دانستنیها ی تاریخ وجغرافیایی ایران وجهان
اشنایی کامل با شهرهای ایران وجهان- تاریخ ایران وجهان وهزاران جدول اماری 
قالب وبلاگ

آب و هوا: بیشتر آب‌وهوای معتدل مدیترانه‌ارد ولی جلگهٔ گرگان به لحاظ مجاورت با صحرای ترکمنستان، دوری از دریا و کاهش ارتفاعات، آب و هوای نیمه بیابانی و گرم دارد.



وسعــــت: 22 هزار کیلومتر مربع

جمعـیــت:
تقسیمات: 16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان




ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان آزادشهر يكي از جديدترين شهرستان‌هاي استان گلستان به شمار مي‌آيد كه در جنوب استان گلستان و در كنار شهرستان‌هاي مينودشت، گنبد كاووس (استان گلستان) و شاهرود از استان سمنان واقع شده است.

شهرستان آزاد شهر:

معرفی شهرستان های استان گلستان

این شهرستان با قرار گرفتن در محل تلاقی مسیرهای گرگان، گنبد كاوس و شاهرود دارای چشم اندازهای طبیعی و تاریخی بسیاری است. این شهرستان مساحتی در حدود 872 كیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 90161 نفر دارد.

از مركز گردشگری و باستانی این شهرستان می توان بقعه متبركه امام زاده محمد بن زید ( آق امام )، پارك جنگلی و تپه شهرك بسیجیان را نام برد.

شهرستان آزادشهر یکی از شهرستانهای ایران است که در استان گلستان قرار دارد. مرکز این شهرستان، شهر آزادشهر است.

این شهر سابقاً و پیش از انقلاب "شاهپسند" نامیده می‌شده است.

جمعیت این شهرستان در سال ۱۳۸۵، برابر با ۸۹٫۴۷۷ نفر بوده‌است

تقسیمات کشوری
بخش چشمه ساران
دهستان چشمه ساران
دهستان خرمارود جنوبی
شهر: نوده خاندوز

بخش مرکزی شهرستان آزادشهر
دهستان خرمارود شمالی
دهستان نظام آباد (آزادشهر)
شهرها: آزادشهر و نگین شهر


موقعیت جغرافیایی
آزاد شهر از غرب به شهرستان رامیان متصل می‌باشد و شهرستان رامیان به شاهرود متصل است ونزدیکترین راه برای رسیدن به استان سمنان می‌باشد.شهرستان آزادشهر شهری است که تمام مسافران امام رضا ع از این شهرستان عبور می‌کنند. آزادشهر از شمال به شهرستان گنبد کاووس و ازسمت شرق به شهرستان مينودشت وازجنوب به شهرستان شاهرود و استان سمنان متصل است.

ویکیپدیا

 

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان كلاله در خاور استان گلستان واقع شده است و داراي دو بخش مراوه تپه و مركزي است. اين شهرستان از خاور به شهرستان مانه و سملقان از استان خراسان شمالي، از باختر به گنبد كاووس، از جنوب به مينودشت و از شمال به كشور تركمنستان محدود مي شود. آداب و آيين هاي تركمني و جلوه‌ هاي اجتماعي زندگي تركمنان در اين خطه از زيباترين و مهم ترين جاذبه هاي گردشگري اين شهرستان به شمار مي‌آيند.
معرفی شهرستان های استان گلستان

این شهرستان كه در منتهی الیه شرقی استان گلستان واقع شده با وسعت حدود 4962 كیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 154051 نفر یكی از مراكز گردشگری استان است.

از جمله مراكز گردشگری و آثار باستانی این شهرستان چشمه زاو، آق سو، زیارتگاه خالدبن سنان ( خالد نبی )، مسجد و مدرسه كریم ایشان، مقبره مختومقلی فراغی، زیارتگاه امام عبدالله و سه كارگاه كاوش باستان شناسی در دیوار تاریخی گرگان به نام های كارگاه قره دیب، كارگاه یسا قلیق و كارگاه قره یسر ( گرگر ) این شهرستان یکی از شهرستانهای جدید و مهم استان گلستان است ، که از شمال به جمهوری ترکمنستان ، از جنوب به شهرستان مینودشت ( بخش گالیکش )، از شرق به استان خراسان و از غرب به شهرستان گنبد محدود می شود.

            وسعت این شهرستان در پهنه استان گلستان حدود 47/4962 کیلومتر مربع و از نظر مختصات جغرافیایی بین 55 درجه و 29 دقیقه طول شرقی و 37 درجه و 22 دقیقه عرض شمالی واقع شده است.

            موقعیت شهرستان کلاله در پهنه جغرافیایی استان گلستان از سه جهت اهمیت فراوان دارد، واقع شدن در مسیر ارتباطی گلستان خراسان و ارتباط با جمهوری ترکمنستان که سبب رفت و آمد های بسیار و ارتباطات گسترده شده که می تواند در توسعه و عمران این ناحیه نقش بسزایی داشته باشد. افزون بر آن بخشی از طبیعت زیبای پارک ملی گلستان و سرچشمه رودخانه زاو که از سرچشمه های پر آب گرگانرود است ، در این منطقه واقع گردیده است.

1) تقسیمات سیاسی و کشوری :

             شهرستان کلاله شامل دو بخش مرکزی و مراوه تپه و 6 دهستان و 137 روستا و 112 آبادی می باشد . بخش مرکزی با محوریت شهر کلاله  از چهار دهستان زاو کوه ( با 4/659 کیلومتر مربع وسعت و 41 روستا و آبادی ) ، آق سو ( 8/163 کیلومتر مربع          وسعت و 14 روستا و آبادی )،تمران ( 3/906 کیلومتر مربع وسعت و 29 روستا و آبادی ) ،کنگور ( با 8/130 کیلومتر مربع وسعت و 52 روستا و آبادی ) و بخش مراوه تپه با محوریت شهر کلاله از 2 دهستان گلیداغ ( با 4/561 کیلومتر وسعت و 29 روستا و آبادی ) و مراوه تپه با 8/ 249 کیلومتر مربع وسعت و 84 روستا و آبادی ) تشکیل شده است.

            این شهرستان دارای 155886 نفر جمعیت است ، و ترکیب جمعیتی آن بسیار متنوع می باشد بیشترین جمعیت این شهرستان را ترکمن تشکیل داده است.

2) موقعیت اقتصادی :

      عمده فعالیت مردم این شهرستان کشاورزی و دامداری می باشد ، که محصولات عمده آن گندم ، جو، پنبه و دانه های روغنی است. بخش مراوه تپه به سبب برخورداری از مراتع مرغوب یکی از مهمترین مناطق پرورش دام به شمار می آید.

      قالی و قالیچه بافی با نقش و نگارهای سنتی ترکمن ،سوزن دوزی بلوچ ، پشم بافی، حصیر بافی ، و نمد بافی از مهمترین صنایع دستی و هنر های سنتی این شهرستان است. از مراکز مهم صنعتی و اقتصادی می توان به انبار مکانیزه 20 هزار تنی گندم و فرودگاه کلاله نام برد.

3) نا همواریهای شهرستان کلاله :

            این شهرستان از دو قسمت کوهستانی و جلگه ای تشکیل شده است.

الف ) جلگه ای :

            در اراضی جلگه ای با وسعت کم و تنها در مرکز و غرب قرار دارند و          5/3 % مساحت این شهرستان را تشکیل می دهند . این زمینها بسیار حاصلخیز هستند .

 ب) کوهستانی :

               نواحی جنوبی این شهرستان دنباله رشته کوههای البرز شرقی است . در نواحی شرقی مناطق کوهستانی آن از طریق ارتفاعات  جنگل گلستان به ارتفاعات بجنورد متصل می گردد. و به طرف شمال به کوهپایه های کم ارتفع منتهی می شود .

             رشته کوه البرز در بخش جنوبی این شهرستان مستقر می باشد،که هر چقدر از طرف جنوب به شمال پیش رویم از ارتفاع آن کاسته می گردد. مرتفع ترین نقطه این شهرستان کوه بیگلوه با 1916 متر و کم ارتفاع ترین آن ، بخش شمالی شهرستان کلاله که با 65 متر از سطح دریا ارتفاع دارد .

4) آب و هوای شهرستان کلاله :

           به سبب ارتفاعات در شرق و جنوب کلاله و وزش بادهای سرد شمالی و مرطوب شمال غربی در نقاط کوهستانی تا ارتفاعات متوسط ، میزان بارندگی بیشتر است. ولی به طرف نواحی کوهپایه و جلگه ای از آن کاسته می شود. در ارتفاعات ، آب و هوای معتدل و کوهستانی است ، و در نواحی کم ارتفاع و جلگه ای به آب و هوای معتدل نیمه مرطوب تبدیل می شود.

 رودها :

             رودخانه اترک در شمال و رودخانه گرگانرود در مرکز از مهمترین رودهای این شهرستان هستند ،که در جهت شرقی – غربی جریان دارند. رودخانه اترک از قوچان ( استان خراسان ) سر چشمه می گیرد . و بعد از طی مسافتی از استان خراسان خارج   می شود . و به بخش مراوه تپه  از شهرستان کلاله وارد می گردد. این رودخانه  مرز ایران و جمهوری ترکمنستان را به طول 90 کیلومتر تشکیل می دهد . و سرانجام در   33 کیلومتری شمال باختری گمیشان به دریای خزر می ریزد .

      رودخانه گرگان رود از رشته کوههای قله بورون  و گلیداغ (گولوداغ ) سرچشمه   می گیرد . و طی یک قوس نسبتاً بزرگ از روستای اودانا عبور می کند. و پس از سیراب نمودن روستای قرانکلی جنگل و مخلوط شده با یک ریز آبه کوچک از دامنه های باختری رشته کوه گلیداغ سرچشمه گرفته و به سوی باختر جریان یافته است، و بطرف جنوب باختری روانه می شود. و دره جنوب خاوری کوه عرب داغ را به سوی روستای سگیر می پیماید. و پس از عبور از روستای مزبور در روستای دیگری بنام قلعه جیق با رود تنگر در هم می آمیزد . و دره شمال رشته یشک یال را ضمن مشروب ساختن  روستا های اطراف با رودخانه قرناوه  مخلوط  می شود ، و بعد از یک کیلومتر از روستای صوفیان  می گذرد . و پس از مشروب نمودن اراضی بخش جلگه ای نهایتاً به دریای خزر می ریزد .

 5) پوشش گیا هی :

              از لحاظ پو شش گیاهی شهرستان کلاله را به سه قسمت می توان تقسیم کرد .

 الف ) قسمت جنوبی شهرستان :

             در این قسمت  رشته کوه البرز واقع شده است . و در بعضی از قسمت ها ، جنگل های تنک و پراکنده را شاهد هستیم ، ولی بطور کلی بیشتر کوههای و تپه ها  و جنگل ها  در این قسمت می باشد ، که از مهمترین آنها می توان جنگل گلستان را نام برد.

ب) قسمت میانی شهرستان :

              در این قسمت بیشترین اراضی مرغوب شهرستان کلاله واقع شده است . به همین دلیل انواع محصولات از جمله پنبه ،گندم ، حبوبات و گیاهان صنعتی در این قسمت به عمل می آید.

ج) قسمت شمالی شهرستان :

             در این قسمت به لحاظ کمبود آب بیشتر اراضی شهرستان زمین های لم یزرع  و بایر که پوشش گیاهی در این قسمت بصورت درختچه های کوچ

ویژگی هیای طبیعی و اقلیمی:


از نظر نا همواریها این شهرستان به سه ناحیه دشتی ، کوهپایه ای و کوهستانی تقسیم میشود و از نظر اقلیمی، نقاط جنوبی: اقلیم نیمه مرطوب و نقاط شمالی :اقلیم نیمه خشک و خشک دارد.
رودخانه های متعددی با شاخه های فرعی در این شهرستان جریان دارند رود خانه اترک با جهت شرقی، غربی در قسمت شمالی و گرگان رود با شاخه های دیگر در قسمت های مرکزی و جنوبی جاری است.
رود خانه آقسو که از چشمه ای به همین نام اسسرچشمه میگیرد از وسط شهر میگذرد ورودخانه دوغ که سرچشمه آن پارک ملی گلستان است پس از گذر از شهرستان به گرگان رود متصل میشود.


پیشینه تاریخی و گردشگری:


آثار و بناهابی موجود بیانگر قدمت تاریخی شهرستان کلاله است. از مهمترین آثار تاریخی این شهرستان امام زتده عبدا... ، استمرار دیوار دفعی گرگان،مزار خالد نبی(ع)، مدرسه علمیه کریم ایشان ، آرامگاه مختومقلی فراغی ،آرامگاه مسکین قلیچ میباشد و در مورد جاذبه هی گردشگری میتوان پارک گل کلاله ،چشمه زاو ، چشمه آقسو که در دل جنگل جایگرفته است نام برد.

 

زبان مذهب و جمعیت:


تنوع قومیتی در شهرستان کلاله وجود دارد. مردم عمدتا به زبان فرسی و ترکمنی صحبت میکنند.
اقوام فارس ، ترکمن،سیستانی، کرد،خراسانی،کوهساری،سبزواری،بلوچ ،شاهرودی،ترک، کاشمری و... در کنار هم در خوشی و خرمی زندگی میکنند. ضجمعیت این شهرستان 110هزار نفر مسلمان و داری مذهب شیه و سنی میباشند.

ک و بوته های پراکنده می باشد، تشکیل می دهد

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]
گنبد كاووس از نام، قابوس بن وشمگير - يكی از حاكمان آل زيار (366-403 هـ . ق) كه از سال 315 تا 470 هجری قمری در گرگان و طبرستان حكومت داشتند - گرفته شده است. جرجان در اثر تهاجمات تيموريان و مغول ها از بين رفت و بعدا شهر گنبد بنا گرديد كه در سال 1316 هجری شمسی گنبدكاووس ناميده شد. نقشه اصلی اين شهر در اوايل سلطنت رضا شاه توسط مهندسان آلمانی طراحی و به مرحله اجرا گذاشته شد و از شهرهايی است كه با اصول شهرسازی مدرن طراحی شده و فاقد هر گونه معابر تنگ و پر پيچ و خم است. اين شهر امروزه از شهرهای زيبا و ديدنی استان گلستان محسوب می شود. گنبد كاووس در 55 درجه و 9 دقيقه درازای جغرافيايی و 37 درجه و 15 دقيقه پهنای جغرافيايی و بلندی 45 متر بالاتر از سطح دريا قرار دارد. مركز شهرستان گنبدكاووس در 19 كيلومتری شمال جاده گرگان – مشهد و در 226 كيلومتری شمال خاوری شهر ساری مركز استان مازندران است. همسايه هاي‌گنبدكاووس‌ازشمال‌جمهوری‌تركمنستان، از جنوب شهرستان شاهرود، از خاور مينودشت، از شمال باختری بندر تركمن، از باختر گرگان و علی آباد هستند. آب و هوای آن معتدل و مرطوب است و ميزان بارش سالانه حدود 500 ميلی متر است. گنبدكاووس دارای آب و هوای مساعد و خاكی حاصل‌خيز است. آب كشاورزی از رودها و چاه ها فراهم می شود و محصولات كشاورزی عبارتند از: گندم، جو، پنبه، بنشن، و ميوه جات. پنبه، گندم، غلات و بنشن از صادرات اين شهرستان هستند. حصيربافي، سبد بافي، نمدمالي، زيلو بافي، گيوه دوزي، پارچه بافي، مصنوعات چوبي، چرم سازي، ريسندگي و گليم بافي مهم ترين صنايع دستي مردمان اين ناحيه از استان گلستان را تشكيل مي‌دهند.

معرفی شهرستان های استان گلستان

نام این شهرستان كه بعد از گرگان مهمترین شهر استان محسوب می شود از نام گنبد قابوس بن وشمگیر گرفته شده است كه مقبره وی نیز در شمال شهر قرار دارد.

مساحت این شهرستان حدود 5071 كیلومتر مربع و جمعیت آن بالغ بر 286620 نفر است. مهمترین مراكز گردشگری و باستانی این شهرستان عبارتند از: تالاب های بین المللی آلماگل، آلاگل و آجی گل بازارچه مرزی اینچه برون، یاریم تپه، گبری قلعه، برج قابوس، شهر باستانی جرجان، امام زاده یحیی بن زید و بقعه دانشمند شهرستان گنبد كاووس را می توان كرسی مطالعات باستان شناسی استان دانست و پروژه های شهر قدیم جرجان و دیوار گرگان همه ساله در این شهرستان

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان گلستان به مرکزيت شهر گرگان حدود 22 هزار کيلومتر مربع وسعت دارد

موقعيت جغرافيايي اين استان به قرار زير می باشد. از شمال به جمهوری ترکمنستان - از غرب به استان مازندران و دريآی خزر - از جنوب به استان سمنان منتهی می شود.

اين استان دارای هفت شهر  به نام های گرگان ، بندر ترکمن،بندر گز ،علی آباد،کردکوی گنبد کاووس و مينو دشت و دارای 16 شهر و16 بخش و 45 دهستان می باشد. در اين استان اقوام مختلفی همچون ترک - ترکمن - بلوچ و قزاق - فارس - سيستانی و مازندرانی ز

ندگی می کند         میانکاله        میانکالهمیانکاله


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان آق‌قلا در شمال باختر استان گلستان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به كشور تركمنستان از جنوب به گرگان و علي‌آباد، از خاور به گنبد كاووس و از باختر به گرگان و تركمن          .

 

معرفی شهرستان های استان گلستان

شهرستان آق قلا كه در 15 كیلومتری شمال شرقی گرگان و در كنار رودخانه گرگانرود قرار گرفته است دارای جمعیتی بالغ بر 111587 نفر و وسعتی در حدود 1763 كیلومتر مربع است. این شهر توسط شاه عباس در سال 1020 هجری قمری بنا شده كه به نام اسپیدژ یا دژ سفید و در زمان حكوم

ت پهلوی به پلوی دژ تغییر نام داد و امروز آق قلا نام گرفته است. از صنایع دستی مردم این منطقه می توان قالی، قالیچه و پشتی تركمن را نام برد. اماكن دیدنی و گردشگری شهرستان شامل گل فشان های قارینیارق نفتیجه، اینچه، پل آق قلا و پنج شنبه بازار آق قلا است.

شهرستان آق‌قلا در شمال استان گلستان و در كنار رودخانه گرگانرود با داشتن آثار تاريخي، گل‌فشان‌هاي ديدني و صنايع دستي همچون قالي و پشتي تركمن از مناطق گردشگرپذير اين استان است.

اين شهرستان با جمعيتي حدود 109هزار نفر، يك هزار و 763كيلومترمربع وسعت دارد معادل 6/8 درصد از مساحت استان را شامل مي شود و بسياري از ساكنان آن را هموطنان تركمن تشكيل مي‌دهند.

تراكم نسبي جمعيت اين شهرستان در سال 1382 برابر با 5/84 نفر در هر كيلومتر مربع بوده كه از تراكم نسبي جمعيت نسبي جمعيت استان 05/81 بيشتر مي باشد.

اين شهرستان از شمال به كشور تركمنستان از جنوب به شهرستان گرگان و علي آباد از شرق به شهرستان گنبد و از غرب به شهرستان تركمن محدود مي شود.

براساس مستندات ، اين شهر توسط “شاه‌عباس” در سال 1020هجري قمري بنا شد و در ابتدا به نام “اسپيدژ” يا “دژسفيد” معروف بوده و در زمان حكومت پهلوي به “پهلوي دژ” تغيير نام داد و امروز نام آق‌قلا گرفته كه در زبان تركمني به معناي دژ يا قلعه سفيد است.

براساس تقسيمات كشوري در سال 82 اين شهرستان داراي 2 بخش مركزي و وشمگير -2 شهر (آق قلا و انبارالوم ) و 5 دهستان و 74 آبادي و5 آبادي خالي از سكنه مي باشد
اماكن ديدني شهرستان آق قلا
 
گل فشان قارن يارق:
گل فشان قرن يارق در شمال غرب آق قلا است که پديده اي طبيعي و آتشفشاني پير و فرسوده بوده و در گذشته از دهانه آن به جاي مواد مذابي و گدازه گل همراه گاز از ان خارج مي شده است.
اين گل فشان اکنون به صورت تپه اي مخروطي است که تاثير فرسايش در ان کاملا مشهود است. منشاء، گازهاي گل فشان ني زاز تله هاي نفتي و گازي موجود در اعماق زمين تامين مي شود و شباهت مکانيسم گل فشان به فوران هاي آتشفشاني موجب شده که نام آن را آتشفشان گل نامند. منابع مختلف قطر دهانه آن را از 500 تا 700 متر ثبت کرده اند.
قارن يارق يک کلمه ترکمني است، در اين زبان به معني شکم پاره و يا جايي که شکم زمين شکافته و پاره شده مي باشد.

پنجشنبه بازار و صنايع دستي :
از مراکز ديدني آق قلا مي توان به پنجشنبه بازار آن اشاره کرد که صنايع دستي اين منطقه و نيز ترکمن ها را مي توان مشاهده و خريد کرد. از معروفترين آنها مي توان به قالي و قاليچه و پشتي ترکمني اشاره کرد. قالي و قاليچه هاي ترکمني دستبافي پرزدار و زيباست که از طريق درگيري تار و پود و پرز با نقوش هندسي روي دار قالي بافته مي شود. مواد اوليه اين هنر پشم، کرک، نخ پنبه اي و ابريشم مي باشد.

پل آق قلا:

اين پل بر رود گرگان رود ، در شهرستان آق قلعه (پلهوي دژ) و حدود 18 کيلومتري شمال گرگان واقع گرديده و از آثار دوره صفويه است که در دوره اخير تعميرات و مرمت‌هايي در آن صورت گرفته و اکنون نيز مورد استفاده است .

 

پل آق قلا به طول حدود 70 متر و عرض گذرگاه حدود 30/4 متر و حداکثر ارتفاع حدود 14 متر ـ از سطح آب ـ يکي از نمونه‌هاي منحصر به فرد در اين منطقه است . مصالح اصلي پل، آجر و ملات گچ و آهک بوده و در تعميرات دوره اخير ، از سيمان و مصالح جديد نيز در آن استفاده شده است. پل مزبور داراي چهار دهانه با طاق جناغي و پايه‌هايي مستحکم است. پايه‌هاي پل در جهت خاوري (مخالف جريان آب) براي شکستن فشار آب به صورت مثلثي (موج شکن) شکل گرفته و در جهت باختري (موافق جريان آب) به صورت نيم دايره است.موج شکن‌هاي پل که اندازه هر يک از اضلاع مثلثي آن به 45/3 متر مي‌رسد، در دوره اخير با سيمان اندود شده است. بخش نيم دايره پايه‌ها در نماي باختري، علاوه بر اين‌که به عنوان پشتيبان بدنه پل است، با تمهيدات در نظر گرفته شده و آجر کاري زيبا، به صورت عامل تزييني درآمده است. موج شکن‌هاي مثلثي و پشتيبان‌هاي نيم دايره پل تا نزديک سطح پل بالا آمده است. در بالاي تعدادي از پشتيبان‌هاي پل ، قاب‌هاي مستطيل شکلي تعبيه شده که امروزه دو عدد از آن‌ها باقي است. اين قاب‌ها احتمالاً براي تزيين يا قراردادن کتيبه در نظر گرفته شده است.سطح گذرگاه پل که از طرفين با جان پناهي به ارتفاع 10/1 متر و پهناي 50 سانتي متر محدود شده است ،‌ در گذشته سنگ فرش بوده؛ ولي در دوره اخير با آسفالت پوشش يافته است. پهناي گذرگاه پل (فاصله بين جان پناه‌ها) از 20/4 تا 40/4 متر متغير است. جان پناه‌هاي پل نيز در دوره اخير با سيمان اندود شده است. اين تغييرات، به اصالت تاريخي پل لطمه وارد ساخته است.عرض دهانه‌هاي پل ، از شمال به جنوب به ترتيب : 5/7 ،‌ 6 ، 7 و 40/6 متر است . ارتفاع دهانه‌ها نيز از تيزه قوس تا سطح آب ، به ترتيب : 75/9 ، 40/11 ، 12 ، 70/10 متر و ضخامت بخش فوقاني پل ، از تيزه طاق‌ها تا لبه پل ، به ترتيب : 10/2 ، 80/2 ، 40/2 و 2 متر است.درون اولين چشمه از جهت شمال باختري ، سکوي مستطيل شکل و بلندي به عرض 10/2 متر با آجر ساخته‌اند که ظاهراً هم زمان با ساخته پل بوده و به عنوان صفه‌اي جهت استراحت و نشيمن به کار مي‌رفته است. پل آق قلا به شمار 919 به ثبت تاريخي رسيده است.

 



ديوار دفاعي سد اسکندر:
ديوار دفاعي سد اسکندر، بزرگترين ديوار دفاعي جهان پس از ديوار چين با مسافتي بالغ بر 170 کيلومتر زماني در اين منطقه بوده است که متاسفانه به دليل عدم نگهداري و حراست صحيح به کلي از بين رفته و تنها خرابه هايي از آن باقي انده که قابل ديدن نيست!
در زير تنها اطلاعاتي از اين ديوار در اختيار دوستان قرار ميگيرد
اما از فهرست ديدني هاي سفر حذف مي شود…
يكي از معروفترين آثار تاريخي استان گلستان ديوار دفاعي گرگان مي باشد كه به نامهاي سد اسكندر، سد انوشيروان، سد فيروز و قزل آلان(مار سرخ) در طي دوره هاي مختلف شهرت يافت. ديوار دفاعي گرگان از شرق درياي خزر در ناحيه گميشان شروع و پس از گذر از شمال آق قلا و گنبد كاووس به طرف شرق ادامه داشته و در كوههاي پيش كمر(شمال شهر كلاله) محو مي گردد. طول ديوار حدود 155 كيلومتر است.
مورخان اسلامي از پايان و امتداد ديوار ذكري نكرده و به نظر مي رسد از موقعيت جغرافيايي آن بي اطلاع بوده اند. مسير ديوار از طرف شرق به موازات گرگان رود پيش رفته و از محوطه هاي باستاني مهمي چون قره شيخ تپه، ملا علي تپه، آبادان تپه، ملك علي تپه و قره محمد تپه كه در قسمت شمالي ديوار واقع شده اند، مي گذرد. ديوار دفاعي در قسمت مياني از شمال شهر جرجان قديم يا گنبد كاووس كنوني عبور كرده و پس از عبور از نقاط باستاني مهمي چون قلعه سلطانعلي، قلعه قزاقلي، قلعه كوك، ياس تپه و خرابه هاي بي بي شيروان به طرف غرب ادامه پيدا مي كند. اين ديوار دفاعي از محوطه بي بي شيروان به سمت جنوب تغيير مسير داده و پس از گذشتن از قلعه هاي معروف مانند قارنيارق، قزل قلعه، آلتين قلعه و قلعه خرابه از شمال آق قلا گذشته و از محدوده گميشان عبور كرده و به درياي خزر مي رسد. در نزديكي دريا به سبب تغييرات آب سطح دريا، مسير ديوار به درستي معلوم نيست. در حال حاضر ديوار در فواصل و مسيرهاي مختلف بين 2 الي 5 متر ارتفاع دارد. عرض ديوار حدود 10 متر و در فواصل مختلف قلعه هايي در سمت جنوب ديوار ساخته شده كه نزديكترين فاصله ها 50 متر و طولاني ترين آن به 10 كيلومتر مي رسد.قلعه ها مربع يا مستطيل شكل هستند و اندازه آنها متفاوت است. اندازه كوچكترين آنها 120 در 120 متر و بزرگترين آنها 200 در 280 متر مي باشد. با بررسي هيأت باستان شناسي 30 قلعه شناسايي شده و به نظر مي رسد كه در مجموع 40 قلعه بوده است. قسمت شمالي ديوار، خندقي قرار گرفته كه بيشتر در قسمت مياني ديوار مشهود است. ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان نام اين ديوار را فيروزكند نوشت. حمدالله مستوفي در نزهه القلوب آن را اثر فيروز ساساني مي داند. از زماني كه جهانگردان اروپايي در قرون 16 و 17 ميلادي به ايران مسافرت كرده اند، نام اسكندر به آن اضافه شد. در قرون اخير اشميت با بررسي هوايي كه در اين منطقه انجام داد، طول آن را 170 كيلومتر و زمان احداث آن را بين حمله اسكندر و اوايل اسلام دانست. رابينو نيز در كتاب مازندران و استر آباد آن را بناي اسكندر مي داند كه در دوره انوشيروان تجديد بنا گرديد. پروفسور آرند سوئدي تاريخ بناي آن را تا زمان ساسانيان مي داند. ريچارد فراي نيز در مقاله سيستم دفاعي عهد ساسانيان بنياد اين ديوار را به انوشيروان نسبت مي دهد. اشيائي كه در حين كاوش هاي ديوار دفاعي به دست آمده، سفال، شيشه و فلز بودند كه سفال آن از اهميت بيشتري برخوردار است. سفالينه ديوار دفاعي به سه گروه ذيل تقسيم بندي شدند:
سفال خاكستري دوره اشكاني
سفال قرمز دوره اشكاني
سفال قرمز دوره ساساني
نتايجي كه باستان شناسان از كاوش هاي ديوار دفاعي گرفته اند موارد زير است :
در ساختمان ديوار دفاعي علاوه بر آجر، خشت نيز به كار رفته است.
در تمامي طول ديوار خندق ساخته نشده بلكه در بعضي قسمت ها در پشت ديوار خندق حفر شده است.
كوره هاي آجر پزي در اغلب مسير ديوار در قسمت جنوبي ساخته شده است.
به نظر مي رسد كه احداث ديوار با سرعت و شايد تحت فشار حكومت انجام گرفته است.
اما نتيجه مهم درباره زمان بنياد ديوار است كه باستان شناسان به دلايل ذيل آن را به دوره اشكاني نسبت مي دهند:
آجرهاي به كار رفته در ساختمان ديوار بيشتر 10×40×40 سانتي متر بوده كه اغلب در بناهاي اشكاني مورد استفاده بوده است.

كاربرد آجر و آجرچيني در ساختمان ديوار قابل مقايسه با بناهاي شناخته عصر پارتي مانند كاخ آشور و قلعه ضحاك مي باشد.

سفال به دست آمده از كاوش هاي ديوار به طور معمول متعلق به دوره اشكاني است.

طرز تدفين و قبور يافت شده در قلعه ديوار قابل مقايسه با ديگر قبور دوره اشكاني است.

تحقيقاتي كه دانشمندان روسي بر روي تغييرات آب درياي خزر در قسمت شرق آن انجام داده اند نشان مي دهد كه در دوره ساساني به علت بالا بودن آب درياي خزر ايجاد ساختمان ديوار دفاعي غير ممكن بوده ولي در حدود سال 200 ق.م تا 300 م سطح آب درياي خزر در حدود كنوني بوده و مشكلاتي براي احداث ديوار وجود نداشته است. به دلايل مذكور به نظر مي رسد كه بنياد ديوار در زمان اشكانيان هم زمان با حكمراني مهرداد دوم (87-123 ق.م) انجام گرفته باشد و به نظر در دوره ساساني بازسازي و تعمير گرديده است. از آنجا كه هجوم قبايل وحشي مثل سكاها و هياطله به شمال شرق ايران در دوره اشكاني به خصوص در زمان مهرداد دوم آغاز شده بود براي دفاع از هجوم اين قبايل ديوار دفاعي گرگان ساخته شد.

منبع- سایت فرمانداری اق قلا- سایت تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]

شهرستان كردكوی:

معرفی شهرستان های استان گلستان

این شهرستان كه در غرب استان واقع شده است، دارای 66945 نفر جمعیت و مساحتی در حدود 8/815 كیلومتر مربع می باشد. وجود چشم اندازهای طبیعی و تاریخی و صنایع دستی زیبا موقعیت گردشگری مناسبی را برای این شهرستان به وجود آورده است.

از صنایع دستی آن می توان به حصیر بافی، نمد مالی، بافتن چادر شب و جوراب و دستكش پشمی اشاره كرد. از مناطق گردشگری و باستانی این شهرستان می توان منطقه حفاظت شده جهان نما روستای ییلاقی درازنو، پارك جنگی امام رضا (ع)، برج رادكان، شهر قدیمی تمیشه و دیوار تمیشه، امامزاده روشن آباد، امامزاده النگ و جاده شاه عباسی را نام برد.

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]

شهرستان مینودشت:

معرفی شهرستان های استان گلستان

این شهرستان در ناحیه شرقی استان گلستان در دنباله دامنه كوه های البرز شرقی واقع شده است. مساحت این شهرستان در حدود 1576 كیلومتر مربع جمعیت آن بالغ بر 127422 نفر است. نام قدیم مینودشت حاجیلر بوده، این شهرستان با توجه به مناظر طبیعی، تفرجگاه های زیبا، وجود آثار باستانی صنایع دستی و تولید ابریشم و تولید عسل یكی از جاذبه های گردشگری استان محسوب می شود.

از جمله اماكن گردشگری باستانی شهرستان مینودشت شامل: پارك ملی گلستان، آبشار لوه،سو،گلستان، جنگل باقر آباد و فارسیان،موزه های حیاط وحش و تاریخ طبیعی پارك ملی گلستان، تنگه چلچای، آقا چشمه، ماهی پران، دشت حلقه، غار باستانی كیارام است.

قدیمی ترین بقایای حضور انسان كه در استان گلستان شناخته شده غار كیارام می باشد كه به 100 هزار سال پیش و دوره پارینه سنگی میانه ( موسترین ) تعلق دارد. همچنین دشت حلقه به عنوان وسیع ترین سایت باستانی استان نیز كه 238 هكتار وسعت دارد در این شهرستان قرار گرفته است

نام قدیم مینودشت حاجیلر بوده‌است. گفته می‌شود در گذشته گروهی از ایلات آذربایجان در زمان صفویان، هم زمان با مهاجرت گروهی از مردم استان فارس به این سامان کوچ داده شده‌اند.

بخشی از پارک ملی گلستان در محدوده این شهرستان قرار دارد و دارای جنگلهای انبوه و متراکمی است.

جغرافیا

مینودشت از جنوب به استان سمنان و خراسان، از شرق به استان خراسان، از غرب به گنبد کاووس و از شمال به شهرستان کلاله محدود می‌شود. این شهرستان در سال ۱۳۶۹ از گنبد کاووس جدا شد و به صورت شهرستان مستقل درآمد.

ناهمواریهای این شهرستان از دو قسمت کوهستانی و جلگه‌ای تشکیل شده‌است. قسمت کوهستانی آن دنباله کوههای البرز شرقی است. نقاط کوهستانی آن از سوی شرق از طریق ارتفاعات پارک ملی گلستان به ارتفاعات بجنورد متصل می‌گردد. قسمت جلگه‌ای تنها در مرکز و ضلع غربی، وسعت کمی دارند که بسیار حاصلخیز هستند.از روستاههای مهم مینودشت دهستان القجر می‌باشد. این روستا خود از اجتماع چند روستا (محله) بوجود آمده‌است. یکی از محله‌های اصلی و قدیمی آن محله ممشتی (ممشلی) می‌باشد. اکثریت مردم القجر را مردم ترک زبان قزلباش تشکیل می‌دهند.

یکی دیگر از مهمترین دهستانهای شهرستان مینودشت ، دهستان دوزین می‌باشد که در حدود ۴۰ کیلومتری شهر مینودشت واقع شده است! اهالی دهستان دوزین اکثرا به زبان فارسی محلی صحبت می‌کنند و شغل اغلب آنها کشت توتون و گندم می‌باشد. یکی از روستاههای مهم مینودشت از دیرباز، روستای قلمی می‌باشد که در ۶ کیلومتری این شهر در مسیر جاده مینودشت - آزادشهر قرار گرفته‌است. در کنار این روستا شهرک صنعتی مینودشت قراردارد. در این روستا امامزاده اسحاق نیز وجود دارد که زایران از اطراف برای زیارت آن می‌آیند. این روستا دارای قو میت‌های قزلباش (بومی ساکنین اصلی روستا)و از مهم‌ترین خانواده‌های قزلباش ممشلی هستند. از جمله خانواده‌های اصلی و مهم این روستا حاج عباس ممشلی و حاج موسی و جعفر ممشلی(ماله‌ها) می‌باشند که در این روستا سکنی گزیدند. دلیل نام گذاری قلمی در گذشته وجود نی زار در این منطقه بوده‌است در مجاور این روستا بلوچ‌ها (گرگیج‌آباد) و سیستانی‌ها (سنچولی‌آباد) وجود دارند.

 مردم

ترکیب جمعیتی این شهرستان متنوع است و شامل اقوام فارس (بیشتر خراسانی، شاهرودی و سیستانیآذری، ترکمن و بلوچ هستند. زبان‌های گفتاری رایج فارسی، ترکی و ترکمنی بوده و فارسی زبان مشترک مردم اس

منبع- ویکی بدیا


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]
خان‌بـِبين شهري است در استان گلستان ايران. اين شهر مرکز بخش فندرسک از توابع شهرستان راميان اين استان است.

جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 10,583 نفر بوده‌است.

آب و آبشار
حوضه آبريز رودخانه سياه‌جوي با مساحت 16,88 کيلومتر مربع در محدوده خان‌ببين واقع شده‌است.

آبشار شيرآباد که در 7 کيلومتري جنوب شهر خان‌ببين واقع در مسير خود رودخانه‌ها و چشمه‌هاي خنکي دارد. آبشار شيرآباد به شکل پله‌اي بوده و دربرگيرنده 7 آبشار است. بزرگ‌ترين آبشار آن 30 متر ارتفاع داشته و دو حوضچه با عمق 40 تا 80 متر در پاي ديواره آن به وجود آمده‌است.
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:53 ] [ اطلس ایران وجهان ]
                               شهرستان کردکوی

.

از صنایع دستی آن می توان به حصیر بافی، نمد مالی، بافتن چادر شب و جوراب و دستكش پشمی اشاره كرد. از مناطق گردشگری و باستانی این شهرستان می توان منطقه حفاظت شده جهان نما روستای ییلاقی درازنو، پارك جنگی امام رضا (ع)، برج رادكان، شهر قدیمی تمیشه و دیوار تمیشه، امامزا

معرفی شهرستان های استان گلستان

این شهرستان كه در غرب استان واقع شده است، دارای 66945 نفر جمعیت و مساحتی در حدود 8/815 كیلومتر مربع می باشد. وجود چشم اندازهای طبیعی و تاریخی و صنایع دستی زیبا موقعیت گردشگری مناسبی را برای این شهرستان به وجود آورده است.

از صنایع دستی آن می توان به حصیر بافی، نمد مالی، بافتن چادر شب و جوراب و دستكش پشمی اشاره كرد. از مناطق گردشگری و باستانی این شهرستان می توان منطقه حفاظت شده جهان نما روستای ییلاقی درازنو، پارك جنگی امام رضا (ع)، برج رادكان، شهر قدیمی تمیشه و دیوار تمیشه، امامزاده روشن آباد، امامزاده النگ و جاده شاه عباسی را نام بردده روشن آباد، امامزاده النگ و جاده شاه عباسی را نام برد.

 

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:53 ] [ اطلس ایران وجهان ]
برج (گنبد) قابوس :

معرفی امکان باستانی استان گلستان

 برج قابوس یكی از بی نظیرترین یادمان های برجسته معماری ایران در دوره اسلامی است كه در شمال شهر گنبد كاووس و در 3 كیلومتری بازمانده شهر قدیم جرجان مركز حكومت آل زیار قرار دارد. اثر مذكور كه بر روی تپه ای به بلندی 15 متر قرار گرفته است به سال 397 ه.ق به عنوان یادمان شمس المعالی قابوس بن وشمگیر ساخته شده است. ارتفاع این برج 55 متر و با احتساب بلندی تپه در مجموع به 70 متر از سطح زمین ارتفاع دارد. به فاصله 3 متر از پائین و حدود 2 متر از پائین قاعده مخروط و بر روی بدنه آجری آن دو ردیف كتیبه آجری به خط كوفی ساده نصب شده است كه بانی و تاریخ احداث آن را معرفی می نماید.

این شهرستان با مساحت ۵۰۷۱ کیلومتر مربع در بخش شرقی استان گلستان واقع شده و از طرف شمال به جمهوری ترکمنستان ، از طرف غرب به شهرستان های علی اباد ، آق قلا و گرگان ، از طرف شرق به شهرستان های کلاله و مینودشت و از جنوب به شهرستان های ازاد شهر و رامیان محدود است .ناهمواری های شهرستان گنبد کاووس از مناطق کوهستانی و جلگه ای تشکیل شده . حد فاصل بین گرگان رود و نوار مرزی ترکمنستان که در بخش داشلی برون قرار گرفته ، مناطق استپی وسیعی را بردارد . این مناطق ، مهمترین مراتع قشلاقی اند . آب و هوای این شهرستان در ارتفاعات آزادشهر و رامیان ، معتدل و کوهستانی بوده و در شمال گرگان رود به سوی مرز ترکمنستان به آب و هوای نیمه بیابانی معتدل و نیمه خشک تبدیل می‌شود . میزان بارندگی آن هم از جنوب به شمال . و از شرق به غرب کاهش می‌یابد . جمعیت ۲۹۴۶۳۷ نفری شهرستان گنبد کاووس را ترکمن ها ، مهاجران ترکی آذری و اقوامی از خراسان ، سمنان و سیستان و بلوچستان و ... تشکیل می دهند . پایهٔ اقتصادی این شهرستان کشاورزی بوده و از محصولات عمده آن ، گندم ، جو ، پنبه و دانه های روغنی است . دامداری و صنایع وابسته به کشاورزی نیز در آن رواج دارند.از صنایع دستی هم قالی ، قالیچه و قارچین شهرستان گنبد به ویژه فرش های سرخ رنگ و مرغوب ترکمن که مظهر پایداری این قوم است ، دارای شهرتند . پرورش اسب هم در منطقه رایج بوده و اسب ترکمن از معروفیت جهانی برخوردار است ؛ همچنین کارخانه های مانند آرد،روغن،پنبه پاک کنی،کنسرو،کمپوت،نئوپان و... در این شهرستان فعالند.

درباره نامگذاری این شهر گنبد هم باید گفت نام آن از قابوس بن وشمگیر گرفته شده است . مقبرهٔ قابوس هم اکنون در وسط شهر واقع است . قابوس یکی از حاکمان آل زیار بود که مرکز حکومتش را در گرگان قدیم ، یعنی همین گنبد فعلی قرار دارد . گرگان قدیم بر اثر هجوم مغول و تیموریان از بین رفت و در ان شهر جدیدی بنا شد که در سال ۱۳۶۱ ه.ش گنبد کاووس نام گرفت . نقشهٔ اصلی این شهر را کارشناسان المانی در زمان پهلوی اول مطابق اصول شهرسازی طراحی کردند از همین رو خیابان هایش متقاطع بوده و فاقد معابر تنگ و قدیمی است.از آثار قدیمی شهرستان گنبد مقبرهٔ قابوس بن وشمگیر ، امام زاده یحیی بن زید و خرابه های گرگان قدیم است. تالاب های بین المللی آلاگل ، آجی گل و آلما گل در بخش داشلی برون که زیست گاه پرندگان مهاجر آبزی و کنار آبی است از دیگر جذابیت های طبیعی منطقه می‌باشد .از دیگر دیدنی ها شهرستان گنبد کاووس ، سوار کاری و مسابقات اسبدوانی پاییزه و بهاره است.

     
     


ادامه مطلب

منبع- سایت تراوال- سایت شهرداری گنبدکاووس

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:53 ] [ اطلس ایران وجهان ]
گُميشان يا گُميش‌تپه شهري از توابع شهرستان ترکمن در استان گلستان مي‌باشد. اين شهر با بندر ترکمن حدود 19,5 کيلومتر قرار دارد.
نام محلي اين شهر گميش‌تپه از واژه ترکمني کُميش‌دَفه گرفته شده و به معني "تپه نقره‌اي" است. البته برخي معتقدند که نام اين شهر از واژه گميش دفه گرفته شده‌است و به معني تپه دفن است. چون به گفته اين افراد در نزديکي اين شهر در گذشته مردي ثروتمند زندگي مي‌کرده‌است که خدا را از ياد برده بوده و بعدها به‌وسيله زلزله‌اي شديد با همه ثروتش در آنجا دفن شده‌است. امروزه بعضي مواقع در اين تپه اشياي گرانبهايي يافت مي‌شود. البته اين تپه هم اکنون قبرستان ترکمنها است.

محله‌ها
شيرمحمدي‌ها، خوزيني‌ها، مظفري‌ها، شيرواني‌ها، مصطفائي‌ها.
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]
سيمين‌شَهر يکي از شهرهاي نوبنياد در استان گلستان در شمال شرقي ايران است. اين شهر در ميانه راه فرعي شهر آق‌قلا به گميشان قرار دارد.

سيمين‌شهر در بخش گميشان شهرستان ترکمن واقع شده و جمعيت آن 6964 نفر مي‌‌باشد. اومچلي، قارقي و کتوک سه روستايي هستند که مجموعاً و در کنار هم شهر جديد سيمين‌شهر را تشکيل داده اند. مرکز اين شهر در روستاي اومچلي واقع است که از نقاط قديمي و مهم در تاريخ مردم ترکمن مي‌‌باشد.کلمه سيمين که در زبان فارسي به معني نقره‌اي است به جاي معادل کومش يا گومش که در زبان ترکمني به معني نقره است و در نام شهر گميشان (يا گمش دفه يا کمش تپه) نيز به کار رفته، به عنوان نامي مرتبط با تاريخ و جغرافياي منطقه براي اين شهر جديد انتخاب و بکار گرفته شده است. رودخانه بزرگ گرگان‌رود از ميان اين شهر مي گذرد.
شغل عمده مردمان اين شهر کشاورزي و دامپروري مي‌باشد و اندکي از مردم به کار صيادي در دريا مشغول هستند. اين شهر گازکشي شده و کتابخانه‌اي دارد به نام کتابخانه مختوم‌قلي فراغي.اين شهر داراي يک ميدان مي باشد که بدليل بي توجهي همچنان نيمه کاره مانده است واين شهر زادگاه بخشي(نوازنده موسيقي سنتي ترکمن)بزرگ ،شهيرونامدار جهان مرحوم قزاق پنق مي باشد.يکي ازجاذبه هاي زيباي اين شهر پل چوبي بود که بدليل احداث پل جديداين پل تخريب شد تا تنها جاذبه قشنگ اين شهر درخاطره هاي مردم اين شهر فقط بماند.
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان گلستان به مرکزيت شهر گرگان حدود 22 هزار کيلومتر مربع وسعت دارد

موقعيت جغرافيايي اين استان به قرار زير می باشد. از شمال به جمهوری ترکمنستان - از غرب به استان مازندران و دريآی خزر - از جنوب به استان سمنان منتهی می شود.

اين استان دارای هفت شهر  به نام های گرگان ، بندر ترکمن،بندر گز ،علی آباد،کردکوی گنبد کاووس و مينو دشت و دارای 16 شهر و16 بخش و 45 دهستان می باشد. در اين استان اقوام مختلفی همچون ترک - ترکمن - بلوچ و قزاق - فارس - سيستانی و مازندرانی زندگی می کنند.

شهرستان گرگان
شهر گرگان يا همان اسنرآباد بر اساس متون مکتوب ، آثار تاريخی چندين هزار ساله دارد . بافت قديمی به جا مانده در استرآباد غالبا متعلق به دوران صفويه، زنديه و علي الخصوص وابسته به سبک دوران قاجار است. در معماری بافت قديم، عواملی مثل آب، زمين، تابش نور خورشيد و همچنين عوامل اجتماعی و فرهنگی نقش به سزايي داشته است.

گرگان توسط بارويي به طول شش کيلومتر محصور بوده است و بر نقاط مختلف اين بارو و به فاصله های معين برج‌هايي قرار داشت که در آنها قراولان از شهر محافظت می کردند،‌‌‌‌ رفت و آمد ازچهار دروازه انجام می گرفت.

در حاشيه بيرونی باروها خندقی عميق حفر شده بود که از خاک آن باروها را بنا کرده بودند. از اواسط حکو.مت قاجار استرآباد به سوی تخريب و ويرانی کامل رفت و در اوايل حکومت پهلوی اول باقی مانده آن‌هم از بين رفت و با معماری و فرم امروزی دوباره شکل گرفت.

شهرستان گرگان كه بين مدارهاي 36 درجه و 29 دقيقه و 37 درجه و 16 دقيقه عرض شمالي و نيز 54 درجه و 14 دقيقه و 54 درجه و 52 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است با جمعيتي بالغ بر 430 هزار نفر و وسعت بيش از 1615 كيلومتر مربع در دشتي وسيع و حاصلخيز واقع شده است كه از شرق به شهرستان علي آباد ، از شمال به مناطق مرزي ايران و تركمنستان (از طريق شهرستان آق قلا) و از غرب به شهرستان كردكوي محدود بوده  و از جنوب با ارتفاعات شاخه شرقي رشته كوه البرز و استان سمنان (شهرستان شاهرود) هم مرز مي باشد .

اين شهرستـان با مركزيت شهر گرگــان (مركز استان گلستان) به لحاظ جغرافيايي ، طبيعي به سه ناحيه قابل تقسيم مي باشد:
 
 بخش مياني واقع در  بين ارتفاع 100 متري جلگه و كوهستان از تپه ها و ارتفاعات متعددي تشكيل يافته و  زمين اين قسمت از آبرفت رودها اراضي حاصلخيزي را بوجود آورده است . در اين منطقه شهر گرگان و محور اصلي شمال به مشهد قرار گرفته و در كنار شرايط اقليمي باعث احداث شهرها و آباديهاي فراون در اين مسير و اطراف آن گرديده است .
-  بخش جنوبي (كوهستاني) : قسمت جنوب و جنوب شرقي گرگان را كوهستان (شاخه هاي شرقي سلسله جبال البرز) تشكيل داده است . وجود اين سلسله جبال مرتفع در قسمت هاي جنوبي و جنوب شرقي گرگان به منزله سدي است كه مانع از نفوذ تأثيرات درياي خزر به خارج از منطقه مي گردد .
بارندگي فراوان در اين ناحيه باعث شده كه رودخانه هاي بسياري در سطح منطقه جاري باشد . مهمترين و مرتقع ترين كوههاي اين منطقه شاه كوه ، 3767 متر ارتفاع دارد . رشته هاي آن در نواحي مختلف به نامهاي قزلق ، حاجي آباد ، زيارت ، تالو ، بند كوه و . . . ناميده مي شوند .

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]
گاليکِش شهري است در استان گلستان ايران. اين شهر در بخش گاليکش از توابع شهرستان مينودشت در مسير بزرگراه تهران - مشهد قرار گرفته است. جمعيت گاليکش در سال 1385، برابر با 20058 نفر بوده است.
پارک ملي گلستان در 15 کيلومتري گاليکش

و غار کيارام از مکان‌هاي ديدني آنست

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:51 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان بندرگز در گذشته از بخش های شهرستان كردكوی در استان گلستان بوده و بعدها به يك شهرستان مستقل كوچك تبديل شده‌است. شهرستان بندر گز در 53 درجه و 57 دقيقه درازای جغرافيايی و 36 درجه و 46 دقيقه پهنای جغرافيايی واقع شده است. بندر گز در 200 كيلومتری شمال‌باختري كردكوی و در 4 كيلومتری شمال راه اصلی گرگان – ساری قرار دارد. همسايه‌هاي اين شهرستان را از شمال‌،خليج گرگان (دريای مازندران) ازخاور شهرستان كردكوی، از جنوب و باختر شهرستان بهشهر تشكيل‌مي دهند. آب و هوای اين شهرستان معتدل مايل به گرم و مرطوب و ميزان بارش ساليانه به طور متوسط 670 ميلی متر است. آب كشاورزی از رودها و چاه‌های ژرف فراهم می شود و محصولات كشاورزی آن را پنبه، گندم، جو، برنج، تره بار و لوبيای روغنی تشكيل مي‌دهند. جنگل‌هاي اين شهرستان وسواحل درياي مازندران در خليج گرگان جاذبه هاي گردشگري اين شهرستان كوچك را تشكيل مي‌دهندي از شهرهاي شهرستان بندر گز در استان گلستان است.
شهر نوکنده در جنوب غربي بندر گز واقع شده.اين شهر به علت موقعيت خاص جغرافيايي و وجود جنگلهاي انبوه جهان مورا در جنوب آن و داشتن آب و هواي معتدل و خاک مساعد، از پيشرفت نسبتاً خوبي برخوردار است. ناهمواري‌هاي نوکنده همانند ساير مناطق اطراف شامل دو قسمت کوهستاني و جلگه‌اي مي‌باشد. قسمت کوهستاني آن، بخشي از رشته کوه البرز است که داراي پوشش گياهي جنگلي انبوه و مراتع مختلف است و به نام جنگل‌هاي جهان مورا ناميده مي‌شود.
جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 7,607 نفر بوده است.
نوکنده در قديم دهي بود از دهستان انزان بخش بندر گز شهرستان گرگان. محصولات سنتي آن برنج و غلات و پنبه و کنجد و شغل مردمش زراعت و پارچه بافي و چادرشب بافي بوده‌است.شهرستان بندرگز در گذشته از بخش های شهرستان كردكوی در استان گلستان بوده و بعدها به يك شهرستان مستقل كوچك تبديل شده‌است. شهرستان بندر گز در 53 درجه و 57 دقيقه درازای جغرافيايی و 36 درجه و 46 دقيقه پهنای جغرافيايی واقع شده است. بندر گز در 200 كيلومتری شمال‌باختري كردكوی و در 4 كيلومتری شمال راه اصلی گرگان – ساری قرار دارد. همسايه‌هاي اين شهرستان را از شمال‌،خليج گرگان (دريای مازندران) ازخاور شهرستان كردكوی، از جنوب و باختر شهرستان بهشهر تشكيل‌مي دهند. آب و هوای اين شهرستان معتدل مايل به گرم و مرطوب و ميزان بارش ساليانه به طور متوسط 670 ميلی متر است. آب كشاورزی از رودها و چاه‌های ژرف فراهم می شود و محصولات كشاورزی آن را پنبه، گندم، جو، برنج، تره بار و لوبيای روغنی تشكيل مي‌دهند. جنگل‌هاي اين شهرستان وسواحل درياي مازندران در خليج گرگان جاذبه هاي گردشگري اين شهرستان كوچك را تشكيل مي‌دهند. 

منبع: مرحع شهرهای ایران

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:51 ] [ اطلس ایران وجهان ]
اينچه‌بُرون شهري مرزي در شهرستان گنبد کاووس، استان گلستان است. اين شهر مرکز بخش داشلي‌برون است. جمعيت اين شهر در سرشماري سال 1385 برابر با 5,874 نفر بوده‌است.

مردم
ساکنين اينچه‌برون ترکمن از طايفه يموت و مانند تمام ترکمن‌ها مسلمان سني و حنفي مذهب هستند. مردم اينچه‌برون به کشاورزي و دامداري و تجارت چمداني در گمرک اينچه برون مشغول هستند.

موقعيت جغرافيايي
اينچه برون در شمال استان گلستان و در مرز کشور ترکمنستان قرار دارد. بازارچه مرزي اينچه برون مهمترين عامل تردد و جاذبه گردشگري به اين شهر کوچک است. تفريح‌گاه الماگل از نقاط ديدني آن سات.

زمينهاي اطراف اينچه برون بيشتر شوره‌زار است. تالاب آلاگل درياچه بزرگ آب شوريست که در کنار اين شهر قرار دارد.
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:50 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان مينودشت

جاذبه های گردشگری و مراکز دیدنی شهرستان مینودشت :

جاذبه های طبيعي :

باتوجه به قرارگرفتن شهرستان مینودشت دربهترین موقعیت جغرافیایی ونیز داشتن شرایط مناسب آب وهوایی وخاک حاصلخیز واستعدادهای خدادای ،این شهرستان ازیک سوی دارای بهترین آب وهوا دراستان است،وازسوی دیگر دارای مکان های زیبا و تفرجگاههای بدیعی می باشد،که هر کدام ازآنها آیتی بر قدرت بیکران خداوندی است. و بیانگر عنایت خداوند در آفرینش شهرستان مینودشت می باشد. بی سبب نیست،که این شهرستان راقطعه ای ازبهشت خداوند می خوانند

شهرستان مينودشت يكي از مناطق‌ استان گلستان است كه از شمال به كلاله و گنبد كاووس،‌از‌ باختر‌ و جنوب به آزادشهر و از خاور به شهرستان‌های جاجرم و مانه و سملقان(استان خراسان شمالي) محدود است. قالي‌بافي مهم ترين صنعت دستي مردمان شهرستان مينودشت را تشكيل مي‌دهد. آرامگاه مختوم قلي شاعر شهير و پرآوازده تركمن كه در روستاي آق تقاي در فاصله‌60 كيلومتري مرز پل قرار دارد، مهم ترين جاذبه‌ي گردشگري اين شهرستان و كلاله است. مختوم‌قلي يكي از شخصيت‌هاي ادبي و حماسي تركمن به شمار مي‌آيد و به ويژه در ادب و هنر جمهوري تركمنستان از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. قلعه ماران در ناحيه حاجي لر مينو دشت نيز يكي ديگر از مهم ترين ديدني هاي اين منطقه است. بنا به يك روايت تاريخي قلعه ماران همان پايتخت دوم پارت‌ها (اشكانيان) است كه تيرداد آن را ساخت و به دارا موسوم شد و گفت مي‌شود همان «داريون» يوناني‌هاست.


مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه مختوم قلي شاعر شهير و پرآوازده تركمن كه در روستاي آق تقاي در فاصله 60 كيلومتري مرز پل قرار دارد، مهم ترين جاذبه‌ي گردشگري اين شهرستان و كلاله است. مختوم‌قلي يكي از شخصيت‌هاي ادبي و حماسي تركمن به شمار مي‌آيد و به ويژه در ادب و هنر جمهوري تركمنستان از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. قلعه ماران در ناحيه حاجي لر مينو دشت نيز يكي ديگر از مهم ترين ديدني هاي اين منطقه است. بنا به يك روايت تاريخي قلعه ماران همان پايتخت دوم پارت‌ها (اشكانيان) است كه تيرداد آن را ساخت و به دارا موسوم شد و گفت مي‌شود همان «داريون» يوناني‌هاست. 


صنايع و معادن


صنايع مرتبط با كشاورزي در شهرستان مينودشت رواج دارد. كارخانه‌هاي پنبه پاك‌كني و محصولات ديگر اين شهرستان در اين منطقه به فراواني وجود دارند. از معادن اين شهرستان اطلاعات مستندي در دست نيست.  


کشاورزی و دام داری


مينودشت به لحاظ شرايط آب و هوايی مناسب و خاك حاصل‌خيز منطقه ای كشاورزی است. آب و هوای كشاورزی از رودها و چشمه ها تأمين شده و محصولات كشاورزی آن گندم، جو و پنبه است. كشاورزي در اين منطقه مكانيزه بوده و كم‌تر به شيوه‌ي سنتي اجرا مي شود. دام داري در كنار كشاورزي از كارهاي رايج مردمان اين ناحيه به شمار مي‌آيد.  


مشخصات جغرافيايي


مينودشت در درازای جغرافيايی 55 درجه و 22 دقيقه و پهنای جغرافيايی 37 درجه و 13 دقيقه واقع است و بلندی آن 180 متر از سطح دريا است. مركز شهرستان، در 20 كيلومتری جنوب خاوری گنبد كاووس و در مسير جاده مشهد- گرگان قرار دارد. اين شهرستان از شمال به كلاله و گنبد كاووس،‌از‌ باختر‌ و جنوب به آزادشهر و از خاور به شهرستان‌های جاجرم و مانه و سملقان(استان خراسان شمالي) محدود است. آب و هوای مينودشت معتدل و مرطوب بوده و بيش‌ترين و كم‌ترين درجه گرما، به ترتيب 40 درجه بالای صفر و 5 درجه زير صفر گزارش شده است. هم‌چنين ميزان بارندگی سالانه به طور متوسط حدود 450 ميلی متر است. شهرستان مينودشت طبق آمار سال 1375 دارای 251561 نفر جمعيت بود. شهر مينودشت در سرشماری 1375، 21011 نفر جمعيت داشت و شامل 4275 خانوار بود. مردم مينودشت آريايی نژادند و به زبان فارسی و تركی سخن می گويند. مسيرهاي ارتباطي و دسترسي به اين منطقه را راه مينودشت - گنبد كاووس به درازای 20 كيلومتر، راه مينودشت - آزادشهر به درازای 24 كيلومتر و مسير مينودشت - بجنورد به درازای 218 كيلومتر تشكيل مي‌دهند.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


ناحيه‌ي مينودشت در گذشته «كبود جامه» و تا سال 1318 هـ . ش «حاجی لر» خوانده می شد. در‌نيمه‌ي‌دوم آن سال به مينودشت تغيير نام داد و در سال های اخير به شهرستان مستقلی تبديل شد. نام گذاری اين شهر به حاجی لر به واقعه ی اعلام اسقلال محمد حسن خان جلاير مربوط می گردد که خود را فرمانروای اين ناحيه خواند. محمد حسن خان با لشگر کشی پادشاه وقت ايران، به دژ ماران پناه برد. اما يكی از معتمدين او به نام حاجی لر، با رشوه گرفتن از فرمانده لشكر اعزامی، وی را به دام انداخت. از اين زمان ماران كوه و پيرامون آن، به عنوان پاداش به حاجی واگذار شد و اين سرزمين را حاجی لر ناميدند. درحال حاضر مينودشت از شهرهای زيبا و ديدنی استان گلستان است. 

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:50 ] [ اطلس ایران وجهان ]

منطقه حفاظت شده سالوك
 

منطقه حفاظت شده سالوك در استان خراسان بين15/37 تا 07/37 عرض شمالي و 17/57 تا 03/57 طول شرقي واقع شده است. مساحت آن 11670 هكتار مي باشد.

پوشش گياهي: ارس,‌زرشك ,‌ افدرا,‌گوجه وحشي,‌درمنه ,‌گون و كلاه ميرحسن.

پستانداران: آهو, گرگ,‌ قوچ وميش, كل وبز, پلنگ,‌كفتار, روباه ,‌خوك وحشي, شغال ,تشي, خرگوش, سمور, سنجاب زميني وگوركن .
منطقه حفاظت شده سالوك
پرندگان : كوكر,چكاوك, كبك,‌تيهو,‌باقرقره ,‌سسك و ‌جغد .

 سالوك در شمال غربي اسفراين قرار دارد و در اين منطقه دره‌هاي زيبا و ديدني زاري، جوزي و چهار برج جنگل‌هاي پراكنده مشهود است. اين منطقه زيستگاه پرندگان و حيوانات بسياري همچون آهو، قوچ، ميش است و جاذبه‌هاي گياهي مانند گلابي و آلوچه وحشي، زرشك، قره‌ميغ، ريخوك، زالزالك، نسترن وحشي، افرا كركو، گز انجير و گردو است. دره توي سالوك با طول حدود ‪ ۱۵‬كيلومتر داراي ‪ ۱۵‬چشمه دايمي به صورت نهر است كه منظره‌هاي بسيار زيبا و ديدني را بوجود آورده است.

دژ قديمي معروف به قلعه سالوك يا صعلوك از بناهاي است. اين قلعه تاريخي در شمال منطقه حفاظت شده سالوك واقع شده و در انتهاي دره زاري و بر فراز صخره‌هاي صعب‌العبور سالوك بنا شده است. وجود غارهاي مهم از جمله غار رختيان و غار پلنگ تخته ني در سالوك و غار پيش قلعه در پارك ملي و حفاظت شده ساريگل از مناطقي هستند كه گردشگران و طبيعت دوستان را به سوي خود جذب مي‌كند. منطقه حفاظت شده سالوك

غار پيش قلعه در منطقه ساريگل واقع بوده و بخاطر اينكه در ديواره صخره قرار دارد ورود به اين مكان مستلزم وسايل و تجهيزات است و بر اساس شنيده‌ها اين غار از عمق بسيار زيادي برخوردار بوده و در گذشته مردم براي پيدا كردن آثار باستاني به داخل آن مي‌رفته‌اند و اعتقاد دارند كه در اين غار آثار باستاني فراواني وجود دارد.
 
وجود چشمه‌هاي فراوان مانند چشمه سياه خانه، چشمه دره جوز، چشمه اردغان، چشمه سفيدارلي، چشمه بازي گربه، چشمه عرب و چشمه ترنو در اسفراين كه غبار خستگي را از تن رهگذران مي‌زدايد
.

 
منبع  برگرفته :سایت بیابانها وکویرهای ایران

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
رشتخوار شهري است در استان خراسان رضوي در شرق ايران. اين شهر در بخش مرکزي شهرستان رشتخوار قرار دارد و مرکز اين شهرستان است.
جمعيت اين شهردر سال 1385، برابر با 5601 نفر بوده است.
رشتخوار
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قدمگاه شهري است در استان خراسان رضوي در شرق ايران. اين شهر در بخش زبرخان شهرستان نيشابور قرار دارد.جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 3151 نفر بوده‌است.
قدمگاه
باغ قدمگاه:
اين باغ در دامنه جنوبي کوهستان «بينالود» در ميان کاسه‌اي که از پيوستن دو تپه به وجود آمده و رو به دشت نيشابور قرار گرفته‌است. باغ، از سمت جنوب توسط خياباني شمالي – جنوبي به جاده نيشابور – مشهد اتصال مي‌يابد. از نيشابور حدود 24 کيلومتر و از مشهد حدود 100 کيلومتر فاصله دارد. اين مکان، به عنوان جايگاهي مقدس از سابقه طولاني برخوردار است و منشا آن به دوران پيش از اسلام بازمي گردد. گرچه عملکرد آغازين اين مکان هنوز مشخص نشده‌است. اين باغ را زماني منسوب به شاهپور کسري سپس حضرت علي و سپس امام رضا دانسته‌اند. وجه تسميه قدمگاه، با توجه به سنگي سياه است که جاي دو پا بر روي آن نقش بسته‌است و زماني با نام قدمگاه حضرت علي و زماني امام رضا معروف گرديده‌است. مي‌گويند سال 200 ه.ق. امام رضا که از مدينه عازم مرو بوده‌اند، در اين محل توقف کردند و چون خواستند با خاک تيمم کنند، آبي جاري پديد آمد.
باغ قدمگاه، با توجه به اهميت حضور و نحوه جريان آب، مشابه ديگر باغ‌هاي ايراني است؛ ليکن وجود چشمه‌اي متبرک در منطقه مرکزي باغ که از آن نقطه جوشيده و همانجا از چشم مخفي مي‌شود تا در نقطه‌اي ناپيدا به شبکه اصلي آب جاري در باغ بپيوندد، عاملي است که آنرا از ساير باغ‌ها متمايز مي‌سازد
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان شهرستان خانوار جمعیت مرد زن
  خراسان رضوئ تايباد 31,288 143,205 71,773 71,432
  خراسان رضوئ تربت حيدريه 67,734 261,917 131,212 130,705
  خراسان رضوئ تربت جام 53,508 239,395 118,619 120,776
  خراسان رضوئ درگز 19,435 73,439 36,052 37,387
  خراسان رضوئ سبزوار 116,891 429,187 212,801 216,386
  خراسان رضوئ قوچان 45,502 179,613 88,916 90,697
  خراسان رضوئ كاشمر 39,554 146,536 72,692 73,844
  خراسان رضوئ گناباد 30,357 106,158 53,343 52,815
  خراسان رضوئ مشهد 746,648 2,848,637 1,437,073 1,411,564
  خراسان رضوئ نيشابور 118,214 441,184 219,893 221,291
  خراسان رضوئ چناران 26,937 108,533 54,602 53,931
  خراسان رضوئ خواف 23,896 108,964 54,015 54,949
  خراسان رضوئ سرخس 19,485 85,524 42,999 42,525
  خراسان رضوئ فريمان 20,925 86,428 42,793 43,635
  خراسان رضوئ بردسكن 18,229 68,392 33,698 34,694
  خراسان رضوئ رشتخوار 13,518 57,247 28,647 28,600
  خراسان رضوئ كلات 9,489 39,560 19,351 20,209
  خراسان رضوئ خليل آباد 12,298 44,993 22,396 22,597
  خراسان رضوئ مه ولات 12,268 47,068 23,660 23,408
جمع 1426176 5,515,980 2764535 2751445
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]
نهبندان 

ناحیه‌ای است‌کویری، خشک و کم آب. اهمیت این منطقه‌ پیش‌ از‌ اسلام بسیار بیش‌تر بوده است‌ چرا که این منطقه‌ در مسیر بندرعباس به خراسان قرار داشته و‌ از ‌این باب موقعیتی سوق‌الجیشی داشته است. جمعیت شهرستان نهبندان در سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375هـ. ش، 43.065 نفر بوده است. مردم نهبندان ایرانی و‌ آریایی نژادند و با گویش محلی و نزدیک به خراسانی سخن می‌گویند. لهجه آن‌ها به گویش سیستانی نیز نزدیک است و بعضی از آن‌ها به سیستانی سخن می‌گویند. همه نهبندانی ها مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. مردم نهبندان سخت‌کوش، مهربان، ساده، آزاده، پاک‌اندیش و مهمان نوازند.

مهم‌ترین هنردستی مردم این ناحیه، قالیچه بافی است. مردم منطقه با تولید‌قالیچه‌هایی با طرح‌های بلوچی، ترکمنی، و نقش های گلدانی، مددخانی و محلی، درآمد عمومی را افزایش می‌دهند و برخی از این صنایع به خارج صادر می‌شوند.

 

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:39 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان خراسان رضوي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تقسيم استان خراسان بزرگ به وجود آمده است. مرکز اين استان ( شهر مقدس مشهد ) در پهناي شمالي 36 درجه و 17 دقيقه, درازاي خاوري 59 درجه و 36 دقيقه و ارتفاع970 متري از سطح دريا واقع شده است. اين استان از سمت شمال به خراسان شمالي و تركمنستان‏, از خاور به افغانستان, از جنوب به استان خراسان جنوبي, از باختر به استان سمنان و از جنوب باختري به استان يزد محدود شده است. شهرستان هاي مشهد, تايباد, تربت جام, تربت حيدريه, رشتخوار, قائنات, خواف, فردوس, چناران, سرخس, درگز, سبزوار, فريمان, قوچان, برداسكن, خليل آباد, كاشمر, گناباد, نيشابور و كلات شهرستان هاي اين استان هستند. راه های زمينی و هوايی استان به شرح زير است : راه های زمينی در خراسان رضوي به راه های جاده ای و راه های آهن بخش می شوند

آرامگاه حكيم عمرخيام


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شانديز شهري در استان خراسان رضوي در شمال شرق ايران است.جمعيت اين شهر در سال 1385 برابر با 6,570 نفر بوده‌است.اين شهر در 37 کيلومتري شمال غربي مشهد قرار دارد. شانديز طبق مصوبه دولت و هيات وزيران در سال 1384 به عنوان اولويت اول و تنها منطقه نمونه بين‌المللي گردشگري ايران شناخته شده‌است.
شانديز
موقعيت جغرافيايي:
شهر ييلاقي شانديز از سطح دريا 1400 متر ارتفاع دارد و در طول جغرافيايي 59 درجه و 17دقيقه و عرض جغرافيايي 36 درجه و 23 دقيقه جاي گرفته‌ است.اين شهر از شمال به ميان ولايت و از جنوب به شهرستان نيشابور و از مشرق با طرقبه و از غرب با گلمکان و چناران مجاور مي‌باشد و داراي وسعتي حدود 37,825 کيلومتر مربع است.
به علت قرارگرفتن در دامنه‌هاي شمالي سلسله ارتفاعات بينالود و برخورداري از آب و هواي معتدل، آب فراوان و باغهاي وسيع و مناظر طبيعي ديدني به عنوان يکي از کانونهاي عمده مسافران و گردشگران از شهر مشهد و سراسر ايران است. اين شهر داراي پوشش گياهي انبوه و متراکمي از درختان و فضاي سبز مناسبي مي‌باشد.سراسر جنوب اين شهر ارتفاعات بينالود خراسان واقع شده که قله شيرباد در زشک شانديز نيز مرتفع‌ترين نقطه استان به شمار مي‌رود.
طبق مصوبه دولت در مهر سال 86 شهر شانديز و شهر طرقبه از بخش به طور مشترک به شهرستان طرقبه و شانديز ارتقا ء يافتند.

تاريخچه:
با توجه به شواهد اين منطقه قبل از ورود دين اسلام نيز مسکوني بوده و با توجه به اين که راه قديم مشهد به نيشابور از اين منطقه مي‌ گذشته داراي رونق فراواني بوده‌است.
به توپ بستن قلعه تاريخي شاهاندژ (شانديز) توسط حسام‌السلطنه حاکم خراسان در عهد قاجاريه يکي از مهمترين حوادث تاريخي اين شهرستان است که در کتاب روضه‌الصفاي ناصري بدان اشاره شده‌است.به توپ بستن قلعه تاريخي اين شهر به علت نافرماني مردم شانديز (شاهاندژ)از حکومت ظالم مرکزي صورت گرفته‌است.

وجه تسميه:
در کتاب مطلع‌الشمس از اعتماد السلطنه درباره وجه تسميه اين شهر گفته شده، شانديز را قبلا «شاه‌دژ» يا «شاه‌ديز» به معناي شاه‌قلعه مي‌ناميدند و در ابتدا مردم شانديز به خاطر در امان بودن از حملات راهزنان و همچنين استفاده از موقعيت منطقه‌اي در بالاي تپه‌اي مشرف به رودخانه و در قلعه شانديز مسکن داشته و از سالهاي 780 تا 800 هجري قمري به محل فعلي شهر نقل مکان کرده‌اند.روضه الصفا شانديز را شاهان دژ ناميده به معني قلعه منسوب به شاهان.
حافظ ابرو در قرن نهم در کتاب جغرافياي تاريخي خراسان از شانديز با عنوان شاندز ياد کر ده‌است وبه مرور زمان اين کلمه تغيير کر ده و به شکل امروزي (شانديز)shandizدرامده‌است.

نماد شانديز:
نماد شهر شانديز درخت چنار 2700 ساله اين شهر است که در زماني به عنوان نشان شهرداري شانديز به کار مي‌رفته‌است.

محصولات مهم و سوغات شانديز:
مهمترين محصول توليدي باغي در اين شهر گيلاس است.سوغات مهم اين شهر، صنايع دستي و به ويژه پوستين‌دوزي است.غذاي معروف شانديز، شيشليک شانديز است که از شش تکه گوشت گوسفند با روش پخت مخصوص تهيه مي‌شود و شهرت جهاني داشته و در بسياري نقاط ايران و جهان رستورانهايي با نام اين شهر زيبا وجود دارد که به عرضه غذاي لذيذ شيشليک شانديز مي‌پردازند.اکنون هشتليک نيز به آن افزوده گرديده‌است.

ديدني‌هاي شهرو مراکز تفريحي:
از مهمترين مراکز تفريحي و ديدني شهر شانديز مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:
پارک جنگلي شانديز در غرب شهر شانديز
مجموعه توريستي رفاهي تفريحي گلستان شانديز
روستاهاي سردسير و خوش اب و هوا و سرسبز ابرده و زشک از توابع شهر شانديز
مجموعه پذيرايي و توريستي پديده شانديز
مجموعه پذيرايي باغ سالار شانديز
مجموعه اقامتي (هتل)و تفريحي دشت بهشت شانديز
خيابان زيباي ابشار
پيست اسکي ابرده
پيست موتور سواري ويراني
باغات و مناظر زيباي طبيعت

آثار تاريخي:
آرامگاه شيخ حافظ ابردهي: بقعه و بنايي در غرب شهر شانديز ابتداي روستاي ابرده که متعلق به حافظ بهاء‌الدين عمر ابردهي از مهمترين شيوخ خطه توس بوده وي به سال 589 بوده‌است.
اخي علي قتلقشاه: وي که پس از شيخ عبدالله غرجستاني به عنوان خليفه و بزرگترين شيخ فرقه کبروي در ويراني مستقر بوده به روايت مو لف مجمل فصيحي در سال هشتصد در گذشته‌است اگر چه منابع اوليه محل دفن علي اخي را ذکر نکرده‌اند لکن مرحوم عبد الحميد مولوي مقبره واقع در لنگر ويراني شانديز را مدفن همين شيخ معرفي کرده‌است.
رباط تاريخي ويراني شانديز: رباط بنايي تقريبا مستطيل شکل ساخته شده و از آجر و سنگ و ملاد است اين بنا بيشتر در حاشيه مشهد –شانديز قرار دارد و 300 متر از جاده فاصله دارد و از آنجايي که ويراني بر سر راه مشهد و توس به نيشابور از طريق شانديز قرار داشته محل استراحت کاروانهاي زيارتي بوده‌است.
درخت چنار کهن شانديز: درخت چنار کهن و تاريخي شهر شانديز که هنوز هم در مرکز شهر واقع است تاريخ دور و درازي را نشان مي‌دهد. قدمت آن بيش از 1000 سال است.
سنگ نگاره‌هاي شتر سنگ درخت بيد شانديز؛ اطلاعاتي دقيقي از اين سنگ نبشته‌ها در دسترس نيست، ولي به گفته آقاي ديز آبادي سنگ نوشته‌هايي که دربين نغندر و شانديز وجود دارند داراي قدمتي 12000 ساله هستند.
بقاياي قلعه تاريخي شاهاندژ شانديز

راه‌هاي ارتباطي:
مهمترين راه ارتباطي شهر شانديز مسير آسفالته شانديز-مشهد به طول 20 کيلومتر مي‌باشد و فرعي جاده حسن آباد به جاده سنتو از طرفي و از طرف ديگر به جاده شانديز را مي‌توان نام برد. راه شانديز از طريق گراخک به گلمکان و از آنجا به چناران و از سمت جنوب شانديز نيز از طريق نغندر به شهر طرقبه و از طريق کوههاي زشک و بعد از عبور از خور به نيشابور منتهي مي‌شود.

ترکيب جمعيتي:
شانديز در آبان 1375 داراي 3643 نفر سکنه بالاي 6 سال بوده‌است.از اين تعداد 84,08 درصد باسواد بودند که شامل 35/87 درصد مرد و 62/80 درصد زن بوده‌است.در اين سال 593 نفر در مقطع ابتدايي، 392 نفر در مقطع راهنمايي، 300 نفر در مقطع متوسطه و 57 نفر در دانشگاها مشغول تحصيل بوده‌اند.
در سرشماري آبان 1385 شهر شانديز داراي 6402 نفر سکنه بوده که از اين تعداد 5149 نفر باسواد شامل 2749 نفر مرد و 2400 نفر زن بوده‌اند. همچنين 569 نفر بي‌سواد که 215 نفر مرد و 345 نفر زن بوده‌است.
مردم شانديز مسلمان و شيعه دوازده‌امامي و از نژاد آريايي بوده و به زبان پارسي صحبت مي‌کنند.

مشاهير شانديز:
مشاهير شانديز که در کتابهايي مثل "شانديز بهشت خراسان"تاليف [محمد محصل]و[روح‌الله شيخ زاده شانديز]چاپ اول مشهد مقدس در بهار87 امده‌است که از اين قرارند:
پروفسور عباس توکليان، مهندس علي اکبر رحيم زاده شانديز، دکتر مجيد افشاريان، دکتر حيدر طوسيان، مهندس محمد جودي، استاد هنرمند سيد مرتضي حسيني پور شانديزي، دکترسميراهمايي شانديز، شهريار وفايي شانديزي، آيت‌الله شمس، آيت‌الله موسوي نژاد،مداح اهل بيت حاج علي اکبر بقايي شانديز، شيخ عباس حجتي، حميد داودي شانديز،مهندس شيخ زاده، مهندس رضا گلپري شانديز، محمد رضا شهيدي فر، دکتر محمود زماني شانديز، سيد مجتبي ذاکري شانديزي، دکتر مجتبي محمدي شانديز، فاطمه شانديزي، حميد شانديزي، سيد محمد محصل، دکتر مهديزاده شانديز، مهندس علي زارعي شانديز، مصطفي علي اکبريِ شانديز، فريبا قنبري شانديز، سردار يوزباشي حسن خان شانديزي (فرمانده شانديز در عهد قاجاريه) و سيد جعفر ماهرخسار-دکتر مجيد شايگان فرد دکتر رضا حسن نژادشانديز، دکتر مهدي حسن نژادشانديز،حميد رضا بقايي شانديز، حسين غزالي

اقتصاد:
اقتصاد شهري شانديز بر پايه بيشتر باغداري، کشاورزي، گردشگري، اداري و خدماتي است. از قديم هم معيشت عمده مردم شهر شانديز باغداري وخدمات توريستي بوده و مشاغل و بخشهاي ديگر اقتصادي در آن توسعه کمتري پيدا کرده‌ است.
شهرک صنعتي طوس شانديز و مجموعه بزرگ ورزشي ثامن شانديز در شمال شرقي شهر شانديز از مهمترين مراکز صنعتي و ورزشي استان خراسان به شمار مي‌روند.

محلات و مناطق شهري:
از محلات و مناطق مهم شهري شانديز مي‌توان به پاچنار، گورگاه، خادر، ارچنگ، سرخانديز، محله، کاريز نو، پشته قلمکار - قلعه کهنه - قرقي و...اشاره کرد
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهر در گوشه شمال شرقی ایران، در مجاورت ترکمنستان(شوروی سابق)، تقریباً بین دو نصف النهار ۳۰ تا ۶۰ و ۱۵ تا ۶۱ درجه شرقی و بین دو مدار ۳۶ و ۳۶ تا ۴۰ درجه شمالی قرار گرفته است. حد طبیعی منطقه را در جنوب، رودخانه کشف رود و حد شرقی را رود تجن (از پیوستن رودخانه هریرود و کشف رود) و حدود طبیعی غربی و جنوب غربی را آخرین امتدادهای ارتفاعات کپه داغ مشخص می‌نماید.

 تاریخ


 قبل از اسلام


از دوره قبل از اسلام سرخس اطلاع درستی در دست نیست اما فردوسی در شاهنامه و در داستان«جنگ هفت گردان»از سرخس چنین یاد کرده‌است.

به نخجیرگاه رد افراسیاب زیکدست کوه ودگر رود آب
دگر سو سرخس وبیابان به پیش گله گشته بر دشت آهو و میش


همچنین در داستان آگاه شدن افراسیاب از طوس وسپاه او می‌گوید:

میان سرخس است و باورد طوس ز باورد برخاست آوای کوس


اگر همانطور که اظهار نظر کرده‌اند که فردوسی ماخذی از تاریخ ایران شرقی در اختیار داشته، و از آن تاریخ در اشعار خود استفاده می‌کرده‌است، معلوم می‌شود که نام سرخس از دیرترین ایام تاریخ ما-که هنوز مبهم است- وجود داشته‌است.

 سرخس در دوران اسلامی


چنانکه تاریخ می‌گوید یزگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی پس از شکست از اعراب برای تجدید حیات سیاسی خود به شرق ایران آمد و بالاخره به دست آسیابانی در شهر مرو کشته شد. با توجه به استیلا و اقتدار اعراب بر خراسان و دیگر توابع، در این دوره مرو، شهری آباد بود و نیشابور نیز شهری بزرگ وآبادان،سرخس در نیمه راه این دو شهر از مزایا وسهم خوبی بهره می‌برد. جغرافی‌دانان و نویسندگان قرن سوم و چهارم به طور مستقیم و غیر مستقیم درباره سرخس چنین ذکر کرده‌اند که این شهر در آن زمان آبادانی چشمگیری داشته‌است. شاید بتوان فضل بن یحیی سرخسی وزیر با تدبیر مامون عباسی را در آبادانی سرخس، در دوره حکومت عباسیان موثر دانست. یعقوبی جغرافی‌دان قرن سوم هجری در کتاب تاریخ نیشابور صفحه ۱۹ درباره سرخس چنین می‌گوید: سرخس سرزمینی باشکوه و شهر آن بزرگ و در بیابانی ریگزار واقع است و مردمی به هم‌آمیخته در آن سکونت دارند، عبدالله بن خازم سلمی در زمان خلافت عثمان آن را فتح کرد. صاحب حدود العالم در باره سرخس چنین می‌گوید: سرخس شهری است بر راه اندر و اندر میان بیابان نهاده و ایشان را یکی خشک رود(فصلی) است که‌اند میان بازار می‌گذرد و بوقت آبخیز اندرو آب رود وبس جای با کشت و برز است و مردمان قوی ترکیب‌اند و جنگی و خواسته ایشان شتر است.

دوران حکومت سلجوقیان


سلطان سنجرسلجوقی ازسال ۴۹۰ تا ۵۵۲ هجری قمری سال‌ها در مرو پایتخت داشت. توقف وی در مرو، نه تنها در آبادانی آن جا اثر کرد بلکه در نتیجه امنیت و پیشرفت دراین زمان، در شهرهای دیگر ایران مانند سرخس که همسایه غربی مرو بود نیز محسوس بود. از آثار سلجوقیان می‌توان به اثر بسیار نفیس، بنام مقبره لقمان بابا و رباط شرف که در مسیر جاده ابریشم قرارداشت، نام برد.

لقمان بابا


مقبره شیخ لقمان بابا.

مقبره شیخ لقمان که از عرفای قرن چهارم هجری و معاصر ابوسعید ابوالخیر بود، بنایی است عظیم و بسیار با شکوه، این بنا از آجر ساخته شده‌است و دارای تزئینات گچی، گچ بری، و آجرکاری ممتاز می‌باشد که پس از گذشت بیش از هشتصد سال هنوز با ابهت و صلابت خود را در کنار شهر سرخس گردن فرازی می‌کند.

رباط شرف

بنای بسیار جالب دیگری در حدود ۴۰ کیلومتری شهر سرخس و در کنار جاده ابریشم (جاده قدیم نیشابور، سرخس، مرو) قرار دارد.این بنای زیبا، رباطی (کاروانسرای) است مشهور به رباط شرف و بی شک یکی از شاهکارهای دوران سلجوقیان به حساب می‌آید. رباط دارای دو بخش مجزا و دو حیاط مستقل می‌باشد که در هر یک از آن‌ها ایوان و طاق‌های متعددی و در هر یک مسجدی با محراب برای نمازگزاران وجود دارد.

سرخس در زمان افول حکومت سلجوقیان


بعد از شکست و اسیر شدن سلطان سنجر سلجوقی به دست غزه‌های حوالی بلخ، بیابان‌نشین‌های ترکمن مانند مور و ملخ به خراسان ریختند و بلاد آباد آن که هر یک نمونه بارز عالم تمدن و از جهت عمارت و جمعیت، در آن زمان کم نظیر بود، پایمال سم اسبان این جماعت غارتگر شد. در این حادثه، سرخس خط مقدم این حوادث بود و از دستبرد غزان، مصون نماند و به وسیله این قوم غارت شد.

سرخس در قرن هفتم و هشتم


در قرن هفتم هجری، شهرهای خراسان در برابر سیل خروشان سپاهیان مغول از هم پاشیدند و به نیستی گرایید. تولی خان پس از تسرف مرو، از سرخس عازم نیشابور شد، که ظاهراً سرخس نیز از این تهاجم بی نصیب نمانده‌است. حمدالله مستوفی در نیمه اول قرن هشتم هجری، تقریباً ۱۲۰ سال پس از حمله مغول، در باب سرخس می‌گوید: سرخس از اقلیم چهارم است. دور بارویش پنج هزار گام است و قلعه‌ای محکم از خاکریز دارد و هوایش گرمسیر است.

 سرخس در دوران قاجاریه


بعد از جنگ‌های ایران و روسیه، عباس میرزا پس از برقرار کردن امنیت نسبی در شرق ایران، مامور امنیت شمال شرق کشور شد و در سال ۱۲۴۸ به سوی سرخس رفت و با پا فشاری زیاد قلعه سرخس را از ایل سالور(ترکمن) گرفت، باروی آنجا را خراب کرد و اغلب مردم آنجا را کشت.

 سرخس نو پا يا سرخس ناصری



نمای میدان ورودی جدیدالتاسیس شهر سرخس

بعد از این که برج و باروی سرخس در زمان عباس میرزا به کلی خراب شد، در زمان ناصرالدین شاه و در فاصله تقریبی نیم میل در سمت چپ رودخانه تجن-در مکان تقریبی سرخس قدیم- قلعه عظیمی به شکل کثیر الاضلاع ساختند که به قلعه ناصری موسوم گشت. قلعه برای دفاع خود در برابر ترکمن‌های ناحیه مرو دارای ۲۴ برج داشت که مجهز به وسایل استحفاظی و توپ جنگی بود. اولین اروپایی که از قلعه ناصری دیدن کرد، شخصی از کشور فرانسه به نام بلوک ویل (bloqu ville) در سال ۱۲۷۷ ه.ق بود. روسیه نیز بعد از اقدامات عباس میرزا و در زمان ناصرالدین شاه در سال ۱۳۰۱ ه.ق ،برای نفوذ خود در ترکمنستان، در محل خرابه‌های سرخس قدیم و در کنار رودخانه تجن، قلعه نظامی به نام سرخس روس بنا نهاد. اولین اروپایی که از سرخس روسیه دیدن کرده‌است، افسر فرانسوی جوانی به نام کنت دوشله(cont de cholet ) است.

سرخس در آغاز قرن ۱۴ هجری قمری


وقتی سرخس چشم به قرن حاضر گشود، شهری کوچک بود، منزوی و دورافتاده که حد شرقی آن بر اساس توافق مرزی بین ایران وروسیه به رودخانه تجن محدود می‌شد. مقارن همان ایام روس‌ها زمین‌های را که در مغرب رودخانه از سال‌های پیش در اختیار گرفته بودند به ایران واگذار کردند. قسمتی از این اراضی در نوار مرزی به جنگل جهانبانی معروف است که هم اکنون در اختیار سرخس ایران می‌باشد. در سال ۱۳۴۶ جاده‌ای به طول ۱۸۲ کیلومتر از مشهد تا سرخس کشیده شد و آسفالت آن تا سال ۱۳۵۰ مورد بهره‌برداری قرار گرفت که احداث این راه به منزله نقطه عطفی در تاریخ معاصر سرخس به شمار می‌آید. از آثار باستانی این شهر می توان از پل خاتون واقع در مرز ایران و ترکمنستان، کاروانسرا یا رباط شرف و بنای لقمان نام برد. علاوه بر این بناهای زیبا دریاچه بزنگان در نزدیکی شهر از جاذبه‌های طبیعی این منطقه است. دریاچه دوستی هم از دریاچه‌های مصنوعی است که روی رودخانه تجن و پشت سد دوستی بنا شده است. طول این دریاچه 12 کیلومتر است و مخزن بزرگ تامین آب بین دو کشور ایران و ترکمنستان است.

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/36010992.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/34392308.jpgشهرستان سرخس، با پهنه‌ای بيش از 5 هزار كيلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان، در كنار مرز ايران و جمهوری تركمنستان قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال و خاور به جمهوری تركمنستان، از باختر به شهرستان مشهد و از جنوب به شهرستان تربت جام محدود است. هوای سرخس معتدل و خشك بوده، بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها، 38 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه سرخس به 180 ميلي‌متر می رسد. رود هریرودكه در 2 كيلومتری خاور سرخس مرز مشترك ايران و تركمنستان را تشكيل داده است. شهر سرخس در دشت قرار گرفته و از بلندی مهمی برخوردار نيست. جمعيت اين شهرستان براساس آمار سال 1375 برابر با 73604 نفر است كه از اين تعداد 28547 نفر در مركز شهرستان زندگي مي‌كردند. 



ادامه مطلب
منابع- ویکی بدیا وایران تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قبل از سال 202 هجري قمري هيچگاه كسي فكر نمي‌كرد كه قرار است شهري به نام مشهد بوجود آيد اما در اين سال و پس از شهادت و دفن حضرت امام رضا(ع)محلي از توابع توس به نام سناباد كه به همين مناسبت نيز آنجا را مشهد رضا (محل شهادت) ناميدند هسته اصلي شهر مشهد كنوني پديد آمد. سلطان محمود غزنوي بقعه اي بر روي مرقد امام رضا(ع) بنا كرد.

آستان قدس رضوي

در قرن هفتم هجري كه شهر توس به دست مغولان ويران گرديد، جمعيت آن سامان رو به سوي مشهد آوردند و به تدريج بر وسعت و آباداني اين شهر افزودند. شهر مشهد كه در آغاز بقعه اي در آبادي سناباد نوقان بود، به تدريج توسعه يافت.ناحيه توس ابتدا مسكن اقوام غير آريايي بوده است.

در داستان هاي ملي ايران، بناي اصلي شهر توس را به جمشيد و تجديد بناي آن را به توس پسر نوذر كه پهلوان و سپهسالار ايران بود، نسبت مي دهند اين شهر در زمان ساسانيان وجود داشته است. قسمتي از شهر توس در زمان خلافت عثمان به دست اعراب افتاد و ضميمه سرزمين هاي قلمرو اسلام در دوره خلافت عمر شد.

از سال 421 هجري قمري سلجوقيان به تدريج در شهرهاي مهم خراسان نفوذ كردند تا آنكه ملكشاه سلجوقي در سال 465 هجري قمري توس را به عنوان تيول در اختيار خواجه نظام الملك توسي وزير كاردان خود گذاشت. در سال 548 هجري قمري قبيله غز، پس از غلبه بر سلطان سنجر سلجوقي، شهرهاي بزرگ خراسان از جمله توس را به تصرف خود در آوردند.

جدائي مناطق و شهرهاي نواحي شمالي و شرقي خراسان در طي دو قرن گذشته نه تنها همبستگي قومي و فرهنگي را كم نكرد، بلكه پس از فروپاشي اتحاد شوروي آشكارتر نيز شد و پيوندهاي فرهنگي مستحكمي ميان مردم خراسان بزرگ بوجود آورد و دلبستگي فراواني بين مردم اين نواحي ايجاد شد.

ويرانه هايي كه از توس قديم در كنار توس جديد باقي مانده است حكايت از قتل و غارت‌هاي بيشماري دارد كه بر اين شهر قديمي گذشته است. شهر توس در زمره‌ نخستين شهرهايي بود كه در معرض هجوم وحشيانه و خانمانسوز مغولان  قرار گرفت و عرصه آن لگد مال سپاهيان تولوي پسر چنگيزخان شد و مانند ديگر شهرهاي خراسان به ويرانه اي بدل شد

مشهد مقدس مزين به وجود مبارك حضرت امام رضا(ع) مهم ترين شهر مذهبي ايران است كه در تمام روزهاي سال پذيراي دوستداران اهل بيت(ع) است. وجود حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) در اين منطقه سبب توسعه و رونق اقتصادي اين شهرستان شده است. صنعت جهانگردی در مشهد از اهميت و اعتبار ويژه‌ای برخوردار است. اهميت ويژه شهر مشهد در درجه نخست به خاطر جايگاه زيارتی آن است كه به طور دايم گروه گروه مردم ايران و ديگر مسلمانان كشورهای گوناگون اسلامی را برای زيارت به سوی خود می کشاند. علاوه بر جهانگردان مسلمان، بسياری از جهانگردان غيرمسلمان نيز آرزوی بازديد اين آثار و زيارت مسلمانان را در‌اين گونه زيارتگاه ها دارند. مشهد به پاس وجود حرم مطهر ثامن الائمه(ع) و نيز به لحاظ جايگاه گردشی و فرهنگی خود، سراسر سال را با بيش ترين جمعيت می گذراند.
در مشهد توليدات هنری، نقش پر اهميتی در اقتصاد ناحيه داشته و شمار زيادی از مردم، در بخش صنايع دستی شاغل هستند. رايج ترين صنايع دستی مردم مشهد و پيرامون آن، بافت فرش، قاليچه، گليم، شعربافی، نمد مالی، پوستين دوزی، سنگ تراشی، قلم‌زنی روی سنگ، سفال‌گری، سبد و حصيربافی، فرآورده های چوبی و فلزی، نقاشی روی چرم و… است. روند بازرگانی حاكم بر اقتصاد ايران، بر پيكره بازرگانی استان خراسان، به ويژه ناحيه مشهد نيز تاثير داشته است. از گذشته های دور، بخش بزرگ توليد مشهد را فرآورده های كشاورزی و صنايع دستی به خود اختصاص می داده است. بيش‌ترين كالاهای صادراتی اين ناحيه در سطح ملی، فرآورده های كشاورزی، مانند گندم، زعفران، زرشك، كشمش، پوست دام و در مورد صنايع دستی، قالی، فيروزه تراشيده شده و پوستين بوده است.
جمعيت‌شهرستان‌مشهد،‌درسرشماری‌عمومی‌نفوس‌و‌مسكن‌سال‌1375 هـ . ش، 2.247.996 نفر بوده است، كه از اين شمار 1.137.632 نفر مرد و 1.110.364 نفر زن بوده اند. در سال‌های اخيرمهم ترين واردات استان را لوازم نيروگاه‌ها، مواد شيميايی، قند و شكر، روغن، قطعات كارخانه ها،ماشين‌آلات، اتومبيل، ورق های فلزی، دارو، لوازم برقی و پوشاك تشكيل می‌داده است.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مشخصات جغرافيايي


 

ناحيه تايباد يا همان ناحيه باخزر، در دوران پيش از تاريخ و هم چنين در دوران های گوناگون پادشاهی ايرانيان، وجود داشته زير نظر شاهان ايرانی، چون هخامنشيان و اشكانيان و پس از آن ساسانيان اداره می شده است.مردم تايباد از دير باز تاكنون سخت كوش، با فرهنگ، متدين، نيكوكار، و مهمان نواز بوده اند. مردانی بزرگ و سرشناس چون علی حسن باخزری، كه وزارت شاهان سلجوقی را داشت، شيخ المشايخ سيف الدين و … در اين ديار پرورش يافته و به مردم خدمت كرده اند. مردم تايباد از تبار آريايی و ايرانی الاصل هستند. زبان آنان فارسی با گويش محلی است. همه مردم اين شهر مسلمان و پيرو مذهب سنی و شيعه جعفری هستند. مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان قاليچه بافي و پرورش كرم ابريشم رايج است. از روزگار كهن قالي‌بافي در اين شهرستان رايج بوده است مواد اوليه قالي در اين شهرستان با پشم گوسفندان تهيه مي‌شود. هم چنين از گذشته هاي دور پرورش كرم ابريشم در اين شهرستان رايج بوده است ركن الدوله در روزگار قاجار به اين شهر سفر كرده است مي نويسد: «تايباد قلعه معتبر و آبادي است ابريشم هم جاي عمل مي آيد وخالي از امتياز نيست». برج كلات در نزديكی روستای كلات، ميان تايباد و خواف، كاروان‌سرای شاه عباسی و مسجد و آرامگاه شيخ زين الدين تايبادی مهم ترين ديدني هاي اين منطقه را تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


برج كلات در نزديكی روستای كلات، ميان تايباد و خواف، كاروان‌سرای شاه عباسی، مسجد و آرامگاه شيخ زين الدين تايبادی مهم ترين ديدني هاي اين منطقه را تشكيل مي‌دهند.  


کشاورزی و دام داری


فرآورده‌های مهم كشاورزي اين شهرستان عبارت اند از : تره بار، زيره، گندم، جو، پنبه، چغندر قند، زردآلو، انگور، توت، انار و انجير. دام‌داری نيز به گونه سنتی رواج دارد‌ولی فرآورده های آن، جنبه صادراتی نداشته و از پشم دام برای قاليچه بافی استفاده می شود.  

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


تايباد در‌گذشته «مغول‌آباد» «باخرز»، «طيبات»، «‌طايباذ»، «تائی آباد»، «تايب آباد»، «تاياباد»، «تاياباذ»، خوانده می‌شده است. نام نخستين اين شهر «مغول آباد» بوده،‌ كه مغولان در اوايل سده 7 هـ . ق هنگام ورود به اين ناحيه، آن را به نام خود خواندند. بعدها اين محل، در اثر شيوع طاعون خالی از سكنه و ويران گرديد. سال ها بعد، بار ديگر مردم در آن جا ساكن شده شهر را آباد کردند. نام «طيبات» به سبب سکونت شمار زيادی از عالمان، عارفان و مردان پاك ‌از جمله شيخ زين الدين ابوبكر - پير تيمورلنگ - در اين شهر به آن اتلاق شده است. مردم محل بر اين باورند، كه در شهر تايباد و پيرامون آن، بادی می‌وزد، كه مدت وزش آن در يك شبانه روز، (24 ساعت) دوازده ساعت است، يعنی نيمی از يك شبانه روز، كه آن (12 ساعت) را « تای» می نامند. از اين رو به اين شهر «تای‌ باد» گفته اند.
ناحيه تايباد يا همان ناحيه باخرز، در دوران پيش از تاريخ و هم چنين در دوران های گوناگون پادشاهی ايرانيان، وجود داشته زير نظر شاهان ايرانی، چون هخامنشيان و اشكانيان و پس از آن ساسانيان اداره می شده است. پس از لشكركشی مسلمانان، اين ناحيه در 31 هـ . ق، به تصرف عرب ها در آمد، و پس از آن طاهريان، صفاريان و سپس سامانيان، بر خراسان، از جمله تايباد چيره شدند. تايباد در سده 6 هـ . ق دستخوش تاخت و تاز غزان قرار گرفت، و در آغاز سده 7 هـ . ق، گرفتار حمله خانمانسوز مغول گرديد،‌ سپس تيمورلنگ، مردم اين ديار را به خاك و خون كشيد، با همه اين بلاها، ديری نپاييد كه بر ويرانه های خاك اين سرزمين بار ديگر بناها برافراشته شد و آبادانی گذشته را اندك اندك باز يافت، و در سده 13 هـ . ق، به اوج خود رسيد.
در دوران قاجاريان ناحيه باخرز (تايباد) توسط خان ها و رؤسای عشاير، به ويژه ايل هزاره، اداره می شد. در اوايل دوران پهلوی، هزاره ها بر ضد حكومت مركزی قيام كردند،‌ از اين رو در 1312 هـ . ش، زمين های محمد يوسف هزاره (صولت السلطنه) - رييس ايل هزاره - با زمين هايی در يزد و فارس جابه جا شد و به آن حدود تبعيد شدند. پس از شهريور 1320 هـ . ش و ورود متفقين به خاك ايران،‌ صولت السلطنه از فرصت استفاده كرده به خراسان بازگشت و در بهمن 1320 هـ . ش، تايباد را اشغال و سپس ديگر نقاط باخرز را گرفت. وی با فرستادن نيرو در چند روز بعد شكست خورد و به كلات نادری گريخت و در 29 اسفند 1320 هـ . ش به همراه خانواده خود تسليم شد. 


مشخصات جغرافيايي


شهرتايباد، مركز شهرستان تايباد، ‌با پهنه‌ای حدود 970 هكتار، در خاور استان خراسان رضوي، در مسير راه مشهد – اسلام قلعه واقع شده و از نظر جغرافيايی در 33 درجه و 44 دقيقه و 30 ثانيه پهنای شمالی و 60 درجه و 46 دقيقه و 15 ثانيه درازای خاوری و بلندی 180 متری از سطح دريا قرار دارد. شهرستان تايباد، با پهنه ای حدود 5084 كيلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان تربت جام، از باختر به شهرستان تربت حيدريه، از جنوب به شهرستان خواف و از خاور به افغانستان محدود است و هریرود در اين ناحيه، مرز ايران و افغانستان را مشخص می سازد. هوای شهر تايباد معتدل و خشك است و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها، 40 درجه بالای صفر و كمترين آن در زمستان ها، 9 درجه زير صفر است. ميانگين بارندگی ساليانه اين شهر، به 240 ميلي‌متر می رسد. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
1) راه تايباد – تربت جام، به درازای 62 كيلومتر.
2) راه تايباد – اسلام قلعه، به درازای 20 كيلومتر.
3) راه تايباد – سنگان، به درازای 67 كيلومتر.  

 

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]

معرفی شهر برداسکن

بَرْداَسکَن (یا برد َسْکَن) ، شهرستان و شهری در مرکز استان خراسان .

1) شهرستان برداسکن . در مغرب قسمت مرکزی خراسان واقع ، و محدود است از شمال به شهرستان سبزوار، از شمال شرقی و مشرق به شهرستان کاشمر، از جنوب به شهرستانهای فردوس و طبس و از مغرب به شهرستان شاهرود (استان سمنان ). مشتمل بر دو بخش مرکزی و اَنابُد (انابت )، و چهار دهستان و یک شهر است . بخش مرکزی شامل دهستانهای کِنار شهر و کوهپایه و بخش انابد مشتمل بر دهستانهای صحرا و دُرونه است .

کوههای بَغل باغ (بقل باغ )، پِتُوگوژ دارو و باغ دشت (بلندترین قله 483 ، 2 متر) و کمر سیاه و قلعه چوق در مشرق و شمال ، و کوههای زُوبَر (بلندترین قله 850 ، 1 متر) و چاه حیدر، و چاه نمک و چشمه زاغ در شمال ، و کوههای آغُل کفتار، دل کن ، کمر کاسه (یا کرم کَسه ) و لاخ برقشی (برغشی )، قره سیاه چو (بلندترین قله 131 ، 2 متر)، سرهنگی و سفید در جنوب ، و کوه یخاب (بلندترین قله 650 ، 1 متر) در مغرب آن قرار دارد. یک رشته کوه نیز در مرکز شهرستان با جهت شمال شرقی ـ جنوب غربی (بلندترین قله گُرتیجو یا گورتیجو 907 ، 1 متر) امتداد دارد. آبادیهای شهرستان عمدتاً در دره های این کوهها واقع شده اند که جنگلهای تُنُک دارد. برداسکن از پوشش گیاهی ، گزوتاق و بُنه و بادام کوهی و گاوزبان و کتیرا دارد. اراضی مزروعی این شهرستان با رودهای موسمی مانند: برداسکن ، بُرجک ، دهنه قلعه و چشمه ها و چاهها آبیاری می شود.

از محصولات عمدة برداسکن می توان گندم ، جو، پنبه ، چغندر قند، زیره ، انگور و انار را نام برد. در این شهرستان دامداری نیز رواج دارد، و مهمترین صنایع دستی آن قالی و قالیچه بافی است . معادن این ناحیه آهن و سرب و روی و مس و قلع و کانهای گچ و مرمر است و مهمترین معادن سرب و روی و مس و قلع آن در اراضی ده تکنار، در 28 کیلومتری ده زنگالو و 61 کیلومتری شمال غربی برداسکن ، قرار دارد و سنگ معادن آن به خارج صادر می شود. شهرستان با راههایی به کاشمر و سبزوار ارتباط دارد. در برخی از آبادیهای آن آثار قلعه های مخروبه و مناره های قدیمی دیده می شود.

از آبادیهای مهم این شهرستان می توان از: کشمر (یا:کشمار یا کشمیر) نام برد که دهی از دهستان کنار شهر برداسکن است و در دوازده کیلومتری شمال جادة خلیل آباد به برداسکن و در دامنة کوه ارسنگ ، همراه با دو آبادی دیگر قرار دارد. در این بخش ، روی قلعه ای قدیمی به نام کوشک ، بنایی ساخته شده که منار برج مانند آجری آن (برج قدیمی به ارتفاع 18 متر) به قرن هفتم تعلق دارد (مشکوتی ، ص 91ـ92؛ رزم آرا، ج 9، ص 325؛ ایران . وزارت دفاع . اداره جغرافیائی ارتش ، ج 42، ص 87ـ88؛ خسروی ، ص 113ـ114؛ گابریل ، ص 328). در آبادی کشمر سرو کهنسال و بسیار تناوری به عمر 1450 سال بود که در 232 به دستور متوکل عباسی بریده شد تا برای بنای جعفریه در سامره به بغداد برده شود و بار 300 ، 1 شتر شد (حمدالله مستوفی ، ص 143، 175؛ حکیم ، ص 373ـ374)؛ از دیگر آبادیهای مهم برداسکن می توان از فیروزآباد نام برد. فیروزآباد دهی است از دهستان کنار شهر که در چهارده کیلومتری جنوب شرقی شهر برداسکن قرار دارد. آثار قلعه ای کهن بر حاشیة آبادی دیده می شود و مناره ای آجری به ارتفاع هجده متر دارد که متعلق به قرن هفتم است . در تپة قدیمی نزدیکی آبادی آثار اشیاء عتیقه کشف شده است (رزم آرا، ج 9، ص 287؛ مشکوتی ، ص 91) در آبادیهای دیگر این شهرستان آثار چند غار، از جمله غار پیکو و سرکلاته در مشرق ده سیر از دهستان کوهپایه ، و آب معدنی در مزرعة موقت آبِ گرمو ] در ده خنجری از دهستان کوهپایه [ و قلعه های مخروبة فراوان به جا مانده است و همچنین درختان قطور و کهنسال هنوز در آبادیهای آن دیده می شود (ایران . وزارت دفاع . اداره جغرافیائی ارتش ، ج 42، ص 7، 12، 43، 62).

چندین زیارتگاه و امامزاده در این شهرستان وجود دارد که از آن جمله است : مزار خانقاه در روستای خانقاه در 24 کیلومتری شمال برداسکن ؛ مزار سید ابراهیم و بی بی حوّا در روستای محمدآباد و امامزاده سیدهاشم در قریة انابُد. (خسروی ، ص 129).

در 1316 ش طبق قانون تقسیمات کشوری ، بخش برداسکن در شهرستان کاشمر (استان نهم ) تشکیل شد. در 1355 ش ، برداسکن به شهر تبدیل شد و در فهرست سازمان تقسیمات کشوری 1374ش شهرستان برداسکن جزو شهرستانهای استان نهم در آمد.

عشایر بلوچ و طوایف خانزائی و طاهری در این شهرستان زندگی می کنند و به دامداری اشتغال دارند.

2) شهر برداسکن (مرکز شهرستان برداسکن ؛ جمعیت 138 ، 14 تن (ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی ، ص 121). در ارتفاع 985 متری ، و در 264 کیلومتری جنوب غربی مشهد واقع است . شهر سبزوار در 152 کیلومتری شمال ، کاشمر در 47 کیلومتری مغرب ، فردوس در 317 کیلومتری جنوب ، طبس در 499 کیلومتری جنوب و شاهرود در 406 کیلومتری مغرب آن قرار گرفته است . در قدیم ، بر سر یکی از راههای اصلی تجاری خراسان به دیگر نقاط ایران از طریق کویر قرار داشت . گرمترین دمای آن گاهی به 45 درجه و سردترین آن به 5 درجه سانتیگراد می رسد. بادهای شمالی و شرقی آن معتدل ولی بادهای غربی و جنوب غربیش همراه با گرد و غبار و به علت نزدیکی به کویر، گرم و سوزان است . رود برداسکن ، از سر شاخه های رودخانة شش طراز، از مشرق آن می گذرد. پیرامون شهر را باغها و مزارع احاطه کرده است .

پیشینه . از تاریخ شهر برداسکن در پیش از اسلام و حتی اوایل اسلام ، اطلاعی در دست نیست . ظاهراً نخستین بار اعتمادالسلطنه در ذکر راههای نیشابور به سایر اماکن از منزل چهارم از جاده سوم (طبس ) به نام برداسکن سخن می گوید که چهار هزار تن جمعیت داشته است و پس از عبور چهار فرسنگ از آن ، جاده دو شعبه می شد؛ یکی سوی چپ به سلطان آباد ترشیز می رفت و دیگری به سمت راست که به طبس منتهی می شد (ج 3، ص 70). ناصرالدین شاه نیز در سفر دوم خود به خراسان از قلعه دُرونه (52 کیلومتری غرب برداسکن ) که بسیار محکم است و بر سر راه شاهرود به بسطام قرار دارد نام می برد (ص 184). مک گرگر در سفرنامة خود از روستای بزرگ برناباد (یا : برنبد) (23 کیلومتری غرب برداسکن ) نام می برد

sunset

شهرستان برداسكن، با پهنه ای حدود 8000 كيلومتر مربع، در باختر خراسان، در دامنه جنوب كوه سرخ وكوه ميش قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان سبزوار، از باختر به استان سمنان، از خاور به شهرستان كاشمر و از جنوب به شهرستان طبس محدود است. مهم‌ترين كوه‌های اين شهرستان، كوه سرخ و كوه ميش هستند. در بخش باختری كوه سرخ، ستيغ آتشفشانی وجود دارد كه در دامنه آن آب گرم جاری است. رود مهمی در اين ناحيه وجود ندارد و بيش تر رودها فصلی اند و آب آن از كاريز و چاه تأمين می شود. اين شهرستان در دشت قرار دارد و آب و هوای آن به دليل وجود كوه ها و نيز قرار داشتن در كناره كوير، متغيير بوده و دارای بخش های سردسيری مرطوب و بخش های گرم و خشك است. هوای روستاهايی كه در شمال و خاور شهرستان قرار دارند معتدل و آبادی هايی كه در باختر آن قرار گرفته اند و نزديك كوير هستند، گرم و خشك است. 
جمعيت شهرستان برداسكن در سرشماری عمومی نفوس ومسكن 1375 هـ ش، 64.065 نفر بوده است. مردم اين منطقه‌آريايی‌نژاد و اصيل‌اند. فارسی‌زبان، مسلمان و پيرو مذهب شيعه‌جعفری هستند. بردسكنی‌ها، مردمی مهمان نواز، سخت كوش، متدين و ميهن دوست هستند. آداب و رسوم كهن خويش را پاس داشته و به بزرگان احترام می گذارند. فرآورده های كشاورزی‌آن، گندم، جو، ذرت، انار، انجير و … است. آرامگاه امام‌زاده سيدابراهيم، آرامگاه امام‌زاده سيدالحسينی، مزار بی بی حوا، مزار خانقاه و مزار كوشه از جمله مکان های ديدنی اين شهرستان به شمار می آيند. هنرهای دستی مردم اين منطقه، فرش بافی، گليم بافی، فرآورده های چوبی و … است.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه امام زاده سيد ابراهيم، آرامگاه امام زاده سيدالحسينی، مزار بی بی حوا، مزار خانقاه
مزار كوشه از جمله مکان‌های ديدنی اين شهرستان به شمار می آيند.  


صنايع و معادن


از صنايع و معادن ناحيه برداسكن اطلاعات مستندي در دست نيست.  


کشاورزی و دام داری


از كشاورزي و دام داري ناحيه برداسكن اطلاعات مستندي در دست نيست.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان برداسكن، با پهنه ای حدود 8000 كيلومتر مربع، در باختر خراسان، در دامنه جنوب كوه سرخ وكوه ميش قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان سبزوار، از باختر به استان سمنان، از خاور به شهرستان كاشمر و از جنوب به شهرستان طبس محدود است. مهم‌ترين كوه‌های اين شهرستان، كوه سرخ و كوه ميش هستند. در بخش باختری كوه سرخ، ستيغ آتشفشانی وجود دارد كه در دامنه آن آب گرم جاری است. رود مهمی در اين ناحيه وجود ندارد و بيش تر رودها فصلی اند و آب آن از كاريز و چاه تأمين می شود. اين شهرستان در دشت قرار دارد و آب و هوای آن به دليل وجود كوه ها و نيز قرار داشتن در كناره كوير، متغيير بوده و دارای بخش های سردسيری مرطوب و بخش های گرم و خشك است. هوای روستاهايی كه در شمال و خاور شهرستان قرار دارند معتدل و آبادی هايی كه در باختر آن قرار گرفته اند و نزديك كوير هستند، گرم و خشك است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام برداسكن در گذشته به گونه «بردشكن» نگاشته می شده است. بردسكن از دو پاره «برد» به معنی سرما و «سكن» به معنی ساكن، اسكان، آرامش، باشنده گان و اهل خانه تشكيل شده است. بنابراين شايد برداسكن يا بردسكن، سرزمينی است با زمستان های سرد و خشك، اما دارای آرامش، كه مردم در آن ساكن شده اند.
 


منابع- ویکی بدیا وایران تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
تربت جامی ها، مردمی خون گرم، مهمان نواز، متدين، سخت كوش، وطن دوست و مرز دارند. تبار آنان آريايی و زبانشان فارسی با گويش شيرين محلی تربتي است. بيش‌تر مردم اين شهر مسلمان و پيرو مذاهب شيعه جعفری و سنی هستند. شهرستان تربت جام در سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375 هـ . ش، 210.349 نفر جمعيت داشته است. صنايع دستي شهرستان تربت جام را قالي و قاليچه بافي، كرباس بافي، پلاس بافي، جوال و خورجين بافي، بافتن دستمال و چادرشب و ظروف سفالين تشكيل مي دهد. از روزگار كهن صنعت فرش بافي در اين شهرستان رواج داشته است و جنبه صادراتي دارد. دار قالي ها معمولا در خانه ها برپا مي شود و كارگاه‌هاي قالي بافي نيز در اين شهرستان به فراواني وجود دارند. قالي‌ها با طرح قالي مشهد در رنگ هاي لاكي، قرمز دانه و قهوه اي نيز به بازار عرضه مي‌شود. آرامگاه شيخ جام، پل خاتون، تپه جهانگير آباد، تپه سراب، تپه شور قلعه، تپه صدر آباد، تپه طلايی، تپه قشه توت، تپه گرماب، تپه گلارچه، تپه گنج آباد، خواجه حسام، قلعه استای، قلعه زور آباد، قلعه فيض آباد، قلعه گبری، قلعه گوش لاغر، قنقر، كاريز ديوان، گلار صارم و مسجد خواجه عزيزالله مكان هاي ديدني و تاريخي اين منطقه را تشكيل مي‌دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه شيخ جام، پل خاتون، تپه جهانگير آباد، تپه سراب، تپه شور قلعه، تپه صدر آباد، تپه طلايی، تپه قشه توت، تپه گرماب، تپه گلارچه، تپه گنج آباد، خواجه حسام، قلعه استای، قلعه زور آباد، قلعه فيض آباد، قلعه گبری، قلعه گوش لاغر، قنقر، كاريز ديوان، گلار صارم و مسجد خواجه عزيزالله مكان هاي ديدني و تاريخي اين منطقه را تشكيل مي‌دهند. 

 
صنايع و معادن


به دليل فراوانی چغندر قند در اين ناحيه، يك كارخانه قند در 17 كيلومتری جنوب خاوری شهر تربت جام در مسير جاده آسفالته تربت جام – تايباد ايجاد شده كه در بهبود اقتصاد آن تاثير زيادی داشته است.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی تربت جام دارای اهميت بوده و به روش صنعتی صورت می گيرد. 75 درصد كشت، آبی است و برای آبياری زمين های زير كشت، از كاريز، رودخانه و چاه استفاده می شود. بيش ترين فرآورده های كشاورزی و باغ‌داری تربت جام كه برخی جنبه صادراتی دارند؛ عبارت اند از : گندم، جو، تره بار، چغندر قند، پنبه، زيره، بنشن، سيب، گلابی، انگور، انار و انجير. دام‌داری نيز در تربت جام رواج دارد، اما هنوز با روش سنتی انجام می شود. فرآورده‌های دامی كه صادر نيز می شوند، پشم، كرك، پوست و روده را شامل می شود.  

 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان تربت جام، با پهنه ای حدود 8362 كيلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان، در مسير راه مشهد – اسلام قلعه، از نظر جغرافيايی در 35 درجه و 14 دقيقه پهنای شمالی و 60 درجه و 38 دقيقه درازای خاوری و بلندی 928 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان سرخس، از باختر به شهرستان های مشهد، فريمان و تربت حيدريه، از جنوب به شهرستان تايباد و از خاور به افغانستان محدود است. هوای تربت جام معتدل است و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها به 40 درجه بالای صفر و كم‌ترين آن در زمستان ها به 13 درجه زير صفر می رسد. ميانگين باران ساليانه آن، حدود 254 ميلي‌متر است. تربت جام در مسير راه آسفالته مشهد – تايباد قرار گرفته و به درازای 162 كيلومتر به سوی شمال باختری به مشهد و به درازای 62 كيلومتر به سوی جنوب به شهر تايباد می‌پيوندد. دو راه شنی نيز از اين شهر به سوی شمال خاوری، به درازای 171 كيلومتر به صالح آباد و ديگری به سوی جنوب خاوری، به درازای 35 كيلومتر به قلعه حمام كشيده شده است.  

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


تربت جام از روزگار باستان تاكنون به نام های گوناگونی چون «بوزگان»، «بوزيگان»، «بوزجان»، «پوچكان»، «زام»، «سام»، «جام»، «تربت شيخ جام» و «تربت جام» خوانده شده است. شهری باستانی به نام «بوزيگان» و يا «بوزگان» از سده 3 پ. م تا سده 2 هـ . ق، در كنار شهر كنونی وجود داشته كه ظاهرا در اثر زلزله از بين رفته است. شهر كنونی از حدود سده 3 هـ . ق، ايجاد و اندك اندك گسترش يافته است. اين شهر پس از باز سازی و آبادی دوباره، «بوزجان» يا «پوچكان» ناميده شده و كرسی ناحيه جام، (به گويش شمالی قهستان «زام» يا «سام») گرديده است. شهر تربت جام نيز مانند شهر تربت حيدريه به نام شيخ بزرگی كه در آن به خاك سپرده شده سرشناس است. شيخ احمد جام، مقلب به ژنده پيل، از عارفان نامی سده 5 هـ . ق، بود و نام كنونی شهر به مناسبت تربت يا آرامگاه وی «تربت شيخ جام» و «تربت جام» ناميده شده است.
تربت جام از روزگاران كهن از جايگاه ويژه ای برخوردار بوده است. اهميت تاريخی، اجتماعی، فرهنگی و بازرگانی آن، از سده 3-4 هـ . ق، نمايان گشته، و در زمان زندگی شيخ احمد جام (44- 536 هـ . ق) يعنی سده های 5 و 6 هـ . ق، شكوفا شده است.تربت جام در سده های 7 و 8 هـ . ق، هم زمان با يورش مغول و تيمور لنگ آسيب زيادی ديد.
تربت جام در دوران صفوی به ويژه شاه عباس بزرگ، اهميت نظامی يافته و در آن، امنيت و آرامش برقرار بوده است. اما در اواخر اين دوران و در زمان شاه ساطان حسين صفوی (1105- 1135 هـ . ق) اوزبك ها و افغان ها به مرزهای خاوری ايران، از جمله ناحيه تربت جام، دست اندازی كردند. سرانجام سرداری از خاور ايران، به نام نادر قلی افشار برخاست و افغان ها را از ايران راند و خود در 1148 هـ . ق، پادشاه ايران شد. در زمان نادر شاه افشار، ايران بار ديگر توانمند شد و نه تنها مرزهای خاوری آن، از يورش اوزبك ها، افغان ها و تركمانان در امان ماند، بلكه به سال 1153 هـ . ق / 1740 م، آن سوی رود جيحون يا آمودريا و قلمرو اوزبك ها، يعنی خوارزم و بخارا هم مطيع نادر شاه و حكومت ايران شد. با درگذشت نادر شاه در سال 1160 هـ . ق، بار ديگر نا آرامی در خراسان آغاز گشت و تا اوايل سده 13 هـ . ق، ادامه يافت.
كريم خان زند، كه در شيراز بر ايران حكومت می كرد، به احترام نادر شاه افشار، خراسان را هم چنان در دست فرزندان نادرشاه باقی گذاشت. بعدها آقا محمد خان قاجار خراسان، از جمله تربت جام را، در 1210 هـ . ق گشود.
فتحعلی شاه قاجار (1212- 1250 هـ . ق) حقوق متحدان نخستين خويش، يعنی تركمانان كه برای دستيابی به حكومت ايران، به قاجاريه كمك كرده بودند، ناديده گرفت و در نتيجه سركشی تركمانان آغاز شد و در دوران ناصرالدين شاه (1264 – 1313 هـ . ق) شدت يافت و يكی از شوم ترين دوران های تاريخی را برای مردم خراسان، از جمله ناحيه تربت جام و ديگر شهرهای خراسان خاوری، پديد آورد.  

 

شهرستان تربت جام، با پهنه ای حدود 8362 كيلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان، در مسير راه مشهد – اسلام قلعه، از نظر جغرافيايی در 35 درجه و 14 دقيقه پهنای شمالی و 60 درجه و 38 دقيقه درازای خاوری و بلندی 928 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان سرخس، از باختر به شهرستان های مشهد، فريمان و تربت حيدريه، از جنوب به شهرستان تايباد و از خاور به افغانستان محدود است. هوای تربت جام معتدل است و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها به 40 درجه بالای صفر و كم‌ترين آن در زمستان ها به 13 درجه زير صفر می رسد. ميانگين باران ساليانه آن، حدود 254 ميلي‌متر است. تربت جام در مسير راه آسفالته مشهد – تايباد قرار گرفته و به درازای 162 كيلومتر به سوی شمال باختری به مشهد و به درازای 62 كيلومتر به سوی جنوب به شهر تايباد می‌پيوندد. دو راه شنی نيز از اين شهر به سوی شمال خاوری، به درازای 171 كيلومتر به صالح آباد و ديگری به سوی جنوب خاوری، به درازای 35 كيلومتر به قلعه حمام كشيده شده است.  

 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان تربت‌حيدريه در مركز استان خراسان‌رضوي واقع‌شده است. اين شهرستان در سرشماری عمومی نفوس ومسكن 1375 هـ . ش، 339،240نفر بوده است. مردم‌تربت حيدريه متدين و سخت كوش بوده و از نژاد آريايی هايی هستند. آن‌ها از گذشته های دور در اين منطقه ساکن شده‌اند و به آب و خاك و شهروندان خود علاقه‌مند هستند. زبان مردم تربت حيدريه فارسی است به گويش محلی تربتي سخن می گويند.
بيش ترآن ها مسلمان و پيرو مذهب‌شيعه‌جعفری‌ هستند. مهم‌ترين‌صنايع‌دستي‌ شهرستان‌ تربت‌حيدريه ‌را‌ فرش‌بافي، پشم‌ريسي، نمدمالي، ابريشم كشي، ابريشم تابي و شعر بافي تشكيل مي‌دهد. شعربافي يا دست بافي در شهرستان تربت حيدريه رايج است. اين هنر‌ از گذشته‌هاي دور يكي از مشاغل صنعتي بوده و به گونه‌ي خانگي و كارگاهي ديده مي‌شود. كارهاي برك بافي، فرت بافي، ابريشم بافي را مي توان در اين رده به شمار آوردكه‌مهم‌ترين توليد آن‌حوله، چادرشب، بقيچه، پوشاك زنانه محلي، روميزي و رخت‌خواب پيچ است. ابريشم كشي نيز در شهرستان تربت حيدريه به ويژه در دهستان بايگ موفق بوده و پيله هاي توليدي منطقه و يا خريداري شده از گيلان و مازندران به روستاي بايگ آورده مي‌شود و در بيش‌تر خانه هاي اين روستا با استفاده از دستگاه‌هاي ابريشم كشي (چرخانه) تبديل به نخ ابريشم مي شود.اين هنر تنها در روستاي بايگ تربت حيدريه براي حدود 1200 خانواده روستايي اشتغال با درآمد كافي به وجود اورده است. پيله‌هاي خريداري شده از نقاط دور در اين روستا ابريشم كشي شده و به شهرهاي فرش‌بافي مانند: كاشان، اصفهان، نايين، كرمان … فرستاده مي‌شود. نمدمالي نيز از هنرهاي دستي پررونق استان خراسان رضوي به ويژه تربت حيدريه است نمد در اصل گونه‌اي فرش است كه از پشم تهيه مي‌شود و از رخنه رطوبت و سرما به خوبي جلوگيري مي شود. نمد در گونه‌هاي گوناگون براي مصرف‌هاي گوناگون و نقش هاي رنگارنگ آماده مي‌شود مانند: سراندازي، سرعلمي، فرليك (خليك) براي چوپان، روانداز اسب و شتر، نمد كردي، چهار عينه (چارينه).
آرامگاه‌دژتربت، آرامگاه شاه سنجان، آرامگاه شيخ ابوالقاسم كردكانی، آرامگاه قطب، بناهای اسحاق‌خان، بی‌بی حسينيه، حوض انبار (شير چهارسو)، خرابه های جيزد، رباط بی‌بی، رباط شريف، مزار بوری آباد، مسجد جامع پيشين و مسجد جامع رشتخوان از جمله مكان هاي تاريخي و ديدني شهرستان تربت حيدريه به شمار مي روند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه دژ تربت، آرامگاه شاه سنجان، آرامگاه شيخ ابوالقاسم كردكانی، آرامگاه قطب، بناهای اسحاق‌خان، بی‌بی حسينيه، حوض انبار (شير چهارسو)، خرابه های جيزد، رباط بی‌بی، رباط شريف، مزار بوری آباد، مسجد جامع پيشين و مسجد جامع رشتخوان از جمله مكان هاي تاريخي و ديدني شهرستان تربت حيدريه به شمار مي روند.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی اين منطقه دارای اهميت و رونق بوده و 35 درصد از آن به گونه صنعتی و بقيه به گونه سنتی انجام می شود. كشت بيش تر آبی بوده و برای آبياری زمين های زراعتی، از رودخانه، كاريز و چاه استفاده می شود. فرآورده های كشاورزی تربت حيدريه گندم، جو، چغندرقند، تره بار، بادام، سيب، آلو، و انگور است. هم چنين دام‌داری و پرورش گوسفند، گاو، بز، و شتر در اين شهر و پيرامون آن رايج است. پرورش كرم ابريشم نيز در برخی نقاط رواج دارد. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان تربت حيدريه، با پهنه ای حدود 23.888 كيلومتر مربع، در شمال استان خراسان رضوي،‌ از نظر جغرافيايی در 35 درجه و 16 دقيقه پهنای شمالی و 59 درجه و 14 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1370 متری از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های‌فريمان، مشهد و نيشابور، از باختر به شهرستان كاشمر، از خاور به شهرستان های تربت جام، تايباد و خواف و از جنوب به شهرستان های خواف و گناباد محدود است. آب و هوای اين شهرستان، در بخش های كوهستانی سرد و معتدل و در نواحی جنوب باختری نيمه بيابانی است. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
- راه آسفالته تربت حيدريه – مشهد، به درازای 140 كيلومتر
- راه‌ آسفالته تربت حيدريه – كاشمر به درازای 76 كيلومتر
- راه شنی تربت حيدريه – شهر نو، به درازای 115 كيلومتر
- راه شنی تربت حيدريه – صنوبر، به درازای 20 كيلومتر  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


تربت حيدريه از گذشته های دور تا كنون «زاوه»، «تربت زاوه»، «تربت»، «تربت حيدری»، «تربت حيدريه» و «تربت اسحاق خان» ناميده شده است. «زاوه» شهر و مركز دشتی است كه به تربت حيدريه سرشناس است. اين شهر تا روزگار مغول و چندی پس از آن نيز، زاوه ناميده می شده است. «زو» نام پسر تهماسب پيشدادی است که به معنی دريا و شكاف نيز آمده است. «uzava» در اوستا به معنی ياری كننده است. بر اين اساس می توان دريافت که در گذشته همانند امروز، در ناحيه زاوه، آب زيرزمينی و روی زمينی بسياری وجود داشته است. از اين رو می توان گفت‌كه واژه «زاوه» به معنی محلی آب خيز، سرزمينی پر آب و دشتی بر روی سفره بزرگ آب است.
زاوه در روزگار مقدسی (375 هـ . ق) روستايی بيش نبود. بعدها شهری زيبا در آن جا بنا نهاده شد و آن شهر را نيز، زاوه خواندند. پس از آن به دليل به خاك سپردن قطب الدين حيدر - عارف سرشناس ابتدای قرن هفتم هجری قمری و بنيان گذار فرقه حيدری - در اين محل، شهر را به نام آرامگاه او«تربت زاوه»،‌ «تربت حيدری» و «تربت حيدريه» ناميدند.
تربت حيدريه، پيش از اسلام از شهرهای معتبر ساسانی بوده و از جايگاه ويژه ای برخوردار بوده است. اين شهر در 31 هـ . ق، به دست عبدالله بن عامر گشوده شده به دست مسلمانان افتاد. پس از آن، صفاريان و سپس سامانيان بر خراسان، از جمله تربت حيدريه دست يافتند. اين شهر در زمان قطب الدين حيدر، يعنی در سده 6 و اوايل سده 7 هـ . ق گسترش يافت، اما در اثر يورش مغول به ايران و هم چنين در سده 8 هـ . ق با يورش تيمورلنگ آسيب زيادی ديد.
در اوايل دوران صفوی، خراسان از جمله تربت حيدريه، دچار فتنه اوزبكان قرار گرفت، تا اين كه در 910 هـ . ق، شاه اسماعيل به خراسان لشگر كشيد و تاخت و تاز اوزبك ها با كشته شدن شاهی بيگ پايان يافت. پس از درگذشت شاه اسماعيل در 930 هـ . ق، اوزبك ها بار ديگر نا آرامی هايی را در اين ناحيه به وجود آوردند كه سال ها به درازا كشيد. در 1007 هـ . ق، شاه عباس اوزيك ها را تا آمودريا پس نشانده امنيت و آرامش نسبی را به اين ناحيه باز گرداند. در اواخر اين دوران، اوزبك ها و افغان ها به سرزمين های خاوری ايران، از جمله ناحيه تربت حيدريه دست انداختند. نادرشاه افشار پس از به دست گرفتن حكومت ايران، اوزبك ها و افغان ها را از ايران بيرون راند.
 

تربت حيدريه، پيش از اسلام از شهرهای معتبر ساسانی بوده و از جايگاه ويژه ای برخوردار بوده است. اين شهر در 31 هـ . ق، به دست عبدالله بن عامر گشوده شده به دست مسلمانان افتاد. پس از آن، صفاريان و سپس سامانيان بر خراسان، از جمله تربت حيدريه دست يافتند. اين شهر در زمان قطب الدين حيدر، يعنی در سده 6 و اوايل سده 7 هـ . ق گسترش يافت، اما در اثر يورش مغول به ايران و هم چنين در سده 8 هـ . ق با يورش تيمورلنگ آسيب زيادی ديد.
در اوايل دوران صفوی، خراسان از جمله تربت حيدريه، دچار فتنه اوزبكان قرار گرفت، تا اين كه در 910 هـ . ق، شاه اسماعيل به خراسان لشگر كشيد و تاخت و تاز اوزبك ها با كشته شدن شاهی بيگ پايان يافت. پس از درگذشت شاه اسماعيل در 930 هـ . ق، اوزبك ها بار ديگر نا آرامی هايی را در اين ناحيه به وجود آوردند كه سال ها به درازا كشيد. در 1007 هـ . ق، شاه عباس اوزيك ها را تا آمودريا پس نشانده امنيت و آرامش نسبی را به اين ناحيه باز گرداند. در اواخر اين دوران، اوزبك ها و افغان ها به سرزمين های خاوری ايران، از جمله ناحيه تربت حيدريه دست انداختند. نادرشاه افشار پس از به دست گرفتن حكومت ايران، اوزبك ها و افغان ها را از ايران بيرون راند.

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]

چناران از شهرهای استان خراسان رضوی در فاصله ۵۰ کیلومتری شمال غربی مشهد واقع شده‌است. آب و هوای آن در تابستان گرم و در زمستان سرد می‌باشد. تنوع گونه‌های قومی ساکن در این شهرستان شامل کرد، فارس، ترک، خاوری می‌باشد. از محصولات عمده کشاورزی این شهرستان سیب، گندم، چغندر و ذرت را می‌توان نام برد. چناران به شکل جدید در دهه ۱۳۳۰ پس از ساخته شدن کارخانه قند چناران و بر گرد آن شکل گرفت. پیش از آن، ناحیه چناران بیشتر به نام رادکان شناخته می‌شد. رادکان که یکی از قریه‌های توس قدیم بوده امروزه بخشی از شهرستان چناران است.

از روستاهای چناران می‌توان گلمکان , اخلمد و قلقوچان را نام برد که با توجه به فاصله نسبتاً نزدیک تا مشهد به عنوان ییلاقات مشهد شناخته می‌شود.

میل رادکان، بازمانده از دوره سامانیان از جمله بناهای تاریخی آن است. چناران از معدود شهرستانهایی است که علی رقم نزدیکی به شهر بزرگ مشهد تاکنون در محرومیت به سر برده است . از لحاظ سیستم شبکه آب شرب شهری دارای ده هزار انشعاب آب خانگی می‌باشد .

جمعیت


براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۴۱٬۷۳۵نفر (۱۰٬۱۷۹خانوار) بوده است

 



 


http://media8.dropshots.com/photos/584192/20090202/124409.jpg


 


http://public.blu.livefilestore.com/y1pZme8fEPcYO8NHP1OUGiGOT-8rwwKa2_cCxSQZ20tPsktT8lcttK9yIvoPBIVubjhN7PnPH6x8lv_o8Tii2PPMA/43.JPGمشخصات جغرافيايي

شهرستان چناران، با پهنه ای بيش از 4هزار كيلومترمربع، در شمال خاوری استان خراسان‌رضوي قرار دارد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان چناران 107270 نفر بر آورد شده است كه از اين تعداد 32064 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌‌‌كردند. هنر فرش‌بافي در‌‌ چناران و پيرامون آن رايج است اين فرش ها با طرح‌هاي مشهد و نقش هاي افشان، لچك، ترنج، محرابي‌و خشتي عرضه مي‌شود. شهر منيجان، ‌مسجد جامع پيشين شهر و ميل رادكان از جمله مهم ترين مناطق ديدني و تاريخي شهرستان چناران به شمار مي‌آيند.

مکان های دیدنی و تاریخی


شهر منيجان، ‌مسجد جامع پيشين شهر و ميل رادكان از جمله مهم ترين مناطق ديدني و تارخي شهرستان چناران به شمار مي‌آيند.  


صنايع و معادن


از صنايع و معادن اين شهرستان اطلاعات مستندي در دست نيست.  


کشاورزی و دام داری


در چناران به دليل وجود رودخانه‌ي كشف رود، بارندگی زياد و زمين حاصل‌خيز، كشاورزی رواج كامل دارد. آب كشاورزی از رودخانه، چاه و كاريز تأمين می شود و مهم ترين فرآورده های كشاورزی آن را، چغندرقند، گندم، جو،‌ و تره بار تشكيل می دهند. دام‌داری نيز از كارهای مهم مردم بوده و بيش تر دركنار كشاورزی رايج است. 

 
وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام اين ناحيه در گذشته های بسيار دور «رادكان» بوده و سپس «ارداك» خوانده شده و ظاهرا از سال 1338 هـ . ش، به چناران تبديل يافته و مركز آن رادكان تعيين شده است. از آن جا كه در دوران پيش از اسلام و هم چنين سده های نخست اسلامی «رادكان» بسيار آباد و پر رونق بوده و يكی از شهرهای چهارگانه توس به شمار می رفته و مردانی جوانمرد، نيك انديش و شجاع داشته است، آن را «رادكان» به معنی جايگاه جوانمرد خوانده‌اند. واژه «ارداک» نيز دارای معانی گوناگونی چون مکان مردان بزرگ، قرارگاه سپاهيان‌و نيز نام شخصی خاص است. بنای ارداك (چناران) را به اردا، موبد اردشير بابكان، كه پارسيان او را پيامبر دانسته اند و پدرش ويراف بوده نسبت می دهند. شايد اين موبد، موكل آتشكده اين ناحيه بوده و به همين جهت به آن ارداك گفته اند.
تمامی سرزمين خراسان، از جمله ناحيه چناران در روزگار خلفای راشدين گشوده شده و پس از آن، امويان و عباسيان بر آن حكومت كرده اند. در 129 هـ . ق، ابومسلم خراسانی از شهر مرو برخاست و خراسان از جمله رادكان و چناران را گشود. سپس طاهريان، صفاريان سيستان، سامانيان، غزنويان، سلجوقيان و خوارزمشاهيان بر اين ديار حكم رانده اند. آلب ارسلان سلجوقی در سال 463 هـ . ق، فرزند خود ملكشاه را به وليعهدی خويش برگزيد و از خوارزم به رادكان آمده بزرگان، حاكمان و سرداران را در آن جا گرد آورد. وی با ساختن تختی از زر سرخ فرزند و وليعهد خويش را بر فراز آن نشانيد و فرمان داد كه بار ديگر، اميران و بزرگان با او بيعت كنند.
با چيره گی مغولان بر سراسر خراسان در سال 617 هـ . ق، سنتبای بهادر به دستور چنگيز مغول در 617 هـ . ق، از راه توس، رهسپار رادكان شد و چون از النگ رادكان (چمن رادكان) خوشش آمد، آسيبی به ساكنان آن نرسانيد؛ تنها شماری سرباز در آن جا گذاشت و رهسپار خبوشان (قوچان) شد. بر اساس منابع تاريخی، هلاكوخان مغول نيز چند گاه به رادكان و چناران آمده و در آن جا اردو زده است. از سال 641 هـ . ق، به بعد نيز حکومت های بزرگ و کوچکی چون ملك كرت در هرات، امراء سربداری (737 هـ . ق) در سبزوار، طغا تيموريان (737 هـ . ق) در جرجان، امراء جغتايی (769 هـ . ق) در بلخ، تيموريان (781 هـ . ق) و نيز اوزبك ها و صفويان بر اين سرزمين حكومت داشته اند. شاه عباس بزرگ صفوی (996- 1038 هـ . ق) برای جلوگيری از تاخت و تاز تركان و اوزبكان، کردان جنگجو را از ولايت های باختری ايران به خراسان كوچ داد و پنج ولايت كرد نشين در مرز، از استرآباد تا چناران تشكيل داد.
نادرشاه افشار‌ (1148- 1160 هـ . ق)، در روزگار فرمانروايی خود، خراسان، ‌از جمله چناران را در دست داشت و جانشينانش تا سال 1217 هـ . ق، بر اين سرزمين حكومت كردند. نادرشاه در چناران، مركزی برای پرورش اسب ايجاد كرده بود، كه از نژاد اسب عربی و ماديان خراسانی، بهترين اسب را پرورش می دادند. پس از افشاريان، تا سال 1248 هـ . ق، سرزمين پهناور خراسان به گونه ملوك الوايفی اداره می گشت و چندين طايفه از كردان، بر بخشی از آن، از جمله چناران و قوچان حكومت می كردند. ناصرالدين شاه قاجار نيز دوبار در فاصله سال های 1283 و 1300 هـ . ق به رادكان آمده و در اين زمان حاكم آن، محمد رضا خان رادكانی بوده و چناران تابع بلوك رادكان بوده است. 

 
مشخصات جغرافيايي


شهرستان چناران، با پهنه ای بيش از 4هزار كيلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان رضوي قرار دارد. اين شهرستان ازشمال به شهرستان درگز، از باختر به شهرستان قوچان، از خاور به شهرستان مشهد و از جنوب به شهرستان های نيشابور و مشهد محدود است. اين شهرستان با قرار گرفتن در ميانه دشت توس و كوه های هزار مسجد و بينالود، فاقد ناهمواری است. هوای چناران معتدل و خشك است، و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها به 37 درجه بالای صفر و كم ترين آن،‌ در زمستان ها به 15 درجه زير صفر می رسد. ميانگين بارندگی ساليانه اين شهر‌250 ميلي‌متر است. 

 


ادامه مطلب
منابع- ویکی بدیا وایران تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مشخصات جغرافيايي
شهرستان‌خواف، در خاور استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان،‌ قرار گرفته است. بر اساس سرشماري سال 1375 جمعيت اين شهرستان 92158 نفر برآورد شده است كه از اين تعداد 167989 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي كنند. بافت قالي و قاليچه از روزگار كهن در اين شهرستان رايج است. قالي‌هاي بافته شده با طرح‌هاي بلوچي و تركمني و نقش‌هاي وافي، گل كشميري و قاسم آبادي عرضه مي شوند و مازاد آن به ساير نقاط عرضه مي‌شود. خواف، در دوران پيش از اسلام، از سرزمين های پر رونق آيين زرتشتی بود. مردم اين ناحيه در سپيده دم اسلام، شهر خود را به منظور ديار امن تری ترك كرده و پس از سال ها آوارگی، سرانجام در كرانه هند به سرزمين گجرات رسيدند و در آن جا شهری را بنياد كردند، كه به يادگار سنگان خواف «سنجان» ناميده شد. خرابه های سنگان يا سنجاق، مدرسه خرگرد، مدرسه غياثيه، مسجد خرگرد در 6 كيلومتری شهر خواف، مسجد ملك زوزن بناهاي تاريخي و مكان هاي ديدني اين شهرستان را تشكيل مي دهند.

مکان های دیدنی و تاریخی


خرابه های سنگان يا سنجاق، مدرسه خرگرد، مدرسه غياثيه، مسجد خرگرد در 6 كيلومتری شهر خواف، مسجد ملك زوزن بناهاي تاريخي و مكان هاي ديدني اين شهرستان را تشكيل مي دهند.  

 

صنايع و معادن


از صنايع و معادن اين شهرستان اطلاعات مستندي در دست نيست. قالي و قاليچه بافي‌از روزگار كهن در اين شهرستان رايج است. قالي‌هاي بافته شده با طرح‌هاي بلوچي و تركمني و نقش‌هاي وافي، گل‌كشميري وقاسم آبادي عرضه مي شود و مازاد آن به ساير نقاط عرضه مي‌شود. 

 

کشاورزی و دام داری


كشت در اين شهرستان بيش‌تر آبی است. آب مورد نياز از كاريز، چاه،‌ رودخانه و چشمه تأمين می گردد. مهم ترين فرآورده های كشاورزی خواف، عبارت اند از: چغندر قند، پنبه، زيره، گندم، جو،‌ تره بار، انگور، انار، هلو، زردآلو، و انجير. هم چنين دامداری به صورت سنتی رواج داشته و شامل گوسفند، بز و گاو است. فرآورده های دامی به مصرف داخلی می رسد.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


خواف پيش از اين به نام های «روی»، «رود»، «رويه» و «روح» ناميده می شده است. «روی ruy» در به معنی چهره و آب بسيار و «رود» به معنی نهری، كه از جويبار های زيادی تشكيل می شود، آمده است. اما «روی ravi» به معنی ابر بسيار و آب فراوان و شيرين است. علت اين نام گذاری وجود رود های متعددی است که در پيرامون اين شهر وجود دارد. هنوز هم شهر خواف را «روی» و گه گاه «رود» نيز می گويند. بنا بر روايتی ديگر «خاف» شکل کهن کلمه «خواف» و نام ديگر به آفريد، پسر ماه فروردين است، كه از سيراوند خواف به منظور نوآوری در آيين زرتشت برخاسته بود.
خواف، در دوران پيش از اسلام، از سرزمين های پر رونق آيين زرتشتی بود. مردم اين ناحيه در سپيده دم اسلام، شهر خود را به منظور ديار امن تری ترك كرده و پس از سال ها آواره گی، سرانجام در كرانه هند به سرزمين گجرات رسيدند و در آن جا شهری را بنياد كردند، كه به يادگار سنگان خواف «سنجان» ناميده شد.
«خواف» و «زوزن» در سده های نخستين هجری قمری، از مراكز علمی پر رونق به شمار می آمده اند. قرار گرفتن اين دو شهر در جايگاه ارتباطی مهم بين حوزه های هرات، قهستان و نيشابور و در حقيقت قرار گرفتن آن ها در دل خراسان بزرگ، موجب شده بود كه خواف و پس از آن زوزن، محل داد و ستد انديشه ها باشند. خواف در دوره های بعدی، در قلمرو طاهريان، صفاريان سيستان، سامانيان، آل بويه، و… قرار گرفت و در زمان خوارزمشاهيان، ملوك زوزن برآن حكومت می كردند. ملوك زوزن نسبت به آبادانی خواف و زوزن علاقه زيادی از خود نشان داده آثاری از خويش بر جای گذارند. روزگاری نيز ملوك نيمروز و آل كرت، بر خواف حكومت كردند.
از وقايع مهم اين منطقه در دوران صفويه، می توان به لشگر کشی شاه اسماعيل صفوی به خواف در اوايل حكومت اش به منظور سركوب مراد بيگ تركمان اشاره کرد. ظاهرا خواف تا اوايل دوره شاه تهماسب صفوی، حكومت مستقلی داشته و در زمان سلطان محمد صفوی (986- 996 هـ . ق) مرشد قلی خان، به عنوان حاكم خواف تعيين می گردد.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان خواف، با بيش از 11 هزار كيلومتر مربع پهنه، در خاور استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان،‌ قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های تايباد و تربت حيدريه، از باختر به شهرستان های تربت حيدريه و گناباد، از جنوب به شهرستان قاينات و از خاور به افغانستان محدود است. آب و هوای اين شهرستان معتدل و خشك بوده و بيش ترين حرارت در تابستان ها، 42 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه اين شهرستان به 185 ميلی متر می رسد. 

 


شهرستان خواف، با بيش از 11 هزار كيلومتر مربع پهنه، در خاور استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و افغانستان،‌ قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های تايباد و تربت حيدريه، از باختر به شهرستان های تربت حيدريه و گناباد، از جنوب به شهرستان قاينات و از خاور به افغانستان محدود است. آب و هوای اين شهرستان معتدل و خشك بوده و بيش ترين حرارت در تابستان ها، 42 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه اين شهرستان به 185 ميلی متر می رسد. 


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]

دشهرستان درگز در شمال خاوري استان خراسان رضوي واقع شده است. آب و هوای آن در نقاط كوهستانی سرد و در نواحی پست، گرم و پوشيده از مرتع و چمن زار است. هوای درگز گرم و نيمه مرطوب است. جمعيت اين شهرستان در سرشماري سراسري 78614 نفر برآورد شده است كه 31162 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند. قدمت ناحيه درگز به پيش از اسلام مي‌رسد. در تاريخ اين ناحيه، ساخت شهري يادماني جهت يكي از پادشاهي اشكاني كه به نبردي عليه سلوكيان كشته مي‌شود ذكر شده است. موقعيت اين شهر، در دامنه كوه‌هاي درگز تخمين‌زده مي‌شود. درگز علاوه بر دلايل تاريخي مذكور به واسطه قرار گرفتن آن در درون كوهستان هزار مسجد و پوشيده بودن از مراتع ، چمن‌زار، در ادوار مختلف مورد توجه بوده است. هم‌چنين قرارگرفتن آن در مرز ايران و جمهوري تركمنستان به شهر اهميت سياسي، نظامي و سوق‌الجيشي ويژه‌اي داده است.
افشارهاي خراسان كه در انتهاي كوه‌هاي هزار مسجد بين دره گز و كلات نادري زندگي مي كنند؛ امروزه در منطقه شهرستان درگز ساكن هستند. تهيه سفره يكي از مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان و قوم افشار است. سفره در اين منطقه بر دو نوع است: يكي سفره آردي و ديگر سفره غذاخوري است. سفره آردي كه به آن سفره نان هم مي گويند سفره‌اي است نسبتا كوچك و چهارگوش به ابعاد تقريبي يك متر در يك متر، اين سفره را هنگام درست كردن خميرنان زير سيني خمير پهن مي كنند تا از ريخت و پاش آرد و خمير بر روي زمين جلوگيري شود. سفره آردي مصرف ديگري هم دارد و آن نگه‌داري نان است به اين ترتيب وقتي نان پخته شدآن را دسته كرده و در وسط سفره مي گذارند و چهارگونه سفره را هم‌چون بقچه به گرد نان مي كشند تا از خنك شدن نان و ريخت و پاش آن بروي زمين جلوگيري شود به همين علت هم هست كه به سفره آردي سفره نان هم مي گويند. سفره غذاخوري كه به آن دستار خوان هم مي گويند به مثابه ميز غذاخوري است كه در غرب به كار مي رود همان طور كه ميز غذاخوري اندازه هاي مختلفي دارد و سفره غذاخوري نيز ابعاد متفاوتي دارد.
هر دو نوع سفره در شهرستان درگز و در ميان عشاير افشار رواج دارد يك مدل از سفره از كارهاي بسيار ظريف افشارهاي اطراف كلات نادري است و با فتارش تركيبي است از پنج باف شطرنجي و پود جايگزين روي زمينه گليم بافت يك دست. قطر و اندازه اين سفره بي شباهت به برخي از سفره هاي بلوچي نيست همسايگي بلوچ‌ها و كردها و افشارهاي شمال خراسان در اين تاثيرگذاري موثر بوده است. يك مدل ديگر سفره كار افشارهاي دره گز است. اين منطقه محل سكناي كردها است از اين رو بسياري از حالات سفره هاي كردي را در اين سفره ميتوان ديد. از طرفي حاشيه هاي متعدد و باريك دو سر آن و رنگ آميزي اش بيش‌تر يادآور بافت‌هاي بلوچي است.

مکان های دیدنی و تاریخی


چشم انداز جنگلي و مرتعي شهرستان درگز و ييلاقات با صفاي آن مهم ترين مكان ديدني اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.  

 

صنايع و معادن


در مورد صنايع و معادن شهرستان درگز اطلاعات مستندي در دست نيست.  


کشاورزی و دام داری


درگز و پيرامون آن، دارای كشاورزی و دام‌پروری خوبی است. فرآورده های كشاورزی آن گندم، جو، پنبه، كنجد، ميوه های گوناگون، و حبوبات است. درگزچون در درون كوهستان هزار مسجد قرار گرفته و پوشيده از مرتع و چمن زار است، يكی از مراكز مهم دام‌داری و دام‌پروری خراسان رضوي به شمار می رود. پرورش دام، شامل گوسفند، بز، گاو، گاوميش، شتر، اسب و الاغ و هم چنين پرورش و نگاه‌داری طيور به روش سنتی و صنعتی در اين منطقه رايج است.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان درگز، با پهنه ای حدود 3.924 كيلومتر مربع در شمال استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و تركمنستان،‌ از نظر جغرافيايی در 37 درجه و 26 دقيقه پهنای شمالی و 59 درجه و 7 دقيقه درازای خاوری و بلندی 450 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال و خاور به جمهوری تركمنستان، از باختر به شهرستان قوچان، از جنوب به شهرستان های چناران، قوچان و مشهد محدود است. آب و هوای آن در نقاط كوهستانی سرد و در نواحی پست، گرم و پوشيده از مرتع و چمن زار است. هوای درگز گرم و نيمه مرطوب است. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 38 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 2 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه درگز، 350 ميلي‌متر گزارش شده است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


ناحيه درگز از دوران پيش از اسلام تا كنون «دارا گرد»، «دارا گرذ»، «نيسايا»، «آپاوارتاكن»، «باورود»، «ابيورد»، «اتك»، «نسايا»، «نسا»، «درون»، «خاوران»، «دريجز»، ناميده می شده است. درباره نام‌گذاری اين شهر و شهرستان، تاكنون داوری های گوناگونی داده شده است. شماری گفته اند چون در اين ناحيه بيشه و درخت گز زيادی وجود داشته، به «دره گز» سرشناس شده است، كه اين نامگذاری درست نيست. داوری درست تر، از سده 3 پ.م، يعنی زمان اشكانيان است. پس از آن كه اشكانيان عليه سلوكيان برخاستند، اشك اول (ارشاك) در ضمن نبرد كشته شد، ولی برادرش تيرداد به پيروزی رسيد و شهری به نام «داراگر» در پارتيای اصلی بنياد گذارد. سبب اين نام گذاری کشته شدن «دارا» - آخرين پادشاه هخامنشی - در اين ناحيه است. اين شهر پايتخت حکومت پارت بوده و محل دقيق تر آن در دامنه كوه های درگز می باشد. درگز محل تولد نادرشاه افشار است و در روزگار وی بسيار آباد بوده است. پس از او تكه و تركمان، به انتقام مبارزات كوبنده نادری، آن را با خاك يكسان می كنند. از روزگاران قاجاريان درگز جايگزين «نسا» و «ابيورد»، شده و تا اوايل حكومت پهلوی اول، «محمد آباد» و «درجز» به كار برده می شد، ولی اندك اندك واژه پارسی آن، يعنی درگز رايج گرديد.
درگز به دليل همسايه گی با مرز ايران و جمهوری تركمنستان، از اهميت سياسی، نظامی و استراتژيك ويژه ای برخوردار است. از آن جا كه شهر و ناحيه درگز در گذشته بخشی از شهرستان قوچان بوده، می توان گفت، كه اين شهر از لحاظ تاريخی، سياسی و تا اندازه ای اجتماعی و اقتصادی بستگی زيادی با شهر قوچان دارد. ابوسعيد ابوالخير، عارف سرشناس ايرانی در مهنه يا ميهنه، در نزديكی درگز به دنيا آمده ا
رگز یا دره گز یکی از شهرهای استان
خراسان رضوی در شمال شرقی ایران است. درگز که تا تهران ۱۱۵۰ و تا مشهد ۲۵۵ کیلومتر فاصله دارد از شمال به مرز ایران و ترکمنستان از مشرق و جنوب شرقی به مشهد از جنوب به چناران و از مغرب به قوچان محدود و مختصات آن ۳۷ درجه و ۳۶ دقیقه عرض شمالی و ۵۹ درجه و ۶ دقیقه طول شرقی است. از اماکن دیدنی این شهر می‌توان به آب گرم الله‌اکبر و پارک ملی تندوره اشاره کرد. شهر درگز ، شهري با سابقه درخشان تاريخي ، شهري كه قبلاً به نام ابيورد معروف بوده و در تاريخ فكر و تمدن اسلامي به تعدادي از انديشمندان و بزرگان برخورد مي كنيم كه عنوان ابيوردي را با خود داشته اند . شهري كه خاوران نام داشته و از مناطق باستاني پارتهاي قديم در خراسان بوده ،در ۳ كيلومتري همين شهر آثار و بقايايي موجود است كه به پنج هزار سال قبل از ميلاد مي رسد ، يعني سابقه شهرنشيني و مدني درشهر درگز به حدو د هفت هزار سال پيش مي رسد ، يعني درگز وارث يك تمدن هفت هزار ساله مي باشد . » شهر و ناحيه درگز از دوران پيش از اسلام تاكنون داراگرد ، نسيايا ، آپاوارتاكن ، باورد ، ابيورد ، اتك ،نسايا ، نسا ، درون ، خاوران و دريجز ناميده مي شده است . ناحيه درگز در گذشته يكي از نقاط مهم باستاني پارت و خراسان بود كه به موجب قرارداد ننگين آخال ۱۲۶۱ هـ . ش / ۱۸۸۲ م ، كنارة آباد و تاريخي آن ، از تجن تا نزديكي عشق آباد ، از ايران جدا شده و جزء تركمنستان گرديد .

درباره نامگذاري اين شهرستان ، تا كنون داوري هاي گوناگوني داده شده است . شماري گفته اند چون در اين ناحيه بيشه و درخت گز زيادي وجود داشته ، به « دره گز » سرشناس شده است ، كه اين نامگذاري درست نيست . داوري درست تر ،‌ از سده ۳ پ . م ، يعني زمان اشكانيان است . پس از آن كه اشكانيان عليه سلوكيان برخاستند ، اشك اول ( ارشاك ) در ضمن نبرد كشته شد ، ولي برادرش تيرداد به پيروزي رسيد و شهري به نام داراگرد ،‌ در پارتياي اصلي بنياد گذارد . آپاوارتاكن ، كه بعضي آن را پارتياي اصلي و شماري پارتياي ويژه نوشته اند، به ناحيه شمال پارت گفته مي شود. پيرنيا بر پايه نوشته هاي تاريخ و جغرافي نگاران پيشين ، پارت اصلي را كوهستان و دشت كردان در خراسان و اتك و به بيان ديگر بين بيابان مشهد و كوير خوارزم دانسته است .

بنابراين نواحي درگز ، بجنورد ،‌ اسفراين ،‌ قوچان ، شيروان و كلات در قلمرو پارت اصلي قرار داشته است . ايزيدورخاراكسي كه در سده ۳ پ . م مي زيست ،‌ محل شهر دارا را در شمال پارت تعيين كرده و به آن « آپاوارتانن » گفته اند . ژوستن ( سده ۲ پ . م ) محل اين شهر را در دامنه كوه زاپاتنن و پلين ،‌ دانشمند رومي ( سده ۱ پ . م ) در دامنه كوه آپاوارتن دانسته اند . ژوستن ،‌آپاروارتن ، كوه ابيورد كه در گذشته باورت / بااورت و سپس باورد مي گفتند ، دانسته است .

دايرة المعارف اسلامي ،‌ ابيورد را سرزمين نياكان اشكاني و محل شهر دارا را در آن جا تعيين كرده است . بنابراين بايستي شهر « دارا » در دامنه كوههاي درگز قرار داشته باشد .از آن جا كه به گفته پلوتارك و تائيدهارولد لمب ، نويسنده كتاب قدم به قدم با اسكندر ، دارا ، آخرين پادشاه هخامنشي در اين ناحيه كشته شده است ، اشكانيان نام پايتخت نخستين خود را « داراگرد » نهاده اند . « گرد » در روزگار كهن ،‌ به معناي شهر بوده ، واژگان سياوش گرد ،‌ پيروزگرد ، بروگرد ( بروجرد ) ، بيژن گرد ، خسروگرد و… بيانگر نام سازنده و شهر است و داراگرد يعني شهر دارا نيز روي همين معنا پديد آمده است . در روزگار ساسانيان تغييرات زيادي در حد و حدود شهرهاي اين منطقه صورت مي گيرد و ابيورد كه شامل منطقه وسيعي بوده و تا دامنه كوههاي درگز گسترده بوده است ، مركزيت پيدا مي كند .

حاكم ابيورد را « بهمنه » مي ناميدند كه به صلح تسليم مسلمانان شد . پس از تسلط اعراب اين سرزمين يكي از پايگاههاي مهم مسلمانان قرار گرفت . بعضي از محققان اين چنين اظهار نظر كرده اند كه در قلعه داراگرد كه در زمان ساسانيان مركز روحانيون زرتشتي و داراي ضرابخانه بوده است ،‌ در اواخر قرن اول هجري قمري سكه ضرب شده است . حدود منطقه ابيورد در اين زمان از سرخس تا نسا گسترده بوده است . اين سرزمين كه در انتهاي دشت قراقوم بر سر راه قبايل مختلف مهاجم دشتهاي داخلي آسيا در ابتداي اولين خطه جلگه هاي حاصلخيز خراسان قرار گرفته است ،‌ بنابر موقعيت طبيعي و نظامي از دير باز محل كشمكشها و زد و خوردهاي اقوام مختلف بوده است . با سقوط سامانيان دفاع ولايات شمالي ايران در برابر حملات چادر نشين ها به سستي گرائيد و هجوم صحرا نشينان آسياي مركزي به خراسان فزوني گرفت .

به روزگار سلطان محمود غزنوي تركمانان ( غزان ) به منطقه نسا و ابيورد و درگز هجوم آوردند و در اين شهرها سكني گزيدند و تركي شدن اين نواحي آغاز گرديد . محققان محلي دوران سلجوقيان و اوايل خوارزمشاهيان را دوره شكوفايي خاوران ( ابيورد را از قرن ۴ به بعد خاوران مي گفتند ) ناميده اند ، شيخ محمد شهرستاني ،‌ انوري ابيوردي ، اسعد مهنه يي و … از اين سرزمين برخاستند . به همت اينان خاوران يكي از مراكز علمي شد . به روزگار چنگيز ، پسرش « تولي » ابيورد را تصرف كرد و به نهب و تاراج اهالي پرداخت و آن شهر زيبا را كه در آن عالمي از عمارات موج مي زد با خاك يكسان نمود و اكثر مردم را از دم تيغ گذراند . البته ابيورد در نهضتهاي شيعه كه در اواخر دوران بني اميه در سراسر خراسان صورت گرفته بود سهمي بزرگ داشته است و نيز در قيامهاي عليه حكام عباسي در قرن سوم هجري شركت جستند . در زمان خلافت هارون ۱۸۵ ق . شخصي به نام ابوالخسيب بر ضد عباسيان و عامل آنان در خراسان قيام كرد و بر ابيورد تسلط پيدا كرد . اين شهر با اين همه عظمت و زرگي پس از هجوم مغولان و بعد از او تيمور ورونق خود را از دست داد و از اواخر قرن هشتم كه شهرها و آباديهاي اين منطقه مورد تجاوز و اشغال ازبكان قرار گرفت دوران قدرت آن شروع گرديد .

در اوايل عصر افشاري ساختن مسجد بزرگي در مولود آباد ( زادگاه نادر ) و برخي ساختمانها در شهر نشاني از گسترش و رونق درگز مي باشد ،‌ ولي ويراني هايي كه ناشي از تهاجمات اقوام همسايه بود ،‌ همراه با عدم توجه حكومت مركزي وخصوصاً جدايي قسمت آباد و تاريخي آن ( با ۹ هزار خانوار جمعيت و ۲۴ شهرك و روستا ) كه نام ابيورد را نيز با خود دارد ،‌ توانائي هاي اين شهر را به فراموشي سپرد . اكنون اندك آثار به جا مانده در شهر درگز مربوط به حاشيه باز يكي از دامنه كوههاي هزار مسجد ( درگز فعلي ) مي باشد . در حاليكه آثار تاريخي بي نظيري از دوره اشكانيان و دوران اسلامي در آن سوي مرزها قرارگرفته است .



جاذبه های گردشگری و تاریخی درگز:

محوطه باستانی بندیان

تپه خاخيان

تپه صاحبجان

تپه غازان بيك

نوروز تپه

تپه يوخار قلعه

یارم تپه

پلكان نادري

امامزاده محمد ديباج

بقعه ابوالمعجن

قدمگاه

زيارتگاه سيد قاضي سلطان

بقعه علامه شهرستانی

امامزاده سيد يوسف

زيارتگاه علي بلاغ

آرامگاه صيد علي خان درگزي

غار قزلق

غار شادمينه(شادمهنه)

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/35861024.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/37193119.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/36001686.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/36916337.jpg

مشخصات جغرافيايي


شهرستان درگز، با پهنه ای حدود 3.924 كيلومتر مربع در شمال استان خراسان رضوي، در كنار مرز ايران و تركمنستان،‌ از نظر جغرافيايی در 37 درجه و 26 دقيقه پهنای شمالی و 59 درجه و 7 دقيقه درازای خاوری و بلندی 450 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال و خاور به جمهوری تركمنستان، از باختر به شهرستان قوچان، از جنوب به شهرستان های چناران، قوچان و مشهد محدود است. آب و هوای آن در نقاط كوهستانی سرد و در نواحی پست، گرم و پوشيده از مرتع و چمن زار است. هوای درگز گرم و نيمه مرطوب است. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 38 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 2 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه درگز، 350 ميلي‌متر گزارش شده است. 


ادامه مطلب
منابع- ویکی بدیا وایران تراول
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 

یکی از جاذبه‌های گردشگری و آثار تاریخی سیاحتی خراسان بندفریمان است که فریمان را به قطب گردشگری شرق خراسان مبدل ساخته‌است. سد (بند)در ۱۰ کیلومتری غرب شهر فریمان واقع است و بنای اولیه آن به عصر مغول و به روایتی به دوران صفوی برمی گردد. این سد یک بار در زمان عین الدوله مرمت و سپس در زمان پهلوی اول واخیراً هم ارتفاع آن افزایش یافته‌است. این سددستخوش حوادث طبیعی زیادی بوده‌است گویا سطح اولیه بستر آن آجرفرش بوده که براثر رسوب و گل ولای زیادی پوشیده‌است ارتفاع کنونی این سد ۲۰ متر است و دارای پشت بندهای آجری بسیاری مستحکمی است

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کاخْک مرکز بخش کاخک شهرستان گناباد در استان خراسان رضوي است. جمعيت آن براساس آمار سرشماري سال 85 برابر با 4015 نفر بوده است. اين شهر در دامنه رشته کوه براکوه قرار داشته و زيارتگاه برادر امام رضا حضرت امام زاده سلطان محمد عابد (ع)در دامنه تپه مشرف به اين شهر ،همچنين مزار علمدار در پانصد متري امام زاده قرار دارد.
اين شهر که خانه‌هاي آن همگي گلي و آجر خام بودند در زلزله سال 1347 به کلي ويران و حدود پنج هزار نفر كشته شد. ولي مجدداً بازسازي و باقي ماندگان زلزله در خانه‌هاي سازماني اسکان يافتند.
در نزديکي کاخک و در دامنه براکوه دهستان زيبد قرار دارد که داراي 14 روستاي کوهستاني و خوش آب و هوا است که همگي از طريق جاده آسفالته و کوهستاني کاخک به سنو ، با هم در ارتباط هستند. بلندترين قله زنجيره کوه معروف به براکوه، تيرماه نام دارد زيرا که تا تير ماه پوشيده از برف مي‌ماندكاخك
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان خراسان رضوي

استان خراسان رضوي با مساحتي بالغ بر 127432 كيلومتر مربع از شمال به جمهوري‌ تركمنستان، از شمال غربي به استان خراسان شمالي از شرق به كشور افغانستان، از جنوب به استان سيستان و بلوچستان و از غرب و شمال غربي به استان يزد، اصفهان، سمنان و گلستان محدود مي‌باشد.

بر اساس آخرين تقسيمات كشوري اين استان به مركزيت مشهد داراي 19 شهرستان، 64 نقطه شهري، 62 بخش و 158 دهستان و 3767 آبادي داراي سكنه مي‌باشد.

استان خراسان رضوي

شهر مشهد

طوس

چنان‌كه مي‌دانيم، خراسان قديم در عرف و اصطلاح نويسندگان كتب مسالك و ممالك و كيهان شناخت (جغرافيا) به چهار بخش تقسيم مي‌شد و هر بخشي را ربعي مي‌گفتند و هر ربع را به نام يكي از چهار شهر بزرگ كه در زمانهاي مختلف، كرسي آن ربع يا كرسي تمام ايالت خراسان بود، مي‌خواندند. چهار شهر بزرگ خراسان قديم نيشابور، هرات، بلخ و مرو بود.

تقسيم خراسان به ربع‌ها كار جغرافي‌نويسان عرب است. شهرستان توس را توس، پسر نوذر كه 900 سال سپهبد بود، بنا كرد پس از آن سپهبدي از توس به زرير و از زرير به بستور و از بستور به كرزم رسيد. شهر مشهد، يعني مشهد حضرت علي بن موسي الرضا (ع) در سمت خاور نيشابور است و سلسله جبالي كه سرچشمه اكثر آب‌هاي نيشابور است مشهد را از نيشابور جدا مي‌سازد


[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهر سبزوار

در دوره‌هاي اسلامي، ولايت بيهق داراي دو شهر سبزوار و خسروگرد بود. شهر سبزوار در حمله مغول به كلي ويران شد،  ليكن به تدريج آباد گرديد. حوادث تاريخي بيشماري در اين شهر اتفاق افتاده است. ازجمله در سال 737 هـ. ق اين شهر پناهگاه و پايتخت سلسله سربداران شد.  شهر سبزوار به دارالمؤمنين نيز معروف بوده است. پس از حمله مغول،  اين شهر مجدداُ در زمان شاه عباس، توسط ازبك‌ها ويران گشت و مردم آن قتل عام شدند.  پس از اين واقعه اين شهر كم كم رو به آباداني گذاشت. دوره صفويان براي اين شهر،  شروع مرمت و بازسازي تاريخ گذشته بود.

آرامگاه حاجي ملاهادي سبزواري

مراكز ديدني

  • مناره خسروگرد
  • گنبد سبزوار
  • آرامگاه حاجي ملاهادي سبزواري
  • آرامگاه پيراستير
  • آرامگاه پيرمراد
  • آرامگاه مولاناحسين كاشفي
  • مدرسه فصيحيه سبزوار
  • مدرسه كهنه سبزوار
  • مدرسه فخريه سبزوار
  • مدرسه شريعتمدار
  • مسجدجامع روستاي چشم
  • مسجد پامنار
  • امامزاده شعيب
  • بقعه بيلدارباشي
  • بقعه شيدناصربن محمد
  • امامزاده بي بي خاتون
  • امامزاده سيدعلي اكبر
  • امامراده سيدحسين
  • امامزاده سيدحسين وسيداسماعيل
  • امامزاده هفت معصوم
  • امامزاده يحيي
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آرامگاه فردوسی
این بنای تاریخی در شهرک تاریخی توس و در 25 کیلومتری غرب مشهد واقع و از جمله مراکز دیدنی و تاریخی مشهور است .
صاحب آرامگاه ، حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر حماسه سرای بزرگ فارسی است که در سال 329 ق. در روستای پاژ از آبادی های تابران متولد شده است . و در مدت سی سال شاهنامه را که یکی از شاهکارهای ادبی و حماسی جهان به شمار می رود به نظم آورده است . تاریخ وفات حکیم ابوالقاسم فردوسی را سال 411 ق. نوشته اند و او را در همان آبادی و در باغی که متعلق به خود او بود به خاک سپردند . در عهد قاجاریه بنایی آجری برفراز مقبرة او احداث شد که تا سال 1305 ق. برجا بود . در سال 1313 ش. بنای دیگری ساخته شد که تا سال 1344 ش. وجود داشت و سپس بنای کنونی ساخته شد . کار ساخت این بنا در سال 1347 ش. خاتمه یافت .
درمجموعة تاریخی – فرهنگی فردوسی ، علاوه بر ساختمان آرامگاه یک موزه و کتابخانه نیز وجود دارد . در موزة آرامگاه آثار ارزنده ای از خطاطان و شاعران ایرانی و نمونه هایی از صنایع دستی و یادگارهای هنری و تابلوهای سنگی زیبا در معرض نمایش است .
این مجموعة تاریخی – فرهنگی با بلواری زیبا و جدیدالاحداث به مشهد متصل می شود و به دلیل اهمیت تاریخی و جاذبه های سیاحتی ، یکی از مراکز مهم جذب گردشگران است و تحت نظر سازمان میراث فرهنگی خراسان نگهداری و اداره می شود .

هارونیه
این بنای قدیمی در ابتدای شهرک تاریخی توس و در حاشیة بلواری که به آرامگاه فردوسی منتهی می شود قرار دارد و عنوان یک اثر تاریخی همواره در معرض بازدید و مطالعة باستان شناسان و پژوهشگران است . دربارة تاریخ ساخت هارونیه نظرات مختلفی ابراز شده و قدمت آن را بعضی به حدود قرن هشتم و هفتم هجری قمری و حتی برخی به قبل از آن رسانده اند .
هارونیه مرتفع ترین ساختمان قدیمی موجود در شهرک تاریخی توس است که از آجر و ماسه و ملاط و گچ ساخته شده است و تزئینات آن منحصر به مقرنس ها و کاربندی های گچی در داخل و قاب ها و چین و شکن های رویة بیرونی است . ورودی اصلی بنا در قسمت جنوبی و دو مدخل دیگر در قسمت شرقی و غربی ساختمان است. در مرکز بنا صحن مربع شکلی است که با گنبدی دوپوشه به ارتفاع 7/24 متر مزین است . بنای هارونیه در سال های اخیر مرمت و اطراف آن فضاسازی شده و به عنوان یکی از مراکز دیدنی – تاریخی مشهد مورد بازدید زائران و مسافران است
ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
رودآب شهري است در استان خراسان رضوي در شرق ايران. اين شهر در بخش رودآب شهرستان سبزوار قرار دارد.
شهر رودآب در جنوب باختري شهر سبزوار واقع شده و جاده آسفالته‌اي از سبزوار به آن مي‌رسد.
جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 3740 نفر بوده‌است.

در قديم:
در لغتنامه دهخدا به نقل از فرهنگ جغرافيايي ايران جلد 9 در مورد اين آبادي آمده‌است: قصبه قلعه نو رودآب مرکز دهستان فروغن بخش ششتمد شهرستان سبزوار، واقع در 32 هزار گزي باختر ششتمد و 6 هزار گزي جنوب کال شور. اين ده در جلگه واقع و گرمسير است. سکنه آن 802 تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، زيره، و شغل اهالي زراعت است. راه ارابه‌رو دارد. در دهستان فروغن آبادي‌اي به‌نام فروغن وجود ندارد بل‌که نام بلوکي است که مرکز آن قصبه نورود آب است و دبستان دارد.

اقتصاد:
در منطقه پروند در حوالي رودآب کارخانه سيماني به نام کارخانه سيمان لار قرار دارد. فاصله اين کارخانه از شهر سبزوار ?70?کيلومتر است.

 منبع: مرجع شهرهای ایران

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
فردوس يكي از شهرستان‌هاي استان خراسان رضوي است كه در بخش مركزي استان واقع شده و مركز آن شهر فردوس است. شهرستان فردوس از طرف شمال به شهرستان گناباد و كوير نمك، از طرف خاور به دهستان نيميلوك و دهستان پساكوه از شهرستان قائن، از جنوب به بخش خوسف و دشت لوت و از باختر به شهرستان طبس و كوير نمك محدود است . در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان فردوس 86625 نفر برآورد شده از اين تعداد جمعيت 21874 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند.
مهم‌ترين صنايع دستي شهرستان فردوس؛‌قالي‌و قاليچه بافي است كه از روزگار كهن در اين منطقه رايج بوده است. بافت قالي و قاليچه در اين منطقه داراي اهميت نسبي بوده و توليدات آن جزو اقلام صادراتي شهرستان فردوس محسوب مي‌شود. قالي‌هاي بافته شده با طرح محلي و بلوچ و نقش‌هاي ترنج و قنديلي عرضه مي شوند. فرش بافي در شهرستان طبس پيشينه تاريخي دارد و از گذشته هاي دور يكي از منابع اصلي درآمد مردم بوده است بافتن قالي به گونه سنتي و قاليچه هاي دو متري با دارهاي خوابيده است. بعضي از گونه هاي قالي اين منطقه را قاليچه هاي محلي و سنتي دومتري، سنتي مشهور به خود رنگ، نقشه‌خشتي و نقشه‌نايين تشكيل مي‌دهد. امام‌زاده در گوشه باختری ميدان بازار شهر فردوس، حوض سيدی، مدرسه حبيبيه، مدرسه شيخ، مدرسه عليا، مسجد جامع و مسجد كوشك در خاور شهر و كنار دروازه قاين برخي از مهم ترين ديدني هاي شهرستان فردوس را تشكيل مي دهند
ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قوچان در جلگه باتلاقي كه رود اترك از آن‌جا بر مي خيزد و به سمت باختر جاري شده و سپس به طرف خاور بازمي‌گردد و رود مشهد از آن‌جا سرچشمه مي گيرد؛ واقع شده است. در بين مردم قوچان، به ويژه آبادی های پيرامون آن، آداب و رسوم ويژه ای بازمانده، كه بيان‌گر تفاهم و به هم پيوسته‌گی آنان و ميراثی کهن از اصالت ملی و زبان و رسم و عادت های مردم آن است. مردم قوچان از نژاد آريايی‌هايی هستند كه پيش از اسلام، در شمال خراسان رضوي زندگی می كرده‌اند و زبان آنان فارسی باستان و بعدها فارسی دری بوده است. اين مردمان در دگرگونی های تاريخی، دست خوش آميزش با نژادهای ديگری چون تركان‌غز، سلجوقی و مغول شده‌اند. از اوايل سده 11 هـ . ق مهاجرت كردان باختر ايران به شمال خراسان آغاز شد. با اين حال قوچانی ها تا كنون اصالت نژادی، به ويژه زبان خود را هم چنان نگاه‌داشته و به فارسی سخن می گويند. همه مردم قوچان مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری هستند. جمعيت شهرستان قوچان‌در سرشماری عمومی نفوس ومسكن سال 1375 هـ . ش، 236.875 نفر بوده است. مهم ترين صنايع دستی مردم قوچان، عبارت‌اند: پوستين دوزی، نمد مالی، گليم بافی، دوختن چاروق (گونه‌ای كفش)، ساغری، گيوه و كفش، كمخت، فرش، قاليچه بافی، جاجيم بافی، عرقچين دوزی، جوراب بافی، دستكش پشمی، كيسه حمام، گونه ای لباس مردانه از برك (پشم نرم بز و گوسفند) كه در اصطلاح محلی چوخه نام دارد، پيراهن آلاجه (آله جه دوزی)، و صادرات قوچان شامل صنايع دستی نامبرده و فرآورده های دامی چون ‌روده، پشم، كرك، موی بز، كره، روغن، پنير، پوست گاو، گوسفند، بز و گوساله است.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه بابا حسن در روستای خسرويه، آستانه شهر كهنه، امام زاده اسماعيل بن موسی بن جعفر(ع) در آبادی جرتوده، امام زاده جعفر در3 كيلومتری شهر قوچان، امام زاده حسين اصغر در سر ولايت، امام زاده حسين بن حسن مجتبی در نوروزی، امام زاده علی بن موسی در آبادی شرف، تپه چيلغانی در قوچان، تپه زوباران درقوچان، تپه‌فتح‌آباد در 5 كيلومتری باختر قوچان، تپه نادری (مرواريد تپه) در شمال باختری شهر قوچان، تپه يام در شمال فاروج، قلعه تپه در 15 كيلومتری شهر قوچان و مدرسه عوضيه يا مسجد جامع برخي از مكان هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان را تشكيل مي دهند.  


صنايع و معادن


از صنايع ماشيني و معادن شهرستان قوچان اطلاعات مستندي در دست نيست. مهم ترين صنايع دستی مردم قوچان، عبارت‌اند : پوستين دوزی، نمد مالی، گليم بافی، دوختن چاروق (گونه ای كفش)، ساغری، گيوه و كفش، كمخت، فرش، قاليچه بافی، جاجيم بافی، عرقچين دوزی، جوراب بافی، دستكش پشمی، كيسه حمام، گونه ای لباس مردانه از برك (پشم نرم بز و گوسفند) كه در اصطلاح محلی چوخه نام دارد.  


کشاورزی و دام داری


كشاورزی قوچان از گذشته پر رونق بوده، به طوری كه آن را خميرخانه يا انبار خراسان رضوي می ناميده اند. در قوچان، غلات به طور آبی و ديمی كشت می شود. ساير فرآورده های كشاورزی آن عبارتند از : چغندرقند، آفتابگردان، لوبيا روغنی (سويا)، سيب زمينی، پياز، سبزيجات، ميوه هاي جاليزي، گياهان علوفه‌ای، حبوبات، باغ های انگوری و سيب درختی. گله داری و دام‌پروری نيز از كارهای مهم توليدی مردم قوچان است. كره، ماست، روغن و پنير قوچان بسيار معروف و مرغوب است. هم چنين مرغ‌داری و پرورش طيور به روش سنتی و صنعتی رواج دارد.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان قوچان، با پهنه ای حدود 6868 كيلومتر مربع، در شمال استان خراسان رضوي، از نظر جغرافيايی در 37 درجه و 7 دقيقه پهنای شمالی و 38 درجه و 30 دقيقه درازای خاوری قرار دارد. اين شهرستان از شمال به جمهوری تركمنستان، از باختر به شهرستان های شيروان و اسفراين، از خاور به شهرستان های درگز و چناران و از جنوب به شهرستان های نيشابور، چناران و سبزوار محدود است. هوای قوچان معتدل و نيمه مرطوب بوده و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها ‌35 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. ميانگين بارندگی ساليانه قوچان،‌410 ميلي‌متر گزارش شده است. راه های مهم قوچان، عبارت‌اند از :
1- راه قوچان – مشهد، به درازای 130 كيلومتر
2- راه قوچان – سبزوار، به درازای 163 كيلومتر
3- راه قوچان – بجنورد، به درازای 120 كيلومتر
4- راه قوچان – درگز، به درازای 120 كيلومتر
5- راه قوچان – باجگيران، به درازای 84 كيلومتر 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


بر پايه آثار تاريخی در حدود 250 پ. م، از قوچان به نام های «آساآك»، «آشاك» و «آرسكا» ياد شده است. آساآك (آساك) جزو ناحيه دهستان خراسان بوده، كه در روزگار باستان «پارت» خوانده می شده است. پژوهشگران بانی آن را اشك اول و محل آن را قوچان امروزی دانسته اند. قوچان از اوايل دوره اسلامی تا اوايل چيره گی مغول، به نام های «استوا» (استو)، «خوجان» و «خبوشان» ناميده می شد. شاه عباس بزرگ صفوی (996-1038 هـ . ق) برای جلوگيری از تاخت و تاز ازبكان به خاور ايران، گروه هايی از ايلات باختر ايران از جمله ايل زعفرانلو را به قوچان كوچ داد. در سفری كه نادر شاه افشار به سمرقند و بخارا كرد، چندين صفحه قرآنی را كه به خط غياث الدين بايسنقر نگاشته شده است و در آرامگاه تيمورلنگ جای داشت، به قوچان آورد. بعدها به دستور ناصرالدين شاه قاجار، دو برگ از آن، به موزه تهران منتقل شد. شهر قوچان چندين بار در سال های 1267 هـ . ق (1851 م)، ‌1278 هـ . ق (1861 م)، 1312 هـ . ق (1894 م)، ‌در اثر زلزله آسيب ديده ويران شد. در 1313 هـ . ق (1895 م)، شهر كنونی به كمك محمد ناصر خان شعاع الدوله - رئيس ايل زعفرانلو - توسط مهندسان روسی، در 12 كيلومتری شهر كهنه بنا شد. 

 

رودخانهٔ اَترک ،  قوچان | Atrak River, Quchan

رودخانهٔ اَترک ، قوچان

قوچان
قوچان
 قوچان
قوچان
قوچان

قوچان مرکز شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی واقع است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۹۶٬۹۵۳ نفر بوده‌است [۱]. شهر مرکزی قوچان در ۱۰ کیلومتری قوچان قدیم (شهر عتیق) واقع شده و فاصله آن تا مشهد حدود ۱۳۰ کیلومتر و تا باجگیران (مرز ایران و ترکمنستان) ۸۴ کیلومتر است و تا مرز کشور ترکمنستان (عشق آباد) ۱۱۸ کیلومتر می‌باشد. نام این شهر در گذشته خَبوشان بوده‌است. قوچان دارای گذشته‌ای طولانی می‌باشد و در فدیم آن را اساک نیز می‌خواندند. پیشینه تاریخی آنچه از تاریخ کهن نمایان است منطقه فعلی قوچان است که توسط پارسیان حالت شهری یافته‌است. نام دو هزار سال قبل آن آساآک یا آرسکا بوده و در طی دورانهای تاریخی مقر تمدن خبوشان نامیده می‌شد که در حال حاضر از آن به نام قوچان قدیم یاد می‌شود.[۳]. مردم قوچان از تبار آریایی هستند و بومیان آن به زبان فارسی سخن می‌گویند.[۴] در طول تاریخ مهاجران کرد کرمانج و ترک‌زبان نیز به این منطقه وارد شده‌اند. مردم مرکز شهر قوچان و شهر عتیق (شهر کهنه) و روستاهای برسلان سه گنبد و داغیان و گزل آباد، مایوان و استاد و … هم اکنون به زبان فارسی تکلم می‌کنند. زبان‌های کردی کرمانجی و ترکی نیز در مناطق دیگر رایج است.[۵][۶] از مردم کرد ایل‌های زعفرانلو، پیچرانلو و میلانلو در آن‌جا حضور دارند. بر اساس اسناد تاریخی ۱۳۰۰، محبوبیت کلنل محمدتقی پسیان در بین اهالی خراسان و خیانت سردار معزز حاکم بجنورد که پیشتر قول همکاری به کلنل محمدتقی پسیان داده بود، کردهای قوچانی را به شورش واداشت. و سرنجام منجر به قتل کلنل گردید[۷]. جغرافیا قوچان منطقه‌ای کوهستانی است. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۳۱۷ متر است. دارای آب و هوای کوستانی با زمستانهای سرد می‌باشد. از بلند ترین ارتفاعات ان کوه سر اخر واقع در روستای قره شاهوردی می‌باشد مشاهیر کلیم‌الله توحدی عباسقلی رنجبر قربان سلیمانی یوسف کلاهدوز عزیزالله عطاردی منبع : http://fa.wikipedia.org رودخانهٔ اَترک ، قوچان

شهرستان قوچان، با پهنه ای حدود 6868 كيلومتر مربع، در شمال استان خراسان رضوي، از نظر جغرافيايی در 37 درجه و 7 دقيقه پهنای شمالی و 38 درجه و 30 دقيقه درازای خاوری قرار دارد. اين شهرستان از شمال به جمهوری تركمنستان، از باختر به شهرستان های شيروان و اسفراين، از خاور به شهرستان های درگز و چناران و از جنوب به شهرستان های نيشابور، چناران و سبزوار محدود است. هوای قوچان معتدل و نيمه مرطوب بوده و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها ‌35 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. ميانگين بارندگی ساليانه قوچان،‌410 ميلي‌متر گزارش شده است. راه های مهم قوچان، عبارت‌اند از :
1- راه قوچان – مشهد، به درازای 130 كيلومتر
2- راه قوچان – سبزوار، به درازای 163 كيلومتر
3- راه قوچان – بجنورد، به درازای 120 كيلومتر
4- راه قوچان – درگز، به درازای 120 كيلومتر
5- راه قوچان – باجگيران، به درازای 84 كيلومتر 



ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
نيشابور، بزرگ‌ترين مركز دانش اسلامی و گاهواره ارجمند‌ترين سخنوران و دانشمندان ايران بوده‌ و پس‌از بلخ، مرو و هرات، چهارمين شهر خراسان باستانی به‌شمار رفته است. مهم‌ترين صنايع دستی مردم نيشابور قالی بافی، فيروزه تراشی، سفال سازی، سبد بافی، و…. است. بيش تر مردم نيشابور از نژاد پيشين ايرانی و از تيره های پارسی هستند كه در گذشته های بسيار دور در اين سرزمين مستقر شده اند. نيشابوری ها به زبان فارسی و لهجه محلی نيشابوری سخن می گويند. دانشمندان علم و ادبی، چون خيام و عطار نيشابوری، بر اين خاك باليده اند. مردم نيشابور مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری هستند. شماری از پيروان اسماعيليه در روستاهای نيشابور، به ويژه ديزباد سكونت دارند. نيشابوری ها مردمی متدين، زحمت كش و پاك انديش اند. سعی دارند از اخلاق ناپسند، كينه و دشمنی به دور باشند و به آب و خاك و مردم سرزمين خود علاقه‌مندند. نيشابور زادگاه گروهی از دانشوران و مردان نام‌دار تاريخ ايران از دوره های بسيار كهن است. در مكان كنوني نيشابور شهري به نام «ريوند» نام وجود داشته است كه در نبردي سهمگين ميان ايرانيان و تورانيان در زمان هخامنشيان و اشكانيان با خاك يكسان مي‌شود و شهرستان نيشابور توسط شاپور پسراردشير بنا مي‌شود.پس از اسلام ، شهر نيشابور ، به عنوان تاي ايراني بغداد در برابر آن آراسته مي شود. ايرانيان چند هزار سال پيش از پيدايي يونان در شهرسازي خود به رديف ديوارهاي راست و كوچه و توالي خانه ها در امتداد معين دست يافتند كه باز خيلي زودتر از غربيان، آنان‌را به ساختن شهرهاي شطرنجي راهنمايي كرده است. همه ايرانيان باتازيان جغرافي نويس نيز اين را يادآور شده‌اند كه صورت شطرنجي نشاپود پديده‌اي ايراني است، اما برخي از پيروان يونان اين را نيز پديده اي يوناني مي‌دانند كه اسكندر با خويش به ايران آورد كه استناد علمي ندارد.
صنايع دستي شهرستان نيشابور، مشتمل بر فرش بافي، پارچه بافي، فيروزه تراشي ،سفال سازي و سبد بافي است. از روزگاران كهن فرش بافي در استان خراسان به ويژه نيشابور رايج بوده است. بافت فرش به 2 گونه است بافت فارسي و بافت تركي. نقشه هايي كه در اين شهرستان رايج است لچك ترنج ساده، افشان شاه عباسي، لچك ترنج پر، بته جقه اي، گل فرسنگ، اردبيلي، يا شيخ صفي،اسليمي، درختي و نكارگاه، پشتي بافي نيز بين قالي بافان رايج است.فيروزه تراش يا شناخت گونه هاي فيروزه از هنرهاي مهم و باارزش در شهرستان نيشابور است. تراش فيروزه به گونه‌هاي پيكاني، مسطح از جمله تراش‌هايي‌است‌كه علاقه‌مندان زيادي دارد. بازار مصرف اين هنر علاوه بر درون استان و شهرستان نيشابور از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است.در برخي نقاط اين شهرستان كارگاه‌هاي پارچه بافي سنتي كه به تهيه كرباس، چادرشب، و ملحفه مشغول هستند. كرباس هاي سفيد و ظريف بافته مي‌شود كه علاوه بر پيراهن و زير شلواري در تهيه سفره، شمد، حوله، قطيفه نيز از آن استفاده مي كنند.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه خيام در شمال امام زاده محمد محروق، بارگاه امام‌زاده محمد محروق (محمد بن زيد بن علی ين حسين)، مسجد جامع‌نيشابور، آرامگاه فريدالدين عطار نيشابوري، آرامگاه كمال الملك نقاش يا محمد غفاری، بقعه قدمگاه در راه نيشابور – مشهد و كاروان‌سرای صفوی برخي از مكان هاي تاريخي و ديدني اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند. 

 
صنايع و معادن


كارخانه‌های‌قند، پنبه‌پاك‌كنی و كولر سازی نيشابور دارای اهميت است. نيشابور دارای معادن نمك، فيروزه، تالك، كائولن و سنگ آهك است و فيروزه تراشي يكي از مهم‌ترين صنايع اين شهرستان به شمار مي‌آيد. 


کشاورزی و دام داری


اقتصاد اين شهرستان برپايه‌كشاورزی، دام‌پروری و صنايع استوار است. مهم ترين فرآورده های آن گندم، جو، ذرت، پنبه، باقلا، عدس، لپه، ماش، نخود، صيفی‌جات، ميوه های گوناگون و فرآورده های دامی است. پرورش دام در اين ناحيه به گونه سنتی و صنعتی رواج دارد عمده ترين دام هايی كه در نيشابور پرورش داده می شود، شامل گوسفند، بز، گاو،‌ گاوميش، شتر،‌ اسب و استر است. پرورش مرغ به روش سنتی و صنعتی در نيشابور معمول بوده و از جايگاه خوبی برخوردار است. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان نيشابور، با پهنه ای حدود 9308 كيلومتر مربع، در شمال خراسان رضوي،از نظر جغرافيايی در 36 درجه و 12 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 48 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1193 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های چناران و قوچان، از باختر به شهرستان سبزوار، از خاور به شهرستان های مشهد و چناران و از جنوب به شهرستان های تربت حيدريه و كاشمر محدود است. آب و هوا در دامنه ها معتدل و در نواحی پست، اندك‌اندك بر گرما و خشكی هوا افزوده می شود. شهرستان نيشابور پوشش گياهی گوناگونی را داراست. در بخش كوه‌پايه ای، گياهانی مانند ريواس، كمای و دانه شور و در بخش دشتی تاغ، گز و جنگل های دست ساز برای تثبيت شن های روان وجود دارد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان نيشابور 412904 نفر برآورد شده كه از اين تعداد 158847 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام اين شهر در اوستا «رئونت» آمده و به معنی دارنده شكوه و جلال است. اين واژه در گذر زمان و دگرگونی زبان اوستايی به پهلوی به «رای‌اومند» تبديل شد. در نبشته های پهلوی، اين واژه به عنوان صفتی برای خداوند آمده است و در سر آغاز بيش تر نامه های پهلوی به چشم می خورد. از اين رو می توان دريافت كه آن شهر باستانی تا چه پايه نزد ايرانيان ارجمند بوده است، كه با چنين صفتی از آن ياد می كنند. هم اكنون نيز بخش باختری نيشابور تا مرز سبزوار «ريوند» نام دارد و در دوران اسلامی نيز بزرگانی از آن برخاسته اند، كه در آثار اسلامی، از آن ياد شده است. اين نام، در شاهنامه به گونه «ريونيز»‌ به عنوان محلی که در يكی از نبردهای ميان ايرانيان و تورانيان ويران گشته، آمده است. بر اساس متن کهن «نامه شهرستان های ايران» اين شهر در زمان شاپور اردشير ساسانی دوباره ساخته شده است. در اين نامه از نيشابور به نام «نيوشاپوهر» ياد شده است. از سويی در همين دوره پارتيان ساکن خراسان، که از چيره گی اردشير خشنود نبودند، با ماندن نام پسر اردشير بر شهرستان هم رای نبوده و بدين روی صفت «ابرشهر» (به معنی شهر برين) را بر آن نهادند و در پاره ای از نبشته های پهلوی، اين نام به گونه «اپر شتر» آمده است. اين نام به گونه ای همان نام پيشين را، كه به معنی «دارنده شكوه بود» به ياد می آورد. در نوشته های پس از اسلام نيز پيش از آن كه نام «نيشابور» آيد، «ابر شهر» آمده و برخی از نويسنده گان اين زمان نيز در معنی آن بلندی زمين را دليل دانسته اند.
نيشابور در روزگار پادشاهی يزدگرد دوم (438- 457 م) از لحاظ اهميت در شمار شهرهايی چون مرو و سمرقند در دروه های بعدی بوده است. پيدا شدن سكه های ساسانی در ويرانه های گوناگون نيشابور، خود نشان دهنده اهميت اين شهر در آن دوران است. نيشابور در سال 31 هـ . ق، در روزگار عثمان گشوده شد. شش سال بعد، در زمان خلافت حضرت علی(ع) گروهی از ايرانيان زرتشتی نيشابور شورش كردند، ولی اين مخالفت زود گذر و ناپايدار بود.
نخستين امير ايرانی كه در نيشابور پس از اسلام تخت نهاد، ابومسلم مروزی سپهبد جوانمرد ايرانی بود، كه در سال 131 هـ . ق، به ياری سپاه خراسان بنی اميه را پس از يك سده ستم، از پهنه زمين بزدود. پس از او سنباد گبر نيشابوری به خونخواهی ابومسلم، از نيشابور برخاست و چند سال با سپاهيان بنی عباس جنگيد و سال ها (تا 138 هـ . ق) خاور ايران را از دستبرد عباسيان ايمن داشت.
طاهريان از سال 206 هـ . ق، نام مامون را از خطبه های نماز انداختند و نيشابور را پايتخت خود كردند. يعقوب ليث صفاری در سال 259 هـ . ق، بازمانده طاهريان را در نيشابور شكست داد و چندی نيز در نيشابور زيست. پس از شكست عمروليث از امير اسماعيل سامانی در سال 287 هـ . ق، بخارا پايتخت خراسان شد و همواره از سوی ايشان اميری بر نيشابور فرمان می راند.
سلجوقيان هر از گاهی نيشابور را پايتخت خود قرار داده اند. در اين بين آلب ارسلان، ملكشاه و سنجر بيش تر در اين شهر به سر برده اند. در هجوم غزنويان به سال 549 هـ . ق، به علت پايداری مردم که به فرمان پيشوای مذهبی خويش امام محمد يحيی عمل کردند، شهر را به آتش كشيدند، كتابخانه ها را چپاول كردند و كتاب ها را سوزاندند. در حمله مغول (618 هـ . ق)، به فرمان تولی – پسر چنگيز – به علت کشته شدن داماد چنگيز به تير نيشابوريان، مردم و حتی سگ و گربه های شهر را كشتند. پس از يورش تولی خان و با خاك يكسان شدن شادياخ، شهر جديد نيشابور، در شمال شادياخ و شايد در روی ويرانه های نيشابور پيشين پی افكنده شد. 59 سال بعد شهر جديد نيز در زلزله ای که خرابی هايش از خرابی های لشگريان چنگيزی كمتر نبود به طور تمام ويران گشت. در 695 هـ . ق، با ورود غازان خان به خاك خراسان، فصل نوينی در پيشينه اين شهر آغاز شد. اين بار باز در همان محل يا پيرامون ويرانه های نيشابور باستانی، شهر جديدی بنياد نهاده شد، كه می توان آن را نيشابور جديد نام نهاد. در اواخر حكومت ايلخانان مغول در ايران، نيشابور جزو قلمرو سربداران سبزواری شد و در سال 782 هـ . ق نظر به اين كه خواجه علی مويد، آخرين فرمانروای سربداران، اطاعت تيمور لنگ را گردن نهاد، نيشابور از خرابی های تيمور رهايی يافت.
با پيشرفت روز افزون مشهد از لحاظ مهمترين شهر زيارتی شيعيان در دوران صفوی، نه تنها نيشابور كمتر مورد توجه بود، بلكه همانند هرات و مشهد در خطر يورش اوزبكان و تركمانان و سرانجام افغانان بود. نخستين يورش افغان ها در پايان پادشاهی شاه سلطان حسين، سبب خرابی استحكامات و پاره ای از ساختمان های نيشابور شد. در 1160 هـ . ق، به دنبال كشته شدن نادر شاه افشار، يكی از سردارانش به نام احمد خان ابدالی، كه بعدها به احمد شاه درانی سرشناس شد، پس از چند بار نبرد، نيشابور را گرفت و خرابی های بسيار به بار آورد. وی عباسقلی خان بيات را به حكومت آن جا منصوب گردانيد، عباسقلی خان در نيشابور با دلسوزی و مردم نوازی گروهی از رنجبران و كشاورزان فراری شهر را تشويق به بازگشت كرد و به ساختن ديوار شهر و بازسازی پاره ای از خرابی ها همت گماشت. با اين حال نيشابور اهميت پيشين خود را پيدا نكرد تا آن كه در سده 13 هـ . ق، به دست قاجاريان افتاد. 

 

مشخصات جغرافيايي
                                       آب و هوا ی نیشابور
نمودار آب و هوا برای نيشـابور
ژ ف م آ م ژ ژ آ س اُ ن د
27
10
-3
16
16
1
11
22
5
1
29
10
1
33
15
1
34
18
3
32
16
26
27
12
49
21
8
52
14
2
36
9
-3

این شهر را از شاهپور اول دانسته‌اند و آن را یکی از چهار شهر بزرگ خراسان قدیم شمرده اند. در دوره یزدگرد دوم (۴۳۸ - ۴۵۷ م.) نیشابور مدتی محل اقامت او بوده‌است. در دوره آخر حکومت ساسانیان ظاهراً نیشابور اهمیت اولین را از دست داده‌است، زیرا نام آن شهر به ندرت دیده می‌شود. مسلمانان در حکومت عثمان بن عفان (۲۶-۳۵ ه'.ق.) به صلح بدانجا درآمدند. در دوره طاهریان و سامانیان نیشابور از نو موقعیت دیرین خود را به دست آورد. در اواخر حکومت مسعودغزنوی که سلجوقیان به مشرق ایران هجوم آوردند طغرل این شهر را مقر خود ساخت. در دوره حکومت سنجر نیشابور مورد هجوم غزان واقع شد (۵۴۸ ه'.ق). یاقوت نویسدغزان هر که را در این شهر یافتند کشتند و مال او راگرفتند و شهر را آتش زدند. سپس یکی از غلامان سنجر به نام موید به نیشابور درآمد و مدرم را در یکی از محلات آن که شادیاخ نام داشت سکونت داد و شهر را آبادان کرد و باروئی بر گرد آن برآورد. اندک اندک نیشابور آبادان می‌شد که دیگر بار با هجوم مغولان (۶۱۸ ه'.ق.)ویران گردید. یاقوت که خود معاصر با مغولان بوده‌است چنین آرد: در حمله مغول مردمی که از شهرهای خراسان گریخته بودند در نیشابور گرد آمدند و این شهر را برای سکونت خود استوار ساختند. مغولان شهر را محاصره کردند. یکی از مردم نیشابور تیری افکند و داماد چنگیزخان را بکشت. چنگیزخان خود عازم تسخیر نیشابور شد و این شهر را بگرفت و مغولان هر موجود زنده که یافتند بکشتند و شهر را با خاک یکسان کردند. درباره جمعیت نیشابور در این عهد سخن را به مبالغت کشانده‌اند چنانکه عده‌ای مردم شهر را دوهزارهزار نوشته‌اند که پیداست براساسی نیست ولی هرگاه شمار مردم مقیم آن را در عصر پس از غزان با مردمی که از شهرهای مختلف خراسان بدانجا گریخته بودند در نظر گیریم عددی بزرگ خواهد شد. پس از حمله مغول دیگر هیچ گاه نیشابور نتوانست مقام گذشته خود را به دست آورد. گذشته از قبر خیام و شیخ عطار که در نزدیکی این شهر واقع است، بنای امامزاده محروق را باید نام برد. این بنا از آثار قرن هشتم هجری است و گنبدی عالی و کاشی کاری‌های بسیار زیبا دارد.

موقعیت جغرافیایی نیشابور


موقعیت امروزین . نیشابور یکی از شهرهای مهم استان چهارم ایران است و محدود است از طرف شمال به کوه بینالود، از غرب به شهرستان سبزوار، از شرق به بخش فریمان از شهرستان مشهد و بخش کدکن از شهرستان تربت حیدریه و از جنوب به شهرستان کاشمر.


جمعیت نیشابور


جمعیت این شهر بنا بر سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ برابر ۲۰۵٬۹۷۲ نفر بوده‌است که پس از شهرهای مشهد و سبزوار، سومین شهر پرجمعیت استان خراسان رضوی به شمار می‌آید. ( سی و پنجمین شهر پرجمعیت ایران).[۳]

گویش نیشابور


به این مقاله های مراجعه کنید: گویش نیشابوری یا لهجه نیشابوری

گویش این شهر گویشی منحصر بفرد و خاص است.در این گویش کلمات اصیل فارسی به وفور دیده می‌شود.

جستجو در ویکی‌واژه معنای واژهٔ «نیشابور» را در ویکی‌واژه ببینید.
جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به نیشابور در ویکی‌گفتاورد موجود است.

نشریات نیشابور


در این زمینه موقعیت این شهرستان قابل توجه‌است.

  • هفته نامهٔ صبح نیشابور
  • هفته نامهٔ خیام نامه
  • هفته نامه شادیاخ
  • شهر فیروزه

مراکز علمی نیشابور


دانشگاه ها ی نیشابور


  • دانشگاه آزاد اسلامی(بزرگترین مر کز آموزش عالی شهرستان و منطقه نهم کشور )
  • دانشگاه پیام نور

دانشکده های نیشابور


  • دانشکده کشاورزی شهید رجایی
  • دانشکدهٔ پرستاری
  • دانشکدهٔ هنر
  • موسسهٔ آموزشی زبانسرای تهران نمایندگی نیشابور
  • مرکز تربیت معلم دانشور (آموزش عالی فرهنگیان)
  • آموزشکده عالی فنی و حرفه‌ای سما - واحد نیشابور
  • آموزشکده فنی وحرفه‌ای دختران نیشابور
  • دانشکده و آموزشکده فنی پسران نیشابور

مراکز مهم آموزشی و فرهنگی نیشابور


گردشگری نیشابور


برای دیدن اطلاعات گردشگری و عکس ها در این مورد روی پیوند وبگاه اطلاعات گردشگری کلیک نمایید، و پس از باز شدن صفحه روی نام محل مورد نظر و یا نام محلی که این قسمت زیر مجموعه ای از آن می باشد را کلیک نمایید.همچنین می توانید از مجموعه آلبوم عکس آن که شامل عکس هایی از این محل مورد نظر نیز می باشد اصتفاده نمایید. < >وبگاه اطلاعات گردشگری نیشابور دارای بناهای تاریخی و مراکز گردشگری زیادی است که از جمله می‌توان به آرامگاه کمال‌الملک، آرامگاه خیام، آرامگاه عطار، امامزاده محروق وابراهیم، بی‌بی شطیطه، و قدمگاه نیشابور اشاره کرد. زیباترین گردشگاه‌های نیشابور در دامنهٔ رشته‌کوه‌های البرز قرار دارند، از جمله می‌توان به روستاهای دیزباد، خرو، درود و حصار بوژان و غار و کوه ابراهیم ادهم در اطراف باغرود و همچنین اردوگاه تربیتی کشوری شهیدرجایی (باغرود) اشاره کرد.نیشابور بر سر راه تهران به مشهد واقع شده‌است و فاصله آن نسبت به شهرهای اطراف به شرح زیر است : تا تهران ۷۷۶، تا مشهد ۱۱۷ کیلومتر است.


ره‌آورد نیشابور



شهرستان نيشابور، با پهنه ای حدود 9308 كيلومتر مربع، در شمال خراسان رضوي،از نظر جغرافيايی در 36 درجه و 12 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 48 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1193 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های چناران و قوچان، از باختر به شهرستان سبزوار، از خاور به شهرستان های مشهد و چناران و از جنوب به شهرستان های تربت حيدريه و كاشمر محدود است. آب و هوا در دامنه ها معتدل و در نواحی پست، اندك‌اندك بر گرما و خشكی هوا افزوده می شود. شهرستان نيشابور پوشش گياهی گوناگونی را داراست. در بخش كوه‌پايه ای، گياهانی مانند ريواس، كمای و دانه شور و در بخش دشتی تاغ، گز و جنگل های دست ساز برای تثبيت شن های روان وجود دارد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان نيشابور 412904 نفر برآورد شده كه از اين تعداد 158847 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند


ادامه مطلب

منابع- ویکی بدیا وایران تراول

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
تسميه و پيشينه تاريخي

گناباد را در منابع عربی و اسلامی جنابد و کنابد و جویمند نیز ثبت کرده‌اند. همچنین در کتب تاریخ نام گناپا به ثبت رسیده است.[۳] جویمند نام پیشین نقطه شهری‌ای است که در دوران پهلوی نام گناباد بر آن نهاده شد. نام گناباد پیش از آن زمان و پس از زمین‌لرزه مهیبی که شهر اصلی گناباد را ویران ساخته بود نام منطقه شده بود و دیگر نام هیچ شهر بخصوصی نبود.

این شهر دارای چهار قنات است :قنات قصبه و قنات ده و قنات علی آباد و قنات حسین آباد. شاید به همبن خاطر آن را جویمند نامیده اند یعنی صاحب جوی ها.

مردم گناباد اصيل و ايرانی هستندو به زبان فارسی و لهجه شيرين خراسانی سخن می گويند. همه مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری هستند.گنابادی ها مردمانی استوار، سخت كوش و مهمان دوستند. جمعيت شهرستان گناباد در سرشماری عمومی نفوس ومسكن سال 1375 هـ . ش، 103.625 نفر بوده است كه از اين شمار 51.590 نفر مرد و 52.035 نفر زن بوده اند. مهم‌ترين صنايع‌دستي‌اين‌شهرستان سفال‌گري و سراميك‌سازي، فرش‌بافي، نمدمالي، گليم‌بافي، رنگرزي، سنتي بافندگي پارچه و دستار، سبدبافي، كارهاي چوبي است. قالي‌هاي اين شهرستان با طرح‌هاي مشهدي و محلي و بلوچي و در رنگ‌هاي قرمز، لاكي، قهوه اي و … عرضه مي‌شود.
سفال‌گري و سراميك سازي در شهرستان گناباد بسيار رواج دارد در كارگاه‌هاي اين شهرستان در روستاي هند در يك كيلومتري شمال شهر گناباد قرار دارند. مواد اوليه در تهيه سفال و سراميك عبارتند از: گل‌رس، لعاب، رنگ، مواد سوختي، مهم‌ترين توليدات اين كارگاه عبارتند از: كاسه سفيد، قهوه اي، زيرسيگاري، قندان، شكلات خوري، پياله و استكان و نعلبكي، پارچ و ليوان، بشقاب كوچك، كشك سياسي، كاسه و بشقاب بزرگ. بازار فروش اين محصولات در گذشته بيش‌تر به خود گناباد اختصاص داشته است. گليم را پلاس نيز مي گويند بافت آن در كارگاه‌هاي افقي و در روي زمين است به واسطه رونق فرش بافي گليم بافي و تهيه نمد رنگرزي هم رونق دارد. گليم مرغوب از پشم و گونه نامرغوب از رشته پتوهاي كهنه با رنگ آميزي استفاده مي‌شود. نمد نيز از ديگر صنايع دستي اين منطقه به شمار مي‌آيد. نمد در اصل گونه اي فرش است كه از پشم تهيه مي‌شود و از رخنه رطوبت و سرما جلوگيري مي كند نمد براي مصرف هاي گوناگون و نقش هاي رنگارنگ است. توليد سبد و حصيربافي كه ماده اوليه ان كم ارزش است مواد اوليه اين توليد كاه، شاخه هاي نازك درختان است.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه‌جغتای، امام‌زاده‌سلطان عابد، جامع‌عتيق جويمند، دژ دختر، دژ رستم، دژ فرود، گورپيران ويسه، گور ميثور و مسجد جامع گناباد از مكان هاي تاريخي و ديدني اين شهرستان به شمار مي روند. 


صنايع و معادن


از صنايع ماشينی‌‌اين‌شهرستان می توان از كارخانه‌های ماكارونی، ملامين‌سازی، سنگ‌بری، واكس، كاشی سازی، آجرفشاری، و … نام برد. از صنايع دستی اين شهرستان مي توان فرش بافی، نمدمالی، گليم بافی، رنگرزی، سنتی، سفال‌گری و سراميك، بافندگی پارچه‌و‌دستار،‌سبدبافی،‌كارهای‌چوبی‌و‌صابون‌پزی را نام برد.
مهم‌ترين‌صنايع‌دستي‌اين‌شهرستان سفال‌گري و سراميك‌سازي، فرش‌بافي، نمدمالي، گليم‌بافي، رنگرزي، سنتي بافندگي پارچه و دستار، سبدبافي، كارهاي چوبي است. قالي‌هاي اين شهرستان با طرح‌هاي مشهدي و محلي و بلوچي و در رنگ‌هاي قرمز، لاكي، قهوه اي و … عرضه مي‌شود. سفال‌گري و سراميك سازي در شهرستان گناباد بسيار رواج دارد در كارگاه‌هاي اين شهرستان در روستاي هند در يك كيلومتري شمال شهر گناباد قرار دارند. مواد اوليه در تهيه سفال و سراميك عبارتند از: گل‌رس، لعاب، رنگ، مواد سوختي، مهم‌ترين توليدات اين كارگاه عبارتند از: كاسه سفيد، قهوه اي، زيرسيگاري، قندان، شكلات خوري، پياله و استكان و نعلبكي، پارچ و ليوان، بشقاب‌كوچك، كشك سياسي، كاسه و بشقاب بزرگ. بازار فروش اين محصولات در گذشته بيش‌تر به خود گناباد اختصاص داشته است. گليم را پلاس نيز مي گويند بافت آن در كارگاه‌هاي افقي و در روي زمين است به واسطه رونق فرش بافي گليم بافي و تهيه نمد رنگرزي هم رونق دارد. گليم مرغوب از پشم و گونه نامرغوب از رشته پتوهاي كهنه با رنگ آميزي استفاده مي‌شود. نمد نيز از ديگر صنايع دستي اين منطقه به شمار مي‌آيد. نمد در اصل گونه اي فرش است كه از پشم تهيه مي‌شود و از رخنه رطوبت و سرما جلوگيري مي كند نمد براي مصرف هاي گوناگون و نقش هاي رنگارنگ است. توليد سبد و حصيربافي كه ماده اوليه ان كم ارزش است مواد اوليه اين توليد كاه، شاخه هاي نازك درختان است. 


کشاورزی و دام داری


فرآورده های كشاورزی گناباد و آبادی های پيرامون آن عبارتند از : غلات، گياهان علوفه ای، عدس، ماش، لپه، سبزی، دانه‌های روغنی، محصولات جاليزی، چغندرقند، پنبه، زيره، زعفران، درختان ميوه، چون سيب، گلابی، به، گيلاس، انار، انجير، توت، انگور، زرشك، بادام، پسته، گردو، فندق.بيش‌تر خانواده های كشاورز، همراه با كارهای كشاورزی، گوسفند، بز، گاو،‌ شتر، و اسب نيز پرورش و نگاه‌داری می كنند. پرورش مرغ برای توليد گوشت، تخم مرغ، ‌و پر يكی از منابع مهم درآمد مردم اين ناحيه به شمار می آيد. در گناباد پرورش كرم ابريشم از گذشته رايج بوده است. در حال حاضر نيز پرورش كرم ابريشم رواج زيادی دارد. هم چنين با توجه به فراوانی باغ های ميوه،‌ كشت شبدر و يونجه، زعفران،‌ … پرورش زنبور عسل رايج است. 


مشخصات جغرافيايي


شهرستان گناباد، با پهنه‌ای حدود 9715 كيلومتر مربع، در مركز خراسان رضوي، از نظر جغرافيايی در 34 درجه و 21 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 42 دقيقه درازی خاوری و بلندی 1150 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های تربت حيدريه و كاشمر، از خاور به شهرستان خواف، از باختر به شهرستان فردوس، و از جنوب به شهرستان های قاينات و فردوس محدود است. آب و هوای گناباد به دليل قرار گرفتن در كنار كوير و دوری از دريا، بيابانی و گرم وخشك است. بيش ترين درجه حرارت در اين شهرستان، در تابستان، 47 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان، 17 درجه زير صفر است. بخش های كوهستانی شهرستان گناباد جزء نواحی خوش آب و هوا و ييلاقی شمرده می شود و بلندی های ميان سنو و كاخك برف گير و زمستان ها پوشيده از برف است. ميانگين بارندگی سالانه، حدود 160 ميلي‌متر اندازه گيری شده است.
راه های مهم گناباد عبارتند از :
1- راه يزد – طبس – فردوس – گناباد، به درازای 675 كيلومتر
2- راه فردوس – گناباد، به درازای 72 كيلومتر
3- راه گناباد – تربت حيدريه – مشهد، به درازای 265 كيلومتر 

 
وجه تسميه و پيشينه تاريخي


درباره علت نام‌گذاری گناباد، داوری های گوناگونی ابراز شده است. برخی آن را در اصل «گون آباد» مرکب از «گون» ترکی (به معنای‌خورشيد) و «آباد» دانسته و نام را وسيله‌ای برای انتساب محل به خورشيد دانسته اند. بعضی نيز آن را «گيو آباد» دانسته بر اين باورند كه گيو، پسر گودرز آن را بنا كرده است. ديگر آراء نيز هر يک نام شهر را به واژه ای منسوب دانسته اند. همانند «کان آباد» که به کان های موجود در منطقه اشاره می کند، و «گون آباد» که به فراوانی گياه «گون» در محل دلالت دارد. گناباد را در گذشته «جويمند» نيز گفته اند. گناباد پيش از اسلام، گذرگاه درونی فلات ايران و بخش های خاوری آن، محل برخورد ميدان جنگ لشگريان ايران و توران بوده است كه «جنگ يازده رخ» در آن روی داده است. گناباد از مناطق كهن ايران است و بنای آن را به شاهان هخامنشی نسبت داده اند. اين شهر درحدود سال 31 هـ . ق، به دست مسلمانان افتاد. در دوران سلجوقی و خوارزمشاهی آباد و از اعتبار و اهميت ويژه ای برخوردار بوده است. گناباد در دوره تيموريان نيز اهميت داشت و بر پايه نوشته نورالدين لطف الله، سرشناس به حافظ ابرو، حاكمان ايالت قهستان در آن می نشستند. در همين دوره است كه دومين مسجد دو ايوانی اين ناحيه در بجستان ساخته شد. گناباد در اوايل حكومت صفوی، مدت ها محل نبرد بين ايران و اوزبكان بود، با اين حال در اين دوران، مورد توجه بود و گسترش يافت. بناهايی چون امام زاده سلطان محمد عابد (ع)، كاخك، مسجد جامع گناباد، آب انبار و كاروان‌سراهای شاه عباسی، بيان‌گر اين داوری است. 

 

 تاریخچه


بارها در شاهنامه، فردوسی شاعر حماسه سرای ایران از گناباد یا جنابد یاد کرده و این مکان را محل جنگ‌های توران و ایران دانسته‌است. به گفته شاهنامه «پیران ویسه» وزیر کاردان افراسیاب در گناباد به خاک سپرده شده و مدفن او هم اکنون در گناباد است.


از دیگر مواردی که می‌توان اشاره نمود، گذر ناصرخسرواز گناباد و روستای کلات (ازتوابع گناباد)و کوهپایه‌های مشرف می‌باشد که در سفرنامه خود به آن اشاره نموده‌است.

در شهر گناباد نیز آب انبارهای عظیمی وجود داشته‌است که حداقل سه مورد آنها در توسعه شهری تخریب شده‌است. آب انبار مرکز گناباد در خیابان شریعت سابق تا سال ۱۳۶۳ فعال و مورد بهره برداری مردم بود.در زمستان آب برف و یخ را روانه این آب انبار می‌کردند و در تابستان آب سرد و خنک می‌نوشیدند به این آب انبار یخچال خانه هم می‌گفتند. گویا در تابستان‌های قدیم به مردم یخ هم می‌فروخته‌اند بویژه اگر تابستان مصادف با ماه رمضان می‌شده‌است.


یکی از نقاط دیدنی گناباد، قلعه فرود می‌باشد که درحال حاضر به روستای کوه قلعه مشهوراست درآن مکان باقی مانده‌های قلعه‌های ساخته شده از ساروج که ازبتن فعلی محکمتر است وجوددارد. در بعضی ارتفاعات دسترسی به این قلعه‌ها با زحمت زیاد امکان پذیرمی باشد.


 آثار تاریخی


تا اوایل سالهای ۱۳۴۰ بافت این شهر خیلی قدیمی بود و علاقه وافر اهالی به نوسازی شهرشان سبب خراب شدن بعضی از آثار تاریخی شد که از آن میان باید از یک یخدان عظیم که ارتفاع گنبد مخروطی آن در حدود بیست متر بود و در نزدیکی مظهر قنات علی آباد قرار داشت نام برد.

مهمترین آثار تاریخی این شهر عبارت است از:

  • مسجد جامع: یکی از آثار قدیمی این شهر مسجد جامع است که در سال ۱۰۴۰ قمری توسط شاه حسین منجم و به سعی خواجه محمد قاسم محولاتی بنا شده است.
  • جامع عتیق جویمند

محصولات کشاورزی


زعفران، پسته، انگور، کشمش، انار، زیره سبز

گنابادی‌های سرشناس


http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/5487625.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/5487449.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/5487609.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/5567448.jpg
درباره علت نام‌گذاری گناباد، داوری های گوناگونی ابراز شده است. برخی آن را در اصل «گون آباد» مرکب از «گون» ترکی (به معنای‌خورشيد) و «آباد» دانسته و نام را وسيله‌ای برای انتساب محل به خورشيد دانسته اند. بعضی نيز آن را «گيو آباد» دانسته بر اين باورند كه گيو، پسر گودرز آن را بنا كرده است. ديگر آراء نيز هر يک نام شهر را به واژه ای منسوب دانسته اند. همانند «کان آباد» که به کان های موجود در منطقه اشاره می کند، و «گون آباد» که به فراوانی گياه «گون» در محل دلالت دارد. گناباد را در گذشته «جويمند» نيز گفته اند. گناباد پيش از اسلام، گذرگاه درونی فلات ايران و بخش های خاوری آن، محل برخورد ميدان جنگ لشگريان ايران و توران بوده است كه «جنگ يازده رخ» در آن روی داده است. گناباد از مناطق كهن ايران است و بنای آن را به شاهان هخامنشی نسبت داده اند. اين شهر درحدود سال 31 هـ . ق، به دست مسلمانان افتاد. در دوران سلجوقی و خوارزمشاهی آباد و از اعتبار و اهميت ويژه ای برخوردار بوده است. گناباد در دوره تيموريان نيز اهميت داشت و بر پايه نوشته نورالدين لطف الله، سرشناس به حافظ ابرو، حاكمان ايالت قهستان در آن می نشستند. در همين دوره است كه دومين مسجد دو ايوانی اين ناحيه در بجستان ساخته شد. گناباد در اوايل حكومت صفوی، مدت ها محل نبرد بين ايران و اوزبكان بود، با اين حال در اين دوران، مورد توجه بود و گسترش يافت. بناهايی چون امام زاده سلطان محمد عابد (ع)، كاخك، مسجد جامع گناباد، آب انبار و كاروان‌سراهای شاه عباسی، بيان‌گر اين داوری است. 


ادامه مطلب

منابع- ویکی بدیا وایران تراول

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مشخصات جغرافيايي
شهرستان كاشمر، با پهنه‌ای حدود 5 هزار كيلومتر مربع، در باختر خراسان رضوي قرار گرفته است. جمعيت شهرستان كاشمر در سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375 ه.ش، 186765 نفر بوده است، كه از اين شمار 92475 نفر مرد و 94290 نفر زن بوده اند. كاشمری ها متدين، زحمت كش و علاقه مند به زادگاه خود هستند. به آداب سنتی نياكان خود پای بندند و به سالخوردگان و بزرگان احترام بسيار می گذارند. قالي‌بافي، زيلوبافي، گيوه بافي، تهيه پارچه هاي دست‌باف و بافتن چادرشب ابريشمي مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند.قالي بافي كاشمر چه از نظر كميت و چه از نظر كيفيت داراي شهرت خاصي بوده و عوايد حاصله از ان بالاترين رقم اهالي را تشكيل مي دهد.قالي و قاليچه بافت اين شهرستان بيش‌تر پشمي و داراي طرح‌هاي كاشمري و كاشاني و نقش‌هاي زيرخاكي، لچك، ترنج، اسكيمي، تخت جمشيد، درختي، سه كله (قاليچه)، چهار رقصي، طرح و تركمني (قاليچه) و گل‌توره اي (قاليچه) هستند. آرامگاه‌مدرس، باغ‌مزار، برج‌كشمير، تپه باستانی‌كندر، چند باب آسياب در دامنه‌كمر باغ دشت، سد شاهی در كوه سرخ و ريوش، سد عضدالدوله در شمال آبادی كاشمر، سيد مرتضی در 5 كيلومتری شمال كاشمر، قلعه‌آتشگاه،قلعه‌پسر، قلعه دختر و مسجد جامع برخي از مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان كاشمر را تشكيل مي‌دهد.

مکان های دیدنی و تاریخی


آرامگاه‌مدرس، باغ‌مزار، برج‌كشمير، تپه باستانی‌كندر، چند باب آسياب در دامنه‌كمر باغ دشت، سد شاهی در كوه سرخ و ريوش، سد عضدالدوله در شمال آبادی كاشمر، سيد مرتضی در 5 كيلومتری شمال كاشمر، قلعه‌آتشگاه،قلعه‌پسر، قلعه دختر و مسجد جامع برخي از مكان‌هاي ديدني و تاريخي شهرستان كاشمر را تشكيل مي‌دهد. 


صنايع و معادن


صنايع خوراكی، نساجی، سلولزی، كانی غير فلزی، فلزی، شيميايی، و برق در كاشمر وجود دارند. معادن آنتيموان در علی آباد كاشمر، كائولن ريوش، كائولن اوج پلنگ، كائولن مكی، و… در اين ناحيه وجود دارد. 

 
کشاورزی و دام داری


كشاورزی، به ويژه باغ‌داری كاشمر رونق دارد و بيش‌تر بر پايه روش های سنتی استوار است. مهم ترين فرآورده های كشاورزی كاشمر عبارت اند از : گندم، جو، چغندرقند، پنبه، آفتابگردان، زيره، درختان ميوه دار، به ويژه انگور، نباتات علوفه ای، صيفی جات و حبوبات. پرورش دام و طيور نيز در كاشمر به دو گونه سنتی و صنعتی انجام شده و مردم به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر می پردازند.  


مشخصات جغرافيايي


شهرستان كاشمر، با پهنه ای حدود 5 هزار كيلومتر مربع، در باختر خراسان، از نظر جغرافيايی در 35 درجه و 11 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 27 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1215 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان های نيشابور و سبزوار، از باختر به شهرستان برداسكن، از خاور به شهرستان تربت حيدريه و از جنوب به شهرستان های گناباد، فردوس و طبس محدود است. هوای كاشمر معتدل و خشك بوده و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 38 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 3 درجه زير صفر است. ميانگين بارندگی ساليانه كاشمر 180 ميلي‌متر گزارش شده است. 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


كاشمر و ترشيز پيشين، از گذشته های دور تا كنون دچار دگرگونی و تغيير نام شده است. در بررسی نام اين شهر به بيش از بيست نام برخورد شده است، كه با يك جمع بندی می توان تمامی آن ها را در واژگان «كاشمر»، «ترشيز»، «بست» و «سلطان آباد» خلاصه كرد. بدين گونه واژه كشمر، كه می تواند به معنای آغوش مادر گرفته شود، با گذشتن از شكل های كيشمر و كشمار، سرانجام به گونه كاشمر در آمده و در همين صورت بازمانده است. از سوی ديگر فرهنگ نگاران، كاشمر را گونه كامل شده «كاخجر»، «كاشخر» و «كاشغر» دانسته اند و بر اين باورند، كه «كاش» برگردانيده شده «كاج» است و «كاخجر»، ياد آور سرو بزرگ و سرشناس اين سرزمين است.
بنا بر روايتی در محلی كه اكنون كاشمر خوانده می شود، بين گشتاسب كيانی و زرتشت پيامبر ديداری روی داده است. چون گشتاسب كيانی، دين بهی را پذيرفت، زرتشت نخستين آتشگاه خود را در قلمرو حكومت كيانی پی ريخت و در جلو در اين آتشكده، درخت سروی را كه تبار بهشتی داشت، با دست خويش كاشت تا همين سرو را بر ايمان شاه گواه بگيرد. بر هر برگ اين سرو نام گشتاسب نقش بسته بود و چون درخت بالا گرفت، شاه نيز بر گرد سرو مينوی، تالار بزرگی ساخت تا نگهدار حرمت سرو باشد.
كشمر در 31 هـ . ق، به دست مسلمانان افتاد. پيروان زرتشت، كه حاضر به پذيرش جزيه نبودند، در نيمه دوم سده 8 م، در حالت جنگ و گريز، اين ناحيه را ترك كردند و خود را به بندر جاسك، و دريای مكران ( دريای عمان) رسانده سپس با گذشتن از دريای مكران به كرانه های گجرات، از جمله بندر سورات و بمبئی رفتند. خراسان، (از جمله ترشيز) در دو سه سده نخستين اسلام،‌ بين امرای طاهری، چون رافع بن هرثمه ( در گذشته 284 هـ . ق ) و امرای صفاری، مانند احمد بن عبدالله ( كشته شده 268 هـ . ق) و ابوطلحه منصور سركب، دست به دست گشت. در سال 438 هـ . ق، هنگامی كه حسن صباح، پيشوای اسماعيليان، در الموت استقرار يافت، دستيار مومن خويش، حسين قاينی را، كه از پيش حكومت ترشيز و قهستان را داشت، به عنوان داعی به كاشمر فرستاد. در سال 520 هـ . ق، وزير سلطان سنجر سلجوقی، ترشيز را محاصره و چپاول كرد. ابن اثير و ياقوت حموی، چيره گی اسماعيليان را بر ترشيز، بين سال های 520 تا 530 هـ . ق، دانسته اند. لشگريان هلاکوخان نيز در تون و ترشيز چپاول و كشتار بسيار كردند.
اميران قهستان و ملوك سيستان، گه گاه ترشيز را به قلمرو خود می افزودند. سربداران نيز حكومت خود را از جام تا دامغان و از خبوشان تا ترشيز،‌ گسترش دادند و خواجه علی مويد ( 766- 788 هـ . ق ) نيز كه آخرين آن ها بود، ولايت های قاين، طبس، ترشيز و قهستان را به قلمرو خود افزود و اين جايگاه تا سال 782 هـ . ق، كه خواجه علی به تيمور لنگ پيوست، ادامه داشت. تيمور لنگ، ترشيز را در سال 784 هـ . ق، به سازش گشود. از آن پس، شاهان و شاهزاده گان تيموری تا اوايل سده 10 هـ . ق، ترشيز را در اختيار داشتند. آخرين آنان، يعنی سلطان حسين ميرزا بايقرا، تا سال 910 هـ . ق، خراسان را در دست داشت. پس از او چندی اوزبك ها به رهبری محمد خان شيبانی، بر خراسان چيره شدند. از اين زمان تا استقرار كامل صفوی، ترشيز را گاه حاكمان اوزبك و گاه سردارانی از طايفه های صفوی، چون شاملو و استاجلو، اداره می كردند. در اواخر حكومت شاه تهماسب، ترشيز در دست محمود خان صوفی اوغلی بود و در روزگار محمد شاه صفوی، نخست ترشيز را به همان محمود خان دادند، و سپس شاه علی سلطان افشار حاكم كاشمر گرديد.
تاريخ كاشمر، به ويژه در سده 12 و 13 هـ . ق، به گونه ای با خانواده عرب عامری يا عرب ميش مست آميخته است. حضور دايم امرای عرب ميش مست، در رويدادهای دوران افشاريان، زنديان و قاجاريان جدی و چشمگير است، نه تنها در ناحيه كاشمر، بلكه در تمامی ايران، به ويژه مازندران، اصفهان،‌ كرمانشاه، يزد و خراسان. 

 


شهرستان كاشمر، با پهنه ای حدود 5 هزار كيلومتر مربع، در باختر خراسان، از نظر جغرافيايی در 35 درجه و 11 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 27 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1215 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان های نيشابور و سبزوار، از باختر به شهرستان برداسكن، از خاور به شهرستان تربت حيدريه و از جنوب به شهرستان های گناباد، فردوس و طبس محدود است. هوای كاشمر معتدل و خشك بوده و بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 38 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 3 درجه زير صفر است. ميانگين بارندگی ساليانه كاشمر 180 ميلي‌متر گزارش شده است


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کَدکَن شهري است در استان خراسان رضوي ايران. اين شهر مرکز بخش کدکن شهرستان تربت حيدريه است. شهر کدکن در 60 کيلومتري شمال غربي شهر تربت حيدريه واقع است.
رضاقلي خان هدايت در "رياض العارفين" و "مجمع الفصحاها" تولد شاعر نامدار، عطار نيشابوري را به سال 512 در کدکن مي‌داند.
محمدرضا شفيعي کدکني از چهره‌هاي معروف نويسندگي و شعر ايران از اين شهر است. از نقاط ديدني آن مي‌شود کوه ملکوه را نام برد.
از خوردني‌هاي سنتي اين محل مي‌توان به حليم کدکن اشاره کرد.
كدكناین شهر حدود ۴۰۰۰ نفر جمعیت دارد

 منبع:مرجع شهرهای ایران

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]
باجگيران شهري است در استان خراسان رضوي در شرق ايران. اين شهر در بخش باجگيران شهرستان قوچان قرار دارد.

جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 837 نفر بوده‌است .

شهر باجگيران در شمال غربي کوه سَمْخُل (مرتفع‌ترين قله 2260 متر) واقع است. دره‌هاي کوه سمخل داراي مرغزار و جنگل است و در 78 کيلومتري شمال شهر قوچان و دو کيلومتري جنوب مرز ايران و جمهوري ترکمنستان قرار دارد.

در دوره قاجار اين شهر به همت حاج علي اوغازي بنياد شد که محل زمستاني کُردهاي کوم کيلانلو بود.در 10 ارديبهشت 1308 زمين لرزه‌اي شمال شرقي ايران و ترکمنستان را لرزاند که براثر آن خانه‌هاي باجگيران آسيب ديد.
باجگيران
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان خراسان جنوبی

موقعیت جغرافیایی :

استان خراسان جنوبی، شرقی ترین استان ایران، دارای 82864 کیلومتر مربع مساحت می باشد. این استان  بین  57 درجه و 46 دقیقه تا 60 درجه و  57 دقیقه طول شرقی و 30 درجه و 35 دقیقه تا 34 درجه و 14 دقیقه عرض شمالی قرار گرفته و 47/5 % از مساحت کشور را به خود اختصاص داده است.استان از شرق، حدود 430 کیلومتر مرز مشترک با کشور افغانستان دارد. از شمال به استان خراسان رضوی، از غرب به استانهای یزد و کرمان و از جنوب با استان سیستان و بلوچستان همسایه است.براساس آخرین تقسیمات کشوری، خراسان جنوبی دارای 6 شهرستان (بیرجند، قائنات، درمیان، سرایان، سربیشه و نهبندان)؛ 17 شهر، 16 بخش، 42 دهستان، 2061 آبادی دارای سکنه و 5041 آبادی خالی از سکنه می باشد.

مجاورت : شمال: استان خراسان رضوی   جنوب غربی : استان کرمان  جنوب شرقی : استان سیستان و بلوچستان  شرق: کشور افغانستان غرب: استان یزد
آب و هوا: در نواحی شرقی معتدل و کوهستانی و در نواحی جنوبی و کویری دارای آب و هوای گرم و خشک و بیابانی
وسعــــت:  489/69555  کیلومتر مربع
جمعـیــت:  559199 نفر در سال83
تقسیمات: 6 شهرستان ، 13 بخش ، 16 شهر و 40 دهستان
شهرستانها: بیرجند، درمیان، سرایان، سربیشه، قائن، نهبندان 

 

مکان های دیدنی و تاریخی

استان خراسان جنوبي از مكان هاي تاريخي و ديدني زيادي برخوردار است كه عبارتند از: سنگ نگاره و نقش كال جنگال, سنگ نگاره لاخ مزار, مسجد جامع چهار درخت, قلعه خورگ, مدرسه شوكتيه, قلعه شاه دژ, قلعه كهنه و تپه صيادان, تخت سردار, قلعه نيه, مزار پر سر, مزار پيرحاجيان
مزار يا قدمگاه هماهنگ و مسجد گلستان.
 

  

صنايع و معادن

صنايع استان خراسان جنوبي در دو دسته صنايع دستي و صنايع ماشيني قابل بررسي است. فرش بافی از هنرهای دستی مهم مردم بيرجند به شمار می رود و فرش ها با طرح های كاشان و محلی و قاليچه ها بيش تر با طرح های بلوچی، سيستانی، تركمنی و … توليد می شوند. 

  

کشاورزی و دام داری

فرآورده های كشاورزی استان خراسان جنوبي كه بيش تر در شهرستان بيرجند توليد مي شوند عبارتند از: زعفران، گندم، جو، ‌چغندر قند، پنبه، تره بار، گردو، سيب، عناب و آلو زرد. در اين منطقه دام داري بيش تر به صورت سنتي رواج دارد و انواع توليدات دامي در اين استان رواج دارد. 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

بر اساس نظر محققين؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشيد و «آسان» به معنی آمدن است. يعنی جايی که خورشيد از آن برمی آيد و چون اين منطقه در خاورايران قرار گرفته, اين وجه تسميه به نظر درست مي آيد. درباره تاريخ اين خطه از ايران زمين بايستي گفت: به طور كلي خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.اين ايالت پهناور دردوره باستاني قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد و درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. تاريخ شهرستان هاي مختلف اين استان؛ در بخش هاي مربوطه به طور كامل آورده شده است.  

 

مشخصات جغرافيايي

استان خراسان جنوبي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ سه شهرستان با نام هاي بيرجند, نهبندان و سربيشه را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛ شهر بيرجند است كه درمركز استان و در درازاي جغرافيايي 57 درجه و 19 دقيقه و پهناي جغرافيايي 37درجه و 28 دقيقه واقع شده است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه معتدل و مرطوب با زمستان های سرد و تابستان های گرم است. ميانگين بارش اين استان به 250 ميلي متر می رسد.  


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:8 ] [ اطلس ایران وجهان ]
بشرویه
بشرويه در موقعيت جغرافيايي مركز كشور ، غرب ناحيه مركزي خراسان در 57 درجه تا 57 درجه و 59 دقيقه طول جغرافيائي از نصف‌النهار مبدا و 33 درجه و 31 دقيقه تا 34 درجه و 54 دقيقه عرض جغرافيائي از خط استوا قرار گرفته است و محدود است از :

شمال : به بخش دستگردان شهرستان طبس و بخش بجستان شهرستان گناباد .

جنوب : بخش ديهوك شهرستان طبس .

شرق : بخش مركزي شهرستان فردوس و بخش بجستان شهرستان گناباد .

غرب : بخش مركزي و بخش دستگردان شهرستان طبس .

مساحت حدود 7994 كيلومتر مربع مي‌باشد كه در شمال آن كوير نمك و در جنوب ، مركز و شرق آن شنزارها و ريگستانها قرار دارد .

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:7 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ویژگی‌های اقلیمی
این شهرستان با توجه به موقعیت جغرافیايی و عدم وجود توده‌های مرطوب و کوهستان‌های مناسب و به علت مجاورت با دو کویر مرکزی و نمک دارای آب و هوای صحرايی، خشک و کم‌باران می‌باشد. میانگین میزان بارندگی این شهرستان در حدود ۱۵۵ میلی‌متر در سال است. این شهرستان به لحاظ وسعت زیادش از نظر آب و هوایی دارای دو منطقه متفاوت است:

مناطق کوهپایه‌های شمالی که معمولاً دارای زمستان‌های بسیار سرد و تابستان‌های معتدل می‌باشد که شهرهای فردوس و اسلامیه تقریباً در این ناحیه قرار دارند و علت وجود این آب و هوا عمدتاً کوهستانی و مرتفع بودن آن است.

قسمت روستاهای داخل کویر بخش بشرویه، این منطقه دارای تابستان‌های فوق العاده گرم و خشک می‌باشد به طوری که در اغلب ساعات روز درجه حرارت در بخش بشرویه متجاوز از ۴۰ درجه سانتی گراد می‌شود. متوسط بارندگی در این ناحیه ۱۰۰ میلی متر در سال است. یکی از مشخصه‌های آب و هوایی منطقه کویری بشرویه اختلافات زیاد درجه حرارت بین روز و شب است که این اختلاف گاه به ۲۳ درجه سانتی‌گراد می‌رسد.

ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:7 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهر سربیشه

در کتابهای تاریخی بهارستان، نزهه القلوب و معجم البلدان از سربیشه و مؤمن آباد و نهارجان اسم برده شده است و مساجد و آثار کهن شهر مورد توجه سیاحان قرار گرفته است. در وجه تسمیه سربیشه گفته شده است چون زمین قسمت جنوبی شهر آبخیز و سرسبز بوده و شهردر مدخل این محل قرار داشته است به آن سربیشه گفته اند اقوال دیگر نیز گفته شده از قبیل سردبیشه که بدلیل سردی هوا به این نام معروف بوده و به مرور زمان حرف (د) حذف گردیده است. سربیشه از پیشینه تاریخی بسیار غنی برخوردار بوده و به‌همین دلیل، در گوشه و کنار شهرستان آثار تاریخی و دیدنی متنوعی به چشم می خورند

شهرستان سربيشه يكي از شهرستان هاي استان خراسان جنوبي است كه در ناحيه‌ي خاور استان قرار گرفته است. مركز اين شهرستان شهر سربيشه است كه در طول جغرافيايي 48ـ58 و عرض جغرافيايي 34ـ 32 و در ارتفاع 1820 متر‌ي از سطح درياي آزاد قرار دارد و داراي آب و هواي معتدل و خشك است. بناهاي تاريخي بخش سربيشه به دوره اسلام و قبل از آن مي‌رسد و آثار تاريخي آن نشان دهنده غناي فرهنگي و سابقه تمدني اين منطقه است. مهم ترين آثار تاريخي اين شهرستان را آثاري از قبيل محوطه‌هاي باستاني، قلعه و خانه‌هاي قديمي، غارها و روستاهاي شگفت انگيز و مسجدهاي قديمي تشكيل مي دهد.


نهبندان‌ناحيه‌اي است‌كويري، خشك و كم آب. اهميت اين منطقه‌ پيش‌ از‌ اسلام بسيار بيش‌تر بوده است‌ چرا كه اين منطقه‌ در مسير بندرعباس به خراسان قرار داشته و‌ از ‌اين باب موقعيتي سوق‌الجيشي داشته است.‌ جمعيت شهرستان نهبندان در سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1375 هـ . ش، 43.065 نفر بوده است كه از اين شمار 21.698 نفر مرد و 21.367 نفر زن بوده اند. مردم نهبندان ايرانی و‌ آريايی نژادند و با گويش محلی و نزديك به خراسانی سخن می گويند. لهجه آن ها به گويش سيستانی نيز نزديك است و بعضی از آن ها به سيستانی سخن می گويند. همه نهبندانی ها مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری هستند. مردم نهبندان سخت‌كوش، مهربان، ساده، آزاده، پاك‌انديش و مهمان نوازند. مهم ترين هنردستی مردم اين ناحيه، قاليچه بافی است. مردم منطقه با توليد‌قاليچه‌هايی با طرح‌های بلوچی، تركمنی، و نقش های گلدانی، مددخانی و محلی، درآمد عمومی را افزايش می دهند و برخي از اين صنايع به خارج صادر مي‌شوند.

مکان های دیدنی و تاریخی


تپه صيادان در كنار كوه قلعه شاه دژ، تخت سردار ، قلعه نيه، مزار پر سر، مزار پيرحاجيان، مزار يا قدمگاه هماهنگ درباختر شهر نهبندان و مسجد گلستان مكان هاي ديدني و تاريخي اين منطقه را تشكيل مي‌ دهند. 

 

صنايع و معادن


صنايع شهرستان نهبندان به دو دسته ماشيني و صنعتي تقسيم مي‌شود. ولي اطلاعات مدوني درباره‌ي صنايع و معادن اين منطقه كه مستند باشد به دست نيامده است. 


کشاورزی و دام داری


نهبندان‌از‌نظر كشاورزی جايگاه مطلوبی دارد و كشت به روش سنتی صورت می گيرد. نهبندان در دشتی قرار گرفته كه سرتاسر نواحی خاوری، جنوبی و باختری آن را زمين های كشاورزی پوشانده است. كشت اين منطقه آبی است و آب كشاورزی از كاريز و گاه از رودخانه تأمين می شود. ديرينه‌گی برخی از كاريزهای اين ناحيه به دو هزار سال نيز می رسد. فرآورده‌های عمده كشاورزی آن عبارتند از: زيره، پنبه، گندم، جو، انار، انگور، توت، انجير، عناب، سيب و زعفران. دام‌داری نيز در نهبندان رواج داشته و فرآورده های دامی مانند: پشم، روده و پوست از جمله صادرات آن است.  

 

مشخصات جغرافيايي


شهرستان نهبندان با پهنه‌ای بيش از 20 هزار كيلومتر مربع، در خراسان‌جنوبي‌قرار دارد. نهبندان از سوی شمال به شهرستان بيرجند، از باختر به استان كرمان، از جنوب و جنوب خاوری به استان سيستان و بلوچستان محدود است. هوای نهبندان گرم وخشك بوده و زير تأثير آب وهوای كويری اختلاف دمای زيادی بين زمستان و تابستان آن ديده می شود. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها، 42 درجه بالای صفر و كم ترين آن در زمستان ها، 10 درجه زير صفر است. در سال های معمولی ميزان باران ساليانه نهبندان به 150 ميلی متر می رسد. 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نهبندان در گذشته «نه» و «نيه» ناميده می شده است. بيش تر آثار تاريخی، از جمله «تاريخ سيستان» از اين سرزمين با نام های بالا ياد كرده اند و گويا از سده 7 هـ . ق به بعد «نهبندان» گفته شده است. «نی» به زبان پهلوی، به معنی «بنا» و «شهر» بوده و نظير آن در کلماتی چون نيشابور و نهاوند ديده می شود. لازم به يادآوری است که نهبندان در لهجه مردم محل و در گفتگو، كه جنبه خودمانی تری دارد، هنوز همان «نه» گفته می شود. واژه نهبندان شايد از زمانی متداول شده، كه روستای بندان در 75 كيلومتری جنوب خاوری «نه» به گونه زندان و بندان فرمانروايان سيستان درآمده و اين دو نام با هم و در كنار هم به كار رفته اند. به هر حال شهر «نه» در كناره كوير، در پيش از اسلام وجود داشته و از آبادی های مهم و استراتژيك آن زمان به شمار می رفته است.
نهبندان، همانند ديگر مناطق خراسان، در سال های 30- 31 هـ . ق به دست مسلمانان افتاد و در سده های نخستين اسلامی در قلمرو امويان و عباسيان بود. نهبندان از سال 205 هـ . ق تا سال 247 هـ . ق كه يعقوب ليث سيستانی، در سيستان بر روی كارآمد، در دست طاهريان خراسان بود. يعقوب ليث پس از نبردهای بسيار با دشمنان و عاملان خليفه عباسی، سرانجام در 25 محرم سال 147 هـ . ق، بر سيستان و پيرامون آن چيره شد و نهبندان نيز به قلمرو وی افزوده شد. در 287 هـ . ق، اسماعيل سامانی، در نبردی بر عمرو ليث صفاری پيروز شد و سيستان و خراسان، از جمله نهبندان را به دست آورد. در سال 389 هـ . ق، محمود غزنوی با سرداران سامانی جنگيده بر خراسان چيره شد.
در زمان جانشينان سلطان محمود، سلجوقيان شورش كردند و طغرل اول سلجوقی، پس از چيره شدن بر سلطان مسعود غزنوی،‌ در 429 هـ . ق، به حكومت رسيده سيستان و خراسان از جمله نهبندان را به قلمرو خود افزود. از سال 622 تا 668 هـ . ق، نهبندان يكی از مراكز آباد بوده و والی هايش گاه زير فرمان خوارزمشاهيان كرمان بوده و زمانی به نيابت از فرمانروايان سيستان، زمام امور اين ناحيه را نيز به دست داشته اند.
در سال 668 هـ . ق‌كه امير ترشيز (كاشمر) با سپاه مغول به نيه آمد و آن جا را خراب كرد، ملك نصير الدين، فرمانروای سيستان، پسر خود، شمس الدين علی را به نيه فرستاد تا آن جا را باز سازی كند. سيستان در دوره حكومت ملك نصير الدين توانمند شد و ايالت قهستان از قاين تا ترشيز، تابع سيستان بود و امرای كرمان در هنگام گرفتاری و جنگ، در سيستان پناه می جستند. ركن الدين محمد، فرزند ديگر نصير الدين، به دليل ناسازگاری با پدر از سيستان رفت و در پيرامون آن، به گشودن دژها و شهرها و تهيه سپاه پرداخت و در شهر نيه استقرار يافت. وی در نيه دژها و باغ های متعددی به وجود آورد.
پس از پيروزی شاه اسماعيل اول صفوی بر شيبك خان اوزيك و گشودن هرات در سال 916 هـ . ق ، ملك محمود سيستانی - فرمانروای سيستان - از جانب وی به عنوان حاکم نهبندان و تمامی سرزمين های كرانه جنوب هيرمند پايدار شد. به هر حال، نهبندان تا اواخر سده 10 هـ . ق، تابع سيستان بوده است و از اين زمان زير نظر امرای قاين اداره می شده است، به طوری كه در نيه، حاکمی از سوی آنان مأمور امور ديوانی بوده است. اين امر تا ميانه دوره پهلوی نيز ادامه داشته است.  

 

[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:7 ] [ اطلس ایران وجهان ]
سرایان
شهرستان سرایان در شمال غربی استان خراسان جنوبی واقع است. شهرستان سرایان از غرب به شهرستان فردوس، از شمال به بخش کاخک شهرستان گناباد، از شرق به بخش سده شهرستان قائنات، از جنوب و جنوب شرق به بخش خوسف شهرستان بیرجند و از جنوب غربی به بخش دیهوک شهرستان طبس محدود می‌‌شود.

اين شهرستان تا سال ۱۳۸۴، جزء بخش‌های سه‌گانه شهرستان فردوس بود كه در اين سال به صورت شهرستان مستقل درآمد و به استان خراسان جنوبی ملحق شد.

شهر سرایان، مركز شهرستان سرایان، در ۵۸ درجه و ۳۱ دقیقه طول شرقی و ۳۳ درجه و۵۱ دقیقه عرض شمالی، در ۱۶۰ کیلومتری مرکز استان (شهر بیرجند) و در دشتی هموار در حاشیه کویر و در دامنه جنوب غربی رشته کوه زابری معروف به شتران قرار دارد.


ادامه مطلب
[ پنجم تیر 1389 ] [ 15:6 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهر قاینات

مارکوپولو در سفرنامه خود از این شهر به نام تونوکاین نام برده است که این نام ازنام دو شهر بزرگ آن ایالت ـ قهستان ـ که تون و قاین باشد، گرفته شده است. همچنین درسال 444 هـ. ق ناصرخسرو قبادیانی از این شهر دیدن کرده و از استحکامات شهر و مسجد جمعه آن یاد کرده است. ایالت قهستان، همزمان با ورود اعراب به ایران، پناهگاه زرتشتیانی بود که به آن پناه آورده بودند. حمدالله مستوفی، در قرن هشتم هجری از مرکزیت قاین نسبت به آبادی های دیگر قهستان، و همچنین از فراوانی زعفران و میوه آن گزارش داده است. یکی از مهمترین آثار تاریخ قاین، مسجد جامع است که از بناهای قرن هشتم هجری می باشد.

شناخت چهره ناهمواریهای منطقه برای تمامی مسئولین و برنامه ریزان از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.در توپوگرافی این شهرستان دو چهره کوهستانی و اراضی هموار دیده می شود. ارتفاعات دو رشته کوه شرق و شمال غرب را در برگرفته و سرزمینهای هموار به اشکال دشت، بیابان و دق دیده می شوند.
از کل وسعت قاینات 998562 هکتار آن را دشتها و 784638 هکتار را عوارض طبیعی در بر گرفته است.
در این شهرستان 237200 هکتار بیابان و 160000 هکتار شنزارها و 40000 هکتار کویر است.

 

 

غربي ترين تا شرقي ترين در امتداد خط مستقيم 225 كيلومتر و از شمال به جنوب 90 كيلومتر و با شكل متناسب يك مستطيل كه از استانهاي قم،كهكيلويه و بوير احمد،چهار محال و بختياري و گيلان و حتي از كشورهاي بحرين،قطر،لبنان و قبرس بزرگتر و مساحت تقريبي ان معادل فلسطين وكويت مي باشد.
مركز اين شهرستان شهر قائن كه تر روي دشتي به  همين نام واقع و در مسير بزرگراه اسيايي مشهد به زاهدان تا مرز افغانستان 180 كيلومتر فاصله داشته و از سطح دريا 1440 متر بلندي دارد و از دو شهر بيرجند و گناباد فاصله اي مساوي 105 كيلومتر در 372 كيلومتري جنوب مشهد از تهران 1300 كيلومتر فاصله دارد.
بزرگان زيادي همچون ماركوپولو،ناصر خسرو و خواجه نصير كه از قائن ديدن كرده اند، همه از ان به بزرگي ياد نموده اند.

 

  • ناهمواريها:

    شهرستان قائنات را دو رشته كوه مهم در ميان گرفته، رشته ار تفاعات غربي با جهت شمالي جنوبي به نام قهستان از جنس اهكي كه تا مين كننده مواد اوليه كارخانه سيمان بوده و در بر دارنده غارهاي متعدد از جمله غار معروف خونيك با اثار زندگي غار نشيني كه هنوز باقي است و از ديگر بلنديها ارتفاعات شاسكوه و اهنگران در شرق قائنات است. وجود كوهستانهاي مرتفع مايه بركتي جهت مساعد شدن اب و هوا وبارندگي مناسب شده است.
    دشتهاي حاصلخيز قائن، اسلام اباد،شاهرخت،چشمه بيد واسفدن و نيز دقهاي پترگان كه از درياچه هاي قديمي اند اراضي هموار قائنات را در بر گرفته اند.

     

  • آب و هوا:

    قائنات از اب وهواي نيمه بياباني و ملايم برخور دار بوده كه در دو ناحيه شرق و غرب شهرستان اب و هوا به بياباني تغيير مي يابد،شهر قائن اغلب ايام بويژه تابستانها سردترين شهر خراسان و گاه سردترين شهر كشور مي باشد. و تعداد روزهاي يخبندان ان به بيش از 100 روز در سال مي رسد. متوسط بارندگي قائنات 175 ميليمتر در سال كه ميزان ان طي سالهاي مختلف نوسان دارد و اين ميزان بارش در شهر قائن از 200 ميليمتر متجاوز است. بارندگي قائنات اغلب اواخر زمستان و اوايل بهار بوده وبه بركت نفوذ توده هواي باران اور مديترانه اي مي باشد. بادهاي سردسيري در فصل زمستان دما را به شدت كاهش داده و چله بادهاي زمستاني از شدت دما بسرعت مي كاهند. ميانگين دماي سالانه قائن 9/14 درجه سانيگراد، متوسط حد اقل سالانه 06/7 و متوسط حد اكثر 8/20 درجه سانتيگراد مي باشد.

    اساس آخرین یافته‌های باستان‌شناسی سابقه سکونت در شهر قائن به دوران پارینه سنگی میانی (حدود ۳۰ هزار سال قبل) می‌رسد. بر اثر حفاری‌های باستان‌شناسی هیئت آمریکایی در غار خونیک در جنوب این شهر، تعدادی دست افزارهای سنگی مربوط به دوران پارینه سنگی میانی در این غار به دست آمد که از لحاظ مطالعات باستان‌شناسی و انسان‌شناسی بسیار حائز اهمیت است. همچنین وجود تعداد زیادی تپه‌های باستانی در اطراف شهر قائن که بر اساس مشاهدات اولیه از دوران پیش از تاریخ دارای آثار و نشانه‌هایی است که قدمت طولانی سکونت در این منطقه از کشور ایران را اثبات کرده‌است.

    نقل است که شهر قائن را کی لهراسپ پدر گشتاسب ساخته‌است. مارکوپولو در سفرنامه خود از این ناحیه به نام «تونوکاین» نام برده‌است که این نام از نام دو شهر بزرگ ایالت قهستان که تون (فردوس امروزی) و قائن باشند گرفته شده‌است. همچنین درسال ۴۴۴ هـ.ق ناصرخسرو قبادیانی از این شهر دیدن کرده و از استحکامات شهر و مسجد جامع آن یاد کرده‌است. ایالت قهستان، هم‌زمان با ورود اعراب به ایران، پناهگاه زرتشتیانی بود که به آن پناه آورده بودند. حمدالله مستوفی، در قرن هشتم هجری از مرکزیت قائن نسبت به آبادی‌های دیگر قهستان، و همچنین از فراوانی زعفران و میوة آن گزارش داده‌است. یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی قائن, مسجد جامع آن است که از بناهای قرن هشتم هجری می‌باشد.

    آثار باستانی

    آخرین بررسی‌ها در شهر قائن به شناسایی ۱۷۰ اثر منجر شده است. این آثار شامل تپه‌ها و محوطه‌های باستانی، قلعه‌ها، مساجد، مقابر و آرامگاهها، خانه‌های تاریخی، درختان کهنسال، غارها، پناهگاه‌های سنگی و دژهای زیرزمینی است.

    بیشترین تراکم آثار مربوط به قرون میانه اسلامی بخصوص قرن پنجم (اواخر سلجوقی) تا قرن هشتم (تیموریان) است به شکلی که اکثر تپه‌ها و محوطه‌های باستانی و قلعه‌های کوهستانی و بسیاری از غارها دارای آثاری از این دوران است. «وجود رشته کوههایی که دارای ساختار آهکی است در منطقه، باعث بوجود آمدن تعداد فراوانی غار در مناطق مختلف شهرستان قائن شده است.»

    غارهای شناسایی شده بیشتر در مناطق مرکزی شهرستان پراکنده‌اند. علاوه بر شگفتیهای طبیعی که این غارها دارند وجود نشانه‌هایی از آثار تاریخی بخصوص وجود آثار معماری در بسیاری از غارها، آنها را به یکی از جاذبه‌های مهم تاریخی و گردشگری منطقه تبدیل کرده و از این نظر دارای استعدادهای بالقوه فراوانی است. همچنین این بررسی‌ها به شناسایی ۴۰ قلعه تاریخی در این شهر منجر شد. بیشتر این قلعه‌ها در زمان اسماعیلیان (۱۰۰۰ سال پیش) ساخته شده و کاربرد نظامی داشته‌اند. قدمت بقیه قلعه‌ها به دوران ساسانی (۲۰۰۰ سال پیش) و سلجوقیان (هم‌زمان با اسماعیلیان) باز می‌گردد.

    بر اساس آخرین یافته‌های باستان‌شناسی سابقه سکونت در شهر قائن به دوران پارینه سنگی میانی (حدود ۳۰ هزار سال قبل) می‌رسد.

    قلعه چهل دختر

    قلعه چهل دختر در ۵٫۳ کیلومتری جنوب شرق شهر قائن و در بخش مرکزی واقع شده و به شماره ۱۵۲۷۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این قلعه بر فراز کوهی مشرف به دشت و شهر قائن واقع شده که این کوه دارای سطحی وسیع و مناسب برای ساخت و ساز می‌باشد. بالاترین نقطه قلعه به جبهه غرب قلعه نزدیک است و از این نقطه تمام قسمت‌های قلعه قابل کنترل و تحت نظر می‌باشد.

    مسجد جامع قائن

    مسجد جامع قائن که از بناهای قرن هشتم هجری است، در قائن واقع شده است. این مسجد، برطبق کتیبه‌ای که در لوح سنگی نقر نموده اند، درسال ۱۰۸۶ هـ .ق مرمت شده است. منبر چوبی نفیس آن در سال ۱۰۸۲ هـ .ق ساخته شده، و از نمونه‌های عالی هنرهای دستی است. بنا بر اطلاعات سنگ لوحه‌های موجود در این مسجد، این بنا در زمان سلاطین گورکانی در قرن هشتم هجری، و به وسیله امیر جمشید بن قارن نایینی، یکی از سرداران گورکانی، بازسازی و اصلاح شده است. اما بسیاری نیز بنا بر برخی مدارک، احداث این بنا را به اوایل قرن پنجم هجری نسبت داده اند، ضمن این که برخی شواهد دیگر حاکی از آن است که احتمالاً این مسجد روی بقایای به جا مانده از یک آتشکده در دوران پیش از اسلام بنا شده است.

    غار خونیک

    •  

    غار «خونیک» در جنوب قائن که در حاشیه جاده آسیایی قرار دارد. شاخص‌ترین غار قائن است که نخستین بار در سال ۱۹۵۴ توسط پروفسور کارلتون مورد کاوش قرار گرفت، قدمت این غار به دوران دیرینه سنگی میانی می‌رسد و بقایای اسکلت انسانهای پیش از تاریخ و دست افزارهای سنگی از این غار به دست آمده است.

    از دیگر غارهایی که مورد بررسی و شناسایی قرار گرفته‌اند و آثار معماری و سکونت در آنها قابل مشاهده است، می‌توان به غارهای «فارسان، جوجه، ترشو، نوغاب، پهلوان، مشاگ، تجرگ، پل خیر، ملک و بزمرده (میانگور)» اشاره کرد.

    آرامگاه(عمارت) بزرگمهر قائنی

    •  

    در ۵ کیلومتری جنوب قائن بر دامنهٔ کوه بزرگمهر، مقبره‌ای قرار دارد که متعلق به یکی از عرفای نامدار، سیاست‌مدار و شاعر قرن چهارم و پنجم هجری قمری به نام قسیم بن ابراهیم بن منصور معروف بزرگمهر قائنی است. آرامگاه بزرگمهر قائنی بر اساس شواهد، از بناهای ساخته شده در قرن ۶ و ۷ هجری قمری می‌باشد. این بنا به شکل چلیپایی و با معماری زیبایی ساخته شده. بقعه آن چهار ایوانی ست و گنبد بر فراز این ایوانها استوار شده. نوادگان بزرگمهر، خانواده «نوری ابوذری» هستند که هم اکنون اکثرا ساکن همین شهر می‌باشند. پسوند خانوادگی «ابوذری» متعلق به این خانواده و برگرفته از نام بوذرجمهر می‌باشد.[نیازمند منبع]

     آرامگاه شیخ ابوالمفاخر

    این آرامگاه در قبرستان ابوالخیری قائن است. شیخ ابوالمفاخر از مشاهیر معروف و حکمای عالی مقام ایران است. وی در فن دبیری و جامع علوم معقول و منقول، افضل نویسندگان آن وقت بوده است. آرامگاه وی در جنوب شهر قرار دارد و به صورت تفریحگاهی بزرگ در آمده است.

    [ویرایش] قلعه کوه قائن

    قلعه حسین قائنی معروف به قلعه کوه قائن در فاصله سه کیلومتری جنوب شهر قائن در ارتفاعات رشته کوه قهستان قرار دارد. این قلعه از جنوب و شرق به ارتفاعات و از سمت غرب و شمال به دشت قائن محدود است.

    قلعه حسین قائنی در دوره سلجوقی به دستور قاضی حسین قائنی که از سرداران حسن صباح در قهستان بوده، ساخته شده است. این قلعه پس از قلعه شاه دژ نهبندان بزرگ‌ترین قلعه خراسان جنوبی است.

    قلعه کوه قائن شامل سه قسمت امیرنشین، قسمت مخصوص سربازان و اصطبل است. هم‌چنین وجود بیش از ۳۰ برج دیده‌بانی به استحکام، شکوه و عظمت بیشتر بنا کمک کرده است. قلعه کوه قائن در سال ۱۳۸۰ با شماره ثبت ۴۸۰۳ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

    دژ زیرزمینی نیک

    «دژ زیرزمینی نیک قائن» که از دوره‌های باستانی تا دوره اسلامی محل سکونت بود. این دژ تاریخی در درون «تپه نیک» واقع شده و به عنوان یک زیستگاه مخفی کاربرد داشته است. «فضاهای داخلی دژ زیرزمینی «نیک» شامل، اتاقها راهروها، هشتی مرکزی و یک سالن است که این فضاهای معماری بدون زوایای منظم ساخته شده است. راهروی اصلی این دژ با شیب ملایم به طرف بالا و سطح زمین امتداد دارد و در نزدیکی سطح زمین مسدود می‌شود.» «دژ زیرزمینی نیک» در فاصله ۳۵ کیلومتری شهرستان قائن در روستای نیک قرار گرفته است.

     خانه سلطانی

    بنای قدیمی خانه سلطانی یکی از آثار تاریخی شهرقائن مربوط به دوران زندیه در فهرست آثارملی کشور به ثبت رسیده است.این خانه که در محدوده بافت تاریخی شهر قائن قراردارد، درگذشته متعلق به خانواده سلطانی از ملاکین و بزرگان قائنات بود. کاربری این بنا در حال حاضر نیز مسکونی است و ازنظر ایستایی در وضعیت مطلوبی به سرمی برد. لازم به ذکراست، این بنا با توجه به اینکه دربافت تاریخی قائن قرارگرفته، از ارزش معماری قابل توجهی برخوردار است.

    بنای رباط چاهک

    بنای تاریخی رباط چاهک واقع در شهرستان قائن مربوط به دوران صفویه در فهرست آثارملی به ثبت رسیده است. رباط چاهک در ۹۵ کیلومتری جنوب غربی قائن قراردارد. این بنا دارای ایوانی مربع شکل، پنج ایوانچه متصل به اتاقهای پشتی و یک راهرو طویل با ایوانچه‌های متعدد است.

    جاذبه های خراسان جنوبی
  • [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:6 ] [ اطلس ایران وجهان ]

    بررسی‌های باستان‌شناسی و وجود محوطه‌ها و تپه‌های باستانی، رونق این ناحیه را تا پیش از اسلام به‌خصوص در عصر تاریخی به اثبات رسانده‌است.[نیازمند منبع] قدیمی ترین آثار یافت‌شده در شهرستان فردوس توسط باستان‌شناسان میراث فرهنگی خراسان، مربوط به هزاره دوم پیش از میلاد[۷][نیازمند منابع بیشتر] است و از آن پس آثاری از هزاره اول، دوران ساسانیان و دوره‌های مختلف اسلامی یافت شده‌اند که تداوم حیات طولانی در این شهر را نشان می‌دهد.[۷][نیازمند منابع بیشتر]

    این شهر تا سال ۱۳۰۸ خورشیدی، تون نام داشته[۷] و در متون قدیمی اغلب به نام بلده طیبه تون و در مکاتبات دوره صفویه، به نام دارالمؤمنین تون نامیده شده‌است.[۷] نخستین کتاب موجود که از تون نام برده، اشکال‌العالم جیهانی متعلق به قرن چهارم هجری است که از تون به عنوان شهری آباد و بزرگ یاد کرده‌است.[۷] از آن به بعد نام تون به مناسبت‌های مختلف در متون و سفرنامه‌ها دیده شده و اغلب از آن به عنوان شهری بزرگ و آباد نام برده شده‌است.[۷] دلایل و شواهد تاریخی نشان می‌دهد که در گذشته‌های دور که تون اهمیت و اعتباری تاریخی و جمعیتی داشته، به ویژه تا دوران اقتدار اسماعیلیه و حتی سده‌های پس از آن، به ولایت قهستان تعلق داشته‌است. ایالت تون یکی از مناطق قهستان بوده که بعد از الموت، دومین مرکز مهم فرقه اسماعیلیه بوده و تا حمله مغول دوام داشته‌است. آثار به جا مانده از دژهای آن دوران، مانند کوه قلعه فردوس، قلعه دختر بشرویه و قلعه حسن‌آباد هم اکنون نیز قابل مشاهده‌اند.

    ناصرخسرو قبادیانی، در سدهٔ پنجم هجری، خبر از وجود چهارصد کارگاه زیلوبافی در شهر تون داده‌است:[۱۱]




    «شهر تون شهر بزرگ بوده‌است اما در آن وقت که من دیدم اغلب خراب بود و بر صحرایی نهاده‌است و آب روان و کاریز دارد و بر جانب شرقی باغ‌های بسیار بود و حصاری محکم داشت. گفتند در این شهر چهارصد کارگاه بوده‌است که زیلو بافتندی و در شهر درخت پسته بسیار بود در سرای‌ها و مردم بلخ و تخارستان پندارند که پسته جز بر کوه نروید و نباشد.»

    در بسیاری از دوره‌های زمانی، تون در کنار قائن، یکی از دو شهر مهم و بزرگ ولایت قهستان بوده و نامش را همراه قائن و گاه در ترکیب با آن، به صورت «تونوکین» (‌تون و قاین) به جای قهستان به کار می‌برده‌اند.[۱۲] مارکوپولو نیز در سفرنامه خود، از منطقهٔ قهستان با نام تونوکین یاد کرده که اشاره به تون و قاین دو شهر بزرگ این بلاد داشته‌است.[۱۳] در دوره‌های اخیر که قائن اهمیت پیشین خود را از دست داده بود، تون به همراه طبس منطقه واحدی را تشکیل داده و عبارت تون و طبس جای تون و قائن را گرفت.[۷]

    مردم شهر تون در حمله مغول قتل عام شدند و چهل هزار نفر از اسماعیلیه در تون کشته شدند[۱۳] به طوری که از کشته‌ها پشته و تپه ساخته شده و روی آن تپه، تخت هلاکوخان قرار داده شده‌است.[۱۴] این تپه که به «تخت هلاکو» معروف شده بود تا چند دهه قبل در نزدیکی خندق فردوس باقی مانده بود که متأسفانه در دهه‌های اخیر نابود گردید.[۱]

    حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب در مورد فردوس گفته‌است: «در اول شهر بزرگ بوده و این زمان شهری وسط است و وضع آن شهر چنین نهاده‌اند که اول حصاری به غایت بزرگ نهاده و خندق عمیق بی‌آب دارد و بازار درگرد حصار درآورده و شهر و خانه‌ها در گرد بازار و باغات و توتستان‌ها در گرد خانه‌ها و غله‌زار در گرد باغات و در گرد غله‌زارها بندها بسته که آب باران می‌گیرند و آب بِدان غله می‌برند و در آن بندها خربزه بی‌آب زراعت می‌کنند که به غایت شیرین می‌باشد و آبش از کاریزها است و هوای معتدل و حاصلش غله و میوه و ابریشم باشد.[۱۳]» این شهر دارای ارگی بزرگ بود که ساخت آن را به عمرو لیث صفاری نسبت می‌دهند. در دوره صفویه و در زمان پادشاهی شاه تهماسب اول این ارگ مرمت گردید.[۱۳]

    تون که در دورهٔ صفویه به خوبی رشد کرده بود، در قحطی قرن یازده بیشتر جمعیت خود را از دست داد.[۱۵]

    در آغاز سده اخیر، هنوز فردوس از شهرهای مهم استان خراسان بود، به گونه‌ای که شهرداری فردوس که در سال ۱۳۰۴ تأسیس شد، از نخستین شهرداری‌های استان خراسان بزرگ بوده‌است.[۱۶]

     وجه تسمیه تون


    تون، در «معجم‌البلدان»، سفیدی روی ناخن، در «برهان قاطع»، گلخن حمام، در «مؤیدالفضلا»، جامه شبروی، در «مجمع‌اللغات»، حمام و در «فرهنگ نظام»، خزانه و گنجینه معنی شده‌است. اما به دلیل مجاورت با طبس که به معنی چشمه آبگرم است، باید مفهوم سرزمین گرم را داشته باشد.[۱]

    بنابر یک قول دیگر، نام فردوس در زمان ایران باستان، «تابان» بوده‌است که پس از حمله اعراب در زبان عربی تغییر شکل یافته و به صورت تون درآمده‌است.[۱۲] بر طبق این قول، تابان و تابش که امروزه به نام فردوس و طبس شناخته می‌شوند، هر دو از شهرهای کهن ایران به شمار می‌روند.

    زمین‌لرزهٔ سال ۱۳۴۷



    عکس هوایی از شهر فردوس قبل از زمین‌لرزه سال ۱۳۴۷

    بزرگ‌ترین رویداد ناگواری که در سده اخیر در فردوس روی داد، زمین‌لرزه سال ۱۳۴۷ می‌باشد. در این زمین‌لرزه که ۷٫۳ درجه در مقیاس ریشتر شدت داشت[۱۷]، بخش عمدهٔ فردوس و روستاهای اطراف تخریب شد. پس از زلزلهٔ فردوس و تخریب شهر، یکی از علما و روحانیون بزرگ خراسان، دانش سخنور که در آن زمان در فردوس از محبوبیت بالایی برخوردار بود، مردم را ترغیب به مهاجرت و ساخت شهر جدید فردوس در محل اسلامیه کنونی نمود. به این ترتیب، تعدادی از مردم فردوس به این منطقه مهاجرت کردند ولی بخش عمده مردم در محلی که در نزدیکی شهر قدیمی ساخته شده بود، ساکن شدند. همچنین عدهٔ زیادی از ساکنان قبلی فردوس پس از این زمین‌لرزه به شهرهای مشهد و تهران مهاجرت کردند و جمعیت فردوس به شدت کاهش یافت. این زمین‌لرزه، آسیب جبران‌ناپذیری به فردوس وارد کرد و از اهمیت آن کاست.

     محله‌های فردوس


    قبل از زمین‌لرزهٔ شهریور ۱۳۴۷، شهر فردوس دارای ۵ محله به نام‌های سادات، تالار، میدان، عنبری و سردشت بود.[۱۸]

    محلهٔ سادات در جنوب غربی شهر، محلهٔ تالار در شمال شرقی، محلهٔ میدان در مرکز و شرق، محلهٔ عنبری در جنوب و جنوب شرقی و محلهٔ سردشت در شمال غربی شهر فردوس قرار داشتند. بازار شهر، مسجد جامع، مدرسه علمیه و مزار امام‌زادگان در محلهٔ میدان قرار داشتند.[۱۸]

    همچنین فردوس دارای ۴ دروازه به نام‌های دروازه میدان، دروازه قاین، دروازه طبس و دروازه ملک بود.[۱۹]

    پس از زمین‌لرزهٔ سال ۱۳۴۷، شهر در مجاورت شهر قبلی ساخته شد و محله‌های سابق در هم آمیخت.

     گویش فردوسی


    مردم فردوس به گویش فردوسی سخن می‌گویند. این گویش در میان گویش‌های فارسی در خراسان، یکی از قدیمی‌ترین گویش‌ها به شمار می‌رود که تا حد بسیار زیادی ویژگی زبان فارسی را حفظ کرده و آهنگ زبان پارسی باستان را همچنان به همراه دارد.[نیازمند منبع] با این که این گویش از نظر واژگان موجود در آن زیرمجموعه‌ای از زبان پارسی است، به دلیل تفاوت ساختاری که در صرف افعال و جمله‌بندی با زبان رسمی کشور داشته، نسبت به سایر گویش‌های خراسان تا حدود زیادی از آلوده‌شدن به واژگان بیگانه مصون مانده‌است. آهنگ و وزن ادای کلمات در این گویش، به گونه‌ایست که درک آن برای شنوندهٔ ناآشنا بسیار دشوار می‌نماید به طوری که اغلب آن را یک زبان و نه گویش می‌پندارند.[نیازمند منبع]

    مردم پنج محلهٔ فردوس، اگر چه همه از گویش فردوسی استفاده می‌کرده‌اند، ولی باز هم تفاوت‌هایی در گویش محله‌های مختلف وجود داشته، ولی این جدایی و اختلاف پس از زلزلهٔ سال ۱۳۴۷ یکی شده و به تدریج گویش‌های محله‌ها در هم آمیخت.[۲۰]

    این گویش در تمامی سطح شهرستان و بخش‌هایی از شهرستان‌های مجاور از جمله قائن و گناباد رواج دارد. با این وجود، این گویش در روستاهای مختلف شهرستان فردوس به صورت‌های متفاوت بیان می‌شود. نکته جالب آنکه گویش برخی از روستاها که فاصله زیادی تا شهر فردوس دارند، کاملاً شبیه مردم فردوس بوده در حالی که گویش برخی روستاها که تنها چند کیلومتر با فردوس فاصله دارند، تفاوت زیادی با فردوس دارد.

     آب و هوا


    دمای هوای فردوس با توجه به نزدیکی آن به کویر و کمبود رطوبت، بین شب و روز و تابستان و زمستان، اختلاف زیادی دارد. هوا در تابستان گرم و خشک و در زمستان سرد و بارانی است. عمدهٔ بارندگی سالانه، از آغاز آذر تا پایان فروردین صورت می‌گیرد. دی، سردترین ماه و تیر، گرم‌ترین ماه سال می‌باشد.


    [نهفتن]Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هوای فردوسNuvola apps kweather.svg
    ژانویه فوریه مارس آوریل مـــــه ژوئـن ژوئیـه آگوست سپتامبر اکتبـر نوامبر دسامبر سـال
    گرم‌ترین
    ۲۱٫۵ ۲۴٫۸ ۳۰ ۳۴٫۸ ۳۹٫۶ ۴۳٫۲ ۴۴٫۶ ۴۲٫۴ ۳۹٫۸ ۳۵ ۲۷٫۶ ۲۶ ۴۴٫۶
    میانگین‌گرم‌ترین‌ها
    ۱۰٫۳ ۱۲٫۷ ۱۷٫۳ ۲۴٫۷ ۳۰٫۳ ۳۵٫۷ ۳۶٫۶ ۳۵٫۲ ۳۲٫۳ ۲۵٫۸ ۱۸٫۹ ۱۲٫۹ ۲۴٫۴
    میانگین‌سرد‌ترین‌ها
    ۰٫۷ ۴٫۷ ۱۰٫۵ ۱۴٫۹ ۱۹٫۷ ۲۱٫۸ ۱۹٫۲ ۱۴٫۵ ۹٫۳ ۴٫۳ ۰٫۹ ۱۰٫۰
    سردترین
    -۱۴٫۸ -۱۰ -۷٫۸ -۱٫۲ ۲٫۲ ۱۲٫۴ ۹٫۲ ۷٫۴ ۵٫۲ -۳٫۶ -۷٫۲ -۱۱٫۵ -۱۴٫۸
    بارش
    mm
    ۲۶ ۲۸ ۳۴٫۶ ۱۸٫۲ ۵٫۱ ۰٫۴ ۰٫۱ ۰٫۴ ۰٫۱ ۲٫۴ ۶٫۵ ۲۶ ۱۴۷٫۸


    منبع [۴] اکتبر ۲۰۰۸

     آموزش و فرهنگ


    شهر فردوس در حال حاضر دارای چند مرکز آموزش عالی است:

    همچنین این شهر دارای دو دبیرستان تیزهوشان شبانه‌روزی (پسرانه شهید بهشتی و دخترانه فرزانگان) وابسته به سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان است که از شهرستان‌های فردوس، گناباد، طبس، قائنات، سرایان، بشرویه و بجستان دانش‌آموز می‌پذیرد.[۲۲] در ایران تنها سه شهرستان دارای مرکز استعدادهای درخشان شبانه‌روزی هستند.[۲۳]

    ۹۱٫۱٪ از جمعیت شهر فردوس، و ۸۴٫۴٪ از مردم شهرستان فردوس باسوادند که این میزان، بسیار بالاتر از میانگین کشور و استان است.[۲۴]

    در زمینهٔ هنری، خوشنویسان فردوس (برادران فراستی) جزء برجسته‌ترین خوشنویسان کشور هستند.[۲۵] همچنین تئاتر شهرستان فردوس به لحاظ کیفیت در سال ۱۳۸۴ رتبه اول کشوری و در جشنواره تئاتر فجر و تئاتر کودک و نوجوان مقام اول در سطح کشور را بدست آورد.[۲۵]

    گردشگری


    قرار داشتن فردوس در مسیر ارتباطی استان‌های جنوبی ایران با مشهد، باعث شده که مسافران زیادی از این شهر عبور کنند، به گونه‌ای که تنها در فاصلهٔ روزهای ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ تا ۱ فروردین ۱۳۸۸ بیش از یک میلیون و پانصد هزار نفر مسافر از این شهر عبور کرده‌اند که بیشترین تعداد مسافر در بین شهرهای استان خراسان جنوبی بوده‌است.[۲۶] همچنین سالانه حدود ۶ میلیون مسافر و زائر از این شهر عبور می‌کنند.[۲۷]

    مکان‌های ییلاقی و تفریحی فردوس عمدتاً در شمال و شمال شرق آن و در مجاورت کوهستان‌های فردوس قرار گرفته‌اند. علاوه بر این، شهرستان فردوس، از جمله شهرستان‌های تاریخی کشور است که از ۱۹۰ اثر تاریخی شناسایی شده در آن، تاکنون ۹۰ اثر به ثبت آثار ملی رسیده‌اند.[۲۸][۲۹]

    مهم‌ترین مکان‌های تفریحی و گردشگری فردوس عبارتند از:

     آبگرم معدنی فردوس


    آبگرم معدنی فردوس، یک چشمه آبگرم با خواص درمانی است که در فاصله حدود ۲۰ کیلومتری شمال شهر فردوس واقع شده‌است.[۱]

     شهر تاریخی تون



    نمای درونی مدرسه علیا، ساخته شده در دوره صفوی

    نمای بیرونی مدرسه علیا، ساخته شده در دوره صفوی
    ویژگی‌های اقلیمی
    این شهرستان با توجه به موقعیت جغرافیايی و عدم وجود توده‌های مرطوب و کوهستان‌های مناسب و به علت مجاورت با دو کویر مرکزی و نمک دارای آب و هوای صحرايی، خشک و کم‌باران می‌باشد. میانگین میزان بارندگی این شهرستان در حدود ۱۵۵ میلی‌متر در سال است. این شهرستان به لحاظ وسعت زیادش از نظر آب و هوایی دارای دو منطقه متفاوت است:

    مناطق کوهپایه‌های شمالی که معمولاً دارای زمستان‌های بسیار سرد و تابستان‌های معتدل می‌باشد که شهرهای فردوس و اسلامیه تقریباً در این ناحیه قرار دارند و علت وجود این آب و هوا عمدتاً کوهستانی و مرتفع بودن آن است.

    قسمت روستاهای داخل کویر بخش بشرویه، این منطقه دارای تابستان‌های فوق العاده گرم و خشک می‌باشد به طوری که در اغلب ساعات روز درجه حرارت در بخش بشرویه متجاوز از ۴۰ درجه سانتی گراد می‌شود. متوسط بارندگی در این ناحیه ۱۰۰ میلی متر در سال است. یکی از مشخصه‌های آب و هوایی منطقه کویری بشرویه اختلافات زیاد درجه حرارت بین روز و شب است که این اختلاف گاه به ۲۳ درجه سانتی‌گراد می‌رسد.جنوبی و بین 39-32 درجه تا 42-43 درجه عرض شمالی و 5-75 تا 55-58 درجه طول شرقی واقع شده است. این شهرستان، از شمال به شهرستان های طبس، بردسکن و گناباد، از شرق به شهرستان های گناباد ، بیرجند و از جنوب و غرب به شهرستان طبس محدود می شود. مساحت شهرستان 13277 کیلومتر مربع است
    .
    این شهرستان در سال 1329 پس از افزایش تعداد شهرستان‌های استان خراسان از 7 شهرستان به 11 شهرستان، همزمان با شهرستان‌های نیشابور، کاشمر و درگز تأسیس گردید. شهرستان فردوس در ابتدا مشتمل بر بخش های مرکزی، طبس، سرایان و بشرویه بود. در سال 1335، بخش طبس از شهرستان فردوس جدا شده و به صورت شهرستان درآمد. همچنین پس از تقسیم استان خراسان به سه استان در سال 1384، بخش سرایان از این شهرستان جدا شده، به شهرستان تبدیل شد و به استان خراسان جنوبی ملحق گردید. به این ترتیب اکنون شهرستان فردوس شامل بخش‌های مرکزی و بشرویه بوده و متعلق به استان خراسان می‌باشد. جمعیت شهرستان در حدود 65،000 نفر می‌باشد. این شهرستان دارای 3 شهر فردوس، بشرویه و اسلامیه می‌باشد
    .
    ویژگی های اقلیمی

    این شهرستان با توجه به موقعیت جغرافیائی و عدم وجود توده های مرطوب و کوهستان های مناسب و به علت مجاورت با دو کویر مرکزی و نمک دارای آب و هوای صحرائی، خشک و کم باران می باشد. میانگین میزان بارندگی این شهرستان در حدود 155 میلی متر در سال است. این شهرستان به لحاظ وسعت زیادش از نظر آب و هوایی دارای دو منطقه متفاوت است
    :
    -
    مناطق کوهپایه های شمالی که معمولا دارای زمستان های بسیار سرد و تابستان های معتدل می باشد که شهرهای فردوس و اسلامیه تقریباً در این ناحیه قرار دارند و علت وجود این آب و هوا عمدتاً کوهستانی و مرتفع بودن آن است
    .
    -
    قسمت روستاهای داخل کویر بخش بشرویه، این منطقه دارای تابستان های فوق العاده گرم و خشک می باشد به طوری که در اغلب ساعات روز درجه حرارت در بخش بشرویه متجاوز از 40 درجه سانتی گراد می شود. متوسط بارندگی در این ناحیه 100 میلی متر در سال است. یکی از مشخصه های آب و هوایی منطقه کویری بشرویه اختلافات زیاد درجه حرارت بین روز و شب است که این اختلاف گاه به 23 درجه سانتی گراد می رسد
    .
    پوشش گیاهی

    با توجه به میزان بارش کم، درجه حرارت بالا، جنس خاک و سایر شرایط طبیعی و جغرافیایی در شهرستان فردوس، پوشش گیاهی از نوع استپی است که بر حسب میزان رطوبت تغییر می کند و این پوشش در قسمت های شمالی و مرتفع انبوه بوده و تبدیل به مراتع می شود. مهمترین گیاهان استپی شهرستان عبارتند از: خار شتر، گون، گز، قیچ، تاغ، تریخ، اسپند و شور کده که اغلب از نوع گیاهان سازگار به شوری می باشند. ویژگی عمده تمامی این ناحیه تنک بودن پوشش گیاهی آن است که به ندرت بیش از یک سوم خاک را می پوشاند. در بین گیاهانی که به طور طبیعی رشد می کنند، گیاهانی که مصرف دارویی دارند در منطقه یافت می شوند که بعضی از این گیاهان عبارتند از ختمی، بادیان، ترنجبین، زرشک، زیره، خارخشت، شوید، کلپوره،

    شهرستان فردوس



    شهرستان فردوس به مرکزیت شهر فردوس، در شمال استان خراسان جنوبی و بین 39-32 درجه تا 42-43 درجه عرض شمالی و 5-75 تا 55-58 درجه طول شرقی واقع شده‌است. این شهرستان، از شمال به شهرستان‌های بردسکن و گناباد، از شرق به شهرستان‌های گناباد و سرایان و از جنوب و غرب به شهرستان طبس محدود می‌شود. مساحت شهرستان 13277 کیلومتر مربع است
    .

    این شهرستان در سال 1329 پس از افزایش تعداد شهرستان‌های استان خراسان از 7 شهرستان به 11 شهرستان، همزمان با شهرستان‌های نیشابور، کاشمر و درگز تأسیس گردید. شهرستان فردوس در ابتدا مشتمل بر بخش‌های مرکزی، طبس و بشرویه بود که بعداً بخش سرایان نیز از بخش مرکزی جدا شد. در سال 1335، بخش طبس از شهرستان فردوس جدا شده و به صورت شهرستان درآمد. همچنین پس از تقسیم استان خراسان به سه استان در سال 1384، بخش سرایان از این شهرستان جدا شده، به شهرستان تبدیل شد و به استان خراسان جنوبی ملحق گردید. به این ترتیب اکنون شهرستان فردوس شامل بخش‌های مرکزی و بشرویه بوده و متعلق به استان خراسان رضوی می‌باشد. این شهرستان، تعداد 771 آبادی دارد که از این میان، 162 روستا دارای سکنه می‌باشند. جمعیت شهرستان بر طبق سرشماری سال 1375، 86،625 نفر می‌باشد. این شهرستان دارای 3 شهر فردوس، بشرویه و اسلامیه می‌باشد. شهرستان فردوس، از جمله شهرستان‌های تاریخی کشور است که از 180 اثر تاریخی شناسایی شده در آن، تاکنون 35 اثر به ثبت آثار ملی رسیده‌اند
    .



    [
    ویژگی‌های اقلیمی

    این شهرستان با توجه به موقعیت جغرافیایی و عدم وجود توده‌های مرطوب و کوهستان‌های مناسب و به علت مجاورت با دو کویر مرکزی و نمک دارای آب و هوای صحرایی، خشک و کم‌باران می‌باشد. میانگین میزان بارندگی این شهرستان در حدود 155 میلی‌متر در سال است. این شهرستان به لحاظ وسعت زیادش از نظر آب و هوایی دارای دو منطقه متفاوت است
    :

    -
    مناطق کوهپایه‌های شمالی که معمولاً دارای زمستان‌های بسیار سرد و تابستان‌های معتدل می‌باشد که شهرهای فردوس و اسلامیه تقریباً در این ناحیه قرار دارند و علت وجود این آب و هوا عمدتاً کوهستانی و مرتفع بودن آن است
    .

    -
    قسمت روستاهای داخل کویر بخش بشرویه، این منطقه دارای تابستان‌های فوق العاده گرم و خشک می‌باشد به طوری که در اغلب ساعات روز درجه حرارت در بخش بشرویه متجاوز از 40 درجه سانتی گراد می‌شود. متوسط بارندگی در این ناحیه 100 میلی متر در سال است. یکی از مشخصه‌های آب و هوایی منطقه کویری بشرویه اختلافات زیاد درجه حرارت بین روز و شب است که این اختلاف گاه به 23 درجه سانتی‌گراد می‌رسد
    .


    [
    وضعیت کشاورزی

    با توجه به میزان بارندگی کم در این شهرستان، عمده زمین‌های کشاورزی به صورت آبی می‌باشند. کل سطح زیر کشت این شهرستان در حدود 57000 هکتار می‌باشد که در حدود 27000 هکتار آن در بخش مرکزی و بقیه در بخش بشرویه واقع شده‌اند. از این میان، تنها نزدیک به 8000 هکتار که در بخش مرکزی واقع شده‌اند، به صورت دیم بوده و بقیه آبی می‌باشند. همچنین مهمترین محصولات باغی این شهرستان، انار و پسته هستند که میزان تولید انار و پسته در این شهرستان در سال 1384، به ترتیب 1610 و 1086 تن بوده است. به علاوه، در سال 1384، 11 تن زعفران خشک در این شهرستان تولید شده است
    .


    [
    پوشش گیاهی

    با توجه به میزان بارش کم، درجه حرارت بالا، جنس خاک و سایر شرایط طبیعی و جغرافیایی در شهرستان فردوس، پوشش گیاهی از نوع استپی است که بر حسب میزان رطوبت تغییر می‌کند و این پوشش در قسمت‌های شمالی و مرتفع انبوه بوده و تبدیل به مراتع می‌شود. مهمترین گیاهان استپی شهرستان عبارتند از: خارشتر، گون، گز، قیچ، تاغ، تریخ، اسپند و شورکده که اغلب از نوع گیاهان سازگار به شوری می‌باشند. ویژگی عمده تمامی این ناحیه تنک بودن پوشش گیاهی آن است که به ندرت بیش از یک سوم خاک را می‌پوشاند. در بین گیاهانی که به طور طبیعی رشد می‌کنند، گیاهانی که مصرف دارویی دارند در منطقه یافت می‌شوند که بعضی از این گیاهان عبارتند از ختمی، بادیان، ترنجبین، زرشک، زیره، خارخشت، شوید، کلپوره، کاسنی و بارهنگ
    فردوس يكي از شهرستان‌هاي استان خراسان رضوي است كه در بخش مركزي استان واقع شده و مركز آن شهر فردوس است. شهرستان فردوس از طرف شمال به شهرستان گناباد و كوير نمك، از طرف خاور به دهستان نيميلوك و دهستان پساكوه از شهرستان قائن، از جنوب به بخش خوسف و دشت لوت و از باختر به شهرستان طبس و كوير نمك محدود است . در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان فردوس 86625 نفر برآورد شده از اين تعداد جمعيت 21874 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند.
    مهم‌ترين صنايع دستي شهرستان فردوس؛‌قالي‌و قاليچه بافي است كه از روزگار كهن در اين منطقه رايج بوده است. بافت قالي و قاليچه در اين منطقه داراي اهميت نسبي بوده و توليدات آن جزو اقلام صادراتي شهرستان فردوس محسوب مي‌شود. قالي‌هاي بافته شده با طرح محلي و بلوچ و نقش‌هاي ترنج و قنديلي عرضه مي شوند. فرش بافي در شهرستان طبس پيشينه تاريخي دارد و از گذشته هاي دور يكي از منابع اصلي درآمد مردم بوده است بافتن قالي به گونه سنتي و قاليچه هاي دو متري با دارهاي خوابيده است. بعضي از گونه هاي قالي اين منطقه را قاليچه هاي محلي و سنتي دومتري، سنتي مشهور به خود رنگ، نقشه‌خشتي و نقشه‌نايين تشكيل مي‌دهد. امام‌زاده در گوشه باختری ميدان بازار شهر فردوس، حوض سيدی، مدرسه حبيبيه، مدرسه شيخ، مدرسه عليا، مسجد جامع و مسجد كوشك در خاور شهر و كنار دروازه قاين برخي از مهم ترين ديدني هاي شهرستان فردوس را تشكيل مي دهند.

    مکان های دیدنی و تاریخی


    امام زاده در گوشه باختری ميدان بازار شهر فردوس، حوض سيدی، مدرسه حبيبيه، مدرسه شيخ، مدرسه عليا، مسجد جامع و مسجد كوشك در خاور شهر و كنار دروازه قاين برخي از مهم ترين ديدني هاي شهرستان فردوس را تشكيل مي دهند.  


    صنايع و معادن


    صنايع موجود در فردوس عبارتند از : صنايع نساجی، صنايع غذايی، صنايع شيميايی و صنايع بهداشتی، صنايع چوب و سلولزی، صنايع غير فلزی و فلزی.  


    کشاورزی و دام داری


    به دليل خشكی هوای اين ناحيه، بيش تر فرآورده های كشاورزی، از راه كشت آبی است و كاشت ديم سهم اندكی در توليد دارد. اكنون مهم ترين منبع تأمين كننده آب كشاورزی فردوس، كاريز و چشمه است. اما آبياری هنوز به گونه سنتی، يعنی غرقابی، جوی و پشته است و آب در نهرهای خاكی جريان می يابد. مهم ترين فرآورده های كشاورزی فردوس، گندم و جو بوده و پس از آن پنبه و زعفران است كه هر ساله مقدار زيادی به خارج از ايران صادر می شود. كشت چغندرقند و چغندر معمولی نيز رايج است. علاوه بر اين، پياز، سيب زمينی، نخود، لوبيا، سبزی، و سيفی نيز كشت می شود. باغ‌داری از نظر توليدات كشاورزی، در فردوس دارای اهميت است و از گذشته رواج داشته است. پيش از زلزله 1347 هـ . ش، يكی از مهم‌ترين فرآورده های باغ‌داری فردوس، مركبات بوده است. انار، انگور، سيب، آلو (ميرزايی، و بخارايی)، زردالو، هلو، توت، گلابی، شليل، به و گيلاس، ديگر ميوه های فردوس است. هم چنين پرورش گوسفند، بز، شتر، … در فردوس رواج دارد، اما به دليل خشكی هوا و جايگاه كويری، دارای پوشش گياهی طبيعی قابل ملاحظه ای نيست، از اين رو مراتع آن ناچيز و تنها برای توليد و پرورش گوسفند مناسب است.  

     

    مشخصات جغرافيايي


    شهرستان فردوس، با پهنه ای حدود 6/21956 كيلومتر مربع، در مركز خراسان رضوي واقع شده و از نظر جغرافيايی در 31 درجه پهنای شمالی و 58 درجه و 8 دقيقه درازای خاوری، و بلندی 1297 متری از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان های گناباد و كاشمر، از باختر به شهرستان طبس، از خاور به شهرستان های بيرجند و قاينات و از جنوب به شهرستان های بيرجند و طبس محدود است. شهرستان فردوس در دامنه كوه ها و در دشت قرار گرفته و كوير نمك در باختر و بخشی از شمال آن كشيده شده و به سبب وزش بادهايی كه از كوير می وزد، دارای آب و هوايی متغير است. شهرستان فردوس به دليل نزديكی با كويرمركزی و لوت، دارای آب و هوای بيابانی و خشك است و به دو بخش آب و هوای كوهستانی (شمالی) و دشتی (جنوبی) تفكيك می شود.  

     
    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    فردوس از گذشته های دور تا سال 1308 هـ . ش «تون» ناميده می شده و در متون پيشين به نام «بلده طيبه تون»، و در اسناد و نامه نگاری های دوران صفوی و قاجار، به نام «دارالمومنين تون» نگاشته شده است. در بسياری از دوره ها، شهر تون را يكی از دو شهر مهم و بزرگ ايالت قهستان می دانستند و همه جا نامش را همراه قاين و گاه در تركيب با آن، به گونه «تونوكين» (‌تون و قاين) به جای قهستان به كار می بردند. واژه تون درزمان باستان و در زبان های پيش از اسلام، هم ريشه با واژگانی چون تاويدن، تبيدن و تويدن بوده و از دو پاره «تو» (= تاو / تاب) + «ان» تشكيل شده است، كه اندك اندك «تو ون» به گونه تون، به معنی محل تابش و كانون گرما در آمده است و اين نام را به دليل همسايگی اين شهر با ناحيه گرمسيری كوير، بدان داده اند.
    تون بيش تر مورد حمله گردنكشان و تركمانان قرار می گرفته و خسارت های جانی و مالی بسياری به آن وارد می شده است. در 428 هـ . ق مورد چپاول تركمانان قرار گرفت و در 484 هـ . ق پيروان حسن صباح آن را گشودند و حسين قاينی، داعی اسماعيليه سال ها بر آن حكم راند، تا اين كه در 653 هـ . ق، از سوی هلاكو خان مغول سركوب و مردم آن قتل عام شدند. با اين حال تون در دوره ايلخانان، رشد و اهميت دوباره خود را آغاز كرد و حتی در حمله تيمورلنگ به خراسان، ‌آسيب چندانی نديد. درحدود 852 هـ . ق، كه ميرزا بابر به هرات آمد و خراسان را نيز به دست آورد، تون را به ميرزا علاء الدوله داد و او هم پسرش ميرزا ابراهيم را به اين ناحيه فرستاد. هم زمان با اوجگيری حكومت صفوی تون از اهميت ويژه ای برخوردار بوده است و شاه تهماسب صفوی، سليمان خليفه تركمان، ‌پسر سهراب را به حكومت تون و طبس فرستاد و در دومين سال حكومت شاه عباس صفوی، سليمان خان، پسر شاه علی ميرزا استاجلو، حاكم تون و طبس بوده است. در اواخر حكومت صفوی، ولايت تون قلمرو حكومت ملك محمود سيستانی بود. وی در 1312 هـ . ق، عليه صفويان برخاست و شهر يزد را نيز مورد تهديد قرار داد. ملك محمود در قلعه تون استقلالی به هم رسانيده نيشابور و مشهد را گرفت. وی به نام خود سكه زد و تا چند سال بعد كه به دست نادرشاه افشار به قتل رسيد، در خراسان و سيستان فرمانروايی داشت. نادرشاه افشار هنگامی كه از عراق عجم رهسپار خراسان بوده، از تون / فردوس گذشته و گويا در آن جا توقفی هم داشته است و حكومت تون و طبس را به رييس ايل عرب زنگونی واگذار می كند. حاكمان عرب زنگويی در دوره زنديه و قاجاريه هم در تون و طبس حکم رانده اند. در اين دوره ها ميرحسن خان عرب زنكويی، و بعدها فرزند او - محمد خان - حاكم فردوس و طبس بوده اند.
    پس از مشروطيت، نايب حسين كاشی، زير حمايت دولتمردان محمد علی شاه، 11 سال در يزد، كاشان، تون، و طبس به حكومت و نبرد مشغول بوده است. در جنگ جهانی اول در قاين، بين گروهی از سربازان روسی و آلمانی زد و خوردی روی داده و حاكم قاين كشته می شود. در اين رويداد گروهی از مردم فردوس به روسيه تبعيد شدند. در جنگ جهانی اول مدت ها روس ها يا به گويش محلی ارس ها در شهر فردوس ساكن بودند. در اين زمان، وضع فردوس نابسامان بوده و چپاول های مهاجمان و چپاولگران ادامه داشته است. آن چه از اين ناامنی ها در خاطره نسل بزرگسالان اين شهر بازمانده، فتنه حسنی هاست. حسنی ها، مردمی چپاولگر از حدود فارس بودند، كه برای چپاول به سوی سه قلعه و فردوس آمدند. و شماری شتر، از جمله شتران مشير الاياله، رئيس پست را بردند. فتنه محمد علی گنابادی، كه به تحريك عبدالرحيم نامی از مردم شهر، شبانه به فردوس وارد شد و عبدالله خان، رئيس نظميه را در خانه اش كشت، شايد آخرين ماجرايی باشد، كه بزرگسالان هنوز از ياد نبرده اند. با اين اتفاق حكومت تون از مركز، به عماد الملك طبسی واگذار شد، او هم پسرش را مأمور دفع محمد علی گنابادی می كند، كه سرانجام در گيسور بر او چيره شده ماجرا را پايان می بخشند. 

     


    ادامه مطلب
    منبع پایگاه اینترنتی فرمانداری شهرستان فردوس
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:6 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    استان خراسان جنوبی

    موقعیت جغرافیایی :

    استان خراسان جنوبی، شرقی ترین استان ایران، دارای 82864 کیلومتر مربع مساحت می باشد. این استان  بین  57 درجه و 46 دقیقه تا 60 درجه و  57 دقیقه طول شرقی و 30 درجه و 35 دقیقه تا 34 درجه و 14 دقیقه عرض شمالی قرار گرفته و 47/5 % از مساحت کشور را به خود اختصاص داده است.استان از شرق، حدود 430 کیلومتر مرز مشترک با کشور افغانستان دارد. از شمال به استان خراسان رضوی، از غرب به استانهای یزد و کرمان و از جنوب با استان سیستان و بلوچستان همسایه است.براساس آخرین تقسیمات کشوری، خراسان جنوبی دارای 6 شهرستان (بیرجند، قائنات، درمیان، سرایان، سربیشه و نهبندان)؛ 17 شهر، 16 بخش، 42 دهستان، 2061 آبادی دارای سکنه و 5041 آبادی خالی از سکنه می باشد.


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:3 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    درخش و آئین های مذهبی

    در کتاب (جغرافیای تاریخی خراسان) که توسط حافظ ابرو در دوره تیموریان نگارش یافته است آمده: (بلوک قهستان دارای 7 قریه و زیادت از صد مزرعه از توابع این ناحیه است و آورده اند که قریه درخش در این میان دارای 45 مزرعه می باشد)

    به لحاظ سیاسی و حکومتی درخش از دوره باستان تا دوره صفویه و قاجار فراز و نشیب های تاریخی را طی کرده تا اینکه در دوره صفویه و قاجاریه بعنوان مرکز نایب الحکومه وقت اعتبار یافته است. انتخاب نایبان حکومتی از بین بزرگان بوده و اختصاص به دو خانواده وابسته به یکدیگر بنام (جواد خان) و (وزیرخان) داشته است.

    با تعویض حکومت از خاندان حسام الدوله به شوکت الملک نیابت حکومت از خانواده جواد خان به خانواده وزیرخان انتقال می یابد. نایب الحکومه ها مأمور انجام امور قضاوت, جمع آوری مالیات و مجری فرامین حکام کشوری بوده اند. از مهمترین و مدبرترین نایبان درخش می توان به میرزا صادق خان میر محتشم , محمدمیرزا پسر زین العابدین , آقا حسین فرزند آقا محمدخان, نظرعلی خان میرزا علی, محمد ولی میرزا, میرزا عبدالجواد ثابت و محمد محسن زهرایی را نام برد


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:3 ] [ اطلس ایران وجهان ]
                        جاذبه های خراسان جنوبی

    موقعیت و حدود شهرستان بیرجند

    شهرستان بیرجند در جنوب استان خراسان و بین مدارهای 32 درجه و 53 دقیقه عرض شمالی و59 درجه و 13 دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار مبدا قرار دارد .

    شهرستان بیرجند از شمال به شهرستان قائن ، از غرب به فردوس و طبس، از جنوب به نهنبدان و از شرق به افغانستان محدود می شود .مساحت شهرستان بیرجند 31704 كیلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا 480متر است .بیرجند تا تهران 1320 و تا مشهد 486 كیلومتر فاصله دارد


     

    آب و هوای بیرجند

    شهرستان بیرجند به دلیل دوری از مسیر باد های باران آور، عدم وجود ارتفاعات مهمی كه بتواند در تعدیل آب و هوا و جذب نزولات جوی مؤثر واقع شود و مجاورت با كویر لوت در خشك ترین تقسیم بندی اقلیمی خراسان قرار دارد . میانگین درجه حرارت در همه نقاط شهرستان به یك اندازه نیست .

    به طور كلی بیرجند به تبعیت از وضعیت پستی ها و بلندی ها دو نوع اقلیم دارد :

      1. اقلیم گرم و خشك شامل مناطق دشت و حاشیه شهرستان .

    2. اقلیم خشك و ملایم كه در بخش های مرتفع شمالی و مركزی شهرستان (رشته كوههای  باغران و مؤمن آباد) مشاهده می شود .

    فصل گرم بیرجند طولانی است و ماههای خرداد، تیر و مرداد را در بر می گیرد و ایام سرد سال شامل ماههای آذر، دی و بهمن می باشد . متوسط بارندگی سالانه 167 میلیمتر است كه بیشترین میزان آن مربوط به فصول زمستان و بهار می باشد . دره های واقع در رشته كوههای منطقه از جمله رشته كوه باغران از مناطق ییلاقی و خوش آب و هوای شهرستان محسوب می شود

    نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورت‌های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده‌است.

    پنج وجه تسمیه برای بیرجند بیان شده‌است.

    • بیرجند یعنی نصف شهر/نیم شهر
    • بیرجند یعنی شهر بلند
    • بیرجند یعنی شهر چاه
    • بیرجند یعنی شهر طوفان
    • بیرجند یعنی برزن

    آقای رجبعلی لباف خانیکی در مقاله خود تحت عنوان "تأملی در نام بیرجند"، بیرجند را مرکب از دو جزء "بیر" و "جند" می‌داند. "بیر" در پارسی باستان به معانی رعد و برق، صاعقه و طوفان و "جند" که معرّب "کند" است به زبان فرارودی به معنی مکان و شهر آمده‌است. با توجه به نامهای مناطق و شهرها در خراسان بزرگ ، مانند تاشکند، خجند، سمرقند و ...، این وجه تسمیه درست تر به نظر می‌رسد.

    [ویرایش] تاریخ


     پیش از اسلام

    علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام باز می‌گردد، بنا به روایتی ، بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده‌است .[۷]

    اشعار حکیم نزاری، وجود محله‌ای به نام گبرآباد در بافت قدیمی شهر، کاوشهای به عمل آمده از قلاع دختر در "بند دره" و "قلعه دره"، و نیز کتیبه به‌دست آمده از کال جنگال در روستای ریچ از توابع خوسف، "تخته سنگ لاخ مزار" واقع در روستای کوچ ، سنگ نگاره و کتیبه‌های پهلوی اشکانی در دره "استاد تنگل"، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد.

    همچنین علاوه بر وجود گورستانهای زرتشتی‌ها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکده‌های سفلی و علیا .[۷] که دال بر قدمت تاریخی این منطقه‌است، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، جمشیدآباد و ...

    پس از اسلام

    قدیمی‌ترین اثر درون شهری بیرجند، مسجد جامع آن است که در سال ۷۵۰ هجری قمری بنا شده‌است.

    احتمالا یاقوت حموی اولین جغرافیدانی است که از «پیرجند» به عنوان یکی از شهرهای منطقه قهستان یاد کرده‌است. حمدالله مستوفی «بیرجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران, انگور, میوه و اندکی غله به دست می‌آمده‌است.

    زین العابدین شیروانی, بیرجند را قصبه‌ای شهر مانند از توابع خراسان و دارالملک قهستان معرفی کرده و افزوده‌است که قریب به چهار هزار خانه دارد. آب بیرجند از کاریز تأمین می‌شود و مردمش همگی شیعه اند. اعتمادالسلطنه نیز آن را از قرای قهستان دانسته‌است. برخی بیرجند را به علت کوچکی آن «برکند» ثبت کرده‌اند بر به معنای «نصف» و کند به معنای «شهر» در مجموع به مفهوم قصبه.

    بیرجند در قدیم چند بار به علت زلزله ویران شده‌است. در فرهنگ عامه بیرجند، داستانهای بسیاری درباره ویرانی بیرجند در یک زلزله عظیم و سکونت دسته‌ای از کولی‌های چادرنشین در آن، نقل شده‌است. این شهر از عهد صفویه که خانواده امیریه در آنجا امارت یافتند رو به اعتبار گذاشته‌است.

    صفویه

    در اواخر دوره صفوی و پس از قتل نادر شاه با استقرار خاندان خزیمه , بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راههای دریایی و زمینی , بیرجند که در مسیر عمده‌ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب سیاحان, جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشته‌های خود اطلاعات فراوانی درباره شهر و منطقه به جا گذاشته‌اند.

    قاجاریه

    در سال ۱۲۵۴ خورشیدی، مک گرگور درباره شهر بیرجند مطالبی نوشته و شمار خانه‌های شهر را سه هزار باب ذکر کرده‌است. در سال ۱۲۷۳ خورشیدی، ادوارد ییت گزارشی درباره تجارت بیرجند از طریق بندرعباس و نیز جمعیت ۰۰۰ ۲۵ نفری آن داده‌است.

    سرپرسی سایکس در سفر خود به منطقه , از کوههای معین آباد (ظاهراً همان میناباد)، امیران ناحیه قائنات, محصولات زراعی بویژه زعفران و زرشک و ابریشم، قالی بافی ساکنان منطقه و مذهب آنها و نیز شهر بیرجند - که آن را متفاوت با سایر شهرهای ایران دانسته - مطالبی آورده‌است.

    لمتون نیز در سالهای قبل از ۱۳۲۹ خورشیدی به وضع مالکیت اراضی و قنات‌های قائنات و نیز نظامهای آبیاری در آبادیهای پیرامون بیرجند اشاره کرده‌است. [۸]

    در دوره قاجاریه به سبب کمبود آب, شهر بیرجند به کندی توسعه می‌یافت ولی همچنان مرکز ناحیه بود.

    [کنسولگری‌های انگلستان و روسیه

    در آغاز سدهٔ نوزدهم و پس از جنگ ایران در هرات، و نقش پشتیبانی که بیرجند در این جنگ داشت، انگلستان جهت حفظ منافع و مستعمرات خود در شبه قاره هند و توسعه نفوذ خود در افغانستان، در سال ۱۸۹۴ میلادی (۱۲۷۳ خورشیدی)، اقدام به تاسیس کنسولگری در بیرجند نمود. به تبع ایجاد این کنسولگری، دولت روسیه تزاری نیز کنسولگری خود را در بیرجند تاسیس نمود.[۷]

    به تدریج با شروع جنگ جهانی اول و دوم و نیز وقوع انقلاب روسیه ، رقابت سیاسی بین انگلستان و روسیه در ایران کاهش یافته و در نتیجه کنسوگری‌های دو کشور تعطیل گشتند.

     مدرسه شوکتیه

     
    کتیبه بالای صحن مدرسه شوکتیه

    این مدرسه توسط محمدابراهیم خان علم ، در سال ۱۲۸۴ شمسی در محل حسینیه شوکتیه ایجاد شده و فعالیت خود را با حضور ۷ معلم اتریشی و تعدادی مترجم ایرانی و آموزش ۴۰ دانش آموز آغاز نمود. لازم به ذکر است این مدرسه پس از دارالفنون تهران و رشدیه تبریز ، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید در ایران است.

     بانک شاهنشاهی

    در زمان حکومت قاجاریه و متعاقب اقدام انگلستان در تاسیس بانک شاهنشاهی در ایران، در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ شمسی)، شعبه این بانک در بیرجند به ریاست یک انگلیسی به نام اف.هیل تاسیس شده و فعالیت خود را آغاز نمود.[۷]

     سینما

    اولین سینمای بیرجند در اواخر دوران قاجاریه و در سال ۱۲۹۲ شمسی ، با پخش فیلمهای صامت، فعالیت خود را آغاز نمود. این سینما که توسط محمدرضا صمصام الدوله، حاکم وقت زابل ساخته شده بود، از برق کارخانه‌ای بنام "مارشال" استفاده می‌نمود.[۹]

     پهلوی

    در سالهای نخستین دوران پهلوی، شهر به مرکز عمده نظامی تبدیل شد. لوله کشی آب در ۱۳۰۲ خورشیدی - که اولین لوله کشی شهری در ایران به حساب می‌آمد - و تغییر مسیر رود بیرجند دو عامل مهم در تحول شهر بود. در ۱۳۱۰ خورشیدی به نوشته روزنامه کیهان به سبب فراوانی آب قنات در شهر، بر جمعیت آن هنگام کم آبی افزوده می‌شد.

    به علت اهمیت راهبردی شهر بیرجند در شرق ایران، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، فرودگاه شهر بیرجند - سومین فرودگاه کشور پس از قلعه مرغی و بوشهر - مورد بهره برداری قرار گرفت. [۶]

    در سالهای پس از ۱۳۲۰ شمسی , توسعه شهر سرعت یافت و در جنگ جهانی دوم متفقین , شاهراه مشهد - زاهدان را ساختند که به صورت یکی از شاهرگ‌های ارتباطی متفقین - که با راه آهن ایران رقابت می‌کرد - درآمد.[۸]


     بنگاه خیریه آبلوله

     

    بنگاه مستقل خیریه آب و لوله بیرجند در سال ۱۳۰۲ شمسی، به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران توسط عده‌ای از افراد خیر و نیکوکار شهر بیرجند و همکاری محمدابراهیم خان علم تاسیس شد. این بنگاه به منظور تامین آب قابل شرب برای اهالی بیرجند، اقدام به خرید لوله‌های چدنی انتقال آب از هندوستان و نیز انتقال لوله‌های باقیمانده از جنگ جهانی اول در کمپ نیروهای انگلیسی در سفیدآبه، و مالکیت آب و اراضی قنات دشت علی آباد بیرجند نمود.[۹]

    هنگ ژاندارمری

    در سال ۱۳۰۷، هنگ ژاندارمری بیرجند تاسیس شد. این هنگ دارای ۹ گروهان، گناباد، فردوس، طبس ، شاهرخت، گزیک ، بندان ، حسین آباد رزاق زاده و گروهان مرکزی بیرجند بود. وظیفه مرزبانی نیز به عهده این هنگ بوده‌است. این هنگ تا زمان ادغام در نیروی انتظامی، مشغول فعالیت بود.

     تیپ ارتش

    در سالهای نخستین دوره پهلوی و متعاقب تاسیس ارتش نوین در ایران, تیپ ارتش در بیرجند مستقر شده و اقدام به تاسیس پادگان در شهر بیرجند نمود. این پادگان که امروزه به نام پادگان آموزشی ۰۴ نامیده می‌شود، از بدو تاسیس تا کنون، آموزش سربازان وظیفه را برعهده دارد.[۷]

     شهرداری

    در سال ۱۳۱۰، شهرداری بیرجند تحت عنوان بلدیه بیرجند در کنار آرامگاه حکیم نزاری افتتاح و با ۱۲ کارمند، فعالیت خود را آغاز نمود. اولین شهردار بیرجند ، آقای افشار بود که به مدت ۶ سال سمت ریاست شهرداری را بر عهده داشت.[۹]

    [ویرایش] فرودگاه

    در سال ۱۳۱۲ به جهت موقعیت سیاسی و نظامی شهر بیرجند و شرق کشور، فرودگاه بیرجند در زمینی به مساحت ۱۵۰ هکتار در شمال شهر ایجاد گردید.[۶]

    ویرایش] گمرک

    در سال ۱۳۱۷، به منظور سهولت در حمل و نقل و صادرات و واردات کالا به شبه قاره هند و افغانستان، اداره گمرک بیرجند تاسیس و با دو واحد گمرکی درح و گزیک فعالیت خود را آغاز نمود.[۷]

    بیمارستان امام رضا

    در سال ۱۳۲۷ در یکی از اراضی و موقوفات متعلق به خاندان علم، معروف به باغ اناری، بیمارستان امام رضا تاسیس گردید. این بیمارستان علاوه بر پذیرش بیماران شهرستان بیرجند ، نسبت به پذیرش سایر بیماران شهرستان‌های جنوبی استان خراسان اقدام می‌نمود.[۷]

    [ویرایش] دانشگاه

    در سال ۱۳۵۴ شمسی, با پیگیری دکتر محمدحسن گنجی، در مجموعه موقوفات علم , موسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس و در سال ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی, فیزیک و شیمی, کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.[۱۰]

    تصویر هوایی از شرق شهر بیرجند. از چپ به راست: خیابان پاسداران، عدل، معلم و غفاری

    انقلاب

    پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی توجه بیشتری به بخشهای اداری، آموزشی، صنعتی و کشاورزی مناطق محروم گردید. ایجاد شهرک صنعتی در غرب بیرجند، تاسیس دانشگاههای علوم پزشکی ، آزاد، پیام نور، صنعتی و ..، ارتقا سازمانهای اداری مانند اداره راه و ترابری بیرجند به اداره کل و تحت پوشش قرار دادن کلیه راههای شرق کشور، مهاجرت افغان‌ها به سبب اشغال افغانستان توسط شوروی و مهاجرت روستاییان ، سبب توسعه روزافزون بیرجند گردید، به طوری که پنجمین شهر استان خراسان گردید.

    اکنون بخش شمالی شهر, کارگرنشین با خانه‌های ارزان قیمت است. بخش مرکزی بافت قدیمی دارد و تقریبا تمام بیرجند قبل از قرن چهاردهم را در بر می‌گیرد و اماکن تاریخی شهر مانند قلعه، حسینیه‌ها، مساجد تاریخی و آب انبارها در آنجا واقع اند. بخش جنوبی نیز بیش از نیمی از مساحت شهر را شامل می‌شود و قسمت جدید شهر است. [۸]

     تاسیس استان خراسان جنوبی

    در تابستان سال ۱۳۸۳ این شهر، پس از تقسیم استان خراسان به سه استان، مرکز استان تازه تاسیس خراسان جنوبی گردید.

     گویش بیرجندی

     

    گویش یا لهجه بیرجندی از گویش‌های فارسی نو است که مانند گویشهای دیگر به نسبت زبان رسمی کمتر تحول پذیرفته و از اینرو بسیاری از ویژگی‌های فارسی کهن را نگه داشته‌است. محمود رفیعی در مقدمه واژه‌نامه گویش بیرجند می‌نویسد که چون بیرجند در نزدیکی کویر و در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده، در گذر تاریخ کمتر مورد تاخت و تاز و هجوم قرار گرفته و در نتیجه گویش آن نیز پاکیزه و دست نخورده باقی مانده‌است.

    آموزش و فرهنگ

    مراکز علمی و فرهنگی جدید از مدارس علمیه نشأت گرفته ‏اند و در این میان اهمیت مدرسه معصومیه که سابقهٔ بیش از هزار سال دارد و محل تحصیل اغلب مشاهیر بیرجند بوده قابل ذکر است. هم ‏اکنون در شهرستان بیرجند پنج مدرسه علمیه با ظرفیت ۲۰۰ نفر طلبه و بیش از ۷۰۰ مرکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش به فعالیت مشغولند.

    مدارس جدید در شهرستان بیرجند زودتر از سایر نقاط کشور تأسیس شد. مدرسه شوکتیه در سال ۱۲۸۴ خورشیدی پس از تأسیس دارالفنون تهران و رشدیه تبریز , به همت امیر شوکت‌الملک علم, حکمران وقت در بیرجند تأسیس شد و به دنبال آن , دبیرستان شوکتیه و مدارس خضری دشت بیاض, نهبندان، سربیشه، خوسف و دبستان دخترانه شوکتی افتتاح گردید. آموزش و پرورش بیرجند هم‏ اینک با بیش از ۹۰ سال عمر با برکت بیش از یکصدهزار نفر دانش‏ آموز را تحت تعلیم و تربیت دارد. وجود ۴ اداره مستقل آموزش و پرورش در شهرستان بیرجند با بیش از ۷۰۰۰ نفر پرسنل، مرکز آموزش عالی فرهنگیان، مراکز تعلیم و تربیت، پژوهشکده معلم و... آموزش و پرورش این شهرستان را به قویترین آموزش و پرورش استان خراسان (پس از مشهد) تبدیل کرده بود.

     آموزش عالی

    بیرجند به عنوان قطب دانشگاهی شرق کشور از امکانات آموزش عالی خوبی برخوردار است. در ۱۳۵۴ شمسی, در مجموعه موقوفات علم , موسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس شد و در ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی, فیزیک و شیمی, کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.[۱۰]

    در حال حاضر ۱۴ هزار دانشجو در ۱۰ دانشگاه و مرکز آموزش عالی مشغول تحصیل می‌باشند که بالاترین تورم دانشجویی در سطح کشور را به خود اختصاص داده‌است. بدین معنی که به ازای هر ۹ نفر شهروند بیرجندی یک نفر دانشجو وجود دارد.

    تاریخی

    •  
    بند دره یکی از جاذبه‌های گردشگری بیرجند
    بيرجند و قهستان پيش از اسلام وجود داشته و بنای آن را به سام بن نريمان نسبت داده اند.
    اين شهرستان مهم‌ترين منطقه‌ي استان خراسان جنوبي است كه جمعيت آن در سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375؛ 276.813 نفر بوده‌ كه از اين شمار 142.134 نفر مرد و 134.679 نفر زن بوده اند. بيرجندی ها مردمی سخت كوش، مهمان نواز و وطن دوست بوده و به سرزمين خود علاقه‌مند هستند. مردم اين منطقه زودآشنا، شاد، زود‌رنج و در دوستی استوار و پا برجا هستند. مردم بيرجند از نژاد آريايی و ايرانی هستند‌ كه از دوران باستان در اين سرزمين ساكن شده اند. شماری خانوار عرب نيز در بيرجند زندگی می كنند. مردم بيرجند به زبان فارسی و لهجه‌ي بيرجندی سخن می‌گويند. در گفتار آنان واژگان پارسی پيشين شنيده می شود. زبان عربی به طور پراكنده در بين شماری از مردم ناحيه، به ويژه عرب‌ها رواج دارد. بيرجندی ها پيرو دين اسلام و مذهب شيعه جعفری هستند. پيروان اهل تسنن و شماری زرتشتی نيز در بيرجند به سر می برند. با توجه به شواهد تاريخی‌كه در برخی نقاط پيرامون شهر بيرجند به دست آمده است، وجود زرتشتيان در بيرجند، پيشينه‌ي درازی دارد.
    ويژگي موسيقي محلي بيرجند در حركات ريتميك و نمايشي است و چوب بازي يكي از هنرهاي وابسته به رقص است كه ويژگي خاص خود دارد. شهرستان بيرجند وقهستان داراي زيباترين و لطيف ترين ترانه ها، آوازها و حماسي ترين رقص ها و آهنگ هاي سازي و آوازي است كه در كم‌تر نقطه اي از خراسان نظيرش را مي توان ديد اين شهرستان به سبب وسعت زياد داراي رقص ها و موسيقي بسيار متفاوت و متنوع است. رقم هاي پنج ضربي و سه تايي متداول در اين منطقه ويژگي خودش را دارد كه در ديگر نقاط ايران مرسوم نيست قطعات موسيقي سازي ويژه رقص هاي محلي در اين منطقه عبارتند از: اصيل، ناره ناره، فورگي، چنشتي، راست، چغل، چپ، زانو، سر ضرب، بخواب، بلوچي، شيرجه، احوال، اصول، به خاك، چپ و راست.
    علاوه بر رقص‌هاي فردي‌، دو نفره و دسته جمعي كه ذكر آن رفت، رقص هاي زيادي وجود دارد كه چون رقصندگان آن به چوب بازي نيز مي پردازند در اصطلاح محل در رديف چوب بازي ها به حساب مي آيند كه بسييار تخت وپيچيده است ونياز به مهارت، ممارست و تمرين، چابكي و انعطاف بدن دارد. آهنگ‌های قديمی بيرجند را عروس كشو و عروس كشان، محمل، روش و شبيه مارش است، نصروجو(مصروجان)، گوچه باغي ، بستره نمكي، غلام بخشي، پيش باز، لالايي، استقبال( خوش آمد گويي) تشكيل مي‌دهند.‌ فراقي نوعي دو بيتي خواني مرسوم به (فراقي ) نيز در منطقه رواج دارد كه روستاييان دايره وار دور هم مي نشينند و هر فرد با خواندن دو بيت از اشعار محلي به بيان هجران و فراق خود مي پردازند به شيوه خواندن يكسان وتكراري است هر فرد بيت آخري را به گونه اي فرد مي آيد كه نفر بعدي از لحن فرود مي فهمد كه نوبت اوست و بايستي فراقي را ادامه داد. بعضي از آهنگ‌هاي محلي بيرجندي كه در هر دوره اي مركب از بيست ضرب با موتيف هاي متناوباً سه تايي و دو تايي است.(توضيح كامل تر رقص هاي محلي در موسيقي استان خراسان جنوبي كامل آورده شده است)
    گرچه امروزه غذاهاي امروزي در منطقه رايج شده ولي غذاهاي محلي كه ازمواد در دسترس وتوجه به شرايط آب و هوايي درست مي شوند هنوز جايگاه خاصي دارند. غذاهاي محلي بيرجند را اشكنه عدس،‌اشكنه آلو،‌‌اشكنه نخود،اشكنه آرد گندم،اشكنه گوجه فرنگي،كشك زرد و...،خورشت قوارمه، گوشت داغ (قورمه)، خورشت سبزي ، كوكو كما، غروت (كشك ) بادنجان، كشك زرد، كشك سياه، قاتق ماش، آبگوشت، آش رشته، آش عدس، شله زرد، گندم شير، قاتق عدس، نان جوش ، كاچي ، بنه ، گاورسي ، سابري ، خرما برشته و... انواع شيريني هاي اين منطقه را نيز نان زنجبيلي، نان رووركرده، نان چرخي، كلمبه، كلوچه قندي، نان لوله اي، كله كنو (شاه دانه) ، نان نارگيلي، نان گردويي، نان برنجي تشكيل مي دهد. هم‌چنين انواع نان‌هاي محلي نان دو آتشه، نان نوجوش، تفتان، روغن جوش، كماچ ، جان جاني، زردي ، ترشي ، نان قلفي ، نان گاورس، نان جو، نان سمنو، نان شلغمي، نان كلمبه ، نان سر پيازي، نان كنجدي و نان سر قلفي يز تعدادي از نان هاي محلي اين منطقه هستند.

    مکان های دیدنی و تاریخی


    مكان هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان را بند عمر شاه‌بيرحند، بند دره بيرجند، آب انبار حاج ملك بيرجند، حمام چهار درخت بيرجند، امام زاده زيد بن موسي بيرجند، مسجدجامع بيرجند، سنگ نگاره و نقش كال جنگال بيرجند، سنگ نگاره لاخ مزار بيرجند، آرامگاه سلطان ابراهيم رضا بيرجند، ارگ حاجي آباد بيرجند، حسينيه بهرمان بيرجند، حسينيه حاجيه آمنه‌بيرجند، خانه پردلي بيرجند، مسجد جامع هندوان بيرجند، حسينيه آراسته بيرجند، حمام شوکتيه بيرجند، قلعه نهبندان بيرجند، باغ کوشک امير آبادبيرجند، يخچال شوکت آباد بيرجند، رباط آصف بيرجند، قلعه پايين شهر بيرجند، ارگ کلاه فرنگي بيرجند، خانه آراسته بيرجند، قلعه فورگ بيرجند، بافت تاريخي روستاي خوربيرجند، حسينيه و مدرسه نواب بيرجند، مسجد چهار درخت بيرجند، مجموعه باغ و عمارات اکبريه بيرجند، باغ و عمارت رحيم آباد بيرجند، ارگ بهارستان (قلعه خشتي) بيرجند، مصلاي بيرجند، مدرسه شوکتيه (حسينيه شوکتيه) بيرجند، آرامگاه ابن حسام خوسفي بيرجند، آرامگاه حسام الدوله بيرجند و خواجه خضر بيرجند تشكيل مي دهد. 

     

    صنايع و معادن


    صنايع شهرستان بيرجند در دو دسته صنايع دستی و صنايع ماشينی قابل بررسی است. فرش بافی از هنرهای دستی مهم مردم بيرجند به شمار می رود و فرش ها با طرح های كاشان و محلی و قاليچه ها بيش تر با طرح های بلوچی، سيستانی، تركمنی و … توليد می شوند. در زمينه‌ي قالي بافي اولين منطقه‌اي كه در بيرجند مورد توجه دست اندركاران قرار گرفته روستاي درخش بيرجند است. سييل ادواردز مي‌گويد قرن‌هاست كه مردم قائنات به قالي‌بافي اشتغال دارند . مقدس كه در پايان قرن دهم از اين منطقه بازديد كرده است ، اظهار مي‌دارد كه قاليبافي در قائنات به درخش اختصاص دارد و اضافه مي‌كند كه در آن زمان چهارصد دستگاه قاليبافي در اين منطقه موجود بوده است.
    از قالي‌هاي بيرجند تعداد زيادي به يادگار مانده كه در موزه فرش ايران ودرمجموعه آستان قدس رضوي نگه‌داري مي‌شود كه اكثراً بافت روستاي درخش بيرجند هستند. حاج موسي اناركي وعزيز الله زهرايي در بهبود كيفيت قالي درخش بيرجند سهم عمده اي داشته اند.
    با توجه به شواهد تاريخي قالي‌بافي در بيرجند ازدرخش شروع شده ولي به مرور زمان در سطح روستاهاي بيرجند گسترش يافته است. موفقيت بافندگان فرش مود را بايد در استفاده از پشم محلي، شست‌وشوي خوب، رنگرزي سنتي و بافت خوب دانست. امروزه فرش بيرجند را در بازارهاي جهاني را با نام «مود» مي‌شناسند. (روستاي مود در 36 كيلومتري بيرجند قرار دارد ومردم آن قالي‌بافي را بلافاصله از درخش آموختند و امروزه بيش‌تر آن ها به شغل قالي‌بافي اشتغال دارند.) امروزه در شهرستان بيرجند تعداد 16 هزار دار قالي وجود دارد و تنها در شهرستان بيرجند 200 باب فروشگاه خامه فروشي، 50 الي 60 كارگاه رنگرزي ، 30 الي 40 واحد پرداخت زني وديگر صنف‌هاي وابسته به فرش داير است اين آمار نشان‌گر آن است كه حيات اقتصادي بيرجند در گرو فرش است.
    قالی بافی در بيرجند: نقوش هندسي قاليچه هاي بيرجند در قاليچه هاي عشاعري بيرجند جلوه كرده است كه تجلي انديشه‌، ذوق‌، هنر و احساس است‌. نقوش هندسي قاليچه هاي بيرجند ابتدا به صورت مجرد و انتزاعي بوده و به تدريج به طبيعت نزديك‌تر شده است. بيش‌تراين نقوش از مثلث و ساير اشكال هندسي گرفته شده و به شكل‌هاي مختلف كنار هم چيده شده است و با رنگ بندي‌هاي مناسب هر يك نمودي از طبيعت پيدا كرداند.‌ طرح‌هاي شكسته در قالي بيرجند‌ هم‌چنان بر اصالت اوليه خود باقي مانده ‌اند اما مي‌توان به تأثير عشاير سيستاني كه همه ساله به مناطقي از بيرجند ييلاق مي‌كنند اشاره كرد . طرح زيباي سه برگي كه عشاير بخش درميان آن را در قاليچه هايشان به كار مي‌برند از جمله اين تأثير‌ات است. هم‌چنين در متن قاليچه هاي بخش درميان بيرجند كه نام قاليچه‌هاي عيسايي‌ها به خود گرفته است طرح سه قالبي ديده مي‌شود كه هر قالب شامل چند لوزي همانند است كه يكي درون ديگري قرار گرفته كه اصالت اين طرح نيز به عشاير سيستان برمي‌گردد.
    درطرح‌هاي فعلي فرش بيرجند قديمي‌ترين نقشه قالي بيرجند كه در روستاي درخش يافت مي‌شده است؛ طرح هراتي بوده است. اين طرح بنا بر گل ختايي‌در عمده توليدات فرش درخش به كار مي‌رفته است. هم‌چنين نقشه درختي بعد از طرح هراتي از سابقه ديرينه‌‌اي برخوردار است اين نقشه كه با الهام از طبيعت طراحي شده در روستاهاي مود و درخش بيش‌تر از ساير نقاط يافت مي‌شود از ديگر نقش‌هاي رايج در قالي بيرجند مي توان به نقش ريز ماهي ساده، ريزماهي ترنج‌دار، ريز ماهي پنج متن و طرح سعدي اشاره كرد.
    امروزه انواع طرح‌هاي مختلف اصفهان ، قم و تبرير و … در كارگاه‌هاي قالي بافي شهري و روستا بيرجند بافته مي شود.رايج ترين اين نقوش شامل نقشه هاي: بوته ‌جقه، طرح‌هاي گلداني، نقشه دهان اژدر، طرح‌هاي كرماني، طرح شاه صفي، نقشه‌كله‌اسبي‌، طرح خشتي و طرح محرمات هستند.

     


    گليم بافی: بافت گليم در شهر بيرجند رايج نبوده و اغلب در روستاهاي اطراف آن بافته مي‌شود. سابقه گليم بافي در بيرجند نمي‌توان به درستي بيان كرد ولي با توجه به اظهارات بافندگان محلي با سابقه قالي‌بافي منطقه هماهنگي دارد. هم اكنون گليم وگليم بافي به گونه ‌اي جدي‌تر در روستاهاي خور و خراشاد رايج است و در ساير نقاط روستاييان به گونه‌اي انفرادي و بدون تجمع كار گاهي به بافت آن مشغول هستند . نقش گليم هاي منطقه بيش‌تر به گونه گليم‌هاي بلوچي رخشاني است و اغلب طرح‌هايي بسيار ساده دارد.
    گليم را هم با نقشه از پيش فراهم شده و از‌ روي طرح و هم به صورت ذهني مي ‌بافند. رنگ‌هايي كه بيش‌تر در نقش گليم به كار مي‌ رود، خالص و شاد بوده و اغلب زرد آبي قرمز و سفيد شكري است. تنوع در نقش و هماهنگي در رنگ است كه به گليم اصالت بخشيده و به عنوان هنرهاي دستي شهرت جهاني داده است. نقش گليم در سراسر جهان از جمله ايران با طرح‌هاي هندسي و خطوط مستقيم و شكسته شكل مي گيرد. نقش‌هاي ايلات از تغييرات به دور بوده و به سنت هاي اقوام نزديك ترند و بدين لحاظ داراي نماي بيش تري از نقوش روستاي و شهري بوده و مورد توجه هنر دوستان است. در اين نقوش معمولاً از نقش مايه هايي مانند شاخ گوزن و چشم و كوزه استفاده مي شود در اين گليم‌ها نيز نقش‌ها صادر شدند و هميشه خطوط اصلي شي را كه بافنده قصد نشان دادن آن را دارد مشخص مي كنند. طرح و نقشه گليم در بيرجند و خراسان از نقاط ديگر مستثني نبوده ولي در مقام مقايسه با گليم‌هاي عشايري كه ساده تر هستند و زينه خالي آن‌ها بيش‌تر است شبيه‌ ترند.
    پلاس نيز نوعي گليم است و موارد استفاده اي چون گليم داردو دربيش ترمناطق روستايي بافته مي شود پلاس بافي معمولا با موي بز انجام مي ‌گيرد ولي در روستاي خور نوي ديگر پلاس بافي با روگ ( تكه پارچه ) انجام مي ‌گيرد. براي بافت پلاس ابتدا دار پلاس را به وسيله ميخ سرپا مي‌كنند سپس شت‌ها را از دو «سركار» و « كون كار» مي ‌گذرانند و بعد به خاطر اين‌كه تارها به هم‌ديگر نرسد و به هم نخورد روي چوب كار را گلي مي ‌كنند و سپس به وسيله ماسوره و نخ پلاس را مي‌بافند براي بافت پلاس باروگ ابتدا چند رديف شت‌ها را مي‌چينند كه به آن ساده مي‌گويند بعد به وسيله تك‌هاي پارچه كه به آن روك مي‌گويند؛ شروع به بافت پلاس مي‌نمايند. اين گونه از گليم بيش‌تر براي توبره مورد استفاده قرار مي‌گيرد و بافت آن به صورت محدود است و به ندرت انجام مي‌گيرد.
    جاجيم بافی: قدمت بافت جاجيم در اين منطقه حدود 30 سال است جاجيم را در اين منطقه با دستگاه توبافي (پارچه بافي) مي‌بافند و تنها تفاوت آن در اين است كه جاجيم با نخ كلفت‌تر بافته مي‌شود. نقش جاجيم دراين منطقه بستگي به سليقه بافنده دارد در اين منطقه پارچه بافي و جاجيم بافي رابطه اي مستقيم با يكديگر دارند و هر منطقه‌ اي كه جاجيم در آن بافته مي‌شود حتماً پارچه هم در آن بافته مي‌شود مركز عمده بافت جاجيم روستاي خوسف است.
    سفال گری: با وجود تحقيقات گسترده اي كه در زمينه سفال و سفال‌گري شده هنوز محققان دقيقاً نمي دانند كه اين هنر از چه زماني شروع شده ولي يقيناً سابقه ديرينه و چندين هزار ساله سفال‌گر‌ي در نقاط مختلف جهان به هزاره ‌هاي ماقبل تاريخ مي‌رسد و سفال‌گري ايران از اين امر مستثنا نيست.‌بيش تر محققان و باستان‌شناسان معتقدند كه ايران زادگاه سفال‌گري بوده و اين هنر از اين كشور به ساير نقاط جهان راه يافته است .
    سفال‌گري در اين منطقه مانند سايرمناطق به روش‌هاي مختلف انجام مي‌گيرد. در بيرجند جنبه كاملاً كاربردي دارد و آن‌چه بيش از هر چيز داراي اهميت است اين كه سفال اين منطقه بدون لعاب بوده و اگر در مواردي هم نياز به لعاب كاري بوده به صورت بسيار ابتدايي انجام شده است. سفال‌گري در بيرجند در روستاهاي شاهزيله و كوشه انجام مي‌گيرد اما سنتي‌ ترين و قديمي‌ترين روش سفال‌گري در منطقه شاهزيله انجام وارايه مي‌شود. گل مورد نياز اين منطقه از اين روستاها تهيه مي‌شود. سفال‌گران اين منطقه معمولاً خاك مل ( خاك رس قرمز كه در اين محل از اطراف شاهزيله و مهديه تهيه مي‌شود ) را مورد استفاده قرار مي‌دهند اغلب كودهاي مورد استفاده زميني است و سوخت آن گازوييل است از آن‌جا كه حرارت كودهاي آن‌ها قابل كنترل نيست لذا برخي از ظروف در هنگام پخت ذوب مي‌شوند در اين كوره در عين استفاده از يك نوع گل رنگ‌هاي متفاوت پس از پخت داريم كه علت آن تغيير حرارت كوره در قسمت هاي مختلف است از ديگر ابزار سفال‌گري چرخ سفال‌گري است كه اغلب توسط خود هنرمند ساخته مي‌شود و اغلب سفال گران با چرخ پاي كار مي‌‌‌ كنند سنگ چرخ سفال معمولاً از جنس چوب سنگ و سفال استفاده مي‌شود برخي از سفال‌گران روي سنگ چرخ نمد روغن زده مي‌‌‌كشند. 

     

    کشاورزی و دام داری


    فرآورده های كشاورزی شهرستان بيرجند عبارت اند از: زعفران، گندم، جو، ‌چغندر قند، پنبه، تره بار، گردو، سيب، عناب و آلو زرد. در بيرجند هم چنين دام‌داری به گونه سنتی رواج دارد و دام ها، گوسفند، بز، گاو، شتر، و… است.  


    مشخصات جغرافيايي


    شهر بيرجند، مركز شهرستان بيرجند استان خراسان، به پهنه ای حدود 2 هزار هكتار در جنوب خراسان، در مسير راه بازرگانی مشهد – زاهدان – پاكستان، در 32 درجه و 53 دقيقه پهنای شمالی و 59 درجه و 13 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. بلندی شهر بيرجند از سطح دريا، 1480 متر و فاصله هوايی آن تا تهران، 791 كيلومتر است. اين شهرستان از شمال به شهرستان قاين، از خاور به افغانستان، از باختر به شهرستان های طبس و فردوس، و از جنوب به شهرستان نهبندان محدود است. آب و هوای اين شهرستان در نواحی جنوبی گرم و خشك و در ناحيه كوهستانی معتدل است. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها، 40 درجه سانتی گراد می رسد. فصل سرما از آبان ماه آغاز می شود و متوسط حرارت به 10-6 درجه سانتی گراد و حداقل مطلق به زير صفر می رسد. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
    راه آسفالته بيرجند – گناباد، به درازای 214 كيلومتر.
    راه آسفالته بيرجند- شوسف، به درازای 165 كيلومتر.
    راه شنی بيرجند – اسد آباد، به درازای 84 كيلومتر.
    راه شنی بيرجند – خوسف، به درازای 42 كيلومتر.  

     

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    نام نخستين بيرجند «كهستان» يا كوهستان بوده، كه عربی آن «قهستان» است، يعنی زمينی كه در آن، كوه بسيار باشد. از آن جا كه اين ناحيه دارای جايگاه طبيعی و جغرافيايی ويژه‌ای بوده و كوه های زيادی دارد، به آن كهستان گفته اند و عرب ها آن را «قهستان» ناميده اند. در بر گزيدن نام بيرجند استدلال ها و دلايل متفاوتی ارايه می‌شود. برخی بر اين باورند که واژه بيرجند در اصل «برگند» يا «بركند» و يا به گونه عربی «برجند» بوده است. «بر» به معنی نيم، نصف و «گند» به معنی شهر است. بنابراين برگند يا برجند، به معنی نصف شهر است، كه به دليل كوچكی شهر، آن را برگند گفته اند. اندك اندك برگند به بيرگند و بيرجند تبديل يافته است. عده ای ديگر نيز واژه بيرجند يا بيرگند را شامل دو پاره بير، به معنی چاه (در عربی) و گند يا جند، به معنی مكان، محل و شهر در فارسی می دانند، بر اين اساس معنی آن شهری است كه دارای چاه و آب باشد. اين ناحيه كه محدوده بزرگی از خوسف در باختر، تا طبس مسينا در خاور را شامل می شود، در مسير راه های ارتباطی مهمی بوده، كه نواحی جنوبی كشور را به هرات، نيشابور و خراسان بزرگ پيوند می داده است. به بيان ديگر ناحيه بيرجند در محل برخورد سه ناحيه مهم خراسان بزرگ‌ در شمال، نواحی درونی فلات و نواحی جنوبی ايران در باختر و جنوب باختری، و نواحی سند و سيستان در جنوب خاور بوده است.
    بيرجند و قهستان پيش از اسلام وجود داشته و بنای آن را به سام بن نريمان نسبت داده اند. برخی نيز آن را بخشی از قلمرو فريدون، پادشاه پيشدادی می دانند. وجود روستاهايی در اين ناحيه چون سلم آباد، فريدون، گيو، و … مويد اين گفتار است. ناحيه بيرجند در 29 هـ . ق به دست مسلمانان افتاد و تا 259 هـ . ق، از سوی فرستاده گان خلفا اداره می شد. در اين سال يعقوب ليث صفاری، به منظور سركوبی عبدالله بن محمد بن صالح سگزی، كه نزد محمد بن طاهر به نيشابور رفته بود، از راه قهستان و قاينات، رهسپار نيشابور شد. وی در سر راه خود، بيرجند و ديگر نقاط قهستان را گشود و حاكمانی بر آن مناطق گمارد. قهستان تا سال 299 هـ . ق، در دست خاندان صفاری سيستان بود. از اواخر سده پنجم هـ . ق، حسن صباح برای برانگيختن مردم اين ناحيه، يك نفر داعی به نام حسين قاينی را به آن جا فرستاد. دعوت وی كه خود از مردم قهستان بود، با پيروزی رو به رو شد، زيرا مردم بيرجند و پيرامون آن، از حكومت سلجوقيان به تنگ آمده بودند. كار اسماعيليان در قهستان بالا گرفت و در خاور قهستان موفق به ايجاد يك حكومت محلی شدند. در ميانه سده 7 هـ . ق، هلاكوخان مغول به دفع اسماعيليه برخاست و سپاهيان وی هفتاد قلعه يا دژ اسماعيليه را در ايالت قهستان گشودند.
    هر چند نام بيرجند از سده 7 هـ . ق مطرح شده، ولی تا دوران صفويه، يعنی سده 10 و 11 هـ . ق، هم چنان قصبه ای بيش نبوده است. از اين زمان فصل نوينی در تاريخ اين شهر گشوده شده است. در اواخر دوران صفوی، بيرجند حاكم نشين ولايت قاينات شده و فرمانروايان آن، در فتنه افغان و لشكركشی های نادر شاه افشار، اهميت ويژه ای به دست آوردند و مايه رونق و اعتبار شهر بيرجند گرديدند. از اين پس روز به روز بر پهنه و جمعيت آن افزوده شد و بدين ترتيب

     


    ادامه مطلب

    منبع- ویکی بدیا

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:3 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    سربيشه مرکز شهرستان سربيشه واقع در استان خراسان جنوبي است. جمعيت اين شهر بنابر آمار سرشماري سال 85 برابر با 6،141 نفر است.

    ارتفاع آن از سطح دريا 1839 متر و داراي آب و هواي معتدل و خشک است.

    شهر سربيشه در 65 کيلومتري جنوب شرقي شهر بيرجند و در مسير راه بيرجند - نهبندان قرار دارد.

    نام
    در مورد وجه تسميه شهرستان سربيشه سه نظر وجود دارد. نظريه اول: در قسمت جنوب اين شهر زمين آبخيز و سرسبزي وجود داشته و چون شهر در مدخل ورودي اين محل سرسبز بوده به آن سربيشه گفته‌‌اند. نظريه دوم: اين منطقه در روزگاران گذشته جنگل و محل تجمع پرندگاني مانند سار بوده است که به آن ساربيشه گفته‌اند و در گذر زمان به سربيشه مخفف شده است. نظريه سوم: چون اين شهر در دشتي به ارتفاع 1900 متر از سطح درياي واقع شده است و به دليل سردي هوا آن را سردبيشه ناميده‌اند که بعدها به سربيشه تغيير يافته است.

    تاريخچه
    اين شهر داراي قدمت تاريخي زيادي مي‌باشد چنان‌که شيخ حسين آيتي بيرجندي در کتاب بهارستان نقل مي‌کند: «سربيشه شهري است قديمي که قبل از اسلام مردمان آن زردشتي بوده‌اند». همچنين در کتاب نزهه‌القلوب حمدالله مستوفي آمده است که ابوبکر علي ابن الحسين قهستاني ممدوح فرخي سيستاني که از علما و ادباي عصر سلطان محمود غزنوي به حساب مي‌آمده از اين شهر بوده است.

    سابقه ابنيه تاريخي بخش سربيشه به صدر اسلام و قبل از آن مي‌رسد و آثار تاريخي آن از قبيل محوطه‌ها و تپه‌هاي باستاني، قلعه و خانه‌هاي قديمي، غارها و روستاها نشان‌دهنده غناي فرهنگي و سابقه تمدني اين منطقه مي‌باشد
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:2 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    باغ و عمارت شوکت آبادباغ های تاریخی بیرجند

    مجموعه تاریخی شوکت‌آباد در فاصله 5کیلومتری شرق شهر بیرجند قرار گرفته است. این مجموعه نیز همانند سایر مجموعه‌ها شامل بخش‌های متعددی است که هر بخش تزئینات خاص خود را دارد، از جمله حوضخانه که دارای بیشترین ویژگی‌های معماری و تزئینی است. این قسمت دارای گنبدی بزرگ است که در مرکز آن یک کلاه فرنگی با پنجره‌هایی که از طریق آن بخشی از نور حوضخانه تامین شده تعبیه شده. از دیگر فضاهای مهم تشکیل‌دهنده این مجموعه می‌توان به اندرونی یا محل خصوصی خانواده حاکم اشاره کرد. این بخش که در جنوبی‌ترین قسمت مجموعه قرار گرفته از لحاظ معماری و طرح شباهت فراوانی به خانه‌های مسکونی واقع در بافت قدیم بیرجند دارد. از مهم‌ترین تزئینات این عمارت می‌توان به قاب‌های گچی ایوان اندرونی، رخبام‌های تزئینی و طاق‌نماهای اطراف حوضخانه اشاره کرد. از عناصر معماری مهمی که مربوط به مجموعه است اما در فاصله500 متری از باغ قرار دارد یخچال طبیعی است که از خشت و گل ساخته شده است. از بخشی از این بنا به عنوان موزه تاریخ طبیعی و حیات وحش بیرجند استفاده می‌شود و بخشی دیگر به رستوران سنتی تغییر کاربری داده است.

     


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:2 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    خوسف يکي از شهرهاي استان خراسان جنوبي است که در شهرستان بيرجند قرار گرفته است و از مناطق کويري به حساب مي‌آيد. جمعيت اين شهر بر اساس سرشماريسال 1385، برابر 4068 نفر گزارش شده است.

    اين شهر زادگاه تعدادي از مشاهير بيرجند, چون دکتر غلامحسين شکوهي (پدر علم تعليم و تربيت ايران و وزير آموزش و پرورش دولت موقت) بوده است.

    خوسف همچنين زادگاه ابن حسام خوسفي شاعر و عارف شيعه قرن نهم هجري قمري و نگارنده خاوران نامه نيز مي‌باشد.

    اين شهر داراي ارتفاع 1300 متر از سطح دريا مي‌باشد.

    پيشينه تاريخي خوسف به دوران قبل از اسلام مي رسد و يکي از كهن ترين شهرهاي جنوب خراسان محسوب شده كه در منابع تاريخي ازآن با نامهاي خسف، خسب، خوسف ياد شده است. در كتاب نزهه القلوب حمدا... مستوفي از خوسف به عنوان معظمات بلاد قهستان ياد شده است.
    وجود بافت قديمي با آثار تاريخي از ويژگي هاي شاخص اين شهر محسوب مي‌شود. اين بافت كه به لحاظ موقعيت طبيعي و واقع شدن بر روي هسته مقاوم، از زمين لرزه در امان مانده و يکي از سالمترين بافتهاي تاريخي در منطقه به شمار مي‌رود.

    در رابطه با آثار تاريخي اين شهر مي‌توان به مسجد جامع خوسف، آرامگاه ابن حسام خوسفي، قلعه خوسف، خانه‌هاي علوي و مالکي و مدرسه ابن حسام اشاره نمود
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:1 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    در جنوبي‌ترين نقطه شهرستان سرايان و در فاصله 24 کيلومتري شهر سرايان و 61 کيلومتري شهر فردوس.
    جمعیت ۶۰۰۰ نفر است

    شهر سه قلعه به علت قرار گرفتن در عرض جغرافيايي پايين، ارتفاع کم از دريا، دوري از منابع آبي بزرگ دوري از توده‌هاي باران آور فشار زياد جنب حاره ونزديکي به کوير که همه اين عوامل باعث بارندگي کم، گرماي زياد تابستان، تبخير فراوان بطور کلي بياباني ونيمه بياباني منطقه گرديده‌است. تابستانها هوا گرم وسوزان وزمستانها سرد وخشک است.در بيشتر سالها بارندگي از 100 ميليمتر کمتر است که پديده خشکسالي را به همراه دارد.

    سه قلعه در محدوده حوضه آبريزکوير نمک واقع شده‌است است وداراي آب وهواي گرم وخشک با زمستانهاي سرد مي‌باشد.دماي گرمترين ماه سال برابر با 48/4 درجه سانتيگراد در مرداد ماه وسردترين ماه سال در ديماه برابر 4/1 درجه سانتيگراد مي‌باشد ودماي روزانه سال بين 16- درجه سانتيگراد تا 44 درجه متغير است. بارندگي در ماه شهريور صفر و در اسفند ماه با 33 ميليمتر بيشترين است که متوسط بارندگي ساليانه 173 ميليمتر را موجب مي‌شودورطوبت نسبي هوا در طول اقليمي 45/6 درصد گزارش شده‌است. بادهاي محلي به نام کوه باد از شمال سيه باد، روز باد وقبله باد (اصطلاحاًکلغور) سه قلعه را در طول سال تحت تاثير قرار مي‌دهند که باد غالب وتاثير گزار سيه باد است که در زمستان مي‌وزد. زمين شناسي وخاک شناسي سه قلعه: سه قلعه بر روي آبرفتهاي دوران چهارم کواترنري واقع شده که حاوي سه سنگ، گچ ونمک مي‌باشد. معادل گچ ونمک اطراف نامي برااين مدعا مي‌باشد.دهستان سه قلعه در زدن ايران مرکزي ويکي فعالترين مناطق زمين شناسي که توسط گسلهاي سراسري ومهم نظير گسل کوير بزرگ، گسل کلمرد وگسل هريرود و... از ديگر زونهاي ايران مجزا مي‌گردد
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:1 ] [ اطلس ایران وجهان ]

    جهت اشنای باهرکدام ازشهرهای استان بروی ان کلیک کنید تااطلاعات لازم رابیابید

    جمعیت شهرهای استان خراسان جنوبی

    بیرجند: پرجمعیت‌ترین شهر استان خراسان جنوبی.
    فردوس: سومین شهر پرجمعیت استان خراسان جنوبی.

    جمعیت شهرهای استان خراسان جنوبی براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی:[۱]

    ردیف نام شهر شهرستان جمعیت رتبه در
    شهرستان
    ۱ بیرجند بیرجند ۱۵۷٬۸۴۸ ۱
    ۲ قائن قائنات ۳۲٬۴۷۴ ۱
    ۳ فردوس فردوس ۲۳٬۴۰۵ ۱
    ۴ نهبندان نهبندان ۱۵٬۹۹۸ ۱
    ۵ بشرویه بشرویه ۱۳٬۷۷۸ ۱
    ۶ سرایان سرایان ۱۱٬۰۹۸ ۱
    ۷ سربیشه سربیشه ۶٬۱۴۱ ۱
    ۸ اسلامیه فردوس ۵٬۱۶۷ ۲
    ۹ سه‌قلعه سرایان ۵٬۰۳۶ ۲
    ۱۰ آیسک سرایان ۵٬۰۲۳ ۳
    ۱۱ خضری دشت بیاض قائنات ۴٬۹۳۰ ۲
    ۱۲ حاجی‌آباد قائنات ۴٬۳۳۳ ۳
    ۱۳ اسدیه درمیان ۴٬۳۱۲ ۱
    ۱۴ نیمبلوک قائنات ۳٬۸۸۶ ۴
    ۱۵ طبس مسینا درمیان ۳٬۷۷۶ ۲
    ۱۶ خوسف بیرجند ۳٬۱۸۶ ۲
    ۱۷ اسفدن قائنات ۳٬۱۴۵ ۵
    ۱۸ آرین‌شهر قائنات ۳٬۰۵۱ ۶
    ۱۹ قهستان درمیان ۲٬۴۵۱ ۳
    ۲۰ مود سربیشه ۲٬۴۵۱ ۲
    ۲۱ شوسف نهبندان ۲٬۳۳۸ ۲
    ۲۲ زهان قائنات ۷۰۷
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:1 ] [ اطلس ایران وجهان ]

    مشخصات جغرافيايي

    استان خراسان شمالي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ شش شهرستان با نام هاي بجنورد, جاجرم, اسفراين, فاروج, شيروان, مانه و سملقان را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛ شهربجنورد است كه در مركز استان و در درازاي جغرافيايي 57 درجه و 19 دقيقه و پهناي جغرافيايي 37درجه و 28 دقيقه واقع شده است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه معتدل و مرطوب با زمستان های سرد و تابستان های گرم است. ميانگين بارش اين استان به 250 ميلي متر می رسد

    مجاورت : شمال: کشور ترکمنستان   جنوب:استان خراسان رضوی  جنوب غربی: استان سمنان    شرق: استان خراسان رضوی   غرب: استان گلستان
    آب و هوا:  دارای آب و هوای متنوعی است ولی آب و هوای غالب در این منطقه؛ سردکوهستانی است
    وسعــــت: ۲۸۱۷۹ کیلومتر مربع
    جمعـیــت:  حدود ۸۰۰۰۰۰ نفر
    تقسیمات: 6 شهرستان ،۱۵ بخش ،۴۰ دهستان و۸۶۲ روستای دارای سکنه

     

    مکان های دیدنی و تاریخی

    استان خراسان شمالي از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي با ارزشي برخوردار است كه بيش ترين آن ها در شهرستان اسفراين قرار گرفته و شامل قلعه هاي متعدد, امام زاده ها و شهرهاي تاريخي مي شود. شهرستان هاي شيروان, بجنورد و جاجرم نيز در برگيرنده جاذبه هاي متعدد تاريخي و طبيعي هستند كه در مجموع سبب بالا رفتن ارزش هاي جهانگردي ابن منطقه شده اند.  

     

    صنايع و معادن

    در استان خراسان شمالي صنايع؛ بيش تر به صورت دستي رواج دارد و صنايع ماشيني محدود به كارخانه هاي مواد غذايي و سنگ بري هستند. صنايع دستي اين منطقه را انواع قالي, جاجيم و گليم بافي تشكيل مي دهد. دراين منطقه معادن مختلفي نيز وجود دارند كه كم تر به بهره برداري رسيده اند.  

     

    کشاورزی و دام داری

    كشاورزي اصلي ترين شغل ساكنان استان خراسان شمالي بوده كه به گونه سنتي و نيمه صنعتی رواج دارد. مهم ترين فرآورده های كشاورزی اين استان؛ پنبه،‌ گندم، جو،‌ زيره، حبوبات، سبزيجات، گياهان صنعتی، جاليزی و علوفه ای است. در اين منطقه هم چنين انواع محصولات باغي چون: آلو، گيلاس، آلبالو، انگور و سيب نيز به عمل مي آيد. به دليل وجود مراتع غني, دام داري اين ناحيه نيز از رونق خاصي برخوردار بوده و انواع محصولات دامي جزو توليدات اهالي به شمار مي آيند. دام داری ساكن و دام داری نيمه كوچ نشينی در تمام نقاط استان خراسان شمالي رواج دارد و پرورش زنبورعسل، كرم ابريشم و طيور نيز در كنار دام داري صورت مي گيرد. ‌فرآورده های دامي به ويژه روغن،‌ پشم, گوشت و پوست، علاوه بر تأمين نياز داخلی،‌ به سايرنقاط نيز فرستاده می شود. 

     

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي

    بر اساس نظر محققين؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشيد و «آسان» به معنی آمدن است. يعنی جايی که خورشيد از آن برمی آيد و چون اين منطقه در خاورايران قرار گرفته, اين وجه تسميه به نظر درست مي آيد. واژه شمالي نيز به سبب جدا شدن از خراسان سابق و قرار داشتن در شمال ايران به ادامه آن داده شده است.
    درباره تاريخ اين خطه از ايران زمين بايستي گفت: به طور كلي خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.اين ايالت پهناور دردوره باستاني قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد و درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. خراسان شمالي گذشته از جايگاه طبيعی، جغرافيايی و دارا بودن منابع سرشار زير زمينی، از لحاظ تاريخی نيز از کهن سال ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. هريك از شهرستان هاي اين خطه؛ داراي سرنوشت تاريخي طولاني و شنيدني هستند كه در قسمت هاي مربوطه به طور كامل آورده شده است.
     

    مرکـــــز : بجنورد

    موقعیت :  شمال شرق ایران

     

     


    مجاورت : شمال: کشور ترکمنستان   جنوب:استان خراسان رضوی  جنوب غربی: استان سمنان    شرق: استان خراسان رضوی   غرب: استان گلستان
    آب و هوا:  دارای آب و هوای متنوعی است ولی آب و هوای غالب در
    وسعــــت: ۲۸۱۷۹ کیلومتر مربع
    جمعـیــت:  حدود ۸۰۰۰۰۰ نفر
    تقسیمات: 6 شهرستان ،۱۵ بخش ،۴۰ دهستان و۸۶۲ روستای دارای سکنه
    شهرستانها: 

     

    مکان های دیدنی و تاریخی

    استان خراسان شمالي از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي با ارزشي برخوردار است كه بيش ترين آن ها در شهرستان اسفراين قرار گرفته و شامل قلعه هاي متعدد, امام زاده ها و شهرهاي تاريخي مي شود. شهرستان هاي شيروان, بجنورد و جاجرم نيز در برگيرنده جاذبه هاي متعدد تاريخي و طبيعي هستند كه در مجموع سبب بالا رفتن ارزش هاي جهانگردي ابن منطقه شده اند.  

     

    صنايع و معادن

    در استان خراسان شمالي صنايع؛ بيش تر به صورت دستي رواج دارد و صنايع ماشيني محدود به كارخانه هاي مواد غذايي و سنگ بري هستند. صنايع دستي اين منطقه را انواع قالي, جاجيم و گليم بافي تشكيل مي دهد. دراين منطقه معادن مختلفي نيز وجود دارند كه كم تر به بهره برداري رسيده اند.  

     

    کشاورزی و دام داری

    كشاورزي اصلي ترين شغل ساكنان استان خراسان شمالي بوده كه به گونه سنتي و نيمه صنعتی رواج دارد. مهم ترين فرآورده های كشاورزی اين استان؛ پنبه،‌ گندم، جو،‌ زيره، حبوبات، سبزيجات، گياهان صنعتی، جاليزی و علوفه ای است. در اين منطقه هم چنين انواع محصولات باغي چون: آلو، گيلاس، آلبالو، انگور و سيب نيز به عمل مي آيد. به دليل وجود مراتع غني, دام داري اين ناحيه نيز از رونق خاصي برخوردار بوده و انواع محصولات دامي جزو توليدات اهالي به شمار مي آيند. دام داری ساكن و دام داری نيمه كوچ نشينی در تمام نقاط استان خراسان شمالي رواج دارد و پرورش زنبورعسل، كرم ابريشم و طيور نيز در كنار دام داري صورت مي گيرد. ‌فرآورده های دامي به ويژه روغن،‌ پشم, گوشت و پوست، علاوه بر تأمين نياز داخلی،‌ به سايرنقاط نيز فرستاده می شود. 

     

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي

    بر اساس نظر محققين؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشيد و «آسان» به معنی آمدن است. يعنی جايی که خورشيد از آن برمی آيد و چون اين منطقه در خاورايران قرار گرفته, اين وجه تسميه به نظر درست مي آيد. واژه شمالي نيز به سبب جدا شدن از خراسان سابق و قرار داشتن در شمال ايران به ادامه آن داده شده است.
    درباره تاريخ اين خطه از ايران زمين بايستي گفت: به طور كلي خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.اين ايالت پهناور دردوره باستاني قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد و درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. خراسان شمالي گذشته از جايگاه طبيعی، جغرافيايی و دارا بودن منابع سرشار زير زمينی، از لحاظ تاريخی نيز از کهن سال ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. هريك از شهرستان هاي اين خطه؛ داراي سرنوشت تاريخي طولاني و شنيدني هستند كه در قسمت هاي مربوطه به طور كامل آورده شده است.
     

     

    مشخصات جغرافيايي

    استان خراسان شمالي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ شش شهرستان با نام هاي بجنورد, جاجرم, اسفراين, فاروج, شيروان, مانه و سملقان را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛ شهربجنورد است كه در مركز استان و در درازاي جغرافيايي 57 درجه و 19 دقيقه و پهناي جغرافيايي 37درجه و 28 دقيقه واقع شده است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه معتدل و مرطوب با زمستان های سرد و تابستان های گرم است. ميانگين بارش اين استان به 250 ميلي متر می رسد

     

    متر می رسد

     


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 15:0 ] [ اطلس ایران وجهان ]
                   
    شهرستان مانه و سملقان يكي از شهرستان هاي استان خراسان شمالي است كه در خاور اين استان واقع شده است. دشت مانه در اين شهرستان در شمال دشت بجنورد واقع شده و به صورت ناوديسي است كه در جهت جنوب خاوري ـ شمال باختري امتداد يافته و دره بخشي ميانه رودخانه اترك از اين دشت مي‌گذرد. اين دشت از تپه‌ ماهورهاي متعدد با قوس‌هاي منظم و به طور متوالي با شيب ملايم و متعدد به وجود آمده است. به علت كمي رطوبت و پوشش گياهي تخريب مكانيكي در دشت شديد است كه به صورت عامل غالب در اين ناحيه عمل نموده است و هم‌چنين وجود شن و تپه‌هاي ماسه‌اي در برخي از نواحي دشت دلالت بر فرسايش نوع بادي را دارد. دشت سملقان نيز در باختر شهرستان بجنورد و در قسمت جنوبي حوزه اترك مياني واقع شده است . اين دشت از شمال به دره اصلي اترك و از خاور به دشت بجنورد و از جنوب به دشت شوقان و از باختر و شمال باختري به دشت قره‌ميدان محدود است. شبكه هيدروگرافيك نظم معين دشت را از بين برده و آبراهه‌ها در يك‌يگر راه پيدا كرده‌اند و شكل كلي آن‌ها به صورت شبكه‌هاي موازي و يا به شكل بادبزن هستند. رودخانه سملقان از ارتفاعات باختري آلاداغ در حوالي شيرآباد سرچشمه مي‌گيرد و در محل روستاي پيش قلعه به اترك مي‌ريزد. بخش مانه بخشي از بزرگ ناوديس خاور به شمال باختر است كه شيل‌هاي سياه حاوي كنكرسيون رس آهن‌دار به ضخامت 700 الي 500 متر منطقه را پوشانده است. بخش سملقان شامل مارن و آهك‌هاي نازك لايه قيري و پيريتي آمونيست داراست و بخش قره ميدان به صورت چاله‌اي است كه به علت دو گسل در حاشيه شمالي و جنوبي دشت، شكل گرابن (فروزمين) درآمده است.

     

    شهرستان مانه و سملقان يكي از شهرستان هاي استان خراسان شمالي است كه در خاور اين استان واقع شده است. دشت مانه در اين شهرستان در شمال دشت بجنورد واقع شده و به صورت ناوديسي است كه در جهت جنوب خاوري ـ شمال باختري امتداد يافته و دره بخشي ميانه رودخانه اترك از اين دشت مي‌گذرد. اين دشت از تپه‌ ماهورهاي متعدد با قوس‌هاي منظم و به طور متوالي با شيب ملايم و متعدد به وجود آمده است. به علت كمي رطوبت و پوشش گياهي تخريب مكانيكي در دشت شديد است كه به صورت عامل غالب در اين ناحيه عمل نموده است و هم‌چنين وجود شن و تپه‌هاي ماسه‌اي در برخي از نواحي دشت دلالت بر فرسايش نوع بادي را دارد. دشت سملقان نيز در باختر شهرستان بجنورد و در قسمت جنوبي حوزه اترك مياني واقع شده است . اين دشت از شمال به دره اصلي اترك و از خاور به دشت بجنورد و از جنوب به دشت شوقان و از باختر و شمال باختري به دشت قره‌ميدان محدود است. شبكه هيدروگرافيك نظم معين دشت را از بين برده و آبراهه‌ها در يك‌يگر راه پيدا كرده‌اند و شكل كلي آن‌ها به صورت شبكه‌هاي موازي و يا به شكل بادبزن هستند. رودخانه سملقان از ارتفاعات باختري آلاداغ در حوالي شيرآباد سرچشمه مي‌گيرد و در محل روستاي پيش قلعه به اترك مي‌ريزد. بخش مانه بخشي از بزرگ ناوديس خاور به شمال باختر است كه شيل‌هاي سياه حاوي كنكرسيون رس آهن‌دار به ضخامت 700 الي 500 متر منطقه را پوشانده است. بخش سملقان شامل مارن و آهك‌هاي نازك لايه قيري و پيريتي آمونيست داراست و بخش قره ميدان به صورت چاله‌اي است كه به علت دو گسل در حاشيه شمالي و جنوبي دشت، شكل گرابن (فروزمين) درآمده است.
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:59 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    ا

    برابر آخرين تصميم گيري هئيت دولت جمهوري اسلامي و ابلاغ وزارت كشور در نيمه اول سال 1383 خراسان بزرگ به سه استان بشرح خراسان رضوي ـ خراسان شمالي ـ خراسان جنوبي تقسيم شده كه شهرستان اسفراين در اين تقسيم بندي جديد جزو خراسان شمالي قرار گرفته است مركزيت خراسان شمالي نيز شهر بجنورد تعيين شده است .

    اسفراين با مساحت 5345 كيلو متر مربع در شمال غربي استان بين 57 – 56 درجه تا 7-58 درجه طول شرقي و 40 – 36 درجه تا 17 – 37 درجه عرض شمالي واقع شده است .
     

    اين شهرستان در دامنة جنوبي كوههاي آلاداغ و جنوب و غرب كوه شاه جهان قرار گرفته است. از شمال به شهرستانهاي بجنورد و شيروان ، از جنوب و جنوب غربي به شهرستان سبزوار و جوين ، از شرق به شهرستانهاي قوچان و سبزوار و از غرب به شهرستان بجنورد و جاجرم محدود است و ارتفاع آن در بلندترين نقطه 32-3 متر (قله شاه جهان ) و در پست ترين نقطه حدودد 1000 متر (خروجي دشت آبادي سرخ چشمه ) از سطح دريا مي باشد .


    تا قبل از سال 1369 همسايه شرقي اسفراين ، شهرستانهاي قوچان و نيشابور بودند .

     در اين سال آن قسمت از نيشابور كه با اسفراين هم مرز بود به شهرستان سبزوار داده شد و در نتيجه شهرستان سبزوار با اسفراين هم مرز شد . 

    مركز شهرستان ،« شهر اسفراين» است كه در 30 -57 درجه طول شرقي و 4- 37 درجه عرض شمالي واقع شده و بر سر راه بجنورد – سبزوار قرار گرفته است . ارتفاع از سطح دريا 1260 متر مي باشد . 

    شهر اسفراين از شمال به ارتفاعات شور يا سياه خانه كه از انشعابات بينالود است ، از جنوب به روستاي هاي كوشكي و جوشقان و فرطان تازه و كهنه از شرق به اراضي نوشيروان و كوه شاه جهان و از غرب به روستاي هاي كبوترخانه و برج محدود مي شود .


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:59 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    مکان های دیدنی و تاریخی    


    مكان هاي تاريخي و ديدني شهرستان شيروان عبارت اند از:
    آرامگاه بی‌بی حنيفه، آرامگاه تيموری در 6 كيلومتری شيروان، آرامگاه معصوم زاده امام يحيی، امام زاده حمزه در 6 كيلومتری شمال باختری شيروان، امام زاده محمد رضا، برج و باروی تيموری، تپه ارگ در جنوب باختری شهر كنونی شيروان، تپه (قلعه) اسرار، تپه زيارت، تپه ماسوره شيروان، حسنيه حاج آخوند، شهرپيشين، غار پوستين دوز، غار كافر، قزلرقلعه زيدر، قزلرقلعه زوارم، قزلرقلعه اوغار، قزلرقلعه تفتازان، گمرك تپه و گبرخانه.
     


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]
                                  

    بجنورد از ديرباز يگانه دروازه شمالي استان خراسان به مازندران به شمار مي رود و همه ساله ميليونها زائر از اين گذرگاه روبه سوي بارگاه ملكوتي هشتمين امام شيعيان ره مي سپارند . درحقيقت ،مسافران «سرزمين آرزوي مشتاقان اهل ايمان »نخستين و آخرين گام را در اين شهرستان به خاك زرخيز و باعظمت خراسان گذارده و از آن برمي دارند.
    بجنورد سرزمين آباد و باروري است در شمال غربي استان ،با مراتع سرسبز، جنگلهاي پراكنده ،كوههاي برف پوش، دشتهاي گسترده و هوايي لطيف و دل انگيز كه درد رون ، معادن غني بيشمار و ميراث تمدن هاي كهن بسيار را دارد و بر گستره خاكش رودهاي روان و چشمه ساران زلال ازميان دره هاي ژرف و جلگه هاي حاصل خيز و بيابان هاي رنگارنگ در گذرند.




    وسعت اين شهرستان 17245 كيلومتر مربع است. در اين مساحت كه 5/5 درصد خاك خراسان و يك نود و ششم پهنه ميهن اسلامي راتشكيل مي دهد، مراكز تمدني همچون بجنورد ، آشخانه ،جاجرم ،گرمه و راز در آن قرارگرفته اند.
    زندگي مردمان بجنوردكه اقوام تات ،كرد،ترك و تركمن را شامل مي شود،با صلح و صفا، خونگرمي و ميهمان نوازي ،زودآشنايي وتساهل عجين گرديده است .
     وجه تسميه بجنورد
    بجنورد در اصل (بيژن گرد) به معني ساخته شده، وسيله بيژن بوده است (1). اين اسم بسيار قديمي مي نمايد زيرا «گردبه معني شهر و آبادي است و بنابراين بجنورد شهربيژن معني مي دهد.» (2)
    دكترناويا در مورد وجه تسميه بجنوردبراين باور است كه "گرد" از مشتقات KRT  است كه به صورتهاي گراد ، جرد در دستجرد،كد در دهكده ،كند دركهنه كند،كد در زبان آذري وكارد و CUT انگليسي ديده شده است. لذا بجنورد اگر معادل بيژن گرد باشدبه مفهوم ساخته شده به وسيله بيژن خواهدبود (3).
    بعدها بيژن گرد،بيزن جرد ناميده شده و «در تواريخ بزنجرد ثبت گرديده است» (4). و بر اثر تحولات آوايي به بيجن يورت يابيجن يورد تبديل شده و سرانجام به شكل «بجنورد» تغييرپيداكرده است .«يورت » يا «يورد» به معني چراگاه ايلات وعشاير ، محل خيمه و خرگاه ،مسكن و منزل بوده (5) وبيژن يورد يا «بزن يورد» به عبارتي معني «محل ومسكن ما» مي باشد.
    سترنج دركتاب «سرزمينهاي خلافت شرقي » اين شهر را «بزهان »ناميده است (6) و كلنل ييت با اشاره به ويرانه هاي شهر كهن بجنورد موسوم به «كهنه كند» مي نويسد: «درشمال غربي اين شهرخرابه هاي يك شهرقديمي ديگر به چشم مي خورد كه به آن بيزهان مي گفتند.» (7)


    الف .سيماي طبيعي
    موقعيت جغرافيايي
    بجنورد از شمال با تركمنستان و از شمال شرقي تاجنوب شرقي با شهرهاي شيروان ، قوچان ،اسفراين و سبزوار همسايه است و از شمال غربي تاجنوب غربي به استان مازندران و استان سمنان محدودشده است .
    شهرستان بجنورد در 37 درجه و 28 دقيقه عرض شمالي و57 درجه و 20 دقيقه طول شرقي قرار گرفته و اين شهرستان در ارتفاع بين 1000 تا 2500 متر بالاتر از سطح دريا واقع شده است ارتفاع بجنورد از سطح دربا 1010 متراست .
    اين شهرستان داراي طولاني ترين مرز مشترك دربين شهرهاي شمالي خراسان (1/197كيلومتر) با تركمنسان مي باشد.
    بجنورد ازنقاط كوهستاني خراسان است كه درميان رشته كوه آلاداغ ( امتدادالبرز ) واقع گرديده است .
    اين رشته كوه درجنوب شهر بجنورد قرار گرفته ، مجموعه اي از زيباترين پديده هاي طبيعت درشمال خراسان را بوجود آورده است .
     
     
     
    اكثر بلنديهاي آلاداغ پوشيده از درختان سردسيري وجنگل زار است وجنگل هاي پراكنده دشت واقع در دامنه هاي غربي آلاداغ به طول تقريبي 70 كيلومتر از همه وسيع تر و مشهورتر مي باشد . در زير پاي اين ارتفاعات ،جلگه هاي حاصل خيزبجنورد ، گرمخان ، شقان ومانه گسترده است .
     «كوههاي بجنورد»
    در بجنورد ارتفاعات و قله هاي بيشماري وجود دارد :
    1-   رشته كوه آلاداغ .بلندترين قله آن (آلاداغ) با ارتفاع 3100 متر است و قله بهار يا سرو با پوششي از درختان سرو، در ارتفاعات و چمن كالپوش دردامنه آن 2980 متر ارتفاع دارد و قله سالوك ياصعلوك (3050متر)باپوشش گياهان متنوع وچشمه سارهاي بيشمار از ديگر كوههاي آلاداغ مي باشد. اين رشته كوه داراي جنگلهاي زيبا ، دره هاي باصفا و چشم اندازهاي بديع است
    2-   رشته كوه قورخود .با ارتفاع 2950 متر در فاصله 95 كيلومتري غرب بجنورد با انبوه درختان سرو در دامنه جنوبي و مراتع و مناظر زيبا در دامنه شمالي از ديدني ترين رشته كوههاي غرب بجنوردمي باشد.
    3-   رشته كوه بزداغي (1692متر) در 9 كيلومتري شمال روستاي كوشكي تركمن واقع دربخش مانه وسملقان قرارگرفته است.
    4-   رشته كوه مي سي نو (2496متر) درشمال دهستان گيفان قرار دارد و خط الراس آن مرز ايران وجمهوري تركمنستان را تشكيل مي دهد.
    5-   رشته كوه دوچنگ ، در 49 كيلومتري شمال غربي بجنورد قراردارد . بلندترين قله آن دنقوزداغي به ارتفاع 1650 متر در 11 كيلومتري روستاي دشتك بخش مانه سملقان واقع شده است.
    6-   رشته كوه آغ چيل (1460متر) كوه پارلان ياگرم داغي (2000متر) واقع در مرز ايران وتركمنستان «پيغمبر»،«داش قلعه» و كوه «زو» نيز از ديگر رشته كوههاي شهرستان بجنورد است .همچنين در نواحي غربي بخش جاجرم چند رشته كوه ديگر وجود داردكه چهره نيمه كويري به ناحيه منطقه داده اند و حدفاصل رشته كوههاي البرز و كوههاي خراسان بشمارمي روند. بلندترين اين كوهها«اوزون» ميباشد.

    «رودهاي بجنورد»
    روداترك مهمترين رودخانه اي است كه درمنطقه بجنوردجاري است .اين رودازارتفاعات لاله رويان واقع در40كيلومتري شرق قوچان سرچشمه گرفته وپس ازگذرازشهرهاي قوچان وشيروان (ازروستاي رضاآبادشيروان) واردشهرستان بجنوردمي شودوبعدازدريافت شعباتي تاروستاي «قازان قاپه »امتدادمي يابد.اين رودخانه به طول تقريبي 90كيلومترخط مرزي بين ايران وروسيه راتشكيل مي دهدوپس ازپيوستن رود«سومبار»درخاك روسيه به آن ،درانتهابه درياي خزرواردمي گردد.حدود130كيلومترازبخش پرآب اترك درحوزه شهرستان بجنوردجاري است 0اسامي رودهايي كه به اترك مي ريزندعبارتنداز:باباامان،بازخانه،سملقان ،بدرانلو،فيروزه ،چرمغان ،شيرين دره ،امام چاي ،چناران ،گرماب ،خرتوت ،گوگول ،شيرين چاي،حميد،مهنان،قزلقان ،چيلاق ،شيرآباد،مهمانك ودركش .رودخانه ديگربجنورد«كال شور»مي باشدكه داراي آب شوربوده وازكوهها ي آلاداغ سرچشمه گرفته ،پس ازعبورازجاجرم به نمكزار«زو» مي ريزد0
                                                       
    «آب وهوا»
    آب وهواي بجنورد به علت وجود كوهستانها در اطراف آن، معتدل و مرطوب بوده ، حداقل وحداكثر درجه حرارت  آن بين 6/14 و 3/37 درجه سانتيگراد است و ميانگين آن 13 درجه سانتيگراد مي باشد.
    رطوبت نسبي بجنورد 75-45 مي باشد.
    هرچه ازشرق به سوي غرب مي رويم رطوبت هوا و ميزان بارندگي افزايش مي يابد. متوسط بارندگي بجنورد در دهه 60،280 ميليمتر بوده است .
    «پوشش گياهي »
    اين شهرستان داراي مراتع و بيشه زارهاي سرسبز و انواع علوفه جهت چراي دام است .درختان ارس و ارغوان و گياهاني كه كاربرد دارويي وصنعتي دارند، ازجمله : گل  ختمي ، گل گاوزبان، شاتره ، كاسني ،خاكشير، آنغوزه و كاكوتي در اكثرنقاط آن مي رويد.
    «حيات حيواني»
           جنگل غرب شهرستان  بجنورد متصل به جنگلهاي انبوه مازندران است و منطقه حفاظت شده آن با مساحت اوليه 91890 هكتار بخشي از پارك ملي گلستان را تشكيل مي دند كه شهرتي بين المللي دارد. جنگلهاي بجنورد باداشتن چشم اندازهاي زيبا از نمودهاي چشمگير طبيعي ،نظير كوهسار، دره ها، رودها، آبشارها و چشمه سارها، مامني براي گونه هاي گياهي وجانوري كمياب است .
        انواع گوزن ، مرال ، قوچ ، ميش كوهي ، آهو ،اوريال ، ارگالي ،بزكوهي ،روباه،شغال ،گرگ ،خوك ،گراز،ببر،خرس ،پلنگ ،قرقاول ،كبك و تيهو، ازجمله جانوران وپرندگان اين ناحيه محسوب مي شوند .
    ب – گردشگاههاوجاهاي ديدني
    بجنورد به خاطر آب وهواي خوش و دارابودن گردشگاههاي مصفا و مناظر زيبا از معروفترين شهرهاي خراسان است. در دور و نزديك اين شهرستان صدها گردشگاه طبيعي درجلگه ها و دره ها و دامنه هاي دره چناران ،اسپيدان،پيغو،حميد،فيروزه ،سرچشمه گريوان،دامنه آخرداغ ،پلنگ دره ،بازخانه ،دره رئين ،شيرآباد،دره مهمانك ،دركش ،كنگره زو، دره هاور،حلقه زو،شقان ،سولگردودامنه كوههاي سالوك ،آلاداغ ،قرخود و كوه آخر وجوددارد.


     


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]
                                   

    استان خراسان شمالی با جمعیت تقریبی ۸۰۰۰۰۰ نفر ومساحت ۲۸۱۷۹ کیلومتر مربع (تراکم ۳۰ نفر درکیلومتر مربع)، ۷۱/۱ درصد از مساحت و۲۲/۱ درصد از جمعیت کل کشور را به خود اختصاص داده است بنابراین به لحاظ مساحت از ۱۴ استان کشور و۵۱ کشور جهان بزرگ‌تر است و از لحاظ جمعیتی نیز از ۷ استان کشور پرجمعیت تر می‌‌باشد. این استان از۶ شهرستان بجنورد (مرکز استان)، شیروان ،اسفراین، مانه وسملقان ،جاجرم ،فاروج و۱۵ بخش ،۴۰ دهستان و۸۶۲ روستای دارای سکنه تشکیل شده است واز نظر موقعیت جغرافیایی ازشمال با کشور ترکمنستان (با ۲۸۱ کیلومتر مرز مشترک)، از شرق وجنوب با استان خراسان رضوی ،ازجنوب غربی با استان سمنان وازغرب با استان گلستان هم مرز است . براساس نتایج آخرین سرشماری عمومی نفوس ومسکن درسال ۱۳۷۵ ازجمعیت ۷۳۲۶۴۶ نفری ساکن درمحدوده فعلی خراسان شمالی تعداد ۲۸۸۵۷۸ نفر ساکن درنقاط شهری بوده‌اند که به این ترتیب نرخ شهرنشینی با رقمی معادل ۴/۳۹ درصد از رقم بسیار پایین تری نسبت به نرخ متوسط شهرنشینی کشور (۳/۶۱درصد)برخوردار بوده است و برآوردها حاکی از آن است که این میزان درسال ۱۳۸۲ به ۶/۴۳ درصد افزایش یافته است و از ۷۹۴ هزار نفر جمعیت این استان، ۳۶۵ هزار نفر ساکن در ۱۴ نقطه شهری می‌‌باشند. مردم استان خراسان شمالی از اقوام گوناگونی تشکیل شده‌اند که با وحدت و یکپارچگی خاصی، استان را به کانون وحدت قومیتها و مذاهب مختلف تبدیل کرده اند. جمعیت استان با ضریب جوانی ۴۴ درصد (نسبت سهم سنین کمتر از۱۵ سال ازکل جمعیت استان) از نرخ باسوادی ۵/۷۶ درصد و پایین تر از ۸۰ درصد متوسط کشور برخوردار است.

    اسفراين يكي از شهرستان‌هاي استان‌خراسان‌شمالي است‌كه‌از‌قابليت‌هاي بالاي گردشگري برخوردار است. مردم اسفراين، نيكوكار، پاك انديش و سخت كوش هستند. زكريا قزوينی، نويسنده «آثار البلاد و اخبار العباد» درباره اخلاق وعادت های مردم اين شهر می گويد: «اسفراين شهری است مشهور در سرزمين خراسان، مردمانش خيرانديش و نكوكارند و مردم آزاری ندارند» مردم اسفراين پيرو دين اسلام و مذهب شيعه جعفری هستند، و از تيره های تات (فارس)، ترك و بربری تشكيل يافته‌اند. اين شهرستان در سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1375 هـ . ش 118.581 نفر جمعيت داشته،‌ و از اين شمار 58.978 نفر مرد و 59.603 نفر زن بوده اند. مردم اسفراين به زبان های فارسی، تركی و كردی سخن می گويند. مهم ترين صنايع دستی اسفراين، پارچه‌بافی، قالی و قاليچه‌بافی، جاجيم و گليم‌بافی است.
    گليم بافي از هنرهاي دستي پيشين مردم شهرستان اسفراين است. در بيش‌تر نقاط اين شهرستان گليم را پلاس مي گويند. بافت آن به وسيله كارگاه‌هاي افقي و در روي زمين است. به‌واسطه رونق فرش بافي گليم بافي و نمد مالي، رنگرزي هم رونق دارد. گليم مرغوب از پشم و گونه نامرغوب از رشته پتوي كهنه با رنگ آميزي استفاده مي‌شود. آثار تاريخي و مكان هاي ديدني متعددي در اين شهرستان وجود دارند.


    مکان های دیدنی و تاریخی


    آرامگاه شيخ آذری درجنوب شهر اسفراين، آرامگاه شيخ شاه علی اسفراينی، آرامگاه شيخ عبدالرحمان مجد الدين اسفراينی، امام زاده احمدرضا در 40 كيلومتری باختر اسفراين، امام زاده شاهزاده جعفر درروستای كوشكی، امام زاده عبدالله در 30 كيلومتری باختر اسفراين، امام زاده معصوم در شمال روستای گورپان، امام زاده موسی در شهر اسفراين، بند مهار در 2 كيلومتری جنوب خاور روستای كلاته سنجر و در جنوب شهرستان اسفراين، تپه سارمران در 500 متری جنوب روستای سارمران، حسين بن رضا و علی ابن حسن در شمال روستای جهان، خانقاه آردين، خانقاه ابوبكر، در دهيك، سيد سلطان مظفر درشمال روستای چهاربرج، شاهزاده اسحاق در روستای رويين، شاهزاده زيد در گوشه شمالی روستای توس در باختر اسفراين، شاهزاده قاسم، شهر بلقيس يا شهر خرابه در 3 كيلومتری شهر كنونی اسفراين، شيخ محمد رشيد الدين در 32 كيلومتری شمال خاوری شهرستان اسفراين، كنار روستای بيدواز، غار نوشيروان، غار عبادتگاه شيخ احمد ذاكر درروستای گورپان، فقت دژ در شمال خاوری اسفراين، قلعه آردئين، قلعه ابدالی، قلعه صعلوك دردامنه های بلندی های آلاداغ، ‌در باختر اسفراين، قلعه قلی، قلعه قيصر در سه كيلومتر پايين تر از روستای بيدواز، قلعه كهنه حسن آباد در کنار رود حسن آباد، در شمال خاوری اسفراين، قلعه گبر حصار، گرمه بزنج و معصوم زاده در آبادی های فريمان برخي از نقاط ديدني وتاريخي شهرستان اسفراين را تشكيل مي دهند.  


    صنايع و معادن


    از صنايع و معادن شهرستان اسفراين اطلاعات مستندي در دست نيست.  


    کشاورزی و دام داری


    كشاورزی در اين ناحيه به گونه نيمه صنعتی انجام می شود و مهم ترين فرآورده های كشاورزی آن، پنبه،‌ گندم، جو،‌ زيره، حبوبات، سبزيجات، نباتات صنعتی، جاليزی، علوفه ای و سردرختی است. دام‌داری ساكن و دام‌داری نيمه‌كوچ نشينی، پرورش زنبور عسل، كرم ابريشم و طيور نيز در اين ناحيه رواج دارد.

     

    مشخصات جغرافيايي


    شهرستان اسفراين، پا پهنه ای حدود 5.345 كيلومتر مربع، در شمال باختری استان خراسان، در دامنه‌های جنوبی كوه‌های آلاداغ و جنوب و جنوب باختری كوه شاه جهان، از نظر جغرافيايی در 40 درجه و 36 دقيقه تا 17 درجه و 37 دقيقه پهنای شمالی و 57 درجه و 56 دقيقه تا 7 درجه و 57 دقيقه درازای خاوری و بلندی 3032 تا 1000 متر از سطح دريا قرار دارد. بخش های شمالی ناحيه اسفراين به دليل كوهستانی بودن، دارای آب و هوای معتدل كوهستانی است، اما بخش های جنوبی و جنوب باختری آن، به دليل نزديكی به كوير، تابستان های گرم و خشك و زمستان های سردی را داراست. بيش ترين بارندگی اين ناحيه در فروردين ماه با 5/46 ميليمتر و كم ترين بارندگی در مرداد ماه با 7/1 ميلي‌متر است. فاصله هوايی آن تا تهران، 575 كيلومتر است. اين شهر تا مشهد 311، تا قوچان 176، تا بجنورد 63، تا تهران 772 و تا سبزوار 83 كيلومتر فاصله زمينی دارد. برابر با سرشماري سال 1375 جمعيت شهرستان اسفراين 118581 نفر برآورد شده است كه از اين تعداد 41062 در مركز اين شهرستان ساكن هستند. 

     

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    اسفراين از روزگار كهن تا كنون به نام های گوناگونی مانند «مهرگان»، «مهرجان»، «ميان آباد»، «سپهرآيين»، «اسپرآيين»، «اسپراين»، «اسبراين»، و «زابرين» ناميده شده است. نام نخستين اسفراين را «مهرگان» خوانده اند که در عربی به «مهرجان» تبديل شده است. عرب ها به خاطر زيبايی و شادابی كه اسفراين داشت و يادآور سرسبزی و خرمی يمن بود، آن را به نام كشور سبا، «بلقيس» ناميدند. اما اين نام، نامی تشريفاتی بوده و اندك اندك فراموش گشت. شماری از نويسنده گان و تاريخ نگاران براين باورند كه اين شهر را اسفنديار بنا نهاده و از اين رو آن را اسفراين خوانده اند، که به نظر می رسد اين داوری بر پايه روايت های اساطيری باشد. برخی از زبان شناسان نيز بر اساس ريشه های لغوی اين نام را برگرفته از «سپهر آيين» به معنای آيين آسمانی می دانند.
    اسفراين، مانند ديگر شهرهای خراسان جزو نخستين مراكز جمعيتی است، كه آريايی ها پس از ورود به ايران، در آن جا ساكن شده اند. اين سرزمين بخشی از سرزمين پارت باستانی بوده و در روزگار اشكانيان، از آبادی های مهم «ابرشهر» يا نيشابور به شمار می آمده است. در دوران ساسانی شاهزاده گان اين خاندان در آن رفت و آمد می كردند.
    در 31 هـ . ق در روزگار خلافت عثمان بن عفان، اسفراين به دست عبدالله بن عامرگشوده شد. در 205 هـ . ق، طاهر ذواليمينين، فرمانروای خراسان شد و در 207 هـ . ق،‌ در مسجد جامع نيشابور، هنگام ايراد خطبه، از خليفه نامی نبرد و نخستين حكومت مستقل ايرانی را در دوران اسلامی به وجود آورد. اسفراين در اين زمان، بخشی از نيشابور شمرده می شد. يعقوب ليث صفاری، پس از گشودن بلخ، باميان و گرديز در شعبان سال 259 هـ . ق، ‌از راه قهستان و قاين، رهسپار نيشابور شد و آن ناحيه و پيرامونش، از جمله اسفراين را به قلمرو حكومت خود افزود. اسفراين درزمان حكومت امير نصر سامانی (301 – 331 هـ . ق) و جانشينانش تابع نيشابور و جزو حكومت آنان بود.
    پس از چيره گی سلجوقيان بر خراسان، بيغو حكمران هرات، نيشابور و اسفراين شد. در اين دوران، اسفراين مورد تاخت و تاز غزها قرار گرفت و در روزگار سنجر (548 هـ . ق) مورد چپاول اين قوم قرار گرفت. در سال های 617 و 725 هـ . ق نيز به ترتيب مغولان و تيمور لنگ اسفراين را مورد هجوم و غارت قرار دادند.
    جنبش سربداری در سال 737 هـ . ق، به دنبال مرگ ايلخان ابوسعيد، نخست در سبزوار و به زودی اسفراين، جاجرم و بيارجمند پا گرفت. از اين پس امير عبدالرزاق، به نام خويش سكه زد و آيين شيعه دوازده امامی را استوار گردانيد. اسفراين در دوران صفوی در قلمرو آنان بود و گاه توسط اوزبكان مورد تاخت و تاز قرار می گرفت. در ناملايمات پس از صفويه، مردم به محل كنونی شهر اسفراين كه در آن روزگار «ميان آباد» ناميده می شد، كوچ كردند. در دوران قاجاريه، حكومت اسفراين از سوی شاهان قاجار، در دست بزرگان شادلو بود
    ادامه مطلب

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    فاروج كوچك ترين شهرستان استان خراسان شمالي است كه در ناحيه‌ي باختر استان و در كنار قوچان از استان خراسان رضوي قرار گرفته است. اين شهرستان حدود 60 هزار نفر جمعيت دارد و در۹۰‬كيلومتري خاور بجنورد، قرار گرفته است

    .

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    آشخانه شهري است در استان خراسان شمالي.
    اين شهر مرکز شهرستان مانه و سملقان است و در ?45?كيلومتري غرب بجنورد قرار گرفته است. شهر آشخانه در سال 1385، تعداد 18,784 نفر جمعيت داشته است .
    اين شهر از منابع آب خوبي برخوردار است که از کوه‌هاي آلاداغ سرچشمه مي‌گيرد و به همين خاطر کشاورزي و دامپروري در پيرامون آن رواج دارد. زبان گفتاري بيشتر ساکنان آشخانه ترکي و کرمانجي است.
    جمعيت اين شهر که در اوايل انقلاب 57 حدود 6 هزار نفر بود در سال 1384 به 20 هزار نفر رسيد. سرعت مهاجرت به اين شهر باعث ايجاد پديده حاشيه‌نشيني شده‌است.
    اين شهر همچنين داراي دانشگاهي به نام دانشگاه آزاد اسلامي مانه و سملقان است.
    بامداد دوشنبه نهم مهرماه 1386 زمين‌لرزه‌اي شهر آشخانه را لرزاند.

     منبع: مرجع شهر های ایران

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]

    جمعیت شهرهای استان خراسان شمال

    بجنورد: پرجمعیت‌ترین شهر استان خراسان شمالی.

    جمعیت شهرهای استان خراسان شمالی براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی:[۱]

    ردیف نام شهر شهرستان جمعیت رتبه در
    شهرستان
    ۱ بجنورد بجنورد ۱۷۲٬۷۷۲ ۱
    ۲ شیروان شیروان ۸۲٬۷۹۰ ۱
    ۳ اسفراین اسفراین ۵۱٬۳۲۱ ۱
    ۴ گرمه جاجرم جاجرم ۲۴٬۳۶۸ ۱
    ۵ آشخانه مانه و سملقان ۱۸٬۲۳۴ ۱
    ۶ فاروج فاروج ۱۰٬۰۳۹ ۱
    ۷ راز بجنورد ۴٬۷۳۵ ۲
    ۸ درق جاجرم ۴٬۵۹۴ ۲
    ۹ صفی‌آباد اسفراین ۳٬۰۴۷ ۲
    ۱۰ قاضی مانه و سملقان ۲٬۳۷۰ ۲
    ۱۱ شوقان جاجرم ۲٬۲۹۷ ۳
    ۱۲ سنخواست جاجرم ۲٬۰۰۹ ۴
    ۱۳ پیش‌قلعه مانه و سملقان ۱٬۶۳۱ ۳
    ۱۴ حصار گرم‌خان بجنورد ۷۱۶ ۳
    ۱۵ لوجلی شیروان ۷۰۱ ۲
    «منبع- سایت ویکی بدیا
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    شهرستان جاجرم يكي از شهرستان هاي استان خراسان شمالي است. مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان‌قالي‌و قاليچه بافي است. توليد قاليچه در اين منطقه با طرح‌هاي مشهدي، محلي در نقش‌هاي لچك و ترنج و … و رنگ‌هاي لاكي، قهوه اي و قرمز و …. انجام مي شود. شهرستان جاجرم يكي از شهرستان هاي استان خراسان شمالي است. مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان‌قالي‌و قاليچه بافي است. توليد قاليچه در اين منطقه با طرح‌هاي مشهدي، محلي در نقش‌هاي لچك و ترنج و … و رنگ‌هاي لاكي، قهوه اي و قرمز و …. انجام مي شود.

    مشخصات جغرافيايي


    شهرستان جاجرم با وسعت 7650 كيلومتر مربع در شمال باختري استان خراسان واقع شده است. از طرف شمال به شهرستان بجنورد، از طرف شمال باختري به استان گلستان، از طرف جنوب و باختر به شهرستان شاهرود (استان سمنان) و از طرف خاور به شهرستان‌هاي اسفراين و سبزوار محدود مي‌شود. شهرجاجرم مركز شهرستان در 5623 و طول جغرافيايي و 36 درجه و 57 دقيقه عرض جغرافيايي واقع شده است. جمعيت اين شهرستان در سرشماري سراسري سال 1375 جزو جمعيت شهرستان بجنورد محاسبه شده است. 


    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    مستشرقيني چون راولينسون و پيگولوسكايا، هكاتم پوليس يا شهر صد دروازه را در حوالي جاجرم همان هكاتم پوليس باشد، پايتخت اشكانيان در پادشاهي تيرداداول است

    مشخصات جغرافيايي


    شهرستان جاجرم با وسعت 7650 كيلومتر مربع در شمال باختري استان خراسان واقع شده است. از طرف شمال به شهرستان بجنورد، از طرف شمال باختري به استان گلستان، از طرف جنوب و باختر به شهرستان شاهرود (استان سمنان) و از طرف خاور به شهرستان‌هاي اسفراين و سبزوار محدود مي‌شود. شهرجاجرم مركز شهرستان در 5623 و طول جغرافيايي و 36 درجه و 57 دقيقه عرض جغرافيايي واقع شده است. جمعيت اين شهرستان در سرشماري سراسري سال 1375 جزو جمعيت شهرستان بجنورد محاسبه شده است. 


    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    مستشرقيني چون راولينسون و پيگولوسكايا، هكاتم پوليس يا شهر صد دروازه را در حوالي جاجرم همان هكاتم پوليس باشد، پايتخت اشكانيان در پادشاهي تيرداداول

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]
              

    بمپور

    بَمپور يکي از شهرهاي استان سيستان و بلوچستان ايران، در منطقه مکران است.
    بمپور داراي آب وهواي گرم ومرطوب است که داراي تابستاني طولاني و ميانگين دماي آن در تابستان از 40 درجه سانتي گراد بيشتر است.مي‌توان گفت که بمپور از لحاظ تاريخي يکي از قديمي ترين شهرهاي ايران به شمار مي‌رود که براساس کاوش‌هايي که در اطراف شهر بمپور صورت گرفته‌است تاريخ پيدايش آن به زمان ساسانيان واشکانيان بر مي‌گردد البته همچنان اين تحقيقات ادامه دارد در خرداد ماه 1387 سازمان ميراث فرهنگي ايران اعلام کرد محوطه باستاني را در اطراف بمپور با وسعت 150هکتار کشف کرده‌است که کاوشها در آن همدوره بودن آن با تمدنهاي شهر سوخته وجيرفت نشان مي‌دهد در دوره معاصر هم تا پيش از سال 1370 بمپور بزرگترين بخش کشور بود که از آن بخشهاي بزمان، فنوج، دلگان، ولاشارمنشعب شدند، شهر داري بمپور هم همزمان با شهرهاي سمنا، يزد، وکهکيلويه تاسيس شده‌است از نقاط ديدني آن هم مي‌توان به ارگ بمپور ورودخانه بمپور اشاره کرد.بر اساس سرشماري سال 1385 جمعيت آن (1,664 خانوار) 9,073 نفر بوده‌است.
    اين شهر، زادگاه استاد شيرمحمد اسپندار، تنها نوازنده ساز دونلي در ايران است.

     منبع: مزجع شهرهای ایران 

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:48 ] [ اطلس ایران وجهان ]
                

    بمپور

    بَمپور يکي از شهرهاي استان سيستان و بلوچستان ايران، در منطقه مکران است.
    بمپور داراي آب وهواي گرم ومرطوب است که داراي تابستاني طولاني و ميانگين دماي آن در تابستان از 40 درجه سانتي گراد بيشتر است.مي‌توان گفت که بمپور از لحاظ تاريخي يکي از قديمي ترين شهرهاي ايران به شمار مي‌رود که براساس کاوش‌هايي که در اطراف شهر بمپور صورت گرفته‌است تاريخ پيدايش آن به زمان ساسانيان واشکانيان بر مي‌گردد البته همچنان اين تحقيقات ادامه دارد در خرداد ماه 1387 سازمان ميراث فرهنگي ايران اعلام کرد محوطه باستاني را در اطراف بمپور با وسعت 150هکتار کشف کرده‌است که کاوشها در آن همدوره بودن آن با تمدنهاي شهر سوخته وجيرفت نشان مي‌دهد در دوره معاصر هم تا پيش از سال 1370 بمپور بزرگترين بخش کشور بود که از آن بخشهاي بزمان، فنوج، دلگان، ولاشارمنشعب شدند، شهر داري بمپور هم همزمان با شهرهاي سمنا، يزد، وکهکيلويه تاسيس شده‌است از نقاط ديدني آن هم مي‌توان به ارگ بمپور ورودخانه بمپور اشاره کرد.بر اساس سرشماري سال 1385 جمعيت آن (1,664 خانوار) 9,073 نفر بوده‌است.
    اين شهر، زادگاه استاد شيرمحمد اسپندار، تنها نوازنده ساز دونلي در ايران است.

     منبع: مزجع شهرهای ایران 

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:48 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    بَزمان يکي از شهرهاي کوچک استان سيستان و بلوچستان است.بزمان در 90 کيلومتري ايرانشهر واقع است.بزمان يکي از باسابقه ترين بخش‌هاي استان سيستان و بلوچستان مي‌باشد که تنها سابقه بخشي 110 ساله دارد.بر اساس سرشماري سال 1385 جمعيت آن (816 خانوار) 4,002 نفر بوده است.
    كوه آتشفشاني نيمه‌فعال بزمان در فاصله 30 كيلومترى شمال غرب بزمان قرار دارد.
    منطقه بزمان در قديم جنگل‌هاي پردرخت و دشت‌هايي پر از گل نرگس داشت.
    بزمان داراي منطقه حفاظت شده مي‌باشد که حيوانات مختلف از جمله يوز پلنگ و آهو و بز و قوچ و پرندگاني مانند کبک و تيهو سوسک و...در اين منطقه زيست مي‌کنند .کوهستانهاي بزمان داراي داروهاي گياهي متفاوتي هستند در بزمان چشمه‌هاي اب گرم زيادي وجو دارد محصول عمده کشاورزي بزمان خرما مي‌باشد که خرماي منحصر به فرد سنگ شکن فقط در اين منطقه با کيفيت ثمر مي‌دهد .تمدن اسپيدز در شهر بزمان قرار دارد.
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    ميرجاوه مرکز بخش ميرجاوه شهرستان زاهدان يکي از شهرهاي کوچک استان سيستان و بلوچستان ايران در 75 کيلومتري جنوب شرقي شهر زاهدان واقع است. بر اساس سرشماري سال 1385 جمعيت آن (2,350 خانوار) 13,590 نفر بوده است.ميرجاوه
    ميرجاوه داراي يک دبيرستان پسرانه به نام شهيد باهنر و يک دبيرستان دخترانه به نام چهارده معصوم است..
    ميرجاوه تنها مرز قانوني در جنوب شرق کشور است که رفت آمد سياحان خارجي و داخلي از اين معبر صورت مي‌گيرد.

    نام:
    ميرجاوه يعني جاي مير مثل ميرکوه که مي‌شود ييلاق مير در اينجا منظور مير بولان ريگي است از تيره نتوزهي ، مير بولان سپهسالار نادر شاه افشار در فتح هندوستان بود که با ترفندي جنگي توانست زمينه فتح هندوستان را فراهم نمايد.ودربلوچستان پاکستان ازاو به عنوان يکي از قهرمانان بلوچ ياد مي‌شودو يک آکادمي معروف پزشکي يک خط قطار و تنگه ايي معروف بنام وي مي‌باشد. مير بولان ريگي به پاس خدمات سندسرحد بلوچستان را به دستور نادرشاه افشار از فرمافرماکرمان دريافت نمود.مير به معناي سردار حاکم و سيد اصل مي‌باشد.
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]

    سراوان خاوری ترين شهر استان سيستان و بلوچستان است كه با مركز استان 352 كيلومتر فاصله دارد. بسياری از روستاهای اطراف سراوان دارای خاك خوبی است كه با بهره برداری از آن كوزه گری و سفال سازی در اين روستاها خاصه در ناحيه كلپورگان رونق يافته است. سوزن دوزی نيز علاوه بر سفال سازی از صنايع دستی منطقه محسوب می شود. در حوالي سراوان ساخت النگوهاي شيشه‌اي بسيار معمول است. ساخت اين نوع اشياء به مهارت ريز احتياج دارد و اشياء زينتي متنوع مانند انواع حيوانات و شيشه جات ساخته مي شود.
    بافت قاليچه هاي بلوچي، در دستگاه‌هاي قالي‌بافي كه به صورت خوابيده قرار مي گيرد انجام مي شود و طبق نظر كارشناسان مربوط بدون شك مي توان با اندك توجهي تعداد آن‌ها را افزايش داد و ساليانه دها هزار مترقالي توليد نمود. روستاي قلعه‌جاني از توابع سيب و سوران در منطقه‌اي دشتي واقع شده است و يكي از ديدني ترين مناطق اين شهرستان به شمار مي آيد.


    مکان های دیدنی و تاریخی


    قلعه‌جاني(كوشان‌قديم) واقع‌در روستاي قلعه‌جاني از ديدني‌هاي اين منطقه به شمار مي‌آيد.  

     
    صنايع و معادن


    از صنايع ومعادن شهرستان سراوان اطلاعات مستندي در دست نيست.  


    کشاورزی و دام داری


    كشاورزی در اين شهرستان رواج دارد و گندم، جو،‌ ذرت، تره بار، بنشن،‌ مركبات و خرما از محصولات كشاورزی اين شهرستان است. آب كشاورزی از كاريزها و چاه‌های عميق و نيمه عميق تامين می شود.

     

    مشخصات جغرافيايي


    اين شهرستان‌از نظر جغرافيايي در 62 درجه و 20 دقيقه درازای خاوری و 27 درجه و 22 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است و آب و هوای آن در تابستان گرم و خشك و در زمستان معتدل است. شهرستان‌سراوان‌درشرق استان سيستان و بلوچستان در 340 كيلومتری جنوب خاوری زاهدان و در مسير راه خاش - كهك ( مرز ايران و پاكستان) قرار گرفته است. اين شهرستان از جنوب و خاور به كشور پاكستان، ازباختر به ايرانشهر و از شمال به شهرستان خاش محدود است.
    1- راه سراوان- خاش به درازای 155 كيلومتر به سوی شمال باختری
    2- راه سراوان- خاش به سوی باختر به درازای 195 كيلومتر
    3- راه سراوان تا مركز پاكستان به سوی جنوب خاوری به درازای 110 كيلومتر
    در سرشماری سال 1375 شهرستان سراوان 172.149 نفر جمعيت داشته است. مردم شهرستان سراوان آريايی نژادند و به زبان فارسی با گويش بلوچی سخن می گويند.
     


    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    پيش از سال 1305 شمسی نام اين محل «شستون» بود كه به تدريج بر وسعت آن افزوده شد و به سراوان معروف‌شد. آثار به دست آمده در سراوان نشان می دهد كه اين شهرستان سابقه تاريخی و تمدن بسيار كهنی دارد.
     

    تقسيمات کشوري

    شهرستان سراوان با مساحت23880 کيلومتر مربع ، در شرق استان سيستان و بلوچستان قرار گرفته و فاصله مرکز شهرستان تا مرکز استان337 کيلومتر است . اين شهرستان داراي تعداد 5 مرکز شهري و6 بخش ، 14 دهستان و 708 آبادي داراي سکنه است .

      عنوان

      شهرستان

      استان

    نسبت شهرستان به استان (درصد)

    مساحت ( کيلومتر مربع )

    23880

    187502

    74/12

    تعداد شهر

    5

    31

    13/16

    تعدا بخش

    6

    36

    67/16

    تعداد دهستان

    14

    98

    29/14

    عوارض طبيعي

    ( ارتفاعات ، رودخانه ها ، قنات ، چاه و چشمه ها( اعم از فصلي و غير فصلي ) سرچشمه رودخانه و منتهي به بخش رودخانه ماشکيد در اين شهرستان واقع مي باشد .
     ارتفاعات : کوه بيرک ، کوه سفيد ، کوه بم پشت ، کوه سياجان
    رودخانه ها: ماشکيد،سيمش ،روتک
     منابع تامين آب و حوزه آبريز و شبکه رودخانه ها :آب اين شهرستان ازطريق 1269حلقه چاه 307 رشته قنات 272 رشته چشمه با ميزان آبدهي 183ميليون متر مکعب و رودخانه هاي ماشکيد با ميزان آبدهي متوسط سالانه 80 ميليون متر مکعب تامين مي شود.

    اقليم

    شهرستان سراوان داراي اقليم بياباني گرم و خشک مي باشد . ميانگين بارش سالانه در اين شهرستان 6/104 ميلي متر و متوسط دماي آن در سال 82  از 43 الي 4- درجه سانتي گراد درتغييراست .

    پيشينه تاريخي و گردشگري

    ( تاريخچه و وجه تسميه نامگذاري ،اماکن و آثار تاريخي ، آداب و رسوم ،مشاهير و شخصيت هاي تاريخي )  سراوان در سال 1326 به شهعرستان تبديل شده است . قبل از ورود نيروهاي دولتي به اين منطقه نوع اداره و حکومت در منطقه ملوک الطوايفي بوده و هر قسمتي از مناطق اين شستون نام قبلي اين شهرستان بوده که بعداً از آن به سراوان ياد شده است .

    جاذبه هاي تاريخي :

    1- سنگ نگاره ها :

    مهمترين اين سنگ نگاره ها مربوط به دره نگاران ناهوک مي باشد که بر روي کوههاي منطقه سردشت در دره اي بنام دره نگاران واقع شده است و براساس بررسي هاي تاريخي و کارشناسي هاي باستان شناسي مربوط به دره شکار مربوط به ده هزار سال پيش است .

    2- قلعه سب :

    اين قلعه مربوط به دوره اسلامي است و حکام ساکن در آن بر کل منطقه سيب و سوران ، هيدوچ ، کنت و زابلي تسلط داشته و در واقع امراء آن مناطق تحت سلطه و خدمت آنها زندگي مي کردند .

    3- قبرستان قديمي گشت :

    قبرستان مزبور در قسمت سفلاي گشت واقع و مربوط به هزاره اول قبل از ميلاد مي باشد در پويش هاي باستان شناسي انجام شده آثاري از سنگ نگاره ها که مربوط به ساکنين قديمي گشت بوده اند يافت شده است .

    4- کارگاه سفال کلپورگان :

    صنعت سفال کلپورگان هنريست به جاي مانده از انسانهاي نخستين که بيش از هفت هزار و پانصد هزار سال قدمت دارد و در واقع موزه زنده ايست از اين صنعت و هنر .از شاخصه هاي مهم اين صنعت پيش از تاريخ ماندگاري آن طي قرون و هزاره اي متمادي و عدم تاثير تکنولوژي جديد و روشهاي مدرنيته سفال سازي و عدم بهره گيري از هرگونه لعاب مي باشد . از ديگر ويژگيهاي خاص اين صنعت و هنر ، کار توسط هنرمندان زن منطقه مي باشد .

    5- تپه روباهک :

    از جمله سنبل هاي تاريخي که در زمره جذابيت هاي خاص اين شهرستان مي باشد که براساس نظر کارشناسان امر از نظر سابقه تاريخي قدمت آن به شهر سوخته زابل مي رسد که با انجام کار کارشناسي و تهيه و تامين اعتبارات کافي و بيرون اوردن زمينه هاي سابقه تاريخي اين شهرستان و اهميت آن در گذشته خواهد شد .


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    قَصرقَند يکي از شهرهاي استان سيستان و بلوچستان ايران در شهرستان نيک‌شهر است.
    در قديم:
    لغتنامه دهخدا به نقل از جلد 8 فرهنگ جغرافيايي ايران مي‌نويسد:
    قصرقند، قصبه مرکز بخش قصرقند شهرستان چاه بهار در 110 هزار گزي چاه بهار و 56 هزار گزي خاور نيک‌شهر، کنار رودخانه خواجه. موقع جغرافيايي آن کوهستاني و گرمسير است . سکنه آن 4000 تن است . آب آن از قنات و رودخانه و محصول آن غلات ، خرما، لبنيات، برنج و شغل اهالي زراعت و گله داري است. راه فرعي و پاسگاه ژاندارمري و دبستان دارد. قلعه خرابه قصرقند از ابنيه بسيار قديم است.

    قصرقندجمعیت این شهر ۱۰۰۰۰ نفر است

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    کُنارک يکي از شهرهاي استان سيستان و بلوچستان ايران در منطقه چابهار است.کنارک در کرانه باختري خليج چابهار و بر ساحل درياي عمان قرار گرفته و شهري بندري است.
    پايگاه هوائي کنارک در نزديکي اين شهر واقع شده.علاوه برپايگاه دهم شکاري پايگاههاي نيروي دريايي و زميني نيز در اين شهر مستقرند.
    كناركجمعیت این شهر ۳۰۰۰۰ نفر است
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
     يکي از شهرهاي استان سيستان و بلوچستان ايران است. اين شهر، مرکز شهرستان زهک است. جمعيت اين شهر طبق سرشماري سال 1385، برابر با 11,401 نفر بوده است .
    شهرستان زهک در نقطه پاياني جاده ترانزيت و خط آهن در حال ساخت چابهار به مرز افغانستان قرار دارد و مرز ميلک نقطه مهمي در ارتباط ايران و آسياي ميانه است.شهر زهک پيش از تقسيمات کشوري جديد جزئي از بخش شهرکي و نارويي شهرستان زابل به شمار مي‌آمد.
    سد زهک که در 27 كيلومتري جنوب شرقي زابل قرار دارد. رودخانه سيستان را به دو كانال تقسيم مي‌كند. يكي كانال طاهري و ديگري كانال شهر ناميده مي‌شود.
    ساخت دانشگاه آزاد زهک نيز از سال 1385 آغاز شده‌است.

    تاريخ:
    شهر هخامنشي دهانه غلامان يا دروازه بردگان در پيرامون زهک و زابل قرار دارد.بررسي باستان‌شناختي در تپه گوري کهنه زهک به شناسايي دو دوره استقراري اشکاني و «اسلامي پسين» انجاميده‌است
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]

    جاذبه های استان سیستان وبلوچستان


    • جلوه های زیبا و دیدنی استان، از دریای عمان تا دریاچه هامون در فصول مختلف، تنوعی دل انگیز را همراه دارد. یادگارهای تاریخی، سرسبزی ها و سربلندی های درختان خرما و قامت بلند و صبور تفتان، هر چند در گذشته به جهت بی مهری های مختلف نتوانسته اند جایگاه واقعی خود را بدست آورند. اینک پذیرای علاقه مندانی خواهد بود تا طبیعت بکر و شرایط منحصر به فردش را دریافته و از تنوع آن کسب فیض و لذت نمایند.

    • در شهرستان زاهدان، تفریح گاه و تفرج گاه پارک ملت و براسان، مجتمع فرهنگی تفریحی باغ خانواده، موزه مردم شناسی با جلوه های بسیار زیبا از فرهنگ منطقه، کتابخانه مرحوم استاد کامبوزیا، بازارچه سرپوش، ساختمان های قدیمی پست، دادگستری، گمرک و پست شهرمیرجاوه و ...

    • در شهرستان زابل، کوه خواجه به ارتفاع تقریبی 900 متر، مانند جزیره ای در وسط دریاچه هامون به همراه آتشکده و کاخ عظیم نمایانی که به دوران اشکانی و ساسانی نسبت می دهند، دهانه غلامان که بقایای شهر معتبر دوران تاریخی هخامنشی می باشد، شهر سوخته با مجموعه ای از تپه های باستانی، که در حدود 3200 تا2000 سال قبل از میلاد، بزرگترین شهر و مرکز تمدن در دنیای شرق بوده و سفال های مکشوفه، دوره تمدن آن را به عهده برنز می رساند. قلعه سام، قلعه مچی، آسیابهای بادی، قلعه رستم، زاهدان کهنه، مناره قاسم آباد، آتشکده کرکویه، دریاچه هامون، پارک چاه نیمه و ...

    • در شهرستان خاش، قلعه حیدرآباد ، قله معروف تفتان " تنها آتشفشان نیمه فعال کشور " و حوضچه های فصلی در مصفا ارتفاعات مجاور تفتان با عنوان " سردریا "، مناره مسجد جامع، درخت کهنسال ده پابید " با قدمت 1200 سال" ، قبرستان هفتاد ملا و ...

    • در شهرستان ایرانشهر، قلعه ناصری ( دوره قاجاریه )، قلعه بمپور با قدمتی از دوره ساسانی، قلعه دامن، قلعه پیشین ( دوره اسلامی )، قلعه چهل دختر، قلعه سرباز( دوره اسلامی )، قلعه اسپیددژ واقع در مسیر بزمان- دلگان که گفته می شود اشرف افغان در این محل به قتل رسیده است، دره رودخانه سرباز و ...

    • در شهرستان سراوان ، تپه مهتاب خزانه کوهک (5000 سال قبل از میلاد ) تپه کلاتک آسپیچ، تپه روباهک ،تپه میل مارد، تپه سد میرعمر، قلعه سیب (سب)، سنگ نگاره های کوه مهرگان، دره نگاران ، کشتگان و ...

    • در شهرستان چابهار، سواحل زیبای دریای عمان، بنادر پزم، گواتر، کنارک، اسکله شهید بهشتی، گل افشان که از عجایب چابهار بوده و مانند آتشفشان گل می افشاند، جنگل های حراء که جنگل های شناور بوده و با مد دریا زیر آب رفته و با جزر آب نمایان می شوند، مقبره سید غلام رسول متعلق به دوره تیموری، قلعه تیس ( پرتغالی ها ). مسجد تیس، درخت مکر زن ( انجیر معابد )و...

    • در شهرستان نیک شهر، محوطه های باستانی ( پیش از تاریخ ) قلعه قدیمی نیک شهر، قلعه چهل دختران، قلعه قدیمی قصر قند و ... بخشی از جاذبه های سطح استان می باشند

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]

    جغرافیای طبیعی سیستان وبلوچستان

    جغرافیای طبیعی سیستان وبلوچستان

    استان سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود 500/187 کیلومتر مربع ، 4/11 درصد از مساحت کل کشور را تشکیل داده و از پهناورترین استان های کشور می باشد، که با قرار گرفتن در بین 25 درجه و 3 دقیقه تا 31 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی از خط استوا و 58 درجه و 50 دقیقه تا 63 درجه و 21 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ، از نظر جمعیتی از کم تراکم ترین استان های کشور است. این استان از شمال به خراسان و کشور افغانستان، از شرق به کشورهای پاکستان و افغانستان، از جنوب به دریای عمان و از مغرب به استان های کرمان و هرمزگان محدود می شود


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]

    جغرافیای طبیعی و اقلیم استان

    استان سيستان و بلوچستان

    در مطالعات زمین‌شناسی منطقه شرق ایران را معمولاً به عنوان یك واحد مستقل بررسی می‌كنند. این منطقه در اواخر دوران سوم زمین‌شناسی در اثر جنبش‌های كوه‌زایی از دریا جدا شده و در آن ابتدا رسوبات آهكی از نوع دریایی و سپس رسوباتی با مواد نسبتاً درشت و نرم‌روی هم انباشته شده است. قسمت جنوبی استان (مكران) یكی از مناطق در حال فرونشستن تدریجی است و دلیل آن نیز ضخامت زیاد رسوبات رس ماسه‌ای دوران سوم است كه عمق آن به بیش از یك كیلومتر می‌رسد. بر همین اساس پوسته اقیانوس هند با شیب بسیار تندی در زیر این منطقه به داخل زمین فرو می‌رود كه یكی از علت‌های بوجود آمدن گل فشان‌ها و چشمه‌های آب معدنی فراوان در این منطقه است.

    ارتفاعات استان سیستان و بلوچستان به دوران سوم و دوم زمین‌شناسی تعلق دارد و سنگ‌های آن اغلب آهكی و گچی است. به عقیده زمین‌شناسان، بعضی كوه‌های این استان (مانند آتشفشان تفتان) به اواخر دوران سوم و اوایل دوران چهارم تعلق دارند. ارتفاعات سیستان و بلوچستان،‌ جزو رشته‌ كوه‌های مركزی ایران و شامل ناهمواری‌های شرق چاله‌ لوت و ارتفاعات دیواره شرقی و جنوبی چاله جازموریان است. این ارتفاعات در همه جا پیوسته نیستند، به طوری كه حوضه‌های پستی در فواصل این ارتفاعات پدید آمده‌اند. پهنای كوهستان‌ها از شمال به جنوب افزایش می‌یابد و در فاصله ایرانشهر- كوهك به بیشترین حد خود می‌رسد. این ناهمواری‌ها مشتمل بر كوه‌های سیستان و كوه‌های بلوچستان است.


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    شهرستان سرباز يكي از شهرستان هاي استان سيستان و بلوچستان است كه در خاور استان قرار گرفته است واز شمال با ايران‌شهر و سراوان از جنوب و باختر با چابهار و نيك شهر و از خاور با پاكستان هم جوار است. اين منطقه از نظر طبيعي و از نظر مرزهاي سياسي از اهيمت بسيار زيادي برخوردار است.

    دشت لوت

     

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
     شهرستان در قدیم سیستان و نیمروز خوانده  می‌شد. محلی كه امروزه زابل نامیده می‌شود، پیش از اين زمین‌هایی با تپه‌هایی از ماسه‌های روان و رسوبات  دریایی بود كه قسمتی از آن در مسیر رودخانه قرار داشت. 

    با كم شدن آب رودخانه بر وسعت خشكی‌های اطراف آن افزوده شد و با اتصال این منطقه به روستای حسین‌آباد، آبادی بزرگی تشكیل گردید.بعدها تأسیس پادگان نظامی بر اهمیت آن افزود در سال هزار و سیصد و چهارده شمسی بر طبق تصویب هیأت وزیران، آن آبادی را زابل نامیدند و در سال هزار و سیصد و شانزده شمسی به مركز سیستان تبدیل شد.

    از ارتفاعات مهم این شهرستان كوه خواجه یا رستم است كه در غرب قرار دارد. در برابر این كوه تصویری از رستم پهلوان كه گرزی دو سر در دست دارد نقش بسته است.

    در دامنه‌های جنوبی آن نیز ویرانه بناهای منسوب به دوره اشكانیان به جا مانده كه در زمان خود بسیار با شكوه بوده است. زابل امروزی شهری نسبتاً‌ توسعه یافته و مجهز به انواع خدمات مورد نیاز جامعه شهری است.

    جاذبه‌های ديدنی

     میل قاسم‌آباد
     شهر سوخته
     شهر باستانی زرنج
     زاهدان کهنه
     تپه غلامان
     آتشكده كركوی
     رودخانه هیرمند و چاه نیمه
     قلعه ساسانی کوه خواجه
     منطقه حفاظت‌شده هامون

    شهرستان زابل در دوره های مختلف اسامی متفاوتی به خود گرفته است. اولين نام اين شهر «نصيرآباد» بود که از نام نصير (بنيان گذار روستای ايجاد کننده شهرستان زابل) گرفته شده است. اين شهر در زمان سکونت قوم «سكاها»، «سکستان» نام گرفت. اين نام در دورانی که فرماندهان يك نيمروز را در ماه يا سال در اين ناحيه به دادرسی مردم می پرداختند، به «نيمروز» تغيير يافت. بعدها با توسعه و گسترش شهر به نام «سيستان» يا «سيوستان» كه مخفف سی استان است، معروف شد. هم چنين مدتی زابلستان نام گرفت و از 50 سال قبل تا امروز با آخرين نام خود، يعنی زابل خوانده می شود.
    شهرستان زابل دارای گذشته تاريخی بسيار دوری بوده و در ادوار مختلف تاريخ ايران مورد تاخت و تاز اقوام مختلف و محل عبور حكام و فرماندهان وقت بوده است. نام سيستان يادآور پهلوانان و قهرمانان شاهنامه ای از قبيل رستم، سهراب، فريدون، زال و … بوده و مهد داستان های ملی و رزمگاه پهلوانان و رادمردان ايران زمين بوده است.
    از ارتفاعات مهم اين شهرستان كوه خواجه يا کوه رستم است كه در باختر زابل قرار دارد. در برابر اين كوه تصويری از رستم پهلوان كه گرزی دو سر در دست دارد، نقش بسته است. در دامنه های جنوبی آن نيز ويرانه بناهای منسوب به دوره اشكانيان به جا مانده كه در زمان خود بسيار باشكوه بوده است. زابل امروزی نسبتا توسعه يافته و مجهز به انواع خدمات مورد نياز جامعه شهری می باشد

    شهر زابل تا پایان سال  1385 داراي 329317 نفر جمعيت   مي باشد .سيستان امروزي قسمت شمالي استان را در بر مي گيرد . در كتاب اوستا ،‌سيستان يازدهمين سرزميني است كه « اهور مزدا » آفريده است . همچنين زادگاه رستم قهرمان حماسي شاهنامه است . مورخين بناي سيستان را به گرشاسب نسبت داده اند كه نام « زرنگ » را بر آن نهاده و اكنون به زابل تغير نام داده است . 

    سيستان دوره هاي گوناگوني را پشت سرگذاشته و آثار تاريخي بجاي مانده ذيل به خوبي نمايانگر اين و اقعيت است:‌

    ::  كوه خواجه : به ارتفاع تقريبي 900 متر مانند جزيزه اي در وسط درياچه هامون قرار گرفته است . بالاي اين كوه آثار آتشكده و كاخ عظيمي نمايان است كه آن را به دوران اشكاني و ساساني نسبت مي دهند.

     

    ::  شهر سوخته :   مجموعه اي از تپه هاي باستاني كه در فاصله 56 كيلو متري زابل به زاهدان واقع شده است . شهر سوخته در حدود2200 تا 3200 سال قبل از ميلاد بزرگترين شهر و مركز تمدن در دنياي شرق بوده و سفالهاي مكشوفه موجود ، دورة تمدن اين تپه را به عهد برنز مي رساند .

    ديگر آثار باستاني و جاذبه هاي ديدني زابل عبارتند از :   قلعه سام ،‌مناره قاسم آباد ، آتشكده كركوي ، درياچه هامون ، چاه نيمه 


    شهرستان زابل دارای گذشته تاريخی بسيار دوری بوده و در ادوار مختلف تاريخ ايران مورد تاخت و تاز اقوام مختلف و محل عبور حكام و فرماندهان وقت بوده است. نام سيستان يادآور پهلوانان و قهرمانان شاهنامه ای از قبيل رستم، سهراب، فريدون، زال و … بوده و مهد داستان های ملی و رزمگاه پهلوانان و رادمردان ايران زمين بوده است.
    زابل امروزی در گذشته، مجموعه زمين هايی بود با تپه‌هايی از ماسه های روان و رسوبات دريايی که قسمتی از آن نيز در مسير رودخانه قرار داشت. با كم شدن آب رودخانه بر وسعت خشكی های اطراف آن افزوده شد و با اتصال اين منطقه به روستای حسن آباد، آبادی بزرگی تشكيل شد که بعدها با تأسيس پادگان نظامی بر اهميت آن در منطقه افزوده شد. از صنايع دستی زابل می توان به قالی، قاليچه، گليم پشمی و حصير بافی اشاره کرد که از اقلام صادراتی شهرستان نيز است. قالی بافی در روستاها و بين عشاير منطقه نيز رواج دارد از اهميت فوق العاده‌ای برخوردار است. قلعه‌ي‌بي‌بي دوست، قلعه تپه، قلعه ترقون، قلعه تيمور، قلعه چپو، قلعه حوضدار، قلعه رستم، قلعه سام، قلعه سه كوهه، شهر سوخته، بقاياي شهر زاهدان كهنه، درختان باستاني سرو، ميل قاسم آباد، تپه دهانه غلامان، آتشكده كركوي و برج لار از جمله ديدني هاي شهرستان زابل به شمار مي‌آيند.

    مکان های دیدنی و تاریخی


    قلعه بي‌بي دوست، قلعه تپه، قلعه ترقون، قلعه تيمور، قلعه چپو، قلعه حوضدار، قلعه رستم، قلعه سام، قلعه سه كوهه، شهر سوخته، بقاياي شهر زاهدان كهنه، درختان باستاني سرو، ميل قاسم آباد، تپه دهانه غلامان، آتشكده كركوي و برج لار از جمله ديدني هاي شهرستان زابل به شمار مي‌آيند.  


    صنايع و معادن


    از صنايع و معادن زابل اطلاعات مستندي در دستنيست.  


    کشاورزی و دام داری


    كشاورزی در اين منطقه سنتی بوده و آبياری زمين های زير كشت از طريق رود خانه صورت می گيرد. بنابراين رودخانه هيرمند و شعباتش نقش اقتصادی مهمی در منطقه ايفا می نمايند. 70 درصد زمين های كشاورزی زابل به كشت گندم تعلق پيدا كرده و سيستان به انبار غله ايران معروف شده است. بقيه زمين ها شامل كشت جو، تره بار، بنشن، زيره، انگور، توت، سيب، انار می شود. دام‌داری نيز در اين شهرستان كم وبيش پر رونق بوده و به جز در مواقع خشكسالی دارای اهميت زيادی می باشد. به گونه ای كه فرآورده های محلی دامی مانند پشم، پوست، روده، روغن از جمله صادرات زابل به شمار می روند. اساس اقتصاد شهرستان زابل را كشاورزی، دام‌داری و قالي‌بافی تشكيل می دهد و صادرات آن عبارتند از: گندم، ‌فرآورده های دامی، ‌حصير، قالی، قاليچه و گليم پشمی.  


    مشخصات جغرافيايي


    شهرستان زابل از نظر جغرافيايی در 61 درجه و 29 دقيقه درازای خاوری و 31 درجه و 1 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است. اين شهرستان از شمال، خاور و جنوب خاوری به افغانستان، از جنوب به شهرستان زاهدان و از باختر به قسمتی از شهرستان نهبندان محدود می‌شود. رودخانه مهم زابل هيرمند است كه با شعبات متعددش مانند شاهرگ حياتی سيستان محسوب می‌شود. راه زابل – سه راهی، به سوی جنوب باختری به درازای 130 كيلومتر. زابل از همين راه به درازای 215 كيلومتر به زاهدان مرتبط است.
    1- راه زابل-دوست محمد خان به درازای 30 كيلومتر در مجاورت خط مرزی ايران – افغانستان.
    2- راه زابل- كهك در 2 كيلومتری خط مرزی ايران و افغانستان
    3- راه زابل- منصوری به درازای 16 كيلومتر.
    4- راه زابل- درياچه هامون، از ده كيلومتری اين راه نيز راه شنی ديگری به سوی خاور كشيده شده كه تا دوست محمد خان در خط مرزی ادامه دارد.
    مردم شهرستان زابل آريايی نژادند و به زبان فارسی با گويش لری ويژه زابلی سخن می گويند. اين شهرستان در سرشماری سال 1375 تعداد 334.561 نفر جمعيت داشته است.
     

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    زابل امروزی در گذشته، مجموعه زمين هايی بود با تپه هايی از ماسه های روان و رسوبات دريايی که قسمتی از آن نيز در مسير رودخانه قرار داشت. با كم شدن آب رودخانه بر وسعت خشكی های اطراف آن افزوده شد و با اتصال اين منطقه به روستای حسن آباد، آبادی بزرگی تشكيل گرديد که بعدها با تأسيس پادگان نظامی بر اهميت آن در منطقه افزوده شد.
    شهرستان زابل در دوره های مختلف اسامی متفاوتی به خود گرفته است. اولين نام اين شهر «نصيرآباد» بود که از نام نصير (بنيان گذار روستای ايجاد کننده شهرستان زابل) گرفته شده است. اين شهر در زمان سکونت قوم «سكاها»، «سکستان» نام گرفت. اين نام در دورانی که فرماندهان يك نيمروز را در ماه يا سال در اين ناحيه به دادرسی مردم می پرداختند، به «نيمروز» تغيير يافت. بعدها با توسعه و گسترش شهر به نام «سيستان» يا «سيوستان» كه مخفف سی استان است، معروف شد. هم چنين مدتی زابلستان نام گرفت و از 50 سال قبل تا امروز با آخرين نام خود، يعنی زابل خوانده می شود.
    شهرستان زابل دارای گذشته تاريخی بسيار دوری بوده و در ادوار مختلف تاريخ ايران مورد تاخت و تاز اقوام مختلف و محل عبور حكام و فرماندهان وقت بوده است. نام سيستان يادآور پهلوانان و قهرمانان شاهنامه ای از قبيل رستم، سهراب، فريدون، زال و … بوده و مهد داستان های ملی و رزمگاه پهلوانان و رادمردان ايران زمين بوده است.
    از ارتفاعات مهم اين شهرستان كوه خواجه يا کوه رستم است كه در باختر زابل قرار دارد. در برابر اين كوه تصويری از رستم پهلوان كه گرزی دو سر در دست دارد، نقش بسته است. در دامنه های جنوبی آن نيز ويرانه بناهای منسوب به دوره اشكانيان به جا مانده كه در زمان خود بسيار باشكوه بوده است. زابل امروزی نسبتا توسعه يافته و مجهز به انواع خدمات مورد نياز جامعه شهری می باشد.


     


     

     

    فهرست آثار تاریخی شهرستان زابل

    تاریخ ثبت

    شماره ثبت

    بخش

    قدمت اثر

    نام اثر

    شماره

    ردیف

     

    0

     

     

    ساختمان قدیمی خانم مسعودی

    3613

    70

    15/10/10

    120

    بخش مرکزی

    نیمه دوم قرن ششم

    میل قاسم آباد

    854

    71

     

    0

    بخش مرکزی

     

    تپه های شیخ علی

    3201

    72

    10/10/81

    6751

    بخش مرکزی

    قرن 8 هجری قمری

    تپه محمد  ریش

    3205

    73

    07/07/81

    6486

    بخش مرکزی

    قرون اولیه اسلامی

    تپه قبرستان شیخ صابر

    3695

    74

    07/07/81

    6492

    بخش مرکزی

    تاریخی اسلامی

    تپه قبرستان شیخ علی

    3697

    75

    07/07/81

    6488

    مرکزی

    قرون میانه اسلامی

    محوطه تاریخی و فرهنگی آسیاب بادی رنده

    3699

    76

    20/02/77

    2028

    شهر زابل

    دوره قاجار

    گنجینه سیستان( کنسولگری سابق )

    2770

    77

     

    0

    شهر زابل

    اواخر قاجار

    ساختمان قدیمی بانک ایران و انگلیس

    3184

    78

     

    0

    شهر زابل

    اواخر قاجار

    ساختمانهای قدیمی پادگان

    3185

    79

     

    0

    شهر زابل

    اوایل پهلوی

    منزل مسکونی پردلی

    3227

    80

     

    0

    شهر زابل

     

    ساختمان قدیمی منزل غلامرضا آرامش

    3612

    81

     

    0

    شهر زابل

     

    منزل  محمد حسین صدیق سارانی

    3614

    82

     

    0

    شهر زابل

     

     منزل شاهپور جنگی

    3615

    83

    01/02/45

    536

    پشت آب

    اشکانی – ساسانی

    شهر خرابه بی بی دوست

    1272

    84

    01/02/45

    537

    پشت آب

    تیموری

    زاهدان خرابه ( زاهدان کهنه)

    1273

    85

    01/02/45

    538

    پشت آب

    تیموری

    قلعه تیمور

    1274

    86

    07/07/81

    6479

    پشت آب

    تاریخی اسلامی

    قلعه تپه بی بی دوست

    3186

    87

     

    0

    پشت آب

     

    فلعه سردار سید خان

    3217

    88

     

    9554

    پشت آب

    صفویه

    کاروانسرای فرنگی

    3221

    89

     

    0

    پشت آب

     

    زیارت حضرت عباس

    3222

    90

     

    0

    پشت آب

     

    قدمگاه دوازده امام

    3224

    91

    01/02/45

    544

    پشت آب

    پیش از تاریخ ساسانی

    تپه های ما بین تاسوکی و طالب خان( داشک)

    3272

    92

    01/02/45

    544

    پشت آب

    پیش از تاریخ ساسانی

    تپه های تاسوکی و طالب خان( لشکران)

    3273

    93

     

    9555

    پشت آب

    قاجار

    ساختمان گمرک بلژیکی ها

    3737

    94

    24/06/10

    54

    شیب آب

    اشکانی - ساسانی

    کوه خواجه  یا کوه رستم

    788

    95

    01/02/45

    541

    شیب آب

    اشکانی – ساسانی

    قلعه سام

    1277

    96

    01/02/45

    542

    شیب آب

    پیش از میلاد

    شهر سوخته

    1278

    97

    01/02/45

    543

    آب شیب آب

    پیش از تاریخ

    تپه های ا طراف شهر سوخته

    1279

    98

    01/02/45

    544

    شیب آب

    پیش از میلاد

    تپه های تاسوکی تا طالب خان( طالب خان یک )

    1280

    99

    09/09/77

    2135

    شیب آب

    صفویه

    قلعه مچی

    2878

    100

     

    0

    شیب آب

     

    ارگ چهل دختر

    3187

    101

     

    0

    شیب آب

     

    مزار چهل پیر و تپه های حومه

    3188

    102

     

    0

    شیب آب

     

    تپه کیخا

    3209

    103

    10/10/81

    6748

    شیب آب

    اسلامی ( قرن 7 و 8 ه ق )

    مجموعه تپه های ژاله ای

    3210

    104

    10/07/80

    3943

    شیب آب

     

    قلعه رامرود

    3211

    105

    10/07/80

    3943

    شیب آب

    اسلامی

    قلعه روم

    3212

    106

    12/11/81

    7254

    شیب آب

    قاجار

    قلعه سه کوهه

    3213

    107

     

    0

    شیب آب

     

    قلعه خرابه

    3216

    108

     

    0

    شیب آب

     

    آسیاب بادی ( مچی )

    3218

    109

     

    0

    شیب آب

     

    زیارت بابا پیر و بی بی پیر

    3223

    110

     

    0

    شیب آب

    اوایل پهلوی

    دبستان مهدیه

    3228

    111

     

    0

    شیب آب

    اوایل پهلوی

    دبستان دانش

    3229

    112

     

    0

    شیب آب

    اوایل پهلوی

    دبستان حجت

    3230

    113

    24/06/10

    540

    شیب آب

    ساسانی

    قلعه چهل دختر ( کوه خواجه )

    3231

    114

    24/06/10

    540

    شیب آب

     

    کوه خواجه ( دره سوخته)

    3232

    115

    24/06/10

    540

    شیب آب

     

    کوه خواجه ( زیارت خواجه مهدی )

    3233

    116

    24/06/10

    540

    شیب آب

     

    کوه خواجه ( آتشکده )

    3234

    117

    24/06/10

    540

    شیب آب

     

    کوه خواجه ( اطاق بی باد )

    3235

    118

    24/06/10

    540

    شیب آب

     

    کوه خواجه ( چاه کبوتران )

    3236

    119

    24/06/10

    540

    شیب آب

     

    کوه خواجه ( چشمه )

    3237

    120

    24/06/10

    540

    شیب آب

     

    کوه خواجه ( سر سنگ )

    3238

    121

    24/06/10

    540

    شیب آب

     

    کوه خواجه ( حجله شاه و عروس )

    3239

    122

    24/06/10

    540

    شیب آب

     

    کوه خواجه ( قلعه کافران )

    3240

    123

    24/06/10

    540

    شیب آب

     

    کوه خواجه ( کک کهزاد )

    3241

    124

    24/06/10

    540

    شیب آب

    اسلامی

    کوه خواجه ( قبرستان ها )

    3242

    125

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های تاسوکی تا طالب خان ( طالب خان دو )

    3243

    126

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه روباهک کوچک ( شهر سوخته )

    3244

    127

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( وحید )

    3245

    128

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( خاک و حومه )

    3246

    129

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( آتش )

    3247

    130

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( اسک )

    3248

    131

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( داش بزرگ )

    3249

    132

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( داش کوچک )

    3250

    133

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( کفتارک )

    3251

    134

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( گردوئی )

    3252

    135

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( گراز یانی و حومه

    3253

    136

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( لکری یک )

    3254

    137

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( لکری دو )

    3255

    138

    01/02/45

    0

    شیب آب

     

    رود بیابان ( حومه شهر سوخته )

    3256

    139

    01/02/45

    0

    شیب آب

     

    چاه الهداد ( حومه شهر سوخته )

    3257

    140

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( اوزیدار )

    3258

    141

    01/02/45

    543

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته  ( نمکی )

    3259

    142

    01/02/45

    544

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( طالب خان یک )

    3260

    143

    01/02/45

    544

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته  ( طالب خا ن سه

    3261

    144

    01/02/45

    544

    شیب آب

     

    تپه های اطراف شهر سوخته ( دراجی آب )

    3262

    145

    01/02/45

    544

    شیب آب

     

    تپه تاسوکی

    3263

    146

    01/02/45

    544

    شیب آب

    پیش از میلاد

    تپه های تاسوکی تا طالب خان ( نسارا یک )

    3264

    147

    01/02/45

    544

    شیب آب

    پیش از میلاد           

    تپه های تاسوکی تا طالب خان ( نسارا دو )

    3265

    148

    01/02/45

    544

    شیب آب

    پیش از میلاد

    تپه های تاسوکی تا طالب خان ( ریسک )

    3266

    149

    01/02/45

    544

    شیب آب

    پیش از میلاد

    تپه های تاسوکی تا طالب خان ( عبد علی )

    3267

    150

    01/02/45

    544

    شیب آب

    پیش از میلاد

    تپه های تاسوکی تا طالب خان ( چاه طرق یک )

    3268

    151

    01/02/45

    544

    شیب آب

    پیش از میلاد           

    تپه های تاسوکی تا طالب خان ( چاه طرق دو )

    3269

    152

    01/02/45

    544

    شیب آب

    پیش از میلاد

    تپه های تاسوکی و طالب خان ( شماره هفتاد )

    3270

    153

    01/02/45

    544

    شیب آب

    پیش از میلاد

    تپه های تاسوکی و طالب خان ( کلاتگرد )

    3271

    154

    01/02/54

    544

    شیب آب

    پیش از میلاد

    تپه های تاسوکی و طالب خان( کوشکک و چکساسانی

    3274

    155

    01/02/45

    540

    شیب آب

    اشکانی – ساسانی

    قلعه رستم

    3466

    156

    01/02/45

    543

    شیب آب

    پیش از میلاد

    تپه های چهار دری( حومه شهر سوخته )

    3521

    157

    01/02/45

    543

    شیب آب

    پیش از میلاد

    تپه روباهک بزرگ( حومه شهر سوخته )

    3522

    158

     

    0

    شیب آب

     

    منزل محمد رضا خان پردلی ( قلع مانند )

    3616

    159

     

    0

    شیب آب

     

    منزل قدیمی ابراهیم خان پردلی

    3617

    160

    07/07/81

    6484

    شیب آب

    قرن 6 و 7 هجری و قمری

    محوطه قاسم آباد بی بی دوست

    3701

    161

    17/12/81

    7712

    شیب آب

    صفویه – قاجاریه

    آسیای بادی

    3722

    162

    15/10/10

    119

    میانکنگی

    ساسانی

    خرابه های یک معبد ( کرکو )

    853

    163

    01/02/45

    535

    میانکنگی

    اشکانی – ساسانی

    تپه کرکو

    1271

    164

    07/07/81

    6489

    میانکنگی

    قرون میانه اسلامی

    تپه قبرستان مارگان

    3197

    165

     

    0

    میانکنگی

     

    خان ملک

    3198

    166

     

    0

    میانکنگی

     

    تپه های رنده

    3199

    167

     

    0

    میانکنگی

     

    تپه های میر جمال

    3200

    168

    07/07/81

    6491

    میانکنگی

    قرون میانه اسلامی

    مجموعه تپه های تخت عدالت ( شاه )

    3202

    169

    07/07/81

    6493

    میانکنگی

     

    تپه یوسف سلام

    3203

    170

    07/07/81

    6482

    میانکنگی

    پیش از تاریخ تاریخی

    تپه های کله منار 1 و 2

    3204

    171

     

    0

    میانکنگی

     

    تپه جمشید

    3208

    172

    12/11/81

    7253

    میانکنگی

    دوران میانی ( اسلامی )

    محوطه برج میر گل

    3216

    173

     

    0

    میانکنگی

     

    میل نادری

    3220

    174

    10/10/81

    6749

    میانکنگی

    قرون 7 و 8 هجری قمری

    مجموعه تپه های زیارت شاه اسماعیل

    3225

    175

     

    0

    میانکنگی

     

    ساختمان قدیمی منزل رنده میر جمال

    3618

    176

     

    0

    میانکنگی

     

    جای رخش رستم

    3619

    177

     

    0

    میانکنگی

     

    قلعه ده سربندی

    3621

    178

    07/07/81

    6490

    میانکنگی

    قرون میانه اسلامی

    محوطه تاریخی و فرهنگی زیارت شیر سرخ

    3696

    179

    07/07/81

    6480

    میانکنگی

    تاریخی اسلامی

    مجموعه تپه های بلوچ خان

    3698

    180

    07/07/81

    6481

    میانکنگی

    قرون 4 تا9 هجری قمری

    مجموعه تپه های آبیل

    3702

    181

    07/07/81

    6483

    میانکنگی

     

    مجموعه تپه های برج افغان

    3703

    182

    10/10/81

    6752

    میانکنگی

    قرون میانه اسلامی

    تپه زیارت تخت شاه

    3708

    183

    24/06/10

    55

    شهرکی نارویی

    ساسانی - اسلامی

    خرابه های پایتخت قدیم سیستان

    789

    184

    01/02/45

    539

    شهرکی نارویی

    اشکانی – ساسانی

    تپه شهرستان

    1275

    185

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    تپه نمکی

    3189

    186

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    تپه آتشکده

    3190

    187

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    تپه دم خواجه احمد

    3191

    188

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    تپه دم کوهک

    3192

    189

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    آخور اسب رستم

    3193

    190

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    تپه لنگکها

    3194

    191

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    خان گور

    3195

    192

    17/12/81

    7714

    شهرکی نارویی

    اشکانی- ساسانی – اسلامی

    تپه سفید خمک

    3196

    193

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    تپه قلعه کهک

    3206

    194

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    تپه ادیره

    3207

    195

    07/07/81

    6487

    شهرکی نارویی

     

    تپه کندرک 2

    3214

    196

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    قلعه کهنه

    3215

    197

     

    0

    شهرکی نارویی

     

    منزل مسکونی شهریاری

    3226

    198

    12/11/81

    7255

    شهرکی نارویی

    اواخر قاجار اوایل پهلوی

    ساختمان ارگسردار محمد حسین خان نارویی

    3620

    199

    07/07/81

    6485

    شهرکی نارویی

    قرون میانه اسلامی

    تپه کندرک 1

    3700

    200

    17/12/81

    7711

    شهرکی نارویی

    اشکانی ساسانی اسلامی

    تپه قبرستان طفلان

    3721

    201

    17/12/81

    7713

    شهرکی نارویی

    اشکانی ساسانی اسلامی

    تپه گوری کهنه

    3723

    202

    17/12/81

    7715

    شهرکی نارویی

    تاریخی اسلامی

    تپه شهر کهنه 1

    3724

    203

    17/12/81

    7716

    شهرکی نارویی

    اشکانی

    تپه قبرستان شاه ولی

    3725

    204

    17/12/81

    7717

    شهرکی نارویی

    تاریخی اسلامی

    تپه شهر کهنه 2

    3726

    205

    17/12/81

    7718

    شهرکی نارویی

    اشکانی ساسانی اسلامی

    تپه زیارت شاه ولی

    3727

    206

    17/12/81

    7720

    شهرکی نارویی

    اشکانی ساسانی اسلامی

    تپه قلعه گوری کهنه

    3728

    207

    منبع- تیبا--ایران تراول وسایت زابل
    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]

    استان سيستان و بلوچستان ‌درجنوب خاوری ايران و در مختصات جغرافيايی 25 درجه و 3 دقيقه تا 31 درجه و 28 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 47 دقيقه تا 63 درجه و 19 دقيقه درازای خاوری واقع شده است. این استان؛ از دو ناحيه تشكيل يافته که از لحاظ طبيعی با يك ديگر كاملا متفاوت هستند. اين استان پهناور از خاوربا كشورهای پاكستان و افغانستان، از جنوب با دريای عمان ، از شمال و شمال باختر با استان خراسان و از باختر با استان های كرمان و هرمزگان هم جوار است. ناحيه سيستان که 8117 كيلومتر مربع وسعت دارد و در قسمت شمالی استان واقع شده است. اين ناحيه حوزه مسطح و مسدودی است كه از آبرفت های دلتای قديمی و فعلی رود هيرمند تشكيل شده است. ناحيه بلوچستان با مساحت 179385 كيلومتر مربع يک منطقه وسيع كوهستانی است كه حد شمالی آن كوير لوت و حد جنوبی آن دريای عمان است. مرزهای طولانی آبی و خشكی استان؛ با كشورهای افغانستان، پاكستان و كشورهای حوزه خليج فارس، موقعيت ويژه ای به اين استان بخشيده و سبب ايجاد شرايط خاصی در آن شده است. جمعیت این استان برابر سرشماری سراسری سال 1375 حدود 1703094 نفر برآورد شده است

    زاهدان

    مجاورت : شمال: استان خراسان- جنوب:دریای عمان  شرق: کشور پاکستان،کشور افغانستان- غرب: استان کرمان
    آب و هوا:
    وسعــــت: 187502 کیلومتر مربع
    جمعـیــت: 
    تقسیمات:7 شهرستان، 29 بخش، 16 شهر، 92 دهستان و 6038 آبادی دارای سکنه

    مجاورت : شمال: استان خراسان- جنوب:دریای عمان  شرق: کشور پاکستان،کشور افغانستان- غرب: استان کرمان
    آب و هوا:
    وسعــــت: 187502 کیلومتر مربع
    جمعـیــت: 
    تقسیمات:7 شهرستان، 29 بخش، 16 شهر، 92 دهستان و 6038 آبادی دارای سکنه
    شهرستانها: زاهدان، چابهار، ایرانشهر،خاش، نیک‌شهر، سراوان، سرباز، زابل 

    مکان های دیدنی و تاریخی

    استان سیستان و بلوچستان از مکان های تاریخی و دیدنی زیادی برخوردار است. باغ های مركبات ايرانشهر، پارک تفتان، پارک جنگلی بمپور، پناهگاه حيات وحش، جنگل های نخل، انواع چشمه های آب گرم، رودخانه سرباز و تمساح های آن، غارتيس، غاركوه پيرک، كوه تفتان، گردشگاه های كشمان، گردشگاه ماليه – گوربند، منطقه حفاظت شده بزمان و گل فشان های طبیعی استان از مهم ترین جاذبه های طبیعی سیستان و بلوچستان است. آتشكده كركوی، بنای امام زاده های متعدد، تپه های باستانی و با ارزش، شهرهای تاریخی، قلعه های باستانی، مسجدهایی با ارزش معماری بالا به همراه جاذبه های دیگرچون: صنایع دستی جذاب، موسیقی جالب وشنیدنی، مردمانی با فرهنگ ها و قومیت های مختلف از مهم ترین و جذاب ترین دیدنی های استان سیستان و بلوچستان است.  

      

    صنايع و معادن

    صنايع استان سیستان و بلوچستان به دو دسته صنایع دستی و صنایع کارخانه ای تقسیم می شوند. صنايع دستی در بين ايلات و عشاير استان؛ موقعيت مهمی دارد و از لحاظ تأمين درآمد، پس از كشاورزی و دام داری در رتبه سوم اهمیت قراردارد. حصيربافی، قالی بافی، سوزن دوزی، چادربافی، پشتی بافی، خامه دوزی، سفره بافی، جوال بافی، نمد مالی و سكه دوزی مهم ترين صنايع دستی عشاير سيستان و بلوچستان هستند. انواع صنایع کارخانه ای چون: صنايع غذايی، نساجی، پوشاک و صنايع شيميايی؛ بیش تر در اطراف زاهدان و شهرهای بزرگ فعاليت دارند. ساير صنايع استان بيش تر مشتمل بركارگاه‎های فلزكاری، ريخته گری، ساخت لوازم خانگی و تانكر سازی است. صنايع شيلات و ماهی گيری نظير پرورش ميگو و ماهی نيز در سواحل دريای عمان در سيستان رايج است. معادن كشف شده استان سيستان و بلوچستان عبارتند از: معدن مس در شمال باختری زاهدان با ذخيره ای بيش از 15 ميليون تن، ‌معدن كروميت در نواحی خاش و معدن منگنز در منطقه كوتيج. از ديگر معادن مهم استان، معادن سنگ مرمر، سنگ آهک، تراورتن و شن و ماسه سيليسی را می توان نام برد. هم چنين دريای عمان يكی از منابع بسيار غنی نمک است. استخراج نمک ازآب دريا همواره در روستاهای ساحلی رايج بوده است و زمينه بسيار ارزان و مناسبی برای گسترش آن وجود دارد. 

     

    کشاورزی و دام داری

    مهم ترين محصول منطقه سيستان و بلوچستان گندم است كه درصد قابل توجهی از زمين‎های زيركشت را به خود اختصاص داده است. بعد از گندم، ‌جو بيش ترين سطح زير كشت را دارد. از جمله محصولات ديگر اين منطقه، يونجه، توتون، كنجد و محصولات جاليزی و سبزيجات را می توان نام برد. زراعت در بلوچستان برخلاف آن چه ظاهراً به نظر می رسد، ‌امكانات بالقوه زيادی برای رشد دارد. شرايط آب و هوایی مناسب برای رشد و پرورش گياهان منطقه گرمسيری و آب و هوای متنوع، امكان كشت و برداشت مكرر يک محصول در فصول مختلف را فراهم نموده است.
    گندم با سيلاب های بهاری آبياری می شود و بازده محصول آن ها نسبت به عمل كرد كل كشور از وضعيت خوبی برخوردار است. جو نيز به صورت آبی در بیش تر مناطق و به صورت ديم در چابهار، ‌ايرانشهر و سراوان كشت می شود و بيش تر به مصرف دام های مختلف می رسد. برنج نيز درزمین های كوه پايه‎ای و در مسير رودخانه ها كشت می شود. در مناطقی كه در سال دوبار محصول برداشت می شود، محصول ديم؛ غالبا برنج است.
    علاوه بر محصولات فوق، يونجه نيز به عنوان مهم ترين منبع غذايی دام ها در بلوچستان كاشته می شود. بخش ديگری از فعاليت های كشاورزی استان سیستان و بلوچستان را باغ داری تشکیل می دهد كه مهم ترين محصول آن انگور است. بيش ترين درصد تاكستان های استان در منطقه سيستان قرار دارد. از سايردرختان ميوه، می توان به انار، ‌انجير، توت، سيب، مركبات و موز اشاره كرد. هم چنين درختان انبه، پاپايا (خربزه درختی)، نارگيل، زيتون خوراكی، چيكو، كائوچو و نيشكر نيز در شرايط آب و هوايی اين استان رشد می کنند. محصول باغ های بلوچستان در دره های كوهستانی متمركز شده و درختانی چون خرما، ‌غالب زمين های زراعی را محصور نموده است.
     

     

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي

    نام قديم سيستان «زرنگا» يا «زرنگ» بود، كه پس از مهاجرت «سكاها» به طرف جنوب، و استقرارشان در اين منطقه در زمان فرهاد دوم اشكانی، به نام آنان «سكستان» نام گرفت. شهر زرنگ در حال حاضر جزء افغانستان بوده و در محل آن روستای كوچكی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزديكی اين روستا، تل بزرگی است كه بر فراز آن، هنوز آثار خرابه‎های ارگ، قلعه و باروی آن ديده می شود. در تپه های بلوچستان نيز آثاری به دست آمده كه تاريخ اين سرزمين را به 3000 سال پيش از ميلاد می ‎رساند. آن چه مسلم است، ‌كوروش کبير هنگام لشگركشی به هند، ‌مكران را نيز تصرف كرد. لفظ زرنگ، قديمی ترين نام سيستان و زاولستان است كه در كتيبه داريوش، «زرنگار» آمده است. به عقيده محققين «زرنگ»، «زريه»، «زريا» و «دريا» به زبان امروزی، همه يک مفهوم داشته و مراد از آن ها دريای «زره» يا «هامون» بوده است. نيم روز، ‌نام ديگر سيستان و به معنی جنوب است. بنای بيش تر سيستان را به پهلوانان اسطوره‎ای ايران چون زال، سام و رستم نسبت می دهند و فردوسی نيز در شاهنامه، از گردان بلوچ سخن گفته است.
    از سوی ديگر سرزمينی كه اكنون بلوچستان ناميده می ‎شود، درگذشته به«مكا» و«مكه» شهرت داشته است. هم چنين از دير باز اين منطقه را «مكران» ناميده‎اند كه به نظر می ‎آيد تركيبی از دو واژه «اراينا يا ايرنيا» و «مكا» باشد كه در سانسكريت به معنی سرزمين باتلاق ها است. چرا كه در زمان قديم درسرزمين بلوچستان باتلاق‎های بسياری وجود داشته است. كلمه بلوچستان نيز از زمانی به اين سرزمين اطلاق شد كه بلوچ ها در آن سكونت كردند. مورخين بنای سيستان را به گرشاسب – يكی از نواده گان كيومرث – نسبت داده‎اند. سيستان در زمان هخامنشيان، منطقه‎ای آباد بود. اين امر در كتيبه بيستون و كتيبه های تخت جمشيد كه سيستان را يكی از ممالک خاوری داريوش ذكر كرده‎اند، ‌منعكس شده است. سكاها در حدود 128 پيش از ميلاد، سيستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه آن استقرار يافته‎اند.
    اسكندر مقدونی هنگام بازگشت از هندوستان در اين سرزمين در اثر وجود ريگ های روان، بيابان های خشک و بی آب و سرسختی مردمان اين سرزمين، ‌بيش تر سپاهيان خويش را از دست داد. با فتح سيستان به دست اردشير بابكان اين منطقه در زمره متعلقات دولت ساسانی قرار گرفت. در زمان خلافت خليفه دوم، اين سرزمين به وسيله عرب‎ها فتح و يكی از سرداران عرب به عنوان حاكم آن منصوب شد، ‌ولی در اثر مخالفت ها و جنگ های مردم بلوچستان با وی، سرزمين را ترک كرد. در سال 304 هجری قمری، سرزمين بلوچستان به وسيله ديلميان فتح شد و در زمان حكومت سلجوقيان در كرمان، ‌منطقه بلوچستان نيز توسط آن ها اشغال و تابع كرمان شد.
    سرزمين سيستان در سال 23 هـ . ق به تصرف اعراب درآمد. دفاع و مخالفت مردم اين سرزمين تا زمان معاويه (که آنان را به اطاعت واداشت و عبدالرحمان فاتح سيستان را به حكومت آن جا منصوب کرد) به صورت شورش ها و قيام های محلی ادامه داشت؛ به گونه ای که فرمان دار عرب را مجبور به ترک اين سرزمين کردند.
    اولين فرمان روای ايرانی اين سرزمين؛ در پس از اسلام يعقوب ليث صفاری بود كه از رودخانه سند تا رود كارون را تحت فرمان داشت. عمرو ليث - برادر وی - نتوانست اين موقعيت مهم را حفظ كند و سرانجام به دست اسماعيل سامانی در بغداد به قتل رسيد. با وجود اين، سيستان تا چندين قرن تحت سلطه امرای صفاری باقی ماند و طاهراز نواده گان عمرو تا 295 هجری قمری ايالت فارس و كرمان و سيستان را تحت فرمان خود داشت و پس از وفات او سلسله صفاری روی به ضعف گذاشت. پس از صفاريان، سامانيان، غزنويان، و سلجوقيان نيز هر يک مدتی در اين سرزمين فرمان راندند. در زمان مغولان و تيموريان، ‌خرابی های زيادی در سيستان به وجود آمد كه به از بين رفتن سدها، كانال‎ها و مناطق آباد سيستان انجاميد. درسال 914 هـ . ق، شاه اسماعيل صفوی سيستان را تصرف كرد. پس از شاه اسماعيل – در زمان حكومت نادرشاه – اختلافات داخلی سبب خرابی های زيادی در اين سرزمين گرديد. سرانجام سپاهيان ايران در 1865 ميلادی، سيستان را از دست امرای سركش بازستاندند. در سال های بعد نيز اين منطقه دستخوش حوادث و وقايع زيادی شد. كشمكش های افغانستان با ايران بر سر ادعاهای آن كشور نسبت به سيستان منجر به دخالت بريتانيا به عنوان داور شد. هيأت تشكيل شده توسط بريتانيا، ‌سيستان را در امتداد خطی از بند سيستان برهيرمند به طرف كوه ملک سياه در باختر گودرز، بين ايران و افغانستان تقسيم نمود. با اين كار، قسمتی كه اروپاييان عنوان «سيستان خاص» به آن داده‎اند (در مقابل «سيستان خارجی» كه به افغانستان واگذار شد) به ايران تعلق گرفت. این سرزمین همواره از فراز و نشیب های تاریخی زیادی برخوردار بوده و سرگذشت طولانی تاریخی داشته است.
     

      

    مشخصات جغرافيايي

    استان سيستان و بلوچستان ‌درجنوب خاوری ايران و در مختصات جغرافيايی 25 درجه و 3 دقيقه تا 31 درجه و 28 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 47 دقيقه تا 63 درجه و 19 دقيقه درازای خاوری واقع شده است. این استان؛ از دو ناحيه تشكيل يافته که از لحاظ طبيعی با يك ديگر كاملا متفاوت هستند. اين استان پهناور از خاوربا كشورهای پاكستان و افغانستان، از جنوب با دريای عمان ، از شمال و شمال باختر با استان خراسان و از باختر با استان های كرمان و هرمزگان هم جوار است. ناحيه سيستان که 8117 كيلومتر مربع وسعت دارد و در قسمت شمالی استان واقع شده است. اين ناحيه حوزه مسطح و مسدودی است كه از آبرفت های دلتای قديمی و فعلی رود هيرمند تشكيل شده است. ناحيه بلوچستان با مساحت 179385 كيلومتر مربع يک منطقه وسيع كوهستانی است كه حد شمالی آن كوير لوت و حد جنوبی آن دريای عمان است. مرزهای طولانی آبی و خشكی استان؛ با كشورهای افغانستان، پاكستان و كشورهای حوزه خليج فارس، موقعيت ويژه ای به اين استان بخشيده و سبب ايجاد شرايط خاصی در آن شده است. جمعیت این استان برابر سرشماری سراسری سال 1375 حدود 1703094 نفر برآورد شده است.

     


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]

    قلعه قديمی ايرانشهر

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    ايران‌شهر يكی از شهرهای قديمی ايران است كه قبلا« فهره» يا «فهرج» ناميده می شده و در اوستا به نام «پهله» يا «پهره» نام برده شده است. معرب اين دو كلمه «فهره» به معنای شهر بزرگ است که نشان می دهد اين مكان در قديم يكی از بزرگ ترين شهرهای بلوچستان و ايران بوده و به همين جهت آن را همواره با پسوند شهر ذكر كرده اند. ايران‌شهر در زمان حمله اسكندر، منطقه ای آباد و سرسبز بود و مورخين ايرانی نوشته اند كه اگر آب و علف و خرمای پهرگ به قشون اسكندر نمی رسيد، هيچ كس زنده نمی ماند. در زمان ناصرالدين شاه قاجار، والی بلوچستان به دليل آب و هوای خوب اين منطقه قلعه هايی را در آن بنا كرد. ايران‌شهر با توجه به قدمت تاريخی و گسترش تدريجی به نمونه ای از شهر معاصر تبديل شده است.
     


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    بندر چابهار به سبب قرار گرفتن در نزديكی منطقه استوايی، از تغييرات دمای اندکی در فصول مختلف سال برخوردار است. بر اين اساس و با توجه به محسوس نبودن فصول پاييز و زمستان و باقی ماندن سبزی درختان در اين منطقه، فصول چهارگانه به فصل بهار تشبيه و منطقه به چهار بهار معروف گرديده است. نام چهار بهار رفته رفته به صورت چابهار تغيير شکل پيدا کرده است. چابهار جنوبی ترين شهر استان است كه در فاصله 761 كيلومتری زاهدان قرار دارد. اين شهر در زمان های قديم «بندر تيس» نام داشته و يكی ازمراكز مهم تجاری كرانه های دريای عمان به شمار می آمده است. خرابه های بندر تيس، در حال حاضر در9 كيلومتری چابهار امروزی بر جای مانده است.
    بندر چابهار در گذشته های دور در تجارت خارجی ايران اهميت بسياری داشته، اما از سال 1310 هـ. ق به بعد توجه كمتری به اين منطقه شده است. امروزه اين بندر از نظر سوق الجيشی اهميت ويژه ای دارد. ايجاد اسكله شهيد بهشتی، اتصال اين بندر به شهرهای داخلی بلوچستان به وسيله راه آسفالته، قرارگرفتن بر كرانه دريای عمان و راه اقيانوس هند، داشتن عمق مناسب آب جهت نزديکی كشتی های بزرگ تا حدود 5/1 كيلومتری، وسعت مناسب و زياد جهت تمركز ناوهای نظامی و مخازن، موقعيت مناسب آن از لحاظ حمل و نقل و ورود كالاها و ماهيگيری، ازجمله مو

    چابهار جنوبی‌‌ترین شهر استان است كه در فاصله هفتصد و شصت و یك  كیلومتری زاهدان قرار دارد. این شهر در زمان‌های قدیم «بندر تیس» نام داشت  كه در حال حاضر خرابه‌های آن در نه كیلومتری چابهار امروزی به جا مانده است.

    بندر تیس در آن ایام اهمیت و اعتبار فراوان داشت و یكی از مراكز مهم تجاری كرانه‌های دریای عمان بود.

    بندر چابهار در گذشته‌های دور در تجارت خارجی ایران اهمیت وافری داشت، ولی در قرن گذشته در اثر كم‌توجهی از رونق آن كاسته شد.

    در سال‌های پس از پيروزي انقلاب اسلامی به علل مختلف از جمله شرایط جنگی، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.

    بندر امروزی چابهار اهمیت سوق‌الجیشی دارد و در حال حاضر یكی از مناطق آزاد تجاری كشور محسوب می‌شود.

    جاذبه‌های ديدنی

     رودخانه باهوكلات
     روستای تیس
     منطقه حفاظت‌شده باهوكلات (گاندوارد مهمی است که بندر چاه بهار را در رديف يكی از بهترين بنادر كرانه جنوب كشور قرار می دهد.

    شهر چابهار تا تهران ‌2382  كيلومتر فاصله‌ دارد. چابهار  داراي‌ آب‌ و هواي‌ گرمسيري‌ است‌ و نواحي‌ جنوبي‌ آن‌ به‌  دليل‌ مجاورت‌ با دريا مرطوب‌ است‌. چابهار در زمان‌هاي‌  قديم‌ «بندر تيس‌» نام‌ داشته كه‌ اهميّت‌ واعتبار فراوان‌ داشت‌ و يكي‌ از مراكز مهّم‌ تجاري‌ درياي‌ عمان‌ بود.  در سال‌هاي‌ پس‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ علل‌مختلف‌ از جمله‌ شرايط‌ جنگلي‌، بيش‌ از پيش‌

    مورد توجه‌ قرار گرفت‌. امروزه‌ اين‌ بندر از اهميّت‌ سوق‌ الجيشي‌خاصي‌ برخوردار است‌ و در حال‌ حاضر يكي‌ از مناطق‌ آزاد تجاري‌ كشور  محسوب‌ مي‌شود. 

    آثار  مهم طبيعي، تاريخي و مذهبي شهرستان چابهار:

    منطقه حفاظت شده باهوكلات

    سواحل چابهار و تأسيسات اسكله سازي شهيد بهشتي

    قلعه قديمي تيس در 9 كيلو متري شمال چابهار

    درخت كهنسال مكرزن

    تپه سياهبون و غار تيس

    قلعه قديمي قصرقند در 34 كيلومتري چابهار، دهكده سعيد آباد

    امام زاده غلام رسولي در قسمت ضلع شرقي چابهار

    مقبره شيخ شميل در فاصله 162 كيلو متري چابهار.

     


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
     تسميه و پيشينه تاريخي


    شهرستان نيك شهر يكي از شهرستان‌هاي استان سيستان و بلوچستان است كه در جنوب اين استان‌قرار گرفته‌است. حاصل‌خيزی منطقه جهت کشت مرکبات و موقعيت ویژه جغرافيايی نيک شهر مهم‌ترين عوامل توجه به آن بوده است. اين منطقه به لحاظ نظامی نيز مورد توجه بوده است چنان‌که آثار يک قلعه در اطراف شهر وجود دارد. در شهرستان نيك شهر نيز مانند ديگر شهرستان‌های استان سيستان و بلوچستان صنعت سوزن‌دوزی

    شهرستان نيك شهر يكي از شهرستان‌هاي استان سيستان و بلوچستان است كه در جنوب اين استان‌قرار گرفته‌است. حاصل‌خيزی منطقه جهت کشت مرکبات و موقعيت ویژه جغرافيايی نيک شهر مهم‌ترين عوامل توجه به آن بوده است. اين منطقه به لحاظ نظامی نيز مورد توجه بوده است چنان‌که آثار يک قلعه در اطراف شهر وجود دارد. در شهرستان نيك شهر نيز مانند ديگر شهرستان‌های استان سيستان و بلوچستان صنعت سوزن‌دوزی رواج دارد كه توسط زنان و دختران اين منطقه توليد مي شود.

    مکان های دیدنی و تاریخی


    در بالاي دره‌سوخته‌و‌در‌كف‌عريض‌هامون‌جنوب‌باختري‌در نيك‌شهر، ويرانه‌اي از ساختمان مشهور به «چهل‌دختران» قرار‌دارد. اين ساختمان داراي قلعه بلند و مناره‌اي است كه بر روي دروازه‌اي در سمت خاور واقع شده و يكي از ديدني‌هاي اين منطقه را تشكيل مي‌دهد.


    صنايع و معادن


    از صنايع ومعادن اين منطقه اطلاعات مستندي در دست نيست.  


    کشاورزی و دام داری


    آب كشاورزی منطقه از كاريزها تامين می شود و خرما، برنج، مركبات، تره بار، گندم، جو، گياهان علوفه‌اي، موز، انبه و زيتون از عمده ترين محصولات كشاورزی اين شهرستان به شمار مي‌آيند. خرما و‌ برنج مهم ترين صادرات اين منطقه هستند.

     

    مشخصات جغرافيايي


    شهرستان نيك شهر يكي از شهرستان‌هاي استان سيستان و بلوچستان است كه در جنوب اين استان قرار گرفته است. اين شهرستان از شمال به بخش بزمان از جنوب به درياي عمان از خاور به كشور پاكستان و از باختر به استان كرمان محدود مي‌شود . مركز اين شهرستان شهر نيك شهر كه در َ12 °60 طول جغرافيايي و َ13 °26 عرض جغرافيايي و ارتفاع 450 متري از سطح دريا واقع شده است. براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين شهرستان 148901 نفر برآورد مي‌‌شود.
    شهرستان نيك‌شهر دارای آب و هوای گرم و خشك بوده و در بلندی 450 متری از سطح دريا ودر 152 كيلومتری شمال باختری چابهار و در مسير راه ايران‌شهر- چابهار واقع شده است. در سال 1375 اين شهرستان 148901 نفر جمعيت داشته است. مسيرهاي دسترسي به اين شهرستان را راهی به سوی شمال خاوری به درازای 220 كيلومتر تا ايران‌شهر و راهی به سوی جنوب خاوری به درازای 152 كيلومتر تا چابهار تشكيل مي‌دهد.

     

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    شهرستان نيك شهر يكي از شهرستان‌هاي استان سيستان و بلوچستان است كه در جنوب اين استان‌قرار گرفته‌است. حاصل‌خيزی منطقه جهت کشت مرکبات و موقعيت ویژه جغرافيايی نيک شهر مهم‌ترين عوامل توجه به آن بوده است. اين منطقه به لحاظ نظامی نيز مورد توجه بوده است چنان‌که آثار يک قلعه در اطراف شهر وجود دارد. در شهرستان نيك شهر نيز مانند ديگر شهرستان‌های استان سيستان و بلوچستان صنعت سوزن‌دوزی رواج دارد كه توسط زنان و دختران اين منطقه توليد مي شود.  

     

     رواج دارد كه توسط زنان و دختران اين منطقه توليد مي شود

    شهرستان نيك شهر يكي از شهرستان‌هاي استان سيستان و بلوچستان است كه در جنوب اين استان‌قرار گرفته‌است. حاصل‌خيزی منطقه جهت کشت مرکبات و موقعيت ویژه جغرافيايی نيک شهر مهم‌ترين عوامل توجه به آن بوده است. اين منطقه به لحاظ نظامی نيز مورد توجه بوده است چنان‌که آثار يک قلعه در اطراف شهر وجود دارد. در شهرستان نيك شهر نيز مانند ديگر شهرستان‌های استان سيستان و بلوچستان صنعت سوزن‌دوزی رواج دارد كه توسط زنان و دختران اين منطقه توليد مي شود.

    مکان های دیدنی و تاریخی


    در بالاي دره‌سوخته‌و‌در‌كف‌عريض‌هامون‌جنوب‌باختري‌در نيك‌شهر، ويرانه‌اي از ساختمان مشهور به «چهل‌دختران» قرار‌دارد. اين ساختمان داراي قلعه بلند و مناره‌اي است كه بر روي دروازه‌اي در سمت خاور واقع شده و يكي از ديدني‌هاي اين منطقه را تشكيل مي‌دهد.


    صنايع و معادن


    از صنايع ومعادن اين منطقه اطلاعات مستندي در دست نيست.  


    کشاورزی و دام داری


    آب كشاورزی منطقه از كاريزها تامين می شود و خرما، برنج، مركبات، تره بار، گندم، جو، گياهان علوفه‌اي، موز، انبه و زيتون از عمده ترين محصولات كشاورزی اين شهرستان به شمار مي‌آيند. خرما و‌ برنج مهم ترين صادرات اين منطقه هستند.

     

    مشخصات جغرافيايي


    شهرستان نيك شهر يكي از شهرستان‌هاي استان سيستان و بلوچستان است كه در جنوب اين استان قرار گرفته است. اين شهرستان از شمال به بخش بزمان از جنوب به درياي عمان از خاور به كشور پاكستان و از باختر به استان كرمان محدود مي‌شود . مركز اين شهرستان شهر نيك شهر كه در َ12 °60 طول جغرافيايي و َ13 °26 عرض جغرافيايي و ارتفاع 450 متري از سطح دريا واقع شده است. براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين شهرستان 148901 نفر برآورد مي‌‌شود.
    شهرستان نيك‌شهر دارای آب و هوای گرم و خشك بوده و در بلندی 450 متری از سطح دريا ودر 152 كيلومتری شمال باختری چابهار و در مسير راه ايران‌شهر- چابهار واقع شده است. در سال 1375 اين شهرستان 148901 نفر جمعيت داشته است. مسيرهاي دسترسي به اين شهرستان را راهی به سوی شمال خاوری به درازای 220 كيلومتر تا ايران‌شهر و راهی به سوی جنوب خاوری به درازای 152 كيلومتر تا چابهار تشكيل مي‌دهد.

     

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    شهرستان نيك شهر يكي از شهرستان‌هاي استان سيستان و بلوچستان است كه در جنوب اين استان‌قرار گرفته‌است. حاصل‌خيزی منطقه جهت کشت مرکبات و موقعيت ویژه جغرافيايی نيک شهر مهم‌ترين عوامل توجه به آن بوده است. اين منطقه به لحاظ نظامی نيز مورد توجه بوده است چنان‌که آثار يک قلعه در اطراف شهر وجود دارد. در شهرستان نيك شهر نيز مانند ديگر شهرستان‌های استان سيستان و بلوچستان صنعت سوزن‌دوزی رواج دارد كه توسط زنان و دختران اين منطقه توليد مي شود.  

     

     

    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    وجه تسميه و پيشينه تاريخي

    خاش شهری است قدیمی و تاریخ پیدایش آن به حكومت نادر میرسد ، این شهرستان دارای دشتهای وسیع و حاصلخیز و یكی از قطبهای كشاورزی منطقه است، قله معروف تفتان تنها آتشفشان نیمه فعال كشور، حوضچه های فصلی در مصفا ، ارتفاعات مجاور تفتان با عنوان سر دریا ،قلعه حیدر آباد، مناره مسجد جامع ،نمای مسجد التوحید با گچبریها و تزئینات متاثر از معماری هندی ،درخت كهنسال ده پابید با قدمت1200 سا ل و درخت سنگان ،قبرستان هفتادملا ،قبرستانهای تاریخی اطراف قله تفتان آسیابهای آبی و ... از جاذبه های گردشگری شهرستان خاش بشمار میرود٠


    خاش امروزی در نزديكی شهر قديمی خاش قرار دارد كه تاريخ پيدايش آن به پيش از حكومت نادر می رسد. اين شهر تا قبل از نادرشاه به علت ناامنی و آمد و شد راهزنان و ياغيان، چندان اعتبار نداشت. نادر شاه ضمن سركوب راهزنان، اين منطقه را امن كرد و ميربای خان را به حكومت آن جا فرستاد. ميربای خان در ميان آبادی قلعه ای ساخت و در عمران و آبادانی خاش كوشش كرد. پس از کشته شدن نادرشاه، انگليسی ها زمان را مغتنم شمرده و به منطقه خاش وارد شدند و بناهايی را در آن جا ايجاد كردند. در همين زمان سردار ايدوخان رئيس طايفه ريگی بر آنجا تسلط پيدا كرد و قلعه های ديگری به نام های حيدرآباد و ناصری بنا نمود. بدين ترتيب، خاش رو به توسعه و آبادانی گذاشت و از شكل يك روستا خارج شده و آرام آرام سيمای شهری به خود گرفت. 

    شهر خاشيكي مناظر ديدني  و قلعه تاريخي خاش




    درخت سرو چند هزارساله  مير عمر





    زيارتگاه مرتضي علي مربوط به دوره تيموري





    زيارتگاه مرتضي علي مربوط به دوره تيموري




    قلعه حيدر آباد   دوره قاجار



    مسجد جامع خاش دوره پهلوي








    خاش امروزی در نزدیكی شهر قدیمی خاش قرار دارد كه تاریخ پیدایش آن به پیش از حكومت نادر می‌رسد. این شهر تا قبل از نادرشاه به علت ناامنی و آمد و شد راهزنان و ياغيان چندان اعتبار نداشت. نادرشاه ضمن سركوب راهزنان، این منطقه را امن كرد و «میربای‌خان»‌ را به حكومت آنجا فرستاد. میربای‌خان در میان آبادی قلعه‌ای ساخت و در عمران و آبادانی خاش كوشش‌ها كرد.

    پس از كشته شدن نادرشاه، انگلیسی‌ها موقع را مغتنم شمرده و به منطقه خاش وارد شدند و بناهایی در آنجا ایجاد كردند. در همین زمان سردار «ایدوخان» رئیس «طایفه ریگی»‌ بر آنجا تسلط پیدا كرد و قلعه‌های دیگری به نام‌های حیدرآباد و ناصری بنا كرد. بدین ترتیب خاش رو به ‌توسعه و‌ آبادانی گذاشت و از شكل یك روستا خارج شد و آرام آرام سیمای شهری  به خود گرفت.


    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    مشخصات جغرافيايي

    مسجد شاه علی


    زاهدان از نظر جغرافيايی در 60 درجه و 52 دقيقه درازای خاوری و 29 درجه و 29 دقيقه پهنای شمالی قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دريا 1385 متر است و با مرز مشترك ايران و پاكستان 83 كيلومتر فاصله دارد. زاهدان از شمال به شهرستان زابل، از خاور به مرز ايران و پاكستان، از باختر به استان كرمان و از جنوب به شهرستان خاش محدود می شود. رود فصلی لار كه در شمال خاوری از كوه لار سرچشمه گرفته با چند شاخه خود زمين های اطراف زاهدان را تا حدی آبياری می کند. آب و هوای اين منطقه گرم و خشك می باشد. اين شهرستان در سرشماری سال 1375 تعداد 487.031 نفر جمعيت داشته است.
    - راه زاهدان- ميرجاوه به طول 80 كيلومتر به سوی جنوب خاوری.
    - راه زاهدان- خاش به طول 190 كيلومتر.
    - راه اصلی زاهدان - بيرجند به درازی 465 كيلومتر كه در 5 كيلومتری زاهدان به دو شاخه تقسيم می‌شود. يكی به سوی شمال خاوری به طول 210 كيلومترتا شهر زابل و ديگری به سوی باختر به طول 335 كيلومتر تا شهر بم.

    تقسيمات کشوري

    شهرستان  زاهدان با مساحت 36581 کيلومتر مربع درشمال  استان سيستان و بلوچستان قرار گرفته و فاصله مرکز شهرستان تا مرکز استان 0 کيلومتر است . اين شهرستان داراي تعداد 3 مرکز شهري و 4 بخش – 8 دهستان و 1012 آبادي داراي سکنه است .

    عنوان

      شهرستان

      استان

    نسبت شهرستان به استان (درصد)

    مساحت (کيلومتر مربع )

    36581

    187502

    51/19

    تعداد شهر

    3

    31

    68/9

    تعدا بخش

    4

    36

    11/11

    تعداد دهستان

    8

    98

    16/8

    عوارض طبيعي

     ( ارتفاعات ، رودخانه ها ، قنات ، چاه و چشمه ها(اعم از فصلي و غير فصلي ) سرچشمه رودخانه و منتهي به رودخانه هاي لاز ، اومار ، کچه رود و رودخانه لاديز در اين شهرستان واقع مي باشد .
    منابع تامين آب و حوزه آبريز و شبکه رودخانه ها : آب اين شهرستان ازطريق 1493حلقه چاه 411 رشته قنات 176 رشته چشمه با ميزان آبدهي251ميليون  متر مکعب و رودخانه هاي لار ، اومار ، ماهي و لاديز و کچه رود  با ميزان آبدهي  متوسط سالانه 8  ميليون متر مکعب  تامين مي شود.

    اقليم

     شهرستان زاهدان داراي اقليم بياباني گرم و خشک مي باشد . ميانگين بارش سالانه در اين شهرستان  72 ميلي متر و متوسط دماي آن در سال 82 از5/42  الي 6/12- درجه سانتي گراد در تغيير است

    پيشينه تاريخي و گردشگري

     ( تاريخچه و وجه تسميه نامگذاري ، اماکن و آثار تاريخي ، آداب و رسوم ،مشاهير و شخصيت هاي تاريخي ) در اوايل پادشاهي فتحعلي شاه قاجار در محل زاهدان چاه آبي بود که راهزنان پس از حمله به کاروانها و چپاول دارايي آنان ساعتي يا شبي را در آنجا سپري مي کردند پيرامون اين چاه جنگلهاي انبوه ، طاق و گز بود که اکنون اثري از آن نيست . در سال 1315 هجري قمري يکي از ساکنان آن محل کاريزي در آنجا حفر کرد و آبادي کوچکي بوجود آمد که « دزدآب » نام گرفت . چهار سال بعد متخصصان بلژيکي که در استخدام دولت ايران بودند جهت داير کردن گمرک خانه به دزدآب آمده و از اين زمان به تدريج به وسعت و جمعيت دزدآب افزوده شد . از سال 1314 شمسي دزدآب به زاهدان تغيير نام يافت . اولين نشانه هاي شهرنشيني با احداث خط آهن از کويته پاکستان به زاهدان پديدار شد و با توسعه هاي بعدي زاهدان امروزي به مرکز استان تبديل شد .زاهدان شهري جديد الاحداث است که بر سر راه کرمان به مشهد ، کرمان به چابهار و نزديک پاکستان و افغانستان واقع شده است . از جمله بناهاي تاريخي و سياحتي شهرستان مي توان به تفريح گاه پارک ملت ، براسان ، مجتمع فرهنگي باغ خانواده ، موزه مردم شناسي ، کتابخانه مرحوم استاد کامبوزيا ، بازارچه سرپوش ، ساختمان قديمي پست ، دادگستري و ... اشاره کرد .

    افراد کهنسال زاهدان در توجیه چگونگی اطلاق واژهٔ «دُزدابْ» به این شهر، بر این عقیده‌اند که در گذشته در برخی از نقاط این منطقه، چشمه‌هایی از زیرزمین بیرون آمده و برروی زمین جاری شده و سپس در فاصله‌ای نه چندان دور بار دیگر به زیرزمین فرومی‌رفته‌اند. از همین‌روی این روستا را دزداب نامیده‌اند.[۵]

    به عقیدهٔ برخی دیگر، پیش‌تر در محل شهر کنونی زاهدان چاه آبی بود که زمین‌های پیرامون آن را جنگل‌های انبوه تاغ و گز پوشانده بود. در همین دوران برخی از دزدان و راهزنان به کاروان‌هایی که از این مکان عبور می‌کردند، هجوم آورده و اموال آنان را به غارت می‌بردند. بعدها در این محل قناتی حفر شد و روستای کوچکی در اطراف آن تشکیل شد که به «دزداب» معروف شد.[۶]

    واژهٔ «زاهدان» که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، در زمان رضاشاه به این شهر اطلاق شد، در لغت به معنی «شهر پرهیزگاران» است. [۴]

    در آن سال پس از پایان دادن به ناامنی‌های ایجادشده توسط دوست‌محمدخان بارکزایی به‌دست تیمسار امان‌الله جهانبانی، رضاشاه از راه بیرجند و زابل به دزدآب سفر کرد. در این سفر امیر شوکت‌الملک علم، سردار قائنات، و سردار مجلل نیز همراه او بودند. به روایتی رضاشاه در راه از شوکت‌الملک علم درباره وجود ویرانه‌های شهری آباد و قدیمی در نزدیکی دزدآب به نام زاهدان خبردار می‌شود و پس از رسیدن به شهر تصمیم به زنده کردن این نام قدیمی می‌گیرد و آن را برای دزدآب برمی‌گزیند.[۷]

     پیشینه

     پیش از جنگ جهانی اول

    زاهدان تا پیش از وقوع جنگ جهانی اول، روستای کوچک و دورافتاده‌ای به نام «دُزدابْ» بود که شمار اندکی از خانواده‌های کپرنشین بلوچ ساکن آن بودند. این افراد آب آشامیدنی موردنیاز خود را از طریق چند حلقه چاه موجود در پیرامون روستا تأمین می‌نمودند.[۱]

     پس از جنگ جهانی اول

    به‌جهت نزدیکی دزداب به دو کشور افغانستان و پاکستان و موقعیت مناسب تجاری آن با کشور هند، دولت وقت ایران با فرستادن مأموران دولتی به این روستا و بررسی کم و کاستی‌های آن، زمینهٔ تأسیس مراکز مختلف دولتی را در دزداب فراهم آورد.[۱] گروهی از افراد متخصص اهل بلژیک نیز برای تأسیس ادارهٔ گمرک وارد این روستا شدند.[۶]

     تجمیع جمعیت

    شمار اداره‌ها و مراکز دولتی دزداب و کارمندانی که در این مراکز مشغول به کار بودند، روز به روز بیش‌تر می‌شد؛ از همین‌روی برخی از بازرگانان و تاجران برای خرید و فروش و رفع نیازهای روزانهٔ مردم به این روستا آمده و ساکن آن شدند. اغلب بازرگانان اهل کشور هند بودند.[۱]

    بعدها کارمندان ساکن دزداب برای خود خانه‌هایی بنا کردند. بازرگانان هندی نیز برای خرید و فروش کالاهای مورد نیاز مردم، برای خود دکان‌هایی ساختند. گروهی از بازاریان اهل مشهد و یزد و شماری از کارگران اهل بلوچستان و زابل نیز به این روستا آمده و در آن سکونت گزیدند.[۱]

    در این دوره، بسیاری از بازرگانی منطقه در دست اهالی یزد بود و در این زمینه با سیک‌های هندی زاهدان رقابت داشتند.[۸]

    محدودهٔ شهری زاهدان در این دوران به فاصلهٔ میان خیابان تهران از یک سو و خیابان پشت شهرداری از سوی دیگر محدود شده‌بود. برق‌رسانی در شهر زاهدان در سال ۱۳۲۸ خورشیدی انجام شد. کارخانهٔ برق زاهدان در ابتدای خیابان سنایی قرار داشت و بانی آن یکی از اهالی یزد به نام «رزاق‌زاده» بود. وی هم‌چنین ایجاد کنندهٔ اولین باغ در زاهدان به نام کلاته رزاق‌زاده است که در جادهٔ زاهدان به خاش قرار دارد.[۹]

    شهر زاهدان به خاطر حضور انگلیسی‌ها از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است که دارای آب لوله‌کشی شد. این لوله‌کشی البته در ایستگاه راه آهن شهر و برای خانه‌های کارکنان آن انجام شد. گسترش لوله‌کشی آب شهر توسط شهرداری در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت.[۱۰]

    در سال‌های ۱۳۲۷ و ۲۸ در زاهدان دو دبیرستان ساخته داشت به نام‌های پروین و ۱۵ بهمن. پس از آن نیز دبیرستان‌های تازه‌ای به نام‌های علم، امیرمعزی، شاه، شهناز، ایراندخت و ارم در شهر احداث شد. تنها بیمارستان شهر در این سال‌ها، بیمارستانی بود در پشت خیابان شهرداری که یک پزشک داشت. اهالی محل به خاطر سیاه‌پوست بودن این پزشک، این بیمارستان را به عنوان «بیمارستان دکتر سیاه» می‌شناختند.[۱۱] پس از آن، سازمان بهداری در ابتدای خیابان ۶ بهمن، بیمارستانی به نام بیمارستان علم احداث نمود.[۱۲]

    [ویرایش] جغرافیا
    بيش تر مردم زاهدان از ايل بلوچ، مخصوصا طوايف «رگلی» و «نارويی» هستند، اما عده ای از مردم زابل، بيرجند، بم و كرمان نيز در اين شهرستان به سر می‌برند. مردم اين شهرستان آريايي نژاد هستند و به زبان فارسی با گويش های بلوچی و كرمانی سخن می‌گويند. قالی بافی، سوزن دوزی و حصيربافی مهم ترين صنايع دستی اين منطقه هستند. قالی های اين شهرستان که با طرح بلوچ و دارای نقش های مودخانی گل‌دار و گل ميان عرضه می شوند بعد از خرما دومين قلم صادراتی زاهدان به شمار می روند. گليم و جاجيم نيز در اين منطقه با طرح بلوچ بافته می شود. سوزن دوزی از صنايع رايج منطقه محسوب می‌شودكه فرآورده های آن از قبيل دستمال سفره اشارپ، آباژور و انواع پيراهن مورد مصرف مردم داخل و خارج از شهرستان قرار می گيرد. شهرستان زاهدان به علت موقعيت ممتاز جغرافيايی و قرار گرفتن در سر شاهراه های پاكستان و هند، خراسان، كرمان و بلوچستان، هم چنين وجود فرودگاه و راه آهن ايران - پاكستان و داشتن مراكز آموزشی از قبيل دانشگاه، دانشسرای عالی، انستيتو تكنولوژی، مدرسه عالی بهداشت، دانشكده پزشكی، دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه پيام نور مسير رشد و توسعه را به سرعت می‌پيمايد. پل محرابي (زرنج)، قلعه سام، مسجد شاه علي، زيارتگاه‌ملك‌سياه، شهرباستاني‌زرنج، كاروان‌سراي رباط شورگز، منار سكوت (دخمه‌هاي زرتشتي)، پيشاوران، مسجد زرنج، مصلاي زرنج، بيمارستان زرنج، قلعه فتح، قلعه گاوك،قلعه كوهلك وتخته پل از جمله مكان‌هاي ديدني وتاريخي شهرستان زاهدان به شمار مي‌آيند.

    مکان های دیدنی و تاریخی


    پل محرابي (زرنج)، قلعه سام، مسجد شاه علي، زيارتگاه ملك سياه، شهر باستاني زرنج، كاروان‌سراي رباط شورگز، منار سكوت (دخمه‌هاي زرتشتي)، پيشاوران، مسجد زرنج، مصلاي زرنج، بيمارستان زرنج، قلعه فتح، قلعه گاوك،قلعه كوهلك وتخته پل از جمله مكان‌هاي ديدني وتاريخي شهرستان زاهدان به شمار مي‌آيند.

     
    صنايع و معادن


    توليدات صنايع كارخانه‌ای زاهدان که در سال های اخير داير شده است نيازهای محلی را به مقدار قابل توجهی مرتفع می سازد. كارخانه‌هاي آرد سازی، تهيه نان ماشينی، يخ سازی، توليد پوشاك،موزاييك سازی، توليد وسايل چوبی خانگی، مصنوعات فلزی، سنگ‌بری، آجرپزی، آهك پزی و كارخانجات سيلو از جمله صنايع اين شهرستان هستند. زاهدان معادن زيرزمينی زيادی دارد كه عبارتند از: معادن سنگ و آهك، معدن سنگ مرمر و سنگ تراورتن سعيد آباد و معدن سنگ سرخ حاجی آباد.


     
    کشاورزی و دام داری


    دام‌داری در جوار كشاورزی و تنها در نواحی كوهستانی جنوب و نيز قسمت هايي از نواحی خاوری شهرستان زاهدان رايج است.  


    مشخصات جغرافيايي


    زاهدان از نظر جغرافيايی در 60 درجه و 52 دقيقه درازای خاوری و 29 درجه و 29 دقيقه پهنای شمالی قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دريا 1385 متر است و با مرز مشترك ايران و پاكستان 83 كيلومتر فاصله دارد. زاهدان از شمال به شهرستان زابل، از خاور به مرز ايران و پاكستان، از باختر به استان كرمان و از جنوب به شهرستان خاش محدود می شود. رود فصلی لار كه در شمال خاوری از كوه لار سرچشمه گرفته با چند شاخه خود زمين های اطراف زاهدان را تا حدی آبياری می کند. آب و هوای اين منطقه گرم و خشك می باشد. اين شهرستان در سرشماری سال 1375 تعداد 487.031 نفر جمعيت داشته است.
    - راه زاهدان- ميرجاوه به طول 80 كيلومتر به سوی جنوب خاوری.
    - راه زاهدان- خاش به طول 190 كيلومتر.
    - راه اصلی زاهدان - بيرجند به درازی 465 كيلومتر كه در 5 كيلومتری زاهدان به دو شاخه تقسيم می‌شود. يكی به سوی شمال خاوری به طول 210 كيلومترتا شهر زابل و ديگری به سوی باختر به طول 335 كيلومتر تا شهر بم.
    - فرودگاه شهر زاهدان نيز به شهرهای مختلف ايران و پاكستان پرواز دارد.
    - راه آهن زاهدان - كراچی و بالعكس از طريق ميرجاوه و كويته اين شهرستان را به چند شهر داخلی و خارجی متصل می کند.

     
    وجه تسميه و پيشينه تاريخي


    قدمت شهر زاهدان که امروزه مركز سيستان و بلوچستان است به اوايل پادشاهی فتحعلی شاه قاجار می رسد. آن زمان در محل زاهدان چاه آبی بود كه در اطراف آن جنگل های انبوهی از درختان تاغ و گز بود، اما اكنون اثری از آن ها نيست. راهزنان پس از حمله به كاروان ها و چپاول دارايی آنان، ساعتی يا شبی را در آن‌جا سپری می كردند. در سال 1315 هـ . ق يكی از ساكنان آن محل،‌ كاريزی در آنجا حفر كرد و کم کم در آن محل آبادی كوچكی به وجود آمد كه «دزد آب» نام گرفت. چهارسال بعد، متخصصان بلژيكی - كه در استخدام دولت ايران بودند - جهت داير كردن گمرگ خانه به «دزد آب» آمدند. از اين زمان به بعد، به تدريج بر وسعت و جمعيت «دزد آب» افزوده شد تا اين که در سال 1314 شمسی نام آن به زاهدان تبديل شد و با احداث خط آهن از كويته پاكستان به زاهدان اولين نشانه های شهرنشينی در آن پديدار شد. سوداگران هندی و ايرانی بارهای خود را از اين راه به كويته می آوردند و از آن‌جا به مشهد و يزد و ساير نقاط ايران حمل می كردند. طرح اوليه شهر در اطراف مركز و با تقاطع های نامنظم و شكلی شطرنجی بر روی اراضی باير پياده شد، اما در سال های بعد اراضی باير اطراف خطوط راه آهن به رايگان به بازرگانان داده می شد تا در آن جا ساختمان های مسكونی و تجاری خود را بنا كنند. بدين ترتيب شهر گسترش يافت و با مهاجرت تجار و انتخاب زاهدان به عنوان يک مركز بازرگانی فضاهای مسكونی تازه ای در اطراف طرح اوليه شهر پديد آمد و ديری نگذشت كه زاهدان مركز استان سيستان و بلوچستان شد و با استقرار سازمان های دولتی و تاسيسات خدماتی، آهنگ رشد شهر سريع تر گشت. اين شهر جديد الاحداث بر سر راه كرمان به مشهد، كرمان به چابهار و نزديك مرز پاكستان و افغانستان واقع شده است. 
     

    [ویرایش] موقعیت جغرافیایی

    زاهدان به‌عنوان مرکز استان سیستان و بلوچستان در شمال این استان و در فاصلهٔ ۱۴۹۴ کیلومتری جنوب شرق تهران واقع شده و ۱۳۸۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. این شهر از موقعیت جغرافیایی بسیار مناسبی برخوردار گشته و پاکستان، خراسان، کرمان و هند را به هم متصل می‌کند.[۵]

     آب و هوا

    نقشهٔ آب و هوایی ایران.

    آب و هوای زاهدان در بیش‌تر روزهای سال گرم و خشک بوده و معمولاً در این شهر برف نمی‌بارد. زاهدان در فصل تابستان روزهایی بسیار گرم و شب‌هایی با حرارت نسبی کم را تجربه می‌کند.[۵]

    در طول سال، بادهایی با جهت جنوب غربی-شمال شرقی این شهر را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند که در این میان، بادهای سیستان که ۱۲۰ روز در زاهدان می‌وزند، از شدت گرمای هوای این شهر می‌کاهند.[۵]

     آب‌ها

    آب آشامیدنی موردنیاز زاهدان از طریق چاه‌ها، چشمه‌ها، رودها و قنات‌ها تأمین می‌شود. از جملهٔ رودهای این شهر می‌توان به رودهای اومار، کچه، لادیز، لار و میرجاوه اشاره کرد.[۵]

    [ویرایش] کوه‌ها

    زاهدان به‌صورت گودالی بزرگ در میان کوه‌های مختلفی قرار گرفته‌است. از مهم‌ترین کوه‌های این شهر می‌توان کوه‌های اشتران (ارتفاع: ۳۰۱۲ متر)، انجیردان (ارتفاع: ۲۲۵۵ متر)، جیکو (ارتفاع: ۲۲۵۵ متر)، پیرخان (ارتفاع: ۲۲۲۱ متر) و ملک‌سیاه را نام برد.[۵]

    [ویرایش] کشاورزی

    درآمد برخی از ساکنان زاهدان از طریق کشاورزی تأمین می‌گردد. از جملهٔ محصولات کشاورزی این شهر می‌توان جو، ذرت دانه‌ای، ذرت علوفه‌ای، سبزیجات، علوفه، گندم، گیاهان و نیز محصولات باغی و صیفی را بیان کرد.[۵]

    [ویرایش] مردم

    نوع پوشش مردم بلوچ.

     اقوام و مذاهب

    اکثریت ساکنان زاهدان به دو زبان بلوچی و فارسی (گویش‌های سیستانی، کرمانی، یزدی و خراسانی) سخن می‌گویند.[۵]

    مسلمانان شیعه و سنی ۹۹٫۸۳ درصد از کل جمعیت این شهر را به خود اختصاص داده‌اند.[۳]

     آداب و رسوم

    زاهدان شهر مهاجرپذیری بوده و از اقوام و مذاهب گوناگونی تشکیل یافته‌است. سیستانی‌ها، یزدی‌ها، خراسانی‌ها، کرمانی‌ها، ترک‌ها و افغان‌ها از جملهٔ اقوام مهاجر ساکن این شهر به‌شمار می‌روند.[۵]

    از جملهٔ مراسم مذهبی زاهدان که توسط اقوام مهاجر برگزار می‌شود، می‌توان به عزاداری در ماه محرم، عزاداری در ماه صفر و عزاداری در سالگرد درگذشت امامان شیعه اشاره کرد.[۵]

    [ویرایش] جمعیت

    جمعیت زاهدان برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی مرکز آمار ایران بالغ بر ۵۵۲٬۷۰۶ نفر بوده که از این‌جهت، یازدهمین شهر پرجمعیت ایران محسوب می‌شود.[۲]

    برپایهٔ همین آمار در این سال از مجموع جمعیت زاهدان، ۲۸۱٬۹۲۶ نفر مرد و ۲۷۰٬۷۸۰ نفر زن بوده‌اند. هم‌چنین شمار خانوارهای ساکن این شهر در این سال بالغ بر ۱۰۹٬۴۸۸ خانوار بوده‌است.[۲]

    [ویرایش] معماری

    [ویرایش] دژ زاهدان

    پیش‌تر در منطقهٔ شمالی شهر کنونی زاهدان و بر فراز کوه‌های این منطقه، دژ کوچکی قرار داشته که مردمانی در پیرامون این دژ سکنی گزیده بودند. این افراد از طریق تجارت و کشاورزی به زندگی خود ادامه می‌دادند.[۵]

    [ویرایش] بنیان شهر

    بنیان زاهدان توسط کارگران هندی که در راه‌آهن کار می‌کردند، گذاشته شد و یکی از مهندسان اهل کویتهٔ پاکستان نقشهٔ اولیهٔ آن را طراحی نمود. از همین‌روی معماری این شهر شدیداً تحت تأثیر معماری هندی قرار گرفت.[۵]

    [ویرایش] معماری ایرانی

    مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۲ خورشیدی دستور تأسیس و آبادانی زاهدان را داد. در سال ۱۳۰۹ خورشیدی به پیشنهاد تیمسار جهانبانی و به دستور رضا شاه، نام شهر از دزداب به زاهدان تغییر کرد. معماری زاهدان با توجه به آب و هوای گرم‌سیری آن و به پیروی از معماری شهرهای باستانی ایران توسط معماران ایرانی تهیه شده‌است.[۵] راه‌اندازی راه‌آهن کویته-زاهدان از نخستین نشانه‌های شهرنشینی در این شهر به‌شمار می‌رود.[۴]

     

    سیاست

    استانداری

    استانداران سیستان و بلوچستان پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، غلامرضا دانش‌نارویی از اسفند ۱۳۵۷ تا مرداد ۱۳۵۸، حبیب جریری از مرداد ۱۳۵۸ تا دی ۱۳۵۸، حمید بهرامی از دی ۱۳۵۸ تا تیر ۱۳۵۹، منوچهر محمدی از شهریور ۱۳۵۹ تا بهمن ۱۳۶۰، محمدتقی عاقبت‌رفعت از بهمن ۱۳۶۰ تا تیر ۱۳۶۲، سید احمد نصری از تیر ۱۳۶۴ تا آبان ۱۳۶۴، محمود اشجع از دی ۱۳۶۴ تا مهر ۱۳۶۸، محمود حجتی از مهر ۱۳۶۸ تا شهریور ۱۳۷۳، وجیه‌اله آقاتقی از شهریور ۱۳۷۳ تا دی ۱۳۷۳، علی‌بخش جهانبخش از دی ۱۳۷۳ تا مهر ۱۳۷۶، سید محمود حسینی از مهر ۱۳۷۶ تا تیر ۱۳۸۱، حسین امینی از تیر ۱۳۸۱ تا شهریور ۱۳۸۴ و حبیب‌اله دهمرده از شهریور ۱۳۸۴ تا شهریور ۱۳۸۷ بوده‌است.[۱۳]

    [ویرایش] شهرداری

    شهرداری زاهدان در سال ۱۳۲۵ خورشیدی باعنوان بلدیه تأسیس شد. شمار کارکنان این نهاد در ابتدای راه‌اندازی بالغ بر ۱۱ نفر بوده که وظیفهٔ پاکسازی شهر و آبرسانی به نقاط مختلف آن را برعهده داشته‌است.[۱۴]

    پس از پیروی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، شهرداری زاهدان صاحب درجهٔ ۸ شهرداری، ۱۸۶ پست کارمندی و ۳۶۰ پست کارگری شد. در سال ۱۳۷۴ خورشیدی، این شهر به ۳ منطقه و ۹ ناحیهٔ شهرداری تقسیم گردید. زاهدان تاکنون ۴۰ شهردار مختلف را به خود دیده‌است.[۱۴]

    [ویرایش] صدا و سیما

    [ویرایش] صدا

    رادیو زاهدان در سال ۱۳۳۸ خورشیدی راه‌اندازی شد و از سال ۱۳۳۹ خورشیدی با فرستندهٔ کالینز شروع به فعالیت کرد. این فرستنده پرقدرت‌ترین فرستندهٔ شرق ایران بوده و برنامه‌های داخلی و خارجی مرکز را تحت پوشش خود قرار داده بود.[۱۵]

    شبکهٔ استانی صدای مرکز سیستان و بلوچستان در سال ۱۳۸۰ خورشیدی راه‌اندازی شد. این امر سبب افزایش میزان تولید و پخش برنامه‌های رادیویی در این مرکز گردید. امروزه صدای مرکز سیستان و بلوچستان با دارابودن ۶ مرکز رادیویی و ۴ استودیوی پخش، یکی از مهم‌ترین مراکز صدا در ایران به‌شمار می‌رود.[۱۵]

    [ویرایش] سیما

    پیش از راه‌اندازی سیمای مرکز سیستان و بلوچستان، تلویزیون زاهدان هر هفته ۵ ساعت برنامهٔ تلویزیونی پخش می‌کرد. پس از افتتاح این مرکز در سال ۱۳۸۲ خورشیدی، میزان برنامه‌های تولیدی آن به ۷ الی ۸ ساعت در روز افزایش یافت.[۱۵]

    از مهم‌ترین فیلم‌های سینمایی تولید این مرکز در سال‌های اخیر می‌توان به «تب پنهان»، «چاه فرشته» و «دور از هیاهو»، از مهم‌ترین سریال‌ها می‌توان به «بازگشت به خانهٔ پدری»، «خاطرات خاموش»، «در مسیر کوچ» و «رودخانهٔ سرباز»، «ستاره‌های شرق»، «گل‌فشان‌ها» و «مستند کوه خواجه» و از مهم‌ترین برنامه‌های کودک می‌توان به «عروسک مهربانی و صحرا» و «قصه‌های شهر سوخته» اشاره کرد.[۱۵]

     جای‌های دیدنی

    هتل استقلال زاهدان.

    جای‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی زاهدان:[۵][۶][۳]

    • بازارچهٔ سیاهپوش.
    • باغ خانواده.
    • براسان.
    • پارک ملت.
    • تلگراف‌خانهٔ حرمک.
    • چشمهٔ آب‌معدنی موسی.
    • حسینیهٔ یزدی‌ها.
    • خانهٔ ابوی.
    • خانهٔ شمس.
    • دبستان آیت‌الله طالقانی.
    • دریاچهٔ سه‌دریا.
    • دشت سیستان.
    • دشت لوت.
    • رود سیانجان (تلخ‌آب).
    • روستای تمین.
    • زیارتگاه ملک‌سیاه.
    • ساختمان پست زاهدان.
    • ساختمان پست میرجاوه.
    • ساختمان دادگستری.
    • ساختمان راه‌آهن میرجاوه.
    • ساختمان شهربانی میرجاوه.
    • غار لادیز.
    • قلعهٔ تیمور.
    • قلعهٔ سام.
    • قلعهٔ لادیز.
    • کاروانسرای رباط شورگز.
    • کاروانسرای نصرت‌آباد.
    • کتابخانهٔ استاد کامبوزیا.
    • کوه ملک‌سیاه.
    • کوه‌های بسیستان.
    • گورستان هفتادملا.
    • مجموعهٔ امیرتوکل کامبوزیا.
    • مسجد شاه‌علی.
    • موزهٔ شهدا.
    • موزهٔ منطقه‌ای جنوب شرق ایران.

    [ویرایش] سوغاتی‌ها

    [ویرایش] خوراکی‌ها

    فهرست خوراکی‌های زاهدان:[۵]

     زبان و مذهب

    مردم شهرستان زاهدان  به لهجه  بلوچي  تکلم مي کنند و لهجه هاي فارسي و محلي  نيز رايج است . در اين شهرستان 83/99 درصد جمعيت آن را مسلمانان شيعه /سني/تشکيل مي دهند.

    جمعيت و نيروي انساني

    جمعيت شهرستان زاهدان در سال 1375 حدود 487031 نفر بوده اين رقم در سال 1382 به 627451 نفر  رسيده است .تغييرات جمعيت در سال 1382 نسبت به سال 1375 ،برابر68/3 درصد بوده است .

    شرح

     کل جمعيت

    جمعيت‌روستائي

    جمعيت شهري

    ميزان‌شهرنشيني (درصد)

    شهرستان

    627451

    100211

    527240

    84

    نيروي انساني

    بر اساس برآورد انجام شده در سال 1382جمعيت فعال اين شهرستان *(استان)241923نفر، جمعيت شاغل 225353 نفر به ترتيب روستايي و شهري 1084974و 1065034بوده و ترکيب اشتغال به ترتيب کشاورزي صنعت و خدمات 28و8/24و2/47 درصد مي باشد.

    آموزش و پرورش

    در سال تحصيلي 83-1382تعداد کل دانش آموزان مقاطع مختلف تحصيلي  شهرستان 145521 نفر بوده که 02/27 درصد از دانش آموزان استان را تشکيل مي دهد. از کل دانش آموزان اين شهرستان 35/55درصددرمقطع ابتدائي،65/24درصددرمقطع راهنمائي،64/17درصد در مقطع متوسطه و56/17 درصد در مقطع متوسطه در رشته هاي فني و حرفه اي و کار و دانش مشغول به تحصيل مي باشند .69/45درصد از کل دانش آموزان شهرستان زاهدان را دانش آموزان دختر تشکيل مي دهند و سهم دانش آموزان مناطق روستائي نيز08/11 درصد مي باشد.

    آموزش عالي

    در سال تحصيلي 83-1382 در شهرستان زاهدان 24593دانشجودر حال تحصيل بوده که از اين تعداد  70 درصد دردانشگاه دولتي  و30 درصد دردانشگاه آزاد وپيام نور  مشغول به تحصيل بوده اند.

    عنوان

    سال 1375

    سال 1382

    شاخصهاي مقايسه اي طي سالهاي82- 1375 

      درصد تغييرات

    رشد سالانه (درصد)

    شهرستان

    استان

    شهرستان

    استان

    شهرستان

    استان

    شهرستان

    استان

    تعدادمراکزآموزش عالي

    8

    12

    9

    24

    5/12

    100

    5/12

    9/5

    تعداد دانشجويان

    23529

    26250

    24593

    36977

    32/4

    9/40

    16/4

    19/3

    دانشجويان دختر

    5697

    6715

    11547

    17880

    7/102

    3/166

    012/0

    8/8

    بهداشت و درمان

    شهرستان زاهدان از لحاظ امکانات بهداشتي و درماني در سال 1375 داراي 5 بيمارستان با 717 تخت بوده که در سال  1382 تعداد بيمارستان  به7  و تعداد تخت بيمارستان  نيز به 1186 رسيده است .

    شرح

      سال 1375

      سال 1382

      درصدتغييرات بين

      سالهاي82- 1375 

     رشدسالانه(درصد)

      دوره 82- 75

    شهرستان

    استان

    شهرستان

    استان

    شهرستان

    استان

    شهرستان

    استان

    تعداد بيمارستان

    5

    13

    7

    14

    40

    7/7

    3/18

    7/7

    تعداد مراکز بهداشتي و درماني شهري

    20

    50

    66

    140

    230

    180

    6/2

    1/101

    تعدا د خانه بهداشت

    33

    632

    47

    719

    42

    7/13

    5/2

    15/0

    تعداد پزشک و دندانپزشک

    150

    383

    218

    603

    45

    4/57

    5/0

    2/0

    سرانه تخت بيمارستاني به ازاي هرهزارنفر

    2/147

    3/67

    1/189

    7/68

    5/28

    2

    6/0

    5/1

    سرانه پزشک عمومي به ازاي هرهزارنفر

    1/13

    16

    6/15

    20

    19

    25

    2/7

    7/5

    فرهنگ و گردشگري

    شرح

      سال 1375

      سال 1382

      درصدتغييرات 

    رشدسالانه(درصد

    شهرستان

    استان

    شهرستان

    استان

    شهرستان

    استان

    شهرستان

    استان

    تعداد سينما 

    2

      3

    1

      2

    -

    34 -

    -

    8/42

    تعداد سالن هاي نمايش

    7

      29

    7

      32

    -

      10

    -

    3/3

    تهداد کتابخانه عمومي

    6

      25

    7

     40

    16

      60

    7/16

    1/3

    تعداد مرکزفرهنگي ثابت کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان

    6

      19

    6

      19

    -

      -----

     

     -----

    صنايع دستي

    1- سوزن دوزي بلوچي 
    2- سکه و آئينه دوزي
    3- قاليبافي

    تربيت بدني

    اين شهرستان از وجود سه استاديوم ، سه ميدان فوتبال ، سه  ميدان واليبال ، سه  بسکتبال ،  17 سالن ورزشي و سه ورزشگاه بهرمند مي باشد.سرانه فضاي ورزشي به ازاي هر هزار نفر ( سر پوشيده ) 108 متر مربع و سرانه فضاي ورزشي روباز  257  متر مربع براي هزار نفر جمعيت است .

    کشاورزي و منابع طبيعي و دامپروري

    در سال زراعي 83-1382 سطح زير کشت محصولات زراعي و باغي شهرستان زاهدان بالغ بر18332 هکتار است که5/11 درصد از سطح کشت زير کشت استان را تشکيل مي دهد . از اين مقدار4/27 درصد به کشت باغات و6/72 درصد به زراعت هاي سالانه اختصاص دارد . محصولات عمده زراعي شهرستان غلات و  نباتات علوفه اي مي باشد .طي همان سال 64 واحد صنعتي پرورش و نگهداري دام و طيور در سطح شهرستان فعال بوده است . همچنين ميزان توليد شير ، گوشت قرمز ، گوشت مرغ و عسل به ترتيب  6/19 ، 7/1 ، 9/0  و -  هزار تن بوده است . لازم به ذکر است اين شهرستان داراي  59  واحد پرورش ماهي با توليد 5/88 تن مي باشد .

    صنعت و معدن

    تعداد صنايع موجود شهرستان زاهدان 303 واحد مي باشد که تعداد – واحد آن در نقاط روستايي و تعداد – واحد بقيه در نقاط شهري مستقر مي باشند . درسال 1382 تعداد 5 کارگاه  فعال مسئوليت استخراج معادن را به عهده داشته که عمده ترين معادن موجود در سطح اين شهرستان عبارتند از : گرانيت ، لاشه تراورتني ، گل سفيد ، کروميت ، منگنز. سهم شهرستان از کارگاه هاي معدني فعال استان 3/33 درصد مي باشد . ميزان توليدات اسمي سالانه گروه معدني غير فلزي – تن مي باشد که – درصد توليدات معدني کل استان را به خود اختصاص داده است .

    رديف

    نام معدن

    ماده معدني

    ذخيره ( تن )

    تعداد شاغلين

    ظرفيت استخراج ساليانه

    1

    لار شرقي

    گرانيت

    3000000

    20

    12000

    2

    بوک

    ً

    2400000

    8

    3000

    3

    چشمه رضايي

    لاشه تراورتن

    3540000

    11

    20000

    4

    انجيزه

    گل سفيد

    38000

    32

    1000

    5

    آب غلامان

    کروميک

    10000

    21

    2000

    6

    چاه زرد دو

    کروميت و منگنز

    11500

    8

    2300

    7

    ژوژ

    کروميت

    12500

    8

    2000

    8

    دومک

    کروميت

    11000

    5

    2000

    9

    کاشي

    کروميت

    12300

    18

    2050

    10

    کريم آباد

    گل سفيد

    15000

    16

    1500

    11

    نور آباد

    گرانيت

    550000

    16

    6000

    12

    گراغه

    گرانيت

    1000000

    14

    6000

    اهم طرح هاي در دست اقدام

    عنوان پروژه

    محل اجراء

    دستگاه اجرايي

    ميزان اعتبار

    نوع کاربردي

    سد تغذيه اي گلک حصاروئيه

    زاهدان

    شرکت سهامي آب منطقه اي

    52000 ميليون ريال

    کنترل و مهار سيلاب به ميزان 27 ميليون متر مکعب

    اجراي تاسيسات فاضلاب شهر زاهدان

    زاهدان

    شرکت آب و فاضلاب استان

    600000 ميليون ريال

    -



    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    شهرستان صدوق با وسعت 5486 كيلومتر مربع در شمال باختري استان يزد قرار گرفته است. جمعيت اين شهرستان در سال 1375 بيش از 27924 نفر بوده است. مركز اين شهرستان «اشكذر»است و داراي دو بخش «مركزي» و «خضرآباد» و سه دهستان است. مناطق ديدني و تاريخي شهرستان صدوق را مجموعه حجت‌آباد وزير شامل حمام، آب‌آبنار و بازار، مجموعه سلطانيه در بندرآباد، مسجد ريگ، مسجد اميرالمؤمنين زارچ و مجموعه آثار تاريخي ندوشن تشكيل مي‌دهد.
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:18 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    شهرستان‌ابركوه‌در يك صدوچهل كيلومتري باختر شهرستان يزد قرار دارد. مركز اين شهرستان، شهر ابركوه با وسعت شش كيلومتر مربع است و بيش‌تر اهالي آن به كشاروزي اشتغال دارند. ابركوه يكي از شعب راه ابريشم است كه در گذشته آباد و پر جمعيت بود. نام آن در منابع قديم و جديد به صورت‌هاي «ابرقو»، «ابرقويه»،«برقوه» و «دركوه»آمده است. در نزديكي ابركوه تپه‌هاي سياه‌رنگي وجود دارد كه به آن «تل خاكستر» نيز مي‌گويند. برخي از مردم معتقدند كه آتش «ابراهيم(ع)» در اين مكان افروخته شد و عده‌اي نيز آن‌ها را به آتش «سياوش» نسبت مي‌دهند. اگرچه اين روايات جنبه افسانه دارد، اما «سرو پنج هزار ساله» ابركوه نشاه از قدمت و ديرينگي اين شهر مي‌دهد. از صنايع دستي اين شهرستان مي توان كرباس‌بافي، گليم‌بافي، صابون شيري را نام برد. قالي بافي از قديمي ترين صنايع دستي رايج در اين شهرستان است اغلب زنان اين شهرستان به قالي بافي اشتغال دارند و طرح هاي مختلف نايين و اصفهان و كاشان در اين شهرستان رايج است. اين منطقه از مكان‌هاي ديدني متعددي برخوردار است كه گنبد عالي، مزار پير حمزه سبزپوش، مقبره حسن‌بن كيخسرو، گنبد سيدون و گنبد گل سرخي، قطبيه، مسجد حاجي كامل،‌امام‌زاده احمد بن جعفر(ع)، مناره‌هاي مسجد نظاميه، مسجد جامع ابرقو، مسجد بيرون يا مسجد امام رضا(ع)، پريشك يا پير صدق، پير حسين، مقبره اشرف‌الدوله حسن بن شمس‌الدين مهر، امامزاده عباس بن‌علي بن‌الحسن بن‌علي ابي‌طالب(ع)، يخچال دوره قاجاري، تل‌هاي خاكستري، بي‌بي سارا خاتون، بناهاي كوه صفه، بادگيرها، محله‌هاي‌قديمي چون:درقلعه،بنادان،جرمدين،صفاييه، جهانستان، دروازه ميران. گل‌كاران، نظاميه، طاووس، بازار، پشت آسياب، محله خواجه از جمله مهم‌ترين آن‌ها به شمار

    ابرکوه یکی از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است که در مرکز ایران و در محدوده استان یزد واقع می‌باشد. هم اکنون آثار باستانی بسیار زیادی از روزگاران گذشته در این مکان بجای مانده‌است که نشان از وجود تمدنی بیاد ماندنی و قدیمی دارد. اولین اثری که اگر آنرا از عجایب بدانیم اغراق نکرده‌ایم وجود یک درخت سرو کهن سال و بلند است که بر پایه ارزیابی متخصصین فن و از جمله یک دانشمند مشهور روسی عمر آن به بیش از 4000سال بالغ می‌شود. این درخت مشهور که هنوز نیز سر سبز و با صلابت در مرکز این شهر خودنمایی می‌کند دارای ارتفاعی بالغ بر ۲۸متر می‌باشد.


    درباره ابركوه:



    جغرافيا و اقليم:
    ابركوه در جنوب غربي شهرستان تفت و استان يزد واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان صدوقِ استان يزد و شهرستان شهرضا استان اصفهان، از شرق به شهرستان خاتمِ يزد و از غرب و جنوب به شهرستان آبادهِ استان فارس محدود است.
    وسعت ابركوه 5641 كيلومترمربع ميباشد و در مختصات جغرافيايي 52 درجه و 58 دقيقه شرقي و 30 درجه و 46 دقيقه شمالي و با 1550 متر ارتفاع از سطح درياي آزاد واقع شده است.
    از نظر توپوگرافي، دشت ابركوه جزئي از فلات خشك مركزي ايران است كه رشته كوههاي زاگرس چون حصاري انتهاي اين دشت را در جهت غرب و جنوب در بر مي گيرد و كَفه ( كوير) ابركوه با كمتر از 1450 متر پست ترين محل اين حوزه است.
    ابركوه داراي اقليم گرم و خشك بياباني مي باشد. آب و هواي شهر در مقياس عمومي ، ويژگيهاي اقليمي مناطق كويري درون فلاتي ايران را داراست و از مشخصات آن، كميِ بارندگي ، دامنه نوسان حرارتي كم و بيش زياد و خشكي مي باشد.

    ادامه مطلب
    [ پنجم تیر 1389 ] [ 14:17 ] [ اطلس ایران وجهان ]
    شهرستان اردكان در شصت كيلومتري شمال باختر استان و در حاشيه كوير نمك قرار دارد. قدمت اردكان در هاله‌اي از ابهام قرار دارد اما آن‌چه مسلم است اين شهر در زمان شاه طهماسب صفوي وجود داشته است. عده اي معقتدند كه اردكان ابتدا در محل خوش مكان كنوني (واقع در 5 كيلومتري شهر) مستقر بوده و بعدها در محل كنوني خود استقرار يافته است. گفته شده است اردكان در قرن هفتم هـ.ق در محل «زردك» (قديمي‌ترين آبادي اين منطقه) بنا شده است. اين شهرستان داراي سه بخش «مركزي»،«خرانق» و«عقدا»است. مرتفع‌ترين قسمت اين شهرستان قله «ميل» و پست‌ترين ناحيه آن كوير «سياه‌كوه»است. آب و هواي اردكان‌صحرايي است. كمي نزولات جوي، بالا بودن ميزان تبخير، پديده بيابان‌زايي و حركت شن‌هاي روان از ويژگي‌هاي خاص اين منطقه است. بيش‌تر مردم اين منطقه به كشاروزي و باغ‌داري اشتغال دارند. صنايع دستي اين شهرستان چادرشب، حصيربافي، خورجين بافي، (لبافي) آهنگري، قالي بافي، زيلوبافي، نساجي وحلواسازي است. شهرستان اردكان از مكان‌هاي ديدني و تاريخي متعددي برخوردار است. مسجد جامع اردكان، مسجد زيرده، تكيه بازار نو، امام‌زاده ميرسيد محمد(ع)، امام‌زاده سيد نورالدين(ع)، موزه مردم‌شناسي، چهارسوق، آب‌انبار دو راه، آب‌انبار قلعه،‌تكيه بازار نو، سنگ‌قبر ملاعارف و مراكز مذهبي زرتشتيان عبارت از:پيرشاه اشتادا يزد، پيرشاه تشترا يزد، پيرشاه مهرايزد، پيرشاه‌مراد، پيرشاه فريدون، پيرهريشت، پير سبز چك‌چك، زيارتگاه پارس بانو از جمله مكان‌هاي ديدني اين منطقه به شمار مي روند.

    مکان های دیدنی و تاریخی


    آب انبار دوراه، آب انبار قلعه، آتشكده شريف آباد، آتشكده احمد آباد، پيران زرتشتی، پير سبز هريشت، پيرسوز، چهارسوق، چك چكو، حسينيه بازار نو، خانقاه اردكان، دخمه ترك آباد، دخمه شريف آباد، زيارتگاه پيربفروييه، زيارتگاه پارس بانو، زيارتگاه زرتشتيان، شريف آباد، مدرسه علميه، مسجد جامع، مسجد زيرده، مسجد كچيب، مسجد زردك و ميل ترك آباد از جمله مكان‌ةاي تاريخي و ديدني اين منطقه به شمار مي‌آيند.  


    صنايع و معادن


    از كارگاه های صنعتی اردكان می توان موزاييك سازی، آجر پزی، سنگ‌بری و برخی صنايع كوچك را نام برد. مهم ترين معادن اردكان و پيرامون آن اورانيوم، ‌باريم، آهن، سرب، روی، گچ و نمك هستند.فرآورده اردكان ارده و حلوا ارده است كه در عصاری ها و كارگاه های حلوا ارده سازی، از روغن كنجد توليد و صادر می شوند. 


    کشاورزی و دام داری


    كشاورزی در اردكان به دليل‌ نداشتن آب كافی رونق چندانی ندارد.از فرآورده مهم اين شهرستان می توان انار، روناس، گندم، ميوه، يونجه، پنبه و پسته را نام برد. پسته اردكان از گونه پسته مرغوب ايران به حساب می آيد. با توجه به آب و هوای اردكان دام‌داری به گونه پراكنده انجام می شود و دام اصلی آن بز است. با اين حال گوسفند، گاو، شتر نيز نگه‌داری می کنند و مرغ‌داری نيز در اين منطق