در حمايت از بخش خصوصي و بهره‌گيري از درآمد نفت براي سرمايه‌گذاري و توليد توسط اصلاح‌طلبان به شمار آورد. ظاهرائ افزايش مستمر درآمد نفت پس از سال 78 يكي از اهداف تمهيد اين حساب را كه همانا ايجاد لنگرگاهي مطمئن براي اقتصاد كشور در قبال جزر و مدهاي درآمد ارزي كشور بوده است از ديدگاه دولت نهم بلاموضوع كرده و همين امر باعث رويكرد هزينه‌اي به منابع موجود در اين حساب شده است. يادآور مي‌شود كه موجودي نقدي پس از كسر اين حساب موقعي كه عمر دولت خاتمي خاتمه يافت نزديك به هفت ميليارد دلار بود و اين در حالي است كه در پايان سال 1384 و با گذشت هفت ماه از استقرار دولت احمدي‌نژاد همين موجودي منفي شده است و اين به دليل برداشت بيش از حد دولت براي مصارف بودجه‌اي از اين حساب رخ داده است. در عين حال بايد توجه داد كه هرگونه ذخيرهء‌ارزي در اين حساب مي‌تواند به عنوان پشتوانه‌اي قوي براي بهره‌مندي بيش‌تر كشور از امكانات بازار سرمايهء جهاني باشد كه با خالي شدن آن را طبعائ امكان اين بهره‌مندي هم از بين مي‌رود. متاسفانه نوع نگاهي كه پس از استقرار مجلس هفتم و دولت نهم نسبت به اين حساب به وجود آمده و در عمل نيز استفاده از منابع آن را در جهت‌هايي غير از سرمايه‌گذاري و توليد رقم زده است به طور قطع با فلسفهء تاسيس اين حساب در تناقض بوده و وجود آن را تقريبائ بلاموضوع كرده است. درآمد حاصل از صادرات كالاهاي غيرنفتي در سال 1384 به رقم 189ر11 ميليون دلار رسيد كه حاكي از سير صعودي و مثبت اين شاخص در سال‌هاي اخير است. اگر در نظر آوريم كه دستيابي به چنين رقمي هم‌زمان با ثبات نسبي نرخ ارز در شش سال گذشته - به معناي واقعي كاهش نرخ برابري ارزهاي خارجي با پول ملي-و تغيير در تركيب صادرات غيرنفتي از كالاهاي سنتي به صنعتي رخ داده است، آن گاه به عملكرد مثبت سياست‌هاي اقتصادي دولت خاتمي در زمينهء صادرات غيرنفتي بيش‌تر پي خواهيم برد و آن را بايد موفقيتي براي كشور و اصلاح‌طلبان محسوب كرد، هر چند كه تلاش‌هاي بيش‌تري بايد در جهت كسب درآمد از ناحيهء صادرات غيرنفتي، خصوصائ صادرات محصولات صنعتي انجام گيرد و راهبرد توسعهء صادرات با همهء لوازم و مقتضياتش در ادارهء اقتصادي كشور_پي‌گرفته شود.
رقم حاصله از صادرات غيرنفتي در سال 1384 در مقايسه با رقم پيش‌بيني شده در قانون برنامهء چهارم توسعه يعني 544ر8 ميليون دلار حاكي از موفقيت عملكرد اقتصاد ايران در اين باره و افزايش 30 درصدي نسبت به آن است و تحقق اين امر چشم‌انداز اميدواركننده را پيشاروي اقتصاد كشور قرار مي‌دهد. ميزان واردات در سال 1384 به رقم 9/40 ميليارد دلار رسيده كه در مقايسه با رقم 6/36 ميليارد دلار سال 1372 و همهء سال‌هاي گذشته بالاترين رقم واردات در اقتصاد ايران است. جالب آن كه اقتدارگرايان در همهء سال‌هاي گذشته به دولت خاتمي دربارهء افزايش ميزان واردات ايراد گرفته و آن را عملكرد منفي ارزيابي مي‌كردند، اما تاكنون در قبال اين رخداد در سال 1384، كه رقم عمدهء ‌واردات در نيمهء دوم اين سال و استقرار دولت احمدي‌نژاد انجام گرفته است، سكوت كرده‌اند. اما در شرايط اقتصاد ايران بايد افزايش چشم‌گير رقم واردات در سال 1384 را قابل توجه و تامل دانست. رقم پيش‌بيني شده براي واردات در سال 1384 در قانون برنامهء چهارم توسعه 3/32 ميليارد دلار بوده است كه در مقايسه با عملكرد حاصله تفاوتي 25 درصدي را نشان مي‌دهد و اين كه در سال اول اجراي برنامه 25/1 برابر آنچه در برنامه پيش‌بيني شده، كشور واردات داشته است و البته علت اصلي اين رخداد را بايد در افزايش درآمد ارزي كشور ناشي از افزايش قيمت نفت دانست. با نگاهي به جدول11)ملاحضه مي‌شود كه در سال‌هاي پس از 76 تا 83 (دورهء دولت خاتمي) سهم عمدهء واردات به كالاهاي سرمايه‌اي واسطه‌اي كه نقش عمده و مستقيمي در توليد و اشتغال دارند، تعلق داشته است. متاسفانه باوجود تلاش نويسنده به تركيب و سهم كالاهاي وارداتي در سال 1384 دست نيافت و انتظار مي‌رود كه در حدود همين نسبت‌ها در مورد تركيب واردات اين سال برقرار باشد و در نتيجهء آن رقم عمدهء واردات در خدمت توليد و رونق‌بخشي به اقتصاد كشور بوده‌ باشد. بديهي است در صورت به هم خوردن اين تركيب به نفع واردات كالاهاي مصرفي آن را نمي‌توان مثبت ارزيابي كرد و با توجه به اقتصاد نفتي ايران بايد رخداد ابتلا به «بيماري هلندي» را انتظار كشيد. در عين حال بايد يادآور شد كه رشد واردات در سطوح بسيار بالاتر از نياز رشد توليد ملي مبين محتواي بيش از حد نياز وارداتي رشد توليد است و اين نگراني وجود دارد كه اقتصاد ملي به ميزان مطلوب بازدهي نداشته است. تراز پرداخت‌هاي خارجي كشور در سال 1384 در بخش تراز بازرگاني و حساب جاري به يمن افزايش درآمد نفت مثبت بود. رقم تراز بازرگاني به 043ر19 ميليون دلار و تراز حساب جاري به 037ر14 ميليون دلار بالغ شد كه نسبت به همهء سال‌هاي پس از انقلاب بالاترين رقم به حساب مي‌آيد و آن را بايد رخدادي منحصر به فرد به شمار آورد. اما با توجه به شتاب واردات و عدم پايداري قيمت نفت، وضعيت حاكم بر تراز پرداخت‌هاي كشور را نمي‌توان روندي ماندگار و پايدار تلقي كرد. نقطهء آسيب تراز پرداخت‌هاي كشور زماني است كه قيمت نفت در بازارهاي جهاني دچار كاهش شود. علاوه بر اين حساب جاري تراز پرداخت‌هاي كشور طي سال‌هاي آتي از بابت پرداخت‌هاي حساب خدمات براي پروژه‌هاي B.O.T خصوصائ در زمينهء‌برق و ساير خدمات دولتي تحت فشار قرار خواهد گرفت. از سوي ديگر در اين دوره خالص حساب سرمايهء كشور داراي كسري معادل 411 ميليون دلار بود. اين كسري عمدتائ ناشي از كاهش مازاد حساب‌هاي بلندمدت و كوتاه‌مدت در نتيجهء بازپرداخت بدهيهاي گذشته و افزايش ماندهء ارزهاي تهاتري و نيز كاهش مازاد حساب بانك‌ها و ساير به دليل روند نزولي افزايش در اعتبارات اسنادي و افزايش دارايي‌هاي خارجي بانك‌ها بوده است. مجموع دارايي‌هاي خارجي بانك مركزي و حساب ذخيرهء ارزي در اين دوره 574ر13 ميليون دلار افزايش نشان مي‌دهد كه با احتساب ذخاير و دارايي‌هاي قبلي به رقمي بيش از 50 ميليارد دلار بالغ مي‌شود. از اين‌رو مي‌توان گفت دولت احمدي‌نژاد در موقعيتي كاملائ استثنايي به لحاظ پشتوانهء مالي و اعتباري نسبت به دولت‌هاي پس از انقلاب مسووليت ادارهء كشور را به عهده گرفته است، فرصتي كه از آن مي‌تواند براي جهش اقتصادي كشور و دستيابي به اهداف پيش‌بيني شده درقانون برنامهء چهارم توسعه و سند چشم‌انداز توسعهء 20 سالهء كشور نهايت استفاده را ببرد. بزرگ‌ترين چالش بخش خارجي اقتصاد ايران، بلكه تصوير كلان اقتصاد كشور، طي سال‌هاي آينده ايجاد ظرفيت پرداخت جديد و تنوع در مباني صادراتي است. آزادسازي در تجارت خارجي (عمدتائ تسهيل واردات) و جريانات سرمايه‌اي طي سال‌هاي اخير اگرچه بسيار مثبت و سازنده بوده است اما بايد با سياست‌هاي معطوف به تنوع‌پذيري در توليد و صادرات و حفظ رقابت‌پذيري اقتصاد ملي ممزوج و تكميل شود. آزادسازي‌هاي يك جانبهء سال‌هاي اخير محتواي وارداتي رشد توليد و سرمايه‌گذاري در اقتصاد ملي را به شدت افزايش داده است (تفاوت متوسط رشد سالانهء واردات 5/20 درصد و رشد متوسط سالانهء توليد 5/5 درصد طي دورهء 1379984.) اين تحول نشانگر آن است كه اقتصاد ملي نه‌تنها در حد ظرفيت‌هاي بالقوه توليد نمي‌كند، بلكه از بابت رقابت‌پذيري و فروش محصول دچار مشكل است و از اين‌رو بازنگري در برخي سياست‌ها را ضروري مي‌كند. در اين مسير پاسداري از «حساب ذخيرهء ارزي» از بابت پشتوانهء‌ارزي براي كشور و بودجهء دولت در شرايط كاهش قيمت نفت و حمايت و تقويت مستمر بخش خصوصي و نيز ايجاد اطمينان لازم در فعالان اقتصادي بايد به جد مورد توجه دولت و مجلس قرار گيرد و برداشت از اين حساب جز در موارد حياتي و ضروري انجام نشود، اقدامي كه متاسفانه دولت و مجلس در نيمهء دوم سال 1384 و سال جاري به آن توجه و عمل نكرده‌اند. لازم به ذكر است كه با وجود افزايش رقم تجارت خارجي كشور در سال 1384 به رقم 981ر100 ميليارد دلار (عمدتائ به دليل افزايش قيمت نفت) سهم ايران از تجارت جهاني بالغ بر 45/0 درصد شده است كه تناسب چنداني با نسبت جمعيت ايران به جهان و امكانات و توانايي‌ها و جايگاه كشور در عرصهء جهاني و منطقه‌اي ندارد.

3- بدهي خارجي : در هنگام روي كار آمدن دولت خاتمي در سال 76 تعهد بالفعل (بدهي) خارجي ايران 3/14 ميليارد دلار بود كه در پايان كار دولت خاتمي در سال 1384 به حدود 23 ميليارد دلار افزايش يافت و اين در حالي بود كه طي همين دوره ميزان ذخاير ارزي و دارايي‌هاي خارجي بانك مركزي از رقم حدود سه ميليارد دلار به بالاترين حد خود طي سال‌هاي پس از انقلاب رسيد وبيش از 50 ميليارد دلار شد (بيش از 16 برابر.) مديريت بدهي خارجي و افزايش ذخاير و دارايي‌هاي خارجي كشور، كه ناشي از مديريت منابع ارزي توسط دولت خاتمي به نفع اقتصاد ملي بوده است_ميتوان يكي از موفقيت‌هاي برجسته_ء اين دولت به شمار آورد. مجموع تعهدات بالقوه 55/17 ميليارد دلار) و بالفعل 33/24 ميليارد دلار) كشور بالغ بر 8/40 ميليارد دلار در پايان سال 1384 بوده است كه نسبت به رقم توليد ناخالص داخلي و در مقايسه با ديگر كشورهاي در حال توسعه رقم قابل قبولي است هرچند با نگاه احتياطي بايد از ايجاد و افزايش هر گونه بدهي جديد براي كشور و دولت جلوگيري كرد. ارزش قراردادهاي بيع متقابل شناسايي شده تا پايان 9 ماههء اول سال 2005 ميلادي حدود 862ر22 ميليون دلار بوده كه 051ر17 ميليون دلار از تعهدات پيمانكاران آن محقق شده و 088ر8 ميليون دلار (شامل 956ر6 ميليون دلار اصل و 132ر1 ميليون دلار بهره) از تعهدات قبلي نيز بازپرداخت شده است. ميزان خالص تعهدات بالقوه و بالفعل از قراردادهاي بيع متقابل در مقطع مذكور به ترتيب معادل 811ر5 و 095ر10 ميليون دلار است.
4-بيكاري و اشتغال : عملكرد اقتصاد كشور در ايجاد فرصت‌هاي شغلي در سال 1384 حدود 700 هزار شغل در مقابل عرضهء 900 هزار نيروي كار به بازار برآورد مي‌شود. همچنان‌كه ملاحظه مي‌شود اين عملكرد پاسخ‌گوي بازار كار نبوده و اين در حالي است كه كشور با انباشت حدود سه ميليون نفر جمعيت بيكار از سال‌هاي گذشته و موج جمعيت جوياي كار به بازار در سال‌هاي آتي روبه‌روست. در قانون برنامهء چهارم توسعه براي پاسخ‌گويي به نياز اشتغال در كشور طي سال‌هاي اجراي برنامه، ايجاد متوسط سالانه 897 هزار فرصت شغلي پيش‌بيني شده است تا از اين رهگذر نرخ بيكاري از 3/12 درصد در سال 1383 به 4/8 درصد در سال 1388 كاهش يابد، و طي همين دوره جمعيت بيكار از 7/2 ميليون نفر به _2/2 ميليون نفر برسد. همچنان كه ملاحظه مي‌شود در سال اول اجراي قانون برنامهء چهارم توسعه اين امر محقق نشده است. از آن‌جا كه مسالهء بيكاري و اشتغال را بايد مهم‌ترين چالش پيش‌روي اقتصاد ملي در شرايط كنوني دانست و يقينائ حل آن نياز به عزم ملي و همراهي همه اركان و اجزاي نظام دارد و اين كه از تمام روش‌ها و امكانات موجود داخلي و خارجي و دولتي و خصوصي براي سرمايه‌گذاري استفاده شود كه در اين مسير تعامل مثبت و سازنده با اقتصاد جهاني اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد. از روز روشن‌تر است كه عدم پاسخ‌گويي مناسب به نياز اشتغال خيل بيكاراني بيش از سه ميليون نفر چه آثار و عواقب زيانباري را مي‌تواند متوجه كشور و نظام كند. تصويري از توزيع جمعيت كشور برحسب فعال و شاغل بيان مي‌دارد كه نرخ بيكاري در پايان سال 1384 معادل 1/12 درصد بوده است (جمعيت فعال 3/22 و شاغل 6/19 ميليون نفر.) برپايهء گزارش بانك مركزي جمعيت فعال كشور در سال 1383 معادل 6/12 ميليون نفر و نرخ بيكاري معادل 3/10 درصد بوده است كه مقايسهء شاخص اين دو سال حاكي از افزايش نرخ بيكاري در سال 1384 است و در واقع عملكرد اقتصاد كشور در اين باره موفق نبوده است.

5-بورس اوراق بهادار : عملكرد بازار بورس در سال 1384 براي سهام‌داران بازده مناسبي را به همراه نداشته و آن‌ها متضرر شده‌اند. سقوط 22 درصدي رقم شاخص قيمت كل سهام خود گوياترين نشانه بر وضعيت بحراني بورس در اين سال است. دلايل چنين رخدادي را بايد در ارتباط با تحولات داخلي (انتخابات رياست جمهوري و جابه‌جايي دولت) و خارجي (مسايل مرتبط با پروندهء هسته‌اي ايران و سياست خارجي) و مسايل دروني بورس جست‌وجو كرد. به هر حال ارزش جاري بازار سهام تحت تاثير اين تحولات از 547ر387 ميليارد ريال در سال 1383 به 729ر325 ميليارد ريال در پايان سال 1384 كاهش يافت كه حاكي از رشد منفي 16 درصد در اين بازار است و با وجود رشد مثبت 3/6 درصدي تعداد سهام معامله شده، ارزش معاملات در حد _4/44 درصد كاهش يافته و موجبات منفي شدن ديگر شاخص‌ها (به جز شاخص بازده نقدي) را فراهم آورده است. در يك جمع‌بندي مي‌توان گفت روند مثبتي كه از سال 76 در بورس اوراق بهادار به راه افتاده بود و موجبات جذب پس‌اندازهاي مردم به سوي سرمايه‌گذاري و توليد را دامن مي‌زد، متاسفانه از نيمهء دوم سال 1383 دچار آسيب شد و در سال 1384 اين روند نزولي شدت يافت و عملائ به فرار سرمايه از اين بازار دامن زد. وضعيت بازار بورس روند حركت و شاخص قيمت كل سهام بازتابي از روند تحولات و وضعيت اقتصادي و سياسي جاري كشور است و به همين دليل دولتمردان و فعالان عرصهء سياست بايد به شدت نسبت به اين وضعيت و شاخص حساس بوده و جهت‌گيري آن را در هر گونه تصميم‌گيري و اقدام لحاظ كنند. نكتهء قابل ذكر اين كه اجرايي شدن قانون جديد بازار سرمايه در نيمهء دوم سال 1384 نيز نتوانست كوچك‌ترين تاثيري در اصلاح روند جاري بورس اوراق بهادار بگذارد، هرچند كه اجراي كامل اين قانون و تاثيرات آن را بايد در سال جاري پي گرفت.  بزرگ‌ترين چالش بخش خارجي اقتصاد ايران، بلكه تصوير كلان اقتصاد كشور، طي سال‌هاي آينده ايجاد ظرفيت پرداخت جديد و تنوع در مباني صادراتي است. آزادسازي در تجارت خارجي (عمدتائ تسهيل واردات) و جريانات سرمايه‌اي طي سال‌هاي اخير اگرچه بسيار مثبت و سازنده بوده است اما بايد با سياست‌هاي معطوف به تنوع‌پذيري در توليد و صادرات و حفظ رقابت‌پذيري اقتصاد ملي ممزوج و تكميل شود. آزادسازي‌هاي يك جانبهء سال‌هاي اخير محتواي وارداتي رشد توليد و سرمايه‌گذاري در اقتصاد ملي را به شدت افزايش داده است (تفاوت متوسط رشد سالانهء واردات 5/20 درصد و رشد متوسط سالانهء توليد 5/5 درصد طي دورهء 1379984.) اين تحول نشانگر آن است كه اقتصاد ملي نه‌تنها در حد ظرفيت‌هاي بالقوه توليد نمي‌كند، بلكه از بابت رقابت‌پذيري و فروش محصول دچار مشكل است و از اين‌رو بازنگري در برخي سياست‌ها را ضروري مي‌كند. در اين مسير پاسداري از «حساب ذخيرهء ارزي» از بابت پشتوانهء‌ارزي براي كشور و بودجهء دولت در شرايط كاهش قيمت نفت و حمايت و تقويت مستمر بخش خصوصي و نيز ايجاد اطمينان لازم در فعالان اقتصادي بايد به جد مورد توجه دولت و مجلس قرار گيرد و برداشت از اين حساب جز در موارد حياتي و ضروري انجام نشود، اقدامي كه متاسفانه دولت و مجلس در نيمهء دوم سال 1384 و سال جاري به آن توجه و عمل نكرده‌اند.  لازم به ذكر است كه با وجود افزايش رقم تجارت خارجي كشور در سال 1384 به رقم 981ر100 ميليارد دلار (عمدتا به دليل افزايش قيمت نفت) سهم ايران از تجارت جهاني بالغ بر 45/0 درصد شده است كه تناسب چنداني با نسبت جمعيت ايران به جهان و امكانات و توانايي‌ها و جايگاه كشور در عرصهء جهاني و منطقه‌اي ندارد.

جمع‌بندي : در يك جمع‌بندي خلاصه با تكيه بر شاخص‌هاي كلان اقتصادي كشور مي‌توان گفت كه عملكرد اقتصاد ايران در سال 1384 ادامهء روند گذشته و مشابه سال‌هاي اجراي برنامهء‌سوم توسعه بوده است، هر چند پاسخگوي نيازها و مطالبات اقتصادي رو به افزايش جامعه، ‌خصوصائ در زمينهء رفاه و اشتغال نبوده است و حتي در تامين اهداف كمي پيش‌بيني شده براي سال اول اجراي قانون برنامهء چهارم توسعه ناموفق بوده است. استقرار دولت احمدي‌نژاد، كه در همسويي كامل فكري و سياسي با مجلس و ديگر نهادهاي حاكميتي قرار دارد و وعده‌هاي اقتصادي بسيار به مردم داده است از قبيل مبارزه با فقر و فساد و تبعيض، بردن درآمد نفت به سر سفره‌هاي مردم، توسعهء عدالت محور و... هم‌زمان با افزايش قابل توجه درآمدهاي نفتي ايران، انتظارات اقتصادي بسياري را در جامعه دامن زده است كه طبعائ نظام بايد پاسخگوي آن‌ها باشد. رويكرد متفاوت دولت خاتمي و اصلاح‌طلبان به اقتصاد و سياست كارنامه‌اي از خود در هشت سال گذشته به جاي گذاشته است كه خود مبناي مقايسه‌اي براي عملكرد دولت احمدي‌نژاد و جريان همسويش از نيمهء دوم سال 1384 به اين سو خواهد بود، به ويژه آن‌كه همهء افراد و گروه‌هاي درون جناح حاكم فعلي از منتقدان سرسخت عملكرد اقتصادي دولت خاتمي و اصلاح‌طلبان در سال‌هاي پس از 76 بوده اند و حال خود بايد پاسخگوي شعارها، وعده‌ها و عملكردشان باشند. در پايان بايد يادآور شوم كه اقتصاد ايران همچنان با چالش‌هايي از قبيل: عدم تناسب نرخ رشد اقتصادي با شرايط و مطالبات جامعه، بالا بودن نرخ بيكاري و كشش‌ناپذيري بخش توليد، سطح پايين بهره‌وري عوامل توليد و بهره‌وري كل، وابستگي بودجهء دولت به درآمد نفت و نوسانات بازار نفت، بالا بودن اندازهء دولت و چسبندگي هزينه‌هاي جاري دولت، درصد تحقق پايين بودجهء‌عمراني، رشد تعهدات خارجي به طور اعم و بدهي‌هاي كوتاه‌مدت قطعي به طور اخص، منفي شدن وضعيت بازار ارزي بانك‌ها و كاهش تقاضاي ميان‌مدت ارز در بازار بين بانكي، فقدان اعتماد و اطمينان لازم براي مشاركت فعالانهء بخش غيردولتي و ناچيز بودن حجم صادرات غيرنفتي در مقايسه با حجم فعاليت‌هاي اقتصادي، شكاف طبقاتي و توزيع ناعادلانهء‌درآمد و وجود فقر و محروميت رنج‌آور در دو دهك جمعيتي كشور مواجه است كه دربارهء آن‌ها بايد چاره‌انديشي و سياست‌گذاري شود. سند چشم‌انداز توسعهء20 سالهء كشور و قانون برنامهء چهارم توسعه با توجه به اين شرايط و واقعيات تدوين و تصويب شده و بايد راهنماي عمل قواي حاكم در سال‌هاي پيش‌رو باشد، اما عملكرد سال 1384 اقتصاد كشور و نهادهاي حاكم حركت در اين چارچوب را به نمايش نمي‌گذارد و نگراني اين است كه با فاصله‌گيري از اجراي اين‌ها باز هم در راه توسعهء اقتصادي و اجتماعي ايران ناكام بمانيم.

 منبع- سایت اقتصاد ای ران وگذشته و اینده

 

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:31 ] [ اطلس ایران وجهان ]
اقتصاد ایران امروزه از مفاهیمی است که هریک از بخش‌های جامعه به نوعی با آن در ارتباط است. وقوع تحولات جدی که می‌تواند ساختار اقتصادی هر کشوری را دچار تغییرات خاص نماید و شرایط اقتصادی را به سوی موقعیت مطلوب هدایت کند در این کشور با مشکلات به هم پیچیده‌ای روبه‌رو است و کارکرد اصلی وقایعی سرنوشت‌ساز همچون خصوصی‌سازی، کاهش مشارکت دولت در مدیریت جامعه، حذف یارانه‌ها و دخالت دولت در بازار مسکن و ... را دچار اختلال کرده است. آنگونه که نه تنها نتوانسته‌اند امکان لازم برای بهبود ساختار اقتصادی را فراهم کنند، بلکه ایجاد‌کننده نوعی نابسامانی برای اقتصاد نیز شده‌اند که از آن به مشکلات درون‌زا نیز می‌توان نام برد. شاید این عبارت از نظر علمی نیازمند بیان مقدمات و طرح تئوری‌های مختلف است، اما مشاهدات عینی در جامعه در طول چند سال اخیر موید نتایج ذکر شده است. در واقع تجارب کشورهایی که از این راهکارها برای بهبود ساختار اقتصادی استفاده کردند، بیانگر آن است که راهکارهای ذکر شده قابلیت اصلاح امور اقتصادی را دارد و این نحوه استفاده است که شرایط موجود را دچار ابهام و دشواری می‌گرداند. نمونه‌هایی چون برزیل، مالزی، لهستان و آلمان شرقی و ... به‌رغم وجود ترکیب نامتقارنی از موقعیت جغرافیایی و فرهنگی توانسته‌اند با اتکا به این شیوه‌ها به پاسخ برسند.
از این رو سوال اصلی این است که با توجه به موقعیت مناسب و سیاست‌های اعمال شده در بهترین حالت اقتصادی؛ یعنی درآمد نفت ناشی از نفت بشکه‌ای 140دلار که مدت یک سال نیز ادامه داشت، اعتماد نسبی عمومی به مدیران در طول 4 سال گذشته، اتفاق رهبران سیاسی و اقتصادی و وجود نوعی تفاهم سیاسی در حاکمیت، علت عدم‌دستیابی ایران به وضعیت بهبود اقتصادی چیست.
یکی از راهکارهایی که می‌تواند به این سوال پاسخ دهد تبیین شرایط موجود اقتصادی ایران با توجه به اهداف برنامه و گزارش‌های موجود است؛ شرایطی که از وجود یک فاصله عمیق بین وضعیت فعلی و ایده‌آل چشم‌انداز 20 ساله، که همانا تبدیل شدن به قدرت اول منطقه است، حکایت دارد. برنامه‌های توسعه که هریک 5 سال به طول انجامید موید آن است که حداقل در طول 20 سال گذشته کشور در قالب یک برنامه هماهنگ قرار گرفته که همه بخش‌های حاکمیتی آن را مورد پذیرش قرار داده‌اند. برنامه‌هایی که به‌رغم کاستی‌ها از نقاط مثبت فراوانی نیز برخوردار بوده است و در حداقل شرایط توانسته فضای قانونی را برای تصمیم‌گیری‌ها فراهم کند.
در این میان برنامه چهارم توسعه که به‌زعم برخی از برنامه‌نویسان به خصوص اقتصاددانان اوج بلندپروازی بوده و به‌زعم برخی دیگر به ویژه دست‌اندرکارن امور اجتماعی و سیاسی اوج پختگی و تحول‌گرایی بوده از سال 84 وارد عرصه اجرایی کشور شد. برنامه‌ای که با تصویب مجلس ششم و تدوین دولت هشتم و تصویب مجمع تشخیص و امضای مقام رهبری به حوزه اجرایی کشور وارد شد.
بر اساس شاخص‌های اصلی این برنامه که می‌بایستی از سوی همه نهادها مورد توجه قرار می‌گرفت نرخ رشد اقتصادی باید به 8 درصد می‌رسید و یارانه‌ها بر اساس نرخ مصوب هر ساله با 20 درصد کاهش، در پایان برنامه به صفر می‌رسید. ایجاد شرایط ورود کشور به حوزه بازار جهانی اقتصاد و گام جهشی برای رسیدن به چشم‌انداز 20 ساله از مهم‌ترین شاخص‌های برنامه چهارم است که بخشی از آن عملیاتی شد. شاید از این جهت بود که برخی برنامه‌ریزان پاشنه آشیل دستیابی به چشم‌انداز 20 ساله را اجرای دقیق برنامه چهارم می‌دانستند.
از این رو برای تحلیل بهتر شرایط اقتصادی کشور نگاهی به ساخت اقتصادی و الگوهای مورد استفاده اقتصاد ایران در 30ساله گذشته شاید بتواند بستر مطلوبی برای تبیین موضوع فراهم کند. در سال‌های نخست پس از انقلاب الگوی اقتصادی با رویکردهای انقلابی مورد توجه بود که با سرفصل‌های زیر همراه شد:
ملی کردن صنایع
اعطای یارانه
برجسته‌ کردن سیاست‌های درون‌گرا.
همچنین آزاد سازی اقتصاد پس از جنگ که مبنای اولین برنامه 5 ساله توسعه کشور بود با سرفصل‌های زیر مورد توجه قرار گرفته است:
تسهیل (آزادسازی) واردات؛
بازسازی و سرمایه‌گذاری عمده از طریق وام خارجی؛
تعامل جدید با اروپا.
گرایش دوباره به محافظه‌کاری که سرفصل استنباطی برنامه 5 ساله دوم توسعه کشور بود نیز با سرفصل‌های زیر مورد توجه قرار گرفت:
تغییر از رویکرد صنایع محور به کشاورزی و تجارت؛
تمرکز و تمایل بیشتر به صنایع داخلی تا شرکت‌های خارجی.
در این میان در برنامه سوم هرچند که کاستی‌های زیادی در آن و جود داشت از منظر برنامه‌ای یکی از عملیاتی‌ترین برنامه‌های توسعه محسوب می‌شد. در این برنامه رویکرد برون‌گرایی به عنوان سرفصل مورد توجه قرار گرفت و بستری تازه برای نگاهی جدید به اقتصاد کشور ایجاد کرد. در گزارش دولت وقت عمل به این برنامه بالای 60 درصد عنوان شد.
برنامه چهارم توسعه در حوزه‌های چندگانه گام‌های مفیدی برداشت، اما گزارش دستیابی به اهداف آن هنوز اعلام نشده و حتی گزارش گیری متعارف مجلس نیز به‌رغم درخواست نمایندگان پاسخ داده نشده است. دو رویکرد تسهیل رژیم سرمایه‌گذاری برای جذب سرمایه خارجی و تمرکز بر روش‌های فناوری از برجسته‌ترین شاخص‌های جهت‌‌گیری در برنامه چهارم بود که در قالب زیرمحورهای ذیل جامعیت گرفت:
افزایش بهره‌وری نیروی کار
افزایش بهره‌وری سرمایه و بهره‌وری کل عوامل تولید
افزایش نسبت سرمایه‌گذاری
افزایش نسبت صادرات غیر نفتی به تولید ناخالص داخلی
افزایش نسبت سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به تولید ناخالص داخلی
کاهش نرخ تورم
کاهش نرخ بیکاری.
آخرین وضعیت آماری کشور در طول آخرین سال برنامه سوم تا ماه‌های پایانی برنامه چهارم در جدول زیر آمده است که برجسته‌ترین چیزی که به چشم می­خورد، کم توجهی به اهداف برنامه و دور بودن از آرمان‌های اصلی آن است
(ماهنامه اقتصاد ایران. بهمن ماه 88).
آمار ذکر شده موید آن است که بخش بزرگی از اهداف به‌رغم پیش‌بینی، محقق نشد. مهم‌ترین اهداف تحقق نیافته در زمینه کاهش یارانه‌ها به شیوه پلکانی، رشد اقتصادی و کوچک‌سازی بدنه دولت بوده است.
در گزارش ماه ژانویه 2010 واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست که به بررسی شاخص‌های اقتصاد کلان ایران اختصاص دارد عنوان شده است که تولید ناخالص داخلی ایران از 337 میلیارد و 300 میلیون دلار در سال گذشته به 358 میلیارد و 900 میلیون دلار در سال جاری خواهد رسید که 21 میلیارد و 600 میلیون دلار افزایش نشان می‌دهد.
آمارهای این مرجع معتبر بین‌المللی حاکی از آن هستند که در سال آینده تولید ناخالص داخلی کشور معادل 414 میلیارد دلار خواهد بود. نگاهی به لایحه بودجه سال 1389 نیز نشان می‌دهد که رقم این بودجه از مرز 368 هزار میلیارد تومان (3,685,058,679,000,000 ریال) فراتر رفته است.
اگر آمار اکونومیست پذیرفته شود به آن معنا است که حدود 90 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور در سال آینده از آن دولت خواهد بود، ضمن اینکه بودجه 89 نیز از تولید ناخالص داخلی کشور در سال‌جاری بیشتر خواهد بود.
این در حالی است که دولت در سال‌های اخیر همواره شعار کوچک‌سازی اقتصاد را سر داده و مدعی اجرای سیاست‌های ذیل اصل 44 قانون اساسی است که در آن دولت مکلف به واگذاری بسیاری از صنایع بزرگ و مادر به مردم بوده است، اما آمار نشان می‌دهد که هر روز نقش مردم در اقتصاد کاهش یافته و دولت نقش عمده‌تری در اقتصاد ایفا می‌کند، آن هم در شرایطی که شبه‌دولتی‌هایی که در بودجه نامی از آنها برده نمی‌شود نیز بخش عمده دیگری از اقتصاد را شکل می‌دهند. شبه‌‌دولتی‌هایی که با آغاز جدی روند خصوصی‌سازی که پس از تصویب قانون به وقوع پیوسته با در اختیار گرفتن حدود 30 درصد از منابع واگذار شده روز به روز تنومندتر می‌شوند.
در عین حال اختصاص حدود 60 درصد واگذاری‌ها به سهام عدالت که نقش حداقل 10 سال آینده دولت در مدیریت و نظارت برآن را تضمین می‌کند تاکیدی دوباره بر عدم‌دستیابی به اهداف برنامه چهارم و اقتصاد کشور در کوچک نمودن دولت دارد (سایت سازمان خصوصی‌سازی). این موضوع در حالی است که حجم بودجه تنظیمی دولت شهید رجایی حدود 29 درصد تولید ناخالص ملی بود. بودجه سال 1389 با نگاهی به سالنامه آماری بانک مرکزی و تولید ناخالص سال 1387 و 1388 و آمار بانک جهانی در سال میلادی گذشته، بزرگ‌تر از تولید ناخالص سال 87 و 88 است.
در همین راستا چهار بخش اساسی مورد بازبینی قرار می‌گیرد:


اشتغال و ایجاد فرصت‌های شغلی
نشریه اکونومیست نرخ بیکاری سال‌جاری را 9 /12 درصد پیش‌بینی می‌کند، این در حالی است که نرخ بیکاری طی سال‌های برنامه باید در نهایت بیشتر کاهش می‌یافت. (یادآور می‌شود تعریف بیکاری در دولت‌های گذشته با تعریف دولت نهم به صورت ساختاری متفاوت می‌باشد و بر اساس تعاریف رایج امروز دولت هرکسی دو ساعت در هفته کار داشته باشد، شاغل محسوب می‌شود که این امر نرخ بیکاری را به صورت چشمگیری با کاهش روبه‌رو می‌کند؛ گذشته از آنکه این تعریف با تعاریف بین‌المللی اختلاف اساسی دارد، بنابراین به عنوان مقیاس برابر با سایر میزان‌های سنجش برای نرخ بیکاری در دوره‌های گذشته همخوانی ندارد.)
واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست در گزارش ماه آوریل 2010 معتقد است نیروی کار ایران در سال گذشته 25 میلیون نفر و نرخ بیکاری 9/12 درصد بوده و پیش‌بینی کرده است که این شاخص‌ها در سال‌جاری به ترتیب 25 میلیون و 700 هزار نفر و 2/13 درصد خواهد بود. (اردیبهشت 89 خبرگزاری ایسنا)
انتظار می‌رود دو سال دیگر نیروی کار ایران معادل 27 میلیون نفر و شاخص نرخ بیکاری معادل 15 درصد باشد. برخی از کارشناسان و صاحبنظران معتقدند آمار نشانگر این است که در طول چهار سال گذشته با وجود اهداف برنامه چهارم و برنامه‌هایی مانند بنگاه‌های زودبازده دولت به طور متوسط کمتر از 300 هزار شغل در کشور ایجاد کرده است؛ در حالی که باید حداقل سالی 650 هزار شغل ایجاد می‌شده است.
در همین راستا، در گزارشی که توسط بانک جهانی منتشر شده است، جمهوری اسلامی ایران یکی از کشورهای دارای نرخ رشد بالای بیکاری در خاورمیانه معرفی شده است. در این گزارش نرخ بیکاری در ایران 2/13 درصد اعلام شده است.
البته براساس این گزارش، از سال 2010 میلادی به بعد در نتیجه کاهش نرخ رشد جمعیت در سال‌های قبل و افزایش فرصت‌های شغلی در این کشور نرخ بیکاری کاهش یافته و در سال‌های 2020 به 19 درصد و در سال 2030 به 12 درصد؛ یعنی کمتر از رقم سال 2004 خواهد رسید.
براساس گزارش‌های مرکز آمار، نرخ بیکاری در سال 83، سال پایان برنامه سوم توسعه و سال آخر دولت اصلاحات، با 5/1 درصد کاهش به 3/10 درصد می‌رسد، اما سیاست‌های دولت نهم در سال 84 باعث می‌شود در نهایت نرخ بیکاری مجددا سیر صعودی به خود گرفته و به 5/11 درصد افزایش یابد؛ افزایش قیمت نفت و همچنین رونق بازار مسکن طی سال‌های 85 به بعد باعث شد نرخ بیکاری مجددا روند نزولی خود را باز یابد و طی سال‌های 85 تا 87 به ترتیب به 3/11، 5/10 و 4/10 درصد کاهش یابد، اما به دلیل بحران جهانی و کاهش قیمت نفت، همچنین رکود بازار مسکن که مهم‌ترین عامل رشد بیکاری محسوب می‌شود، پیش‌بینی‌ها حکایت از افزایش نرخ بیکاری دارد. ذکر این نکته اساسی است که نرخ پیش‌بینی شده بیکاری در برنامه چهارم برابر با 4/8 درصد بود که محقق نشد. بر اساس گزارش خبرگزاری مهر متوسط نرخ بیکاری در چهار سال اول برنامه چهارم 9/10 درصد بوده که از هدف 4/8 درصدی برنامه 5/2 درصد بالاتر است و به عبارتی با اهداف برنامه فاصله 30 درصدی دارد. شایان ذکر است، متوسط نرخ بیکاری برنامه چهارم از سال پایانی برنامه سوم 4/1 درصد وضعیت بهتری (کاهش) دارد.
نتایج طرح آمارگیری مرکز آمار ایران نشان می‌دهد طی سال‌های 87-1384 به طور متوسط کمتر از 300 هزار شغل در کشور ایجاد شده است؛ در حالی که طی دهه 75-1365 سالانه357 هزار شغل و در دهه 85-1375 سالانه 590 هزار شغل در کشور ایجاد شده است. سوالی که ممکن است به ذهن خطور کند، این است که چرا در قیمت‌های بالای نفت در سطحی بسیار بی‌سابقه، اشتغالزایی در کشور کمتر از دوره‌های قیمت پایین نفت بوده است؟
به نظر می‌رسد نرخ بالای فروش نفت ظاهرا برای بهبود وضعیت بیکاری چاره ساز نیست آن‌گونه که برخی کارشناسان معتقدند نگاهی به تجربه تاریخی نشان می‌دهد بالاترین رشد اقتصادی و رشد اشتغال قبل از انقلاب در دهه 1340 است که قیمت نفت در سطحی پایین‌تر از دو دلار قرار داشته است. به عبارت دیگر طی سال‌های 57-1353 اقتصاد کشور با نفت بیش از 12 دلار در هر بشکه نتوانست به سطح رشد اقتصادی دهه قبل برسد.
مشابه همین تجربه در سال‌های 87-1384 نیز روی داد و اقتصاد کشور نتوانست با بهره‌گیری مناسب از درآمدهای سرشار نفتی اشتغال چندانی ایجاد کند. این امر موجب دور ماندن از اهداف برنامه برای کاهش بیکاری به‌رغم بالا بودن قیمت نفت و ناتوانی در ایجاد مشاغل جدید به اندازه کافی و کم توانی در ایجاد و حفظ مشاغل بادوام شده خصوصا بالا رفتن نرخ بیکاری در میان زنان و تحصیلکردگان بیش از همه نمود داشته است.


صادرات و برنامه‌های اقتصادی دولت‌ها و کمبود مشارکت مردمی
یکی از مهم‌ترین رفتارهای دولت رویکرد صادراتی است. زمانی که قیمت و درآمد نفت در سطحی پایین قرار دارد و دولت‌ها با کاهش درآمدهای ارزی نفتی روبه‌رو می‌شوند، به سیاست تشویق صادرات از پسته و فرش تا هندوانه و شکلات و ... می‌پردازند.
این رویکرد صادراتی نه یک استراتژی بلندمدت و هدفمند که صرفا به منظور تامین درآمدهای ارزی مورد نیاز دولت صورت می‌گیرد. با همین استدلال زمانی که دولت از درآمدهای سرشار نفتی برخوردار می‌شود، رویکرد تشویق صادرات غیرنفتی فراموش می‌شود. از طرف دیگر دولت‌ها به دلیل داشتن رویکرد کوتاه‌مدت توجه خود را از سیاست‌های بلندمدت رشد و توسعه به مسائل کوتاه‌مدت رفاهی معطوف می‌دارند.
در واقع آنچه می‌تواند به تولید و اشتغال پایدار منجر شود؛ فراهم کردن فضا و بستر مناسب برای مشارکت مردم در تولید و سرمایه‌گذاری است که در این ارتباط سیاست‌گذاری دولت در جهت ایجاد امنیت سرمایه‌گذاری، رفع موانع تولید و تعامل فعال با اقتصاد جهانی، اصلاح قوانین و مقررات دست‌وپاگیر، رعایت شایسته سالاری و ایجاد سیاست‌های انگیزشی می‌تواند خلاقیت‌های لازم را برای تحرک اقتصادی در مسیر رشد و شکوفایی فراهم سازد.
اکونومیست در گزارشی اعلام کرد که صادرات ایران امسال بیش از 42 میلیارد دلار کاهش می‌یابد. در عین حال در همین گزارش آمده با افزایش چهار میلیارد و 800 میلیون دلاری نسبت به سال 89 ارزش صادرات ایران در سال 1390 معادل 68 میلیارد و 900 میلیون دلار خواهد بود که با 900 میلیون دلار افزایش در سال 1391 به 69 میلیارد و 800 میلیون دلار خواهد رسید. همچنین عنوان شده است که در سال 1392 برای کشور صادرات 81 میلیارد دلاری به ثبت خواهد رسید.
به اعتقاد کارشناسان بیزینس ساینس مانیتور صادرات ایران در سال 89 با ثبت رقم 89 میلیارد و 600 میلیون دلار افزایش خوبی خواهد یافت و این روند طی سال‌های پس از آن نیز تداوم خواهد داشت؛ به طوری که طی سال 1390 صادرات 102 میلیارد و 400 میلیون دلاری برای کشور به ثبت خواهد رسید. بر اساس آمار موجود در 15 سال گذشته صادرات کاهش و واردات افزایش پیدا کرده است؛ اما براساس برنامه چهارم توسعه، صادرات غیرنفتی طی چهار سال گذشته نه تنها با رشد مواجه نشده است، بلکه از میزان زمان بندی شده برنامه نیز با عقب ماندگی مواجه شده است.
در این میان توجه به موارد ذکر شده و شرایط عینی جامعه حکایت از افزایش حجم واردات و کاهش صادرات دارد که با برنامه همگام نبوده است. در حالی که متوسط واردات سالانه از 5/24 میلیارد دلار در برنامه سوم به 53 میلیارد دلار در برنامه چهارم رسیده و 116 درصد افزایش یافته است، سهم کالاهای سرمایه‌ای از 1/41 درصد در برنامه سوم به 5/18 درصد در برنامه چهارم رسید و سهم کالاهای مصرفی نیز از 14 درصد در برنامه سوم به 5/19 درصد در برنامه چهارم افزایش یافته است. روند رشد وارداتی کالاهای مصرفی طی چهار سال ابتدای برنامه چهارم توسعه، به شکل معناداری رو به افزایش بوده است در همین حال میزان متوسط واردات کالاهای سرمایه‌ای نیز نسبت به متوسط برنامه سوم توسعه تا به شدت کاهش نشان می‌دهد. مقایسه ارقام مربوط به واردات و صادرات در چهار ساله برنامه چهارم توسعه و پنج ساله برنامه سوم نشانگر آن است که طی دوره 84 تا 87 متوسط واردات از 6/24 میلیارد دلار در پنج ساله سوم توسعه با 116 درصد رشد به 53 میلیارد دلار در چهار ساله اول برنامه چهارم رسیده است.


تورم و برنامه
یکی دیگر از مسیرهای سنجش تورم در ایران فشار هزینه است. هنگامی که هزینه‌های تولید، مستقل از تقاضا، افزایش می‌یابد، طبعا قیمت محصولات تولیدی در یک کشور رو به رشد می‌گذارد. یکی از عللی که هم‌اکنون شرکت‌های لبنی، تولید شیر و گاوداری‌ها در شرایط ورشکستگی به سر می‌برند، آن است که آنها فشار هزینه را تحمل می‌کنند؛ اما دولت با سیاست‌گذاری‌های دستوری مانع افزایش قیمت این محصولات شده است. تورم شدید باعث می‌شود بخش تولید نیز زیر بار افزایش قیمت هزینه‌های تولید، قدرت رقابتی خود را در بازار از دست دهد.
در همین راستا برنامه چهارم، هدف‌گذاری تورم را روی 9/9 درصد در پایان سال 88 قرار داده است. در حالی که پیش‌بینی‌ها1/19 درصد تورم را در سال‌جاری نشان می‌دهد. نرخ تورم براساس پیش‌بینی برنامه چهارم بایستی تک رقمی می‌شد و دولت با افزایش واردات در سال 84 تورم را به 4/10 و در سال 85 به 9/11 رساند؛ اما در نهایت در سال 87 به 25 درصد رسید.
با این وجود، اینکه دولت چگونه می‌تواند دامنه اثرگذاری عوامل تورمی را در اقتصاد از بین ببرد به سه عامل اصلی بستگی دارد؛ اتخاذ سیاست‌های انضباط پولی و مالی، توجه به استقلال بانک مرکزی با احیای شورای پول و اعتبار و منطقی کردن حجم دولت از طریق اجرای سریع قانون اصل 44. چنانچه این عوامل مورد توجه قرار گیرد، می‌توان امید داشت که تورم روندی کاهنده در پیش گیرد.
بانک مرکزی در گزارشی اعلام داشته نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به اردیبهشت 1389 نسبت به دوازده ماه منتهی به اردیبهشت 1388 معادل 9/9 درصد می‌باشد. با توجه به اینکه نرخ تورم در فروردین ماه 1389 برابر با 4/10 درصد بوده است، روند کاهشی نرخ تورم در اردیبهشت ماه 1389 نیز ادامه یافته است و در دهه اول تیر ماه به 4/9 رسید. ‌صندوق بین‌المللی پول در آستانه نشست سالانه خود با بانک جهانی گزارش «چشم‌انداز اقتصادی جهان آوریل 2010» را منتشر و در آن اعلام کرد که نرخ تورم ایران که در سال گذشته معادل 3/10‌ درصد بوده است با کاهش خوب در سال‌جاری به 5/8‌ درصد خواهد رسید.
البته باید به این نکته نیز توجه کرد که در محاسبه این نرخ تورم برای سال‌جاری اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها و پیامدهای حاصل از آزادسازی قیمت‌ها و اعطای یارانه نقدی لحاظ نشده است؛ چرا که پیش از این، این نهاد بین‌المللی در گزارشی مجزا به هدفمندی یارانه‌ها پرداخته بود و پیش‌بینی کرده بود که با اجرای این قانون نرخ تورم ایران به 32‌ درصد یعنی سه برابر نرخ فعلی خواهد رسید. محمود بهمنی، رییس‌کل بانک مرکزی نیز تورم سال‌جاری را بدون در نظر گرفتن تبعات اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها 7‌ درصد اعلام کرده بود. به اعتقاد صندوق بین‌المللی پول، اما نرخ تورم ایران در سال 2011 روند صعودی داشته و به 10‌ درصد خواهد رسید. این صندوق انتظار دارد که تا سال 2015 نیز نرخ تورم ایران در سطح 10‌ درصد باقی بماند.
در همین راستا به نظر می‌رسد برجسته‌ترین ناهمگونی‌ها در دستیابی به اهداف برنامه‌ها به خصوص برنامه چهارم توسعه عدم‌اجرای صحیح رویکردهای اقتصادی که تحت عنوان سیاست‌گذاری برای اقتصاد ایران طرح می‌شود، است. آنگونه که ظواهر امر موید آن است برنامه استراتژیک کشور با نوعی عدم‌تفاهم عمومی شکل گرفته و نتوانسته از منظر محتوایی، فضای بروز پیدا کند. در این نگاه انتخاب سیاست‌های پولی – مالی مثل کاهش نقدینگی، اجرای خصوصی‌سازی و . . . به‌دلیل عدم ‌تبیین هدف از اجرای سیاست و نامشخص بودن رویکرد انتخاب این سیاست‌ها بیشتر به موضوعی برای ایجاد اختلاف و مناقشه می‌باشد تا فرصتی برای بهبود ساختار اقتصادی کشور؛ چرا که قبل از آغاز هریک از سیاست‌ها زمینه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی لازم فراهم نشده بود؛ یعنی تعهد بر اجرای تصمیم‌های کلان در جامعه که باید با تشویق و ترویج و آگاهی بخشی همراه شود، به وقوع نپیوست.


شکاف درآمدی یا افزایش ضریب جینی
پس از بروز برخی تغییرات در کشور از بررسی جداول اقتصادی اینگونه به نظر می‌رسد که ضریب جینی از سال 83 به بعد روند افزایشی را نشان داده است. این ضریب در جامعه شهری و روستایی همزمان رو به افزایش نهاد که این امر نشان‌دهنده شکاف بین فقیر و غنی است؛ چرا که ضریب جینی بین صفر تا یک متغیر است و هر چه اعداد به دست آمده به صفر نزدیک‌تر باشد یعنی توزیع ثروت عادلانه‌تر بوده و هرچه به یک نزدیک‌تر باشد یعنی ثروت در دست اقشار ثروتمند محدود شده است و نابرابری افزایش یافته است. رتبه ایران در توزیع درآمد نیز نشانگر توزیع ناعادلانه درآمدها در کشور بوده، به طوری که بانک جهانی در گزارش سال 2007 رتبه ایران را بین 127 کشور جهان، 88 اعلام کرده است. حسین راغفر، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در مورد روند افزایشی ضریب جینی در ایران و علت آن معتقد است: بررسی آمارهای موجود (آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار) نشان می‌دهد افزایش ضریب جینی از سال 83 به بعد به معنای توزیع ناعادلانه درآمدهای کشور و عمیق ترشدن شکاف غنی و فقیر است و البته مهم‌ترین علت آن بالارفتن تورم است. وی تورم را یکی از عوامل تشدیدکننده افزایش ضریب جینی می‌داند؛ چرا که در زمان رشد تورم دهک‌ها و اقشاری که قدرت مالی و اقتصادی کمتری دارند، برای گرفتن دستمزد یا پول بیشتر قدرت چانه‌زنی کمتری دارند و قادر به تغییر درآمدهای خود نیستند؛ بنابراین انتظار طبیعی آن است که تورم فشار بیشتری به اقشار پایین جامعه آورده و در نتیجه ضریب جینی افزایش پیدا کند.
در همین راستا برخی از پژوهشگران معتقدند کاهش یا افزایش بیکاری را می‌توان از طریق تغییرات تولید ناخالص داخلی پیگیری کرد، یعنی با کاهش بیکاری باید منتظر افزایش تولید ناخالص داخلی بود. از طرف دیگر با کاهش بیکاری باید آمار بیمه‌های اجتماعی و اعضای صندوق تامین اجتماعی افزایش یابد که حداقل در یکی، دو سال گذشته چنین اتفاقی رخ نداده و نیروی جدیدی ثبت نشده است. در همین خصوص آنان معتقدند طرح تحول بزرگ اقتصادی و پرداخت یارانه‌ها به شکل نقدی کمکی به کاهش نابرابری و توزیع نابرابر درآمد نمی کند، چرا که خصوصی سازی به شیوه ناقص، توزیع بدون برنامه سهام عدالت و. . . نیز نتوانسته است در کاهش شکاف موثر باشد.
آمارهای مرکز آمار ایران موید آن است که ضریب جینی در سال 83 در جامعه شهری 389/0 بوده که در سال 84 به 392 و در سال 85 به 401/0 رسیده است و به طور حتم برای سال‌های 86 و 87 با توجه به رشد فزاینده تورم در دو سال گذشته ضریب جینی افزایش یافته است.
البته ضریب جینی در جامعه روستایی نیز نشان از افزایش داشته است. ضریب جینی در سال 83 در جامعه روستایی به 392/0، در سال 84 به 387/0 و در سال 85 به 4/0 رسیده است.


بهبود کسب‌وکار و توسعه تجاری در ایران
شاخص‌های بانک جهانی که در خصوص بهبود کسب‌وکار نیز عامل دیگری در این ناکامی‌ها است، آنگونه که این شاخص‌ها اعم از شروع کار، ثبت مالکیت، زمان اجرای یک پروژه، زمان دعوای اقتصادی در دادگاه، مراحل بعد از ورشکستگی و وضعیت بازنشستگان منجر به کسب رتبه 140 برای ایران شده است.
این مهم بیانگر آن است که فضای کسب‌وکار ایران به‌رغم تلاش برنامه‌های توسعه به دلیل ناهمگونی در بافت برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری، ناهمگرایی میان بخش‌های تصمیم گیر و وجود رانت گسترده و بوروکراسی فراوان نه تنها بهبود نیافته، بلکه نسبت به گذشته وضعیت نامناسب‌تری پیدا کرده است. در همین راستا بر اساس ماده 37 برنامه چهارم توسعه، دولت موظف است، در جهت ایجاد فضا و بسترهای مناسب، برای تقویت و تحکیم رقابت‌پذیری و افزایش بهره‌وری نیروی کار متوسط سالانه سه و نیم درصد و رشد صادرات غیرنفتی متوسط سالانه ده و هفت دهم درصد و ارتقای سهم صادرات کالاهای فناوری پیشرفته در صادرات غیرنفتی از دو درصد به شش درصد اقدام‌های ذیل را به عمل آورد:
الف: نظام‌های قانونی، حقوقی، اقتصادی، بازرگانی و فنی مناسب را در جهت تقویت رقابت‌پذیری اقتصاد فراهم کند. ب: از تولید کالاها و خدمات در عرصه‌های نوین و پیشتاز فناوری در کشور، از طریق اختصاص بخشی از تقاضای دولت به خرید این تولیدات حمایت به عمل آورد. ج: زمینه مشارکت تشکل‌های قانونی غیردولتی صنفی - تخصصی بخش‌های مختلف را، در برنامه‌ریزی و سیاستگذاری‌های مربوطه ایجاد نماید.
د: خدمات بازرگانی، فنی، مالی، بانکی و بیمه‌ای پیشرفته را توسعه داده یا ایجاد نماید.
در حالی که در حال حاضر نرخ بهره‌وری کار در ایران تنها 20 الی 25 دقیقه در روز است که نسبت به حداقل جهانی یعنی 5/5 ساعت رقم بسیار ناچیزی است (روزنامه دنیای اقتصاد، شماره 953، 20/2/85، صفحه 3) با توجه به اینکه در تدوین برنامه چهارم توسعه به موضوع افزایش سریع بهره‌وری به عنوان یک الزام برای جبران عقب ماندگی سال‌های گذشته و رسیدن به جایگاه اول اقتصادی و علمی در منطقه توجه خاصی شده است، مقرر گردیده بهره‌وری کل عوامل سالانه به طور متوسط 5/2 درصد افزایش یابد و سهم آن در تامین رشد اقتصادی به حدود 3/31 درصد برسد. یکی از محورهای مهم و اصلی برنامه چهارم توسعه، رشد بهره‌وری در همه زمینه‌ها است؛ مثلا در برنامه چهارم بر دو عدد تاکید شده است. نخست رسیدن به رشد سالانه 14 درصد در امر بهره‌وری نیروی انسانی و دوم دستیابی به رقم03/37 درصد در کل بهره‌وری تولید در کشور است.
در حال حاضر بهره‌وری سالانه ما 5/1 درصد رشد دارد و رشد بهره‌وری نیروی انسانی ما 02/2 درصد است. در شرایط امروز چنانچه دولت به کوچک‌سازی خود ادامه دهد و آن را جدی بگیرد.
با این وجود بر اساس محاسبات دفتر برنامه‌ریزی و مدیریت اقتصاد کلان، معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست‌جمهوری، طی دو سال اول برنامه چهارم توسعه بهره‌وری نیروی کار سالانه دو درصد رشد داشته و بهره‌وری سرمایه اندکی منفی بوده است (سرمایه شماره 848، دوشنبه، 15 مهر، 1387).
از سوی دیگر، رییس انجمن بهره‌وری ایران می‌گوید: شاخص‌های بهره‌وری در ایران طی 40 سال گذشته 12 درصد کاهش یافته است. عضو هیات‌مدیره انجمن بهره‌وری ایران با اشاره به اینکه متاسفانه شاخص بهره‌وری کل در ایران از رقم 100 در سال 44 به میزان 88 در سال 85 رسیده است.
این مهم موید آن است که نه تنها امکان دستیابی به اهداف برنامه محقق نشده، بلکه عوامل موثر در بهبود کسب‌وکار دچار چالش‌های جدی شده‌اند و خود از نگرانی‌های اصلی برای اقتصاد کشور هستند. سرمایه‌گذاری، امنیت، بهره‌وری و جملگی آنها دستیابی به شاخص‌های برنامه را ناممکن ساخته‌اند.


جمع‌بندی:
در حقیقت اقتصاد ایران به تعبیر مولانا به فیل در تاریکی بیشتر شباهت دارد. دولت از سویی در جهت گشوده ساختن بازار و عوامل بازار است که بتواند به نوعی نام اقتصاد بازار را بر آن بنهد و از سوی دیگر با ورود‌های ناشیانه و کنترلی آن‌گونه انقباضی عمل می‌کند که می‌توان نام آن را اقتصاد دولتی نام نهاد. از سوی دیگر، همین اقتصاد وقتی موضوع حقوق قانونی در آن مطرح می‌شود با نوعی پیچید‌گی مفهومی روبه‌رو است. آن گونه که اصل 44 قانون اساسی صراحتا می‌گوید اقتصاد ایران دولتی است و در برخی موارد بخش خصوصی و تعاونی در آن دخالت دارند، اما نگاه قانون و رویکرد مسوولان دو تصویر متفاوت است. تصمیم‌گیرندگان معتقدند اقتصاد ایران خصوصی و غیر دولتی خواهد شد و بخش دولتی در همراهی با آنها خواهد بود.
این فیل اقتصاد ایران است که هنوز نتوانسته بین عدالت اجتماعی از نوع سوسیالیستی آن، احترام به مالکیت از نوع لیبرالی و ارائه رفاه عمومی از نگاه سوسیال دموکرات‌ها راهکار مورد نظر را جست‌وجو کند، اما آنچه مشخص است روند 30 ساله اقتصاد ایران نیازمند رویکردی دوباره و بازنگری بر رفتارهای سیاسی و اقتصادی است. جدا ساختن استراتژی توسعه کشور از تصمیم‌گیری‌های نامشخص برای اقتصاد که از هر سو دامنه بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی و عدم‌شفافیت را بیشتر می‌کند، تنها راه رسیدن به توسعه برای کشوری با این حجم درآمد و برخورداری از وسعت بزرگ منابع انسانی و متخصص است. برنامه‌های توسعه فرصتی برای هماهنگ نمودن همه اقدامات برای رسیدن به مسیر واحد است؛ از این رو اقتصاد ایران باید در این مسیر تکلیف خود را با دولت، بخش خصوصی و تعاونی و حتی نهادهای عمومی روشن کند و این محقق نمی‌شود مگر آنکه سیاست‌های کلان برنامه‌ها از یک سو و چشم‌انداز پیش رو از سوی دیگر راهنمای حرکت و تدوین قوانین باشد.
در واقع مشکلات اقتصاد ایران که با هدفمند کردن رایانه‌ها راهی به بیرون باز کرده باید با گام‌های آهسته به خارج هدایت شود که ضربه ناشی از این امر به جامعه زلزله اقتصادی تولید نکند. بسیاری از کارشناسان اجتماعی در این که اقتصاد ایران نیازمند جراحی است با کارشناسان اقتصادی همراه هستند، اما همه آنها نگران بروز مشکلات عدیده ناشی از زلزله احتمالی هستند. از این رو توصیه می‌شود گام‌های اولیه برای هدفمند کردن یارانه‌ها با شتاب کمتر و آرامشی خاص برداشته شود. شاید بتوان این دستورالعمل‌ها را نیز جدی گرفت:
بازنگری بر علل ناکامی در دسترسی به اهداف برنامه چهارم و سوم در راستای تبیین نقاط تیره برای کاهش بار عملیاتی اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، بازنگری شرایط اقتصادی کشور خصوصا با توجه به تحریم‌های اخیر از سوی سازمان ملل و کشورهای اروپایی و آمریکا،بازنگری بر قوانین کسب‌وکار و بررسی ضربتی وضعیت فعالیت موسسات اقتصادی به منظور فعال نگه داشتن آنها در راستای بادوام کردن مشاغل، توجه به تثبیت نرخ تورم در راستای عدم‌بروز شوک‌های خاص برای اجرای قانون هدفمند ساختن یارانه‌ها، عدم توزیع یکباره کمک هزینه و بازنگری بر نحوه توزیع آن، مرحله‌ای نمودن اجرای قانون با اتکا به ضرورت طبقه‌بندی عناصر موثر در زندگی اجتماعی و اختصاص بخشی از درآمدهای ناشی از اجرا کردن قانون به موسسات تامین اجتماعی و نهادهای امدادرسان برای اقشار نیازمند.لذا در آستانه اجرایی شدن قانون هدفمند ساختن یارانه نگاهی دوباره بر اقتصاد ایران که قرار است با تیغ جراحی به سوی بهبود پیش رود الزامی است؛ چراکه شناخت موانع و دشواری‌هایی که این شرایط را به‌وجود آورده شاید بتواند یک درمان الزامی را موفقیت‌آمیز نماید.
* کارشناس سازمان خصوصی‌سازی

منبع: دنیای اقتصاد

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:30 ] [ اطلس ایران وجهان ]
سال 88 سال چندان خوبی برای اقتصاد نبود. رشد اقتصادی زیر دو درصد، کاهش قیمت هر بشکه نفت از 128 دلار در سال 87 به 62 دلار در سال 88، کاهش درآمدهای مالیاتی، رکود بخش تولید، مسکن و کشاورزی، افزایش نرخ بیکاری، معطل ماندن پروژه های عمرانی، بزرگ شدن حجم دولت و اغمای اجرای سیاست های اصل 44 از نتایج شطرنج اقتصادی دولت با معادلات اقتصادی جهانی بود. 

از سوی دیگر اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها، ابهام در چگونگی تصویب برنامه پنجم یا تمدید برنامه چهارم و پیامدهای این دو مساله شرایط اقتصادی ایران را برای سال 89 در حالتی از ابهام فرو برد. با توجه به چنین شرایطی طبیعی است که گام های اقتصاد در سال 89 بیش از سال 88 لرزان باشد. به خصوص مباحث مربوط به هدفمندکردن یارانه ها همچنین افزایش هزینه های دولت و شاکله برنامه پنجم توسعه پیش بینی اقتصاد سال 89 را با ابهام زیادی روبه رو می کند. شاید چندان اغراق نباشد که سال 89 را سال کمای اقتصادی بدانیم. 

رشد اقتصادی زیر دو درصد
کارشناسان داخلی و موسسات اقتصادی بین المللی رشد اقتصادی ایران در سال 88 را بین 5/0 تا دو درصد پیش بینی کرده اند. در همین حال صندوق بین المللی پول نرخ رشد اقتصادی ایران در سال 87 را 3/2 درصد اعلام کرد. تولید ناخالص ایران تا پایان سال 86 معادل 289 هزار میلیارد تومان بود که با توجه به رشد اقتصادی سال 87 تولید ناخالص داخلی کشور در این سال به 6/295 هزار میلیارد تومان و در سال 88 با رشد خوشبینانه دو درصد حداکثر به 6/301 هزار میلیارد تومان رسید. خالص تولید ملی نیز در سال 86 معادل 261 هزار میلیارد تومان است که در پایان سال 88 در نهایت به 272 هزار میلیارد تومان می رسد. 

پیش بینی رشد اقتصادی سال 89 نیز در همین حدود خواهد بود با این تفاوت که اقتصاد جهانی رو به بهبود است و ایران می تواند با اتخاذ سیاست های منطقی از شرایط بهبود اقتصاد جهانی بهره ببرد. 

39 درصد کاهش درآمد نفت
در سال گذشته درآمدهای نفتی کشور حدود 40 درصد کاهش یافت. براساس گفته محمود بهمنی متوسط قیمت نفت ایران در سال 88 معادل 62 دلار در هر بشکه بود که براین اساس حداکثر درآمد نفت ایران با صادرات روزانه 2/2 میلیون بشکه در روز به مرز 50 میلیارد دلار رسید. در سال 87 درآمد نفت و گاز کشور نزدیک به 82 میلیارد دلار بود که در نتیجه مقایسه این دور رقم، 39 درصد کاهش درآمد نفتی کشور را نشان می دهد. 

پیش بینی نهاد های بین المللی انرژی آن است که قیمت نفت در سال 2010 در حدود 70 تا 80 دلار باقی بماند و اعضای اوپک نیز از این قیمت استقبال کرده اند. در این صورت متوسط قیمت نفت ایران احتمالاً به 70 دلار نزدیک می شود. بنابراین پیش بینی می شود مجموع درآمد نفتی کشور در سال جدید حدود 15 تا 17 درصد افزایش یابد و به مرز 58 میلیارد دلار برسد. 

افزایش حجم بودجه دولت
در حالی که براساس سیاست های اصل 44 حجم دولت باید هر سال کوچک تر شود اما عملکرد دولت کاملاً در تضاد با این مساله است. 

بودجه کل کشور در سال 84 حدود 156 هزار میلیارد تومان بوده که در لایحه بودجه سال 89 یعنی اولین سال برنامه پنجم توسعه این بودجه با 159 درصد رشد به 369 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. ضمن اینکه بودجه 89 نسبت به بودجه 88معادل 31 درصد رشد کرده است. 

بودجه عمومی دولت 50 هزار میلیارد تومان بوده که در لایحه بودجه سال 89 با 158 درصد رشد به 129 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. 

مصارف عمومی دولت 47 هزار میلیارد تومان بوده که در لایحه بودجه سال 89 با 155 درصد رشد به 120 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. 

بودجه شرکت های دولتی 106 هزار میلیارد تومان بوده که در لایحه بودجه سال 89 با 153 درصد رشد به 269 هزار میلیارد تومان رسیده است. 

هزینه های جاری دولت 33 هزار میلیارد تومان بوده که در لایحه بودجه سال 89 با 122 درصد رشد به 9/72 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. اما اگر تجربیات سال های قبل را در خصوص ارائه اصلاحیه لحاظ کنیم هزینه های جاری دولت دست کم به 83 هزار میلیارد تومان خواهد رسید که با این حساب هزینه های جاری دولت 151 درصد رشد کرده است. 

به عبارتی بودجه های مختلف دولت بین 151 تا 159 درصد رشد کرده است. به عبارت دیگر انبساط شدید و برگشت ناپذیر بودجه در کنار کاهش درآمد های نفتی طبعاً تصویرمناسبی از سال آینده به دست نمی دهد و نشان دهنده آن است که دولت همچنان بزرگ خواهد شد و در این میان کسری های بودجه بالطبع در سال آینده بسیار بالا بوده و قابل پنهان کردن نیست. الیاس نادران گفته صدای این بودجه چند سال بعد درخواهد آمد. 

60 درصد اقتصاد زیرزمینی
به طور معمول حدود 25 تا 30 درصد تولید ناخالص ملی باید حجم مالیات ها باشد. با توجه به حجم 301 هزار میلیارد تومانی تولید ناخالص ملی، درآمد مالیاتی کشور باید دست کم 75 هزار میلیارد تومان باشد. اما حتی اگر 100 درصد درآمدهای مالیاتی مندرج در قانون بودجه سال 88 معادل 30 هزار میلیارد تومان محقق شود باز هم نشانگر 60 درصد اقتصاد زیرزمینی کشور است. این درحالی است که میزان تحقق مالیات ها امسال حداکثر 26 هزار میلیارد تومان خواهد بود که این مساله به معنای 65 درصد اقتصاد زیرزمینی کشور است. اخیراً کمیسیون اقتصادی مجلس از 19 میلیارد دلار حجم قاچاق در کشور خبر داد که تنها یکی از موارد اقتصاد زیرزمینی است. همچنین در خبر ها آمده است 85 درصد اشکالات حسابرسی مربوط به شرکت های دولتی است که این مساله نیز از مصداق های اقتصاد زیرزمینی است. 

تداوم سیاست های وارداتی و صادراتی
آمار رسمی گمرک ایران نشان می دهد طی 11 ماهه سال 88 ارزش صادرات غیرنفتی بدون احتساب میعانات گازی به 18 میلیارد و 609 میلیون دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل 11 درصد افزایش یافته است. وزن صادرات غیرنفتی نیز طی این مدت 40 میلیون و 969 هزار تن بوده که 38 درصد رشد داشته است.
در مقابل طی همین مدت 49 میلیارد و 136 میلیون دلار کالا وارد کشور شده که از نظر ارزشی نسبت به مدت مشابه سال گذشته نشانگر 8/4 درصد کاهش است اما وزن این میزان کالای وارداتی که 47 میلیون و 317 هزار تن بوده در مقایسه با مدت مشابه سال قبل 5/18 درصد افزایش داشته است. 

این مساله نشان می دهد سیاست های وارداتی و صادراتی طی سال جاری همانند قبل تداوم داشته با این تفاوت که به دلیل رکود بخش تولید و توقف یا کندی پروژه های عمرانی و اینکه کمتر پروژه ای آغاز شده میزان واردات مصرفی و واسطه ای افزایش و در عوض واردات کالاهای سرمایه ای کاهش یافته است. در سال های گذشته نیز همین روند به چشم می خورد اما امسال و سال بعد تشدید خواهد شد. یکی از چالش های جدی اقتصاد ایران در سال های بعد ناشی از کاهش شدید واردات کالاهای سرمایه ای خواهد بود. 

وضعیت بانکی
در سال جاری سیاست اصلی شبکه بانکی ارائه تسهیلات به بخش سرمایه در گردش و پروژه های در حال تکمیل بود. در هفت ماهه امسال بانک ها 19 هزار میلیارد تومان تسهیلات داده اند. در همین حال رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرد نرخ رشد نقدینگی در سال 88 به 23 درصد افزایش خواهد یافت. با توجه به گفته وی حجم نقدینگی در پایان سال 88 نزدیک به 234 هزار میلیارد تومان خواهد بود. این میزان نقدینگی در حالی اتفاق می افتد که در سال 84 حجم نقدینگی 64 هزار میلیارد تومان بود که طی برنامه چهارم توسعه در واقع چهار برابر شده است. 

در همین حال به دلیل رکود بخش تولید میزان مطالبات معوق تا پایان سال احتمالاً به 50 هزار میلیارد تومان می رسد که این روند در سال آینده نیز تداوم خواهد یافت. این درحالی است که بانک ها اقدامات ویژه ای برای کاهش مطالبات معوق در دستور کار قرار داده اند. اما به دلیل شرایط خاص رکود حاکم بر تولید اقدامات بانک ها چندان نتیجه بخش نخواهد بود. 

در همین حال خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی با 14 درصد افزایش طی نیمه اول سال به 64 هزار میلیارد تومان رسیده که این میزان به معنای آن است که مابه ازای دلاری این ریال ها (64 هزار میلیارد تومان) در بانک مرکزی انباشت شده و در بازار فروخته نشده است. این پدیده به نوعی استقراض از بانک مرکزی محسوب می شود. از سوی دیگر بر اساس گفته های مسوولان بانکی سیاست های پولی در سال آینده نیز شبیه سال جاری خواهدبود با این تفاوت که با اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها شرایط نقدینگی فرق می کند. مجموع عوامل نشانگر رشد شدید نقدینگی در سال آینده است. 

تورم
تورم سال جاری به دلیل سیاست های انقباضی بانک مرکزی در دوران مظاهری و پیامدهای بحران جهانی به 5/10 درصد کاهش یافت. 

کاهش 15 درصدی نرخ تورم از 4/25 درصد در پایان سال 87 به
5/10 درصد در پایان سال 88 به هر دلیل که باشد خود می تواند فرصت جدیدی برای دولت جهت بازسازی اقتصاد محسوب شود. دولت در سال جاری به راحتی می تواند نرخ سود بانکی را حدود 11 تا 12 درصد تعیین کند و مدعی باشد که بالاتر از نرخ تورم نرخ سود را تعیین کرده است. چنین فرآیندی می تواند به بهبود تولید کمک کند.
در عین حال اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها تهدید جدی برای تولید به شمار می رود که به دلیل افزایش نرخ تورم احتمالاً تا 30 الی 40 درصد، می تواند هزینه تولید را به شدت بالابرده و اقتصاد را وارد نوعی کما کند. 

ضمن آنکه حجم نقدینگی نیز به شدت بالا خواهد رفت و شاید به
50 درصد رشد برسد چراکه دولت برای حمایت از تولید باید نقدینگی به تولید تزریق کند که چنین وضعیتی مجدداً بدهی بانک ها به بانک مرکزی را بالا خواهد برد و باعث افزایش نرخ رشد نقدینگی و تورم خواهد بود. 

پاشنه آشیل اقتصاد
در واقع قانون هدفمندکردن یارانه ها را باید پاشنه آشیل اقتصاد در سال 89 نام نهاد. در سال آینده اجرای این قانون شرایط تولید را کاملاً بغرنج خواهد کرد و در حالی که حجم هزینه های دولت بالا می رود یکی از مشکلات دولت تامین منابع مورد نیاز برای پوشش هزینه های جاری خود است. در نتیجه سیاست های پولی و مالی دولت به سمت بی انضباطی کامل سوق پیدا می کند. در چنین شرایطی حجم بیکاری افزایش یافته و تولید داخلی و حجم مالیات ها نیز با کاهش جدی روبه رو خواهد شد. 

دولت نمی تواند در سال 89 به مهار مشکلات اقتصادی نائل آید و این وضعیت معلوم نیست چه پیامدهای اجتماعی را رقم بزند. چنین وضعیتی شاید اجرای این قانون را به تعویق بیندازد یا حداقل اصلاح قیمت ها در حدود کمتر اتفاق افتد. محمود احمدی نژاد خواستار برگزاری رفراندم برای اجرای قانون هدفمندکردن یارانه هاست.
این خواسته رئیس دولت نهم از سوی کارشناسان و نمایندگان دولت به صورت های مختلف تفسیر شد. مصباحی مقدم رئیس کمیسیون طرح تحول اعلام کرد: دولت به دنبال تاخیر در اجرای این قانون است.
بخش مسکن؛ راه نجات؟
در حالی که بخش مسکن در سال آینده نیز رکود را تجربه خواهد کرد اما روند شاخص بهای تولید کننده نشان می دهد بخش تولید می تواند تحت شروطی نفس بکشد و بهبود را کم کم تجربه کند. به نظر می رسد دولت با توجه به مشکلات موجود، برای کاهش رکود اقتصادی، بیکاری و افزایش رونق اقتصادی باید در دو بخش خودرو و مسکن رونق ایجاد کند و با ارائه وام های خرید به تهییج تقاضا اقدام کند و این دو بخش را که صنایع بالادستی و پایین دستی زیادی را پوشش می دهد به تحرک وادارد. این درحالی است که وزیر مسکن هنوز در اندیشه سیاستگذاری هایی برای کاهش قیمت مسکن است. اما این نوع سیاست ها در واقع به رکود بیشتر اقتصاد می انجامد و دولت طبعاً این مساله را نمی خواهد. 

طی پنج سال گذشته (84 تا 88) در مجموع دولت 63 هزار میلیارد تومان واگذاری انجام داده است که از این میزان 36 هزار میلیارد تومان معادل 57 درصد از واگذاری ها در قالب سهام عدالت بوده و تنها 21 هزار میلیارد تومان معادل 33 درصد از طریق بورس انجام شده و باقی در قالب دیون بوده است. 

در سال 89 دولت قصد دارد 233 شرکت دولتی را واگذار کند اما با توجه به شرایط چنین حجم واگذاری غیرممکن است. در همین حال در سال 89 در قالب لایحه حجم دولت در قالب بودجه عمرانی و شرکت های دولتی 110 هزار میلیارد تومان افزایش خواهد یافت. البته این میزان در لایحه بودجه ذکر شده که احتمالاً در مجلس دچار تغییراتی می شود. اما در هر حال نشان دهنده حرکت دولت در جهت مخالف ماهیت سیاست های اصل 44 است. 

برنامه ای که برنامه نیست
دولت به اجرای برنامه چهارم اهتمام چندانی نورزید و هیچ گاه گزارش منظمی درباره چگونگی اجرای آن به افکار عمومی، کارشناسان و مجلس به عنوان ناظر اجرای قانون ارائه نکرد و در عین حال این برنامه را غربی دانست. در مقابل این نگاه برنامه ای را وعده داد که براساس الگوی ایرانی اسلامی تدوین می شد. تلاش دوساله دولت اما حاصلی به عنوان یک برنامه در بر نداشت. کتابچه ای که دولت به عنوان لایحه برنامه پنجم توسعه ارائه داد دارای مشخصات فنی یک برنامه نیست؛ نه جداول کمی دارد و نه چارچوب اجرا، فقط می تواند به عنوان یک بسته سیاستی- توصیه ای قلمداد شود که در دستور کار دولت قرار گرفته است. 

نکته اساسی آن است که سیاست های برنامه پنجم از سوی مقام رهبری ابلاغ شده بود و بنابر قانون دولت موظف است برای تحقق این سیاست ها برنامه بنویسد نه آنکه توصیه هایی را در کنار هم چیدمان کند. 

در عین حال این برنامه در برخی موارد به ساختار یک دستورالعمل نزول می کند و مواردی را متذکر می شود که باید در قالب آیین نامه ها ذکر شود. ضمن آنکه دولت همین لایحه را نیز بسیار دیر به مجلس فرستاد در نتیجه سرنوشت بودجه درباره اینکه بر مبنای چه برنامه ای تدوین و تصویب شود در ابهام قرار گرفت و در نهایت مجلس رای به تمدید برنامه چهارم توسعه داد. دولت معتقد بود بودجه را
بر اساس لایحه برنامه پنجم نوشته در حالی که بنا بر قانون نمی توان قانونی را برمبنای یک لایحه تدوین کرد بنابراین یکی از ابهامات برنامه های اقتصادی سال 89 مبنای اجرا بر اساس برنامه توسعه است. 

تنگ تر شدن حلقه منتقدان
دولت پس از آنکه با وجود نزدیک به 330 میلیارد دلار درآمد نفتی طی برنامه چهارم توسعه شرایط نه چندان دلگرم کننده ای را برای اقتصاد رقم زده برای کاهش انتقادات به بازنشسته کردن اساتید دانشگاهی اقتصاد مبادرت کرد. محمد ستاری فر، برادران شرکاء و چندین اقتصاددان دیگر بازنشسته اجباری شدند تا حلقه منتقدان کوچک تر شود. 

در چنین شرایطی با کمرنگ شدن حضور کارشناسان منتقد اصلاح طلب تنها مرکز پژوهش های مجلس و احمد توکلی به عنوان نوک پیکان نهاد منتقد سیاست های اقتصادی دولت اکنون میدانداری می کند. به نظر می رسد تنها این نهاد با ساختار اصولگرایی که دارد کماکان نقش اصلی را در نقد سیاست های دولت بر دوش کشد. دولت تا بدانجا از انتقاد های این نهاد و شخص توکلی برآشفته است که حامیان دولت وی را منافق خواندند. اگر توکلی را متهم به نفاق کنند سرنوشت دیگر منتقدان واویلا دارد. 

 منبع- سایت پایگاه فرارو

[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:30 ] [ اطلس ایران وجهان ]
واحد اطلاعات اقتصادي اكونوميست در گزارش مارس 2008 خود از اقتصاد ايران با ارزيابي شاخص‌هاي عمده اقتصاد كشورمان در سال 86 نسبت به وضعيت اقتصادي ايران در سال 87 پيش‌بيني‌هايي كرده است. 

همشهری آنلاین: خلاصه‌اي از گزارش اكونوميست از اقتصاد ايران در سال 87 :

دولت ايران به طور فزاينده‌اي از سرمايه‌گذاري خارجي اجتناب كرده و به دنبال آن است كه ايران را مستقل‌تر و خودكفاتر سازد و تا حد امكان استفاده از شركت‌هاي داخلي خصوصاً در بخش انرژي و پتروشيمي را بر شركت‌هاي خارجي، ترجيح مي‌دهد. اگرچه ايران از جذب سرمايه‌گذاري خارجي به اين بخش‌ها رويگردان نخواهد بود، اين احتمال وجود دارد كه تلفيق سياست‌هاي ملي‌گرايانه دولت ايران و مباحث مربوط به برنامه هسته‌اي اين كشور موجب كند شدن روند جذب سرمايه‌گذاري خارجي شود.

در نتيجه، هدف مدنظر ايران براي رساندن توليد نفت خود به 6/5 ميليون بشكه در روز تا سال 2010 از رقم كنوني 4 ميليون بشكه در روز، احتمالاً محقق نخواهد شد. اگر مناقشه هسته‌اي، وضعيت تحريم‌ها عليه ايران را تشديد كند، در آن صورت كار سياستگذاران اقتصادي اين كشور، دشوارتر نيز خواهد شد. همچنين در اين شرايط، كاهش هزينه‌هاي دولت، ضروري است و صنايع داخلي براي واردات كالاهاي سرمايه‌اي و مواد خام از خارج از كشور با مشكل مواجه خواهند شد.

تاكنون كه سياست مالي دولت، شديداً انبساطي باقي مانده است،مخارج مربوط به حقوق و دستمزد و يارانه‌ها نيز افزايش سريعي پيدا كرده‌اند و سرعت اجراي برنامه خصوصي‌سازي، با توجه برنامه دولت در واگذاري سالانه 20 درصد از تصدي‌هاي دولتي، كند است.

سياست مالي
با توجه به اين كه رشد هزينه‌هاي جاري دولت بيشتر از رشد درآمدهاست، اكونوميست پيش‌بيني مي‌كند كه مازاد ناخالص مالي دولت به 4/7 درصد توليد ناخالص داخلي در سال 87 كاهش پيدا كند. اين رقم در سال 86 حدود 9 درصد توليد ناخالص داخلي برآورد مي‌شود. در نتيجه، كسري بودجه خالص دولت (پس از كسر مبالغ واريزي به حساب ذخيره ارزي) به 5/9 درصد توليد ناخالص داخلي افزايش پيدا خواهد كرد. در صورت ادامه روند سال‌هاي گذشته، انتظار مي‌رود رشد هزينه‌هاي دولت در سال 87 نيز بالا باشد.

اگرچه دولت قصد دارد از نظام ماليات بر ارزش افزوده در سال جاري استفاده كند، اما به نظر مي‌رسد ملاحظات سياسي مانع اجراي اين نظام مالياتي شود. دولتمردان احتمالاً تلاش خواهند كرد اثرات منفي رشد سريع هزينه‌هاي جاري را كاهش دهند. در نتيجه، پيش‌بيني اكونوميست آن است كه مازاد ناخالص مالي دولت در سال آينده به 6/1 درصد توليد ناخالص داخلي كاهش خواهد يافت و در نتيجه كسري بودجه خالص دولت در سطح 5/9 درصد توليد ناخالص داخلي باقي خواهد ماند.

سياست پولي
توانايي محدود بانك مركزي ايران براي اتخاذ يك سياست پوياي پولي، احتمالاً در سال جاري محدودتر هم خواهد شد. تحت فشارهاي مجلس، بانك مركزي نرخ سود بانكي را در سال 84 به 16 درصد كاهش داد. سال بعد اين دولت بود كه دستور كاهش سود به 14 درصد و در سال 86 به 12 درصد را صادر كرد. اين اقدام، موجب استعفاي رئيس‌كل بانك مركزي شد. به نظر مي‌رسد كاهش دستوري سود بانكي به افزايش فرار سرمايه و كاهش اعتبار نهادهاي پولي منجر شده است.

بانك مركزي همچنين هيچ‌گونه كنترلي بر سياست‌هاي مالي دولت كه هم‌اكنون انبساطي است، ندارد. اين سياست‌هاي انبساطي نقش اصلي را در افزايش نقدينگي داشته است. اين شرايط با محدوديت اختيارات بانك مركزي در استفاده از ابزارهاي مستقيم پولي براي مهار فشارهاي تورمي، تشديد هم شده است. مثلاً انتشار اوراق مشاركت از سوي بانك مركزي نيازمند تصويب مجلس است. بعلاوه، كاركرد ضعيف و واسطه‌گري نامناسب شبكه بانكي عمدتاً دولتي ايران، اثربخشي سياست‌هاي پولي بانك مركزي را تضعيف كرده است.

رشد اقتصادي
رشد واقعي توليد ناخالص داخلي ايران تحت تاثير رشد درآمدهاي نفتي، نسبتاً در سطح بالايي باقي خواهد ماند. درآمدهاي رو به رشد نفتي، به دولت اجازه داده كه سياست‌ مالي انبساطي خود را ادامه داده كه اين مسئله موجب شده سطح مصرف و سرمايه‌گذاري بخش خصوصي نيز در سطح بالايي بماند. البته در مقابل رشد درآمدهاي نفتي ايران، ظرفيت پالايش نفت اين كشور به علت مداخلات سياسي و كاهش اطمينان سرمايه‌گذاران خارجي، رو به كاهش است. اين مسئله، ايران را به واردات سوخت وابسته ساخته است. در كل پيش‌بيني اكونوميست آن است كه رشد اقتصادي ايران در سال 87 اندكي كاهش يابد و به 2/5 درصد برسد. محدوديت‌هاي صادرات نفت همچنين موجب خواهد شد رشد اقتصادي ايران در سال آينده به 9/4 درصد كاهش يابد. اكونوميست رشد اقتصادي ايران در سال 86 را 4/5 درصد برآورد كرده است.

با توجه به وابستگي ايران به درآمدهاي نفتي و ضرورت سرمايه‌گذاري در صنعت نفت و گاز به منظور افزايش ظرفيت توليد، افزايش محدوديت‌هاي بين‌المللي عليه ايران، اثر بلندمدت مخربي بر سلامت اقتصادي ايران خواهد گذارد. مناقشه برنامه هسته‌اي ايران موجب محروم ماندن اين كشور از سرمايه‌گذاري اروپاييان شده است. البته احتمال هرگونه تحريم مستقيم عليه بخش نفت ايران پس از گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريكا، بسيار كاهش يافته است.

تورم
نرخ تورم در سال گذشته به حدود 18 درصد رسيد كه نسبت به تورم 6/ 11 درصدي سال قبل از آن، رشد چشمگيري نشان مي‌دهد. گزارش‌هاي بانك مركزي نشان مي‌دهد كه قيمت كالاها و خدمات اساسي رشد سريع‌تري نسبت به ساير اقلام داشته و هزينه‌هاي واردات رو به رشد است. با توجه به اين كه سياست مالي دولت همچنان انبساطي باقي خواهد ماند، فشارهاي تورمي در سال 87 افزايش بيشتري خواهد يافت و قيمت كالاها روند صعودي را طي خواهد كرد. بنابراين، اكونوميست پيش‌بيني مي‌كند كه در سال 87 نرخ تورم به 19 درصد خواهد رسيد و سال آينده با كاهش تورم وارداتي، به 17 درصد نزول خواهد كرد.

تجارت خارجي
در سال 87، قيمت‌هاي بالاي نفت موجب افزايش درآمد صادرات نفت ايران خواهد شد، هرچند كه حجم صادرات نفت خام اين كشور تغييري نخواهدكرد. از سوي ديگر، سهميه‌بندي بنزين موجب كاهش واردات بنزين شده است. در آينده نزديك انتظار نمي‌رود حجم صادرات نفت ايران افزايش قابل توجهي پيدا كند و در مقابل، واردات كالاها به علت افزايش مصرف داخلي، به تدريج رشد خواهد كرد.
تاثير منفي اين روندها به تراز تجاري ايران به علت رشد درآمدهاي نفتي، در سال 87 به چشم نخواهد آمد اما احتمالاً از سال آينده با كاهش قيمت نفت، تاثير آنها نمايان‌تر خواهد بود. به طور كلي، برآورد اكونوميست آن است كه مازاد تجاري ايران در پايان سال 86 به 28 ميليارد دلار و در سال 87 به 30 ميليارد دلار و در سال 88 به 24 ميليارد دلار خواهد رسيد. همچنين مازاد حساب جاري ايران در پايان سال 86 حدود 21 ميليارد دلار، در سال 87 حدود 20 ميليارد دلار و در سال 88 حدود 16 ميليارد دلار برآورد مي‌شود.

پيش‌بيني‌هاي اكونوميست:
* صنعت نفت و گاز كه 80 درصد درآمد دولت را تشكيل مي‌دهد، به علت فشار آمريكا به شركت‌هاي خارجي براي حضور نيافتن در ايران، با مشكلات سرمايه‌گذاري دست و پنجه نرم خواهد كرد. 

* انتظار مي‌رود توليد نفت و گاز ايران افزايش يابد و توليد ناخالص داخلي نيز تحت تاثير اين پديده، رشد بيشتري پيدا كند. رشد اقتصادي ايران در سال 1387 به 2/5 درصد خواهد رسيد و سال بعد به 9/4 درصد كاهش خواهد يافت. 

* رشد مداوم قيمت مواد خوراكي و مسكن كه موجب بالاتر رفتن نرخ تورم از 17 درصد در سال گذشته شد، انتظار مي‌رود در سال جاري همچنان ادامه پيدا كند و نرخ تورم را از 18 درصد فراتر ببرد. 

* قيمت‌هاي بالاي نفت در بازارهاي جهاني و رشد ملايم واردات، تضمين‌كننده آن است كه ايران همچنان مازاد ركوردگونه حساب جاري خود را حفظ خواهد كرد و اين رقم در سال 87 به 6/5 درصد توليد ناخالص داخلي خواهد رسيد. منبع- اکونومیست
[ بیستم شهریور 1389 ] [ 12:29 ] [ اطلس ایران وجهان ]
در ایران بیش از چندین توده معدنی سنگ آهن شناخته شده که تنها برخی از آنها مطالعه شده‌اند و بطور کلی نواحی آهن دار ایران را به مناسبت نزدیکی کانسارهای آهن نسبت به هم به چند منطقه تقسیم کرده‌اند:[۱]

[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 16:4 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 معدن از لحاظ زمین‌شناسی در بخش جنوب‌شرقی کمربند تکتونوماگمایی ایران مرکزی و در مجموعهٔ آتشفشانی - رسوبی پاریز از کمربند دهج - ساردوئیه در استان کرمان جای گرفته‌است. زمین‌شناسی کانسار سرچشمه اولین بار توسط (Baizn and Hubner ۱۹۶۹) و سپس توسط (Waterman and Hamilton ۱۹۷۵) شرح داده شده‌است. کانسار سرچشمه تقریباً در قسمت مرکزی یک زون متشکل از مواد آتشفشانی و رسوبی چین‌خورده که با جهت عمومی شمال‌غرب - جنوب‌شرق از جنوب ترکیه تا بلوچستان ادامه دارد، واقع شده‌است. در محدودهٔ معدن گسل‌هایی با روند شمالی - جنوبی وجود دارند که این حرکات تکتونیکی به همراه ماگماتیسم منطقه مربوط به زمان کوارترنر می‌باشد. معدن در دامنهٔ شمالی کوه مامرز قرار گرفته و سنگ‌های منطقه از کمپلکس‌های آتشفشانی - رسوبی، توده‌های نفوذی الیگومیوسن و گدازه‌های داسیتی کواترنر تشکیل یافته‌است. کمپلکس ائوسن از پیروکلاستیک‌هایی که توسط گدازه‌های تراکی‌آندزیتی و تراکی‌بازالتی دگرسان‌شده، ساخته شده‌است. این کمپلکس دچار چین‌خوردگی شده و طاقدیسی با روند شرقی - غربی در آن به‌وجود آمده‌است. توده‌های نفوذی گرانودیوریت‌های پورفیری هستند که دایک‌های بیشماری در آن‌ها تزریق شده‌است، جهت این دایک‌ها اکثرا حدود N۲۵W است. منشاء این گرانودیوریت احتمالاً ماگمایی هیبرید می‌باشد. توپوگرافی محل نیز به خوبی گسترش یافته و به علت فرسایش سریع سنگ هوازده، حوضهٔ وسیعی در اطراف کانسار گسترش یافته‌است. آب منطقه نیز توسط رودخانهٔ سرچشمه زهکشی می‌شود. تودهٔ معدنی کانسار سرچشمه به شکل عمومی یک بیضی با ابعاد ۲/۱×۲/۴ کیلومتر و عمق ۶/۱ کیلومتر می‌باشد.

موقعیت جغرافیایی

معدن مس سرچشمه با مختصات "۲۰ '۵۲° ۵۵ طول شرقی و "۴۰ '۵۶° ۲۹ عرض شمالی در ۱۶۰ کیلومتری جنوب غربی کرمان و ۵۰ کیلومتری رفسنجان قرار دارد. این معدن از طریق جادهٔ آسفالته به رفسنجان و سیرجان مرتبط بوده و فاصله آن تا بندرعباس ۴۳۷ کیلومتر است. ارتفاع این ناحیه از سطح دریا به‌طور متوسط ۲۶۲۰ متر است و بلندترین نقطهٔ آن از سطح دریا ۳۲۸۰ متر ارتفاع دارد. تغییرات سالیانهٔ درجهٔ حرارت در این ناحیه از ۱۵- تا ۳۲+ درجهٔ سانتی‌گراد می‌باشد. میزان بارندگی در ارتفاعات ۵۵۰ میلی‌متر در سال گزارش شده و سرعت باد در این ناحیه گاهی به ۱۰۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد

 تاریخچه

این محل از قدیم به‌دلیل جاری بودن آب‌های زنگاری‌رنگ و تشکیل رسوبات آبی‌رنگ در کف دره‌ها و جویبارها مورد توجه بوده‌است. این رسوبات نمک که سولفات مس می‌باشند، هم اکنون نیز در کف آبراهه‌های اطراف معدن قابل مشاهده می‌باشند. این کانسار برای اولین‌بار توسط مهندس انتظام در سال ۱۹۲۸ کشف شد. او در این منطقه به‌دنبال سرب و روی بود که مشاهده سرباره‌های مربوط به قرن‌های گذشته و آزمایش آن‌ها در منطقه او را به این معدن راهنمایی کرد. اولین کارهای اکتشافی و پی‌جویی در سال ۱۹۶۶ توسط سازمان زمین‌شناسی کشور در این منطقه انجام شد. کارهای دقیق‌تر اکتشافی با حفاری‌هایی به‌طول ۱۲۰۰۰ متر ادامه یافت. عملیات معدن‌کاری در این معدن از سال ۱۳۴۵ با صدور پروانهٔ اکتشاف به نام «شرکت سهامی معادن کرمان» آغاز شد. در سال ۱۳۴۶ این شرکت به همراه یک شرکت مهندسی مشاور انگلیسی به تهیه نقشه‌های زمین‌شناسی منطقه به مقیاس ۱:۵۰۰۰۰ و ۱:۱۰۰۰۰ و ۱:۲۵۰۰ پرداخته و به‌دنبال آن شبکه حفاری ۲۰۰ متری بر روی نقشه ۱:۲۵۰۰ ایجاد شد. با انحلال مشارکت شرکت‌های ایرانی - انگلیسی در سال ۱۳۴۹ ادامهٔ عملیات اکتشافی به «شرکت سهامی معادن مس سرچشمه» سپرده شد و این شرکت توانست تا سال ۱۳۵۴ عملیات حفاری عمقی در شبکه‌های ۱۰۰ متری قائم و ۵۰ متری زاویه‌دار را به انجام رساند. در سال ۱۳۵۵، به دنبال تحولات پدید آمده در شیلی، شرکت آناکاندا (Anaconda) از کمپانی‌های اصلی بهره‌برداری مس شیلی، طی مشارکت با «شرکت ملی صنایع مس ایران» - که جایگزین شرکت سهامی معادن مس سرچشمه شده بود - طرح ۲۰ ساله بهره‌برداری از معدن و طراحی کارخانه را آغاز نمود که این برنامه‌ها با وقوع انقلاب اسلامی متوقف شد. ادامهٔ فعالیت‌ها در سال ۱۳۵۷ توسط کارشناسان ایرانی پیگیری شد و آنان توانستند طی سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ به ترتیب واحدهای «معدن و تغلیظ»، «ذوب و ریخته‌گری»، «استحصال مولیبدن» و «پالایشگاه» را راه‌اندازی کنند (عباسی کلیمانی، ۱۳۸۳).

 نحوه استخراج

استخراج در معدن سرچشمه بدین شرح است که پس از عملیات انفحار، سنگ معدن بر اساس نوع و مشخصات مربوطه توسط کامیون‌های بزرگ معدنی به محل مناسب انتقال می‌یابد و از آنجا با توجه به برنامه تولید معدن بارگیری و به سنگ شکن اولیه (از نوع ژیراتوری) منتقل می‌شود. پس از خردایش، خاک با دانه بندی ۱۰۰٪ زیر ۸ اینچ در انبار درشت با ظرفیت ۱۵۰ هزار تن ذخیره می‌گردد. در حال حاضر و پس از انجام فاز اول توسعه معدن، میزان سنگ سولفوری قابل انتقال به سنگ شکن اولیه به سقف ۶۰ هزار تن در روز با عیار متوسط ۹/۰ درصد رسیده‌است که با اجرای فاز دوم توسعه، این میزان به حدود ۸۰ هزار تن در روز با عیار ۸۵/۰ درصد خواهد رسید.


کارخانه تغلیظ شماره یک

این کارخانه شامل سنگ شکن‌های ثانویه و ثالثیه، پرعیارکنی، مولیبدن، خشک کن و کارخانه پخت آهک است. خوراک مورد نیاز کارخانه تغلیظ با نوار نقاله از انبار درشت به بخش خردایش که شامل سنگ شکن‌های ثانویه (مخروطی استاندارد) و ثالثیه (سرکوتاه) است، وارد می‌شود و پس از خردایش، بر اساس دانه بندی به قسمت آسیا ارسال می‌گردد. در این قسمت، خاک به همراه برخی مواد افزودنی دیگر، در آسیاهای گلوله‌ای نرم شده و برای سایزبندی به هیدروسیکلون‌ها و از آنجا به سلول‌های رافر ارسال می‌شود.

محصول با ارزش این سلول‌ها کنسانتره‌است که به سلول‌های کلینر و سپس به سلول‌های ریکلینر می‌رود. کنسانتره مس – مولیبدن از سلول‌های ریکلینر به سمت تیکنر مس – مولیبدن و از آنجا به کارخانه مولیبدن ارسال می‌شود. کنسانتره مس جدا شده از مولیبدنیت به صورت دوغاب وارد تیکنرهای مس شده و پس از خشک کردن به انبار کنسانتره و یا به محل اختلاط و آماده سازی خوراک کارخانه ذوب انتقال می‌یابد.

وضعیت اسکان

از نظر تسهیلات زندگی در معدن یک شهرک با ۲۵۰۰ واحد مسکونی برای خانواده‌ها با مساحتی معادل ۲۸۰۰۰۰ متر مربع زیربنا برای سکونت ۲۵۰۰ خانوار احداث گردیده و ۱۵۰ دستگاه کاروان مسکونی با تجهیزات کامل جهت اسکان مجردین در نظر گرفته شده‌است. این شهرک دارای تسهیلات آموزشی از قبیل مهدکودک، کودکستان، دبستان، راهنمایی و دبیرستان، مسجد، فروشگاه، رستوران، استادیوم ورزشی، بانک، سرویس‌های ایاب و ذهاب جهت کارکنان می‌باشد

 وضعیت کنونی

در حال حاضر مجتمع مس سرچشمه اولین تولیدکنندهٔ مس در ایران است که تحت پوشش شرکت ملی صنایع مس ایران قرار دارد. بهره‌برداری از معدن از سال ۱۳۸۰ براساس طرح توسعهٔ معدن که توسط کارشناسان ایرانی تدوین شده، صورت می‌گیرد. میزان کانسنگ خروجی روزانه از جبهه‌های مختلف معدن که به روش روباز استخراج می‌شود ۴۱۰۰۰ تن و سالیانه حدود ۱۴ میلیون تن با عیار ۱٪ می‌باشد. میزان تولید نیز ۱۲۰۰۰۰ تن در سال بوده که در طرح توسعه به ۲۰۰۰۰۰ تن افزایش یافته‌است. براساس این طرح ظرفیت استخراج روزانه از حدود ۴۰۰۰۰ تن به ۸۰۰۰۰ تن رسیده و عمر مفید معدن با این طرح از ۱۵ سال به ۲۷ سال افزایش یافته و تا سال ۱۴۰۳ شمسی ادامه خواهد یافت.

معدن مس میدوک در ۴۲ کیلومتری شمال شرقی شهر بابک از توابع استان کرمان و در فاصله ۱۳۲ کیلومتری شمال غرب معدن مس سرچشمه قرار گرفته‌است.نام قدیمی این معدن مس لاچاه بوده‌است که به سبب نزدیکی به روستای میدوک به این نام تغییر یافته‌است.میزان ذخیره زمین شناسی کانسار مس میدوک ۱۷۰ میلیون تن با عیار ۸۳ درصد محاسبه گردیده که از این مقدار به میزان ۱۴۴ میلیون تن آن با عیار ۸۵ درصد قابل استخراج است. عیار حد معدن ۲۵ درصد در نظر گرفته شده و نسبت باطله به ماده معدنی ۴/۲ به یک می باشد.شیب نهایی معدن ۳۸ درجه، ارتفاع پله‌ها ۱۵ متر و شیب پله‌ها ۶۴ درجه می باشد.[۱]

معدن مس سونگون و کارخانه تولید مس سونگون در استان آذربایجان شرقی واقع شده و فاصله این کانسار از شهر تبریز ۱۳۰ کیلومتر ، از اهر ۷۵ کیلومتر و از ورزقان 30 کیلومتر بوده و در محدوده روستای تخریب شده سونگون واقع است. این معدن در یک منطقه کوهستانی با متوسط ارتفاع ۲۰۰۰ متر بالای سطح دریا واقع شده و در شمال باختری ایران بر روی کمربند مس جهانی قرار دارد. این کانسار به صورت توده نفوذی ، بر روی رشته کوه های قره داغ که اخیرا" ارسباران هم نامیده میشود قرار گرفته‌است. این رشته کوه‌ها با ۸۰ کیلومتر عرض بخشی از کمربند آندزیتی آلپ- هیمالیا می باشند. رشته کوه های مزبور از سمت شرقی از انتهای کوههای تالش، جنوب شهرستان گرمی شروع شده و با روند غربی - شرقی از سوی غرب به رشته کوه های قفقاز در جمهوری آذربایجان وارمنستان و نیز آناتولی در ترکیه ملحق می شوند. در واقع این رشته کوه‌ها دنباله رشته کوه های قفقاز کوچک می باشند. بلندترین و مرتفع ترین نقطه این رشته کوه ۲۴۶۰ متر و پست ترین نقطه آن ۱۷۰۰ متر می باشد، بدین ترتیب اختلاف ارتفاع در محدوده معدن حدود ۷۵۰ متر می باشد که سبب ایجاد توپوگرافی شدید و دامنه های پرشیب شده‌است.

کانی سازی اصلی کانسار شامل کانی‌های مس و مولیبدن است و دومین تولید کننده مس ایران می‌باشد.

ذخیره احتمالی این معدن بیش از یک میلیارد تن و ذخیره قابل استخراج آن(با توجه به اکتشافات انجام گرفته ) حدود ۶۰۰ میلیون تن برآورد شده است که در مجموع کل ذخایر قطعی، احتمالی و ممکن در محدوده کانسار سونگون حدود ۷/۱ میلیارد تن سنگ مس با عیار 67/. % است و بدین ترتیب، معدن مس سونگون دارای ذخیره احتمالی و قطعی بالایی نسبت به معدن مس سرچشمه کرمان است .از طرف دیگر با توجه به اکتشافات نیمه تفصیلی در حال انجام در منطقه بالوجه ، ذخایر این معادن در دنیا کم نظیر خواهد بود.در این معدن غیر از فلز با ارزش مس ،مولیبدن،طلا،نقره و دیگر عناصر با اهمیت به صورت فلزات همراه وچود دارند که ارزش معادن مذکور را بسیار بالا خواهد برد.

معدن مس قلعه زری در کنار روستای قلعه زری و در فاصله ۱۸۰ کیلومتری جنوب غرب بیرجند قرار دارد. رگهٔ اصلی معدن دارای طول ۲۰۰۰ متر و ضخامت ۳ تا ۵ متر است که کانسنگ در حال بهره برداری آن در عمق ۳۰۰ متری دارای ۲٪ مس و حدود ۰٫۵ گرم در تن طلا است .کنسانتره ۲۴٪ مس اینکانسار دارای ۱۷ گرم در تن طلا می‌باشد.[۱]

 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 15:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کشور ایران با برخی کشورهای همسایه خود دارای میادین نفتی مشترک است. این کشورها عبارتند از عراق، عربستان سعودی، کویت، قطر، امارات متحده عربی و عمان. در حال حاضر حداقل ۱۵ مخزن نفتی مشترک بین ایران و این کشورها وجود دارد. در این بین مخازن مشترک واقع در خشکی در همجواری کشور عراق قرار دارد و سایر مخازن در خلیج فارس و دریای عمان واقع‌اند. در طول مرز مشترک ایران و عراق ۵ میدان نفتی نفت‌شهر(سابقاً نفت شاه)، دهلران، پایدار غرب، آزادگان و یادآوران (سابقاً حسینیه-کوشک) وجود دارند. در طول مرز مشترک آبی ایران و عربستان سعودی، ۴ میدان نفتی اسفندیار، فروزان، فرزاد A (فارس ۱) و فرزاد B (فارس ۲) قرار دارند. در طول مرز مشترک آبی ایران و قطر، میدان رشادت قرار دارد. در طول مرز مشترک آبی ایران و کویت، میدان نفت و گاز آرش قرار دارد. در طول مرز مشترک آبی ایران و امارات عربی متحده، مخازن فرزام، نصرت در مجاورت مخازن اماراتی قرار دارند. فهرست میدان‌های نفتی ایران حوزه‌های نفتی مرکزی و زاگرس مسجدسلیمان آزادگان گچساران عسلویه شرقی پارس جنوبی هفتکل آغاجاری اهواز بینک بی‌بی‌حکیمه مارون کرنج پرنج پارسی رگ‌سفید اروند بالارود جفیر توسن شادگان منصوری آب تیمور چنگوله آذر منصورآباد یادآوران رامین بند کرخه بینک ماهشهر نفت‌شهر دهلران پایدار غربی چنگوله آذر حوزه‌های نفتی شمال و دریای خزر مغان البرز قم ناحیه خزر دارای حدود ۴۰ مخزن نفت و گاز می‌باشد که نامگذاری نشده‌اند و ایران هم اکنون از آنها بهره‌برداری نمی‌کند. حوزه‌های نفتی خلیج فارس میدان های نفتی حوزه خارگ عبارتند از: فروزان ابوذر دورود اسفندیار میدان های نفتی حوزه لاوان عبارتند از: رشادت رسالت سلمان بلال میدان های نفتی حوزه سیری عبارتند از: الوند (سیری آ) اسفند (سیری ‌ئی) سیوند (سیری سی) دنا (سیری دی) نصرت (مشترک با دبی) میدان های نفتی حوزه بهرگان عبارتند از: هندیجان بهرگانسر نوروز سروش
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 15:48 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مقاله فهرست میدان‌های نفتی ایران مشتمل بر مخازن و حوزه‌ها و میدان‌های نفتی واقع در قلمرو خاکی و آبی کشور جمهوری اسلامی ایران است. برخی از این میادین در حال حاضر فعال و تعدادی نیز غیر فعال و یا در حال توسعه می‌باشند. در این مقاله میادین نفتی ایران از دوجنبه، یکی بر اساس موقعیت مکانی و دیگری بر اساس مالکیت و حق برداشت بررسی میشوند.

اکثر میادین نفتی واقع شده در غرب ایران دارای ظرفیت تولید کمتر از ۵۰٬۰۰۰ می‌باشند، از این رو از اهمیت کمتری برخوردار می‌باشند. در جنوب ایران حوزه‌های عملیاتی شرکت نفت فلات قاره ایران بر اساس میزان نفت قابل برداشت روزانه بالاتر و حجم مخازن بیشتر دارای اهمیت بیشتری بوده و بر همین اساس ترجیح داده شده به چهار ناحیه مجزای: خارک، لاوان، سیری و بهرگان تقسیم‌بندی شوند.

ذخاير درياي خزر: درياي خزر واقع در بين كشورهاي ايران، آذربايجان، قزاقستان، روسيه و تركمنستان، بزرگترين درياچه جهان بشمار مي‌آيد. كل ذخاير نفت اين منطقه حدود 243 ميليارد بشكه برآورد گرديده كه حدود 10 ميليارد بشكه آن تثبيت شده و مابقي ذخاير احتمالي مي‌باشند. انجام فعاليتهاي نفتي در اين منطقه به دو دليل مشكلاتي را بوجود آورده است. يك دسته از مشكلات، ناشي از شرايط خاص اين دريا از لحاظ قابليت كشتيراني، ناآرامي دريا، ارتفاع زياد امواج در برخي از نقاط آن و دسته ديگر به عدم اطمينان در مورد چگونگي تعيين رژيم حقوقي درياي خزر و توجه سرمايه‌گذاران و شركتهاي نفتي به اين امر مي‌باشد.

در حال حاضر در ايران مطالعه اكتشافي كامل خزر جنوبي (در محدوده‌اي حدود 22 درصد از خزر) صورت گرفته و براي نخستين بار ساختارهاي محتمل نفتي اين منطقه براي حفاري‌هاي اكتشافي مشخص گرديده است. براساس اين مطالعه احتمال وجود نفت و گاز در حداقل 8 بلوك آن بيشتر مي‌باشد. از آنجا كه اكثر اين بلوك‌ها در عمق 400 تا 800 متر از سطح آب قرار دارند لذا براي انجام حفاري اكتشافي در آنها به دكلي مناسب نظير دكلهاي نيمه شناور نياز است كه جهت ساخت چنين دكلي براي حفاري تا عمق 1000 متر نيز اقداماتي صورت گرفته است. همچنين در سال 1380، در خصوص انجام لرزه نگاري سه بعدي به وسعت 2500 كيلومتر مربع به منظور تكميل اطلاعات اكتشافي، اقداماتي آغاز گرديده است.

جدول (2-2) ساختارهاي مهم شناسايي شده در جنوب درياي خزر را به ترتيب اولويت نشان مي‌دهد. 

جدول (2-2)  :  ساختارهاي مهم شناسايي شده در جنوب درياي خزر

بلوك

عمق

(متر زيرسطح دريا)

نفت در جا احتمالي (معادل ميليون بشكه)

موقعيت در محدوده

1 (البرز)

500

20000

مشترك با جمهوري آذربايجان

29 (چالوس)

800

3000

17 تا 22 درصد آبهاي درياي خزر

6

750

3000

14 درصد

24 (نور و رويان)

700

2550

17 درصد

23 (رامسر)

600

1500

11 درصد

8

550

1400

نزديك ساحل ايران

7

750

900

17 درصد

18 (رودسر)

80

500

17 درصد

جمع

ـــ

32850

نزديك ساحل

کل ذخاير نفت ايران 109 ميليارد و 161 ميليون بشکه است، که بدين ترتيب ايران پس از عربستان، عراق، و امارات متحده عربي چهارمين ذخاير بزرگ نفت جهان را در اختيار دارد.
بنابر اعلام صندوق بين‌المللي پول، عربستان سعودي تقريبا يک چهارم کل ذخاير نفت جهان را در خود جاي داده است، به طوريکه ذخاير نفت اين کشور بالغ بر 303 ميليارد بشکه مي شود.
ذخاير نفت عراق نيز 11 درصد کل ذخاير نفت جهان را تشکيل مي دهد و ذخاير قطعي نفت اين کشور به 133 ميليارد و 419 ميليون بشکه مي رسد.
صندوق بين‌المللي پول ذخاير نفت امارات متحده عربي را 121 ميليارد بشکه، کويت 108 ميليارد بشکه، و ونزوئلا 97 ميليارد بشکه اعلام کرده است.
بنابر اين گزارش، 81 درصد کل ذخاير قطعي نفت جهان در اختيار کشورهاي عضو اوپک قرار دارد به طوريکه مجموع ذخاير نفت اين کشورها به 983 ميليارد بشکه مي رسد.
بر اساس اعلام صندوق بين‌المللي پول در ميان کشورهاي غير عضو اوپک بيشترين ذخاير نفت در اختيار کشورهاي روسيه با 72.7 ميليارد بشکه، آمريکا با 24.2 ميليارد بشکه، چين با 24 ميليارد بشکه، مکزيک با 12 ميليارد بشکه، و نروژ نيز با 12 ميليارد بشکه است.
اين گزارش مي افزايد، سهم ذخاير نفت کشورهاي عضو اوپک از کل ذخاير نفت جهان از 30 سال پيش تاکنون با رشد تدريجي همراه بوده است، به طوريکه سهم ذخاير اوپک از حدود 60 درصد در سال 1970 به 70 درصد در سال 1986 و نهايتا به حدود 80 درصد از اوايل دهه 1990 رسيده است.
در مقابل، سهم ذخاير نفت کشورهاي غير عضو اوپک نيز طي 30 سال گذشته با کاهش همراه بوده است. در حاليکه سهم کشورهاي غير عضو اوپک از کل ذخاير نفت جهان در اوايل دهه 1970 حدود 40 درصد بود اين رقم از اواسط دهه 1980 با کاهش مواجه شد و هم اکنون به کمتر از 20 درصد رسيده است.

[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 15:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
میدان نفتی مسجد سلیمان اولین و قدیمی ترین میدان نفتی در خاورمیانه، در شهرستان مسجد سلیمان و در استان خوزستان واقع است. [۱] این میدان در سال ۱۲۸۷ خورشیدی توسط یک شرکت انگلیسی کشف و کار خود را آغاز نمود. از سال ۱۹۰۸ تا سال ۱۹۲۸ میلادی، تمام نفت تولیدی ایران از میدان نفتی مسجدسلیمان استخراج می‌گردید.[۲]

طرح توسعه میدان

در حال حاضر طرح توسعه ثانویه این میدان توسط شرکت مهندسی و توسعه نفت و با سرمایه گذاری مشترک شرکت CNPCI چین و NESCO ایران در دست پیگیری می‌باشد.[۳] مجری این طرح جناب آقای مهندس سعید حافظی، از متخصصان برجسته صنعت نفت جمهوری اسلامی ایران می‌باشند که در همایش مدیران ارشد نفت به عنوان مدیر نمونه در بخش سرپرست مهندسی نفت طرح‌ها برگزیده شدند.[۴] هدف نهایی طرح در این فاز از توسعه دستیابی به تولید ۲۵۰۰۰ بشکه در روز می‌باشد، آن هم در میدانی که مدتهای پیش توسط شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در یال شمالی بدون نفت اعلام شده بود. ساخت یک کارخانه بهره برداری و نمک زدایی، واحد تفکیک گر سرچاهی، حفاری ۱۷ حلقه چاه و تاسیسات سطح الارضی از دیگر فعالیتهای این طرح در بخش بیع متقابل می‌باشد.احداث ۳۵ کیلومتر خط انتقال نفت، ۱۳ کیلومتر خط انتقال گاز، احداث پست برق و پست مخابرات از پروژه‌های بخش ایرانی طرح است.

میدان نفتی آغاجاری در ۹۰ کیلومتری جنوب شرقی اهواز و در مجاورت میدان‌های مارون، پازنان، کرنج و رامشیر قرار دارد.

این مخزن با مساحت ۳۸۸۵۰ هکتار و ذخیره نفت در جای اولیه ۲۶۴۲۸ میلیون بشکه، در سال ۱۳۱۵ کشف و در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی به بهره‌برداری رسید. تعداد چاههای این مخزن ۱۶۱ حلقه می باشد که ۷۳ حلقه نفتی، ۳ حلقه گازی، ۳۶ حلقه مشاهده ای و مابقی تزریقی و توصیفی و معلق و متروکه و غیره است.

بر روی این مخزن پنج واحد بهره برداری شماره ۱ تا ۵ آغاجاری احداث گردیده که تعداد ۲۲ حلقه از این میدان از طریق فرازآوری با گاز در مدار تولید می باشند. در این راستا ایستگاه فرازآوری با گاز آغاجاری به همراه ۳ حلقه چاه گازی، گاز مورد نیاز این عملیات را فراهم می سازند.‏ ظرفیت تزریق گاز به این میدان روزانه ۲ میلیارد فوت مکعب گاز است و گاز مورد نیاز برای تزریق به این میدان از فازهای ۶، ۷ و ۸ پارس جنوبی تامین می‌شود

میدان نفتی گچساران در فاصله ۲۲۰ کیلومتری جنوب شرقی اهواز و در منطقه نفتخیز گچساران واقع شده است. این حوزه شامل سازندهای شکافدار آسماری و بنگستان بوده که در جهت عمومی شمال غربی-جنوب شرقی طاقدیس‌های میادین نفتی جنوب ایران قرار گرفته است. این میدان، طاقدیسی به طول حدود ۷۰ کیلومتر و عرض ۶ تا ۱۵ کیلومتر است.

منطقه نفتخیز گچساران در سالهای ۱۳۰۲ و ۱۳۰۳ هجری شمسی مورد مطالعه قرار گرفت. در سال ۱۳۱۰ عملیات حفاری برای چندمین بار آغاز شد و پس از حفر چاه‌های بسیار در لایه آسماری، سرانجام استخراج نفت از مخزن گچساران در سال ۱۳۱۸ هجری شمسی از چاه شماره ۱۳ به بهره‌برداری رسید.

 تولید نفت

بخش اعظم تولید نفت از سازند آسماری این میدان صورت می گیرد که عمدتاً از سنگهای کربناتی تشکیل شده است. اولین چاه بنگستانی تولیدی ، چاه شماره ۳۶ بوده است که بهره‌برداری از آن از سال ۱۳۴۰ آغاز گردید. تاریخچه بهره‌برداری از این مخزن نشان می دهد که به جز یک دوره کوتاه بین سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ ، تولید از مخزن گچساران همواره ادامه داشته و میزان تولید نیز همیشه سیر صعودی داشته است، بطوریکه در سال ۱۳۵۳ به حداکثر میزان خود یعنی بالغ بر ۹۴۰ هزار بشکه در روز رسیده است. مطالعات میزان بهره دهی چاه‌ها نشان می دهد که شاخص بهره دهی از ۲ تا بیش از ۵۰۰ پام (بشکه در روز) متغیر می باشد که این اختلاف زیاد بین شاخص بهره دهی چاهها ، بیانگر تاثیر شدید سیستم شکافدار و تراکم شکاف ها و نهایتاً برخورد دهانه چاه با شکافها می باشد.

شرکت بهره برداری نفت وگاز گچساران روزانه بطور متوسط ۷۵۰ هزار بشکه نفت از ۱۲ مخزن تولید می نماید. این میادین عبارتند از گچساران، بی‌بی حکیمه، بینک، پازنان، رگ‌سفید، نرگسی، سیاهمکان، گلخاری، چلینگر، گرنگان، خویز و رودک. عمده تولید این شرکت از مخزن گچساران صورت می گیرد که روزانه به حدود ۴۸۰ هزار بشکه بالغ می گردد.

میدان نفت شهر در فاصله ۱۰۰ کیلومتر شمال غربی ایلام و ۲۲۵ کیلومتری جنوب غربی کرمانشاه و ۶۰ کیلومتری قصر شیرین قرار گرفته‌است. این میدان نفتی در سال ۱۹۲۳ میلادی در تاقدیس نفت شهر کشف شد. این میدان پیشتر با نام نفت‌شاه شناخته می‌شد.

در حال حاضر میدان نفت شهر تنها میدان نفتی در حال تولید استان کرمانشاه بوده که دارای ۶۹۲ میلیون بشکه ذخیره نفت خام و مقادیری ذخیره گاز طبیعی در کلاهک گازی است.[۱] از آنجا که این میدان، با میدان نفت‌خانه عراق دارای مخزنی مشترک می‌باشد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نفت این میدان پس از فراورش، شیرین‌سازی، نمک‌زدایی به تلمبه‌خانه و از آنجا به ایستگاه تقویت فشار پاطاق و سپس پالایشگاه کرمانشاه منتقل می‌شود

[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 15:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]

پارس جنوبی

از
میدان گازی پارس جنوبی/گنبد شمالی

میدان گازی پارس جنوبی (در قطر: گنبد شمالی) بزرگترین میدان گازی جهان است که در خلیج فارس و در آبهای سرزمینی ایران و قطر واقع شده‌است. این میدان گازی بین ایران و قطر مشترک بوده و در کشور قطر میدان گازی گنبد شمالی نام دارد.

مساحت این میدان ۹۷۰۰ کیلومتر مربع است که ۳۷۰۰ کیلومتر مربع آن در آبهای سرزمینی ایران و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع آن در آبهای سرزمینی قطر قرار دارد.[۱] حجم گاز برداشت‌شدنی میدان به همراه میعانات گازی، معادل ۲۳۰ بیلیون بشکه نفت خام است.

ذخیره بخش ایرانی میدان ۱۴ تریلیون مترمکعب گاز درجا و ۱۰ تریلیون مترمکعب گاز قابل برداشت و ۱۷ بیلیون بشکه میعانات گازی (۹ بیلیون بشکه قابل برداشت) است که ۵۰ درصد ذخایر گازی ایران و ۸ درصد از ذخایر گازی جهان است.[۲][۳]

ذخیره بخش قطری میدان ۳۷ تریلیون مترمکعب گاز درجا و ۲۶ تریلیون مترمکعب گاز قابل برداشت و ۳۰ بیلیون بشکه میعانات گازی (۱۰ بیلیون بشکه قابل برداشت) است که معادل ۹۹٫۹ درصد ذخایر گازی قطر و ۲۱ درصد ذخایر گازی جهان است.[۴][۵]

بهره‌برداری از مجتمع بندری پارس، از تیرماه ۱۳۸۹ به کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران واگذار شد.[۶]

قطر در نظر دارد با تکمیل پروژه‌های توسعه این میدان، در پایان سال ۲۰۱۰ به ظرفیت تولید روزانه ۱۸ میلیارد فوت مکعب در روز دست یابد.[۷]

در پایان سال ۱۳۸۸ ایران توانست به میزان تولید ۱۷۱٬۴۲۸٬۰۰۰ متر مکعب در روز دست یابد.[۸]

به گفته سیف الله جشن ساز، مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران، قطر تاکنون با ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در صنایع نفت و گاز خود از سال ۱۹۸۸(پایان جنگ ایران و عراق) توانسته است از پارس جنوبی (گنبد شمالی قطر) به عنوان بزرگ‌ترین میدان گازی جهان، برداشت کند. اما ایران با سرمایه گذاری ۴۰ تا ۷۰ (بهترین میزان)میلیارد دلاری در پارس جنوبی و عسلویه فاصلهٔ زیادی تا میزان برداشت قطری‌ها دارد

[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 15:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
  كشور ما ايران بدليل شرايط متنوع زمين شناسي داراي كانسارهاي متنوع زغالي است. طبق آخرين آمار حاصله از مركز آمار ايران، ميزان ذخاير قطعي زغال سنگ در كشور در سال 1380 معادل 310 ميليون تن برآورد گرديده است. اين رقم در سال 1376 برابر 103 ميليون تن بوده كه متوسط نرخ رشد ذخاير، كه نشان از اكتشاف ذخاير جديد دارد، معادل 37 درصد بوده است. تعداد معادن فعال زغال سنگ در كشور كه اغلب آنها خصوصي مي باشند، 83 معدن گزارش گرديده است.
   قسمت عمده منابع زغالي ايران در پنج ناحيه يعني در نواحي ذيل واقع شده است :
   I.ناحيه كرمان ـ ناي بند (طبس)
   II.ناحيه البرز
   III.نايه شمال شرق خراسان
   IV.كاشان ـ اصفهان
   V.مراغه (آذربايجان)
   Iـ ناحيه كرمان ـ ناي بند (طبس)
   اين محدوده وسعتي نزديك به 60 هزار كيلومتر مربع از ايران مركزي را در بر گرفته است. تشكيلات زغالدار در تمام اين ناحيه پيوستگي نداشته، بلكه بيشتر بصورت مناطق كوچك چين خورده هستند در محدوده كرمان ـ نايبند چهار حوضه عمده زغالدار از يكديگر تفكيك شده‌اند كه عبارتند از:
   كرمان ـ نايبند ـ مزينو ـ پروده
   الفـ حوضه زغالي كرمان
   اين حوضه در قسمت شرق ايران مركزي و در محدوده چين خوردگي‌هاي كرمان – يزد واقع شده است. كانسارهاي زغال به فواصل 50 تا 220 كيلومتري شمال غرب كرمان واقع شده و از نظر ساختمان زمين شناسي جزء سينكلينوريوم كرمان ـ بهاباد محسوب مي‌شوند.اين سينكلينوريوم از طرف جنوب غربي به گسل كوهبنان از طرف جنوب شرقي به تشكيلات پالئوزوئيك محدود مي‌شود. طول سينكلينوريوم از هجدك تا شمال غرب بهاباد 195 كيلومتر و عرض آن از 20-18 كيلومتر در باب نيزو تا 15-14 كيلومتر در شمال غرب پابدانا متغير است.از نظر مورفولوژي منطقه كوهستاني بوده و ارتفاع آن از سطح دريا از 1500+ متر در دره‌ها تا 3000+ متر در كوهها متغير است. ليتولوژي نقاط مرتفع كوهستاني از دولوميتها و آهكهاي سخت پالئوزوئيك، آهكهاي كرتاسه و يا ماسه سنگهاي ژوراسيك تشكيل شده است. (جدول 1) در اين ناحيه رسوبات و بيرون زدگيهاي قبل از دوران اول تا چهارم ديده مي‌شود.
   پديده‌هاي تكتونيكي شديد، باعث تغييرات فاحش شيب ا
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي


نهشته‌هاي زغالخيز كرمان در 6 زون زغالدار بنامهاي A,B,C,C1,D,E

 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:51 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ژيپس
 
  ذخائر ايران
  بيش از 470 ذخيره و پتانسيل گچ در ايران وجود دارد. که هم اکنون متجاوز از 270 ذخيره آن بهره برداري مي شود. معاونت تجهيز و بهره برداري معادن وزارت معادن و فلزات ايران ميزان استخراج ساليانه آن را در سال 1368 بالغ بر 8637100 تن برآورد کرده است. ذخاير گچ ايران عمدتا در تشکيلات اليگوميوسن تشکيل گرديده و به صورت لايه، عدسي و رگه هايي که برخي از آنها ژيپس و گروهي مخلوطي از ژيپس و انيدريت تشکيل شده، ديده مي شوند. به طور کلي ذخاير گچ ايران با مقدار ذخيره بزرگ و کوچک در استان هاي مختلف کشور به تعداد متفاوت، بهره برداري مي شوند و برخي از آنها نيز به علت شرايط اقتصادي به صورت نيمه فعال و يا نيز فعال هستند. توزيع تعداد ذخاير گچ در استان هاي مختلف کشور در سال هاي اخير طبق جدول 2 بوده است.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير

جدول 2 - توزيع ذخاير گچ در استان هاي مختلف کشور در سال هاي اخير
 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران


  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  واردات ايران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:50 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
  ميزان ذخيره قطعي و احتمالي سرب ايران در طي اين دوره ( 1376-1380 ) با متوسط نرخ رشد 5/13- %، از 63436 هزارتن در سال 1376 به 43297 هزار تن در سال 1378 و 31748 هزار تن در سال1380 کاهش يافته است . ذخاير ماده معدني سرب و روي ايران بالغ بر 300 ميليون تن مي‌باشد كه با توجه به عيار متوسط، داراي 18 ميليون تن روي و 5 ميليون تن سرب هستند و حدوداً در رده بيستم جهاني قرار دارد. ذخاير ايران در محور ملاير ـ اصفهان، ايران مركزي، البرز، خاور ايران و آذربايجان قرار دارد و احتمال اكتشاف ذخاير بزرگ در اين مناطق زياد است.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير

ميزان ذخيره قطعي سرب و روي در ايران طي سالهاي 1380 ـ 1376(هزارتن)

 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:49 ] [ اطلس ایران وجهان ]
سنگ هاي دربرگيرنده كروميت در ايران از نوع سنگ هاي آذرين غني از آهن و منيزيم (سنگ هاي اولترابازيك مانند پريدوتيت، سرپانتينيت و پيروكسينيت ) بوده و ذخاير كروميت در داخل توده اولترابازيك به صورت عدسي هاي بزرگ و كوچك قرار گرفته اند، كه اين شرايط در شمال و شرق ايران(در امتداد زون فيليش – افيوليت ملانژ بيرجند _ ايرانشهر، افيوليت هاي سبزوار، فريمان و تربت حيدريه، ايران مركزي ( نائين )، زاگرس ( شمال نيريز) و در جنوب ايران (فارياب و اسفندقه ) مشاهده مي شود. توده هاي كروميت ايران مانند بسياري از كانسارهاي آن در دنيا از نوع كانسارهاي نامنظم است كه در داخل سنگهاي آذرين دروني بسيار قليايي تشكيل شده است. تقريباً تمام كانسارهاي كروميت در ايران در مجموعه هاي افيوليتي و افيوليت ملانژ ها واقع شده اند و در بخش هاي زيرين سكانس افيوليتي قرار مي گيرند و با موارد مشابه در عمان، تركيه و منطقه بالكان تشابهات زيادي دارند. در حال حاضر معادن كروميت ايران در استان هاي خراسان، سمنان، فارس، كرمان، هرمزگان و سيستان و بلوچستان قرار دارند. بزرگترين ذخيره معدني كشور مربوط به معدن كروميت فارياب است.
   دو ناحيه اول از نظر كانسارهاي كروميت و استخراج آن بسيار مهم مي باشد
   1-منطقه سبزوار
   1-فارياب
 
  تصوير 1
ليست تصاوير

ميزان ذخيره قطعي كروميت در ايران طي سالهاي 1380-1376 (هزار تن)

 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:49 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قديمي ترين معدن زرنيخ شناخته شده در ايران معدن زرنيخ زرشوران تکاب در استان آذربايجان غربي است که از اين معدن در قرن چهارم هجري و قبل از آن بهره برداري مي شده و هم اکنون نيز بهره برداري ازآن انجام مي گيرد. از پتانسيل هاي معدني ديگر زرنيخ موجود در ايران، معدن زرنيخ دليلو در جنوب شرق اهر و معدن زرنيخ تاريک دره در جنوب شرقي فريمان که به ام زرنيخ خراساني معروف است.
   از ذخاير زرنيخ ديگري که در ايران گزارشي از آنها ارائه شده است:
   زرنيخ عربشاه استان کردستان که در فاصله 11 کيلومتري بيجار واقع شده است، زرنيخ تکمه داش، آذربايجان شرقي که در 79 کيلومتري شرقي تبريز قرار دارد. زرنيخ کاشمر استان خراسان که در 98 کيلومتري کاشمر واقع شده است و بالاخره زرنيخ دستجرد استان اردبيل که در 84 کيلومتري جلفا قرار دارد همچنين در استان کردستان در معدن انتيموان داشکسن مقداري زرنيخ وجود دارد.
 
 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كن
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:48 ] [ اطلس ایران وجهان ]
در ايران مطالعات وسيعي توسط آقاي دکتر خاکزاد بر روي ذخاير بنتونيت صورت گرفته و انواع آنها با توجه به ترکيب کاني شناسي تشخيص داده شده اند(مذاکرات شفاهي). امروزه ذخائرمتعددي از اين کاني در ايران در حال بهره برداري است که بيشترين مصرف آنها استفاده در تهيه گل هاي حفاري مي باشد ولي اميد است که پژوهندگان راههاي کاربردي جهت مصارف دارويي از اين کاني را نيز بيابند تا از منابع موجود در ايران استفاده مفيدتري به عمل آيد.
 
 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  مصرف جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:48 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
  در ايران كاني سازي بور در شمال غربي ايران (استان هاي زنجان و آذربايجان شرقي) بيش از 30 سال پيش گزارش شده و در حدود 20 سال گذشته مقدار كمي مخلوط از كانيهاي براتهاي داراي كلسيم و منيزيم Ca/Mg (كانيهاي كلمانيت و هيدرو براسيت) توليد شده است. تمامي استخراج بور در استان زنجان با معدنكاري روباز و بطور عمده از معدن بور قره گل شركت دوماند و مقدار بسيار كمي از معادن غير فعال اينچه (نزديك قره‌گل) و اروجك صورت گرفته است.
   استخراج بر در ايران بطور عمده از كانسارهاي با عيار B2O3 %40-30 بوده است. از آنجائي كه تنها معدن فعال بور در ايران، معدن قره گل مي باشد؛ با استخراج ساليانه از اين معدن ذخيره قطعي بور در ايران رو به كاهش گذاشته است. ميزان ذخيره قطعي بور كشور در سال 1380 معادل 8300 تن مي‌باشد. از آنجائيكه روند كاهش ذخاير قطعي بور در ايران، ثابتي ندارد، با فرض حجم توليدي به اندازه كمترين توليد در سال هاي 80-76، اتمام ذخاير قطعي موجود در دهه اخير حتمي است.
   ذخيره احتمالي انديس بر اروجك واقع در شمال شهرستان ماه نشان، حدود 2000 تن مي‌باشد. در انديسهاي ديگر ذخيره احتمالي يا قطعي گزارش نشده است.
   مهمترين ذخاير بر و انديسهاي شناخته شده بر ايران در حوضه رودخانه قزل اوزن واقع در بخشهاي غرب-شمال غرب استان زنجان قرار دارند. در اين حوضه انديسهاي بر شامل معدن فعال قره‌گل، معدن غيرفعال قره‌گل (اينچه) و يك نقطه داغ در غرب رودخانه قزل اوزن در نزديكي معادن فعال و غيرفعال قره‌گل نشانه هاي معدني برات ميانج، قره آقاج، اوروجك (ارزه خواران) و پير قسلاق ماه نشان مي‌باشند كه در بخشهاي قبل به تفصيل توضيح داده شدند.
   با توجه به حضور انديسهاي شناخته شده بر و مطالعات بعمل آمده در سالهاي 1379 و 1380 توسط شركت معدني انگليسي-استراليايي ريوتنيتو و شركت ايراني دماوند وابسته به بنياد مستضعفان (مالك معدن بر قره‌گل) با استفاده از تصاوير ماهواره‌اي حوضه فرعي قره‌گل در غرب رودخانه قزل اوزن در حوالي شهرستان دندي در غرب استان زنجان و حوضه فرعي ساري كند واقع در حوالي روستاي ساري كند در شمال و جنوب رودخانه قزل اوزن در شمال ش
 
 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:48 ] [ اطلس ایران وجهان ]
در ايران كاني سازي بور در شمال غربي ايران (استان هاي زنجان و آذربايجان شرقي) بيش از 30 سال پيش گزارش شده و در حدود 20 سال گذشته مقدار كمي مخلوط از كانيهاي براتهاي داراي كلسيم و منيزيم Ca/Mg (كانيهاي كلمانيت و هيدرو براسيت) توليد شده است. تمامي استخراج بور در استان زنجان با معدنكاري روباز و بطور عمده از معدن بور قره گل شركت دوماند و مقدار بسيار كمي از معادن غير فعال اينچه (نزديك قره‌گل) و اروجك صورت گرفته است.
   استخراج بر در ايران بطور عمده از كانسارهاي با عيار B2O3 %40-30 بوده است. از آنجائي كه تنها معدن فعال بور در ايران، معدن قره گل مي باشد؛ با استخراج ساليانه از اين معدن ذخيره قطعي بور در ايران رو به كاهش گذاشته است. ميزان ذخيره قطعي بور كشور در سال 1380 معادل 8300 تن مي‌باشد. از آنجائيكه روند كاهش ذخاير قطعي بور در ايران، ثابتي ندارد، با فرض حجم توليدي به اندازه كمترين توليد در سال هاي 80-76، اتمام ذخاير قطعي موجود در دهه اخير حتمي است.
   ذخيره احتمالي انديس بر اروجك واقع در شمال شهرستان ماه نشان، حدود 2000 تن مي‌باشد. در انديسهاي ديگر ذخيره احتمالي يا قطعي گزارش نشده است.
   مهمترين ذخاير بر و انديسهاي شناخته شده بر ايران در حوضه رودخانه قزل اوزن واقع در بخشهاي غرب-شمال غرب استان زنجان قرار دارند. در اين حوضه انديسهاي بر شامل معدن فعال قره‌گل، معدن غيرفعال قره‌گل (اينچه) و يك نقطه داغ در غرب رودخانه قزل اوزن در نزديكي معادن فعال و غيرفعال قره‌گل نشانه هاي معدني برات ميانج، قره آقاج، اوروجك (ارزه خواران) و پير قسلاق ماه نشان مي‌باشند كه در بخشهاي قبل به تفصيل توضيح داده شدند.
   با توجه به حضور انديسهاي شناخته شده بر و مطالعات بعمل آمده در سالهاي 1379 و 1380 توسط شركت معدني انگليسي-استراليايي ريوتنيتو و شركت ايراني دماوند وابسته به بنياد مستضعفان (مالك معدن بر قره‌گل) با استفاده از تصاوير ماهواره‌اي حوضه فرعي قره‌گل در غرب رودخانه قزل اوزن در حوالي شهرستان دندي در غرب استان زنجان و حوضه فرعي ساري كند واقع در حوالي روستاي ساري كند در شمال و جنوب رودخانه قزل اوزن در شمال ش
 
 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]
از سال 1368 با آغاز طرح پي جويي سراسري پتاس در ايران توسط سازمان زمين شناسي و پيش از آن، منابع پتاس در بسياري از نقاط ايران شناخته شده است و اين منابع اغلب در حوضه هاي رسوبي، سريهاي تبخيري دورانهاي مختلف زمين شناسي خصوصاً ميوسن، كفه هاي نمكي، معادن فعال و متروكه نمك، چشمه هاي شور و نيز در گنبدهاي نمكي شناخته شده است. درحال حاضر پلاياي كوير بزرگ درناحيه خور- بيابانك، شورابه هاي مرداب گاوخوني و درياچه اروميه از مهمترين حوضه هاي شناخته شده پتاس دار در ايران هستند.
 
 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف ايران 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]
كشور ايران از نظر تنوع كانسارهاي معدني در زمره يكي از متنوع ترين كشورهاي جهان بشمار مي‌رود. در زمينه تالك ذخيره قطعي سال 1380 رقمي معادل 2/1 ميليون تن گزارش گرديده است. رشد 65 درصدي ذخاير قطعي تالك طي سالهاي 1380-1376 نشان از وضعي رو به رشد اين كاني در كشور دارد. تعادل معادن فعال تالك در كشور در سال 1380، معدن گزارش شده است.
   نواحي تالك دار ايران عموماً در رابطه با نواحي افيوليتي ايران نظير جندق و انارك، تفتان، خوي و حوالي ميناب وهمچنين محدوده تاثير گسله بزرگ سنندج- سيرجان هستند. وجود دولوميت‌ها و آهك‌هاي دولوميتي در استان لرستان باعث گرديده تا تحت تاثير شرايط دگرگوني و جريان يافتن محلول هاي داراي در راستاي شكستگي‌ها، ماده معدني تالك تشكيل شود و ذخايري چون تيدار، ده موسي، ده حاجي، مسعودآباد و گوشه محسن بن علي در حوالي بروجرد و ازنا مورد شناسايي و بهره‌برداري قرارگيرند.
   تجزيه گرمابي سنگ‌هاي هارزيورژيتي سرپانتيني شده حوالي انارك، جندق، تفتان وميناب تحت تاثير شرايط دگرگوني خفيف و با نفوذ محلولهاي داراي در درز و شكاف‌ها باعث تشكيل ماده معدني تالك و ايجاد ذخايري چون چاه زرد، چاه ابراهيم زهرا و چاه صفاهو در جندق و شمال انارك وسياه بره خوار در تفتان و نقشه بشاگرد در نزديكي ميناب شده است.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

ذخاير احتمالي و ذخيره قطعي معادن تالك ايران (تن)

 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف ايران 
  واردات ايران 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]
تنگستن (W)
 
  ذخائر ايران
  آمار دقيق و مناسبي از ذخاير تنگستن ايران موجود نبوده و در حال حاضر عمليات معدنكاري تنگستن در كشور ايران انجام نمي شود.
   مهمترين كانسارها و نشانه هاي تنگستن در ايران، كانسار نظام آباد در جنوب باختري اراك، كانسار چاه كلاب در 200 كيلومتري جنوب بيرجند،كانسار چاه پلنگ جنوبي در 55 كيلومتري جنوب خاوري اراك، نشانه معدني ده سلم در جنوب خاوري نهبندان و نشانه معدني تاريك دره در 30 كيلومتري شمال باختري تربت جام قرار دارد.
  
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

مهمترين كانسارها و نشانه هاي تنگستن در ايران

 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 

[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
   در ايران مهمترين نهشته هاي دياتوميت در ناحيه آذربايجان مشاهده شده است. اين حوضه رسوبي در اطراف تبريز، شرق درياچه اروميه و بخشي از ميانه را شامل مي شوند و سن پليوسن زيرين را نشان مي دهند.
   تنها معدن توليد كننده دياتوميت در ايران كه در حال حاضر بطور فعال كار مي‌كند معدن دياتوميت كامل آباد در 15 كيلومتري شرق مراغه در استان آذربايجان شرقي است. ذخيره اين معدن 243000 تن بر آورد گرديده است كه توسط شركت منطقه اي معادن آذربايجان بهره برداري مي‌شود. مهمترين معدن غير فعال در ايران معدن ممقان مي‌باشد.
   ذخائر و پتانسيلهاي عمده دياتوميت ايران به شرح زير مي‌باشند:
   •آثار خلعت پوشان و روستاي كرگه:
   •آثار معدني آئل گلي و شهرك پرواز:
   •كانسار دياتوميت ممقان:
 
 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف ايران 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
  از آنجائيكه كانسارها و انديس هاي تيتانيوم, در كشور در حد شناسايي و اكتشاف مي باشد، هيچگونه توليدي از تيتانيوم و فرآوري آن در داخل كشور انجام نمي پذيرد. در نتيجه كليه نيازهاي صنايع كشور از طريق واردات تامين مي‌گردد. طرح اكتشافات و تجهيز ذخائر تيتانيوم در كشور تنها در منطقه كهنوج در دست اجراست. كانسور كهنوج از نوع ايلمينت، منيتيت با سنگ مادر گابرو و نوع ثانويه آن آبرفت رودخانه اي است. عيار ايلمنيت در آبرفت رودخانه اي بطور متوسط 6 درصد مي‌باشد. ذخيره قطعي ايلمنت در مناطق حفاري شده 2/2 ميليون تن برآورد گرديده است.
 
 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
  ميزان ذخيره قطعي و احتمالي سرب ايران در طي اين دوره ( 1376-1380 ) با متوسط نرخ رشد 5/13- %، از 63436 هزارتن در سال 1376 به 43297 هزار تن در سال 1378 و 31748 هزار تن در سال1380 کاهش يافته است . ذخاير ماده معدني سرب و روي ايران بالغ بر 300 ميليون تن مي‌باشد كه با توجه به عيار متوسط، داراي 18 ميليون تن روي و 5 ميليون تن سرب هستند و حدوداً در رده بيستم جهاني قرار دارد. ذخاير ايران در محور ملاير ـ اصفهان، ايران مركزي، البرز، خاور ايران و آذربايجان قرار دارد و احتمال اكتشاف ذخاير بزرگ در اين مناطق زياد است.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير

ميزان ذخيره قطعي سرب و روي در ايران طي سالهاي 1380 ـ 1376(هزارتن)

 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
گوگرد (S)
 
ميانگين واردات گوگرد در ايران در اين دوره ( 1376-1380) با متوسط نرخ رشد 49%، 1135 هزارتن بوده که از143 هزارتن در سال 1376 به 4712 هزار تن در سال 1378 1378افزايش يافته و پس از کاهش تا 164 تن در سال 1379، دوباره به 8/327 هزار تن در سال 1380 رسيده است .
   اغلب توليدات گوگرد ايران از نوع نفتي بوده و معادن گوگرد همه تعطيل مي‌باشد. به نظر مي‌رسد علت اين امر توليد گوگرد نفتي به مقدار فراوان و ارزان مي‌باشد كه توليد گوگرد معدني را از نظر اقتصادي دچار ركود نموده است. لذا سرمايه گذاري گوگرد معدني در ايران وجود ندارد.
  
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

ميزان واردات گوگرد ايران طي سال‌هاي 1380 ـ 1376

 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف ايران 
  واردات ايران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آهن (Fe)
  تا كنون بيش از 200 كانسار، نشانه معدني و انديس آهن در ايران شناسايي شده كه مجموع ذخائر آنها، به بيش از 4 ميليارد تن سنگ آهن مي رسد. عيار آهن در اين ذخاير، حدود 55 تا 60 درصد است. حدود 90 درصد ذخاير آهن ايران در سه منطقه معدني متمركز هستند. به طور خلاصه مكان هاي آهن دار در ايران به شرح زير هستند:
   الف- ايران مركزي با بيشترين تمركز در منطقه بافت.
   ب- زون سنندج – سيرجان شامل مناطق سيرجان ( كانسار گل گهر)، شمس آباد اراك و همه كسي همدان.
   ج – شرق ايران شامل كانسارهاي سنگان (تايباد)، ده زمان (كاشمر) و كانسارهاي كوچكي چون نيزار و كلات ناصر.
   مجموع ذخاير قطعي سنگ آهن ايران در سال 1380، 279/1 ميليارد تن برآورد شده است. ايران تنها يك درصد كل منابع آهن جهان را در اختيار دارد.
 
  توليد ايران
  ميانگين توليد سنگ آهن در ايران در اين دوره ( 1376-1380)با متوسط نرخ رشد 7/19%، 8 ميليون تن بوده که از 6/5 ميليون تن در سال 1376 به 8 ميليون تن در سال 1378 و 4/11 ميليون تن در سال 1380 افزايش يافته است .توليد ساليانه سنگ آهن ايران 1/1 درصد توليد جهاني اين ماده است. كارخانجات توليد آهن و فولاد ايران عبارتند از: فولاد خوزستان، خراسان و كردستان، ذوب آهن اصفهان و فولاد مباركه اصفهان.
   ميانگين توليد آهن در ايران در اين دوره ( 1997-2001) با متوسط نرخ رشد 65/28%- ، 2/4283387 تن بوده که از 4828300 تن در سال 1997 به 3473686 تن در سال 1999 و 3445000 تن در سال 2001 کاهش يافته است .
   ايران در سال 2000 و 2001 از نظر ميزان توليدآهن مقام 16 جهان (47/0% توليد جهان) را به خود اختصاص داده است) ( World Mining Data / Vienna 2003 .
   توليدكنندگان آهن در ايران:
   •شركت ملي فولاد ايران
   •ذوب آهن اصفهان
   •فولاد خوزستان
   •فولاد مباركه اصفهان
   •گل گهر
   •ذوب آهن ملاير
   •فولاد هرمزگان‌
   •نورد اهواز
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي


توليد محصولات آهني و فولادي تا پايان آبان ماه سال 1383 براساس اطلاعات دفتر آمار و اطلاع رساني

 باکلیک کردن روی هریک از موارد ذیل به اطلاعات کاملی دران زمینه دست پیدا میکنید

 منبع- پایگاه علوم زمین ایران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
  مناطق داراي گل سفيد در ايران را مي‌توان به صورت زير با توجه به شكل 10تقسيم بندي كرد :
   الف) منطقه سبزوار – نيشابور
   ب) منطقه تربت حيدريه – فريمان
   پ) منطقه جنوب خراسان – شمال سيستان و بلوچستان (قائن بيرجند نهبندان زاهدان )
   ت) منطقه نائين – انارك
   ث) منطقه جنوب يزد – رفسنجان
   ج) منطقه شاندرمن
   در زير شرح كوتاهي در مورد هر يك از اين مناطق آمده است . حتي المقدر سعي شده است اسامي معادن موجود در هر منطقه ، بر طبق اطلاعات استخراج شده از بايگاني فني وزارت معادن و فلزات ذكر شود . متاسفانه در اغلب موارد نشاني دقيقي از اين معادن ارائه نشده است.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير

شكل10گسترش مناطق داراي گل سفيد در ايران (6).

  توليد ايران 
  ذخائر ايران 
  صادرات ايران 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:19 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
  با توجه به اينكه معادن فلدسپات شناخته شده ايران در ارتباط با توده هاي نفوذي بوده و محل استقرار توده هاي نفوذي نيز اكثراً در زونهاي گسله و تكتونيكي است، مي‌توان گفت به دليل اينكه ايران، يك سرزمين فعال از نظر بالطبع ذخاير فلدسپات در آن بسيار فراوان است.
   معادن فلدسپات شناخته شده ايران عمدتاً مرتبط با توده هاي نفوذي اسيدي مانند گرانيت ها و گرانيتوئيدها و بوده و از نظر موقعيت مكاني در مناطق زير قرار دارند:
   - كانسارها و توده هاي فلدسپات دار استان خراسان كه درزون هاي ساختماني- رسوبي بينالود، ناحيه لوت و ايران مركزي واقع شده اند.
   -كانسارها و توده هاي فلدسپات دار استانهاي زنجان، آذربايجان، گيلان و تهران كه در زورن ساختماني البرز- آذربايجان واقع شده اند.
   - كانسار و توده هاي فلدسپات دار واقع در استانهاي همدان و لرستان كه در زون سنندج - سيرجان واقع شده اند.
   - كانسار و توده هاي فلدسپات دار واقع در استان يزد كه در زون ايران مركزي واقع شده اند.
   - توده هاي فلدسپات دار در استان سيستان و بلوچستان كه در ناحيه لوت واقع شده اند.
 
  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:19 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
  داده هاي مدون موجود پيرامون نهشته هاي ورميكوليت در ايران، بسيار نامحدود و پراكنده است. تاكنون هيچ فعاليتي براي پي جويي و اكتشاف ورميكوليت انجام نشده است. براساس اطلاعات موجود، تاكنون نشانه هايي از ورميكوليت در نواحي كرمان، املش (گيلان)، شاهين دژ( آذربايجان غربي) و كليبر (آذربايجان شرقي) شناخته شده است كه از بين ذخاير، كليبر و املش به صورت معدن در حال استخراج مي باشند و ديگر موارد از حد يك نشانه كوچك معدني فراتر نمي رود.
  
 
باکلیک برروی هریک از موارد ذیل  به اطلاعاتی درمورد ان دست پیدا میکنید
 منبع- پایگاه علوم زمین ایران
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  واردات جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:15 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
  سولفات منيزيم (اپسوميت)در ايران بيشتر همراه با شورابه هاي درياچه اي شور است وليکن ذخيره شناخته شده اي از اين ماده معدني تاکنون گزارش نشده است.
   در غالب افيوليت هاي ايران منيزيت به صورت رگه رخنمون دارد که از جمله آنها مي توان افيوليت هاي منطقه بيرجند، اسفندقه و فارياب را نام برد. ولي در اين افيوليت ها بيشترين ماده استخراجي کروميت است وغالباً به منيزيت داده نمي شود.
   ذخاير منيزيت که امروز شناسايي شده و برخي از آنها در حال بهره برداري هستند در استان خراسان (در جنوب بيرجند )قرار دارند که اهم آنها به قرار زير است:
   -ذخيره منيزيت حوض سفيد واقع در 145 کيلومتري جنوب شرق بيرجند.
   -ذخيره چاکندوک واقع در 74 کيلومتری جنوب بيرجند.
   -ذخيره چاه خو واقع 134 کيلومتري جنوب بيرجند.
   -ذخيره ده قلعه واقع در 132 کيلومتري جنوب بيرجند.
   ذخيره مينا خور واقع در 63 کيلومتري جنوب بيرجند.
 
باکلیک برروی هریک از موارد ذیل  به اطلاعاتی درمورد ان دست پیدا میکنید
 منبع- پایگاه علوم زمین ایران
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات جهان 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:15 ] [ اطلس ایران وجهان ]
فلوئورسپار (F)
 
  ذخائر ايران
  ميزان ذخيره قطعی فلورين در ايران در طي اين دوره ( 1373-1380 ) از 443000 تن در سال 1373 به 844492 تن در سال 1380 افزايش يافته است
   بر اساس اطلاعات مركز آمار ايران ميزان كشف در سال 1378 بيش از 2 برابر سال 1373 مي‌باشد و اين در حالي است كه ميزان توليد پس از روند كاهشي طي سالهاي 1374 لغايت 1376 در سال 1378 معادل 20 درصد نسبت به سال 1373 افزايش توليد داشته است. اين مقدار ذخيره در سال 1379 به حدود 550 هزار تن رسيده است و در سال 1380 نسبت به سال قبل 53% افزايش داشته است و به حدود 844 هزار تن رسيده است.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير

ميزان توليد فلوئورسپار در ايران در سال هاي 1373-1380 (برحسب تن)

باکلیک برروی هریک از موارد ذیل  به اطلاعاتی درمورد ان دست پیدا میکنید
 منبع- پایگاه علوم زمین ایران
  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:14 ] [ اطلس ایران وجهان ]
طلا (Au)
 
  ذخائر ايران
   ذخاير موجود در ايران قابل توجه مي باشد وليكن ميزان ذخائر مذكور به صورت قطعي نيست و اكتشاف در برخي از آنها در حال انجام است. كشور ايران پتانسيل خوبي از نظر ذخاير طلا دارد.
   ميزان ذخاير ايران در سال1381، 209 تن و در سال 1383، 250 تن سنگ طلا برآورد شده است.
   از مهمترين منابع اميد بخش طلا در ايران مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
   منطقه متالوژني آذربايجان، منطقة متالوژني همدان - اراك، منطقه متالوژني اصفهان، يزد و كرمان، منطقه متالوژني سمنان - تهران، منطقه متالوژني خراسان - سيستان و بلوچستان. ميزان ذخاير ايران در سال 1380، 398/8813 هزار تن سنگ طلا برآورده شده است.
   موقعيت تكتونو ماگمايي ايران آن را در قلمرو مناطق پتانسيل‌دار براي كاني سازي طلاي هيدروترمال قرار مي‌دهد. فعاليت‌هاي ماگمايي قوسي و پشت قوسي كه در اغلب نقاط دنيا به عنوان پتانسيل‌هاي مهم طلا معرفي شده‌اند، در ايران نيز گسترش زيادي داشته‌اند.
   توده‌هاي گرانيتوئيدي نوع I در اين قوسهاي ماگمايي به داخل رديف‌هاي ضخيم سنگ‌هاي آتش‌فشاني و آذرآواري ترشياري (عمدتاً ائوسن نفوذ نموده و باعث دگرساني گسترده و تشكيل كانسارهاي مس پورفيري شده است كه فعاليت‌هاي انتهايي اين توده‌هاي گرانيتوئيدي منجر به تشكيل كاني‌سازي طلا از نوع رگه‌اي گرديده است.
 باکلیک برروی هریک از موارد ذیل  به اطلاعاتی درمورد ان دست پیدا میکنید
 منبع- پایگاه علوم زمین ایران
  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:14 ] [ اطلس ایران وجهان ]
فسفات
 
  ذخائر ايران
  اكتشافات و ذخيره يابي منابع معدني فسفات در ايران سابقه اي نسبتاً طولاني دارد. همان طوري كه مي دانيم ماده اوليه براي توليد انواع كودهاي شيميايي فسفاته را گوگرد و سنگ فسفات تشكيل مي دهد. مشکل اصلي در تامين كودهاي فسفاته عدم دسترسي به سنگ فسفات است كه بايد از طريق توسعه فعاليت هاي اكتشافي ميزان ذخائر را مشخص و با عمليات كانه آرايي درصد مواد تشكيل دهنده سنگ را به حدي رساند كه بتوان از آن به نحو احسن در توليد كودهاي شيميايي استفاده نمود.
   تا چند سال قبل سنگ فسفات (ماده اوليه) مورد نياز صنايع پتروشيمي بطور كامل وارد مي گرديد كه با توجه به ظرفيت توليد صنايع پتروشيمي اين ميزان واردات جوابگوي نياز داخلي نبوده و لذا علاوه بر آن سالانه مقدار زيادي از محصولات نيمه نهايي (اسيد فسفريك و…) و محصولات نهايي (كود شيميايي فسفاته) مورد نياز نيز وارد مي گرديد. با توجه به ارزبري اين ميزان واردات و همچنين براي رفع وابستگي صنايع به بيگانگان ناگزير به اكتشاف و شناسايي دقيق منابع داخلي بود. اگر چه در مقايسه با معادن در حال استخراج امروز دنيا، فسفاتهاي ايران از عيار و گاه ذخيره قابل توجهي برخوردار نيستند.
   با توجه به قدمت فعاليت هاي اكتشافي زمين شناسي، اكتشاف منابع معدني فسفات نيز از سابقه نسبتاً طولاني برخوردار است. در سال 1330 كنت سلينگر و توماستبراي اولين بار گزارش كردند كه در ناپيوستگي بين مارن هاي كرتاسه بالايي و مارنهاي ارغواني پالئوسن زاگرس يك لايه كنكرسيوني به ضخامت 2 تا 30 سانتي متر وجود دارد كه در آن كنكرسيونهاي فسفات دار در سيمان مارني محتوي دانه هاي گلوكونيت و كمي كلوفانيت قرار گرفته اند.
   كشف آثار فسفات در كرتاسه پسين عراقي در كرابابا Karababa در كوهستانهاي مزيدازي Mazidzi و در ناحيه قازيانتپ Gaziantepدر تركيه(Tolun-1962) امكان كشف همانندي را در ايران نشان مي داد. بويژه كه رسوبات فسفاته اقتصادي در شمال آفريقا- مصر و اردن در ناپيوستگي هاي هم شيب كرتاسه ائوسن واقع شده است.
   بدنبال اين منابع و با مشورت پروفسورR.E.Grim از دانشگاه ايلونويز اولين پيگيردي مهم فسفات در مهر ماه 1336 توسط يك ت
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

مهمترين رخساره آذرين جهان

  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
باکلیک برروی هریک از موارد بالا به اطلاعاتی درمورد ان دست پیدا میکنید
 منبع- پایگاه علوم زمین ایران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 14:2 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 از آنجا كه در مورد پرليت، عوامل متالورژيكي (عيار و بازيابي) مثل كانه هاي فلزي يا برخي كاني هاي غير فلزي اهميت چنداني ندارند و اين پارامتر دانه بندي است كه در هر دو شكل خام وپخته شده آن حائز اهميت مي‌باشد. لذا فرآوري اين كانه مثل ساير كانه ها متنوع نخواهد بود. در نتيجه هدف از فرآوري پرليت، توليد محصول خام و پخته شده آن با دانه بندي مشخص مورد نياز در صنايع مختلف مي‌باشد. در جدول 6 حجم توليد پرليت در كشور در طي سالهاي 1380-1376 ثبت گرديده است.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير

ميزان توليد پرليت در كشور در طي سالهاي 1380-1376 (هزار متر مكعب)

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف ايران 
  واردات ايران 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:59 ] [ اطلس ایران وجهان ]
توليد ايران
  كمترين ميزان توليد مربوط به سال 77 و به ميزان 1700 تن و بيشترين توليد مربوط به سال 1380 و به ميزان 2890 تن بوده است. افزايش توليد با فرض عدم اكتشاف ذخاير جديد بور طي سالهاي آينده، نيازمند افزايش حجم واردات اين محصول جهت تامين نيازهاي داخلي است.
   ايران در سال2000 و 2001 مقام 9 جهان از نظر ميزان توليد بور (09/0% توليد جهان) را به خود اختصاص داده است ) ( World Mining Data / Vienna 2003.
  
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

ميزان توليد بوردر ايران از سال 1997- 2001 برحسب تن

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
منبع-  پایگاه علوم زمین ایران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]
توليد ايران
  در معادن گوناگون باريت، هميشه امكان دسترسي به باريت خالص وجود ندارد، بنابراين در اكثر موارد براي جدايش ناخالصيها و رسيدن به كيفيت مطلوب اين كانه نياز به فرآوري دارد. در بخشهاي زير به ترتيب ناخالصي هاي باريت و روشهاي فرآوري متداول اين كانه ذكر شده است.
   به دليل نبودن نظام آماري مدون در واحدهاي مختلف دسترسي به اطلاعات دقيق در مورد ميزان توليد و روند آن در ايران امكان پذير نيست.
   فرآوري باريت در ايران منحصر به توليد پودر ميكرونيزه و سوپر ميكرونيزه باريت است. دراكثر واحدهاي توليد كننده باريت درايران، ابتدا باريت استخراج شده، خرد مي گردد و سپس توسط جيگ آرايش ثقلي پيدا كرده وپس از آن آسيا شده وسرانجام بسته بندي مي شود.
   ميزان توليد باريت و روند آن در ايران
   افزايش توليد باريت در ايران رابطه مستقيمي با افزايش تقاضا در صنايع حفاري براي اكتشاف نفت دارد. ظرفيات توليد نفت خام، بعد از ركورد 10 ساله به واسطه جنگ ميان ايران و عراق به روند طبيعي خود بازگشته كه اين امر باعث افزايش تقاضا و توليد بيشتر باريت شده است.
   توليد كنندگان باريت در ايران
   كارخانجات سلفچگان و پرندك از معروفترين واحدهاي توليد كننده پودر باريت در ايران هستند. اولين كارخانه توليد پودرهاي معدني به منظور مصرف در صنايع حفاري در سال 1338 در سلفچگان با ظرفيت توليد ساليانه حدود 10 هزار تن در سال، احداث و مورد بهره برداري قرار گرفت. ظرفيت اين كارخانه در سال 1375 به 100000 تن افزايش يافت. اين كارخانه پس از كاهش نسبي حفاريهاي نفتي در سال 1356 دچار ركورد توليد گرديد. پس از سال 1357 با توليد محصولات جديد كه مهمترين آنها كربنات كليسم بود مجددا" رونق گرفت. اولين پودر ميكرونيزه به كمك دستگاه جداكننده آلپين و همكاري كادرفني كارخانه سلفچگان، براي مصرف در كارخانجات رنگسازي، پلاستيك سازي، كابل سازي و غيره، دراين كارخانه توليد شد. توليد اين كارخانه در سال 1361 حدود 23 هزار تن بوده و در سال 1363 از مرز 40 هزار تن تجاوز نمود و در سال 1364 به حدود 45 هزارتن رسيد.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

ميزان توليد باريت در ايران در سال هاي 1985- 1998 (هزارتن)

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]
توليد ايران
  توليد بنتونيت در ايران در اين دوره ( 1997-2001) با نرخ رشد 9/7% افزايش از 105000 تن در سال 1997 به 131240 تن در سال 1999 و 113299 تن در سال 2001 کاهش نشان مي دهد .ايران در سال2000 مقام14 و در سال2001 مقام 17 جهان از نظر ميزان توليد بنتونيت (08/1% توليد جهان) را به خود اختصاص داده است ) ( World Mining Data / Vienna 2003.
   توليد بنتونيت در ايران در اين دوره ( 1990-1999) از 1/51 هزارتن در سال 1990 به 62 هزارتن در سال 1992 افزايش يافته وليکن اين مقدار در سال 1993 به 7/53 هزارتن کاهش يافته است. در سال 1994 توليد بنتونيت با درصدي رشد به 8/71 هزارتن رسيده است و سپس سير نزولي داشته و به 27 تن در سال 1999 رسيده است
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

ميزان توليد بنتونيت در ايران از سال 1997- 2001 برحسب تن

  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  مصرف جهان 
منبع- پایگاه علوم زمین ایران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:55 ] [ اطلس ایران وجهان ]
توليد ايران
  توليد آنتيموان ايران فقط در سالهاي1378 و 1379 صورت گرفته كه مقدار آن بسيار ناچيز است. در ضمن در ايران تنها شركت ذوب فلزات نيرو تهران در سالهاي اخير اقدام به توليد آنتيموان ثانويه از طريق بازيافت انواع باطري ها نموده است.
   ايران در سال 2000 و 2001 از نظر ميزان توليد آنتيموان در جهان هيچ مقامي را به خود اختصاص نداده است
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

ميزان توليد داخلي آنتيموان بين سالهاي 1380-1376 (تن)

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت هاي جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:54 ] [ اطلس ایران وجهان ]
توليد ايران
  عمده توليد كننده آزبست دركشور معدن حاجات نهبندان مي‌باشد و معادن د يگر كه غير فعال هستند بسته به نياز كشور و شرايط زماني و مكاني به توليد آزبست مبادر مي ورزند. بر اين اساس ميزان توليد آزبست در كشور طي سال هاي 1380-1376 درجدول 34 منعكس گرديده است .
   در شكل 18 نمودار مربوط به توليد آزبست در كشو طي سال هاي 1380-1376 رسم گرديده است . آنچه از نمودار شكل 8 دريافت مي‌گردد. اين واقعيت است كه بعد از سال 1376 توليد آزبست در شكور بطور چشمگيري كاهش يافته است . بطوريكه ميانگين توليد آزبست در كشور طي سال هاي 1377 تا 1380 برابر 8/2 هزار تن بوده كه نسبت به سال 1376 در حدود 75 درصد كاهش داشته است . طبيعتاً سياست جهاني درجهت كاهش توليد و مصرف آزبست را مي‌توان دليل اصلي اين كاهش توليد در كشور ذكر كرد.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

نمودار ميزان توليد آزبست در کشور در طي سالهاي 1380-1376

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف ايران 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات
منبع پایگاه علوم زمین ایران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
  ذخائر ايران
  ايران در بين كشورهاي جهان با دارا بودن ذخيره اي در حدود 40 ميليون تن، كمتر از يك درصد از كل ذخاير كائولن جهان را به خود اختصاص داده است.
   در حال حاضر ذخاير احتمالي کائولن در کشور بيش از 230 ميليون تن تخمين زده شده است و در سنگ هاي آذرين اسيدي از پرکامبرين تا ميوسن كه مي‌تواند ذخائر بالقوه‌اي از كائولن را در خود جاي دهد و جزو مناطق اميد بخشي در كشور باشند. كانسارهاي كائولن بيشتر در استانهاي فارس، اصفهان آذربايجان، زنجان، خراسان، مركزي، قزوين و تهران پراكنده است.
   مصرف عمده ايران در آجرهاي شاموتي، پوشش داخلي كوره ها، ديگ هاي گرمايي و كاشي مي باشد.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير

مجموع ذخاير كائولن در ايران

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 

منبع- پایگاه علوم زمین ایران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]
سولفات سديم نوعي تركيب شيميايي رايج است كه در طبيعت به فراواني يافت مي‌شود، كانسارهاي سولفات سديم معمولاً از تبخير آب‌هاي سطحي اشباع شده از نمك در درياچه‌هاي قليائي و پلاياها تشكيل مي‌شوند و در نتيجه تبخير آب‌هاي سطحي مقداري سولفات سديم همراه با ساير نمك‌ها در اينگونه از درياچه‌ها به اشباع مي‌رسد به طوري كه بخش عمده‌اي از سولفات سديم طبيعي از شورابه‌هاي غير دريايي و رسوبات تبخيري به دست مي‌آيد كه در درياچه‌هاي كويري وجود دارد و بر اين اساس بيشتر كانسارهاي تجارتي سولفات سديم داراي خاستگاه تبخيري هستند و بيشتر در مناطق خشك و نيمه‌خشك يافت مي‌شوند و بدين سبب اين كانسارها در رده سري‌هاي تبخيري قرار گرفته و افزون بر آن در سنگ‌هاي رسوبي نيز ذخاير آنها ديده شده است.
با توجه به اينكه آبهاي ورودي به حوضه پلايا و درياچه نمكي از چه نوع سنگهايي عبور مي‌نمايد نوع آنيون و كاتيون غالب در محيط مشخص مي‌گردد. به عبارت ديگر عناصر ناشي از هوازدگي سنگ‌هاي پيرامون حوضه آبريز تعيين كننده تركيب شيميايي اين نوع درياچه‌ها است.
عوامل ژئوشيميايي پيچيده‌اي در رسوب‌گذاري كاني‌هاي محلولي كه باعث اشباع شورابه‌هاي موجود در پلاها شده‌اند، دخالت دارند. ليتولوژي مناطق اطراف پلايا، جريان آبهاي حاوي مواد محلول، از آبريزها به سوي حوضه‌ها و پلاياها، آب و هوا و مراحل شكل‌گيري آنيونها در پلاياها از عوامل مهم و تاثيرگذار مي‌باشند و به همين دليل شورابه‌هاي موجود در پلاياها داراي تركيبات شيميايي متنوع‌تري از اقيانوس‌ها هستند. اين درياچه‌هاي داخل خشكي و يا شورابه‌هاي رقيق موجود در حوضه‌هاي بسته بر اساس تركيب شيميايي آب به 4 نوع اصلي توسط اگستروهاردي (1978) تقسيم شده‌اند:
•نوع اول (گروه A):
در بردارنده شورابه‌هاي حاوي يونها و آنيونهاي (Na,Co3,SO4,Cl) كه اين مورد فراوانترين درياچه‌ها يا شورابه‌ها است كه رسوبات تبخيري سولفات سديم را تشكيل مي‌دهد.

•نوع دوم (گروه B):
دربردارنده مواد تبخيري و شورابه‌هاي حاوي كانيهاي (Na2SO4,NaCl) مي‌باشد.

•نوع سوم (گروه C):
دربردارنده شورابه‌هاي حاوي يونها (Na,Mg,Ca,Cl) مي‌باشد.

•نوع چهارم (گروه D):
دربردارنده شورابه‌هاي حاوي يونها و آنيونهاي (Na,Mg,SO4,Cl) مي‌باشد.
رسوبات تبخيري درياچه‌هاي كويري تقريباً همواره در دره‌هاي بسته‌اي تشكيل شده كه براي آب‌هايي كه به آنجا وارد مي‌شوند راه خروجي آساني وجود ندارد اغلب اينگونه دره‌ها مانند منطقه Range Basin and در ايالت نواداي آمريكا و ايالت مجاور در اثر حركت گسل شكل گرفته و ايجاد مي‌شوند.
بستر بسياري از اين دره‌ها، مانند دره ايمپريال و دره مرگ در جنوب ايالت كاليفرنياي آمريكا در واقع پائين‌تر از سطح دريا قرار مي گيرد. اين دره‌ها در زمان پليوستوسن كه در اثر حركت يخچالهاي قاره‌اي بر بخش بزرگي از آمريكا شمالي شرايط آب و هوايي مرطوب حاكم شده بود. درياچه‌هاي بزرگي را در خود جاي داده بودند، سپس با مرور زمان اين منطقه خشك و درياچه‌ها تبخير شد و دشتهاي كويري را تشكيل داد. در نواحي شمالي نيز كه رسوبات ناشي از ذوب يخچالها، سطحي ناهموار با الگوي زهكشي نامنظم به وجود مي آورد، دره‌هاي بسته اي تشكيل مي‌شوند. در غرب آمريكا نيز درياچه‌هاي پليوستوسن كه از طريق افزايش بارندگي در خلال فعاليت‌هاي يخساري تشكيل يافته است، نمايانگر محل نهشته‌هاي شورابه و مواد تبخيري درياچه‌هاي فصلي است، در ادامه وقتي كه نواحي فرورفته و گود درياچه‌هايي كه داراي زهكشي نباشند به وسيله جريان آب و بارانهاي بهاري تغذيه شوند، نمك‌هاي سولفيدي كه در اثر عبور آبهاي جاري از روي سنگ‌هاي سولفيدي، به حالت محلول درآمده‌اند. در معرض هوا اكسيد شده و منجر به توليد سولفات‌ها مي شوند، البته برخي از مواد معدني مانند گچ و بنتونيت خود داراي سولفات هستند.
با تبخير آب درياچه غلظت نمك‌هاي سولفاته بالا رفته و يكي از اولين نمك‌هايي كه رسوب مي كند، سولفات سديم (كاني ميرابليت) است كه در دماهاي پائين داراي قدرت حل شوندگي بسيار كمي است، در طي فصول متعدد سال سولفات سديم رسوب نموده و به ته درياچه مي رود و امروزه بسياري از ذخاير اقتصادي سولفات سديم به صورت لايه‌هاي متبلور ميرابليت ظاهر مي گردد.
در ايران براي پي جويي و اكتشاف سولفات سديم يك سري مطالعات عمومي توسط سازمان زمين شناسي كشور، شركت ملي نفت ايران، وزارت نيرو، وزارت كشاورزي، برخي شركتهاي معدني و همچنين متخصصين داخلي و خارجي و به صورت مطالعات اختصاصي توسط برخي ادارات كل معادن استانها در مناطق مختلف كشور از جمله، منطقه سولفات‌‌دار اطراف تهران و بويژه دشت ورامين، مناطق كويري سمنان (گرمسار)، قم، اصفهان (كاشان)، كرمان، يزد، مركزي، خراسان و … انجام شده است. هر كدام از اين مناطق داراي ويژگي‌هاي زمين شناسي خاصي بوده و ژنز و شيوه تشكيل سولفات سديم در آنها با يكديگر متفاوت مي باشد.
منطقه سولفات دار اطراف تهران كه بيشتر در جنوب تهران و شمال غربي ورامين قرار دارد از نظر مورفولوژي، بخش شمالي منطقه تقريباً بلند و كوهستاني و جنوب شرقي آن به صورت تپه ماهور و دشت مي باشد، واحدهاي سنگي موجود در منطقه مشتمل بر رخساره‌هاي گوناگون آتشفشاني و رسوبي ائوسن تا عهد حاضر است كه سنگهاي آتشفشان ائوسن شامل سنگهاي آندزيت، داسيت، ‌تراكيت و تراكي آندزيت است كه كوه مرتفع آراد را در غرب منطقه بوجود آورده است، جوانترين رسوبات منطقه را نهشته‌هاي بستر رودخانه‌ها، مسيل‌ها و كفه‌هاي رسي حاوي سولفات سديم تشكيل مي دهند. سولفات سديم در قسمت پاياني دشت و همراه با رس‌ها قرار دارد، سن اين رسوبات‌ها دوران چهارم است.
سري چينه شناسي جنوب غربي ورامين نيز با رسوبات شروع شده و تا كواترنر ادامه مي يابد، رسوبات كواترنر شامل مخروط افكنه‌هاي جوان، دشت آبرفتي، نهشته‌هاي بستر رودخانه و كفه‌هاي رسي حاوي سولفات سديم است كه معمولاً همراه با رس مي‌باشند، سولفات سديم در اين منطقه همانند ساير مناطق بعد از برداشت، قابليت تجديد شوندگي دارد، سري چينه‌شناسي جنوب شرقي ورامين نيز از نهشته‌هاي نئوژن تا كواترنر را شامل مي‌شود، جديدترين واحد سنگي منطقه نيز رسوبات كواترنر است كه كفه‌هاي رسي آن حاوي سولفات سديم مي باشد.
منطقه سولفات دار سمنان در واقع پلايايي است كه بين دو رشته كوه تقريباً موازي با راستاي شرقي – غربي يكي در بخش شمالي و ديگري در بخش جنوبي، محصور مي باشد. بر اساس بررسي‌هاي صحرائي، در مناطق مختلف سولفات دار نزديك به ده نوع مورفولوژي مشاهده شده است كه براي تمام آنها، انواع حد واسط نيز وجود دارد. اين مورفولوژي را مي توان به دو گروه پنهان (پوشيده شده توسط رسوبات سيلتي و رسي) و نمايان (بدون پوشش سطحي) تقسيم كرد. در اين مناطق هر چه ضخامت لايه نمك در سطح زمين زيادترشود، عيار و ضخامت لايه سولفات سديم كاهش مي يابد.
در منطقه سولفات دار كرمان، بويژه حوضه دوران چهارم سيرجان و كراترهاي جنوب راين مطرح است. حوضه رسوبي دوره كواترنر سيرجان بخشي از حوضه بزرگتري است كه تا منطقه ابرقو و گاوخوني ادامه دارد و قديمي ترين، مربوط به دوره كواترنر شامل سيلت‌هائي به رنگ‌هاي مختلف و لايه لايه، حاوي عدسي‌ها و لايه‌هايي از رسوبات گچي و نمكي مي باشد، رسوبات آبرفتي و تراسهاي رودخانه اي از كوهپايه‌ها به سمت مركز حوضه ريز‌تر مي شوند و به محدوده رسوبات تبخيري ختم مي شوند، مواد محلول اين رسوبات شامل سولفات سديم بوده كه در قسمت‌هاي مركزي حوضه زيادتر از حاشيه‌هاي آن است.
در جنوب كرمان (راين) كوههاي مرتفع و تپه‌ها و كراتر‌هاي متعدد برجستگي‌هاي منطقه را نشان مي دهد و منطقه يك منطقه ولكانيزه است و قدمت توده آذرين آن، از ائوسن بالايي شروع و به عهدحاضر (كواترنر) پايان مي يابد. سنگهاي دوره چهارم بيشتر رسوبي بوده و در نتيجه فرسايش و دگرساني سنگهاي دوران سوم در دامنه و كوهپايه‌هاي منطقه به صورت آبرفت و مخروط افكنه در سطح زمين مشاهده مي شود، همچنين در اواخر دوران چهارم ساختارهاي مخصوص كراتر (Crater) تشكيل شده است و سولفات سديم در خاكستر‌هاي ريز دانه اطراف كراتر‌ها بوجود آمده و در قسمتي از آبرفت‌ها نيز خميري از سولفات سديم بر روي تپه‌هاي اطراف كراتر‌ها مشاهده شده است.
علاوه بر اين مناطق، رسوبات عهد حاضر (حوضه‌هاي تبخيري) در نواحي كاشان و جنوب شرقي اصفهان (سگزي)، كوير‌هاي يزد (سياه كوه، افق، ابرقو، ساغند، مروست، و هرات) رسوبات تبخيري در جنوب فردوس و اطراف طبس، كفه‌هاي اطراف دشت آزادگان، محيط مناسبي براي كاني‌هاي تبخيري از جمله سولفات سديم مي باشند. و لذا علاوه بر مناطق كويري كشور و نهشته‌هاي نئوژن آن، درياچه‌هاي آب شور و شورابه‌هاي متعدد سراسر كشور (درياچه اروميه، درياچه توزلوگل با رسوبات ضخيم نمك در كوير ميغان اراك، درياچه نمك قم، درياچه حوض سلطان با دو كفه تبخيري اصلي حوض سلطان و فرعي حوض مره و … ) پراكندگي اين ماده معدني را نشان مي دهد.

[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:40 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مس (Cu)
 
  ذخائر ايران
  ايران از ديرباز به عنوان يكي ازپتانسيل‌هاي مهم اقتصادي مس پورفيري در دنيا شناخته شده است و از نظر مس زايي در بهترين شرايط متالورژي قرار گرفته است
   از ديدگاه تكتونيكي كشور ايران در سيستم كوهزايي آلپ – هيماليا (آلپي) واقع شده است. از نظر كاني سازي، كمربند جهاني مس (كمربند آلپ- هيماليا) كه از كوه‌هاي آلپ در اروپاي غربي شروع شده و پس از عبور از كشورهاي اروپاي شرقي و تركيه از ناحيه مرزي جلفا وارد ايران شده و از جنوب شرق وارد افغانستان، پاكستان و هندوستان گشته و به كوه‌هاي هيماليا ختم مي‌شود.
   كشور ايران در بين كشورهاي داراي ذخاير مس از جايگاه مناسبي برخوردار است. بخش‌هايي از ايران كه از لحاظ ذخاير معدني بر روي كمربند جهاني مس قرار گرفته است از جنوب شرقي ايران شروع و تا شمال غربي و نواحي آذربايجان ادامه دارد.
   با مطالعه و بررسي ذخاير مهم و درخور توجه كشور بر مبناي گزارش وزارت معادن و فلزات در آذرماه 1378 درمورد فهرست معادن فعال كشور بطور تقريبي ميزان ذخاير قطعي معادن فعال كشور حدود 2 ميليارد تن بدست مي‌آيد كه با توجه به درصد عيار آنها ميزان ذخاير معادن فعال كشور براساس مس محتوي حدود 5/19 ميليون تن برآورد مي‌شود كه اين ميزان با توجه به ذخائر مس جهان (317 ميليون تن) حدود 6 درصد از ذخائر جهان را تشكيل مي‌دهد.
   كشور ايران در بين كشورهاي داراي ذخاير مس از جايگاه مناسبي برخوردار مي‌باشد بطوري كه از مجموع 35 ميليارد تن سنگ مس جهان حدود 11 درصد آن مربوط به ايران مي باشد.
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

ميزان ذخاير در معادن فعال كشور

  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
منبع-پایگاه علوم زمین ایران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
توليد ايران
  توليد نقره در ايران در اين دوره (1996-2003) از 1300 کيلوگرم در سال 1996 به 1650 کيلوگرم در سال 2000 و به 500 کيلوگرم در سال2003 کاهش يافته است ايران در سال2000 مقام44، درسال 2001 مقام 48 جهان، درسال 2002 مقام 51 جهان و درسال 2003 مقام 53 جهان را از نظر ميزان توليد نقره را به خود اختصاص داده است.
   ( ( World Mining Data / Vienna 2003 , 2005
  
 
  تصوير 1
ليست تصاوير
آخرين بعدي

ميزان توليد نقره در ايران از سال 1996- 2003 (کيلوگرم)

  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات جهان 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات جهان 
منبع پایگاه علوم زمین  ایران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:33 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ذخائر ايران
  در ايران انديس ها و کانسارهاي گروه سيليمانيت به صورت ذخاير آندالوزيت- سيليمانيت در اطراف الوند همدان و ذخاير آندالوزيتي در جنوب غرب نهبندان خراسان، منطقه بزمان در سيستان و بلوچستان، ميشدوان بافق در يزد، شيست هاي حاوي آندالوزيت در اطراف فريمان خراسان و شازند استان مرکزي و اطراف مشهد، شيست هاي دگرگونه سيليمانيت – کيانيت در قروه کردستان، شيست هاي دگرگونه آندالوزيت دار ذر پاوه کردستان، شيست و گنايس کيانيت دار طالش گيلان و هورنفلس هاي آندالوزيت - سيليمانيت کوه سورمه در شمال ني ريز فارس مي باشند.
   براساس اطلاعات موجود ذخاير مناطق همدان، نهبندان و بزمان در مقياس نيمه تفصيلي و ذخيره ميشدوان در مقياس مقدماتي مورد مطالعه قرار گرفته است. در ساير موارد در حد اطلاعات زمين شناسي و ليتولوژيکي است.
   تاكنون هيچيك از ذخاير شناخته شده كاني هاي گروه سيليمانيت در ايران تجهيز نشده و به بهره برداري نرسيده است. بنابراين فاقد معادن فعال و متروكه كه كاني هاي گروه سيليمانيت مي‌باشد.
 
  پيش بيني عرضه،تقاضا 
  توليد ايران 
  توليد جهان 
  ذخائر ايران 
  ذخاير جهان 
  صادرات ايران 
  صادرات جهان 
  صنايع مصرف كننده 
  قيمت ايران 
  قيمت هاي جهان 
  مصرف جهان 
  واردات ايران 
  واردات جهان 
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:31 ] [ اطلس ایران وجهان ]
توليد ايران
  ميانگين توليد بوكسيت ايران در اين دوره 336 ميليون تن بوده است . توليد بوكسيت ايران با متوسط نرخ رشد 47/1 % افزايش از 245 هزار تن در سال 1376 به 6/461 هزار تن در سال 1378 و 96/64 هزار تن در سال 1380 كاهش يافته است و توليد آن در سال 1383 ، 100 هزار تن رسيده است . مجموع توليد آلومينيوم در كشور طي سه ... [شرح]
  توليد جهان
  تاکنون بزرگترين ميزان آلومينيوم حمل شده بصورت آلياژهاي آلومينيوم بوده است.توليد آلومينيوم بصورت فلزي و مصرف آلومينيوم بهترين گواه اهميت آلياژهاي آلومينيوم اند. توليد جهاني آلومينيوم خام ، توليد ساليانه متوسطي را براي دو دوره پنج ساله نشان مي دهد.
  ذخاير جهان
  درصد پراكندگي ذخاير آلومينيوم جهاني به صورت جدول و نمودار ذيل ذكر شده است . بيشترين ذخاير بوكسيت عمدتاً در كشورهاي گينه ، استراليا ، جامائيكا ، برزيل ، چين و هندوستان قرار دارد. جدول 4 و شكل 5 ذخاير جهاني بوكسيت را نشان مي‌دهد.
   از مجموع ذخاير جهاني، 33% آن در آمريكاي جنوبي، 27% در آفريقا، 17% در آ ... [شرح]
  صادرات ايران
  براساس بررسيهاي انجام شده، هيچگونه اطلاعاتي در مورد صادرات بوكسيت در سالنامه آمار گمرك جمهوري اسلامي ملاحظه نشده است.
   ميانگين صادرات جهاني بوكسيت در ايران 30 ميليون تن بوده است . صادرات جهاني بوكسيت با متوسط نرخ رشد 5/1 % كاهش از 2/32 ميليون تن در سال 1997 به 96/29 ميليون تن در سال 2001 رسيده است. ... [شرح]
  صادرات جهان
  در بين كشورهاي صادركننده بوكسيت ، كشور استراليا با ميانگين صادرات 6/6 ميليون تن در رتبه اول قرار دارد . صادرات اين كشور با متوسط نرخ رشد 6/8 % افزايش از 5/5 ميليون تن در سال 1997 به5/7 ميليون تن در سال 2001 رسيده است .
  صنايع مصرف كننده
  نرخ استفاده از آلومينيوم فراتر از تمامي فلزات به جز آهن مي باشد. در واقع فلز آلومينيوم در تمامي بخش هاي اقتصاد جهاني از اهميت ويژه اي برخوردار است. آلومينيوم بر اثر تبخير در خلاء، پوششي ايجاد مي کند که نور مرئي و گرماي شعاعي را منعکس مي کند.
   در گذشته آلونيت براي تهيه سولفات آلومين و سولفات پتاسيم  ... [شرح]
  قيمت ايران
  قيمت بوكسيت در اين دوره با نوسان روبرو بوده است بطوريكه از 9/78 ريال بر كيلوگرم در سال 1376 به 19/42 ريال بر كيلوگرم در سال 1379 كاهش و سپس به 48/65 ريال بر كيلوگرم در سال 1380 افزايش يافته است. متوسط نرخ رشد قيمت در اين دوره 28/0- درصد بوده است.
  قيمت هاي جهان
  قيمت بوكسيت و آلومينا به دليل دامنه وسيع عيارها و همچنين كاربرد آنها ،‌ تغييرات زيادي دارند. همچنين قيمت بسياري از انواع بوكسيت و آلومينا بخصوص نوع متالورژيكي آنها به جهت اعمال نفوذ چند كشور كه داراي معادن بوكسيت و آلومينا بخصوص نوع متالورژيكي آنها به جهت اعمال نفوذ چند كشور كه داراي معادن بوكسيت و ... [شرح]
  مصرف جهان
  به علت اينكه اطلاعاتي در مورد صادرات و واردات بوكسيت موجود نمي‌باشد، ميزان مصرف بوكسيت را مي‌توان با ميزان توليد داخلي آن برابر دانست.
منبع- پایگاه علوم زمین ایران
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:23 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ايران در سال هاي 2000 و 2001 از نظر ميزان توليد قلع جهان مقامي نداشته است
   ( World Mining Data / Vienna 2003).
  
  توليد جهان
  ميانگين توليد جهاني قلع در اين دوره ( 1994-2004) 63/213 هزارتن بوده که از 184هزارتن در سال 1994 به 206 هزارتن در سال 1998، 249 هزارتن در سال 2002 و 250 هزارتن در سال 2004 افزايش يافته است .ميانگين توليد جهاني قلع در اين دوره ( 1991-2000) 63/213 هزارتن بوده که از 193 هزارتن در سال 1991 به 198 هزارت ... [شرح]
  ذخائر ايران
  ايران كشوري است كه داراي منابع معدني فراواني است. ذخاير زيادي از اين منابع از ديرباز مورد شناسايي و بهره برداري قرار گرفته‌اند و شناسايي بسياري از ذخاير ديگر نيز مستلزم انجام مطالعات اكتشافي سيستماتيك با استفاده از تكنولوژي نوين است.
   با توجه به پتانسيل زمين شناسي سنگهاي در برگيرنده و با عنايت به  ... [شرح]
  ذخاير جهان
  ميزان ذخيره پايه و اقتصادي قلع در طي اين دوره ( 1995 – 2004 )به ترتيب از 68000 و 120000 تن در سال 1995 به 67000 و 140000 تن در سال 2004 افزايش يافته است .کشورهاي چين، آمريكا، استراليا، پرو، كانادا و قزاقستان بيشترين ميزان ذخاير قلع دنيا را بخود اختصاص داده اند .
  صادرات ايران
  آمار صادرات ايران شامل صدور قطعي كليه كالاهايي است كه در داخل كشور توليد شده و يا به صورت مواد اوليه و يا كالاي نيمه ساخته يا قطعات جداگانه به كشور وارد و پس از تغيير شكل يا مونتاژ به طور قطعي صادر شده است. كالاهايي در جداول آمار صادرات كشور منظور مي‌گردد كه نحوه صدور آن به يكي از طريق زير باشد:
   ا ... [شرح]
  صادرات جهان
  ميزان صادرات جهاني كانسنگ و كنسانتره قلع در اين دوره ( 1995-2000) از 42686 تن در سال 1995 به 29824 تن در سال 1998 و 34236 تن در سال 2000 کاهش نشان مي دهد.ميزان صادرات جهاني غيرآلياژ و unwrought قلع در اين دوره ( 1995-2000) از 186914 تن در سال 1995 به 223653 تن در سال 1998 و 238012 تن در سال 20 ... [شرح]
  صنايع مصرف كننده
  عمده مصرف قلع در صنعت لحيم كاري مي‌باشد. مصرف قلع در اين صنعت به دليل تقاضاي زياد كشورهاي ايالات متحده آمريكا، ژاپن و با سهم كمتري در ديگر كمتري كشورهاي صنعتي به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است.9% قلع در پوشش ورقه هاي آهني با يک لايه نازک قلع کاربرد دارد.اين ورقه ها در ساخت قوطي هاي کنسر ... [شرح]
  قيمت هاي جهان
  در گذشته قيمت قلع به وسيله توافقنامه‌هايي كه توسط كشورهاي توليد كننده و مصرف كننده امضاء مي‌شد تعيين مي‌گرديد. اين توافقنامه‌ها كه از سال 1921 شروع شدند، ابتدا به صورت غير رسمي بودند، ولي در سال 1956 اولين توافقنامه بين المللي قلع بين كشورهاي توليد كننده و مصرف كننده منعقد شد. اين نوع توافقنامه‌ها  ... [شرح]
  واردات ايران
  ميزان واردات قلع غيرآلياژ و Un wrought در ايران در اين دوره ( 1995-2000) از 300 تن در سال 1995 به 231 تن در سال 1998 و 686 تن در سال 2000 افزايش نشان مي دهد.ميزان واردات قلع Un wrought در ايران در اين دوره ( 1991-1999) از 663 تن در سال 1991 به 347 تن در سال 1995 و 574 تن در سال 1999 کاهش نشان  ... [شرح]
  واردات جهان
  ميزان واردات جهاني كنسانتره قلع در اين دوره ( 1995-2000) از 7/2523 تن در سال 1995 به 2/3316 تن در سال 1998 و 4/3891 تن در سال 2000 افزايش نشان مي دهد.ميزان واردات جهاني كانسنگ و كنسانتره قلع در اين دوره ( 1995-2000) از 59258 تن در سال 1995 به 49061 تن در سال 1998 و 22873 تن در سال 2000 کاهش ن ... [شرح]
منبع- پایگاه علوم زمین
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:18 ] [ اطلس ایران وجهان ]

معدن

عبارت است از محل پیدایش طبیعی یک ماده معدنی (فلزی یا غیرفلزی) که مورد اکتشاف و بهره برداری قرار گرفته است، ومعادل لاتین آن (Mine) میباشد.

تاریخچه

بهره برداری وکشف معادن و ذوب سنگ معدنها و استخراج فلزات از آنها به دوران باستان برمی گردد در مورد مس بعضی از باستان شناسان معتقدند که اولین بار مس در ایران شناخته و مورد استفاده قرار گرفته است. نمونه هایی ازسنگ معدن یافت شده در تل ابلیس در کرمان در حدود 6000 سال قدمت دارند. کهن ترین منطقه ای که آثار ذوب مس در آنجا به دست آمده در سیلک کاشان است. که قدیمی تر از تل ابلیس کرمان است.

مقدمه

سرزمین ما ایران به لحاظ داشتن پوسته ای ناهمگن وتاثیر حوادث مختلف زمین شناسی در شکل گیری آن، از نظر مواد معدنی، سرشار است چرا که تقریبا از تمامی مواد معدنی دنیا برخوردار است.
تصویر

کانسارهای مهم ایران


کانسارهای مس

ایران به احاظ مس از پتانسیل معدنی بسیار خوبی برخوردار است. بزرگترین کمربند مسی شناخته شده ایران، هم زمان بازون ولکانیکی- پلوتونیکی کمربند قلعه دختر- ارومیه است. از مهمترین این کانسارها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

مس سرچشمه:

معدن مس پور فیری سرچشمه در 50 کیلومتری جنوب شهرستان رفسنجان واقع شده است. این کانسار به طور دقیق توسط واترمن (1975)، اطمینان (1981) و شهاب پور (1987 و 1982) مورد مطالعه قرار گرفته است. بزرگترین توده نفوذی منطقه به سرچشمه پورفیری معروف است که ترکیب گرانودیوریتی دارد. میزان ذخیره قطعی تا سال 1975 بالغ بر 450 میلیون تن با عیار 12/1 درصد که تا یک میلیارد تن تخمین زده شده است. میزان 92 میلیون تن ذخیره غنی شده با عیار متوسط 99/1 درصد نیز گزارش شده است. علاوه بر مس، عناصر مولیبدن، طلا ونقره این سیستم قابل ت.وجه است. عیار مولیبدن 03/0 درصد نقره 10 گرم در تن و طلا 3/0 گرم در تن است.

کانسارهای سرب و روی:

کانسارهای سرب وروی کشور ما، توسط دکتر راستادو ودکتر مومن زاده مطالعه شده اند. در منطقه غرب ایران مرکزی، در حدود 170 آثار کانی سازی مربوط به عناصر Pb- Zn- Fe- Ba از دوره کرتاسه تحتانی گزارش شده است که احتمالا همگی از نوع استراتی باند هستند و عبارتند از:

معدن سرب و روی انگوران

معدن سرب و روی انگوران در 110 کیلومتری غرب شهرستان زنجام و در حومه ده دندی انگوران قرار دارد. ذخیره نوع توده ای در آهک و دولومیت قرار دارد. ذخیره قطعی این کانسار 9 میلیون تن و ذخیره احتمالی آن 13 میلیون تن گزارش شده است. عیار روی 25 تا 30 درصد و سرب 3 تا 6 درصد است.
معادن سرب و روی ایران کوه- کوشک و... از دیکر معادن مهم این کانسار هستند.

کانسارهای کرومیت

معادن فعال کرومیت در استانهای هرمزگان، کرمان وخراسان واقع شده اند. که بزرگترین آنها معدن کرومیت آسمینون واقع در استان هرمزگان در 165 کیلومتری شمالی بندرعباس قرار دارد. و ذخیره قطعی آن 000/500/3 و استخراج سالیانه آن 000/35 تن است.

کانسارهای آهن ایران

کانسارهای آهن کشف شده ایران در استانهای یزد، خراسان، کرمان و استان مرکزی واقع شده اند. میزان ذخیره قطعی این کانسارها 8/1 میلیارد تن گزارش شده که بیش از 90 درصد آن از نوع آذرین و اسکارن است.

کانسارهای آهن ناحیه زرند- بافق- ساغند:

مهمترین کانسارهای آهن کشف شده ایران در این ناحیه واقع شده اند. معادن مهم آهن این منطقه عبارتند از: چغارت، سه چاهون، چادرملو، زرند و چاه گز چندمنطقه که مراحل اکتشاف را می گذرانند عبارتند از میشروان، آنومالی شمالی، آنومالی B و ناریگان.
تصویر

کانسارهای فسفات ایران

کانسارهای فسفات ایران از نظر سنی از جدید به قدیم به صورت زیر است:
  • کانسارهای فسفات زون زاگرس (استانهای لرستان- خوزستان- فارس)
  • کانسارهای فسفاته در البرز مرکزی و آذربایجان

معادن منگنز و خاک سرخ:

معادن منگنز فعال ایران در استانهای تهران، اصفهان ومرکزی واقع شده اند. میزان ذخیره قعی واحتمالی معادن منگنز فعال حدود 5/1 میلیون تن است. کانسارهای آهن ناریگان در یزد و چاه باشه در اصفهان حاوی حدود 5 درصد منگنز هستند.

دیگرمعادن ایران عبارتند از معادن کائولین وخاک نسوز- معادن فلرسپات، دولومیت و سیلیس معادن فلورین، زرنیخ ومیکا- معادن زئولیت، بوکسیت وتالک، معادن بنتونیت، گل سفید ومنیزیت و... که هر کدام به نوبه خود در صنایع کشور تاثیر بسزایی دارند و گاها محصولات خود را به دلیل نداشتن تکنولوژی کافی به قیمات ناچیز بهخ خارج از کشور صادر می کنند که گاها بعضی از این مواد که به عنوان باطله هستند حاوی عناصر نادر خاک و... مثل استرانسیم، Th هستند که قیمت فوق العاده زیادی دارند.
در سالهای بعد از انقلاب و مخصوصا در یک دهه اخیر، معادن بسیاری کشف و مورد بهره برداری قرار گرفته است و یا با مطالعات زیاد توسعه یافته اند. در ایران شاید بتوان گفت که منابع معدنی بی انتهایی وجود دارد که شاید بتوان گفت فقط یک هزارم آنها کشف شده اند
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:16 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 توليد ايران
  معادن عمده گارنت
   گارنت به صورت کاني دگرگوني در غالب اسکارن هاي ايران به ويژه در اسکارن هاي به وجود آمده در سنگ ميزبان آهکي و دولوميتي مشاهده مي شود. اندازه ابعاد آنها معمولا از يک ميلي متر تا چنذ سانتي متر تغيير مي کند. تاکنون در ايران، از اين کاني به عنوان ذخيره معدني گزارشي منتشر نشده است ولي در ... [شرح]
  توليد جهان
  ميانگين توليد جهاني گارنت در اين دوره ( 1994-2004) 228000 تن بوده که از 101000 تن در سال 1994 به 224000 تن در سال 1998 ، 283000 تن در سال 2001 و 283000 تن در سال 2004 افزايش نشان مي دهد .
   توليد جهاني گارنت صنعتي در اين دوره ( 1990-1999 ) از 105087 تن در سال 1990 به 166102 تن در سال 1993 ، 216999 ... [شرح]
  ذخائر ايران
  گارنت به صورت کاني دگرگوني در غالب اسکارن هاي ايران به ويژه در اسکارن هاي به وجود آمده در سنگ ميزبان آهکي و دولوميتي مشاهده مي شود. اندازه ابعاد آنها معمولا از يک ميلي متر تا چنذ سانتي متر تغيير مي کند. تاکنون در ايران، از اين کاني به عنوان ذخيره معدني گزارشي منتشر نشده است ولي در اغلب مناطق دگرگون ... [شرح]
  ذخاير جهان
   ميزان ذخيره پايه و اقتصادي گارنت جهان به مقدار زيادي گزارش شده و به صورت عددي نمايش داده نشده است. کشورهاي ايالات متحده امريکا ، استراليا ، هند و چين بيشترين ميزان ذخاير گارنت دنيا را بخود اختصاص داده اند.
  مصرف جهان
  ساينده:
   خواصي مانند درجه دماي ذوب نسبتا بالا(°C 1250 )، شكستگي نيمه‌گردشده تا نيمه‌زاويه دار، سيليس آزاد كم يا صفر و مقاومت بالا در برابر حملات شيميايي و فيزيكي باعث شده كه گارنت به عنوان يك ساينده با كيفيت وسايلي مانند كاغذ سنباده و سنگ ساب بكار مي‌رود.
  
   ساينده‌هاي بادي:
   از گارنت دانه‌بندي ش ... [شرح]
  واردات جهان
  واردكنندگان اصلي گارنت شامل آمريكا، ژاپن، كره جنوبي، تايوان و امارات متحده عربي است.
  
  
  
[ نوزدهم شهریور 1389 ] [ 12:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]
سياه چاله تمركز عظيمي از جرم است كه نيروي جاذبه آن مانع عبور اجسامي كه از افق رويداد آن-نه آنهايي كه از تونل كوانتومي(شعاع هاوكينگ) مي گذرند-مي شود. نيروي گرانش آن قدر شديد است كه سرعت گريز از افق رويداد آن بيشتر از سرعت نور است.اين مطلب بر اين دلالت دارد كه هيچ چيز حتي نور در افق رويداد سياهچاله قادر نيست از جاذبه آن فرار كند. هر چند ، اين تئوري وجود دارد كه كرم چاله باعث مي شود كه جسمي بتواند از سياه چاله بيرون آيد. واژه سياه چاله گسترده است، بنابراين به يك چاله در معناي حقيقي اشاره نمي كند بلكه به مكاني از فضا اشاره مي كند كه هيچ چيز از آن مكان بيرون نمي آيد. وجود سياه چاله در جهان توسط مشاهدات نجومي به خصوص مطالعه اشعه X بيرون آمده از تششعات فعال كهكشاني و تششعات دودوئي به طور كامل به اثبات رسيده است.

ادامه مطلب
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 23:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]
از دیدگاه زیست شناسان خورشید عامل حیات روی زمین است. اما از دیدگاه اخترشناسان خورشید ستاره ای معمولی در میان میلیاردها ستاره کهکشان ماست. درخشندگی خیره کننده خورشید تنها به دلیل نزدیکی آن به زمین است و نور خورشید طی 8 دقیقه و 20 ثانیه به زمین می رسد. در صورتی که نور نزدیکترین ستاره بعدی که آلفا قنطورس است، 3/4 سال در راه است تا به ما نتابد.

                                  

پیش از آن که ویژگیهای خورشید را بررسی کنیم ابتدا باید فرایند تشکیل شدن ستارها را بشناسیم. در کهکشان ما و دیگر کهکشانها در فضای میان ستاره ای ابرهای گازی بزرگی دیده می شوند که آنها را سحابی می نامند. ممکن است ابعاد سحابیها به حدود چند سال نوری برسد. آنها عمدتاً از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده اند. سحابی ها تحت تاًثیر عوامل گوناگون دچار ناپایداری می شوند و این ناپایداریها موجب می شود که تراکم گازها در نقطه ای از سحابی بیشتر شود. درنتیجه نیروی گرانش آن بخش بیشتر می شود و گازها ازمناطق دیگر به سوی این ناحیه متراکمتر سقوط می کنند. به دلیل فشار زیاد گازها دمای بخش مرکزی توده به تدریج افزایش می یابد و هنگامی که دمای ناحیه مرکزی به حدود ده میلیون درجه سانتی گراد برسد واکنش اتمی به نام همجوشی هسته ای رخ میدهد. با آغاز واکنشهای همجوشی هسته ای ستاره به حالت پایداری می رسد. به این منظور که تعادلی فشار رو به درون گرانش با فشار رو به بیرون گازها ایجاد می شود و ستاره ای به دنیا می آید. این فرایند در مورد خورشید نیز رخ داده است. در بخش مرکزی خورشید با واکنش همجوشی هسته ای هیدروژن به هلیوم تبدیل و انرژی زیادی آزاد می شود. با این منبع انرژی است که از پنج میلیارد سال پیش تاکنون پیوسته خورشید می درخشد. بر اساس محاسبات انجام شده اختر شناسان بر این باورند که تا 5 میلیارد سال دیگر نیز خورشید به همین صورت خواهد درخشید.



ادامه مطلب
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 23:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]
امروزه موضوع امکان وجود حیات در ماورای زمین از موضوع هایی می باشد که ذهن بسیاری از دانشمندان را به خود مشغول کرده است.در سردترین و گرمترین نقاط زمین حیات کشف شده است.بنابراین برای بررسی احتمال وجود حیات در ماورای زمین ابتدا می بایستی چگونگی پیدایش حیات روی زمین را مورد مطالعه قرار دهیم.

                                         
 
زندگی روی کره ی زمین از3/5 تا 4/5 میلیارد سال پیش آغاز شد.بود دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که ملکول های حیات ممکن است از طریق یک ستاره ی دنباله دار به زمین رسیده باشدند.البته فرضیه ی دیگری نیز حاکی از آن است که مواد خام روی زمین ممکن است پس ازطی چندین واکنش عامل ایجاد حیات روی زمین شده باشند.
گروهی از دانشمندان بر این باورند که مواد معدنی آب اقیانوس ها وارد جلگه ها شده وسپس در نتیجه ی تابش نور خورشید ملکول های ابتدایی حیات شکل گرفتند.و گروهی دیگر نیز معتقدند که حیات ابتدایی روی زمین در گل ولای ته اقیانوس ها شکل گرفته است.حال کمی منظومه ی شمسی را بررسی می کنیم.
اروپا:همانطور که می دانیم یکی از قمر های مشتری اروپا است دانشمندان بر این باورند که در زیر لایه های یخی این قمر اقیانوس وجود دارد بنابراین امکان وجود یک حیات ابتدایی در این قمر وجود دارد.
مریخ:طبق تحقیقات انجام شده حدود چهار میلیارد سال پیش مریخ دارای آب وهوای گرم و مرطوب بوده است بنابراین احتمال وجود حیات اولیه در آن زمان بوده است.تصاویر ارسالی ماهواره ها از سطح مریخ جاری بودن کانال های آب روی سطح این سیاره را در گذشته های بسیار دور تایید می کند.
زهره:زهره سیاره ای بسیار داغ است و دمای سطح آن به دلیل خاصیت گلخانه ای جو این سیاره از عطارد نیز بیشتر است .



تیتان:همانطور که می دانیم در ژانویه ی سال 2005 کاوشگر هویگنس روی سطح تیتان فرود آمد.تصاویر ارسالی هویگنس به زمین نشان گر وجود متان فشان ها و کانال هایی روی سطح این سیاره بود.شرایط این قمر مانند وقتی است که حیات روی زمین در حال شکل گیری بود.اما چون خورشید از این قمر بسیار دور است تنها راه شکل گیری حیات روی سطح این قمر به وجود آمدن انرژِی در واکنش های شیمیایی رخ دهنده ی این این قمر است.آخرین تصاویر ارسالی از کاسینی نیز وجود دریاچه های حاوی متان را در این قمر اثبات می کند.


اگر به زمین بنگریم می بینیم که مقدار زیادی از سطح این سیاره از آب پوشیده شده است و تمام واکنش های حیات در حضور این ماده انجام می شود بنابراین آب عامل اصلی شکل گیری حیات روی کره ی زمین بوده است.

آیا حیات بدون نور خورشید امکان پذیراست؟
تحقیقات نشان داده است که گونه ای میکروب ها در زیر پوسته ی زمین یعنی در عمق 5 کیلومتری زیر زمین زندگی می کنند و این میکروب ها از ترکیبات کربنی تغذیه می کنند و این ترکیبات کربنی حاصل واکنش مونوکسید کربن و آب هستند.با این ایده می توان بیان کرد که ممکن است نوعی حیات ابتدایی روی مریخ و قمر های مشتری و زحل وجود داشته باشد.


چه گرما وسرمایی برای شکل گیری حیات لازم هستند؟

تحقیقات نشان داده اند که در درماهای بالا مانند 120 نوعی میکروب ها که آن ها را ترموفیل می نامند در آب در واکنش هایی شرکت می کنند این نوع میکروب ها را می توان در چشمه های آب گرم مشاهده کرد.همچنین در تحقیقی از دانشگاه پنسیلوانیا نشان داده شد که میکروب های ابتدایی در تکه های بزرگ یخ یا آِیس برگ که در قطب هستند زندگی می کنند.این میکروب های ابتدایی به منظور اینکه یخ نزنند از خود ترکیباتی تولید می کنند و چنین ترکیباتی ملکول های آب را به کریستال تبدیل می کنند.برخی دانمشمندان بر این باورند که ترموفیل ها حیات ابتدایی را روی زمین به وجود آورده اند.



آیا DNA برای شکل گیری حیات لازم است؟
همانگونه که می دانیم DNA از دو رشته تشکیل شده است در این رشته ها باز ها ازت فسفر و مواد دیگر وجود دارند. تمام صفات ارثی یک شخص روی DNA قرار گرفته اند.اگر شرط تشکیل حیات فقط DNA باشد بنابراین تنها روی سیاراتی ممکن است که دارای فسفر و ازت باشند.
بنابراین بررسی در مورد حیات در ورای زمین از مطالعه در باره ی چگونگی پیدایش حیات روی زمین آغاز می شود و اگر آن را به خوبی دریابیم می توانیم آن را به مناطق دیگر عالم تعمیم دهیم.


[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 23:40 ] [ اطلس ایران وجهان ]
                             

                                     
در منظومه شمسى غير از زمين تنها سه گزينه وجود دارد كه احتمال پيدايش حيات بر روى آنها بررسى مى شود. مى توانيم با اطمينان بگوييم حيات در مريخ، يكى از اقمار مشترى - اروپا و يكى از اقمار زحل
- تيتان - مى تواند پديد بيايد. كمربند حيات خورشيد شامل سه سياره زهره، زمين و مريخ است. (كمربند حيات در منظومه شمسى يعنى جايى كه سياره اى با جو مناسب داراى آب به صورت مايع است و احتمال شكل گيرى حيات تنها در اين كمربند وجود دارد) سياره زهره از لحاظ ظاهرى شباهت زيادى به زمين دارد. جرم آنها با هم برابر است و ضمناً تركيبات اتمسفرى اوليه دو سياره شباهت زيادى با هم داشته اند اما سياره زهره كمى نزديك تر از زمين به خورشيد است و اين باعث عدم پايدارى آب مايع در آن سياره مى شود. همچنين گاز كربنيكى كه در جو آن قرار دارد باعث ايجاد خاصيت گلخانه اى شديد شده و درجه حرارت آن را تا ۵۰۰ سانتى گراد مى رساند. بنابراين مى بينيد كه از شرايط ابتدايى حيات يعنى آب مايع و جو مناسب برخوردار نيست.


ادامه مطلب
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 23:39 ] [ اطلس ایران وجهان ]
بیش ار پنج میلیون سال است که هرزگاهی اخباری از رویت بشقاب پرنده ها و انسانهای فضایی گزارش شده است. تاکنون هزاران برگ پرونده محرمانه برای اثبات این پدیده ها تحت بررسی قرارگرفته اند ولی هنوز هم بسیاری از جوانب مربوط به (فضایی ها) ناشناخته باقی مانده است . موضوع دانشمندان نسبت به این گزارشات نیز وضعیت را بغرنج تر مینماید.

                                      

به نظر میرسد که آنها مایلند این حرفها را رد کنند ولی باز هم چندان به حرف خود اطمینان ندارند.فضایی ها ارتباط نزدیکی به ارتش ، علوم و سیاستهای تحقیقاتی قدرتهای جهانی دارند و این موضوع در برخی از مدارک محرمانه موسسات سری دولت هایی همچون آمریکی مثل CIA،FBI وزارت اطلاعات ، ناسا و NORAD (فرماندهی دفاع هوایی آمریکای شمالی) وجود دارد.

ادامه مطلب
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 23:39 ] [ اطلس ایران وجهان ]
                           

ماه تنها قمر طبیعی زمین و تنها جرم آسمانیست که انسان بر روی آن حضور داشته است. ماه روشن ترین جرم در آسمان شب است اما نوری از خود تولید نمی کند در عوض نور خورشید را منعکس می کند. مانند زمین و دیگر اعضای منظومه شمسی، عمر ماه حدود ۶/۴ بیلیون سال می باشد.
ماه از زمین بسیار کوچکتر است. میانگین شعاع ماه ۴/۱۷۳۷ کیلومتر ، حدود ۲۷ درصد شعاع زمین می باشد.

جرم آن نیز از جرم زمین بسیار کمتر است. جرم زمین ۸۱ برابر جرم ماه می باشد. چگالی ماه حدود ۳۴/۳ گرم در هر سانتیمتر مکعب، تقریبا ۶۰ درصد چگالی زمین است.


از آنجائیکه جرم ماه از جرم زمین کمتر است، نیروی گرانش در سطح آن نیز کمتر از زمین و حدود یک ششم آن می باشد. بدین ترتیب شخصی که بر روی ماه ایستاده احساس می کند که پنج ششم از وزن خود را از دست داده است. همینطور اگر سنگی را در سطح ماه رها کنیم بسیار آهسته تر از سنگی که در زمین رها شده، به سطح ماه می رسد.

علیرغم نیروی گرانش نسبتا ضعیف ماه، فاصله آن تا زمین به قدری کم است که باعث ایجاد جذر و مد در آبهای زمین می گردد


ادامه مطلب
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 23:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
                 ا

ین تلسکوپ در ابتدا قرار بود 15 سال عمر کند و 3 هدف اصلی را دنبال کند: اندازه گیری سرعت انبساط عالم ، نقشه برداری از فواصل میانی عالم و شناسایی ترکیب شیمیایی اختروش ها. اما امروز تمام دانشمندان اعتقاد دارند نه تنها این ابزار ارزشمند در به ثمر رساندن هدف های اصلی خود موفق بوده ، که دستاوردهایش به مراتب فراتر از انتظارهای اولیه است. نگاهی به تاریخ شکل گیری و فعالیت های تلسکوپ فضایی هابل می تواند تاثیر این ابزار ارزشمند را در پیشرفت دانش اخترشناسی بیشتر نمایان کند.

تا دهه 1950 ميلادي ، بزرگ ترين تلسکوپ هاي زمين در رصدخانه هاي مونت ويلسون و پالومار قرار داشتند، تلسکوپ هايي به قطر 2.5 متر و 5 متر که هر اخترشناسي آرزوي رصد با يکي از اين ابزارها را داشت.
اما پيشرفت علم ، نياز دانشمندان به رصدهاي بيشتر را افزايش داده بود و تلسکوپ هاي موجود نه آن قدر بزرگ بودند که بتوانند اجرام دور دست را بخوبي رصد کنند و نه زمان کافي را براي رصد دراختيار داشتند. شرايط رصد نيازمند آسماني صاف و تاريک بود، اما در بسياري از شبها ماه درخشان مانع از رصد مي شد. هواي ابري و طوفاني هم که جاي خودش را داشت.


ادامه مطلب
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 23:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
از تمام مدارک این گونه می توان استنباط کرد که جهان برای همیشه وجود نخواهد داشت ، اما آغازی در حدود 15 میلیارد سال پیش داشته است . این موضوع شاید قابل توجه ترین کشف در کیهان شناسی نوین بوده باشد . اما هنوز یقین نداریم که پایانی خواهد داشت یا نه . آیا جهان متلاشی می شود ؟ ولی اطمینان داریم که اگر پایانی داشته باشد حداقل بیست میلیارد سال دیگر است . این مقیاس زمانی در مقایسه با زندگی انسانی بسیار بزرگ به نظر می رسد . از این رو این امر شگفت انگیز نیست که جهان تصور می کند که پایدار است و در زمان بدون تغییر و ثابت است .
                                  
هر چند بعضی از مردم با این موضوع نا مأنوسند که جهان آغازی داشته است به این دلیل در این نظریه به نظر می رسد که موجوداتی ماوراطبیعی وجود دارند و آفریده شده اند . آنها ترجیح می دهند بر این باور باشند که دوران انسانی برای همیشه وجود داشته است . توضیحات برای پیشرفت های انسانی این بوده است که که دوره های بلایای طبیعی مانند زلزله و سیل مکررا" مانع پیشرفت می شوند و توضیح دوران پیشین انسانی را به وقفه می انداخته است .


این استدلال که آیا جهان آغازی داشته یا نه به سده 19 و 20 باز می گردد . این رفتارها اساسا" بر پایه و مأخذ فلسفه و تکنولوژی بوده است که وجود مشاهداتی مبنی بر مدرک از آنها پشتیبانی می کند که ممکن است معقول هم باشد . کیهان شناس معروف سر آرتور ادینگتون گفت : نگرانی را به خود راه ندهید اگر تئوری شما با مشاهدات تطابق نداشته باشد شاید آن اشتباه باشد ؛ همچنین اگر تئوری شما با قانون دوم ترمودینامیک تطابق نداشت زحمتی بیهوده بوده است . در واقع تئوری وجود جهان برای همیشه با تئوری دوم ترمودینامیک دارای مشکلی جدی است .


ادامه مطلب
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 23:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
                                                  

سال جاری فضاپیمایی را از کیپ کاناورال فلوریدا به مقصد مریخ پرتاب کرد. در صورتی که همه چیز مطابق پیش بینی ها باشد، این فضاپیما ۹ ماه دیگر به مریخ می رسد. این فضاپیما که فونیکس (phoenix به معنای ققنوس) نام دارد، به جست وجو در زیر سطح مریخ می پردازد تا نشانه هایی از وجود حیات احتمالی را در گذشته یا زمان حال مریخ بیابد. ناسا در نظر دارد این کاوشگر را ماه مه سال ۲۰۰۸ در مکان مسطحی که شبیه به شمال آلاسکای زمین است فرود آورد.

این کاوشگر برخلاف بسیاری از کاوشگرهای دیگر (از جمله مریخ نوردهای شبح و فرصت که هنوز هم درمریخ فعالیت می کنند) چرخ ندارد و در نتیجه نمی تواند روی سطح مریخ حرکت کند. این فرودگر کوچک به شکل دایره است و سه پایه دارد و پر است از ابزارهای آزمایشگاهی و تجهیزات نمونه برداری و آنالیز خاک. فونیکس نام پرنده یی افسانه یی است که از خاکستر خود جان می گیرد و دوباره برمی خیزد. کاوشگر فونیکس نیز در حقیقت از دل خاکستر ماموریت های فضایی شکست خورده «فرودگر مریخ» و ماموریت دیگری با نام surveyor lander projects که در سال ۲۰۰۱ لغو شد، شکل گرفته است. گمان می رود در مریخ در فاصله ده ها سانتیمتری زیر سطح مریخ یخ وجود داشته باشد که در این صورت در دسترس بازوهای روباتی ۴/۲ متری این فرودگر خواهد بود. دانشمندان بر این باورند که حدود پنجاه تا هفتاد درصد از بخش های بالایی خاک مریخ از آب تشکیل شده است.

این ماموریت نه تنها تاریخ یخ های این بخش مریخ را روشن می کند، بلکه مشخص می کند آیا حیات میکروبی می تواند در این بخش به وجود آید یا خیر.
این کاوشگر برای یافتن پاسخ این پرسش ها به بررسی مولکول های پیچیده دارای کربن (ترکیب های آلی) موجود در خاک می پردازد و نشانه های ذوب دوره یی یخ را بررسی می کند.



ادامه مطلب
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 23:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کهکشان راه شیری
کَهکِشان راهِ شیری، نوار شیری رنگی است که در شب‌های تیره در نواحی بدون آلودگی نوری در آسمان دیده می‌شود. این نوار در حقیقت مکان هندسی ستارگان تشکیل دهنده قرص کهکشان ما است که از آسمان به طور دوبعدی دیده می‌شود.
اندازه
راه شیری تقریبا ۱۰۰ هزار سال نوری طول و ۱۰۰۰ سال نوری ضخامت دارد.کم ۲۰۰ بیلیون ستاره و زیاد حتی بیشتر از تا ۴۰۰ بیلیون ستاره نیز ممکن است داشته باشد که تعداد دقیقش بستگی به تعداد زیادی توده‏های ستاره‏ای دارد که تعدادشان شدیدا نامعلوم است.
This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 700x150 and weights 85KB.

سن
بر اساس منابع ۱۳.۲ میلیارد سال سن دارد.
در این کهکشان که مارپیچی است انواع و اقسام ستاره های پیر و جوان خوشه های ستاره‌ای و سحابی ها یافت می‌شود.

مرکز

در فاصله بین ۷۰ تا ۱۰۰ هزار سال نوری از خورشید مر کز کهکشان وجود دارد که یک سیاه‌چاله کلان‌جرم و خوشه های ستاره ای کروی زیادی وجود دارد
محیط

کهکشان راه شیری در نور فرو سرخ

از کهکشان زن به زنجیر ۲ میلیون سال نوری فاصله دارد و دو کهکشان قمری به نام ابرهای ماژلانی کوچک و بزرگ هم همراه این کهکشان هستند تا چند میلیارد سال بعد کهکشان راه شیری و زن بر زنجیر ادغام خواهند شد و یک کهکشان بیضوی تشکیل خواهند داد

در باورها و افسانه‌ها

در اساطیر یونانی این راه شیری از چکیدن قطره‌ای از شیری که هرکول در کودکی از پستان مادرش می‌نوشیده، به وجود آمده‌است.

در باورهای ایرانی از این نوار به راه مکه نیز یاد شده‌است از آن رو که در فصل تابستان که قسمت پرنور تر آن در آسمان دیده می‌شود جهت گیری آن به سوی قبله می‌باشد.

نام فارسی آن هم به شباهت آن با مسیری دلالت دارد که بعد از کشیدن/انتقال کاه‌های بسته بندی شده از مزرعه به انبار ایجاد می‌شود.

                                                
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 23:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
طبق گواهي تاريخ و روايات موجود، حضرت دانيال نبي ـ عليه السلام ـ از جمله پيامبران بني اسرائيل و صاحب كتاب بوده است.[1] البته در رابطه با كتاب ايشان نظرات مختلفي وجود دارد. حضرت از نسل داوود پيامبر ـ عليه السلام ـ بوده و در بچگي پدر و مادر خود را از دست دادند و زني پير و عابده پرورش و تربيت حضرت دانيال ـ عليه السلام ـ را عهده دار شدند. و حضرت از همان بچگي توجه بزرگان و پادشاهان را به خود جلب كرده و داراي هوش و استعداد فوق العاده بوده است.[2]
از امام باقر ـ عليه السلام ـ سوال شد كه آيا صحيح است كه حضرت دانيال علم تعبير خواب مي دانسته و آن را به مردم تعليم مي دادند. حضرت امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند؛ بلي، خدا وحي نمود به سوي او و پيغمبر بود و از آنها بود كه خدا اين علم را به ايشان تعليم نموده است. و دانيال ـ عليه السلام ـ بسيار راست گفتار درست كردار و حكيم و دانا بود و عبادت خدا را به محبت اهل بيت ما مي كرد.[3]
خود حضرت دانيال از خدا مي خواست كه به دست امت پيامبر (يعني حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ) دفن گردد و اين قضيه را پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ روايت فرموده است. و بالاخره به دست امت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در گودالي كه مي كندند جسدش سالم پيدا شد و دوباره دفن گرديد.[4]
حضرت دانيال ـ عليه السلام ـ به دستور بخت نصر پادشاه ايران كه محل حكومتش در شوش بود، به همراه اصحاب خود به اسارت آورده شدند. و در گودالي عميق حضرت را انداختند و شيري را به داخل گودال فرستادند،‌ شير در مقابل حضرت زانو زد و درمدتي كه در گودال بودند شير از گِل تغذيه مي كرد و حضرت از شير آن حيوان تغذيه مي كردند، تا اينكه شبي بخت نصر در خواب ديد كه ملائكه گروه گروه از آسمان به دور گودال مي آيند و به حضرت بشارت فرج و آزادي را مي دهند. بخت نصر با ديدن اين خواب (از كرده خود پشيمان شده و حضرت را آزاد كرده و امور مملكتي و حكم بين مردم را به حضرت تفويض كردند.[5] بعضي از علماء و مفسرين معتقدند كه آيه قُتِلَ اصحابُ الأُخدود در رابطه با اين قضيه يعني زنداني كردن حضرت در گودال و مرگ شكنجه گران گودال يعني بخت نصر نازل شده است و اشاره به اين قضيه دارد.[6]
البته بعضي از منابع اشاره دارد به اين كه حضرت هم عصر كوروش و داريوش از پادشاهان هخامنشي، بوده و به وسيله نبوكد نسار همراه با ساير يهوديان از جروسالم (اورشليم) به اسارت آورده شدند و چون به دربار نبوكدنسار رسيد: مورد عنايت قرار گرفت و نديم پادشاه گرديده و به تعبير خواب پرداخت و رياست كاهنان بابلي را به عهده گرفت.[7]
و حضرت بعد از مدتي ماندن در شوش وفات يافته و در همان شهر دفن گرديدند.[8]
البته ايشان پيامبري است که به طور حتم در ايران مدفون گرديده است، اما مقبره هاي ديگري نيز در ايران وجود دارد که منسوب به انبياء مي باشند مانند مقابر انبياء قزوين و مقبره قيدار نبي در شهر قيدار و...
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:50 ] [ اطلس ایران وجهان ]

حضرت خضر، یکی از اولیاء یا پیامبران معاصر موسی پیغمبر علیه السلام بوده است. او همان عالمی بود که حضرت موسی به دیدارش رفت و صحبت هایی بین آنها رد و بدل شد! در قرآن کریم بدون ذکر نام، با عبارتی درخشان ستوده شده است. «عبدا من عبادنا اتیناه رحمة من عندنا و علمناه من لدنا علما؛ او یکی از بندگان ما بود که رحمت خود را به سوی او فرستادیم و از نزد خویش به او علم آموختیم» (کهف/65).

قرآن کریم درباره حضرت خضر، چیزی غیر از وصف مذکور و داستان همراهی او با حضرت موسی، ذکری نکرده است ولی

نام خضر در بعضی از ادعیه رسیده از ائمه مانند دعای "ام داود" در کنار نام پیغمبران آمده است. ولی روایات درباره حضرت خضر مختلف است. بعضی او را همان «الیسع» میدانند که نام او در قرآن آمده است. روایتی هم از امیرالمؤمنین علیه السلام که نام شش نفر از پیغمبران که هر کدام دو نام داشته اند، حضرت ذکر نمودند و خضر را هم یکی از پیغمبران و نام دیگر او را "تالیا" گفتند. نام اصلی او را "تالیا بن ملکان بن عامربن ارفخشدبن سام بن نوح علیه السلام گفته اند".

از فرمایش امام صادق علیه السلام چنین برمی آید که خضر را خداوند به سوی قومش مبعوث کرد و او مردم را به توحید و اقرار به انبیای الهی و ایمان به کتابهایش دعوت میکرد. از معجزاتش این بود که بر هر زمین خشکی می نشست، زمین سبز و خرم می شد و دلیل نامش به خضر (سبز) نیز همین است. خضر، طولانی ترین عمر را دارد و از لحاظ اینکه خضر و الیاس هر دو در این جهان زنده و جاویدند، به یکدیگر شبیه اند! نقل است که آن دو، هر سال به حج می روند، کعبه را طواف می کنند ولی مردم آنها را نمی شناسند. خضر همه روزه در بیابانها و الیاس در میان دریاها می گردند، تا گم شدگان را به راه بیاورند. خواجه عبدالله انصاری گفته است که: حقتعالی با صفت عالمی و صفت حیات خود، در خضر متجلی شده، همچنان که با صفت کلام خود در موسی علیه السلام متجلی شده است.

روایات زیادی هم درباره ملاقات و دوستی ائمه اطهار با حضرت خضر نقل شده، و در بعضی روایات آنان خضر را برادر خود خطاب کرده اند. از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که موقع قبض روح پیامبر صلی الله علیه و آله که اهل بیت در خانه بودند، خضر به در خانه آمد و گفت: "السلام علیکم یا اهل البیت". امیرالمؤمنین فرمود: ''این برادرم خضر است که آمده به شما تسلیت بگوید''. امام حسن عسگری علیه السلام، فرزند خود (امام مهدی علیه السلام) را به صحابی خود، احمدبن اسحاق، معرفی کرد و فرمود: ''مثل او در این امت، همچون مثل خضر است." چون در روایات آمده که امام دوازدهم شیعیان از جهاتی به خضر شباهت دارد.

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:48 ] [ اطلس ایران وجهان ]

يوسف كوخ نشين، يوسفِ در به در و اسير و از چاه بيرون آمده، اينك در كاخ به سر مي‎برد و روز به روز آثار رشد جسمي و روحي از او پرتو افكن است. بر اثر كمال و جمال، معرفت و عفّت، ملاحت و حسن و وقاري كه دارد نه تنها دل عزيز مصر را تصرّف كرده، بلكه در دلِ همسر عزيز مصر هم جاي گرفته است. بانويي كه مي‎گويند فرزند نداشته و در بهترين وضع به سر مي‎برده و زندگيش را با تفريح و خوشگذراني مي‎گذراند. اينك عاشقِ دلدادة يوسف گشته و لحظه‎اي از فكر وي خارج نمي‎شود.
زليخا، در خلوتگاه كاخ رفت و آمد كند و قد و بالاي رعناي يوسف را مي‎بيند، هر چه در اين باره بيشتر فكر مي‎كند زيادتر بر شگفتيش افزوده مي‎شود، عجب جواني كه به آراستگي‎هاي ظاهري و معنوي قرين شده، يك جهان حيا و عفّت و پاكي است، اصلاً در كارهاي او خيانت نيست.
«وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يعْلَمُونَ؛ بدين گونه ما يوسف را در زمين (مصر) مكنت و مقام داديم، و از تعبير خوابها به او بياموزيم، خداوند بر كار خود غالب است، ولي اكثر مردم نمي‎دانند».
خداوند اجر نيكوكاران را ضايع نمي‎كند، يوسفي كه در عنفوان جواني آن قدر عفيف و با كمال باشد، شايستة علم لدنّي و مقام نبوّت است كه خداوند به او بخشيد.
«وَ كَذلِكَ نَجْزِي الُْمحْسِنِينَ؛ آري اين چنين نيكوكاران را پاداش مي‎دهيم».
زليخا شب و روز در فكر يوسف است، ولي با هيچ ترفند و نيرنگي نتوانست از يوسف كام بگيرد. در تمام لحظات او را فرشتة عفّت مي‎ديد تا آن كه در يكي از فرصتهاي مناسب خود را چون عروس حجله با طرز خاصي آراست و با حركات عاشقانه در خلوتگاه قصر خواست يوسف را به طرف خود مايل كند، در حالي كه درهاي قصر را يكي پس از ديگري بسته بود، ولي هر چه طنّازي كرد، يوسف تكان نخورد. تهديدات و تطميعات زليخا، يوسف قهرمان را از پاي در نياورد. زليخا گفت: «زود باش زود باش».
يوسف گفت: «پناه به خدا، من هرگز به سرپرست خود كه از من پرستاري خوبي كرد، خيانت نمي‎كنم، هيچ گاه ستمكار راه رستگاري ندارد.»
زليخا به ستوه آمد. طغيان شهوت و عشق سوزانش به عصبانيت مبدل شد. در چنين لحظه‎اي ياد خدا و الهام پروردگار به يوسف توانايي داد، او از تمام امور چشم پوشيد فكرش را يكسره كرد و به طرف درِ كاخ به قصد فرار آمد و كاملاً مواظب بود كه در اين حادثه حسّاس نلغزد (و به فرمودة امام سجاد ـ عليه السلام ـ يوسف ديد زليخا پارچه‎اي روي بت انداخت، يوسف ـ عليه السلام ـ به او گفت: «تو از بتي كه نمي‎شنود و نمي‎بيند و نمي‎فهمد، و خوردن و آشاميدن ندارد حيا مي‎كني، آيا من از كسي كه انسانها را آفريد و علم به انسانها بخشيد حيا نكنم؟»
اين فكر برهان پروردگار بود كه در دلِ يوسف جرقّه زد، بي‎درنگ از كنار زليخا با سرعت تمام رد شد تا از كاخ بگريزد، زليخا به دنبال يوسف آمد، در پشتِ در، زليخا يقة يوسف را از پشت گرفت تا او را به عقب بكشاند، يوسف هم كوشش مي‎كرد كه در را باز كند. بالاخره يوسف در اين كشمكش، پيروز شد. در را باز كرد، بيرون جهيد، در حالي كه پيراهنش از پشت پاره شده بود. ولي زليخا دست بردار نبود. ديوانه وار دنبال يوسف مي‎آمد و حتي پس از آن كه يوسف از كاخ بيرون آمد، زليخا هم به دنبال او بود. در همين لحظه، تصادفاً عزيز مصر از آن جا عبور مي‎كرد. زليخا و يوسف را در آن حال ديد كه داستانش خاطر نشان خواهد شد.
آري، خداوند اين گونه يوسف را ياري كرد، تا عمل خلاف عفّت را از او دور كند، زيرا يوسف از بندگان خالص خداوند بود «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الُْمخْلَصِينَ».
به راستي يوسف در اين بحران خطير نيكو مجاهده كرد، چه مجاهده‎اي بزرگ كه امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ فرمود:
«مَا الْمُجاهِدُ الشَّهيدُ في سَبيلِ اللهِ بِاَعْظَمِ اَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَكادَ الْعَفيفُ اَنْ يكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلائِكَةِ؛ مجاهدي كه در راهِ خدا شهيد شود پاداش او بيشتر از كسي نيست كه بتواند كار حرامي را انجام دهد ولي عفّت بورزد، حقّاً شخص عفيف و پاكدامن نزديك است فرشته‎اي از فرشتگان گردد.»
يوسف با اين مجاهدات و نفس كشي‎ها، عاليترين درسها را به جهانيان آموخت. اينك از اين به بعد مي‎خوانيد كه خداوند با چه مقدمات و ترتيبي در همين دنيا پاداش اين جوانمرد رشيد را داد.
جمال يوسف ار داري به حُسن خود مشو غرّه كمال يوسفي بايد ترا تا ماه كنعان شد
گواهي كودك شيرخوار بر عفّت يوسف ـ عليه السلام ـ
زليخا و يوسف كه با حالي آشفته، نَفَس زنان از كاخ بيرون مي‎آمدند، عزيز مصر در همان لحظه آن دو را در آن حال ديد. بهت و حيرت او را فراگرفت. مدتي در اين باره انديشيد تا آن كه زليخا، هم براي اين كه خود را تبرئه كند و هم براي اين كه يوسف را گوشمال دهد، نزد همسر آمد و گفت: «آيا سزاي كسي كه به همسر تو قصد بدي داشت غير از زندان يا مجازات سخت است؟ اين غلام تو نسبت به حرم تو سوء نيت داشت و مي‎خواست به همسر تو بي‎ناموسي كند.»
در اين بحران (كه عزيز، همسر زليخا، سخت عصباني شده بود) يوسف با لحن صادقانه و كمال آرامش گفت: «اين زليخا بود كه مي‎خواست مرا به سوي فساد بلغزاند. من براي اين كه مرتكب گناهي نشوم و خيانت به سرپرستم نكنم فرار كردم، او به دنبال من آمد. از اين رو، ما را با اين حال ديديد، اينك از اين كودكي  كه در گهواره است، و هنوز از سخن گفتن ناتوان است بپرسيد تا او در اين باره داوري كند.»
عزيز رو به كودك كرد و گفت: «در اين باره قضاوت كن.» كودك به اذن خداوند با كمال فصاحت گفت: اگر پيراهن يوسف از جلو دريده شده است، يوسف قصد سوء داشته و مجرم است و اگر از عقب دريده شده، يوسف اين قصد را نداشته است.»
عزيز چون نگاه كرد، ديد پيراهن يوسف از عقب دريده شده است. به همسر خود گفت: «اين تهمت و افترا از مكر زنانة شما است. شما زنان در خدغه و فريب زبر دست هستيد. مكر و نيرنگ شما بزرگ است. تو براي تبرئة خود، ‌اين غلام بي‎گناه را متهم كردي!»
پس از اين ماجرا، عزيز براي حفظ آبروي خود، به يوسف توصيه كرد كه اين موضوع را مخفي بدار، و كسي از اين جريان مطلع نشود. به همسرش نيز اندرز داد كه از خطاي خود توبه كن، تو خطا كار هستي.
عزيز مي‎بايست بيش از اينها همسرش را سرزنش و سركوب كند تا تنبيه شود، ولي گويا نمي‎خواست. يا بر او مسلّط نبود كه بيش از اين او را برنجاند، يا بي‎غيرت بود؛ از اين رو، اين موضوع را دنبال نكرد، و از كنار آن با اغماض و چشم پوشي رد شد.
آري، يوسف كه در سخت‎ترين شرايط هيجان شهوت جنسي، ‌خود را حفظ كند و دامنش را پاك و منزّه نگه دارد، يوسفي كه در معرض خطرناكترين شرايط عمل منافي عفّت قرار گيرد،‌ زن شوهر داري با اطوارها و حركتهاي عاشقانه و التماسها، خود را در اختيار او قرار دهد، ولي او در جواب گويد: «معاذ الله» (خدا نكند به اين عمل منافي عفّت آلوده گردم) و در محيط كاملاً مساعدي، زنجير ضخيم شهوت را پاره كرده و فرار نمايد، خدا پشتيبان او است، او از تهمتهاي ناجوانمردانه حفظ خواهد كرد، حتي كودكي را به سخن گفتن وادار مي‎كند، تا به عفّت و پاكدامني يوسف داوري كند.
بي‎شرمي زليخا در پاسخ به اعتراض زنان مشهور
ماجراي عشق و دلباختگي زليخا به غلام خود، و روابط ساختگي او و آلودگي او، كم كم از حواشي كاخ توسط بستگان به بيرون رسيد؛ و اين موضوع دهان به دهان گشت تا نقل مجالس شد. زنان مصر، به ويژه بانوان پولدارِ دربار كه با زليخا رقابتي هم داشتند اين موضوع را با آب و تاب نقل مي‎كردند و زليخا را ملامت و سرزنش ‎مي‎نمودند و مي‎گفتند: زليخا با آن مقام، دلباختة غلام زير دستش شده و مي‎خواسته از او كام بگيرد.
زليخا از اين انتقادات بانوان مطلع شد، ولي نقشة ماهرانه‎اي در ذهن خود طرح كرد، تا با آن نقشة نيرنگ آميز، ‌بانوان را مجاب كند.
آنان را (كه از بزرگان و اشراف زادگان بودند)  به كاخ دعوت كرد. مجلس باشكوهي ترتيب داد؛ متّكاهايي در دور مجلس گذاشت تا به آنها تكيه كنند و به هر يك كاردي براي پاره كردن ميوه‎ها داد. وقتي كه مجلس از هر نظر مرتّب شد، فرمان داد غلامش (يوسف) وارد مجلس شود.
به راستي يوسف در اين بحران چه كند؟ اكنون غلام است؛ بايد از خانم خود اطاعت كند. زليخا هم گويا آزادي مطلق دارد. همسر بي‎غيرتش اصلاً در قيد اين حرفها نيست تا او را از اين كار منع كند. به فرمان زليخا، يوسفِ ماه چهره وارد آن مجلس شد. بانوان مجلس تا چشمشان به او افتاد، همه چيز را فراموش كردند، حتي با كاردهايي كه در دست داشتند عوض بريدن ميوه‎ها، دستهاي خود را بريدند «وَ قَطَّعْنَ أَيدِيهُنَّ». 
اين كه تو داري قيامت است نه قامت وين نه تبسّم، كه معجز است و كرامت
يوسف با يك دنيا حيا و عفّت، در مجلس قرار گرفته و اصلاً به بانوان اعتنا نمي‎كند. بانوان هم دربارة يوسف گفتند:
«حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ؛ حاشا كه اين بشر باشد، بلكه او فرشته‎اي زيبا و باشكوه است.»
وضع مجلس غيرعادي شد. بانوان چون مجسّمه‎اي بي‎روح در جاي خود خشك شدند. به قول سعدي:
گرش بيني و دست از ترنج بشناسي روا بود كه ملامت كني زليخا را؟
زليخا از دگرگوني مجلس، ‌بسيار شاد گرديد. ملامت بانوان را به خودشان برگردانيد و گفت:
«فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ؛ اين بود آن جواني كه مرا به خاطر او ملامت مي‎كرديد.»
هر چه كردم اين غلام كمترين تمايلي به من نشان نداد، كار را به جاي باريكي رساندم، سرانجام فرار كرد تا پيشنهاد مرا رد كند.
اينك ملاحظه كنيد ببينيد بي‎شرمي تا چه اندازه! زليخا چقدر بي‎حيايي كرد. در همان مجلس پيش آن بانوان نگفت از آلودگي سابقم پشيمانم، بلكه آشكارا به آلودگي خود اقرار نمود.

 

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]
حضرت یعقوب(ع) لقب:اسرائیل پدر:اسحاق مادر:رفقه تاریخ ولادت:۳۴۸۳ سال بعد از هبوت آدم. مدت عمر:۱۴۷سال بعثت:آن حضرت در فلسطین مبعوث شد . محل دفن:جامع الخلیل واقع درکشور فلسطین. نسب:یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم خلیل ا... تعداد فرزندان:آن حضرت ۱۲ فرزند داشت. مختصری از زندگینامه: حضرت یعقوب(ع)پنجاه سال اهل کنعان را به راه راست وشریعت حضرت ابراهیم(ع)دعوت نمود.آنحضرت مدت ۱۷ سال در مصر زندگی کرد.درهنگام وفات،فرزندعزیزش،حضرت یوسف رابعنوان وصی وجانشین خود معرفی کردووصیت نمود،جنازه اش رادر قدس الخلیل در جوار حضرت ابراهیم وساره مدفون سازد.از اندرزهای ایشان این است:که آدمی بایدخود کار کند وامرار معاش نماید وسربار دیگران نباشد.ایشان تمام عمر به هدایت وارشاد مردم پرداخت،به گونه ای که در ادب وعبادت واحترام به بزرگان وتربیت فرزندان،نمونه ومربی بزرگی بود. فهرست سوره هایی که نام حضرت یعقوب(ع)درآن ذکر شده است:بقره،آل عمران،نساء انعام،هود،یوسف،مریم،انبیاء،عنکبوت،ص
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
سرگذشت زكريا (ع) و مريم (س)

يكي از پيامبران حضرت زكريا ـ عليه السلام ـ است، كه نام مباركش در قرآن هفت بار در سه سوره آمده است، زكريا بن برخيا ـ عليه السلام ـ از پيامبران بني اسرائيل بود، كه سلسله نسبش به حضرت داود ـ عليه السلام ـ مي‎رسد، او رييس راهبان و خدّام بيت المقدس بود و مردم را به شريعت حضرت موسي ـ عليه السلام ـ دعوت مي‎كرد.
ازدواج زكريا
در ميان بني اسرائيل دو خواهر برجسته و بزرگ زاده وجود داشتند، يكي به نام «حَنّه» و ديگري به نام «اَشْياع»،زكريا ـ عليه السلام ـ از اَشْياع خواستگاري كرد، و عمران كه يكي از راهبان و بزرگ بني اسرائيل بود (و طبق نقلي از پيامبران بني اسرائيل بود) از «حَنّه» خواستگاري نمود، سرانجام اشياع همسر زكريا ـ عليه السلام ـ گرديد، و حَنّه همسر عمران شد.
به اين ترتيب زكريا و عمران، دو شخصيت بزرگ بني اسرائيل، باجناق همديگر شدند، و علاوه بر رابطة مكتبي، رابطة خويشاوندي نيز پيدا كردند. چند سال از اين ماجرا گذشت، عمران صاحب دختري به نام مريم شد، ولي زكريا ـ عليه السلام ـ داراي فرزند نشد، زيرا همسرش نازا بود.
سرپرستي زكريا ـ عليه السلام ـ از مريم ـ سلام الله عليها ـ
سالها از زندگي عمران و همسرش حَنّه گذشت آنها داراي فرزند نشدند، حَنّه همچون زنان ديگر آرزو داشت كه داراي فرزند شود، و با ديدن كودكي احساساتش براي داشتن فرزند به جوش مي‎آمد. تا اين كه روزي در زير درختي نشسته بود، پرنده‎اي را ديد كه به جوجه‎هاي خود غذا مي‎دهد، مشاهدة اين محبّت مادرانه آتش عشق به فرزند را در دل او شعله‎ور ساخت، و از صميم دل از خدا تقاضاي فرزند كرد، چيزي نگذشت كه دعاي خالصانة او اجابت شد و او باردار گرديد.
طبق بعضي از روايات، از سوي خدا به عمران وحي شد كه به زودي خداوند پسر پربركتي كه مي‎تواند بيماران غيرقابل درمان را درمان كند و مردگان را به فرمان خدا زنده نمايد به تو عنايت خواهد كرد، عمران اين مطلب را به همسرش حَنّه خبر داد.
حَنّه وقتي كه باردار شد، تصور مي‎كرد كه فرزند مذكور، همان است كه در رحم دارد (غافل از آن كه منظور از آن پسري كه خداوند به عمران وحي نمود، نوة عمران به نام عيسي ـ عليه السلام ـ است، كه حَنّه براي مادر او (مريم) باردار مي‎باشد.)
به همين دليل حَنّه نذر كرد كه كودك پسر خود را وقتي كه بزرگ شد خدمتگذار مسجد بيت المقدس قرار دهد.
ولي وقتي كه فرزندش متولد شد ديد دختر است، نگران شد كه چه كند، زيرا خدمتگذاران مسجد را از ميان پسران انتخاب مي‎كردند، از اين رو گفت: «پسر همانند دختر نيست.»
سپس افزود: خدايا من نام دختر را مريم مي‎گذارم، و او و فرزندانش را از وسوسه‎هاي شيطان رجيم، در پناه درگاه تو قرار مي‎دهم.
مريم ـ عليها السلام ـ به معني عبادت كننده و خدمتگذار است. از آن جا كه حَنّه مي‎خواست او را خدمتگذار مسجد و عبادت كننده در مسجد بيت المقدس قرار دهد، نام او را مريم نهاد.
كم كم مريم ـ عليها السلام ـ بزرگ شد و با اين كه دختر بود، خداوند او را به عنوان خدمتگذار مسجد بيت المقدس پذيرفت.
مطابق تواريخ، عمران پدر مريم ـ عليها السلام ـ ، قبل از تولد مريم ـ عليها السلام ـ از دنيا رفت، از اين رو وقتي كه مريم ـ عليها السلام ـ خدمتگذار مسجد شد، نياز به سرپرست داشت، حَنّه مريم را كه كودك بود به بيت المقدس نزد علما و دانشمندان يهود آورد و گفت: «اين كودك هديه به بيت المقدس است، سرپرستي او را يك نفر از شما برعهده بگيرد.»
چون آثار عظمت از چهرة مريم ـ عليها السلام ـ ديده مي‎شد، گفتگو در ميان دانشمندان بني اسرائيل در گرفت، هر كدام از آنها مي‎خواست اين افتخار نصيب او شود. سرانجام تصميم گرفتند قرعه كشي كنند، به كنار نهري آمدند. حضرت زكريا ـ عليها السلام ـ نيز جزء آنها بود. قلم‎ها و چوبهايي را كه به وسيلة آنها قرعه مي‎زدند حاضر كردند، نام هر يك از داوطلبان سرپرستي مريم ـ عليها السلام ـ را روي آن چوبها نوشتند و آن قلم‎ها را در ميان آب انداختند، هر قلمي كه در ميان فرو مي‎رفت، بازنده بود و تنها قلمي كه روي آب ماند، قلمي بود كه نام زكريا روي آن نوشته شده بود. به اين ترتيب سرپرستي زكريا ـ عليه السلام ـ نسبت به مريم ـ عليها السلام ـ قطعي شد، و در واقع حضرت زكريا ـ عليه السلام ـ از همه شايسته‎تر به سرپرستي مريم ـ عليها السلام ـ بود، زيرا علاوه بر مقام نبوت، شوهر خالة مريم ـ عليها السلام ـ نيز بود.
حضرت زكريا ـ عليه السلام ـ هم چنان سرپرستي حضرت مريم ـ عليها السلام ـ را بر عهده گرفت تا مريم ـ عليها السلام ـ بزرگ شد.
غذاهاي بهشتي
حضرت مريم ـ عليها السلام ـ به خدمتگذاري مسجد بيت المقدس مشغول شد و خداوند او را براي اين مقام پذيرفت. به گفتة بعضي نشانة پذيرش خداوند اين بود كه مريم ـ عليها السلام ـ بعد از بلوغ و دوران خدمتگذاري بيت المقدس، هرگز عادت ماهانه نديد تا به دور شدن از آن مركز روحاني مجبور نگردد.
مريم ـ عليها السلام ـ آن چنان به عبادت خدا مشغول بود كه روزها روزه مي‎گرفت و شبها به عبادت مي‎پرداخت، او آن چنان در پرهيزكاري و معرفت و شناسايي پروردگار پيش رفت، كه از احبار و دانشمندان پارساي آن زمان نيز پيشي گرفت. 
هنگامي كه زكريا ـ عليه السلام ـ كنار محراب او قرار مي‎گرفت و براي ديدار او مي‎آمد، غذاهاي مخصوصي در كنار محراب او مشاهده مي‎كرد، كه شگفت زده مي‎شد، روزي به او گفت:
«يا مَرْيمُ أَنَّى لَكِ هذا؛ اي مريم! اين غذاها (و ميوه‎هاي غير فصل) را از كجا آوردي؟»
مريم ـ عليها السلام ـ در جواب گفت:
«هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يرْزُقُ مَنْ يشاءُ بِغَيرِ حِسابٍ؛ اين از طرف خدا است، و او است كه هركس را بخواهد، بي‎حساب روزي مي‎دهد.» 
آري به اين ترتيب خداوند غذاهاي بهشتي غير فصل را به مريم مي‎رسانيد

 

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آفرينش حضرت آدم (ع) در قرآن 17 بار سخن از حضرت آدم ـ عليه السلام ـ به ميان آمده. در اين جا به بخشي از زندگي ايشان كه در قرآن آمده با توجه به روايات و گفتار مفسران، اشاره مي‌كنيم: خبر از آفرينش خليفة خدا به فرشتگان خداوند اراده كرد تا در زمين خليفه و نماينده‌اي كه حاكم زمين باشد قرار دهد، چرا كه خداوند همه چيز را براي انسان آفريده است. موقعيت و لياقت انسان را به گونه‌اي قرار داده تا بتواند به عنوان نمايندة خدا در زمين باشد. خداوند قبل از آن كه آدم ـ عليه السلام ـ پدر انسانها را به عنوان نمايندة خود در زمين بيافريند، اين موضوع بسيار مهم را به فرشتگان خبر داد. فرشتگان با شنيدن اين خبر سؤالي نمودند كه ظاهري اعتراض گونه داشت و عرض كردند: «پروردگارا!‌ آيا كسي را در زمين قرار مي‌دهي كه: 1. فساد به راه مي‌اندازد؛ 2. و خونريزي مي‌كند؛ اين ما هستيم كه تسبيح و حمد تو را به جا مي‌آوريم، بنابراين چرا اين مقام را به انسان گنهكار مي‌دهي نه به ما كه پاك و معصوم هستيم؟» خداوند در پاسخ آنها فرمود: «من حقايقي را مي‌دانم كه شما نمي‌دانيد». خداوند همة حقايق، اسرار و نامهاي همه چيز (و استعدادها و زمينه‌هاي رشد و تكامل در همة ابعاد) را به آدم ـ عليه السلام ـ آموخت. و آدم ـ عليه السلام ـ همة آنها را شناخت. آن گاه خداوند آن حقايق و اسرار را به فرشتگان عرضه كرد و در معرض نمايش آنها قرار داد و به آنها فرمود: «اگر راست مي‌گوييد كه لياقت نمايندگي خدا را داريد نام اينها را به من خبر دهيد، و استعداد و شايستگي خود را براي نمايندگي خدا در زمين، نشان دهيد.» فرشتگان (دريافتند كه لياقت و شايستگي، تنها با عبادت و تسبيح و حمد به دست نمي‌آيد، بلكه علم و آگاهي پاية اصلي لياقت است از اين رو) با عذرخواهي به خدا عرض كردند: «خدايا! تو پاك و منزّه هستي، ما چيزي جز آن چه تو به ما آموخته‌اي نمي‌دانيم، تو دانا و حكيم مي‌باشي». به اين ترتيب فرشتگان كه به لياقت و برتري آدم ـ عليه السلام ـ نسبت به خود پي‌برده و پاسخ سؤال خود را قانع كننده يافتند، به عذرخواهي پرداخته، و دريافتند كه خداوند مي‌خواهد انساني به نام آدم ـ عليه السلام ـ بيافريند كه سمبل رشد و تكامل، و گل سرسبد موجودات است، و ساختار وجودي او به گونه‌اي آفريده شده كه لايق مقام نمايندگي خدا است. آفرينش آدم، و نگاه او به نورهاي اشرف مخلوقات آدم از دو بعد تشكيل شده، جسم و روح. خداوند نخست جسم او را آفريد، سپس روح منسوب خود را در او دميد،‌و به صورت كامل او را زنده ساخت. از آيات مختلف قرآن و تعبيرات گوناگوني كه دربارة چگونگي آفرينش انسان آمده به خوبي استفاده مي‌شود كه انسان در آغاز، خاك بوده است، سپس با آب آميخته شده است و به صورت گِل درآمده است، و بعد به گل بدبو (لجن) تبديل شده، سپس حالت چسبندگي پيدا كرده، سپس به حالت خشكيده درآمده و هم چون سفال گرديده است. فاصلة زماني اين مراحل كه چند سال طول كشيده، روشن نيست. اين قسمت نشان دهندة مراحل تشكيل جسم آدم است، كه همچنان تكميل شد تا به صورت يك جسد كامل درآمد. در كتاب ادريس آمده: روزي حضرت ادريس پيامبر، به ياران خود رو كرد و گفت: روزي فرزندان آدم در محضر او پيرامون بهترين مخلوقات خدا به گفتگو پرداختند، بعضي گفتند: او پدر ما آدم ـ عليه السلام ـ است، چرا كه خداوند او را با دست مرحمت خود آفريد، و روح منسوب به خود را در او دميد، و به فرمان او، فرشتگان به عنوان تجليل از مقام آدم ـ عليه السلام ـ، او را سجده كردند، و آدم را معلم فرشتگان خواند، و او را خليفة خود در زمين قرار داد، و اطاعت او را بر مردم واجب نمود. جمعي گفتند: نه بلكه بهترين مخلوق خدا فرشتگانند كه هرگز نافرماني از خدا نمي‌كنند، و همواره در اطاعت خدا به سر مي‌برند، در حالي كه حضرت آدم ـ عليه السلام ـ و همسرش بر اثر ترك اَوْلي از بهشت اخراج شدند، گرچه خداوند توبة آنها را پذيرفت و آنان را هدايت كرد، و به ايشان و فرزندان با ايمانشان وعدة بهشت داد. گروه سوم گفتند: بهترين خلق خدا جبرئيل است كه در درگاه خدا امين وحي مي‌باشد. گروه ديگر سخن ديگر گفتند. گفتگو به درازا كشيد تا اين كه حضرت آدم ـ عليه السلام ـ در آن مجلس حاضر شد و پس از اطلاع از ماجرا، چنين فرمود: اي فرزندانم! آن طور كه شما فكر مي‌كنيد نادرست است. هنگامي كه خداوند مرا آفريد و روحش را در من دميد، بلند شده و نشستم. همين طور كه به عرش خدا مي‌نگريستم، ناگهان پنج نور بسيار درخشان را ديدم. غرق در پرتو انوار آنها شدم و از خداوند پرسيدم اين پنج نور كيستند؟ خداوند فرمود: «اين پنج نور، نورهاي اشرف مخلوقات، باب‌ها و واسطه‌هاي رحمت من هستند، اگر آنها نبودند تو و آسمان و زمين و بهشت و دوزخ و خورشيد و ماه را نمي‌آفريدم.» پرسيدم: خدايا نام اينها چيست؟ فرمود: به عرش بنگر. وقتي به عرش نگاه كردم، اين نامها را مشاهده نمودم: «بارقليطا، ايليا، طيطه، شَبَر، شُبَير» (كه به زبان سرياني است، يعني محمد، علي، فاطمه، حسن و حسين ـ عليهم السلام ـ) بنابراين برترين مخلوقات اين پنج تن هستند.. فرشتگان و سجده بر آدم ـ عليه السلام ـ مراحل جسمي آدم ـ عليه السلام ـ او را به مقامي نرسانيد كه لياقت يابد و به عنوان گل سرسبد موجودات و مسجود فرشتگان، معرفي شود. مرحلة تكاملي بشر به آن است كه روح انساني از جانب خدا به او دميده گردد، دراين صورت است كه آدم در پرتو آن روح ويژة انساني، لياقت و استعداد فوق العاده پيدا مي‌كند، و خداوند به فرشتگان فرمان مي‌دهد كه به عنوان تكريم و تجليل از مقام آدم ـ عليه السلام ـ او را سجده كنند، يعني خدا را سجدة شكر بجا آورند كه چنين موجود ممتازي را آفريده است. خداوند به فرشتگان خطاب نمود و فرمود: «من بشري از گل مي‌آفرينم، هنگامي كه آن را موزون نمودم و از روح خودم در آن دميدم بر آن سجده كنيد.» بنابراين سجدة فرشتگان به خاطر آن روح ويژه‌اي بود كه خداوند در كالبد بشر دميد، و چنين روحي، به آدم لياقت داد تا نمايندة خدا در روي زمين شود. آدم داراي دو بُعد است: جسم و روح انساني. جسم او به حكم مادي بودنش، او را به امور منفي دعوت مي‌كرد و روح او به حكم ملكوتي بودنش او را به امور مثبت فرامي‌خواند. فرشتگان جنبه‌هاي مثبت آدم ـ عليه السلام ـ را بر اساس فرمان خدا، ديدند، و بدون چون و چرا آدم را سجده كردند، يعني در حقيقت خدا را در راستاي تجليل از آدم سجده نمودند. ولي ابليس جنبة منفي آدم، يعني جسم او را مورد مقايسه قرار داد، و از سجده كردن آدم خودداري نمود، و فرمان خدا را انجام نداد. درست است كه سجده بر آدم ـ عليه السلام ـ واقع شده و آدم ـ عليه السلام ـ قبلة اين سجده قرار گرفت. ولي همة انسانها در اين افتخار شركت دارند، چرا كه لياقت و استعدادهاي ذاتي آدم موجب چنين تجليلي از مقامش گرديد، و چنين لياقتي در ساير انسانها نيز وجود دارد. از اين رو در روايات معراج نقل شده: در يكي از آسمانها، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به جبرئيل فرمود: «جلو بايست تا همة ما و فرشتگان به تو اقتدا كنيم.» جبرئيل پاسخ داد: «از آن هنگام كه خداوند به ما فرمان داد تا آدم را سجده كنيم، بر انسانها پيشي نمي‌گيريم، و امام جماعت آنها نمي‌شويم». و نيز هنگامي كه آدم ـ عليه السلام ـ از دنيا رفت، فرزندش «هِبَةُ الله» به جبرئيل گفت: «جلو بايست و بر جنازة آدم ـ عليه السلام ـ نماز بخوان». جبرئيل در پاسخ گفت: «اي هِبَةُ الله! خداوند به ما فرمان داد تا آدم را در بهشت سجده كنيم، بنابراين براي ما روا نيست كه امام جماعت يكي از فرزندان آدم ـ عليه السلام ـ قرار گيريم.» تكبر و سركشي ابليس ابليس گرچه فرشته نبود ولي از عابدان ممتاز خدا با نام «حارث» در ميان كرّوبيان و فرشتگان، به عبادت خدا اشتغال داشت، و به فرمودة حضرت علي ـ عليه السلام ـ، «او شش هزار سال خدا را عبادت نمود، كه معلوم نيست از سالها دنيا است يا سالهاي آخرت، در عين حال لحظه‌اي تكبر، همة عبادت او را پوچ و نابود ساخت». همة فرشتگان فرمان حق را به طور سريع اجرا كردند، ولي ابليس بر اثر تكبر، از سجده نمودن خودداري ورزيد، و در صف كافران قرار گرفت. مطابق آية 34 بقره، ابليس در اين نافرماني، مرتكب سه انحراف و خلاف شد: 1. خلاف عملي: چنان كه تعبير به «اَبي» (سركشي كرد) بيانگر آن است، كه موجب فسق او شد. 2. خلاف اخلاقي: چنان كه تعبير به «اِستَكْبَرَ» (تكبير ورزيد) حاكي از آن است كه موجب خروج او از بهشت، و داخل شدنش به دوزخ گرديد. 3. خلاف عقيدتي، كه با مقايسة كبر آميز خود، عدل الهي را انكار كرد «وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ؛ از كافران گرديد». خداوند به ابليس خطاب كرد و فرمود: «اي ابليس! چه چيز مانع تو شد كه از سجده كردن مخلوقاتي كه با قدرت خود آن را آفريدم سرباز زدي؟» ابليس در پاسخ خدا، نه تنها عذرخواهي نكرد، بلكه با مقايسة غلط خود كه مقايسة جسم خود با جسم آدم بود گفت: «من از آدم بهترم، مرا از آتش آفريده‌اي، ولي آدم را از گِل و آتش بر گل برتري دارد. همين تكبر و خود برتربيني ابليس باعث شد كه خداوند به او فرمان داد: «فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَ إِنَّ عَلَيكَ لَعْنَتِي إِلى يوْمِ الدِّينِ؛ از آسمانها و صفوف فرشتگان خارج شو كه تو راندة درگاه مني،‌ و قطعاً لعنت من بر تو تا روز قيامت ادامه دارد.» ابليس گفت: «پروردگارا! مرا تا روزي كه انسانها برانگيخته مي‌شوند (روز قيامت) مهلت بده». خداوند فرمود: «تو از مهلت شد‌گان هستي، ولي تا روز و زمان معين.» ابليس (كه از اين مهلت، بيشتر مغرور شد، و از آن جا كه در رابطة با آدم ـ عليه السلام ـ راندة درگاه خدا شده بود، همة دشمني خود را به آدم آشكار كرد و) گفت: «خدايا به عزتت سوگند، همة انسانها را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان خالص تو را از ميان آنها، كه بر آنها سلطه ندارم». ادامة تكبر ابليس گويند: در عصر حضرت موسي ـ عليه السلام ـ، روزي ابليس نزد حضرت موسي ـ عليه السلام ـ آمد و گفت: «مي‌خواهم هزار و سه پند به تو بياموزم». موسي ـ عليه السلام ـ او را شناخت و به او فرمود: «آن چه كه تو مي‌داني، بيشتر از آن را من مي‌دانم، نيازي به پندهاي تو ندارم». جبرئيل ـ عليه السلام ـ بر موسي ـ عليه السلام ـ نازل شد و عرض كرد: «اي موسي! خداوند مي‌فرمايد: هزار پند او فريب است، اما سه پند او را بشنو». موسي ـ عليه السلام ـ به ابليس فرمود: «سه پند از هزار و سه پندت را بگو!» ابليس گفت: «1. هر گاه تصميم بر انجام كار نيكي گرفتي، در انجام آن شتاب كن و گرنه تو را پشيمان مي‌كنم؛ 2. اگر با زن نامحرمي خلوت كردي، از من غافل نباش كه تو را به عمل منافي عفت وادار مي‌نمايم؛ 3. هرگاه خشمگين شدي، جاي خود را عوض كن، و گرنه موجب فتنه خواهم شد. اكنون كه تو را سه پند دادم (به تو حقّي پيدا كردم) در عوض، از خدا بخواه تا مرا بيامرزد.» موسي ـ عليه السلام ـ خواستة ابليس را به خدا عرض كرد، خداوند فرمود: «شرط آمرزش شيطان آن است كه به كنار قبر آدم ـ عليه السلام ـ برود و خاك قبر او را سجده كند.» حضرت موسي ـ عليه السلام ـ فرمان خدا را به ابليس ابلاغ كرد. ابليس كه هم چنان در خودخواهي و تكبر غوطه‌ور بود، گفت: «اي موسي!‌ من در آن هنگام كه آدم ـ عليه السلام ـ زنده بود، بر او سجده نكردم، چگونه اكنون حاضر شوم كه بر خاك قبر او سجده كنم؟ l
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 قرآن 27 بار سخن از حضرت لوط ـ عليه السلام ـ به ميان آمده، و او را به عنوان يكي از پيامبران مرسل و صالح خوانده كه در برابر قوم سركش و شهوت پرستي قرار داشت و آنها را به آيين حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ فرا مي‎خواند، ولي آنها از اطاعت دستورهاي او سرپيچي مي‎كردند.
واژة «لوط» در اصل از لاطَ يلُوط گرفته شده و به معني ارتباط قلبي است، بنابراين اين پيامبر خدا كه پيوند محكم قلبي با خدا داشت، با نام لوط خوانده مي‎شد، و به عكس او، قومش به لواط و ارتباطهاي نامشروع آلوده بودند.
حضرت لوط ـ عليه السلام ـ از خويشان حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ بود، مطابق پاره‎اي از روايات، برادرزاده يا پسر خاله ابراهيم ـ عليه السلام ـ بود، و طبق بعضي از روايات، برادر حضرت ساره همسر ابراهيم ـ عليه السلام ـ بود. هنگامي كه حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ در سرزمين بابِل (عراق كنوني) مردم را به يكتا پرستي دعوت نمود، لوط نخستين مردي بود كه در آن شرايط سخت به ابراهيم ـ عليه السلام ـ ايمان آورد، و همواره در كنار ابراهيم ـ عليه السلام ـ بود، ‌و يگانه يار و ياور ابراهيم ـ عليه السلام ـ در دوران مبارزات او با نمرود به شمار مي‎آمد، چنان كه ساره نخستين زني بود كه به ابراهيم ـ عليه السلام ـ ايمان آورد. 
لوط ـ چنان كه ظاهر امر نشان مي‎دهد ـ در همان بابل به دنيا آمد، و پس از اعتقاد به حقّانيت آيين ابراهيم ـ عليه السلام ـ از مبلّغين و مدافعين اين آيين بود، و در اين مسير به مقام ارجمندي از نبوّت و رسالت رسيد كه خداوند (در آية 133 صافّات) مي‎فرمايد:
«وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ؛ همانا لوط از رسولان بود.»
از امام باقر ـ عليه السلام ـ نقل شده فرمود: حضرت لوط در ميان قوم خود سي سال سكونت كرد و آنها را به سوي خدا دعوت نمود و از عذاب الهي برحذر داشت. لوط پسر خاله ابراهيم ـ عليه السلام ـ و برادر ساره همسر ابراهيم بود. ابراهيم و لوط ـ عليه السلام ـ هر دو پيامبر مرسل و هشدار دهنده بودند.
لوط مردي سخي، بزرگوار و مهمان دوست بود، و مقدم مهمان را گرامي مي‎داشت.
زندگي لوط ـ عليه السلام ـ با قومش ـ چنان كه خاطرنشان مي‎شود ـ از دردناكترين و تلخترين زندگي‎ها بود، كه آن مرد خدا با كمال مقاومت تحمل كرد و به مسؤوليت ارشادي خود ادامه داد.
هجرت لوط ـ عليه السلام ـ همراه ابراهيم از سرزمين بابِل به فلسطين
هنگامي كه حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ از سرزمين بابِل به سوي فلسطين، هجرت كرد (يا تبعيد شد) حضرت لوط ـ عليه السلام ـ و خواهرش ساره همراه حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ هجرت نمودند، و پس از ورود به مصر، در آن جا (چنان كه قبلاً ذكر شد) يك نفر كنيز به نام هاجر بر تعدادشان افزوده شد، و گروه چهار نفري به طرف فلسطين حركت نمودند.
ابراهيم و ساره و هاجر در بياباني كنار راه عمومي يمن و شام و... سكني گزيدند، ‌هر كسي كه از آن جا مي‎گذشت، ابراهيم او را به توحيد و آيين حق دعوت مي‎كرد و خبر در آتش افكندن او و نسوختنش، در دنيا شايع شده بود، بعضي به او مي‎گفتند: با آيين شاه (نمرود) مخالفت مكن، زيرا مخالفانش را مي‎كشد، اما ابراهيم به راه خود ادامه مي‎داد.
يكي از كارهاي ابراهيم اين بود كه هر كس از كنار خيمه‎اش رد مي‎شد، او را مهمان مي‎كرد، و در محل سكونت او تا هفت فرسخ، ‌شهرها و روستاهاي پر از نعمت و درخت و ميوه وجود داشت، و وفور نعمت در همه جا به چشم مي‎خورد و هركس از مسافرين از اين شهرها مي‎گذشت، بدون جلوگيري، از ميوه‎هاي درختان مي‎خورد.
ابليس كه در كمين انسانها است، بخصوص اگر غرق در وفور نعمت باشند، زودتر مي‎تواند آنها را فريب داده و غافل سازد، از عيش و نوش مردم استفاده كرد و به آنها لواط را ياد داد، نخست خودش به صورت انساني آماده شد كه با او لواط كنند و كم كم اين كار زشت شايع و عادي گرديد،‌ به طوري كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا مي‎كردند.
عده‎اي از مردم از اين وضع بسيار پست ناراحت شده و به حضور ابراهيم ـ عليه السلام ـ آمدند و به او شكايت كردند، ابراهيم حضرت لوط را به عنوان مبلّغ به سوي آنها فرستاد تا آنها را نصيحت كند و از عواقب شوم اين اعمال زشت برحذر دارد.
لوط به سوي اين قوم (كه در شهرهاي سدوم و عمورا و ادوما و صاعورا و صابورا) بودند روانه شد. و چنان كه قبلاً‌ گفتيم، ابراهيم در قسمت بلند فلسطين، و لوط در قسمت پايين به فاصله هشت فرسخ قرار گرفتند آنها وقتي كه لوط را ديدند، گفتند تو كيستي؟ فرمود: من پسر خالة ابراهيم هستم، همان ابراهيمي كه شاه (نمرود) او را به آتش افكند، آتش نه تنها او را نسوزاند بلكه براي او سرد و گوارا شد، و او در چند فرسخي، نزديك شما است.
از خدا بترسيد، راه پاكي را بپيماييد، اين كارهاي زشت را نكنيد، خدا شما را هلاك خواهد كرد، گستاخي به خدا نكنيد از او بترسيد و خوددار باشيد و خدا را از ياد نبريد... .
گاه مي‎شد كه مردي كه از آن ديار عبور مي‎كرد، مردم زشتكار آن ديار به سوي او مي‎رفتند تا با او عمل زشت لواط انجام دهند، لوط ـ عليه السلام ـ او را از دست آنها نجات مي‎داد... .
ازدواج لوط ـ عليه السلام ـ
يكي از سنّتهاي صحيح آيين‎هاي حق، ازدواج است كه راه طبيعي براي ارضاي غريزة جنسي، و بقاي نسل مي‎باشد، لوط در همان محل مأموريت ازدواج كرد تا بلكه آنها نيز از اين روش پيروي كنند و از انحراف جنسي دست بردارند، ثمرة اين ازدواج اين شد كه لوط پس از مدتي داراي چند دختر گرديد.
لوط هم چنان به امر به معروف و نهي از منكر و مبارزه با فساد ادامه مي‎داد، اما بيانات مستدل لوط در آنها اثر نمي‎كرد، و اين جريانها سالها طول كشيد،‌ تا اين كه به لوط گفتند اگر دست از سرزنش ما برنداري تو را تبعيد خواهيم كرد،‌ در اين وقت بود كه ديگر اميدي به اصلاح آنها نبود و آنها مستحق هيچ چيز،‌ جز عذاب سخت الهي نبودند، از اين رو دل حضرت لوط كه سالها نسبت به آنها مهربان بود تا بلكه به سوي حق برگردند، ناراحت شد و بر آنها نفرين كرد.
[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]

براي يك رهبر حق، مسألة عدالت و پارسايي از مهمترين ويژگي‎هايي است كه موجب عدالت گستري و امنيت و سلامتي جامعه شده، و مردم را از دلبستگي‎هايي كه موجب دوري از خدا پرستي و خالص مي‎گردد حفظ مي‎كند.
حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ در عين آن كه داراي آن همه قدرت و مكنت بود، هرگز مغرور نشد و از حريم عدالت و پارسايي و ساده زيستي خارج نگرديد. و اگر داراي قصرهاي عالي و بلورين بود، آن قصرها را براي زندگي مرفه خود نمي‎خواست بلكه يك نوع اعجاز مقام پيامبري او در شرايط آن عصر بود، تا همه را به سوي خداي يكتا و بي‎همتا جذب كند.
شيوة زندگي او چنين بود كه وقتي صبح مي‎شد، از اشراف و ثروتمندان روي مي‎گردانيد و نزد مستمندان و فقيران مي‎رفت و كنار آنها مي‎نشست و مي‎گفت:
«مِسكينَ مَعَ الْمَساكِينِ؛ مسكين و بينوايي همنشين مسكينان و بينوايان است.»
وقتي كه شب مي‎شد، لباس زِبر مويين مي‎پوشيد، و آن را به شدت برگردنش مي‎بست، و همواره تا صبح گريان بود و به عبادت خدا اشتغال داشت، و از اجرت زنبيل‎هايي كه مي‎بافت، غذاي مختصري تهيه مي‎كرد و مي‎خورد، و راز اين كه درخواست ملك و حكومت بي‎نظير از خدا كرد اين بود كه بر كافران و حكومت آنها غالب و پيروز گردد.
از عدالت و مهرباني او نسبت به زير دستان اين كه؛ امام سجّاد ـ عليه السلام ـ فرمود: علت اين كه بر سر پرنده قُنْبَره  كاكلي مانند تاج قرار دارد، اين است كه حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ دست مرحمت بر سر او كشيد، و چنين تاجي بر اثر آن، در سر او پديدار گشت، كه داستانش چنين است:
روزي قُنْبَره نر مي‎خواست با قنبرة ماده همبستر شود، ولي قنبره ماده امتناع مي‎ورزيد. قنبرة نر به او گفت: «از من جلوگيري نكن مي‎خواهم از تو داراي فرزندي شوم كه ذاكر خدا باشد.»
قنبرة ماده با شنيدن اين سخن، تقاضاي همسرش را پذيرفت. سپس وقتي كه خواست تخم بگذارد، در مورد مكان تخم گذاري حيران بود. قنبرة نر به او گفت: «رأي من اين است كه در نزديك جاده تخم گذاري كن. كه هر كس تو را ديد گمان كند تو براي جمع كردن دانه از جاده به آن جا آمده‎اي، در نتيجه كاري به تو نداشته باشد.»
قنبرة ماده پيشنهاد همسرش را پذيرفت و در كنار جاده تخم گذاري كرد و روي تخمش نشست، تا وقتي كه زمان بيرون آمدن جوجه‎اش از تخم نزديك گرديد.
روزي اين دو پرندة نر و ماده ناگهان باخبر شدند كه حضرت سليمان با لشكر عظميش به حركت در آمده‎اند، و پرندگان بر روي سپاه او سايه افكنده‎اند. قنبرة ماده به همسرش گفت: «اين سليمان ـ عليه السلام ـ است كه با لشكرش به طرف ما مي‎آيند كه از اين جا عبور كنند، من ترس آن دارم كه خودم و تخم‎هايم زير پاي آنها نابود شويم.»
قنبرة نر گفت: «سليمان ـ عليه السلام ـ مردي مهربان است، ناراحت نباش. آيا در نزد تو چيزي هست كه آن را براي جوجه‎هايت اندوخته باشي؟» قنبرة ماده گفت: «آري در نزد من ملخي هست كه آن را براي جوجه‎ها اندوخته‎ام آيا در نزد تو چيزي هست؟» قنبرة نر گفت: «در نزد من يك دانه خرما وجود دارد كه براي جوجه‎ها اندوخته‎ام.»
قنبرة ماده گفت: «تو خرمايت، و من ملخم را برگيريم و وقتي كه سليمان ـ عليه السلام ـ از اين جا عبور كرد، نزد او برويم و آنها را به او اهدا كنيم، ‌زيرا سليمان ـ عليه السلام ـ هديه را دوست دارد.»
قنبرة نر خرماي خود را به منقار گرفت، و قنبرة ماده ملخ خود را بين دو پايش گرفت، و نزد سليمان ـ عليه السلام ـ رفتند. سليمان ـ عليه السلام ـ بر بالاي تختش بود. از آنها استقبال كرد و قنبرة نر در طرف راست او، و قنبرة ماده در طرف چپ او نشستند. سليمان ـ عليه السلام ـ از آنها احوالپرسي كرد و آنها نيز ماجراي زندگي خود را به عرض سليمان ـ عليه السلام ـ رساندند.
سليمان ـ عليه السلام ـ هدية آنها را پذيرفت و لشكرش را از آن جا دور ساخت تا آنها و تخم‎هايشان را پايمال نكنند، و بر سر آنها دست مرحمت كشيد و براي آنها دعا كرد. بر اثر دعا و مسح دست سليمان ـ عليه السلام ـ تاجي زيبا بر سر آنها روئيده شد. 
حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ به قدري به ياد خدا بود، كه نه تنها آن همه قدرت و مكنت او را از ياد خدا غافل نساخت، بلكه آن را پلي براي ياد خدا قرار داده بود. روزي شنيد: گنجشكي به همسرش مي‎گويد: «نزديك من بيا تا با تو همبستر شوم، شايد خداوند فرزندي به ما دهد كه ذكر خداوند متعال بگويد. ساية عمر ما به لب ديوار رسيده، شايد چنين يادگاري بگذاريم!» سليمان ـ عليه السلام ـ از سخن او تعجب كرد و گفت:
«هذِهِ النِّيةُ خَيرٌ مِنْ مَمْلِكَتِي؛ اين نيت (داشتن فرزند ذاكر) بهتر از همة مملكت من است.» 
عشق و دلدادگي سليمان ـ عليه السلام ـ به خدا
روزي حضرت سليمان گنجشك نري را ديد كه به همسرش مي‎گفت: «چرا خود را از من دور مي‎كني، ‌من اگر بخواهم قبّة قصر سليمان ـ عليه السلام ـ را به منقارم مي‎گيرم و آن را در درون دريا مي‎افكنم!»
سليمان ـ عليه السلام ـ از سخن او خنديد، ‌سپس آن دو گنجشك را احضار كرد، به گنجشك نر فرمود: «تو چگونه مي‎تواني قبة قصر سليمان را به منقار بگيري و به دريا بيفكني؟!»
گنجشك گفت: «نه اي رسول خدا! چنين تواني ندارم، ولي مرد گاهي نزد همسرت خود را بزرگ جلوه مي‎دهد و لاف و گزاف مي‎گويد، و به گفتار انسان عاشق سرزنش نيست.»
حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ به گنجشك ماده گفت: «چرا خود را در اختيار همسرش قرار نمي‎دهي، با اين كه او تو را دوست دارد؟»
گنجشك ماده در پاسخ گفت: «اي پيامبر خدا او عاشق نيست بلكه ادعاي عشق مي‎كند، زيرا جز من، به غير من نيز عشق مي‎ورزد.»
اين سخن اثر عميقي در قلب سليمان نهاد، به طوري كه گرية شديدي كرد، و از مردم دوري نمود و چهل روز در درگاه خدا ناليد و از او خواست تا قلبش را از محبت و عشق به غير خدا باز دارد، و عشقش را با عشق به غير خدا مخلوط نسازد. 
غذا رساني به كرمي در درون سنگي در ميان دريا
روزي حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ در كنار دريا نشسته بود، نگاهش به مورچه‎اي افتاد كه دانة گندمي را با خود به طرف دريا حمل مي‎كرد. سليمان ـ عليه السلام ـ هم چنان به او نگاه مي‎كرد كه ديد او به نزديك آب دريا رسيد. در همان لحظه قورباغه‎اي سرش را از آب دريا بيرون آورد و دهانش را گشود، مورچه به داخل دهان او وارد شد، و قورباغه به درون آب رفت.
سليمان مدتي در اين مورد به فكر فرو رفت و شگفت زده فكر مي‎كرد، ناگاه ديد آن قورباغه سرش را از آب بيرون آورد و دهانش را گشود، آن مورچه از دهان او بيرون آمد، ولي دانة گندم را همراه خود نداشت.
سليمان ـ عليه السلام ـ آن مورچه را طلبيد، و سرگذشت او را پرسيد.
مورچه گفت: «اي پيامبر خدا در قعر اين دريا سنگي توخالي وجود دارد، و كرمي در درون آن زندگي مي‎كند، خداوند آن را در آن جا آفريد، او نمي‎تواند از آن جا خارج شود و من روزي او را حمل مي‎كنم. خداوند اين قورباغه را مأمور كرده مرا در درون آب دريا به سوي آن كرم حمل كرده و ببرد. اين قورباغه مرا به كنار سوراخي كه در آن سنگ است مي‎برد، و دهانش را به درگاه آن سوراخ مي‎گذارد، من از دهان او بيرون آمده و خود را به آن كرم مي‎رسانم و دانة گندم را نزد او مي‎گذارم و سپس باز مي‎گردم و به دهان همان قورباغه كه در انتظار من است وارد مي‎شوم، او در ميان آب شناوري كرده و مرا به بيرون آب دريا مي‎آورد و دهانش را باز مي‎كند و من از دهان او خارج مي‎شوم.»
سليمان به مورچه گفت: «وقتي كه دانة گندم را براي آن كرم مي‎بري، آيا سخني از او شنيده‎اي؟» مورچه گفت آري او مي‎گويد:
«يا مَنْ لا ينْسانِي فِي جَوْفِ هذِهِ الصَّخْرَةِ تَحْتَ هذِهِ اللُّجَّةِ بِرِزْقِكَ، لا تَنْسِ عِبادَكَ الْمُؤْمِنِينَ بِرَحْمَتِكَ؛ اي خدايي كه رزق و روزي مرا در درون اين سنگ در قعر اين دريا فراموش نمي‎كني، رحمتت را نسبت به بندگان با ايمانت فراموش نكن.» 
شكايت مار از سليمان ـ عليه السلام ـ
روزي يك مار نزد سليمان ـ عليه السلام ـ آمد و گفت: «فلان شخص دو فرزندم را كشته است، از شما تقاضا دارم او را به عنوان قصاص اعدام كنيد.»
سليمان ـ عليه السلام ـ فرمود: «انسان مسلمان را به خاطر كشتن مار نمي‎كشند.»
مار گفت: «اي پيامبر خدا، در اين صورت از شما مي‎خواهم كه او را سرپرست اوقاف كنيد، تا (بر اثر عدم مراقبت در اجراي صحيح موقوفه) وارد دوزخ گردد، آن گاه در دوزخ با مارهاي آن جا از او انتقام بگيرم.» 
اين روايت بيانگر آن است كه مسؤوليت سرپرستي چيزي كه وقف شده بسيار خطير و دشوار است. كساني كه چنين مسؤوليتي را مي‎پذيرند بايد به طور كامل متوجه باشند كه در پرتگاه آتش دوزخ قرار گرفته‎اند، مبادا در مورد اجراي صحيح آن موقوفه، كوتاهي يا سهل انگاري كنند، كه كيفرش بسيار شديد و طاقت فرسا است.
پذيرش رأي خارپشت
حضرت جبرئيل از جانب خداوند به حضور سليمان ـ عليه السلام ـ آمد و ظرفي پر از آب آورد و گفت: «اين آب، آب حيات است (يعني اگر از آن بنوشي هميشه تا روز قيامت زنده و جاويد مي‎ماني) خداوند تو را مخير نموده است كه از آن بنوشي يا ننوشي.»
سليمان ـ عليه السلام ـ با جن و انس و حيوانات در اين باره مشورت كرد، همه گفتند: بايد از آن بنوشي تا زندگي جاويد پيدا كني.

سليمان ـ عليه السلام ـ با خود انديشيد كه آيا ديگر هيچ حيواني هست كه با او در اين باره مشورت نكرده باشم؟ فكرش به اين جا رسيد كه با خارپشت مشورت نكرده است. اسبش را به حضور طلبيد و به او گفت: «نزد خارپشت برو و او را به حضور من بياور.»
اسب رفت و پيام سليمان ـ عليه السلام ـ را به خارپشت داد، ولي خارپشت همراه اسب نيامد، اسب تنها بازگشت و موضوع را به سليمان ـ عليه السلام ـ خبر داد. اين بار سليمان ـ عليه السلام ـ سگي را نزد خارپشت فرستاد، سگ رفت و خارپشت همراه سگ نزد سليمان ـ عليه السلام ـ آمد، حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ به او گفت:‌«قبل از آن كه با تو مشورت كنم، بگو بدانم چرا، من اسب را كه بهترين جاندار بعد از انسان است نزد تو فرستادم، با او نيامدي، ولي سگ را كه خسيس‎ترين حيوان است فرستادم با او آمدي؟»
خارپشت پاسخ داد: زيرا اسب ـ گرچه حيواني شريف است ـ ولي بي‎وفا است، چنان كه شاعر گويد:
نشايد يافت اندر هيچ برزن وفا در اسب و در شمشير و در زن
ولي سگ گرچه خسيس است اما وفادار مي‎باشد، كه اگر لقمة ناني از كسي به او برسد، نسبت به او هميشه وفادار است. از اين رو با سخن بي‎وفايان همراهشان نيامدم، ولي با اشارة وفاداران آمدم.
سليمان گفت: جامي از آب حيات را نزد من آورده‎اند، و مرا مخير ساخته‎اند كه آن را بنوشم تا عمر جاودانه بيابم يا ننوشم و عمر معمولي كنم، نظر تو چيست؟
خارپشت گفت: آيا اين آب حيات را اختصاص به شخص تو داده‎اند، يا فرزندان و بستگان و ياوران نزديكت نيز مي‎توانند از آن بنوشند؟
سليمان ـ عليه السلام ـ فرمود: مخصوص من است.
خارپشت گفت: صواب آن است كه از آن آب ننوشي، زيرا همة دوستان و زن و فرزندان تو قبل از تو بميرند و تو را همواره داغدار و غمگين نمايند، زندگي آميخته با غم و اندوه و غم چه فايده‎اي دارد؟ زندگي بدون دوستان و عزيزان زندگي خوشي نخواهد بود.
سليمان ـ عليه السلام ـ سخن خارپشت را پذيرفت و از نوشيدن آب حيات خودداري نموده و آن را رد كرد. 
آري بايد به سراغ آن زندگي جاودان و خوشي رفت كه در آن غم و اندوه نباشد و چنين زندگي در بهشت جاودان الهي وجود دارد، كه در پرتو ايمان و عمل صالح مي‎توان به آن رسيد. سعادتمند كسي است كه دنيا و زندگي فاني آن را پلي براي وصول به رضوان خدا و بهشت قرار دهد، تا به زندگي طيب و ابدي دست يابد كه گفته‎اند: براي افراد سعادتمند، مرگ گامي است به سوي كمال، نه دامي به سوي زوال.

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]

حضرت يونس ـ عليه السلام ـ حق داشت كه ناراحت گردد زيرا 33 سال آنها را دعوت كرد، تنها دو نفر به او ايمان آوردند، از اين رو به طور كلّي از آنها نااميد شد و بر ايشان نفرين كرد، و از ميان آنها بيرون آمد كه از عذاب آنها نجات يابد، ولي اگر او در ميان قوم مي‎ماند و باز آنها را دعوت مي‎كرد بهتر بود، چرا كه شايد در همان روزهاي آخر، ايمان مي‎آوردند، ولي يونُس كه كاسة صبرش لبريز شده بود، آن كار بهتر را رها كرد و از ميان قوم بيرون آمد، همين ترك اولي باعث شد كه دچار غضب سخت الهي گرديد.
يونس از نينوا خارج شد و به راه خود ادامه داد تا به كنار دريا رسيد. در آن جا منتظر ماند، ناگاه يك كشتي مسافربري فرا رسيد. آن كشتي پر از مسافر بود و جا نداشت، امّا يونس ـ عليه السلام ـ از ملوان كشتي تقاضا و التماس كرد كه به او جا بدهند، سرانجام به او جا دادند، و او سوار كشتي شد و كشتي حركت كرد. در وسط دريا ناگاه ماهي بزرگي  سر راه كشتي را گرفت، در حالي كه دهان باز كرده بود، گويي غذايي مي‎طلبيد، سرنشينان كشتي گفتند به نظر مي‎رسد گناهكاري در ميان ما است كه بايد طعمة ماهي گردد. بين سرنشينان كشتي قرعه زدند، قرعه به نام يونس ـ عليه السلام ـ اصابت كرد، حتي سه بار قرعه زدند، هر سه بار به يونس ـ عليه السلام ـ اصابت نمود. يونس را به دريا افكندند، آن ماهي بزرگ او را بلعيد در حالي كه مستحقّ ملامت بود. 
ماهي يونس ـ عليه السلام ـ را به دريا برد، طبق روايتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده است:
يونس ـ عليه السلام ـ چهار هفته (28 روز) از قوم خود غايب گرديد، هفت روز هنگام رفتن به سوي دريا، هفت روز در شكم ماهي، هفت روز پس از خروج از دريا زير درخت كدو، و هفت روز هنگام مراجعت به نينوا. 
در مورد اين كه: يونس ـ عليه السلام ـ چند روز در شكم ماهي، روايات گوناگون وارد شده، از نُه ساعت، سه روز تا چهل روز گفته شده است، و اين موضوع به خوبي روشن نيست.
يونس در درون تاريكي‎هاي سه گانه: تاريكي درون دريا، تاريكي درون ماهي و تاريكي شب قرار گرفت، ولي همواره به ياد خدا بود، و توبة حقيقي كرد، و مكرّر در ميان آن تاريكي‎ها مي‎گفت:
«لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ؛ اي خداي بزرگ معبودي يكتا جز تو نيست، تو از هر عيب و نقصي منزه هستي و من از ستمگران مي‎باشم.»
سرانجام خداوند دعاي او را به استجابت رسانيد، و توبة او را پذيرفت و به ماهي بزرگ فرمان داد تا يونس ـ عليه السلام ـ را كنار دريا آورده و او را به بيرون اندازد، و او فرمان خدا را اجرا نمود.
آري يونس حقيقتاً توبه كرد و تسبيح خدا گفت و اقرار به گناه خود نمود تا نجات يافت، و در غير اين صورت، هم چنان در شكم ماهي مي‎ماند، چنان كه در آية 143 و 144 سورة صافّات مي‎خوانيم:
«فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ـ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يوْمِ يبْعَثُونَ؛ و اگر او از تسبيح كنندگان نبود تا روز قيامت در شكم ماهي مي‎ماند.»  منبع -تیبان

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:32 ] [ اطلس ایران وجهان ]
حضرت اسماعیل(ع)

لقب:ذبیح ا...

معنای اسم:اسماعیل=بنده وشنونده خدا

پدر:ابراهیم

مادر:هاجر

تاریخ ولادت:۳۴۱۸ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر:۱۳۴ سال

بعثت:در شبه جزیره عربستان به پیامبری برگزیده شد.

محل دفن:مدفن آن حضرت در حجر اسماعیل کنار قبر مادرش هاجر می باشد.

نسب:اسماعیل بن ابراهیم خلیل ا...

تعداد فرزندان:آن حضرت ۱۲پسر داشت .

مختصری از زندگینامه:

حضرت اسماعیل بسیار مورد علا قه پدرش ابراهبم بود.حضرت ابراهبم در خواب دید،که خداوند فرمان می دهد،تا اسماعیل را قربانی کند.لذا به فرزندش گفت:بگو نظر تو در این باره چیست؟

اسماعیل گفت، پدر جان!آنچه را که بدان ماموری عمل کن انشاءا... مرا از صابران خواهی یافت.هنگامی که حضرت ابراهیم خواست اسماعیل را قربانی کند،لبه کارد به پشت پر گردانیده می شد و نمیبرید،درآن هنگام ندایی شنیده شد که می گفت:ای ابرا هیم به تحقیق ماموریت خود را بخوبی انجام دادی.بدنبال آن جبرءیل به عنوان فدایی اسماعیل آورد وحضرت ابراهیم آن راقربانی کرد.این سنت برای حاجیان به یادگار ماند،که هر ساله در منی قربانی انجام دهند.

فهرصت سوره هایی که نام اسماعیل در آن ذکر شده:بقره،آل عمران،نساء،انعام، ابراهیم،مریم ،انبیاء،ص

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:31 ] [ اطلس ایران وجهان ]
حضرت اسحاق(ع)

معنای اسم:اسحاق در زبان عبری بمعنی تبسم است.

پدر: ابراهیم

مادر:ساره

تاریخ ولادت:۳۴۲۳ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر:۱۸۰ سال

بعثت:آن حضرت در فلسطین مبعوث شد .

محل دفن:شهر خلیل الرحمان در کشور فلسطین.

نسب:اسحاق بن ابراهیم بن خلیل ا...

تعداد فرزندان:آن حضرت دو پسر داشت

مختصری از زندگینامه:

یکی از پیامبران مرسل حضرت اسحاق است.وی۵ سال پس از برادرش اسماعیل در حدود فلسطین متولد شد.هنگامی که چهل سال از عمرش گذشته بود،حضرت ابراهیم او را مامور نمود

که به فلسطین وکنعان برود ومردم آن دیار را به دین حق وراه راست هدایت نماید.آنحضرت،جد بنی اسراعیل است.جبرئیل به او بشارت داد که هزار پیامبر،از نسل او بوجود خواهند آمد،

که یکی از آنها حضرت موسی کلیم ا... می باشد.

فهرست سوره هایی که نام حضرت اسحاق(ع) در آن ذکر شده است:بقره،آل عمران، نساء،انعام، ابراهیم،مریم،انبیاء،ص،

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:30 ] [ اطلس ایران وجهان ]
حضرت صالح (ع) و قوم ثمود

يكي از پيامبراني كه اسم او در قرآن آمده، حضرت صالح ـ عليه السلام ـ است كه نامش در قرآن يازده بار ذكر شده است. او از نواده‎هاي سام بن نوح از قبيلة ثمود بود، بعضي سلسلة نسب او را چنين ذكر نموده‎اند: «صالح بن عبيد بن جابر بن ثمود» و بعضي ديگر او را به عنوان «صالح بن جابر بن ارم بن سام بن نوح» ياد كرده‎اند.
حضرت صالح ـ عليه السلام ـ به زبان عربي سخن مي‎گفت، و 280 سال عمر كرد، قبرش در نجف اشرف يا بين حجر الاسود و مقام ابراهيم ـ عليه السلام ـ در كنار كعبه قرار دارد.
او از سوي خداوند براي هدايت قوم ثمود، فرستاده شد، و با تلاشهاي شبانه روزي خود، آن قوم را به سوي خدا و نيكي‎ها دعوت نمود، ولي آن قوم، از او اطاعت نكردند و سرانجام به عذاب سخت الهي گرفتار شدند.
حضرت صالح سومين پيامبري است كه پس از نوح ـ عليه السلام ـ و هود ـ عليه السلام ـ يك تنه بر ضد بت و بت پرستي و طاغوت‎هاي عصرش قيام كرد، و سالها با آنها مبارزه و ستيز نمود.
طبق بعضي از روايات، حضرت صالح ـ عليه السلام ـ در شانزده سالگي به دعوت قوم به سوي خدا پرستي پرداخت، و 120 سال آنها را دعوت كرد، ولي جز اندكي، به او ايمان نياوردند.
دورنمايي از زندگي قوم ثمود
قوم ثمود، امّتي از عرب بودند كه پس از قوم عاد، به وجود آمدند و در سرزمين وادي القُري (بين مكه و شام) در شهر حِجر (كه هم اكنون بعضي از آثار آن شهر در ميان تخته سنگهاي عظيم ديده مي‎شود) مي‎زيستند، و از قبايل مختلف تشكيل شده بودند و هم چون قوم عاد در بت پرستي، فساد، ظلم و طغيان غوطه ور بودند، و در زندگيشان جز انحراف و گمراهي، چيز ديگري ديده نمي‎شد.
آنها در ظاهر داراي تمدن پيشرفته و شهرها و آبادي‎هاي محكم بودند، و از قطعه‎هاي عظيم سنگهاي كوهي، ساختمان مي‎ساختند، و براي حفظ خود پناهگاههاي استواري ساخته بودند،‌ و در شهر حِجر داراي امكانات وسيع مادي و تشكيلات پر زرق و برق بودند، از اين رو آنها را «اصحاب حِجر» مي‎نامند.
و به تعبير قرآن، آنها در كار زندگي دنيايشان آن قدر سخت كوش بودند كه براي خود، خانه‎هاي امن و اماني در دل كوهها مي‎تراشيدند.
اين مطلب نشانگر آن است كه آنها در يك منطقة كوهستاني مي‎زيستند، و داراي تمدن پيشرفته مادي بودند كه به آنها امكان مي‎داد تا در درون كوهها، خانه‎هاي امن تهيه كنند، تا در برابر طوفانها و سيل و زلزله، در امان باشند. ولي به همان اندازه كه دل به دنيا بسته بودند، دل از امور معنوي بريده بودند، و در لجنزار تباهيها و ستمها و آلودگيهاي معنوي، غوطه مي‎خوردند. حكومت ملوك الطوايفي، قبيلگي، ملي گرايي و تبعيضات نژادي، سرنوشت آنها را تعيين مي‎كرد. و بر همين اساس به فساد و تباهي‎ها، دامن مي‎زدند، چنان كه قرآن در توصيف آنها مي‎گويد:
«وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يصْلِحُونَ؛ آنها (قوم ثمود) در آن شهر (حِجر) نُه گروهك و قبيله بودند كه فساد در زمين مي‎كردند، و براي اصلاح خويش اقدام نمي‎نمودند».
قوم ثمود، داراي هفتاد بت بودند، چندين بتكده داشتند، بتهاي بزرگ آنها عبارت بودند از: «لات، عُزّي، منوت (منات) هُبَل و قيس.»
اين بتها به خصوص، مورد احترام شديد قوم ثمود بودند، آنها را شب و روز مي‎پرستيدند، بتكده‎ها را به نام آنها نامگذاري كرده بودند، هيچ كس حق نداشت كه آن بتكده‎ها را به عنوان مالكيت تصرّف كند، يا مردة خود را در آنها دفن نمايد، اگر كسي تخلف مي‎كرد، مي‎گفتند: متخلفين مورد لعن هُبَل و منوت دو بت بزرگ قرار خواهند گرفت.
خداوند بندة خالص خود به نام حضرت صالح ـ عليه السلام ـ را كه از خاندان خود آنها بود، و داراي عقلي كامل، حلمي وسيع و اخلاقي نيك بود، به عنوان پيامبر خدا به سوي آنها فرستاد تا راه را از چاه به ‎آنها نشان دهد، و آنها را از زنجيرهاي ذلّت،‌گمراهي، بت پرستي، تبعيضات، قبيله گرايي و تباهي‎هاي ديگر برهاند.
فرازهايي از دعوت منطقي و دلسوزانة حضرت صالح ـ عليه السلام ـ
حضرت صالح ـ عليه السلام ـ در دعوت و راهنمايي مردم، از راههاي گوناگون وارد شده و به نصيحت آنها پرداخت، در اين جا نظر شما را به چند نمونه از برنامه‎هاي تبليغي حضرت صالح ـ عليه السلام ـ جلب مي‎كنيم:
اي قوم من! براي شما فرستادة اميني هستم، پرهيزكار باشيد و از من پيروي كنيد، من در برابر اين دعوت، از شما اجر و مزدي نمي‎خواهم، اجر من تنها از جانب پروردگار جهانيان است، آيا شما مي‎پنداريد هميشه در نهايت امنيت در ميان نعمتهايي كه در دنيا وجود دارد، باقي مي‎مانيد؟ و در كنار اين باغها، چشمه‎ها، زراعتها و نخل‎هايي كه ميوه‎هايش شيرين و رسيده است جاودانه خواهيد ماند؟
شما از كوهها خانه‎هايي مي‎تراشيد، و در آن به عيش و نوش مي‎پردازيد اين امور شما را سر مست و غافل ساخته است، از زندان خود پرستي بيرون آييد، و به فضاي خدا پرستي وارد شويد.
از اسراف كاران و دنيا پرستان مرفّه پيروي نكنيد،‌ آنان كه به فساد و تباهي دامن مي‎زنند، و در فكر اصلاح نيستند.
اي مردم! تنها خداي يكتا و بي‎همتا را بپرسيد، كه جز او چيز ديگري خداي شما نيست، همان خداوندي كه شما را از زمين آفريد، و آباداني آن را به شما واگذار نمود، از او آمرزش بطلبيد، سپس به سوي او باز مي‎گرديد، كه پروردگارم (به بندگان خدا) نزديك، و اجابت كنندة تقاضاي شما است.
قوم گفتند: اي صالح! تو پيش از اين ماية اميد ما بودي، آيا ما را از پرستش آن چه پدرانمان مي‎پرستيدند نهي مي‎كني؟ و ما در مورد آنچه ما را به سوي آن دعوت مي‎كني در شك و ترديد هستيم.
حضرت صالح ـ عليه السلام ـ فرمود: «اي قوم من! اگر من دليل آشكاري از پروردگارم داشته باشم،‌ و رحمت او به سراغم آمده باشد آيا مي‎توانم از ابلاغ او سرپيچي كنم؟ اگر من نافرماني او كنم،‌چه كسي مي‎تواند مرا در برابر او ياري دهد، بنابراين سخنان شما چيزي جز اطمينان به زيانكار بودن شما نمي‎افزايد.»
بنابراين به خود آييد، و درست فكر كنيد و بدانيد كه راه نجات و رستگاري شما در نفي معبودهاي باطل و آمدن زير پوشش پرستش معبود يكتا و بي‎همتا است.
اي مردم! چرا براي انجام بدي قبل از نيكي شتاب مي‎كنيد؟ و به جاي شتافتن به سوي رحمت الهي، به سوي عذاب خدا حركت مي‎نماييد؟ چرا از درگاه خداوند، تقاضاي عفو و آمرزش نمي‎كنيد؟ كه اگر چنين كنيد شايد مشمول رحمت الهي شويد، اين همه لجاجت و خيره سري و غفلت براي چيست؟
كوتاه سخن آن كه، ‌تمام رسالت و دعوت اين پيامبر بزرگ در اين جمله خلاصه مي‎شد كه:
«أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ؛ خدا را بپرستيد».
آري بندگان خدا، زير بنا و عصارة همة تعليمات فرستادگان خدا است.
حضرت صالح ـ عليه السلام ـ در دعوت قوم خود، نهايت محبّت و دلسوزي را نمود و با تعبير مكرّرِ «اي قوم من!» خواست تا حسّ خويشاوندي آنها را به سوي خود جلب كند، ولي آنها در برابر آن همه دلسوزيها، و منطق و راهنماييهاي مهر انگيز صالح ـ عليه السلام ـ ، با طغيان و سركشي لجوجانه، دعوت صالح ـ عليه السلام ـ را رد كردند، و بي‎شرمانه و گستاخانه در برابر او و دعوت‎هاي دلسوزانه او،‌ ايستادند، و به كار شكني‎ و مخالفت شديد پرداختند.
مخالفت آنها عمومي بود و جز اندكي به آن حضرت ايمان نياوردند، مطابق بعضي از روايات اين گروه اندك، پس از ديدن معجزة پيدايش ناقة صالح،‌ايمان آوردند، نخست هفتاد نفر بودند، سپس مرتد شدند و تنها شش نفر از آنها باقي ماند، كه يكي از آنها هم در شك و ترديد به سر مي‎برد و سرانجام به مخالفان پيوست.
بعضي تعداد ايمان آورندگان به صالح ـ عليه السلام ـ را كه از عذاب نجات يافتند،‌ تا چهار هزار نوشته‎اند.
عكس العمل شديد قوم ثمود، در برابر دعوت صالح ـ عليه السلام ـ
حضرت صالح دهها سال، قوم ثمود را به سوي خدا و يكتاپرستي دعوت كرد، ولي قوم ثمود با برخوردهاي شديد و لجاجت سخت از پاسخ مثبت به صالح ـ عليه السلام ـ امتناع ورزيدند، و با تهمتهاي ناجوانمردانه به آن حضرت، به كار شكني پرداختند.
گفتند: «آيا ما از بشري از جنس خود پيروي كنيم؟ اگر چنين كنيم در گمراهي و جنون خواهيم بود، آيا در ميان ما تنها بر اين شخص (صالح) وحي نازل شده است؟ نه، او آدم بسيار دروغگوي هوسبازي است».
صالح ـ عليه السلام ـ به اندرز دلسوزانه قوم پرداخت، و آنها را از عذاب سخت الهي هشدار دارد، و اعلام كرد تا عذاب نيامده، خود را در پرتو ايمان نجات دهيد و از خواب غفلت بيدار شده و از طغيان و سركشي، دست بكشيد، چرا كه خمير ماية گمراهي‎ها، غرور و سر مستي است. ولي سركشي و غرور آن قوم به جايي رسيد كه بروز حضرت صالح و اصحابش را به فال بد گرفتند و آنها را دروغگو خواندند و وجود آنها را ماية بدبختي خود دانستند، با اين كه سزاوار بود آن حضرت و اصحابش را ماية بركت و سعادت ابدي بدانند.
صالح ـ عليه السلام ـ به آنها فرمود:
«طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ؛ فال بد و بخت و طالع شما در نزد خدا است، او است كه شما را (نه ما را) به خاطر اعمالتان گرفتار مصائب و بدبختي ساخته است».

و اين برنامه، در حقيقت آزمايش بزرگ الهي براي شما است، اينها هشدار و بيدار باش است، تا كساني كه شايستگي و قابليت دارند،‌ از خواب غفلت بيدار گردند، و با اصلاح مسير خود، به سوي تكامل و خداي بزرگ، راه يابند.
برخورد شديد قوم ثمود به جايي رسيد كه به گروههاي نُه گانه تقسيم شدند، و با سازماندهي و برنامه ريزي فساد انگيز خود، به كارشكني پرداختند، و به همديگر گفتند: بياييد به خدا سوگند ياد كنيم كه بر صالح ـ عليه السلام ـ و خانواده‎اش شبيخون بزنيم و آنها را به قتل رسانيم، سپس به كسي كه مطالبة خون او را مي‎كند بگوييم ما از خانوادة او خبر نداشتيم، و ما در ادّعاي خود راستگو هستيم.
خنثي شدن توطئة توطئه گران
درتاريخ آمده: در كنار شهر حِجر كوهي بود كه غار و شكافي داشت، صالح ـ عليه السلام ـ براي عبادت خدا به آن جا مي‎رفت، و گاه شبانه به آن جا مي‎رفت و به مناجات و شب زنده‎داري مي‎پرداخت.
دشمنان توطئه‎گر كه آن حضرت را تهديد به قتل كرده بودند تصميم گرفتند به طور محرمانه به آن كوه رفته و در پشت سنگهاي كوه پنهان شوند و در كمين حضرت صالح به سر برند، وقتي كه صالح به آن جا آمد، او را به قتل رسانند، و پس از شهادتش به خانة او حمله‎ور شده و شبانه كار اهل خانه را يكسره نمايند، سپس مخفيانه به خانه‎هاي خود برگردند. و اگر كسي از اين حادثه پرسيد، اظهار بي‎اطّلاعي نمايند.
ولي خداوند به طرز عجيبي توطئه آنها را خنثي كرد، آنها هنگامي كه در گوشه‎اي از كوه كمين كرده بودند، كوه ريزش كرد،‌و صخرة بسيار بزرگي از بالاي كوه سرازير شد و آنها را در لحظه‎اي كوتاه، در هم كوبيد و نابود كرد.
خداوند در قرآن به اين مطلب اشاره كرده و مي‎فرمايد:
«وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يشْعُرُونَ؛ آنها نقشة مهمي كشيدند و ما هم نقشة مهمي، در حالي كه آنها خبر نداشتند».

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]
خلاصه ای از شناسه حضرت هود علیه السلام

_معنای اسم هود: هدایت یافته و در زبان عبری نام آنحضرت عابر است.

_نام پدر: شالخ

_نام مادر: بکیه

_تاریخ ولادت: 2648 سال بعد از هبوط

_مدت عمر: 460 سال

_بعثت: برای قوم عاد مبعوث شدند.

_محل دفن: نجف اشرف در کشور عراق فعلی

_نسب آنحضرت برآوینی: هود بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح علیهم السلام اجمعین

_تعداد فرزندان: 3 پسر


مختصری از زندگینامه حضرت هود علیه السلام

خداوند متعال حضرت هود علیه السلام را برای هدایت قوم عاد مبعوث گردانید. آن حضرت قوم خود را موعظه میکرد و می فرمود ای قوم اکنون من پیغمبر خدا هستم و براستی آمده ام تا شما را به پرستش خدای یگانه دعوت کنم. ای مردم بت پرستی را رها کنید تا سعادتمند شوید آن قوم چون این سخنان را شنیدند بر سر وی ریختند و او را به سختی کتک زده بطوریکه آنبزرگوار بی هوش شدند.

بعد از این واقعه باز هم از سوی خدا ندا رسید که قوم خود را موعظه کن بدرستی که ما تو را فراموش نخواهیم کرد. حضرت هود دوباره مردم را به خداپرستی دعوت نمود ولی ایمان نیاوردند و سرانجام بخاطر بی ایمانی مورد خشم خداوند قرار گرفته و همگی مگر ایمان آورندگان بر اثر وزش باد های مسموم هلاک شدند.

فهرست سوره ها و آیاتی که نام شریف حضرت هود علیه السلام در آن ها ذکر شده است:

_سوره اعراف: آیه 65

_سوره هود: آیات 50، 52، 58، 60، 89

_سوره شعراء: آیه 124

معنای اسم:هدایت شده ( درزبان عبری نام آن حضرت عابر است )

پدر:شالخ

مادر:بکیه

تاریخ تولد:۲۶۴۸ سال بعد از هبوط آدم

مدت عمر:۴۶۰سال

بعثت:برای هدایت قوم عاد مبعوث شد

محل دفن:نجف اشرف در کشور عراق

تعداد فرزندان:آن حضرت ۳ پسر داشت

مختصری از زندگی نامه:خداوند حضرت هوذ را برای هدایت قوم عاد مبعوث کرد.آن حضرت قوم خود را موعظه می کرد و می فرمود : <<ای قوم! اکنون من پیغمبر خدا هستم وبه راستی آمده ام تا شما را به پرستش خدای یگانه دعوت کنم.ای مردم ! بت پرستی را رها کنید تا سعادتمند شوید . >>آن قوم چون این سخنان را شنیدند بر سر وی ریختند و او را سخت زدند به طوری که بیهوش شد بعد از این واقعه باز هم از سوی خدا ندا رسید که قوم خود را موعظه کن به درستی که ما تو را فراموش نخواهیم کرد. حضرت هود دوباره مردم را به خداپرستی دعوت کرد ولی آنها ایمان نیاوردند و سرانجام بخاطر بی ایمانی مورد خشم خداوند قرار گرفتند و در اثر وزش بادهای مسموم همه بجز گروه مومنین هلاک شدند .


یاحق/ بازنویسی شده توسط سجاد علیپور

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 21:21 ] [ اطلس ایران وجهان ]

زندگينامه امام حسين (ع)

  

زندگانی امام حسين (ع )
دومين فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحی و ولايت چشم به جهان گشود.
چون خبر ولادتش به پيامبر گرامی اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه ای سپيد (2) (س ) آمد و اسما
پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهای اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحی الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. (4)برای  موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي . و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، برای دومين فرزند فاطمه
(س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای  کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موی سر او (6) فرزندش به عنوان عقيقه (7) نقره صدقه داد.


حسين (ع ) و پيامبر (ص )
از ولادت حسين بن علی (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پيامبر راستين
اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز مي داشت ، به بزرگواری  و مقام شامخ پيشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی مي گويد: ديدم که رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوی  خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدايی که نه نفرند و خاتم ايشان ، (8) قائم ايشان (امام زمان "عج ") مي باشد. انس بن مالک روايت مي کند: وقتی از پيامبر پرسيدند کدام يک از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي داري ، فرمود:
بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد و (9) حسن و حسين را، (۱۰) آنان را مي بوييد و مي بوسيد. ابوهريره که از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عين حال اعتراف مي کند که : "رسول اکرم را ديدم که حسن و حسين را بر شانه های  خويش نشانده بود و به سوی ما مي آمد، وقتی به ما رسيد فرمود هر کس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (۱۱)داشته ، و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است ". عالي ترين ، صميمي ترين و گوياترين رابطه معنوی و ملکوتی بين پيامبر و حسين را مي توان در اين جمله رسول گرامی  اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسين از من و من از (12)حسينم ".


حسين (ع ) با پدر
شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپری شد، و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت ، مدت سی سال با پدر زيست . پدری که جز
به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگی  نگذرانيد، جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند،
همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام اين مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي کرد، و در چند سالی که حضرت علی (ع ) متصدی خلافت
ظاهری شد، حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامي ، مانند يک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش مي کوشيد، و در جنگهای  "جمل "، "صفين " و "نهروان " شرکت
و به اين ترتيب ، از پدرش اميرالمؤمنين (ع ) و دين خدا حمايت کرد و (13) داشت . حتی گاهی در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي کرد.
در زمان حکومت عمر، امام حسين (ع ) وارد مسجد شد، خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن مي گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: "از منبر
(14) پدرم فرود آي ...".


امام حسين (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت علی (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع )مامت و رهبری شيعيان به حسن بن علی (ع )، فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع )، منتقل
گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) که دست پرورد وحی محمدی و ولايت علوی بود، همراه و
همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام
حسن (ع ) مجبور شد که با معاويه صلح کند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد، امام حسين (ع ) شريک رنجهای برادر بود و چون مي دانست که اين صلح به صلاح اسلام و
مسلمين معاويه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويی  نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسين (ع )
به دفاع برخاست تا سخن در گلوی  معاويه بشکند و سزای ناهنجاريش را به کنارش بگذارد، ولی امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسين (ع )
پذيرا شد و به جايش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه (15) برآمد، و با بيانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .


امام حسين (ع ) در زمان معاويه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن علی (ع ) امامت و رهبری شيعيان
به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد که معاويه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اريکه حکومت اسلام به
ناحق تکيه زده ، سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامی  و قوانين خداوند است ، و از اين حکومت پوشالی مخرب به سختی رنج مي برد، ولی نمي توانست دستی فراز آورد و
قدرتی فراهم کند تا او را از جايگاه حکومت اسلامی پايين بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعی مشابه او داشت .
امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشکار سازد و به سازندگی قدرت بپردازد، پيش از هر جنبش و حرکت مفيدی به قتلش مي رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر
را پيشه ساخت که اگر برمي خاست ، پيش از اقدام به دسيسه کشته مي شد، و از اين کشته شدن هيچ نتيجه ای گرفته نمي شد.
بنابراين تا معاويه زنده بود، چون برادر زيست و علم مخالفتهای بزرگ نيفراخت ، جز آن که گاهی محيط و حرکات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم را
به آينده نزديک اميدوار مي ساخت که اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی  که معاويه از مردم برای ولايت عهدی يزيد، بيعت مي گرفت ، حسين به شدت با او
مخالفت کرد، و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و ولي عهدی او را نپذيرفت و حتی گاهی  (16) سخنانی  تند به معاويه گفت و يا نامه ای کوبنده برای او نوشت .
معاويه هم در بيعت گرفتن برای يزيد، به او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت ...


قيام حسيني
يزيد پس از معاويه بر تخت حکومت اسلامی تکيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند،و برای اين که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت کند، مصمم شد برای نامداران
و شخصيتهای اسلامی پيامی بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور، نامه ای به حاکم مدينه نوشت و در آن يادآور شد که برای من از حسين (ع )
بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم اين خبر را به امام حسين (ع ) رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود:
"انا لله و انا اليه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل (17) يزيد".
آن گاه که افرادی چون يزيد، (شراب خوار و قمارباز و بي ايمان و ناپاک که حتی  ظاهر اسلام را هم مراعات نمي کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشيند، بايد فاتحه اسلام
را خواند. (زيرا اين گونه زمامدارها با نيروی اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بين مي برند.)
امام حسين (ع ) مي دانست اينک که حکومت يزيد را به رسميت نشناخته است ، اگر در مدينه بماند به قتلش مي رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفی از مدينه به
سوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد، در بين مردم مکه و مدينه انتشار يافت ، و اين خبر تا به کوفه هم رسيد. کوفيان از
امام حسين (ع ) که در مکه بسر مي برد دعوت کردند تا به سوی آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقيل ، پسر عموی خويش را به کوفه فرستاد تا حرکت
و واکنش اجتماع کوفی را از نزديک ببيند و برايش بنويسد. مسلم به کوفه رسيد و با استقبال گرم و بي سابقه ای روبرو شد، هزاران نفر به عنوان
نايب امام (ع ) با او بيعت کردند، و مسلم هم نامه ای  به امام حسين (ع ) نگاشت و حرکت فوری امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسين (ع ) کوفيان را به خوبی مي شناخت ، و بي وفايی  و بي ديني شان را در زمان حکومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم
نمي توان اعتماد کرد، و ليکن برای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصميم گرفت که به سوی کوفه حرکت کند.
با اين حال تا هشتم ذي حجه ، يعنی روزی  که همه مردم مکه عازم رفتن به "مني " بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مکه (۱۸)
برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنين روزی با اهل بيت و ياران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با اين کار هم به وظيفه خويش عمل کرد و هم به مسلمانان
جهان فهماند که پسر پيغمبر امت ، يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نکرده ، بلکه عليه او قيام کرده است .
يزيد که حرکت مسلم را به سوی کوفه دريافته و از بيعت کوفيان با او آگاه شده بود، ابن زياد را (که از پليدترين ياران يزيد و از کثيفترين طرفداران حکومت
بنی اميه بود) به کوفه فرستاد. ابن زياد از ضعف ايمان و دورويی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهديد
ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهايی با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگی دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهيد شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زياد جامعه دورو و خيانتکار و بي ايمان کوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت ، و کار به جايی رسيد که عده ای از همان کسانی که برای 
امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسين (ع ) از همان شبی که از مدينه بيرون آمد، و در تمام مدتی که در مکه اقامت گزيد، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهی به اشاره ، گاهی به
اعلان مي داشت که : "مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی يزيد و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهی از منکر و ايستادگی در برابر ظلم و ستمگری 
است و جز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدی هدفی ندارم ". و اين مأموريتی بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتی اگر به کشته شدن خود
و اصحاب و فرزندان و اسيری خانواده اش اتمام پذيرد. رسول گرامی (ص ) و اميرمؤمنان (ع) و حسن بن علی (ع ) پيشوايان پيشين اسلام ، شهادت
امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتی در هنگام ولادت امام حسين (ع )، و خود امام حسين (ع ) به(۱۹) رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود.
علم امامت مي دانست که آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد، ولی او کسی نبود که در برابر دستور آسمانی  و فرمان خدا برای جان خود ارزشی قائل باشد، يا از اسارت
خانواده اش واهمه ای  به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدی خدا بر او باد) .
خبر "شهادت حسين (ع ) در کربلا" به قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته ، از رسول الله (ص )
و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن علی (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدينسان حرکت امام حسين (ع ) با آن درگيريها و ناراحتيها احتمال کشته شدنش را در
اذهان عامه تشديد کرد. بويژه که خود در طول راه مي فرمود: "من کان باذلا فينا مهجته (20) و موطنا علی لقاء الله نفسه فليرحل معنا.
هر کس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بيايد".
و لذا در بعضی از دوستان اين توهم پيش آمد که حضرتش را از اين سفر منصرف سازند.
غافل از اين که فرزند علی  بن ابی طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر، و از ديگران به وظيفه خويش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشيد.
باری امام حسين (ع ) با همه اين افکار و نظريه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد، و کوچکترين خللی در تصميمش راه نيافت .
سرانجام ، رفت ، و شهادت را دريافت . نه خود تنها، بلکه با اصحاب و فرزندان که هر يک ستاره ای درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهايشان شنهای 
گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقي مانده بسترهای  گناه آلود خاندان اميه ) جانشين رسول خدا نيست ، و اساسا اسلام از بنی اميه و بنی 
اميه از اسلام جداست . راستی هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع ) به وقوع
نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مي دانستند، و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوترانيهای او و عمالش را مي شنيدند، چقدر از اسلام متنفر مي شدند، زيرا
اسلامی که خليفه پيغمبرش يزيد باشد، به راستی نيز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت را
به گوش مردم برسانند. و شنيديم و خوانديم که در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نکبت بار يزيد، هماره و همه جا دهان گشودند و
فرياد زدند، و پرده زيبای  فريب را از چهره زشت و جنايتکار جيره خواران بنی اميه برداشتند و ثابت کردند که يزيد سگ باز وشرابخوار است ، هرگز لياقت خلافت ندارد
و اين اريکه ای که او بر آن تکيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسينی را تکميل کرد، طوفانی  در جانها برانگيختند، چنان که نام يزيد تا هميشه
مترادف با هر پستی و رذالت و دناءت گرديد و همه آرزوهای طلايی و شيطانيش چون نقش بر آب گشت . نگرشی  ژرف مي خواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و
پرنتيجه دست يافت .
از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شيعيانش ، و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را، سالروز قيام و
شهادتش را با سياه پوشی  و عزاداری محترم مي شمارند، و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز مي دارند. پيشوايان مآل انديش و معصوم ما، هماره به واقعه
کربلا و به زنده داشتن آن عنايتی خاص داشتند. غير از اين که خود به زيارت مرقدش مي شتافتند و عزايش را بر پا مي داشتند، در فضيلت عزاداری و محزون بودن برای آن
بزرگوار، گفتارهای متعددی ايراد فرموده اند. ابوعماره گويد: "روزی به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم ، فرمود اشعاری در
سوگواری حسين برای ما بخوان . وقتی شروع به خواندن نمودم صدای گريه حضرت برخاست ، من مي خواندم و آن عزيز مي گريست ، چندان که صدای گريه از خانه برخاست . بعد از آن
که اشعار را تمام کردم ، امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام (21) حسين (ع ) مطالبی بيان فرمود".
و نيز از آن جناب است که فرمود: "گريستن و بي تابی کردن در هيچ مصيبتی شايسته (22) نيست مگر در مصيبت حسين بن علي ، که ثواب و جزايی گرانمايه دارد". باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که يکی از اصحاب بزرگ او است فرمود: "به شيعيان ما بگوييد که به زيارت مرقد حسين بروند، زيرا بر هر شخص باايمانی که
(23) به امامت ما معترف است ، زيارت قبر اباعبدالله لازم مي باشد". امام صادق (ع ) مي فرمايد: "ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يکون من الاعمال .(۲۴) همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده ای ارزش و فضيلتش بيشتر است ". زيرا که اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است که به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويی  روح را به سوی ملکوت خوبيها و پاکدامنيها و فداکاريها پرواز مي دهد. هر چند عزاداری و گريه بر مصايب حسين بن علی (ع )، و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشکوه و حماسه ساز کربلايش ارزش و معياری والا دارد، لکن بايد دانست که نبايد تنها به اين زيارتها و گريه ها و غم گساريدن اکتفا کرد، بلکه همه اين تظاهرات ، فلسفه دين داري ، فداکاری و حمايت از قوانين آسمانی را به ما گوشزد مي نمايد، و هدف هم جز اين نيست ، و نياز بزرگ ما از درگاه حسينی آموختن انسانيت و خالی بودن دل از هر چه غير از خداست مي باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم ، هدف مقدس حسينی به فراموشی مي گرايد.


اخلاق و رفتار امام حسين (ع )
با نگاهی  اجمالی به 56سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجويی  حسين (ع )، درمي يابيم که هماره وقت او به پاکدامنی  و بندگی و نشر رسالت احمدی و مفاهيم عميقی والاتر
از درک و ديد ما گذشته است . اکنون مروری  کوتاه به زوايای زندگانی آن عزيز، که پيش روی ما است :
جنابش به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسياری  و حتی در آخرين شب (25) داشت . گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز مي گزاشت .
زندگی دست از نياز و دعا برنداشت ، و خوانده ايم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خدای خويش به خلوت بنشيند. و فرمود: "خدا مي داند که من نماز و تلاوت
(26) قرآن و دعای زياد و استغفار را دوست دارم ". (27) حضرتش بارها پياده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.
ابن اثير در کتاب "اسد الغابة " مي نويسد: "کان الحسين رضی الله عنه فاضلا کثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال
(28) الخير جميعها. حسين (ع ) بسيار روزه مي گرفت و نماز مي گزارد و به حج مي رفت و صدقه مي داد و همه
کارهای پسنديده را انجام مي داد". شخصيت حسين بن علی  (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتی با
برادرش امام مجتبی (ع ) پياده به کعبه مي رفتند، همه بزرگان و شخصيتهای اسلامی به (29) احترامشان از مرکب پياده شده ، همراه آنان راه مي پيمودند.
احترامی که جامعه برای  حسين (ع ) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگی  مي کرد - از مردم و معاشرتشان کناره نمي جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان
ديگران از مواهب و مصائب يک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ايمان بي تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و ياور مردم ساخته بود.
و گرنه ، او نه کاخهای مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمي بستند، و حرم رسول الله (ص ) را برای او
خلوت نمي کردند... اين روايت يک نمونه از اخلاق اجتماعی اوست ، بخوانيم :
روزی از محلی عبور مي فرمود، عده ای از فقرا بر عباهای پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره های خشکی  مي خوردند، امام حسين (ع ) مي گذشت که تعارفش کردند و او هم
پذيرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بيان داشت : "ان الله لا يحب المتکبرين "، خداوند متکبران را دوست نمي دارد. (۳۰)پس فرمود: "من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنيد". آنها
هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدين ترتيب پذيرايی گرمی  (31) هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند،
از آنان به عمل آمد، و نيز درس تواضع و انسان دوستی را با عمل خويش به جامعه آموخت .
شعيب بن عبدالرحمن خزاعی  مي گويد: "چون حسين بن علی (ع ) به شهادت رسيد، بر پشت مبارکش آثار پينه مشاهده کردند، علتش را از امام زين العابدين (ع ) پرسيدند،
فرمود اين پينه ها اثر کيسه های  غذايی است که پدرم شبها به دوش مي کشيد و به خانه (32) زنهای  شوهرمرده و کودکان يتيم و فقرا مي رسانيد".
شدت علاقه امام حسين (ع ) را به دفاع از مظلوم و حمايت از ستم ديدگان مي توان در داستان "ارينب وهمسرش عبدالله بن سلام " دريافت ، که اجمال و فشرده اش را در اين
جا متذکر مي شويم : يزيد به زمان ولايت عهدي ، با اين که همه نوع وسايل شهوترانی و کام جويی و کامروايی 
از قبيل پول ، مقام ، کنيزان رقاصه و... در اختيار داشت ، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوی شوهردار عفيفی دوخته بود.
پدرش معاويه به جای اين که در برابر اين رفتار زشت و ننگين عکس العمل کوبنده ای  نشان دهد، با حيله گری  و دروغ پردازی و فريبکاري ، مقدماتی فراهم ساخت تا زن
پاکدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش يزيد بکشاند. حسين بن علی (ع ) از قضيه باخبر شد، در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه شوم
معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يکی از قوانين اسلام ، زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدی و تجاوز يزيد را از خانواده مسلمان و پاکيزه ای قطع نمود و با اين کار همت و غيرت الهي اش را نمايان و علاقه مندی خود
را به حفظ نواميس جامعه مسلمانان ابراز داشت ، و اين رفتار داستانی شد که در مفاخر آل علی (ع ) و دناءت و ستمگری بنی اميه ، برای هميشه در تاريخ به يادگار
33) ماند. علائلی در کتاب "سمو المعني " مي نويسد:
"ما در تاريخ انسان به مردان بزرگی برخورد مي کنيم که هر کدام در جبهه و جهتی  عظمت و بزرگی خويش را جهان گير ساخته اند، يکی در شجاعت ، ديگری در زهد، آن ديگری 
در سخاوت ، و... اما شکوه و بزرگی امام حسين (ع ) حجم عظيمی است که ابعاد بي نهايتش هر يک مشخص کننده يک عظمت فراز تاريخ است ، گويا او جامع همه
(34) والاييها و فرازمنديها است ". آري ، مردی که وارث بي کرانگی  نبوت محمدی است ، مردی که وارث عظمت عدل و مروت
پدری چون حضرت علی  (ع ) است و وارث جلال و درخشندگی فضيلت مادری چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والای عظمت انسان و نشانه آشکار فضيلتهای 
خدايی نباشد. درود ما بر او باد که بايد او را سمبل اعمال و کردارمان قرار دهيم .
امام حسين (ع ) و حکايت زيستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه يک بزرگ مرد تاريخ را برای ما مجسم مي سازد، بلکه او با همه خويشتن ، آيينه
تمام نمای فضيلتها، بزرگ منشيها، فداکاريها، جان بازيها، خداخواهيها وخداجوييها مي باشد، او به تنهايی  مي تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را
ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنويت و فضيلتهای انسان را ارجمند نمود.
-----------------


پي نوشتها:
در سال و ماه و روز ولادت امام حسين (ع ) اقوال ديگری هم گفته شده است ، ولی  (1)
ما قول مشهور بين شيعه را نقل کرديم . ر. به . ک . اعلام الوری طبرسي ، ص .213
احتمال دارد منظور از اسما، دختر يزيد بن سکن انصاری باشد. ر. به . ک . اعيان (2)
الشيعه ، جزء ,11 ص .167
امالی شيخ طوسي ، ج 1، ص .377 (3)
شبر بر وزن حسن ، و شبير بر وزن حسين ، و مبشر بر وزن محسن ، نام پسران هارون (4)
بوده است و پيغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسين و محسن را به اين سه نام
ناميده است - تاج العروس ، ج 3، ص ,389 اين سه کلمه در زبان عبری همان معنی را
دارد که حسن و حسين و محسن در زبان عربی دارد - لسان العرب ، ج ,66 ص .60
معانی الاخبار، ص .57 (5)
در منابع اسلامی درباره عقيقه سفارش فراوان شده و برای سلامتی فرزند بسيار (6)
مؤثر دانسته شده است . ر. به . ک . وسائل الشيعه ، ج ,15 ص 143به بعد.
کافي ، ج 6، ص .33 (7)
مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 146- کمال الدين صدوق ، ص .152 (8)
سنن ترمذي ، ج 5، ص .323 (9)
ذخائر العقبي ، ص .122 (10)
الاصابه ، ج ,11 ص .30 (11)
سنن ترمذي ، ج 5، ص 324- در اين قسمت رواياتی که در کتابهای اهل تسنن آمده (12)
است نقل شد تا برای آنها هم سنديت داشته باشد.
الاصابه ، ج 1، ص .333 (13)
تذکرة الخواص ابن جوزي ، ص 34- الاصابه ، ج 1، ص ,333 آن طور که بعضی از (14)
مورخين گفته اند اين موضوع تقريبا در سن ده سالگی امام حسين (ع ) اتفاق افتاده
است .
ارشاد مفيد، ص .173 (15)
رجال کشي ، ص 94- کشف الغمة ، ج 2، ص .206 (16)
مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 184- لهوف ، ص .20 (17)
روز هشتم ماه ذيحجه مستحب است که حاجيها به "مني " بروند، و در آن زمان به (18)
اين حکم استحبابی عمل مي کردند، ولی در زمان ما مرسوم شده است که از روز هشتم
يکسره به عرفات مي روند.

 منبع -سایت ۱۲ امام

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 14:48 ] [ اطلس ایران وجهان ]

زندگينامه حضرت ابوالفضل (ع)

حضرت ابوالفضل عباس بن امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه الصلاه و السلام ملقب به قمر بنی هاشم و سقای کربلا، شهید در واقعه کربلاء، مادر ایشان ام البنین فاطمه بنت حزام است

عبّاس يعني تا شهادت يكّه تازي             عبّاس يعني عشق، يعني پاكبازي

عبّاس يعني با شهيدان همنوازي             عبّاس يعني يك نيستان تكنوازي



 ميلاد حضرت ابوالفضل (ع)

سالها از شهادت جانگداز دختر پيامبر، حضرت زهرا ميگذشت. حضرت علي(ع) پس از فاطمه با امامه (دختر زادة پيامبر اكرم) ازدواج كرده بود. امّا با گذشت بيش از ده سال از آن داغ جانسوز، هنوز هم غم فراق زهرا در دل علي(ع) بود.

براي خاندان پيامبر، سرنوشتي شگفت رقم زده شده بود. بني هاشم، در اوج عزّت و بزرگواري، مظلومانه مي‏زيستند. وقتي علي(ع) به فكر گرفتن همسر ديگري بود، عاشورا در برابر ديدگانش بود. برادرش «عقيل » را كه در علم نسب‏ شناسي وارد بود و قبايل و تيره‏ هاي گوناگون و خصلتها و خصوصيّتهاي اخلاقي و روحي آنان را خوب مي‏شناخت طلبيد. از عقيل خواست كه: برايم همسري پيدا كن شايسته و از قبيله ‏اي كه اجدادش از شجاعان و دلير مردان باشند تا بانويي اين چنين، برايم فرزندي آورد شجاع و تكسوار و رشيد.

پس از مدّتي، عقيل زني از طايفة كلاب را خدمت اميرالمؤمنين(ع) معرفي كرد كه آن ويژگي ها را داشت. نامش «فاطمه»، دختر حزام بن خالد بود و نياكانش همه از دليرمردان بودند. از طرف مادر نيز داراي نجابت خانوادگي و اصالت و عظمت بود. او را فاطمة كلابيّه مي گفتند و بعدها به «امّ‏ البنين» شهرت يافت، يعني مادرِ پسران، چهار پسري كه به ‏دنيا آورد و عبّاس يكي از آنان بود.

عقيل براي خواستگاري او نزد پدرش رفت. وي از اين موضوع استقبال كرد و با كمال افتخار، پاسخ آري گفت. حضرت علي(ع) با آن زن شريف ازدواج كرد. فاطمة كلابيّه سراسر نجابت و پاكي و خلوص بود. در آغاز ازدواج، وقتي وارد خانة علي(ع) شد، حسن و حسين (عليهماالسلام) بيمار بودند. او آنان را پرستاري كرد و ملاطفت بسيار به آنان نشان داد.

گويند: وقتي او را فاطمه صدا كردند گفت: مرا فاطمه خطاب نكنيد تا ياد غمهاي مادرتان فاطمه زنده نشود، مرا خادم خود بدانيد.

ثمرة ازدواج حضرت علي با او، چهار پسر رشيد بود به نامهاي: عبّاس، عبدالله، جعفر و عثمان، كه هر چهار تن سالها بعد در حادثة كربلا به شهادت رسيدند. عباس، قهرماني كه در اين بخش از او و خوبي‏ها و فضيلتهايش سخن ميگوييم، نخستين ثمرة اين ازدواج پر بركت و بزرگترين پسر امّ البنين بود.

فاطمة كلابيه (امّ البنين) زني داراي فضل و كمال و محبّت به خاندان پيامبر بود و براي اين دودمانِ پاك، احترام ويژه ‏اي قائل بود. اين محبت و مودّت و احترام، عمل به فرمان قرآن بود كه اجر رسالت پيامبر را «مودّت اهل بيت» دانسته است. او براي حسن، حسين، زينب و امّ كلثوم، يادگاران عزيز حضرت زهرا (س)، مادري مي‏كرد و خود را خدمتكار آنان مي‏دانست. وفايش نيز به اميرالمؤمنين (ع) شديد بود. پس از شهادت علي(ع) به احترام آن حضرت و براي حفظ حرمت او، شوهر ديگري اختيار نكرد، با آن كه مدّتي نسبتاً طولاني (بيش از بيست سال) پس از آن حضرت زنده بود.

ايمان والاي امّ البنين و محبتش به فرزندان رسول خدا چنان بود كه آنان را بيشتر از فرزندان خود، دوست مي‏داشت. وقتي حادثة كربلا پيش آمد، پيگير خبرهايي بود كه از كوفه و كربلا مي‏رسيد. هركس خبر از شهادت فرزندانش مي‏داد، او ابتدا از حال حسين(ع) جويا مي‏شد و برايش مهمتر بود.

عبّاس بن علي(ع) فرزند چنين بانوي حق شناس و بامعرفتي بود و پدري چون علي بن ابي طالب(ع) داشت و دست تقدير نيز براي او آينده ‏اي آميخته به عطر وفا و گوهر ايمان و پاكي رقم زده بود.

ولادت نخستين فرزند امّ البنين، در روز چهارم شعبان سال 26 هجري در مدينه بود. تولّد عباس، خانة علي و دل مولا را روشن و سرشار از اميد ساخت، چون حضرت مي‏ديدند در كربلايي كه در پيش است، اين فرزند، پرچمدار و جان نثار آن فرزندش خواهد بود وعباسِ علي، فداي حسينِ فاطمه خواهد گشت.

وقتي به دنيا آمد حضرت علي(ع) در گوش او اذان و اقامه گفت، نام خدا و رسول را بر گوش او خواند و او را با توحيد و رسالت و دين، پيوند داد و نام او را عباس نهاد. در روز هفتم تولّدش طبق رسم و سنّت اسلامي گوسفندي را به عنوانِ عقيقه ذبح كردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند.

آن حضرت، گاهي قنداقة عبّاس خردسال را در آغوش ميگرفت و آستينِ دستهاي كوچك او را بالا مي‏زد و بر بازوان او بوسه مي‏زد و اشك مي‏ريخت. روزي مادرش امّ البنين كه شاهد اين صحنه بود، سبب گرية امام را پرسيد. حضرت فرمود: اين دستها در راه كمك و نصرت برادرش حسين، قطع خواهد شد؛ گريهء من براي آن روز است.

با تولّد عبّاس، خانة علي(ع) آميخته ‏اي از غم و شادي شد: شادي براي اين مولود خجسته، و غم و اشك براي آينده‏ اي كه براي اين فرزند و دستان او در كربلا خواهد بود.

عبّاس در خانة علي(ع) و در دامان مادرِ با ايمان و وفادارش و در كنار حسن و حسين (عليهماالسلام) رشد كرد و از اين دودمان پاك و عترتِ رسول، درسهاي بزرگ انسانيت و صداقت و اخلاق را فرا گرفت.

تربيت خاصّ امام علي(ع) بي‏ شك، در شكل دادن به شخصيت فكري و روحي بارز و برجستهء اين نوجوان، سهم عمده‏ اي داشت و درك بالاي او ريشه در همين تربيتهاي والا داشت.

روزي حضرت امير(ع) عبّاسِ خردسال را در كنار خود نشانده بود، حضرت زينب (س) هم حضور داشت. امام به اين كودك عزيز گفت: بگو يك. عبّاس گفت: يك. فرمود: بگو دو. عباس از گفتن خودداري كرد و گفت: شرم مي‏كنم با زباني كه خدا را به يگانگي خوانده ‏ام دو بگويم. حضرت از معرفت اين فرزند خشنود شد و پيشاني عبّاس را بوسيد.

استعداد ذاتي و تربيت خانوادگي او سبب شد كه در كمالات اخلاقي و معنوي، پا به پاي رشد جسمي و نيرومندي عضلاني، پيش برود و جواني كامل، ممتاز و شايسته گردد. نه‏ تنها در قامت رشيد بود، بلكه در خِرد، برتر و درجلوه‏ هاي انساني هم رشيد بود. او مي‏دانست كه براي چه روزي عظيم، ذخيره شده است تا در ياري حجّت خدا جان نثاري كند. او براي عاشورا به دنيا آمده بود.

اين حقيقت، موردتوجّه علي(ع) بود، آنگاه كه مي‏خواست با امّ البنين ازدواج كند. وقتي هم كه حضرت امير در بستر شهادت افتاده بود، اين «راز خون» را به ياد عبّاس آورد و در گوش او زمزمه كرد.

شب 21 رمضان سال 41 هجري بود. علي(ع) در آخرين ساعات عمر خويش،عبّاس را به آغوش گرفت و به سينه چسبانيد و به اين نوجوان دلسوخته، كه شاهد خاموش شدن شمع وجود علي بود، فرمود: پسرم، به زودي در روز عاشورا، چشمانم به وسيلة تو روشن ميگردد؛ پسرم، هرگاه روز عاشورا فرا رسيد و بر شريعة فرات وارد شدي، مبادا آب بنوشي در حالي كه برادرت حسين(ع) تشنه است.

اين نخستين درس عاشورا بود كه در شب شهادت علي(ع) آموخت و تا عاشورا پيوسته در گوش داشت.

شايد در همان لحظات آخر عمر علي(ع) كه فرزندانش دور بستر او حلقه زده بودند و نگران آينده بودند، حضرت به فراخور هر يك، توصيه‏ هايي داشته است. بعيد نيست كه دست عبّاس را در دست حسين(ع) گذاشته باشد و عبّاس را سفارش كرده باشد كه: عباسم، جان تو و جان حسينم در كربلا! مبادا از او جدا شوي و تنهايش گذاري!

عبّاس، نجابت و شرافت خانوادگي داشت و از نفسهاي پاك و عنايتهاي ويژة علي(ع) و مادرش امّ البنين برخوردار شده بود. امّ البنين هم نجابت و معرفت و محبّت به خاندان پيامبر را يكجا داشت و در ولا و دوستي آنان، مخلص و شيفته بود. از آن سو نزد اهل بيت هم وجهه و موقعيّت ممتاز و مورد احترامي داشت. اين كه زينب كبري پس از عاشورا و بازگشت به مدينه به خانة او رفت و شهادت عبّاس و برادرانش را به اين مادرِ داغدار تسليت گفت و پيوسته به خانة او رفت و آمد مي‏كرد و شريك غمهايش بود، نشانِ احترام و جايگاه شايستة او در نظر اهل‏بيت بود


 
فصل جواني

از روزي كه عبّاس، چشم به جهان گشوده بود اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين را در كنار خود ديده بود و از ساية مهر و عطوفت آنان و از چشمة دانش و فضيلتشان برخوردار و سيراب شده بود.

چهارده سال از عمر عبّاس در كنار علي(ع) گذشت، دوراني كه علي(ع) با دشمنان درگير بود. گفته‏ اند عبّاس در برخي از آن جنگها شركت داشت، در حالي كه نوجواني در حدود دوازده ساله بود، رشيد و پرشور و قهرمان كه در همان سنّ و سال حريف قهرمانان و جنگاوران بود. علي(ع) به او اجازة پيكار نمي‏داد، به امام حسن و امام حسين هم چندان ميدانِ شجاعت نمايي نمي‏داد. اينان ذخيره‏ هاي خدا براي روزهاي آيندة اسلام بودند و عبّاس مي‏بايست جان و توان و شجاعتش را براي كربلاي حسين نگه دارد و علمدار سپاه سيدالشهدا باشد.

برخي جلوه ‏هايي از دلاوري اين نوجوان را در جبهة صفّين نگاشته ‏اند. اگر اين نقل درست باشد، ميزان رزم آوري او را در سنين نوجواني و دوازده سالگي نشان مي‏دهد.

مگر برادرزاده‏ اش حضرت قاسم سيزده ساله نبود كه آن حماسه را در ركاب عمويش آفريد و تحسين همگان را برانگيخت؟ مگر پدرش علي بن ابي طالب(ع) در جواني با قهرمانان نام آور عرب، همچون «مرحب» در جنگ خيبر و «عمروبن عبدودّ» در جنگ خندق درگير نشد و آنان را به هلاكت نرساند؟ مگر عباس، برادر امام حسن و امام حسين ومحمد حنفيّه و زينب و كلثوم نبود؟ مگر نياكانش ازناحية مادر در قبيلة «كلاب» همه از سلحشوران و تكسواران عرصه ‏هاي رزم وشجاعت و شمشيرزني و نيزه افكني نبودند؟ عباس، محلّ تلاقي دو رگ و ريشة شجاعت بود، هم از سوي پدر كه علي(ع) بود و هم از طرف مادر. و امّا آن حماسه آفريني در سنّ نوجواني:

در يكي از روزهاي نبرد صفّين، نوجواني از سپاه علي(ع) بيرون آمد كه نقاب بر چهره داشت و از حركات او نشانه‏ هاي شجاعت و هيبت و قدرت هويدا بود. از سپاه شام كسي جرأت نكرد به ميدان آيد. همه ترسان و نگران، شاهد صحنه بودند. معاويه يكي از مردان سپاه خود را به نام «ابن شعثاء»كه دليرمردي برابر با هزاران نفر بود صدا كرد و گفت: به جنگ اين جوان برو. آن شخص گفت: اي امير، مردم مرا با ده هزار نفر برابر مي‏دانند، چگونه فرمان مي‏دهي كه به جنگ اين نوجوان بروم؟ معاويه گفت: پس چه كنيم؟ ابن شعثاء گفت: من هفت پسر دارم، يكي از آنان را مي‏فرستم تا او را بكشد. گفت: باشد. يكي از پسرانش را فرستاد، به دست اين جوان كشته شد. ديگري را فرستاد، او هم كشته شد. همهء پسرانش يك به يك به نبرد اين شير سپاه علي(ع) آمدند و او همه را از دم تيغ گذراند.

خود ابن شعثاء به ميدان آمد، در حالي كه ميگفت: اي جوان، همهء پسرانم را كشتي، به خدا پدر و مادرت را به عزايت خواهم نشاند. حمله كرد و نبرد آغاز شد و ضرباتي ميان آنان ردّ و بدل گشت. با يك ضربت كاري جوان، ابن ‏شعثاء به خاك افتاد و به پسرانش پيوست. همهء حاضران شگفت زده شدند. اميرالمؤمنين او را نزد خود فراخواند، نقاب از چهره‏اش كنار زد و پيشاني او را بوسه زد. ديدند كه او قمر بني هاشم عباس بن علي(ع) است.

نيز آورده‏ اند در جنگ صفين، در مقطعي كه سپاه معاويه بر آب مسلّط شد و تشنگي، ياران علي(ع) را تهديد مي‏كرد، فرماني كه حضرت به ياران خود داد و جمعي را در ركاب حسين(ع) براي گشودن شريعه و باز پس گرفتن آب فرستاد، عباس بن علي هم در كنار برادرش و يار و همرزم او حضور داشته است.

اينها گذشت و سال چهلم هجري رسيد و فاجعهء خونين محراب كوفه اتّفاق افتاد. وقتي علي(ع) به شهادت رسيد، عباس بن علي چهارده ساله بود و غمگينانه شاهد دفن شبانه و پنهاني اميرالمؤمنين(ع) بود. بي شك اين اندوه بزرگ، روح حسّاس او را به سختي آزرد. امّا پس از پدر، تكيه گاهي چون حسنين (عليهماالسلام) داشت و در ساية عزّت و شوكت آنان بود. هرگز توصيه‏ اي را كه پدرش در شب 21 رمضان درآستانة شهادت به عباس داشت از ياد نبرد. از او خواست كه در عاشورا و كربلا حسين را تنها نگذارد. مي‏دانست كه روزهاي تلخي در پيش دارد و بايد كمر همّت و شجاعت ببندد و قرباني بزرگ مناي عشق دركربلا شود تا به ابديّت برسد.

ده سال تلخ را هم پشت سر گذاشت. سالهايي كه برادرش امام حسن مجتبي(ع) به امامت رسيد، حيله گري‏هاي معاويه، آن حضرت را به صلح تحميلي وا داشت. ستمهاي امويان اوج گرفته بود. حجربن عدي و يارانش شهيد شدند؛ عمروبن حمق خزاعي شهيد شد، سختگيري به آل علي ادامه داشت. در منبرها وعّاظ و خطباي وابسته به دربارِ معاويه، پدرش علي(ع) را ناسزا ميگفتند. عباس بن علي شاهد اين روزهاي جانگزاي بود تا آن كه امام حسن به شهادت رسيد. وقتي امام مجتبي، مسموم و شهيد شد، عباس بن علي 24 سال داشت. باز هم غمي ديگر برجانش نشست.

پس از آن كه امام مجتبي(ع) بني هاشم را در سوگ شهادت خويش، گريان نهاد و به ملكوت اعلا شتافت، بستگان آن حضرت، بار ديگر تجربة رحلت رسول خدا و فاطمة زهرا وعلي مرتضي را تكرار كردند و غمهايشان تجديد شد. خانة امام مجتبي پر از شيون و اشك شد. عباس بن علي نيز ازجمله كساني بود كه با گريه و اندوه براي برادرش مرثيه خواند و خاك عزا بر سر و روي خود افكند و از جان صيحه كشيد.

امّا چاره ‏اي نبود، مي‏بايست اين كوه غم را تحمل كند و دل به قضاي الهي بسپارد و خود را براي روزهاي تلخ‏تري آماده سازد. امام حسن مجتبي(ع) را غسل دادند و كفن كردند. عبّاس در مراسم غسل پيكر مطهّر امام حسن(ع) با برادران ديگرش (امام حسين و محمد حنفيّه) همكاري و همراهي داشت و شاهد غمبارترين وتلخ‏ترين صحنهء مظلوميّت اهل‏بيت بود. آنگاه كه تابوت امام مجتبي(ع) را وارد حرم پيامبر(ص) كردند تا تجديد ديداري با آن حضرت كنند، مروانيان پنداشتند كه مي‏خواهند آن جا دفن كنند و جلوگيري كردند و تابوت امام حسن(ع) را تيرباران نمودند.در اين صحنه ‏ها بود كه خشم جوانان غيرتمند بني هاشم برانگيخته شد و اگر سيد الشهدا(ع) آنان را به خويشتن‏داري و صبر دعوت نكرده بود، دستهايي كه به قبضه‏ هاي شمشير رفته بود زمين را از خون دشمنانِ بدخواه سيراب مي‏كرد. عباس رشيد نيز در جمع جوانان هاشمي، جرعه جرعه غصه مي‏خورد و بنابه تكليف، صبر مي‏كرد. مي‏خواست كه شمشير بركشد و حمله كند، امّا حسين بن علي نگذاشت و او را به بردباري و خويشتن‏داري دعوت كرد و وصيّت امام مجتبي(ع) را يادآور شد كه گفته بود خوني ريخته نشود.

اين سالها نيز گذشت. عباس بن علي(ع) زير ساية برادر بزرگوارش سيدالشهدا(ع) و در كنار جوانان ديگري از عترت پيامبر خدا مي‏زيست و شاهد فراز و نشيبهاي روزگار بود.

عباس چند سال پس از شهادت پدر در سنّ هجده سالگي در اوائل امامت امام مجتبي با لُبابه، دخترعبدالله بن عباس ازدواج كرده بود. ابن عباس راوي حديث و مفسّر قرآن و شاگرد لايق و برجستة علي(ع) بود. شخصيّت معنوي و فكري اين بانو نيز در خانة اين مفسّر امّت شكل گرفته و به علم و ادب آراسته بود. از اين ازدواج دو فرزند به نامهاي «عبيدالله» و «فضل» پديد آمد كه هر دو بعدها از عالمان بزرگ دين و مروّجان قرآن گشتند. از نوادگان حضرت اباالفضل(ع) نيز كساني بودند كه در شمار راويان احاديث و عالمان دين در عصر امامان ديگر بودند و اين نور علوي كه در وجود عباس تجلّي داشت، در نسلهاي بعد نيز تداوم يافت و پاسداراني براي دين خدا تقديم كرد كه همه از عالمان و عابدان و فصيحان و اديبان بودند.

آن حضرت، در مدينه و در جمع بني هاشم مي‏زيست و زمان همچنان ميگذشت تا آن كه سال شصت هجري رسيد و حادثة كربلا و نقش عظيمي كه وي در آن حماسه آفريد. با اين بخش از زندگي الهام بخش او در آينده آشنا خواهيم شد.

عباس درهمة دوران حيات، همراه برادرش حسين(ع) بود و فصل جواني ‏اش در خدمت آن امام گذشت. ميان جوانان بني‏ هاشم شكوه و عزّتي داشت و آنان برگرد شمع وجود عباس، حلقه‏ اي از عشق و وفا به وجود آورده بودند و اين جمعِ حدوداً سي نفري، در خدمت و ركاب امام حسن و امام‏ حسين همواره آماده دفاع بودند و در مجالس و محافل، از شكوه اين جوانان، به ويژه از صولت و غيرت و حميّت عباس سخن بود.

آن روز هم كه پس از مرگ معاويه، حاكم مدينه مي‏خواست درخواست و نامة يزيد را دربارة بيعت با امام حسين(ع) مطرح كند و ديداري ميان وليد و امام در دارالاماره انجام گرفت، سي نفر از جوانان هاشمي به فرماندهي عباس‏ بن علي(ع) با شمشيرهاي برهنه، آماده و گوش به فرمان، بيرون خانة وليد و پشت در ايستاده بودند و منتظر اشارة امام بودند كه اگر نيازي شد به درون آيند و مانع بروز حادثه ‏اي شوند. كساني هم كه از مدينه به مكه و از آن‏جا به كربلا حركت كردند، تحت فرمان اباالفضل(ع) بودند.

اينها، گوشه‏ هايي از رخدادهاي زندگي عباس در دوران جواني بود تا آن كه حماسة عاشورا پيش آمد و عباس، وجود خود را پروانه ‏وار به آتشِ عشقِ حسين زد و سراپا سوخت و جاودانه شد درود خدا و همهء پاكان بر او باد.

 
 
سيماي اباالفضل(ع)

هم چهرة عباس زيبا بود، هم اخلاق و روحيّاتش. ظاهر و باطن عباس نوراني بود و چشمگير و پرجاذبه. ظاهرش هم آيينة باطنش بود. سيماي پر فروغ و تابنده ‏اش او را همچون ماه، درخشان نشان مي‏داد و در ميان بني هاشم، كه همه ستارگانِ كمال و جمال بودند، اباالفضل همچون ماه بود؛ از اين رو او را «قمر بني هاشم» ميگفتند.

در ترسيم سيماي او، تنها نبايد به اندام قوي و قامت رشيد و ابروان كشيده و صورت همچون ماهش بسنده كرد؛ فضيلتهاي او نيز، كه درخشان بود، جزئي از سيماي اباالفضل را تشكيل مي‏داد. از سويي نيروي تقوا، ديانت و تعهّدش بسيار بود و از سويي هم از قهرمانان بزرگ اسلام به‏ شمار مي‏ آمد. زيبايي صورت و سيرت را يكجا داشت. قامتي رشيد و بر افراشته، عضلاتي قوي‏ و بازواني ستبر وتوانا و چهره ‏اي نمكين و دوست داشتني داشت. هم وجيه بود، هم مليح. آنچه خوبان همه داشتند، او به تنهايي داشت.

وقتي سوار بر اسب مي‏شد، به خاطر قامت كشيده ‏اش پاهايش به زمين مي‏رسيد و چون پاي در ركاب اسب مي‏نهاد، زانوانش به گوشهاي اسب مي‏رسيد. شجاعت و سلحشوري را از پدر به ارث برده بود و در كرامت و بزرگواري و عزّت نفس و جاذبة سيما و رفتار، يادگاري از همة عظمتها و جاذبه‏ هاي بني‏ هاشم بود. بر پيشاني‏ اش علامت سجود نمايان بود و از تهجّد و عبادت و خضوع و خاكساري در برابر «اللّه» حكايت مي‏كرد. مبارزي بود خدا دوست و سلحشوري آشنا با راز و نيازهاي شبانه.

قلبش محكم و استوار بود همچون پارة آهن. فكرش روشن و عقيده ‏اش استوار و ايمانش ريشه ‏دار بود. توحيد و محبّت خدا در عمق جانش ريشه داشت. عبادت و خداپرستي او آن چنان بود كه به تعبير شيخ صدوق: نشان سجود در پيشاني و سيماي او ديده مي‏شد.

ايمان و بصيرت و وفاي عباس، آن چنان مشهور و زبانزد بود كه امامان شيعه پيوسته از آن ياد مي‏كردند و او را به عنوان يك انسان والا و الگو مي ‏ستودند. امام سجاد(ع) روزي به چهرة «عبيدالله» فرزند حضرت اباالفضل(ع) نگاه كرد و گريست. آنگاه با ياد كردي از صحنة نبرد اُحد و صحنة كربلا از عموي پيامبر (حمزة سيدالشهدا) و عموي خودش (عباس‏ بن علي) چنين ياد كرد:

« هيچ روزي براي پيامبر خدا سخت‏تر از روز «اُحد» نگذشت. در آن روز، عمويش حضرت حمزه كه شير دلاور خدا و رسول بود به شهادت رسيد. بر حسين بن علي(ع) هم روزي سخت‏تر از عاشورا نگذشت كه در محاصرة سي ‏هزار سپاه دشمن قرار گرفته بود و آنان مي‏پنداشتند كه با كشتن فرزند رسول خدا به خداوند نزديك مي‏شوند و سرانجام، بي ‏آن‏كه به نصايح و خيرخواهي هاي سيدالشهدا گوش دهند، او را به شهادت رساندند.»

 آنگاه در يادآوري فداكاري و عظمت روحي عباس(ع) فرمود:

«خداوند،عمويم عباس را رحمت كند كه در راه برادرش ايثار و فداكاري كرد و از جان خود گذشت، چنان فداكاري كرد كه دو دستش قلم شد. خداوند نيز به او همانند جعفربن ابي‏طالب در مقابل آن دو دستِ قطع شده دو بال عطا كرد كه با آنها در بهشت با فرشتگان پرواز مي‏كند.عباس نزد خداوند، مقام و منزلتي دارد بس بزرگ، كه همة شهيدان در قيامت به مقام والاي او غبطه مي‏خورند و رشك مي‏برند.»

آيينة القاب

غير از نام، كه مشخّص كنندة هر فرد از ديگران است، صفات و ويژگي‏هاي اخلاقي و عملي اشخاص نيز آنان را از ديگران متمايز مي‏كند و به خاطر آن خصوصيّات بر آنها «لقب» نهاده مي‏شود و با آن لقبها آنان را صدا مي‏زنند يا از آنان ياد مي‏كنند.

وقتي به القاب زيباي حضرت عباس مي ‏نگريم، آنها را همچون آيينه ‏اي مي‏ يابيم كه هركدام،جلوه ‏اي از روح زيبا و فضايل حضرتِ ابوفضايل را نشان مي‏دهد. القاب حضرت عباس، برخي در زمان حياتش هم شهرت يافته بود، برخي بعدها بر او گفته شد و هر كدام مدال افتخار و عنوان فضيلتي است جاودانه.

چه زيباست كه اسم، با مسمّي و لقب، با صاحب لقب هماهنگ باشد و هركس شايسته و درخور لقب و نام و عنواني باشد كه با آن خوانده و ياد مي‏شود.

نام اين فرزند رشيد اميرالمؤمنين «عباس» بود، چون شيرآسا حمله مي‏كرد و دلير بود و در ميدانهاي نبرد، همچون شيري خشمگين بود كه ترس در دل دشمن مي‏ريخت و فريادهاي حماسي‏اش لرزه بر اندام حريفان مي‏افكند.

كُنيه‏ اش «ابوالفضل» بود، پدر فضل؛ هم به اين جهت كه فضل، نام پسر او بود، هم به اين جهت كه در واقع نيز، پدر فضيلت بود و فضل و نيكي زادة او و مولود سرشت پاكش و پروردة دست كريمش بود.

او را «ابوالقِربه» (پدر مشك) هم ميگفتند به خاطر مشكِ آبي كه به دوش ميگرفت و از كودكي ميان بني هاشم سقّايي مي‏كرد«سقّا» لقب ديگر اين بزرگ مرد بود. آب آور تشنگان و طفلان، به خصوص درسفر كربلا، ساقي كاروانيان و آب آور لب تشنگان خيمه‏ هاي ابا عبدالله(ع) بود و يكي از مسؤوليتهايش در كربلا تأمين آب براي خيمه‏ هاي امام بود و وقتي از روز هفتم محرّم، آب را به روي ياران امام حسين(ع) بستند، يك بار به همراهي تني چند از ياران، صف دشمن را شكافت و از فرات آب به خيمه‏ ها آورد. عاقبت هم روز عاشورا در راه آب آوري براي كودكان تشنه به شهادت رسيد (كه در آينده خواهد آمد). او از تبار هاشم و عبدالمطلب وابوطالب بود، كه همه از ساقيانِ حجاج بودند.علي(ع) نيز ان همه چاه و قنات حفر كرد تا تشنگان را سيراب سازد. در روز صفّين هم سپاه علي(ع) پس از استيلا بر آب، سپاه معاويه را اجازه داد كه از آن بنوشد تا شاهدي بر فتوّت جبهة علي(ع) باشد. عباس، تداوم آن خط و اين مرام و استمرار اين فرهنگ و فرزانگي است. دركربلا هم منصب سقّايي داشت تا پاسدار شرف باشد.

لقب ديگرش «قمر بني هاشم» بود. در ميان بني هاشم زيباترين و جذاب‏ترين چهره را داشت و چون ماه درخشان در شب تار مي‏درخشيد.

او با عنوانِ «باب الحوائج» هم مشهور است. استان رفيعش قبله گاه حاجات است و توسّل به آن حضرت، برآورندة نياز محتاجان و دردمندان است. هم در حال حيات درِ رحمت و بابِ حاجت و چشمة كرم بود و مردم حتي اگر با حسين(ع) كاري داشتند از راه عباس وارد مي‏شدند، هم پس از شهادت به كساني كه به نام مباركش متوسّل شوند، عنايت خاصّ دارد و خداوند به پاسِ ايمان و ايثار و شهادت او، حاجت حاجتمندان را بر مي‏ آورد. بسيارند آنان كه با توسّل به استان فضل اباالفضل(ع) و روي آوردن به درگاه كرم و فتوّت او، شفا يافته‏ اند يا مشكلاتشان برطرف شده و نيازشان بر آمده است. دركتابهاي گوناگون، حكايات شگفت وخواندني از كرامت حضرت اباالفضل(ع) نقل شده است. خواندن و شنيدن اين گونه كرامات (اگر صحيح و مستند باشد) بر ايمان وعقيده و محبّت انسان مي‏افزايد.

يكي ديگر از لقبهاي او «رئيس عسكر الحسين» است، فرمانده سپاه حسين(ع).

او به «علمدار» و «سپهدار» هم معروف است. اين لقب در ارتباط با نقش پرچمداري عباس در كربلاست. وي فرمانده نظامي نيروهاي حق در ركاب امام حسين(ع) بود و خود سيّدالشهدا او را با عنوانِ «صاحب لواء» خطاب كرد كه نشان‏ دهندة نقش علمداري اوست «عبدصالح» (بندة شايسته) لقب ديگري است كه در زيارتنامة او به چشم مي‏خورد، زيارتنامه ‏اي كه امام صادق(ع) بيان فرموده است. اين كه يك حجّت معصوم الهي، عباسِ شهيد را عبدصالح و مطيع خدا و رسول و امام معرفي كند، افتخار كوچكي نيست.

يكي ديگر از لقبهايش «طيّار» است، چون همانند عمويش جعفر طيّار به جاي دو دستي كه از پيكرش جدا شد، دو بال به او داده شده تا در بهشت بال در بال فرشتگان پرواز كند. اين بشارت را پدرش اميرالمؤمنين(ع) در كودكي عباس، آن هنگام كه دستهاي او را مي‏بوسيد و ميگريست به اهل خانه داد تا تسلاي غم و اندوه آنان گردد.

«مواسي» از لقبهاي ديگر اوست و اشاره به مواسات و ازخود گذشتگي و فدا شدن او در راه برادرش امام حسين(ع) دارد.

براي عباس بن علي(ع) شانزده لقب شمرده ‏اند كه هريك، جلوه ‏اي از روح بلند و عظمت او را نشان مي‏دهد.

عباس در طول زندگي، پيوسته جانش را سپر حفاظت از امام زمان خويش ساخته بود و همراه امام حسين بود و از او جدا نمي‏شد و در راه حمايت از او مي‏جنگيد. سايه به ساية امام حركت مي‏كرد و خود، سايه اي از وجود سيدالشهدا بود. با آن كه خود از نظر علم و تقوا و شجاعت و فضيلت، در درجة بالايي بود و الگويي مثال زدني در اين بزرگي‏ها و كرامتها محسوب مي‏شد، امّا خود را يك شخصيّت فاني در وجود برادرش و ذوب شده در سيدالشهدا و مطيع محض مولاي خود ساخته بود و آن گونه عمل مي‏كرد تا به ديگران درس «ولايت پذيري» و موالات و مواسات بياموزد و شيوة صحيح ارتباط با ولي خدا را نشان دهد.

شايد اين نكتة لطيف كه ميلاد امام حسين در سوم شعبان و ميلاد اباالفضل در چهارم شعبان است، رمز ديگري از وجودِ سايه ‏اي آن حضرت نسبت به خورشيد امامت باشد، كه در تمام عمر و همهء زندگي، حتي در روز تولّد هم، يك روز پس از امام حسين است و شاهدي بر اين پيروي و متابعت (البته با حدود بيست سال فاصله) .

در حادثة عاشورا و در آن شب موعود و خدايي هم، محافظت و پاسداري از خيمه‏ هاي حسيني را بر عهده داشت و نگهبان حريم و حرم امامت بود.

اين لقبهاي معني‏دار و گويا، هر يك تابلويي است كه فضايل او را نشان مي‏دهد و ما را به خلوتسراي روحِ بلند و قلبِ استوار و ايمان ژرف و جانِ نوراني او رهنمون مي‏شود و محبّت آن سرباز فداكار قرآن و دين را در دلها افزون مي‏سازد.

اينك كه سخن از كنيه ‏ها و لقبهاي اوست، همين جا به برخي تعابير كه ائمّه دربارة او دارند، اشاره مي‏كنيم:

در زيارتنامه ‏اي كه از قول امام صادق(ع) روايت شده است، خطاب به حضرت عباس(ع) چنين آمده است:

«سلام بر تو، اي بندة صالح، فرمانبردار خدا و پيامبر و اميرمؤمنان و امام حسن و امام حسين. خدا را گواه ميگيرم ‏كه تو بر همان راهي رفتي كه مجاهدان و شهيدانِ «بدر» رفتند: راه مجاهدان راه خدا، خيرخواهان در جهاد با دشمنان خدا، ياوران راستين اولياي خدا و مدافعان از دوستان خدا...»

 حضرت عباس (ع) در حماسة عاشورا

هفتم محرّم بود. كاروان شهادت چند روزي بود كه در سرزمين كربلا فرود آمده بود. سپاه كوفه بر نهر فرات مسلّط بودند و آب را به روي حسين و يارانش بسته بودند. اين فرماني بود كه از كوفه رسيده بود، مي‏خواستند ناجوانمردانه با استفاده از اهرمِ فشارِ عطش، حسين را به تسليم و سازش وادارند.

شمر بن ذي الجوشن كه از هتّاك ترين و كين توزترين دشمنان اهل‏بيت بود، با طعنه و طنز، تشنگي امام را مطرح مي‏كرد. پس از آن كه آب را به روي فرزند زهرا بستند، شمر گفت: هرگز آب نخواهيد نوشيد تا هلاك شويد.

عباس بن علي(ع) به سيدالشهدا گفت: اي ابا عبدالله، مگر نه اين كه ما برحقّيم؟

فرمود: آري.

پس از آن، اباالفضل بر آنان كه مانع برداشتن آب شده بودند حمله آورد و آنان را از كنار آب پراكنده ساخت تا آن كه همراهان امام آب برداشتند و سيراب شدند.

حلقة محاصرة فرات تنگتر و كنترل شديدتر شد و برداشتن آب از فرات دشوار گشت. در نتيجه، تشنگي و كم آبي در خيمه‏ هاي امام حسين(ع) آشكار شد و عطش بر كودكان بيشترين تأثير را داشت. چشمها و دلها در پي عباس رشيد بود تا براي اين مشكل چاره‏ اي بينديشد و آبي به خيمه‏ ها برساند.

حسين بن علي(ع) برادر رشيدش عباس را مأمور كرد تا مسؤوليت تهية آب را براي خيمه ‏ها به عهده گيرد. او سقّايي‏ تشنه كامان را عهده دار شد. همراه سي مرد سوار از بني هاشم و ديگر ياران و بيست نفر پياده، كه تحت فرمانش بودند، به ‏سوي فرات روان شد. پرچم اين گروه را به«نافع بن هلال» سپرد. فرات در محاصرة نيروهاي دشمن بود. براي برداشتن آب مي‏بايست با عملياتي قهرمانانه، ضمن درهم شكستن حلقة محاصره، مشكها را پر از آب كرده به اردوگاه باز آورند.

گروه به شطّ رسيدند. مشكها را پر كرده بيرون آمدند. در برگشت از فرات بودند كه نگهبانان فرات راه را بر آنان بستند تا مانع آبرساني به خيمه ‏ها شوند. ناچار درگيري پيش آمد. جمعي به نبرد پرداختند و مأموران فرات را مشغول ساختند و جمعي ديگر آب را به مقصد رساندند. عباس و نافع، در جمع گروهي بودند كه نبرد مي‏كردند، هم در مرحلة اوّل كه مي‏خواستند وارد فرات شوند، هم هنگام باز آوردن آب.

اين نخستين برخورد نظامي بين گروهي از ياران امام حسين(ع) با سپاه كوفه در ساحل رود فرات بود. عباس دلاور خود را آماده ساخته بود كه در هر جا و هر لحظه كه نياز به فداكاري باشد، از جان مايه بگذارد و در خدمت حسين بن علي(ع) و فرزندان پاك او باشد.

 
امان نامه

صدايي از پشت خيمه ‏هاي امام حسين(ع) به گوش رسيد. صداي ابليس، صداي وسواس خنّاس، صداي «شمر» كه ميگفت: «خواهر زادگانِ ما كجايند؟» او اباالفضل و سه برادرش را صدا مي‏زد. براي آنان امان نامه آورده بود.

يك بار ديگر نيز پيش از اين، دايي اباالفضل از ابن زياد براي او خطّ امان گرفته بود، ولي عباس مؤدّبانه آن را ردّ كرده بود. اين بار شمر براي جدا كردن اباالفضل از جمع ياران امام آمده بود.

عباس ابتدا اعتنايي نكرد و گوش به آن صدا نسپرد، چون صاحب صدا و هدف او را مي‏دانست. امام حسين(ع) فرمود: برادرم عباس، هر چند او فاسق است، ولي جوابش را بده و ببين چه كار دارد.

عباس همراه سه برادر ديگرش از خيمه بيرون آمدند. شمر امان نامه ‏اي را كه از ابن زياد، والي كوفه، براي آنان گرفته بود به عباس عرضه كرد و گفت: اگردست از حسين بكشيد و به سوي ما بياييد جانتان در امان خواهد بود.

عباس، خشمگين از اين همه گستاخي و پررويي، نگاهي غضب آلود به شمر افكند و بر سرش فرياد كشيد:

«نفرين و خشم و لعنت خدا بر تو و بر «امان» تو! دستت شكسته باد اي بي آزرم پست! آيا از ما مي‏خواهي كه دست از ياري شريف‏ترين مجاهد راه خدا، حسين پسر فاطمه برداريم و او را تنها گذاريم و طوق اطاعت و فرمانبرداري لعينان و فرومايگان را به گردن افكنيم؟ آيا براي ما امان مي‏ آوري درحالي كه پسر رسول خدا را اماني نيست؟!».

در نقل ديگري است كه فرمود: «امان خدا بهتر از امان عبيداللّه است»

آن تبهكار سرافكنده و ناكام بازگشت. شمر مي‏خواست با جذب عباس، ضمن آن كه ضربه ‏اي به سپاه حسين بن علي(ع) مي‏زند، جبهة كوفه را هم تقويت كند. بي شك، عباس دليرمردي جنگاور بود و مظهر خشم علي(ع)، حضورش در ميان اصحاب سيدالشهدا بسيار با اهميت و ماية قوّت قلب آنان بود. امّا دشمنان حق و پيروان باطل، هميشه نادان وكوردلند. مگرعباس در اين لحظه ‏هاي سرنوشت ساز و در آستانة شهادتي شكوهمند، فرزند فاطمه را تنها ميگذارد و خود را از يك سعادت ابدي محروم مي‏سازد!

شمر به آن سوي رفت، عباس بن علي هم به سوي امام آمد. در اين هنگام «زُهير» به عباس گفت: مي‏خواهي ماجرايي را برايت نقل كنم و سخني را كه خودم شنيده ‏ام بازگويم؟

عباس گفت: بگو.

آنگاه زهير بن قين ماجراي درخواستِ علي(ع) از عقيل را در مورد معرّفي زني از قبيلة شجاعان، كه براي او فرزندي رشيد و شجاع بياورد، بازگو كرد و افزود: پدرت علي، تو را براي چنين روزي مي‏خواست؛ مبادا امروز از ياري برادر و حمايت برادرانت كوتاهي كني!

عباس پاسخ داد: اي زهير، آيا در روزي اين چنين، تو مي‏خواهي به من روحيه بدهي و تشويقم كني؟ به خدا سوگند، امروز چيزي نشان دهم كه هرگز نديده‏ اي و حماسه ‏اي بيافرينم كه نشنيده ‏اي.

مهلت شب عاشورا

بعد از ظهر روز نهم محرّم بود. روز به آخر مي‏رسيد، امّا به نظر مي‏رسيد كه جنگ، اجتناب ناپذير است. آفتاب مي‏رفت تا چهرة خونرنگ خود را در نقاب مغرب پنهان سازد و غروبي غمگين از افق اشكار شود.

در ميان سپاه كوفه هلهله ‏اي بود كه صداي آن به گوش ياران امام هم مي‏رسيد. گويا براي حمله آماده مي‏شدند. آنان به ‏غلط مي‏پنداشتند كه مي‏توانند حسينيان را به سازش و تسليم وا دارند، درحالي كه جبهة حق، سعادت را در شهادت و بهشت را زير ساية شمشيرها مي‏دانستند:« الجنّةُ تحتگ ظِلال السُّيوفِ».

عمرسعد (فرمانده سپاه كوفه) فرمان حمله داد. نيروهاي دشمن آماده شدند، جمعي هم به طرف اردوگاه امام حسين(ع) تاختند. صداي سم اسبهايشان هرچه نزديك‏تر مي‏شد.

امام كه درون خيمه بود، برادرش «عباس» را مأموريت داد تا از هدف وخواستة آنان كسب اطلاع كند. اين سرور جوانان بهشتي، پارة تن پيامبر و سالار شهيدان عالم به برادرش فرمود: جانم فدايت عباس! سوار شو، برو ببين اينان چه ميگويند، چه مي‏خواهند، براي چه به اين سو تاخته ‏اند.

عباسِ رشيد همراه بيست تن از ياران، بيرون شتافتند و براي گفتگو با مهاجمان به آن سوي رفتند. عباس پيام امام را رساند و هدفشان را جويا شد. آنان گفتند: حسين بن علي يا بايد تسليم شود و سر بر فرمانِ امير كوفه نهد و با يزيد بيعت كند يا آمادة نبرد باشد.

عباس با شتاب، عنان كشيد تا حرف آنان را به امام برساند. در اين فاصله برخي از همراهان عباس ازجمله زهيربن قين و حبيب بن مظاهر با آنان به گفتگو پرداختند و نصيحتشان كردند كه دست از جنگ با حسين بردارند و دامان خود را به ننگ كشتنِ فرزند پيغمبر نيالايند، امّا آنان گوش شنوايي براي اين گونه حرفها نداشتند.

امام پاسخ داد: بيعت و سازش كه هرگز، امّا براي جنگ آماده ‏ايم؛ ولي برادرم عباس، برو و اگر بتواني از اينان امشب را مهلت بگير تا فردا صبح، مي‏خواهم امشب را به عبادت خدا و نماز و دعا بپردازم؛ من نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار را بسي دوست مي‏دارم

و... مهلت داده شد. يك واحد از سواران عمرسعد، در شمال كاروان حسين(ع) موضع گرفتند و به نوعي محاصره پرداختند، شايد براي آن كه مانع رسيدن نيروهاي امدادي به اردوي امام شوند يا مانع برداشتن آب يا مانع فرار....

سپاه كوفه و فرماندهان آن، با خيالي خام، همچنان اميد داشتندكه فردا شود و حسين بن علي تسليم گردد و او را نزد امير،عبيدالله بن زياد ببرند.

عباس، جانِ جدايي ناپذير از حسين بود. در همين ايام، در ديدار شبانة امام حسين(ع) و عمر سعد، كه در محلّي ميان دو اردوگاه انجام گرفت و امام مي‏كوشيد كه عمر سعد را از دست زدن به جنگ باز دارد، امام به همة همراهان فرمود كه بروند؛ تنها عباس و علي اكبر را با خود داشت. عمر سعد هم فقط پسر وغلام خود را در كنار خويش داشت. حضور عباس در كنار امام حسين(ع) در ديدار و مذاكره ‏اي با آن حساسيّت، جايگاه والاي او را نزد امام نشان مي‏دهد. او دل به امام سپرده وعاشق امام بود. تصوّر جدايي از امام در ذهن او راه نداشت

شب تجلّي وفا

براي ياران ابا عبدالله شب عاشورا آخرين شب بود. فردايش روز فداكاري و حماسه آفريني و روز به اثبات رساندن ادّعاي صدق و وفا بود. روز از خود گذشتن، به خدا رسيدن، در راه دين عاشقانه جان دادن و از مرگ نهراسيدن و به‏ روي مرگ لبخند زدن.

در آن شب، امام حسين(ع) آخرين سخنها و سخن آخر را با ياران در ميان نهاد. همة اصحاب را در خيمه‏ اي گرد آورد. پس از حمد و ثناي الهي، با صدايي رسا و پرحماسه، آنان را مخاطب قرار داد و از جنگ سخت فردا و انبوه دشمن و سرنوشت شهادت سخن گفت و از اين كه هركس بماند، شهيد خواهد شد. از آنان خواست كه هركس مي‏خواهد برود، مانعي نيست و اين كه فردا هر شمشيري كه از نيام بر آيد دگربار نيامش را نخواهد ديد.

نخستين كسي كه برخاست و اعلام وفاداري و نبردتا آخرين قطرة خون كرد، عبّاس بود. ديگران هم لاي در لاي سخناني همانگونه بر زبان آوردند و پاسخشان اين بود كه:

چرا برويم، كجا برويم، برويم كه پس از تو زنده بمانيم؟! خداوند چنين روزي را هرگز نياورد! به مردم چه بگوييم؟ اگر نزد آنان برگشتيم، بگوييم سيّد و سرور و تكيه گاهمان را رها كرديم و در معرض تيرها و شمشيرها و نيزه‏ ها گذاشتيم و طعمة درندگان ساختيم و به خاطرعلاقه به زندگي، گريختيم؟ معاذالله! بلكه باحيات تو زنده مي‏مانيم و در ركاب تو مي‏ميريم.

الا... فرزند پيغمبر،

سخن ازجان مگو، جان چيز ناچيز است

تو جان هستي،

اگر نابود گردي، بي تو جاني نيست

چه بي تو، پيروانت را اماني نيست.

پس از عباس، سخن ياران ديگر هركدام موجي از صداقت و وفا داشت. آنچه كه فرزندانِ عقيل گفتند، كلام شورانگيز مسلم بن عوسجه و سعيد بن عبداللّه، سخنان حماسي زهيربن قين، وفاداري محمد بن بشير، حتي آنچه قاسم نوجوان گفت و شهادت در ركاب عموجان را شيرين‏تر از عسل دانست، همه و همه جلوه ‏هايي از ايمان سرشار آنان بود.

اصحاب امام به خيمه ‏هاي خود رفتند: هم به آماده سازي سلاح خويش براي نبرد فردا مشغول شدند، هم به عبادت و تلاوت و نيايش پرداختند.

امّا عباس در اين واپسين شب، مأموريت ويژه اي هم داشت. او چشمِ بيدارِ اردوگاه امام وقهرمان نستوه جبهة حق بود. كار كشيك و نگهباني و حفاظت از خيمه‏ ها بر عهدة او بود. سوار بر اسب، شمشير را حمايل ساخته و نيزه‏اي در دست،اطراف خيمه ‏ها ميگشت و در اين آخرين شب مي‏خواست كودكان و زنان، آسوده و بي هراس بخوابند و از تعرّض و تعدّي دشمن در امان باشند.

آن شب، دشمنان بيمناك بودند و فرزندان حسين آسوده به خواب رفتند. امّا شب يازدهم كه عباس شهيدشده بود، وضع بر عكس بود و ترس و بيم در دل كودكانِ اهل بيت خانه كرده بود.

عباس بن علي در شب عاشورا پيوسته به ياد خدا بود و تا صبح پاسداري مي‏داد. كسي جرأت نداشت به خيمه‏ هاي اهل‏بيت نزديك شود. آن شب گذشت، شبي اندوهبار و پرهراس تا فردايي پرحماسه و صبحي خونين طلوع كند، تا شاهد وفاي عباس و حماسه آفريني ياران خالص و خدايي اباعبد الله (ع) باشد.


 روز خون، روز شهادت

صبح عاشورا دو سپاه رو در روي هم قرار داشتند، سپاه نار و سپاه نور. حسين بن علي(ع) همان ياران اندك خويش را كه به صد نفر نمي‏رسيدند سازماندهي كرد. «زهير» را به فرماندهي جناح راست لشكر،«حبيب» را به فرماندهي جناح چپ سپاه خود گماشت. علم را به دست پر توانِ برادرش اباالفضل سپرد و خود و بني ‏هاشم در قلب سپاه قرار گرفتند.

علمداري در ميدانهاي نبرد قديم نقشي حسّاس داشت. پرچمدارانِ جنگ را از با صلابت‏ترين و مقاوم‏ترين نيروهاي مؤمن انتخاب مي‏كردند. امام از آن جهت علم را به عباس سپرد كه قمر بني ‏هاشم، كفايت بيشتر و توان افزون‏تر براي حمل پرچم و مقاومت در ميدان و استواري در رزم داشت و از ديگران شايسته ‏تر بود.

عاشورا صحنة رساندن پيام، اتمام حجّت، بيم دادن وانذار بود. چندين بار امام و ياران ويژه او، خطاب به سپاه دشمن سخن گفتند، شايد كه بر اثر اين خطابه ‏ها و موعظه ‏ها وجدانشان بيدار شود و خون پسر پيامبر را نريزند. امّا دلهاي آنان سنگتر از آن بود كه اين موعظه ‏ها و هشدارها در آن اثر كند.

فاصله خيمه گاه تا ميدان چند صد متر مي‏شد. در يكي از مراحلي كه امام به ميدان رفت و خطاب به آن قوم سخنراني كرد، حرفهاي امام به خواهرش رسيد. صداي گريه و شيون از زنان و كودكان برخاست. حضرت، عبّاس و علي اكبر را نزد آنان فرستاد كه آنان را ساكت كنند، چرا كه آنان از اين پس گريه ‏ها خواهند داشت.

آتش جنگ افروخته شد و ابتدا به صورت نبرد تن به تن. از طرفين، دلير مرداني قدم در ميدان ميگذاشتند و مي‏جنگيدند. سپاه اندك و پرتوان امام، چه در نبرد تن به تن و چه در هجوم دسته ‏جمعي، با حمله‏ هاي دليرانة خويش دشمن را مي‏پراكندند. زمين زير گامهاي استوارشان مي‏لرزيد. مي‏ رزميدند، مجروح مي‏شدند، بر زمين مي غلتيدند، مي‏كشتند و كشته مي‏شدند و زيباترين حماسه‏ هاي جاويد را مي ‏آفريدند.

عباس بن علي همچنان علم بر دوش، هدايت و فرماندهي مي‏كرد و از بامداد عاشورا تا لحظة شهادت، يك نفس آرام نداشت. گاهي به مدد مجروحي مي‏شتافت، گاهي به ياري يك رزمنده و نجات او از محاصرة دشمن مي‏پرداخت، گاهي به حمله‏ هاي برق آسا در ميدان مي‏پرداخت و صفوف دشمن را از هم مي‏دريد و چون شير مي‏غرّيد و مي‏خروشيد.

در يك نوبت، چهار نفر از ياران امام كه ازكوفه آمده و به او پيوسته بودند و اسب نافع بن هلال در اختيارشان بود در ميدان مي‏جنگيدند و در محاصرة سپاه كوفه قرار گرفتند. اين چهار تن عبارت بودند از عمروبن خالد، سعد، مجمع بن عبدالله و جنادة بن حارث. شرايطي بحراني پيش آمده بود و موقعيّت، بازوي اباالفضل را مي‏طلبيد. حسين بن علي(ع) برادرش عباس را صدا كرد و او را به ياري آنان فرستاد. حملة عباس، محاصره كنندگان را فراري داد و آن چهار نفر از صحنه نجات يافتند. آنان زخمي بودند. عباس مي‏خواست آنان را به پشت خطّ حمله و نزد امام برگرداند. امّا گفتند: عباس، ما را كجا مي‏بري؛ ما تصميم به شهادت گرفته‏ ايم، ما را واگذار. دوباره به جهاد پرداختند. آنان حمله مي‏كردند و علمدار كربلا هم همراهي‏شان مي‏كرد و نقش مدافع از آنان را داشت. آن‏قدر جنگيدند تا همه يكجا و كنار هم به شهادت رسيدند.

هجوم دشمن هر لحظه افزايش مي‏يافت و تعداد شهيدان جبهة امام نيز بيشتر مي‏شد. هرگاه كه اوضاع نبرد تيره و تار مي‏شد و هجوم سپاه كوفه شديد مي‏شد عباس پا در ركاب مي‏نهاد و با حملات خود كوفيان را تار و مار مي‏كرد. ماية آرامش خاطر حسين بن علي(ع) بود. برادرانش را به جهاد تشويق مي‏كرد. به سه برادر خويش گفت كه به ميدان روند و از امام دفاع كنند.برادرانش هر سه به فيض شهادت رسيدند.

روز عاشورا از ظهر گذشته بود، نبرد ادامه داشت. ياران امام تعدادي در خاك و خون غلتيده بودند. نافع بن هلال، عابس شاكري، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، حرّ، جون، زهير بن قين، حنظله، عمروبن جناده و خيلي‏هاي ديگر شهيد شده بودند. تشنگي بر اردوگاه امام حاكم بود.

نوبت به جوانان بني هاشم رسيده بود. علي اكبر نخستين هاشميي بود كه شربت شهادت نوشيد. ديگران هم در پي او رفتند. مظلوميّت، تنهايي و تشنگي بي‏تاب كننده بود. امّا عباس، همچنان پرچم مبارزه را استوار در دست داشت و سايه وار در پي امام حسين بود وخود را سپر حفاظتي او ساخته بود.

تشنگي بر حسين بن علي(ع) غلبه كرده بود. سوار بر اسب شد و به قصد فرات، بر بلندي مشرفِ بر آب بالا آمد. مي‏خواست خود را به آب فرات برساند و رفع عطش كند.عباس هم در برابر او بود و مراقب حضرت. فرمان به سپاه كوفه رسيد كه مانع ورود امام به فرات شوند، چون مي‏دانستند اگرامام آب بنوشد و رمقي تازه كند، تلفاتشان بسيار خواهد بود. گروهي در برابر امام صف آرايي كردند و تيراندازي به سوي امام آغاز شد. پانصد نفر مأمور بر آب بودند و در آن هياهو ميان امام و عباس فاصله انداختند. گرد عباس را گرفتند و او را از حسين بن علي جدا كردند. امّا عباس به تنهايي با آنان درگيري شديدي داشت و مجروح شد و خود را از آن جا به امام رساند.


 
حماسة ساحل فرات

براي دلاورِ غيوري همچون عباس، دشوارترين مسؤوليت، ماندن براي نوبت آخر است. براي او كه جاني لبريز از ايمان و قلبي سرشار از شور و شهادت طلبي داشت، ماندن تا آخرين لحظات عاشورا و تحمّل آن همه داغِ برادران و ياران و غربت و مظلوميّتِ سيدالشهدا بسيار سنگين بود، امّا تكليفي بود كه بر عهده داشت.

نيروهاي تحت فرمان عباس به شهادت رسيدند. او به‏ عنوان فرمانده بي ‏سپاه چه مي‏توانست بكند؟ سردار تنها و بي‏ لشكر، احساس تنهايي و دلتنگي

منبع- سایت ۱۲ امام

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 14:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]

زندگينامه حضرت زهرا (س)


 

مقدمه
بدون ترديد در ميان زنان و بانوان اسلامی  ، فاطمه زهرا ( ع ) محبوبترين چهره دينی ، علمی ، ادبی ، تقوايی و اخلاقی در ميان مسلمانان و ديگر مردم جهان به شمار مي رود . شخصيت فاطمه زهرا ( ع ) سيده نساء العالمين ( سرور زنان جهان ) اسوه و الگويی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضيلت است . در دامن پاک فاطمه زهرا ( ع ) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصيت ممتاز عالم بشری ، حضرت امام حسن ( ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسين ( ع ) سرور شهيدان تربيت يافتند ، و نيز زينب کبری ( ع ) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه يکتا در سخنوری و حق طلبی که پيام حسينی و حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ريا و پستی و دنياپرستی را از چهره يزيد و يزيديان به يک سو زد . کيست که نداند که مادر در تربيت فرزندان بويژه دختران ، سهم بسيار زيادی  دارد ، و فاطمه زهرا ( ع ) بود که روح آموزش و پرورش اسلامی را در مهد عفت و کانون تقوای خانوادگی  به پسران و دختران خود آموخت . پدر و مادر : فاطمه يگانه دختر بازمانده پيغمبر ( ص ) از خديجه کبری  مي باشد . چه بگويم درباره پدری که پيغمبر خاتم و حبيب خدا و نجات دهنده بشر از گمراهی و سيه کاری بود ؟ چه بگويم درباره پدری که قلم را توان وصف کمالات اخلاقی  او نيست ؟ و فصيحان و بليغان جهان در توصيف سجايای او عاجز مانده اند ؟ و اما مادرش خديجه دختر خويلد از نيکوترين و عفيفترين زنان عرب قبل از اسلام و در دوره اسلامی نخستين زنی که به پيامبر اکرم ( ص ) ، شوهرش ، ايمان آورد و آن چه از مال دنيا در اختيار داشت - در راه پيشرفت اسلام - کريمانه بذل کرد . درجه وفاداری خديجه ( ع ) نسبت به پيامبر ( ص ) را در بذل مال و جان و هستي اش ، تاريخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد . همچنان که پيامبر اکرم نيز تا خديجه زنده بود زنی ديگر نگرفت و پيوسته از فداکاريهای او ياد مي کرد . از عايشه ، زوجه پيامبر ( ص ) ، نقل شده است که گفت : " احترام هيچ يک از زنان به پايه حرمت و عزت خديجه نمي رسيد . رسول الله ( ص ) پيوسته از او به نيکی ياد مي کرد و به حدی او را محترم مي شمرد که گويا زنی مانند خديجه نبوده است " . عايشه سپس نقل مي کند : روزی به پيغمبر ( ص ) گفتم : او بيوه زنی بيش نبوده است ، پيغمبر سخت برآشفت به طوری  که رگ پيشاني اش برآمد . سپس فرمود : به خدا سوگند بهتر از خديجه کسی برای من نبود . روزی که همه مردم کافر و بت پرست بودند ، او به من ايمان آورد . روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگويی  نسبت مي دادند ، او مرا تصديق کرد ، روزی که همه از من روی مي گردانيدند ، خديجه تمام اموال خود را در اختيار من گذاشت و آنها را در راه من بی دريغ خرج کرد . خداوند از او دختری به من بخشيد که مظهر پاکی  و عفت و تقوا بود . عايشه سپس مي گويد : به پيغمبر عرض کردم از اين سخن نظر بدی  نداشتم و از گفته خود پشيمان شدم . باری ، فاطمه زهرا ( ع ) چنين مادری داشت و چنان پدری . گفته اند : خديجه از پيغمبر ( ص ) هفت فرزند آورد : قاسم که کنيه ابو القاسم برای پيغمبر از همين فرزند پيدا شد . وی قبل از بعثت در دو سالگی درگذشت . عبد الله يا طيب که او هم قبل از بعثت فوت شد . طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت . زينب که به ازدواج ابو العاص درآمد . رقيه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال دوم هجرت درگذشت . ام کلثوم که او نيز به ازدواج عثمان - پس از رقيه - درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت . هفتم فاطمه زهرا ( س ) که به ازدواج حضرت علی ( ع ) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره اين ازدواج پر شوکت و برکت است . ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بيستم جمادی  الثانی سال پنجم بعثت مي دانند که در مکه اتفاق افتاد . بنابراين در هنگام هجرت ، سن آن بانوی يگانه نزديک نه سال بوده است . نامها و لقبهايی که فاطمه ( ع ) دارد ، همه بازگوينده صفات و سجايای  ملکوتی اوست ، مانند : صديقه طاهره ، زکيه ، زهرا ، سيدة النساء العالمين و خير النساء و بتول ... . کنيه های آن حضرت : ام الحسن ، ام الحسنين ، ام الائمة ... . و شگفت تر از همه " ام ابيها " يعنی " مادر پدرش " مي باشد که نشان دهنده علاقه بسيار زياد فاطمه ( ع ) است به پدر بزرگوارش و اين که با همه کمی سن از آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکيه گاه روحی - بعد از خداوند متعال - مانند خديجه برای پدر بزرگوارش بوده است . لقب ام ابيها را پيغمبر ( ص ) به دختر عزيزش عنايت کرد . چون کلمه " ام " علاوه بر مادر ، به معنی اصل و منشأ هم به کار مي رود و مانند " ام الخبائث " که به شراب ( سرچشمه همه زيانها و بديها ) مي گويند و " ام القری " که به مکه معظمه گفته مي شد ، بنابراين ام ابيها به معنی  منشأ و اصل و مظهر نبوت و ولايت است ، و براستی زهرا ( س ) درخت سايه گستری بود که ميوه های شيرين امامت و ولايت را به بار آورد .

دوران زندگی فاطمه زهرا ( ع )
فاطمه زهرا ( س ) وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خديجه بود - در جود و بخشش و بلندی نظر و حسن تربيت وارث مادر و در سجايای ملکوتی وارث پدر و همسری دلسوز و مهربان و فداکار برای شوهرش علی ( ع ) بود . در لوح دلش جز خداپرستی و عبادت خالق متعال و دوستداری پيامبر ( ص ) نقشی نبسته و از ناپاکی  دوران جاهليت و بت پرستی به دور بود . نه سال در خانه پر صفای مادر و در کنار پدر و نه سال ديگر را در کنار شوهر گرانقدرش علی مرتضی ( ع ) دوش به دوش وی  در نشر تعليمات اسلام و خدمات اجتماعی و کار طاقت فرسای خانه ، زندگی کرد . اوقاتش به تربيت فرزند و کار و نظافت خانه و ذکر و عبادت پروردگار مي گذشت . فاطمه ( ع ) دختری است که در مکتب تربيتی اسلام پرورش يافته و ايمان و تقوا در ذرات وجودش جايگزين شده بود. فاطمه در کنار مادر و آغوش پر مهر پدر تربيت شد و علوم و معارف الهی را از سرچشمه نبوت فراگرفت و آنچه را به سالها آموخته ، در خانه شوهر به مرحله عمل گذاشت و همچون مادری سالخورده و کدبانويی آزموده که تمام دوره های زندگی را گذرانده باشد - به اهل خانه و آسايش شوهر و تربيت فرزندان - توجه مي کرد و نيز آنچه را در بيرون خانه مي گذشت ، مورد توجه قرار مي داد و از حق خود و شوهرش دفاع مي کرد .

چگونگی ازدواج فاطمه ( ع ) و علی  ( ع )
از آغاز معلوم بود و همه مي دانستند که جز علی ( ع ) کسی همسر ( کفو ) فاطمه دختر پيامبر عاليقدر اسلام نيست . با وجود اين ، بسياری از ياران و کسانی که خود را به پيغمبر ( ص ) نزديک احساس مي کردند ، به اين وصلت چشم داشتند و اين آرزو را در دل مي پروردند . نوشته اند : پس از اين آزمونها عده ای از اصحاب به حضرت علی ( ع ) مي گفتند : چرا برای ازدواج با يگانه دختر پيغمبر ( ص ) اقدام نمي کنی ؟ حضرت علی ( ع ) مي فرمود : چيزی ندارم که برای  اين منظور قدم پيش نهم . آنان مي گفتند : پيغمبر ( ص ) از تو چيزی نمي خواهد . سرانجام حضرت علی ( ع ) زمينه را برای  طرح اين درخواست آماده ديد . روزی به خانه رسول اکرم ( ص ) رفت . اما شدت حيا مانع ابراز مقصود شد . نوشته اند دو سه بار اين عمل تکرار گرديد . سومين بار پيغمبر اکرم ( ص ) از علی  ( ع ) پرسيد : آيا حاجتی داری ؟ علی ( ع ) گفت : آری . پيغمبر فرمود : شايد برای خواستگاری زهرا آمده ای ؟ علی عرض کرد : آری . چون مشيت و امر الهی بر اين کار قرار گرفته بود و پيامبر از طريق وحی بر انجام دادن اين مهم آگاه شده بود ، مي بايست اين پيشنهاد را با دخت گراميش نيز در ميان بگذارد و از نظر او آگاه گردد . پيامبر ( ص ) به دخترش فاطمه گفت : تو علی را خوب مي شناسی ، علی  نزديکترين افراد به من مي باشد . در اسلام ، سابقه فضيلت و خدمت دارد . من از خدا خواستم برای  تو بهترين شوهر را برگزيند . خداوند مرا به ازدواج تو با علی امر فرموده است . بگو چه نظر داری ؟ فاطمه ساکت ماند . پيغمبر سکوت او را موجب رضا دانست و مسرور شد و صدای  تکبيرش بلند شد . آن گاه پيامبر ( ص ) بشارت اين ازدواج را به علی ( ع ) فرمود و مهر فاطمه را 400مثقال نقره قرار داد و در جلسه ای که عده ای از اصحاب بودند ، خطبه عقد را قراءت کرد و اين ازدواج فرخنده انجام شد . گفتنی است که علی ( ع ) جز يک شمشير و يک زره و شتری برای  آب کشی چيزی در اختيار نداشت . پيغمبر ( ص ) به علی فرمود : شمشير را برای  جهاد نگه دار ، شترت را هم برای  آب کشی و سفر حفظ کن ، اما زره خود را بفروش تا وسايل ازدواج فراهم شود . پيغمبر ( ص ) به سلمان فرمود : اين زره را بفروش . سلمان زره را به پانصد درهم فروخت . سپس گوسفندی را کشتند و وليمه عقد ازدواج دادند . اين جشن در ماه رجب سال دوم هجرت انجام شد . تمام وسايلی که به عنوان جهيزيه به خانه فاطمه زهرا ( ع ) دخت گرامی پيامبر ( ص ) آورده شده است ، از 14قلم تجاوز نمي کند : چارقد سرانداز - دو عدد لنگ - يک قطيفه - يک طاقه چادر پشمی - 4 بالش - يک تخته حصير - قدح چوبی - کوزه گلی - مشک آب - تنگ آبخوری - تختخواب چوبی  - يک طشت لباسشويی - يک آفتابه - يک زوج دستاس و مقداری عطر و بخور . اين است جهيزيه و تمام اثاث خانه فاطمه زهرا زوجه علی ( ع ) سرور زنان عالم . در شب زفاف - به جای خديجه که به جهان باقی شتافته بود ، سلمی دختر عميس مواظبت از فاطمه زهرا را بر عهده داشت - و رسول اکرم ( ص ) خود شخصا با عده ای از مهاجر و انصار و ياران باوفا در مراسم عروسی  شرکت فرمود - از بانک تکبير و تهليل فضای کوچه های مدينه روحانيتی خاص يافته بود و موج شادی و سرور بر قلبها مي نشست . پيامبر گرامی دست دخترش را در دست علی گذاشت و در حق آن زوج سعادتمند دعای خير کرد و آنها را به خداوند بزرگ سپرد . و بدين سان و با همين سادگی عروسی بهترين مردان و بهترين زنان جهان برگزار شد .

از شادی  تا اندوه
در سال يازدهم هجری در آخر ماه صفر رحلت جانگداز پيامبر ( ص ) پيش آمد و چه دردآور بود جدايی اين پدر و دختر - پدری چون پيامبر گرامی که هميشه هنگام سفر با آخرين کسی که وداع مي کرد و او را مي بوييد و مي بوسيد ، دخت گراميش بود و چون از سفر بازمي گشت ، اولين ديدار را با دخترش داشت . پيوسته از حالش جويا مي شد و رازی از رازها را در گوش جانش مي گفت و دختری  که پيوسته از کودکی در کنار پدر بود و از او پرستاری مي کرد ، گاهی با زنان هاشمی به ميدان جنگ مي شتافت تا حال پدر را جويا شود . چنانکه در جنگ احد که به دروغ آوازه درافتاد که پيامبر ( ص ) در جنگ کشته شده ، به دامنه کوه احد شتافت و سر و صورت خونين پدر را شستشو داد و از خاکستر حصيری که سوخته بود بر جراحات پدر پاشيد و از زخمهای آن حضرت مواظبت کرد تا بهبود يافت - دختری که لحظه به لحظه که از کارهای  خانه داری و بچه داری فراغت مي يافت ، به خدمت پدر مي رسيد و از ديدارش بهره مند مي شد ... آری لحظه جدايی اين چنين پدر و دختری  فرارسيد و چه زود فرارسيد . پيامبر ( ص ) در بستر بيماری افتاد و رنگ رخسارش نمايانگر واپسين لحظات عمرش بود . عايشه روايت مي کند که پيغمبر ( ص ) در حالت جان دادن و آخرين رمقهای  حيات ، دختر عزيزش فاطمه ( ع ) را خواست و نزديکش نشانيد و در گوش او رازی  گفت که فاطمه سخت به گريه افتاد . پس از آن سخن ديگری گفت که ناگهان چهره فاطمه شکفته شد . همگان از ديدن اين دو منظره متضاد متعجب شدند . راز اين رازگويی را از حضرت فاطمه زهرا خواستند ، فرمود : نخست پدرم خبر مرگ خود را به من گفت ، بسيار محزون شدم و عنان شکيبايی از دستم بشد ، گريه کردند ، او نيز متأثر شد ، ديگر بار در گوشم گفت : دخترم ! بدان تو نخستين کسی از خانواده هستی  که به زودی به من ملحق خواهی شد . به شنيدن اين بشارت خوشحال شدم . پدرم فرمود راضی  هستی که " سيده نساء العالمين و سيده نساء هذه الامة " باشی ؟ فاطمه گفت : به آنچه خدا و تو بپسنديد راضي ام . باری ، فاطمه سرور زنان عالم و سرور زنان اين امت - اين نو گل خندان باغ رسالت بر اثر تندبادهای حوادث ، زود پر پر شد و چندی بعد از پدر بزرگوارش به وی پيوست . وه که چه کوته بود عمر آن ملکه اسلام . آری ، مرگ پدری مهربان و دگرگونيهايی  که پس از رسول خدا ( ص ) روی  نمود ، روح و جسم دختر پيغمبر ( ص ) را آزرده ساخت . وی در روزهايی که پس از مرگ پدر زيست ، پيوسته رنجور ، پژمرده و گريان بود . هرگز رنج جدايی پدر را تحمل نمي کرد و برای همين بود که چون خبر مرگ خود را از پدر شنيد لبخند زد . او مردن را بر زيستنی جدا از پدر ، ترجيح مي داد . سرانجام ، آزردگيها و ناتوانی تا بدان جا کشيد که دختر پيغمبر ( ص ) در بستر افتاد . در مدت بيماری او ، از آن مردان جان بر کف ، از آن مسلمانان آماده در صف ، از آنان که هر چه داشتند ، از برکت پدر او بود ، چند تن او را دلداری دادند و يا به ديدنش رفتند ؟ ظاهرا جز يکی  دو تن از محرومان و ستمديدگان چون بلال و سلمان کسی از اين بانوی گرانقدر غم خواری  نکرد . اما زنان مهاجر بويژه انصار ، که از آزردگی و بيماری فاطمه ( ع ) خبر يافتند ، با مهربانی نزد او گرد آمدند و از او عيادت و دلجويی نمودند . دختر پيامبر ( ص ) در بستر بيماری  نيز ، در پاسخ کسانی که از او احوالپرسی مي کردند ، سخنانی فصيح و بليغ بر زبان مي راند . سخنانی که در آن روز ، درد دل و گله و شکوه بانويی داغديده و ستم رسيده مي نمود ، اما بحقيقت اعلام خطری بود ، که مسلمانان را از تفرقه افکنی و فتنه انگيزی در آينده بيم مي داد . باری ، دخت پيامبر ( ص ) گفتنيها را گفت و بر اثر مصائب جانکاه و دوری از پدر مهربان گرانقدرش رسول مکرم ( ص ) به " گلشن رضوان " شتافت .

منبع- سایت ۱۲ امام

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 14:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]
زندگينامه حضرت زينب (س)

زينب (س) سومين فرزند مهد ولايت است که در سال پنجم يا ششم هجري ( 2 يا 3 سال پس از ولادت امام حسين (ع) ) در مدينه چشم به جهان گشود. هنگامي‌که پيامبر (ص) از سفر بازگشته و خبر ولادت فرزند حضرت زهرا (س) را از حضرت علي (ع) شنيدند، فرمودند: « فرزندان فاطمه (س)، فرزندان منند ولي خداوند درباره آنان تصميم مي گيرد.» در همين هنگام جبرئيل نازل شد و پيام آ‌ورد که خداوند مي‌فرمايد: « نام اين دختر را زينب بگذاريد که اين نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام.» آن‌گاه رسول خدا زينب را گرفت و بوسيد و گفت: « توصيه مي‌کنم که همه، اين دختر را احترام کنند، که مانند خديجه کبري است. » يعني همان‌طور که فداکاري‌هاي خديجه در پيشبرد اهداف پيامبر و اسلام بسيار ثمربخش بود، ايثار، صبر و استقامت زينب در راه خدا نيز در بقا و جاودانگي اسلام از اهمّيّت ويژه‌اي برخوردار است.

زينب (س) بيش از 5 سال وجود رسول اکرم (ص) را درک نکرد و در سال يازدهم هجرت، غم هجران جدّ بزرگوار خود، محمد مصطفي (ص) را بر جان نشاند. گويي پرواز رسول اکرم آغاز محنت‌هاي زينب بود. چند ماه بعد غم فقدان مادري که فخر زنان عالم بود نيز بر جان خسته‌اش نشست و دل کوچکش را در اين مصيبت عظيم غصه‌دار ساخت. او که از وجود پيامبر اکرم بهره‌ها برده و در دامان مهر و عطوفت زهراي اطهر از جرعه‌هاي معرفت سيراب گشته بود، حديث صبر و استقامت را در دفتر وجودش نگاشت؛ چرا که خبر مصائب و محنت‌هايي را که در مسير عمرش با آنها روبه‌رو مي‌گشت از رسول خدا(ص) شنيده بود

زندگی مشترک

آن هنگام که زينب به سالهاي تشكيل زندگي مشترك نزديك شده بود مي‌دانست كه ازدواج براي هر زني حق طبيعي و شرعي است و روي گرداني از اين سنت، خارج شدن از آئين پيامبر اسلام است.

زينب با ازدواج كه عمل به سنت پيامبر خداست،‌ رسالت بزرگي را كه بر دوش دارد فراموش نمي‌كند. او مي‌داند كه بايد در تمام صحنه ها و لحظه ها در كنار برادرش باشد. او مي‌داند كه به ثمر نشستن قيام حسين و شهادت عزيزانش، نيازمند آزادگي در اسارت، صبر و پايداري،‌ و پيام رساي او به گوش تاريخ بشريت است.

از اين رو زينب در قرارداد ازدواجش شرط همراهي با برادرش حسين را قيد مي‌كند تا از وظيفه مهم خود باز نماند. از شخصيتي متعهد به اسلام و دوستدار اهلبيت، چون عبدالله بن جعفر كه به خواستگاري دختر علي آمده است، انتظاري جز پذيرش اين شرط نيست. به هر صورت مراسم خواستگاري پايان مي‌يابد و عبدالله بن جعفر به افتخار همسري زينب كبري نائل مي‌گردد.

زندگی حضرت زینب س قرین نهضت عاشورا شده است و ایشان نقشی بسیار سازنده در آن ایفا نمودند از اینرو به تحلیل و مطالعه زندگی آن حضرت از این منظر خواهیم پرداخت بحث در این خصوص را حول دو محور پیگیری خواهیم کرد.

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة» یعنى:

«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است».

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

«به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.

صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.

ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

 تلاش های حضرت زینب

حضرت زینب‏پرستاری امام زمانش حضرت زین العابدین علیه السلام و دیگربیماران و مصیبت زدگان اهل بیت را برعهده داشت، و ضمن این که‏رسالت مهم نگهداری و تبلیغ از نهضت‏حسینی را به خوبی انجام‏داد، از پرستاری بیمار کربلا نیز با تحمل آن همه سختی‏ها وناملایمات، آنی فروگذار نبود و تا آخرین رمق دین خود را به‏مکتب و رهبرش ادا کرد

زینب نقش نگهداری از قیام خون بار حسینی را بر عهده داشت که‏قطعا اگر او این بار را بر دوش نمی‏گرفت، خون حسین پایمال می‏شدو بسیار دشوار بود که نهضت ابی عبد الله علیه السلام به مردم‏اعلام و ابلاغ گردد و شاید بدون اسارت خاندان رسول الله وپیش‏تازی زینب کبرا در رسوا نمودن هیئت‏حاکم، و تبلیغ او ازانگیزه قیام برادرش، یزیدیان به هدف پلید خود نائل می‏آمدند ونام رسول الله (ص) را نه تنها از مناره‏های مساجد بلکه ازتاریخ، پاک و محو می‏کردند و این بود نیت‏شوم آنان. و زینب با مجاهدت و قیام شجاعانه خویش در برابر زورگویان وهم‏چنین فریب‏خوردگان زمانش، آن چنان از قیام حسین دفاع کرد که‏تا قیام رستاخیز، همانند او نه در مردان و نه در زنان، وجودندارد و این نام جاودان و مقدس برای همیشه با عظمت و شموخ‏باید برده شد. زینب در پس آن مصیبت‏بزرگی که «تصغر عندها المصائب‏» آن چنان‏بار سنگین پرچم ولایت را بر دوش گرفت و در برابر کفر و زندقه‏ایستاد و سخنرانی کرد و خطابه خواند و مردم را بیدار کرد وحرکت را در مردگان آغاز نمود که از آن جا حرکت توابین و دیگرحرکت‏های اسلامی آغاز شد و تا امروز و فردا و فرداها، آثار این‏حرکت عظیم زینبی، هویدا است و به برکت زینب و قیام مبارکش، هم‏چنان بیرق‏های خونین عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم ازظالم، در سراسر جهان افراشته می‏شود زیرا زینب بود که پیام‏خونین حسین را به تمام نسل‏ها و عصرها رساند.

امام حسین علیه السلام قبل از شهادت سفارش‏های لازم را به‏زینب نمود و پرستاری نهضت را به او واگذار کرد و او را به صبرو بردباری امر نمود و به میدان با قلبی محکم و بی‏هراس ازآینده نهضت، حرکت کرد. زینب نیز پرچم پرافتخار حسین را بر دوش‏گرفت و نگذاشت این پرچم الهی بر زمین افتد و با اقتدار وشهامتی که تاریخ نظیرش را ندیده در برابر امیر خون آشام کوفه‏و شاه پلید شام لعنة الله علیهما ایستاد و با سخنرانی‏های‏جاودانه‏اش زندگی را در کامشان تلخ ساخت. راستی چه رادمردی است این زن، که با آن همه مصیبت‏های سخت که‏هر یک کوهی را به لرزه درمی‏آورد و انسان را مضطرب و از خودبی‏خبر می‏سازد، در برابر سنگدل‏ترین و تندخوترین و تبهکارترین‏انسان روی زمین، آن سان با کبر و مناعت‏برخورد می‏کند که همه‏را به شگفتی وامی‏دارد.

در مجلس یزید لعنة الله علیه، گفت و گوهای زیادی بین بانوی‏قهرمان کربلا و آن پلید رخ داده که همه‏اش دلالت‏بر عظمت وقهرمانی زینب دارد. نگاهی کوتاه به یک قسمت آن می‏کنیم تایادآور شجاعت فزون از حد زینب باشد. هنگامی که یزید با چوب خود، به دندان‏های مبارک امام حسین علیه‏السلام اشاره می‏کرد و آن اشعار معروف کفرآمیزش را می‏سرود، زنان‏بنی هاشم تاب تحمل این منظره را نداشتند و بی‏اختیار می‏گریستندولی زینب، بی‏آنکه خم به ابرو بیاورد، با کبر و مناعتی‏علی‏وار، بر آن سرکش غدار فریاد زد: «صدق الله یا یزید: ثم کان عاقبة الذین اساءوا السوآی ان‏کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزئون. ا ظننت‏یا یزید انه‏حین اخذت علینا باطراف الارض و اکناف السماء فاصبحنا نساق‏کما تساق الاساری ان بنا هوانا علی الله و ان بک علیه کرامة‏و توهمت ان هذا لعظیم خطرک فشمخت‏بانفک و نظرت فی عطفیک‏جذلان فرحا، حین رایت الدنیا مستوثقة لک و الامور متسقة علیک‏ان الله امهلک فهو قوله:«و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی‏لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین...» ا تقول: لیت اشیاخی‏ببدر شهدوا! غیر متاثم و لا مستعظم و انت تنکث ثنایاابی عبد الله بمحضرتک؟ و لم لا و قد نکات القرحة و استاصلت‏الشافة باهراقک هذه الدماء الطاهرة، دماء نجوم الارض من آل‏عبد المطلب؟!و لتردن علی الله وشیکا موردهم و عند ذلک تود ان کنت ابکم‏و اعمی. ا یزید و الله ما فریت الا جلدک و لا حززت الا لحمک وسترد علی رسول الله برغمک و لتجدن عترته و لحمته من حوله فی‏حظیرة القدس... و ستعلم انت و من بواک و مکنک من رقاب‏المؤمنین اذا کان الحکم ربنا و الخصم جدنا و جوارحک شاهدة علیک‏فانظر اینا شر مکانا و اضعف جندا.» ای یزید! آیا گمان کردی‏که چون بر ما سخت گرفتی و اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ماتنگ کردی و سرانجام ما را مانند اسیران به این طرف و آن طرف‏کشاندی از این است که ما نزد خدایمان خوار گشته‏ایم و یا تو رادر پیش خدا قدر و منزلتی هست؟ و یا پنداشتی که این بزرگی مقام‏تو است؟! لذا چون دنیا را به کام خویش یافتی و کارها را وفق‏مراد خود دیدی با تکبر باد در دماغ افکندی و شادمان و مسرور،نگران آرزوهای خود شدی؟! بدان که اگر خدا به تو مهلت داده است‏از این جهت است که خود می‏فرماید:«آنان که کافر شده‏اند گمان نکنند که اگر مهلتی به آن‏ها دادیم‏به سود آنان است، بلکه به آن‏ها مهلت می‏دهیم تا بیش‏تر به گناه‏روی آورند و سرانجام عذابی دردناک و خوارکننده در انتظارشان‏خواهد بود.» آیا باز آرزو می‏کنی که: ای کاش نیاکان ما که دربدر کشته شدند، این جریانات را می‏دیدند!! بی آن که خود راگناهکار بدانی و یا گناه خویش را بزرگ شماری و اینک باچوبدستی خود بر دندان‏های امام حسین می‏زنی؟! حق داری! زیرا باریختن خون‏های پاک و مطهر این ستارگان روی زمین، عقده دل پلیدت‏گشوده می‏شود و نهال غمت ریشه‏کن می‏گردد! مطمئن باش تو نیز به‏زودی در پیشگاه خدای متعال بازگشت‏خواهی نمود و در آن جا است‏که آرزو خواهی کرد ای کاش در دنیا لال و کور بودی. ای یزید! به خدا سوگند! جز پوست‏خود نشکافتی و جز گوشت‏خودقطع نکردی و بر خلاف میل خود، به زودی نزد رسول خدا بازخواهی‏گشت و اهل بیت و پاره‏های تنش را در حظیرة القدس در کنارش باعزت و احترام خواهی یافت... و به زودی تو و آن کس که تو را برکرسی نشاند و بر گردن مؤمنین مسلط کرد، خواهید دانست کدام یک‏از ما بدکارتر و از حیث لشکریان ناتوان‏تریم، در آن روزی که‏داور خداست و خصم تو جد ما است و اعضا و جوارحت علیه تو گواهی‏خواهند داد. و اگر چه در این دنیا ما را به غنیمت گرفتی ولی‏به زودی غرامت‏خویش را از تو باز خواهیم ستاند. در تاریخ آمده است که پس از این سخنان شجاعانه زینب، چنان‏یزید و اطرافیانش زبون و حیرت‏زده گشتند که تا مدتی بی‏حرکت‏ماندند و یک خاموشی مرگ‏زا بر مجلس یزید حکمفرما شد، تو گوئی‏بر سرشان پرندگان نشسته بودند «کان علی رؤوسهم الطیر».

شهادت آن حضرت:

حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، شهادت رسيده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.

منبع- سایت ۱۲ امام

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 14:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]

زندگينامه امام عسگري (ع)


 

حضرت امام حسن عسکری  (ع )
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .

صورت و سيرت امام حسن عسکری  (ع )
امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سياه کمانی ، چشمانی  درشت و پيشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسيار سفيد بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود . راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد .

دوران امامت
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسيم مي گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفايی که به تقليد هارون در نشان دادن نيروی خود بلندپروازيهايی داشتند . امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانيد . زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند . وقتی از اين غلامان جويای حال امام شدند ، مي گفتند اين زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمي گويد . عبيدالله خاقان وزير معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات مي کرد به احترام آن حضرت برمي خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود مي نشانيد . پيوسته مي گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت نديده ام ، وی  زاهدترين و داناترين مردم روزگار است . پسر عبيدالله خاقان مي گفت : من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم مي پرسيدم . مردم را نسبت به او متواضع مي يافتم . مي ديدم همه مردم به بزرگواريش معترفند و دوستدار او مي باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شيعيان خود آميزش نمي فرمود ، دستگاه خلافت عباسی  برای حفظ آرامش خلافت خود بيشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) يکی نيز اين بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شيعه ، به دست کسانی سپرده مي شد که دشمن آل محمد (ص ) و جريانهای شيعی  بودند ، تا بدين گونه بنيه مالی نهضت تقويت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبيدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بيت رسالت ، نهايت مرتبه عداوت را داشت " . " نيز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی  احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختی  در بغداد مي زيستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترين نوع درگيری  واداشته بود . اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی  ، اين همه سختی را تحمل مي کرد ، و لحظه ای از حراست ( و نگهبانی ) موضع غفلت نمي کرد " . اينکه گفتيم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی  دستگاه خلافت تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با ياران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دينی  خود به آنها مراجعه مي نمودند - کمتر معاشرت مي کردند به جهت آن بود که دوران غيبت حضرت مهدی (ع ) نزديک بود ، و مردم مي بايست کم کم بدان خو گيرند ، و جهت سياسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پيش آمدن دوران غيبت در نظر آنان عجيب نيايد . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بيش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و رياست روحانی اسلامی ، آثار مهمی  از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی  شيعيانی که از راههای دور برای کسب فيض به محضر امام (ع ) مي رسيدند بر جای گذاشت . در زمان امام يازدهم تعليمات عاليه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی  را تجديد کرد ، و فرهنگ شيعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون يعقوب بن اسحاق کندی  ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعليمات آن امام ، گرديد . در قدرت علمی  امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت مايه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همين يعقوب بن اسحاق کندی فيلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ايرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت درآمد .

شهادت امام حسن عسکری  (ع )
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی  (ع ) تکرار مي شد . حتی قابله هايی  را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی  کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهيد خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ويژه در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف ديگری  داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری  (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .

ماجرای جانشين بر حق امام عسکري
ابوالاديان مي گويد : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) مي کردم . نامه هاي آن حضرت را به شهرها مي بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی  شد و صدای گريه و شيون از خانه من خواهی شنيد ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالاديان به امام عرض مي کند : ای سيد من ، هرگاه اين واقعه دردناک روی  دهد ، امامت با کيست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالاديان مي گويد : دوباره پرسيدم علامت ديگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالاديان مي گويد : باز هم علامت ديگری بگو تا بدانم . امام مي گويد : هر که بگويد که در هميان چه چيز است او امام شماست . ابوالاديان مي گويد : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چيز ديگری  بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسيدم صدای شيون و گريه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری  را ديدم که نشسته ، و شيعيان به او تسليت مي دهند و به امامت او تهنيت مي گويند . من از اين بابت بسيار تعجب کردم پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم . اما او جوابی نداد و هيچ سؤالی نکرد . چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ايستاد ، طفلی گندمگون و پيچيده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بيرون آمد و ردای جعفر را کشيد و گفت : ای عمو پس بايست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ايستاد . سپس آن طفل پيش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی  امام علی النقی عليه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسليم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسيد : اين کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمي شناسم و هرگز او را نديده ام . در اين موقع ، عده ای  از شيعيان از شهر قم رسيدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسيدند : بگو که نامه هايی که داريم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببينيد مردم از من علم غيب مي خواهند ! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای مردم قم با شما نامه هايی  است از فلان و فلان و هميانی ( کيسه ای ) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا . شيعيانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است اين نامه ها و هميان را به او تسليم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خليفه آمد و جريان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : برويد و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنيد و کودک را پيدا کنيد . رفتند و از کودک اثری نيافتند . ناچار " صيقل " کنيز حضرت امام عسکری (ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اينکه او حامله است . ولی هرچه بيشتر جستند کمتر يافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نيز در کنف حمايت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان مي باشد . درود خدای بزرگ بر او باد .

منبع- سایت ۱۲ امام

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 14:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]

زندگي نامه علي اكبر (ع)

حضرت علی اكبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان،(1)سال43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است.(2)او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد . ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت كرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت:

به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت كیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو كسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست. بلكه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثفیف تبلور یافته   است.

نقل است روزی علی اكبر(ع) به نزد والی مدینه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او میبرد، در آخر والی مدینه از علی اكبرسئوال كرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، « ما یُریدُ اَبُوك؟ » پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اكبر(ع) نزد اباعبدالله الحسین (ع) برد، ایشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنایت كند نام همه ی آنها را علی می گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه ی آنها را نیز فاطمه می گذارم.

 درباره شخصیت علی اكبر(ع) گفته شد، كه وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود.

در روایتی به نقل از شیخ جعفر شوشتری در كتاب خصائص الحسینیه آمده است: اباعبدالله الحسین هنگامی كه علی اكبر را به میدان می فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود:« یا قوم، هولاءِ  قد برز علیهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... ای قوم، شما شاهد باشید، پسری را به میدان می فرستم، كه شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله (ص) است بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول الله(ص) تنگ می شد نگاه به وجه این پسر می كردیم.

امام حسین (ع) در تربیت وی و آموزش  قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگیخت.

به هر روی علی اكبر(ع) در ماجرای عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدرش امام حسین(ع)بود و با دشمنانش به سختی مبارزه می كرد. شیخ جعفر شوشتری در خصائص نقل می كند: هنگامی كه اباعبد الله الحسین علیه السلام در كاروان خود حركت به سمت كربلا می كرد، حالتی به حضرت(ع) دست داد بنام نومیه و در آن حالت مكاشفه ای برای حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت كه خارج شد استرجاع كرد: و فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون » علی اكبر(ع) در كنار پدر بود، و می دانست امام بیهوده كلامی را به زبان نمی راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودی؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان دیدم این كاروان می رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علی اكبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود: آری ما بر حق هستیم. علی اكبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باكی نداریم،

گفتنی است، با این كه حضرت علی اكبر(ع) به سه طایفه معروف عرب پیوند و خویشاوندی داشته است، با این حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهیان یزید، هیچ اشاره ای به انتسابش به بنی امیه و ثفیف نكرد، بلكه هاشمی بدون و انتساب به اهل بیت(ع) را افتخار خویش دانست

وی نخستین شهید بنی هاشم در روز عاشورا بود و در زیارت شهدای معروفه نیز آمده است:السَّلامُ علیكَ یا اوّل قتیل مِن نَسل خَیْر سلیل. (7)

امام حسین(ع) در شهادتش بسیار اندوهناك و متأثر گردید و در فراقش فراوان گریست و هنگامی كه سر خونین اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدی علی عَلَی الدّنیا بعدك العفا.(8)

(فرز ندم علی ،دیگر بعد از تو اف بر این دنیا)

در مورد سنّ شریف وی به هنگام شهادت، اختلاف است. برخی می گویند هجده ساله، برخی می گویند نوزده ساله  و عده ای هم می گویند بیست و پنج ساله بود.(9)

اما از این كه وی از امام زین العابدین(ع)، فرزند دیگر امام حسین(ع) بزرگتر یا كوچك تر بود، اتفاقی میان مورخان و سیره نگاران نیست. روایتی از امام زین العابدین(ع) نقل شده كه دلالت دارد بر این كه وی از جهت سن كوچك تر از علی اكبر(ع) بود. آن حضرت فرمود: كان لی اخ یقال له علیّ اكبر منّی قتله الناس ...(10)مقبره حضرت علی اكبر علیه السلام  در كربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است و در سلام زیارت عاشورا منظور از وعلی علی ابن الحسین آقا علی اكبر علیه السلام می باشد.

 

1.    مستدرك سفینه البحار (علی نمازی)، ج 5، ص 388.

2.    أعلام النّساء المؤمنات (محمد حسون و امّ علی مشكور)، ص 126؛ مقاتل الطالبین (ابوالفرج اصفهانی)، ص 52.

3.    مقاتل الطالبین، ص 52؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج 1، ص 373 و ص 464.

4.    منتهی الامال ، ج 1، ص

5.    مقاتل الطالبین، ص 53.

6.    منتهی الآمال، ج 1، ص 375؛ الارشاد (شیخ مفید)، ص 459

7.    منتهی الآمال، ج 1، ص 375

8.    همان

منبع- سایت ۱۲ امام

[ هجدهم شهریور 1389 ] [ 14:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]

زندگينامه امام هادي (ع)


 

حضرت امام علی النقی الهادی  (ع )
تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی  النقی  (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجری قمری  نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربيت مقام ولايت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نيکو وظيفه مادری را به انجام رسانيد و بدين مأموريت خدايی قيام کرد . نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود . در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدينه عهده دار بود ، و لحظه ای  از آگاهانيدن مردم و آشنا کردن آنها به حقايق مذهبی  نمي آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خليفه ستمگر وقت - يعنی  متوکل عباسی - آنی آسايش نداشت . به همين جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدينه بنا بر دشمنی ديرينه و بدخواهی درونی ، به متوکل خليفه زمان خود نامه ای  خصومت آميز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگيزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقيقت آنچه در شأن خودش و خليفه زمانش بود به آن امام معصوم (ع ) منسوب نمود ، و اين همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولايت و علم و فضيلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدينه مي کشانيد و اين کوته نظران دون همت که طالب رياست ظاهری و حکومت مادی دنيای فريبنده بودند ، نمي توانستند فروغ معنويت امام را ببينند . و نيز " مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمين ( = مکه و مدينه ) از سوی دستگاه خلافت ، به متوکل عباسی نوشت : اگر تو را به مکه و مدينه حاجتی است ، علی بن محمد ( هادی ) را از اين ديار بيرون بر ، که بيشتر اين ناحيه را مظيع و منقاد خود گردانيده است " . اين نامه و نامه حاکم مدينه نشان دهنده نفوذ معنوی امام هادی (ع ) در سنگر مبارزه عليه دستگاه جبار عباسی است . از زمان حضرت امام محمد باقر (ع ) و امام جعفر صادق (ع ) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربيت شدند که هر يک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای  زمان بودند ، و بدين سان پايه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شيعه ، از دوره حضرت رضا (ع ) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر اين فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع ) پيش نيامده بود ، معلوم نبود سرنوشت اين معارف مذهبی به کجا مي رسيد ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر (ع ) به بعد ديگر چنين فرصتهای وسيعی برای تعليم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدوديت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که بايد و شايد پيش نيامد . با اين همه ، دوستداران اين مکتب و ياوران و هواخواهان ائمه طاهرين - در اين سالها به هر وسيله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دينی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پيشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری  خلافت به حضور امامان والاقدر مي رسيدند و از سرچشمه دانش و بينش آنها ، بهره مند مي شدند و اين دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پيوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدينه و مانند آن ، نشان دهنده اين هراس هميشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمين ( مکه و مدينه ) ممکن است به فرمانبری از امام (ع ) درآيند و سر از اطاعت خليفه وقت درآورند . بدين جهت پيک در پيک و نامه در پی  نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی (ع ) را از مدينه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی  حضرت هادی (ع ) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . برخی  از بزرگان مدت اين زندانی و تحت نظر بودن را - بيست سال - نوشته اند . پس از آنکه حضرت هادی (ع ) به امر متوکل و به همراه يحيی بن هرثمه که مأمور بردن حضرت از مدينه بود ، به سامرا وارد شد ، والی بغداد اسحاق بن ابراهيم طاهری از آمدن امام (ع ) به بغداد با خبر شد ، و به يحيی بن هرثمه گفت : ای مرد ، اين امام هادی فرزند پيغمبر خدا (ص ) مي باشد و مي دانی  متوکل نسبت به او توجهی ندارد اگر او را کشت ، پيغمبر (ص ) در روز قيامت از تو بازخواست مي کند . يحيی گفت : به خدا سوگند متوکل نظر بدی نسبت به او ندارد . نيز در سامرا ، متوکل کارگزاری ترک داشت به نام وصيف ترکی . او نيز به يحيی سفارش کرد در حق امام مدارا و مرحمت کند . همين وصيف خبر ورود حضرت هادی را به متوکل داد . از شنيدن ورود امام (ع ) متوکل به خود لرزيد و هراسی  ناشناخته بر دلش چنگ زد . از اين مطالب که از قول يحيی بن هرثمه مأمور جلب امام هادی (ع ) نقل شده است درجه عظمت و نفوذ معنوی امام در متوکل و مردان درباری به خوبی آشکار مي گردد ، و نيز اين مطالب دليل است بر هراسی که دستگاه ستمگر بغداد و سامرا از موقعيت امام و موضع خاص او در بين هواخواهان و شيعيان آن حضرت داشته است . باری ، پس از ورود به خانه ای که قبلا در نظر گرفته شده بود ، متوکل از يحيی پرسيد : علی بن محمد چگونه در مدينه مي زيست ؟ يحيی گفت : جز حسن سيرت و سلامت نفس و طريقه ورع و پرهيزگاری و بي اعتنايی به دنيا و مراقبت بر مسجد و نماز و روزه از او چيزی نديدم ، و چون خانه اش را - چنانکه دستور داده بودی - بازرسی  کردم ، جز قرآن مجيد و کتابهای علمی چيزی نيافتم . متوکل از شنيدن اين خبر خوشحال شد ، و احساس آرامش کرد . با آنکه متوکل از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سيدالشهداء (ع ) آب بستند و زيارت کنندگان آن مرقد مطهر را از زيارت مانع شدند ، و دشمنی يزيد و يزيديان را نسبت به خاندان رسول اکرم (ص ) تازه گردانيدند ، با اين همه در برابر شکوه و هيبت حضرت هادی (ع ) هميشه بيمناک و خاشع بود . مورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی  به سزا داشت . روزی متوکل مريض شد و جراحتی پيدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خليفه شفا يابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هديه فرستد . در اين ميان به فتح بن خاقان که از نزديکان متوکل بود گفت : يک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شايد بهبودی يابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذاريد به اذن خدا بهبودی  حاصل مي شود . چنين کردند ، آن جراحت بهبودی يافت . مادر متوکل هزار دينار در يک کيسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از اين ماجرا نگذشته بود که يکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دينار فراوانی  در منزل علی بن محمد النقی ديده شده است . متوکل سعيد حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بياورند تا آسيبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گويد : ديدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختيار توست . آن مرد خانه را تفتيش کرد . چيزی جز آن کيسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کيسه ديگری  سر به مهر در خانه وی نيافت ، که مهر مادر خليفه بر آن بود . امام فرمود : زير حصير شمشيری است آن را با اين دو کيسه بردار و به نزد متوکل بر . اين کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنيا و مال دنيا اعتنايی نداشت پيوسته با لباس پشمينه و کلاه پشمی روی حصيری که زير آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی (ع ) زندگی مي کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق مي فرمود . با اين همه ، متوکل هميشه از اينکه مبادا حضرت هادی (ع ) بر وی خروج کند و خلافت و رياست ظاهری  بر وی به سر آيد بيمناک بود . بدخواهان و سخن چينان نيز در اين امر نقشی  داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : " حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسيار جمع کرده و کاغذهای زياد است که شيعيان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند " . متوکل از اين خبر وحشت کرد و به سعيد حاجب که از نزديکان او بود دستور داد تا بي خبر وارد خانه امام شود و به تفتيش بپردازد . اين قبيل مراقبتها پيوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (ع ) در سامره بودند - وجود داشت . و نيز نوشته اند : " متوکل عباسی سپاه خود را که نود هزار تن بودند از اتراک و در سامرا اقامت داشتند امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند ، و در ميان بيابان وسيعی ، در موضعی روی هم بريزند . ايشان چنين کردند . و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد . اسم آن را تل " مخالي " نهادند آنگاه خليفه بر آن تل بالا رفت و حضرت امام علی النقی ( عليه السلام ) را نيز به آنجا طلبيد و گفت : شما را اينجا خواستم تا مشاهده کنيد سپاهيان من را . و از پيش امر کرده بود که لشکريان با آرايشهای نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند ، و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنماياند ، تا مبادا آن حضرت يا يکی از اهل بيت او اراده خروج بر او نمايند " . در اين مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی  ، مستقيم و غير مستقيم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی  امام و رفت و آمدهايی  که در اقامتگاه امام (ع ) مي شد ، داشتند از جمله : " حضور جماعتی از بنی  عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سيد محمد - که حرم مطهر وی  در نزديکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - ياد شده است . اين نکته نيز مي رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر مي زده اند . "

اصحاب و ياران امام دهم (ع )
در ميان اصحاب امام دهم ، برمي خوريم به چهره هايی  چون " علی بن جعفر ميناوي " که متوکل او را به زندان انداخت و مي خواست بکشد . ديگر اديب معروف ، ابن سکيت که متوکل او را شهيد کرد . و علت آن را چنين نوشته اند که دو فرزند متوکل خليفه عباسی در نزد ابن سکيت درس مي خواندند . متوکل از طريق فرزندان خود کم کم ، متوجه شد که ابن سکيت از هواخواهان علی (ع ) و آل علی (ع ) است . متوکل که از دشمنان س