دانستنیها ی تاریخ وجغرافیایی ایران وجهان
اشنایی کامل با شهرهای ایران وجهان- تاریخ ایران وجهان وهزاران جدول اماری 
قالب وبلاگ
بُردخون شهري است در استان بوشهر ايران. بُردخون مرکز بخش بُردخون در شهرستان ديّر است.

شغل اصلي مردم بردخون صيادي و کشاورزي است. نام يکي از دهستان‌هاي چهارگانه شهرستان دير استان بوشهر است. اين دهستان از 20 آبادي بزرگ و کوچک تشکيل شده که مهم آنها عبارتند از: بردخون کهنه، شه نيا، زيررود، زيدان، مل سوخته، نره کوه، درواحمد، دمي گز، گورک، شيبرم. مرکز دهستان قريه بردخون نو است که 961 تن سکنه دارد.

پيشينه
آبادي بردخون چند سده پيش در کناره خني (سفره‌هاي زير زميني که بصورت يک گودال دره مانند طبيعي هستند) واقع در شمال شرقي محل کنوني يعني احشام کهنه تشکيل شده بعلت کناره خني نشستن به آن اهالي (بردخني‌ها) (بُرد «به ضم اوّل» به معني کناره و حاشيه) مي‌گفتند که هنوز هم استعمال محلي غالب دارد و به تبع، آن محل چنين نام گرفته و بعدها با تطوراتي (بردخان) شايد بعلت تشابه خني با کلمه خان (يا خاني) و تطابق آن با خور خان و اينکه خوانين در اينجا از جمله خني ملک زياد داشتند. و سپس با تعابير اداري و دولتي باز هم به علت غرابت زبان بومي و با تشابه لفظي (بردخون) نام گرفته‌است.

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 12:12 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شَبانکاره شهري است در استان بوشهر ايران که بر اساس سرشماري رسمي سال 1385، تعداد 6,975 نفر جمعيت داشته‌است.شبانکاره مرکز بخش شبانکاره شهرستان دشتستان است.

شهر شبانکاره در فاصله ? 95?کيلومتري شمال خاوري بوشهر و در حوزه آبريز رودخانه حله قرار دارد.صحبت‌هايي در مورد ارتقاء بخش شبانکاره به شهرستان در جريان است که موجب تنش‌هايي ميان مردم شهر آب‌پخش و مردم شبانکاره شده‌است.

جُرج لوريمر در کتاب راهنماي خليج‌فارس...، شبانکاره را چنين معرفي مي‌کند: «شبانکاره از مغرب به رود شور محدود است که آن را از حيات داوود جدا نموده و از شمال و مشرق به کوهستان خارج از مناطق ساحلي ايران محدود مي‌گردد که اين کوهسار در اين قسمت موسوم به «طويسه» است و از جانب رودخانه حله آن را محدود مي‌کند. بنابراين طول آن از شمال باختري ـ جنوب خاوري نزديک به 20 ميل و عرض آن 120 ميل است.»
قلاسوز در 6 کيلومتري خاور شبانکاره از آثار ديدني آن است.

پيشينه
شبانکاره از قديم ده‌کهنه نام داشته و در دوران‌هاي باستان آن را بخشي از ايالت اَنشان در دولت ايلام دانسته‌اند و پس از آن جزئي از منطقه پارس. بهرام‌آباد كه هم اكنون محله‌اي از شهر آبپخش مي‌باشد در عهد باستان تا اواخر ساسانيان شهر بزرگي بوده است كه از چهاربرج كنوني تا شبانكاره(دهكهنه) امتداد داشته و شبانكاره(دهكهنه) بازمانده‌اي از بهرام‌آباد بوده كه در يك جنگ ويرانگر نابود شد و بعد از مدتها باقي‌مانده‌اي از شماليترين نقطه شهر را دهكهنه ناميدند.

سده بيستم
حاکم شبانکاره در قديم اسماعيل خان (درگذشته 1344 ق.) بود که منطقه را از سعدالملک اجاره کرده بود. اسماعيل خان آبادي سعدآباد را به افتخار سعدالملک در اين منطقه بنا نمود.

پس از درگذشت اسماعيل خان، فرزندانش محمدعلي خان و لطفعلي خان و پس از آن فرزندان محمد علي خان يعني ملک منصور خان و اردشير خان شبانکاره‌اي بر مناطق سعدآباد و شبانکاره حکومت کردند
[ پنجم تیر 1389 ] [ 12:11 ] [ اطلس ایران وجهان ]
عَسَلويه شهري از توابع شهرستان کنگان ويک منطقه عظيم صنعتي از توابع استان بوشهر در جنوب ايران است. اين روستا در دوازه کيلومتري شرقي روستاي نخل تقي و در هفت کيلومتري روستاي بيدخون و در کرانه خليج فارس واقع شده‌است.
موقعيت شهرعسلويه عرض جغرافيايي 27درجه 49 دقيقه و 94 ثانيه طول جغرافيايي 52 درجه 62 دقيقه و 19 ثانيه ارتفاع از سطح آب¬هاي آزاد 18 متر (62 فوت) تاريخچه شهر عسلويه بندر عسلويه سابقه بسيار ديرينه اي دارد . بر اثر تنشها و حوادث و دشمني ها آثار تاريخي آن مانند قلعه ها و مساجد متعدد ويران و نابود گرديد بندر عسلويه از بنادر اوليه خليج فارس به شمار مي آيد كه آن زمان بيش از پنج بندر فعال نبوده است كه عبارتند از : بوشهر ، بصره ، سيراف، عسلويه و كنگ حكايتگر آن است كه در دوره ساسانيان قبل از آن اين بندر بوده و بعضي ها قائل هستند 4000 سال قبل از اسلام بندر عسلويه بوجود آمده است و تاريخ ذكر مي كند زماني كه مي خواستند بغداد را بسازند از بندر عسلويه و سيراف ماليات دريافت مي كردند . لازم به ذكر است عسلويه جاي فعلي نبوده بلكه در دامنه كوه قرار گرفته و بين دريا و خود اين بندر درخت حرا فاصله انداخته است . كه به مرور زمان جنگل مورد نظر خشك و دريا عقب نشيني كرده و مردم به دنبال آن كم كم از جاي خود هجرت و جاي فعلي سكنا گزيدند.تاريخ غزالي در بغداد از زبان سند باد بحري مي نويسد در سال 400 هجري قمري وقتي كه از بندر لنگه بطرف بصره عزيمت مي كرديم سكان كشتي به طرف عسلويه مي بستيم و براي اينكه از نيروي دريايي عسلويه در امان باشيم شبانه از دماغه نايبند مي گذشتيم يعني هزار و چند سال پيش صاحب قدرتي بوده است . جمعيت اين بندر در قديم چندين برابر جمعيت فعلي استو آثار و مساجد بسياري داشته است . دوطايفه بزرگ به نام حرمي ها و نصوري ها كه در عسلويه بوده اند جنگ بزرگي به راه مي اندازند و در روز عيد فطر جنگ اتفاق مي افتد و بسيار مردم شجاع و با غيرت داشته كه جلو اين در گيري سينه سپر مي كنند و تعداد بسيار زيادي از مردم در اين جنگ به شهادت مي رسند. اين بندر از قلعه هاي متعددي بر خوردار بوده و يكي از قلعه هاي بزرگ كه دور تا دور آن بازارچه بوده كه بوسيله انگليسيها از طريق دريا به توپ بسته شده و تخريب گرديد. و دومين قلعه و بسياري از جاهاي مهم اين بندر توسط قشون رضاخان و خوانين تخريب شده و هرچه به عقب برگرديم بندر عسلويه از رونق و آباداني بهتري برخوردار بوده است و از كلام سيد احمد خميني رضوان الله عليه كه فرمودند: زماني كه بندر عسلويه آباد بوده است از بندر عباس خبري نبود.

بخش عسلويه: بخش عسلويه شرقي ترين بخش استان بوشهر مي باشد. موقعيت ممتاز وجالب اين بخش اين است كه در همجواري با استهاي هرمزگان و فارس قرار گرفته است كه اين در نوع خود ويژگي هاي خاصي به اين منطقه بخشيده است. بخش عسلويه از شمال به رشته كوههاي سرافراز زاگرس، از شرق به شهرستان پارسيان (استان هرمزگان) ، از غرب به شهر كنگان(استان بوشهر) و از جنوب به خليج نيلگون و هميشه فارس محدود مي باشد.بخش عسلويه از دو شهر عسلويه و نخل تقي و 21 روستا از جمله بندو ، سهمو ، چاه مبارك، زبار، بيدخون، اخند، خره، خيارو، هاله ، بساتين، عسكري، صفيه، بستانو، كلات، كنارخيمه،دهنو، بزباز، مروع و سواحل تشكيل شده است. راههاي دسترسي به اين بخش از سه طريق هوايي، زميني و دريايي امكان پذير است. شهر عسلويه بين 51 درجه طول شرقي و 27 درجه عرض شمالي و در حاشيه شمالي خليج هميشه فارس و در شهرستان كنگان استان بوشهر قرار دارد. اين شهر از طرف شمال شرق به شهر نخل تقي، از طرف شرق به تأسيسات پارس جنوبي و از طرف مغرب به خليج هميشه فارس محدود مي شود. از شهر عسلويه تا مركز شهر كنگان 70 كيلومتر فاصله است و تا منطقه زيباي ناي بند 30 كيلومتر مسافت وجود دارد. ادارات بخش، نهادها، بانكها و موسسات مالي در اين شهر رونق خاصي نسبت به بقيه شهر ها و روستاههاي استان دارند.

منطقه صنعتي
اين منطقه در شرق استان بوشهر در حاشيه خليج فارس در 300 کيلومتري شرق بندر بوشهر و در 420 کيلومتري غرب شهرستان بندر لنگه و در 570 کيلومتري غرب بندر عباس واقع است(همجواري استان بوشهر با استان‌ها :از شمال به منطقه اسير در فارس، از شرق به هرمزگان و از غرب به خوزستان کهگيلويه و بويراحمد) و حدود 100 کيلومتر باحوزه گاز پارس جنوبي که درميان خليج فارس واقع شده (دنباله حوزه گنبد شمالي قطر) فاصله دارد.

موقعيت مورد نظر براي منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس مزاياي قابل توجهي دارد، از جمله کمترين فاصله ممکن با ميدان گاز پارس جنوبي، وجود فرودگاهي که درزمان ساخت وساز مي‌تواند سرويس مناسبي به عنوان فرودگاه بين المللي استقرار يابد، دسترسي مستقيم به آب دريا، عمق مناسب سواحل ازنظر بندري، برخوردار از شبکه‌هاي تأسيسات زيرساختي شريانهاي ارتباطي فرامنطقه‌اي، وجود نيروي کار بالقوه در شهرها وروستاهاي اطراف، طبيعت سرسبز وچشم اندازهاي طبيعي زيبا وجود دارد.

محدوده و وسعت
محدوده منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس براساس مصوبه هيات وزيران وشوراي عالي مناطق آزاد تجاري / صنعتي به اين شرح تعيين گرديده‌است: ازغرب به روستاي شيرينو، ازجنوب به خليج فارس ، ازشمال به دامنه ادامه سلسه جبال زاگرس وازشرق به روستاي چاه مبارک. اين محدوده طبق مصوبه هيئت وزيران 10000 هکتار بوده که براساس استانداردها تفکيک مي‌گردد.

توسعه منطقه ويژه
با توجه به پتانسيلهاي اين منطقه، کمبود اراضي مناسب و لزوم توسعه صنايع بالادست نفت وگاز(با دسترسي مناسب به دريا) درمحدوده منطقه ويژه وهمچنين قرار داشتن مکان فعلي شهرهاي نخل تقي و عسلويه در محدوده‌اي با خطر سنجي بالا، عدم دسترسي مناسب به شريانهاي پيرامون منطقه و نامناسب بودن مکان فرودگاه نظامي فعلي (خطر سنجي بالا در همجواري با صنايع بالا دست، عدم امکان استفاده بهينه اهالي منطقه از آن و…) درنظراست در آينده نزديک نسبت به جابجايي فرودگاه وروستاهاي نخل تقي وعسلويه سايت نيروهاي نظامي به مکانهاي مناسب واستفاده از اراضي فوق به عنوا ن توسعه صنايع بالا دست اقدام شود. ضمنا با توجه به لزوم استقرار واحدهاي مايع سازي گاز(DME,GTL,LNG) درمنطقه وعطف به مسائل ايمني و حريم و فاصله لازم اين واحدها از ديگر واحدهاي صنعتي، زميني ساحلي به وسعت تقريبي 2000 هکتار واقع در 20 کيلو متري غرب منطقه جهت استقرار واحدهاي فوق پيش بيني شده‌است.

عسلويه معروفترين بخش منطقه ويژه اقتصادي پارس است که هر ساله شاهد حضور تعداد قابل توجهي از افراد جوياي کار است. جمعيت بومي منطقه عسلويه حدود 9000 نفر است که 80 درصد آنها اهل سنت هستند. با احداث پروژه‌هاي توسعه‌اي منطقه و تخمين‌هاي مقايسه‌اي رقم کل جمعيت شاغل در پايان دوره بهر‌ه‌برداري کامل به رقمي بالغ بر يک‌صد هزار نفر خواهد رسيد. در سال 1387 مسئولان منطقه ويژه اقتصادي پارس به تمامي کارکنان خود مهلت دادند که تا اول آبان‌ماه همانسال يا ازدواج کنند يا از کار اخراج شوند.

منطقه صنعتي و فرودگاه
داراي واحدهاي عظيم و پرشمار پتروشيمي و پالايشي. پيرو صحبتهاي انجام شده در بالا فرودگاه قديم تعطيل گرديد و فرودگاه جديد با نام خليج فارس در 35 کيلومتري شرق عسلويه احداث و مورد استفاده قرار گرفته‌است.

[ پنجم تیر 1389 ] [ 12:11 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنايي با قلعه زائر خضرخان
:
قلعه زائرخضرخان در شمال منطقه اهرم واقع شده و به زائر خضرخان تنگستانی منسوب است.

در حال حاضر در قلعه زائرخضرخان اعقاب و فرزندان زائر خضرخان تنگستانی سکونت دارند.

اين قلعه در زمان جنگ انگليس و ايران در بوشهر مورد استفاده قرار مي‌گرفت و جای اصابت گلوله توپ بر برج باختری آن هنوز هم باقی است.

قلعه زائر خضرخان مشتمل بر 4 برج و بارو و قلعه ميانی است و همچنين تأسيسات خصوصی برای ساكنين در قلعه وجود دارد.

ساختمان قلعه از خشت خام و گل ساخته شده است

[ پنجم تیر 1389 ] [ 12:11 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنايي با قلعه شیخ سلطان - بندر لنگه
قلعه مغویه از توابع بخش مرکزی شهرستان بندر لنگه و از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است

دهستان مغویه یکی از دهستان‌های بخش مرکزی شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان واقع در جنوب ایران است.

این بنای تاریخی در بندر مغویه واقع شده‌است و متعلق به شیخ سلطان المرزوقی یکی از حکمرانان منطقه و رئیس قبیله المرازیق و حاکم مغویه می‌باشد و به شیخ سلطان المرزوقی مشهور است.

ساختمان قلعه دارای دو حیاط اندرونی و بیرونی بوده که قدمت حیاط اندرونی از بیرونی بیشتر است.

این بنا در 2 طبقه و در قسمت‌هایی نیز در 3 طبقه ساخته شده و دارای تعداد زیادی اتاق به همراه حمام سنتی، یک برج نگهبانی و 2 بادگیر می‌باشد.

ساخت این بنا در سال ۱۳۲۱ هجری قمری پایان یافته‌است.

این کاخ زیبا از یادگار حکمرانان مرزوقی از قبیله العجمان که در منطقه مغویه و بندر لنگه از توابع استان هرمزگان حاکم بودند باقی مانده‌است.

منبع- همشهری لنلاین

[ پنجم تیر 1389 ] [ 12:10 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنايي با قلعه شیخ سلطان - بندر لنگه
قلعه مغویه از توابع بخش مرکزی شهرستان بندر لنگه و از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است

دهستان مغویه یکی از دهستان‌های بخش مرکزی شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان واقع در جنوب ایران است.

این بنای تاریخی در بندر مغویه واقع شده‌است و متعلق به شیخ سلطان المرزوقی یکی از حکمرانان منطقه و رئیس قبیله المرازیق و حاکم مغویه می‌باشد و به شیخ سلطان المرزوقی مشهور است.

ساختمان قلعه دارای دو حیاط اندرونی و بیرونی بوده که قدمت حیاط اندرونی از بیرونی بیشتر است.

این بنا در 2 طبقه و در قسمت‌هایی نیز در 3 طبقه ساخته شده و دارای تعداد زیادی اتاق به همراه حمام سنتی، یک برج نگهبانی و 2 بادگیر می‌باشد.

ساخت این بنا در سال ۱۳۲۱ هجری قمری پایان یافته‌است.

این کاخ زیبا از یادگار حکمرانان مرزوقی از قبیله العجمان که در منطقه مغویه و بندر لنگه از توابع استان هرمزگان حاکم بودند باقی مانده‌است.

منبع- همشهری لنلاین

[ پنجم تیر 1389 ] [ 12:10 ] [ اطلس ایران وجهان ]
اهرم



اَهرَم شهری است واقع در استان بوشهر در کشور ایران. اهرم مرکز بخش مرکزی شهرستان تنگستان است.

شهر اهرم در فاصله ‪ ۶۰‬کیلومتری جنوب شرق بوشهر واقع است. اهرم ۵ هزار اصله نخل دارد. شمار زیاد نخلستان‌ها باعث کندی در گسترش ساخت‌وساز در این شهر شده‌است. بیمارستانی ۳۲ تخت خوابی در این شهر در دست ساخت است.

گردشگری

چشمه آب گرم اهرم به عنوان یکی از مهمترین جاذبه‌های گردشگری این شهر است و همه ساله مسافران بسیاری از اقسا نقاط کشور به دیدن این جاذبه تفریحی می‌آیند. گفتنی است که در سال ۱۳۸۶، چشمه آبگرم اهرم بوشهر به‌عنوان دهکده نمونه آب درمانی در ایران انتخاب شد.
دیگر جاذبه‌های گردشی این شهر عبارتند از: قلعه زائر خضر خان تنگستانی (قلعه کلات)، امامزاده ابراهیم، امامزاده اسماعیل ، قدمگاه حضرت عباس(ع) ، امامزاده جعفر، امامزاده زین الشهداء منطقه خائیز، و سد انحرافی اهرم.




سرشناسان

حجة الاسلام سید مرتضی اهرمی ملقب به علم الهدی، میرزا حسین معتقد اهرمی، میرزا علی اکبر مشتاق اهرمی، عباس محمدزاده شاعر بزرگ شهر اهرم ، حسین منوچهری و محمد سلیمانی از سرشناسان این شهر هستند.




صنعت

تنگستان در محدودهٔ نفتی پارس شمالی واقع است و بنا بر گزارش اکونیوز برای توسعه و عمران در این منطقه بزودی چهار پروژهٔ زیربنایی پس از مناقصات و مطالعات انجام خواهد شد.




چشمه آبگرم اهرم بوشهر به‌عنوان دهكده نمونه آب درماني در كشور انتخاب شد بوشهر



رييس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان بوشهر گفت: چشمه آبگرم شهر اهرم (AHRAM)‬ مركز شهرستان تنگستان اين استان به عنوان دهكده نمونه آب درماني در كشور انتخاب شد.
دكتراحمد دشتي پنجشنبه در گفت و گو با خبرگزاري جمهوري اسلامي افزود: پس از بررسي‌هاي انجام شده روي ‪ ۴۰۰‬چشمه آبگرم درسطح كشور در زمينه آب درماني وايجاد يك دهكده آب درماني دريكي ازاين چشمه‌ها، ‪ ۴۰‬چشمه براي سرمايه‌گذاري واجد شرايط شناخته شدند.
وي اضافه‌كرد: از اين تعداد پنج چشمه آبگرم استانهاي بوشهر، خوزستان، خراسان، قزوين و كرمان به عنوان چشمه‌هاي آبگرم نمونه معرفي شدند و چشمه آبگرم اهرم در بوشهر نيز به عنوان مكان مناسبي براي احداث دهكده‌آب درماني انتخاب شد.
دشتي اظهارداشت: سرمايه‌گذار دهكده آب‌درماني چشمه آبگرم اهرم شركت توسعه گردشگري كشور است و اين طرح هم‌ اكنون مراحل واگذاري زمين را مي‌گذراند.
وي بيان كرد: اين طرح با پيش بيني ‪ ۴۰۰‬ميليارد ريال اعتبار در زميني به مساحت ‪ ۱۰۰‬هكتاراحداث مي‌شود كه هتل، رستوران، ويلا، مجتمع‌هاي‌رفاهي، تفريحي و ورزشي از جمله امكانات اين دهكده آب درماني و گردشگري است.
دشتي بابيان‌اينكه به محض واگذاري زمين عمليات اجرايي اين طرح آغازخواهد شد، گفت:بهره‌برداري از اين دهكده، علاوه بر رونق صنعت گردشگري‌استان بوشهر، شهر اهرم را در بخشهاي مختلف بويژه اقتصادي بطور چشمگيري متحول مي‌كند.
شهر اهرم در فاصله ‪ ۶۰‬كيلومتري جنوب شرق بوشهر واقع است.
[ پنجم تیر 1389 ] [ 12:10 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شروع تمدن درمنطقه نيريز به دوره هخامنشيان می رسد و دليل پيدايش اين شهر در آن دوره ايجاد يک مركز تسليحاتی برای حكومت بوده و وجود درياچه بختگان نيز در اين امر موثر بوده است. نيريز به دليل موقعيت خود همواره مورد توجه اقوام مهاجم بوده چنان كه شهر از زمان هخامنشيان تا كنون سه بار مورد تهاجم، سيل و عوامل طبيعی قرار گرفته است.مهم ترين صنعت دستی شهرستان نيريز فرش‌بافی است که بيش تر توسط زنان و دختران توليد می شود. در کارگاه های خانگی شهرها و روستاهای اين شهرستان‌قالی‌های زيبايی با نقش های محلی، توليد می شوند و نقش مهمی در اقتصاد مردم شهر ها و روستاهای نيريز ايفا می کنند. شركت سهامی فرش که در اين شهرستان تاسيس شده نيز با نقشه های محلی ( علی بيگی، حكومتی، بسته ای و درختی ) اقدام به تهيه، توليد و عرضه قالی می نمايد. مسجد جامع نيريز که گفته می شود يکی از قديمی ترين بناهای قرن چهارم هجری قمری است و در گذشته آتشکده ای بوده و پس از ظهور اسلام به مسجد تبديل شده، از مهم ترين جاذبه‌های تاريخی‌اين شهرستان است. درياچه ارژن يكی از زيستگاه های مهم پرندگان مهاجر است كه در حدود نيمی از سال، ميزبان هزاران پرنده مهاجر است. تنگ ها و گردشگاه های متعدد شهرستان نيريز، در دره های عميق و سرسبز با برخورداری از پوشش گياهی و جنگلی جذاب و چشمه سارهای فراوان از زيباترين نقاط طبيعی استان فارس به شمار می آيد. مکان های دیدنی و تاریخی كارخانه‌هاي موجود در اين شهرستان منحصر به كارخانه‌هاي‌مربوط به كشاورزی و كارگاه ها و شركت های فرش بافی است. به استثنای درياچه بختگان كه نمک آن در فصول خشک بهره برداری می شود، يک معدن نسبتا بزرگ كرميت در بخش آباده طشک در حدود 100 كيلومتری شمال باختری نيريز قرار دارد كه با وسايل مدرن از آن بهره‌برداری می‌شود. وجودانواع محصولات كشاورزی و دام داری و قالی هايی با نقش های زيبا سبب رونق بازرگانی در منطقه شده است. گندم و جو، پنبه، چغندر قند، بادام، قالی و گوسفند از صادرات عمده اين منطقه محسوب می شود. کشاورزی و دام داری اساس و پايه اقتصاد شهرستان نيريز بر كشاورزی، دام داری، فرش بافی و پيشه وری است. كشاورزی به صورت های صنعتی و دستی انجام شده و آبياری زمين های تحت كشت از طريق چشمه ها،‌ كاريزها و چاه های متعدد تامين می گردد. محصولات عمده كشاورزی اين شهرستان گندم، جو، پنبه، چغندر قند، كنجد، ذرت، انار، بادام و تره بار است. دام داری در شهرستان نيريز رونق فراوان داشته و پرورش گاو و گوسفند مانند بيش تر مناطق اين استان از اهميت خاصی برخوردار است. مشخصات جغرافيايي شهرستان نيريز از شمال به استان يزد، از شمال باختری به شهرستان ارسنجان، از جنوب به شهرستان داراب، از خاور به استان کرمان، و از باختر به شهرستان استهبان و درياچه بختگان محدود می شود. شهر نيريز مركز شهرستان نيريز در طول جغرافيايی 54 درجه و 19 دقيقه و عرض جغرافيايی 29 درجه و 12 دقيقه و ارتفاع 1595 متری از سطح دريا واقع شده است. آب و هوای شهرستان نيريز معتدل بوده و درياچه بختگان در 18 كيلومتری باختر قرار دارد. شهرستان نيريز در سرشماری سال 1375 تعداد 91645 نفر جمعيت داشت. مردم اين شهرستان از آريايی نژاد، مسلمان و شيعه مذهبند و به زبان فارسی صحبت می كنند. نيريز در مسير راه آسفالته شيراز – سيرجان قرار گرفته و راه هايی كه از آن منشعب می شود عبارتند از : - راه آسفالته نيريز – استهبان به طرف جنوب باختری به طول 37 كيلومتر. - راه آسفالته نيريز – سيرجان به طرف شمال خاوری به طول 180 كيلومتر. وجه تسميه و پيشينه تاريخي آثار به دست آمده از غارهای‌حوالی درياچه بختگان نشان‌گر قدمت تمدن در اين ناحيه است. نيريز در زمان هخامنشيان يكی از مراكز مهم سلاح سازی بود و نام نيريز احتمالا از نيزه ريز گرفته شده است. در الواح گلی تخت جمشيد، نام ناريزی را منطبق با نيريز دانسته‌اند. ناريزی به معنای كارگاه اسلحه سازی است. در آن زمان بيش از 700 كارگاه نيزه،‌ شمشير و زره سازی در آن وجود داشته و در واقع مركز توليد سلاح و اسلحه خانه داريوش بوده است. شهر نيريز از زمان هخامنشيان تا به حال،‌ سه بار دست‌خوش تهاجم، سيل و عوامل طبيعی قرار گرفته و برای بار چهارم در محل فعلی بنا شده است. به روايتی ديگر چون اين شهر در نزديكی درياچه بختگان قرار گرفته و اطراف اين درياچه نی فراوان وجود داشته، به آن نی زار گفته‌اند كه به مرور ايام به نيريز تبديل شده است. اين منطقه در زمان داريوش اول از شهرهای آباد و پر جمعيت فارس بود.
نام‌های قدیمی:نیزه ریز، نایزی
جمعیت:۴۶٬۷۶۴ نفر
زبان‌های گفتاری:فارسی
مذهب:اسلام، تشیع
مساحت:۱۰۵۳۹
ارتفاع از سطح دریا:
۱۶۱۰ متر
بارش سالانه:۲۰۰ ميليمتر
روزهای یخبندان سالانه:چند سال اخیر 0
ره‌آورد:حاجی بادام،شیرینی زنجبیلی،کماچ،لوز بادام،رب انار،انجیر،شیره انگور
پیش‌شماره تلفنی:۰۷۳۲۵۲۲
---------------------------------------------------------------------------------------
نی‌ریز یکی از شهرهای استان فارس در ایران است. این شهر، مرکز شهرستان نی‌ریز است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۴۶٬۷۶۴ نفر بوده است .نيريز در جنوب غربي درياچه بختگان و در مغرب استهبان و ارسنجان و در مشرق سيرجان و در جنوب داراب واقع است.

پیشینه تاریخی نی ریز


تعیین تاریخ دقیق پیدایش این سرزمین و ارائه تصویر درست و روشن از آن در دوره های مختلف تاریخی ، مشکل و در مواردی غیر ممکن است.. برخی آن را به دورهٔ اساطیری کیانیان و دورهٔ مادها نسبت می دهند که منبع و ماخذی قابل اعتماد در این زمینه وجود ندارد. بر اساس دانسته ها و اطلاعات موجود می توان به احتمال گفت که پیشینه تاریخی نی ریز به دورهٔ هخامنشیان بر می
گرددو به دنبال کاوشهای باستان شناسی که در اوایل سدهٔ بیستم در تخت جمشید انحام گرفت ، الواحی گلی مربوط به دورهٔ هخامنشیان به دست آمد که در آنها (حدود 15 لوحه) به نامهایی چون نَرِزُّش، نَرِزیش و ... بر می خوریم که به عقیدهٔ باستان شناسان به نی ریز بر می گردد.
منطقه اي را كه در حال حاضر به نيريز معروف است در دوران داريوش كبير از شهرهاي آباد و پر جمعيت فارس بوده و استناد لوحه سنگي كه بر اثر كاوشهاي علمي از تخت جمشيد بدست آمده ، كتيبه مزبور هم كه به خط ميخي نقر شده در زمان هخامنشيان (داريـوش بـزرگ) ناي ذي (كارگاه اسلحه سازي) ناميده مي شد ، چه در آن دوره بيش از 700 كارگاه نيزه و شمشير و زره سازي در آن وجود داشته و در واقع اسلحه خانه داريوش كبير بوده است .... شهر نيريز از زمان هخامنشيان تابحال سه بار دستخوش تهاجم سيل و عوامل طبيعي قرار گرفته و براي مرتبه چهارم در محل فعلي بنا شده است . نيريز در زمان سلطنت پيشداديان مركز فولاد سازي بوده است . ساختن وسايل فولاد سازي و ادوات جنگي براي سپاهيان خشايارشاه در اين شهر ساخته مي شد . كه زره و كلاه خود و تيشه
بخاري فولادي در بعضي خانه ها مشاهده شده است . اخيراً ضمن حفاريهايي كه در تخت جمشيد بعمل آمده مهر گلي ديده شده به نام پيروس استاد كارگاه محل ساختن اين ادوات و وسايل فولادي در محلي كه فعلاً به نام شادخانه موسوم است كه علامت كارخانه ها در بعضي از خانه هاي اين محله مشاهده گرديده است .

دوره پيش از اسلام


بر اساس دانسته ها و اطلاعات موجود مي توان به احتمال گفت كه پيشينه تاريخي اين شهر به دوره هخامنشيان بر مي گردد . بدنبال كاوشهاي باستان شناسي كه در اوايل سده 20 در تخت جمشيد انجام گرفت الواح گلي مربوط به دوره هخامنشيان بدست آمد ، اين الواح به خط ميخي عيلامي كه مربوط به امور اداري ، جيره غذايي ، پرداخت دستمزد كارگران و زره سازان است و در فاصله سالهاي
1933 تا 1934 ميلادي هيئت اكتشافي مؤسسه شرق شناسي به سرپرستي هرتس فلد آنها را كشف كرد ، تعدادي از اين الواح متعلق به سالهاي 13 تا 28 شاهنشاهي داريوش اول بوده است .

دوره اسلامي تا سده چهارم هجري قمري


دانسته هاي ما در مورد نيريز و توابع آن منحصر به گزارشهايي است كه جغرافي نويسان مسلمان بدست داده اند . اين منابع عبارتند از : مختصر البلدان ابن فقيه ، المسالك و الممالك ابن خردادبه ، الخراج و صنعه الكتابه قدامه ، مسالك الممالك اصطخري ، صوره الارض ابن حوقل ، حدود العالم من المشرق الي المغرب ، اشكال العالم جيهاني ، احسن التقاسي في معرفه الاقاليم
مقدسي و فارسنامه ابن بلخي .

ابن خردادبه ، قدامه ، اصطخري و جيهاني ، سرزمين فارس را به 5 ولايت تقسيم كرده اند : اصطخر ، شاپور ، اردشير خره ، دارابگرد و ارجان كه نيريز جزء ولايت دارابگرد است . ابن رسته ، هفت ولايت و مقدسي آن را 6 ولايت و 3 ناحيه دانسته است . او شيراز را به ولايات 5 گانه اضافه كرده و رودان ، نيريز و خسو را 3 ناحيه برشمرده است .

نيريز از سده پنجم تا زمان صفويه


مهمترين منابع اين دوره كه در آنها از نيريز ياد شده عبارتند از :
فارسنامه ابن بلخي ، الانساب سمعاني ، معجم البلدان ياقوت ، اللباب في تهذيب الانساب ابن اثير ، نزهه القلوب حمدالله مستوفي ، مجمع الانساب شبانكاره اي ، كه از آن ميان ، منبع اخير بخش مهمي از تاريخ نيريز را در دوره شبانكاره ( سده هاي 5 الي 8 ه . ق ) روشن مي سازد .

دورهء صفويه


نخستين منبعي كه در اين دوره اطلاعاتي بدست داده ، خلاصه التواريخ قاضي احمد بن شرف الدين حسين حسيني قمي است . به گفته وي در آن دوره ( سال 955 ه . ق ) چرنداب سلطان شاملو ، حاكم نيريز ايج و فسا بود .

در سده يازدهم ه . ق ، در نيريز بيمارستان و مدرسه طبي و نيز مدرسه علوم ديني به نام مدرسه غياثيه وجود داشته است . هربرت كه در سال 1038 ه . ق يعني در آخرين سال حكومت شاه عباس صفوي از نيريز مي گذشت ، از وجود بيمارستان و مدرسه طبي خبر داده است . مدرسه غياثيه نيز با توجه به وقف نامه آن كه در سال 1093 ه . ق نوشته شده در همين سده بنا شده است .

دورهء زنديه


در اواخر دوره كريم خان زند ، مير حسام الدين عرب از طايفه شيباني ايل عرب فارس بر نيريز حكومت مي كرد . بعد از آنكه آقا محمد خان قاجار در غياب لطفعلي خان زند با كمك حاجي ابراهيم شيرازي كلانتر شيراز ( در سال 1206 ) شيراز را به تصرف خود درآورد ، لطفعلي خان زند به جنگ و گريز با نيروهاي آقا محمد خان پرداخت . وي در همان سال بسياري از شهرهاي فارس از جمله ابرقو
، بوانات ، اصطهبانات و ... را تحت تسلط خود درآورد . اما اهالي نيريز در مخالفت با او درآمدند كه پس از نبردي آنجا را فتح كردند . وي تا حدود 1208 ه . ق در مناطق بين كرمان ، يزد و فارس به مبارزه با سپاهان آقا محمد خان پرداخت و سرانجام در 1209 ه . ق در بم گرفتار شد و بدستور آقا محمد خان قاجار به قتل رسيد ..

دورهء قاجاريه


در اين دوره بعد از ميرحسام الدين عرب ، فرزندش محمد حسين خان نيريزي حاكم نيريز شد . وي چنانكه مؤلف فارسنامه ناصري مي گويد : سالها به احترام گذرانيد و به حسن سلوك معروف گرديد . محمد حسين خان در طول حكومتش با بزرگان علم و هنر معاشرت داشت و خدماتي نيز انجام داد .

ملا عبدالجواد نيريزي خوشنويس تواناي نيريز در سده 13 ه . ق از جمله مصاحبان محمد حسين خان بود و قرآني نيز براي او در سال 1232 ه. ق كتابت كرد كه نسخه اي از آن در كتابخانه مدرسه عالي سپهسالار ( مدرسه عالي مطهري ) موجود است .

عرض جغرافیایی


نی ریز در طول جغرافیایی 54 درجه و 20 دقیقه و عرض جغرافیایی 29 درجه و 12 دقیقه و ارتفاع 1795 متر از سطح دریا می باشد. این شهرستان در حدود 230 کیلومتری شرق شیراز واقع شده است.

وجه تسمیه


بعضی گفته اند به علت وجود معادن آهن و صنعت اسلحه سازی در قبل از میلاد واژه نی ریز به معنای نیزه ریزنده است. روایت دیگر به معنی نی ریزنده به علت وجود نی زارها در اطراف دریاچهٔ بختگان می باشد.

آب و هوای نیریز


نيريز در ميانه جنوب و مشرق شيراز هوايي معتدل دارد . درازي آن از خيرآباد تا حاجي آباد 22 فرسخ ، پهناي آن از سرگذار تا قريه بشنه 18 فرسخ ، محدود است . از جانب مشرق و شمال به بلوك سيرجان و كرمان و بلوك شهربابك كرمان و بوانات ، از طرف مغرب به بلوك استهبانات و بلوك آباده طشك ، و از سمت جنوب به بلوك داراب و نواحي سبعه . و هر گونه شكاري در فارس باشد جز
مرغ دراج و مرغ كبك انجير در اين بلوك يافت مي شود.بعلاوه گورخر و آهو در صحراي نيريز فراوان است.

تفرجگاههای نی ریز


دریاچه بختگان، دریاچه طشک و سواحل اطراف آن


امروزه به علت خشکسالیهای متوالی خشک شده است.

کوهستان و درهٔ پلنگان


در شرق شهرستان نی ریز واقع شده و دارای رودخانهٔ فصلی می باشد.

باغ بیشه


در قسمت جنوب دره، باغ بیشه و چشمه ای با آب زلال و گوارا و جود دارد. درختان انجیر و بادام کوهی سراسر کوههای این منطقه را پوشانده و در بهار پوشش گیاهی از گلهای شقایق به چشم می خورد.

چشمهٔ برنجزار


چشمهٔ برنجزار از درهٔ پلنگان سرازیر می شود.

بید بخون


بید بخون در جنوب نیریز و حدود 5 کیلومتری نی ریز واقع شده است. شهرت این مکان به دلیل وجود سه درخت چنار قدیمی و چشمهٔ یاقوتی می باشد. در اطراف این مکان نیز درختان انجیر، ارژن، بادام و بادام کوهی به چشم می خورد.

آسیاب شادابخش


از قدیمی ترین آسیاب های شهرستان نی ریز می باشد که امروزه آسیاب از بین رفته است و قنات شادابخش به علت خشکسالی در حال خشک شدن است.

آسیاب خبار


از آسیاب خبار که در کنار قنات خبار واقع شده آثاری بر جای مانده است. تا حدود سال 1350 از آن برای آسیاب کردن گندم استفاده می شده است.

آسیاب آبادزردشت


از این آسیاب اثری باقی نمانده است. هم اکنون سر چشمه قنات آن تفرجگاه می باشد.

آبشار فصلی تارم


این آبشار در کوه قبله واقع است و در سالهای پر باران به مدت چند ماه جریان دارد. این آبشار از مرتفع ترین آبشارهای استان می باشد. در بالای آبشار باغهای انگور وجود دارد.

باغهای انار و بادام


در اطراف شهرستان واقع شده است که عموما به وسیلهٔ آب قناتهای ذکر شده آبیاری می شود.

جنگلهای انجیر و بادام کوهی


در فصل بهار شکوفه های بادام کوهی زیبایی و طراوت خاصی به این منطقه می بخشد.

آثار تاریخی نی ریز


مسجد جامع كبير


اين مسجد يكي از بناهاي تاريخي و از قديميترين مساجدي است كه در سده هاي نخستين اسلامي بنا شده است . برخي اين مسجد را آتشكده دانسته و گفته اند كه در دوره ساسانيان ، آتش مقدس را از آتشكده كاريان به آنجا مي آوردند .
در اينكه در نيريز آتشكده بوده ترديدي نيست ، اما اينكه اين مسجد در مكان آتشكده بنا گرديده جاي ترديد است . اين مسجد زيبا براي اولين بار بوسيله " آندره گدار " مدير كل سابق باستانشناسي ايران مورد بررسي قرار گرفت و كتيبه هاي محراب آن خوانده شده در كتاب آثار ايران از نشريات اداره كل عتيقات ترجمه آقاي سيد محمد مصطفوي در صفحه 100 مطالب كوتاهي راجع به مسجد جامع
نيريز درج گرديده و چنين توضيح داده شده كه ايوان اصلي مسجد به شيوه بناهاي ايوان دار بنا گشته و بقيه مضافات بناي فعلي مسجد جامع بتدريج در قرون متمادي احداث گرديده است و قديميترين قسمت مسجد ايوان است كه در قسمت جنوبي به چشم مي خورد . بناهاي پيرامون آن الحاقي است . ايوان اصلي داراي طاقي ساده ، گاهواره اي شكل بوده و ضلع پيشين ايوان سر تا سر باز و ضلع عقب ايوان را ديوار ضخيمي مسدود نموده كه محراب قديمي در همين ديوار احداث گرديده است ، اضلاع شرقي و غربي ايوان هر يك داراي پنج طاق نماي عميق است كه فعلاً از صورت طاق نمايي خارج گرديده اند . تاريخهاي تغييرات و تعميرات مسجد بر سردر ورودي و قديميترين تاريخها در محراب ايوان به چشم مي خورد و قديميترين تاريخ را كه در مسجد جامع نيريزمي توان يافت سال 363 سال بناي
محراب ايوان جنوبي است ولي امكان دارد تاريخ قديميتر از آن نيز در مسجد وجود داشته باشد كه از ميان رفته است . محراب داراي تاريخهاي متعددي است :

تاريخ اول : چنين خوانده مي شود : في سنه ثلث و ستين و ثلث مائه 363

تاريخ دوم : في سنه ستين و اربعماً 460

تاريخ سوم : في سنه ستين و خمساله السقف 560

تاريخ چهارم : چنين خوانده مي شود : امرالموبي عماد الملك و الدوله و عزه نصره في جمادي الثانيه د راين تاريخ عدد خوانده نمي شود و چون نوشته آن مجاور زمين بوده هنگام تعمير صدمه ديده و به جاي آن نقوش هندي ترسيم گرديده اند . كتيبه هاي محراب مذكور از نمونه هاي جالب گچ بري و كتيبه اي به خط ثلث بر دور محراب نصب شده كه اسامي دوازده امام را با زيبايي خاص بر دور آن گچ بري نموده اند . ( سنه 946 )

دور محراب داراي گچ بري هاي بسيار زيبا است و آيات قرآني در بين تزيينات گچ بري با خط كوفي ديده مي شود . اين كتيبه مربوط به تعميراتي است كه در دوره شاه طهماسب صفوي در مسجد صورت گرفته است .

تاريخ هاي محراب كه در بالا از آن سخن داشتيم به ادوار زير تعلق دارند :

تاريخ 363 مربوط به تعميراتي است كه در دوره عضدالدوله ديلمي در مسجد مذكور امجام شده و تاريخ 460 مربوط مي شود به تعميرات در دوره سلجوقيان دوره سلطنت آلب ارسلان سلجوقي . سال 560 مربوط مي شود به تعميرات مسجد در دوره خوارزمشاهيان و دوره سلطنت سلطان ايل ارسلان خوارزمشاهي .

در سمت چپ ديوار محراب نيز كتيبه هايي گچ بري شده است . كه متأسفانه تاريخ ندارد . به پيشاني سردر ورودي مسجد نيز سه كتيبه مربوط به تعميرات مسجد باقي است كه تاريخ يكي از آنها 1300 هجري و مربوط به تعميرات دوره قاجاريه است .

معلم دانشمند مرحوم حاج محمد طاهري در يادداشتهاي خود چنين آورده است كه نيريز داراي يك مسجد جامع كبير ( غير از مسجد جامع كبير فعلي ) در جنوب بقعه خواجه احمد انصاري كه فعلاً بصورت تل خاكي درآمده و آثار مسجد هنوز ديده مي شود . در نزديك يكصد سال پيش مسجد نامبرده و بقعه خواجه احمد انصاري در اثر سيلاب نابود و مرحوم حاجي زين العابدين خان حاكم اين شهر
تصميم گرفت كه هر دو را تعمير كند . پس از آنكه بقعه را تعمير كرد ، او را در حمام به قتل رساندند و موفق به تعمير مسجد نشد .

به روايت ديگر مسجد جامع كبير كنوني در قرون گذشته بر اثر سيل آسيب فراوان ديده كه بعداً از طرف شخصي به نام ميرزا نظام كه بزرگ عشاير بود تعمير گرديده و سنگ تعمير آن در بالاي سر درب مسجد مزبور است كه اين اشعار روي آن نوشته شده است :

زبده اولاد حيدر وارث خيرالانام باعث تعمير مسجد حضرت ميرزا نظام

خواست چون تاريخ اين تعمير عقل پير گفت مسجد الاقصي بود اين باب يا بيت الحرام".

مسجد جامع صغير


كه به مسجد بازار نيز شهرت دارد ( مسجد امام خميني كنوني ) . بناي قديمي اين مسجد چند سال پيش تخريب شد . تاريخ بناي آن بطور دقيق دانسته نيست . برخي تاريخ آن را سال 68 ه . ق گفته اند كه البته بعيد به نظر مي رسد ، زيرا مقدسي كه در سده چهارم ه . ق از اين شهر ديدن كرده ، فقط از يك مسجد جامع خبر داده كه به احتمال زياد مي بايست منظور مسجد جامع كبير باشد".

همچنين تاريخ بناي آن را در سال 733 ه. ق نيز گفته اند . كتيبه اي سنگي بر سردر مسجد موجود بوده كه تاريخ 840 ه. ق را داشته است . در اين مسجد دو كتيبه تاريخي بوده است . نخست ، كتيبه فرمان شاه طهماسب اول صفوي و كتيبه ديگر شرح وقايع سيد يحيي دارابي در دوره ناصرالدين شاه است . اين مسجد پس از خراب شدن از طرف شخصي به نام كلو يعقوب خان قصاب تعمير گرديده كه در كوچه گچي مربوط به اين تعمير اين جمله خوانده شده :

" امر بعمارت هذا المسجد الشاب المكرم كلو يعقوب قصاب" . ".


مسجد جامع سيد علي (مسجد الزهراي كنوني)


اين مسجد هنوز قسمتي از شكل معماري گذشته خود را دارا است تاريخ بناي آن مربوط به قبل از سال 1087ه.ق بوده است در اين مسجد ، دو كتيبه موجود است ،كتيبه نخست مربط به تاريخ بناي آن است كه متأسفانه قابل خواندن نيست و كتيبه دوم آن مربوط به تعمير آن در دوره شاه سليمان دوم صفوي در سال 1087 ه.ق است".

مسجد بازار گيوه دوزان


اين مسجد كه سابقه ديرينه ايي دارد ، اكنون مخروبه شده است . در كتيبه سر در آن ، تاريخ بنايش در سال 994ه . ق يعني دوره سلطان محمد خدابنده (حكومت 985-996 ه . ق ) آمده است".

مسجد چنار شاهي (مسجد ولي عصر كنوني)


اين مسجد در حدود سال 1254ه . ق بنا شده است . در پايان سي پاره اي كه توسط عبدالحسين نيريزي كتابت شده ، نام اين مسجد "فيض علامت و تاريخ بناي آن ،سال 1254 ه ق آمده است ".


مسجد نظر بيگي (مسجد امام حسن (ع) كنوني)


كه تخريب و تجديد بنا شده است ".

مسجد سلطاني (مسجدالنبي (ص) كنوني)


كه در محله سادات است و ساختمان قديمي آن تخريب و تجديد بنا شده است ".

مسجد حاج مهدي (مسجد جامع مهدي (ع) كنوني)


اين مسجد نيز تجديد بنا شده است".

مسجد ابوالفضل


بهاييها آنجا را به  خودشان ثبت كرده بودند كه در آنجا قلعه اي هم به نام قلعه خواجه وجود داشته كه مؤسس بابيت در نيريز(قبل از بهاييها) در آن قلعه زندگي مي كرده كه بعد از مدتي قواي دولتي براي مقابله با او به نيريز آمده بودند و جنگي بين قواي دولتي و بابيت واقع شده و مؤسس اين فرقه كشته مي شود و پس از مدتي اين مذهب به بهائيت تبديل مي شود و تدريجاً با ازدواج
با شيعيان داراي نفوذ شدند و تأسيساتي نزديك آن قلعه ايجاد كردند كه با راهنمايي روحانيون شهر و تلاش جوانان مذهبي تأسيسات آنها تخريب شده و1000 متر از زمين ها را از آنها گرفتند و به نام مسجد ساختند (در سال 1350)،كه بعد از انقلاب اين مسجد توسعه پيدا كرد. (نقل قول از حجت الاسلام سيد فخرالدين فال اسيري) ".

تعداد مساجد كنوني : 35 مسجد در شهر و 69 مسجد در روستا مي باشد. ".


قلعه SPR


این قلعه در شرق نی ریز توسط انگلیسی ها ساخته شده است. هم اکنون این قلعه در بلوار نصر می باشد.


پوشش گياهی


در شهرستان نيريز 825505 هكتار اراضي مرتعي وجود دارد كه از اين تعداد 29% ( 240061 هكتار ) در اثر چراي بي رويه ، قطع درختان و بوته كني و ... از چرخه توليد علوفه مرتعي خارج شده است و بقيه نيز سير نابودي دارند . در اين شهرستان حدود 30000 هكتار اراضي جنگلي وجود دارد كه از نوع تنگ مي باشند . در مجموع مراتع اين شهرستان حدود 4/11 درصد وضعيت متوسط ، 2/27
درصد وضعيت فقير و 4/61 درصد داراي وضعيت خيلي فقير هستند . پوشش گياهي در اين شهرستان بصورتي است كه بيشترين گستردگي مربوط به گونه گياهي آتريپلكس ، درمنه ، اسپند با 7/17 درصد و كمترين گستردگي مربوط به تيپ گياهي شوره
يكساله و گز چند ساله با 6/0 درصد از مراتع كل استان هستند . ديگر انواع پوشش گياهي در اين شهرستان درمنه ، شوره ، گز ، گون ، بادام كوهي و بنه مي باشند .(بنه درختي است شبيه پسته و آن را پسته وحشي هم مي گويند. بلنديش به 4 متر مي رسد. از آن ترشي هم درست مي كنند. از گل و برگ آن رنگ سرخي به دست مي آيد و در رنگرزي بكار مي رود. از تنه آن سقز مي گيرند و به ميوه آن در فارسي بنگلك و به تركي چاتلانقوش يا چتلاقوچ مي گويند. گياهان دارويي این منطقه: كتيرا، گل گاوزبان، پرسياوشان، درمنه، گل آويشن، گل بابونه، گل ختمي، گل بومادران، شاهتره.

برخی از توابع شهرستان نی ریز


آباده طشک


آباده طشک در شمال شرقی نی ریز واقع شده و در تقسیمات جدید کشوری به شهر تبدیل شده است و مرکز کشاورزی مهمی محسوب می شود و شامل روستاهای خواجه جمالی، دهمورد، طشک، کوشکک، حسین آباد، تنگ حنا می باشد.

مشکان


مشکان واقع در بخش پشتکوه در 54 کیلومتری شمال نی ریز و ارتفاع 2350 متری واقع شده و در تقسیمات جدید کشوری به شهر تبدیل شده است..

دهچاه


دهچاه واقع در بخش پشتکوه نی ریز می باشد و آب و هوایی سرد دارد.. و دشتهای آن در بهار از گلهای وحشی پوشیده می شود.

قطرویه


قطرویه یکی از زیست گاههای مهم گور ایرانی می باشد که منطقهٔ حفاظت شدهٔ بهرام گور در این ناحیه واقع شده است. و پیشینه آن را به دوره سلطنت بهرام گور رسانده اند..

عالمان ادیبان و خوشنویسان نی ریز


کاتبان و خوشنویسان


میرزا احمد نی ریزی


نامدارترین خوشنویس قلم نسخ ایران که دورهٔ صفویه می زیسته است. او را استاد الاساتید و نادرهٔ دوران نامیده اند.. قرآن منتسب به خط وی موجود می باشد.مقبرهٔ وی در شمال شهرستان نی ریز واقع شده است.

ادیبان و شاعران نی ریز


شعله نی ریزی


سحاب نی ریزی


عمان نی ریزی


ساکت نی ریزی


شهاب نی ریزی


عالمان نی ریز


فضل بن حاتم نی ریزی


ستاره شناس و ریاضی دان نامدار ایرانی که در سدهٔ سوم و چهارم هجری می زیست. مستشرقان به لاتین او را آناریتیوس نامیده اند. از آثار او احداث الجو، رساله فی بیان المصادره المشهوره لاقلیدوس می باشد.

ابو نصر نی ریزی


ابو اسحاق نی ریزی


عبدالحمید نی ریزی


ام السلمه نی ریزی


میر شهاب الدین نی ریزی


سید قطب الدین محمد نی ریزی


ارشد الدین نی ریزی


سید محمد پیشنماز


سید هدایت الله فقیه


سید محی الدین فال اسیری


پليس جنوب ايران در نيريز


بدنبال اكتشاف نفت در سال 1322 ه. ق در خوزستان ، كمپاني نفت ايران و انگليس تشكيل و جستجو براي استخراج نفت و تأمين وسايل براي تجارت آن آغاز شد . علل و عوامل سياسي – اجتماعي داخل و خارج ايران ، باعث بروز ناامنيهايي براي دولت انگليس گرديد . درگيريها و نارضايتي ها بين سالهاي 1326 – 1328 ه . ق بطور عمده اي در فارس روبه فزوني نهاد . از اين رو دولت انگليس بطور جدي به فكر كنترل راههاي مراصلاتي براي حفظ منافع خود افتاد و در سال 1334 ه . ق نيروي متشكل از شش هزار سرباز ايراني ، توسط انگليسيها و تحت نظارت و تعليم و فرماندهي صاحب منصبان انگليسي در جنوب ايران در ولايت فارس ، كرمان ، يزد و اصفهان بوجود آمد كه تا سال 1340 ه . ق نيز تداوم داشت . اين نيرو در نقاط مختلف جنوب ايران ، اقدام به تهيه و تدارك مراكز نظامي كرد و قلعه هاي نظامي را بوجود آورد كه با عنوان قلعه هاي S . P . R شناخته شد . ( The South Persian Riples ) نيريز كه در مسير ارتباطي استان
فارس با استان كرمان و برخي از شهرستانهاي جنوب واقع بود از سال 1334 تا 1340 ه . ق در جريان مستقيم حوادث بود و متحمل مشكلات و خساراتي نيز شد . از آثار باقيمانده در اين دوره در نيريز ، قلعه S . P . R است كه قسمت اعظم آن تخريب شده است.

محصولات نی ریز


زراعتش گندم و جو و خشخاش و پنبه و كنجد و خربزه و هندوانه است . آبش از قنات شيرين و گوارا ، بساتينش پر از فواكه سردسيري و انار و باغستان ديمي آن كه همه در كوهستان افتاده است . از درخت انگور و انجير و گل سرخ انباشته ، خروارها مويز و دوشاب و انجير خشك و غنچه گل سرخ آن را حمل به اطراف كنند و در فصل زمستان بلوك فسا و جهرم و كربال از انار و هندوانه نيريز
بهره مند شوند. محصولات اين شهرستان غلات ، انجير ، بادام ، انگور و صنايع دستي آن پارچه و قالي مي باشد ، ...".

نی ریز از زبان گذشتگان


نقل از فارسنامه ناصري نوشته حاج ميرزا حسن حسيني فسايي در فاسنامه ابن بلخي آمده است : خيره و نيريز دو شهرك است و نيريز قلعه اي دارد و از آنجا انگور بسيار خيزد ، و بيشترين انگور آنجا ، كشمش باشد و هواي معتدل و آب روان و به هر دو جاي ، جامع و منبر باشد و آبادان است ، نزديك ولايت خسويه و به خيره قلعه اي است بر كوه ، سخت محكم . فارسنامه ابن بلخي تصحيح دكتر رستگار فسايي كتاب شمس اللغات در تاريخ نيريز چنين مي نگارد : نيريز نام دهي است در فارس و نامي است از موسيقي و به شبانكاره هم خوانده مي شود ، زيرا اين سرزمين محل شبانان فريدون بوده است . در كتاب سرزمين و مردم ايران
زمين درباره نيريز نكاتي به اين شرح نگاشته شده است : در الواح گلين تخت جمشيد كلمه ناي ذي آمده است كه آن را با نيريز منطبق پنداشته اند. نخستين منبعي كه در آن از آب و هواي نيريز سخن به ميان آمده مسالك الممالك اصطخري ( متوفي 346 هـ . ق ) است. در آن منبع، نيريز از مناطق سردسير بشمار آمده است . پس از آن ، مقدسي و احسن التقاسيم از مرفه و خوش قواره بودن شهرهاي ناحيه نيريز سخن گفته است. امين احمد رازي ( متوفي 1010 هـ . ق ) در هفت اقليم در توصيف نيريز گفته است : " نيريز به حسب آب و هواي روان و كثرت درختان از بسياري از جاهاي با نام و نشان رجحان دارد و بر جنوب آن مقام موضعي است موسوم به تخت چرنداب كه محل صحبت احباب و جاي معاشرت اهل صهبا ست . "


مسجد جامع نی ریز


دریاچه نی ریز



 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


آثار به دست آمده از غارهای‌حوالی درياچه بختگان نشان‌گر قدمت تمدن در اين ناحيه است. نيريز در زمان هخامنشيان يكی از مراكز مهم سلاح سازی بود و نام نيريز احتمالا از نيزه ريز گرفته شده است. در الواح گلی تخت جمشيد، نام ناريزی را منطبق با نيريز دانسته‌اند. ناريزی به معنای كارگاه اسلحه سازی است. در آن زمان بيش از 700 كارگاه نيزه،‌ شمشير و زره سازی در آن وجود داشته و در واقع مركز توليد سلاح و اسلحه خانه داريوش بوده است. شهر نيريز از زمان هخامنشيان تا به حال،‌ سه بار دست‌خوش تهاجم، سيل و عوامل طبيعی قرار گرفته و برای بار چهارم در محل فعلی بنا شده است. به روايتی ديگر چون اين شهر در نزديكی درياچه بختگان قرار گرفته و اطراف اين درياچه نی فراوان وجود داشته، به آن نی زار گفته‌اند كه به مرور ايام به نيريز تبديل شده است. اين منطقه در زمان داريوش اول از شهرهای آباد و پر جمعيت فارس بود. 


ادامه مطلب
منابع ویکی بذیاو ایران تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان مهر يكي از جديدترين شهرستان‌هاي استان فارس است كه در جنوب باختري استان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان لارستان، از خاور و جنوب خاوري به شهرستان لامرد و از خاور به‌ كنگان (استان بوشهر) و خليج فارس محدود مي‌شود. مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان را قالی بافی تشکيل می دهد.قالی های منطقه در شهرها و روستاهای اطراف و بيش تر توسط زنان و دختران بافته می شوند.

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]

ممسني يكي از شهرستان‌‌هاي استان فارس است كه در شمال باختري اين استان واقع شده است. منطقه‌ای که ممسنی در آن ايجاد شده است، اولين بار به خاطر وجود مراتع غنی مورد توجه اقوامی كه دارای معيشتی مبتنی بر دام‌داری بوده اند، قرار گرفت. به همين خاطر، اولين اقوام ساكن در اين شهر قوم شول (جزو اقوام لر) بوده اند. در دوره معاصر و با كشف منابع نفتی در حوزه ممسنی، اين شهر مورد توجه مجدد قرار گرفت. بافته‌های داری مهم‌ترين صنايع دستی شهرستان ممسنی را تشکيل می دهند. قالی‌بافی با طرح‌های ترکی و لری در اين منطقه رواج دارد و بيش تر توسط زنان و دختران تهيه و توليد می شوند. گليم بافی‌و جاجيم‌بافی نيز از ديگر صنايع مهم اهالی ممسنی است که در شهر ها و روستاهای اطراف منطقه رايج است. جاذبه های متعدد طبيعی به همراه بناهای کهن تاريخی، مهم ترين مکان های ديدنی شهرستان ممسنی را تشکيل می دهند. رودخانه ها و کوه‌های متعدد به همراه گردشگاه‌های زيبا، از جمله جاذبه های طبيعی شهرستان ممسنی به شمار می آيند. گردشگاه ديمه ميل‌ باغستان بسيار زيبا و دل‌انگيزی است که اطراف آن پر از گل ها و گياهان معطر و چشمه های پرآب است. قلعه سفيدقلعه معروفی که قدمت آن به پيش از عهد عيلامی‌ها می‌‌رسد،قلعه شاه جهان احمد که به احتمال قوی به دوران هخامنشی يا اشكانی تعلق دارد و ديمه ميل يا ميل اژدها که قدمت تاريخی آن به دوره سلوكيان يا پارتيان می ‌رسد، برخی از مکان های ديدنی اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند. مکان های دیدنی و تاریخی جاذبه‌های‌ متعدد طبيعی به همراه بناهای کهن تاريخی، مهم ترين مکان های ديدنی شهرستان ممسنی را تشکيل می دهند. رودخانه ها و کوه های متعدد به همراه گردشگاه های زيبا، از جمله جاذبه های طبيعی شهرستان ممسنی به شمار می آيند. گردشگاه ديمه ميل باغستان بسيار زيبا و دل‌انگيزی است که اطراف آن پر از گل ها و گياهان معطر و چشمه های پرآب است. قلعه سفيد قلعه معروفی که قدمت آن به پيش از عهد عيلامی ها می ‌رسد، قلعه شاه جهان احمد که به احتمال قوی به دوران هخامنشی يا اشكانی تعلق دارد و ديمه ميل يا ميل اژدها که قدمت تاريخی آن به دوره سلوكيان يا پارتيان می ‌رسد، برخی از مکان های ديدنی اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند. مکان های ديدنی و تاريخی اين شهرستان عبارتند از: امام زاده در آهنين، امام زاده شاه زاده علاءالدين، بنای عمارت، بنای کل لوله، شهر قديمی چشمه سردو، قلعه سفيد، قلعه شاه جهان احمد، قلعه چرو، قلعه ككا، ديمه ميل (ميل آزاد يا ميل اژدها)، كتيبه‌های كورنگون (كرنگون)، نقش بهرام و پل فهليان. صنايع و معادن صنايع كارخانه ای نيز در اين منطقه از رونق نسبی برخوردار است كارخانه های قند و تلمبه خانه شركت نفت در اين شهرستان وجود دارد. به طور كلی اين منطقه نفت خيز بوده و مدتی است كه در حد فاصل نور آباد و بابا منير عمليات حفاری جهت استخراج نفت آغاز شده است. به طور كلی از محصولات اين شهرستان مقداری برنج، جو، مركبات و گوشت به نواحی مجاور به خصوص جنوب صادر می‌شود. کشاورزی و دام داری اقتصاد شهرستان ممسنی بر پايه كشاورزی، دام داری و قالی بافی استوار است. آب كشاورزی در اين منطقه از چشمه، كاريزها، چاه ها و رودخانه ها تامين می گردد. مهم ترين فرآورده های كشاورزی آن عبارتند از: برنج، گندم، جو، مركبات و خرما. در آبادی های اين شهرستان دام داری رونق بسيار داشته و دام ها بيش‌تر شامل گوسفند و گاو است. مشخصات جغرافيايي نور آباد مركز شهرستان ممسنی در 51 درجه و 31 دقيقه طول جغرافيايی و 30 درجه و 7 دقيقه عرض جغرافيايی و در ارتفاع 920 متری از سطح دريا واقع شده است. شهرستان ممسنی از شمال و باختر به استان کهگيلويه و بوير احمد، از خاور به شهرستان سپيدان، از جنوب خاوری به شهرستان شيراز، از جنوب به شهرستان كازرون و از جنوب باختر به استان بوشهر محدود می‌شود. شهرستان ممسنی كه مركز آن نور آباد است دارای دو بخش به نام های حومه و ماهور ميلاتی است. رودخانه فهيلان مهم ترين رودخانه اين شهرستان و آب و هوای آن معتدل است. مسيرهاي ارتباطي اين شهرستان با مناطق اطراف عبارتند از: - راه نور آباد – دو گنبدان به سوی شمال باختری به طول 120 كيلومتر. اين راه در 20 كيلومتری شمال نور آباد از يک راه به سوی شمال نور آباد به ياسوج متصل می شود. - راه نور آباد – شيراز به سوی جنوب خاوری به طول 180 كيلومتر - راه نور آباد- بندر گناوه به طول 245 كيلومتر. بابا منير مركز بخش ماهور ميلانی در كيلومتر 65 اين راه قرار گرفته است. جمعيت شهرستان ممسنی در سرشماری سال 1375 برابر با 161243 نفر برآورده شده است. اهالی اين شهرستان از نژاد آريايی بوده و به زبان فارسی با گويش لری سخن می گويند. مردم شهرستان ممسنی مسلمان و شيعه مذهب هستند. وجه تسميه و پيشينه تاريخي ممسنی را «شولستان» نيز خوانده اند كه به معنای سرزمين شول هاست. شول ها يكی از طوايف سابق لرستان بودند كه بعد از استقرار در اين ناحيه، به اين نام مشهور شدند. مركز ولايتی كه ممسنی در آن قرار داشت، شهر شاهپور در چند كيلومتری كازرون بود كه نوشته اند در زمان تزلزل حكومت ساسانيان، به وسيله ابوسعيد كازرونی شبانكاره با خاک يكسان شد. ولی در زمان حكومت سلجوقيان دوباره تعمير و بازسازی شد و رونق گذشته خود را باز يافت. منطقه ای که ممسنی در آن ايجاد شده است، اولين بار به خاطر وجود مراتع غنی مورد توجه اقوامی كه دارای معيشتی مبتنی بر دام داری بوده اند، قرار گرفت. به همين خاطر، اولين اقوام ساكن در اين شهر قوم شول (جزو اقوام لر) بوده اند. در دوره معاصر و با كشف منابع نفتی در حوزه ممسنی، اين شهر مورد توجه مجدد قرار گرفت. نورآباد یکی از شهرهای استان فارس در جنوب ایران است. این شهر مرکز شهرستان ممسنی است که در شمال غربی استان فارس قرار دارد و دارای دو اب وهوای معتدل و نسبتاً گرم می‌باشد.

نوراباد در میان رشته کو ههای زاگرس قرار دارد اکثر مردم این شهر لرها هستند که از طایفه‌های بکش و رستم وجاوید دشمن زیاری می‌باشند و طوایفی از عشایر قشقایی نیز در این شهر اسکان داده شده‌است وهمین طور اعراب خمسه که در روستای عربها زندگی می‌کنند.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]

شهرستان:مرودشت
نام محلی:مرودشت
جمعیت:۱۲۴٫۳۵۰
رشد جمعیت:
۱ درصد
مذهب:شیعه
روزهای یخبندان سالانه:۵
پیش‌شماره تلفنی:
۰۷۲۸
------------------------------------------

مَرودَشت یکی از شهرهای ایران است که در استان فارس قرار گرفته‌است. این شهر در ۴۵ کیلومتری شمال شیراز واقع شده و آب و هوای آن کوهستانی و معتدل است. شهر «مرو دشت» مرکز شهرستان مرودشت است. جمعیت آن بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۲۴٫۳۵۰ نفر است .

این شهر یکی از مراکز تولید محصولات کشاورزی ایران است. چنانکه برنج مرغوب کامفیروز، انار سیدان، گردوی دشتک *، چغندر و ذرت از این جمله‌است. مرودشت بیش از یک دهه مقام اول تولید گندم ایران را به خود اختصاص داده‌است.

از جمله دیدنی‌های این شهر می‌توان به تخت جمشید، نقش رستم و نقش رجب اشاره کرد. کاوش‌های علمی تاریخی نشانگر آن است که هزاران سال پیش از آنکه داریوش تپه سنگی را بر دامان کوه رحمت برای احداث کاخ‌های خود انتخاب کند، اقوام متمدن در دشت وسیع مرودشت می‌زیسته‌اند.

ویرانه‌های شهر باستانی استخر و تخت جمشید بخشی از تاریخ این شهر را به نمایش می‌گذارند.از جمله مناطق دیدنی آن
می‌توان به بهشت گمشده، ابشار دشتک، تیر باغ و تنگ خشک اشاره نمود. رود کُر پرآب ترین روخانه زیرحوضه دریاچه بختگان از جنوب مرودشت می‌گذرد.


موقعيت جغرافيايي

موقعيت جغرافيايي و جمعيتي شهرستان
مرودشت به مركزيت شهر مرودشت با وسعت 4649 كيلومترمربع ، 8/3 درصد كل مساحت استان فارس را به خود اختصاص داده است. اين شهرستان از شمال به شهرستانهاي خرمبيد و اقليد، و از غرب به شهرستان سپيدان ، از جنوب به شهرستان شيراز و از شرق به شهرستانهاي ارسنجان و بوانات محدود مي شود. براساس آخرين تقسيمات كشوري اين شهرستان داراي سه نقطه شهري به نامهاي
مرودشت ، سعادت شهر و سيدان و پنج بخش، مركزي ، سعادت آباد، ، كامفيروز ، سيدان ، درودزن مي باشد. خاكهاي اين منطقه كاملاً رسوبي و مواد تشكيل دهنده آن توسط رودخانه و متلاشي شدن سنگهاي منطقه بوجود آمده كه براي كشاورزي
بسيار مناسب هستند. ناحيه شمالي از سرچشمه رود كر تا محل سد درودزن كاملاً كوهستاني و قسمت جنوبي و جنوب شرقي از سد درودزن تا درياچه بختگان داراي دشتهاي مسطح مي باشد عمده ترين كوههاي اين منطقه عبارتند از : كوه سياه با
ارتفاع 3400 متر ، كوه سيد محمد با ارتفاع 2670 متر ، كوه سارون با ارتفاع 3750 متر و كوه پالنگري با ارتفاع 4145 متر ، متوسط بارندگي سالانه در منطقه 365 ميلي متر و درجه حرارت بين 41 درجه حداكثر و 9 درجه حداقل مي باشد. مهمترين رودخانه هاي اين شهرستان رودخانه سيوند و كر مي باشند . توجه به شرايط اقليمي و جغرافيايي اين منطقه در ارتفاعات كوهستاني و دشتهاي كم
ارتفاع پوشش گياهي متنوع دارد و از جمله جنگلهاي بلوط ، درختان بنه ، ارژن ، زالزالك ، انجير كوهي و در دشتها گياهان مرتعي كنگر ، خارشتر ، خارزرد و .. پرورش پيدا مي كند.




ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:55 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان قيروكارزين يكي از جديدترين شهرستان‌هاي استان فارس است كه در ناحيه جنوب باختري اين استان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به جهرم و فيروزآباد و از جنوب به لارستان محدود مي شود. در شهرستان قيروكارزين بافت قالی، گليم و چادر (سياه چادر) توسط زنان ودختران معمول است
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:54 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آثار به جا مانده و نوشته‌‌هاي جهانگردان به همراه سبک معماری و نوع مصالح بنای اژدها پيکر واقع در ارتفاعات شمال باختری و باختر لار نشان می دهد که حداقل از دوران ساسانی سکونت در اين ناحيه وجود داشته است. مهم ترين عامل در شكل گيری شهر لار عامل دفاعی بوده که جهت حفاظت از راه های تجاری انجام شده است و بر همين مبنا می‌توان گفت که مهم‌ترين عامل در شكل‌گيری اين شهر عامل اقتصادی بوده که اين مساله طی سال های بعد هم‌چنان به عنوان مهم ترين عامل در ابقای شهر يا ركود و رونق آن مطرح بوده است. مهم ترين صنايع دستی منطقه لارستان، كوزه گری است. حلوا پزی نيز در مركز اين شهرستان رواج دارد و از صنايع دستی منطقه به شمار می آيد. رودخانه های متعدد و پرآب به همراه منطقه حفاظت شده هرمود لار که يكی از مناطق بی نظير و قابل توجه گردشگاهی و پژوهشی استان فارس است، از مهم ترين جاذبه های طبيعی شهرستان لارستان به شمار می آيند. بناهای‌تاريخی شهرستان لارستان بخش ديگری از مکان‌های ديدنی اين شهرستان را تشکيل می‌دهند. بنای دهن شير که يكی از بناهای زيبا و قديمی لارستان است، باغ نشاط که در شمال خاوری شهر لار قرار گرفته و يکی از آثار تاريخی قديم لارستان است و بازار قيصريه‌لار که در زمان شاه عباس صفوی ساخته شده، به همراه چندين اثر تاريخی، فرهنگی و باستانی از ديدنی های شهرستان لارستان به شمار می آيند.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:54 ] [ اطلس ایران وجهان ]
فيروز آباد كنونی را در عهد باستان «اردشيركوره» و «شهرگور» می‌ناميدندكه معرب آن «جور» است. اين منطقه يكي از شهرستان‌هاي مهم استان فارس است و در ناحيه‌ي باختر اين استان واقع شده است. مهم ترين صنايع دستی رايج در اين شهرستان بافت قالی، گليم و چادر (سياه چادر) است. جاجيم بافی و گليم بافی از با اهميت ترين صنايع دستی فيروز آباد است‌که در شهرها و روستاهای مختلف منطقه، توسط زنان و دختران توليد و عرضه می شود. پشتی بافی، كوزه‌گری، ساخت ظروف سفالين و بافت رويه گيوه نيز از ديگر صنايع دستی اين شهرستان است‌ که در قسمت های مختلف منطقه رايج بوده و شاغلين بسياری را به‌خود جلب نموده است. منطقه باستانی فيروزآباد از جاذبه های تاريخی و باستانی زيادی بهره‌مند است که هر يک از آن ها يادگار دوره های باستانی هستند. بيش تر آثار و بناهاي‌تاريخی که در شهرستان فيروز آباد وجود دارند، به دوره ساسانيان تعلق داشته و ويرانه های به جای مانده از آن ها، اين ادعا را تاييد می کنند. بقايای بنای مجموعه آتشكده بزرگ ساسانيان بزرگ ترين مجموعه موجود ابنيه آتشكده ها است که در فيروزآباد قرار گرفته است. ويرانه های بر جای مانده از آثار شهر قديم فيروزآباد نيز از ديگر آثار مهم به جای مانده در اين شهرستان است که همواره نظر گردشگران را به خود جلب می‌کند.‌جاذبه‌های‌طبيعی شهرستان‌ فيروزآباد که شامل کوه‌ها، رودخانه‌ها و چشمه‌ها می شود؛ از ديگر مکان های ديدنی منطقه به شمار مي‌آيند. تنگ‌خرقه دره‌ای سرسبز و خرم در شهرستان فيروزآباد است كه پوشش جنگلی زيبا، چشمه‌سارهای‌فراوان و باغ های پربار دارد. گردشگاه شهيد نيز از ديگر ديدنی‌های شهرستان فيروز آباد است که زيست گاه‌ گونه های نادری از پرندگان مهاجر و حيوانات وحشی است. مکان های دیدنی و تاریخی منطقه باستانی فيروزآباد از جاذبه های تاريخی و باستانی زيادی بهره مند است که هر يک از آن ها يادگار دوره های باستانی است. بيش تر آثار و بناهاي تاريخی که در شهرستان فيروز آباد وجود دارند، به دوره ساسانيان تعلق داشته و ويرانه های به جای مانده از آن ها، اين ادعا را تاييد می کنند. بقايای بنای مجموعه آتشكده بزرگ ساسانيان بزرگ ترين مجموعه موجود ابنيه آتشكده ها است که در فيروزآباد قرار گرفته است. ويرانه های بر جای مانده از آثار شهر قديم فيروزآباد نيز از ديگر آثار مهم به جای مانده در اين شهرستان است که همواره نظر گردشگران را به خود جلب می کند.جاذبه های طبيعی شهرستان فيروزآباد که شامل کوه ها، رودخانه ها و چشمه ها می شود از ديگر مکان های ديدنی منطقه می باشد. تنگ خرقه دره ای سرسبز و خرم درشهرستان فيروزآباد است كه پوشش جنگلی زيبا، چشمه سارهای فراوان و باغ های پربار دارد. گردشگاه شهيد از ديگر ديدنی های شهرستان فيروز آباد است که زيست گاه گونه های نادری از پرندگان مهاجر و حيوانات وحشی است. صنايع و معادن صنايع عمده در اين شهرستان در ارتباط با صنايع مربوط به كشاورزی و صنايع غذايی است. كارخانه‌ها و كارگاه‌های توليد مصالح ساختمانی نيز در اين شهرستان داير است. عمده ترين معادن شهرستان فيروز آباد معادن سنگ های ساختمانی است. شهر فيروز آباد از دير باز، بازار معامله عشاير ترک زبان با بازرگانان بوده که محصولات حيوانی خود را با مايحتاج خويش عوض می‌كرده اند. هم اكنون نيز داد و ستد و تجارت يكی از مشاغل اهالی است. عمده‌ترين صادرات اين منطقه برنج، گندم، جو، چغندر قند، مركبات است. قالی و صنايع دستی نيز جزو صادرات شهرستان محسوب می شوند. کشاورزی و دام داری كشاورزی و دام داری شغل اصلی ساكنين فيروز آباد است.
ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:53 ] [ اطلس ایران وجهان ]
كازرون از شهرهای قديمی ايران است. تا زمانی که شهر بيشاپور به عنوان يک مرکز بزرگ شهری در منطقه پابرجا بود، کازرون بيش تر به يک روستای کوچک شباهت داشت تا يک مرکز شهری و مرکز داد و ستد. در شهرهای پيش از اسلام، ميدان بيش تر از اين که يک فضای اجتماعی باشد، يک فضای اداری - سياسی به شمار رفته و معمولا به عنوان يک فضای تشريفاتی که در خدمت دستگاه حکومتی بود، در جوار کاخ ها و معبر آن ها ساخته می شد. جايگاه بازار كازرون در قبل از اسلام دقيقا مشخص نيست، اما آن چه مهم است اين که نقش اين شهر و در مسير قرار گرفتن آن گويای وجود داد و ستد گسترده‌ای در منطقه بوده است. بعد از ورود اسلام و از ميان رفتن رونق پادشاهان ساسانی، شهر شاهپور نيز از بين رفت و كازرون شروع به رشد کرد. اين رشد از قسمت شمال شروع شده و به تدريج به قسمت بازار فعلی و در قسمت جنوبی شهر رسيد. شغل اهالي اين منطقهرادام‌داري، كشاورزي و صنايع دستي تشكيل مي‌دهد. بافت پارچه های ابريشمی، نخی، پشمی، قالی، گليم، شال و گيوه دوزی مهم ترين صنايع دستی شهرستان کازرون را تشکيل می دهند. پارچه‌ های ابريشمی، نخی و پشمی كازرون از شهرت به سزايی برخوردارند ودر گذشته اين پارچه ها درشهر كازرون بافته می شده ولی امروزه بافتن پارچه به شكل های ساده تری معمول است ولی با اين حال بهترين بورياها به شهر كازرون تعلق دارد. قالی بافی نيز در اين منطقه رواج زيادی دارد و بيش تر توسط اهالی ايل قشقايی توليد و عرضه می شود. جلوه های بهاری و پاييزی درياچه پريشان (فامور) جذاب و ديدنی بوده و مراتع و گلزارهای حاشيه درياچه و پرندگان وحشی آن تفرجگاه طبيعی و جالب توجهی را به وجود آورده اند. ارزش های زيست محيطی درياچه پريشان بسيار كم نظير و جالب توجه بوده و اين درياچه را به يکی از مراکز جلب گردشگران و بوميان منطقه برای گذران اوقات فراغت، تبديل نموده است. چشمه ساسان که مناظر طبيعی ارزشمندی در پيرامون آن وجود دارد و غارهای تاريخی چون غار تنگ چوگان که مجسمه حجاری شده شاپور اول در آن قرار دارد، از جاذبه های طبيعی شهرستان کازرون به شمار می آيند. نقش شاپور که از بقايای شهری آباد بر جای مانده و ويرانه های شهر بيشاپور كازرون که به همت شاپور اول ساخته شده و كاخ ها و بناهای بسياری داشته، به همراه چندين اثر مذهبی و تاريخی ديگر که قدمت بيش تر آن ها به دوره های باستانی می رسند، از مهم ترين ديدنی های شهرستان کازرون به شمار می آيند مشخصات جغرافيايي اين شهرستان از شمال و شمال باختر به استان خوزستان، از شمال خاور به شهرستان شيراز، از جنوب و جنوب باختر به استان بوشهر و از جنوب خاوری به شهرستان فيروز آباد محدود است. آب و هوای شهرستان كازرون به طور كلی گرم است. شهرستان كازرون از 4 بخش مركزی، خشت، كوهمره نودان، فهليان و ممسنی تشكيل يافته است.شهر كازرون مركز شهرستان كازرون، در 51 درجه و 39 دقيقه طول جغرافيايی و 29 درجه و 37 دقيقه عرض جغرافيايی و در ارتفاع 860 متری از سطح دريا واقع است. مسيرهاي ارتباطي به اين شهرستان عبارت اند از: - راه كازرون – شيراز به طول 143 كيلومتر - راه كازرون – بندر بوشهر به طول 162 كيلومتر كه از 9 كيلومتری شهر كازرون می گذرد. - راه كازرون – دشت ارژن به طول 60 كيلومتر - راه كازرون – فيروز آباد به طول 176 كيلومتر - راه فرعی به سوی شمال به طول 12 كيلومتر تا روستای دوان جمعيت شهرستان كازرون در سرشماری 1375 تعداد 254992 نفر برآورد شده است. اهالی اين شهرستان آريايی نژاد هستند و به زبان فارسی گفت و گو می كنند. درقسمت های شمالی شهرستان‌به تركی و لری نيز تكلم می شود.
ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:53 ] [ اطلس ایران وجهان ]
اساس شواهد موجود، تاريخ لامرد از تاريخ شهر لار متاثر بوده و به نظر می رسد که منطقه لامرد نيز از مناطق مورد توجه حكام هخامنشی جهت ايجاد ضراب‌خانه حكومتی بوده است. هم اكنون بخشی از نيروی كار بنادر حوزه خليج فارس از اين منطقه تامين می شود و منطقه نيز مورد توجه خاص است. مهم ترين صنايع دستی‌شهرستان لامرد را قالی بافی تشکيل می دهد.قالی‌های منطقه‌در شهرها و روستاهای اطراف و بيش تر توسط زنان و دختران بافته می‌شوند.چشمه آب گرم سراب بهرام مهم ترين جاذبه طبيعی شهرستان لامرد به شمار می آيد. مسجد جامع فال، مسجد رييس علی‌خان، امام زاده شاه فرج الله، آتشگاه های دوره ساسانی،باغ‌خفرويه،قلعه باغ چالد، قبرستان علی، مرقد سيد ميراحمد، قبر سيد محی‌الدين، قبرشاه‌فرج‌اله، حمام حاجرخان، روستای ترمان، روستای چاه شرف، قريه سبزپوش، مجموعه تاريخی علی‌خان، حوض های سنگی و سد و آسياب های روستای ركن آباد نيز از مهم‌ترين جاذبه هاي تاريخي اين ناحيه به‌شمار مي‌آيند. مکان های دیدنی و تاریخی چشمه آب گرم سراب بهرام مهم ترين جاذبه طبيعی شهرستان لامرد به شمار می آيد. مکان های ديدنی و تاريخی اين شهرستان عبارتند از: مسجد جامع فال، مسجد رييس علی خان، امام زاده شاه فرج الله، آتشگاه های دوره ساسانی، باغ خفرويه، قلعه باغ چالد، قبرستان علی، مرقد سيد ميراحمد، قبر سيد محی‌الدين، قبرشاه فرج‌اله، حمام حاجرخان، روستای ترما ن، روستای چاه شرف، قريه سبزپوش، مجموعه تاريخی علی خان، حوض های سنگی و سد و آسياب های روستای ركن آباد. صنايع و معادن در اين شهرستان معدن گچ در اطراف روستای ياقلات اين بخش وجود دارد كه به صورت مكانيكی مورد بهره برداری قرار می گيرد. کشاورزی و دام داری اساس اقتصاد بخش لامرد بر پايه كشاورزی و كارگری در بنادر و كشورهای حوزه خليج فارس است. عمده ترين فرآورده های كشاورزی لامرد عبارتند از: گندم، جو، تنباكو، تره بار، كنجد، خرما. آب كشاورزی از چاه های نيمه عميق، چشمه، كاريز و آب باران تامين می شود. به علت گرمی هوا و نا مساعد بودن مراتع در اين شهرستان دام داری به ندرت انجام می گيرد. مشخصات جغرافيايي شهرستان لامرد در جنوب استان فارس، از شمال به شهرستان لار، از خاور و جنوب خاور به استان هرمزگان، و از جنوب و باختر به استان بوشهر محدود می گردد. شهر لار مركز شهرستان، در 53 درجه و 10 دقيقه طول جغرافيايی و 27 درجه و 20 دقيقه عرض جغرافيايی و بلندی 450 متر از سطح دريا قرار گرفته است. لار از آب و هوايی گرم برخوردار است. مسيرهاي دسترسي و ارتباطي اين شهرستان عبارت اند از: - راه لامرد - لار به طول 220 كيلومتر - لامرد- كنگان به طول 150 كيلومتر - لامرد- اوز به طول 180 كيلومتر اين شهرستان فرودگاه نيز دارد. جمعيت شهرستان لامرد در سرشماری سال 1375 برابر با 112018 نفر برآورد گرديده است. اهالی اين شهرستان آريايی نژادند و عموما به زبان فارسی با گويش محلی سخن می گويند. ساكنان شهرستان لامرد عموما مسلمان و شيعه و سنی مذهب هستند. وجه تسميه و پيشينه تاريخي نام قديم لامرد تراكمه بوده است و اين نام گذاری به دليل مردمانی است كه از تركمنستان به اين منطقه كوچ كرده اند. اين ناحيه درسال 1310 هـ . ش به لامرد تغيير نام پيدا كرد. بر اساس شواهد موجود، تاريخ لامرد از تاريخ شهر لار متاثر بوده و به نظر می رسد که منطقه لامرد نيز از مناطق مورد توجه حكام هخامنشی جهت ايجاد ضراب‌خانه حكومتی بوده است. هم اكنون بخشی از نيروی كار بنادر حوزه خليج فارس از اين منطقه تامين می شود و منطقه نيز مورد توجه خاص است.
ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:53 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان داراب از شمال به شهرستان های نيريز و استهبان، از خاور به سعادت آباد ( از بخش های شهرستان بندر عباس در استان هرمزگان )از جنوب به شهرستان لار، و از باختر به شهرستان های جهرم و فسا محدود است. اين شهرستان تنها از يک بخش مركزی تشكيل شده است. مهم ترين رودخانه اين شهرستان به نام رود بار معروف است. شهر داراب مركز شهرستان داراب در 54 درجه و 32 دقيقه طول جغرافيايی و 28 درجه و 45 دقيقه عرض جغرافيايی و بلندی 1140 متری از سطح دريا واقع شده و هوای آن معتدل مايل به گرم و خشک است. شهرستان داراب در سرشماری سال 1375 جمعيتی معادل 210935 نفر داشته است. زبان اهالی‌داراب‌فارسی، تركی و عربی است و بيش‌ترمسلمان و شيعه مذهب هستند. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه را راه داراب – فسا به طول 110 كيلومتر و راه داراب – استهبان به طول 75 كيلومتر تشكيل مي‌دهند. مركز شهرستان در 270 كيلومتری جنوب خاوری شيراز و در مسير راIه كهكم - مقاری قرار دارد.  

نام قدیمی : دارابگرد
وسعت شهرستان: 6562 كيلومتر مربع
متوسط ارتفاع شهر از سطح دريا :1150 متر
متوسط درجه حرارت ساليانه :حداقل : 4.2 سانتی گراد حداكثر :34 سانتی گراد
ميانگين  بارندگی 30 ساله : 350 ميليمتر
-----------------------------------------------------------
شهرستان داراب در جنوب شرقی استان فارس قرار دارد. این شهرستان دارای ۲ شهر به نامهای داراب و جنت‌شهر می‌باشد. مرکز شهرستان شهر داراب است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۷۷٫۹۳۸ نفر بوده‌است.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:51 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان سپيدان در باختر استان فارس واقع شده است. سپيدان از شمال و خاور به شهرستان مرودشت، از جنوب به شهرستان شيراز، از جنوب باختری و باختر به شهرستان ممسنی و از شمال باختری به استان کهگيلويه و بوير احمد محدود می‌شود. مركز اين شهرستان، اردكان است كه در 100 كيلومتری شمال باختری شيراز و در مسير راه شيراز – ياسوج قرار گرفته است. آب و هوای اين شهرستان معتدل متمايل به سرد می باشد. اردكان در 51 درجه و 59 دقيقه طول جغرافيايی و 30 درجه و 15 دقيقه عرض جغرافيايی و در ارتفاع 2240 متری از سطح دريا واقع شده است. مسيرهاي دسترسي اين منطقه را راه اردكان – شيراز به طول 100 كيلومتر، راه اردكان – ياسوج به طول 80 كيلومتر و مسير اردكان – نور آباد به طول 85 كيلومتر تشكيل مي‌دهند. در سرشماری سال 1375 جمعيت شهرستان سپيدان 87246 نفر برآورد شد. مردم منطقه آريايی نژادند و به زبان فارسی با گويش های تركی و لری سخن می گويند. عده ای از طوايف قشقايی، طوايف كشكولی بزرگ و كشكولی كوچک نيز در اين منطقه زندگی می كنند.  

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:51 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان بوانات به خاطر وجود رودخانه بوانات، مساعد بودن هوا و حاصل‌خيزی خاک ايجاد و رشد يافته است. مركز شهرستان بوانات شهر سوريان است كه در طول جغرافيايي 53 درجه و 39 دقيقه و عرض جغرافيايی 30 درجه و 27 دقيقه و بلندی 2180 متر از سطح دريا واقع است. سوريان در 142 كيلومتری جنوب خاوری آباده و در 56 كيلومتری خاور راه اصفهان – شيراز قرار گرفته و آب‌و هوای‌آن معتدل است. شغل اصلی و عمده مردم اين منطقه كشاورزی و باغ‌داری‌است. آب مورد نياز برای كشاورزی از رودخانه بوانات و قنات‌ها منطقه تامين می شود. عمده‌ترين محصولات‌كشاورزی‌اين شهرستان را گندم، جو، گردو، انگور، سيب، آلو، كشمش و پنبه تشكيل مي‌دهد. از نظر اهميت دام‌داری پس از كشاورزی قرار دارد و فرآورده های‌دامی و لبنی از توليدات بخش دام‌داری شهرستان است كه عموما به مصارف داخلی می رسد. كشمش، گردو و آلو نيز جزو محصولات صادراتی اين منطقه محسوب می‌شود. گيوه دوزی و قالی‌بافی از صنايع دستی اين شهرستان است. راه سوريان – صفا شهر به طول 50 كيلومتر و مسير راه سوريان – سروستان به طول 40 كيلومتر از مسيرهاي ارتباطي اين منطقه محسوب مي‌شوند. شهرستان بوانات برابر با سرشماری سال 1375 تعداد 46669 نفر جمعيت دارد كه اين افراد عموما آريايی‌نژاد هستند. مردم شهرستان بوانات مسلمان و شيعه مذهب بوده و زبان فارسی را با لهجه‌های محلی صحبت می‌كنند. شهرستان بوانات از جاذبه های‌طبيعی چون غارها و چشمه ها و جاذبه های تاريخی چون مسجد جامع سوريان برخوردار است
ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:50 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان خرم بيد به مركزيت صفا شهر، پيش از اين جزو شهرستان آباده بوده و بعدها به صورت شهرستانی مستقل درآمده است و تاريخ اين منطقه با تاريخ منطقه آباده ادغام شده است. شهرستان خرم بيد در شمال خاور استان فارس در طول جغرافيايی 53 درجه و 12 دقيقه و عرض جغرافيايی 30 درجه و 37 دقيقه و بلندی 2300 متری از سطح دريا واقع است ودر سرشماری سال 1375 جزو آباده محسوب می‌شده است. مردم اين منطقه به زبان فارسی با گويش های محلی صحبت می كنند. آريايی نژاد و مسلمانند و شغل اصلی آنان كشاورزی و دام داری است. مسيرهاي ارتباطي اين منطقه را راه صفا شهر – آباده به طول 80 كيلومتر و مسير صفا دشت – مرودشت به طول 151 كيلومتر تشكيل مي‌دهد. شهرستان خرم بيد از بناهای تاريخی و باستانی با اهميتی برخوردار است. كاخ بار كوروش از معروف ترين و مهم ترين بناهای تاريخی اين شهرستان است. كاخ اختصاصی كوروش با مساحت 3427 متر مربع از وسيع ترين كاخ های پاسارگاد به شمار می رود که در محدوده شهرستان خرم بيد قرار گرفته است و پل عباسی نيز تنها پل باقی مانده از دوران صفويه است.
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:50 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان‌زرين دشت يكي از شهرستان هاي استان فارس است كه در ناحيه‌ي جنوب خاوري استان واقع شده‌است. اين شهرستان از شمال به داراب، از جنوب به لارستان و از باختر به جهرم و فسا محدود مي شود. به علت وجود كشاورزی پر رونق و صنايع وابسته به آن و هم چنين صنايع دستی اين شهرستان بازرگانی در اين منطقه از رونق نسبی برخوردار است و عمده ترين صادرات اين منطقه را: مركبات، پنبه، گل سرخ،‌ خرما،‌ انگور،‌ بادام، گندم، قالی و گليم تشكيل می دهد.
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:49 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی شهر فسا
فسا كه در گذشته به آن «پسه» يا «پسا» می گفتند، از شهرهای قديمی خطه‌ي پارس است. قدمت فسا به پيش از اسلام و دوره هخامنشيان مي‌رسد. فسا در‌دوره هاي مختلف دچار ويراني هايي مي شود. بافت شهري پيش از اسلام در قسمتي كه امروز به تپه تل ضحاك معروف است مستقر و داراي خصوصيات شهرهاي قلعه اي قبل از اسلام بوده است. در اين شهرستان صنايع دستی در كنار كشاورزی و دام داری، از رونق بسيار خوبی برخوردار است.‌قالی‌بافی، رويه گيوه‌بافی‌ و كوزه‌گری از مهم ترين صنايع دستی شهرستان فسا است که در قسمت های مختلف آن رواج دارند. در روستاهای شهرستان فسا قالی بافی با طرح و نقشه‌های‌ محلی‌رايج است و بيش تر توسط زنان و دختران تهيه و عرضه می‌شوند. بر اساس سرشماری‌ سال 1375 جمعيت شهرستان فسا، 183818 نفر برآورد شده است. شغل عمده اهالی كشاورزی، دام‌داری، صنايع دستی و كارگری است. مردم شهرستان فسا آريايی و سامی نژادند و به زبان فارسی با گويش محلی و عربی سخن می گويند. بيش تر مردم اين شهرستان مسلمان و شيعه مذهب هستند. گردش‌گاه ميان جنگل‌ كه مانند توده ‌ای‌ انبوه در دامنه‌ي‌كوه‌ميان‌جنگل و در دو سوی جاده‌خودنمايی می‌‌كند، مهم‌ترين‌جاذبه‌طبيعی شهرستان فسا به شمار مي‌آيد. قلعه ضحاک‌ که‌ از دوران ساسانی و اوايل اسلام به يادگار مانده، از ديدنی های تاريخی منطقه است.

مکان های دیدنی و تاریخی


گردش گاه ميان جنگل كه مانند توده ‌ای انبوه در دامنه كوه ميان جنگل و در دو سوی جاده خود نمايی می ‌كند، مهم ترين جاذبه طبيعی شهرستان فسا می باشد. قلعه ضحاک که از دوران ساسانی و اوايل اسلام به يادگار مانده، از ديدنی های تاريخی منطقه است.  


صنايع و معادن


انواع كارخانه‌‌هاي و صنايع مربوط به كشاورزی و دام‌داری در اين‌شهرستان وجوددارد. كارخانه هاي‌صنايع‌غذايی، نساجی، وسايل‌حمل‌و‌نقل‌و كارخانه ها و كارگاه های مصالح ساختمانی در اين شهرستان وجود دارد. هم چنين كارگاه‌های قالی‌بافی بسياری در شهرستان فسا داير است. بازرگانی در شهرستان فسا در ارتباط با مشاغل غالب منطقه بوده و قالی،‌ پشم، پوست، كشمش، گندم، پنبه، تره بار، مركبات و خرما از صادرات اين شهرستان است.  


کشاورزی و دام داری


در شهرستان فسا كشاورزی و باغ‌داری اولين و مهم ترين شغل اهالی را تشكيل می دهد. محصولات عمده شهرستان عبارتند از:غلات، پنبه، ترياک، خرما، مركبات، حبوبات، انواع ميوه، برنج و گل سرخ. دام داری پس از كشاورزی اهميت داشته انواع فرآورده های دامی و لبنيات، پشم، پوست، گوشت، از توليدات بخش دام داری اين شهرستان است.  

 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان فسا تقريبا در مركز استان فارس واقع شده است كه از شمال به درياچه بختگان، ازشرق به شهرستان استهبان و شهرستان داراب، ازشمال و غرب به شهرستان شيراز، از غرب وجنوب به شهرستان فسا محدود می شود.شهر فسا مركز شهرستان، در 53 درجه و 39 دقيقه طول جغرافيايی و28 درجه و 56 دقيقه عرض جغرافيايی و بلندی 1370 متری از سطح دريا قرار دارد. آب و هوای اين شهرستان به سبب نزديکی با درياچه بختگان، معتدل و گرم است. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه را جاده فسا - داراب به طول 104 كيلومتر و جاده فسا- شيراز به طول 157 كيلومتر تشكيل مي‌دهند.هم‌چنين فرودگاهی نيز در 7 كيلومتری جنوب خاوري فسا ساخته شده است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


فسا كه در گذشته به آن «پسه» يا «پسا» می گفتند، از شهرهای قديمی خطه پارس است. اين شهر، به گفته برخی از مورخان، در قديم « پارساگرد » نام داشت و در الواح گلی تخت جشميد به نام «پشی» يا «باشی ها» نوشته شده است. نام پسه به تدريج به پسا تبديل شد و اعراب آن را فسا ناميدند. شهر فسا در قرن چهارم هجری قمری دومين شهر مهم ولايت «دارابگرد» بود و از حيث بزرگی با شيراز برابری می كرد. مورخين و جغرافی‌دانان بسياری در وصف فسا مطلب نوشته اند از جمله اصطخری می نويسد: « در اين سرزمين هيچ شهری زيبا تر و دلكش تر از فسا نيست و هيچ جای ديگر مردمی بهتر و ميوه ای خوبتر از آن ندارد. شهری است به خودی خود مهم با ساكنان فراوان و داد و ستد بسيار و مرد آن ثروتمندند و…». در تقويم البلدان آمده «فسا از اقليم سوم است. در اول فسا را ابن طهمورث ديوبند ساخته بود. خراب شد گشتاسب ابن سهراب كيانی، تجديد عمارتش كرد و نبيره اش بهرام ابن اسفنديار به پايان رسانيد. ساسان نام كرد و در اول مثلث بود. به عهد حجاج بن يوسف ثقفی، عاملش آزاد مرد به فرمان او آن را از آن شكل بگردانيد و تجديد عمارتش كرد. چون از شب نكاريان خرابی يافت، اتابك جاولی باز معمور گردانيد. شهری سخت بزرگ بوده است و اعمال و نواحی بسيار دارد و هوايش گرمسير است و آبش از قنوات، و هيچ آب روان ندارد و ميوه گرمسيری و سردسيری نيز در آن باشد». فسا هم اكنون نيز يكی از شهرهای مهم و آباد استان فارس می باشد. 

 


اطلاعات کلی
نام رسمی:فسا
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:فارس
نام محلی:فسا
نام‌های قدیمی:پسه،پسا
جمعیت:۹۰٫۲۵۲ نفر
رشد جمعیت:۲٫۵ درصد
تراکم جمعیت:۲۰٫۹۸نفر بر کیلومتر مربع
زبان‌های گفتاری:
فارسی
مذهب:
شیعه
مساحت:
۴٬۳۰۲ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا:۱٬۴۵۰ متر
میانگین دمای سالانه:۱۸٫۵
بارش سالانه:۳۰۰ میلی‌متر
ره‌آورد:
نان فسایی شیرین
پیش‌شماره تلفنی:۰۷۳۱
-------------------------------------------

فَسا
نام شهری در ۱۴۵ کیلومتری جنوب شیراز واقع در استان فارس است. شهرهای شیراز، داراب، استهبان و جهرم در همسایگی این شهرستان هستند.

پیشینهٔ تاریخی


تاریخ فسا حداقل به زمان هخامنشیان برمیگردد که در آن زمان نام این شهر پسه یا پسا بوده که بعد از حمله اعراب به فسا تبدیل می‌شود.

کشاورزی و صنعت


فسا از نظر کشاورزی شهری پررونق است. از نظر تولید گندم و ذرت رتبه اول کشور ایران را داراست بطوریکه فسا را شهر گندم می‌دانند . با توجه به آب و هوای مناسب ،وجود نخلهای گرمسیری و درخت گردو و دیگر گونه‌های درختی در این شهر متداول است. کشت پنبه نیز در فسا رونق فراوان دارد. کارخانه رب گوجه فرنگی، ۱۶ کارخانه ذرت خشک کنی و یک کارخانه روغن کشی زیتون، یک کارخانه قند، کارخانه تولید ماکارونی، کارخانه تصفیه وش پنبه،کارخانه تولید الکل، کارخانه تولید آرد، کارخانه، کارخانه صنایع لبنی - تعدادی کارگاههای تولید کانی غیرفلزی و صنایع دستی (بافت فرش ، گلیم ، حصیر ، رویه گیوه و . . .) از صنایع این شهرستان می‌باشد .

موقعیت راهبردی


قرار گرفتن در مسیرهای اصلی شیراز به کرمان و بندر عباس، این شهر را از یک موقعیت راهبردی برخوردار کرده‌است. بلندترین نقطه این شهرستان خرمن کوه می باشد که ۳٬۱۸۵ متر ارتفاع دارد .

آیین های مزدکی و مانوی


فرصت‌الدوله در آثار عجم چنین می‌نویسد:

زرتشت خورگان که استاد مزدک بوده است از اهالی این شهر است که سالها در بیزانس (روم شرقی) بسر می‌برد و در آنجا با کتب فلسفی یونانی از جمله جمهوریت افلاطون آشنایی پیدا کرد و تحت تأثیر اندیشه مدینه فاضله افلاطون قرار گرفت. افکار زرتشت خورگان که بیشتر جنبه اقتصادی و اجتماعی داشت، توسط شاگرداش مزدک به جامعة ایرانی معرفی شد. می‏گویند بانی اصلی آیین مزدکی مردی زردشت نام از اهل فسا بود و به نوعی کیش مانوی که مخالف کیش رسمی مانوی بود، دعوت می‏کرد. این مرد دعوت خود را در روم ظاهر کرد و سپس به ایران سفر کرد و به دعوت پرداخت. در روم این شخص به نام ‏پوندس
معروف بوده‌است. پس نتیجه‏ این می‏شود که فرقه مورد بحث ما یکی از شعب مانوی بوده که قرب دو قرن‏ قبل از مزدک در کشور روم تأسیس یافته و مؤسس آن یکنفر ایرانی زردشت‏ نام پسر «خورگان» از مردم «پسا» بوده‌است... از اشارات‏ مندرجه در کتب عربی چنین مستفاد می‏شود که زردشت (فسایی) پیشوایی بوده‏ که دعوت او فقط جنبه نظری داشته‌است، اما مزدک که مرد عمل بوده و به‏
قول طبری در نزد طبقه عامه خلیفه زردشت به شمار می‏آمده‌است، رفته رفته‏ نام مؤسس اصلی را تحت الشعاع قرار داد و در همان عهد خود، فرقه را به‏ اسم مزدکیه مشهور نمود. بنابراین فسا(پسا) را می‌توان مهد آیین مزدکی دانست.

تقسیمات کشوری


شهرستان فسا اکنون دارای شهرهای فسا, زاهدشهر, نوبندگان و


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:49 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی شهر اردکان (سپیدان)


شهرستان سپیدان یا اردکان فارس، در شمال استان فارس، در منطقه‌ای کوهستانی و جنگلی که اغلب پوشیده از درختهای جنگلی کم پشت و
تنک مانند بادام وحشی است، قرار دارد. مرکز این شهرستان، شهر اردکان است که در حدود۲۰۰۰ سال قدمت دارد. این شهر بواسطه آب و هوای خوش و پیستهای اسکی شهرت دارد. آب و هوای آن در زمستان بسیار سرد و در بهار و تابستان خنک و معتدل است. این شهر دارای یک بنای امامزاده تاریخی است. مردم این شهر گویش خاص و منحصر به فردی دارند که مشابه آن در کشور به سختی یافت
می‌شود و فارسی پهلوی است، از نکات بسیار جالب این است که این گویش تنها در شهر اردکان -مرکز این شهرستان- وجود دارد و با فاصله‌ای اندک -از هر سمتی- از این شهر، زبان لری می‌شود. شهرستان اردکان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیتی برابر با ۹۰٫۳۳۹ نفر داشته است.
اردکان با قدمتی بیش از دو هزار سال در منطقه ای زیبا و بدیع قرار دارد. وجه تسمیه اردکان در قدیم الایام از دو کلمه ارد به معنی دلاور و جنگاور و کان به معنی کوه تشکیل شده که حاکی از مردمانی است دلاور که در میان کوه سکنی گزیده اند. ساکنان اولیه شهر اردکان همگی از دلاوران و امیران لشکر حکومت وقت بوده اند که افرادی با کیاست و ظلم ستیز بوده اند که از جبر و جور حاکمیت به این منطقه زیبا و خوش آب و هوا کوچ نموده و بنیان شهر اردکان را بنا نهادند.منطقه سپیدان بدلیل سرسبزی بی نظیری که دارددرزمان هخامنش
چراگاه اسب ها بوده ودر زمان حمله مغولها با تدبیر بزرگان از چپاول و غارت مغولان در امان مانده اند . خان های حاکم بر اردکان دریک دوره شکرالله خان ودر تمام ادوار از طایفه نیازی بوده اند.که در فارسنامه ناصری ازحاجی باباخان نیازی فرزندحاج علی خان فرزند حاج نیاز یاسیچی یاد شده واصالت این طایفه به کریم خان زند
بر می گرددوایشان درزمان اقامحمدخان قاجار به یاسیچ (یاسوج کنونی) که دارای جنگلهای پرپشت بوده و بدلیل صعب العبوربودن ان به انجاکوچ میکنندوبا ارام شدن جو بر علیه طایفه زندیه به اردکان فارس مهاجرت میکنند.زبان و گویش مردمان این سامان از قدیمی ترین و اصیل ترین زبانهای پارسی است که بسیار نزدیک به زبان پارسی پهلوی میباشد که همانا زبان اولیه پارسیان کهن است که
در سایر نقاط ایران چنین گویشی نادر است البته امروز لغات عربی نیز در زبان اردکانیها شنیده میشود. این شهر در قدیم دارای رونق و بازار و اقتصاد پویایی بوده است و از ساختمانها و عمارات با شکوه و زیبایی برخوردار بوده در گذشته اردکان همپای شهرهای کهن ایران دارای مساجد زیادی که مشهور ترین ان مسجد ولی عصر ومسجدحاج نیازنیازی که اکنون تخریب شده ومسجد جامع
ومسجدحاج علم ترابی بوده است حمام اردکان نشان دهنده شهریت و رونق منطقه بوده ودر گذر زمان به سبب زلزله و سایر بلایای طبیعی از شکوه و رونق آن کاسته شده است .اردکان به سبب رونق بسیار اقتصادی و بازار آن که مرکز داد و ستد عشایر و روستاهای پیرامون آن بوده و به عنوان مرکزیت آن منطقه محسوب میگردیده وهمواره از گزند راهزنان و دزدان در امان نبوده است و عرصه تاخت و تاز گردنه بگیران و سارقان مناطق دیگر بوده است. در اعصار گذشته مردان ادیب و فرهیخته و دانشمندان بسیاری در این شهر میزیسته اند که پس از سالیانی ترک دیار نموده اند و پی کسب علم و معرفت به سایر بلاد هجرت مینمودند و در جاهای دیگر ایران وفات یافته اند.این شهر بلحاظ اقلیمی و جغرافیایی یکی از مناطق بینظیر و منحصر بفرد در ایران است . شهر اردکان چه در تابستان و چه در زمستان دارای جاذبه های فراوان توریستی و گردشگری میباشد . در تابستان با آب و هوای خنک و باغها و رود و چشمه های فراوان و
در زمستان با سپیدی زیبای برف و پیست اسکی پذیرای گردشگران است.تاریخچهء دقیق این شهر در فارسنامه ناصری موجود است(عظیم صاحب کرم)

خلاصهءاز نوشته های مرحوم حاج میرزاحسن حسینی فسائ
در موردبلوکات اردکان فارس ص۱۷۲ فارسنامه ناصری .اردکان در لغت نوعی از جداول واشکال نجومی باشد چون قصبه ان در میان دو کوه نزدیک به هم که گویا با قصبه که به درازا افتاده سرجدول نجومی است یا انکه ار بمعنای قهر وغضب است وکان معدن را گویندچون اهالی ان فتنه جو وجنگ جو بودن چنانکه اکنون چنین اند هوای تابستانش چون ماه ثور شیراز است و براین قیاس شکارش بز وپازن
وقوچ و میش کوهی وکبک وتیهو ودرختانش سیب وگلابی والو وانگور درخت کبوده وعرعرش ۴ساله تنومند است.اهالی در تابستان از ایوان بیرون نخسبند وابش از رودخانه ششپیر ورود خانه اردکان است.و زراعتش گندم وجو وعدس ولوبیا قرمز است.و روغن از کهگیلویه اورند وبه شیراز برند.

بساطی سبز چون جان خردمند /هوای معتدل چون مهر فرزندپرنده مرغکان گستاخ گستاخ/ حمایل بر حمایل شاخ برشاخ عموم خانه های ان از خشت خام وگل وچوب است وشمار انها از هزار درب خانه بگذرد.

کارخانه جات شهرستان سپیدان


اردکان فارس دردامنه کوه زاگرس واقعه شده و بدلیل رودخانه هاوچشمه های ان ونزدیکی ان به شیرازمحل مناسبی برای سرمایه گذاری در بخش های مختلف واز جمله کارخانجات اب معدنی تبدیل شده ودر این منطقه بالغ بر ۱۷۰کارخانه مشغول به کار هستند .

کشاورزی و دامداری شهرستان سپیدان


کوههای سرسبز این دیار زیبا محل مناسبی رابرای چراگاه دام بوجود اورده است که همه ساله عشایرهای زیادی را به این مکان میکشاند وفور اب وعلوفه تازه دامداری را در منطقه رونق بخشیده است وهمیشه در این شهرستان ماست وکشک ودوغ وگوشت تازه یافت میشود . این شهرستان در تهیه وتوزیع گوشت به خارج استان نیز موفق بوده است. دشت همایجان ودالین وبیضا از توابع شهرستان سپیدان منطقه بزرگی است که درخت کاری وکشاورزی خوبی بصورت دیم وابی دارد درختان گردو وهلو وسیب وگیلاس بیشترین محصولات منطقه را دربر میگیرد


صنایع دستی وگردشگری شهرستان سپیدان


اب وهوای خنک منطقه در تابستان وکوههای پوشیده از برف در زمستان وجاذبه گردشگری طبیعی منطقه ووجود پیست سوار کاری و پیست اسکی ومناطقی همچون تنگ تیزاب و ابشار مارگون وچله گاه رونق خاصی به صنعت گردشگری داده است وبی
تاثیر بر (ویلا سازی)سرمایه گذاری در منطقه نبوده.برای اطلاع مسافران میمهان خانه پولادکف در پیست تفریحی پولاد کف میزبان مسافران زمستانی وتابستانی این دیار است. اردکان فارس مکان مناسبی برای سرمایه گذاری است وهمچون نگینی در استان فارس میدرخشد
.انچه که حائز اهمیت است بستر مناسب اردکان فارس برای سرمایه گذاری بخش خصوصی داخلی وخارجی است . برخورداری شهرستان ازهر گونه امکانات مورد نیاز جهت سرمایه گذاری ودر دست رس بودن انها و همچنین نزدیکی شهرستان به شیراز
وبنادر جنوب جهت صادرات و واردات یک از امتیازات شهرستان محسوب میشودودومین مزیت شهرستان وجود نیروی جوان وکاری که بالا ترین سرمایه شهرستان هستند. یکی دیگر از امتیازات این منطقه پراکندگی جمعیت روستائیان در مسیر اردکان تا شیراز است که نشان دهنده وجود امنیت لازم وکافی برای هر گونه سرمایه گذاری در بخش مسکن وبخش اقتصادی وغیرو ..است. همچنین مسئولین شهرستان سپیدان همیشه با تمام توان با سرمایه گذاران خصوصی همکاری لازم را داشته اند .انچه که امروزدراین شهرستان مورد نیازاست وکمبود ان حس می شودنبود هتلی مناسب برای گردشگران ایرانی وخارجی است .


مکان های تفریحی اردکان فارس

  • تنگ تیزاب
  • ابشار مارگون
  • چله گاه بزرگ وکوچک
  • پیست اسکی پولاد کف

گویش اردکانی


می خواهم برم= مسکا بشم

میخواهی بری= تسکا بشه

میخواد بره == شسکا بشوت

مروم =میشم

می ری= میشه

میره =میشوود

امدم = اندم

امدی = انده

امد = اموو بخرمش= اوسونموش بخرش= اوسونوش




شهرستان سپيدان در باختر استان فارس واقع شده است. سپيدان از شمال و خاور به شهرستان مرودشت، از جنوب به شهرستان شيراز، از جنوب باختری و باختر به شهرستان ممسنی و از شمال باختری به استان کهگيلويه و بوير احمد محدود می‌شود. مركز اين شهرستان، اردكان است كه در 100 كيلومتری شمال باختری شيراز و در مسير راه شيراز – ياسوج قرار گرفته است. آب و هوای اين شهرستان معتدل متمايل به سرد می باشد. اردكان در 51 درجه و 59 دقيقه طول جغرافيايی و 30 درجه و 15 دقيقه عرض جغرافيايی و در ارتفاع 2240 متری از سطح دريا واقع شده است. مسيرهاي دسترسي اين منطقه را راه اردكان – شيراز به طول 100 كيلومتر، راه اردكان – ياسوج به طول 80 كيلومتر و مسير اردكان – نور آباد به طول 85 كيلومتر تشكيل مي‌دهند. در سرشماری سال 1375 جمعيت شهرستان سپيدان 87246 نفر برآورد شد. مردم منطقه آريايی نژادند و به زبان فارسی با گويش های تركی و لری سخن می گويند. عده ای از طوايف قشقايی، طوايف كشكولی بزرگ و كشكولی كوچک نيز در اين منطقه زندگی می كنند.  
ادامه مطلب
منابع- ویکی بدیا ایران تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:49 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استهبان يكي‌از شهرستان‌هاي استان فارس است كه مردم آن به زبان فارسی با گويش های محلی و تركی سخن می‌گويند. شغل افراد اين منطقه كشاورزی، دام داری و صنايع دستی است. ساخت ظروف سفالی لعاب دار و ظريف و کاشی های هنری مهم ترين صنعت دستی شهرستان استهبان است. بهترين ظروف کاشی از نوع سفالی ساده و لعاب‌دار و كاشی‌های هنری استان فارس، در شهرستان استهبان توليد وعرضه می شوند. فرش‌بافی نيز در اين منطقه رواج و رونق زيادی دارد و قالی‌ها بيش تر توسط زنان و دختران و با نقش های محلی و شريعتمداری بافته می شوند. در مركز استهبان يک شركت فرش توليد، خريد و فروش‌فرش و صدور آن را به نقاط ديگر به عهده دارد. نمد مالی، كلاه بافی، صابون پزی و تخت گيوه سازی از ديگر صنايع دستی منطقه است ‌که‌ در شهرستان استهبان رواج دارد.

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 معرفی شهر جهرم

فردوسي در شاهنامه از جهرم نام برده است. شهرستان جهرم از شمال به شهرستان فسا، از باختر و جنوب به شهرستان فيروز آباد، از خاور به شهرستان داراب، از شمال باختر به شهرستان شيراز و از جنوب خاور به شهرستان لار محدود می شود. مهم ترين صنعت دستی اين شهرستان قالی بافی است به طوری كه يكی از اركان مهم رشد اقتصاد شهرستان جهرم را تشكيل داده و هر ساله نيمی از اين محصولات را كه شامل قالی، جاجيم و گليم است كه به شهرهای دور و نزديك صادر مي‌شود. زيربنای اقتصادی شهرستان جهرم را كشاورزی و باغ‌داری، دام‌داری و قالی‌بافی تشكيل می‌دهد. طبعابازرگانی نيز در همين سمت و سو حركت می كند و مركبات، خرما و تره بار، قالی، جاجيم، پنبه و بادام مهم ترين اقلام صادراتی جهرم را تشكيل می دهد. از اين محصولات مقداری نيز به خارج صادر می شود. گردشگاه بونيز ازمهم ترين جاذبه های طبيعی منطقه است. مسجد جامع جهرم از آثار دوره صفوی است و در جنوب شهر جهرم روی تپه ای باصفا آتشكده قدمگاه ديده می شود كه بر تمامی شهرستان جهرم مشرف است و از جمله آثار باستانی و ديدنی منطقه به شمار می آيند. مقبره جاماسب حکيم‌نيز از ديگر جاذبه های تاريخی منطقه است که به دوره ساسانی مربوط می شود.

مکان های دیدنی و تاریخی


گردشگاه بونيز ازمهم ترين جاذبه های طبيعی منطقه است. مسجد جامع جهرم از آثار دوره صفوی است و در جنوب شهر جهرم روی تپه ای باصفا آتشكده قدمگاه ديده می شود كه بر تمامی شهرستان جهرم مشرف است و از جمله آثار باستانی و ديدنی منطقه به شمار می آيند. مقبره جاماسب حکيم نيز از ديگر جاذبه های تاريخی منطقه است که به دوره ساسانی مربوط می شود.  


صنايع و معادن


صنايع و كارخانه‌‌هاي موجوددر اين شهرستان بيش‌تر در ارتباط با محصولات كشاورزی هستند. كارخانه‌هاي مربوط به صنايع‌غذايی و كارخانه‌هاي تهيه مصالح ساختمانی مهم ترين كارخانه های اين شهرستان را تشكيل می دهند. معادن گچ، شن، ماسه سنگ و به طوركلی مصالح ساختمانی در اين منطقه وجود دارد.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی و باغ‌داری در اين شهرستان به صورت سنتی و نيمه صنعتی است‌اما به علت موقعيت خاص جغرافيايی، باغ داری پايه اصلی اقتصاد اين شهرستان به حساب می آيد كه در اين ميان، باغ‌هاي مركبات و خرما از اهميت فوق العاده‌ای برخوردار هستند. مركبات، خرما، گندم، جو، برنج، بنشن، تره بار از مهم ترين محصولات جهرم است. دام‌داری در اين شهرستان بيش‌تر بر روش سنتی صورت می گيرد، اما در اطراف شهر جهرم دام‌داری های مدرن جهت پرورش گاوهای نژاد اصيل (الشتاين) اختصاص دارد. دام و فرآورده های دامی از توليدات اين بخش به شمار مي‌آيند.  


 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]

نام‌های قدیمی:
استخر

جمعیت:۱٬۲۱۴٬۸۰۸ نفر

تراکم جمعیت:۶٫۸۹۰ نفر بر کیلومتر مربع

زبان‌های گفتاری:فارسی

مذهب:شیعه

مساحت:۱۷۸٫۸۹۱

ارتفاع از سطح دریا:
بین ۱۴۸۰ تا ۱۶۷۰ متر -- متوسط ۱۴۸۶ متر

میانگین دمای سالانه:۱۸ درجهٔ سانتی‌گراد

بارش سالانه:۳۳۷ میلی‌متر

روزهای یخبندان سالانه:
۲۹ روز

ره‌آورد:صنایع دستی، آبلیمو،آبغوره، کلوچه و مسقطی ، خاتم،قالی، نمد، چرم،گلیم، گبه و ترشی

پیش‌شماره تلفنی:۰۷۱۱


---------------------------------------------------------------


شیرازْ  یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان فارس است. برپایهٔ آخرین سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، این شهر
جمعیتی بالغ بر ۱٬۲۱۴٬۸۰۸ نفر داشته که این تعداد در سال ۱۳۸۸ خورشیدی به ۱٬۴۵۵٬۰۷۳ افزایش پیدا کرده‌است.

شيراز نگين درخشان فرهنگ و تمدن ايران زمين و يكی از زيباترين و نام دارترين مناطق ايران است. شيراز با سابقه تاريخی منحصر به فرد خود مجموعه‌ای از تمدن باستانی جهان را در برداشته، وارث تمدن اقليم پارس و نشانه ای از هويت باستانی و سهم بسيار ارزشمند ايران در تمدن و فرهنگ جهان است. شيراز با موقعيت خاص جغرافيايی خود كه سه فصل از فصل های سال، هوايی بهاری دارد؛ سرزمين شعر و شاعری نيز هست و دو مرواريد بزرگ ادبيات جهان ( سعدی و حافظ) زادگاه اين سرزمين هستند و آرامگاه آن ها محفل هنردوستان است. شيراز با مناطق اطراف آن يعنی تخت جمشيد، نقش رستم و شهرهای ديرينه يكی از قديمی ترين مجموعه های تمدنی جهان است و آثار تاريخی اطراف آن كه از عظيم ترين آثار باقی مانده در جهان است به تمدن كهن ايران، اعتباری خاص داده است.آثار پرافتخار زمان هخامنشی ها و ساسانی‌ها، نمايش‌گر ذوق‌حجاری، معماری،كاشی‌كاری، نقاشی و مجسمه سازی مردم فارس پيش از اسلام است. بعد از اسلام نيز فارس ها به خصوص مردم شيراز به شيوه ديرين خود، در كسب هنر و آفريدن صنايع دستی كوشش فراوان به کار برده اند و در اين راه بسيار موفق عمل کرده اند. هنرمندان شيرازی در تاريخ هنر ايران در خط و تذهيب، جلوه سازی و گل و بوته سازی،معماری و گچ بری، خاتم سازی و نقره كاری، ابريشم دوزی، قالی‌بافی و منبت كاری از نام داران و سرآمد های اين هنر به شمار می‌رفته‌اند. امروزه نيز اين منطقه به لحاظ صنايع دستی بسيار قوی عمل می کند و خاتم كاری، منبت کاری، معرق کاری، قالی بافی، پارچه بافی، نقره كاری، مسگری و بافت گليم های زيبا از مهم ترين صنايع دستی شهرستان شيراز محسوب مي شود.
بافت قالی در شهرستان شيراز از سابقه ای طولانی برخورداراست. در تجارت فرش، تمام قالی های ناحيه فارس (جنوب غربی ايران) را تحت عنوان قالی شيراز نام می برند که به طور کامل در صنايع دستی استان فارس توضيح داده شده است. بخشی از فرشينه های خمسه هم که به شيرازی معروفند، از نظر جنس متوسط است و به جز بافندگان خمسه، بافندگان روستاهای غير عشايری نيز آن را می بافند. اين بافته ها نيزبه نام قاليچه های شيرازی مشهورهستند و به کشورهای ديگر نيز صادر می شوند.
پارچه‌های ابريشمی، نخی و پشمی شيراز و ظروف مسی و نقره كاری اين منطقه نيز از شهرت به سزايی برخوردار بوده و گليم بافی هم در اين ناحيه شهرت زيادی دارد. صنايع دستی شهرستان شيراز از جمله صادرات اين شهرستان به شمار می آيد. خاتم کاری مهم ترين و مشهور ترين صنعت دستی شهرستان شيراز است. خاتم کاری يکی از هنرهای با ارزشی است که در شرق وجود دارد و مهم ترين صنعت دستی فارسی است که بهترين نوع آن در شيراز توليد می ‌شود. از گذشته خاتم سازی اطلاع زيادی در دست نيست، زيرا مواد اوليه خاتم بيش تر چسب و چوب است و اين دو ماده بر اثر مرور زمان از بين می روند. با اين همه در مکان هايی که از نظر مردم جنبه تقدس داشته، به خاتم هايی بر می خوريم که قدمت دويست تا سيصد ساله دارند. تصور می شود هنر خاتم سازی برای اولين بار در شهر شيراز به وجود آمده و مركزاصلی خاتم كاری در شيراز باشد. شايد بهترين نمونه اين هنر درعصر حاضر، ميز خاتمی است که در نمايشگاه جهانی بروکسل (سال 1958) مدال طلا را نصيب خود کرد.
کهن ترين نمونه خاتم که در دست است متعلق به دوره صفويه است. اين اثرمربوط به بقعه شاه نعمت الله ولی در ماهان کرمان است. در خاتم كاری های شيراز بيش تر گل های كوچک و ستاره های درخشانی كه از مواد مختلف تركيب يافته اند، ديده می شود.( قطعات كوچک منظمی از نی، مس، قلع، چوب، عاج بريده و آن ها را روی سطحی كه قبلا سريشم زده اند، می چسبانند.) خاتم كاری بيش تر در روی رحل و صندوقچه های كوچک و جعبه های آرايش صورت می گيرد و نيز ممكن است به موجب سفارش، اشياء بزرگ تر از قبيل ميز و صندلی و غيره را نيز خاتم كاری نمايند. درخاتم های گران قيمت قسمت های فلزی خاتم از طلا يا نقره تشکيل می شود و به جای استخوان در ساخت آن ها عاج به کار می رود. مرغوب ترين نوع خاتم، نوعی است که پره وارو ناميده می شود و نوع ديگری هم هست که به سيم دار مشهور است. چوب، فلز، استخوان و رنگ سبز، مواد و مصالح خاتم سازی را تشکيل می دهند. انواع وسايل و ابزار اين رشته عبارتند از: رنده که پشت خاتم را بسيار ظريف می تراشد، تنگ های گوناگون نظير تنگ مثلث سابی، سيم سابی، پره ساب، گل ساب و توگلو ساب، اره، اره سرقطع کن که سر چوب ها يا گل خاتم را قطع می کند، سوهان که انواع مختلف دارد، پرگار، گونيا، چکش، گاز انبر، مغاز و پرس.
منبت کاری از صنايع و هنرهای دستی شيراز است. واژه منبت به معنای کنده کاری روی چوب است که سابقه ای ديرينه در شهرستان شيراز دارد. شايد بتوان آغاز تاريخ منبت کاری را زمانی دانست که انسان نخستين بار با ابزاری برنده چوبی را تراشيده است. مهم ترين ماده ای که روی آن منبت کاری می کنند چوب است. چوب منبت کاری بايد محکم و بدون گره باشدو برای اين منظور از چوب های آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، عناب و گردو استفاده می شود. شناخت راه چوب يکی از مهم ترين اصول کار است و عاج، صدف و استخوان از ديگر مصالح مورد استفاده در هنر منبت کاری است.
معرق کاری يکی ديگر از صنايع روی چوب و با اهميت شيرازی هاست که شيوه جديد آن، پديده تازه ای در ايران است و عمری پنجاه ساله دارد. معرق در اصل بر تکه های ريزی از کاشی اطلاق می شود که در کنار هم چيده می شوند و فرم های مختلفی را تشکيل می دهند. اين نوع کاشی برای تزيين داخل و خارج گنبدها و سردر مساجد به کار می رفته است. معرق کاری در قرن ششم هجری يعنی در دوره سلجوقيان به سمت کمال رفت و متداول شد. در شيوه تازه معرق روی چوب که به تازگی از منبت کاری جدا شده، طرح مورد نظر روی چوب زده می شود و به وسيله مغار خالی شده و به جای آن تکه هايی به همان اندازه از چوب های مختلف يا عاج، جاگذاری می شود. پس از به وجود آمدن اره مويی های بسيار باريک، معرق روی چوب وارد مرحله جديدی شد و هنری با ظرافت و اعجاب آور به وجود آمد. در اين مرحله جديد با قرار دادن قطعات مختلف از قبيل صدف، عاج، استخوان، فلز و چوب های مختلف رنگی در کنار يکديگر، معرق ايجاد می شود. معرق کاری های شيراز از جمله صنايع دستی صادراتی اين شهرستان به شمار می آيند.
ايلات عمده ای در بخش های تابعه اين شهرستان به زندگی كوچ نشينی مشغول هستند. ايل قشقايی در محدوده شمال و شمال غربی شيراز رفت و ‌آمد می كنند و طوايف عمده آن كشكولی دره شوری، شش بلوكی، قراچه ای فارسيمدان، عمله و لبو محمدی هستند. اين ايل در حال حاضر اهميت و نفوذ سابق خود را از دست داده و دارای ايلخان نيست. ايلات خمسه نيز بيش‌تر در قسمت های خاوری و جنوب خاوری شيراز رفت و آمد می كنند و شامل 5 ايل هستند به نام های اينانلو، بهارلو، عرب، نفر و باصری. مردم شهرستان شيراز آريايی نژاد بوده و اهالی اين شهرستان دارای زبان فارسی با گويش ويژه شيرازی هستند كه به زبان فارسی اصيل نزديک‌تر است. تقريبا 97 درصد شهرستان شيراز مسلمان و شيعه مذهب بوده و 3 درصد ديگر را نيز ساير اديان تشكيل مي‌دهند.
جاذبه های تاريخی متعدد که در گوشه و کنار اين شهرستان پراکنده شده اند، نشان از اهميت و عظمت اين منطقه در دوره های باستانی، اسلامی و معاصر دارند. آرامگاه کوروش کبير که در دشتی پهناور قرار گرفته و از سنگ های سفيد رنگ ساخته شده و قدمت آن به دوره هخامنشيان می رسد، مسجد جامع عتيق که از كهن ترين مسجد های استان فارس و شهرستان شيراز است و قدمت آن به دوره های اوليه اسلام می رسد، مسجد وکيل که از شاهكارها و آثار پر ارزش دوره زنديه است و دروازه قرآن که از شهرتی جهانی برخوردار است، نمونه هايی از آثار دوره های مختلف در شهرستان شيراز به شمار مي‌آيند.
بازار وكيل شيراز که دارای ويژگی های خاص و زيبايی خيره کننده‌ای است به همراه باغ های مشهوری چون باغ عفيف آباد (باغ گلشن) و باغ ارم‌ که از مشهور ترين باغ های ايران در جهان است، در اين شهرستان واقع شده‌اند. نارنجستان قوام از ديگر بناهای ارزشمند منطقه است که در آن اثر هفت هنر ايرانی، (گچ بری، نقاشی سنتی، آينه كاری، آجركاری، سنگ تراشی، معرق كاری و منبت كاری) قابل مشاهده است. شهرستان شيراز از طبيعت بسيارغنی، جذاب و ديدنی نيز برخوردار است و وجود جاذبه هايی چون تنگ بوان با طبيعت زيبای پيرامونش، پارک ها و گردش‌گاه های طبيعی چون گردش‌گاه ميان كتل که زيستگاه گوزن زرد ايرانی است، درياچه های زيبايی چون درياچه پريشان، چشمه های متعدد چون چشمه رچی، دره های سر سبز و ... سبب شده اند که اين شهرستان توانمندی های قابل توجهی را در زمينه جاذبه های طبيعی داشته باشد و همراه با جاذبه های منحصر به فرد تاريخی خود، همواره پذيرای طبيعت دوستان و ايرانگردان باشد.


مکان های دیدنی و تاریخی


شيراز؛ با سابقه هزاران ساله خود قدمتی به طول تاريخ‌ تمدن و فرهنگ ايران دارد و گوشه گوشه اين منطقه نمايشگه اين ادعاست. شيراز يکی از مشهورترين نقاط ايران در جهان است و همواره در هر محفلی که سخن از شکوه تمدن ايران بوده، نام شيراز در راس فهرست مناطق دارای تمدن ايران آورده شده است. موقعيت طبيعی و جغرافيايی اين شهرستان در فلات ايران، رودخانه های پرآب همراه با خاک حاصل خيز و درياچه های طبيعی آب شيرين به اين منطقه امکان داده که در دوره های مختلف از مراکز مهم فعاليت اقوام ساکن در اين مرز و بوم باشد و يادگارهای با ارزش تاريخی زيادی را از اقوام مختلف در دل خود داشته باشد.
جاذبه‌های تاريخی‌متعدد‌که در گوشه و کنار اين شهرستان پراکنده شده اند، نشان از اهميت و عظمت اين منطقه در دوره های باستانی، اسلامی و معاصر دارند. آرامگاه کوروش کبير که در دشتی پهناور قرار گرفته و از سنگ های سفيد رنگ ساخته شده و قدمت آن به دوره هخامنشيان می رسد، مسجد جامع عتيق که از كهن ترين مسجد های استان فارس و شهرستان شيراز است و قدمت آن به دوره های اوليه اسلام می رسد، مسجد وکيل که از شاهكارها و آثار پر ارزش دوره زنديه است و دروازه قرآن که از شهرتی جهانی برخوردار می باشد، نمونه هايی از آثار دوره های مختلف در شهرستان شيراز می باشند.
بازار وكيل شيراز که دارای ويژگی های خاص و زيبايی خيره کننده ای است به همراه باغ های مشهوری چون باغ عفيف آباد ( باغ گلشن ) و باغ ارم که از مشهور ترين باغ های ايران در جهان می باشند، در اين شهرستان واقع شده اند. نارنجستان قوام از ديگر بناهای ارزشمند منطقه است که در آن اثر هفت هنر ايرانی، (گچ بری، نقاشی سنتی، آينه كاری، آجركاری، سنگ تراشی، معرق كاری و منبت كاری) قابل مشاهده است.
شهرستان شيراز از طبيعت بسيارغنی، جذاب و ديدنی نيز برخوردار است و وجود جاذبه هايی چون تنگ بوان با طبيعت زيبای پيرامونش، پارک ها و گردشگاه های طبيعی چون گردشگاه ميان كتل که زيستگاه گوزن زرد ايرانی است، درياچه های زيبايی چون درياچه پريشان، چشمه های متعدد چون چشمه رچی، دره های سر سبز و ... سبب شده اند که اين شهرستان توانمندی های قابل توجهی را در زمينه جاذبه های طبيعی داشته باشد و همراه با جاذبه های منحصر به فرد تاريخی خود، همواره پذيرای طبيعت دوستان و ايرانگردان باشد.
 

صنايع و معادن


شيراز از شهرهای مهم ايران محسوب می شود و صنايع كارخانه ای در آن پيشرفته و چشم گير می باشد. انواع كارخانه های صنعتی از قبيل نفت ايران، كارخانه های تهيه لوله كشی نفت خام، پالايشگاه و پتروشيمی، كارخانجات توليد نخ،‌ كارخانه‌هاي شير پاستوريزه، روغن نباتی،‌ پارچه بافی، جعبه سازی، شيشه سازی، كارخانجات ذوب فلزات، چاپخانه و كارخانه های توليد‌ آجر، سيمان، گچ،‌ موزاييک و ... از كارخانه های مهم شيراز به شمار می روند. علاوه بر معادن نمک درياچه های شور، معادن سنگ و آهک اين شهرستان نيز نسبتا زياد است كه مهم ترين آن ها معادن احمد آباد، چنار زاهدان، فرهادخانی و چشمه تلخو در اطراف شيراز، و معادن سنگ سروستان و سنگ زرقان می باشند كه در صنعت كاشی سازی وكاشی كاری اين شهرستان نقش عمده ای داشته‌اند. بازرگانی در شهرستان شيراز از رونق چشم‌گيری برخوردار است. از نظر اقتصادی شهرستان شيراز تقريبا خودكفا بوده و اساس اقتصاد آن بر كشاورزی، دام داری، كارگری، تجارت و صنايع دستی و فرش بافی استوار است. تجارت در اين شهرستان در محور شغلی عمده مردم بوده و صادرات آن را انواع محصولات كشاورزی از قبيل : گندم، جو، ‌بنشن،‌ تره بار، چغندرقند، و برنج و صنايع دستی از قبيل: خاتم كاری، منبت كاری، نقره آلات، گيوه، كلاه نمدی و قالی و محصولات كارخانه ای و صنعتی تشكيل می دهد. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


حدود 60 درصد از زمين های اين شهرستان زير كشت، 20 درصد قابل كشت و 20 درصد ديگر باير است. كشاورزی اين شهرستان به دو صورت آبی (55 درصد) و ديمی (45) درصد صورت می گيرد و آبياری زمين های تحت كشت از طريق رودخانه،‌ چشمه ها، كاريزها و چاه های متعدد انجام می شود. معروف ترين كشاورزی شهرستان شيراز گندم، جو، چغندرقند، ‌تنباكو، تره بار، و بنشن هستند كه اين اقلام جنبه صادراتی دارند. دام داری از اركان مهم اقتصادی منطقه شيراز محسوب می شود. در پيرامون اين شهرستان پرورش گوسفند به علت پوشش گياهی كافی، رونق و اهميت داشته و گوسفند نيز يكی از اقلام صادراتی اين شهرستان محسوب می‌شود. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان شيراز از شمال به شهرستان آباده، از جنوب به شهرستان فيروزآباد، از شرق به شهرستان استهبان و از غرب به شهرستان كازرون محدود می‌شود. رودخانه های كر، شش پير، و قره ‌آغاج از مهم ترين رودخانه‌های منطقه هستند و به طور كلی شهرستان شيراز صرف نظر از جلگه های شيراز، مرودشت و كربال يك منطقه كوهستانی به شمار می رود. آب و هوای منطقه معتدل و متمايل به گرم است. شهر شيراز مركز شهرستان درطول جغرافيايی 52 درجه و 32 دقيقه و عرض جغرافيايی 29 درجه و 37 دقيقه و ارتفاع 1540 متری از سطح دريا واقع است. در سرشماری سال 1375 جمعيت شهرستان شيراز 1،423،805 نفر برآورد شده است. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
- راه شيراز – اصفهان به طول 484 كيلومتر
- راه شيراز – فسا به طول 168 كيلومتر
- راه شيراز – استهبان – نی ريز به طول 191 كيلومتر و تا استهبان به طول 230 كيلومتر
- راه شيراز – بوشهر به طول 225 كيلومتر
- راه شيراز – جهرم به طول 200 كيلومتر
- راه شيراز – نورآباد ممسنی به طول 235 كيلومتر
- راه شيراز – اردكان به طول 95 كيلومتر
- راه شيراز – فيروزآباد به طول 120 كيلومتر
مركز شهرستان شيراز دارای فرودگاه بين المللی است.
 

 

شهر شیراز در بخش مرکزی استان فارس و در ارتفاع ۱۴۸۶ متری از سطح دریا و در منطقهٔ کوهستانی زاگرس واقع شده و آب و هوای معتدلی دارد. این شهر از سمت غرب به کوه ‌دراک، از سمت شمال به کوه‌های بمو، سبزپوشان، ‌چهل‌مقام و باباکوهی (از رشته کوه‌های زاگرس) محدود شده و در منطقه‌ای به‌وسعت ۱۲۶۸ کیلومتر مربع گسترده شده‌است. شهر
شیراز برطبق آخرین تقسیمات اداری به ۹ منطقهٔ مستقل شهری تقسیم شده و مساحتی بالغ بر ۱۷۸٫۸۹۱ کیلومتر مربع دارد.

نام شیراز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی، تحت نام‌های مختلفی نظیر «تیرازیس»، «شیرازیس» و «شیراز» به ثبت رسیده‌است. محل اولیهٔ این شهر در محل قلعهٔ ابونصر بوده‌است. شهر شیراز در پیش از اسلام قلعه‌ای بوده که قدمت آن به دوران ساسانی و پیش‌تر بازمی‌گردد. این شهر در دوران بنی‌امیه به محل فعلی منتقل می‌شود و به بهای اضمحلال استخر -پایتخت قدیمی استان فارس- رونق می‌گیرد. شیراز در دوران صفاریان، بوییان و زندیه، پایتخت ایران بوده‌است.

کارخانجات الکترونیکی متعددی در شیراز وجود دارد. این شهر از دیرباز به واسطهٔ مرکزیت نسبی‌اش در منطقهٔ زاگرس جنوبی و واقع‌شدن در یک منطقهٔ به نسبت حاصل‌خیز، محلی طبیعی برای مبادلات محلی کالا بین کشاورزان، یکجانشینان و عشایر بوده‌است. همچنین شیراز در مسیر راه‌های تجاری داخل ایران به بنادر جنوب مانند بندر بوشهر قرار گرفته که این نقش با احداث شبکهٔ راه‌آهن به بنادر دیگر ایران کمرنگ‌تر شده‌است.

این شهر به سبب جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و طبیعی فراوان، همواره گردشگران بسیاری را به‌سوی خود فرا می‌خواند.

وجه سمیه


نام شهر شیراز برگرفته از نام قلعه‌ای در اطراف شیراز کنونی در محل قصر ابونصر است. آنگونه که پیدا است در هنگام بنای شهر نام این قلعه بر شهر شیراز نهاده شده‌است. در کاوش‌های باستان‌شناسی در تخت جمشید، به سرپرستی جورج کامرون در سال ۱۳۱۴ خورشیدی به پیدایش خشت‌نبشته‌هایی عیلامی انجامید که بر روی چند فقره از آن‌ها به قلعه‌ای بنام «تیرازیس» یا «شیرازیس» اشاره شده‌است. همچنین


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی شهر آباده


اطلاعات کلی
نام رسمی:آباده

استان:فارس
سال شهرشدن:۱۳۰۴
جمعیت:۵۹۰۰۰
زبان‌های گفتاری:فارسی
مذهب:شیعه
پیش‌شماره تلفنی:۰۷۵۱
--------------------------------------------------

آباده شهری است در استان فارس و مرکز شهرستان آباده. شهرستان آباده در شمالی ترین نقطه استان فارس قرار دارد. از شمال و غرب به استان اصفهان و شهرستان اقلید، از جنوب به صفاشهر و اقلید و از شرق به استان یزد متصل است.این شهرستان در فاصله ۲۷۰ کیلومتری شمال شیراز، ۲۰۰ کیلومتری جنوب اصفهان، ۱۹۰ کیلومتری جنوب غربی یزد و ۵۲۸ کیلومتری جنوب شرقی شهرکرد قرار دارد. وسعت جغرافیایی آباده ۶۰۵۲ کیلومتر مربع است که حدود ۱۱ درصد کل مساحت استان را به خود اختصاص داده شهرستان آباده، به مرکزیت شهر آباده شامل بهمن، صغاد، ایزدخواست، سورمق و حدود ۲۰ دهستان است.

آب وهوا


آب وهوای منطقه را می‌توان تحت تأثیر مرتفع بودن منطقه وقرار گرفتن در پیشکوه‌های داخلی زاگرس و دوری از بادهای باران آور غربی , ازنمونه‌های آب وهوای کوهستانی دسته بندی کرد. میانگین بارندگی سالانه آن حدود۱۲۰ میلیمتر ومیزان بارش سالانه
آن حدود ۲۰۰ میلیمتر است که در ردیف نواحی خشک کشور جای می‌گیرد.این شهرستان سردترین نقطه استان فارس بعد از شهرستان اقلید به شمار رفته وزمستانی سرد و طولانی دارد و تابستانی خنک و معتدل دارد.

دین زبان و نژاد


همه ساکنان شهرستان آباده ونواحی پیرامون آن، پیش از تسلط اعراب، زرتشتی بودند و در زمان صفویه به مذهب تشیع گرویدند. هم اکنون تمامی ساکنان غیر از تعدادی از شهروندان کلیمی که از اصفهان به این شهر آمده‌اند، شیعه ۱۲ امامی هستند. زبان مردم آباده، فارسی است ودر بعضی از بخش‌های اطراف آن طوایفی از اعراب و ایل قشقایی ساکنند که گویش ترکی دارند. نژاد مردم آباده از نژاد ایران باستان و یا آریایی است. هم اکنون بیش از ۳۵ در صد جمعیت این شهرستان روستاییان مهاجر اقلیدی هستند.

پوشش گیاهی و نمونه جانوری


با توجه به آب وهوای منطقه پوشش گیاهی این شهرستان از نوع استپ کوهپایه‌ای یا نیمه بیابانی است که پوشیده از انواع بوته‌های نواحی استپی است.در پای کوه‌های جنوبی گل‌های رنگارنگ بهاری و گیاهان دارویی در میان بوته‌ها دیده می‌شود این پوشش گیاهی در کشور به نسبت نواحی بیابانی و نواحی مرطوب در ردیف مراتع متوسط قرار دارد. به علت اوضاع طبیعی حاکم بر منطقه وصید های بی رویه در گذشته حیات وحش آن فقیر شده‌است، در دشت حیواناتی مانند خرگوش، روباه، و کفتار بیش از بقیه دیده می‌شوند.

معادن


معادنی که در این شهر قرار دارند عبارت‌اند از:

معدن بزرگ خاک نسوز که از معادن نادر این ماده در خاورمیانه به شمار می‌رود. معادن زیادی از انواع سنگ‌ها مانند سنگ سفید، معدن گچ در حومه آباده، معدن گل چینی در ۹ کیلومتری آباده و معدن بزرگ کبالت

صنایع دستی


منبت کاری آباده شهرت جهانی دارد و نمونه‌های آن در موزه‌های جهان به عنوان بهترین اثرهای هنری نگهداری می‌شود. منبت کاری‌های کاخ مرمر، به دست هنرمندان این شهر، همچون استاد احمد امامی ساخته و پرداخته شده‌است. ملکی و گیوه‌های آباده در نهایت ظرافت، استحکام و دقت، تهیه شده ودر نوع خود بی مانند است.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]

اِوَز نام شهري در استان فارس است که در جنوب شرقي شهر شيراز قرار دارد. شهر اوز در 36 کيلومتري غرب شهر لار قرار دارد. اين شهر سابقه تاريخي بسيار زيادي دارد به طوري که يکي از شهرهاي قديمي ايران به‌شمار مي‌آيد. روستاهاي متعددي از توابع اين شهر مي‌باشند. مانند روستاي فيشور و روستاي محلچه. اين روستا از قديمي ترين روستاهاي شهر اوز است که آثار و بناهاي تاريخي بسياري گوياي اين قدمت و تاريخ مي‌باشد.

وضعيت جغرافيايي
از شمال جويم و بخش جويم، از جنوب بخش لامرد، از مغرب شهر خنج، و از سمت مشرق به گراش و لار محدود مي‌گردد. جمعيت شهر اوز در حدود 18000 نفر مي‌باشد.آب و هواي اين شهر به گونه‌اي است که در نيمه اول سال داراي آب و هواي گرم و خشک و در نيمه ديگر سال هواي معتدل و خنکي دارد.

مردم
اغلب مردم شهر اوز براي امرار معاش به کشورهاي حوزه خليج فارس سفر مي‌کنند و اغلب به شهر اوز نيز کمکهاي مالي مي‌کنند، به طوريکه هزينه ساخت اغلب بيمارستان ها، مدارس و ساير اماکن عمومي بوسيله اين خيرين تامين گشته است. در حال حاضر تعداد قابل توجهي از کساني که خارج از کشور امرار معاش مي‌کردند به اوز باز گشته و عده‌اي از آنان سرمايه‌هاي خود را در شهر و ديار خويش به کار گرفتند. مردم اوز و توابع، مسلمان اهل سنت و شافعي مذهب هستند.

موسسات آموزشي
اوز داراي دانشگاه پيام نور قابل توجهي است که در سطح منطقه بي نظير است و هرساله عده زايادي دانشجو مي پذيرد. همچنين سه حوزه علميه بنام‌هاي :مدرسه علوم ديني امام شافعي (ره)، مدرسه عالي احمديه و حوزه علميه خديجه کبري (رض)، دررشته‌هاي شريعت، فقه وحفظ سالانه طلاب زيادي را از سراسر ايران از جمله تهران، تربت جام، کردستان، بلوچستان، خراسان، بوشهر، هرمزگان و گلستان و ساير نقاط مي پذيرد.

آب شرب
اوز از ديرباز با مشکل آب شرب روبرو بوده‌است و خشکسالي و زمين‌هاي شور نيز به اين امر دامن زده‌است. آب لوله کشي اين شهر در گذشته شور بود و براي شستشو و آبياري گياهان مورد استفاده قرارمي‌گرفت، اما در بهمن ماه سال 1386 آب شيرين از سد سلمان فارسي در شبکه لوله کشي اين شهر جاري شد.هر چند اوز هنوز هم با مشکل آب روبروست و از آب آب انبارها نيز بي نياز نگشته‌است زيرا وفور آب شيرين منوط به بارندگي کافي است که بتواند سد سلمان فارسي را پر کند. گفتني است در گذشته و حال منبع اصلي آب شرب مردم شهر اوز، از آب انبارهاي زيادي که در شهر و خارج از شهر وجود دارد تهيه مي‌شود که در زبان محلي به آن برکه مي‌گويند.

آثار باستاني
از جمله آثار باستاني که در اين شهر وجود دارد خانه‌هاي خشتي بسيار قديمي با بادگيرهاي بزرگ و زيبا است. علاوه بر اين به حمام قديمي اين شهر که معروف به حمام شهرداري است و آب انبارهاي قديمي با سبک معماري قديمي نيز مي‌توان اشاره کرد. در 3 کيلومتري اوز در روي کوه قلعه‌اي درست شده، به نام قلعه پرويزه (به زبان محلي:پروده) که در آن آثار زيادي وجود دارد.

محله‌ها
اوز به دو قسمت محله بالا و محله پايين تقسيم شده که محله بالا به منطقه‌اي که رو به سمت بالاي شهر مي‌گويند و محله پايين را هم به منطقه‌اي که رو به سمت پايين است مي‌گويند. هر کدام از محله‌ها به قسمت‌هاي زياد ديگري تبديل شده، ولي در صورتي که بگوييد محله بالا همه مي‌دانند که شما قسمت بالاي شهر را مي‌گوييد. تمام مردم اين شهر باهر توان مالي به طور عادي در سطح شهر پخش شده‌اند و نام بردن بالا و پايين کاري به اعيان نشين و يا غيره ندارد.

  منبع- مرجع شهرهاایران
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استهبان يكي‌از شهرستان‌هاي استان فارس است كه مردم آن به زبان فارسی با گويش های محلی و تركی سخن می‌گويند. شغل افراد اين منطقه كشاورزی، دام داری و صنايع دستی است. ساخت ظروف سفالی لعاب دار و ظريف و کاشی های هنری مهم ترين صنعت دستی شهرستان استهبان است. بهترين ظروف کاشی از نوع سفالی ساده و لعاب‌دار و كاشی‌های هنری استان فارس، در شهرستان استهبان توليد وعرضه می شوند. فرش‌بافی نيز در اين منطقه رواج و رونق زيادی دارد و قالی‌ها بيش تر توسط زنان و دختران و با نقش های محلی و شريعتمداری بافته می شوند. در مركز استهبان يک شركت فرش توليد، خريد و فروش‌فرش و صدور آن را به نقاط ديگر به عهده دارد. نمد مالی، كلاه بافی، صابون پزی و تخت گيوه سازی از ديگر صنايع دستی منطقه است ‌که‌ در شهرستان استهبان رواج دارد.
جاذبه های طبيعی و تاريخی، مکان های ديدنی شهرستان استهبان را تشکيل می دهند. مهم ترين جاذبه های طبيعی منطقه را درياچه، تنگ و گردش‌گاه ها تشکيل می دهند. دره سبز و خرم تنگ استهبان با پوشش جنگلی و چشم اندازهای بسيار زيبا قابليت گردش‌گاهی مناسبی را ايجاد نموده و تنگ لای تاريک درطول سال، پذيرای علاقه‌مندان ورزش های كوهستانی و دوست داران جلوه‌های طبيعی است. مراتع و گل زارهای حاشيه درياچه بختگان همراه‌ با ماهی های آزاد و پرندگان وحشی چشم اندازهای زيبايی از اين درياچه در بهارو پاييز به وجود می آورند که بسيار جذاب و ديدنی‌هستندو گردش گاه‌های طبيعی و جالب توجهی را فراهم کرده اند. مسجد جامع استهبان از آثار دوره تيموری است و مسجد سنگی ايج که ساختار اصلی آن به دوره ساسانی بر می‌گردد، از مهم ترين جاذبه های تاريخی شهرستان استهبان به شمار می آيد.


مکان های دیدنی و تاریخی


جاذبه های طبيعی و تاريخی، مکان های ديدنی شهرستان استهبان را تشکيل می دهند. مهم ترين جاذبه های طبيعی منطقه را درياچه، تنگ و گردش‌گاه ها تشکيل می دهند. دره سبز و خرم تنگ استهبان با پوشش جنگلی و چشم اندازهای بسيار زيبا قابليت گردشگاهی مناسبی‌را ايجاد‌نموده و تنگ‌لای تاريک‌درطول سال، پذيرای‌علاقه مندان ورزش‌های كوهستانی و دوست داران جلوه های طبيعی است. مراتع و گل زارهای حاشيه درياچه بختگان همراه با ماهی های آزاد و پرندگان وحشی چشم اندازهای زيبايی از اين درياچه در بهارو پاييز به وجود می آورند که بسيار جذاب و ديدنی‌هستند و گردش‌گاه های طبيعی و جالب توجهی را فراهم کرده اند. مسجد جامع استهبان از آثار دوره تيموری است و مسجد سنگی ايج که ساختار اصلی آن به دوره ساسانی بر می گردد، از مهم ترين جاذبه های تاريخی شهرستان استهبان به شمار می آيد.  


صنايع و معادن


صنايع نيز درارتباط با مشاغل عمده شهرستان برقرار شده و انواع كارخانه‌هاي تهيه مواد غذايی، كارخانه‌هاي پنبه پاک‌كنی و كارگاه های فرش‌بافی در اين منطقه داير هستند. معادن شهرستان استهبان محدود به معادن سنگ های ساختمانی است كه از برخی از آن ها بهره برداری نيز صورت می گيرد.  


کشاورزی و دام داری


اين شهرستان به دليل داشتن آب و هوای معتدل و امكانات كافی برای كشاورزی از لحاظ كشاورزی رونق دارد و انواع محصولات كشاورزی را می توان در اين شهرستان كشت كرد. عمده ترين فرآورده های كشاورزی استهبان عبارتند از : گندم، جو، زعفران، پنبه، چغندر، انجير، مويز، بادام، بنشن، تره بار كه بيش تر اين محصولات جزء صادرات شهرستان محسوب می شوند. دام داری نيز پس از كشاورزی از مهم ترين مشاغل اهالی اين شهرستان می باشد. انواع فرآورده های دامی و لبنی و دام زنده از توليدات اين بخش به شمار می روند. بازرگانی در شهرستان استهبان به لحاظ شغل غالب افراد كه دام داری، كشاورزی و صنايع دستی می باشد، درارتباط با همين مشاغل شكل گرفته و عمده ترين صادرات اين شهرستان عبارتند از: گندم، جو، زعفران، پنبه، چغندر قند، تره بار، گوسفند، قالی، گليم، گيوه، كلاه نمدی. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان استهبان در خاور استان فارس و نزديكی درياچه بختگان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به درياچه بختگان، از خاور به شهرستان نيريز، از جنوب به فسا و داراب و از باختر به بخش رونيز محدود می گردد. مردم منطقه مسلمان هستند و اقليتی ارمنی نيز در آن‌جا ساكنند مركز اين شهرستان شهر استهبان است كه در طول جغرافيايی 54 درجه و 2 دقيقه و عرض جغرافيايی 29 درجه و 7 دقيقه و در بلندی 1730 متری از سطح دريا واقع شده است. شهرستان استهبان برابر با سرشماری سال 1375 تعداد 62931 نفر جمعيت دارد كه نژاد اين مردم آريايی است. شهر استهبان در مسير راه شهرستان های فسا - نيريز و فاصله اش تا مركز شيراز 191 كيلومتر است.مسيرهاي دسترسي به اين منطقه را راه استهبان - نی ريز به طول 37 كيلومتر، راه استهبان - سروستان به طول 96 كيلومتر، راه استهبان- داراب به طول 70 كيلومترتشكيل مي‌دهند. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام اين شهرستان از لغت «سته» به معنای انگور و انگورستان گرفته شده است. آبادانی اين شهر از سال 746 هجری قمری ( پس از ويرانی آن در دوره مغول ) به دست امير مبارز الدين آل مظفر صورت گرفته است. اين شهر در قديم چهار محله داشت كه هر محله دارای مساجد و آب انبارهای متعددی بود. حمدالله مستوفی از آن به نام شهركی پر درخت كه آب و هوای معتدل و ميوه فراوان دارد، ياد كرده است. جغرافی نويسان اسلامی نام آن را به صورت اصطهبانان و گاهی هم اصطهبانات ثبت كرده اند، ولی با گذشت زمان، فارسی زبانان آن را اصطهبان ناميده اند. مورخين بسياری از استهبان ياد كرده اند. گفته می شود در دوره قاجار بيشتر خانه های استهبان ازخشت خام، گل و چوب بود و تعداد آن ها به هزار می رسيد. در گذشته های دور استهبان يكی از حكومت های 18 گانه فارس بوده است. شكوه‌مند ترين ديدنی شهر استهبان چنار عظيم و موزون بسيار كهن ميدان شهر با ارتفاع 47 متر و قطر تقريبی 5/11 متر است. استهبان يكی از شهرهای آباد و زيبای استان فارس است كه مورخين و جغرافي‌دانان همواره در نوشته هايشان آن را با آب و هوای خوب و محلی پر درخت و پر نعمت معرفی نموده اند. اين شهرستان از 1358 به عنوان شهرستانی مستقل شناخته شد.  

 


شهرستان اِستَهبان
از شهرستانهای استان فارس است. مرکز این شهرستان شهر استهبان است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۶۷٫۸۷۵ نفر بوده است.

درباره شهرستان


از محصولات این سرزمین می‌توان به انجیر و انگور و زعفران نام برد.

شهرستان استهبان از سرزمینهای شرق استان فارس است که شمال آن به دریاچه بختگان (پیچگان) جنوب آن به کوههای تودج (توده) و غرب آن به دشت رونیز و شرق آن به کوههای داراب و ایج محدود می‌شود.

در حقیقت این منطقه دشتی است با ۱۷۶۷ متر ارتفاع از سطح دریا و ۲۶۵۲ کیلومتر مربع وسعت، با این شرایط شهر استهبان در دشتی قرار دارد که توسط کوهها احاطه شده است. از این شهر مدار ۲۹ درجه و ۸ دقیقه عرض شمالی و ۵۹ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی می‌گذرد.

جاده کوهستانی شرق شهرستان به طول ۳۵ کیلومتر عامل ارتباط آن با نیریز است، جاده غربی شهرستان به طرف شیراز از دشتهای به هم پیوسته گرده و رونیز می‌گذرد. و در محدوده تنگ کرم به جاده شیراز – فسا می‌پیوندد. این جاده تا شیراز ۱۷۵ کیلومتر طول دارد. کوههای مرتفع، قسمت‌های غربی، جنوب غربی، جنوبی و تا حدودی شمال منطقه را فرا گرفته اند. مهم‌ترین ارتفاعات آن، سلسله جبال تودج است که در اصل دنباله زاگرس جنوبی می‌باشد. بلندترین ارتفاع در این سلسله جبال ۲۳۰۰ متر است. طول این ارتفاعات را صاحب فارسنامه ناصری از «رونیز» تا کوه «بوخون» در «فارغان سبعه» چهل و چهار فرسخ نوشته است.

منابع آب منطقه را چشمه، قنات و رودخانه تشکیل می‌دهند. رودخانه‌های این شهرستان فصلی اند و در اسفند و فروردین ماه سالهای پر باران از ارتفاعات جنوبی مشرف به شهرستان سرچشمه گرفته و با گذشتن از غرب شهر به سوی شمال، روستاهای خیر، جاری می‌شوند و در آنجا به دریاچه بختگان می‌ریزند. رودخانه های «فتح آباد» و «عباس آباد» از این نمونه‌اند رودخانه «رودبار» (روستائی در نزدیکی ایج) تنها رودخانه دائمی منطقه است که از کوههای «بوخون نیریز» سرچشمه می‌گیرد و با مشروب کردن روستاهای ناحیه رودبار به منطقه داراب وارد می‌شود.

چشمه‌های «قعری»، «پازهری»، «یوخوُ»، «مُرَخنه» و «بُک بُک» از مهم‌ترین منابع تأمین آب شهرستان بشمار می‌روند. این چشمه سارها که در ارتفاعات جنوب غرب و غرب شهرستان (سلسله جبال تودج) قرار دارند در اصل سرقناتهایی هستند که از گذشته بسیار دور مورد بهره برداری اهالی منطقه بوده اند. در کتب قدیم آمده است که آب بستانها و زراعت این شهر از چشمه های پازهری و
قعری بوده که هر دو از جانب مغرب همه جا زیر درختان با ثمر جاری اند.

حداکثر گرمای تابستان در این منطقه ۳۶ درجه و حداقل سرمای زمستان ۴ درجه زیر صفر است. متوسط باران سالانه بین ۵۰ تا ۴۵۰ میلیمتر گزارش شده است.

تغییر ریزش برف و باران سالانه از خصلتهای طبیعی و کهن منطقه محسوب می‌شود. این ویژگی که مخصوص نواحی آب و هوایی متأثر از اقلیم کویری است در کم و زیاد شدن آب چشمه‌های و قناتها تاثیر فراوان دارد بطوری که اگر یک سال بارندگی فراوان (بخصوص
بصورت برف در ارتفاعات) صورت گیرد آب چشمه‌سارها و قناتها سنگین و زیاد خواهد بود و بر عکس اگر کمی بارندگی در مدت چند سال به صورت پیوسته رخ دهده حتی ممکن است به خشک شدن برخی منابع آب بیانجامد. در چنین وضعی کم آبی تا فرارسیدن سالهای پر باران تر سالی (خوش سالی) و به سالهای کم باران، خشک سالی (بد سالی) می‌گویند. در سال ۱۲۸۸ هـ.ق آب چشمه های قصبه اصطهبانات چنان کم شد که باغستانهایش خشک گردید و زمین این منطقه از گیاه خالی شد، در حالیکه پیش از این سال میوه‌های گوناگون این شهر به اندازه‌ای فراوان بود که در دیگر جای فارس نبود.

در منبع دیگری آمده که در جمادی الاول ۱۳۱۲ هـ .ق هفده روز تمام پیوسته باران بارید و در منطقه اصطهبانات خرابی کلی ببار آمد. در محرم همین سال وضع آب و هوا بار دیگر دچار تغییرات شدیدی می‌شود. اغلب شبانه روز هوا ابری و رعد و برق زیاد وجود داشته است، روزها پیوسته بارانی بوده و از باران شب عاشورا خرابی کلی ببار آمده بطوری که در شهر سیل چنان سنگین بوده که اطراف
محلات آنجا را به کلی ویران کرده است

شاید همین تفاوت آب و هوایی این منطقه بوده که باور افسانه مانندی را که خواندمیر در حبیب السیر بیان می‌کند موجب شده است وی در کتابش می‌نویسد:

«در شبانکاره(شرق فارس شامل دارابگرد، ایگ و اصطهبانات و توابع آنها)چشمه‌ای است که در آنجا بقدر دو سه آسیاب آب بیرون می‌آید و مدت سی سال آب آن در جریان و سی سال دیگر انقطاع می‌یابد چنانکه قطره ای آب در آن نتوان یافت»

پوشش گیاهی این ناحیه اهمیت فراوان دارد زیرا جنگلهای پراکنده آن درختهای متنوعی را در خود پرورش می‌دهند. درختان به، ارژن، سرو کوهی، جرگه و .... با درختچه های کوچک، طبیعت سرسبزی را برای این منطقه فراهم آورده اند. البته درختکاری از گذشته‌های بسیار دور، یکی از ویژگی‌های مردم این سرزمین بوده است و بر همین اساس منابع نیز این شهر را همیشه به صورت «شهرکی پر درخت» بازگو کرده اند .

بنا به گزارش شفاهی اداره منابع طبیعی استهبان بیشتر درختان این ناحیه را انجیر بخود اختصاص داده است. علاوه بر انجیر باغداران استهبان به پرورش انواع درختان باغی از جمله انگور، بادام، انار، مرکبات و مقدار کمی سیب و گلابی و آلو سیاه می‌پردازند، باغات مرکبات روستای «رودبار» و باغات انار «خیروایج» نیز محصولات مطلوبی ارائه می‌دهند.

مزارع شهرستان در شمال، شمال شرقی و شرق شهر قرار گرفته و هر یک روستا نیز بنا به شرایط طبیعی خود از مقداری زمین کشاورزی برخوردار است با توجه به شرایط مساعد جغرافیائی در این منطقه گندم، جو، پنبه، ذرت، حبوبات، زعفران، صیفی‌جات و سبزیجات بخوبی پرورش می‌یابند.

در گذشته کشت خشخاش و توتون نیز بشدت معمول بوده و مصرف تجارتی داشته است اما امروزه این کشت بکلی منسوخ گردیده است.

در پوشش حیوانی این ناحیه می‌توان از حیوانات وحشی چون گرگ، شغال، روباه، بزکوهی، قوچ، میش و حیوانات اهلی چون گوسفند، بز، گاو، الاغ، و تعداد کمی اسب و استر نام برد. همچنین خزندگان، مار و سوسمارهای بزرگ و کوچک و از پرندگان وحشی و اهلی عقاب، کبک، تیهو، جغد، پرندگان کوچک و مرغ و ماکیان در این منطقه زندگی می‌کنند.

حیوانات شکاری و قابل صید منطقه در گذشته نه چندان دور بسیار فراوان بوده و منابع ضمن اشاره به بز، پازن، بز وحشی، قوچ و میش کوهی، کبک و تیهو گفته‌اند که پادزهری که از شکم بز و پازن کوهی در کوهستانهای جنوبی این شهر بدست می‌آمده، بسیار گران قیمت و نادر بوده است . امروزه تنوع پوشش حیوانی منطقه به واسطه شکار بی‌رویه در گذشته و عدم حمایت ارگانهای مسئول در حفظ حیات وحش به حداقل رسیده است.

از لحاظ زمین شناسی خاک این ناحیه رسوبی و مخلوط با ماسه و آهک
است که در دشتها از مقدار ماسه کاسته می‌شود. با ورود به کوهستانها از داخل کوهپایه های ابتدا ماسه‌های به سنگهای درشت و بعد به صخره های بزرگ تغییر شکل می‌یابد. بطور کلی جنس خاک در استهبان ریز بافت و دارای پودرهای گچ و آهک می‌باشد و از ساختمان فیزیکی چندان مناسبی برخوردار نیست

در این منطقه معادن سنگ مرمریت، چینی و سیاه وجود دارد که در استهبان، خیر، رونیز و ایج پراکنده اند، از این منابع تنها معدن سنگ رونیز مورد بهره برداری و در امر صنایع ساختمانی بکار می‌رود. در رودبار ایج معدن منگنز شناسایی شده ولی هنوز به مرحله بهره برداری و استخراج نرسیده است.

معادن نفت نیز در ناحیه «دم تنگ» حدود ده کیلومتری غرب شهرستان» از مقادیر قابل توجهی نفت سبز برخوردارند و رگه‌های طلا نیز به مقدار کم در خاکهای ناحیه رودبار یافت شده‌اند. معادن سنگ و گچ و آهک به وفور در منطقه استهبان پراکنده‌اند و مورد بهره برداری قرار گرفته اند. خاک رس استهبان که بهترین خاک سرامیک منطقه است ندرتاً توسط صنعت گران سرامیک شهرستان استفاده می‌شود. نمک دریاچه بختگان نیز در ناحیه خیر مورد استفاده روستانشینان می‌باشد.

کار شناخت معادن زیر زمینی و اکتشافات و استخراج آنها در این منطقه بسیار کم صورت گرفته است.

مکان های دیدنی استهبان


درخت چنار هزار ساله

محل رویش و رشد آن واقع در در میدان آب بخش استهبان بوده است. طول عمر این درخت چنار را متخصصین بیش از هزار سال برآورد کرده اند. متاسفانه مدیران شهر به واسطه تصمیم نسنجیده‌ای که بسیاری از اهالی شهر با آن مخالف بودند به بهانهٔ ترس از سقوط بر سر عابرها درخت چنار را از خاک بیرون آورده و به خارج از شهر ابتدای جاده استهبان و شیراز دوراهی کمربندی و ورودی
استهبان منتقل نمودند.

چشمه قهری

مرغخانه

بک بک

آب چک

استخر بوخوم (سلخ بوخو)

استخر پایین (اِسِرّخِ پاین)

استخر بالا (اِسِرّخِ بالا)

تنگ مرغک در یک کیلومتری شهررونیز با پوشش جنگلی و فضای سبز، محوطه مسجد سنگی ایج با پوشش جنگلی و آبشار، لای تاریک با آبشار و چشمه سار ، سلطان شهباز با پوشش جنگلی و آبشار، تنگ استهبان ، تفرجگاه بردانه در راه ایج –داراب با چشمه سار و درختان مرکبات ، بک بک زیستگاه پرندگان کمیاب.

آب گرم خیر

دم تنگ

کرتار

کوه تودج

قلعه دختر و آتشکده زرتشتیان








شهرستان استهبان در خاور استان فارس و نزديكی درياچه بختگان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به درياچه بختگان، از خاور به شهرستان نيريز، از جنوب به فسا و داراب و از باختر به بخش رونيز محدود می گردد. مردم منطقه مسلمان هستند و اقليتی ارمنی نيز در آن‌جا ساكنند مركز اين شهرستان شهر استهبان است كه در طول جغرافيايی 54 درجه و 2 دقيقه و عرض جغرافيايی 29 درجه و 7 دقيقه و در بلندی 1730 متری از سطح دريا واقع شده است. شهرستان استهبان برابر با سرشماری سال 1375 تعداد 62931 نفر جمعيت دارد كه نژاد اين مردم آريايی است. شهر استهبان در مسير راه شهرستان های فسا - نيريز و فاصله اش تا مركز شيراز 191 كيلومتر است.مسيرهاي دسترسي به اين منطقه را راه استهبان - نی ريز به طول 37 كيلومتر، راه استهبان - سروستان به طول 96 كيلومتر، راه استهبان- داراب به طول 70 كيلومترتشكيل مي‌دهند. 
ادامه مطلب
منابع- ایران تراول- ویکی بدیا
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کوار شهري است در بخش کوار از شهرستان شيراز در استان فارس در جنوب ايران. اين شهر در فاصله 45 کيلومتري شيراز و بين فيروز آباد و شيراز قرار دارد. این شهر حدود۲۲۰۰۰نفرجمعیت دارد

سد تاريخي بند بهمن در فاصله 10 کيلومتري کوار قرار دارد. اين بند با قدمتي بيش از 2000 سال از آن زمان تا کنون آب مصرفي کشاورزي قسمت عمده‌اي از دشت کوار را تامين کرده است.

اکبرآباد که در 10 کيلومتري کوار بين شيراز و جهرم قرار دارد يکي از بزرگ‌ترين روستاهاي کوار مي‌باشد. روستاي نوروزان يکي از روستاهاي قديمي اين بخش است که آثار و تپه‌ها قديمي فراواني در آن به چشم مي‌خورد. قلعه قديمي اين روستا که هنوز قسمت‌هاي زيادي از برج و باروهاي آن موجود مي‌باشد قلعه بسيار بزرگ و زيبايي بوده است. اين قلعه داراي دو دروازه اصلي و هفت برج و باروي بلند بوده که يک دروازه و قسمت‌هايي از برج و باروي آن باقي است. تا حدود سه دهه پيش اين قلعه بصورت کامل حفظ شده بود.                     

 

[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 زيبای فارس که يکی از بزرگ ترين قطب های فرهنگی ايران به شمار می آيد از جمله مناطق بسيار ديدنی و مشهور ايران است که بخش مهمی از تاريخ تمدن کهن و بزرگ ايران را در برگرفته است. طبيعت جذاب و غنی استان فارس به همراه منحصر به فردترين آثار تاريخی و باستانی فارس را در رديف ممتاز ترين مناطق ايران قرار داده است. دره ها و تنگه های متعدد استان فارس، گردشگاه های طبيعی بسيار زيبايی را فراهم نموده اند که همواره پذيرای بازديد کنندگان و دوست داران طبيعت می باشند. تنگ بوان که از طبيعت زيبايی برخوردار است و تنگ خرقه(فيروزآباد) که دره ای سرسبز و خرم است و پوشش جنگلی زيبا، چشمه سارهای فراوان و باغ های پربار دارد، گردش گاه ميان جنگل كه مانند توده ‌ای انبوه در دامنه كوه ميان جنگل و در دو سوی جاده خود نمايی می ‌كند، و ... برخی از اين تنگه ها و گردشگاه ها هستند. مراتع و گل زارهای حاشيه درياچه های منطقه همراه با ماهی های آزاد و پرندگان وحشی چشم اندازهای زيبايی از اين درياچه ها در بهار و پاييز به وجود می آورند که بسيار جذاب و ديدنی هستند. رودخانه ها و آبشارهای جذاب و منحصر به فردی مانند آبشار مارگون سبب شده اند که اين استان توانمندی های قابل توجهی را در زمينه جاذبه های طبيعی داشته باشد و همراه با جاذبه های منحصر به فرد تاريخی خود، پذيرای طبيعت دوستان نيز باشد
ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی شهر اقلید


اطلاعات کلی
نام رسمی:اقلید
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:فارس
شهرستان:اقلید
جمعیت:55339 نفر
زبان‌های گفتاری:فارسی
مذهب:شیعه
----------------------------------------------

اقلید یکی از شهرهای استان فارس است. این شهر مرکز شهرستان اقلید می‌باشد. اقلید دارای محله‌هایی مثل عصار، الياسان، باغستان و ارگمان، فسارود، آقاکه، شهرک قدس است. جمعیت این شهر بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با 55329 نفرو جمعیت کل شهرستان برابر 155000بوده‌است . اقلید حدودا ۲۵۰ کیلومتر با اصفهان و ۲۵۰ کیلومتر با شیراز، ۲۰۰ کیلومتر با یزد و ۱۶۰ کیلومتر با یاسوج فاصله دارد.اقلید که‌دارای هوایی معتدل است و چراگاه‌های فراوانی دارد در پنج ماه از بهار و تابستان منطقه سردسیر ایل‌های گوناگونی مانند قشقایی و عرب باصری‌است. از طایفه‌ها و تیره‌های‌دیگر می‌توان‌ازطایفه‌های‌فارسیمدان، کله‌کو، کشکولی، اسلاملو و طایفه‌های کلمه‌ای و گردشولی از ایل ممسنی نام برد. زبان مردم اقلید، فارسی اما به خاطر وضعیت منطقه لهجه‌های متفاوتی دارند. آداب و رسوم مردم اقلید با توجه به ویژگی‌های مخصوص خود بیش‌تر به آداب و رسوم مردم فارس می‌ماند و از نظر زندگی و برخورد با مردم منحصر به فرد است. خون گرم بودن، زود آشنا شدن، با نیتی پاک و باطنی با صفا با مهمان بر خورد کردن و برنامه ریزی با ظرافتی
خاص در مورد بعضی از مراسم مانند عروسی و عزاداری، عید نوروز و عید غدیر از دیگر ویژگی‌های مردم اقلید هستند. مهم ترین صنعت دستی در شهرستان اقلید؛ فرش بافی است چون اصلی ترین کارو پیشه مردم منطقه فرش بافی است. شمار دستگاه‌های قالی بافی این شهرستان بیش از هزار دستگاه است و دو شرکت بزرگ فرش بافی نیز در اقلید فعال هستند. طرح و نقش فرش‌ها محلی و بیش‌تر نفش هیبت لو هستند، اما در کارگاه‌های شرکت فرش نیز نقشه‌های دیگری بافته می‌شوند که به نام فرش‌های آباده‌ای در بازار به فروش می‌رسند. بیش‌ترمردم نواحی روستایی اقلید به قالی بافی مشغول هستند و این کار را بیش‌تر زنان و دختران به عهده دارند. توانمندی‌های شهرستان اقلید در زمینه بافته‌های داری (قالی و گبه) قابل توجه‌است، به این ترتیب که این شهرستان قادر است انواع
فرش دست‌باف با میزان تولید سالیانه ۴۰ هزارمترمربع و همین میزان صادرات و گبه بافی به میزان تولید سالیانه ۵ هزارمتر مربع و به همین میزان صادرات داشته باشد. گیوه بافی، جاجیم بافی و نمد مالی از دیگر صنایع دستی این شهرستان است که در تمام روستاها و شهرهای این منطقه تولید و عرضه می‌شوند. برخی از این تولیدات جنبه صادراتی و برخی دیگر تنها جنبه مصرف محلی دارند. دریاچه کافتر و آبشار دشتک ابرج و چشمه‌های متعددی که فضاهای فرح بخش و زیبایی را فراهم آورده‌اند به همراه دامنه کوه‌ها و سواحل رودخانه‌ها از مهم ترین جاذبه‌های طبیعی شهرستان اقلید به شمار می‌آیند. ازاماکن مقدسه و تاریخی منطقه می‌توان امامزاده‌ها و مسجد جامع شهر که قدمت آن به شش صد سال قبل می‌رسد را نام برد.

علت نامگذاری

اقلید اولین شهر بزرگ از نظر جمعیت در شمال فارس است. درباره واژه اقلید گمانهایی چند وجود دارد اما گمانی که بیشتر تاریخ نویسان نسبت به آن اتفاق نظر دارند، این واژه همانا عربی شده واژه کلید است. در گویش مردم نیز به صورت کلید و کلیل هنوز به کار می‌رود که گونه‌ای از واژه اکلیل است.

اقلید کلمه‌ای عربی و به معنی کلید و احتمالا کلید یک کلمه یونانی می‌باشد. این شهر به دروازه و کلید گشایش و فتح فارس مشهور بوده و درگذشته یکی از بلاد مهم به شمار می‌رفته‌است. کلید به مرور زمان به کلیل و بعد به اقلید تغییر نام پیدا نمود و هنوزهم عده‌ای به آن کلیل می‌گویند و مفهوم مجازی آن، کلید گشایش سرزمین فارس است. به این معنی که هر کس می‌خواسته فارس را فتح کند، اول بایستی اقلید را فتح کند. اقلید شهر کهن سالی است و در دوران‌های پیش از اسلام منطقه آبادی بوده‌است. هم اکنون ازدوران ساسانیان چند اثر ارزنده در اقلید و پیرامون آن وجود دارد که حوض دختر گبر با سنگ نوشته پهلوی اش یکی از آن هاست. در فارسنامه ابن بلخی درباره اقلید چنین نوشته شده‌است: «اقلید شهرکی کوچک است و حصاری دارد و جامع و منبردارد و هوای آن در سردسیر معتدل است و درست، آب آن خوش است و روان، [ و در آن ] میوه باشد از هر نوعی...». هم چنین در فارسنامه ناصری نیز درباره اقلید چنین می‌خوانیم : «اقلید در دامنه کوهای زاگرس قرار دارد. رودخانه از میان آن جاری است در دو جانب این رودخانه باغ‌های پر از درختان سردسیری است مکانی با صفا و نزهت گاهی دلگشا است.اقلید دارای دانشگاه آزاد و آموزشکده دختران، دانشگاه پيام نور دانشگاه دولتي(در شرف تاسيس) و مجموعه بزرگ علمي مذهبي مدينه العلم. کارخانه‌های قند واگن سازی الکل سازی بلی اتیلن آرد شیرباستوریزه ، استيل سازي ،و... می‌باشد.

پیشینه تاریخی


از آنجا که اقلید ششمین شهر مرتفع ایران و مرتفع‌ترین شهر استان فارس به شمار می‌رود تا جایی که این ارتفاعات به علت مشرف بودن و جایگاه فلاتی شکل آن بر سرزمین فارس در ادوار گذشته بوده، موقعیت و تسلط خاص دفاعی داشته و دارای پایگاه نظامی بوده، به گونه‌ای که فتح آن به منزله تصرف تمام خاک فارس بشمار می‌آمده‌است و بدین سبب آن را کلید فارس گفته‌اند.

پیشینه منطقه با توجه به نشانه‌هایی که در دسترس است به پایان دوره نوسنگی یعنی یک هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. آثار تاریخی مانند حوضچه دختر گبر، کتیبه تنگ براق، کوشک زر، کتیبه کوه بل، باتلاق گور بهرام و چشمه شیرین، تل باکون
(بکان) و چند نشانه کوچک و بزرگ دیگر گواه بر قدمت تاریخی این قلمرو است.
در گذشته جاده اصلی اصفهان - شیراز از اقلید می‌گذشته‌است وبهمین دلیل نقشی مهم‌تر و کلیدی تر از سایر شهرستانها در تحرک فعالیتهای اقتصادی واجتماعی سرزمین پارس داشته‌است. این شهر زمانی گوشه‌ای از شاهنشاهی هخامنشیها به نام آزارگاتا و مرکز تربیت اسب جنگی کوروش به شمار می‌آمده‌است.

مکان‌های دیدنی و تاریخی


پارک انقلاب و پارک پارسیان و تفرج گاه محمد رسول الله و سرداب و بید سبحان و دامنه‌های کوه بل ودریاچه کافتر و آبشار تنگ براق وقدمگاه سده و چشمه بالنگان حاجی آباد و گور بهرام آسپاس و باغ گل خارستان و فی منی حسن آباد چشمه‌های متعددی که فضاهای فرح بخش و زیبایی را فراهم آورده‌اند به همراه دامنه کوه‌ها و سواحل رودخانه‌ها از مهم ترین جاذبه‌های طبیعی شهرستان اقلید به شمار می‌آیند. ازاماکن مقدسه و تاریخی منطقه می‌توان امامزاده‌ها و مسجد جامع شهر که قدمت کتیبه تعمیر آن به شش صد سال قبل می‌رسد را نام برد. هم چنین قلعه‌های قدیمی مانند قلات و شهر آشوب و کاروانسراهای کناس و... از جاذبه‌های مهم تاریخی منطقه به شمار می‌آیند.شهرستان اقلید به عنوان وسیع ترین و پر جمعیت ترین شهرستان شمال فارس در چهار راهی بزرگراه اصفهان – شیراز و یزد – یاسوج (طریق الرضا (ع)) قرار دارد. و از جنوب به شهرستان‌های مرودشت و سپیدان، از شمال به شهرستان
آباده، از غرب به شهرستان سمیرم و یاسوج و از شرق به شهرستان‌های خرمبید و پاسارگاد محدود است.


مرکز شهرستان، شهر اقلید است و تا شیراز ۲۷۵ کیلومتر، تا اصفهان ۲۳۰کیلومتر، تا یزد۲۱۰ و تا یاسوج ۱۸۰کیلومتر فاصله دارد.

به دلیل بارش برف در زمستان مناظر برفی بسیار زیبایی در فصول پاییز و تابستان چشم را می‌نوازد و در فصل بهار و تابستان چشمه سارهای جوشان و رودهای خروشان تفرج گاههای بی بدیلی را پدید می‌آورد.

واحدهای اقامتی در تمام طول سال و مدارس در تعطیلات نوروزی و فصل تابستان پذیرای میهمانان و گردشگران ارجمند می‌باشند.

اقلید، یکی از کهن ترین شهرهای فارس به معنی کلید سرزمین پارس با آثار باستانی و جاذبه‌های تفریحی و گردشگری تابلویی رنگارنگ از جلوه‌های قدرت خداوندی است که طبیعت زیبا و مردمان خون گرم آن مقدم شما را گلباران می‌کنند.

-مسجد جامع اقلید :

یکی از مساجد قدیمی می‌باشد که از گذشته‌های دور مکانی مقدس بوده و کتیبه‌ای چوبی مبنی بر تعمیر مسجد در سال ۸۴۹هجری قمری و منبر منبت کاری شده‌ای مربوط به دوران صفوی ساخته شده به سال ۱۰۰۸ هجری قمری دارد که
ارزشهای هنری فراوانی دارد.

- امامزاده عبدالرحمن (ع) :

در پای تپه‌ای کوچک بارگاه امامزاده عبدالرحمن از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) قرار دارد که گلزار شهدای گلگون کفن در کنار آن قرار دارد در مرکز شهر امامزاده زینب خاتون(س) و در حومهٔ آن امامزاده زبیده خاتون (س)قرار گرفته‌است.

-حوض دختر گبر و کتیبه پهلوی :

در مرکز شهر تپه سنگی قلات حوض دختر گبر شامل سه پله و یک حوض با عمق کم وجود دارد که بر دیوارهٔ آن کتیبه‌ای به خط پهلوی ساسانی به طول۲ متر و عرض ۸۸سانتیمتر کنده شده‌است.

-پارک انقلاب : 

در مجاورت شهر اقلید چشمه سار چغرسیاه قرار گرفته‌است که پارک انقلاب و گلزار شهدای در کنار این چشمه واقع شده‌است.

-  چشمه رسول الله (ص) : 

از زیر یک تپه سنگی، آب زلالی می‌جوشد که تفرجگاه محمد رسول الله را پدید آورده‌است. بر بلندای این تفرجگاه سنگ دُل دُل قرار دارد که نوعی نیایشگاه بوده‌است. ۵- - امامزاد سید محمد کافتر :

این مجموعهٔ زیارتی – سیاحتی شامل بارگاه امامزاده سیدمحمد از نوادگان حضرت عباس (ع)، دریاچه کافتر، قلعه کافوری و کوههای سر به فلک کشیده یکی از زیباترین مناطقی است که پذیرای خیل مشتاقان و علاقمندان است.

چشمه گور بهرام آسپاس :

در کنار روستای آسپاس چشمه‌ای قرار دارد که نقل شده بهرام گور در هنگام شکار در آن فرو رفته‌است. بیشه زارهای سرسبز و قلعه بهرام گور و کوه شکارگاه و.... از جمله جاهای دیدنی مجاور این چشمه‌است.

چشمه بالنگان حاجی آباد :

مجاور روستای حاجی آباد تفریح گاه چشمه بالنگان خستگی را از جسم و جان مسافران جاده طریق الرضا می‌زداید.

قدمگاه شهر سده :

درختان کهنسال چشمهٔ قدمگاه را که از زیر کوه می‌جوشد در برگرفته‌است. نزدیک به شهر سده با آثاری مانند تپه نقاره خانه، تپه فیلی و تپه مهرعلی فارس از ویژگیهای این تفرجگاه زیبا می‌باشد.



ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]
نام‌های قدیمی:
شهر سبز-گازگاه-گازرا-گازران-کازران
جمعیت:87000 نفر
رشد جمعیت:
2,3 درصد
تراکم جمعیت:4,2 نفر بر کیلومتر مربع
زبان‌های گفتاری:فارسی
مذهب:شیعه
مساحت:20,4 کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا:
860 متر
ره‌آورد:کباب،ترشی
پیش‌شماره تلفنی:0721
----------------------------------------------
کازرون یکی از شهرهای ایران است که در استان فارس قرار گرفته‌است. این شهر مرکز شهرستان کازرون است. طبق آخرین سرشماری، این شهر بیش از هشتاد و هفت هزار نفر جمعیت دارد و از این نظر در رده ۹۲ شهرهای ایران قرار گرفته است.شهر کازرون در ارتفاع 860 متری از سطح دریا قرار گرفته است.نزدیکترین کوه ها به این شهر،کوه های کمارج و مست هستند.کازرون با تاریخی کهن، دارای آثار باستانی و تاریخی فراوانی است. آب فراوان و هوای مساعد باعث شده این منطقه در طول تاریخ مورد توجه سلاطین و
صاحبان قدرت قرار گیرد. وجود آثار پیش از تاریخ و تاریخی ارزشمند در این شهرستان، این نظر را تایید می‌کند. در سالهای بین ۴۸۳ تا۴۹۵ بعد از میلاد، کازرون با تلاش فیروز (پسر بهرام ساسانی) پیشرفت یافت و در زمان قباد در سالهای ۴۸۷ تا ۴۹۸ بعد از میلاد مجدداً توسعه و پیشرفت یافت.

کازرون شهری است با هشتاد هزار نفر جمعیت(بدون حومه)و دویست و شصت هزار نفر جمعیت شهرستان. هزار و پنجاه کیلومتر دور از تهران در میان راه شیراز و بوشهر. دو شاخه بازویش یکی به طول صد وشصت کیلومتر به طرف بوشهر و دیگری به طول صد وبیست کیلومتراز میان زیبا ترین جنگل‌های بلوط در ایران(دشت برم) به طرف شیراز
دراز شده‌است. بین دو رشته کوه موازی از دامنه‌های فرعی زاگرس لم انداخته و چند روستا بر دایره‌ای به شعاع یک تا سه فرسخ دورش حلقه زده‌است. قلعه سید بورنجان، کاسکان (گلستانه)، دوان،شاپور، جام بزرگی، دریس، فتح آباد، سید عبدالله (بلیان)، سیف آباد (احمدی) و علی‌آباد دوتو (پوسکان)، روستای ابوعلی، مهرنجان، سیف آباد، ملااره و پل آبگینه (نرگسزار) و روستای عرب (قلعه نارنجی) و روستای پریشان و چند ده کوچک و بزرگ دیگر در دور و نزدیک.

نام کازرون


ابتدا نام این شهر،به علت سرسبزی مثال زدنی،شهر سبز بوده است.در زمان هخامنشیان به آن گازرا(رختشویان) می گفته اند و سپس به گازران،کازران و در زبان مردم به کازرون شهرت پیدا کرده است.شهر تاریخی بیشاپور در شمال شهر کازرون،زمانی پایتخت ساسانیان بوده است.

مکان های مذهبی


در شمال این شهر ضریح امامزاده سیدحسین قرار گرفته است و در شهر نیز ضریح سید امین الدین قرار دارد.

محلات


شهر کازرون از چند محله قدیمی تشکیل شده : محل پایین (مصلی) ، محل بالا (علیا) ، محل گنبد، محل کوزه گران، محل آهنگران، محل بازار، محل امامزاده، محل چابی، محل اوداغکی و چند محله دیگر که تازه در حواشی شهر روییده‌اند مثل سعادت آباد (مجل آباد)، محل قرچه (گل سُوزَکی) که همه این محله‌ها به هم چسبیده‌اند و شهر را بوجود آورده‌اند.

تاریخچه




مناظر طبیعی نزدیک سیدحسین

بنا به روایتی تایید نشده ریشه کازرون در افسانه‌های تاریخی است. می‌گویند سُمغان (دهی در بالای کوه شاپور نزدیک کازرون) همان سمنگان شاهنامه فردوسی است که رستم دنبال رخشش پیاده تا آنجا رفت و از دژهای سپید و پهلو که در حوالی ممسنی امروزی است (یا بودنش در قدیم ثابت شده، )در شاهنامه نام برده شده:

دژی بود کش خوانندی سپید
بدان دژ بد ایرانیان را امید
ز پهلو به پهلو کشیده طناب
سراپرده شاه افراسیاب

اما کازرون را از زمان ساسانیان به چشم سر می‌توان دید. در کمال شکوه و عظمت. با داغ نقش‌های فراوان کنده بر ران کوه‌هایش و سنگ نبشته‌ها به خط پهلوی و شهری سر از خاک در آورده با آتشکده‌های بزرگ سنگی و ستون‌های افتاده کاخی و خلاصه مجسمه‌ها و سفال‌ها وکاشی‌ها و غیره. گویا تخت گاه بهاره شاپور اول شهر شاپور یا بیشاپور بوده که شاید حمله عرب ویرانش کرده باشد و مردم آن به محلی که خرابه‌هایش نزدیک کازرون است و «گازرگاه» مینامندش کوچ کرده‌اند و اینجا را هم به نظر می‌رسد زلزله‌ای زیرورو کرده باشد و زنده‌هایش را کازرون پذیرفته‌است. در این کوچ قدم به قدم و قرن‌ها و قرن‌ها یک جای دیگر هم بنام «جَدِس» در نزدیکی ده دریس فعلی به ما نشان می‌دهد که شاید مدتی هم اجداد کازرونی‌ها در آنجا زندگی داشته‌اند.

اما خود کازرون روزگاری یکی از مراکز معروف پارچه بافی بوده و پارچه اش را به بیشتر کشورهای دنیا می‌برده‌اند و «توزی» نام داشته‌است. چون بر سر راه بازرگانی که از بندر بوشهر شروع می‌شده واقع بوده تجارتش رونق فراوان داشته و محل عبور قافله‌های بزرگ مشرق بوده‌است بعدها به تدریج همه چشمه‌های برکتش خشکیدند. خاکش حاصلخیز است. خرما و غلات و مرکبات و حبوبات وپنبه محصولاتش است.

در زمان حمله عرب و بعد از آن کازرون بارها پایداری و سرکشی می‌کند و تا آغازهای سدهٔ پنجم هجری قمری کازرونیان بر کیش زرتشتی می‌مانند. شیخ ابواسحاق کازرونی (درگذشتهٔ ۴۲۶ ق.) معروف به شیخ غازی که خود تبار ایرانی داشت برای تحمیل دین به مردم منطقه یورش برد و ۲۴ هزار تن را کشت یا وادار به مسلمان شدن کرد.

بعضی کازرون را شهر سبز
لقب داده‌اند. حوالی عید کازرون سرسبزی فراوانی دارد و بعد از شیراز بیشترین حجم مسافران نوروزی را در استان به خود اختصاص داده‌است.زمستان معتدل و بسیار خوش آب وهواو تابستان‌هایش گرم و خشک و طاقت فرساست با این حال ییلاق بوشهری‌ها وبرازجانی‌های اصیل به شمار می‌آید.

زبان مردم منطقه از ناحیه شمال غربی تا بغل گوش کازرون لری(شعبه بختیاری وبویراحمدی)
است اما در خود کازرون به زبان فارسی لهجه داری حرف می‌زنند.ریشه این لحجه از زبان اصیل پهلوی است که در ایران باستان در میان قوم پارس رواج داشته.



مناظر طبیعی نزدیک سیدحسین

موسیقی رایج در کازرون همان ترانه‌ها و آهنگ‌های دهات غربی و شمال غربی یعنی لری بویر احمدی است.آوازش هم شروه است که در محل به فایز خوانی یا دشتی معروف است و کمی تفاوت با شروه دشتستانی دارد. ولی این خود خصوصیت شروه است که در هر منطقه از جنوب فارس و خوزستان و بنادر کمی متفاوت از هم می‌خوانند. اما بهترین تجلی گاه موسیقی (صدایی یا آوازی) خاص کازرون (سروک soruk) است که عبارت از تک بیتی‌هایی است که غالبا زنها با صدایی خیلی زیر در عروسی‌ها می‌خوانند. قصه یا به قول مردم محل مثلک‌های ناب و مثل‌ها و شعر‌های عامیانه در زبان مردم فراوان است. نژاد عده‌ای از مردم کازرون به سیوند فارس می‌رسد که در زمان قاجار مهاجرت نموده‌اند.

روز کازرون


هفتم اردیبهشت در سال 1389 توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، روز کازرون نامگذاری شد.

موقعیت جغرافیایی


در غرب استان فارس در جنوب ایران قرار گرفته است و دارای مرز مشترک با شهرستان های شیراز،ممسنی،دشتستان،فراشبندو فیروزآباد می باشد.

آب و هوا


آب هوای این شهر در فصل تابستان گرم و خشک و در زمستان خنک و معتدل است.مناطق خوش آب و هوای اطراف این شهر،مقصد کوچ نشینان استان های اطراف است.

دین و فرهنگ


اکثریت مردم این شهرستان مسلمان شیعه هستند و از فرهنگ بالایی برخوردارند به طوری که علامه دهخدا در لغت نامه اش،مردم این شهر را از با فرهنگترین مردمان ایران معرفی می کنند.

مدارس خاص


این شهر دارای مدارس سمپاد از دوره راهنمایی تا پیش دانشگاهی به نام های مدرسه امام حسین(ع)و فرزانگان و نمونه دولتی از راهنمایی تا پیش دانشگاهی به نام های سعادت و بانوسلامی و مدارس شاهد از ابتدایی تا پیش دانشگاهی است.

هتل ها


تنها هتل این شهر،هتل بیشاپور نام دارد که در سال 88 به بهره برداری رسید.

بیمارستان ها


این شهر تنها دارای یک بیمارستان به نام ولیعصر(عج) است.هر چند که بیمارستان دانشگاه نیز در دست تأسیس است.

دانشگاه ها



دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون ، سومین دانشگاه آزاد معتبر ایران در این شهر قرار گرفته است و سالانه دانشجویان زیادی از نقاط مختلف کشور برای تحصیل در رشته های مختلف و به ویژه پزشکی به این دانشگاه می آیند.این شهر همچنین دارای دانشگاه های تربیت معلم زینب کبری(ع)،پیام نور و علمی کاربردی است.

نیروگاه


نیروگاه سیکل ترکیبی کازرون،سومین نیروگاه بزرگ ایران است.

تیم های ورزشی


در حال حاضر تنها تیم این شهر در لیگ های برتر ورزشی،تیم پتروشیمی این شهر در لیگ برتر هندبال است.


مادران دو شاعر بزرگ


مادران حافظ و سعدی ، دو شاعر بزرگ ایرانی اهل این شهر بوده اند.



گل نرگس کازرون




کازرون-این شهرستان به مساحت 4060 كیلومتر مربع، 3/3 درصد از خاك استان را در بر گرفته است. این شهرستان از شمال به ممسنی، از غرب به بوشهر، از جنوب به فیروزآباد و بوشهر ، و از شرق به شیراز محدود است. كازرون مركز شهرستان، "شهر سبز" لقب گرفته و شهرهای قائمیه، نودان، بالاده، خشت و كنار تخته دیگر شهرهای این شهرستان هستند. كازرون دارای چهار بخش و 469 آبادی است . براساس سرشماری سال 1378 جمعیت این شهرستان 268989 نفر بوده استآشنایی با شهرهای استان فارس
ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان فارس با بیش از 228 چشم انداز و آثار تاریخی یکی از استانهای دیدنی کشور است وجود جاذبه های طبیعی مانند آب و هوای مطلوب ، غارهای طبیعی ، تنوع ناهمواری ها ، وجود مناطق ییلاقی و قشلاقی ، دریاچه ها ، رودخانه ها ، چشمه ها ی آب معدنی ، نواحی جنگلی ، پارک های حفاظت شده ، حیات وحش و زیبایی پوشش گیاهی این استان از جمله پدیده هایی محسوب می شوند که می توانند در جذب گردشگران و مسافران به استان موثر باشند که خود می تواند به توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی استان کمک نماید . مناظر و چشم اندازها علاوه بر جاذبه های طبیعی ، آثار بازمانده از ایران پیش از اسلام که جزء میراث جهانی محسوب می شوند از چنان جاذبه هایی برخوردارند که گردشگران خارجی را از نقاط مختلف دنیا به سوی خود جلب می نمایند . بنابراین حفظ و نگهداری ، جاذبه های طبیعی و میراث های فرهنگی و تاریخی استان که پاره ای از آن جزء میراث های فرهنگی جهانی به شمار می رود بسیار ضروری است



ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]

وسعت استان فارس حدود 133 هزار كیاومتر مربع است و تقریبا” 8/1 درصد مساحت كشور را تشكیل می دهد. 

آب و هوای فارس در شمال سردسیر، در نواحی مركزی زمستانها معتدل وبارانی و تابستان‌های گرم و خشك، و در جنوب و جنوب شرقی زمستان‌ها معتدل وبارانی و تابستان‌ها بسیار گرم است. زبان اكثریت مردم فارسی است اماعشایر ترك زبان (ایل قشقایی) به تركی و عشایر عرب زبان(ایل عرب) به عربی صحبت می‌كنند.

استان فارس

یكی از مناطق مهم عشایری ایران، استان فارس می باشد و بزرگترین ایل ایران(ایل قشقایی) با شش طایفه در فارس به كوچ روی ادامه می دهند. علاوه بر ایل قشقایی ایل خمسه و ایل محسنی و همچنین طوایف كوچكتری به زندگی عشایری خود در فارس ادامه می دهند.‌ براساس آخرین تقسیمات كشوری استان فارس به 16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و185 دهستان تقسیم شده است منطقه فارس یكی از قدیمی‌ترین مراكز تمدن ایران است. فارس در كتیبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های یونانی پرمیس آمده و معرب آن فارس است.

جغرافیای طبیعی و اقلیم استان

مجاورت : شمال: اصفهان  شمال غربی: استان کهگیلویه و بویراحمد   جنوب: هرمزگان  شرق: استان یزد و کرمان   غرب:استان بوشهر
آب و هوا: سه ناحیه آب و هوایی متمایز در استان فارس وجود دارد. نخست ناحیه کوهستانی شمال و شمال غربی با زمستانهای نسبتاً سرد و تابستانهای معتدل. دوم نواحی مرکزی با زمستانهای نسبتاً بارانی و معتدل و تابستان‌های گرم و خشک. ناحیه سوم در جنوب و جنوب شرقی دارای زمستانهای معتدل و تابستانهای بسیار گرم است.
وسعــــت:  ۱۲۲۴۰۰ کیلومتر مربع
جمعـیــت:  ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر
تقسیمات:   16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و 185 دهستان
شهرستانها: آباده، ارسنجان، استهبان، اقلید، بوانات، جهرم، خرم‌بید، داراب، زرین‌دشت، سپیدان، شیراز، فراشبند، فسا، فیروزآباد، قیر و کارزین ، کازرون، لارستان، لامِرد، مرودشت، ممسنی، مهر، نیریز

مکان های دیدنی و تاریخی

استان زيبای فارس که يکی از بزرگ ترين قطب های فرهنگی ايران به شمار می آيد از جمله مناطق بسيار ديدنی و مشهور ايران است که بخش مهمی از تاريخ تمدن کهن و بزرگ ايران را در برگرفته است. طبيعت جذاب و غنی استان فارس به همراه منحصر به فردترين آثار تاريخی و باستانی فارس را در رديف ممتاز ترين مناطق ايران قرار داده است. دره ها و تنگه های متعدد استان فارس، گردشگاه های طبيعی بسيار زيبايی را فراهم نموده اند که همواره پذيرای بازديد کنندگان و دوست داران طبيعت می باشند. تنگ بوان که از طبيعت زيبايی برخوردار است و تنگ خرقه(فيروزآباد) که دره ای سرسبز و خرم است و پوشش جنگلی زيبا، چشمه سارهای فراوان و باغ های پربار دارد، گردش گاه ميان جنگل كه مانند توده ‌ای انبوه در دامنه كوه ميان جنگل و در دو سوی جاده خود نمايی می ‌كند، و ... برخی از اين تنگه ها و گردشگاه ها هستند. مراتع و گل زارهای حاشيه درياچه های منطقه همراه با ماهی های آزاد و پرندگان وحشی چشم اندازهای زيبايی از اين درياچه ها در بهار و پاييز به وجود می آورند که بسيار جذاب و ديدنی هستند. رودخانه ها و آبشارهای جذاب و منحصر به فردی مانند آبشار مارگون سبب شده اند که اين استان توانمندی های قابل توجهی را در زمينه جاذبه های طبيعی داشته باشد و همراه با جاذبه های منحصر به فرد تاريخی خود، پذيرای طبيعت دوستان نيز باشد.
استان زيبای فارس در بر گيرنده کهن ترين آثار فرهنگی ايران است و شهرت جهانی اين استان بی سبب نيست. مجموعه کاخ های تخت جمشيد، کاخ ها و آرامگاه های شاهان اساتیری ایران، آتشکده های قديمی، قلعه ها و دژهای مستحکم، تپه های تاريخی، مسجد هايی که برخی از آن ها شاهکارهای معماری اسلامی هستند، باغ های تاريخی بسياری که به واسطه معماری ارزشمند خود شهرت جهانی دارند و ... بخشی از آثار ديدنی و تاريخی استان فارس هستند که هر ايرانی و غير ايرانی دوست دار فرهنگ و تمدن را به شدت تحت تاثيرقرار می دهد.
 

 

صنايع و معادن

صنایع استان فارس در دو دسته کارخانه ای و دستی قابل بررسی و مطالعه است. صنايع دستی استان به علت زيبايی، جذابيت و مرغوبيت، جايگاه ويژه ای را در بازارهای داخلی و جهانی به خود اختصاص داده و فرش، گبه و خاتم آن از معروفيت خاصی برخوردار است. در بخش صنایع ماشینی؛ استان فارس ازمقام ارزشمندی دركشوربرخورداراست. صنایع ماشینی استان را بيش تر؛ صنايع الكترونيكی، شيميايی، ريسنده ‎گی، بافنده ‎گی و صنايع غذايی تشكيل داده است. بيش ترين سهم صنايع الكترونيكی به كارخانه های مخابراتی ايران (كما) تعلق دارد كه از سال 1348 در اين استان شروع به توليد كرده است. كارخانه لاستيک سازی دنا (بريجستون) يكی از چهار توليد كننده بزرگ لاستيک سازی ايران، دراين استان قرار دارد. در زمينه صنايع ريسنده‎گی، بافنده گی و چرم سازی، اين استان با 50 كارگاه بزرگ و كوچک، سهمی عمده در توليد محصولات نساجی و فرش بافی دارد. در فارس همراه با توليد محصولات كشاورزی، صنايع غذايی نيز رشد چشم گيری يافته است. براساس اطلاعات موجود، بيش از 200 واحد صنايع غذايی در اين استان فعاليت دارند كه توليد مواد غذايی نظير روغن، قند، شكر، ‌گوشت و … را بر عهده دارند. پالايشگاه شيراز از سال 1352 آغاز به كار كرده و فرآورده هايی مانند گاز مايع، بنزين معمولی، بنزين سوپر، و … را توليد می كند. در سال های اخير صنعت پتروشيمی استان نيز توسعه قابل توجهی يافته است. استان فارس، قطب الكترونيک كشور بوده و صنايع پتروشيمی آن از اهميت خاصی برخوردار است.  

  

کشاورزی و دام داری

استان فارس سهمی عمده در بخش های اقتصادی كشور به ويژه كشاورزی و صنعت دارد. اين استان در توليد گندم، ذرت و انجير در كشور مقام اول را داراست. طبق گزارش آمار نامه كشاورزی، اين استان با 1025059 هكتار سطح زير كشت پس از استان های آذربايجان شرقی و خراسان، رتبه سوم را در كل كشور دارد. بر اساس همين آمار، اين استان با 59/12 درصد توليد گندم در كشور رتبه دوم را داراست. دام داری از اركان مهم اقتصادی منطقه فارس است و وجود عشایر قشقایی که یکی از بزرگ ترین و اصیل ترین عشایر ایرانند که دام داری شغل اصلی آنان است سبب رونق دام داری در منطقه فارس شده است.  

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

فارس در كتيبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های يونانی به شكل پرسيس آمده و معرب آن فارس است. يونانيان نام ايالت پرسيس را به اشتباه بر تمام ايران اطلاق می كردند. درجنوب ايران تا كرانه های خليج فارس، سرزمينی گسترده است كه از روزگاران باستان، پارس ‌(فارس) نام داشته و از آغاز دوره اسلامی مركز آن شيراز بوده است. اين سرزمين، از چند هزار سال پيش زيست گاه پر رونق اقوام بومی ايران، و به ويژه، عيلاميان بوده و از اين قوم، آثار بسياری در گوشه و كنار فارس، هم چون كورنگون ممسنی، نقش رستم، تخت جمشيد، ( مرودشت) به جای مانده است.
سه هزار سال پيش از اين، قومی كه خود را آريايی می خواندند، ازجنوب روسيه امروزی به فلات ايران سرازير شدند و پس از زد و خوردهای فراوان با بوميان آن سامان، به پيروزی رسيدند و برای خود سكونت گاه هايی بر پا داشتند. بيش تر اين آرياييان، چوپان و گله دار و كوچ نشين بوده زندگی قبيله ای داشتند. دين آنان، گونه ای بينش توحيدی بود. آنان به خدای يگانه و بزرگی به نام اهورامزدا ايمان داشتند و نيروهای طبيعی، مانند :‌ آب، آتش، باد، خاک و خورشيد را دارای فره ايزدی پنداشته سرچشمه بدی ها و تاريكی ها را در وجود اهريمن می جستند. اين آرياييان، قبيله های بزرگی داشتند كه معروف تر از همه پارسيان، مادها، سكاها، بلخيان، سغديان، خوارزميان، هراتيان و پارتيان بودند. ‹‹ همه ی اين قبيله ها به يک زبان بزرگ، اما، با لهجه های متفاوت سخن می گفتند و سرزمين خود را به نام ‹‹ آريا وئيج›› (ايران ويج) می خواندند. پارسيان، يكی از اقوام ايرانی بودند كه در سه هزار سال پيش به فارس آمدند و در چند مكان، از جمله در انشان (ماليان در 46 كيلومتری شمال شيراز) و پاسارگاد ساكن شدند. پايتخت آنان، نخست، پاسارگاد بود كه بعدا، به همدان انتقال يافت. در اواخر سده هشتم قبل از ميلاد، مادها در ايران غربی نيرو گرفتند و گرد هم جمع شده، با آشوريان تاراج گر به زد و خورد پرداختند و صد سال بعد آنان را از پای درآورده حكومتی بزرگ بر پا داشتند كه 120 سال پايدار ماند، و سرانجام، فرمان روايی آنان توسط كوروش بزرگ فرو پاشيد.
كوروش بزرگ فرزند كمبوجيه (پادشاه پارسيان) و شاه دختی مادی بود و با كارهای درخشانش بزرگ ترين امپراتوری جهان آن روزگار را پديد آورد. ويژه گی های نخستين فرمان روای فارس چنان است كه مورخان او را پادشاهی دانا، مدير و مدبر و مفسران بزرگ قرآن چون علامه طباطبايی او را ذوالقرنين (که قرآن از او به نيکی ياد می کند) می دانند.
كوروش پس از نزديک به 30 سال فرمان روايی در جنگ با كوچ نشينان ماساگتی ـ ازاقوام سكايی آسيای ميانه ـ كشته شد و پسرش كمبوجيه جای او را گرفت و به مصر لشكر كشيد و آن سامان را به فرمان خود آورد ولی با شورش مغان رو به رو شد و پيش از گرفتن کين خويش در مصر در گذشت. آن گاه داريوش بر تخت امپراتوری هخامنشی نشست و 36 سال بر ايران فرمان راند. هخامنشيان نزديک به 218 سال بر اين سرزمين حكومت كردند تا اين كه اسكندر بر ايران تاخت و شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت اما دولتش هفت سال بيش نپاييد و آرزوهايش بر باد رفت و او هرگز نتوانست حکومت این سرزمین متمدن و بزرگ را بیش از این در اختیار داشته باشد.
اگرچه حاكمان پارس به سلطه سلاطين اشكانی در روزگار قدرت آنان گردن نهادند، اما، پارس هرگز جزو امپراتوری اشكانی نشد. شاهان پارس قدرت خود را بر سواحل كارمانيا و سواحل عربستان بسط دادند. از روايات مربوط به اردشير اول ساسانی چنين برمی آيد كه در زمان او، پارس به ممالک كوچكی تقسيم شده بود. از سكه های كشف شده آن دوران می توان دريافت كه در آن زمان، تمدن يونانی، به كلی از پارس رخت بر بسته بود و سنت های تاريخی و اساطيری كهن و دين زردشتی استيلای كامل داشته است. بر اساس شواهد، در آن زمان پارس تنها سرزمينی بود كه در آن جا دين زردشتی حقيقی و نوشته های مقدس آن محفوظ مانده بود. به همين دليل، تجديد حيات آيين زردشتی، با قيام اردشير اول و كشور گشايی های او از پارس آغاز شد. اردشير اول دودمان ساسانيان را بنياد گذاشت و دين زردشتی را در سراسر كشور ايران مستقر كرد. استخر كه پايتخت پارس بود، در دوره ی ساسانی شهری بزرگ و آباد بود. پس از بنيان گذاری امپراتوری ساسانی، پايتخت امپراتوری به تيسفون منتقل شد.

با تصرف استخر و فيروزآباد در سال 28 هـ. ق تمامی فارس ضميمه متصرفات اعراب شد و به تدريج مردم فارس نيز مسلمان شدند. اعراب فاتح تقسيم ايالت فارس را به پنج ولايت كه هر يک را يک كوره می گفتند، از ساسانيان به ارث بردند و اين تقسيم بندی، تا حمله مغولان باقی ماند. پنج كوره فارس عبارت بودند از: كوره اردشير خوره كه مركز آن شيراز بود. كوره شاپور خوره كه مركز آن شهر شاپور بود. كوره قباد خوره يا ارجان كه مركز آن ارجان بود. كوره استخركه مركز آن پرس پوليس بود. و كوره داراب گرد (دارابجرد) كه مركز آن شهری به همين نام بود. در زمان ضعف قدرت خلافت در قرن سوم هجری قمری، فارس به تصرف يعقوب ليث موسس سلسله ی صفاريان درآمد. وی شيراز را تصرف كرد و برادرش عمروليث، مسجد بزرگی در اين شهر ساخت كه هنوز پا بر جاست. پس از آن، فارس به تصرف آل بويه درآمد. عضدالدوله ی ديلمی بر بيش تر ايران و قسمتی از بين النهرين مسلط شد. از كارهای برجسته ی او ساختن بند امير بر رود كر بود. پس از آل بويه، سلجوقيان بر فارس مسلط شدند. در زمان ضعف سلاجقه، سنقر ابن مودود، دودمان اتابكان فارس را تاسيس كرد و اين دودمان، در 543 هجری قمری بر سرزمين فارس فرمان روايی يافت و آخرين فرمان روای آن، آبش خاتون، پس از يك سال سلطنت در 667 هجری قمری به همسری منكو تيمور، يكی از پسران هلاكوخان مغول، درآمد و از آن پس، سلطنت وی نامی بيش نبود و چندی نگذشت كه فارس به دست امرای مغول افتاد.
در 754 هجری قمری، امير مبارزالدين محمد، پادشاه سلسله ی آل مظفر، فارس را تصرف كرد. شاهان اين دودمان تا سال 795 هجری قمری، كه امير تيمور خاندان آل مظفر را برانداخت بر فارس فرمان روايی داشتند. در سال 909 هجری قمری، فارس تحت استيلای شاه اسماعيل صفوی درآمد. در زمان او و جانشينانش، فارس و مركز آن شيراز، آبادی و رونق يافت. در اين دوران، الله وردی خان و پسرش امام قلی خان فرمان روايان كاردان و با تدبير فارس درزيبا ساختن و آبادانی شهر شيراز كوشيدند. در جنگ ميان نادر شاه و افاغنه تحت فرمان اشرف افغان، فارس رنج و ويرانی فراوانی ديد. اين جنگ با شكست افاغنه در 1142 هجری قمری پايان يافت. پس از مرگ نادر، بار ديگر فارس دست خوش پريشانی شد اما، با برآمدن كريم خان زند صلح و آبادی به اين ناحيه بازگشت. از كاردانی و تدبير و دورانديشی كريم خان، آثار ارزشمندی، به ويژه در شهر شيراز به جای مانده است. پس از مرگ كريم خان (1193 هـ. ق)، بر سر جانشينی او ميان بازماندگانش اختلاف بسياری پديد آمد و سرانجام، لطف علی خان زند به فرمان روايی رسيد. پس از آن، فارس در جنگ های لطف علی خان زند و آقا محمد خان آسيب فراوان ديد. پس از دودمان زنديه، قاجاريه حاكم شد. پس از وفات فتح علی شاه (1125 هـ. ق) پسرش حسين علی ميرزا فرمان فرما كه در فارس بود به دعوی سلطنت برخاست، اما كاری از پيش نبرد.
پس از قاجار، ‌اگر چه فارس نقش ارتباطی مهم خود را از دست داد، ولی، به علت داشتن آثار گران سنگ سياسی و تاريخی و آرامگاه های دانشمندان، شاعران و عرفای بزرگی هم چون سعدی، حافظ، ابوعبداله خفيف، ملاصدرا، خواجو، شيخ روزبهان و بواسحاق كازرونی، سيبويه و … هم چنان به عنوان يكی از پرآوازه ترين استان های ايران با معروفيتی جهانی در گستره ی فرهنگ و ادب و عرفان جايگاه خود را حفظ كرد
 

  

مشخصات جغرافيايي

استان فارس 6/7 درصد مساحت کل جمهوری اسلامی ايران را به خود اختصاص داده است. استان فارس در جنوب منطقه مركزی ايران بين مدارهای 27 درجه و دو دقيقه و 31 درجه و 42 دقيقه عرض شمالی و 50 درجه و 42 دقيقه و 55 درجه و 36 دقيقه طول خاوری از نيمروز گرينويچ قرارگرفته است. اين استان از شمال با استان اصفهان و يزد، از باختر با استان های كهگيلويه و بوير احمد و بوشهر، از جنوب با استان هرمزگان و از خاور با استان كرمان همسايه است. استان پهناور فارس، منطقه ای چهار فصل بوده و از نظر آب و هوايی می توان سه منطقه ی سردسير، معتدل و گرمسير را دراین منطقه مشاهده كرد. متوسط دما در سردترين ماه سال بين 7- تا 2- درجه ی سانتی گراد و در گرم ترين ماه سال بين 35 تا 40 درجه سانتی گراد در نوسان است. جهت عمومی كوه های اين استان شمال خاوری – جنوب باختری است و هر چه از طرف شمال به جنوب پيش می رويم از ارتفاع كوهستان به طور عمومی كاسته می شود. محدوده استان فارس به دليل تنوع اقليمی و ساختارهای جغرافيايی طبيعی فضاهای خاص و منحصر به فردی را دارا است و از انواع دریاچه های طبیعی، رودخانه های دایمی و فصلی، چشمه های آب گرم و آب سرد برخوردار است. بر اساس سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت استان فارس 3759954 نفر برآورد شده


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]
خِرامه شهري است در بخش کربال شهرستان شيراز استان فارس در جنوب ايران.

خرامه مرکز بخش کربال واقع در استان فارس، با مساحت حدود 3600 کيلومتر مربع در 75 کيلومتري شرق شيراز واقع گرديده‌است و داراي آب وهواي معتدل کوهستاني وارتفاع آن ازسطح دريا 1500 متراست. بخش کربال درطول 53 درجه و19 دقيقه شرقي وعرض 29 درجه و32 دقيقه شمالي قرار دارد. اين بخش ازشمال به ارسنجان، ازشمال شرقي به آباده طشک، ازشرق به ني ريز، ازشمال غربي به مرودشت و زرقان از غرب به شيراز، ازجنوب به سروستان واز جنوب شرقي به استهبان متصل مي‌باشد.این شهر۲۲هزارنفرجمعیت دارد

با استفاده از شواهد و اسناد معتبري که در دست است قدمت شهر خرامه و کربال به 1500 سال قبل و به سال 500 ميلادي برمي گردد. در کتابها و سفرنامه‌هايي از جمله نذهت القلوب، فارسنامه ابن بلخي، المسالک و الممالک، آثار العجم، فارسنامه ناصري، شيرازنامه، معجم البلدان، تاريخ برگزيده، برهان قاطع، تاريخ سرزمينهاي فلات شرقي، تاريخ ابن خلدون وديگر کتب درمورد خرامه و کربال مطالبي نوشته شده‌است.

رودکر (رودخانه کربال) که استخري آن را کروانه Kor vaenaho ذکر کرده‌است و برخي نيز کورش Kurosh خوانده‌اند، در دشت کربال و شمال خرامه روان است، آب آن شيرين ومسيرش از غرب به شرق به پهناي40 متر و عمق 6 تا 10 متر مي‌باشد. ابن جوقل در قرن چهارم هجري اين رود را قابل کشتيراني توصيف کرده وابن بلخي در وصف آن چنين آورده‌است: منبع اين رودکر از نواحي کلار Kelar است و رودي عاصي است که هيچ جاي را آب ندهد الا جاهايي را که بند کرده‌اند. به همين دليل شش بند به نامهاي امير amir، فيض آباد feyz - abad تيلکان tilakan موان Mavan و جهان آباد Jahan-abad بر روي آن بسته شده‌است. اين رود نهايتاً به درياچه بختگان مي‌ريزد.

بنا به رواياتي نام خرامه از خُورمه به معني خورشيد و مه به معني ماه اخذ شده‌است، فرض ديگر اين است که اين نام مأخوذ از خورماه که نام روز يازدهم از ماههاي ايران است باشد.حتي امروز نيز بعضي از عشاير منطقه نام اين شهر را خورومه Khoromah تلفظ مي‌کنند.

همچنين ميراثهاي باستاني، چون قلعه بهرام گور، چهارطاقي و کاروانسراي جهان آباد قدمت تاريخي اين منطقه را بهتر مي‌نماياند. محمد حوافي چنين يادآور مي‌شود که يعقوب ليث صفاري بعد از رفتن به فارس و جنگ با ابن واصل، قلعه خرامه را گرفت وچهل هزار بار درم که در آن قلعه بود بدست آورد. پناه بردن وزير امير منصور به اين قلعه در واقع، کاليجار که ترکان قصر تاراج اموال وي را داشته‌اند به اهميت موقعيت سوق الجيشي آن مي‌افزايد.اين قلعه که تا چند سال اخير محل سکونت دهها خانوار بود به صورت تلي دست ريز با ارتفاع بيش از 10 متر از خاک رس، توسط شهرداري تخريب شد و آثاري از خانه‌هاي روي آن برجاي نماند. يکي از آثار تاريخي منطقه که از زمان ساسانيان برجا مانده و در فاصله 500 متري مغرب خرامه قرار دارد بناي آتشکده‌اي است که در محل به چهارطاقي گبران معروف است که از نظر ساختمان گنبد و کاربندي تا حدودي شبيه آتشکده بهرام است.

توجه خاص سردمداران ديالمه در ترميم بندهاي عصر ساسانيان در مسير تنها رود عاصي کربال دلالت بر عمارات فراواني ونفوسي مي‌کند که درکناره‌هاي اين رود مي‌زيسته‌اند. از آثار باقي مانده اين عصر بندامير است که به وسيله عضدالدوله ديلمي ترميم شده‌است. صدمه ديدن بعضي ازبندهاي رود که نظر سلاجقه را نيز به خود جلب کرده‌است، چنانچه بند قصار gesar يا فيض آباد به وسيله اتابک چاولي از امراي محمدبن ملکشاه درحدود سال 506 ترميم مي‌شود و بنام وي فخرستان نام مي‌گيرد.

از ديگر بناهاي سلجوقيان کاروانسراي خان کت Xane - Ket يا کاروانسراي ديودان در نزديکيهاي درياچه بختگان مي‌باشد که سبک معماري آن را مربوط به اين دوره دانسته‌اند و مسير قديم جنوب به مرکز يعني از کرمان به شيراز، تهران واصفهان از روي اين کاروانسرا عبور مي‌کرده‌است.چنانکه درزمان استعمار انگليس آثاري چون پل انگليسي‌ها که از اين مسير براي لشکرکشي به مرکزايران وشيراز استفاده مي‌کرده‌اند به جا مانده‌است. اين کاروانسرا به علت عدم رسيدگي اکنون ويران گشته و درحال نابودي است. (کاروانسراي ديودان).

درهمين ادوار به سنگ قبرهايي برخورد مي‌کنيم که اخيراً درمرکز باغهاي خرامه کشت گرديده و خطوط ثلث و کوفي منقوش به آ نها گوياي حال عارفاني متعبد بوده که از قرون 6 تا 8 هجري دراين بلد مي‌زيسته‌اند.
 
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ارسنجان يکي از شهرهاي استان فارس با وسعت 1496 كيلومتر مربع مركز آن ارسنجان و در فاصله 120 كيلومتري شمال شرقي شيراز قرار دارد. بر اساس سرشماري سال 1385، جمعيت ارسنجان برابر با 17,642 نفر بوده است.
اين شهرستان از غرب به شهرستان پاسارگاد ، شهرستان مرودشت و از شرق به درياچه طشک و شهرستان ني ريز و از شمال به منطقه سرپنيران و شهرستان بوانات و از جنوب به شهرستان شيراز منطقه کربال و خرامه محدود است . اين شهرستان 1660 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و قله دال نشين (دل نشين) با ارتفاعي حدود 3270 متر از سطح دريا بلندترين قله رشته كوههاي اطراف ارسنجان و يكي از معروفترين قله هاي سلسله جبال كوه خم مي باشد.
ارسنجان از آب و هواي معتدل برخوردار است و جهت باغداري و کشاورزي و دامپروري محيطي مساعد دارد .
شهرستان‌ارسنجان‌در‌شمال‌خاوري‌استان‌فارس‌واقع‌است.درمنابع‌تاريخي‌و‌قديمي‌نام ارسنجان آمده است. اين‌شهرستان‌از‌شمال به شهرستان بوانات، از غرب به شهرستان مرودشت، از جنوب به درياچه طشک و از شرق به استان يزد محدود است. مسجد جامع عتيق و تپه باستانی تل تيموريان که در روستای کوشک واقع شده است به همراه‌ مدرسه سعيديه متعلق به دوران صفويه از جمله بناهای ديدنی و تاريخی شهرستان ارسنجان هستند. قالی بافی و گيوه دوزی از مهم ترين صنايع دستی اهالی ارسنجان و روستاهای تابعه آن است. قالی ها بيش‌تر توسط زنان و دختران هنرمند اين منطقه بافته می شوند. گليم و جاجيم هم در برخی از روستاها و نقاط ارسنجان توليد و عرضه می شود.


 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]

اِوَز نام شهري در استان فارس است که در جنوب شرقي شهر شيراز قرار دارد. شهر اوز در 36 کيلومتري غرب شهر لار قرار دارد. اين شهر سابقه تاريخي بسيار زيادي دارد به طوري که يکي از شهرهاي قديمي ايران به‌شمار مي‌آيد. روستاهاي متعددي از توابع اين شهر مي‌باشند. مانند روستاي فيشور و روستاي محلچه. اين روستا از قديمي ترين روستاهاي شهر اوز است که آثار و بناهاي تاريخي بسياري گوياي اين قدمت و تاريخ مي‌باشد.

وضعيت جغرافيايي
از شمال جويم و بخش جويم، از جنوب بخش لامرد، از مغرب شهر خنج، و از سمت مشرق به گراش و لار محدود مي‌گردد. جمعيت شهر اوز در حدود 18000 نفر مي‌باشد.آب و هواي اين شهر به گونه‌اي است که در نيمه اول سال داراي آب و هواي گرم و خشک و در نيمه ديگر سال هواي معتدل و خنکي دارد.

مردم
اغلب مردم شهر اوز براي امرار معاش به کشورهاي حوزه خليج فارس سفر مي‌کنند و اغلب به شهر اوز نيز کمکهاي مالي مي‌کنند، به طوريکه هزينه ساخت اغلب بيمارستان ها، مدارس و ساير اماکن عمومي بوسيله اين خيرين تامين گشته است. در حال حاضر تعداد قابل توجهي از کساني که خارج از کشور امرار معاش مي‌کردند به اوز باز گشته و عده‌اي از آنان سرمايه‌هاي خود را در شهر و ديار خويش به کار گرفتند. مردم اوز و توابع، مسلمان اهل سنت و شافعي مذهب هستند.

موسسات آموزشي
اوز داراي دانشگاه پيام نور قابل توجهي است که در سطح منطقه بي نظير است و هرساله عده زايادي دانشجو مي پذيرد. همچنين سه حوزه علميه بنام‌هاي :مدرسه علوم ديني امام شافعي (ره)، مدرسه عالي احمديه و حوزه علميه خديجه کبري (رض)، دررشته‌هاي شريعت، فقه وحفظ سالانه طلاب زيادي را از سراسر ايران از جمله تهران، تربت جام، کردستان، بلوچستان، خراسان، بوشهر، هرمزگان و گلستان و ساير نقاط مي پذيرد.

آب شرب
اوز از ديرباز با مشکل آب شرب روبرو بوده‌است و خشکسالي و زمين‌هاي شور نيز به اين امر دامن زده‌است. آب لوله کشي اين شهر در گذشته شور بود و براي شستشو و آبياري گياهان مورد استفاده قرارمي‌گرفت، اما در بهمن ماه سال 1386 آب شيرين از سد سلمان فارسي در شبکه لوله کشي اين شهر جاري شد.هر چند اوز هنوز هم با مشکل آب روبروست و از آب آب انبارها نيز بي نياز نگشته‌است زيرا وفور آب شيرين منوط به بارندگي کافي است که بتواند سد سلمان فارسي را پر کند. گفتني است در گذشته و حال منبع اصلي آب شرب مردم شهر اوز، از آب انبارهاي زيادي که در شهر و خارج از شهر وجود دارد تهيه مي‌شود که در زبان محلي به آن برکه مي‌گويند.

آثار باستاني
از جمله آثار باستاني که در اين شهر وجود دارد خانه‌هاي خشتي بسيار قديمي با بادگيرهاي بزرگ و زيبا است. علاوه بر اين به حمام قديمي اين شهر که معروف به حمام شهرداري است و آب انبارهاي قديمي با سبک معماري قديمي نيز مي‌توان اشاره کرد. در 3 کيلومتري اوز در روي کوه قلعه‌اي درست شده، به نام قلعه پرويزه (به زبان محلي:پروده) که در آن آثار زيادي وجود دارد.

محله‌ها
اوز به دو قسمت محله بالا و محله پايين تقسيم شده که محله بالا به منطقه‌اي که رو به سمت بالاي شهر مي‌گويند و محله پايين را هم به منطقه‌اي که رو به سمت پايين است مي‌گويند. هر کدام از محله‌ها به قسمت‌هاي زياد ديگري تبديل شده، ولي در صورتي که بگوييد محله بالا همه مي‌دانند که شما قسمت بالاي شهر را مي‌گوييد. تمام مردم اين شهر باهر توان مالي به طور عادي در سطح شهر پخش شده‌اند و نام بردن بالا و پايين کاري به اعيان نشين و يا غيره ندارد.

  منبع- مرجع شهرهاایران
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]
صفاشهر شهري است در بخش مرکزي شهرستان خرم‌بيد استان فارس در جنوب ايران.
صفاشهر در فاصله 185 کيلومتري شمال شيراز قرار دارد و داراي آب و هواي سرد و خشک است. نام قديم اين شهر دهبيد است که در واقع از دو بخش جدا گانه دهبيد و خرمي تشکيل شده بوده در اطراف صفاشهر روستاهاي ديگري نيز قرار دارد از جمله قاضيان-بنگشت-مشکان-دنيچه خير-چميان(شهيدآباد)و...

علت اين نامگذاري اين منطقه به شهر دهبيد نيز نظرات مختلفي وجود دارد که بارزترين آن وجود درختان بيد زياد در اين منطقه مي‌باشد و در برخي سفر نامه‌هاي اروپايي نيز به اين موضوع اشاره شده‌است. ارتفاع شعر صفاشهر از سطح دريا حدود 2324 متر مي‌باشد که خود دليلي است بر خوش آب و هوا بودن و البته سرد بودن هواي آن. کما اينکه به علت وجود همين ارتفاع زياد و در نتيجه آسمان صاف و شفاف آن گروه نجوم آماتوري قدرتمند و فعالي با نام سيمرغ در اين شهر فعاليت مي‌کند.

علت اين نامگذاري قديم اين منطقه به خرمي را به خاطر وجود دره حاصلخيزي دانسته‌اند که در قديم محل خوش آب و هوايي براي ايلات قشقايي براي ييلاق تابستانه آنها به شمار مي‌آمده‌است. نظر ديگري نيز براي علت اين نامگذاري وجود دارد که مي‌گويند منطقه امازاده شهدا(جايي نزديک خرمي) پيش از اين و در دوران هخامنشي به خاطر هواي سرد به عنوان اقامتگاه تابستاني کورش کبير بوده و چون آب زياد و زيبايي در دور آن بنا مي‌گرديده آن محل را فره آب نام نهادند که به مرور زمان و تغييرات گويش به فره -فرهي و اکنون خرمي مبدل شده‌است. زبان نخست مردم در دهبيد فارسى مى باشد. اين شهر داراى يك اثرِ باستانى است كه ان را "تل خاكى" مينماند. در اين شهر همچين يك کاروانسرا هست كه تا حدود 25 سال پيش به عنوان " مدرسه پسر انه جامى و دخترانه عفيف بود. متاسفانه از اين اثرِ باستانى كه قدمت ان به صفويه ميرسد خوب نگهدارى نشده است جمعيت اين شهر نفر مى باشد كه 10863 نفر بين سالهاى 1375 تا 1385 به اين شهر مهاجرت كرده اند. كه بيشتر انان براى كار به اين شهر مهاجرت كرده
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آتشكده آتشكوه نيمور محلات در 12 كيلومتري غرب دليجان در استان مركزي قرار دارد و متعلق به دوره ساساني است.

عظمت بنا به حدي است كه جزء برترين آتشكده‌هاي زردتشتيان جهان به شمار مي‌رود.

اين آتشكده در 5 كيلومتري جاده نيمور و نزديكي روستاي آتشكوه نيمور قرار دارد و مورخان بناي اين آتشكده را متعلق به دوره ساسانيان دانسته و معتقدند كه بر اساس شواهد و قرائن تا قرن چهارم هجري سالم بوده است.

بناي آتشكده در دامنه كوه آتشكوه و در كنار رودخانه‌اي به همين نام، در مساحتي حدود 600 متر مربع ساخته شده، طول بنا 28/40 متر و عرض آن در بخش شرقي 12/60 و در بخش غربي 25 متر مي‌باشد.

مجموع آتشكده از 3 بخش تالار اصلي (شرقي)، تالار غربي و راهرو تشكيل شده است. تالار اصلي يا شرقي آتشكده كه احتمالا محل آتشدان و نيايش بوده و شامل تالاري مربع شكل است، كه هر ضلع آن از بيرون 12/60 متر طول دارد.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنايي با دروازه قرآن شیراز
دروازه قرآن شیراز یکی از 6 دروازه باقیمانده این شهر و یکی از آثار دیدنی شیراز به شمار می‌رود.

دروازه قرآن از زمان آل‌بویه در همین مکان فعلی بارها ویران و تجدید بنا شده است.

ویران شدن این بنا در سال 1315 ه.ق به دستور والی وقت یکی از این نمونه‌هاست.

دروازه قرآن کنونی را نیکوکاری به نام حسین ایگار ساخته و به مردم شیراز هدیه کرده است.

در بالای طاق بزرگ این دروازه اطاقی تعبیه شده که دو قرآن کتابت شده به دست سلطان ابراهیم نوه شاهرخ تیموری در آن نگهداری می‌شده است.

مردم شیراز قدیم، اول هر ماه قمری با عبور از زیر قرآن که آن را به حضرت علی علیه‌السلام منتسب می‌دانستند خود را در برابر خطرها و بلاها بیمه می‌کردند.

آنها عقیده داشتند که کلام‌الله مجید تا پایان ماه آنان را از هر بلایی حفظ می‌کند.

این دو قرآن که در اصطلاح آن را قرآن هفده‌ منی می‌نامیدند هم اینک در موزه پارس شیراز در معرض دید علاقه مندان قرار دارد و یکی از شاهکارهای نگارش کتاب آسمانی مسلمانان جهان به شمار می‌رود.

دروازه قرآن شیراز در کنار تفرجگاه گهواره دید و مقبره خواجوی کرمانی از شاعران مشهور کشورمان قرار دارد وگردشگران بسیاری با عکس گرفتن در کنار این اثر تاریخی خاطرات شیرینی را با خود به همراه می‌برند

[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنايي با ميمون قلعه - لارستان
ميمون قلعه در 4 كيلومتري دهستان فداغ قرار دارد

 اين قلعه‌ تاریخی واقع در دهستان فداغ از توابع بخش گراش شهرستان لارستان در جنوب استان فارس است و یکی از نقاط دیدنی استان فارس در جنوب ایران به شمار مي‌آيد.

در ۴ کیلومتری غرب فداغ کوهی گرد و مجزا از کوه‌های دیگر به عظمت و بلندای تاریخ قرار دارد که تمدن و فرهنگ فداغ و منطقه را در دل خود به یادگار دارد.

یادگاری که نشان از سختکوشی و همت والای مردمان آن روز را دارد.

قلعه میمون لارستان، طبق شواهد و آثار بر جای مانده در حدود ۲۵۰۰ سال قدمت دارد.

این قلعه تا ۲۵۰ سال پیش از رونق اقتصادی و نظامی برخوردار بوده‌است. همچنین فعالیت کشاورزی نیز در پایین قلعه جریان داشته‌است.

ارتفاع قلعه از سطح زمین در حدود ۴۵۰ متر می‌باشد که به وسیله پلکان و تونل‌های مخفی پایین قلعه را به بالا متصل می‌کرد.

منبع- همشهری انلاین

[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنايي با قلعه اژدها پيكر - لارستان
 
قلعه اژدها پيكر در شهر لار در استان فارس قرار دارد

با توجه به يافته‌های موجود، قدمت قلعه اژدها پيکر به دوره پيش از اسلام می‌رسد و تا يک قرن پيش اين قلعه مسكونی بوده است.

قلعه اژدها پيكر روی يک سطح مرتفع در باختر شهر شيراز قرار گرفته و طول آن 700 و پهنای آن 170 متر است.

اين قلعه از 3 بخش ديوار سنگی محاطی، قلعه بالايی و ميانی تشكيل شده است. به جز قلعه بالايی و بنای مشهور به قبر مادر نادرشاه، بقيه قسمت‌های قلعه ويران شده است.

بقاياي اين قلعه روی تپه‌ای در شمال شهر لار نمايان است.

بین این تپه و تپه‌ای که قلعهٔ نارین روی آن ساخته شده بوده‌است، دره‌اي تنگ وجود دارد كه مسیر رودخانهٔ خشکی (رودخانه فصلی) به نام رودخانه (وروند) در آن قرار دارد.

قلعه اژدها پيكر يكي از قلاع قديمي لار است و چون به شكل اژدها مي‌باشد به اين نام معروف شده است.

در بالاي آن كوه آثار عمارات قديم از قبيل سرداب و مسجد و حمام و مقبره و چاه و دولاب و آب انبار موجود است و آثار برج و بارو و قلعه و حصار آن هم هنوز ظاهر مي‌باشد.

قدمت آثار و بقایای اين قلعه به دورهُ ساسانی مي‌رسد. استحکامات و تأسیسات داخلی آن چنان محکم و استوار بوده‌است که در قدیم آن را طلسم کیانی می‌نامیده‌اند.

برفراز این کوه چاهی از دل سنگ تراشیده شده که به دولاب مشهور است.

تاریخ درج: 18 مهر 1388 ساعت 18:52 تاریخ تایید: 19 مهر 1388 ساعت 00:24 تاریخ به روز رسانی: 19 مهر 1388 ساعت 00:25
منبع- همشهری انلاین
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]
بازار وکیل شیراز یکی از مشهورترین بازارهای سنتی و تاریخی ایران است.

اين بازار به فرمان کریم خان زند ملقب به وکیل الرعایا در سال‌های (1172-1193هـ.ق) ساخته شد. بازار وکیل در مرکز شهر شیراز (شرق میدان شهدا) قرار گرفته است و مسجد و حمام تاریخی وکیل نیز در کنار این بازار قرار دارند. معماری این بنا برگرفته از بازار قیصریه لار و بازارچه بلند اصفهان است اما عرض بازار وکیل بیش از سایر بازارهاست.

همچنین 74 دهانه طاق ضربی بازار با ارتفاع بیش از 11 متر ، بلندتر از طاق سایر بازارهاست.

این بازار که از نظر معماری سه فضای عبور و مرور (فضایی برای گذر مشتریان)، حریم مغازه (به ارتفاع تقریبی 2 پله بالاتر از سطح زمین) و فضای مغازه (محل فروش) است، 5 در بزرگ دارد که در چهار سوی آن قرار گرفته است.

همچنین بازار وکیل شامل دو رشته شمالی - جنوبی و شرقی - غربی است که یکدیگر را قطع می کنند.

ضلع شمالی – جنوبی بازار از دروازه اصفهان شروع می‌شود و تا کوچه جنوبی سرای مشیر ادامه می‌یابد.

در دو طرف این راسته هر قسمت 41 جفت (82 باب) مغازه وجود دارد که در جلوی هر یک سکویی از قطعات سنگی بزرگ قرار گرفته و بر روی آنها ، ترنج‌هایی برجسته حجاری شده است. در این بازار برای مصونیت از رطوبت، مغازه‌ها را حدود یک متر بالاتر از سطح زمین ساخته‌اند.

در شمال شرقی بازار وکیل چند کاروانسرای قدیمی به نام‌های روغنی، گمرک و احمدی ساخته شده که در ورودی آنها درون بازار است.هر یک از این کاروانسراها چندین حجره دارد.

سازمان میراث فرهنگی ، بازار وکیل را در تیرماه 1315 با شماره 924 به ثبت رسانده است

[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:33 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنايي با باغ ارم
ايرانگردی- اين باغ در جبهه شمال غربي، خارج از شهر شيراز در استان فارس و در دامنه كوه آسياب سه‌تايي قرار داشته و در حدود 3-2 كيلومتر تا كوه معروف بابا كوهي، در شهر شيراز فاصله دارد.

اطراف آن بيابان و رودخانه و سنگلاخ بوده، با گسترش شهرنشيني در جبهه غربي، به تدريج اين باغ در داخل بافت شهري قرار گرفته. در حال حاضر در انتهاي خيابان ارم و در تقاطع بلوار شرقي ـ غربي و بلوار شمالي ـ جنوبي جام جم و آسياب سه تايي، باغ ارم قرار گرفته است. اين باغ به مناسبت عمارت و باغ بزرگي كه در گذشته توسط شداد بن عاد پادشاه عربستان جنوبي به رقابت با بهشت ساخته شده، به باغ ارم مشهور گرديده است.

تاريخ ساخت اين باغ را به دوره سلجوقيان نسبت داده‎اند چرا كه در آن زمان، باغ تخت و چند باغ ديگر توسط اتابك قراجه حكمران فارس ـ كه از سوي سنجر شاه سلجوقي به حكومت فارس منصوب شده بود، احداث شد و احتمال مي‎رود ايجاد اين باغ به درخواست وي و در آن زمان بوده است. [استان فارس]

Iranian gardens - Bagh-e-Eram

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:33 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آتشكده نياسر بوسيله اردشير بابكان مؤسس سلسله ساسانى ساخته شده و اولين معبد و آتشكده‏اى است كه سلسله ساسانى در اوج رواج دين و آئين زرتشتى در ايران بنا كرد.

اين بنا نمونه كامل يك گنبد ساسانى است، بر زيربنائى مربع نهاده شده است و بزرگى و عظمتى كه در اين چهار طاقى به چشم مى‏خورد، از تعادل عناصر متشكل و توازن و هماهنگى تركيب بنا نشأت مى‏گيرد.

طول و عرض اين آتشكده 14 در 14 متر می‌باشد. این بنا پس از یورش تازیان ویران ولی سپس توسط مردم بازسازی شد و امروز تقریبا سالم می‌باشد.

نیاسر در 35 کیلومتری شمال‌غربی شهر کاشان قرار دارد و در منطقه‌ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس می‌باشد و چشمه‌ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا قرار دارد.

در نیاسر غاری که متعلق به دوره پارتیان بوده است نیز وجود دارد. به احتمال قوی این غار معبد میترایی بوده است که امروزه از مکان‌های دیدنی این شهر می‌باشد.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:32 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آتشکده اردشیر در خرابه‌هاي شهر استخر استان فارس قرار دارد که نام دیگر آن آتشکده آناهیتا یا ناهید می‌باشد.

چون اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی از خانواده موبدان بزرگ بود به همین دلیل این آتشکده را به شادمانی برقراری سلسله جدیدش در ایران ساخت.

آتشکده اردشیر نخستین بنای طاق‌دار سبک ایرانی است که از دوران ساسانی به جا مانده و در فیروز آباد استان فارس قرار دارد.

در تاریخ بلعمی و طبری آمده است که چون یزدگرد سوم نوه خسروپرویز بوده است پس بزرگان ایران او را به مقام پادشاهی رسانند و در آتشکده اردشیر استخر تاج شاهنشاهی را بر سر وی گذاشتند و سپس او را به پایتخت ایران در بغداد تیسپون فرستادند.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:32 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 شهر، شهري در جنوب استان فارس.
در جاده شيراز-بندرعباس (260 کيلومتري شيراز)داراي آب و هوايي نسبتا گرم مي‌باشد که در زمستان‌ها بسيار متغير مي‌شود. مردم اين شهر بيشتر باغدار هستند و با باغهاي بزرگ پرتقال خود تأثير زيادي در بازار مرکبات دارتد. اين شهر حدود 20000 نفر جمعيت دارد که بيشتر آن‌ها را جوانان تشيل مي‌دهند. اين شهر داراي مناطق زياد تفريحي مي‌باشد که هر ساله پذيراي تعداد زياي از هم استاني‌ها هست.تعدادي از مناطق تفريحي اين شهر عبارت اند از (خرتنگ. امام زاده شاه فصل. بوستان بزرگ عمومي و اشکفت ميرباقري و قصر دختر و پيرمراد و سرچک و ...)البته مي‌توان زيباترين منطقه تفريحي شهر را باغهاي خود مردم دانست.
جنت شهر که تا 15 سال گذشته ده خير عليا ناميده مي‌شد داراي مردمي خونگرم
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:31 ] [ اطلس ایران وجهان ]
خِشت يکي از شهرهاي شهرستان کازرون و در 45 کيلومتري جنوب کازرون و در 100 کيلومتري شمال بوشهر واقع شده‌است. این شهرحدود۱۰ هزارنفر جمعیت دارد

زبان مردم خشت فارسي با لهجه محلي و دين آن‌ها اسلام شيعه‌است.پيشه اصلي اهالي کشاورزي خصوصاً درخت نخل يا خرما است.

ديرينگي خشت حداقل به اوايل دوران اسلامي مي‌رسد که از توابع شهر بيشاپور به شمار مي‌رفته‌است.

بازمانده‌هاي شهر قديمي خشت مجاور خشت کنوني از مکان‌هاي ديدني آن است. مهم‌ترين زيارتگاه مردم در اين ناحيه امام‌زاده علي است که در روستايي به همين نام و در مجاورت شهر خشت قرار گرفته‌است. در جوار اين امامزاده گلزار شهداي خشت واقع شده‌است. از ديگر زيارتگاه‌هاي اهالي مي‌توان به چهارده معصوم در خشت، پير محي در دهله، شاه علي در ايجاني، امام‌زاده يعقوب، امام‌زاده بي‌بي سکينه و شاهزاده محمد در بناف، شاه نعمت الله در بنکي، امام زاده محمد در ده کهنه، شاهزاده محمد در بورکي پايين، شاهزاده اسماعيل، شاهزاده موسي و بي‌بي ماهرخ در رودک، بي‌بي عروس، شاهزاده محمد ابراهيم، پير خشو و شاهزاده جعفر در کمارج، امام‌زاده محمد در گوريگاه، شاه نبي‌الله در عمارت، شاه داوود در شاه داوود اشاره نمود.

اشارات تاريخي
مؤلف فارسنامه ناصري (ص 1296) در باره نام‌گذاري منطقه خشت نوشته‌است:«خشت در لغت قسمي از حلوا باشد که آن را در ظرفي ريخته تا يک پارچه و قرص شود و چون خرماي اين بلوک را که شيرين تر از حلواست در جلد کرده، يک پارچه شده، حمل اطراف کنند، اين بلوک را خشت گفته‌اند».

در نسخه‌اي از کتاب اسناد تاريخي خاندان غفاري که به کوشش کريم اصفهانيان در سلسله انتشارات بنياد موقوفات افشار منتشر شده‌است يادداشتي به خط ناصرالدين شاه به فرخ‌خان امين‌الدوله در باب گردنکشي طهماسب ميرزا مويدالدوله بدين شرح موجود است:
«نوشته مويدالدوله ملاحظه شد. شما همانطور که عرض کرديد، به احمدخان بنويسيد که... پيش کش او را مويدالدوله رد کند. خشت و کازرون را به شاهزاده وجه‌المصالحه واگذارد و ساير را داشته باشد گويا باعث آسودگي همه باشد، البته بنويس. به شاهزاده هم صريح بنويس براي من الولو درست نکند و گردنکشي نکند. براي کار احمدخان به خدا قسم اگر بقايا را نرساند و قسط امسال را درست نرساند، پوستش را خواهم کند.»

در فرهنگ جغرافيائي ايران ج 7، در مورد خشت آمده‌است: مرکز دهستان خشت بخش خشت شهرستان کازرون واقع در هفت هزارگزي شمال باختري کنار تخته و خاور کوه تکاب است. اين دهکده در جلگه قرار دارد و آب آن از رودخانه شاپور و چشمه تنگ عمو و محصول آن غلات ديمي و خرما و برنج و پنبه و شغل اهالي زراعت و کسب و يک باب دبستان دارد. اين دهکده راه فرعي دارد.

ميدان نفتي
ميدان نفتي خشت و کمارج که در نزديکي اين شهر قرار دارد يک ميليارد و 53 ميليون بشکه نفت درجا دارد و با حفاري نخستين چاه اکتشافي در سال 1371 خورشيدي به طور رسمي در فهرست ميدانهاي نفتي ايران قرار گرفت. از اين ميدان نفتي 270 ميليون بشکه نفت استحصال مي‌شود که استخراج روزانه 30 هزار بشکه از اين ميدان نفتي در نظر گرفته شده‌است که پس از انتقال آن بوسيله خطوط لوله 100 کيلومتري به دشت نرگسي در استان بوشهر از آنجا به خطوط انتقال نفت بندر گناوه متصل مي‌شود. وسعت ميدان نفتي خشت و کمارج 82 کيلومتر مربع اعلام شده‌است
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:31 ] [ اطلس ایران وجهان ]
زاهدشهر يکي از شهرهاي استان فارس و مرکز بخش شيبکوه از توابع شهرستان فسا است.فاصله اين شهر با مرکز شهرستان 25 کيلومتر و با شيراز 170 کيلومتر مي‌باشد اين شهر مسير ارتباطي فسا به جهرم مي‌باشد.

اين شهر با جميعت 20,000 نفر از نقاط باپيشينه کهن و فرهنگي استان فارس است. داراي آب وهواي نسبتاً خشک است ومحصولات آن گندم جو پنبه خربزه هندوانه ذرت کلزا مي‌باشد. زاهدشهر در گذشته زاهدان نام داشت و در سال 1368 با تأسيس شهرداري در اين شهر به زاهدشهر تغيير نام داد.

طبق برخي شنيده‌ها قدمت اين شهر به حدود يک هزارسال پيش باز مي‌گردد آن زمان که قبل از بناي شهر کنوني تيران نام داشت که منطقه‌اي حاصلخيز بود و کشاورزي در آن رونق داشته است. از جمله دلايل نام زاهدشهر يا همان زاهدان بر اين شهر وجود بقعه امامزاده زاهد از نوادگان امام موسي کاظم بوده است مي‌باشد. هم‌اکنون نيز اين شهر داراي دانشگاه آزاد وپيام نور مي باشد. اين شهر با داشتن افراد تحصيلكرده و نخبه از زمان هاي گذشته تا حال به عنوان شهري استعداد خيز مطرح بوده است .از آثار ديدني اين شهر مي توان به بقعه امامزاده زاهد در مدخل ورودي شهرتلي موسوم به تل قلات و ديرواقع در آن رودخانه خشك و دامنه هاي كوه درز اشاره نمود.
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:31 ] [ اطلس ایران وجهان ]
جویم یکی از شهرهای استان فارس می‌باشد که از شمال به شهرستان جهرم، از غرب به شهرستان قیر و کارزین، از شرق به شهرستان داراب و زرین‌دشت و از جنوب به بخش اوز لارستان محدود می‌گردد. طول و عرض جغرافیایی جویم به ترتیب 54و33 و 15و28 می باشد . ارتفاع جویم از سطح دریا به طور میانگین 835 متر و مساحت آن 3260 کیلومتر مربع است.

آب و هوای جویم به‌طور کلی گرم و خشک و از لحاظ وفور آب، غنی‌ترین بخش شهرستان است.

تاریخ‌نگاران، این شهر را به نام جویم ابواحمد شناخته‌اند. جویم از دو واژه ی "جو" و "یم" تشکیل شده است. "جو" به معنای جویبار و "یم" به معنای دریاست.

بنابر مستندات تاریخی، در گذشته‌های بسیار دور استخرهای آب راکد، چشمه‌ها، جویبارها و رودها گرداگرد جویم را فرا گرفته و در مرغزارها و جنگل‌های سرسبز آن، جانوران گوناگون می‌زیسته‌اند.

عمده‌ترین محصولات کشاورزی جویم گندم، پنبه، ذرت و مهمترین محصولات باغی، مرکباتی مانند پرتقال (محلی، والنسیا، توسرخ، نافی) و انواع نارنگی (کله مانتین و کینو)، لیمو ترش، لیمو شیرین، گریپ فروت، نارنج و ... هستند.

سطح زیر کشت محصولات کشاورزی و باغی به شرح زیر است :

گندم آبی 8000 هکتار ، جو آبی 450 هکتار ، پنبه2439 هکتار ، جو دیمی 6700 هکتار ، ذرت 800 هکتار ، پرتقال 350 هکتار ، نارنگی 150 هکتار ، لیمو ترش 750 هکتار ، لیمو خاگی 5/67 هکتار ، نارنج 20 هکتار ، ترنج 15 هکتار ، خرما 340 هکتار ، گریپ فروت 2 هکتار ، زیتون 4 هکتار و لیمو شیرین 700 هکتار .

بخش جویم با تولید سالانه بیش از 55000 تن گندم و 6000 تن پنبه و نزدیک به 100.000 تن انواع مرکبات و هزاران تن انواع دیگر محصولات کشاورزی ، همچون نگین سبزی در جنوب استان فارس می درخشد . بخش جویم در تولید اکثر محصولات ذکرشده ، در لارستان دارای مقام اول می باشد .

متاسفانه جویم در بخش کشاورزی نیز به رغم تولید این همه محصول گوناگون ، همچنان در گمنامی به سر می برد و محصولات این خطه ی زر خیز اغلب به نام شهرهای همجوار ثبت می شود که این مسئله ، ناراحتی کشاورزان را به دنبال داشته است و دارد .

بخش جـویم استعداد کشت اغلب گیاهان دارویی ، دانه های روغنی و محصـولات باغی مانند زیتون و زرد آلو را در سطح وسیع دارا می باشد .زمینه های سرمایه گذاری فراوانی در این بخش وجود دارد که از آن جمله می توان به کارخانه ی پنبه پاک کنی ، تولید آب میوه ، بسته بندی خرما ، تولید کنستانتره خوراک دام ، صنایع و ... اشاره کرد .
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]
سعادت‌شهر بخش مرکزي شهرستان پاسارگاد در استان فارس ايران است و در 105 کيلومتري شمال شرقي شهرستان شيراز قراردارد.جمعیت این شهرحدود۱۶ هزارنفر است

اقتصاد
اقتصاد اين شهر متکي بر کشاورزي و صنايع غذايي مي‌‌باشد. کارخانه‌هاي يک و يک، بيژن و چهاب وكارخانه شالي كوبي اعتماد در اين شهرستان و در زمينه صنايع غذايي فعاليت دارند.ودر توليد بزر شلتوك كارگاه توليد بذراعتمادفعاليت دارد.زمين هاي قصرالدشت اين شهرستان از لحاظ منابع آب، خاک و نيز موقعيت جغرافيايي بسيار مستعد بوده و در مسير جاده و راه آهن شيراز-اصفهان قرار دارد.

همچنين وجود آثار تاريخي پاسارگاد و نيز تنگه بلاغي بر جاذبه‌هاي گردشگري اين منطقه افزوده است. از مناطق تفريحي اين شهر مي‌توان به چشمه ابوالمهدي، تنگه الله اکبر، قصر الدشت، جنگل ارسنجان، تنگه سعادت شهر مي‌توان نام برد که از مناطق زيباي ايران مي‌باشد.

 منبع:مرجع شهرها ایران

[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]
گِراش شهري است از توابع شهرستان لارستان در جنوب استان فارس و در فاصله 355 کيلومتري از شيراز و 15 کيلومتري لار قرار دارد. احتمال داده مي‌شود نام آن از گبراش به جراش و سپس به گراش تغيير يافته‌است. جمعيت بخش گراش در حدود 39,791 نفر است.

آثار تاريخي گراش
برکه کل گراش
کاروانسراي برمير گراش
دژ گراش يا كلات
برکه چهارطاق
برکه کده بان
برکه اسدالله
برکه حاج ابوالحسن
مجموعه هفت بركه
سد تنگ آب
چاه گل اوي
مسجد آخوند
مسجد جمعه
در بخش جنوب غربي شهر در تنگه‌اي به نام تنگاب (تنگاو)در کوه سياه (کوسياه) سدي به نام همين تنگه از سنگ و ساروج ساخته شده‌است که بنابر نوشته‌هاي آقاي دکتر احمد اقتداري (استاد پيشين دانشگاه تهران) ديرينگي آن به دوره ساسانيان برميگردد. دو اثر باستاني ديگر:

برکه کل
اين بناي تاريخي و با شکوه در شهر گراش قرار دارد و بزرگ‌ترين آب انبار برکه ايران است قدمت اين آب انبار به حدود 300 سال پيش و زمان حکومت صفويان مي‌رسد سقف اين آب انبار در زمين‌لرزه سال 1331 منطقه لارستان به طور کامل فروريخته متاسفانه کتيبه يا نوشته‌اي درباره آن به دست نيامده‌است اين بنا که براي مصارف کشاورزي و آب آشاميدني مردم ساخته شده هنوز کاربرد دارد.

دژ گراش
دژ تاريخي گراش که کلات هم ناميده مي‌شود مربوط به عصر شاه زندو و پيش از آن است امير محي‌الدين از طرف سيد عفيف الدين شاه زندو مامور فتح اين قلعه شده با دلاوري بر آن چيرگي مي‌يابد اين دژ تاريخي در ادوار مختلف مرکز حکومت بود و در اين اواخر در درگيري نيروهاي رضاشاه پهلوي با زادان خان گراشي بناهاي آن به وسيله هواپيما بمباران شده آثارش از بين مي‌رود.

اماکن مذهبي گراش
مسجد : در گراش مسجدهاي زيادي وجود دارد که اسامي آنها بصورت زير مي‌باشد.
مسجد جامع - مسجد امام‌زين‌العابدين(ع) - مسجد آخوند - مسجد صاحب الزمان - مسجد سيدالشهدا - مسجد امام حسن

حسينيه : در گراش حسينيه‌هاي زيادي وجود دارد که در ماههاي رمضان و محرم عزاداران حسيني به اين دو مکان آمده و در سوگ مولايشان عزاداري مي‌کنند.
حسينيه اعظم - حسينيه سنگ آوي - حسينيه وليعصر(برق روز) - حسينيه حضرت اباالفضل عباس(ع) - حسينيه فاطميه(س)

امامزاده
بقعه شيخ عبدالله - امام‌زاده چاه‌گلابي - امام‌زاده سبزپوش

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]
فراشبند يکي از شهرهاي استان فارس است که در 180 کيلو متري شيراز واقع شده‌است.

اين شهرستان داراي منابع گاز طبيعي است. دراين شهرستان بقاياي 10 آتشکده زرتشتي وجود دارد.

اقتصاد اين شهرستان بر زراعت، باغداري و قالي‌بافي است. باغات اين شهرستان نخلستان است.

پالايشگاه گاز فراشبند نرسيده به فراشبند واقع شده‌است که تحت نظر شرکت نفت و گاز زاگرس جنوبي فعاليت مي‌کند. اين شهرستان داراي آب و هوايي گرم و خشک بوده و به همين لحاظ طبيعت بهار را در اواخر زمستان تجربه مي‌کند. اين شهرستان از غرب به کازرون و از شرق به فيروزآباد متصل است. طبيعت خاص اين ناحيه باعث مي‌شود که محصولاتي نظير گندم،جو،ذرت، کنجد، ليمو نيز قابل برداشت باشد.

بناهاي تاريخي متعددي در اطراف اين شهرستان از زمان‌هاي مختلف از جمله ساسانيان موجود است. از جمله امام زاده‌اي در 35 کيلومتري آن با نام سيد شجاع الدين معروف به امام زاده شهيد که در اصطلاح محلي او را آقام شهيد نيز مي‌خوانند.
جمعیت این شهرحدود۱۷ هزارنفر است
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ميمند فارس شهري است در بخش ميمند از توابع شهرستان فيروزآباد استان فارس در جنوب ايران.

مسافت اين شهر از مرکز استان فارس (شيراز) 95 کيلومتر بوده و تا شهر فيروزآباد 65 کيلومتر است.

ميمند در صد کيلومتري جنوب شيراز واقع شده‌است.اين بخش در آخرين مناطق پيشرفتگي ارتفاعات زاگرس در منطقه گرم و خشک جنوب قرار گرفته و موقعيت مذکور باعث شده‌است تا ميمند داراي آب و هوايي معتدل و نسبت به مناطق همجوار خنک تر باشد. ميمند در جلگه ميان دو رشته کوه نسبتاً بلند از سلسله جبال زاگرس به نامهاي سپيدار و پادنا (ميمند) که بصورت دو رشته با جهت شمال غربي و جنوب شرقي کشيده شده‌اند، قرار گرفته‌است. کوه سپيدار در طرف شمال شهر ميمند قرار دارد و دنباله کوه سبزپوشان شيراز است که داراي جنگل و منابع طبيعي فراواني است و ارتفاع قله آن متر مي‌باشد. در قسمت جنوب و جنوب شرقي ميمند کوه پادنا (در اصطلاح محلي پيدنو و در فرهنگهاي جغرافيايي ميمند نيز گفته مي‌شود) قرار دارد که ارتفاع قله آن متر مي‌باشد. در غرب نيز کوه کم ارتفاعي به نام قلات وجود دارد که از سيرزجان خواجه‌اي تا ميمند به موازات پادنا قرار گرفته‌است. از مشرق نيز به خرمن کوه (يا کوه سور) که از ميمند به شکل يک نيم دايره ديده مي‌شود متصل است.

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]
سورمَق يکي از شهرهاي استان فارس ايران است. اين شهر، در دهستان سورمق در بخش مرکزي از توابع شهرستان آباده قرار دارد و جمعيت آن طبق سرشماري سال 1385، برابر با 3,122 نفر است.

سورمق در 18 کيلومتري اقليد، 22 کيلومتري آباده و 245 کيلومتري شيراز قرار دارد. روستاهاي پيرامون آن عبارت‌اند از: دشت بيضا، باقرآباد، جوشقان، ده بالا، فيض‌آباد و آبادچشمه.

محلي‌ها اين شهر را سورمه مي‌نامند.

اطلاعات قديمي
در جلد هفتم فرهنگ جغرافيائي ايران آمده: قصبه سورمق مرکز دهستان سورمق بخش مرکزي شهرستان آباده است. داراي 4360 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات ، پنبه ،انگور، بادام است
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]
جغرافیای تاریخی استان

در ادوار پیش، اصفهان نقش پلی را داشت كه قسمتهای كم ارتفاع شرق فلات ایران را با سرزمین های كوهستانی غرب مرتبط می ساخت و برای اطراق سرمازدگان كوهستان غرب و گرمازدگان و خستگان هوای خشك شرق، محل مناسب و مطلوبی بود.از اصفهان قبل از اسلام، یعنی دوره حكومت مادها و دوره شاهنشاهی هخامنشیان ، اشكانیان و ساسانیان اطلاعات زیادی در دست نیست و از آن دوره ها، آثار قابل توجهی بر جای نمانده است.

استان اصفهان

آنچه مسلم است، استقرار جلگه اصفهان درمیان بیابان ها و كوه های خشك مركزی ایران از یك طرف و اهمیت و موقعیت ارتباطی خاص آن در مركز فلات پهناور ایران از طرف دیگر، تاریخ و سابقه آن را به سابقه و قدمت كشور ایران مرتبط كرده است.پیش از برپایی پادشاهی مادها، اصفهان حد شرقی ممالكی بوده است كه بابلی ها از آن اطلاع داشته اند و به احتمال قوی جزو ناحیه (انزان) یا (انشان) بوده است.

ویژگی‌های فرهنگی

استان اصفهان از جمله مناطق تاریخی کشور است که مانند ستاره درخشانی بر تارک سرزمین کهنسال ایران می درخشد این استان تنوع قومی جالب توجهی دارد که فرهنگ پر بار ملی و مذهبی ایران عامل پیوند و یگانگی تمامی آنها از جمله بختیاری ها، ارمنی ها، زرتشتی ها و... شده است.

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:16 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 بناي اوليه شهرنايين به دوران قبل ازاسلام بازمي گردد. صحت اين مدعا راعلاوه برنوشته هاي مورخين و جغرافيا نويسان قديم، گويش محلي خاص مردم نايين تقويت مي كند. اين گويش هنوز نيز متداول و مرسوم است. مولف كتاب((مسالك و ممالك)) فارس را ايالت قديمي ايران و محل تشكيلات دولت هخامنشي ذكر مي كند كه دوره ساسانيان و پس از اسلام به پنج ولايت يا استان تقسيم مي شده است. كه هر قسمت (كوره) ناميده مي شد در دوره هاي ساساني و پس ازاستقرار اسلام، شهرنايين جزء يكي از اين كوره ها به شمار مي آ مد. بيشتر پژوهشگراني كه درباره نايين بررسي و تحقيق كرده اند به آبادي و آباداني آن در ادوار قبل از اسلام اشاره كرده اند. اما در مقدمه كتاب(تذكره سخنروان نائين) شهر نايين شهركي كاروان انداز معرفي شده كه قافله ها براي استراحت و فراهم ساختن زاد سفر در آن بار مي انداخته اند. ساربانان نيز شتران خود را در نايين(هنارگيري)مي كرده اند. به هرحال، با مراجعه به منابع مختلف مي بينيم نايين درقبل ازاسلام مركز اداري و خدماتي بخشي ازناحيه يزد بود.
بااستقرار اسلام، در بيشتر شهر هاي ايران و ورود اين آيين به نايين، شهر نايين موقعيت خود را همچون گذشته حفظ كرد. يكي از نو يسندگاني كه درقرن چهارم هجري كتاب خود راتأليف كرده است نائين را شهري آباد و پرجمعيت ذكر مي كند.
در قرن پنجم هجري، شهر نايين مانند ديگر شهرهاي نز ديك به اصفهان مورد توجه قرار گرفت. در نيمه اول اين قرن ناصر خسرو، درسفر مشهورش از نائين عبور كرد و به اين شهر اشاره نمود او در سفرنامه اش درباره اوضاع اجتماعي نايين مطلب تازه اي ارائه نكرده است. به همانگونه كه ياقوت حموي نيز تنهابه نقل قولي از اصطخراي اكتفا كرده است.
در دوران مغول، با روي كارآمدن ايلخانان و حكومت غازان و سلطان((محمد اولجايتو)) كه پس از تشرف به دين اسلا م به لقب ((خدا بنده)) ملقب شد در نايين نيز تحولاتي به وقوع پيوست. دردوران حكومت اين دو ايلخان كه با وزارت خواجه رشيدالدين فضل الله همداني مقارن است اصلاحات اساسي در اكثر شهرهاي ايران به وجود آمد. در اين دوران آثار مهم و با ارزشي مانند مسجد بابا عبدالله ،عمارت امامزاده سلطان سيدعلي و مناره مسجدجامع در نايين ساخته شد.
در نيمه اول قرن هشتم هجري، ملك اشرف پس از شكست از شيخ ابو اسحاق اينجو در شيراز و فراربه يزد، بيشتر آبادي ها و شهرها ي يزد را خراب كرد و به نايين رسيد.
درجنگي كه در سال 744 هجري در نايين بين او و امير مبارزالدين از امراي آل مظفر به وقوع پيو ست ملك اشرف شكست خو رد .اين جنگ باعث خرابي نايين شد و خلقي عظيم كشته شدند.
در اواخر قرن هشتم هجري، در روزگاري كه امير تيمور خود را براي حمله به شهرهاي مركزي ايران آماده مي كرد بارديگر نايين گرفتار درگيري شاه منصور و شاه يحيي مظفري شد، تو ضيح اينكه در سال793 بين اين دو برادرجنگي درگرفت كه بيشتر رو ستاها و قصبات بين اصفهان و يزد و كرمان تخريب شدند. نايين نيز آسيب فراوان ديد.
در قرن نهم نيز جنگ و كشتارهائي بين خاندان هاي آق قو يوفلو و قراقريونلو بوقو ع پيوست. نايين بر سر راه شهرهاي مهم، مورد نزاع واقع شده بود بنا براين در اين درگيري نيز از آسيب و تخريب ها در امان نماند. اما در همين سالها، دولتشاه سمرقندي در تذكره اي كه به نام خود او ست و درسال892 هجري تاليف كرده ((نايين را قصبه اي خوش آب و هوا معرفي مي كند كه بعضي محصولات آن بي نظير است)).
دراوائل قرن دهم، بار ديگر جنگي عظيم بين سران اق قويونلو به وقو ع پيوست. محل اين نبرد نيز حوالي نايين بود. به نوشته كتاب احسن التواريخ اين جنگ باعث شد تا محمد ميرزا آق قويونلو بر فارس استيلا يابد. در دوران حكو مت تركمانان اق قويونلو ونيزيان از نایين عبور كردند اما گزارش سفر آنها نكته مهمي از اوضاع نايين رابه دست نمي دهد. بطور كلي از حمله مغول تا ظهور دو لت صفوي، فرامانروايان مختلفي از ترك و تاتار و تركمن و ساير نژادها و مليت ها، در نقاط مختلف ايران به قدرت رسيدند. به طوري كه هر قسمت از كشور ما در دست خانواده يا طايفه اي بود.
در دوران حكمراني ايلخانان نايين از اصلاحات و تحولي كه در بسياري از شهرهاي ايران آغاز شده بود بي بهر ه نما ند. رونق اقتصادي دوره مغول نايين را كه در كنار شاهراه خليج فارس و ري و سلطانيه قرار گرفته بود به صورت شهري پر جمعيت و آباد دراورد. در اين زمان، و بخصوص در عصر حكومت غازان و سلطان محمد اولجايتو و وزارت خواجه رشيدالد ين فضل الله در نایين آثار با ارزشي ساخته شد. برخي از اين آثار در عداد بناها ي كم نظير به شمار مي رو ند و نمايانگر پيشرفت معماري اسلامي ايراني آن عصر مي باشند. اين رونق و پيشرفت نسبي علاوه بر آن كه باعث احداث مساجد و بناهاي متعددي گرديد اقوام و خانواده هاي مختلفي را نيز از ديگر شهرهاي ايران به نايين سرازير كرد. از جمله اين اقوام، عده اي از اميرزادگان و امراء مغو ل بودند كه به همراه خانواده ها و اقوام و ملازمين خود به نايين آمدند و دراين شهر و روستاها و قصبات اطراف آن ساكن شدند.

آثار تاريخي نائين

بافت قديم نائين از 7 محله تشكيل شده است. اين محلات كه هر يك حسينيه هايي دارد عبارتند از: محله چهل دختران، پنجاهه، نو گاباد و يا نو آباد، باب المسجد يا در مسجد، سراي نو، كوي سنگ يا گودالو و محله كلوان. اين بافت به سبب تاثير پذيري از عوامل گوناگوني مانند محيط طبيعي، آب و هوا، نيازهاي شهر، لزوم امنيت شهر در برابر تهاجم بيگانگان طراحي شده و به طور كلي داراي كل ارگانيك بسته و معماري درونگر است. آنچه در بادي امر يك مسافر كنجكاو در نائين با آن رو به رومي شود اين مساله است كه عموم فضاي معماري و آثار تاريخي كه در طول قرن اسلامي ساخته شده اند در تركيبي متراكم در كنار يكديگر و متصل به هم استقرار يافته اند. به عبارت ديگر طراحي شهر به گونه اي بوده است كه فضاي مسكوني بدون آن كه از نظر كاربردي دچار اشكال شوند در كنار عناصر شهري مانند مسجد جامع و دارا لحكومه و بازار و حسينيه و مدرسه و حمام مستقر شده اند …
امروز نايين به دو قسمت نايين جديد و قديم تقسيم مي شود. اكثر مردم خانه هاي قديمي را خراب كرده و به قسمت نوساز شهر نقل مكان كرده اند اما آثار تاريخي موجود در محلات شهر گوياي قدمت آن است مهمترين اين آثار عبارتند از:


نارنج قلعه

آثار باقيمانده بنايي كه به نارنج قلعه (نارين قلعه) معروف است حكايت از قدمت و ديرينگي آن دارد. سبك بنا و نوع مصالح به كار رفته آن را به قبل از اسلام مربوط مي كند ارتفاع قلعه از سطح زمين 25 ذرع است. درباره كاركرد اين قعله اطلاع صحيحي در دست نيست. اما بعيد نيست كه اين فضا همواره با فضاهاي مجاور آن حاكم نشين و مركز اداري نظامي شهر بود باشد. مدارك و منافع متعدد به شهر هائي اشاره مي كنند كه قلعه هاي مانند نارنج قلعه داشته اند. اصطخري در كتاب خود از وجود پنج هزار قلعه در شهرها و كوه هاي پارس خبر داده است. اصطخري به آتشكده اي نيز اشاره مي كند كه بر بالاي اين قلعه قرار داشته است با توجه به اين مطلب احتمال اين كه اين قلعه در قبل از اسلام محل نگاهداري اتش بوده است بسيار است. در دوره صفويه نيز شهرهاي متعددي وجود داشته اند كه در آن قلعه هاي موسوم به نارنج قلعه بوده است. اين قلاع جنبه نظامي داشته اند. بنا براين با توجه به اين نكته و بادر نظر گرفتن خندقي كه پيرامون اين قلعه بوده است مي توان (نارنج قلعه) نايين را هم يكي از قلاع نظامي به حساب آورد.


مسجد جمعه


مسجد جمعه يا مسجد جامع يا مسجد علويان نائين مشهورترين اثر تاريخي شهر است كه در محله باب المسجد واقع شده است آنچه دربادي امر توجه بيننده را به خود جلب مي كند شباهت كلي و مشخص مسجد با مساجد تاريخانه دامغان و مسجد جامع تبريز فارس است. تزئينات مسجد با طرحهاي مختلف يادآور سنتهاي گذشته ايرانيان است. گچ بر يهاي بسيار زيبا و جالب مسجد اين اثر را در عداد يكي از نفيس ترين مساجد ايران قرار مي دهد. باتوجه به خصوصيات معماري مسجد و نظر برخي از محققان به نظر مي رسد كه مسجد جامع نائين در اواخر قرن سوم يادر قرن چهارم هجري ساخته شده است. طاق نماهاي بسيار زيبايي مسجد با سقف هلالي آن بيانگر هنر معماران و استاد كاران مسلمان ايراني است. بر روي ديوار و طاق جرزها ونقوش متنوع و اشكال هندسي ساده توام با شاخ وبرگ گچ بري شده بچشم مي خورد. از خصوصيات اين گچ بري گودي و عمق آن است همين امتياز در هنر گچ بري موجب شده تا پژوهشگران و معماران اين بنا را در زمره مساجد اوليه به حساب آورند. از دگر نفايس اين مسجد منبر و در چوبي آن است. اين در و منبر كه شاهكار مسلم منبت كاري هستند بيانگر ذوق و خلاقيت هنرمنان ايراني در قرن گذشته مي باشند بر روي منبر كتيبه اي بخط نسخ بسيار زيبا با تاريخ 711 هجري مشاهده مي شود. در زمينه اين كتيبه نقش شاخ و برگ كنده كاري شده است اين كتيبه بيانگر اين نكته است كه منبر در قرن هشتم هجري به مجموعه بنا اضافه شده است. علاوه برآن اين كتيبه نام (جلال الدين ملك التجار)واقف منبر نوشته شده است. مسجد جامع علويان نائين پس از احداث چند بار تعمير و مرمت شده است از جمله در سال 874 هجري قمري مرمتي صورت گرفته كه بر كتيبه اي درقاب چوبي در مسجد نوشته شده است.




ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:16 ] [ اطلس ایران وجهان ]
خوانسار يكي از شهرستان هاي استان اصفهان است كه مرم آن به كارهای كشاورزی و پرورش زنبور عسل اشتغال دارند. چشمه های طبيعی و چشم انداز رودخانه ها‎؛ جاذبه های طبيعی شهرستان خوانسار را تشکيل می دهند و مسجدهای قديمی و آرامگاه های بزرگان نيز از جاذبه های تاريخی اين منطقه به شمار می آيند. در شهرستان خوانسار صنايع دستی از قدمت و تنوع زيادی برخوردار است. قالی بافی، آهنگری، نجاری، كفش، گيوه، كوزه گری، سفال، خياطی، قاش تراشی، چيت سازی، عصاری، تهيه شيرينی( گز) و... از صنايع دستی اين شهرستان محسوب می شوند. در زير به برخی از هنرهای دستی مردم اين شهرستان اشاره می شود. در گذشته به دليل نبودن قاشق و چنگال فلزی، هنر قاشق تراشی اهميت زيادی داشته است، ولی اندک اندک از اهميت آن كاسته شده است. در گذشته قاشق های بزرگی از چوب گلابی برای افشره خوری می ساختند، كه ظريف بوده و چون دسته آن به شكل دست به كفه اش پيوند می يافته به قاشق دست دلبری سرشناس بوده است


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:16 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان نطنز يکی از مناطق تاريخی و مهم استان اصفهان است که از مناطق ديدنی و آثار تاريخی با ارزش و طبيعت زيبايی برخوردار است. وجود روستای تاريخی و با اهميت ابيانه در اين منطقه به همراه چندين مسجد تاريخی و مهم با معماری جالب و ديدنی نطنز را به لحاظ گردشگري در رديف مناطق معروف استان قرار داده است. شغل مردمان نطنز كشاورزي و دام داري است. در شهرستان نطنز صنايع دستی متنوعی توليد می شود که مهم ترين آن ها فرش‌بافی، سفال‌گری، كارگاه‌چينی و سراميک سازی، ريسندگی و بافندگی وچاروق دوزی می باشد. قالی بافی از ديرباز در اين ناحيه رواج داشته و قالی های نطنز اكثرا دارای طرح‌كاشان ونقش‌های لچک‏، ترنج، بادامی، شاه عباسی، افشان، شاخه شكسته شكارگاهی، اژدری، و سليمی هستند. به همين منظور چند سالی است كه يک شركت فرش در شهر نطنز تاسيس شده و قالی های صادراتی قابل توجهی عرضه می دارد.

مکان های دیدنی و تاریخی


شهرستان نطنز يکی از مناطق تاريخی و مهم استان اصفهان است که از مناطق ديدنی و آثار تاريخی با ارزش و طبيعت زيبايی برخوردار است. وجود روستای تاريخی و با اهميت ابيانه در اين منطقه به همراه چندين مسجد تاريخی و مهم با معماری جالب و ديدنی اهميت گردشگري اين منطقه را چندين برابر كرده است. آرامگاه ها و عمارت های قديمی‏ و آتشکده های دوره های ساسانی، گوشه ای از آثار تاريخی و مکان های ديدنی منطقه را تشكيل مي دهند.  


صنايع و معادن


صنايع ماشينی نطنز عبارتند از:كارخانه چينی و سراميک، كارخانه های ريسندگی و بافند گی.در شهرستان نطنز معادن مس، سرب، زغال سنگ، سنگ مرمر، سنگ ساختمانی، آهک، گچ، ‌نمک و نقره وجود دارد.  

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:15 ] [ اطلس ایران وجهان ]

در شهرستان نجف آباد صنايع دستی زيبا و با ارزشی توليد می شود که مهم ترين آن ها قالی بافی است كه از شهرت خوبی برخوردار بوده و ارزش صادراتی دارد. بعد از کشاورزی، قالی بافی مهم ترين رشته اقتصادی منطقه است که اين مساله نشان گر اهميت اقتصادی اين صنعت دستی است. از ديگرصنايع دستی اين شهرستان قاليچه، گليم وجاجيم را می توان نام برد که به حد وفوردراين شهرستان بافته و صادرمی شوند. قلم كار، ورشوسازی، چاقوسازی، ‌قفل، ‌اسلحه سازی و ساخت كارد و چنگال نيز از ديگر اقلام صنايع دستی اين شهرستان هستند. قالی های طرح نجف آباد بيش تر با نقش های افشان، لچک ترنج و محرابی بافته می شوند و از اقلام صادراتی نجف آباد و هم چنين ايران به شمارمی روند. پارچه بافی، كرباس بافی، لوده بافی، ‌تخت كشی، گيوه بافی، پنبه دوزی، نمد مالی، ‌كلاه مالی و چين گری از ديگر صنايع دستی اين منطقه است.

مکان های دیدنی و تاریخی


از مکان های ديدنی شهرستان نجف آباد اطلاعاتی در دست نيست.  

 

صنايع و معادن


در شهرستان نجف آباد صنايع نقش ويژه ای داشته و نيروی كار بسياری را وارد كارخانه ها و كارگاه ها ساخته است. صنايع ماشينی اين شهرستان، ذوب آهن، صنايع فولاد، ‌پلی اكريل، پالايشگاه و صنايع نظامی است، و در زمينه صنايع کارخانه ای صنايع زير در فعاليت هستند: كارخانه های ريسندگی و بافندگی، ‌سنگ بری، كاشی سازی، كارخانه داروسازی، صنايع غذايی، چراغ گاز، صنايع خوراكی، و… . در اين ناحيه معدن سرب در خانه سورمه كرون است. اين معدن از سال 1329 هـ . ش، ‌مورد بهره برداری قرار گرفت و دارای نقره، كالين و سرب می باشد.  

 

کشاورزی و دام داری


كشاورزی در اين شهرستان علی رغم كم آبی و زمين های نامناسب رونق دارد. فرآورده های زراعتی و باغ داری آن، عبارتند از: بادام، گردو، انگور، زردآلو، توت، ‌هلو، آلبالو، سيب، سنجد، ‌گيلاس، گلابی، خرمالو، ‌انجير. هم چنين كشت های جاليز، گياهان علفی، تره بار، گندم، جو، ‌عدس، ‌ماش، نخود، ‌باقلا، لوبيا و برنج رواج دارد. در زمينه دام پروری پرورش گوسفند، بز و گاو به روش های سنتی و صنعتی رواج دارد.  

 

مشخصات جغرافيايي


شهر نجف آباد، مركز شهرستان نجف آباد با پهنه ای حدود 3 هزار و 750 هكتار، در مسير راه اصفهان – خوزستان، در 32 درجه و 38 دقيقه پهنای شمالی و 51 درجه و 22 دقيقه به ازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ و بلندی يک هزار و 600 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان برخوار و ميمه، از باختر به شهرستان فريدن و استان چهارمحال‌و‌بختياری، از‌خاور‌به‌شهرستان های خمينی شهر و فلاورجان و از جنوب به ‌شهرستان لنجان محدود است. نجف آباد در دشت در ميان چند كوه قرار گرفته است. بلندترين بلندی، كوه فيله در جنوب آن است. آب و هوای نجف آباد نيمه بيابانی و ميانگين بيش ترين درجه حرارت سالانه 8/12 و ميانگين كم ترين درجه حرارت سالانه 2/6 درجه سانتی گراد است. بيش ترين بارش درزمستان می بارد و ميانگين بارش ساليانه اين شهر حدود 140 ميلی متر گزارش شده است. ( برای اطلاعات بيش تر نگاه کنيد به اطلاعات جغرافيايی نجف آباد ) 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


در چگونگی نام گذاری شهر نجف آباد گفته اند، كه در حدود سال 1022 هـ . ق، شاه عباس اول صفوی، مقدار زيادی پول و جواهرات برای آرامگاه حضرت علی (ع) در نجف اشرف اختصاص داده و تصميم می گيرد به شهر نجف در عراق بفرستد. در اين هنگام شيخ بهايی از جريان آگاه شده درمی يابد كه خروج پول و جواهر برخلاف مصالح كشور است و برای جلوگيری از آن، نزد شاه عباس رفته اظهار می دارد كه ديشب در خواب حضرت علی (ع) را زيارت كردم، به من امر فرمودند كه نجف را به جواهر شما نيازی نيست، پول و جواهر را صرف ساختمان شهری به نام نجف آباد، در نزديک اصفهان كنيد. شاه عباس اين گفته شيخ بهايی را پذيرفته دستور ساختمان اين شهر را می دهد. به اين ترتيب شهر در دشت پهناوری در 29 كيلومتری باختر اصفهان ايجاد گرديد و نجف آباد خوانده شد. پيش از بنای اين شهر، خانواده های زرتشتی، در كوه پايه های شمال شهر ساكن بوده اند. اين شهر كه در مسير شاه راه اصفهان به نواحی باختری، شمال باختری و جنوب كشور قرار دارد، از جای گاه استراتژيک، ارتباطی و اقتصادی مهمی برخوردار است. نجف آباد تا چند دهه پيش قصبه ای بيش نبود و در سال 1337 هـ . ش به عنوان مركز شهرستان شناخته شد

اين شهر در عهد صفويان يعني حدود 400 سال قبل پايه ريزي شده. طراح و معمار اين شهر، پيرفرزانه، معمار، رياضي دان و دانشمند زمانه مرحوم شيخ بهايي عليه الرحمه بوده است که با معماري اصولي و مهندسي بسيار پيش رفته خيابانها و کوچه هاي شهر داراي بناهاي معيشتي، باستاني مذهبي مختلفي از قبيل مسجد سقاخانه، عصارخانه، آسياب آبي، کاروانسرا، برج کبوترخانه، حمام و ... مي باشد.
به گمان خيلي ها اماکن تاريخي و ارزشمند بايستي قدمت چندين هزار ساله داشته باشند، در غير اين صورت هيچ ارزشي ندارند.
اين مسئله را بعضي از شهروندان نيز تاييد مي کنند، به عنوان مثال اگر از آنها سئوال شود به نظر شما در شهر نجف آباد آثار ارزشمندي از پيشينيان مي شناسيد؟ نه تنها پاسخ منفي است که مي گويند که مي گويندمگر شهر ما تاريخي است !!! غافل از اينکه ملاک ارزشمند بودن چيزي تنها قدمت آن نيست واگر اينطور بود شهر تهران با قدمت 200 ساله اش که داراي منازل، کاخ ها، ابنيه و عمارتهاي ارزشمند فراواني مي باشد، نبايستي اثر ارزشمندي به ثبت مي رسيد. خيلي از آثار به محض خلق، ارزشمند محسوب مي شوند. به عنوان مثال تابلوهاي نفيس استاد فرشچيان که به محض ابداع در رديف آثار ارزشمند قرار گرفت و ثبت مي گردد.
در شهرستان نجف آباد نيز آثار ارزشمندي وجود داشته و دارد که تعدادي از آنها ويران گرديدهو به دست فراموشي سپرده شده است و چندي هم حفظ گرديده اند.
شهرستان نجف آباد به لحاظ اينکه مردمي سخت کوش و فعال در عرصه اقتصادي داشته ابنيه تاريخي اش نيز در واقع به نوعي مربوط به مسائل معيشتي و اجتماعي مي شده و در اصل هنرشان را صرف ساختاماکن تجملي و اشرافي ننموده اند. شايد يکي از دلايل آن عرق مذهبي و دليل ديگر هم ميتواند نه چندان خوب بودن وضعيت اقتصادي آنها بوده باشد.
به جز منزل بسيار بسيار زيبا و ارزشمند که متعلّق به يکي از خوانين نجف آباد بوده است و تخريب شده آثار باشکوه و فوق العاده گزارش نشده است. در عوض اماکن زيباي معماري و در عين حال درآمد زایی فراواني وجود داشته از قبيل:
عصارخانه ها برجهاي کبوترخانه آسيابهاي آبي حمامهاي عمومي که در بخشهاي ديگر به طور کامل در مورد آنها بحث خواهد شد.
 

پیشینه


مقدمه: در دوره صفوي شهر نجف آباد با طرح شيخ بهايي و به پيشنهاد او به عنوان يك شهر جديد احداث شده است انگيزه ايجاد شهر نجف آباد چه بوده است اظهار نظرات مختلف و ابهامات گوناگون وجود دارد و مشورترين اين قول نزورات و عايدات موقوفات منطقه به وسيله كارواني از اصفهان به سوي نجف اشرف مي رفت كه پس از پيمودن 25 كيلومتر از حركت باز ايستاد و ديگر پيش نرفت شيخ بهايي چاره را در اين ديد كه با اذن شاه عباس محمولات شتران را هزينه بناي شهري كنند به نام نجف آباد وچنين شد كه اين شهر متولد شد در حاشيه اين تاريخچه قصه هايي است كه از آن مي گذريم اما نام نجف آباد مويد اين نظريات و قول ديگر اين است كه توليد و گسترش صنايع نظامي كه صنعت نجف آباد به تازگي توسط برادران شرلي به ايران آمده بود نيازمند موفقيت جغرافيايي خارج از شهر اصفهان بود و نجف آباد احداث شد تا صنعت گران اطراف آن كشور در اين شهر گرد آيند و آمادگي دفاعي صفويان توسعه طلب را از طريق ساخت انواع سلاح هاي آتشين افزايش دهند سابقه صنايع دستي ريخته گري و فزوني صنايع ريخته گري نجف آباد در حال حاضر مويد اين قول است. (لغت نامه دهخدا / نشر سازمان لغت نامه ص 357)

نقل قول: راجر سيوري در كتاب خود مي نويسد: شاه عباس و طراح اصلي شيخ بهايي با ايجاد شبكه هاي كامل آبياري و ارتباطي و بنيان نهادن شهر بازرگاني و پر رونق نجف آباد در 25 كيلومتري غرب اصفهان براي تهيه آذوقه شهر (اصفهان) زير بناي زراعي استواري براي پايتخت جديد فراهم آورد سابقه تهيه مايحتاج خوراكي اصفهاني ها مانند: گوشت و ميوه ولبنيات از نجف آباد كه اكنون نيز كم وبيش ديده مي شود مويد اين نظريات. اگر قبول كنيم كه نجف آباد هر سه نظر فوق صحيح است پندار اشتباهي نيست يعني از نجف آباد با پولها واجناس باز مانده از سفر نجف اشرف احداث شده و صنعت گران از رواياي كشور در آن گرد آمده اند و شيخ بهايي با ايجاد يك قطب كشاورزي در اطراف مناطق مسكوني به شهر را قابل سكونت وخود كفا كرده است و يا اين وصف كه بزرگترين قنات ايران در زمان شاه عباس به نام قنات زرين كمر به طول 9 فرسخ توسط ايشان 11 جوي بزرگ مي شده كه اين 11 جوي به فاصله چند صد متر از يكديگر و بصورت موازي غرب تا شرق شهر را طي مي كرد و باغهاي محاط به شهر را ابياري مي كرد. لازم به تذكر است شمال و جنوب شهر نجف آباد در دو طرف جاده اصلي اصفهان و خوزستان به نام 5 جوبه و 6 جوبه نجف آباد نقشه معماري و شهر سازي پيشرفته اي دارد كه گفته مي شود و نسخ اصلي آن كه توسط شيخ بهايي ترسيم شده است و در موزه شهر ليسبون پايتخت پرتغال نگهداري مي شود. نويسنده كتاب شيخ بهايي در كتاب آينده عشق ذكر كرده كه طراحي و معماري و شيوه شهر سازي نجف اباد كه بوسيله شيخ بهايي صورت گرفت نه تنها در ان زمان بي نظير بوده بلكه پس از گذشت قريب به 4 قرن همچنان مطلوب است. كوچه ها و محلات از شيوه و روش بسيار پشرفته علمي پيروي نموده به طوري كه هنوز هم رفت و امد در كوچه هاي عموماً شمالي / جنوبي و شرقي و غربي آن شهر به صورت ساده و راحت انجام مي شود. محلات طوري طراحي شده كه مشكلات رايج در شهر هاي مشابه را ندارد و اصولاً در اين شهر درگيري هاي قديمي و محله اي وجود ندارد و طراحي و معماري شهر نجف اباد بيانگر قدرت و دانش بي نظير شيخ در زمينه شهر سازي و معماري است.
 

موقعيت حوضه جغرافيايي نجف آباد:

منطقه نجف آباد بين طول جغرافيايي 60ً 10َ 50 و 34ً 4َ 50 و عرض جغرافيايي 46ً 7َ 32 و 21ً 16َ 32 قرار گرفته است. اين منطقه از ارتفاعات دالان كوه با ارتفاعي بالغ بر 3450 متر واقع در جنوب غربي حوضه و يا در 25/10 كيلومتري جنوب شرقي دامنه شروع شده و با جهتي شرقي به طول 81 كيلومتر تا حدود 5/21 كيلومتري غرب شهر اصفهان ادامه پيدا مي كند. شهرنجف آباد از شمال به زير حوضه علويجه , دهق و از شرق به فلاورجان، خميني شهر و اصفهان و از غرب زير حوضه فريدن و – داران و از جنوب زير حوضه لنجانات محدود مي گردد و بين دو رشته كوههاي شمالي و شمال غربي و جنوب و جنوب غربي محدود است. وسعت منطقه 4163 كيلومتر مربع است.
شهرستان نجف آباد بر گستره دشتي در محصوره فرسايش يافته پيش كوههاي داخلي زاگرس كه متعلق به دوران سوم زمين شناسي مي باشد. در جنوب خوانسار و ميمه، شمال لنجان، شرق فريدن و غرب اصفهان واقع شده است. از نظر طول و عرض جغرافيايي در51 درجه و 21دقيقه طول شرقي و 38 دقيقه و 32 درجه عرض از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. ارتفاع متوسط آن از سطح دريا در حدود 1655 متر مي باشد كه 82 متر از سطح اصفهان بلند تر است و حدود 635 متر از سطح كوهستاني فريدن پايين تر است.


هواشناسي نجف آباد:


هواشناسي نجف آباد بر اساس آمار 17 ساله ايستگاه در دوره 1992-2002 متوسط بارندگي ساليانه 6/150 ميليمتر و متوسط درجه حرارت ساليانه 9/14 درجه سانتي گراد است. سردترين ماه سال دي ماه و گرمترين آن تيرماه است. معمولاً بارندگي از اواخر مهر ماه شروع و تا اواخر ارديبهشت ماه تقريباً ماه تقريباً بمدت 7 ماه ادامه مي يابد. وقوع بارندگي در ساير ماههاي سال كاملاً تصادفي و اتفاقي است. بطور متوسط ساليانه حدود 96 روز احتمال وقوع يخبندان وجود دارد و روزهاي يخبندان معمولاً از آبانماه شروع و تا اواخر اسفند ماه ادامه دارد و بدين ترتيب حدود7 ماه از سال احتمال وقوع يخبندان وجود دارد.
 

ويژگي هاي طبيعي،  آب و هوا:

بر اساس تقسيم بندي گوسن منطقه نجف آباد در اقليم بندي نيمه بياباني شديد قرار گرفته كه هر چه بطرف غرب پيش برويم به اقليم نيمه بياباني ضعيف تغيير مي يابد. تقسيم بندي اقليمي نجف آباد را درمنطقه خشك بسيار گرم با تابستانهاي خشك قرار داده است كه بتدريج و با حركت به سمت غرب به اقليم نيمه خشك گرم با تابستانهاي خشك قرار مي گيرد. دو رشته كوهي كه حوضه مورد نظر را در بر گرفته است جز پيش كوههاي داخلي زاگرس مي باشد و اكثر ارتفاعات حوضه را تشكيلات آهكي كه تا سه پوشانيده است كه بطور نسبي قابليت نفوذ پزي دارد. اما در منطقه شمال غربي حوضه تشكيلات آهكي آن بدليل شدت تكنونيزاسيون داراي قابليت نفوذ پزيري مناسب تري نسبت به تشكيلات آهكي اطراف نجف آباد دارد مرتفع ترين نقطه ارتفاعي اين حوضه كوه دالان كوه با 3450 متر و پست ترين اين منطقه ارتفاعي 1610 متر در نجف آباد مي باشد.
 

منابع آب شهرستان نجف آباد:

شامل منابع آب سطحي و منابع آب زير زميني است عمده ترين منابع آب سطحي شهرستان رودخانه چشمه مرغاب، رودخانه خشك رود و درياچه سد زاينده رود بوده و مهمترين منابع آب زير زميني آن نيز چاهها، قناتها و چشمه ها مي باشند.



منابع اراضي:

مطالعات خاك شناسي انجام شده در شهرستان نجف اباد و نيز ارزيابي هاي منطقه را از نظر زمين شناسي تشكيلات منطقه را عمدتاً از سنگهاي آهكي زورايك و كرتاسه و تشكيلات شيب زوراسيك مي داند كه بخش عمده اي از اين منطقه را مي پوشاند.
 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:15 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ا
گلپايگان يكي از شهرستان هاي استان اصفهان است كه كوهستان های آن را مراتع سرسبز و ييلاقی تشکيل می دهند و همراه با رودخانه ها ی منطقه؛ چشم انداز طبيعی زيبايی به وجود می آورند. پيشينه تاريخی و کهن شهرستان گلپايگان، سبب وجود مساجد قديمی و مراکز عبادی اسلامی در اين شهرستان شده که علاوه بر تقدس و قدمت طولانی آن ها معماری خاص نيز از ويژگی های اين مکان ها است. مردم اين منطقه به كشاورزي و دام داري اشتغال دارند و برخي از انواع صنايع نيز در اين منطقه ديده مي شود.

مکان های دیدنی و تاریخی


كوهستان های گلپايگان را مراتع سرسبز و ييلاقی تشکيل می دهند که همراه با رودخانه ها ی منطقه چشم انداز طبيعی زيبايی به وجود می آورند. پيشينه تاريخی و کهن شهرستان گلپايگان، سبب وجود مساجد قديمی و مراکز عبادی اسلامی در اين شهرستان شده که علاوه بر تقدس و قدمت طولانی آن ها معماری خاص نيز از ويژگی های اين مکان ها است.  

 

صنايع و معادن


صنايع كارخانه ای شهرستان گلپايگان، كارخانه پنيرسازی، ماشين سازی، توليد پوليكا، توليد دانه طيور، موزاييک سازی، سنگ بری و توليد گچ است. هم چنين با احداث سد سنگی روستای اختخوان در 1335 زمين های زيادی به زير كشت رفت. 

 
کشاورزی و دام داری


كشاورزی در اين شهرستان به گونه سنتی است، ولی درسال های اخير تراكتور و خرمن كوب هم به كار گرفته می شود. فرآورده های كشاورزی شهرستان گلپايگان، عبارتند از : گندم، نخود، ‌آفتاب گردان، لوبيا، عدس، ماش، ‌كنجد، سيب زمينی، ‌سبزی، چغندر قند، هويج، كدو، ‌بادمجان، فلفل، خربزه، هندوانه، گرمك، طالبی، خيار، انگور، شبدر و يونجه. باغداری نيز در اين ناحيه رونق دارد و گونه های گوناگون ميوه مانند سيب، گلابی، گيلاس، گردو، آلبالو، بادام، و … در آن يافت می شود. هم چنين دام پروری و مرغ داری سنتی و علمی در اين شهرستان رواج داشته و بسياری از مردم اين منطقه به پرورش دام های گوسفند، بز، گاو و طيور اشتغال دارند.  

 

مشخصات جغرافيايي


شهر گلپايگان، مركز شهرستان گلپايگان، با پهنه ای حدود 3 هزار و 360 هكتار، در باختر استان اصفهان، در مسير راه خمين – خوانسار، در 33 درجه و 27 دقيقه و 15 ثانيه پهنای شمالی و 50 درجه و 17 دقيقه و 15 ثانيه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينوبچ و بلندی يك هزار و 830 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال و باختر به استان مركزی، از خاور به شهرستان برخوار و ميمه و از جنوب به شهرستان خوانسار محدود است. هوای گلپايگان معتدل و خشك بوده و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 37 درجه سانتی گراد بالای صفر و كم ترين آن ها در زمستان ها 10 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه گلپايگان 300 ميلی متر می باشد. شهرستان گلپايگان از نواحی نيمه بيابانی است و به دليل نزديكی به كوير مركزی، بارندگی آن كم و دارای زمستان های سرد و تابستان های گرم است. در اثر دگرگونی درجه حرارت بادهادی شديد در روی زمين می وزد كه گاهی تا چندين روز ادامه دارد. ( برای اطلاعات بيش تر نگاه کنيد به اطلاعات جغرافيايی گلپايگان ) 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


گلپايگان از شهرهای كهن و بخشی از شهرهای مركزی ايران است، كه پيوسته گاهواره فرهنگ و دانش بوده است. شهر گلپايگان در اصل « ورتپاتکان » به معنی شهر يا سرزمين ورتپات بوده که يكی از نام های ايران نيز می باشد. سپس به مرور زمان «وردپاتكان»، «وردپاذكان»، «گردپاذكان»، «گلپادگان» و سرانجام «گلپايگان» شده است. ورد يا وارد، به معنی گل سرخ فارسی است و در نتيجه تغييراتی كه از روی قواعد زبان شناختی در آن روی داده، واژه ورد تبديل به « گل » شده است. پات از مصدر پاييدن، به معنی نگاهبانی كردن است. و « وردپات » گل نگاهدار معنی می دهد. پات پس از مدتی « پاذ» و سرانجام تبديل به « پای » شده است. واژه « كان » كه سپس « گان » گرديده در آخر نام شهرها و آبادی های بسياری چون اردكان، زنگان، ارزنگان و ارزنكان … آمده است. گلپايگان‌در اواخر دوران ساسانی از جايگاه تاريخی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و استراتژيك ويژه ای برخوردار بوده و گردپاذكان نام داشته است. شهر گلپايگان در دهه های نخستين سده نخست هجری قمری به دست مسلمانان افتاد و از آن پس در قلمرو امويان، عباسيان، صفاريان، ديلميان، سلجوقيان، خوارزم شاهيان، مظفريان و ايلخانيان مغول قرار داشت. شهر گلپايگان در روزگار فرمانروايی صفويان از مراكز مهم علم و ادب بوده است.
 

ساس آنچه كه از متون تاريخي مانند نزهت
القلوب نوشته حمد ا... مستوفي بر مي آيد: گلپايگان 5225 سال بعد از هبوط آدم توسط
هماي چهر آزاد، دختر بهمن كياني (بهمن دراز دست) پوراسفنديار رويين تن، كه به تخت
پادشاهي جلوس كرده بود ساخته شد و از ابتدا اين شهر را به نام خود چهرآزادگان و يا
گلبادگان ناميد.(حمدالله مستوفي، 1366، ص75) بر اساس شواهد باستان شناسي و بررسي ها
انجام گرفته بر روي سنگ نبشته هاي تاريخي، سابقه سكونت انسان اوليه در دشت گلپايگان
به حدود هفت هزار سال قبل مي رسد ولي شروع مدنيت را مي بايست هم زمان با اواسط
حكومت سلسله هخامنشي دانست كه كاربري اين شهر به عنوان يك پادگان بزرگ تغيير يافت و
حتي گروهي را اعتقاد بر اين است نام اوليه اين شهر گردپاذگان بوده است.(برهان
قاطع،1361، ذيل گلپايگان)، گروهی دیگر نام اصلی آن راگَرپادگان به معنی کوهپایه
می‌دانند. «گَر» در زبان پارسی میانه به معنای کوه است. (گریوه و گریبان هم از همین
ریشه هستند).

به هرحال پس از حمله اعراب مسلمان گروهي از
آنان در اطراف اين شهر ساكن شده و نام آن را معرب گردانيده ،جرفادقان ناميدند. در
دوران بعد از اسلام علي الخصوص در دوران عباسيان گلپايگان از مناطق معتبر و آباد
كشور بوده است، ولي اوج شكوفايي و آباداني آن در زمان حكومت سلجوقيان به خصوص محمد
بن ملكشاه سلجوقي بوده كه آثار و ابنيه زيادي از جمله مناره و بازار و مسجد جامع را
از خود باقي گذاشته است.

از آن پس به دنبال آشوب هاي اسماعيليه و فتنه
مغول و يورشهاي تيمور اين شهر از اعتبار و رونق ساقط گشت و تنها در زمان اوزون حسن
بود كه مجددا نامي از آن بر سر راه تجاري همدان به اصفهان به ميان مي آيد. آخرين دوران طلايي آن كه آثار و ابنيه تاريخي موجود، مبين
رونق شهردر آنزمان مي باشد، مقارن با دوران حكومت شاه عباس كبير و امارت امامقليخان
سردار بزرگ صفوي در گلپايگان مي باشد.

با شروع فتنه افغان گلپايگان كه مقر فرماندهي
عليمردان خان بختياري و محل تجمع نيروهاي كمكي به اصفهان بود به شدت از طرف محمود
افغان مورد انتقام جويي واقع گشت و نه تنها اكثر اهالي آن از دم تيغ گذشتند بلكه
اغلب آثار و ابنيه و تاسيسات كشاورزي و قنوات آن هم تخريب گشت و ديگر هرگز اين شهر
به اعتباري كه در گذشته داشت، دست نيافت. شهري كه بنا به گفته ظل السلطان زماني از
حدود 200 الي 300 هزار نفر جمعيت برخوردار بود، هرچند كه به اين اظهار نظر بايد با
ديده ترديد نگريست، در زمان حكمراني ظل السلطان به زحمت حدود 15 هزار نفر جمعيت
ساكن را در خود جاي داده بود و نماي شهر به ويرانهاي بزرگ مي ماند. (اشراقي، 1383، ص157 به نقل از تاريخ مسعودي نوشته ظلالسلطان)

گلپايگان از طرف شمال به محلات و كمره (خمين) و
از طرف مغرب به كوه هاي بختياري و اليگودرز و از طرف جنوب به خوانسار و كوههاي
بختياري و از طرف مشرق به كوه شيخ احمد و كوه صالح محدود است. ارتفاع آن از سطح
دريا 1818 متر است. (مبناي ارتفاع سطح متوسط آب خليج فارس
در منطقه فاو كه مبناي مسطحات اروپائي مي باشد.) گلپايگان از مناطق نيمه صحرايي است
و به علت نزديكي به كوير مركزي بارندگي آن كم و داراي زمستان هاي گرم مي باشد و
هوايش متغير است. دشت گلپايگان، وسيع و آب آن از رودخانه و قنات و چشمه و منابع آب
هاي زيرزميني تامين مي گردد.

بناي مناره آجري سلجوقي در زمره بلندترين مناره
هاي قرن پنجم هجري قمري كه داراي دو در است و در درون آن پلكاني تعبيه شده است.
قسمت هاي پايين و بالاي مناره مرمت گرديده و داراي كتيبه آجري است كه اين كتيبه به
خط كوفي نوشته شده و فاقد تاريخ مي باشد و متن كتيبه آن از آ يات كلام الله مجيد
است.اين مناره با قدمتي حدود 900سال در برابر عوامل طبيعي (زلزله، باد، باران، سرما
و گرما) سرفراز برجاي مانده است و از جمله بلندترين مناره هاي ايران مي باشد. دو
راه پله دارد كه بصورت دوراني با 64پله به بالاي مناره مي توان صعود كرد. اين مناره
از زمان سلجوقيان مي باشد كه ساختمان آن را احتمالا با ساختمان مسجد جامع و بازار
چهارسوق همزمان مي دانند. تا حدود چهل سال قبل، اطراف آن
خرابه و چاله چوله بود كه مردم گاهي از آنجا خاك مي بردند و قطعه هاي ظروف سفالين
شكسته نيز ديده مي شد و آن محل را چاله هاي پامناره مي گفتند. جاي خندقي هم بود كه
يك قسمت آن را براي زمين ورزش صاف كرده بودند ولي اكنون فقط چند متري اطراف مناره
را حصار نموده اند. گفته مي شود اين مناره براي راهنمايي كاروانيان بوده و بالاي آن
چراغ نصب مي كرده اند و در جنوبي چهارسوق از جلوي مناره شروع مي شده است. فعلا
خيابان، گودتر از سطح پاي مناره و بازار چهارسوق است. دوشير قبلا در محل پاشيرا
نزديك مقبره باباعبدالله در كنار جاده قافله و ابتداي كوچه حكومتي بودند. ميدان
پاشيرا نسبتا وسيع و دكه بازي و ورزش بچه هاي محل بود و براين شيرها كه وسيله
سرگرمي بچه ها بود سوار مي شد ند وبازي مي كردند.بعد از خيابان كشي چون خيابان چند
متري از جاده قافله فاصله پيدا كرد و زمين هاي اطراف پاشيرا را با قسمتي از جاده
قديم به مالكين آن حدود دادند و ميدان پاشيرا را هم گودبرداري نمودند كه رختشوي
خانه بسازند. شير هاي سنگي رابا تخته و گرده چوب و غلطك كه بوسيله دو گاو نر كشيده
مي شد، تك تك به پاي مناره منتقل كردند. شيرهاي سنگي امروز در زير سايه مناره
سلجوقي محبوس اند.

بناي سیداسادات كه مربوط به دوران قرن هشتم
هجري است، داراي ايوان و غرفه هاي دو طبقه و گلدسته و گنبدي به بلندي 9 متر
است. تزئينات سمت شمال شرقي و جنوب شرقي اين بقعه از نظر
ظرافت كار شايان توجه مي باشد. درسال1354 شمسي يك خيابان جديد كنار اين امامزاده و
ساختمان مسجد جامع احداث گرديده است. بنا به نوشته اشعاري كه برروي سنگ حك شده است
و سنگ مزبور در طرف راست در ورودي بقعه مي باشد، سه تن از فرزندان حضرت امام موسي
كاظم (ع) به نام هاي : امامزاده اسحاق،امامزاده منصور و امامزاده رضا در آنجا مدفون
اند. قبر ديگري به نام امامزاده يحيي فرزند حضرت امام علي النقي (ع) مي باشد.اين
بقعه مباركه در زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار توسط مردي محتشم به نام حاج ميرزا مهدي
خان تعمير و مرمت گرديده است. بناي جامع گلپايگان از مساجد مهم تاريخي دوران سلجوقي
است. اين مسجد داراي صحن و شبستان وسيع و گنبد بزرگ آجري مي باشد و متعلق به زمان
محمد بن ملكشاه سلجوقي و از حيث نكات فني و ساختماني داراي امتيازات فراواني مي
باشد. ازخصوصيات مسجد و گنبد آن دارا بودن كتيبه هاي آجري متعدد و تزئينات فراوان
دوره سلجوقي است. در متن كوفي گنبد، نام محمد بن ملك شاه خوانده مي شود و اطراف
محراب بزرگ زير گنبد در متن كتيبه اي نام باني آن بناي عظيم را، ابونصربن محمد بن
ابراهيم آورده اند. همچنين بربدنه هاي مختلف شبستان نام بزرگان دين و جملات مذهبي
را به خط كوفي آجري نوشته اند. در زمان فتحعلي شاه قاجار شبستان هاي ساده طرفين
گنبد و بناهاي شرقي و غربي مسجد را احداث نموده و بر ساختمان هاي گنبد عهد سلجوقي
افزوده ا ند. ساختمان گنبد عهد سلجوقي متعلق به اوايل قرن ششم هجري قمري است. بناي
بقعه هفده تن از ابنيه قرن 11 هجري قمري است.درزمان شاه عباس اول صفوي كه بر طبق
كتيبه سر در آن در سال 1032 هجري قمري ساخته شده است. بر روي بناي هشت گوش بقعه
گنبد، كاشي كاري باشكوهي قرار گرفته است كه از لحاظ ساختماني و تزئين كاشيكاري
بسيار جالب و زيباست. كتيبه منظوم ا رسي مفصلي در توصيف شاه عباس اول صفوي در اين
بنا به يادگار مانده و حاكي از احداث اين بقعه بوسيله امام قلي خان سردار معروف آن
زمان است. طبق شجره نامه موجود در اداره اوقاف و هفده تن افرادي كه در اين محل
مدفون اند عبارتند از: امام زاده ابو الحسن فرزند امام حسن مجتبي (ع)، سلطان
اسماعيل فرزند امام جعفر صادق (ع)، صالح و قاسم فرزندان جعفربن علي (ع)، عباس و
حسين فرزندان حضرت موسي بن جعفر(ع)، شهربانو و حليمه و صفورا دختران حضرت حضرت موسي
بن جعفر (ع) ، علي اكبربن علي بن حسين (ع)، محمد بن محسن بن علي بن حسين(ع)، محمود
و محسن و عبدالله بن يحيي بن امام موسي الكاظم (ع)، موسي و مظفر فرزندان جعفر طيار،
اسحق فرزند ا براهيم كه مشخص نيست ابراهيم مزبور به كدام امام منتسب است. بقعه ناصر
بن علي بن ابي طالب(ع) درقسمت شرقي هفده تن و در فاصله چند متري آن است. در مورد
شهادت اين بزرگوار شايعاتي وجود دارد كه از سنگدلي قاتلين او دارد و مي گويند كساني
كه او راشهيد كرده اند، از ايادي خليفه عباسي بوده اند و
در نهايت بي رحمي اورا زنده لاي جرز ديوار گذاشته و شهيد كرده اند. اين بقعه نيز
توسط امام قلي خان سردار لايق دربار صفويه ساخته شده كه بعدا تعمير گرديده است. از
جمله كارهاي دستي هنر منبت كاري مي باشدكه از زمان هاي گذشته در اين شهر اساتيد
معروفي داشته است. منبت كاران، انواع نقش هاي جالب را بانيش قلم منبت بر روي چوب
گلابي و گردو و امثال آن در مي آورند و با تلفيق برش سطحي جوش ها و گره هاي چوب
سنجد و برخي چوب هاي جنگلي كه برسطح كار مي چسبانند، وسائل تزئيني جالبي مي سازند.
انواع قاب عكس و ظروف و جعبه هاي منبت كه هنرمندان مي سازند وسايل تزئيني و
دكوراسيون و فروشگاه هاي هنري راتشكيل مي دهد. در گلپايگان و حومه مخصوصا حوزه جلگه
بيش ازپنج شش هزار كارگاه براي قالي بافي دستي به نام ديواري و دار زميني وجود
دارد. انواع قالي نخ فرنگ و فرش هاي معمولي درابعاد مختلف تو دري و نيم و دو ذرعي و
شش ذرعي و نه ذرعي و دوازده ذرعي و سرانداز و پنج چاركي مي بافند. نوعي از فرش
گلپايگان به نام ويس و ياوري با پشم گوسفند و رنگ دندانه و نخ مرغوب و بافت خاص
داراي استقامت فوق العاده مي باشد.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:14 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مباركه يكي از شهرستان هاي استان اصفهان است كه در گذشته مركز بلوک لنجان عليا بوده است. صنايع فولاد و كارخانه هاي فولادسازي مهم ترين صنعت شهرستان مباركه را تشكيل مي دهند.


مکان های دیدنی و تاریخی


از مکان های ديدنی شهرستان مبارکه اطلاعی در دست نيست.  

 

صنايع و معادن

 

صنايع موجود در اين شهرستان مجتمع فولاد مبارکه، ذوب آهن، ‌سيمان، و ابزارهای نظامی است.
 

 
کشاورزی و دام داری


فرآورده های كشاورزی اين شهرستان سيب زمينی، ‌پياز، پنبه، برنج، تنباكو، دانه های روغنی، گندم، جو، لوبيا، ذرت، نخود، ‌عدس، لوبيا، باقلا، سبزی، صيفی، و ميوه های سردرختی است. مردم اين شهرستان به پرورش گوسفند، بز، گاو، مرغ، و طيور نيز می پردازند.  


مشخصات جغرافيايي


اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان فلاورجان، از باختر به شهرستان لنجان و استان چهارمحال و بختياری، از خاور به شهرستان شهرضا و از جنوب به استان چهار محال و بختياری و شهرستان شهرضا محدود است. شهر مباركه، مركز شهرستان مباركه، با پهنه ای حدود يک هزار و 800 هكتار، در باختر استان اصفهان، در 32 درجه و 21 دقيقه، پهنای شمالی و 51 درجه و 30 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. آب و هوای شهرستان مباركه معتدل بوده و آب كشاورزی و آشاميدنی آن از زاينده رود و كاريز تأمين می شود. بيش ترين درجه حرارت، در تابستان ها 36-39 درجه بالای صفر و كمترين آن، در زمستان ها 7-9 درجه زير صفر بوده است. باران ساليانه مباركه به 150 ميلی متر می رسد. 

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:14 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان فريدون شهر که در غربی ترين نقطه استان اصفهان قرار دارد با استان لرستان و استان چهارمحال وبختياری هم مرز است. از اين رو گذرگاهی برای عشاير اين دو منطقه محسوب می شود. عشاير منطقه صنايع دستی زيبا و متنوعی توليد می کنند که بيش تر محلی بوده و جنبه خود مصرفی دارد. مهم ترين صنايع دستی اين شهرستان قالی بافی می باشد. علاوه بر آن گليم، شال و جوراب های پشمی نيز از هنرهای دستی توليدی منطقه به شمار می رود. قالی بافی در اين شهرستان از اهميت و ارزش بالايی برخوردار است و سهم مهمی در اقتصاد خانواده ها و کل منطقه دارد. بيش تر مردم منطقه به ويژه زنان و دختران اين شهرستان در کارگاه های خانگی به قالی بافی اشتغال دارند. بيش تر جنگل های طبيعی استان اصفهان در شهرستان های فريدون شهر و سميرم پراكنده شده‌اند و جلوه های زيبايی به اين مناطق‌ بخشيده اند. سنگ گورهای باستانی در روستای قهستان و آرامگاه های بزرگان دينی از جاذبه های تاريخی منطقه به شمار می آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


بيش تر جنگل های طبيعی استان اصفهان در شهرستان های فريدون شهر و سميرم پراكنده شده اند و جلوه های زيبايی به اين مناطق بخشيده اند. سنگ گورهای باستانی در روستای قهستان و آرامگاه های بزرگان دينی از جاذبه های تاريخی منطقه به شمار می آيند.  

 
صنايع و معادن


از صنايع و معادن شهرستان فريدون شهر اطلاعات مستندي در دست نيست.  

 
کشاورزی و دام داری


فرآورده های كشاورزی اين شهرستان سيب زمينی، گندم ، جو، و ميوه است و فرآورده های دامی آن، گوشت، پوست و پشم است كه به شهر اصفهان صادر می شود.  


مشخصات جغرافيايي


فريدون شهر، مركز شهرستان فريدون شهر، با پهنه ای حدود 3 كيلومتر مربع، در باختر استان اصفهان، در 32 درجه و 56 دقيقه و 15 ثانيه پهنای شمالی و 50 درجه و 7 دقيقه و 15 ثانيه درازای خاوری نسبت به نيمروزگرينويچ و بلندی 2 هزار و 530 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان فريدن و استان لرستان، از خاور به شهرستان فريدن، از باختر به لرستان و از جنوب به استان چهار محال و بختياری محدود می باشد. شهر فريدون شهر را از شمال كوه برآفتاب، از باختر آبادی دربند، از خاور روستای خليل آباد ( شاه بلاغ ) و از جنوب آبادی برآسياب در برگرفته اند. ( برای اطلاعات بيش تر نگاه کنيد به اطلاعات جغرافيايی فريدون شهر ) 

 
وجه تسميه و پيشينه تاريخي


در روزگار باستان نواحی فريدن و فريدون شهر را «پرتيكان»، به معنای محل باشكوه می ناميدند. بعد ها نيز با استفاده از همين معنی به اين محل «فريدون شهر» گفته اند. «فريدون شهر» به سبب نزديكی با فريدن (داران) در گذشته تابع شهرستان فريدن بوده و می توان گفت كه از لحاظ تاريخی، سياسی و تا اندازه ای اجتماعی و اقتصادی بسته گی زيادی با آن ناحيه دارد. اين شهر که بزرگ ترين شهر گرجی نشين ايران نيز است، تا سال 1359 هـ . ش « آخوره بالا » ناميده می شد. اين نام به ويژه نزد عشاير بختياری چهارلنگ متداول است. واژه پارسی « آخور» به معنی آخر و آخره، مشتق از « آخوربر و آخورسالار» است که در دوران ساسانيان به رئيس اصطبل اتلاق می گرديده است. به تعبيری ديگر اتلاق نام آخره به اين ناحيه به سبب آن است که فريدون شهر در گذشته، بزرگ ترين ناحيه جمعيتی در آخرين بخش فريدن بوده است، و به سبب نزديكی دو آبادی، فريدون شهر را آخوره بالا، و ديگری را آخوره پايين ( وحدت آباد كنونی ) ناميده اند. با اين همه گرجی ها شهر را به « سوپلی » كه واژه ای گرجی است، می شناسند.
 

فريدون شهر، مركز شهرستان فريدون شهر، با پهنه ای حدود 3 كيلومتر مربع، در باختر استان اصفهان، در 32 درجه و 56 دقيقه و 15 ثانيه پهنای شمالی و 50 درجه و 7 دقيقه و 15 ثانيه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ و بلندی 2 هزار و 530 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان فريدن و استان لرستان، از خاور به شهرستان فريدن، از باختر به لرستان و از جنوب به استان چهار محال و بختياری محدود می باشد. شهر فريدون شهر را از شمال كوه برآفتاب، از باختر آبادی دربند، از خاور روستای خليل آباد ( شاه بلاغ ) و از جنوب آبادی برآسياب در برگرفته اند. شهرستان فريدون شهر که در غربی ترين نقطه استان اصفهان قرار دارد با استان لرستان و استان چهارمحال وبختياری هم مرز است. از اين رو گذرگاهی برای عشاير اين دو منطقه محسوب می شود. عشاير منطقه صنايع دستی زيبا و متنوعی توليد می کنند که بيش تر محلی بوده و جنبه خود مصرفی دارد. مهم ترين صنايع دستی اين شهرستان قالی بافی می باشد. علاوه بر آن گليم، شال و جوراب های پشمی نيز از هنرهای دستی توليدی منطقه به شمار می رود. قالی بافی در اين شهرستان از اهميت و ارزش بالايی برخوردار است و سهم مهمی در اقتصاد خانواده ها و کل منطقه دارد. بيش تر مردم منطقه به ويژه زنان و دختران اين شهرستان در کارگاه های خانگی به قالی بافی اشتغال دارند. بيش تر جنگل های طبيعی استان اصفهان در شهرستان های فريدون شهر و سميرم پراكنده شده‌اند و جلوه های زيبايی به اين مناطق‌ بخشيده اند. سنگ گورهای باستانی در روستای قهستان و آرامگاه های بزرگان دينی از جاذبه های تاريخی منطقه به شمار می آيند. فرآورده های كشاورزی اين شهرستان سيب زمينی، گندم ، جو، و ميوه است و فرآورده های دامی آن، گوشت، پوست و پشم است كه به شهر اصفهان صادر می شود. بيش تر جنگل های طبيعی استان اصفهان در شهرستان های فريدون شهر و سميرم پراكنده شده اند و جلوه های زيبايی به اين مناطق بخشيده اند. سنگ گورهای باستانی در روستای قهستان و آرامگاه های بزرگان دينی از جاذبه های تاريخی منطقه به شمار می آيند.
شهرستان فریدون‌شهر یکی از ۲۱شهرستان دراستان اصفهان ایران است. شهرستان فریدونشهر دارای یک بخش به نام بخش مرکزی و ۵ دهستان است. دو شهر تابعه این شهرستان عبارت‌اند از فریدون‌شهر و برف‌انبار.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:13 ] [ اطلس ایران وجهان ]
فلاورجان يكي از شهرستان هاي استان اصفهان است كه مردم آن به كشاورزي و دام داري اشتغال دارند. در فلاورجان هم چون ساير شهرستان های استان اصفهان قالی بافی رواج بسياری دارد. اين صنعت دستی زيبا که حاصل هنر سر پنجه های تلاشگر و هنرمند اهالی منطقه به ويژه زنان و دختران آن است، مهم ترين صنايع دستی اين شهرستان را تشكيل مي دهد. بيش تر قالی های توليدی در منطقه در کارگاه های خانگی بافته می شوند و توليدات آن سهم مهمی دراقتصاد خانواده و کل منطقه دارد. در اين شهرستان برای بافتن فرش ها از طرح های اصفهانی، نجف آبادی و نايينی استفاده می شود. فلاورجان در دشتی، در كنار زاينده رود قرار گرفته است و دارای بيشه‌زار های پهناور است. كوه گردولی در جنوب خاوری و كوه سنگالو در خاور اين شهر قرار دارند. رود زاينده رود از خاور فلاورجان می گذرد و جلوه ای زيبا به اين منطقه می بخشد. بناهای تاريخی اين منطقه نيز بر جذابيت های توريستی آن می افزايند.

مکان های دیدنی و تاریخی


فلاورجان در دشتی، در كنار زاينده رود قرار گرفته است و دارای بيشه‌زار های پهناور است. كوه گردولی در جنوب خاوری و كوه سنگالو در خاور اين شهر قرار دارند. رود زاينده رود از خاور فلاورجان می گذرد و جلوه ای زيبا به اين منطقه می بخشد. بناهای تاريخی اين منطقه نيز بر جذابيت های توريستی آن می افزايند. 

 

صنايع و معادن


صنايع دستي و صنايع ماشيني مهم ترين صنايع شهرستان فلاورجان را تشكيل مي دهند.  

 

کشاورزی و دام داری


مهم ترين فرآورده های كشاورزی فلاورجان گندم، برنج، صيفی، سبزی و. . است. مردم اين ديار به پرورش گوسفند، گاو، ‌بز، … و هم چنين مرغ داری و طيور نيز می پردازند.  

 

مشخصات جغرافيايي


شهر فلاورجان، مركز شهرستان فلاورجان، با پهنه ای حدود 510 هكتار، در 32 درجه و 33 دقيقه پهنای شمالی و 51 درجه و 31 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. اين شهر از سوی شمال به روستای جلال آباد، ‌از جنوب به آبادی گارماسه، از باختر به روستای جوزدان، از خاور به زاينده رود و كوه سنگالو محدود است. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان خمينی شهر، از جنوب به شهرستان مباركه، از باختر به شهرستان های نجف آباد و لنجان وازخاوربه شهرستان اصفهان محدود است. اين شهرستان به گونه دشتی در كناره زاينده رود قرار گرفته و دارای بيشه زارهای پهناوری است. منابع آب آن، ‌رود زاينده رود، كاريز و چاه است. ( برای اطلاعات بيش تر نگاه کنيد به اطلاعات جغرافيايی فلاورجان) 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


در كرانه راست زاينده رود، ‌ناحيه بزرگ « خالن لنجان / خالنجان / خولنجان » قرار دارد. مهم ترين شهر اين ناحيه پيش از اسلام ورگان بوده، كه عرب ها به آن فلاورجان گفته اند. ورگان از دو پاره « ور» يعنی كنار، كرانه، پهلو، سو، پيرامون، … و « گان » به معنی مكان تشكيل شده و ورگان به معنای سرزمين يا شهری است، در كنار يا کرانه رود زاينده رود. احتمالاَ در نخستين سده های اوليه اسلامی ورگان خراب شده و شهر فيروزان جای گزين آن گرديده است. فيروزان ظاهراً در سده 8 هـ . ق، كه ابن بطوطه از آن گذشته، وجود داشته است. واژه فلاورجان از دو پاره «فلا»، به معنی دشت پهناور بلند، و «ورجان» كه عربی شده ورگان است به معنی دشت ورجان تشکيل شده است. و ممکن است که اين منطقه در روزگار باستان تا اواخر دوران ساسانی، دشت ورگان ناميده می شده که با ورود فلاورجان خوانده شده است.
بعدها خان لنجان كه به اين ناحيه و مركز آن اطلاق شده، شايد جای فيروزان را گرفته است. خان لنجان به گونه خالنجان و خولنجان نگاشته می شده و به نام « خان ابرار » يعنی كاروانسرای نيكوكاران نيز شهرت داشته است. فلاورجان، مركز بخش لنجان پايين يکی از دو بخش خان لنجان بوده است. به باور لسترنج ، نويسنده كتاب جغرافيای تاريخی سرزمين های خلافت شرقی، خان لنجان يا فلاورجان كنونی، ‌ظاهرا با شهر فيروزان پيشين برابری کرده و جايی است كه آثار جغرافيايی و راه نامه ها، آن را نخستين منزل گاه به سوی جنوب، در راه باختری اصفهان - شيراز شمرده اند. در سده 5 هـ . ق كه ناصر خسرو در سفر به اصفهان از خان لنجان عبور كرده است، می گويد : بر دروازه شهر، نام سلطان طغرل بيگ نوشته ديدم. در زمان شاه عباس بزرگ صفوی (996- 1038 هـ . ق ) پلی بر روی زاينده رود بنا شده است، كه به مناسبت نام شهر ورگان، به « پل ورگان » سرشناس گرديده است.

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:13 ] [ اطلس ایران وجهان ]

كاشان يكي از مهمترين شهرهاي استان اصفهان است كه در ارتفاع 1600 متري از سطح دريا، شهرستان کاشان يکی از قديمی ترين و تاريخی ترين شهرستان های استان اصفهان به شمار می آيد که از روستاهای توريستی و مناطق کويری و طبيعی زيادی برخوردار است. نياسر و قمصر که ازمعروف ترين مناطق توريستی و پرورش گل و گلاب گيری ايران به شمار می آيند، در اين شهرستان واقع شده اند. در فصل گل اين مناطق دارای مناظر بسيار بديع و زيبا می شوند واهالی به ياری موسسات و ارگان های توريستی با راه اندازی جشنواره های محلی از خيل بازديدکنندگان پذيرايی می کنند. غارنياسر کاشان يکی از معدود آثارباستانی و طبيعی است که ازمهم ترين جاذبه های منطقه به شمار می آيد. اين غار يکی از عجايب و نوادر آثار باستانی است که در حدود 1800 تا 2000 سال قبل در كوه كركس و بر فراز تپه های آهكی مشرف بر نياسر كاشان و احتمالا با مقاصد آيينی و مذهبی به صورت تونل سنگی و پر پيچ و خم با ابزار ابتدايی كنده شده است.
شهرستان کاشان يکی از کهن ترين سکونت گاه های ايران است که آثار کهن فرهنگ و تمدن انسانی يافته شده در آن، اين مطلب را تاييد می کند. آثار به دست آمده از تپه سيلک کاشان نشان می دهد که در حدود 6500 هزار سال پيش در اين منطقه مردمی زندگی می کردند که ابزار سنگی و استخوانی می ساختند. پرازرش ترين اثری که از اين دوره به جای مانده، دسته چاقويی است از استخوان که به شکل يک انسان در حال ستايش تراشيده شده است. نخستين سفال های منقوش كه به هزاره پنجم پيش از تاريخ تعلق دارد، در تپه های سيلک كاشان به دست آمده است. همچنين در بين نمونه های كشف شده از سيلک سفال های قرمز رنگی نيز به چشم می خورد كه دارای تزييناتی به صورت لكه های سياه و دودی است. قدمت هنر سفال گری را در اين شهرستان از آثار باقی مانده از آن دوران می توان يافت. سفال هايی با نقش های سياه رنگ از 4300 سال پيش از ميلاد مسيح و سفال هايی با نقش های سياه و برجسته از3800 سال پيش از ميلاد باقی مانده است که قدمت اين صنعت را نشان می دهد. علاوه بر اين از6200 سال پيش ابزار مسی باقی مانده است که نشانگر ديرينگی اين صنعت در اين شهرستان می باشد. همه آثار بر جا مانده از دوران پيش از جمله قالی طرح شكاری وين درموزه هنرهای دستی اتريش، سينی نقره قلمزنی كار كاشان که در موزه هنرهای زيبای شهر بوستون آمريكا نگهداری می شود، نقش ها و تصوير های زيبای بناهای عالی قاپو در اصفهان که کار استادان هنرمند کاشان است، نشانگر قدمت هنرهای دستی در اين شهرستان است.امروزه در کاشان صنايع دستی متنوع و با ارزشی توليد می شود که علاوه بر مصارف داخلی از اقلام صادراتی کشور نيز به شمار می رود. از ميان اين صنايع دستی می توان به قالی بافی، گلاب گيری، سفال گری، کاشی سازی، قلم زنی ومسگری، قلم کاری، پارچه بافی، نقاشی، مخمل بافی، ابريشم بافی، سراميک، صنايع فلزی، زيلو بافی، پتو بافی، آجر سازی و انواع دوخت ها از جمله: نقش دوزی، زغره در دوزی، ترمه دوزی، زری دوزی، اشک دوزی، تکه دوزی، لندره دوزی، خاتمی، گلابتون دوزی، ده يک دوزی، نقده دوزی، مرواريد دوزی، سرمه دوزی، ابريشم دوزی، مرواريد دوزی، پيله دوزی و شرفه دوزی اشاره کرد.


مکان های دیدنی و تاریخی


كاشان آميزه ای از ميراث های فرهنگی باشكوه و طبيعت زيباست كه جاذبه های كم نظيری برای توسعه گردشگری و رونق توريسم دارد. شهرستان کاشان يکی از قديمی ترين و تاريخی ترين شهرستان های استان اصفهان به شمار می آيد که از روستاهای توريستی و مناطق کويری و طبيعی زيادی برخوردار است. نياسر و قمصر که ازمعروف ترين مناطق توريستی و پرورش گل و گلاب گيری ايران به شمار می آيند، در اين شهرستان واقع شده اند. در فصل گل اين مناطق دارای مناظر بسيار بديع و زيبا می شوند واهالی به ياری موسسات و ارگان های توريستی با راه اندازی جشنواره های محلی از خيل بازديدکنندگان پذيرايی می کنند. غارنياسر کاشان يکی از معدود آثارباستانی و طبيعی است که ازمهم ترين جاذبه های منطقه به شمار می آيد. اين غار يکی از عجايب و نوادر آثار باستانی است که در حدود 1800 تا 2000 سال قبل در كوه كركس و بر فراز تپه های آهكی مشرف بر نياسر كاشان و احتمالا با مقاصد آيينی و مذهبی به صورت تونل سنگی و پر پيچ و خم با ابزار ابتدايی كنده شده است.
باغ فين کاشان از با ارزش‌ ترين آثار تاريخی كاشان است که از دوران صفويه برجای مانده است و از لحاظ باغ آرايی و آب رسانی دارای اهميت ويژه‌ای است. مسجدهای قديمی، عمارت های باشکوه با معماری کم نظير، آتشکده های تاريخی و کاروان سراهای قديمی از ديگر ديدنی های اين شهرستان به شمار می آيند که همواره نظر فرهنگ دوستان و جهانگردان را به خود جلب کرده و کاشان را در زمره يکی از ديدنی ترين شهرستان های اصفهان قرار داده است. مهمانان داخلی و خارجی با سفر به اين منطقه و ديدار از جاذبه های طبيعی و تاريخی متعدد آن، ضمن آشنايی با فرهنگ غنی کاشان خاطره ای زيبا در ذهن خود خواهند داشت.
 

 
صنايع و معادن


از صنايع كارخانه ای می توان ريسندگی و بافندگی، فرش ماشينی، قندسازی، بلورسازی و پلاستيک را نام برد. هم چنين در اين شهرستان معادنی مانند: مس، آهن ( نياسر)، سولفات باريم، زاج سبز، نمک طعام، سنگ های مرمر، و تراورتن وجود دارد.
صنايع دستي كاشان نيز مهم ترين قسمت صنايع اين منطقه را تشكيل مي دهد. هنگامی كه از قالی های نفيس و مرغوب جهان صحبت می‌ شود نام قالی های ايرانی مخصوصا قالی های اصفهان و كاشان و تبريز می درخشند. قالی کاشان يکی از هنرهای دستی تاريخی و سرشناس استان اصفهان است که موجب شهرت جهانی هنر ايران در سده های گذشته تا امروز شده است. كاشان شهری است دارای آب و هوای مساعد در حاشيه غربی كوير نمک كه در طول قرن ها قالی ‌های بسيار زيبا و گران بها توليد و صادر می ‌كرده است. قالی های کاشان نشان دهنده ذوق و سليقه مردم منطقه بوده و بافتن فرش های نفيس با الياف پشم، ابريشم و سيم زر از هنرهای مرسوم اين شهرستان است. اين صنعت زيبا و دنيا پسند كه به باور هنرشناسان جهان چون مجموعه ای از آثار هنرهای گوناگون سده های پيشين است، عالی ترين ميراث هنری ايران به شمار رفته و توسط هنرمندان سخت كوش كاشانی به اوج ترقی و كمال خود رسيده است. هنر قالی بافی با وجود قدمت بسيار زيادی که داشت پس از انقراض صفويه، تقريبا متروک شده بود ولی از حدود 100 سال پيش مجددا به راه افتاده و در حال حاضر از رونق فراوان و ارزش بسياری برخوردار می باشد.
قالی بافی يكی از حرفه های بسيار قديمی و رايج اهالی کاشان به شمار می رود كه از ديرباز مهم ترين منبع درآمد بيش ترمردم اين شهرستان به شمار می آمده است. در كنار اين صنعت مهم دستی، تهيه و توليد نخ و پشم قالی نيز رواج داشته و سرمايه گذاری های زيادی نيز روی آن می شود. در کاشان قالی بافی در کارگاه های خانگی انجام می گيرد. در هر خانه يک يا دو دستگاه، دارقالی وجود دارد و در خانواده های بزرگ، چهار تا شش دستگاه يافت می شود. در قالی‌های کاشان که از بهترين توليدات فرش ايران بوده و جنبه تزيين دارند، تار و پود قالی از نخ ظريف يا ابريشم و گره های قالی، ظريف و خيلی نزديک به هم هستند. به همين سبب قالی های اين منطقه بسيار بادوام هستند. جنس فرش كاشان دوپوده است و در آن از گره فارسی بهره می گيرند. برای تهيه خامه قالی های اين شهرستان، پشم بسيار مرغوب از كرمانشاه خريداری می شود و قطعات نفيس از پشم كرک دارتهيه می شوند. برای طرح های داخلی گاه از ابريشم استفاده می شود که پرورش كرم ابريشم در خود كاشان صورت می ‌گيرد. پرز قالی ‌های كاشان را كوتاه می ‌چينند و قطعاتی كه از پشم گوسفند يا ابريشم تهيه می ‌شود پرز بسيار كوتاهی دارند. قالی های شهر كاشان و روستاهای اين شهرستان 40×40 گره، در هر 5/6 سانتی متر است كه برابر 5/15×5/15 گره در اينچ است. در روستا‌ها قاليچه‌ها درابعاد 5/1×20/2 ‌بافته می شود و در كارگاه های شهری قالی در همه اندازه‌های معمول تا 12 متر مربع توليد می شود. قاليچه های ديواری كاشان با ابريشم بافته می شوند و از آن ها برای تزيين ديوارها استفاده می كنند. قالی های موسوم به قالی محتشم از بهترين نوع قالی های ايران محسوب می شوند.
قالی كاشان كه بالاترين رقم صادراتی قالی ايران را به خود اختصاص داده دارای طرح خاص كاشی و نقش های متنوع و متعددی است كه از آن جمله بوم سرمه ای، تصويری، شاه عباسی، لچک، ترنج، افشان، ترنج محراب، طرح های اسليمی، ساقه گل، نخل، گل زرد، شكوفه و برگ، نقش های متقارن، گلدان، درختی، بته ای و شكارگاه قابل ذكرند. همچنين نقش مدال با طرح گل های كوچک و شاخ و برگ و كناره به سبک هراتی، بسيار ديده می شود ولی قالی ‌های تصويری رواج كمتری دارند. برخی از قالی ‌های پشمی يا ابريشمی كاشان دارای طرح های بسيار دلنشين شامل ترنج بيضی در مركز می ‌باشند كه به عنوان لچک عينا در گوشه‌های زمينه اصلی تكرار می ‌شود.
رنگ ها در قالی های کاشان از درخشندگی خاصی برخوردارند. در قالی های اين منطقه رنگ های آبی شفاف و يا درجات قرمز و همچنين بژ و شيری رنگ های زمينه را تشكيل می دهد و از رنگ های مختلف سير و روشن، برای ايجاد تضاد و طرح های داخلی استفاده می ‌شود. گاهی رنگ عاجی هم در آن به كار می رود.
گلاب گيری
گلاب قمصر کاشان نام دارترين گلاب ايران است که از لحاظ شهرت با قالی های اين منطقه برابری می کند. مردم قمصر علاوه بر فرش بافی، كه كار اصلی و هميشگی آن ها است به كاشت و پرورش گل محمدی نيز می پردازند. اين كار امروزه يكی از فعاليت های سالانه قمصر بوده و گلاب آن مقبول تمامی ايرانيان است. گلاب های تهيه شده از اين گلستان ها در سراسر ايران و کشورهای همسايه شهرت داشته و يکی از برگزيده ترين گلاب ها و عطرها است.
گلاب گيری در اين منطقه در کارگاه های خانگی و توسط اعضای خانواده انجام می گيرد. در فصل گل چينی نيز تمامی اعضای خانواده به کمک يکديگر در گلستان ها به چيدن گل ها می پردازند. از هر گلستان، در طی سال تنها 20 روز گل چينی می شود.
گل های چيده در محلی گردآوری شده و پس از چند ساعت، در ديگ هايی كه بر روی كوره قرار دارند، ريخته می شوند. برای هر سه کيلو گل، چهار برابر آن آب به ديگ افزوده می شود. بر روی ديگ، تغاری كه سرپوشی از گِل پخته شده است قرار داده و دور آن را با آرد خمير شده و تفاله گل(بن گل) می بندند. ديگ بخار می كند و گل می پزد و بخار گل از سوراخ های پايين تغار وارد نی هايی شده و از نی ها به پارچ های مسی، كه در درون آب سرد نهرها قرار دارد، می ريزد. آب سرد سبب مايع شدن بخار شده و گلاب به دست می آيد.
گلابی كه به اين وسيله و در لحظه های نخست تبخير، به دست می آيد بسيار مرغوب و خوش بو است و بر روی آن، يک سطح غليظ عطر وجود دارد كه در هنگام خارج كردن گلاب از پارچ، به وسيله قطره چكان، از گلاب جدا می شود. غلظت و مرغوب بودن گلاب ها، بستگی به اندازه گل ريخته شده، در ديگ و نيز شمار برداشت دارد، عطر تنها از پارچ نخست گلاب، به دست می آيد و پارچ های بعدی گلاب، عطر ندارند.
سفال گری
سفال گری از ديرينه ترين هنرهای دستی کاشان است که قدمت آن به چند هزارسال قبل از ميلاد می رسد. سفال هايی با نقش های سياه رنگ از 4300 سال ق. م و همچنين سفال هايی با نقش سياه و برجسته از 3800 سال پيش از ميلاد در تپه سيلک باقی مانده که نشان دهنده پيشرفت صنعت سفال گری در آن دوران می باشد. نخستين سفال های منقوش كه متعلق به هزاره پنجم پيش از تاريخ است و در تپه های سيلک كاشان به دست آمده، دارای خطوط عمودی و افقی (به تقليد از سبد بافی) است. همچنين در بين نمونه های كشف شده از سيلک سفال های قرمز رنگی نيز به چشم می خورد كه دارای تزييناتی به صورت لكه های سياه و دودی است.
ساختن ساده ترين نوع سفال، كاری است كه از آن چه در ابتدا به نظر می رسد بسيار دشوارتر است. اول بايد خاک را انتخاب كرد و از الک بسيار ريز گذراند تا يک دست نرم شود. سپس بايد آن را با ماسه يا سيليس يا در كوهی نرم كه به «سنگ چينی» معروف است مخلوط كرد. آنگاه ظرف را بايد از لعابی پوشانيد كه نقش پذير باشد. اين لعاب بايد از ماست و سرشير نرم تر باشد و بر اثر حرارت به بدنه ظرف خوب بچسبد. بعد از آن می توان نقش منظور را روی سطح ظرف طرح يا در آن كنده كاری كرد. چون اين كار انجام گرفت بايد ظرف را با لعاب فلزی صيقل داد. اين لعاب را می توان از قلع يا سرب يا مس گرفت. وقتی اين صيقل به ميزان معينی حرارت ببيند آب می شود و به پوششی شفاف يا مات يا شيشه ای رنگين تبديل می گردد. نقاشی های پررنگ درسفال رنگين يا مينا كاری به مينياتور سازان قرون ششم و هفتم برای تزيين طرح های گران بها ميدان و مجال هنرنمايی داده است.
حرارت دادن يا گداختن سفال، كار ظريفی است كه در آن خطر اشتباه بسيار است. ظرف ترد ممكن است به زودی خم شود يا بشكند. لعاب ممكن است درست مخلوط نشود. حرارت ممكن است زيادتر يا كم تر از حد لزوم باشد، يا زود تغيير كند. البته اگر كوره های برقی با دستگاه های تنظيم در دسترس باشد، يا اگر شيمی دانان يا مهندسان، كوچک ترين فعل و انفعال شيميايی را تحت نظر داشته باشند اين كار دشوار نيست. اما در ايران همه اين مراحل با كمال اشكال انجام می گرفت و اكنون قراين و دلايل بسيار در دست است كه از روی آن ها معلوم می شود ضايعات كم نبوده است منتها در سفال كاری های آسان تر، مخاطرات نادانسته يا پيش بينی نشده بسيار است. بنابراين، طبيعی بود كه استادان اسرار هنر و مهارتی را كه به اين دشواری كسب می كرده اند با دقت در خانواده و شهر خود نگه دارند. يكی از كارگاه های مشهور سفال سازی كاشان قريب سه قرن در انحصار يک خانواده بوده است.
در اين ناحيه تسهيلاتی برای اين هنر وجود داشت. در جويبار باغ فين بهترين نوع سنگ كبالت، كه چون كوبيده شود به صورت ذرات شفاف سخت و بسيار سفيد در می آيد، می توان يافت. كارگران ماهر كوشنده و قانع نيز در آن جا بودند و به اين سبب شهر كاشان مزيتی يافته بود كه موجب شد قرن ها صنعت سفال سازی را در انحصار خود داشته باشد. سبک های مختلف سفال سازی كاشان در همان جا ابداع می شد. ظرف های لعابی منقش رنگ شفاف تری داشت و برق آن ها از آن چه در شهرهای ديگر ساخته می شد بيش تر بود. هنرمندان اين شهر طريقه حرارت دادن به قطعات بزرگ را آموخته بودند و به اين سبب ساختن محراب های سفالين لعابی منحصر به كاشان شد وگويا همه مسجدها و يا زيارتگاه های ايران به داشتن چنين محراب هايی شوق بسيار نشان می دادند.
يكی از مشهورترين اين محراب ها كه امضای ابوزيد دارد و مورخ به سال 612 ه.ق است در حرم مطهر حضرت امام رضا در مشهد وجود دارد و اين زيارتگاه مقدس گنجينه ذخاير و ثروت های مشهور است. در حقيقت، منظره آن چنان حالت وجدی در بيننده پديد می آورد كه در عالم هنر مانند آن وجود ندارد. اين محراب مظهر جلال و حشمت و دروازه ای به سوی عالم هيجان مذهبی است.
گذشته از محراب، گاهی سفال سازان كاشان برای پوشش تمام ديوار يا تزيين قسمت پايين آن كاشی می ساخته اند. اين كاشی ها اغلب به شكل ستاره است و ميان آن ها گاهی چليپای فيروزه ای قرار دارد. در نقوشی كه برای تزيين مسجدها به كار می رفته تنها نقش های انتزاعی معمول بوده است. اما شكل صليب اغلب در اين نقوش تكرار می شود. با اين حال، هر يک از اشكال ستاره طرح خاصی داشته اما همه به يک شيوه بوده است. تنوعی كه در طرح ها ديده می شود اغلب مايه حيرت است. در بيش تر اين نقش ها قرينه وجود دارد، اما در بعضی از آن ها مانند دو كاشی كه در محور لوله مضبوط در موزه آرميتاژ است به كلی از قرينه سازی دور است. زيبايی و متانتی كه در اين نقش ها هست نتيجه احساس دقيق هنرمندانی است كه نسبت به نهضتی كه در اين دوره واقع شد ايمان داشتند و مشق و تمرين دقيقی كه در خطاطی می كردند از جمله مقدمات و لوازم استادی در اين فن شمرده می شد.
دور كاشی ها را حاشيه های پهنی فرا می گرفت كه در آن ها برای مسجد، دعا و برای قصر، شعر می نوشتند و مجالس ميان اين حاشيه تصوير همان شعرها بود. دكتر بهرامی درست گفته است كه اين كاشی ها مانند ورق های كتاب است كه دوام بيش تری دارد. بعضی از اين نوشته ها، مانند دو قطعه كاشی كه در موزه بستن و موزه قاهره ضبط است، مشتمل بر تاريخی است كه در تشخيص و تعيين زمان اين سفال كاری های مهم به محقق كمک می كند.
همين شيوه ها و طرح ها كه در ساختن محراب به كار رفته در اشيای ديگر مانند چهارپايه و كاسه نيز مورد استفاده واقع شده و به خوبی نشان می دهد كه اين اشيا نيز به دست همان سازندگان كاشی ها ساخته شده است.
سفال سازان كاشان كه هرگز از پيش رفت های خود راضی نمی شدند، پيوسته در كار ابداع و توسعه و تزيين هنر خود بودند. اين هنرمندان نه تنها نوشته های برجسته را به نقاشی روی لعاب افزودند بلكه نكات و مطالب جدی تری را نيز در اين ميدان وارد كردند. مثلا منظره پيكاری كه با درفش مواج، هنگامی كه جنگ و در هم افتادن سوار و پياده و مركب و دروازه های گشوده شهر را، كه نشانه آمادگی برای نبرد است، به صورت هيجان انگيزی نشان می دهد. در اين كاشی هنر مينياتور سازی با همه وضوح و كمال و تنوع رنگ و بيان احساسات درونی جلوه گری كرده است.
استادان كاشان برای مشتريان ثروتمند تزيينات بيش تری به كار می بردند. در حال حاضر چند نمونه در دست است كه در آن ها صحنه هايی از دربار و گفت و گوی درباريان نقش شده است. در اين مجلس شاه زاده ای تصوير شده كه جامه فاخری بر تن دارد و هاله ای دور سر اوست و پشت سرش زمينه پرگلی وجود دارد كه بر سطح طلايی نقش شده است. تصوير اين اميران و شاه زادگان نمونه طرز تفكر و اصول اخلاقی و اجتماعی آن عصر است.
پرنقش ترين ظرفی كه از سفال ايران باقی مانده صحنه ای است از محاصره قلعه ای كه در داخل ظرف بزرگی نقش شده و اين ظرف اكنون در تالار فرير موجود است. اين مجلس به يقين يكی از وقايع تاريخی را نشان می دهد. نام هايی كه می توان خواند، اما با اشخاص تاريخی تطبيق ندارند، معرف قهرمانان اين صحنه است. ديوارهای شهر با طرح های معرق كاملا نمودار است. بسياری از اشخاص كاملا زنده و در حركت جلوه می كنند و صحنه جنگ روی هم رفته تاريخ نظامی اين دوره را روشن می سازد.
البته نمی توان گفت كه مينياتور سازان آن عصر در ساختن چنين مجالس دقيق و پرجمعيت توفيق بزرگی يافته اند. جز در لبه طرح، صحنه نقاشی نه با شكل ظرف ارتباط دارد نه در تركيب و ساختمان آن نظم و قاعده ای رعايت شده است. پشت ظرف صحنه شكاری را نشان می دهد و شامل تصوير شكارچيان است كه در پی شكارهای قوی جثه ای هستند و اين نقوش سايه وار روی زمينه روشنی كشيده است. اين نقش كه به شيوه معمول ديرين است، رضايت بخش تر است. حاشيه دوره آن كه مشتمل بر كتيبه ای به خط كوفی است نيز زيباست.
علاوه بر اين طرح های تجملی، استادان سفال ساز كاشان ظرف هايی به سبک های مختلف ساخته اند كه از نظر سليقه، و زيبايی قابل توجه است. نوع مشخص آن بسيار نازک و سبک است.
اين ظرف ها روی پايه بلندی قرار گرفته و دارای قاعده ای ظريف و ديواره های خوش تركيب براقی هستند كه روی هم به آن ها شكل زنگ وارونه می بخشد. متخصصان اغلب درباره اين ظرف ها گفته اند كه «زيباترين قالب سفال سازی است». اين نمونه ها اغلب با خطوط شعاعی كه نوشته هايی در ميان آن ها هست و طرح های حلقه ای كه به تناوب آن ها را در بر گرفته زينت شده اند و گاهی نقطه ها و خط های بسيار نازک كه به باران گل برگ می ماند، در فواصل آن ها قرار دارد. درون ظرف ها گاهی با كتيبه های عربی كه از كاشی محراب ها اقتباس شده آراسته است رنگ اين ظروف بسيار متين است، زيرا تنها سياه و كبود روی سفيد صدفی نقش شده است.
كاشان از معادن لاجورد كه در جنوب وجود دارد استفاده فراوان می كرد. اين سنگ بعدها به چين برده شده و در آن جا به نام «آبی محمدی» معروف گرديد و در خزاين چين مانند طلا حفظ می شد، اما استفاده از اين ماده مستلزم دقت خاص در تركيب آن با مواد ديگر بود. در قرن هشتم كه رنگ كبود برای زمينه طرح ها معمول و متداول بود، سفال سازان ايران كوزه ها و كاشی ها و ظروف را با طرح ظريف سفيد روی متن طلايی می آراستند.
از نظر فنی چند كوزه و تنگ مشبک كه به جا مانده است برجسته ترين نمونه هنر سفال سازی كاشان به شمار می رود. اين ظرف ها دارای پوسته ای خارجی است كه مشبک شده و به نحو زنده ای كالبد جانوران و گياهان را نشان می دهد. فن مشبک كردن ظرف ها در اواسط قرن ششم به كمال رسيد. اين هنر چنان دشوار است كه حتی امروز بيان اصول فنی آن آسان نيست. شايد منشا اين هنر ساختن فانوس باشد. عالی ترين نمونه اين كار كوزه ای است متعلق به سال 612 ه. ق. كه اكنون در موزه متروپوليتن محفوظ است. تاريخ مزبور نماينده زمانی است كه اين نوع كوزه گری به مرحله كمال رسيده بود.
کاشی سازی
هنر کاشی سازی از هنرهای کهن ايران زمين است که قدمت آن به دوران بابليان می رسد. کاشی هايی که ما امروزه استفاده می کنيم با کاشی هايی که در دوران گذشته استفاده می شده است متفاوت است ولی از نظر ماهيت هر دو سفال های لعابی هستند که برای تزيين بناها به کار می روند. کاربرد آجرهای لعابی از زمان بابليان رايج بوده و آثار به جا مانده از آن دوران اين امر را تاييد می کند. در هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح در عيلام نيز آجرهای لعابی به كار برده می شده است. آجرهای رنگی در زمان هخامنشيان نيز در ساختمان هايی كه در فلات ايران به ويژه شوش و تخت جمشيد برپا شده بود، ديده می شود. به نظر می رسد كه كاربرد آجرهای رنگی و لعابی در زمان سلوكی ها، پارت ها و ساسانی ها معمول نبوده است ولی در زمان خلافت بنی عباس در بغداد بار ديگر احيا شد. در پايان سده دوازدهم نوع جديدی از تزيين ديوارهای سفالی در ايران پديد آمد و آن كاشی های نقش دار بود. اين نوع كاشی ها در سده نهم در عراق به ويژه بغداد و سامره به كار برده می شد و از آن جا به مصر، شمال آفريقا و اسپانيا از يک سو و ايران از سوی ديگر گسترده شد.
اين كاشی های منقش اغلب در مراكز كاشی سازی كاشان، در مركز ايران ساخته می شد و از آن جا به ساير قسمت های خاور نزديک و ميانه فرستاده می شد. دو نوع مختلف از اين كاشی ها وجود دارد: نخست كاشی هايی كه روی آن صاف رنگ آميزی شده و طرح و نقش آن صليب و ستاره بود، دوم كاشی های بزرگ تر كه رويه آن برجسته بود و بيش تر در ساختمان محراب ها يعنی محل نيايش رهبران مذهبی و در مسجدها به كار برده می شد. بسياری از اين كاشی های برجسته و الوان محراب ها امضا هنرمندان كوزه گر كاشانی را دارد. يكی از ناموران آن ها ابوزيد است كه محراب مهم ترين زيارتگاه ايرانيان را در مشهد در سال 1215 ميلادی ساخت. كاشان تا ميانه سده چهاردهم در هنر ساختن كاشی های برجسته و الوان سخت استاد بوده است.
در اين زمان شيوه ديگری در كاشی كاری در خاور ايران پديد آمد و آن كاربرد كاشی های معرق بود. در اين نوع کاشی کاری طرحی قبلا کشيده می شد و سپس قطعات ريز را با شکل های مختلف از کاشی های يک رنگ مطابق طرح، در کنار يکديگر قرار می دادند. اين نوع کاشی مزيت های زيادی بر کاشی های درخشان داشت اول اين که كاشی های يک رنگ معمولی را هر كوزه گر محلی كه لعاب خوب و رنگ زياد در اختيار داشت می توانست بسازد گرچه كاشان قرن ها انحصار فروش سنگ لاجورد را در اختيار داشت ولی مقدار كمی اكسيد كبالت (سنگ لاجوردی) مورد نياز اين كاشی ها را می شد در همه جا از طريق خريد و فروش و داد و ستد به دست آورد. دوم هزينه حمل و نقل گران و خطر شكستن كاشی ها به هنگام باربری نيز بدين طريق يعنی با توليد كاشی های محلی برطرف گرديد و در آخر اين که كاشی كاری های معرق در معماری ساختمان با اندازه های متنوع و مختلف قابل استفاده است. با اين كاشی ها می توان از گل سرخ كوچكی كه قطر آن به اندازه 30 سانت باشد گرفته تا تزيينات داخلی و خارجی گنبدهای عظيم مساجد را پوشانيد.
اين كاشی كاری ظاهرا نخست در خاور ايران پديد آمد و در زمان تيموريان در هرات (افغانستان امروزی) به آخرين درجه از تكامل خود رسيد. طرح های كاشی كاری هرات در سده چهاردهم بسيار خوش و زيبا و ساختمان آن ها محكم بود. نمونه بارز كاشی كاری هرات در ايران مسجد جمعه اصفهان و يزد است. مسجد جمعه يزد، مربوط به سال 1375 ميلادی است. در سده پانزدهم در هنر و سبک كار گذاری كاشی ها ظرافت خاصی اعمال گرديد که در اين زمان نيز كاشان روش جديد را متداول ساخت. مسجد ميدان كاشان امضای حيدر كاشی تراش را به سال 1463 ميلادی نشان می دهد.
امروزه هنر ساخت كاشی های معرق (كاشی كاری ريز) به لحاظ اهميت و احتياجی كه به تعمير بناهای تاريخی و هنری ايران وجود دارد، احيا گرديده است. كاشی كار امروزی ايرانی در اين رشته اين قدر جلو رفته است كه كيفيت ساخته های او با كار استادان سده نوزدهم برابر است. در اين ميان کاشان همچنان يکی از مراکز مهم کاشی سازی می باشد که در هنر ديرين خود مشغول فعاليت است.
 

کشاورزی و دام داری


كشاورزی در كاشان و پيرامون آن رونق دارد و بخش بزرگ زمين های آن، هر ساله زير كشت پنبه، گندم، جو، باقالا، صيفی كاری، سبزی و پياز است. زمين های شهرستان كاشان هر ساله زير كشت پنبه، غلات، چغندرقند، صيفی كاری و سبزی است. در بخش كوهستانی نيز ميوه های گوناگون، به ويژه انار، زردآلود، و سيب به دست می آيد. انار فين و راوند نيز و پياز سفيد كاشان شهرت دارند. دربخش قمصر و روستاهای كوهستانی، گل محمدی پرورش می يابد، كه در ساختن عطر و گلاب ازآن استفاده می شود.  

 
مشخصات جغرافيايي


شهر كاشان، ‌مركز شهرستان كاشان، با پهنه ای حدود 45 كيلومتر مربع، در شمال باختری استان اصفهان، در مسير راه تهران - اردستان، در 33 درجه و 59 دقيقه و 30 ثانيه پهنای شمالی و 51 درجه و 27 دقيقه درازای خاوری نسبت به نميروز گرينويچ و بلندی 590 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به استان های سمنان و قم، از باختر به استان های قم و مركزی، از خاور به شهرستان اردستان و از جنوب به شهرستان های برخوار و ميمه و نطنز محدود است. هوای شهر كاشان معتدل خشک بوده، بيش ترين درجه حرارت، در تابستان ها 47 درجه بالای صفر و كم ترين آن، در زمستان ها 10 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه كاشان 150 ميلی متر بوده است.  

 
وجه تسميه و پيشينه تاريخي


كاشان، از ديرباز تا كنون به نام های: كی آشيان، آمبورودوكس، كستسيونت، كاسان، كاسيان، قاشان، قاسان، كاه فشان، چهل حصاران، و … خوانده می شده است. عده ای معتقدند از آن جا كه نخستين آثار آبادانی در اين ناحيه ساختمان هايی بوده كه به فرمان پادشاهان در سرچشمه فين بنا شده است، آن جا را « كی آشيان » يعنی خانه و جای گاه پادشاهان گفته اند. برخی ديگر از پژوهشگران نيز كاسان و كاشان را مشتق از نام قبايل كاسو يا كاشوهای معاصر دوران پادشاهی حمورابی در بين النهرين می دانند. به باور بعضی از نويسنده گان دوران اسلامی، بنای شهر كاشان به دستور زبيده خاتون، همسر هارون الرشيد ‌خليفه عباسی ( درگذشته 175 هـ . ق )، که هم چون مردم آن شهر شيعه مذهب بوده، انجام گرفته است. بر اين اساس از آن جا که در آغاز كار برای تعيين نقشه حصار و ديوار شهر، جای آن را كاه فشانی كرده اند، از آن رو « كاه فشان » ناميده شده، كه رفته رفته به « كاشان » تبديل شده است.
كاشان از ديرباز محل زندگی مردمان گوناگون بوده و فرهنگی كهن را در خود جای داده است، ‌چنان كه تپه های سيلك ‌در 3 كيلومتری جنوب باختری شهر كاشان و آثار به دست آمده از اين تپه با هفت هزار سال پيشينه تاريخی خود، گوه اين گفتار است. شهر كاشان در دوران های هخامنشی، اشكانی و ساسانی جزو قلمرو آنان بوده و چند بنای ارزنده از اين دوران همانند آتشكده نياسر و آتشكده خرم دشت از زمان ساسانی، و پيدا شدن سكه هايی از روزگار هخامنشيان، تداوم زندگی و سير پيشرفت را در اين ناحيه كهن سال آشكار می سازد. كاشان در دوران ديلميان از شكوفايی و آبادی ويژه ای برخوردار بوده صنعت سفال گری و فلزكاری آن، شهرت داشته است. با روی كار آمدن سلجوقيان در اوايل سده 5 هـ . ق نيز شهر كاشان اهميت و اعتبار زيادی يافت.
در سال 621 هـ . ق مغولان، مردم كاشان را قتل عام كردند، اما هولاكوخان هنگام تاخت و تاز در آن ناحيه، به احترام وجود بابا افضل الدين مرقی كاشانی، سپاهيان را از چپاول و كشتار مردم بازداشت. سكه های نقره ای كه در كاشان به نام مبارزالدين و شاه شجاع مظفری ضرب شده، نشان می دهند كه از سال 757 تا 768 هـ . ق شهر كاشان جزو قلمرو آل مظفر بوده است.
هنگام يورش تيمورلنگ به نواحی مركزی ايران، امير مجدالدين مظفر كاشی كه به فرمان سلطان زين العابدين مظفری، خواهرزاده خود حكمران كاشان و اصفهان بود، با حسن تدبير از كشتار و چپاول تيمورلنگ جلوگيری نمود. در دوران صفوی به دليل علاقه آنان به مذهب شيعه و هم چنين اهميت شهر كاشان از اين نظر، شهر رو به پيشرفت نهاد. شاه صفی، ( 1038 –1052 هـ ق ) دراين شهر درگذشت و فرزندش شاه عباس دوم ( 1052-1077 هـ ق ) در اين شهر به تخت پادشاهی نشست.
كاشان در دوران قاجار روزگار را به آرامی گذراند و با آن كه شكوفايی زمان صفوی را نداشت، ولی هنوز صنعت آن بر ديگر شهرها برتری داشت. شهر در اين زمان گسترش يافته و بناهای بسياری بدان افزوده شد. از جمله بناهای دوره قاجار خانه بروجردی ها، مسجد و مدرسه آقا بزرگ و مدرسه امام، … است، ‌كه از شاه كارهای هنری اين دوران به شمار می روند

240كيلومتري جنوب تهران و 220 كيلومتري شمال اصفهان واقع شده است و از طريق بزرگراه وراه آهن با تهران و اصفهان در ارتباط است. جمعيت تقريباً 400000 نفري شهر در مساحتي قريب به 2100 هكتار سكني گزيده اند. كاشان افزون بر فرشهاي مشهور و زبانزد جهانيان، ابريشم و كاشي معروفي هم دارد.اين شهر بزرگ و زيبا در جاده كاشان-قم و در حاشيه غربي كوير قرار گرفته است. اين شهر از دير باز به خاطر منسوجات چرمي ،سراميكك، ظروف مسي، گلاب و باغهاي پرگل قمصر زبانزد بوده است. اين شهر با سابقه 7000 ساله اش ازمهمترين مراكز باستان شناسي محسوب مي شود. اكثر تاريخ نويسان و مسافراني كه از اين شهر بازديد داشته اند، از آن با عنوان دروازه تمدن جهاني نام برده اند. همچنين اين شهر بعد از ورود اسلام به ايران در دوره سلجوقي و صفوي به اوج شكوفايي خود رسيد. امروزه شاهد اثرهاي متعدد هنرمندان كاشاني در موزه هاي معروف جهان هستيم. از آنجا كه كاشان، شهر مورد علاقه و محبوب شاه عباس اول صفوي بود، وي بدان توجه بسيار داشت و در عمران و آباداني آن كوشيد و دستور داد بعد از مرگ هم در مقبره يكي از اجدادش - قرن 13- دفن گردد.
با پياده روي در كوچه پس كوچه هاي آرام و ساكت شهر مي توان شاهد ساخمانهايي بسيار قديمي با ديوارهاي خشت و گلي بود. شهري با بادگير هاي متعدد و مناظري بديع كه سابقاً در تابستانهاي بسيار گرم، كار تسويه هواي ساكن را انجام مي داده است.
صنعت مدرن، موازي با پيشرفت اجتماعي، نقش مهمي در كاشان داشته است. به هرحال در بازار، تجارت فرش دستباف، قلاب دوزي و گلدوزي، گلاب، عطر، سفالگري و هنرهاي دستي ديگر كماكان مثل سابق و با همان مهارت و زيبايي صورت مي گيرد. با اين مقدمه، سفرمان به كاشان را از بازار آغاز نموده و بعد شما را با چندين نمونه ازجذابيتهاي توريستي و مكانهاي تاريخي اين شهر آشنا مي كنيم.

بازار کاشان

بازاركاشان يكي از زيباترين بازارهاي ايران است كه ساختمانهاي جالب و زيباي بسياري در آن وجود دارد كه مي توان به موارد زير اشاره نمود: مساجد (ميرعماد، بالا بازار،تبريزيها و كفاشها) كاروانسراها (گمرك، نو، مير پنج، بروجرديها، زغاليها) آب انبارها (حاج حسين) آسيابها، سراي امين الدوله، حمامها (خانو گذر نو) و بازارچه هاي ديگر (بازار مسگرها، طلا فروشها، رنگرزها، گذر نو، پانخل، قيصريه، ميانچال، مالك و سردار) جهت فروش فرشهاي دستباف ابريشم و مخمل، گلاب وعطرهاي ديگر و شيريني.

باغ فين

باغ شاه در 6 كيلومتري جنوب غربي فين واقع شده و چه بسا بتوان از آن بعنوان شگفت انگيزترين و زيباترين نمونه باقي مانده در ايران نام برد. فين در ميان مكانهاي تاريخي، سابقه اي هزار ساله دارد كه براي شاه عباس اول طراحي و بنا شده بود.

اين باغ با استخرها وچشمه ها و فواره هاي لابلاي درختان ميوه اش داراي مناظر و فضايي بديع و شگفت انگيز است. اين فواره ها آب خود را از يك چشمه طبيعي مي گيرند.

تپه سيلك

تپه سيلك بين باغ شاه و كاشان، تپه اي موسوم به تپه سيلك قرار دارد. اين محل، خاستگاه فرهنگ ماقبل تاريخ است كه كاوشگران آن را به نيمه دوم هزاره 15 قبل از ميلاد نسبت مي دهند. اكتشافات بعدي نيزعمري 7000 ساله براي آن در نظر گرفته است.

مسجدآقابزرگ

مسجدآقابزرگ در خيابان فاضل نراقي واقع شده و متعلق به نيمه دوم قرن گذشته(دوران قاجاريه) مي باشد. اين مجموعه كه يكي از زيباترين و باشكوه ترين بناهاي اسلامي بشمار مي رود، توسط حاج محمد تقي خانبان و به منظور برگزاري نمازهاي جماعت، موعظه ها، سخنراني ها، مراسم مذهبي و كلاسهاي درس ملا مهدي نراقي كوچك معروف به آقابزرگ بنا گرديد.

مسجدجامع

 اين مسجد با گنبدي آجري و ايواني مرتفع، قديمي ترين بناي به جا مانده از دوران سلجوقي ميباشد (و به مسجد جمعه نيز مشهور است). گفته مي شود كه قبل از گرايش مردم به اسلام، از بناي اوليه بعنوان آتشكده استفاده مي شده است. ساختمان مسجد درخيابان باباافضل واقع گرديده است.

مدرسه سلطاني

 اين مدرسه سابقاً مدرسه شاه ناميده مي شد و در حال حاضر به مدرسه امام خميني معروف است. از اين مكان، قبلاً براي اسكان طلاب استفاده مي شد. بناي مدرسه در مجاورت بازار زرگرها واقع گرديده است.مدرسه در اوايل قرن 19 و به دستور فتحعلي شاه قاجار طي 9 سال ساخته شد.

خانه بروجرديها

متعلق به تاجري است كه در قرن 19 مي زيست. نقاشي هاي داخلي اين بناي باشكوه از شاهكارهاي نقاش معروف ايراني، كمالالملك، مي باشد. شهرت اين خانه بدليل بادگيرهاي آن است، برجهايي كه به پايين نگهداشتن دما كمك می نموده و در نتيجه در هواي داغ مناطق بياباني سودمند واقع مي گرديده است. اين خانه قديمي توسط تاجر مشهوري موسوم به حاج سيد جعفر نطنزي (ازخانواده بروجردي) ساخته شد. وي وارد كننده كالا از بروجرد در استان لرستان بود.

خانه طباطبايي ها

 اين خانه در خيابان علوي (قلعه جلالي) واقع گرديده و معماري آن در سال 1298 توسط استاد علي مريم صورت گرفت.

تيمچه امين الدوله

 يكي از جالب ترين بناهاي داخلي بازار ميباشد كه توسط فرخ خان غفاري(امين الدوله) ساخته شد و معماري آن از سال 1280 الي 1285 توسط استاد علي مريم صورت گرفت.

بقعه شاهزاده ابراهيم

 اين بقعه در سنه 1894 بعد از ميلاد ساخته شد و متعلق به دوران قاجاري است. بنيانگذار اين عمارت يعني خاله بگم كه تبعه فين بوده نيز در اين بقعه مدفون است. بردرب ورودي اين بنا كتيبه اي قرار دارد كه روي آن نام شاهزاده ابراهيم بن سلطان بن موسي بن جعفر و نيز نام سيد مهدي بن حاج سيد حسين بروجردي با تاريخ 1885بعد از ميلاد حك گرديده است.

كاشان به مثال مثنوي هفتاد من و داستاني بي پايان است. مكانهاي توريستي و نيز جذاب ديگري در اين شهر وجود دارد كه ما در اينجا تنها به ذكر نام آنها بسنده مي كنيم:

بقعه حبيب بن موسي
بقعه پنجه شاه
بقعه مير نشانه
بقعه ابولؤلؤ
بقعه هلال بن علي
بقعه بابا افضل كاشاني
بقعه سلطان علي بن محمد باقر مشهد اردهال
بقعه امامزاده پيرداوود
بقعه امامزاده محمد صانع و محمد اسماعيل
مجموعه باباولي
مجموعه خان
مجموعه حاج سيد حسين عطار
قمصر
خانه عامريها
خانه عباسيان
خانه صالح
تيمچه ملك التجار
قلعه جلالي
مسجد ميرعماد
منار زين الدين
مسجد تبريزيها
بقعه خواجه تاج الدين
بقعه شاه يلان
بقعه سلطان مير احمد
حمام سلطان مير احمد
آتشكده نياسر

تاریخ كاشان

در دوران بارانی بین آخرین دوره های یخچالی (زمین شناسی) به نظر می رسد در مرکز ایران دریای پهناوری گسترده بود. این دریا با شروع عهد خشکی به تدریج کوچک و خشک شد که اکنون در محل آن کویر بزرگ مرکزی برجاست و بشر در دوره استقرار در روستاها در اطراف این محل اسکان یافته است چنان که قدیمی ترین تمدنها را می توان در حاشیه هلالی شکل کویر یافت.

kashan

یکی از قدیمی ترین تمدنهای این حاشیه تمدن سیلک است. تپه های موسوم به سیلک واقع در 2 کیلومتری جنوب غربی کاشان یکی از کهن ترین مراکز استقرار بشر در فلات مرکزی ایران به شمار می آید. حدود هفت هزار سال پیش مردم سیلک پایه و اساس تمدنی را بنیان نهادند که در دوره های مختلف پیشرفت شایانی را بدست آورد. نشانه هایی از این پیشرفت و ترقی را می توان در آثار سفالین و اشیاء مسی و مفرغی بدست آمده از این تپه ها (تپه های شمالی و جنوبی سیلک) که امروزه زینت بخش اکثر موزه های معتبر ایران و جهان است، مشاهده کرد. اقوام سیلک كه دارای ابداعات و نوآوریهای فراوانی در صنایع آن دوران بوده اند، با تمدن بین النهرین و مناطق دیگر ایران ارتباطات فرهنگی و اقتصادی داشته اند. تمدن سیلك به عنوان یكی از نخستین تمدن های دشت نشین برای باستان شناسان از اهمیت قابل توجهی برخوردار می باشد. خاصه آنكه در كوزه گری و نگارگری و استفاده از آجر پخته در بنای ساختمانها و موارد متعدد دیگر به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای رسیده بودند. گرچه ردپای این تمدن ناگهان در تاریخ گم می شود و مردم سیلك بر اثر هجوم اقوام تار و مار و گریزان می شوند، اما برخی بر این عقیده اند كه ساكنان سیلك پس از ویرانی شهر و دیارشان به چشمه ساران به ویژه نیاسر و نوش آباد پناه برده و آبادیهایی را بوجود آورده اند. با توجه به اینكه در منطقه كاشان آثاری از دوره هخامنشی و اشكانی وجود ندارد و پژوهشهای باستان شناسی نیز در این منطقه بسیار محدود بوده است از تمدن این دوره در كاشان اطلاعات زیادی در دست نیست لیكن كشف سكه های نقره متعلق به دوران هخامنشی و اشكانی در این منطقه نشان از ردپای تاریخ دوره هخامنشی و سلوكی دارد. كشف گنجینه ای متعلق به اواخر هزاره اول قبل از میلاد در روستای مرق گواهی بر امتداد مدنیت در منطقه كاشان تا اواخر دوره هخامنشی است. گرچه اخبار و مداركی از دوره اشكانیان در این منطقه بدست نیامده است اما قراین متعدد تاریخی خبر از آبادانی و رونق كاشان در دوره ساسانیان می دهد. وجود آتشكده های نیاسر ، خرمدشت و نطنز، اشارات مولف تاریخ قم به مناطق باستانی چون نیاسر و نوش آباد ، اخباری مربوط به یك شهرك دوره ساسانی به نام سارویه درمنطقه كاشان كه به گزارش تاریخ نویسان تا دوره اولیه اسلامی نیز آثاری از آن برجای بوده است همگی گواهی بر این مدعاست.
كاشان در دوران اسلامی همراه با قم، اصفهان، همدان و ... از جمله شهرهای بلاد جبال یا عراق عجم محسوب می شود. تاریخ نویسان فراوانی از مردان نام آور و جنگجوی كاشان در این عصر (دوران ساسانی) سخن به میان آورده اند كه در جنگهای بسیار شركت كرده اند » اعثم« كوفی تاریخ نویس بزرگ عرب از حضور 20 هزار سوار جنگجوی قم و كاشان یاد كرده است كه در جنگ »نهاوند« حضور داشتند.
مورخان و سفرنامه نویسان اوایل دوران اسلامی از عقربهای فراوان در كاشان و شیعه بودن مردمانشان به عنوان اصلی ترین ویژگی آن یاد كرده اند و كاشان را به عنوان شهر كوچكی معرفی نموده اند.
كاشان در نخستین دهه های قرن اول هجری با هجوم عربها روبرو شد و پس از مقاومتهای بسیار با از دست دادن استحكامات خود، تسلیم شده به تاراج رفت، حمداب مستوفی در »نزهه القلوب« بنای شهر كاشان را در دوران اسلامی به »زبیده خاتون« همسر هارون الرشید نسبت داده و در این مورد می نویسد:
در قرن دوم هجری مسلمانان در جایی به نام چهل حصاران زندگی می كردند.
كاشان در دوران آل بویه از رونق و آبادی خاصی برخوردار بود و صنعت سفالگری و فلزكاری آن شهرت فراوان داشت چنان كه مقدسی در این زمان از كاشان چنین یاد می كند: «كاشان شهری آباد و روستاهای نیكو دارد، كشتزارهای بسیار ، گرمابه نیكو و نعمت فراوان و دارای دژ و خندقی است.»
كاشان در دوران آل بویه بواسطه ظهور سلاطین شیعی و نفوذ آنان بر خلیفه بغداد مورد توجه بیشتری قرار گرفت و به همراه قم از عنایت آل بویه و وزیر دانشمند آنان صاحب بن عباد بی نصیب نماند.
با آغاز قرن پنجم و روی كار آمدن حكومت سلجوقیان ، كاشان اهمیت و اعتبار روز افزونی یافت و در این زمان مردان بزرگ و نام آوری از این شهر به خدمت حكومت درآمده و به مدارج عالی رسیدند. چنان كه راوندی می نویسد: «اغلب وزارء و مستوفیان و دبیران دربار، كاشانی بودند، هنر و علم در این زمان كمال یافت و كاشان محل و منشاء فضل و ادب شد. در این دوره ، شهر توسعه یافت و بناهای عمومی فراوان و گوناگونی مانند مسجد، مدرسه، خانقاه، دارالشفاء و كتابخانه ساخته شد.»
بیشتر بناهایی كه در دوره سلجوقیان بنا شده است به دلیل زلزله های پی در پی ویران شده و از میان رفته اند‏، لیكن آنچه باقی مانده، نشانی از توسعه و آبادی كاشان در این عصر می باشد. مهمترین آثار بجای مانده از این بناها مسجد جامع است كه در این دوران (سلجوقیان) بازسازی شده و دارای گنبدی آجری و مناره ای مزین به خط كوفی با تاریخ 466 هـ . ق است. علاوه بر آن مناره »پنجه شاه « »برج و باروی شهر« » بند قمصر« و »قلعه جلالی« از دیگر بناهای معروف این عصر به شمار می روند.
در دوران سلجوقیان‏ كاشان به ترقی و آبادانی قابل ملاحظه ای رسید. كثرت آثار تاریخی در این دوره و وجود مدارس متعددی كه در این دوره در كاشان تاسیس شد و نیز ظهور دهها دانشمند كاشانی در این مقطع گواهی بر مدنیت و پیشرفت این شهر بوده است. كاشان دراین دوره آنچنان كه در كتاب راحه الصدور و دیوان ابوالرضا راوندی آمده است دوبار توسط میاجیق یكی از سرداران خوارزمشاهی و ملك سلجوق بن محمد بن ملكشاه سلجوقی مورد هجوم قرار گرفته است.
در هر دو هجوم شهر كاشان به واسطه برج و بارو و پایمردی و جوانمردی اهالی در امان مانده است. اما روستاهای بی دفاع مورد قتل و غارت واقع شده اند.
كاشان در قرن هفتم با حملات وحشیانه مغولان صدمات فراوانی دید و بخشی از شهر ویران شده و به غارت رفت ولی دیری نپائید، که به دلیل رونق كارگاهها و بافت انواع قالی، پارچه، ساخت كاشی و سفال دوباره حیات خود را بازیافت. در این دوره بناهای تازه ای ساخته شد و بازار نیز گسترش یافت . در زمان جهانشاه »قراقویونلو« بناهای معتبر دیگری هم ساخته شده كه برخی از آنها هنوز پابرجاست از جمله میدان سنگ و بناهای اطراف آن كه به همت عماد الدین محمود بنا گردید. پس از برقراری حكومت مغولان در ایران و قبول اسلام و تشیع توسط ایلخانان مغولی، كاشان از شهرهای آباد و پررونق ایران به حساب می آمده است. حتی غازان خان سلطان مغولی پس از اینكه به مذهب شیعه درآمد، عنایت خاصی به كاشان داشته و عمارات قابل توجهی در این شهر بنا كرده است. معروفترین عالمان كاشانی دوره سلجوقی و مغول عبارتند از:
محمد بن علی بن سلیمان راوندی مولف راحه الصدور درباره تاریخ سلجوقیان ـ علامه قطب راوندی ـ سید فضل ا... ضیاء الدین ابوالرضا عالم فقیه و ادیب ـ حكیم فضل الدین كاشانی معروف به باباافضل ـ عارف نامی عبدالرزاق خان كاشانی از شاگردان مكتب ابن عربی ـ عزیزالدین محمود كاشانی و غیاث الدین جمشید كاشانی، حكیم، منجم و ریاضی دان نامی كه به سبب تبحر و تالیفات در ریاضی و نجوم شهرت جهانی دارد.
با روی كارآمدن حكومت صفوی در قرن دهم هجری، اهالی كاشان، شیعیانی مومن بودند و از حكومت آنان استقبال كردند. اگر چه زلزله ویرانگر سال 982 هـ . ق ضربه سختی به بناهای شهر وارد آورد لیكن در این دوره از تاریخ كاشان در شئون مختلف ترقی فراوانی كرده و به منتها درجه شهرت دست یافت. صنعت و هنر بافندگی در این شهر به اوج ترقی و شكوفایی رسیده و بهترین و زیبا ترین انواع پارچه های ابریشمی، كتان، مخمل، مرغوبترین قالی های پشم و ابریشم در كارگاههای نساجی كاشان بافته می شد. چنانكه شاردن سیاح فرانسوی می نویسد: اساس ثروت و حیات مردم كاشان از صنایع نساجی و ابریشم بافی و تهیه قطعات زربفت و نقره بافت تشكیل شده است. عصر صفوی بهترین دوره رونق و آبادانی كاشان بوده است. دهها اثر تاریخی در شهر و حومه آن و ظهور دهها عالم و فقیه كاشانی در این دوره همگی نشانگر عصر طلائی كاشان در این دوره می باشد. سلاطین شیعه صفوی پس از اینكه اصفهان را به عنوان پایتخت برگزیدند و به كاشان كه از مهمترین كانونهای شیعه نشین بود توجه شایانی كرده و ضمن سفرهای متعدد به این شهر اماكن رفاهی و مذهبی بسیاری را به یادگار گذاشتند. اهمیت كاشان در این دوره به حدی است كه سفرنامه نویسان از این شهر به عنوان پایتخت مذهبی ایران یاد كرده اند.
بازار كاشان در این دوره نیز رونق و گسترش یافت، شاه عباس در وسط بازار، چهارسوق تازه ای به نام قیصریه مشتمل بر دكانها و كاروانسراهای مجلل بنا نهاده، دهها بقعه متبركه بازسازی و نوسازی گردیده و كاروانسراها و مساجد با شكوهی ساخته شد. یكی از ارزنده ترین و مجل ترین بناهای این دوران باغ فین است كه در 5 كیلومتری جنوب كاشان بنیان نهاده شد.
مشهورترین عالمان دوره صفوی عبارتند از:
ملافتح ا... كاشانی، متكلم، فقیه، مفسر و ادیب و صاحب آثار متعدد ـ ملامحسن فیض كاشانی كه از وی دهها آثار در زمینه های حكمت، كلام، اخلاق، عرفان و ... برجای مانده است ـ كلیم كاشانی ـ محتشم كاشانی، مدیحه سرای نامی دورن صفویه.
در اواخر دوران صفویه كاشان دوبار مورد هجوم افغانها قرار گرفت در یكی از این هجومها كه در زمان حسنقلی خان حاكم افشاری كاشان صورت گرفت. اهالی روستاهای كویر كاشان همانند نوش آباد و نصرآباد مورد قتل و غارت قرار گرفتند اما این بار نیز برج و بارو و تیراندازهای فراز آن مانع از ورود این مهاجمان به داخل شهر كاشان شدند.

كاشان در دوران قاجار روزگار را به آرامی می گذراند و با آنكه زلزله مهیب سال 1192 هـ . ق در واپسین سالهای حكومت زندیه شهر را ویران كرده بود و رونق زمان صفویه را نداشت ولی هنوز صنیعش بر سایر شهرها برتری داشت. شهر در این زمان گسترش یافته و بناهای فراوانی بدان افزوده شد. از جمله بناهای این دوران خانه بروجردیها، طباطبائیها، عباسیان و ... مسجد و مدرسه آقا بزرگ، مدرسه امام و ... است كه از شاهكارهای هنری این عصر به شمار می روند. »دیولاخوا« كه در سده سیزدهم كاشان را دیده است آن را چنین توصیف می كند: «خانه ها با خشت و گل تمیز ساخته شده، كوچه ها سنگفرش و بازار وسیع و آباد است». از مهمترین رویدادهای این دوره می توان به قتل امیركبیر، طغیان نابینایان و جنب و جوش مشروطه خواهان كاشانی اشاره كرد. در این دوره كاشان از بلایای طبیعی همچون سیلهای مخروب، خشكسالی و قحطی در امان نبوده و در این حوادث هزاران نفر از اهالی به كام مرگ افتادند.
در این دوره نیز عالمان بزرگی در این شهر پا به عرصه وجود گذاشتند، كه مشهورترین آنان عبارتند از: استاد ملامهدی نراقی، فیلسوف، متكلم، فقیه، منجم و ... ملا احمد نراقی فرزند ملا مهدی از عالمان نام آور و فقهای معروف این دوران است ـ ملاحبیب ا... شریف، عالم دینی و ادبی عصر خویش ـ ملا عبدالرسول مدنی.
كاشان در همه ادوار تاریخی و هنری از چنان غنا و تنوعی برخوردار شد كه نظری حتی به اجمال و اختصار بر آنها فرصتی طولانی را طلب می كند. این شهر ضمن معرفی چهره های استثنایی از ایمان و علم و ادب و هنر همچون: ملامحسن فیض ـ غیاث الدین جمشید كاشانی ـ باباافضل ـ سهراب سپهری ـ محتشم كاشانی ـ ملا احمد و مهدی نراقی و ... عنوان دارالمومنین را نیز برای خود به ارمغان آورد و آثار بازمانده از آنان كاشان را در ردیف پربارترین گنجینه های علمی و هنری جهان قرار داد.

وجه تسمیه كاشان

در مورد وجه تسمیه کاشان سخن بسیار است. لیکن با در نظر گرفتن معنی واژه های کاس، کاسه و کاس آب و موقعیت کاشان در قدیم این واژه می تواند گرفته شده از کاس باشد که در اصل کاشان و به مرور زمان به کاشان تغیر شکل یافته است.

ربان شناسان بر این باورند که نام کاشان به معنی خانه های تابستانی است، که با چوب و نی ساخته می شده است ولی برخی دیگر نام کاشان را ماخوذ از کلماتی چون کاسیان، کاشیان، کی آشیان و کاه فشان، کاسو یا کاشو می دانند.

در کل در مورد وجه تسمیه کاشان و نام اولیه آن از طرف مورخین و باستان شناسان عقاید گوناگونی ابراز شده که به چند مورد آن اشاره می شود:

1ـ از آنجا که این شهر در قرون متمادی مرکز ساخت بهترین کاشیها بوده آن را کاشیان و کاشان نامیده اند.

2ـ گروهی از باستان شناسان پس از حفاریهای باستان شناسی در تپه های سیلک به این نتیجه رسیده اند که نام کاشان مشتق از کلمه کاشو یا کاسو است و آن نام قومی کهن بوده که در بین النهرین می زیسته اند و سپس به این سامان نقل مکان کرده و نام محل اسکان آنها کاسیان یا کاشیان خوانده شده است.

3ـ ملک الشعراء بهار در دیوان خود وجه تسمیه کاشان را معبد و جایگاه جشن و دل آسایی دانسته است.

4ـ مولف کتاب فرهنگ واژه های فارسی در زبان عربی می نویسد: کاشان به خانه های تابستانی اطلاق می شود که با چوب و نی ساخته می شد.

5 ـ مولف کتاب آثار تاریخی کاشان و نطنز می نویسد: چون اولین جایگاه آبادانی در این ناحیه به امر پادشاهان اساطیری در کنار چشمه فین ساخته شده آن را کی آشیان یعنی جایگاه حکام گفته اند.

مذهب و زبان

مذهب:
مذهب مردم این شهر، شیعه اثنی عشری است چنان که بواسطه ایمان راسخ، زهد و تقوای بی نظیر شیعیان آن از صدر اسلام تا کنون با نام دارالمومنین در صدر شهرهای شیعه نشین قرار گرفته و به نیکی از آن یاد شده است. به طوری که در زمان صفویه کاشان پایتخت مذهبی ایران شناخته شده بود. از قرنها قبل عده ای از یهودیان نیز در کاشان ساکن بوده اند که از دوره صفوی تعداد آنها زیاد بوده لیکن امروزه تعداد کمی از آنان در این شهر اقامت دارند. یاقوت حموی نیز در معجم البلدان در مورد ایمان مردم کاشان می نویسد:
«عده ای از علویان ساکن کاشان منتظرند که صبح فردا قائم آنان ظهور کند و در هر طلوع، مسلح سوار بر اسب به خارج از شهر می روند و متاسف بر می گردند.»

 

زبان:
زبان مردم این شهرستان فارسی است. ولی در روستاهای حاشیه شهر، زبان رایجی و تاتی رواج دارد که اصل آن در واژه های فارسی دری یا فرس قدیم است. ضرابی در تاریخ کاشان می نویسد: مردم بلوک (حومه) را زبانی دیگر است که اهل شهر از فهم معانی آن بی خبرند و آن را زبان رایجی گویند که دارای واژه های دری فراوانی است.

مشاهیر كاشان

در طول تاریخ پرفراز و نشیب ایران در دوران‌های مختلف از زمان ساسانیان، آل‌بویه (كه زبیده خاتون همسر هارون‌الرشید كاشان كنونی را بنا نهاد) تا عهد سلجوقی، صفویه و قاجاریه و پس از آن انسانهای بزرگی در این دیار پرورش یافته و به دنیا معرفی شده‌اند از جمله: غیاث‌الدین جمشید (ریاضی‌دان و منجم بزرگ)، كمال‌الملك و صنیع‌الملك (نقاشان نامدار)، ملامحسن فیض و ملااحمد و ملامهدی نراقی (عالم، حكیم، عارف و دانشمند)، ملافتح‌اله كاشانی (مفسر)، محتشم كاشانی، بابا افضل مرقی، سپیده كاشانی، كلیم كاشانی و سهراب سپهری (شاعران نامی) و صدها چهره برجسته دیگر

كاشان آميزه ای از ميراث های فرهنگی باشكوه و طبيعت زيباست كه جاذبه های كم نظيری برای توسعه گردشگری و رونق توريسم دارد. شهرستان کاشان يکی از قديمی ترين و تاريخی ترين شهرستان های استان اصفهان به شمار می آيد که از روستاهای توريستی و مناطق کويری و طبيعی زيادی برخوردار است. نياسر و قمصر که ازمعروف ترين مناطق توريستی و پرورش گل و گلاب گيری ايران به شمار می آيند، در اين شهرستان واقع شده اند. در فصل گل اين مناطق دارای مناظر بسيار بديع و زيبا می شوند واهالی به ياری موسسات و ارگان های توريستی با راه اندازی جشنواره های محلی از خيل بازديدکنندگان پذيرايی می کنند. غارنياسر کاشان يکی از معدود آثارباستانی و طبيعی است که ازمهم ترين جاذبه های منطقه به شمار می آيد. اين غار يکی از عجايب و نوادر آثار باستانی است که در حدود 1800 تا 2000 سال قبل در كوه كركس و بر فراز تپه های آهكی مشرف بر نياسر كاشان و احتمالا با مقاصد آيينی و مذهبی به صورت تونل سنگی و پر پيچ و خم با ابزار ابتدايی كنده شده است.
باغ فين کاشان از با ارزش‌ ترين آثار تاريخی كاشان است که از دوران صفويه برجای مانده است و از لحاظ باغ آرايی و آب رسانی دارای اهميت ويژه‌ای است. مسجدهای قديمی، عمارت های باشکوه با معماری کم نظير، آتشکده های تاريخی و کاروان سراهای قديمی از ديگر ديدنی های اين شهرستان به شمار می آيند که همواره نظر فرهنگ دوستان و جهانگردان را به خود جلب کرده و کاشان را در زمره يکی از ديدنی ترين شهرستان های اصفهان قرار داده است. مهمانان داخلی و خارجی با سفر به اين منطقه و ديدار از جاذبه های طبيعی و تاريخی متعدد آن، ضمن آشنايی با فرهنگ غنی کاشان خاطره ای زيبا در ذهن خود خواهند داشت. 
 
ادامه مطلب
منابع ویکی بدیا وتراول

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:13 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان سميرم در استان اصفهان بر سر راه ايلات استان چهارمحال وبختياری، کهگيلويه و بويراحمد و استان فارس واقع شده است. به همين علت صنايع دستی عشايری به خصوص بافته های داری؛ در اين منطقه از رونق زيادی برخوردار است. از ميان مهم ترين صنايع دستی اين شهرستان می توان به قالی بافی، گليم بافی و جاجيم بافی اشاره نمود. اين بافته های داری بيش‌تر در کارگاه های خانگی و توسط زنان و دختران منطقه بافته می شوند. صنايع مذکور اغلب محلی بوده و جنبه خود مصرفی دارند. مردم اين منطقه به كشاورزي ودام‌داري اشتغال‌دارند.‌شهرستان سميرم از چشم اندازهای طبيعی و زيبايی برخوردار است. آبشارهای متعدد همراه با کوه های سربه فلک کشيده و جنگل های طبيعی و مصنوعی جلوه ای زيبا به اين شهرستان بخشيده و استراحت گاهی بديع برای آسايش بازديد کنندگان فراهم نموده است. نمای شهر سميرم پردرخت و زيباست و چشم انداز کوهستانی شهرستان سميرم سبب جلب بازديد کنندگان زيادی به اين منطقه شده است.


مکان های دیدنی و تاریخی


شهرستان سميرم از چشم اندازهای طبيعی و زيبايی برخوردار است. آبشارهای متعدد همراه با کوه های سربه فلک کشيده و جنگل های طبيعی ومصنوعی جلوه ای زيبا به اين شهرستان بخشيده و استراحت گاهی بديع برای آسايش بازديد کنندگان فراهم نموده است. نمای شهر سميرم پر درخت و زيباست و چشم انداز کوهستانی شهرستان سميرم سبب جلب بازديد کنندگان زيادی به اين منطقه شده است.

 


صنايع و معادن


معادن خاک نسوز پشته و خاک گچ سميرم شهرت دارند. 


کشاورزی و دام داری


شهر سميرم و پيرامون آن، دارای كشاورزی پر رونق است و فرآورده های كشاورزی آن گندم، ‌جو، ‌چغندرقند، حبوبات، و گياهان علوفه ای است. باغ داری رواج دارد و ميوه های آن، به ويژه سيب سميرم شهرت دارد. هم چنين دام داری و پرورش گوسفند، بز، گاو، اسب و استر نيز رواج دارد.  

 

مشخصات جغرافيايي


مركز شهرستان سميرم با پهنای حدود 15 كيلومتر مربع، در جنوب استان اصفهان، در 31 درجه و 25 دقيقه پهنای شمالی و 51 درجه و 34 دقيقه و 30 ثانيه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ، و بلندی 2 هزار و 460 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان شهرضا، از جنوب به استان كهگيلويه و بوير احمد، از باختر به استان چهار محال و بختياری و از خاور به استان فارس محدود است. سميرم دارای آب و هوای معتدل بوده و ميانگين ريزش برف در آن 60 سانتی متر، و ميانگين بارش ساليانه 400 ميلی متر است. درجه حرارت در تابستان 25- 30 درجه بالای صفر و در زمستان تا 15 درجه زير صفر می رسد. سميرم ناحيه كوهستانی است و مهم ترين بلندی های آن، رشته كوه های دينار ( ستيغ دنا ) در جنوب و علی جوق، سياه، بهروز، چال قفا و سودمند هستند.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


مردم محل بر اين باورند، كه سميرم در اصل «سام آرام» بوده است. زيرا درروزگاران كهن سام نريمان، نيای رستم جهان پهلوان سيستانی، به دردی گرفتار می شود، كه آرام نمی گيرد و پزشكان از درمانش در می مانند تا اين كه گذرش به ناحيه سميرم می افتد و به سبب آب و هوای سالم آن، دردش درمان يافته آرام می شود. بدين جهت اين ناحيه را « سام آرام » خواندند، كه بعدها به سميرم تبديل شده است. بنا بر روايت ديگری اين ناحيه را سام بن ارم بنا كرده و « سام ارم » خوانده می شده است كه اندک اندک به سميرم تبديل يافته است. بعضی ها نيز بنای شهر را به سميراميس، ملكه آشور و بابل نسبت داده و به نام وی « سميرام » خوانده اند. احمد كسروی، در پژوهش خود سميرم را از دو پاره « سمی » يا « شمی » به معنی سرد و « ران » يا « رام » به معنی محل، مكان و سرزمين دانسته و چنين نتيجه گرفته است، كه سميرم و سميران، به معنی جا، مكان و سرزمين سرد است. از آن جا كه شهر سميرم، در گذشته جزو شهرستان شهرضا بوده است، می توان گفت كه اين شهر از لحاظ تاريخی، سياسی و تا اندازه ای اجتماعی و اقتصادی، بستگی زيادی به آن شهرستان دارد.  

 

ويژگيهاي طبيعي - اين شهرستان در165 كيلومتري جنوب اصفهان، ميان استانهاي فارس، كهگيلويه و بويراحمد و چهارمحال وبختياري واقع شده است و مساحت آن در 5/5297 كيلومتر مربع است و منطقه اي كوهستاني است. مهمترين ارتفاعات آن رشته كوههاي دينار(قله دنا) است كه درمرز استان اصفهان و كهگيلويه و بويراحمد واقع شده است.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:12 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرضا يكي از شهرستان هاي استان اصفهان است كه در گذشته «قمشه» ناميده می شده است. شهرضا از شهرهای کهن و با اصالت استان اصفهان است که صنايع دستی آن نيز هم چون تاريخ آن قدمت و اصالت زيادی داشته و از ديرباز دارای اهميت فراوان است. برخی از هنرهای دستی اين شهرستان دارای شهرت جهانی هستند. علاوه بر جنبه‌های هنری، صنايع دستی در کنار صنايع كارخانه ای نيز در اقتصاد شهرضا سهم قابل توجهی دارد. قالی بافی، ريسندگی، سفال گری، سراميک سازی و سنگ بری از مهم ترين صنايع دستی اين شهرستان محسوب می شوند. شهرستان شهرضا ازنقاط مهم عرضه كننده قالی صادراتی در ايران است. قاليچه های بافت اين شهرستان به داشتن ثبوت رنگ و زيبايی نقشه شهره بوده و از اعتبار و ارزش زِيادی برخوردار می باشد. قاليچه های بافت اين منطقه از نظر نقشه و کيفيت در ايران و جهان شهرت زيادی دارند و يک گونه آن از لحاظ ثابت بودن رنگ و نقشه، مورد پسند همگان است. در شهرضا شمار زيادی كارگاه فرش بافی داير است و كارگران بسياری در آن ها مشغول به كار هستند.

سراميک و كاشی سازی از رشته صنايع كارخانه ای معتبر شهرضا است به ويژه سراميک آن که از نقوش زيبا برخوردار می باشد. در شهرضا چند كارگاه سراميک و كاشی سازی وجود دارد. سراميک های ساخت اين كارگاه ها از لحاظ رنگ و جنس و زيبايی از بهترين سراميک های ايران هستند. صنعت ريسندگی نيز قبل از تاسيس اولين كارخانه ريسمان تابی در سال 1277 شمسی، به صورت سنتی رواج داشته و شامل بافت ترمه، شال و جوراب های نخی و پشمی و از اين قبيل می شده است. در حال حاضر تعداد زيادی كارگاه پشم ريسی و دو كارخانه ريسندگی و بافندگی در اين شهرستان داير و توليدات آن از جمله صادرات شهرضا به شمار می رود. كارگاه های نخ تابی و همچنين توليد خامه يا نخ فرش نيز در شهرضا وجود دارد. نخ و خامه مازاد بر نياز اين ناحيه به نقاط ديگر صادر می شود. كشاورزی در اين شهرستان به دليل زمين های حاصل خيز رونق داشته و تمامی فرآورده های سردسيری و معتدل در آن كشت و پرورش داده مي شود.


مکان های دیدنی و تاریخی


شهرضا در دوران صفوی از عمران و آبادی برخوردار بود و گسترش بسياری يافته است. از اين دوران آثار تاريخی بسياری در اين ناحيه بر جای مانده است. جاذبه های طبيعی بسياری چون کوه ها و چشمه ها و غارها در اين شهرستان پراکنده هستند که چشم اندازهای زيبايی به اين منطقه بخشيده است.  


صنايع و معادن


شهرستان شهرضا دارای كارخانه ريسندگی است و كارخانه های صابون پزی، كوزه های سفالين و روغن منداب گيری نيز در آن وجود دارد. كارگاه هاي سنگ بری نيز در اين منطقه وجود دارد كه سنگ های زينتی و ساختمانی را توليد می كند. شهرستان شهرضا از لحاظ معادن غنی بوده و مهم ترين آن ها عبارتند از : معدن نمک حسن آباد، رامشه، و جرقويه، معدن زغال سنگ شاه سيد علی اكبر، معدن سنگ مرمر اسفنداران در 60 كيلومتری و معدن سرب كرويه در 36 كيلومتری جنوب شهرضا. شهرضا از اقتصاد خوبی برخوردار بوده و مركز داد و ستد ايل قشقايی و لران ناحيه بوير احمدی است.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی در اين شهرستان به دليل زمين های حاصلخيز رونق داشته و تمامی فرآورده های سردسيری و معتدل در آن كشت و پرورش داده شده و مهم ترين آن ها انگور، گندم، جو، ‌ارزن، نخود و... می باشد. هم چنين در شهرستان شهرضا دامداری رواج داشته و مردم شهرضا در زمين های كشاورزی خود به نگاهداری دام نيز می پردازند. در دشت های پيرامون شهرضا، مانند كمه، موروک، ‌بودجان، هونجان و… گله های بزرگ پرورش می يابند.

 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان شهرضا، با پهنه ای حدود 3 هزار و 88 كيلومتر مربع، ‌در جنوب استان اصفهان، در 32 درجه و يک دقيقه پهنای شمالی و 51 درجه و 52 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ، و بلندی 1 هزار و 825 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان مباركه، ازجنوب به شهرستان سميرم و استان فارس، از خاور به شهرستان اصفهان، و از باختر به شهرستان مباركه و استان چهار محال و بختياری محدود است. پيرامون شهرستان شهرضا را كوهستان فرا گرفته و به دليل محدود بودن به نواحی كوهستانی در باختر و جنوب و از سوی ديگر به نواحی پست كويری در شمال خاوری، در بيش ترين روزها نسيم ملايم با بادهای شديد، كه جهت آن ها از نواحی بلند به سوی شمال و شمال خاوی است می وزد. بارندگی آن ناچيز و جزء نواحی خشک است و‌ آب و هوای ناحيه به بخش های زير تقسيم می شوند: 1- آب و هوای گرم و خشک نواحی خاوری 2- آب و هوای كوهستانی جنوب و جنوب باختری كه بارندگی آن بيش از ديگر نقاط است.  

 
وجه تسميه و پيشينه تاريخي


شهرضا در گذشته «قمشه» ناميده می شده است. قمشه واژه ای پهلوی ساسانی است، كه از روزگار باستان به اين محل گفته شده و نخست « گمشه » بوده است. برخی از محققين ريشه واژه قمشه را كومه شه دانسته و معتقدند که چون شاهان عهد قديم در آن حدود به شكار می رفته و كومه خوبی برای آن ها می ساخته اند، بدين نام موسوم گرديده است. شماری ديگر از پژوهش گران قمشه را مرکب از دو پاره « قم » و « شه » و به معنی جای آب جوشنده و روان و ماندگار دانسته اند. واژه قمشه به معنای سرزمين پر كاريز نيز هست، و بيش تر زمين های كشاورزی شهرضا نيز به وسيله كاريزها آبياری می شود. به هر حال در 1305 هـ . ش نام اين شهر از قمشه به شهرضا تغيير يافت.
شهرضا پيش از اسلام وجود داشته و به گونه آبادی بزرگی به نام قلعه سميرم بوده كه در 14 فرسنگی اصفهان قرار داشته و دارای حصارهای استوار بوده است. پس از برافتادن حكومت ساسانی، ‌شهرضا نيز مانند نقاط ديگر ايران به چنگ تازيان افتاد. در دوران اسلامی از نقاط آباد و دارای اهميت بوده است. مرداويج زياری در 319 هـ . ق ايالت جبال را گشود و شهرضا هم جزو قلمرو او گرديد. شهرضا در دوران صفوی از عمران و آبادی برخوردار بود و گسترش يافت. از اين دوران آثار تاريخی بسياری در اين ناحيه بر جای مانده است.

 

این شهر با سابقه طولانی از جمله شهرهای قدیمی و با اهمیت استان اصفهان است. مساعد بودن آب و هوا و سرسبزی محیط در شکل گیری هسته اولیه شهر نقش داشته‌است. بافت قدیم شهر بارها تجدید بنا گردیده اما اصولا حیات و هویت آن حفظ شده و در حال حاضر از نظر ترکیب و بافت فیزیکی با بخش‌های میانی و جدید شهر تفاوت دارد. به احتمال زیاد بافت نخستین این شهر به پیش از اسلام برمی‌گردد. در دوران هخامنشیان و ساسانیان، به عنوان سرزمینهای شمالی پارس دارای دشتهای سرسبز و خوش آب و هوا و دارای شکارگاههای بسیار به وی‍ژه شکار گورخر بوده است و مرگ بهرام پادشاه ساسانی در باتلاقهای منتهی به باتلاق گاوخونی در مشرق شهرستان و به سبب شکار گورخر روی داده است. همچنین مرزهای طبیعی و استراتژیک شمالی پارس، منتهی به کوههای صعب العبور کلاه قاضی و لاشتر(گذرگاه اورچینی(اورچینه))، که از یکسو به باتلاق گاوخونی در شرق و از سوی دیگر به بالادست رود خروشان زاینده رود منتهی میگردد و عبور جاده شاهی از این گذرگاه حساسیت خاصی را در طول تاریخ به این منطقه داده است.


بازار شهرضا

مرحله بعدی گسترش شهر مربوط به زمان صفویه می‌باشد که اصفهان به عنوان پایتخت انتخاب گردید. قرار گرفتن این شهر در محور جاده اصفهان به فارس که یکی از راههای مهم تجاری بوده موجب رونق اقتصادی آن گشته‌است. از طرف دیگر به خاطر نزدیکیش با اصفهان نوعی عملکرد نظامی نیز داشته‌است. در این دوره به دلیل امنیت نسبی بافت فیزیکی شهر توسعه یافت. در پایان دوره صفویه و در هنگام محاصره پایتخت توسط محمود افغان، قلعه بزرگ قمشه ضمن فرستادن 10هزار سوار تفنگداربه جهت کمک به سپاه شاه سلطان حسین برای نجات پایتخت از محاصره، به عنوان آخرین پایگاه مقاومت ایرانیان؛ تا آخرین نفس جنگید، تمامی مردان جنگجو کشته شدند، قلعه تسخیر و با خاک یکسان شدو آنگاه تصرف اصفهان میسر گشت. مرحله بعدی گسترش شهر مربوط به دوره قاجاریه است. در این دوره شهر به شکل قلعه مانند و دارای دروازه بوده که هفت محله در آن جای می‌گرفته‌اند. مجموعه دروازه‌ها با عناصر تشکیل دهنده محله، نظیر بازارچه گذر، مسجد، تکیه، آب انبار و حمام در عین استقلال نسبی به کل شهر نیز وابسته بوده‌است. بازار در مرکز شهر قرار داشته و به عنوان کانون اصلی مبادلات اقتصادی و تجاری، همه شریانها را به خود متصل نموده‌است.

در دهه چهل ایجاد امنیت نسبی در کل کشور و تبدیل شهرضا به مرکز شهرستان موجب رشد شهرنشینی گشته، به طوریکه رشد کالبدی شهر در این دهه چشمگیر بوده‌است. در این دوره از حیات، شهر به دلیل ایجاد مناسبات جدید اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی شهر از حالت ایستا خارج شده و به یک رشد نسبتاً سریع شهرنشینی دست یافت و صنایـع که تا این زمان تنهـا در مقیاس سنتـی آن مطـرح بوده جای خود را به کارخانه‌های نسبتاً بزرگ سپرد. جهات گسترش شهر در این دوره در بخش‌های شمال غربی بوده‌است و بافت فیزیکی آن به عنوان پیوند دهنده بافت قدیم و جدید کاربرد شهری خود را حفظ نموده‌است. وجود بزرگترین پادگان نظامی کشور، و بزرگترین زاغه های مهمات خاورمیانه در این شهرستان نشان از موقعیت استراتژیک و سوق الجیشی این شهرستان در مرکز کشور دارد.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:12 ] [ اطلس ایران وجهان ]
فريدن يكي از شهرستان هاي استان اصفهان است كه در باختر استان واقع شده است. سواحل زاينده رود که يکی از زيباترين و بااهميت ترين رودهای ايران است، از مهم ترين گردش گاه های اهالی شهرستان فريدن به شمار می آيد. صنايع دستی در شهرستان فريدن هم چون ساير نقاط استان اصفهان از رونق زيادی برخوردار است. بافته های داری در فريدن از مهم ترين صنايع دستی اين منطقه به شمار می روند. اين بافته ها عبارتند از: قالی بافی، گليم دو روی ساده و نقش دار، ماشتا(نوعی روانداز كه بر روی كرسی می انداختند) و جاجيم. ارامنه اين شهرستان هم چنين به زرگری، قلم زنی، كنده كاری روی سنگ نيز مشغول هستند. طرح های متداول قالی در اين منطقه لچک، ترنج، طرح گل های رز، طرح افشان با گلدان و طرح مام ميهن است. تعدادی از مهم ترين روستاهای ارمنی نشين اين شهرستان كه به بافت قالی اشتغال دارند عبارتند از: قلعه گريگور، دارا بورد، آريگان، روستای موكل سنكرد، پونستان، ذرنه (بولوران) خوی گان پايين، خوی گان بالا، خونگ، هاران، نحاكرد، ميلاكرد، شوريشكان، سنگباران و سوران. منطقه بربرود (بورواری): در جنوب منطقه كمره (خمين) و در غرب شهرستان فريدن در قسمت شمالی منطقه لرستان است ارامنه اين منطقه را بورواری را به معنی سرشار از رايحه و بوی خوش نام نهادند تعدادی از روستاهای ارمنی نشين اين منطقه عبارت بوده اند از پاهرا، شاور اوا، پاريشان، خسروآباد، گوران، قره كهريز، خرج آباد، خورزند، نصرآباد است. در اين منطقه نيز دست بافت های گوناگونی وجود دارد كه مهم ترين آن قالی بافی است. از مهم ترين ويژگی های فرش بافی اين منطقه می توان به اين موارد اشاره نمود: دار قالی، از نوع عمودی است مكانيزم پود كشی از نوع تخت باف (يک پود ضخيم) بوده و گره فارسی به كار برده می شود. رجشماری بين 32-36 است، رنگ رزی خامه ها، هم با رنگ رزی گياهی و هم شيميايی انجام می گردد، طرح های مورد استفاده برای بافت قالی اغلب از منطقه كمره در روستای سيليان آورده می شود و با كمی تغيير بر روی آن مورد استفاده قرار می گيرد.

مکان های دیدنی و تاریخی


سواحل زاينده رود که يکی از زيباترين و بااهميت ترين رودهای ايران است، از مهم ترين گردش گاه های اهالی شهرستان فريدن به شمار می آيد.

 

صنايع و معادن


از صنايع معادن فريدناطلاعات مستندي در ست نيست.

 

کشاورزی و دام داری


مهم ترين فرآورده های كشاورزی سيب زمينی، گندم، جو، يونجه، غلات، نباتات علوفه ای، حبوبات و... است. همه ساله هزاران تن سيب زمينی، از فريدن به ديگر نقاط صادر می گردد. هم چنين دامداری در اين منطقه از رونق زيادی برخوردار بوده و همه ساله شمار زيادی دام زنده برای ذبح، گوشت، پوست و لبنيات به شهر اصفهان صادر گرديده و لبنيات آن فراوان و سرشناس است.

 


 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:12 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان اردستان يكي از شهرستان هاي استان اصفهان است كه در ناحيه‌ي مركز استان واقع شده است. اردستان يکی از شهرستان های استان اصفهان است که هم چون ديگر مناطق اين استان از سابقه‌ي نيکويی در صنايع دستی برخوردار است. هنرهای دستی اين شهرستان که بيش تر توسط سرپنجه هنرمند زنان و دختران خلق می شوند را فرش بافی، جاجيم بافی، گليم بافی، شال بافی، چادر، خيمه، كلاه و دستكش بافي تشكيل مي دهند. فرش بافی از اهميت زيادی برخورداراست و نقش مهمی در اقتصاد مردم اين منطقه دارد. البته قالی بافی اردستان دارای قدمت زيادی نيست ولی با طرح كاشان و نقش های ترنج، محراب، افشان، لچكی و خشتی بازارهای زيادی پيدا كرده است. از سال 1364 يک شركت فرش نيز در مركز اين شهرستان داير شده که به كار تهيه، توليد و صدور فرش اشتغال دارد. مسجد هاي تاريخي به علاوه آرامگاه هاي تاريخي مهم ترين مكان هاي تاريخي‌وديدني شهرستان اردستان را تشكيل مي دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


بنای مسجد جامع اردستان در مركز محله محال اردستان واقع شده و از كهن ‌ترين مساجد ايران است كه براساس بررسی های صورت گرفته‎؛ ‌بنای اوليه آن، مربوط به قرون اوليه اسلامی است و در دوره سلجوقی تجديد بنا و در دوره های ديگر، بخش‌های مختلفی به آن اضافه شده است. هم چنين بنای مسجد جامع زواره دربخش مركزی زواره، در 15 كيلومتری شمال خاوری اردستان واقع شده و با توجه به مدارک موجود، اولين مسجد چهار ايوانی ايران است كه در دوره سلجوقی ساخته شده و اصالت خود را به نحو شايسته‌ای محفوظ داشته است. اين مسجد ها به علاوه آرامگاه هاي تاريخي مهم ترين مكان هاي تاريخي شهرستان اردستان را تشكيل مي دهند.  

 

صنايع و معادن


اردستان دارای معدن منگنزی از گونه عالی است، که 75 درصد منگنز دارد و مواد خارجی آن ناچيز است.
 

 
کشاورزی و دام داری


كشاورزي در ناحيه اردستان بيش تر به صورت ديمي و كم تر به صور ت آبي و باغ داري است. دام داري نيز در اين شهرستان به صورت سنتي رواج دارد.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان اردستان، با پهنه ای حدود 11 هزار و 293 كيلومتر مربع در شمال استان اصفهان، ‌در جنوب كوير نمك، در 33 درجه و 23 دقيقه پهنای شمالی و 52 درجه و 22 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. اين شهرستان از شمال به استان سمنان، از باختر به شهرستان های كاشان، نطنز و برخوار و ميمه، از خاور به شهرستان نايين و از جنوب به شهرستان های اصفهان و نايين محدود است. آب و هوای اين شهرستان گرم وخشک بوده و بيشترين درجه حرارت در تير و مرداد و كم ترين آن در دی و بهمن است. پوشش گياهی اين ناحيه از گونه استپ بيابانی است. كوه های غير منظمی از شعبه های كوه كركس، از جنوب شهرستان می گذرد و بلندی آن از سطح دريا يک هزار و 207 متر می باشد.
 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


بنا بر روايتی، نام اردستان از دو پاره‌ی «ارد» به معنی مرد خشمگين و «ستان» به معنای مكان تشكيل شده است. يعنی سرزمين مردان غيور و خشمگين. به روايتی ديگر اردستان از بناهای اردشير دراز دست است و معنای آن، استان و محل اردشير بوده و به دليل كاربرد زياد آن به اردستان تبديل شده است. هم چنين بر پايه افسانه ای، اردستان مسكن رستم، جهان پهلوان سيستانی بوده و به ارگ دستان سپس به ارگستان و سرانجام به اردستان سرشناس شده است. اردستان شهری است كهن، و بر پايه گفته های تاريخ نگاران ايرانی و عرب، در دوران اشكانی، پايتخت اردوان چهارم بوده است. اردشير اول، بنيان گذار پادشاهی ساسانی، آتشكده ای در آن جا بنا كرده و انوشيروان نيز در اين شهر به دنيا آمده است. در دوران اسلامی و اواخر سده 3 هـ . ق اردستان شهری استوار و دارای بارويی با پنچ دروازه و يک ميل مربع پهنه بوده است. اين شهر در دوران آل بويه با نطنز، بلوكی را تشكيل می داده كه مركز آن اردستان و جايگاه فرمانروايی حاكم ديلمانان بوده است. اردستان در دوران صفويه از شهرهای آباد و مهم ايران شمرده می شد. می گويند مردم اردستان در برابر چپاول و كشتار افغان ها، چنان پايداری كردند كه اشرف افغان ديوانه شد. در دوران قاجاريه به ويژه در زمان حكومت ناصرالدين شاه اردستان جای گاه بهتری يافت و آرام بود، اما پس از كشته شدن ناصرالدين شاه اين ناحيه نا امن شد. 
 

شهرستان اردستان در 110 کیلومتری شمال شرقی اصفهان و در دامنه شرقي‌ کوههاي کرکس از سلسله جبال مرکزی ایرن و در حاشیه کویر مرکزی ایران قراردارد. در ‌شمال شهر هوا گرم ودر مناطق کوهستاني‌ جنوب سرد مي‌‌باشد. ‌
این شهرستان دارای جمعیت 13893 نفر می باشد و دارای 1 پاسگاه پلیس راه و 2 استراحتگاه بین راهی می باشد . این شهرستان در مسیر محورهای ارتباطی نایین به کاشان قرار دارد و بزرگراه کاشان - اصفهان از شمال این شهرستان می گذرد . اردستان فاقد پایانه مسافربری می باشد .
اغلب مردم این شهرستان به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند . بنا بر روایات نام این شهر مخفف ارگ دستان (ارگ به معنی قلعه است و دستان صفت زال بوده است) است و مشهور است که این شهر بدست رستم ساخته شده است.
اردشير اول‌,موسس‌ سلسله ساساني‌ آتشکده‌اي را در آنجا بنا نهاد. همچنين ‌اردستان زادگاه انوشيروان است‌‌. در اوايل‌ قرن چهارم‌ اردستان شهري مستحکم با 5 ‌دروازه‌ بود که‌ مساحتي حدود 1مايل‌ مربع‌ رادر برمي‌‌گرفت‌ .مکانهاي تاريخي وچشمگير اين‌ ‌شهر عبارتند از: ‌
‎- چندين‌ آب انبار زيرزميني‌
‎- کاروانسراي جوگند واقع‌ در جاده‌ اردستان‌نايين‌
‎- مجموعه‌ آسيابهاي آبي‌ در راميان وزواره‌‌
‎- مجموعه‌‌کاخ سرهنگ آباد در شرق زواره‌‌
‎- چندين‌ مسجد قديمي .

مسجد جامع اردستان -


اردستان حدود 110 کیلومتری کاشان است یعنی تقریبا کمتر از 50 کیلومتری نطنز و این شاید برای خیلی ها کافی باشد که اگر تا نطنز رفتند، سری هم به اردستان بزنند ،گرچه اگر بخواهیم اینگونه استدلال کنیم باید تا جنوب یکسره برویم . از طرف دیگر به نظر من هتل جهانگردی اردستان به مراتب از هتل سرابان نطنز بهتر است برای همین هم می تواند محل استراحت و استقرار برای دیدار از شهر های نطنز و اردستان و زواره قرار گیرد .

اردستان شهری است بسیار کهن ،طبق روایتی افسانه گونه بنای شهر به ارونشاه فرزند کیقباد پادشاه سلسله کیانیان منسوب می شود . میگویند همین فرد دستور حفر قناد معروف اروانه را برای ابیاری شهر صادر کرده . قناتی که لااقل 2500 سال قدمت دارد . همچنین می گوید انوشیروان و کاوه آهنگر هم در اردستان متولد شده اند . با توجه به قدمت زیاد شهر آثار باستانی آنهم منحصرفرد می باشند که شاید معروفترین آن مسجد جامع شهر است .


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:11 ] [ اطلس ایران وجهان ]
برخوار و ميمه از شهرستان هاي استان اصفهان است كه در مركز استان واقع شده است. هنر قالی بافی در شهرستان برخوار و ميمه مهم ترين صنعت دستی محسوب می شود و بيش تر اهالی در کار گاه های خانگی به بافت قالی مشغول هستند. قالی اين منطقه از قدمت و اصالت خاصی برخوردار است. قالی های بافت ميمه جنبه صادراتی دارند و بيش تر به تهران ارسال می شوند. اين قالی ها دارای طرح كاشان و نقش های افشان، لچک ترنج، جنگلی و هم چنين طرح خاصی معروف به ميمه هستند. در استان اصفهان قالی های ميمه طرح منحصر به فردی دارد كه با طرح مناطق ديگر متفاوت است. علاوه بر قالی بافی، کرباس بافی نيز از ديگر صنايع دستی اين شهرستان محسوب می شود. مسجد بزرگ گز و مسجد جامع ميمه دو مکان مهم و ديدنی شهرستان برخوار و ميمه هستند.

 

مکان های دیدنی و تاریخی

 

مسجد بزرگ گز و مسجد جامع ميمه دو مکان مهم و ديدنی شهرستان برخوار و ميمه هستند.
 

 

صنايع و معادن


پالايشگاه نفت، نيروگاه برق،كارخانه های نساجی قدس، بهريس، ‌بارش، ‌شير پاستوريزه، سنگ بری و ابزار سازی از مهم ترين فعاليت های صنعتی شهرستان هستند. از معادن شهرستان برخوار و ميمه می توان از معدن نمك حبيب الله، گچ گمشه و شن باقرآباد، و سنگ مرمريت ميمه نام برد. 

 

کشاورزی و دام داری


به دليل كمی بارندگی و تبخير زياد، كشاورزی اين ناحيه از جايگاه ويژه ای برخوردار نيست. اين شهرستان در بخش ميمه از لحاظ طبيعی از جايگاه بهتری برخوردار بوده و آباد و سرسبز است. آب مصرفی كشاورزی اين شهرستان از كاريز، چاه ژرف و نيمه ژرف تأمين می شود. با اين حال با تلاش مردم سخت كوش اين ناحيه، فرآورده های كشاورزی مانند : گندم، جو، سيب زمينی، روناس، پنبه، صيفی، سبزی، نباتات علوفه ای و ميوه های گوناگون به عمل می آيد. هم چنين در اين شهرستان فرآورده های دامی نظير گوشت، پوست، ‌پشم، روغن حيوانی و لبنيات نيز به دست می آيد.  


 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:11 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مرکز شهرستان تيران و کرون در 51 درجه 09 دقيقه طول جغرافيايی و32 درجه و 42دقيقه عرض جغرافيايی و ارتفاع 1640 متری از سطح دريا واقع شده است. اين شهرستان در بيست كيلومتری نجف آباد و46 كيلومتری اصفهان واقع شده است. تيران و کرون از شمال غرب به شهرستان های فريدن و فريدونشهر و از جنوب غربی به استان چهارمحال بختياری و از شرق به شهرستان های اصفهان، خمينی شهر، نجف آباد محدود می گردد. اين شهرستان دارای هوايی نسبتا معتدل و زمستان های سرد است

تیران و کَرون یکی از با قدمت ترين شهرستانهای استان اصفهان و دومين شهر سبز اين استان است. مرکز این شهرستان شهر تیران است که در غرب استان اصفهان واقع شده‌است.

این شهرستان در حدود بیست هزار نفر جمعیت دارد. از مکان‌های معروف این شهر می‌توان به امامزاده احمد حنفیه نوه امام علي(ع) و فرزند محمد حنفیه،منطقه نمونه گردشگري چشمه مرغاب،حيات وحش قمشلو،امامزاده احمد رضا و سد خميران اشاره کرد. در حدود ۶۰ روستا و دو شهر رضوان شهر و عسگران از توابع این شهرستان می‌باشد.

 

عبور جاده‌های اصفهان به استان‌های مرکزی و خوزستان و لرستان و غرب کشور و همچنین جاده استان چهار محال و بختیاری در جنوب شهرستان باعث رونق شهرستان گردیده‌است. ایجاد کارخانه‌های سنگبری متعدد در رضوان شهر از توابع شهرستان تیران و همچنین توسعه منطقه صنعتی شهر تیران باعث ایجاد هزاران شغل برای مردم منطقه گردیده‌است.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:11 ] [ اطلس ایران وجهان ]
خميني شهر يكي از شهرستان هاي استان اصفهان است. نام قديمي و باستاني اين طقه «سده» بوده است. شغل اصلي مردمان اين ناحيه را كشاورزي و دام داري تشكيل مي دهد. در شهرستان خمينی شهر هم چون بيش تر شهرستان‌های استان اصفهان‎؛ قالی بافی مهم ترين صنايع دستی منطقه محسوب می شود. در اين شهرستان نيز صنعت قالی بافی اغلب در کارگاه های خانگی و بيش تر توسط دستان هنرمند زنان و دختران روستايی تهيه می شود. ازطرح های متداول قالی اين شهرستان می توان به طرح های لچک، ترنج، طرح گل های رز، طرح افشان با گلدان اشاره نمود. شهرستان خمينی شهر از جاذبه های طبيعی چون غار، رودخانه و چشمه برخورداراست. مهم ترين جاذبه تاريخی اين شهرستان نيز امام زاده سيد محمد است.


مکان های دیدنی و تاریخی


شهرستان خمينی شهر از جاذبه های طبيعی چون غار، رودخانه و چشمه برخورداراست. مهم ترين جاذبه تاريخی اين شهرستان نيز امامزاده سيد محمد است.

 

صنايع و معادن


از صنايع و معادن خميني شهر اطلاعات مستندي در دست نيست.

 

کشاورزی و دام داری


آب كشاورزی از كاريز، چاه و زاينده رود تامين شده و گندم، جو، تنباكو، تره بار، گلابی، بادام، سيب، گيلاس و آلبالو از جمله فرآورده های كشاورزی خمينی شهر شمرده می شود. از آن جا كه در پيرامون اين شهر، پوشش گياهی برای چرای دام موجود است، مردم به پرورش گاو، گوسفند و بز و هم چنين پرورش طيور نيز می پردازند.

 

مشخصات جغرافيايي


خمينی شهر مركز شهرستان خمينی شهر، با پهنه ای حدود 2 هزار و 776 هكتار در باختر اصفهان، در 32 درجه و 41 دقيقه پهنای شمالی، و 51 درجه و 32 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ، و بلندی 1 هزار و 595 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان برخوار و ميمه، از شرق به شهرستان اصفهان، از جنوب به شهرستان فلاورجان، و از غرب به شهرستان نجف آباد محدود می باشد. هم چنين شهر سده، از شمال به آبادی های دهستان ماربين عليا، از باختر به روستاهای اصغر آباد، از خاور به آبادی جوی آباد و از جنوب به روستای آدريان و تپه آتشگاه محدود گرديده است. خمينی شهر با قرار گرفتن در دشت، آب و هوايی معتدل و خشک داشته و ميانگين بارندگی ساليانه اين شهر به 155 ميلی متر می رسد. فاصله هوايی خمينی شهر تا تهران 332 كيلومتراست.

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام اين شهر از روزگار باستان تا سال 1338 هـ . ش «سده» بوده و روزگاری نيز آن را ماربين می گفته اند. از 1338 هـ . ش «همايون شهر» ناميده شد و از اوايل پيروزی انقلاب اسلامی، به خمينی شهر تغيير نام پيدا کرد. واژه «سده» در فرهنگ نفيسی و برهان قاطع به معنی آتش شعله كننده و شعله بلند و تازيانه دار آمده است. سده واژه ای فارسی است كه در پهلوی به صورت «ست»و «سد» آمده است. نام «سده» نامی درست، به جا و زيبا بوده است. زيرا اين محل از سه ده به نام های: خوزان، فروشان،(فريشان/پريشان) و ورنوسفادران (بن اصفهان) به وجود آمده است كه در اثر گسترش روستاهای سه گانه امروزه تبديل به يك شهر شده است.
تاريخ خمينی شهر با توجه به نزديکی اش به اصفهان ( 8 كيلومتر) متأثر از تاريخ آن شهر تا حدود زيادی همانند آن است. در كوی خوزان شهر خمينی شهر، دژ دفاعی مهمی به نام كهن دژ وجود داشته كه خرابه های آن هم چنان باقی است و گفته اند كهن دژ، پايتخت پادشاهان كيانی و ساسانی بوده است. در دوران اسلامی اين ناحيه از اهميت زيادی برخوردار بوده است. وجود مسجد جامع بزرگ كوی خوزان، شهر بودن آن را در گذشته تأييد می کند. چرا که مسجد جامع از ويژگی های شهرهای اسلامی است و روستاها فاقد آن بوده اند.

 

سده يا خميني شهر؛ از باستان تا امروز

* در دو قبرستان شهر دهها سنگ قبر با قدمت ۷۰۰ ساله وجود دارد كه به خطوط عربي، فارسي نوشته شده است
* قنات «ديمتريان» كه دو هزارسال پيش توسط پيروزشاه ساساني حفر شده درحال ويراني است

  


 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:11 ] [ اطلس ایران وجهان ]
اصفهان يكي از مهم ترين مناطق گردشگري ايران در جهان است كه در رديف شهرهای درجه اول دنيا، مانند: پکن، پاريس، رم، ونيز، ...قرار داشته و به لحاظ ديرينه‌گی و ارزش های ويژه هنری، در مجموعه‌ي ميراث فرهنگی بشريت، طی آيينی جهانی از سوی «يونسکو» پاس داشته می شود. شهرستان اصفهان داراي دو چشم انداز است‎؛ بلندی شهرستان اصفهان از سطح دريا 1 هزار و 575 متر است و بخش دشتی آن، از آبرفت رودخانه زاينده رود تشكيل يافته و در پای دامنه های خاوری بلندی های زاگرس قرار گرفته است. از سوی جنوب باختری فاصله چندانی با دامنه كوه های زاگرس نداشته اما از شمال خاوری در فاصله دورتری از كوه های مركزی قرار گرفته است. صنايع اصفهان دارای قدمتی تاريخی است و صنعت كاران اصفهانی مشهورترين صنعت گران ايرانی به شمار می آيند. صنايع دستی اصفهان از ديرباز به عنوان نماينده هنر اصيل مردم ايران، در جهان سرشناس شده است. از اين رو، اگر اصفهان را گاهواره صنايع دستی ايران بناميم، سخنی به گزاف نگفته ايم. نام اصفهان بی درنگ تصوير خاتم کاری، كاشی كاری، معرق، تابلوهای مينياتور، قالی های نفيس ابريشمی و نقش های زيبای پارچه قلم كار را تداعی می كند. قدمت طولانی و معماری با ارزش بناهای تاريخی اصفهان سبب شده که برخي آثار تاريخی منطقه مانند ميدان بزرگ نقش جهان در فهرست آثار ثبت شده سازمان ملی يونسکو قرارگيرند. مجموع آثارطبيعی و تاريخی، اصفهان را در فهرست ديدنی ترين مناطق ايران قرار داده است. اصفهان نه تنها نماينده شايسته ای برای معرفی فرهنگ و تمدن غنی ايران به مهمانان خارجی است، بلکه بازديد از اين خطه؛ خاطرات زيبا و حس غرورانگيزی را در ذهن گردشگران داخلی نيز بر جای مي گذارد.

مکان های دیدنی و تاریخی


قرن هاست که اصفهان را نصف جهان می نامند. اصفهان از شهرهای بسيار قديمی ايران است که موجوديت تاريخی آن به هزاره سوم قبل از ميلاد می رسد. اصفهان منطقه ای به قدمت تاريخ تمدن و فرهنگ ايران است که آثار بديعی ازهمه ادوار را با خود دارد. موقعيت طبيعی و جغرافيايی آن در مرکز فلات ايران، خاک حاصل خيز و وجود زاينده رود به آن امکان داده که در دوره های مختلف از مراکز مهم فعاليت اقوام ساکن در اين مرز و بوم باشد و يادگارهای با ارزش تاريخی زيادی از اين اقوام را در دل خود داشته باشد. به همين سبب اصفهان را موزه هميشه زنده دنيا می دانند که از مکان های ديدنی و آثار تاريخی بسيار با ارزشی برخوردار است. هر يک از آثار اصفهان در دوره ای ساخته شده و ياد آورعظمت آن دوره زمانی است.
قدمت طولانی و معماری با ارزش بناهای تاريخی اصفهان سبب شده که برخي آثار تاريخی منطقه مانند ميدان بزرگ نقش جهان در فهرست آثار ثبت شده سازمان ملی يونسکو قرارگيرند. کاخ چهل ستون از جمله بناهايی است که اصفهان ملقب به نصف جهان بخش مهمی از شهرت خود را مديون آن است و عمارت تاريخی هشت بهشت نمونه ‌ای از كاخ ‌های محل سكونت آخرين سلاطين دوره صفوی است. کاخ عالی قاپو نمونه منحصر به فرد و يکی از عجايب معماری كاخ‌های عهد صفوی است. منارجنبان از جمله بناهايی است که ازمعماری شگفت انگيزی برخوردار می باشد. مسجد شيخ لطف الله از شاهكارهای معماری و كاشی كاری ايران در نيمه اول قرن يازدهم هجری است. بازار بزرگ اصفهان که يکی از زيباترين بازارهای شهرهای ايران و حتی جهان اسلام به شمار می رود و پل تاريخی ، زيبا و معروف سی و سه پل (الله وردی خان) به همراه ده ها مکان ديگر تنها گوشه ای از زيبايی های تاريخی اصفهان هستند.
اصفهان نه تنها دارای ده ها مسجد تاريخی، کاخ ها و عمارت های کم نظير، پل ها و باغ های با ارزش، کتيبه ها وسنگ نبشته های تاريخی، کاروان سراها و... است، بلکه از جاذبه های طبيعی خوبی نيز برخوردار می باشد. بزرگ ترين رودخانه فلات مرکزی ايران" زاينده رود" که ازميان زيباترين شهر ايران عبورمی کند، آبشارها، تالاب ها و باتلاق های مهمی چون باتلاق گاوخونی - که ازتالاب های با ارزش و نادر فلات مركزی ايران به شمار می آيد- به همراه مناطق حفاظت شده غنی، سبب رونق جاذبه های طبيعی اصفهان شده اند.
مجموع آثار طبيعی وجاذبه های کم نظير و متعدد تاريخی اين شهرستان بر ارزش، اعتبار و شهرت جهانی اصفهان افزوده وسبب شده سفر به اصفهان در فهرست آرزوهای رويايی جهانگردان کشورهای مختلف جهان قرار گيرد.
 


صنايع و معادن


صنايع اصفهان دارای قدمتی تاريخی است و صنعت كاران اصفهانی مشهورترين صنعت گران ايرانی به شمار می آيند. صنايع دستی استان اصفهان از دير باز به عنوان نماينده هنر اصيل مردم ايران، در جهان سرشناس شده است. از اين رو، اگر اصفهان را گاهواره صنايع دستی ايران بناميم، سخنی به گزاف نگفته ايم. نام اصفهان بی درنگ تصوير خاتم کاری، كاشی كاری، معرق، تابلوهای مينياتور، قالی های نفيس ابريشمی و نقش های زيبای پارچه قلم كار را تداعی می كند. استان اصفهان از کانون های مهم صنعت ايران به شمار می آيد. وجود مجتمع های صنعتی فولاد مبارکه، ذوب آهن، صنايع ريسندگی، پالايش گاه اصفهان، صنايع نظامی، صنايع خوراکی و. . . اهميت صنعتی اين استان را به خوبی نشان می دهد.
اصفهان دارای معادن متعددی نيز است كه در حال حاضر بخشی از اين معادن فعال بوده و مورد بهره برداری قرار گرفته و به مصرف صنايع سبک و سنگين می رسد و برخی به گونه نيمه فعال و تعطيل است كه با بررسی و پژوهش های بيش تری در آينده، در راستای گسترش صنايع كشور مورد استفاده قرار خواهد گرفت. مهم ترين معدن هايی كه در حال حاضر در اين استان مورد بهره برداری قرار دارد، عبارتند از : - معدن های سرب و روی ايران كوه، كوه انجير و روستای تيران که در باختر شهرستان اصفهان قرار دارند. معادن اين شهرستان، عبارتند از : معدن سنگ ساختمانی، سرب، روی، مس، نمک، منگنز.
 


کشاورزی و دام داری


مهم ترين فرآورده های كشاورزی اين شهرستان عبارتند از: چغندرقند، پنبه، گندم، جو، ‌سبزی، و گونه های ميوه مانند : زردآلو، گيلاس، هلو، گلابی، انگور، خربزه، هندوانه، ‌خيار، …. از جمله ميوه هايی كه در شهرستان اصفهان سرشناس اند، گونه های زردآلو است. كه درمحل، آن را شكرپاره می نامند و گلابی كه گونه مرغوب آن را شاه ميوه می گويند. كشت گندم، علوفه، پنبه، صيفی جات و … نيز بسيار رايج است. در شهر اصفهان و پيرامون آن، درختان ميوه هسته دار و دانه دار نيز كشت می شود.  

 
مشخصات جغرافيايي


مرکزشهرستان اصفهان، در جنوب استان اصفهان، ‌در 32 درجه و 38 دقيقه پهنای شمالی و 51 درجه و 39 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان های نايين، اردستان و برخوار و ميمه، از خاور به استان يزد، ‌از باختر به شهرستان های خمينی شهر، فلاورجان، مباركه، شهرضا، ‌و از جنوب به استان فارس محدود است. بلندی شهرستان اصفهان از سطح دريا 1 هزار و 575 متر است و بخش دشتی آن، از آبرفت رودخانه زاينده رود تشكيل يافته و در پای دامنه های خاوری بلندی های زاگرس قرار گرفته است. از سوی جنوب باختری فاصله چندانی با دامنه كوه های زاگرس نداشته اما از شمال خاوری در فاصله دورتری از كوه های مركزی قرار گرفته است.
آب و هوای آن معتدل و فصل های چهارگانه آن منظم است. بادهای اين شهرستان باختری است و در تابستان جهت خاوری و آرامی دارد. بيش ترين درجه حرارت در اصفهان 42 و كم ترين درجه حرارت 16 درجه سانتی گراد ثبت شده است.
اين شهرستان از نظر پوشش گياهی در رديف نواحی فقير ايران به شمار می رود، زيرا گذشته از دره زاينده رود كه به دليل مساعد بودن شرايط لازم دارای پوشش گياهی كافی است، ‌نقاط ديگر شهرستان به دليل وجود آب و هوای بيابانی و نيمه بيابانی، كمی باران و تبخير شديد، ‌دارای پوشش گياهی ناچيز است. شهر اصفهان، در دشتی رسوبی، كه از حاصلخيزترين دشت های فلات مركزی ايران می باشد، بنا گرديده است. اين دشت، در دوران چهارم زمين شناسی، در نتيجه رسوب گذاری رودخانه زاينده رود به وجود آمده است.
شهر اصفهان دارای آب و هوای خشک با توان تبخير شديد است. در بخش بندی آب و هوايی Koppen، اين شهر به عنوان آب و هوای بيابانی خشک و سرد شناخته شده است.
مهم ترين رودخانه شهرستان اصفهان زاينده رود است كه از بلندی زردكوه بختياری سرچشمه می گيرد و با كندن تونل كوهرنگ به درازای 2 هزار و 823 متر، در سال 1332 ه . ق، بخشی از آب سرچشمه رود كارون را به زاينده رود برگردانده و به گسترش كشاورزی شهرستان كمک زيادی شده است. بلندی های پيرامون شهر اصفهان عبارتند از : پيلا يا پيلارته ( سيد محمد ) در شمال باختری، تپه آتشگاه و كوه دنبه در باختر و كوه كلاه قاضی، شاه كوه و صفه در جنوب و تپه های آبشار و شهرستان در خاور. در پست ترين نقطه شهر، رودخانه زاينده رود در جهت باختر به خاور جريان دارد. زاينده رود كه بزرگترين رودخانه مركزی ايران است، از زردكوه تا گاوخونی را‌ آبياری می كند. ( برای اطلاعات بيش تر نگاه کنيد به اطلاعات جغرافيايی اصفهان )
 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


اصفهان به سبب پيشينه تاريخی کهن خود در طول تاريخ با نام هايی چون: آپادانا، آصف هان، اَسباهان،اِسبهان، اِسپهان، اسپينر، اسفاهان، اِسفهان، اصفهان، اصفهانک، انزان، بسفاهان، پارتاک، پارک، پاری، پرتيکان، جی، داراليهودی، سپاهان، شهرستان، گابا، گابيان، گابيه، گبی، گی، نصف جهان و يهوديه نيز خوانده شده است.
بسياری از پژوهش گران بر اين باورند که اختصاص اين ناحيه در پيش از اسلام - به ويژه در دوران ساسانيان – به گرد آمدن سپاهيان مناطق جنوبی ايران، مانند : کرمان، فارس، خوزستان، سيستان،. . . وجه تسميه آن به « اِسپهان »، بوده و سپس در بعد از اسلام تحت تأثير زبان عربی به « اصفهان » تغيير شکل داده است. شهر اصفهان، مرکز اين منطقه مهم روزگاری پايتخت ايران به شمار می رفته است و در دوران ايلامی ها، استان کنونی اصفهان يکی از ايالت های کشور « اَنزان » يا « اَنشان » بوده است.
در زمان هخامنشيان نام اين ايالت و مرکز آن، از اَنزان به گابيان (گابا/گادوگای) تبديل يافته و به سبب آبادانی، محل زندگی پادشاهان هخامنشی نيز بوده است. در دوران اشکانيان اين منطقه يکی از ايالت های پهناور پادشاهی اشکانی و شهر اصفهان پايتخت آن بوده، حاکم آن عنوان شاه داشته است.
اردشير پاپکان مؤسس سلسله ساسانی، در تعقيب اردوان پنجم - آخرين پادشاه اشکانی - از مداين به منطقه اصفهان آمده، با غلبه بر ساتراب (استاندار) آن، اصفهان را گشود. در زمان ساسانيان، منطقه اصفهان اهميت بسياری داشته و جنبه دفاعی و نظامی آن، که مرکز گردآوری سپاه بوده، بر ارزش جغرافيايی اش، افزوده است. در اين دوره خانواده بزرگ ايرانی « اسپوهران » يا « هفا » بر اصفهان حکمرانی می کرده اند. بر اساس پاره ای از پژوهش ها، در اواخر اين دوران، يزدگرد به خواهش همسرش « شوشن دخت » يک کلنی يهودی در مرکز آن ( گی ) ايجاد کرد. گِی که بعدها « اليهوديه » يا کوی يهودی ها ناميده شد، آن بخش از شهر کنونیِ اصفهان است که بازار بزرگ اصفهان در آن قرار دارد. از اين روی، بيش تر مکان های اسلامی کنونی اين بخش، در گذشته متعلق به يهودی ها بوده است.
هنگام ورود مسلمانان به ايران، ‌اصفهان شامل دو شهر بود، جی و يهوديه در باختر جی بود، كه اصفهان كنونی همان يهوديه است. در 23 يا 24 هـ . ق، اصفهان به دست مسلمانان افتاد و تا حدود 300 سال، حاكمانی از سوی خلفا در آن جا فرمانروايی می كردند.
پس از روی كار آمدن ديلميان، حسن ركن الدوله ديلمی، اصفهان را پايتخت خود كرده در توسعه آن كوشيد. به دستور وی ديوار ميان كوی های جی و يهوديه را برداشته بارويی به دور شهر كشيده شد، ‌كه دورش حدود 21 هزار گام بود.
در محرم سال 433 هـ . ق، طغرل سلجوقی پس از يک سال محاصره در دومين لشگرکشی خود به اصفهان آن را گشود و حکومت ديالمه کاکويه را از اين منطقه بر انداخت. طغرل 12 سال در اصفهان زندگی کرد و پانصد هزار دينار خرج ساختمان ها و امور خيريه، مسجدها و خانقاه ها کرد.
پس از سال 633 هـ . ق، که اصفهان توسط سپاهيان اوکتای قاآن، جانشين چنگيز گشوده شد، اين منطقه در سيطره مغولان قرار گرفت. عمق و غنای فرهنگی ايرانيان به اندازه ای بود که در کمتر از نيم قرن اين قوم خونريز را آداب و فرهنگ آموختند. چنان که در زمان حکومت سلطان محمد اولجايتو که در آغاز سده 8 هـ. ق به حکومت رسيد در اصفهان همانند ديگر نقاط ايران مسجد و بناهای متعددی ساخته شد. يکی از مشهورترين و زيباترين اين آثار، محرابی است گچ بری در مسجد جامع اصفهان که به محراب اولجايتو معروف گرديده است.
پس از در گذشت ابو سعيد بهادر خان، سومين ايلخان مسلمان مغول، شاهزاده گان و اميران بر شهرها ومناطق ايران چيره شدند و چندی فرزندان امير چوپان در اصفهان حکومت کردند و سپس شاه شيخ ابو اسحاق اينجو، بر آن دست يافت. حکومت خاندان اينجو با کشته شدن ابواسحاق به دست مظفريان پايان يافت، و حکومت مظفريان نيز در اواخر سده 8 هـ. ق، با کشته شدن شاه منصور آخرين پادشاه اين خاندان در نزديکی شيراز به دست تيمور لنگ، به سرانجام خود رسيد. تيمور سپس رهسپار اصفهان گشت و در ماه رجب سال 795 هـ. ق، اصفهان را گشود. اصفهان در اواخر دوره تيموری، چندی نيز در قلمرو ترکمانان قراقويونلو قرار گرفت.
هر چند پس از تأسيس سلسله صفوی به دست شاه اسماعيل صفوی در سال 906 هـ. ق، وی تبريز را به عنوان پايتخت برگزيد؛ اما از سال 1000 هـ. ق شاه عباس کبير پايتخت را به اصفهان انتقال داده در طول 42 سال حکومت خود، پيوسته به عمران و آبادی کشور، به ويژه اصفهان پرداخت. ايجاد ميدان بزرگ نقش جهان، عالی قاپو، مسجد شيخ لطف الله و سردر قيصريه، مسجد شاه، بازار شاهی، خيابان چهار باغ، شهرک جلفا، کليساهای تاريخی،. . . در اين شهر نتيجه گام ها و تلاش های شاه عباس بزرگ است.
پس از شاه عباس، هر يک از شاهان صفوی نيز به نوعی در آبادانی اصفهان کوشيدند. شاه صفی بنای امام زاده اسماعيل را در محل آن، به خوبی تعمير و تزيين کرد. هم چنين دَرِ بزرگ مسجد شاه را نقره پوش و طلا کاری نمود. شاه عباس دوم بناهايی چون کاخ پادشاهی چهل ستون و ساختمان پل خواجو و ساختمان های سلطنتی کرانه زاينده رود، مانند هفت دست، آيينه خانه، و نمکدان را ساخت و باغ پهناور سعادت آباد را ايجاد کرد. شاه سليمان کاخ هشت بهشت را بنا نمود و شاه سلطان حسين نيز مدرسه سلطانی يا مدرسه چهار باغ، سرای فتحيه (محل مهمانسرای شاه عباس) و بازارچه شاهی را بنا کرد.
در سال 1135 هـ. ق، شاه سلطان حسين اصفهان را پس از هفت ماه محاصره و قحطی شديد به محمود غلجايی تسليم کرد. چون تهماسب ميرزا در قزوين از استعفای پدرش آگاه شد، خود را شاه خواند و برای پس گرفتن پايتخت به تلاش افتاد. محمود غلجايی ( محمود افغان ) سرانجام پس از 30 ماه حکومت، در سال 1137 هـ. ق، به دست پسر عمويش اشرف غلجايی کشته شد و اشرف در اصفهان به حکومت رسيد.
در دوران قاجاريان نيز، اگرچه پايتخت، ديگر به تهران منتقل گرديده بود؛ اما اصفهان هم چنان از اهميت فوق العاده ای برخوردار بود. در اين دوران در پاره ای از بنا ها تغييراتی داده شد. يکی از حاکمانی که در اين دوران مدت طولانی بر اين شهر حکم راند، ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه بود.

 

شهر اصفهان در جنوب شرقی تهران و حاشیه کویر لوت قرار دارد. طول جغرافیایی آن از رصد خانه گرینویچ 51 درجه و 35 دقیقه شرقی و عرض جغرافیای آن از استوا  32 درجه و 40 دقیقه شمالی است. از دوران قدیم به سبب حاصلخیزی اراضی خود که از آب فراوان زاینده رود سیراب می گردید، نقطه مهمی بوده است.

در قرون وسطی محلات مسکونی شهر فقط در ساحل شمالی یعنی قسمت چپ زاینده رود واقع بود. در این قسمت دو شهر کنار هم قرار داشتند: « جی » و « الیهودیه » وجه تسمیه الیهودیه آن بود که در زمان بخت نصر، یهودیان را از بابل کوچ داده و در این مکان ساکن کرده بودند. نام قدیمی اصفهان اسپادانا بوده سپس به سپاهان نامیده شد .

بعد از ورود اسلام، نام شهر معرب شده به نام اصفهان خوانده شد پیش از حمله اسکندر مرکز یکی از ایالات ایرانی بود. در سال 21 هجری و در دوران خلافت عمر فتح شد. در جریان مغول، مورد حمله تیمور قرار گرفت و مردمانش قتل عام شدند.در عصر صفویه پایتخت ایران بود. (قرن 17 میلادی) و در دوران شاه عباس اول، به اوج عظمت خود رسید. اما بر اثر تهاجم افغانها در سال 1722 میلادی از رونق کاسته شد و سپس در دوران قاجاریه، پایتخت ایران به تهران متصل شد .
ژ
بناهای تاریخی

    * میدان نقش جهان
    * عمارت عالی قاپو
    * تالار اشرف
    * مدرسه چهار باغ
    * کاخ چهل ستون
    * برج کبوتر
    * بازار اصفهان
    * کاخ هشت بهشت
    * قلعه نارنج یا نارین
    * پل شهرستان
    * پل سی و سی پل (33 طاق قوسی )
    * پل جوئی
    * پل خواجو
    * پل مارنان
    * مناره های تاریخی شهر اصفهان
    * خانه حقیقی
    * تالارتیموری


بناهای مذهبی

    * مسجد جامع عباسی (امام)
    * مسجد جامع اردستان
    * مسجد جامع اصفهان
    * امامزاده هلال بن علی
    * امامزاده شاهزاده ابراهیم
    * مسجد شیخ لطف الله
    * مسجد جامع زواره
    * کلیسای وانک
    * کلیسای مریم
    * کلیسای بتلهم
    * آتشگاه
    * تخت فولاد

همچنین ببینید


    * باغ پرندگان
    * صنایع دستی اصفهان
    * مکتب شهرسازی اصفهان
    * وجه تسمیه اصفهان
    * نژاد مردم استان اصفهان
    * زبان مردم استان اصفهان





img/daneshnameh_up/2/27/masjedjameh1.jpg
img/daneshnameh_up/b/b4/charbagh.jpg
img/daneshnameh_up/9/9a/polekhajoo1.jpg




عکس های شکوفه های بهاری در شهر اصفهان

اصفهان يكي از مهم ترين مناطق گردشگري ايران در جهان است كه در رديف شهرهای درجه اول دنيا، مانند: پکن، پاريس، رم، ونيز، ...قرار داشته و به لحاظ ديرينه‌گی و ارزش های ويژه هنری، در مجموعه‌ي ميراث فرهنگی بشريت، طی آيينی جهانی از سوی «يونسکو» پاس داشته می شود. شهرستان اصفهان داراي دو چشم انداز است‎؛ بلندی شهرستان اصفهان از سطح دريا 1 هزار و 575 متر است و بخش دشتی آن، از آبرفت رودخانه زاينده رود تشكيل يافته و در پای دامنه های خاوری بلندی های زاگرس قرار گرفته است. از سوی جنوب باختری فاصله چندانی با دامنه كوه های زاگرس نداشته اما از شمال خاوری در فاصله دورتری از كوه های مركزی قرار گرفته است. صنايع اصفهان دارای قدمتی تاريخی است و صنعت كاران اصفهانی مشهورترين صنعت گران ايرانی به شمار می آيند. صنايع دستی اصفهان از ديرباز به عنوان نماينده هنر اصيل مردم ايران، در جهان سرشناس شده است. از اين رو، اگر اصفهان را گاهواره صنايع دستی ايران بناميم، سخنی به گزاف نگفته ايم. نام اصفهان بی درنگ تصوير خاتم کاری، كاشی كاری، معرق، تابلوهای مينياتور، قالی های نفيس ابريشمی و نقش های زيبای پارچه قلم كار را تداعی می كند. قدمت طولانی و معماری با ارزش بناهای تاريخی اصفهان سبب شده که برخي آثار تاريخی منطقه مانند ميدان بزرگ نقش جهان در فهرست آثار ثبت شده سازمان ملی يونسکو قرارگيرند. مجموع آثارطبيعی و تاريخی، اصفهان را در فهرست ديدنی ترين مناطق ايران قرار داده است. اصفهان نه تنها نماينده شايسته ای برای معرفی فرهنگ و تمدن غنی ايران به مهمانان خارجی است، بلکه بازديد از اين خطه؛ خاطرات زيبا و حس غرورانگيزی را در ذهن گردشگران داخلی نيز بر جای مي گذارد

چهل ستون


ادامه مطلب
منابع-ویکی بدیا وتراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:10 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان آران و بيدگل با جمعيتي بيش از 80 هزار نفر ، با دو بخش مرکزي و کويرات . با سه دهستان و پانزده روستا در شمالي ترين نقطه اصفهان واقع شده است . اين شهرستان با وسعت 6051 کيلومتر مربع از شمال به درياچه نمک و استانهاي سمنان و قم ، از غرب به شهرستان کاشان ، از جنوب به نطنز و از شرق به اردستان محدود و از طريق دو جاده اصلي به كاشان و شبكه راه هاي اصلي كشور مرتبط مي شود. آب و هواي اين منطقه گرم و خشک با تابستان هاي گرم و سوزان و زمستان هاي سرد و خشک بوده و حداکثر دماي هوا در تابستان به 48 درجه سانتيگراد و حداقل برودت هوا در زمستان به 7 درجه سانتيگراد مي رسد .به لحاظ کويري بودن منطقه ، 1900 کيلومتر مربع ( 31 % درصد مساحت شهرستان ) در تپه هاي شني قراگرفته که در اصطلاح محلي به آن بند ريگ مي گويند . در اعماق و سطح زمينهاي نواحي شمال شهرستان معادن غني و فراواني وجود دارد که مهمترين آنها حوزه هاي وسيع نفت و درياچه نمک با وسعت 2000 کيلومتر مربع مي باشد . و در حاشيه آن ، معادن خاك رس مرغوب . شن و ماسه نرم . كائولن . سولفات سديم . سيليس . باريت و خاكهاي صنعتي وجود دارد كه در صنايع نسوز و سراميك سازي . شيشه . ريخته گري . مواد شويند ه. آلياژها و صنعت پزشكي در داخل وخارج كشور كاربرد فراواني دارد.نواحي مرزي آران و بيدگل به علت شرايط نامناسب خاک و کمبود آب رونق چنداني نداشته به ويژه با خشک بودن قناتهاي منطقه ، اکثريت اهالي به قالي بافي روي آورده ، به طور ي که بر اساس سرشماري 1370 تعداد دارهاي قالي شهرستان آران و بيدگل بيش ازده هزار دستگاه بوده است . آنچه درباره پيشينه آران و بيدگل مي توان گفت اين است که پس از ويراني شهر باستاني سيلک (که تمدن 7 هزار ساله دار د ) د راثر حوادث و تحولات گوناگون ، آباديهاي کوچک و بزرگي به صورت قلعه و حصار پديد آمد و منطقه وسيعي به نام چهل حصاران شهرت يافت ، سپس هر يک از قلعه ها به مناسبتي نامگذاري شد . اصل واژه « آران » از » آرين » (نام ديگر قوم آريا ) و به معناي جايگاه مقدس ، مکان گرمسير و ... است. و « بيدگل » تغيير يافته ( بي بي گل) ،( ويگل) و (بي گل) مي باشد . زبان مردم اين شهرستان فارسي رايج اما داراي لهجه هاي متفاوتي است و زبان محلي آران و بيدگل در زمره زبانهاي پهلوي قديم به شمار مي رود .در باره دين و آئين مردم آران وبيدگل تا زمان ظهور مکتب اسلام اطلاع چنداني در دسترس نيست اما قرائني همچون آثار باقي مانده از آتشکده نياسر و ... د راطراف کاشان مي تواند دليلي بر زرتشتي بودن آئين مردم منطقه باشد اما آنچه مسلم است با طلوع خورشيد اسلام ساکنان اين منطقه از جمله اولين مناطق مرکزي بودند که به اسلام گرويد ند و از همان قرون اوليه به خاندان رسالت و امامت عشق و علاقه ورزيده اند . قرار گرفتن آران وبيدگل در ميان شهرهاي مذهبي ري ، قم و کاشان و نيز مهاجرت واقامت سادات و علويان از حجاز و عراق به اين مراکز و وجود بقاع متبرک و زيارتگاهها در اين شهرستان از نشانه هاي آشکار گرايش به اسلام محمدي ، تشيع عليوي و مذهب جعفري بوده است . ساکنان کوير به طور عام و به ويژه اهالي آران و بيدگل مردماني مهربان ، قانع ، ميهمان نواز ، مقاوم و خدا جويند . از دسترنج خويش مي خورند و همواره درامور خير پيشقدم مي باشند . حضور در زيارتگاهها وامام زاده ها ، زيارت اهل قبور و برپايي مجالس و محافل ديني از رسوم پسنديده مردم اين منطقه است . سابفه تشيع و ريشه هاي عميق اعتقادي مردم و ارتباط قوي و استوار آنان با علما ورهبران ديني در حوزه علميه قم ، از مهم ترين عوامل زمينه ساز در ايجاد حرکتهاي انقلابي بوده است . با آغاز نهضت بزرگ 15 خرداد ، اين منطقه نيز دوره هاي سخت مبارزه و مقاومت را با سر بلند ي و افتخار پشت سر گذاشته و از آن پس با جانبازيها و رشادتهاي کم نظير خود نقش مهمي ايفا نموده است به گونه اي که شمار بالاي شهداء ، مفقودين و ايثارگران شهرستان مؤيد حماسه آفريني هاي مردم اين خطه است . آمار ايثارگري شهرستان بد ين شرح مي با شد: تعداد رزمنده 500 نفر . تعداد شهيد و مفقودالاثر 720 نفر . تعداد جانباز 1450نفر و تعداد آزاده 82 نفر است.وجود شخصيتهاي بزرگ علمي ، فرهنگي و ادبي آران و بيدگل ، شاخصه مهم ديگري در بازيافت پيشينه و هويت مذهبي اين شهرستان است . برپايي حوزه هاي درسي ، تربيت و پرورش انديشه هاي ديني و مراودت و معاشرت عالمان شهرستان با بزرگان عصر خود ، موجب فراهم شدن فضايي معنوي و بستري مناسب براي رشد و شکوفائي انديشه و استعداد طالبان معرفت بوده است . وضعيت علمي و آموزشي شهرستان از نظر آماري شامل 115 مدرسه . 2 دانشگاه ( پيام نور و مركز آموزش جامع علمي كاربردي دكتر عظيمي آراني ) ،2 حوزه علميه برادران و 1 حوزه علميه خواهران مي باشد.تعداد دانشجويان اين شهرستان در مقاطع مختلف به قرار زير است :تعداد كل 5000 نفر (كارداني 15% ، كارشناسي 60% ، كارشناسي ارشد 18% . دكتراي حرفه اي 5%، دكتراي تخصصي 2% ) است .

آثار و ابنيه تاريخي

همجواری شهرستان آ ران و بیدگل با تپه های سیلک (نخستین خواستگاه مدنیّت یا شهرنشینی در جهان) با سابقه ی 7000 سال که شهر نشینان سیلک را پس از ویرانی به آبادیهایی که بعدها به چهل حصاران عنوان یافت سکنی بخشید نشان از قدمت و سابقه ی دیرینه ی زندگی و حیات در این خطه ی کویری است.وجود آثار و ابنیه ی تاریخی فراوان از دوره های مختلف، بیانگر آن است که شهرستان آران و بیدگل ، شهری تاریخی و دارای آثار و ابنیه ی باقیمانده از آن دورانها می باشد. برخی از آثار به جا مانده به شرح ذیل می باشد:

نام بنا: بقعه ی حضرت محمّد هلال ابن علی(ع) قدمت: سلجوقی کاربرد: زیارتی تزئینات: کاشیکاری

جاذبه های گردشگری:

در کنار آثار و ابنیه ی تاریخی و جاذبه های طبیعی شهرستان کاشان ، که همواره پای میهمانان و گردشگران خارجی و داخلی را بدانجا می کشاند وجود طبیعت رازناک کویر و پهنه ی سفید پوش دریاچه ی نمک، به همراه قطاری از کاروانهای شتر در رمل های مواج ارگ بند ریگ در آران و بیدگل و همچنین وجود بقاع متبرکه و کاروانسراهایی از قبیل مرنجاب و آثار و ابنیه های تاریخی، همواره این شهر را میزبان گردشگران داخلی و خارجی قلمداد نموده است.

کاروانسرای مرنجاب در قلب کویر



ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:10 ] [ اطلس ایران وجهان ]

اصفهان را می توان یکی از معروف ترین مناطق ایران در جهان دانست که قرن هاست به نصف جهان شهره است. وجود بیش از شش هزار اثر تاریخی در استان اصفهان سبب شده لقب نصف جهان برازنده این خطه ارزشمند از سرزمین ایران باشد. اصفهان آمیزه ای از میراث های فرهنگی باشكوه و طبیعت زیباست كه پیشینه ای به قدمت تاریخ تمدن و فرهنگ ایران دارد. آثار متعدد و با ارزشی که از دوره های مختلف تاریخی در شهرهای مختلف این منطقه برجای مانده، اصفهان را به موزه ای هنری – تاریخی – طبیعی تبدیل کرده که بازدید از آن در لیست آرزوهای گردشگران ایران و جهان قرار دارد.

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:9 ] [ اطلس ایران وجهان ]
عالي قاپو

اين جاذبه گردشگري از نوع کاخ ها و در شهرستان اصفهان بخش مرکزي واقع مي باشد. داراي قدمت صفويان، و در آدرس مغرب ميدان نقش جهان واقع مي باشد.

کاخ هاي اصفهان

در غرب ميدان امام و روبروي مسجد شيخ لطف الله عمارتي سر بر افراشته که به عنوان يکي از مهمترين شاهکارهاي معماري اوائل قرن يازدهم هجري از شهرتي عالمگير برخوردار است.

با توجه به منابع و مأخذ موجود درباره سلسله صفوي و همچنين با در نظر گرفتن بررسي هاي انجام شده در مورد اين ساختمان زيبا و رفيع چنين استنباط مي گردد که کاخ عالي قاپو دروازه مرکزي و مدخل کليه قصرهائي است که در دوران صفويه در محدوده ميدان امام احداث شده اند.

در حقيقت اين بنا به مثابه يک ورودي بزرگ و با شکوه ميدان امام را به مجموعه دولتخانه و عماراتي مانند رکيب خانه، جبه خانه، تالار تيموري، تالار طويله، تالار سرپوشيده و کاخ چهلستون و ديگر عمارات مربوط مي کرده است.

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:9 ] [ اطلس ایران وجهان ]

مشخصات جغرافيايي کاخ هاي اصفهان

 

استان اصفهان در مركز ايران، ميان كوه های مركزی ايران و دامنه های خاوری زاگرس، در 30 درجه و 43 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقه پهنای شمالی و 49 درجه و 36 دقيقه تا 55 درجه و 31 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان های قم و سمنان، از شمال خاوری به استان خراسان، از خاور به استان يزد، از جنوب به استان های فارس و كهگيلويه و بوير احمد، از باختر به استان های چهار محال و بختياری و لرستان و از شمال باختری به استان مركزی محدود می شود. ارتفاع متوسط اصفهان از سطح دريا 1714متر است. درازای استان اصفهان از زرد كوه بختياری (كه سرچشمه زاينده رود است) تا باتلاق گاو خونی (كه آب ريز زاينده رود است)300 كيلومتر و پهنای آن از كوه های قهرود (كه مرز شمالی آن است) تا روستای امين آباد( كه مرز جنوبی اين استان را تشكيل می دهد) 240 كيلومتر نگاشته شده است. استان اصفهان از جاذبه های كويري‏،كوهستاني،رودخانه ای برخوردار بوده و از لحاظ جغرافيايی از مناطق با اهميت ايران به شمار می آيد. در استان اصفهان كل راه های موجود بيش از 7300 كيلومتر است.

مکان های دیدنی و تاریخی 

اصفهان آميزه ای از ميراث های فرهنگی باشكوه و طبيعت زيباست كه پيشينه ای به قدمت تاريخ تمدن و فرهنگ ايران دارد. موقعيت طبيعی و جغرافيايی اصفهان در مرکز فلات ايران و خاک حاصل خيز سبب وجود جاذبه های طبيعی بسياری از جمله رشته كوه های عظيم و باشکوه، غارهای طبيعی و باستانی، روستاهای توريستی و تاريخی با شهرت جهانی، دشت های هموار، نواحی كويری، درياچه ها و آبشارهای زيبا، چشمه های معدنی، كرانه های زيبا و دل نشين رودخانه های مهمی چون زاينده رود، چشم اندازهای زيبای گياهی به همراه مناطق حفاظت شده متعدد با گونه های کم نظير گياهی و جانوری سبب شده اند که استان اصفهان نه فقط از نظر تاريخی و معماری بلکه از لحاظ جاذبه های طبيعی نيز در زمره مناطق جذاب و ديدنی ايران باشد.
موجوديت تاريخی اصفهان که به هزاره سوم قبل از ميلاد می رسد سبب شده که اين خطه از سرزمين ايران يادگارهای با ارزشی از دوره های مختلف تاريخی دردل خود داشته باشد. گفته می شود شش هزار اثر تاريخی در استان اصفهان وجود دارد که هر يک از آثار اصفهان که در دوره خاصی ساخته شده اند، ياد آورعظمت آن دوره زمانی است. معماری با ارزش بناهای تاريخی اصفهان سبب شده که برخی ازآثار تاريخی منطقه مانند: ميدان بزرگ نقش جهان در فهرست آثار ثبت شده سازمان ملی يونسکو قرارگيرند. مسجدهای قديمی با ارزش معماری فوق العاده، کاخ های تاريخی با معماری بی نظير، آتشکده های باستانی، باغ های باشکوه، کاروان سراهای تاريخی، خانه ها و عمارت های قديمی با معماری خاص کوير همراه با بادگيرهای مخصوص، پل های تاريخی با ساختی کم نظير همراه با ديدنی ترين بازارهای شرق از ديدنی های تاريخی استان اصفهان هستند که در شهرستان های مختلف استان پراکنده شده و همواره نظر فرهنگ دوستان و جهانگردان را به خود جلب نموده است. مجموع آثارطبيعی و تاريخی ياد شده، اصفهان را در فهرست ديدنی ترين مناطق ايران قرار داده است. استان اصفهان نه تنها نماينده شايسته ای برای معرفی فرهنگ و تمدن غنی ايران به ميهمانان خارجی است، بلکه بازديد از اين خطه؛ خاطرات زيبا و حس غرورانگيزی را در ذهن گردشگران داخلی نيز بر جای خواهد گذارد.
 

  


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:8 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی شهر :
شهرستان چادگان يكي از شهر ستانهاي استان اصفهان كه در سال 1381 بر اساس مصوبه هيات محترم دولت از شهرستان فريدن منتزع گرديده است اين شهرستان از شمال به شهرستان فريدن ، از جنوب استان چهار محال و بختياري و از شرق به شهرستان تيران و كرون و از غرب به شهرستان فريدونشهر محدود مي شود .مركز شهرستان چادگانن شهرچادگان مي باشد كه در 115 كيلومتري غرب استان اصفهان واقع شده است سهم شهرستان از مساحت كل استان يك درصد و تراكم آن برابر 40 نفر در هكتار است

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:7 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ق شهري در حاشيه جنوبي دشت کوير ايران مي‌باشد. شهر در شمال‌شرقي استان اصفهان با 34°0? شمالي و 54°25? شرقي واقع شده است. جمعیت حدودچهار هزار نفراست
جندق از توابع بخش خور و بيابانک و شهرستان نايين مي‌باشد.
جندق شهري کوچک در حاشيه جنوبي کوير مرکزي ايران در شمال شرقي استان اصفهان و از توابع شهرستان نائين است. وجه تسميه جندق از دو کلمه جنب ( کنار ) و دق ( دشت ، کوير و زمين ) به دست آمده است . اهل ادب و هنر شاعر نام آشناي قرن دوازدهم هجري قمري يعني «يغماي جندقي» را مي‌شناسند. اما اطلاعات کمي درباره شهرجندق و منطقه کويري ايران منتشر شده است. جندق براي گردشگران داخلي و خارجي، منجمان، مورخان و دوستداران ميراث فرهنگي نام آشنايي است و با وجود کوچکي داراي ويژگي مثبت بسياري است که مي‌توان گفت شهر هزارخوبي و هزارچهره است.
قدمت شهر جندق براساس آثار باقيمانده از ادوار گذشته به 2 هزار سال مي‌رسد. شهري که در حاشيه مسير جاده معروف و تاريخي ابريشم قرار داشته و به عنوان بندرگاه کوير محل استراحت کاروان هاي عبوري بوده است. در جندق قلعه انوشيروان وجود دارد که تنها قلعه‌اي در کشورمان محسوب مي‌شود که هنوز هم در آن مردم سکونت دارند. قلعه انوشيروان يکي از بزرگ ترين قلعه‌هاي تاريخي کشور به شمار مي‌رود که از يک چهار ديواري که در هر گوشه آن برجي دارد، تشکيل شده است. اين قلعه تاريخي و ديدني، داراي دروازه‌اي است که خود دو برج به ارتفاع 22 متر که به سمت شرق باز مي‌شود دارد. قلعه انوشيروان با معماري منحصر به فرد خود در ميان بافت تاريخي جندق واقع شده است و داراي ويژگي هاي خاصي است. اگر در ميانه فصل تابستان که گرمترين هوا در جندق است از قلعه انوشيروان بگذريد هواي مطبوع و خنکي را تجربه خواهيد کرد و اگر در فصل زمستان در کوچه‌هاي قلعه قدم بزنيد هواي نسبتاً گرمي را تجربه خواهيد کرد.
ادامه مطلب 
[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:0 ] [ اطلس ایران وجهان ]
خورزوقخورزوق

خورزوق (تلفظ: khorzoogh) يکي از شهرهاي استان اصفهان در مرکز ايران است.
اين شهر در 32 درجه و 48 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و 51 درجه و 37 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ با 1572 متر ارتفاع از سطح دريا قرار دارد که از ارتفاع اصفهان 3 متر کمتر است. خوروزق يکي از شهرهاي شهرستان برخوار مي‌باشد که با مرکز شهرستان فاصله چنداني ندارد. اين شهر در دو کيلومتري شمال اصفهان و تا تهران 410 کيلومتر فاصله دارد.

اين شهر در بخش برخوار شهرستان برخوار و ميمه قرار دارد.و جمعيت آن 20237 نفر است.

شهر خورزوق در مجاورت شهر اصفهان و در بخش برخوار واقع شده‌است. جمعيت آن امرزوه بالغ بر بيست هزار نفر است. خورزوق در زبان عاميانه خورزوک گفته مي‌شود.در واقع خورزوق معرب خورزوک است. خور به معني خورشيد و روشنايي و زوک به معني سرزمين است. (خورزوک يا سرزمين آفتاب). مردم خورزوق به زبان محلي که از زبان‌هاي ايراني مرکزي است صحبت مي‌کنند. اين زبان در شهر گز و چند نقطه ديگر استان هم صحبت مي‌شود. مسجد جامع شهر خورزوق حدود هفتصد سال قدمت دارد.
محله‌هاي قديمي اين شهر عبارت‌اند از : محله درب مسجد بزرگ ، محله عربها ، محله درب حمام نو
آب و هواي اين شهر به خاطر کشتزارهاي پيرامون آن خنک‌تر از مناطق شهري اصفهان است. اين کشتزارها به مرور به مناطق مسکوني و صنعتي تبديل مي‌شوند.
وجود اراضي کشاورزي و رشته قنوات متعدد و قرار گرفتن بين مراکز عمده جمعيتي از عمده ترين عوامل پيدايش خورزوق در گذشته ذکر شده‌است . خوروزق در گذشته قلعه بزرگي بوده که چندين نهر و باغ بويژه کوچه‌هاي سرپوشيده و تنک و باريک در وسط شهر وجود داشته‌است . حصار آن خورزوق را از دستبرد و تهاجم اشرار و سارقين مصون مي‌داشته‌است . خانه‌هاي مسکوني خشت و گلي که علاوه بر سکونت انبار غله و نگهداري حيوانات نيز بوده‌است

[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:0 ] [ اطلس ایران وجهان ]
خوراسگان يکي از شهرهاي استان اصفهان در مرکز ايران است.
اين شهر با جمعيتي بالغ بر 100,000 نفر (برآورد 1386خ.) در بخش مرکزي شهرستان اصفهان قرار دارد و چسبيده به شهر اصفهان است. مساحت اين شهر 70 کيلومتر مربع مي‌باشد .

خوراسگان ، سرزمين خورشيد قرن ها پيش از اين ، در عصر پيشداديان ، در جلگة شمالي رود هميشه جوشان و خروشان زاينده رود ، جائي كه از پس ديواره شرقي كوه هايش خطة خشك كوير مركزي آغاز مي شود ، سرزميني بود آباد و مسكون كه « گاباياگي » اش مي ناميدند و در بعضي از متون كهن از آن با عنوان « رشورجي » نام برده اند .

بطلميوس ، جغرافيدان يوناني از آن به « اصبدانه » ياد كرده است و بعدها و به عصر هخامنشيان « اسپادانا » ناميده شد و آن جائي بود كه سپاه ملوك ايران باستان ، در آن جمع مي شدند و از آنجا به اطراف و اكناف ايران زمين گسيل داده مي شدند . گويند اسپادانا از كلمه « اسپاه » است و آن به معني « سپاه » آمده و « ان » آن براي نسبت بوده است .

اين كلمه بعدها در تداول كلام عامه ، تبديل شد به كلمة « اسپاهان » و در نهايت به « اصفاهان » و « سپاهان » و « اصفهان »‌ تغيير يافت .

و اصبدانه خود مركب بود از دو شهر بزرگ و آباد و همجوار و هر دو بر ساحل شمالي زاينده رود . يكي « شهرستان » و ديگري « جي » ؛ و هم از آن عهد كهن در حاشية شرقي جي ، قصبه اي بود آباد و معمور كه چون هر بامداد از پشت كوه هاي شرقي اش ، خورشيد سربر مي كشيد و به بلنداي آسمان نيلگون دامن مي كشيد ،‌ « خور – اسكان » اش مي ناميدند . كه بعدها ساده تر شده « خوراسگان » گفته شد و چون بر سر راه اصفهان به خاوران و يزد و كرمان واقع شده بود ، « دروازه شرقي » و همچنين « دروازة خور » اش ناميدند و آن دهي بود آباد و پرجمعيت ، با خاكي حاصلخيز و مردماني زراعت پيشه و سليم النفس . بعدها و به عصر حضور اسلام در ايران ، همه مسلمان و شيعه مذهب ؛ و گويند مردمي بوده اند مهربان و مهمان نواز ، همچنان كه امروزه نيز بر همين خصلت استوارند . و معمرين و كهنسالانش افسانه اي به ياد دارند حاكي از اينكه به عصر صفوي ، وجود همين روحيه و منش ، اين خطه را از حملة افاغنه در امان داشته است.

واژه خوراسگان از سه جزء خور + آسه ( آس ) + گان تشكيل شده است . خور مخفف خورشيد است و كلمه آس و يا آسه با كسرة نيمه ملفوظ همان است كه درواژه خراسان داريم و اگر امروز خراسان را «خوراسان» نمي نويسيم از باب مسامحه است و الا خراسان هم از دو جـزء « خور+ آسان» تشكيل شده است ، جزء اول به معني خورشيد است و جزء دوم « اسان » همان صفت فاعلي از مصدر آمدن است . بمعني « آيان » است .بنابراين خوراسگان همان خوراسان (‌خراسان ) است كه در مشرق اصفهان قراردارد و از آنجا خورشيد برمي آيد سوي اصفهان .

آثار تاريخي اين شهر عبارتند از:برج هاي کبوتر پارون ، کنگاز و گورت ، منار راران ، مسجد جامع هفت شويه ، قنات پارون و کنگاز و امارت خان. همچنين اين شهر داراي چند امام زاده نيز مي‌باشد كه در اين ميان بارگاه حضرت ابوالعباس ، از نوادگان قمر بني هاشم ابوالفضل ـ العباس ( ع ) به تنهائي جلوه گاه هنر معماري و آئينه كاري و نقاشي قرون و اعصار است كه به همت هنرمندان معاصر خوراسگاني بازسازي شده است .

و در كنار آن بارگاه امامزاده اسحق و امامزاده شاه ميرقوام الدين و امامزاده سيدمحمدباقر ، در خيادان و امامزاده مختار در چنگان ، هر دو در حومة خوراسگان كه اينك جزئي از شهر شده ، بر قداست اين شهر مي افزايد .

دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان در اين شهر واقع شده است.
شهري با اين قدمت و اين موقعيت ، بديهي است كه نمي توانسته خالي از چهره هاي شاخص فرهنگي و علمي و هنري باشد و به رغم كوچكي و در حاشيه بودنش ، از ديرباز مهد پرورش چهره هاي علمي بوده و رجال بزرگي را به فرهنگ ايران هديه كرده است كه از جمله مي توان از : احمدبن شهدل خوراسگاني ، شرف الدين محمد سفروه ، ابوالفتح محمد بن حسيني ، محمدباقر سمسوري ، ميرزامحمدنصير خوراسگاني ،‌ وثوق العلماء ، معين خياداني ، محمد شفيع خوراسگاني ، ميرزا باباي حكيم ، ميرزا محمد پزشكي ، حسن مشفقي و شيخ غلامرضا و مهندس احمد صالحيان خوراسگاني و منصور اعتباريان ملغب به آيسور نام برد.
ان يکي از شهرهاي استان اصفهان در مرکز ايران است.
اين شهر با جمعيتي بالغ بر 100,000 نفر (برآورد 1386خ.) در بخش مرکزي شهرستان اصفهان قرار دارد و چسبيده به شهر اصفهان است. مساحت اين شهر 70 کيلومتر مربع مي‌باشد .

خوراسگان ، سرزمين خورشيد قرن ها پيش از اين ، در عصر پيشداديان ، در جلگة شمالي رود هميشه جوشان و خروشان زاينده رود ، جائي كه از پس ديواره شرقي كوه هايش خطة خشك كوير مركزي آغاز مي شود ، سرزميني بود آباد و مسكون كه « گاباياگي » اش مي ناميدند و در بعضي از متون كهن از آن با عنوان « رشورجي » نام برده اند .

بطلميوس ، جغرافيدان يوناني از آن به « اصبدانه » ياد كرده است و بعدها و به عصر هخامنشيان « اسپادانا » ناميده شد و آن جائي بود كه سپاه ملوك ايران باستان ، در آن جمع مي شدند و از آنجا به اطراف و اكناف ايران زمين گسيل داده مي شدند . گويند اسپادانا از كلمه « اسپاه » است و آن به معني « سپاه » آمده و « ان » آن براي نسبت بوده است .

اين كلمه بعدها در تداول كلام عامه ، تبديل شد به كلمة « اسپاهان » و در نهايت به « اصفاهان » و « سپاهان » و « اصفهان »‌ تغيير يافت .

و اصبدانه خود مركب بود از دو شهر بزرگ و آباد و همجوار و هر دو بر ساحل شمالي زاينده رود . يكي « شهرستان » و ديگري « جي » ؛ و هم از آن عهد كهن در حاشية شرقي جي ، قصبه اي بود آباد و معمور كه چون هر بامداد از پشت كوه هاي شرقي اش ، خورشيد سربر مي كشيد و به بلنداي آسمان نيلگون دامن مي كشيد ،‌ « خور – اسكان » اش مي ناميدند . كه بعدها ساده تر شده « خوراسگان » گفته شد و چون بر سر راه اصفهان به خاوران و يزد و كرمان واقع شده بود ، « دروازه شرقي » و همچنين « دروازة خور » اش ناميدند و آن دهي بود آباد و پرجمعيت ، با خاكي حاصلخيز و مردماني زراعت پيشه و سليم النفس . بعدها و به عصر حضور اسلام در ايران ، همه مسلمان و شيعه مذهب ؛ و گويند مردمي بوده اند مهربان و مهمان نواز ، همچنان كه امروزه نيز بر همين خصلت استوارند . و معمرين و كهنسالانش افسانه اي به ياد دارند حاكي از اينكه به عصر صفوي ، وجود همين روحيه و منش ، اين خطه را از حملة افاغنه در امان داشته است.

واژه خوراسگان از سه جزء خور + آسه ( آس ) + گان تشكيل شده است . خور مخفف خورشيد است و كلمه آس و يا آسه با كسرة نيمه ملفوظ همان است كه درواژه خراسان داريم و اگر امروز خراسان را «خوراسان» نمي نويسيم از باب مسامحه است و الا خراسان هم از دو جـزء « خور+ آسان» تشكيل شده است ، جزء اول به معني خورشيد است و جزء دوم « اسان » همان صفت فاعلي از مصدر آمدن است . بمعني « آيان » است .بنابراين خوراسگان همان خوراسان (‌خراسان ) است كه در مشرق اصفهان قراردارد و از آنجا خورشيد برمي آيد سوي اصفهان .

آثار تاريخي اين شهر عبارتند از:برج هاي کبوتر پارون ، کنگاز و گورت ، منار راران ، مسجد جامع هفت شويه ، قنات پارون و کنگاز و امارت خان. همچنين اين شهر داراي چند امام زاده نيز مي‌باشد كه در اين ميان بارگاه حضرت ابوالعباس ، از نوادگان قمر بني هاشم ابوالفضل ـ العباس ( ع ) به تنهائي جلوه گاه هنر معماري و آئينه كاري و نقاشي قرون و اعصار است كه به همت هنرمندان معاصر خوراسگاني بازسازي شده است .

و در كنار آن بارگاه امامزاده اسحق و امامزاده شاه ميرقوام الدين و امامزاده سيدمحمدباقر ، در خيادان و امامزاده مختار در چنگان ، هر دو در حومة خوراسگان كه اينك جزئي از شهر شده ، بر قداست اين شهر مي افزايد .

دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان در اين شهر واقع شده است.
شهري با اين قدمت و اين موقعيت ، بديهي است كه نمي توانسته خالي از چهره هاي شاخص فرهنگي و علمي و هنري باشد و به رغم كوچكي و در حاشيه بودنش ، از ديرباز مهد پرورش چهره هاي علمي بوده و رجال بزرگي را به فرهنگ ايران هديه كرده است كه از جمله مي توان از : احمدبن شهدل خوراسگاني ، شرف الدين محمد سفروه ، ابوالفتح محمد بن حسيني ، محمدباقر سمسوري ، ميرزامحمدنصير خوراسگاني ،‌ وثوق العلماء ، معين خياداني ، محمد شفيع خوراسگاني ، ميرزا باباي حكيم ، ميرزا محمد پزشكي ، حسن مشفقي و شيخ غلامرضا و مهندس احمد صالحيان خوراسگاني و منصور اعتباريان ملغب به آيسور نام برد.
    منبع:سایت شهراداریها

خوراسگان یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.

این شهر با جمعیتی بالغ بر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر (برآورد ۱۳۸۶خ.) در بخش مرکزی شهرستان اصفهان قرار دارد و چسبیده به شهر اصفهان است. مساحت این شهر ۷۰ کیلومتر مربع می‌باشد .


خوراسگان ، سرزمين خورشيد قرن ها پيش از اين ، در عصر پيشداديان ، در جلگة شمالي رود هميشه جوشان و خروشان زاينده رود ، جائي كه از پس ديواره شرقي كوه هايش خطة خشك كوير مركزي آغاز مي شود ، سرزميني بود آباد و مسكون كه « گاباياگي » اش مي ناميدند و در بعضي از متون كهن از آن با عنوان « رشورجي » نام برده اند .

بطلميوس ، جغرافيدان يوناني از آن به » اصبدانه » ياد كرده است و بعدها و به عصر هخامنشيان « اسپادانا » ناميده شد و آن جائي بود كه سپاه ملوك ايران باستان ، در آن جمع مي شدند و از آنجا به اطراف و اكناف ايران زمين گسيل داده مي شدند . گويند اسپادانا از كلمه « اسپاه » است و آن به معني « سپاه » آمده و « ان » آن براي نسبت بوده است .

 

اين كلمه بعدها در تداول كلام عامه ، تبديل شد به كلمة « اسپاهان » و در نهايت به « اصفاهان » و « سپاهان » و « اصفهان »‌ تغيير يافت .

و اصبدانه خود مركب بود از دو شهر بزرگ و آباد و همجوار و هر دو بر ساحل شمالي زاينده رود . يكي « شهرستان » و ديگري « جي » ؛ و هم از آن عهد كهن در حاشية شرقي جي ، قصبه اي بود آباد و معمور كه چون هر بامداد از پشت كوه هاي شرقي اش ، خورشيد سربر مي كشيد و به بلنداي آسمان نيلگون دامن مي كشيد ،‌ « خور – اسكان » اش مي ناميدند . كه بعدها ساده تر شده « خوراسگان » گفته شد و چون بر سر راه اصفهان به خاوران و يزد و كرمان واقع شده بود ، « دروازه شرقي » و همچنين « دروازة خور » اش ناميدند و آن دهي بود آباد و پرجمعيت ، با خاكي حاصلخيز و مردماني زراعت پيشه و سليم النفس . بعدها و به عصر حضور اسلام در ايران ، همه مسلمان و شيعه مذهب ؛ و گويند مردمي بوده اند مهربان و مهمان نواز ، همچنان كه امروزه نيز بر همين خصلت استوارند . و معمرين و كهنسالانش افسانه اي به ياد دارند حاكي از اينكه به عصر صفوي ، وجود همين روحيه و منش ، اين خطه را از حملة افاغنه در امان داشته است.

واژه خوراسگان از سه جزء خور + آسه ( آس ) + گان تشكيل شده است . خور مخفف خورشيد است و كلمه آس و يا آسه با كسرة نيمه ملفوظ همان است كه درواژه خراسان داريم و اگر امروز خراسان را «خوراسان» نمي نويسيم از باب مسامحه است و الا خراسان هم از دو جـزء « خور+ آسان» تشكيل شده است ، جزء اول به معني خورشيد است و جزء دوم « اسان » همان صفت فاعلي از مصدر آمدن است . بمعني « آيان » است .بنابراين خوراسگان همان خوراسان (‌خراسان ) است كه در مشرق اصفهان قراردارد و از آنجا خورشيد برمي آيد سوي اصفهان .

آثار تاریخی این شهر عبارتند از:برج های کبوتر پارون ، کنگاز و گورت ، منار راران ، مسجد جامع هفت شویه ، قنات پارون و کنگاز و امارت خان. همچنین این شهر دارای چند امام زاده نیز می‌باشد كه در اين ميان بارگاه حضرت ابوالعباس ، از نوادگان قمر بني هاشم ابوالفضل ـ العباس ( ع ) به تنهائي جلوه گاه هنر معماري و آئينه كاري و نقاشي قرون و اعصار است كه به همت هنرمندان معاصر خوراسگاني بازسازي شده است .

و در كنار آن بارگاه امامزاده اسحق و امامزاده شاه ميرقوام الدين و امامزاده سيدمحمدباقر ، در خيادان و امامزاده مختار در چنگان ، هر دو در حومة خوراسگان كه اينك جزئي از شهر شده ، بر قداست اين شهر مي افزايد .

دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در این شهر واقع شده است.

شهري با اين قدمت و اين موقعيت ، بديهي است كه نمي توانسته خالي از چهره هاي شاخص فرهنگي و علمي و هنري باشد و به رغم كوچكي و در حاشيه بودنش ، از ديرباز مهد پرورش چهره هاي علمي بوده و رجال بزرگي را به فرهنگ ايران هديه كرده است كه از جمله مي توان از : احمدبن شهدل خوراسگاني ، شرف الدين محمد سفروه ، ابوالفتح محمد بن حسيني ، محمدباقر سمسوري ، ميرزامحمدنصير خوراسگاني ،‌ وثوق العلماء ، معين خياداني ، محمد شفيع خوراسگاني ، ميرزا باباي حكيم ، ميرزا محمد پزشكي ، حسن مشفقي و شيخ غلامرضا , نادر قلی نادری رارانی نام برد .

 


فعاليت هاي بازرگاني :
فعاليت هاي بازرگاني بيشتر شامل فعاليتهاي صنفي و خدماتي مي گردد . تعداد واحدهاي صنفي اين شهر بالغ بر 4000 واحد مي باشد .

فعاليت هاي اصلي مردم (بازرگاني ، كشاورزي ، صنعتي ، خدماتي و…) مي باشد .

 


فعاليت هاي كشاورزي :
بيشتر از يك سوم جمعيت اين شهر از طريق كشاورزي و دامداري امرار معاش مي نمايند . به علت محدوديت اراضي كشاورزي خوراسگان و محدوديت آب و خاك تراكم جمعيت بيشتر، جمعيت فعال حوزه عمل اين شهر به منظور اشتغال روزانه به شهر اصفهان و حوزه هاي روستايي بخش مركزي براآن شمالي و قهاب و مناطق دور و نزديك عزيمت مي نمايند ولي وقوع شهر در مجاورت شهر اصفهان مانع مهاجرتهاي دائمي و طولاني مي گردد .

 


فعاليت هاي صنعتي :
عده اي از زنان منطقه در منازل به شغل قالي بافي اشتغال دارند . در سالهاي اخير خاتم سازي در اين شهر رونق فوق العاده يافته است و در كارگاه هاي متعدد ، صدها نفر به اين كار مشغولند . همچنين واحد هاي صنعتي بزرگي مانند كارخانه قند و 402 واحد توليدي و صنعتي ديگر در محدوده خوراسگان داير مي باشد .

 


مراكز آموزشي :
حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) برادران

حوزه علميه فاطمه زهرا (س) خواهران

دبستان دخترانه و پسرانه منطقه جي 181 باب با تعداد 15467 نفر دانش آموز

مدرسه‌ راهنمايي دخترانه وپسرانه منطقه جي 68 باب با تعداد8352 نفر دانش آموز

دبيرستان ، پيش دانشگاهي و هنرستان دخترانه وپسرانه منطقه جي با تعداد 5941 نفر دانش آموز و هنرجو

 


اماکن تاريخي :

1)امارت خان

مجموعه ساختمانی است متشکل از چند باب خانه و یک باغ و ملحقاتی چون انبار و اسطبل و کارگاه قالیبافی که این مجموعه حدود 150 سال پیش طراحی و به مرور زمان ساخته شده است . مهمترین بنای این مجموعه اُرسی گل است با رسم و نقاشی های روغنی و گچ بری و دربهای نفیس که متاسفانه سقف آن نیاز به حفاظت دارد و احتمال خرابی آن زیاد است .

اُرسی نقش اطاقی است با 5 درب روبرو و سقف مسطح و نقش و نگارهای بسیار زیبا و منظم با آبرنگ . اُرسی دورو که دارای نقاشیهای طرح فرنگی و گل و بوته و منظره که متاسفانه سقف آن خراب و قسمتهای مهم آن نابود شده و حوض مرمر یکپارچه ای در شاه نشین آن قرار دارد که سالم باقی مانده است . پنج دری آینه کاری که با تزئینات و نقاشیهای رنگ و روغن و آبرنگ و تصاویری از سازندگان بنا چون محمد کریم خان و محمدعلی خان باقی است .


2)منار راران

یکی از آثارشناخته شده کشور به شماره 233آثار تاریخی و میراث فرهنگی ایران به ثبت رسیده که در روستای راران قرار دارد . در کتیبه این منار ذکری از تاریخ ساخت آن نشده , لکن بنا به نظریه آقای اسمیت باستانشناس قرن بیستم تاریخ این مناربین سالهای 575 تا688 هجری قمری گفته شده است . ارتفاع این منار 30/40متر است و قاعده آن به شکل مربع در ابتدا3 متر میباشد . درون این منار پلکانی وجود دارد که از دو متری منار تا گلوگاه ادامه دارد و بر محور دست چپ بالا میرود . پائین منار با آجر معمولی بدون نقش ساخته شده است . قسمت میانی بدنه منار با نقوش لوزی و خطوط معقلی با آجر برجسته کار شده و قسمت بالای منار با آجرهای شطرنجی و اشکال لوزی بنا گردیده که قسمت تاج و کنگره منار آسیب دیده و احتمال خراب شدن دارد که متاسفانه هنوز اقدامی در جلوگیری از خرابی به عمل نیامده است .


3)برج هاي کبوتر پارون و کنگاز

این دو برج در ابتدا و انتهای محور گردشگری , فرهنگی قنات های پارون و کنگاز می باشد که در طرح به عنوان دو مرکز فرهنگی در نظر گرفته شده است . نمای بیرونی برج پارون مرمت گردیده ولی فضای داخلی آن و همچنین برج کنگاز نیاز مبرم به مرمت دارند .


4)مسجد جامع هفت شويه

این مسجد در حدود پانزده کیلومتری شمال شرقی اصفهان قرار دارد . آنچه از بنای این مسجد باقی مانده قسمتی از گچ بری محراب و چند ستون نیمه مخروبه باقیست , بنا به تحقیق دکتر هنرفر بنای این مسجد در زمان سلجوقیان در قرن پنجم یا ششم هجری می باشد و تزئینات گچ بری های آن به قرن ششم هجری شباهت دارد . اساس این مسجد از خشت خام بوده ولی نماسازی بعضی از قسمتهای آن به وسیله آجر انجام گرفته شده است .


5)برج هاي کبوتر گورت

این رشته برج با تعداد 21 برج کبوتر از نمونه های منحصر به فرد برجهای کبوتر رشته ای می باشد که به علت قرارگیری در دشت باز مناظر بدیع و قابل توجهی جهت افزایش پتانسیل های گردشگری به وجود آورده که متاسفانه به علت عدم توجه به مرمت بناهای مذکور به طور روزافزون سرعت فرسایش آنها فزونی می یابد .


6)قنات پارون و گورت

این قنات در اصل انتهائی ترین قسمت مسیر آب گذری بوده است که معروف به چشمه باقرخان می باشد و آب سرازیر شده از سمت غرب اصفهان را به سمت زمینهای حیدرآباد واقع در شمال خوراسگان هدایت می کرده است . از دیگر کارکردهای این قنات می توان ایفای نقش مسیل در زمان بارندگی های شدید را نام برد . شهرداری خوراسگان با هدف افزایش جاذبه های گردشگری و جهانگردی اقدام به تهیه طرحی جهت این مسیر قنات در حد فاصل دو برج کبوتر پارون و کنگاز نموده است که در این طرح عملکردهائی از قبیل نمایشگاه , رستوران , چایخانه سنتی و دیگر عملکردهائی که لازمه یک محور گردشگری می باشد لحاظ گردیده است . لازم به ذکر است پروژه فوق توسط شهرداری در حال اجرا می باشد .

[ پنجم تیر 1389 ] [ 11:0 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 در حاشيه جنوبي دشت کوير ايران است.
اين شهر در مختصات جغرافيايي 33°27? شمالي و 52°27? شرقي و در فاصله 120 کيلومتري اصفهان واقع شده‌است. جمعیب زواره حدود هشت هزار نفر است
زواره از آباديهاي کهن ايران است و نام آن از نام برادر رستم گرفته شده‌است. در آن بناهاي تاريخي همچون منار زواره در مسجد امام حسن مجتبي (که گفته مي‌شود قبل از اسلام آتشکده بوده‌است) قلعه مغول مسجد جامع چهار ايواني زواره (قديمي‌ترين مسجد چهار ايواني ايران) که در آن کتيبه‌هايي نيز وجود دارد. در زواره اغلب ساکنين سيد طباطبايي هستند.
زواره ساختاري گلي و داراي معماري ايراني اصيل بوده که امروزه در حال تخريب اين آثار هستند.
زواره در شمال شرقي استان اصفهان و در مجاورت كوير مركزي قرار دارد.
در مركز شهر زواره دورنماي گنبد كاشيكاري شده بارگاه امامزاده يحيي (ع) فرزند امام موسي بن جعفر(ع) نظرها را به خود جلب مي كند. در جوار مرقد مطهر اين امامزاده جلوه هاي هنر معماري چون بازار ، حسينه هاي سرپوشيده و سرباز بزرگ ، مدرسه علميه، آب انبار ، مسجد كرسي، حمام و با اندك قدمي فراتر از آن بازارچه، مسجد جامع، حسينيه‌هاي سرباز و سرپوشيده كوچك ، بناي تاريخي هشت بهشت و بقعه پير عارف سيد بهاءالدين حيدر، خانه هاي چهار صفه‌اي ، و مسجد نيكويه و مناره تاريخ قلعه ها، يخچال ، برج و باروهاي به يادگار مانده از دوران گذشته به چشم مي خورد.
مسجد زواره اولين مسجد چهار ايواني در معماري اسلامي جهان است که در زمان سلجوقيان ساخته شده است.  منبع : سایت شهرداریها
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:59 ] [ اطلس ایران وجهان ]
موقعيت جغرافيائي شهر قهدريجان
براساس تقسيمات کشوري شهر قهدريجان يکي از نقاط شهري شهرستان فلاورجان است که در24 کيلومتري شهر اصفهان و پنج کيلومتري فلاورجان قراردارد. شهر قهدريجان در دشت وسيعي قرار گرفته که از هر سو اراضي زراعي آن را احاطه نموده‌است. در شمال آن اراضي زراعي منتهي به کهريزسنگ و در جنوب اراضي منتهي به فولاد شهر ودرشرق اراضي منتهي به روستاي جوجيل و دشتچي وشهر فلاورجان ودر غرب اراضي منتهي به دشت نجف آباد قرار دارند.

قهدريجان با 1680 متر ارتفاع از سطح دريا در طول جغرافيايي 51 درجه و 30 دقيقه وعرض جغرافيايي 32 درجه و 30 دقيقه در دشت همواري قرار گرفته که در جهت شرق به غرب فاقد شيب بوده و تنها در جهت جنوب به شمال و غرب به شرق از شيب ملايمي برخوردار است.
جمعیت : 30016

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:59 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کوهپايه شهري است که در 70 کيلومتري شرق شهر اصفهان واقع شده‌است .اين شهر از طرف شمال با شهرستان اردستان از طرف جنوب با بخش‌هاي جلگه ، بن رود و جرقويه عليا و سفلي و از طرف شرق با شهرستان نائين و از طرف غرب با شهرستان اصفهان در ارتباط است اين شهر از نظر تاريخي قدمت زيادي داردونيز شامل روستاهاي زيادي مي‌باشد که از جمله مهمترين انها عبارت است از امامزاده قاسم که در 15 کيلومتري شرق اين شهر واقع شده و محل زيارت امامزاده قاسم فرزند موسي بن جعفر و برادر امام رضا مي‌باشد.اين روستا در ايام محرم و به خصوص در روز عاشورا پذيراي تعداد زيادي از مشتاقان مي‌باشد.
جمعیت : 4700
منبع : سایت شهرداریها
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]
نياسر از توابع شهرستان کاشان در استان اصفهان است. مرکز اين بخش، شهر نياسر است که در 25 کيلومتري شهر کاشان واقع شده است . بنابر سرشماري مرکز آمار ايران، جمعيت بخش نياسر شهرستان کاشان در سال 1385 برابر با 9010 نفر بوده است.

منبع : سایت شهرداریها

[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]
بهارستان شهري تازه‌ساز است در بخش مرکزي استان اصفهان ايران. طراح اين شهر سيد هادي ميرميران، معمار برجسته ايراني و داراي «نشان دولتي درجه يک فرهنگ و هنر» بوده‌است. در طرح است تا قطار شهري کلانشهر اصفهان در آينده به بهارستان هم برسد.اين شهر يکي از شهرهاي پايلوت و ششمين شهر الکترونيک ايران است.
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]
دِهاقان یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.

این شهر با جمعیت ۱۷٬۱۷۰ نفر (برآورد ۱۳۸۳خ.) مرکز شهرستان دهاقان است.

شهر دهاقان، در طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۳۹ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۱ درجه و ۵۶ دقیقه و به فاصله ۱۱۰ کیلومتری از مرکز استان قرار داردو ارتفاع آن از سطح دریا ۲۰۵۰ متر می‌باشد. شهر دهاقان ازنظر موقعیت جغرافیایی بین چند کوه قرار داردکوه قلاری در جنوب، کوه برآفتاب درغرب وکوه دزجا درمرکز وشمال شهر دارای جلگه‌ای کم وسعت با شیب ملایمی ازظرف جنوب به سمت شمال وازغرب به شرق است. شهرستان دهاقان شامل شهر دهاقان و روستاهای تابعه، جزء شهرستان دهاقان و استان اصفهان است. این شهرستان از شرق به شهرضا، از غرب به شهرستان بروجن، از شمال به شهرستان مبارکه و از جنوب به شهرستان سمیرم محدود می‌شود. شهرستان دهاقان در ۲۰ کیلو متری غرب شهرضا و در ۳۵ کیلومتری شرق بروجن قرار دارد.
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]
   علويچه

علويجه شهري است در بخش مهردشت شهرستان نجف‌آباد استان اصفهان ايران.
علويجه شهري قديمي است که با ساختار اصولي شهرک سازي در حال پيشرفت است. زبان گفتاري مردمش نيز با ظهور نسل جديد رو به انقراض است. داراي جمعيتي برابر با 6692 نفر مي‌باشد(در آمار سال 85) که اکثريت اين افراد را غيربومي‌ها تشکيل مي‌دهند چرا که به علت خشکسالي‌هاي چند سال اخير بيشتر مردمان آنها به شهرهاي ديگر کوچ کرده‌اند. علويجه داراي يک شهرک صنعتي نسبتا بزرگ مي باشد.
در دهه‌هاي اخير ميوه هلوي علويجه زبانزد خاص و عام بود ولي به علتهايي ناشناخته و شايد داغي زمين اين ميوه ديگر در علويجه پرورش نمي‌يابد. بيشتر باغات آن به زمينهاي باير تبديل شده و بيشتر جوانان آن در کارخانه‌ها شاغل هستند. اين شهر داراي دو دانشگاه پيام نور و جامع علمي کاربردي، دو هنرستان کاردانش، دو دبيرستان و دو آموزشگاه راهنمايي تحصيلي و چهار مدرسه ابتدايي دخترانه و پسرانه مي‌باشد.
مصطفي زماني علويجه و محسن رضايي از جمله قهرمانان اين شهر بودند که در درگيري با ساواک شهيد شدند.

[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:54 ] [ اطلس ایران وجهان ]
سفید آب -

  

در پارک ملی کویر  در فاصله 50 کیلومتری شرق مرنجاب و در 75 کیلومتری جنوب قصر بهرام کاروانسرای قدیمی قرار دارد که زمانی استراحتگاه کاروان ها بوده است . این کاروانسرا در حدود 400 سال پیش توسط شاه عباس صفوی در جنوب شرقی دریاچه نمک آران و بیدگل ساخته شده و جزو 4 کاروانسرای حاشیه این دریاچه است . شاه عباس برای سفر از اصفهان به فرح آباد ساری از این کاروانسراها استفاده می کرده است . نمای ظاهری این کاروانسرا سنگی است و در ساخت آن از ملات ساروج استفاده شده است. ساخت آن به شیوه معماری اسلامی می باشد . در حاشیه جنوبی کاروانسرا کوه سفید آب و چشمه سفید آب قرار دارد که آب کاروانسرا از این چشمه تامین می شده است .
کاروانسرای سفیدآب در ابتدای حوضه استحفاظی پارک ملی کویر و محیط بانی سفید آب قرار دارد .


کاروانسرای سفیدآب


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:54 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 كيلومترى شمال شهر اصفهان و در حد فاصل دو اتوبان معلم و آزادگان كه از دو جهت جاده اصفهان را به تهران متصل مى كند، شهرى واقع شده است كه حدود ۴۰ سال پيش توسط بانيان خود در منطقه اى به نام اميرآباد بنيان نهاده شده، به علت اينكه نقشه آن به صورت يك شاهين بود، شاهين شهر ناميده شد. از چهل سال پيش تاكنون اين شهر پيشرفت زيادى داشته است. نزديكى اين شهر به صنايع عظيم پتروشيمى اصفهان، نيروگاه شهيد منتظرى و پالايشگاه اصفهان و نيز تنها صنايع هواپيماسازي كشور (هسا)، به ويژه شروع جنگ تحميلى كه موجب مهاجرت اجبارى عده‌اى از هموطنان عزيز خوزستاني به اين شهر شد، دست به دست هم دادند تا اين شهر در سال ۶۲ به عنوان مركز شهرستان انتخاب شود.

شاهين شهر ۳۰۰۰ هكتار مساحت و حدود ۱۲۵ هزار نفر جمعيت دارد. وجود ۱۲۵ هكتار فضاى سبز در اين شهر سبب شده است سرانه فضاى سبز به ازاى هر نفر ۱۰ متر مربع باشد و به همين علت سبزترين شهر ايران نام گرفته است. از طرفى همزيستى مسالمت آميز اقوام مختلف ايرانى و حضور هشت هزار اقليت مذهبى اعم از ارمني، زرتشتي و بهائي در اين شهر باعث شده است كه شاهين شهر را ايران كوچك بنامند. همچنين اين شهر بالاترين نرخ باسوادان را در كشور داراست و جزوه با فرهنگ‌ترين شهرهاي ايران مي‌باشد

شهرستان شاهین شهر و میمه با وسعت 66/5409 کیلومتر مربع و با مرکزیت شاهین شهر در شمال شهرستان اصفهان واقع گردیده است. این شهرستان دارای 2 بخش ، 6 شهر و 4 دهستان می باشد.بخشهای این شهرستان شامل بخش مرکزی و بخش میمه می باشد . شهرهای این شهرستان شامل شهرهای شاهین شهر ، گز ، گرگاب ، میمه ، وزوان و لایبید می باشد.
همچنین این شهرستان شامل دهستانهای برخوار غربی، مورچه خورت ، زرکان و ونداده می باشد
. شاهين شهر پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با اجراي طرحهاي جديد شهرسازي، پذيراي مهاجران زيادي از مناطق مختلف كشور گرديده و همچنان درحال توسعه مي باشد

وضعيت آب و هوا:

اين منطقه با توجه به فاصله اي كه از رودخانه زاينده رود دارد؛ داراي آب و هوائي خشك تر از اصفهان بوده و ميزان بارندگي آن حدود 50 الي 200 ميليمتر طي ده سال متغيير بوده است. ميزان تبخيير ساليانه نيز حدود 2000 ميليمتر گزارش شده و مقدار آب نفوذي كمتر خواهد بود. جهت باد بويژه بادهاي غالب از سمت شمال بطرف جنوب و جزء بادهاي خشك مي باشد. اين بادها پس از برخورد با اراضي بدون پوشش گياهي يا با پوشش كافي با خود گرد و غبار و گاهي ذرات ماسه همراه آورده و در فرسايش زمينهاي كشاورزي بي تاثير نخواهد بود.
خاكشناسي منطقه:

خاكهاي منطقه جزء خاكهاي AZONALوZONAL(مقدار نمك در اين خاكها زياد) مي باشد.
ساختمان فيزيكي ذرات خاك منشوري و مكعبي شكل است و تمركز كريستال گچ و آهك بصورت لكه در طبقات خاك است. اين سري خاكها اكثرا اراضي نامرغوب را تشكيل داده و معمولا قابليت نفوذ آب در خاكهاي اين زمينها بسيار كم و تبخير زياد سبب شده كه املاح موجود خاك در سطح زمين تراكم يافته و زمينهاي باير و لم يزرع را بوجود آورند.
مطالعات خاكشناسي در اين مطقه نشان داده ميزان املاح موجود درخاك بتدريج از شمال غرب به طرف جنوب شرق افزايش مي يابد. قليایيت اين خاكها در حدود 8 ميباشد و ميزان شوري و قليايي در طبقات فوقاني به چشم مي خورد. از نظر بافت خاك با توجه به تغذيه و جابجايي ذرات؛ وضعيت دانه بندي تغيير كرده و باعث باقي گذاردن رسوبات در منافذ خاك مي گردد،كه اين امر موجب پايين آمدن خلل و فرج خاك و نهايتا كاهش نفوذ پذيري مي گردد. در بعضي از نقاط لايه هاي گچي فراوان ديده مي شود كه مي توان جزء زمينهاي گچي منظور نمود.
به طور كلي خاكشناسي منطقه اكثرا مخلوطي از رس با رگه هاي نازكي از شن و ماسه با قابليت نفوذ پذيري خيلي كم همراه مي باشد و آهك پراكنده و نا ظاهر در پروفيل خاك وجود دارد. در كل كلاس خاكهاي
شاهين‌شَهر از شهرهاي استان اصفهان است. اين شهر در شهرستان شاهين شهر و ميمه قرار دارد. شاهين‌شهر در 17 کيلومتري شمال شهر اصفهان و در حد فاصل دو اتوبان معلم و آزادگان که از دو جهت جاده اصفهان را به تهران متصل مي‌کند، واقع شده‌است.
شاهين‌شهر در منطقه‌اي به نام اميرآباد بنيان نهاده شده، به علت اينکه نقشه آن به صورت يک شاهين بود، شاهين شهر ناميده شد. دانشگاه صنعتي مالک اشتر و نيز هواپيما سازي ايران در اين شهر قرار گرفته‌است. .
ارامنه مسيحي نيز از اقليتهاي قومي اين منطقه به‌شمار مي‌آيند از ساکنين قديمي اين شهرستان مي‌باشند.
از نظر توليدات صنعتي رتبه دوم را پس از شهرستان اصفهان دارد.
جمعیت : 127412
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:54 ] [ اطلس ایران وجهان ]
كاروانسراي مرنجاب

در موقعيت جغرافیایی’٧و‏‎‎ ْ٣٤ عرض جغرافيايي و ’٤٨و ‎ْ‏‎٥١ طول جغرافيايي، در ارتفاع ٨١٠ متري از سطح درياي آزاد در حاشيه جنوبي درياچه قم واقع شده است.مرنجاب از دهستان كويرات شهرستان آران و بيدگل و در ٥٠ كيلومتري شمال شرق مركز اين شهرستان قرار دارد.

يكي از معروفترين و بزرگترين ريگزارهاي ايران، منطقه بادرفتي وسيعي است كه جولانگاه تپه هاي ماسه اي متحرك مي باشد.اين منطقه معروف به «بندريگ» است كه از شمال و شمال شرق شهر آران و بيدگل تا ساحل جنوبي درياچه قم، جايي كه مرنجاب احداث شده، تقريباً تمام شهرستان را پوشانده است. در منطقه كويري آران و بيدگل، باد مثل هر منطقه كويري ديگر، يك عامل تعيين كننده اقليمي است. باد، هم در شكل دهي به وضعيت طبيعي كوير و هم در شيوه زندگي انسان بيابان نشين تأثير تعيين كننده دارد. بادهاي نامطلوب بزرگترين آفت كوير و باد مطلوب، نسيمي از بهشت است كه كوير تفتيده را شاداب و با طراوت مي كند. متأسفانه در اين منطقه جز دو باد شهرياري و باد شمال، ساير بادها چون باد خراسان، باد قبله، باد طوفان، باد سياه و بويژه باد لوار از بادهاي نامطلوب محسوب مي شوند.در منطقه آران و بيدگل همه چيز شكل و نمود كويري دارد و هر پديده اي، طبيعي يا انساني، آيينه كوير است. همين جا بايد اذعان داشت كه كوير را با همه پديده هاي بيشمار ديدني و تأمل انگيز و حيرت آور، نمي توان آنچنان كه شايسته آن است، توصيف كردنمای بیرونی کاروانسرای مرنجابنمای درونی کاروانسرای مرنجاب


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:53 ] [ اطلس ایران وجهان ]

قلعه کرشاهی

-قلعه کرشاهای در موقعیت جغرافیایی 55/33 درجه شمالی و 06/52 درجه شرقی، واقع در جنوب کویر بندریگ، شمال شهرستان ابوزیدآباد و در نزدیکی ارتفاعات کوه یخ آب در استان اصفهان قرار دارد.

این قلعه از خشت و گل ساخته شده است و هم اکنون از آثار بر جای مانده از زمان قاجار است. این قلعه یکی از قلعه های مهم سردار حسیم کاشی یکی از راهزنان و یاغیان دوره رضا خان بوده و هنوز آثار گلوله های توپ در نبرد نیروهای دولتی و نیروهای سردار حسین کاشی در این قلعه بر جای مانده است. قلعه کرشاهی - نمای خارجی قلعه


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:53 ] [ اطلس ایران وجهان ]
جهت اشنای باهرکدام ازشهرهای استان بروی ان کلیک کنید تااطلاعات لازم رابیابید

جمعیت شهرهای استان اصفهان

اصفهان: سومین شهر پرجمعیت ایران.

جمعیت شهرهای استان اصفهان براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی:[۱]

ردیف نام شهر شهرستان جمعیت رتبه در
شهرستان
۱ اصفهان اصفهان ۱٬۵۸۳٬۶۰۹ ۱
۲ کاشان کاشان ۲۴۸٬۷۸۹ ۲
۳ خمینی شهر خمینی شهر ۲۱۸٬۷۳۷ ۳
۴ نجف آباد نجف آباد ۲۰۶٬۱۱۴ ۴
۵ شاهین شهر شاهین شهر و میمه ۱۲۶٬۰۷۰ ۵
۶ شهرضا شهرضا ۱۰۸٬۲۹۹ ۶
۷ خوراسگان اصفهان ۸۶٬۰۶۳ ۷
۸ مبارکه مبارکه ۶۲٬۴۵۴ ۸
۹ زرین شهر لنجان ۵۵٬۹۸۴ ۹
۱۰ آران و بیدگل آران و بیدگل ۵۵٬۶۵۱ ۱۰
۱۱ فولادشهر لنجان ۵۵٬۴۹۶ ۱۱
۱۲ گلپایگان گلپایگان ۴۷٬۸۴۹ ۱۲
۱۳ بهارستان اصفهان ۴۵٬۵۳۸ ۱۳
۱۴ درچه پیاز نجف آباد ۴۳٬۱۸۳ ۱۴
۱۵ فلاورجان فلاورجان ۳۷٬۷۴۰ ۱۵
۱۶ دولت آباد برخوار ۳۳٬۹۴۱ ۱۶
۱۷ قهدریجان فلاورجان ۳۰٬۰۰۲ ۱۷
۱۸ سمیرم سمیرم ۲۶٬۲۶۰ ۱۸
۱۹ نایین نایین ۲۴٬۴۲۴ ۱۹
۲۰ کلیشاد و سودرجان فلاورجان ۲۳٬۲۰۳ ۲۰
۲۱ گل‌دشت نجف آباد ۲۲٬۶۹۳ ۲۱
۲۲ خوانسار خوانسار ۲۰٬۴۹۰ ۲۲
۲۳ گز برخوار ۲۰٬۴۳۲ ۲۳
۲۴ خورزوق برخوار ۲۰٬۳۰۱
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:53 ] [ اطلس ایران وجهان ]

باغ بهادُران يکي از شهرهاي كوچك استان اصفهان , و از توابع شهرستان زرين شهر در مرکز ايران است. اين شهر مرکز بخش باغبادران هم مي‌باشد. محصول گردو و بادام آن معروف است و سوغات مخصوص و منحصر به فرد آن پولکي باغبادران است که بيشتر با چاي مصرف مي‌شود. اين شهر به قرار گرفتن در ساحل زاينده رود آب و هوايي معتدل و لطيف دارد و در روز هاي تعطيل پذيراي بسياري از مهمانان از شهرهاي ديگر است. در گذشته شغل اصلي اغلب مردم کشاورزي بوده. در سالهاي گذشته مردم اين شهر مهاجرتهاي گسترده‌اي به شهرهاي بزرگتر از جمله اصفهان داشته اند که به دليل بالا رفتن سطح زندگي مردم اين شهر به خاطر اشتغال اغلب ساکنان آن در کشور کويت مي‌باشد.
اين شهر با جمعيت 8043 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش باغ بهادران شهرستان لنجان قرار د
 

  منبع : سایت شهرداریها
[ پنجم تیر 1389 ] [ 10:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان دنا از جمله جديدترين شهرستان‌هاي استان كهگيلويه و بوير احمد است كه در خاور اين استان واقع شده است و از شمال به لردگان، از جنوب به ياسوج، از باختر به شهرستان بوير احمد و ازخاور به شهرستان سميرم محدود مي شود. اين شهرستان داراي آب و هواي سرد كوهستاني بوده و از قابليت توسعه ورزش هاي زمستاني و اكوتوري

ستي برخوردار است.               

[ سوم تیر 1389 ] [ 13:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 محلی ياسوج، «ياسيج» يا «ياسيگ» به معنی «محل و ماوای ياس» بوده است كه در كنار رود بشار در دامنه قله دنا قرار دارد. برخی عقيده دارند كه «ياسيج» معرف سرزمينی می باشد كه گل ياس فراوان در آن می روييده و برخی نيز بر اين باورند که ياس نام قبيله ای از مردم يا مردمانی بوده است. پيش از ايجاد شهر ياسوج در 6 كيلومتری آن، شهرك قديمی به نام «تل خسرو» قرار داشت كه زمانی مركز نفوذ خان های بوير احمد عليا بود که جز تپه های پراكنده روستايی كوچك، اثری ديگر از آن قديمی باقی نمانده است. «تل خسرو» بيش از دوهزار سال قدمت دارد. احداث ابنيه معاصر در پيرامون آن از سال 1309 شمسی شروع و تا سال 1323 ادامه يافته و پس از آن متروك شده است. يكی از عوامل ايجاد شهر، وضع مساعد جغرافيايی و طبيعی اين محل است كه آب و هوا و خاك مناسبی دارد و از فضاهای تفرجگاهی از جمله جنگل های سر سبز بلوط، دره ها، كوه ها و منابع آب كافی برخوردار می باشد. 
                    اطلاعات کلی
نام رسمی:
یاسوج
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:کهگیلویه و بویراحمد
شهرستان:بویراحمد
نام محلی:یاسیچ
سال شهرشدن:۱۳۴۴ خورشیدی
جمعیت:۱۰۰٬۵۴۴ نفر
زبان‌های گفتاری:لری
مذهب:شیعه
ارتفاع از سطح دریا:۲٬۰۳۵ متر
بارش سالانه:650
پیش‌شماره تلفنی:۰۷۴۱

یاسوج یکی از شهرهای جنوبی ایران و مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد است. این شهر همچنین مرکز شهرستان بویراحمد نیز می‌باشد. یاسوج در شمال شرقی استان واقع شده‌است. قبل از ایجاد این شهر، در حدود ۶ کیلومتری آن، یک شهر قدیمی به نام «تل‌خسرو» قرار داشت که زمانی مرکز نفوذ خوانین بویراحمد علیا بوده‌است. اینک به جز تپه‌های پراکنده و یک روستا، اثری دیگر از آن باقی نمانده‌است.

تل‌خسرو متجاوز از دو هزار سال قدمت دارد. لیکن احداث ابنیهٔ معاصر در پیرامون آن، بعد از سال ۱۳۰۹ خورشیدی شروع شده و تا سال ۱۳۲۳ ادامه یافت و پس از آن متروک شده‌است.


آب و هوا

شهر یاسوج در منطقهٔ اقلیم سردسیری واقع شده و دارای هوای معتدل متمایل به سرد است. در این شهر، میزان بارش برف و باران زیاد می‌باشد و به علت بارش فراوان برف و باران و پوشیده شدن ارتفاعات از برف برای مدت مدیدی از سال، از منابع آب کافی برخوردار می‌باشد. در سال های اخیر وضعیت بارش خوب نبوده

مهاجرپذیری

از آن‌جایی که شهر یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد می‌باشد و اکثر صنایع موجود در استان در اطراف یا خود این شهر واقع شده‌اند؛ لذا افراد زیادی از شهرستان‌های همجوار برای پیداکردن شغل رهسپار این شهر می‌شوند.

تأسیس (شکل گیری مرکزیت کنونی شهر)

منطقه بویر احمد منطقه عشایری بود و عشایر همه ساله به ییلاق و قشلاق کوچ می‌کردند چه بسا که هنوز هم کم وبیش دیده می‌شود. لذا این عامل مهمی محسوب میشد که ابنیه ومحل کسب وتجارت در بویر احمد ساخته نشود وایلات مایحتاج سالانه خود را از پیله وران اردکان فارس تهیه کنند ومعمولا هر طایفه یک طرف حساب برای خود داشت که معاملاتشان باایشان انجام می‌شد..بدلیل صعب العبور بودن منطقه وبدلیل نبود جاده وبرف گیر بودن ان کم کم اردکانی‌ها اقدام به سکنا گزیدن در منطقه را نمودند.

آبشار یاسوج

اصلی ترین جاذبه گردشگری شهر یاسوج آبشار زیبا و معروف یاسوج می‌باشد این آبشار (پارک جنگلی ابشار)در فاصله ۲ کیلومتری مرکز شهر و در شمال شهر یاسوج واقع است و هر ساله مورد توجه گردشگران و توریستهای ایرانی و خارجی قرار می‌گیرد آب چشمه‌هایی که از دل کوه‌های زاگرس جوشیده در دو کیلومتری شمال شهر یاسوج آبشاری به ارتفاع ده متر را به منظر تماشا گذاشته است‌. چشم‌انداز این آبشار، نهرهای آب در بستر مارپیچ مشبک، باغ‌های میوه، مراتع سرسبز و پر از گل‌های رنگارنگ است، که چشم بیننده را خیره می‌سازد. هر ساله آبشار یاسوج در فصل بهار، تابستان و پاییز پذیرای گردشگران است‌.از دیگر آبشارهای این استان، آبشار بهرام بیگی است‌. این آبشار در میان صخره‌های سنگی واقع شده و بعد از مارگون قرار دارد.آبشار بن رود نیز بعد از سی سخت قرار گرفته و شامل توف‌شاه (آبشار شاه) و آبشار بن رود است که ازچندین چشمه تشکیل شده و حدود ۲۰ متر ارتفاع دارد و منطقه بسیار زیبایی را پدید آورده است‌.

سد شاه قاسم

آبشار یاسوج

میدان ورودی شهر یاسوج



 

شهرستان بوير احمد در شمال خاوری استان كهگيلويه و بوير احمد واقع شده و مركز آن نيز شهر ياسوج است. صنايع دستی در اين منطقه به علت وجود كشاورزی و دام‌داری داراي اهميت زيادي است. قاليچه‌بافی، جاجيم‌بافی و جوال‌بافی از مهم‌ترين صنايع‌دستی اين شهرستان به شمار مي‌رود. مردم اين منطقه به زبان فارسی با گويش لری سخن می گويند و به علت كوچ قبايل و عشاير ايل بزرگ بوير احمد، جمعيت شهر در نوسان است. تل خسروي، تل مهره اي، تپه دم چنار، تپه ملا كانيه (كوشك ملا كانيه)، تل شهداء، قبرستان پاي چل، بقعه امام زاده حسن،بقعه امام زاده قاسم، بقعه امام زاده پهلوان،امام زاده عبدالله، تخت شاه نشين (پايه پل)، آثار تنگ سروك و پل هاي پاتاوه از جمله ديدني هاي شهرستان بوير احمد محسوب مي‌شوند.

مکان های دیدنی و تاریخی


تل خسروي، تل مهره اي، تپه دم چنار، تپه ملا كانيه (كوشك ملا كانيه)، تل شهداء، قبرستان پاي چل، بقعه امام زاده حسن،بقعه امام زاده قاسم، بقعه امام زاده پهلوان،امام زاده عبدالله، تخت شاه نشين (پايه پل)، آثار تنگ سروك و پل هاي پاتاوه از جمله ديدني هاي شهرستان بوير احمد محسوب مي‌شوند.  

 

صنايع و معادن


بعد از اين كه ياسوج به مركز استان كهكلويه و بوير احمد مبدل شد و اقداماتی جهت پايه ريزی شهر مدرن به عمل آمد، با احداث كارخانه قند ياسوج که مهم ترين صنعت اين شهرستان می باشد بر رونق و وسعت شهر افزوده و مراكز متعدد كشاورزی نمونه در آن ايجاد شد. هم چنين معادن و كان های زيادی در اين شهرستان وجود دارد كه می توان سنگ، گچ، سنگ آهك و سنگ ساختمانی را نام برد. .  


کشاورزی و دام داری


شغل عمده و اول مردم اين سرزمين دام‌داری است و كشاورزی نيز در كنار دام‌داری انجام می گيرد. آب كشاورزی از رودها، چشمه ها، كاريز ها و چاه های پيرامون آن تامين می شود. از عمده محصولات كشاورزی ياسوج می توان گندم، جو، چغندر قند، برنج، تره بار، گردو، بادام، انگور را نام برد. دام و فرآورده های لبنی از مهم ترين توليدات دامی اين منطقه به شمار می روند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان بوير احمد يكی از شهرستان های استان كهگيلويه و بوير احمد، در خاور اين استان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به استان اصفهان، از خاور به استان فارس، از باختر به شهرستان كهگيلويه و شهر دهدشت و از جنوب به شهرستان نورآباد از استان فارس محدود می‌شود. مركز اين شهرستان شهر ياسوج است كه در 51 درجه و 36 دقيقه ی درازای خاوری و 30 درجه و 40 دقيقه پهنای شمالی و ارتفاع 1870 متری از سطح دريا واقع شده است. در سرشماری سراسری سال 1375 جمعيت اين شهرستان 263 212 نفر برآورد گرديده كه از اين تعداد 133 69 نفر در مركز شهرستان زندگی می کنند. مسيرهاي ارتباطي و دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
- راه ياسوج- اردكان به درازای 80 كيلومتر به سوی جنوب خاوری
- راه ياسوج – سميرم به درازای 160 كيلومتر، به سوی شمال كه ياسوج از راه ميمند به سميرم و از همين راه به اصفهان متصل شده است.
- راه ياسوج – بروجن به سوی شمال باختری به درازای 280 كيلومتر كه ياسوج را از راه ميمند، به بروجن پيوند می دهد.
- راهی به درازای 72 كيلومتر به سوی جنوب كه از اين راه ياسوج به نور آباد- دو گنبدان پيوند يافته است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام محلی ياسوج، «ياسيج» يا «ياسيگ» به معنی «محل و ماوای ياس» بوده است كه در كنار رود بشار در دامنه قله دنا قرار دارد. برخی عقيده دارند كه «ياسيج» معرف سرزمينی می باشد كه گل ياس فراوان در آن می روييده و برخی نيز بر اين باورند که ياس نام قبيله ای از مردم يا مردمانی بوده است. پيش از ايجاد شهر ياسوج در 6 كيلومتری آن، شهرك قديمی به نام «تل خسرو» قرار داشت كه زمانی مركز نفوذ خان های بوير احمد عليا بود که جز تپه های پراكنده روستايی كوچك، اثری ديگر از آن قديمی باقی نمانده است. «تل خسرو» بيش از دوهزار سال قدمت دارد. احداث ابنيه معاصر در پيرامون آن از سال 1309 شمسی شروع و تا سال 1323 ادامه يافته و پس از آن متروك شده است. يكی از عوامل ايجاد شهر، وضع مساعد جغرافيايی و طبيعی اين محل است كه آب و هوا و خاك مناسبی دارد و از فضاهای تفرجگاهی از جمله جنگل های سر سبز بلوط، دره ها، كوه ها و منابع آب كافی برخوردار می باشد. 
 


 

منبع ویکی بدیا- سایت تراول


ادامه مطلب
[ سوم تیر 1389 ] [ 13:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان کهگیلویه و بویراحمد سرزمینی کوهستانی و تقریبا مرتفع است که کوه‌های زاگرس با رشته‌های موازی، سراسر شمال و شرق و کوه‌های سیاه و سفید، خومی خائیز و نیل جنوب شرقی آن را در برگرفته‌اند.

بلندترین نقطه استان قله دنا با ارتفاع 4409 متر و پست ترین ناحیه آن لیشتر به ارتفاع 500 متر از سطح دریا می باشد.

رودخانه های مارون، بشار، زهره، خرسان و نازمکان از این استان عبور می کنند. و ارتفاعات آن، سرچشمه تعدادی از رودخانه ها است. چهار پنجم مساحت

استان کهگیلویه و بویر احمد

منطقه از ارتفاعات و تپه ماهورها تشکیل شده است. در مناطق سردسیر، ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها بیشتر و در مناطق گرمسیر ارتفاعات کوتاه تر و تپه ماهورها نیز کمتر است.

آبشار بهرام بیگی


ادامه مطلب
[ سوم تیر 1389 ] [ 13:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]

آبشار طبیعی دهدشت




دهدشت یکی از شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد
می‌باشد. این شهر در قسمت گرمسیری استان واقع شده‌است و تابستان‌هایی گرم و زمستان‌هایی سرد دارد. قدمت بافت تاریخی دهدشت معروف به «شهر قدیم دهدشت» (بلاد شاپور) به‌دوران ساسانی می‌رسد. مردم این شهر از اقوام لر
هستند و بافت سنتی عشیره‌ای هنوز ارتباطات داخلی مردم را تعیین می‌کند.
دهدشت ازدوجز ده و دشت گرفته شده‌است که به معنی دهی/روستایی /در دشتی است این معنی به خاطر وسعت زیاد دهدشت است

این شهر مرکز شهرستان کهگیلویه‌است و جمعیتی بیش از ۱۵۰ هزار نفر جمعیت دارد.در بین شهرهای جنوب غرب و جنوب کشور شهر دهدشت نقشه کشی منحصر به فرداست به گونه‌ای که از یکی از شهرهای زیبای آلمان الگو برداری شده‌است، باخیابانها و کوچه‌ای عریض و منظم ولی متاسفانه بدلیل عدم توجه به این شهرستان آمار بیکاری زیاد بوده و هیچ گونه صنایع ای تقریبا در این شهر دیده نمی‌شود. این شهر یک شهر خدماتی است و روزانه جمعیت زیادی از روستاها و شهرهای کوچک اطراف برای خرید به این شهر می‌آیند. این شهر در قدیم به بلادشاهپور معروف بوده و اکنون بافت قدیمی شهر مترکه و بر بالای تپه‌ای برفراز قسنت جدید شهر قرار دارد. قسمت جدید شهر کمتر از ۵۰ سال پیش بنا نهاده شده‌است.طبیعت دهدشت بسیار زیبا می‌باشد. درشمال آن کوه نیر که در زمستان پوشیده از برف است.



قلاع دختر


باغ چشمه بلقیس



كهگيلويه يكی از شهرستان‌های استان‌كهگيلويه و بوير احمد است كه از شمال به شهرستان های ايذه و بروجن، از خاور به شهرستان بوير احمد، از جنوب به شهرستان گچساران و از باختر به شهرستان های بهبهان و رامهرمز محدود می‌شود. شغل ساكنين اين منطقه را كشاورزي ودام‌داري تشكيل مي‌دهد و اگرچه كشاورزی در اين شهرستان به لحاظ اهميت پس از دام‌داری قرار دارد اما يكی از منابع مهم اقتصادی منطقه است. قلعه چص گچ، تل گرد، تل چگاه، تل گبر،آتشكده هاي گل سرخدان، آتشكده خيرآباد،قبرشاپور، بقعه خضر، امام زاده سيد محمد، بقعه امام زاده چله خان، آرامگاه اميرلاسپا،قلعه دختر، قلعه مانگشت، امام زاده پنجه خل و پل قلعه دختر (دهدشت) برخي از مكان‌هاي تاريخي اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


قلعه چص گچ، تل گرد، تل چگاه، تل گبر،آتشكده هاي گل سرخدان، آتشكده خيرآباد،قبرشاپور، بقعه خضر، امام زاده سيد محمد، بقعه امام زاده چله‌ خان، آرامگاه اميرلاسپا،قلعه دختر، قلعه مانگشت، امام زاده پنجه خل و پل قلعه دختر (دهدشت) برخي از مكان‌هاي تاريخي اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.  


صنايع و معادن


از صنايع و معادن اين منطقه اطلاعات مستندي در دست نيست.  


کشاورزی و دام داری


اگرچه كشاورزی در اين شهرستان به لحاظ اهميت پس از دام‌داری قرار دارد اما يكی از منابع مهم اقتصادی منطقه است. آب كشاورزی بيش تر از رودخانه ها، چشمه و چاه ژرف تهيه و به صورت كرت بندی انجام می شود. کشاورزی در اين منطقه شامل كشت گندم، جو، بنشن، تره بار، برنج و فرآورده های باغی مانند سيب، انگور، بادام و مركبات می باشد. به دليل بافت عشايری كه در سطح كلی شهرستان به چشم می خورد دامداری از اهميت ويژه ای برخوردار بوده و شغل اصلی و رايج اهالی می باشد و فرآورده های دامی تنها صادرات اين شهرستان را تشكيل می دهند. 


مشخصات جغرافيايي


كهگيلويه يكی از شهرستان های استان كهگيلويه و بوير احمد است كه از شمال به شهرستان های ايذه و بروجن، از خاور به شهرستان بوير احمد، از جنوب به شهرستان گچساران و از باختر به شهرستان های بهبهان و رامهرمز محدود می‌شود. دهدشت مركز اين شهرستان از نظر جغرافيايی در 50 درجه و 33 دقيقه ی درازای خاوری و 30 درجه و 47 دقيقه ی پهنای شمالی و در ارتفاع 800 متری از سطح دريا قرار گرفته است. آب و هوای اين شهرستان به طور كلی گرم و خشك است. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارتند از:
- راه فرعی به مركز استان، به درازای 140 كيلومتر به سوی شمال خاوری و راه چرام، بابا ميدان و دشت روم به درازای 175 كيلومتر كه به ياسوج می پيوندد
- راه درجه يك اصلی به درازای 20 كيلومتر به سوی خاور تا مركز شهر چرام ادامه دارد
- راهی به درازای 32 كيلومتر به سوی شمال باختری كه تا مركز بخش لنده، كشيده شده است
- راه دهدشت – بهبهان به درازای 62 كيلومتر به سوی جنوب باختری  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


کهگيلويه به معنی «منطقه كوهستانی گيل» زمانی شهر بزرگی بوده است. حدود 2000 خانه، مسجد، حمام، بازار و كاروان‌سرا در آن وجود داشته، كه اكنون آثار ويرانه بسياری از آن ها بر جای مانده است. دهدشت مركز شهرستان کهگيلويه واقع در قسمت دشت كهگيلويه (زير كوه) از دو قسمت جداگانه تشكيل شده است. قسمت قديمی شهر که مخروبه شده و به دهدشت كهنه معروف است «بلاد شاپور» نام داشته و توسط شاپور اول ساسانی فرزند اردشير اول ايجاد شده است. قسمت جديد آن، فضايی نيمه شهری و نيمه روستايی است كه با توجه به وضع زندگی و شكل ظاهری فعاليت های مردم و نمای ساختمان ها، وجه روستايی آن جلوه بيش تری دارد. كهگلويه در زمان های قديم جزو لرستان بزرگ بوده است. استرابون، جغرافيدان مشهور يونان باستان، كهگلويه را بخشی از خاك اوكسی ها (نام هخامنشی خوزستان) می داند. در دوره ساسانيان قسمت دشتی اين سرزمين را « قباد خوره» ومناطق كوهستانی آن را «رم زميگان» می ناميدند. قباد ساسانی، «ارگان» (ارجان) را در قسمت دشتی آن بنا نهاد. در دوران بعد از اسلام «قباد خوره» به نام شهر حاكم نشين آن ولايت «ارگان» (ارجان) و مناطق كوهستانی آن «رم زميگان» به كهگيلويه شهرت يافت. در قرن های بعدی كه شهر ارگان ويران گرديد و افشارها و لرها سراسر آن را تصرف كردند، تمامی اين خطه، كهگيلويه و قسمت كوهستانی آن، «پشتكوه» و قسمت دشتی آن، «زير كوه» ناميده شدند. اين شهر در اواخر دوره صفويه به خاطر عدم امنيت در راه های بازرگانی آن، صدماتی ديده و در زمان هرج و مرج دوره زنديه توسط چادر نشينان چهار بنيچه كه در اصل بخشی از ايل بزرگ جاكی بود و سراسر منطقه خاوری استان كهكيلويه را در تصرف داشت، غارت و ويران گشت.
 



 
منبع- ویکی بدیا

ادامه مطلب
[ سوم تیر 1389 ] [ 13:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

این سایت درسال1389با هدف ارائه مقالات ومطالب مختلف در زمینه اقلیم وطبیعت ابران اغاز به کارکرد ودرابتدا سعی وافری شد که مقالات مختلف وکاملی درمورد شهرستانهای مختلف ایران از لحاض طبیعت وفرهنگ واداب ورسوم و جمعیت -اثار باستانی-وقابلیتهای اقتصادی وصنعتی وکشاورزی ارائه دهد بدنبال ان در ادامه کار به بررسی کشورهای مختلف جهان پرداخت وطی مقالات مختلف کلیه کشورهای جهان از لحاض طبیعت وفرهنگ واقتصاد و.. . موردبررسی قرار گرفت وشناخت کلی از کشورهای جهان وحتی شهرهای مهم ان به ما ارائه دهد دراین میان سعی شد که با ارائه مقالات مستند وقابل اعتماد کشورهای مختلف وایران را از لحاض صنعتی واقتصادی واموزش و... مورد برسی قرار گیرد واخرین امار مقایسه ای از این کشورها ارائه شود بدنبال ان تاریخ پرافتخار ایران از دوران مادها تا عصرحاضر مورد برسی قرارگرفت دربخشی دیگر از مطالب سایت مطالب کاملی درزمینه مذهب وزندگی پیامبران وامامان وحوداث مربوط به عصر ان بزرگوران ارائه شد دربخشهای دیگر سایت صدها مقاله درزمینه اشنایی با شرکتهای صنعتی ایران وجهان واخرین اختراعات واکتشافات جهان درحوزهای مختلف علم واخرین رکوردهای ورزشی وبرترین های جهان پرداخته است دراین میان باید از مطالب زیبایی دیگر مانند روزشمار حوادث جنگ تحمیلی نام برد بهرحال امید ان است که مطالب سایت که بازحمات فراوان درسالهای اخیر از طریق جمع اوری از صدها سایت دیگر تهیه شده بتواند بخشی از نیاز خوانندگان را رفع کند دراینجا جادارد ازسایتهای مانند همشهری انلاین تیبان- ایران تراول- ویکی بدیا- مرجع شهرهای ایران- کویرها وبیابانها- تاریخ معاصر-پورتال جهاد کشاورزی- ایران اکتور- میراث فرهنگی استانها- پورتال استانها- سایت مرکز امار ایران- وسایت هواشناسی استانها - وسایتهای خبری عصر ایران-انتخاب - خبرانلاین اشاره کرد که از مطالب زیبا ومستند انها استفاده شده واز انان سپاسگزارم دراینجا باید گفت کلیه مطالب سایت بدون هیچگون تحریفی یا تغییری دران ارایه شود واینجانب مسولیتی درزمینه مطالب ارایه شده سایت از لحاض صحت یا کذب بودن ان ندارم وبا توجه موثق بودن منابع باید به ان اعتمادکرد
موضوعات وب
امکانات وب
.gigfa.com/zibasaz/2.js'> WebGozar.com Counter code -->