دیدنی های شهرسمیرم

سمیرم، شهر هزار چشمه و نگین گردشگری استان اصفهان، شهری است که در ۱۶۵ کیلومتری جنوب اصفهان واقع شده است. این شهر کوهستانی معماریمنحصر‌به‌فردی هم دارد و با جاذبه‌های طبیعی زیبای خود در شهر و اطراف آن، یک مقصد کاملا ایده‌‌آل و محبوب برای سفرهای تابستانی در استان اصفهان است. این شهر از نظر طبیعی واقعا غنی است و هر آنچه را که باید داشته باشد، دارد؛ از چشمه‌های پرآب و رودخانه‌های خروشان گرفته تا آبشارهای بکر و باغات پربار. در ادامه به معرفی دیدنی‌‌های سمیرم می‌پردازیم. بهترین فصل سفر به این شهر  از اواسط بهتر تا آخر تابستان است.

آبشار سمیرم

آبشار سمیرم

آبشار سمیرم که آن را عروس زاگرس نیز می‌نامند، یکی از  پرطرفدارترین جاذبه‌های طبیعی سمیرم محسوب می‌شود. این آبشار که در ۴ کیلومتری شرق سمیرم و ۱۶۰ کیلومتری جنوب اصفهان واقع شده است. در یک دره واقع شده و با شکوه تمام از میان دو دیواره سنگی به پایین فرو می‌ریزد. آبشار سمیرم یکی از بهترین مکان‌های طبیعی سمیرم برای شب‌مانی است.

آبشار سمیرم

منبع: مسافر سلام

صخره‌های اطراف آبشار که در زیر فرشی مخلمین از خزه‌ها پنهان شده‌اند، صلابت و زیبایی آن را به کمال رسانده‌اند. آب این آبشار که ارتفاع آن ۳۵ متر است، پس از فرو ریختن از بالای دره، حرکت خود را به صورت یک چشمه پلکانی در میان تفرجگاه ادامه می‌دهد و در اطراف آن سکوهایی ایجاد شده که برای نشستن و استراحت کاملا مناسب هستند.

آبشار سمیرم

منبع: ایمنا

در اطراف این آبشار تمام امکانات رفاهی لازم از جمله رستوران، مغازه‌های اغذیه‌فروشی، نمازخانه، سرویس بهداشتی و حتی باربیکیو فراهم شده است. در ضمن  در فصل زمستان نیز بازدید از این آبشار نسبتا راحت است و قندیل‌های یخی در اطراف آن که با انعکاس نور خورشید همچون جواهری درخشان به نظر می‌رسند، زیبایی بی‌نظیری دارند.

آبشار سمیرم در زمستان

منبع:ایرنا

پارک دریاچه

پارک دریاچه

منبع: مسافر سلام

پارک دریاچه سمیرم مکانی آرام با دریاچه‌ای نیلگون در میان درختان قد برفراشته با منظره‌ای تماشایی از کوه با صلابت دنا است. در این دریاچهمی‌توانید از قایق‌سواری هم لذت ببرید. این پارک در جنوب شهر سمیرم و در خیابان شورا واقع شده است.

چشمه ناز

چشمه ناز

منبع: آرا تور

چشمه ناز ونک که در حقیقت از چند چشمه تشکیل شده، چشمه‌ای پرآب با طبیعی زیبا در اطراف خود است. این چشمه پر آب که مانند یکرودخانه به نظر می‌رسد، در ۱۹ کیلومتری جنوب شرقی روستای ونک (این روستا در ۱۹ کیلومتری شمال غرب سمیرم واقع شده است) قرار دارد.

چشمه ناز

منبع: گیلار

در اطراف این چشمه آب خنک و گوارا در نقاط مختلف دل صخره‌ها و سنگ‌ها را شکافته و منظره‌های جالبی خلق کرده است.

چشمه ناز

منبع: تیشینه

آبشار آب ملخ  

آبشار آب ملخ

عکاس: مهدی صاحبانی

اگر می‌خواهید شاهد شاهکاری بزرگ از طبیعت اصفهان باشید، بازدید از آبشار آب ملخ را از دست ندهید. این آبشار که دو طرفه است و از هر دو طرف آن آب جریان دارد، با سقوط یک سنگ بزرگ در مسیر رودخانه به وجود آمده است.

آبشار آب ملخ

صدها سال قبل تکه سنگ بزرگی در مسیر رودخانه افتاد و جریان آب را مسدود کرده است؛ اما آب با قدرت فرسایش خود به تدریج مسیری تونل‌مانند به طول ۸۰ متر در میان سنگ ایجاد کرده است و امروزه آب چشمه‌های موجود در کوه‌ها و صخره‌های اطراف این تونل طبیعی، از دو طرف دیواره‌های شمالی آن به پایین می‌ریزد. خزه‌ها فرش مخملی سبزی بر دیواره‌های تونل‌ها گسترانیده‌اند و رقص خزه‌ها بر اثر حرکت آب روی آن‌ها، منظره‌ای خلق می‌کند که هیچ وقت از دیدن آن سیر نمی‌شوید. جالب است آب این آبشار دشمن ملخ‌ها و آفات است و به همین دلیل آن را آب ملخ نامیده‌اند. در ضمن این آبشار به آبشار تخت سلیمان هم شهرت دارد. 

آبشار آب ملخ

منبع: بیتوته

یکی دیگر از حقایق جالب در مورد این روستا این است که به دلیل برخورداری از موقعیت جغرافیایی خاص آفتاب تنها سه ساعت در روز در این روستا می‌تابد و پس از آن غروب می‌کند؛ بنابراین شما می‌توانید در این روستا تنها ظرف سه ساعت شاهد طلوع و غروب آفتاب باشید؛ به همین دلیل این روستا را روستای نیم‌روز نیز‌ می‌گویند.

روستای آب ملخ

دورنمایی از خود روستای آب ملخ؛ عکاس: میثم شهیدانی

برای رسیدن به این آبشار و روستای شگفت‌انگیز ابتدا باید خود را به سمیرم برسانید و جاده سمیرم یاسوج را در پیش بگیرید. پس از طی مسافتی به روستایی به چهارراه می‌رسید که باید از آن عبور کنید و  پس از پشت سر گذاشتن آن، وارد جاده‌ای خاکی می‌شوید که دو، دوراهی دارد که باید در هر دو مسیر به سمت چپ بپیچید و در انتها به روستای آب ملخ می‌رسید؛ پس از رسیدن به روستا و یک ساعت پیاده‌روی به آبشار آب ملخ می‌‌رسید. البته لازم به ذکر است که مسیر پیاده‌روی، مسیر خطرناکی است و برای عبور از آن باید آمادگی جسمانی کافی داشته باشید.

آبشار بی بی‌ سیدان

آبشار بی بی سیدان

منبع: دالاهو

در ۳۰ کیلومتری سمیرم روستایی به نام بی بی سیدان قرار دارد که رودخانه‌‌ای مصفا به نام کاسگان با آب زلال در نزدیکی آن جریان دارد و در کنار این رودخانه، در دره‌ای بکر به نام تنگه نازی، آبشاری به نام آبشار بی‌بی سیدان با قدرت می‌ خروشد. می‌توانید با پیاده‌روی و آب‌تنی در قسمت‌های کم‌عمق رودخانه که آب آن چندان هم سرد نیست، خستگی را از تن خود بیرون کنید. در ضمن باید در هنگام پیاده‌روی در رودخانه کفش مناسبی نیز بپوشید.

آبشار بی بی سیدان

منبع:Iran Deserts

یکی دیگر از جاذبه‌های این منطقه، رودخانه درازه است که تماشای آن از بالای تپه مشرف بر آن حقیقتا لذت‌بخش است. در مسیر این رودخانه چشمه‌های متعدد دیگری هم به آن می‌‌ریزد و وجود چند آبشارک در کنار آن‌ها که می‌توانید زیر آن‌ها دوش آب سرد بگیرید، نیز زیبایی رودخانه را دو چندان کرده است. همچنین رویش گیاهان خودرو در کنار آبشارک‌ها نیز زیبایی آن‌ها را وصف‌ناپذیر کرده‌ است.

آبشار بی بی سیدان

برای رسیدن به این آبشار از روستای آب ملخ، ابتدا باید وارد جاده سمیرم-جاده شوید و پس از طی کردن مسافتی در حدود ۱۶٫۷ با گردش به سمت چپ وارد جاده بی‌بی‌ سیدان شوید. با طی کردن مسافتی در حدود ۲ کیلومتر در این خاکی، باغات سرسبز روستا را مقابل خود می‌بینیم.

 روستای خفر

روستای خفر

عکاس: مجتی معراجی

روستای خفر با طبیعت بسیار زیبا در جنوبی‌ترین نقطه استان اصفهان و در مرز بین این استان و استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است. هر گوشه از طبیعت این روستا که رودخانه‌ای خروشان در میان درختان انبوه آن جریان دارد، هدیه‌ای زیبا به چشمان شما می‌دهد.

روستای خفر

عکاس: مجتبی معراجی

زمستان‌های روستای خفر به قدری سرد و پربرف است که باعث شده لقب جهنم سفید را به این روستا نسبت دهند. وجود آبشارهای متعدد،یخچال‌های طبیعی و رودخانه‌های حاصل از این یخچال‌ها و از همه مهم‌تر باغات سیب متعدد، خفر را به روستایی بی‌بدیل تبدیل کرده است. در ضمن در این روستا امامزاده‌ای واقع شده که معماری آن در نوع خود منحصر‌به‌فرد است.  در سفر به این روستا می‌توانید با عشایر غیور و مهمان‌نواز نیز آشنا شوید.

چادر عشایر روستای خفر

عکاس: مجتی معراجی

امامزاده روستای خفر

عکاس: مجتی معراجی

یکی از جاذبه‌های بی‌نظیر این روستا، آبشار خفر در ۵ کیلومتری روستای خفر در دره قاش مستان است که با ارتفاع ۳۵ متر همچون یال سفید اسب در دل کوه، هر گردشگری را شیفته خود می‌کند. برای رسیدن به این آبشار باید سختی دو ساعت پیاده‌روی در رودخانه پرآب روستا و دره دنی‌ پی را تحمل کنید.

آبشار خفر

منبع: Mobarakeh.net

با یک ساعت پیاده‌روی از آبشار خفر می‌توانید به آبشار دنی پی هم برسید. در بهار یا اوایل تابستان تونل‌های برفی زیاد و البته زیادی وجود دارد که هوای اطراف رودخانه را خنک می‌کند. وجود چند آبشار کوچک در مسیر نیز خستگی را تن شما بیرون می‌کند. در ضمن کمی بالاتر از آبشار دنی‌ پی چند آبشار پلکانی دیگر وجود دارد.

آبشار دنی پی

منبع: سیری در ایران

یکی دیگر از جاذبه‌های زیبا و البته مرموز این روستا غار یخی خفر است که شما را به معنای واقعی کلمه شکفت‌زده می‌کند. وقتی وارد این غار می‌شوید، ستون‌ها و آبشارهای یخی شما را احاطه می‌کنند. در ضمن در قسمت انتهایی این غار دریاچه‌ای وجود دارند که قطعات یخ در آن شناور هستند.

غار یخی خفر

این غار در تمام ایام سال پوشیده از برف و یخ است؛ اما بهترین زمان بازدید از این غار اواسط اردیبهشت تا اوایل تیر ماه است و آسان‌ترین مسیر دسترسی به آن حرکت به سمت باغات جنوب شرقی خفر و گذر از منطقه تنگ کیخسرو است.

غار  یخفی خفر

از دیگر جاذبه‌های این روستا می‌توان به تنگه دناآسا، غار کیسخسرو و چشمه سید محمد اشاره کرد.

غار دنگزلو

غار دنزگلو

عکاس: امین عابدینی

غار دنگزاو در روستای دَنگِزلو در منطقه پادنای سمیرم واقع شده است. این غار چندین تالاب را در خود جای داده که برای عبور از آن‌ها باید از قایق‌های بادی استفاده کنید. قندیل‌ها و ستون‌های زیبا و ریزش آب از سقف به کف، دل کندن از غار را دشوار می‌‌کند. خود روستای دنگزلو هم از طبیعت بسیار زیبایی برخوردار است.

غار چهل ستون

غار چهل ستون یکی دیگر از غارهای شگفت‌انگیز اطراف سمیرم بوده که در منطقه تنگ خشک واقع شده است. در این غار بیست استلاگمیت و بیست استلاکتیت وجود دارد و به همین دلیل به آن چهل ستون گفته می‌شود. متاسفانه تصویری از این غار در دست نیست

چشمه خوانسار

در ورودی سمیرم از سمت شهرضا، چشمه‌ای به اسم چشمه خوانسار وجود دارد که از ارتفاع ۸۰۰ متری کوه بوهوز می‌جوشد و به دلیل عبور از لایه‌ها و صافی‌های طبیعی، آبی زلال، گوارا و بسیار سردی دارد. متاسفانه تصویری از این چشمه در دست نیست.

چشمه بابا زرنگ کمه

چشمه بابا زرنگ کمه

منبع: راددانا

در ۶۵ کیلومتری جنوب سمیرم چشمه بابا زرنگ شهرستان کُمِه نظر هر گردشگری را به خود جلب می‌کند. در اطراف این چشمه، چندین چشمه کوچک و بزرگ دیگر نیز جاری است و درختان چنار قطور چند صد ساله نیز بر زیبایی آن افزوده‌اند. این چشمه از امکاناتی نظیر سرویس بهداشتی نیز برخوردار است.

دره حنا علیشاه

دشت حناعلیشاه

دشت حناعلیشاه

در نواحی اطراف ونک و در ۱۲ کیلومتری سمیرم کوه‌های با صلابتی به نام کوه‌های علیشاه استوار بر زمین قد علم کرده‌اند. در میان این کوه‌ها دشتی پرگل به نام دشت علیشاه وجود دارد که با گل‌های خودرو و پوشش گیاهی خود، هر گردشگری را مجذوب خود می‌کند. دیواره‌های عظیم و منحصر‌به‌فرد، عطر خوش برخی از گیاهان که بعضا دارویی یا خوراکی هستند و هوایی دلپذیر، دشت حنا علیشاه را به مکانی بهشتی برای دوست‌داران طبیعت تبدیل کرده است و به هر گوشه از این دشت که نگاه می‌کنید. طبیعت قدرت خود را به رخ شما می‌کشد. برای رسیدن به این دشت باید نیم‌ساعت پیاده‌روی کنید.

مزرعه کتی گربین

مزرعه کتی گربین

مزرعه گتی گربین که در اطراف روستای قلعه قدم از توابع شهرستان ونک واقع شده است، در فصل بهار مملو از گل‌های خودرو می‌شود و هر طبیعت‌گردی را شیفته خود می‌کند.

روستای نقل

روستای نقل

روستای نُقُل نیز با طبیعتی جذاب، قله‌هایی که در بیشتر ایام سال پوشیده از برف هستند و رودخانه‌ای خروشان با آب سرد و گوارا، یکی دیگر از روستای زیبای اطراف سمیرم است که در فاصله ۱۱۳ کیلومتری جنوب این شهر واقع شده است. یکی از دیدنی‌های این روستا چشمه نول است که در ارتفاع نسبتا بالایی واقع شده است.

چشمه نول

روستای خینه

روستای خینه

یکی دیگر از روستاهای زیبای منطقه پادنا، روستای خینِه است که از نعمت طبیعت بکر و آب‌و هوایی مطبوع و دلپذیر برخوردار است. چشمه و آبشار کجو و چشمه کلوخ‌شنی از جاذبه‌های این روستا هستند.

روستا و سد قره قاچ

روستای قره قاچ

منبع: صاحب نیوز

روستای قره‌‌قاچ یکی دیگر از روستای اطراف سمیرم است که طبیعت دل‌نشینی دارد و وجود باغات و مزارع فراوان، این روستا را به روستایی سرسبز تبدیل کرده است. این روستا سد قره قاچ را نیز در خود جای است که در بهار و پاییز میزبان پرندگان مهاجر زیادی است. البته هم روستا و هم سد در سال‌های اخیر تا حد زیادی قربانی خشکسالی شده‌اند.

سد قره قاچ

چشمه قازقازک

چشمه قازقازک

در ارتفاعات کوه‌های بهرز سمیرم، چشمه‌ای به نام چشمه قازقازک قرار دارد که در فصل بهار در میان درختان سرسبز بید احاطه می‌شود و زیبایی خاصی پیدا می‌کند. دلیل نامگذاری این چشمه به قازقازک این است که در گذشته حشره‌ای به نام قازقازک در اطراف آن به وفور وجود داشته است.

دریاچه سد حنا

در ۳۰ کیلومتری جنوب شرق سمیرم سدی احداث شده که دریاچه‌ای زیبا که مامن چند گونه ماهی است، در پشت آن خودنمایی می‌کند. در اطراف دریاچه سد حنّا، تفرجگاهی زیبا با پوشش گیاهی متنوع ایجاد شده که از نظر تنوع گونه‌های جانوری هم غنی است. در ضمن می‌توانید از سد حنا با طول تاج ۲۵۴ متر، عرض ۱۰ متر و ارتفاع ۳۰ متر هم بازدید کنید.

دریاچه سد حنا

عکاس: زهرا باغبان

منطقه شکار ممنوع حنا

منطقه شکار ممنوع حنا

منبع: تیشینه

منطقه‌ شکار ممنوع حنا منطقه‌ای حفاظت‌شده در ۳۰ کیلومتری جنوب شرق سمیرم و ۸ کیلومتری شمال شهر حنا است.  در این منطقه که سد دریاچه حنا در میان آن واقع شده است، رودخانه‌ها و چشمه‌های متعددی وجود دارد که آب همه آن‌ها به دریاچه سد حنا می‌ریزد. وجود دره‌های عمیق و زیبا در کنار دریاچه و همچنین پرندگانی که جذب این دریاچه شده‌اند، زیبایی این منطقه را افزون کرده است.

برای رسيدن به درياچه حنّا و مناطق كوهستانی حاشيه آن دو مسير وجود دارد:

جاده سميرم به حنا: در سمت جنوب شهر سميرم جاده شوسه باريكي به طول ۳۵ كيلومتر به سمت شهر حنّا منشعب می‌شود كه راه اصلی درياچه در كيلومتر ۳۰ آن به طول يک كيلومتر به سمت شرق از آن جدا می‌شود و پس از دور زدن، برای رسیدن به درياچه باید مسیر خود را به سمت شهرستان آباده ادامه دهید.

جاده سميرم-اسلام‌آباد: اين جاده از شمال منطقه می‌گذرد و شهر حنّا را به روستای اسلام‌آباد مرتبط ‌می‌كند.

آبشار تنگ رود قر

آبشار تنگ رودقر

منبع: تیشینه

در روستای ماندگان منطقه پادنای سفالی آبشاری وجود دارد که با ۲۰ متر در محل ریزش رود قر به تنگه رود قر، تشکیل شده است. آبشار تنگ رود قر که در دل صخره‌ای تنگ به آرامی می‌خرامد، در مسیر صعود به دو قله مشهور دنا یعنی کل قدویس و قله قلات بزی واقع شده است. خود روستای ماندگان نیز  از طبیعت زیبایی برخوردار است.

آبشار تقرچه

آبشار تقرچه

عکاس: علیرضا بهرامیان

در شمال شهر سمیرم آبشار و در محوطه تاریخی مدرسه اتابکی، آبشار زیبایی به نام آبشار تَقَرچِه در میان صخره‌ها جاخوش کرده که یکی از تفرجگاه‌های محبوب سمیرمی‌ها هم محسوب می‌شود و پارکی به همین نام نیز در کنار آن ساخته شده است. در قدیم در کنار این آبشار شبستان و بازاری نیز وجود داشته است؛ اما بعدها مدفون شده است.

در ضلع شرقی این پارک و آبشار هم آبشار دیگری به تنگ سیل وجود دارد که به‌صورت پلکانی فرو می‌ریزد و عصرها با درخشش ذرات آب در زیر انوار طلایی شاهد مناظر زیبایی هستیم. هر دو آبشار در فصل بهار در اوج زیبایی خود قرار دارند؛ اما در تابستان هم سرسبزی درختان چنار  و بید زیبایی خاصی به آن‌ها می‌بخشد. در زمستان هم سفیدی برف و قندیل‌های بلورین یخ هم باعث می‌شود شاهد پرده‌ای دیگر از زیبایی‌های این دو آبشار باشید. برای رسیدن به آبشار و پارک تقرچه، ابتدا باید خود را به محله قدیمی تقرچه برسانید و پس از  آن باید کوچه و پس کوچه‌های تنگ این محله و مسیر خاکی نه چندان مناسبی را پشت سر بگذارید.

آبشار  تنگ سیل

چالقفا

چالقفا

چالقفا کوهی در جنوب غربی سمیرم است که دشتی سرسبز با گل‌های زیبا، چشمه‌سارهای متعدد، دیواره‌های سنگی و صخره‌های بلند و کوهستانی  وجود دارد. وجود سیاه‌چادرهای عشایر و پرندگانی همچون کبک، تیهو و پرندگان مهاجر در برخی از مواقع سال، زیبایی این دشت را دوچندان می‌کند. در ضمن این دشت نیمه دوم فرودین و اوایل اردیبهشت میزبان گل‌های لاله واژگون نیز است.

شبستان مسجد جامع سمیرم

شبستان مسجد جامع سمیرم

شبستان مسجد جامع سمیرم بنایی متعلق به دوران قاجار بوده که در عمق ۴ متری زمین و در فضایی به مساحت ۲۰۰ مترمربع به‌صورت چهار طاق با سقف‌های گنبدی شکل و قوس‌های متفاوت ساخته شده است. در بالای این شبستان نیز مسجد جامع شهر سمیرم ساخته شده است.

مسجد و حمام خان‌علی

مسجد خانعلی

یکی دیگر از آثار تاریخی سمیرم مسجد و حمام خانعلی بوده که متعلق به دوران قاجار هستند. یکی از شگفتی‌های مسجد خان این است که چشمه‌ای دائمی از میان می‌جوشد که مامنی برای مرغابی‌ها است.

حمام تاریخی خانعلی هم به همت سازمان میراث فرهنگی سمیرم به موزه مردم‌شناسی سمیرم تبدیل شده است. در اطراف این دو آثار تاریخی شاخص، چندین آسیاب مخروبه نیز وجود دارد که چیز زیادی از آن‌ها باقی نمانده است.

  • موزه مردم شناسی سمیرم
  • موزه مردم شناسی سمیرم
  • موزه مردم شناسی سمیرم
  • موزه مردم شناسی سمیرم

منبع تصاویر: رسانه مجازی نگاه

مجموعه خانعلی سمیرم

عکاس: میثم شیدایی

یکی دیگر از آثار تاریخی کم‌نظیر در  سمیرم، خانه‌های صخره‌ای دست‌کند این شهر است که در  قلعه سمیرم و دامنه‌‌های آن ایجاد شده‌اند. این خانه‌ها که کم‌نظیر هم هستند، بعضا همانند خانه‌های چند طبقه ساخته شده‌اند و مجهز به سیستم گرمایشی و آبرسانی هستند؛ البته این خانه‌ها به دلیل بی‌توجهی مسئولین در حال تخریب هستند. متاسفانه تصویر باکیفیتی از این خانه‌ها در دست نیست.

از دیگر آثار تاریخی سمیرم می‌توان به غار پلنگی، میل‌های سنگی، قبرستان و سنگ قبرهای دوران اوایل اسلام در ایران و کتیبه‌های ناخوانا در غار اشگفت دراز در اطراف شهر اشاره کرد

 عکس کاور: سید مصطفی رزاقی

تبریک سال نو برتمام خوانندگان عزیز

کارت پستال عید نوروز,اس ام اس تبیک عید نوروز,پیام تبریک عید نوروز,پیام تبریک عید نوروز رسمی,پیام تبریک عید نوروز 98,پیام تبریک عید نوروز,پیام تبریک عید نوروز اداری,پیام تبریک سال نو

 

ای نو بهار خندان از لامکان رسیدی
چیزی به یار مانی از یار ما چه دیدی
خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی

شاید امسال دست در دست بهار آمدی… در را باز می‌گذارم
اگر لحظه تحویل خواب ماندم، بیا داخل، کسی نیست ؛ بیدارم کن!

 


سال نو می‌شود، زمین نفسی دوباره می‌کشد، برگ‌ها به رنگ در می‌آیند و گل‌ ها لبخند می‌زند
پرنده‌های خسته بر می‌گردند و در این رویش سبز دوباره… من… تو… ما… کجا ایستاده‌ایم
سهم ما چیست؟ نقش ما چیست؟ پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟
زمین سلامت می‌کند و ابرها درودتان سال نو مبارک…

 

 

نوروز، نماد جاودانِ نو شدن است
تجدید جوانیِ جهان کهن است
زین‌ها همه خوب‌تر که هر نو شدنش
یادآور نام پاک ایرانِ من است
سال نو مبارک

 اغاز سال 1398 برتمام دوستان وهمراهان این سایت مبارک باد

شهر گودین کنگاور

اطلاعات کلی
کشور ایران
استانکرمانشاه
شهرستانکنگاور
بخشمرکزی
 
مردم
جمعیت۱۲٫۷۹۷

جغرافیا

در تقسیمات سیاسی کشور ایران شهر گودین از توابع بخش مرکزی شهرستان کنگاور از استان کرمانشاه می‌باشد و در منتهی‌الیه شرقی این استان در مجاورت استان همدان قرار گرفته است. به طوریکه از سه طرف در داخل استان همدان جای گرفته؛ از سمت شمال توسط شهرستان اسدآباد، از سمت جنوب توسط شهرستان نهاوند و از سمت مشرق توسط شهرستان تویسرکان محدود شده و تنها از سمت غرب است که با استان کرمانشاه ارتباط می‌یابد.

ناهمواری‌ها

شهر گودین از نظر ویژگی‌های طبیعی و ناهمواری‌ها دارای دو چشم‌انداز متفاوت می‌باشد. دشت و کوه این دوچشم انداز را ساخته‌اند و بر همه ساختار منطقه چیرگی یافته‌اند.

دشت کنگاور

بخش اعظم مساحت شهر گودین و اغلب روستاهای تابعه آن بر روی دشت همواری واقع گردیده‌اند که در منابع ملی از آن به عنوان دشت کنگاور نام برده می‌شود. البته در بین برخی از اهالی محل از آن با نام چال[۱] اوشار[۲] یاد می‌شود.

دشت کنگاور یک دشت ساختمانی[۳] است که در نتیجه تراکم رسوبات حاصل از فرسایش کوه‌های مجاور در داخل درّه گسلی و در طی چند میلیون سال به ویژه در دوره زمین‌شناسی کواترنر صاف و هموار گردیده است. این دشت همواری و حاصلخیزی خود را مدیون خرم رود است که در طول میلیون‌ها سال گذشته به طور متناوب بستر خود را از شرق به غرب تغییر داده است. این تغییر بستر سبب رسوبگذاری به صورت تناوبی از خاک و ماسه گردیده که در مراحل سیلابی و جریان عادی رود فراهم شده است. حفاری‌های آبشناسی که توسط سازمان آب استان در روی دشت صورت گرفته این تناوب را به خوبی آشکار ساخته است. همچنین این حفاری‌ها نشان داد که در برخی نقاط عمق رسوبگذاری در داخل دشت به ۲۰۰ متر نیز بالغ می‌گردد. همین مسئله وجود یک آبخوان[۴] آزاد با جریان مناسب آب در زیر سطح دشت را بخوبی آشکار می‌نماید.

دشت کنگاور مساحتی در حدود ۱۳۰ کیلومتر مربع دارد و توسط کوه‌های کم ارتفاع از اطراف محصور شده است. ارتفاع متوسط دشت ۱۴۵۰ از سطح دریا و در خروجی دشت (منطقه آران) ۱۴۰۰ متر است . انتهای دشت را می‌توان ارتفاع ۱۵۰۰ متر در نظر گرفت زیرا پس از این ارتفاع شیب سطح بقدر افزایش می‌یابد که نمی‌تواند جزء دشت بحساب آید. شیب متوسط دشت ۸٫۲، در بخش سفلی ۹٫۱ در میانه ۳ و در بخش علیا ۵ درهزار در امتداد شبکه زهکشی (خرم رود) بدست آمده است. دشت کنگاور از سمت شمال شرقی با شیبی تند به دشت اسدآباد و از سمت جنوب غربی با تنگه‌ای باریک به دره گاماسیاب (خزل غربی) متصل است.

کوه‌های کم ارتفاع

چشم‌انداز نزدیک کوه‌های منطقه را مجموعه کوهستانی تشکیل می‌دهد که از نظر ریخت‌شناسی[۵] به واحد زمین ساخت موسوم به زون سنندج – سیرجان تعلق دارد. در برخی منابع صاحب نظران این مجموعه کوهستانی را تحت نام پیش کوه‌های داخلی زاگرس معرفی نموده‌اند. این مجموعه کوهستانی از نظر شکل، جنس، سن و ارتفاع با رشته کوه‌های زاگرس تفاوت‌های فراوانی دارد به طوریکه موجب چشم‌انداز کاملاً متفاوتی بین این دو رشته کوه شده است. در سطح منطقه کنگاور که در محدوده هر دو رشته کوه قرار دارد با مقایسه کوه امروله (از رشته کوه زاگرس) و کوه گودین (از زون سنندج – سیرجان) می‌توان این تفاوت را بخوبی مشاهده نمود.

جنس این کوه‌ها از نوع سنگ‌های دگرگونی بوده و در اغلب موارد از سنگ لوح، شیست، آهک‌های دگرگون شده قرمز رنگ و در پاره‌ای موارد آندزیت تشکیل شده‌اند. از آنجا که فرایند مسئول کوهزائی این توده کوهستانی بسیار زودتر از کوهزائی زاگرس اتفاق افتاده به همین دلیل فراین فرسایش اثرات عمیق‌تری بر این کوه‌ها گذاشته و ارتفاع آنها را بسیار کاسته، قله هار ار گنبدی شکل، دامنه‌ها و دره‌ها را بسیار فرسوده است. برای آشنائی بیشتر با کوه‌های شهر گودین به اجمال ویژگی‌های برخی از آنها شرح داده می‌شود.

کوه گودین

این توده کوهستانی با متداد شمال – جنوب مرز شرقی شهر گودین را تشکیل می‌دهد. این کوه در واقع مرز طبیعی بین استانهای کرمانشاه و همدان در شرق کنگاور است و در منابع منتشر شده از سازمان نقشه‌برداری کشوری به نام کوه گودین ثبت گردیده است. بلندترین قله آن با ارتفاع ۲۱۶۸ متر در نزدیکی روستای قارلق بوده و دومین قله آن در شرق شهر گودین در محل قَروُل خُونَه نامیده می‌شود و ارتفاعی برابر ۱۸۷۰ متر از سطح دریا دارد که با توجه به ارتفاع دشت با ۴۰۰ متر ارتفاع از سطح دشت عارضه‌ای کم ارتفاع محسوب می‌شود. کوه گودی توسط یک گسل عرضی از محدوده بین روستای قارلق و شورچه به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم شده است. نیمه جنوبی بیشتر از سنگهای آتشفشانی بویژه آندزیت ترکیب یافته درحالیکه نیمه شمالی بیشتر از سنگ لوح و آهک متبلور قرمز رنگ تشکیل شده است.

لَرَه کوه

این توده کوهستانی با امتداد جنوب شرقی – شمال غربی مرز جنوبی شهر گودین را تشکیل می‌دهد و بیشتر از آهک‌های متبلور دگرگون شده و سنگ‌های آذرین تشکیل شده و قلل آن ارتفاعی حدکثر ۱۹۸۶ متر تا ۱۹۴۵ دارند. روستاهائی چون فیروز آباد کوچک، فیروز آباد تپه و قارلق کوچک در دامنه‌های این کوه واقع اند. این کوه از سمت جنوب به دره گاماسیاب در خزل غربی منتهی می‌شود.

تپه ماهورها

در سمت شمال شهر گودین ارتفاع کوه‌ها به قدری کاسته شده که بیشتر شبیه تپه ظاهر شده‌اند این عوارض بوسیله دشت‌های کوچکی از یکدیگر جدا شده‌اند. روستاهای متعددی چون رحمت آباد، علی‌آباد پل شکسته، چشمه نوش، دهبالا در داخل این عوارض قرار دارند. دشت کنگاور توسط این عوارض تپه ماهوری از دشت اسدآباد در شمال جدا می‌گردد.

آب و هوا

دو عنصر اصلی که کیفیت آب و هوائی هر منطقه را تعیین می‌کند یکی دما و دیگری بارش است این دو عنصر خود به طور محلی پیش از هر چیز متأثر از دو فاکتور ارتفاع و توده‌های هوائی می‌باشند. از نظر ارتفاع با توجه به آنچه در مبحث ناهمواریها مطرح شد، شهر گودین جزء ایران مرکزی محسوب می‌شود. به همین دلیل از نظر ویژگی‌های دمائی و بارشی به ایران مرکزی شباهت بیشتری دارد تا به ناحیه کوهستانی استان کرمانشاه. اما ارتفاع منطقه ثابت است در حالیکه ویژگیهای جوی همه ساله دستخوش تغییرات قابل توجهی می‌شود، این مسئله ناشی از توده‌های هوائی گوناگونی است که در فصول مختلف بر منطقه حاکم شده و یا از آن گذر می‌نماید.

بررسی و اظهار نظر در مورد آب و هوای هر منطقه وابسته به طول زمان داده نگاری هواشناسی آن منطقه است، هر چه زمان داده نگاری طولانی‌تر باشد با اطمینان بیشتری در مورد آب و هوای آن منطقه می‌توان اظهار نظر نمود. با توجه به این نکته که ایستگاه هواشناسی کنگاور از سال ۱۳۶۷ شروع به فعالیت و ثبت داده‌های هواشناسی نموده لذا تنها یک دوره بیست ساله (۱۳۸۷ –۱۳۶۷) داده‌های هواشناسی در دسترس وجود دارد که البته از نظر آب و هواشناسی دوره چندان مطلوبی محسوب نمی‌شود. ایستگاه هواشناسی کنگاور در داخل دشت و در مجاورت روستای کارخانه از توابع شهر گودین تأسیس شده و به همین دلیل داده‌های آن برای شهر گودین از قابلیت اعتماد بالائی برخوردار است. بررسی داده‌های موجود و انجام محاسبات اقلیم‌شناسی نشان داد که آب و هوای کنگاور و بالتبع شهر گودین بر اساس معیارهای طبقه‌بندی کوپن دانشمند سرشناس اقلیم‌شناسی دارای «آب و هوای معتدل با تابستان گرم و خشک و رژیم بارش زمستانه» می‌باشد و در ردّه اقلیمی Csa قرار می‌گیرد. در ذیل به طور خلاصه برخی ویژگی‌های اقلیمی شهر گودین شرح داده می‌شود.

تغییرات دمای سالانه شهر گودین چون سایر نقاط، تابع موقعیت ظاهری خورشید در آسمان است. بر این اساس پایین‌ترین دماها را در دی ماه که ارتفاع خورشید در آسمان کمترین است خواهیم یافت. بررسی داده‌های دمائی طی بیست سال گذشته نشان می‌دهد پایین‌ترین (حداقل مطلق) ۵٫۲۹ درجه سانتیگراد در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۶۷ ثبت شده است. چنین دمای پایینی که هرساله در دوره‌ای از زمستان با شدت و ضعف متفاوت روی می‌دهد ناشی از ریزش هوای سرد قطبی از سیبری به فلات مرکزی ایران و استقرار این توده هوا برای مدتی در منطقه می‌باشد. بالاترین دما (حداکثر مطلق) ۶٫۴۱ درجه سانتیگراد در سایه و در تاریخ ۲/۴/۱۳۷۷ ثبت گردیده است. چنین دماهای بالائی نیز البته در تیرماه ناشی از نفوذ کم فشار حرارتی عرض‌های پایین بر روی منطقه می‌باشد البته زمان ماندگاری آن نیز خیلی طولانی نیست.

رسم نمودار دمای میانگین ماهانه در طول سال نشان می‌دهد که دمای منطقه به طور متوسط بین ۱- درجه سانتیگراد در دی ماه و ۲۷ درجه سانتیگراد در تیر ماه نوسان دارد؛ که خود به نوعی اعتدال دما با گرمای تابستانی را حکایت می‌نماید. فصل بهار در شهر گودین کوتاه و گذرا است. گذر از زمستان به بهار در دوره کوتاهی رخ می‌دهد به طوری که می‌توان گفت فصل بهار در منطقه محدود به اردیبهشت ماه است و پس از آن بسرعت تابستان شروع می‌شود. اما فصل پاییز در این منطقه طولانی بوده و علاوه بر کل این فصل بخشی از شهریور را نیز در بر می‌گیرد.

از نظر بارش، آب و هوای منطقه دوفصل کاملاً متمایز دارد. یک فصل خشک و بدون باران منطبق بر فصل گرم سال و یک فصل بارانی و مرطوب منطبق بر فصل سرد سال. شهر گودین نیز چون اغلب مناطق غربی، مرکزی ایران میدان تنازع دو الگوی جوی عمده است. غلبه هر یک از این الگوهای جوی در بخشی از سال شرایط خاصی را یجادمی نماید.

در اواسط پائییز بتدریج از زاویه تابش خورشید بر روی منطقه کاسته شده و خورشید به سوی نیمکره جنوبی متمایل می‌شود. این موضوع سبب می‌شود تا موج بادهای غربی به آرامی از عرض‌های جغرافیائی شمالی به سوی عرض‌های جنوبی گسترش یافته و منطقه کنگاور را نیز در سیطره نفوذ قرار دهند. با تسلط بادهای غربی برفراز آسمان منطقه، از سطح زمین کم فشارها و پرفشارها در دامنه موج‌های غربی به سمت شرق به حرکت درآمده و به تناوب توده‌های مختلفی چون؛ توده هوای مرطوب مدیترانه‌ای، توده هوای سودانی و توده هوای قطبی را به منطقه هدایت می‌نماید که در نتیجه با ایجاد شرایط جبهه زائی موجبات ریزش‌های جوی را فراهم می‌نماید. این وضعیت تا اواسط بهار ادامه می‌یابد تا در این زمان خورشید به تدریج به نیمکره شمالی متمیل شده روز به روز زاویه تابش خورشید عمود تر شده و هوای گرم بر منطقه مستولی می‌گردد. این شرایط با گسترش پرفشار جنب حاره از منطقه مدار رأس‌السرطان (روی خلیج فارس و دریای عمان) همراه می‌شود. قرار گرفتن این پرفشار بر فراز آسمان منطقه موجب فرونشینی هوا از بالا به سطح زمین شده و مانع هر گونه صعود هوا، تشکیل ابر و بارندگی است. به همین دلیل در سراسر تابستان و نیمه اول پائیز و نیمه دوم بهار با عقب‌نشینی بادهای غربی به عرض‌های شمالی و پدید آمدن شرایط جبهه زدائی بارندگی‌های منطقه قطع می‌گردد.

اهمیت دو فصلی بودن بارش در این است که فصل سرد سال که فعالیت گیاهی متوقف شده و نیاز آبی منطقه به شدت کاهش می‌یابد بارندگی‌ها شروع شده و استمرار می‌یابد و بالعکس در فصل گرم که رشد گیاهان شروع شده و نیاز آبی در منطقه بشدت افزایش می‌یابد بارندگی‌ها قطع می‌گردد. در واقع تنها در فصل اردیبهشت و بخشی از آبان ماه امکان استفاده مستقیم از بارش‌ها وجود دارد و در سایر ایام باید آنها را ذخیره نمودکه البته این موضوع به شرایط خاصی نیاز دارد که در این مقوله جای بحث ندارد.

محاسبات صورت گرفته روی داده‌های بارش ایستگاه کنگاور در دوره (۱۳۸۷ – ۱۳۶۷) نشان می‌دهد که منطقه دشت کنگاور از ۴۰۲ میلیمتر بارش سالانه برخوردار است. این مطالعات نشان داد که مقدار بارش سالانه در شهرگودین از سالی به سال دیگر تغییرات قابل توجهی دارد. آنگونه که آمار بارش نشان می‌دهد طی بیست سال گذشته کمترین بارش سالانه در سال ۱۹۹۰ برابر ۲۲۲ میلیمتر و بیشترین آن در دوره مذکور برابر ۲/۶۶۲ میلیمتر بوده است. محاسبه ضریب تغییرپذیری بارش نیز از بالا بودن ضریب تغییرپذیری بارش در سطح شهرگودین حکایت دارد به طور که این ضریب رقم ۳۳ درصد را نشان می‌دهد. یعنی هر سال احتمال دارد بارش ۱۳۵ میلیمتر کمتر یا بیشتر از مقدار متوسط سالانه آن وقوع یابد. بالا بودن ضریب مذکور نشان می‌دهد کشت دیم در سطح منطقه نمی‌تواند با اطمینان بالائی انجام گیرد و دارای ریسک بالائی می‌باشد.

بارش‌ها در سطح شهرگودین اغلب آرام و در بهار رگباری است. در فصل زمستان بارش‌ها بیشتر به صورت برف انجام می‌شود اما در دههٔ‌های اخیر ماندگاری برف به علت افزایش دما ی زمستانه کاهش یافته به همین دلیل ذخایر برفی ارتفاعات نسبت به گذشته در فصل زمستان کاهش یافته است. این مسئله را دو تن از دانشجویان اقلیم شناس دانشگاه رازی در پروژهٔ پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود تأیید نموده‌اند. این موضوع از این نظر حائز اهمیت است که درصد بارش جامد نسبت به بارش کل افزایش یافته است. درنتیجه میزان روانآب بالا رفته و رودخانه‌ها وچشمه‌ها در فصل گرم، به علت اتمام ذخایر برف کم‌آب شده و یا خشک می‌گردند.

از نظر توزیع فصلی نیز بیشترین بارندگی‌ها با ۹/۴۴ درصد مربوط به فصل زمستان است. فصل پاییز با ۳۶ درصد دومین سهم را از بارش‌ها داراست. بهار که فصل رویش و فعالیت گسترده کشاورزی است تنها ۶/۱۸ درصد از بارش سالانه را به خود اختصاص می‌دهد. بارش تابستانه هرچند برخی سالها رگبارهایی را شامل می‌شود ولی به قدری ناچیز است که قابل چشم پوشی می‌باشد. در بین ماه‌های سال نیز اسفند ماه و سپس آذر ماه به ترتیب با ۶/۷۰ و ۶/۶۰ میلیمتر به طور متوسط بیشترین بارش را به خود اختصاص داده‌اند.

منابع آب

منابع آب شهر گودین از گذشته تا امروز به طور کلی از سه منبع تأمین می‌شده است که عبارتنداز؛ چاه و قنات، چشمه‌ها و آبهای سطحی. سهم تأمین آب مورد نیاز از هر یک از منابع یادشده به مرور زمان دچار تغییر شده است. در گذشته چشمه‌های کوچک کوهستانی نقش مهمی در تأمین آب شرب اهالی داشتند، اما امروزه آنها نقش خود را به طور کامل از دست داده و جای خود را به چاه‌های عمیق و نیمه عمیق داده‌اند.

در گذشته آب مورد نیاز بخش کشاورزی نیز از سه منبع که عبارت بودند از؛ ۱ – چند رشته قنات ۲ – حق آبه از خرم رود ۳ – مازاد آب رود کوچکی به نام قره چای (شمس‌آباد) که سیاه کمر نیز نامیده می‌شد تأمین می‌گردید. امروزه قنوات خشکیده‌اند، خرم رود با وجود احداث سد انحرافی و کانال آبرسانی به دلیل مهار آن در بالا دست فاقد آب می‌باشد و تنها در طول زمستان و برخی سالها در فروردین دارای آب است. کشاورزان حسین‌آباد و طاهرآباد نیز با احداث آب بند روی سیاه کمر آن را کاملاً مهار کرده و دیگر فاضلابی ندارد. به همین دلیل امروزه فعالیت کشاورزی در روستا و حتی تمام شهر گودین تنها با تکیه بر پمپاژ اب از چاه‌های عمیق و نیمه عمیق صورت می‌گیرد.

امروزه کشاورزان با حفر هزاران حلقه چاه با نصب الکترو موتورها و موتور دیزل‌های پرقدرت بدون ملاحظه و حریصانه مشغول تاراج آب موجود در سفره زیر زمینی دشت می‌باشند. این مسئله همراه با افزایش سطح زیر کشت در اراضی مرتعی، دامنه‌ها و اراضی کم استعداد در کنار بکار گیری گونه‌های محصول غیر بومی چون ذرت، انتخاب بذر گونه‌های پر مصرف و توسعه کشت علوفه و استفاده از شیوه‌های سنتی آبیاری موجب اُفت شدید سطح ایستابی آبخوان دشت گردیده است. اعمال یاد شده ومدیریت نا کارآمد کشاورزی و آب در سطح شهرستان سبب شده بسیاری از چاه‌های نیمه عمیق خشک گردیده و مردم در یک مسابقه رقابتی جهت دست یازیدن به آبهای عمیق‌تر قرار گرفته‌اند.

منابع خاک

گروه خاک‌شناسی مؤسسه تحقیقات خاک و آب در سال ۱۳۵۶ مطالعاتی را برای شناخت ویژگی‌های خاک منطقه کنگاور و تویسرکان به انجام رسانید. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعات خاکهای موجود در اراضی شهر گودین در پنج گروه زیر طبقه‌بندی شده‌اند:

خاک فلات‌های دامنه‌ای

این نوع خاک را در محدوده اراضی روستاهای تابعه شمالی شهر گودین مانند؛ چشمه نوش، رحمت آباد و علی‌آباد پل می‌توان دید. این خاک کم عمق و به رنگ قهوه‌ای تا قهوه‌ای تیره بوده و دارای بافت سنگین آهکی همراه با قطعات فراوان قلوه سنگ می‌باشد. این خاک به نام سری چشمه نوش نام گذاری شده و دارای دو افق A و C وعمقی معادل۵۵ سانتی‌متر می‌باشد، ترکیب شیمائی آن تا ۵۰ درصد کربنات کلسیم و واکنش شیمیائی(PH) کمی قلیایی دارد. این اراضی شیبی ۸ – ۵ درصد داشته و اغلب به صورت دیم کشت شده و آبیاری آن با آب چاه فرسایش خاک را همراه خواهد داشت.

خاکهای مخروط افکنه‌ای

این خاک را می‌توانیم در محدوده روستاهای قارق، شورچه و گودین در دامنه‌های کوه گودین مشاهده نماییم. اراضی واجد این خاک را در محل قیراژ می‌نامند. این سری (سری قارلق) جزء خاکهای قهوه‌ای بوده و عمق آن بسیار زیاد است زیرا از تراکم آبرفت‌های دامنه‌ای در جریان سیلاب‌های کوهستانی و در پایین دست مدخل دره‌ها تشکیل شده است. سنگ مادر این خاک را سنگهای آتشفشانی، دگرگونی و آهک‌های متبلور تشکیل می‌دهد، به همین دلیل کیفیت آن از قارلق به سمت گودین کاهش می‌یابد. در برخی نقاط چون اطراف روستای قارلق خاک رنگ قهوهای مایل به زرد دارد و در ساختمان آن رس فراوان دیده می‌شود در حالیکه در اطراف شهر گودین این خاک بیشتر تیره و خاکستری رنگ بوده و دارای ریگ فراوانی است. شیب اراضی واجد این خاک نیز ۸ – ۵ دصد بوده و اغلب به صورت دیم مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، اما امروزه با بهره‌گیری از تکنولوژی نوین آب را به دامنه‌ها انتقال داده و در تولید محصولات جالیزی بکار گرفته می‌شوند.

آبرفتی دشت – دامنه‌ای

این خاکها نیز جزء خاکهای قهوه‌ای خیلی عمیق بوده و از نهشته‌های رسی و سیلتی حاصل از جریانهای سیلابی دامنه‌ای بر روی دشت سرها تشکیل شده است. این خاک که در محل فیروز آباد مورد مطالعه قرار گرفته، سری فیروزآباد نامیده شده است. افق A در این خاک تقریباً عمیق(۲۵ سانتی‌متر) بوده و علاوه بر مواد معدنی مقادیری هموس نیز دارا می‌باشد. اراضی واجد این نوع خاک شیبی بین ۵ – ۲ درصد داشته و به طور گسترده در اطراف روستاهای فیروز آباد کوچک و فیروزآباد تپه و قارقل کوچک و بزرگ دیده می‌شود و اغلب به صورت کشت آبی بهره‌برداری می‌شوند.

خاک‌های دشت آبرفتی رودخانه‌ای

این نوع خاک را در بستر سیلابی خرم رود در سطح شهر گودین می‌توانیم مشاهده نماییم. خاک بیشتر اراضی روستاهای دهبالا، حسین‌آباد، طاهر آباد، گودین، کوچه، و علی‌آباد اول و دوم و بخشی از اراضی روستاهای خمیس آباد و کارخانه از این نوع می‌باشد. از آنجا که مطالعه این نوع خاک در اراضی حسین آباد انجام شده است، سری حسین آباد نام گذاری شده است. بافت خاک رسی سنگین بوده و در ترکیب آن علاوه بر رس در مناطق مختلف نسبت‌های متفاوتی از سیلت، لوم و شن و ماسه نیز دارا می‌باشد. این خاک نیز جزء خاکهای قهوه‌ای بوده و حاصل تراکم رسوبات سیلابی خرم رود می‌باشد به همین دلیل عمق افق A در آن بسیار زیاد است و فاقد افق C می‌باشد زیرا در نتیجه فرسایش سنگ مادر در ارتفاعات دور و نزدیک منطقه (حتی الوند و امروله) پدید آمده و سپس به دشت منتقل گردیده است. ارضی واجد این خاک شیبی بین ۵ – ۲ در هزار دارد و در نتیجه فعالیت‌های کشاورزی علاوه بر مقادیر زیاد مواد معدنی مقدار هموس آن فراوان می‌باشد و غالباً به صورت کشت آبی مورد بهره‌برداری است.

خاکهای اراضی پست

این نوع خاک در وسعتی معادل ۳۱۰۰ هکتار از اراضی وسط دشت کنگاور را در محدوده روستاهای خمیس آباد، گودین، کارخانه و شورچه مشاهده می‌شود و به سری خمیس آباد نامیده شده است. اراضی واجد این نوع خاک کاملاً مسطح و فاقد شیب بوده و در گذشته تحت تأثیر آبهای زیر زمینی قرار داشته است. در فصل مرطوب آب زیر زمینی بالا آمده و سطح این اراضی را می‌پوشانده و چون فاقد شبکه زهکشی مناسب بود آب در آن باقی می‌ماند و در فصل خشک در نتیجه تبخیر آب از سطح خاک تبخیر شده و در نتیجه املاح در طول سالیان متعدد از عمق به سطح کشیده شده و در لایه بالئی خاک متمرکز گردیده است. در نتیجه فرایند یادشده خاک قلیائی و شور شده و در برخی نقاط بیش از ۵۰ درصد سدیم قابل تبادل دارد. این سری خاک به علت قلیائی بودن و پراکندگی اجزاء محلول در خاک در مقابل نفوذ آب غیرقابل نفوذ بوده و به صورت وارفته و پف کرده تظاهر می‌نماید. این قبیل خاکها از نظر کشاورزی بسیار نامرغوب بوده و بازدهی خیلی کمی دارد.

این اراضی در در سطح شهر گودین و روستاهای تابعه در گذشته لم یزرع رها شده بود و به عنوان مرتع مورد چرای دام کشاورزان قرار می‌گرفت. طی دهه‌های گذشته این اراضی در محدوده شهر گودین و روستای شورچه توسط سپاه پاسداران تصرف و بین برخی از بسیجیان توزیع گردید. امروزه این اراضی با حفر چندین حلقه چاه عمیق مورد کشت و زرع قرار می‌گیرید و به دلیل شرحی که داده شد چندان عایداتی را نصیب بهره برداران خود نمی‌کند، جزء هدر دادن مقادیر مُتنابهی از آبهای زیر زمینی تاکنون بازده اقتصادی نداشته است.

شرط احیای چنین اراضی سرمایه‌گذاری فراوان جهت تغییر بافت و ترکیب خاک از طریق ایجاد شبکه‌های زهکشی گسترده وبرای خارج کردن مواد محلول سدیمی و قلیائی و وارد نمودن میلیون‌ها تن مواد معدنی مفید و عناصر کلئیدی به خاک و استفاده از کشت‌های شور پسند می‌باشد.

مردم

ساکنان شهر گودین و روستاهای تابعه مانند غالب هموطنان خود از نژاد آریائی می‌باشند که هزاره‌های قبل از میلاد از سرزمین‌های شمالی مهاجرت کرده و در فلات ایران ساکن شده‌اند. موقعیت جغرافیائی گودین و قرار داشتن این شهر در مسیر حرکت کاروانهای مهاجر ماد و پارس بین همدان و پارس، احتمال امتزاج این اقوام و سکونت در این مناطق را افزایش می‌دهد. از آنجا که تاکنون هیچ مطالعه‌ای در خصوص نژادشناسی ساکنان منطقه انجام نشده، لذا هیچ منبع مکتوبی که با استفاده از آن بتوان این موضوع را به تفصیل شرح داد در دسترس نمی‌باشد.

ساکنان روستاهای تابعه شهر گودین غالباً به لهجه‌های محلی از گویش لری از شاخه‌های زبان فارسی تکلم می‌نمایند. تحول این گویش نیز مانند تحول زبان پارسی در طول تاریخ و متأثر از مهاجرت‌ها، لشکر کشی‌ها و تغییرات ذاتی روی داده است. گویش لری در هر روستا با لهجه خاص خود انجام می‌گیرد و از یک روستا به روستای دیگر تفاوت دارد. علاوه بر گویش لرُی، زبان کردی با گویش لکی در بین اهالی برخی روستاهای واقع در شمال شهر مانند؛ رحمت آباد و علی‌آباد پل و جنوب شهر مانند؛ روستاهای فیروز آباد کوچک و تپه رایج است. گویشی از زبان ترکی نیز توسط اهالی بخشی از ساکنان روستای قارلق مورد تکلم قرار دارد. ساکنان روستای گودین با لهجه لری تا اندازه‌ای شبیه گویش ساکنان شهر ملایر تکلم می‌نمایند.

دین اسلام و مذهب شیعه دوازده امامی در تار و پود و جان ساکنان شهر گودین ریشه دوانده است. این مذهب ساکنان گودین را شیفته نموده به گونه‌ای که از گذشته تا به امروز پایبندی آنها به شرع مقدس و تدین آنان در سطح منطقه و ناحیه زبان زد بوده است. پایبندی این ملت به شرح مقدس و اصول مذهب شیعه در جریان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و حوادٍ پس از آن به خوبی در رفتار آنان انعکاس یافته است، شاهد این مدعا تعداد شهدا و جانبازانی است که در راه سرافرازی سرزمین ایران تقدیم داشته‌اند.

جمعیت

شهر گودین مشتمل بر ۱۷ روستا است که در مجموع ۱۲۷۹۷ نفر جمعیت را بر اساس سر شماری سال ۱۳۸۵ در خود جای داده‌اند. این روستاها به ترتیب جمعیت عبارتند از: گودین، قارلق، کارخانه، طاهرآباد، شورچه، رحمت آباد، کوچه، خمیس آباد، حسین‌آباد، رستم‌آباد، علی آباداول، چشمه نوش، قارلق کوچک (اسلام‌آباد)، علی‌آباد پل، علی‌آباد دوم، ده بالا، حاجی‌آباد دو، عزیز آباد. در جدول زیر وضعیت جمعیت این روستاها بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ از نظر تعداد خانوار ساکن، تعداد جمعیت، تعداد زنان و مردان، درصد و تعداد جمعیت باسواد به تفکیک زن و مرد درج گردیده است. همچنین نمودار زیر جمعیت این روستاها را با هم مقایسه می‌نماید.

بررسی و مقایسه جمعیت روستاهای تابعه ی شهر گودین با سالهای گذشته رشد منفی جمعیت را در آنها آشکار می‌سازد. این رشد منفی در روستاهای مختلف شدت و ضعف یکسانی ندارد. چنان‌که از مقایسه جمعیت روستاها در سال ۱۳۶۵ با سال ۱۳۸۵ در جدول ۱ ملاحظه می‌شود اغلب آنها (بجز روستاهای قارلق بزرگ، حاجی‌آباد و عزیز آباد) طی بیست سال گذشته با کاهش جمعیت مواجه بوده‌اند. این موضوع علاوه بر آنکه به دلیل برنامه‌های کنترل جمعیت و تنظیم خانواده بوده بیشتر ناشی از مهاجرت از روستاها به مرکز شهرستان و سایر شهرهای کشور اتفاق افتاده است. اگر تعداد زنان را با تعداد مردان هر یک از روستاها با هم مقایسه نماییم مشاهده می‌شود که تعداد زنان بیشتر از مردان است. به عنوان نمونه از کل جمعیت ۳۲۰۰ نفری جمعیت روستای گودین ۷/۴۸ درصد را مردان و ۳/۵۱ درصد را زنان تشکیل می‌دهند؛ و این نیز دقیقاً ناشی از عدم وجود بازار کار و اشتغال در سطح روستاها و مهاجرت مردان به دنبال یافتن کار به سایر نقاط است.

از نظر درصد جمعیت باسواد از جمعیت کل شهر گودین و روستاهای تابعه ۵/۷۴ درصد با سواد می‌باشند. البته این نسبت در روستاهای کوچک کمتر و در روستاهای بزرگ بیشتر است. آمارها نشان می‌دهد در روستای گودین ۴/۷۸ درصد جمعیت باسواد می‌باشند که وضعیت مطلوب تری را نسبت به میانگین شهرستان کنگاور با ۴/۷۵ درصد و حتی شهر کنگاور به عنوان مرکز شهرستان با۷/۷۷ درصد دارد.

اشتغال

وضعیت اشتغال در سطح شهر گودین و روستاهای تابعه در مقایسه با سایر نقاط روستائی شهرستان از وضعیت مطلوب تری برخوردار است. این موضوع را می‌توان از مقایسه روند روستا گریزی روستاهای شهرستان مقایسه نمود زیرا با وجود آنکه بسیاری از روستاهای شهرستان از جمعیت تخلیه شده و در مرکز شهرستان اقامت گزیده‌اند، بیشتر روستاهای تابعه شهر گودین جمعیت پایدارتری داشته‌اند. این موضوع بیشتر ناشی از وضعیت مطلوبتر اشتغال و درآمد در این روستاها می‌باشد.

اما با وجود وضعیت اشتغال بهتر به علت پایین بودن کیفیت اشتغال و یا فصلی بودن اشتغال غالباً سطح درآمد متوسط خانوارهای روستائی بسیار کمتر از متوسط درآمد خانوارهای شهری است. این موضوع موجب پایین بودن سطح زندگی، عدم برخورداری از مولفه‌های استاندارد تغذیه و بهداشت و درمان، عدم برخورداری از تفریحات و تحصیلات، قدرت خرید کم و نداشتن پس‌انداز، فقدان سرمایه‌گذاری، پایین بودن امید به زندگی و در نهایت عدم احساس خوشبختی در بین گروه کثیری از روستائیان شده است.

کشاورزی؛ اصلی‌ترین و فراگیرترین زمینه شغلی در بین ساکنان شهر گودین و دیگر روستاهای تابعهفعالیت‌های کشاورزی است. سالم بودن این فعالیت کمک زیادی در حفظ نشاط و پایداری روحی و روانی مردم روستا کرده است. اما متأسفانه دلایلی چون کوچک بودن قطعات اراضی کشاورزی، عدم توجه دولت به این بخش و حذف بسیاری از یارانه‌ها موجب شده خانواده‌های کشاورز از درآمد مطلوبی برخوردار نباشند.

در سطح اراضی کشاورزی محصولاتی چون؛ گندم و جو، علوفه، ذرت، آفتابگردان، دانه روغنی کلزا، چغندرقند، محصولات جالیزی و تولیدات باغی بویژه انگور کشت می‌شود و به بازارهای منطقه عرضه می‌گردد.

پس از کشاورزی، فعالیت تولید آجر در کوره‌های آجر پزی دومین زمینه شغلی را به خود اختصاص می‌دهد. این نوع فعالیت به طور عمده در روستاهائی چون گودین، شورچه، قارلق، کوچه، حسین‌آباد و طاهر آباد به دلیل خاک عمیق رس رونق دارد و علاوه بر ایجاد شغل و درآمد برای ساکنان محل موجب مهاجرت کارگران فصلی بویژه از کردستان به این روستاها شده است. کوره‌های آجرپزی را بر حسب نوع فعالیت و حجم عملیات می‌توان در دو گروه دسته‌بندی نمود.

کوره‌های آجرپزی سنتی

در این شکل از فعالیت، کار تولید آجر به صورت خرده مالکی و با سرمایه اندک به صورت دستی انجام می‌گیرد و غالب کارگران فعال درآن خویش فرما هستند. میزان اشتغال در هر واحد کم و به دلیل بالا بودن هزینه تولید و پایین بودن حجم تولید سود ناچیزی عاید صاحبان خود می‌نماید. از جمله مشل آفرینی این دسته از کوره‌های آجرپزی نداشتن انبار سوخت غیرقابل نفوذ و سرپوشیده است. به همین دلیل کوره داران نفت را در مخازن (چاله‌ها) سر باز تخلیه می‌کنند و پس از پایان کار پخت قسمتی از نفت داخل مخزن به علت ورود خاک و آشغال غیرقابل مصرف باقی‌مانده و کوره دار برای تخلیه نفت بعدی چاله را آتش می‌زند تا آن را پاکسازی نماید به همین دلیل همه روزه شاهد ستون‌های دود غلیظ هستیم که از سوختن این مخازن به هوا می‌رود. این موضوع شاید بیش از فعالیت کوره ایجاد آلودگی می‌نماید، لذا درست این است که مسئولین نفت را به کوره‌ای تحویل دهند که مخزن استاندارد داشته باشد تا بخش عمده‌ای از آلودگی هوا کاسته شود.

کوره‌های آجرپزی نیمه صنعتی

این کارگاه‌ها که در محل به کوره ملی معروفند در سطح شهر از زمانهای گذشته پا گرفته و سیاست‌های جاری به دنبال گسترش آن و جایگزینی آن به جای کوره‌های سنتی است. این نوع فعالیت به سرمایه نسبتاً زیادی برای ایجاد زیر ساخت‌ها و خرید تجهیزات نیاز دارد، اما به علت تولید بالا و هزینه کم تولید درآمد زیادی را برای صاحبان خود فراهم می‌نماید.

فعالیت کوره داری با وجود آنکه در ایجاد اشتغال، تولید درآمد و جلوگیری از مهاجرت نقش بسیار ارزنده‌ای در سطح شهر و روستای گودین دارد، اما متأسفانه به دلیل آلوده نمودن شدید هوای منطقه و تخریب خاک با ارزش کشاورزی با انتقادات بسیاری طی دهه‌های گذشته همراه بوده است. البته این انتقادات بجا و وارد بوده ولی نحوه مواجه با مسئله درست و بر مبنای مطالعات نبوده است و راهکار مناسب جایگزین ارائه نکرده و لذا موفقیتی هم نداشته است.

اشتغال در سطح شهر گودین

اگر بخواهیم اشتغال را با توجه به جمعیت تقسیم‌بندی کنیم: ۱. کشاورزی و دامداری ترکیبی به صورت سنتی ۲. کوره‌های آجرپزی سنتی ونیمه صنعتی ۳. حمل و نقل بار ۴. خرده فروشی ۵. مشاغل دولتی ۶. دیگر مشاغل

از نظر درآمدوسرمایه در گردش کوره‌های آجرپزی گودین که قطب تولید آجر در غرب کشور محسوب می‌شوند سالانه میلیاردها تومان تولید ثروت نموده و سهم زیادی در اشتغال زایی شهر و روستاهای تابعه و شهرستان دارا می‌باشند.

تاریخ

در مورد سابقه سکونت در محل روستای گودین و اینکه مردم دقیقاً از چه زمانی در این روستا سکونت داشته‌اند هیچ منبع مکتوب و موثقی در دسترس نیست. آنچه در مورد سابقه سکونت در روستای گودین زمزمه شده وشنیده می‌شود فقط داستان‌ها و اظهاراتی است که افراد ریش سفید از پدران خود شنیده و یا بعضاً دیده و به یاد دارند.

از قدیمی‌ترین نشانه‌های سکونت در محل فعلی روستای گودین خرابه‌های یک قلعه قدیمی بود که در محل به «قُلا گَپ» و به معنی قلعه بزرگ هنوز هم شهرت دارد. این قلعه دارای یک دیوار گلی به ارتفاع بیش از سه متر بود که از سمت جنوب دارای یک دروازه بوده است. چهار برج در چهر گوشه قلعه با ارتفاعی بیش از پنج متر ساخته بودند تا از داخل آن در مواقع ضروری و یا هجوم راهزن‌ها و مهاجمین از قلعه دفاع نمایند. در داخل این قلعه چند عمارت که با چینه و خشت گلی در دو طبقه ساخته شده بود وجود داشت. خرابه‌های این عمارت‌ها و دیوار و برج قلعه تا قبل از انقلاب وجود داشت، گرچه در برخی مناطق ویران شده بود اما بقایای آن بطور مشهودی قابل رویت بود. بعد از انقلاب بخشی از دیوار قلعه و دو برج آن در نتیجه جهاد سازندگی اهالی روستا و به منظور تسطیح و تعریض معابر تخریب و محو گردید، سپس بقایای آن طی سالهای بعد به طور کلی نابود و پاکسازی گردید و منازل جدید جایگزین آن شد و امروز هیچ نشانه‌ای از آن وجود ندارد.

روستای فعلی گودین در مجاور آن قلعه و به سمت شرق به طرف دامنه کوه بتریج گسترش یافته بود و به چند محله تقسیم می‌شد. ساکنان این محله‌ها در گذشته ضمن اتحاد و یکپارچگی دارای رقابت هائی نیز با هم بوده‌اند. برخی از این محله‌ها عبارت بودند از: قُلا گَپ، محله محمود، محله چاله و محله شیرزاد.

بالاتر از روستای گودین در دامنه کوه و در مدخل درّه‌ای به نام درّه محمود آثار و بقایای یک روستای قدیمی وجود دارد. هر چند آثار ساختمانی این روستا در نتیجه گذشت زمان و فعالیت دیم‌کاری تسطیح شده و محو گردیده، اما آثار زندگی در آنجا مشهود است به طوری که گهگاه آثار دیوار و یا مدخل یک طویله در آنجا نمایان می‌شود. درّه‌ای که روستای قدیمی در مدخل آن جای گرفته چند چشمه کوچک داشت و آب آن تا پایین جاری بود و در استخری گلی برکه‌ای را تشکیل می‌داد. بخشی از آب این چشمه‌ها توسط یک رشته لوله سفالی به قلعه قدیمی انتقال داده شده بود.

ساکنین قدیمی گودین این روستا را دهبالا می‌خواندند و داستانی در بین آناننقل بود به این مضمون که؛ ساکنان دهبالا به دلایلی که آشکار نیست روستا را رها کرده و در قسمت پایین کوه که گودتر از دامنه کوه بود مهاجرت نموده و ساکن شدند. به همین دلیل روستای جدید خود را گودین که کلمه‌ای مرکب از گود «صفت مکانی» + ین «پسوند نسبی» می‌باشد و به معنی محل گود است نام نهادند (در زبان فارسی متضاد کلمه گودین واژه برزین یعنی محل برجسته مفهوم پیدا می‌نماید). البته این تعبیر از جمله مشهورترین تعابیر بین اهالی در خصوص وجه تسمیه گودین است و هیچ استناد مکتوب و مستندی بر آن وسایر تعابیر دیگر مستدل نیست.

گودین تپه

روستای گودین شهرت خود را در تاریخ بیشتر مرهون تپه باستانی است که در فاصله یک کیلومتری روستا قرار گرفته است. این تپه نام خود را از روستای گودین گرفته و گودین تپه خوانده می‌شود.

کاوشهای باستانی در گودین تپه نخستین بار در سال ۱۹۶۷ توسط یک هیئت ایرانی – کانادایی به سرپرستی پورفسر یانگ انجام گرفت و پس از آن در چندین مرحله ادامه یافت تا اینکه با شروع انقلاب ایران (۱۳۵۷) متوقف گردید. این هیئت نتایج حاصل از مطالعات اولیه خود را در مجله «بررسی‌های تاریخی» شماره ۱۵ در مرداد ۱۳۴۷ منتشر نمود. در این گزارش آمده است، با توجه به طبقه‌بندی آثار سفالی، سنگی و استخوانی بدست آمده از خفاری‌های صورت گرفته در گودین تپه می‌توان تاریخ استقرار انسان را در آنجا به هفت دوره تقسیم نمود. در زیر به چکیده‌ای از این گزارش هیجده صفحه‌ای می‌پردازیم.

دوره هفتم (۵٫۵۰۰ – ۵٫۰۰۰ ق. م)

علامت مشخصه آن سفال ساده ایست که با ابزار آلاتی مشابه ابزار آلات مناطق غربی ایران نظیر حاجی فیروز، کردان و علی کش ساخته شده است. از این دوره علاوه بر اشیاء سفالی یک سنگ چخماق با لبه‌های موازی نیز بدست آمده است.

دوره ششم (۵٫۰۰۰ – ۳٫۵۰۰ ق. م)

حفاری آن در مساحتی به ابعاد چهر در چها متر انجام شده و آثار سفالی ساده بدست آمده از آن همزمانی این دوره را با طبقه پنجم تپه گیان قابل مقایسه است. صنعت سفالگری این دوره تا دوره چهارم گسستی ندارد.

دوره پنجم (۳٫۵۰۰–۳٫۰۰۰ ق. م)

آثار مکشوفه این دوره عبارت از هنر سفالسازی است که با اشیاء دوره اوروک در بین‌النهرین قابل مقایسه است.

دوره چهارم (۲٫۷۰۰ – ۲٫۰۰۰ ق. م)

صنعت سفال دوره چهارم گودین با صنعت سفال دوره اول و دوم برنز دقیقاً قابل قیاس است. ابزار خاکستری رنگی که تاکنون در این حفاری پیدا شده در ایران فقط با ابزار و ادوات بدست آمده در یانیک تپه در نزدیک تبریز مطابقت دارد.

دوره سوم (۲٫۰۰۰ – ۱٫۶۰۰ ق. م)

سفال‌های رنگی بدست آمده در این دوره با آثار سفالی رنگی بدست آمده از گیان تپه همزمان می‌باشد. از حفریاتی که در محل گورستان (باستانی) گودین تپه انجام شد اشیاء مدفون انسانی و غیرانسانی بدست آمده قدمت آن‌ها را به دوره اول آهن منسوب می‌نماید.

دوره دوم (از سده هشتم تا سده چهرم ق. م)

آثار ساختمانی بدست آمده از این دوره تا حدی به ساختمان‌ها و برج و قلعه‌های ابتدای دوره اسلامی شباهت دارد. دوره مادها در طبقه ۲ گودین تپه شامل یک دژ نظامی است که احتمالاً مخصوص یکی از حاکمان محلی ماد در این منطقه بوده. دژ بر روی قلعه قدیمی مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد ساخته شده است. دژ قدیمی تر توسط زلزله فرو ریخته و دژ مادی بر روی آن ساخته شده است. دیوارهای دژ از خشت ساخته شده و دارای برجهای دیدبانی است. درون دژ تعدادی اتاق آشپزخانه آخور تالار ستوندار و واحدهای دیگر معماری به دست آمده است. درون تالار ستوندار در قسمت شمالی یک آتش دان خشتی وجود داشته و دور تالار سکوهایی برای نشستن ساخته بودند. این تالار ستوندار مقدمه‌ای بر ساخت تالارهای مشابه نوشیجان و بناهای هخامنشی است. البته خود از تالار ستون دار حسنلو الگو گرفته است

دوره اول

نیز مربوط به دوره اسلامی است که قشری‌ترین لایه را درگودین تپه به خود اختصاص داده است.

از آثار مکشوفه در محل دژ و گورستان باستانی تپه می‌توان به یک مجسمه و یک جام پایه دار اشاره کرد که جهت بررسی‌های تکمیلی به خارج از کشور ارسال شده است. همچنین کشف مهمی که در این ناحیه صورت گرفته گور چهار دیواری بزرگ سنگی به ابعاد سه در سه و نیم متر بودکه سه طرف گور مزبور از دیوارهای سنگی بزرگ عمودی ساخته شده بود و طرف چهارم آن کاملاً باز بوده است. قسمتی از سقف که باقی‌مانده بود از یک تخته سنگ بزرگ ساخته شده که به صورت افقی روی دیوارها قرار داده شده بود. دو جسد انسان با مقدار زیادی اشیاء مدفون شده از داخل گور بدست آمد و یک سفال بزرگ خرد شده در آن قرار داشت. در بیرون محوطه قبر اسکلت یک اسب بدست آمد. این آثار با اوایل دوران سوم قابل مقایسه می‌باشند.

ساختمان دژ

تقریباً در تمام تپه دژ در منطقه کم عمق و سطحی و کمی دور تر از شهر آثاری بدست آمد که احتمالاً متعلق به دوران سوم بوده است. در امتداد شمالی دژ دو بنای بزرگ مربوط به دوره سوم بدست آمد. مجموعه این دو بنا عبارت از اتاق هائی باریک و مربوط به هم، چند تنور و اجاق که از لحاظ مواد ساختمانی و نوع کار خوب ساخته شده بودند. با وجودی که دیوارهای بنا ظاهراً بوسیله زلزله منهدم و فرو ریخته بودند ولی مصالح ساختمانی موجود مبین قدرت ساختمانی آن دوره می‌باشد. هچنین چند ظرف با نوک بلند و تیزدست آمده که ضمن اینکه جنس و رنگ سفالها نخودی رنگ است روی آنها منقوش می‌باشد. بعلاوه چند ظرف با دستگیره‌های دوطرفه و چند ساغر پایه دار نیز از چند گور بدس آمده‌است.

کاوش‌های ممتد و بیشتر در عمق عمودی دیوار انجام گرفته که مربوط به سده هفتم قبل از میلاد (دوره دوم) می‌باشد. دیواری به طول ۶۵ قابل رویت بود که قسمت جلو آن از آجر ساخته شده بود و عرضی متغیر بین ۳ تا ۴ متر داشت. در فاصله کمی از پشت دیوار دو برج دیده می‌شود که به اتاق ساخته شده از خشت خام منتهی مشدند. در محوطه قسمت جنوبی برج غربی یک اتاق و یک آشپز خانه با یک تنور نان و یک اجاق و نیز یک آخور بچشم می‌خورد. در امتداد غربی این اتاق یک تالار بزرگ پذیرائی تقریباً به ابعاد ۲۴ متر طول وجود دارد داخل این تالار ۵ در ۶ ردیف ستونهای چوبی وجود داشته‌است و تکه هائی از پایه‌های ستون‌ها بدست آمده است. در قسمت جنوبی تالار سکوهائی به عنوان نیمکت در سراسر سه دیوار ساخته شده بود و در قسمت شمالی تالار نیز یک محل مانند تخت مخصوص نشستن شخصی ساخته شده بود و یک آتشدان آجری بالاتر از سطح زمین و در مقابل تخت ساخته شده‌بود. آزمایش‌های و بررسی‌های بعدی آشکار ساخت که این عمارت بر روی یک تپه کچک ساخته شده بوده و احتمالاً مربوط به یک پادگان نظامی و یایکی از شاهزادگان و بزرگان مادی در درّه کنگاور بوده است. تالار ستون دار مذکور را پیشرو تالارهای آپادانا، پاسارگاد و تخت جمشید می‌دانند. یک اثر بسیار جالب برنزی در بقایای آشپزخانه و دو تکه سفال متعلق به دوران سوم آهن می‌باشد نیز در کاوش‌ها بست آمده است. همچنین یک نقش برجسته بزرگ آشوری متعلق به سارگون دوم پادشاه آشور که او را درحال استراحت نشان می‌دهد و یک کتیبه در دامن تا خورده او دیده می‌شود نیز در کاوش‌های اطراف گودین تپه بست آمده‌است.

 

10419630_286304508214333_9083024427924790635_n

کوه گودین
این توده کوهستانی  امتداد شمال – جنوب مرز شرقی شهر گودین را تشکیل می‌دهد. این کوه در واقع مرز طبیعی بین استانهای کرمانشاه و همدان در شرق کنگاور است و در منابع منتشر شده از سازمان نقشه برداری کشوری به نام کوه گودین ثبت گردیده است. بلندترین قله آن با ارتفاع ۲۱۶۸ متر در نزدیکی روستای قارلق بوده و دومین قله آن در شرق شهر گودین در محل قَروُل خُونَه نامیده می‌شود و ارتفاعی برابر ۱۸۷۰ متر از سطح دریا دارد که با توجه به ارتفاع دشت با ۴۰۰ متر ارتفاع از سطح دشت عارضه‌ای کم ارتفاع محسوب می‌شود. کوه گودین توسط یک گسل عرضی از محدوده بین روستای قارلق و شورچه به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم شده است. نیمه جنوبی بیشتر از سنگهای آتشفشانی بویژه آندزیت ترکیب یافته درحالیکه نیمه شمالی بیشتر از سنگ لوح و آهک متبلور قرمز رنگ تشکیل شده است.

کوه گودین

لَرَه کوه

این توده کوهستانی با امتداد جنوب شرقی – شمال غربی مرز جنوبی دهستان گودین را تشکیل می‌دهد و بیشتر از آهک‌های متبلور دگرگون شده و سنگ‌های آذرین تشکیل شده و قلل آن ارتفاعی حدکثر ۱۹۸۶ متر تا ۱۹۴۵ دارند. روستاهائی چون فیروز آباد کوچک، فیروز آباد تپه و قارلق کوچک در دامنه‌های این کوه واقع اند. این کوه از سمت جنوب به دره گاماسیاب در خزل غربی منتهی می‌شود.

گالری تصاویر ارسالی دوستان از گودین با محوریت کوه گودین

10295096_640995359303113_7406773418260182897_o

گالری تصاویر گودین

گالری تصاویر گودین

10334443_286304251547692_1652061694213129450_n

1614091_640994299303219_6388459447169229216_o

1972383_234393546760564_8463230885529776759_n

10308255_286304411547676_4594031749160230431_n


10371380_286304358214348_3785604460815298493_n

10448503_685991351470180_8443031402731626454_o

10487205_291813881013432_6353169171811895433_n

11096453_1572152836369726_3017540507983718567_o

شهر گهواره

GAHVAREH.jpg
کشور ایران
استانکرمانشاه
شهرستاندالاهو
بخشگهواره
سال شهرشدن۱۳۷۹/۰۳/۱۱[۱]
مردم
جمعیت۵۱۴۲
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا۱۴۲۸متر
میانگین دمای سالانه۱۳٫۲۵ سانتیگراد
میانگین بارش سالانه۵۶۰ میلیمتر[۲]
روزهای یخبندان سالانه۱۱۶[۳]
اطلاعات شهری
نمایندهٔ مجلس شورای اسلامیحشمت الله فلاحت پیشه[۷]
شهردارمهندس کیومرث عبدی[۵]
تأسیس شهرداری۱۳۸۰
ره‌آوردتنبور[۶]
پیش‌شماره تلفنی۰۸۳۴۳۷۴[۴]
شناسهٔ ملی خودرو ایران۲۹[۸]
به گهواره شهر ساز و سیب خوش آمدید-ساز زندگیتان کوک سیب سلامتیتان سرخ
گهواره(زبان فارسی) بر ایران واقع شده‌است

گهواره(زبان فارسی)

روی نقشه ایران
۳۴.۳۴۵۹۵۹۱۱° شمالی ۴۶.۴۱۷۴۰۶۵۸۳۲۵۳۹۶° شرقیمختصات: ۳۴.۳۴۵۹۵۹۱۱° شمالی ۴۶.۴۱۷۴۰۶۵۸۳۲۵۳۹۶° شرقی

گهواره (گهواره=فارسی-گاواره=اسم محلی-کردی) یکی از شهرهای استان کرمانشاه در غرب ایران و یکی از دوشهر شهرستان دالاهو است. فاصله آن تا شهر کرمانشاه مرکز استان ۹۰کیلومتر می‌باشد و در تاریخ۱۳۷۹/۰۳/۱۱ از سوی وزارت کشور به شهر تبدیل شد. مردمان قلخانی این منطقه از (هفت ماله بان سیری ایوان) ایل کلهر ایوان غرب می‌باشند. گهواره مرکز بخش گهواره می‌باشد که بنا به آمار سال ۱۳۸۵ جمعیت کل بخش گهواره۲۰۷۸۶نفر می‌باشد

گهواره در لغت نامه دهخدا

در لغت نامه دهخدا در مورد گهواره چنین آمده است.

“گهواره . [ گ َهَْ رَ / رِ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش گوران شهرستان شاه آباد. واقع در ۴۸هزارگزی شمال باختری شاه آباد (از طریق راه فرعی اتومبیل رو گردنه ٔ پنج سواره ۴۰ هزار گز از راه مالرو) و ۲۶هزارگزی شمال خاوری کرند و ۳۰هزارگزی جنوب باختری کوزران مرکز دهستان سنجابی در کنار رودخانه زمکان . مختصات جغرافیایی آن به شرح زیر است : طول ۴۶ درجه و ۲۵ دقیقه ، عرض ۳۴ درجه و ۳۲ دقیقه ارتفاع ۱۴۶۴ گز. قصبه در باختر رودخانه بر روی بلندی و مسلط بر باغستانها و قلمستان بسیار بنا گردیده است . ارتفاعات مجاور با جنگل کوتاه و دامنه های مسطح خاکی و زمینهای زراعتی منظره ٔ زیبایی به آن بخشیده است . هوای آن سردسیر و ییلاقی است . گهواره مرکز دهستان گوران است . جمعیت قصبه در حدود ۲هزار تن است . آب آن از رودخانه ٔ زمکان تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن انواع میوه و بخصوص سیب آن بکثرت و خوبی معروف است و یکی از محصولات عمده و مرغوب آن توتون است که بخوبی و مرغوبی در کرمانشاه و کردستان مشهور میباشد و علت مرغوبی توتون ، اولاً وضع هوا و ثانیاً تخصص کشاورزان است . در سالهای اخیر راه فرعی از گهواره به شاه آباد و کوزران مرکز دهستان سنجابی احداث شده است . راه شاه آباد از طریق آبادی سلیمانی و گردنه ٔ پنج سواره و آبادی چنکر گذشته در ۷هزارگزی شاه آباد به شوسه ٔ قصرشیرین میرسد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).”[۹]

مساحت شهر

تابلو ورودی شهر گهواره

مساحت کلی شهر گهواره ۱٫۲۶ کیلومتر مربع می‌باشد؛ که از سمت شمالغربی به جاده باباشاه احمد و توتشامی از سمت شمالشرقی به جاده کبودجوب و از سمت جنوبشرقی از سمت میدان امام علی و بلوار ولیعصر به کوزران (شرق) و اسلام‌آباد غرب بسمت جنوب ختم می‌شود

نقشه کلی گهواره

شریان های وروردی و خروجی شهر

مسیر های ورودی و خروجی به شهر گهواره مطابق با شماره گذاری تصویر زیر بشرح زیر می باشد.

مسیر شماره ۱ : این مسیر اصلی ترین راه ارتباطی شهر گهواره می باشد که ارتباط بین شهر گهواره و اسلام آباد غرب را میسر می سازد. طول این جاده تا اسلام آباد غرب حدود ۴۶ کیلومتر می باشد.

مسیر شماره ۲ : این مسیر که جزو راههای ارتباطی فرعی گهواره می باشد. این شهر را به روستای توتشامی که یکی از مکان های مقدس یارسان می باشد. متصل می کند که در نهایت به کرند غرب منتهی می شود.این مسیر تا حدودی آسفالت و بقیه خاکی می باشد. فاصله گهواره تا توتشامی ۹.۳کیلومتر می باشد. که در نهایت از این جاده به کرند غرب ۵۰ کیلومتر فاصله دارد.

مسیر شماره ۳ : این مسیر گهواره را به بزرگراه راه کربلا از طریق روستای برزه ارتباط میدهد.که ۶۷ کیلومتر با بزرگراه کربلا در خارج از اسلام آباد غرب ؛ بین جاده اسلام آباد غرب -کرمانشاه فاصله دارد.

مسیر شماره ۴ : این مسیر گهواره را به کوزران و شهر کرمانشاه مرکز استان کرمانشاه متصل می کند.طول این جاده تا کوزران ۳۲ کیلومتر ۸۴ کیلومتر می باشد.

مسیر شماره ۵ : این مسیر فرعی که از کنار زیارتگاه و گورستان بابا اسکندر می گذرد . مسیری است که ارتباط شهر گهواره با باغات شمال گهواره مانند زله ناو ؛ تاش کو و کبودجوب برقرار می سازد.

مسیر شماره ۶ : این مسیر که از راه روستاهای بریه خانی و نیلک می گذرد گهواره راه به برگزاره راه کربلا و کرند غرب مرکز شهرستان دالاهو متصل می کند. لازم به ذکر است که این مسیر به به سد زمکان راه دارد و مناطق سر سبز و زیبایی را با وجود باریک بودن مسیر خواهید دید. و فاصله آن با کرند غرب ۳۸ کیلومتر می باشد.

شریان های ورودی و خروجی گهواره

مذهب

مردم این دیار از قدیم الایام دارای آیین اهل حق بوده‌اند

جمعیت گهواره

بر طبق آمار رسمی مرکز امار ایران در سرشماری سال ۱۳۸۵ بخش گهواره با ۴۶۰۰خانوار دارای جمعیتی بالغ بر۲۰هزار نفر است که از این مقدار۱۰۰۱۵نفر مرد و۱۰۵۶۱نفر زن هستند.

  • [نمودار جمعیتی گهواره]

رشد جمعیت در گهواره

بر اساس نتایج به دست آمده از نتایج مرکز امار ایران. جمعیت گهواره از مهرماه سال۱۳۷۰شمسی تا آبان۱۳۹۰ رشد نزولی داشته و جمعیت این شهر از۵۱۴۲نفر در مهر۷۲ به۴۶۱۹نفر در سال۹۰ کاهش یافته است؛ که از عمده دلایل آن می‌توان به نبود اشتغال و مهاجرت اهالی به شهرهای دیگر بوده است. در نمودار روبرو شاهد این کاهش هستیم.

جمعیت بیسواد و باسواد گهواره

بر طبق اعلام مرکز امار ایران(۱۳۸۵) از۱۳۰۰۲نفر جمعیت باسواد بخش گهواره ۷۰۳۰نفر مرد و ۵۹۷۲نفر زن هستند و از۵۸۳۹بیسواد این بخش ۲۰۷۲نفر مرد و۳۷۶۷زن بودند.

  • [نمودار سواد در گهواره]

  • [نمودار بیسوادی در گهواره]

جمعیت شهر گهواره از بین سی شهر استان کرمانشاه در رتبه شانزدهم بعد از بیستون و قبل از کوزران قرار دارد که۴۶۱۹ برآورد شده است.۳ که رتبه دوم از بین ۱تا ۵ را برای احتمال شهرستان شدن را دارد.

نمودار اماری رشد جمعیت شهر گهواره از مهر۷۰ تا ابان۹۰

ردیفنام شهرشهرستانجمعیترتبه در
شهرستان
۱کرمانشاهکرمانشاه۸۵۱٬۴۰۵۱
۲اسلام‌آباد غرباسلام‌آباد غرب۹۴٬۶۹۹۱
۳کنگاورکنگاور۵۳٬۴۴۹۱
۴جوانرودجوانرود۵۱٬۴۸۳۱
۵هرسینهرسین۴۹٬۹۶۷۱
۶سنقرسنقر۴۴٬۹۵۴۱
۷صحنهصحنه۳۶٬۵۴۲۱
۸سرپل ذهابسرپل ذهاب۳۵٬۸۰۹۱
۹پاوهپاوه۲۳٬۷۰۴۱
۱۰روانسرروانسر۲۱٬۲۵۰۱
۱۱گیلانغربگیلانغرب۲۰٬۹۲۲۱
۱۲قصر شیرینقصر شیرین۱۷٬۹۵۹۱
۱۳تازه‌آبادثلاث باباجانی۱۲٬۰۸۰۱
۱۴کرند غربدالاهو۸٬۳۱۱۱
۱۵بیستونهرسین۵٬۱۰۷۲
۱۶گهوارهدالاهو۴٬۶۱۹۲

مشاغل و فعالیت مردم

سیب گهواره در تابستان۱۳۹۳

کشاورزی

بخش کشاورزی یکی از مهمترین بخشهای فعالیت این شهر می‌باشد. اکثریت مردم ان کشاورز بوده نخود و گندم از محصولات عمده‌ای است که در زمینهای کشاورزی آن از دیرباز کشت می‌شود و هم اکنون دو سد بزرگ زمکان و آزادی در دست احداث می‌باشد؛ که با اجرایی شدن این طرح ۸۰۰هکتار از زمینهای منطقه زمکان و ۱۲۰۰ هکتار از زمین‌های بالا دست ازنعمت آب برخوردار می‌شوند گهواره به یکی از قطب‌های کشاورزی و باغداری کرمانشاه تبدیل شده است.[۱۰]

باغداری

محصولات باغی شهر گهواره تابستان۹۳

این شهر دارای باغات زیادی می‌باشد که عمدتاً سیب می‌باشد و دارای شهرت خاص خود است. سیب گلاب و لبنانی عمده‌ترین نوع سیب موجود در گهواره می‌باشد. گستره باغهای گهواره به قدری است که آنها را به محلات مختلف تقسیم‌بندی نموده‌اند از جمله”بان کولمانان. زغال سنگ-زلناو-دیمانی و… در سالیان اخیر تگرگ[۱۱] ,سرمازدگی[۱۲]، خشکسالی[۱۳] و آتش‌سوزی باعث خسارات فراوانی به باغداران این منطقه شده است. در خشکسالی‌های اخیر میزان باغ‌های گهواره به کمتر از نصف رسیده‌است.درسال۱۳۹۱ از سطح ۶۰۰هکتار باغات مثمر گهواره بیش از ۹۰۰۰ تن سیب با ارزش بیش از ۸۰ میلیارد ریال روانه بازار مصرف شده است.[۱۴]

نگارخانه باغ‌های گهواره

  • سیب سرخ -گهواره تابستان۹۳

  • سیب -گهواره تابستان۹۳

  • درخت سیب -گهواره تابستان۹۳

  • شکوفه‌های زیبای سیب

  • طبیعت زیبای گهواره

  • کوچه باغ در گهواره

  • تمشک وحشی در باغات گهواره

دستاورد و موسیقی

گهواره مهد تنبور سازی با شهرت جهانیست. ساز «تنبور» قدیمی‌ترین ساز مضرابی ایران است که با توجه به نقوش سنگی به جا مانده، حکایت از قدمتی چند هزار ساله دارد. تنبور یکی از پرطرفدارترین و پرمخاطب‌ترین سازهای موسیقی نواحی ایران است و حوزه اصلی رواج این ساز استان کرمانشاه و دو منطقه صحنه و گهواره‌است. جذابیت این ساز، به دلیل ماهیت اجرای مقام‌ها و جنبه عرفانی و معنوی به تدریج پا را از دایره ایران فراتر برده و در اروپا و آمریکا نیز، به این ساز و اجرای آن توجه و رویکرد فراوان شده‌است. با استفاده از قراین و شواهدی که وجود دارد ساز تنبور به شش هزار سال قبل بر می گردد مهمترین مدرک این ادعا کشف مجسمه ای در حوالی مقبره حضرت دانیال نبی در شوش است که در ان دو مرد دیده میشوند که در دست یکی از آنها تنبور دیده میشود و مشغول نواختن است.که قدمت آن به زمان قبل از ظهور حضرت موسی بر میگردد. و در گهواره بصورت حرفه ای ساخته میشود.[۱۵] زبردست‌ترین استاد تنبورسازی آقای اسدالله فرمانی هم در این شهر اقامت دارند که تنبورهای دست سازه ایشان در موزه‌های بزرگ و معروف فرانسه جای دارند. گهواره همواره مسکن بزرگان تنبور نواز بوده‌است. سید محمود علوی، کاکی اله مراد حمیدی، استاد چنگیز فرمانی، استاد خسرو نظری، سید ولی حسینی، استاد طاهر یارویسی و سید تیمور مهرابی را از این میان می‌توان نام برد.

زبان و لباس

مناطق کرد زبان و تقسیم‌بندی از لحاظ رده زبان

     کرمانجی      سورانی      کردی جنوبی     زازاکی      گورانی      مناطق مختلط

زبان مردم گهواره

مردم شهر گهواره به زبان کردی تکلم می‌کنند و از نظر طبقه‌بندی سه‌گانه زبان کردی در رده گویشهای کردی جنوبی- کلهری قرار می‌گیرد که در استان های کرمانشاه ایلام کردستان و شرق عراق و… به آن تکلم صورت می گیرد که دارای زیر شاخه های متعددی است.

لباس مردم گهواره

لباس مردم گهواره اصولا لباس کردی است که با گذر زمان لباسها از نظر ظاهر تغییر پیدا کرده اند. و به نحوی بین لباس زنان و مردان قدیم گهواره با مردان و زنان کنونی گهواره متفاوت است که در زیر به گوشه ای از آن بصورت طبقه بندی شده اشاره خواهد شد.

لباس قدیم گهواره

لباس مردان قدیم گهواره

مردان در گهواره در دهه های مختلف اکثرا داری کلاه در شکلهای مختلف سربند و…. بودند که در زیر به گوشه هایی از آن اشاره خواهد شد.

عرق چین: کلاهی از جنس نخ یا ابریشم که مردها آن را بر سر میگذاشتند و سربند را به دور آن می بستند.

سربند:دستمالی است که به دور عرق چین یا همان کلاه مردان پیچیده میشد و اکثرا در این نواحی رنگ آن مشکی و تیره بود.

سخمه:بر روی پیراهن پوشیده میشد جلوی آن کاملا باز بود و دکمه دار هم بود.

قبا: در زمان های دورتر پوششی تمام قد بود که بر روی سخمه پوشیده میشد.

کلاه: کلاه دوره دار یا پشمی نخی – شوکلاو …… در دوره های مختلف پوششی برای سر مردان این دیار بود. که به وفور در مردان قدیمی تر دیده میشود.

شلوار جافی:شلواری که در این منطقه و سایر مناطق مورد استفاده قرار میگیرد و به سبب راحتی استفاده از آن استفاده میشود از مچ پا باریکتر و هر چه به طرف بالا تنه و کمر بالا می اید گشادتر می باشد که در نهایت با کش یا بند شلوار به دور کمر بسته میشود.

سلته:نیم تنه ای است استین دار که آنرا مانند کت روی لباس می پوشند و در عکسهای قدیمی این دیار به چشم میخورد.

پاپوش(کفش):پاپوش مردم این دیار در زمانهای قدیمی گیوه و کلاش بوده است که با گذر زمان جای آن به کفشها در طرح و جنسهای مختلف تغییر پیدا کرده است.

لباس زنان قدیم گهواره

پوشش زنان در این ناحیه هم به قسمت های مختلفی تقسیم بندی میشده که بشرح زیر می باشد.و دارای رنگ های زیبایی می باشند.

کلاه:کلاهی شبیه به عرق چین مردانه است که برای بستن دستمال از ان استفاده میشود.که در زنان و دختران جوان به صورت کلاهی منجوق دوزی شده در جشنها استفاده میشود.

سربند:مشکی -عالیخانی پارچه ای است تیره رنگ و اکثرا سیاه که دارای ریشه های فراوانی در دو طرف آنست که این ریشه ها توسط زنان کرد این مناطق به گونه ای بافته و زنجیره داده میشود و در نهایت به دور کلاه زنانه پیچیده میشود و ریشه های آن هم بشکل تزئینی قرار داده میشود.

پیراهن:پیراهن زنان کرد برحسب سن و سال و نوع سلیقه متفاوت است بدین صورت که این لباسها اکقرا ار پارچه های گلدار و رنگ روشن که بشکل و طرح های مختلف تهیه شده اند مورد استفاده قرار میگیرد.

زیرپوش:زیرپوش مورد استفاده زنان این منطقه ساده و معمولا رنگی متناسب با لباس رو می باشد که از گردن تا پشت پا را در بر میگیرد.

شلوار:شلواری گشاد از جنس حریر یا پشم …

ماشته(روپوش):پارچه ایست مشکی که بشکلی خاص دوخته میشود معمولا پایین آن دارای ریشه هایست که زنان کرد آنرا زنجیره می زنند و مانند شنل روی شانه زنان انداخته میشود و از جلو گردن و روی سینه گره میخورد.

سخمه:بر روی پیراهن می پوشند معمولا بدون آستین است و در جلو روی سینه با قفلهای تزئینی بسته میشود.

زوون (قبا):لباسی است جلو باز که تا پشت پا را می پوشاند و معمولا از جنس مخمل است که در زمانهای قدیم رویه ای ای هم داشت که با گذر زمان برای جووانترها این رویه حذف و به پوششی نازک و مخملی تبدیل شده است.

سلته: البسه ایست مانند سخمه که دارای استین است و کمی بیشتر از پشت را می پوشاند و بر روی پیراهن پوشیده میشود.

لباس جدید مردم گهواره

با گذر زمان لباسها هم به نوعی با شدت های مختلف در حال تغییر هستند و نوع پوشش مردمان این شهر هم از این غائله مستثنا نخواهند بود.

لباس مردان جدید گهواره

با گذر زمان لباسهایی قدیمی مانند سربند-سخمه- کلاش-گیوه-کلاههای مختلف حذف شده است و جای خود را به بالاپوشهای جدید و شلوار جافی دادند که در حال حاضر مردان این شهر از آن استفاده می کنند.

لباس زنان جدید گهواره

با تغییر لباس و مد به طبع لباس قدیم زنان گهواره هم تغییر پیدا کرده و سالهای سال است که زنان جوانتر از سربند و سایر لباسهای مخصوص زنان قدیمی و مسن تر استفاده نمیکنند.

و در جشنها عروسی ها و… از لباسهای محلی گفته شده بشکل امروزی تر و شاد تر استفاده میکنند و حتی در این جشن ها عده ای از زنان از سربند و کلاههای منجوقی شاد استفاده می کنند.هم اکنون عده ای از دختران و زنان این شهر از لباسهای زیای محلی و عده ای هم از لباسهای جدیدتر استفاده می کنند.[۱۶]

جشن ها در گهواره

در این منطقه دو عید بزرگ نوروز و خاونکار جشن گرفته میشود.

عید نوروز

عید باستانی نوروز هم در گهواره همراه با سایر نقاط کشور جشن گرفته میشود. از روزهای قبل از شروع فروردین ماه و معمولا اسفند خانمهای خانه دار به کار تمیزکاری و به اصطلاح خانه تکانی مشغول می شوند.و اعضای خانواده بنا به وسع مالی و نیاز به تهیه لباسهای جدید اقدام می کنند.

آخرین پنجشنبه سال

پنج شنبه اخر سال و زیارت اهل قبور گهواره

در آخرین پنجشنبه سال که در بین مردم ایران به پنجشنبه اخر سال مشهور است.و یکی از رسمهای قدیمی و باستانی ایران بشمار می رود.مردم این شهر هم به زیارت اهل قبور می روند و با نثار فاتحه و دادن خیرات(شکلات -شیرینی-میوه و حلوا)و روشن کردن شمع و چراغ برای اموات و مردگان خود طلب آمرزش می کنند.

آگرنوروز

چهارشنبه سوری که در سایر مناطق کشور در آخرین سه شنبه سال برگزار میشود از قدیم در این منطقه از قدیم جایگاهی نداشته و در چندسال اخیر بین جوانان اجرا میشود اما از قدیم الایام در این منطقه شب قبل از نوروز بر روی بام خانه ها رفته یا در حیاط و کوچه ها آتشی به احترام زرتشت و روشنایی و آیین باستانی مرسوم ایرانیان برپا می کنند و اعتقاد دارند که آتش نشانه پاکی و برکت خداوند است. این جشن را آگر نوروز (آتش نوروز گویند) در سالهای اخیر هم آگر نوروز با تغییر چهره بسیاری از جشنهای ایرانیان مانند چهارشنبه سوری که با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن همراه بود تغییر کرده و جوانترها غیر از روشن کردن از انواع ترقه و مواد منفجره دیگر در این جشن باستانی استفاده می کنند.

روز عید نوروز[۱۷]

در روزهای عید نوروز هم اهالی گهواره با چیدن سفره نوروز و گذاشتن میوه و شیرینی (مانند نان برنجی) و با روبوسی به دید و با روبوسی آغاز سال نو را همراه با دعایی به هم تبریک میگویند و معمولا بزرگ خانواده به کوچکترها عیدی می دهد و همراه با هم به دید و بازدید از خانه سایر فامیلها می روند.

آداب عید نوروز برای نو عروسان

معمولا خانواده هایی که وصلت کرده اند و هنوز در دوران نامزدی بسر برده و عروسی نکرده اند در این روز داماد به همراه پدر و مادر راهی منزل خانواده عروس میشود و عید نوروز را به ایشان تبریک گفته و به نوعروس عیدی داده میشود.

آداب عید برای خانواده عزادار

در روز عید خانواده و وابستگان نزدیک خانواده هایی که به تازگی عزیزان خود را از دست داده اند و سالگرد فوت عزیزانشان فرا نرسیده است به منزل خانواده آنها می روند و به نوعی در این زمان شادی آنها را با غمهایشان تنها نگذاشته فاتحه میدهند. که اصطلاحا به آن نوعید گفته میشود.

روز دوم نوروز

روز دوم عید مردان گهواره به سوی روستای توتشامی که جایگاه رهبر مذهب اهل حق (سید نصرالدین حیدری) می باشند می روند و فرا رسیدن عید نوروز را به ایشان تبریک میگویند.

روز سیزده نوروز

مردم گهواره هم مانند سایر هموطنان در این روز به دامان طبیعت می روند و اخرین روز از نوروز را با هم و در کنار هم جشن می گیرند.

عیدخاونکار[۱۸]

شب اول خاونکار

خاونکار از مهمترین مراسم و اعیاد مردم اهل حق می باشد.که در اواسط آبانماه می باشد.و مدت زمان آن سه روز می باشد و در این سه روزه مردم روزه دار می باشند.و به نوعی بعد از پایان سال زراعی و شکر گذاری برگزار میشود.شب اول شروع روزه داری مردم با تهیه سیب یا انار ,نیاز تهیه می کنند و به خانه سید پیر یا جم خانه می رود.و به تنبور نوازی یا خواندن دعا مشغول میشوند با اجازه سید نیاز ها تقسیم به اندازه مساوی تقسیم میشوند و بعد از آن دعای نیت روزه داری خوانده میشود.و از سحرگاه آن شب روزه داری آغاز و تا غروب به طول میکشد.

و عده ای دیگر هم هر شب به جم خانه می روند با خواندن سرودهای مذهبی تنبور و نذر و نیاز مشغول میشوند.

روز سوم خاونکار

روز سوم خاونکار با نذری آغاز میشود که باید یک خروس قربانی شود.به اینصورت که از صبح خروسی را قربانی می کنند و آنرا بحالت آب پز شده (شوربایی)تهیه می کنند و تا بعد اظهر که که این کار طول میکشد همراه با سه کیلو برنج که با روغن حیوانی تهیه شده است و نیاز – همراه با مراسم دینی خاص با حضور سید و خواندن دعای معروف مراسم نذری به اتمام می رسد و بعد از اتمام ساعات روزه داری به قسمت کردن نذری بین مردم اقدام می کنند. و اینگونه روز سوم روزه داری هم به پایان می رسد.

روز عید خاونکار

بعد از سه روز روزه داری و قربانی کردن در نهایت در روز چهارم همانند عید نوروز مردم گهواره برخلاف سایر روستاها و شهرهای اطراف سفره عید را برپا می کنند.که معمولا شیرینی شکلات و میوه و… را روی آن گذاشته اند سه روز روزه داری خود را جشن گرفته و از صبح همان روز به دید و بازدید دوستان آشنایان و خانواده خود رفته و بزرگان خانواده هم به فرزندان کوچک خود عیدی می دهند. و عید خاونکار را به آنها تبریک می گویند.برخی نیز به زیارت آرامگاه بزرگان دینی خود می روند.

بابااسکند و درخت دوازده امام

یکی از درختان مقدس قدمگاه در این شهر، درخت «منزل باوه اسکندر» است. در قبرستان شهر گهواره، درخت «وزم» کهن‌سالی وجود دارد که مردم آن را منزل «باوه اسکندر» می‌نامند و آن را متبرک می‌دانند. ومردم با هزینهٔ خود، اطراف این درخت را دیوارکشی کرده‌اند و معمولاً در مناسبت‌های مختلف در آنجا مراسم برگزار می‌کنند درخت «منزل دوازه ایمام» نیز از درختان مقدس قدمگاه در استان کرمانشاه است. در شهر گهواره نزدیک جم خانه شهر، محلی وجود دارد که در آن، چنار کهن‌سالی وجود دارد که مردم به آن معتقدند و آن را مقدس می‌گمارند. مردم منطقه آنجا را قدمگاه یا منزل دوازده امام می‌دانند و بر این باورند که دوازده امام از آنجا عبور کرده‌اند. معمولاً مردم این مناطق زمانی که مراسم یا نذری داشته باشند، به این محل می‌آمدند و اغلب قربانی می‌کردند.

بافت شهر

اکثر بافت شهر از لحاظ ساختمانی در قسمت سنتی آن واقع شده است؛ که ساختمانهای این نواحی متشکل از گل و چوبو سنگ و خشت است که به تدریج و با گذر زمان جای خود را به ساختمانهایی با مصالح و طرحهای جدید می‌دهند

نمایی از بافت قدیمی و سنتی شهر گهواره

سراسر نمای شهر گهواره در روز بهمراه باغهای اطراف

سراسرنمای شهر گهواره و باغ‌های اطراف

روستای تابعه

از روستاهای تابعه شهر گهواره می‌توان به گوراجوب، سرآسیاب، باباشاه احمد، چغابور، توکان، کچک بل، زوله، سراب سیدیعقوب، توتشامی، کنه رشید، دوشمیان، ویله، نیلک بریه خانی، زاوله، سرخک و.. نام برد

ویژگی طبیعی

آب و هوا

نقشه اقلیمی ایران. شهر گهواره در منطقه مدیترانه‌ای قرار گرفته‌است.██ معتدل خزری بسیار مرطوب

██ معتدل خزری

██ مدیترانه‌ای با باران بهاره

██ مدیترانه‌ای

██ کوهستانی سرد

██ کوهستانی بسیار سرد

██ نیمه‌بیابانی سرد

██ نیمه‌بیابانی گرم

██ بیابانی خشک

██ بیابانی خشک گرم

██ خشک ساحلی گرم

██ خشک ساحلی

شهر گهواره از نظر آب و هوایی در منطقه مدیترانه‌ای قرار دارد ایستگاه هواشناسی گهواره که بصورت خودکار می‌باشد در سال۱۳۸۷ به بهره‌برداری رسیده است[۱۹]

بارندگی شهر گهواره

نمودار دما و میزان بارندگی گهواره در سال ۱۳۹۲ در سالهای اخیر با وقوع خشکسالی در سطح کشور این شهر هم از این بلا در امان نمانده است و میزان بارندگی در آن بطور چشمگیری کاهش یافته است.

بیلبائو
نمودار آب و هوا (راهنما)
ژفمآمژژآساُند

۱۳

۱۴

۱۴−

۱۱

۲۱

۳−

۹٫۵

۱۷

۴−

۸٫۵

۲۱

۳

۱۰

۳۰

۱۱

۹٫۵

۴۱

۱۵

۱۰

۴۱

۱۵

۹٫۵

۳۹

۱۴

۱۰

۳۴

۱

۱۰

۲۵

۱

۱۱

۱۶

۹−

۱۱

۱۱

۹−

میانگین بالاترین و پایین ترین دما به مقیاس سانتیگراد
بارندگی به مقیاس میلی‌متر
منبع: [۱]
[نمایش]مقیاس فارنهایت و اینچ
[نهفتن]Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هوای گهوارهNuvola apps kweather.svg
 ژانویهفوریهمارسآوریلمـــــهژوئـنژوئیـهاوتسپتامبراکتبـرنوامبردسامبرسـال
گرم‌ترین
۱۰٫۴۱۶٫۴۲۴۲۵۳۴٫۶۳۸۳۹۳۷۳۲۳۴۲۵٫۲۱۳۱۵
میانگین گرم‌ترین‌ها
۶٫۹۸٫۶۱۷٫۱۱۹٫۸۳۰٫۵۳۶۳۷٫۱۳۴٫۸۲۸٫۲۱۵٫۳۱۰٫۱۹٫۶۳۷٫۱
میانگین سردترین‌ها
-۳٫۹-۳٫۴۲٫۸۷٫۴۱۲٫۲۱۴٫۶۱۷٫۲۱۵٫۱۸٫۶۱٫۴-۴٫۴-۳٫۸۱۰
سردترین
-۱۰٫۲-۹٫۲-۲٫۶۵٫۲۸٫۲۱۲۱۴۱۲-۸٫۲-۸٫۲-۲۷
منبع: درگاه ملی آمار[۲۰]

رودخانه‌ها

مهمترین رودخانه‌ای که از این شهر می‌گذرد که جزء بزرگترین رودخانه‌های غرب می‌باشد زمکان نام دارد و از روستای توت شامی سرچشمه میگیرد که بعد از گذر از گوراجوب و گهواره و جاماسب در حوالی روستای بانزلانی به سد آزادی می ریزد که پس از عبور از جوانرود و پاوه در جهت جنوب شرقی به شمال غربی از کشور خارج شده و عراق می‌ریزد و در خاک عراق به رودخانه سیروان می‌پیوندند[۲۱] و هم اکنون مشغول احداث سد روی ان می‌باشند که این کار باعث به زیر اب رفتن روستاهای اطراف شده‌است و دو سد آزادی و زمکان روی آن ساخته می‌شود.طول این رودخانه ۵۰کیلومتر است.ساخت سد آزادی روی این رودخانه باعث ذخیره و مهار ۳۵ میلیون متر مکعب آب روان و تحت پوشش قرار گرفتن ۳۰۴ هکتار از زمینهای زراعی استان میشود.[۲۲] که باعث ایجاد یک فضای زیبا و توریستی در این منطقه شده است.

رودخانه زمکان در کنار باغهای گهواره

کوه‌های گهواره

ناحیه چین‌های زاگرس

گهواره در میان رشته کوه‌های زاگرس قرار دارد که در غرب و جنوب ایران امتداد دارد؛ که حاصل از برخورد دو صفحه تکتونیکی اوراسیا و عربستان است.

از کوه‌های معروف این شهر هم می‌توان به قلعه قاضی-بزهو (بزه هو)-تاشکو نام برد اطراف این شهر همانند دهانه آتشفشان می‌باشد بطوریکه شهر میان کوهستان محاصره شدهاست. عمده پوشش این کوه‌ها را جنگلهای بلوط تشکیل می‌دهند

نامموقعیتارتفاعرشته کوه
قلعه قاضیشمال شرق گهواره۲۳۷۰ متر[۲۳]رشته کوه زاگرس
بزهوجنوب غربی گهواره۱۹۳۰ متر[نیازمند منبع]رشته کوه زاگرس
قُته بالیلهجنوب شرقی گهواره– متر (تقریبی)[نیازمند منبع]رشته کوه زاگرس

کوه قلعه قاضی

کوه قلعه قاضی در شمال شرق گهواره قرار دارد ارتفاع آن ۲۳۷۰متر می‌باشد. قلعه قاضی در میان لقیهٔ کوه‌ها در نقطه‌ای استراتژیک قرار دارد بگونه‌ای که بر محیط پیرامون خود دید کاملی دارد. شکل ظاهری قله کوه شبیه به یک قلعه می‌باشد. داستانهایی در بین مردم وجود دارد که در زمان ساسانیان فرماندهی بنام قاضی در این منطقه و قلعه وجود داشته که وجود این فرمانده مقتدر خار چشمی بوده برای دشمنان این آب و خاک. از آنجا که بسیاری از ابنیه‌های تاریخی و.. . در قله این کوه آثاری از بناهای تخریب شده قدیمی به چشم می‌خورد که بعد از سالیان سال هنوز هم آثاری از ساروج در آنها به چشم می‌خورد[۲۴]

نمایی از باغهای اطراف و ناهمواری‌های اطراف -کوه قلعه قاضی

کوه بزهو

Panorama of city with mixture of five to ten story buildings

نمایی از کوه بزه هو شهر گهواره

کوه قته بالیله

Panorama of city with mixture of five to ten story buildings

نمایی از کوه قُته بالیله شهر گهواره

مراتع و جنگلداری

بخش گهواره با ۷۷۲۵۰ هکتار جنگل و ۱۶۷۲۵ هکتار مرتع یکی از بخش‌های غنی از منابع طبیعی در استان کرمانشاه و مرکز اصلی طرح صیانت از جنگل‌های زاگرس در استان کرمانشاه است که نشان دهنده غنی بودن منطقه گهواره از منابع طبیعی است.

نمونه ای از برگ و میوه درخت دار مازور

در جنگلها و مراتع اطراف گهواره گونه ای از درختچه های بلوط به وفور یافت میشود که به آن دار مازو گفته میشود این نوع از بلوط از شمالغربی زاگرس شروع شده و تا گهواره ادامه پیدا میکند و پس از این منطقه بصورت پراکنده در سایر مناطق مانند لرستان دیده میشود.[۲۵]

در سالهای اخیر برای جلوگیری از قطع درختان مراتع و جنگلهای اطراف گهواره از سوی روستاییان که به عنوان سوخت از آن استفاده می کنند توزیع ابگرمکن های خورشیدی در این روستاها صورت گرفته است که فشار روی جنگلها را کاهش می دهد.[۲۶]

نگارخانه مراتع گهواره

  • درختی کهنسال درگهواره

  • برگهای زیبای بلوط-دار مازور

بلایای طبیعی

سیل

آب شرب گهواره از طریق رودخانه توتشامی تامین میشود.در سالیان اخیر با بارش باران و طغیان این رودخانه خطوط انتقال آب گهواره دچار شکستگی شده است.و به زیر ساخت های شهری خساراتی وارد کرده است. و باعث قطع آب شهروندان شده است.[۲۷]

زلزله

مقایسهٔ نسبی میزان خطر زمین‌لرزه در نقاط مختلف ایران؛ نقاط سرخ‌تر نقاطی هستند که شتاب حداکثر جنبش زمین در آن‌ها بیش‌تر است.

استان کرمانشاه یکی از استان‌های زلزله خیز ایران بشمار می‌رود. بنابر امار شبکه لرزه‌نگاری استان کرمانشاه، گهواره یکی از نقاطیست که بیشترین میزان لرزه در ان به ثبت رسیده است[۲۸] که بیشتر این زلزله تنها با تجهیزات لرزه‌نگاری قابل تشخیص بوده است. در سال ۱۳۸۷ بیشترین زلزله در استان کرمانشاه در اطراف گهواره رخ داده‌است که بنا به گزارش شبکه لرزه‌نگاری استان کرمانشاه تعداد ان ۲۳ مورد بوده‌است

بزرگان و افتخارات

علاوه بر موارد ذکر شده در مطالب فوق گهواره جایگاه بزرگانی چون:

غلامرضا رشید یاسمی

غلامرضا رشید یاسمی

متولد ۲۹ آبان سال ۱۲۷۵ شمسی(نویسنده، مورخ، شاعر معاصر، مترجم واستاد سابق دانشگاه تهران) فرزند محمد ولی خان گورانی شاعر- نقاش-خوشنویس ملقب به خان خانان (میر پنج)[۱] و پدر سیامک یاسمی و شاپور یاسمی (گارگردان و فیلمسازان مطرح قبل انقلاب که دارای استودیو فیلمسازی بودند -همسردلکش (خواننده) هست. جد مادری او شاهزاده محمدباقر میرزای خسروی نویسنده داستان شمس و طغرا بود.

خیابانی در تهران بنام رشید یاسمی

بعد از پایان تحصیلات به کرمانشاه برگشت به استخدام اداره فرهنگ کرمانشاه درآمد مدتی نیز مدیر مدرسه پهلوی بود. چندی بعد استعفا داد به تهران آمد و به استخدام وزارت مالیه درآمد. چندی هم در وزارت فر هنگ و دربار به کار مشغول شد. بعدها به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد. رشید یاسمی تا پایان عمر خود بعنوان استاد در دانشگاه تهران فعالیت می‌کرد.

غلامرضا رشید یاسمی در هجده اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۰ در تهران در گذشت.

از جمله آثار تألیف شده رشید یاسمی می‌توان به کتابهای احوال ابن یمین – نصایح فردوسی -کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او و … تصحیح کتابهای اندرزنامه اسدی طوسی -اشعار گزیده فرخی سیستانی-دیوان محمدباقر میرزای خسروی کرمانشاهی و… ترجمه کتابهایی چون تاریخ قرن هیجدهم – انقلاب کبیر فرانسه و امپراتوری ناپلئون – ایران در زمان ساسانیان و… اشاره کرد.

استاد علی اکبر مرادی

علی اکبر مرادی

معلم، مقام‌دان، مقام‌خوان، آهنگساز، خواننده و نوازندهٔ صاحب سبک تنبور است[۲۹] وی در سال ۱۳۳۶ در گهواره بدنیا آمد و در سن ده سالگی بعنوان یک نوازنده کامل در آمد.

در سی سالگی تمام ۷۲ مقام موسیقی مقامی را آموخت و کار حرفه‌ای خود را از دهه ۵۰ آغاز کرد.

علی اکبر مرادی در کنار نوازندگی صدای پخته‌ای هم دارند.[۳۰]

در ۳۴ سالگی در سال ۱۳۷۰ شمسی رتبه اول تبور نوازی را کسب کرد؛ و در این مدت اجراهای متعددی در کنسرتهای مشترک با شهرام ناظری در ایران و خارج از ایران اجرا کرده است.

مجله sing line او را جزو ۵۰ نوازده براتر دنیا معرفی کرده است و از اینرو از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به وی مدرک درجه یک هنری اعطا شده است.

علی اکبر مرادی هم اکنون در تهران اقامت دارد و در آموزشگاه موسیقی یارسان واقع در میدان بنی هاشم تهران نوازندگی ساز تنبور را به هنرآموزان آموزش می‌دهد.

استاداسدالله فرمانی

اسدالله فرمانی

اسدالله فرمانی متولد ۱۳۳۴ گهواره فرزند شمس‌الله فرمانی و نوه چنگیز فرمانی دو تن از تنبور سازان بنام می‌باشد و دستی بر نوازندگی تنبور دارند که از شش سالگی وارد این حرفه با حمایت پدربزرگ شد. -به جرات می‌توان گفت که زبردست ترین[۳۱] و نامی‌ترین سازنده تنبور می‌باشد؛ و هم اکنون در شهر گهواره در کارگاه خانوادگی خود مشغول به ساخت تنبورهایی با کیفیت می‌باشد چنانچه آوازه این هنر ارزشمند ایشان فراتر از مرزها رفته و تنبورهای ساخته شده بدست ایشان هم اکنون در بسیاری از موزهای اروپایی از جمله فرانسه جای خوش کرده است. اسدالله فرمانی بیش از نیم قرن است که به صنعت ساخت تنبور اشتغال دارد و تمام مراحل کار را بدون استفاده از ابزارهای برقی و به کمک دست و ابزارهای ساده و اولیه انجام می‌دهد.

تنبور سازی در خاندان فرمانی از حدود ۲۵۰سال پیش وجود داشته و موروثی بوده است.

طاهر یارویسی

استاد طاهر یارویسی

طاهر یارویسی استاد و نوازنده تنبور متولد سال ۱۳۱۹ گهواره می‌باشد در کودکی به فراگیری سازهای مقامی نزد اساتیدی چون استاد چنگیز (ساخت تنبور) فرمانی، سید ولی حسینی و استاد بیرخان پرداخت و هم اکنون به آموزش ساز تنبور به علاقه مندان می‌پردازد؛ و در بسیاری از جشنواره‌های داخلی و خارجی شرکت کرده است منجمله، در سال ۲۰۰۱ در جشنواره موسیقی آیینی برلین، آلمان – اجرای کنسرت در سال ۲۰۰۴ در تاجیکستان و در سال ۱۳۸۴ در اربیل عراق

اماکن سطح شهر

لیست اماکن -پارک‌ها و ارگانهای سطح شهر گهواره

ردیفمکانمهمترین‌ها
۱پارک هاپارک کوهستان
لاله
۲قبرستان هابالاجوب
بابا اسکندر
کاکی‌ها
۳مراکز فرهنگیکتابخانه عمومی نور گهواره
کانون پرورش فکری کودکان
۴میدان هامیدان امام علی
میدان ولایت
۵مدارس و مهدهامدرسه ابتدایی استاد شهریار (قدیمی‌ترین)
دبستان ابتدایی راه دانش
دبستان ابتدایی شهید دستغیب
مدرسه راهنمایی دخترانه بنت الهدی
مدرسه راهنمایی پسرانه شهید بهشتی
دبیرستان دخترانه حجاب
دبیرستان پسرانه امام علی
دبیرستان پسرانه امام خمینی
مدرسه شبانه‌روزی
مهدکودک شهید رجایی
۶مساجدمسجد امیرالمؤمنین گهواره
۷بانکها و موسسات مالیبانک ملی گهواره
بانک ملت گهواره
بانک کشاورزی گهواره
پست بانک گهواره
۸اماکن مقدسبابااسکندر
درخت دوازده امام
۹ارگانهای نظامیپاسگاه انتظامی گهواره
سپاه گهواره
۱۰مراکز بهداشتیمرکز بهداشت گهواره
درمانگاه گهواره
۱۱اماکن قضاییشورای حل اختلاف گهواره، دادگستری عمومی
۱۲ادارات دولتیاداره گاز گهواره
اداره برق گهواره
اداره آب گهواره
اداره آموزش و پرورش گهواره
تربیت بدنی گهواره
اداره منابع طبیعی گهواره
اداره پست گهواره
مخابرات گهواره
اداره جنگلداری و مراتع گهواره ،کمیته امداد
۱۳ورزشیهیئت کوهنوردی گهواره

خیابانهای اصلی گهواره

اصلی‌ترین و مهمترین خیابان اصلی این شهر که بعد ازبلوار ولیعصر، از میدان امام علی شروع و به میدان ولایت و سرانجام جاده بابا شاه احمد منتهی می‌شود خیابان امام خمینی (اصلی) می‌باشد که تعداد زیادی از ارگانهای دولتی نظیر شهرداری بخشداری مخابرات، کمیته امداد امام خمینی، پاسگاه گهواره، اداره آموزش و پرورش منطقه‌ای گهواره، و مسجد امیرالمؤمنین، بانکهای ملت، ملی، کشاورزی روی این خیابان قرار دارند و بازار اصلی شهر هم روی همین خیابان قرار دارد اما بعلت باریک بودن خیابان و عدم تعریض خیابان امکان ایجاد بلوار و دو لاین مجزا در این خیابان وجود ندارد و رفت و آمد در دو لاین در همین خیابان در جربان است و قبلاً هم در سالیان گذشته این خیابان با نرده به دو قسمت جدا از هم تبدیل شده بود که مشکلاتی برای شهروندان بوجود آورد که باعث از میان برداشتن آن توسط شهرداری شد.. و خیابابان جم خانه هم یکی دیگر از خیابان‌های اصلی این شهر بشمار می‌رود.

بلوار

بلوار ولیعصر گهواره

بلوار ولیعصر گهواره تنها بلوار دایر در این شهر می‌باشد که از سه راهی جاده کوزران -گهواره -اسلام‌آباد غرب شروع شده و تا میدان امام علی ادامه دارد و پمپ بنزین گهواره هم در این ناحیه قبل از رسیدن به میدان ورودی شهر قرار دارد.

میدان‌های شهر

شهر گهواره دارای دو میدان است که در ابتدا و انتهای شهر قرار دارد میدان ورودی که امام علی نام دارد؛ و میدان دوم هم که در انتهای شهر قرار دارد به روستاهایی مثله توت شامی و بابا شاه احمد و… راه دارد.

میدان امام علی شهر گهواره-میدان ورودی شهر

مراکز مذهبی

جم خانه اهل حق گهواره

جمخانه

مردم این شهر در محلی به اسم جمخانه گرد هم می‌ایند و مراسم و تجمعات خود را در ان انجام می‌دهند و از اماکن مقدس این آیین بشمار می‌رود. این مکان در خیابان جم خانه قرار دارد.

مسجد

مسجد امیرالمؤمنین گهواره در خیابان اصلی شهر جنب بانک کشاورزی واقع شده است.

مراکز آموزشی

مدارس

ازمهمترین مدارس هم می‌توان به دبستان استاد شهریار که هم اکنون ساختمان اصلی ان تخریب شده است-(قدیمی‌ترین)۱۷ شهریور-راه دانش-شهید دستقیب- بنت الهدی- دبیرستان دخترانه حجاب -دبیرستان امام خمینی-امام علی و شبانه‌روزی اشاره کرد

مدرسه ابتداییمدرسه راهنماییدبیرستانشبانه‌روزی
استاد شهریار (پسرانه)بنت الهدی صدر (دخترانه)دبیرستان امام خمینی (پسرانه)دبیرستان پسرانه شبانه‌روزی
شهید دستغیب (پسرانه)شهید بهشتی (پسرانه)دبیرستان امام علی (پسرانه) 
هفده شهریور (دخترانه) دبیرستان حجاب (دخترانه) 
راه دانش (پسرانه)   

مراکز فرهنگی

کتابخانه عمومی نور گهواره

کتابخانه عمومی نور گهواره در سال ١٣٧۶ تاسیس شد وتنها کتابخانه عمومی شهر می باشد که در جنوب غربی گهواره قرار دارد. و بیش از ١۶ هزار جلد کتاب دارد که شامل بخش مرجع،بخش کودک و مخزن اصلی می باشد [۳۲]

فعالیت های کتابخانه

این کتابخانه علاوه بر وظیفه اصلی خود که در اختیار قرار دادن کتابها و منابع چاپی به علاقه مندان به برگزاری نشستهای کتابخوان،مسابقات به مناسبتهای مختلف و کلاهس های قصه گویی و فعالیت های فرهنگی دراین شهر می پردازد[۳۳]

آدرس کتابخانه عمومی نور

کتابخانه عمومی نور در گهواره، خیابان فرهنگ جنب مدرسه شهید رجایی گهواره قرار دارد

۰۸۳۴۳۷۴۲۴۶۳

گورستان‌ها و آرامستان‌های گهواره

نمایی از گورستان بالاجوب در شهر گهواره

اطراف شهر گهواره دارای گورستان‌های مختلفی است. از جمله بابا اسکندر. بالاجوب. آرامستان کاکی‌ها و… قرار دارد تمام آرامستان‌های مذکور بصورت سنتی می‌باشند.

مناطق و محلات

-از مهمترین محلات این شهر می‌توان به باندومان محله بنیاد شهید-کانی زاله-گا کش و… اشاره کرد در گهواره به علت وسعت باغات این شهر آنهارا به محلات جداگانه‌ای تبدیل کرده‌اند

تعداد سینماهای ایران ومقایسه ان با جهان

 داشتن نگاه جامع و فراگیر به هنرصنعت سینما مستلزم داشتن شناختی از اقتصاد سینماست، اما اقتصاد سینما از پیچیده ترین مباحثی است که متخصصان خاص و ویژه خود را دارد و در هر کشوری متغییر است. نگاهی به آمار و میزان تماشاگران و رابطه تعداد سینما و سالانه سینما رفتن در کشورهای مختلف، آغاز خوبی است برای شناخت و ارزیابی این هنرصنعت.

کتابچه ای که جشنواره جهانی دوبی با عنوان "فوکوس ۲۰۱۷" در انتهای سال ۲۰۱۷ منتشر کرده، امکان تحقیق، تحلیل و بازاریابی برای دست اندرکاران سینمای جهان فراهم می کند.
 

پرفروش ترین کشورها در گیشه
همان طور که می توان حدس زد سینماهای حوزه آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا) از نظر رقم، بیشترین فروش را در جهان در اختیار دارند. فروش سالیانه آمریکا و کانادا در یک سال (2016) به رقم حیرت انگیز 11میلیارد و 400 میلیون دلار آمریکا رسیده است.

چین دومین بازار بزرگ سینما را در اختیار دارد، با فروش 6 میلیارد و 600 میلیون دلار. رتبه های بعدی به قرار زیر است: ژاپن( 2میلیارد و 170 میلیون دلار)، بریتانیا(یک میلیارد و 660 میلیون دلار)، فرانسه (یک میلیارد و 540 میلیون دلار)، هند (یک میلیارد و 480میلیون دلار)، کره جنوبی( یک میلیارد و 450میلیون دلار)،آلمان (یک میلیارد و 113میلیون دلار)، استرالیا(910 میلیون دلار) و مکزیک(790 میلیون دلار).

فروش سینمای ایران در سال 95 حدود 156 میلیارد تومان یعنی حدود 40 میلیون دلار (با احتساب قیمت دلار آن زمان) بوده است.

مقایسه سینما ایران و سینمای جهان

پرتماشاگرترین کشورها

پرفروش‌ترین گیشه ها لزوماً پرتماشاگرترین کشورها نیستند، به این دلیل ساده که قیمت بلیت سینما در کشورهای مختلف بسیار متفاوت است، به این جهت تعداد بلیت فروش رفته در کشورهای گوناگون نسبت مهمی با میزان جمعیت آن کشورها دارد و در نتیجه، چین و هند، پرجمعیت ترین کشورهای جهان، رتبه اول و دوم تعداد فروش بلیت در جهان را در اختیار دارند، با این تفاوت چشمگیر که هند - که از چین کم جمعیت تر است- حدود 650 میلیون بیشتر از چین بلیت فروخته و به این ترتیب ثابت می کند که هندی ها بسیار بیشتر از چینی اهل سینما رفتن هستند.

در هند در طول یک سال 2 میلیارد و 15 میلیون بلیت فروش رفته و در چین، 1 میلیارد و 370 میلیون. بعد از این دو کشور، آمریکا و کانادا قرار دارند که 1 میلیارد و320 میلیون بلیت فروشی طی یک سال داشته اند. با یک فاصله بسیار زیاد، مکزیک با 320 میلیون بلیت در رتبه بعدی قرار دارد و پس از آن به ترتیب: کره جنوبی، فرانسه، روسیه، برزیل،ژاپن و بریتانیا.

در ایران آمار دقیقی برای برای تعداد بلیط فروخته شده وجود ندارد و عمدتا فقط به رقم فروش سینماها اشاره می‌شود. متوسط قیمت بلیت در ایران 2/5 دلار است، در حالی که متوسط قیمت بلیت سینما در کویت 11/5 دلار، لبنان 9 دلار، امارات متحده عربی حدود 12 دلار است.
 

شاخص سالانه سینما
شاخص سالانه سینما رفتن در آمریکا 3/7دهم، فرانسه 3/2 ، بریتانیا 2/6و آلمان 1/5، به این معنی که به طور متوسط هر فرد فرانسوی، بیش از دو برابر یک آلمانی به سینما می رود. این رقم در ایسلند - که در سال های اخیر فیلم های متفاوت و جذابی را هم به جهان سینما عرضه کرده است - 4/3 است که بیش از همه کشورهای اروپاست و تنها کره جنوبی به چنین رقم حیرت انگیزی می رسد.

اهالی بوسنی و هرزگوین و همین طور مقدونیه، با شاخص سالانه تنها 0/2 ، کمترین میزان استقبال از سینما در اروپا را به نمایش می گذارند. این رقم به این معنی است که اهالی این دو کشور، به طور متوسط هر پنج سال یک بار به سینما می روند. در میان کشورهای آمریکای لاتین، مکزیکی ها بیشترین شاخص سالانه سینما رفتن 2/6 و برزیلی‌ها کمترین (کمتر از یک) را در اختیار دارند. این رقم در الجزایر نزدیک به صفر و در مصر و مراکش تنها یک دهم است، به این معنی که به طور متوسط هر مصری یا مراکشی هر ده سال یک بار به سینما می رود.

شاخص سالانه سینما رفتن در ایران به طور متوسط 0/3 است یعنی به طور متوسط هر ایرانی هر ده سال سه بار به سینما می رود.

مقایسه سینما ایران و سینمای جهان

تعداد سینما

همان طور که باز می توان حدس زد حوزه آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا) بیشترین تعداد (پرده) سینما را دارند: 43500سالن سینما چین طی چهار سال از 13000 پرده سینما به رقم قابل توجه 41000 سینما رسیده که رشد حیرت انگیزی را در سینماسازی در این کشور به نمایش می گذارد. هند حدود 11500 پرده سینما، فرانسه 5800 و بریتانیا 4100 پرده سینما دارند.

در اتحادیه اروپا بیشترین تعداد سینما از آن فرانسه است و پس از آن، به ترتیب ایتالیا، آلمان، بریتانیا و اسپانیا. بجز این چهار کشور تنها لهستان کمی بیش از هزار پرده سینما دارد و باقی کشورها کمتر از هزار پرده سینما دارند. کمترین تعداد سینما در اتحادیه اروپا به کشور کوچک لوگزامبورگ تعلق دارد که تنها 32 پرده سینما دارد.

در ایران حدود 550 پرده نمایش فیلم وجود دارد که به نسبت جمعیت و پراکندگی جغرافیایی عدد پائینی است.


تولید فیلم
بیشترین تعداد فیلم (بلند) را در جهان هند تولید می کند؛ با رقم قابل توجه 1900 فیلم در سال که دو برابر رتبه دوم است.اما جالب این که چین گوی سبقت را از آمریکا ربوده و جدول چندین ساله تولید فیلم از نظر تعداد را که به هند و آمریکا تعلق داشت، دچار تغییر کرده است. چین940 فیلم بلند تولید کرده که رشدی 37 درصدی را طی یک سال به نمایش میگذارد.

ژاپن، کره جنوبی، فرانسه، آلمان، اسپانیا، ایتالیا و بریتانیا به ترتیب رتبه های بعدی را در اختیار دارند. در بیست و هشت کشور اتحادیه اروپا مجموعاً ۱۷۴۰ فیلم سینمایی(داستانی و مستند سینمایی) تولید شده که از این میان ایتالیا با تولید 142 فیلم کاملاً ملی( بدون محاسبه تولیدات مشترک) در صدر است و پس از آن فرانسه با 125 فیلم و بریتانیا با 107 فیلم. قبرس، لتونی و اسلواکی هر کدام تنها دو فیلم کاملاً داخلی در یک سال تولید کرده اند.

سینمای ایران با تولید حدود 150 فیلم در سال آمار چشمگیری در تولید فیلم در سینمای جهان دارد.

مقایسه سینما ایران و سینمای جهان

سینمای آمریکا یا سینمای اروپا؟

بحث سیطره اقتصادی سینمای آمریکا در اروپا، بحث کهنه اما همچنان درگیر کننده ای است که در کشورهایی چون فرانسه کماکان داغ است؛ جایی که تولیدات ملی تنها حدود 36 درصد بازار را در اختیار دارند. 28 کشور اتحادیه اروپا طبیعتاً بازار بسیار بزرگی را در جهان سینما به خود اختصاص داده اند، اما شاید همه پاسخ این پرسش را می دانند که بیش از 510 میلیون جمعیت اتحادیه اروپا، بیشتر به تماشای فیلم های آمریکایی می روند یا اروپایی؟

بیش از 67 درصد بلیت فروش رفته در یک سال در اتحادیه اروپا به فیلم های آمریکایی اختصاص دارد و کمی بیش از 26 درصد نصیب فیلم های اروپایی شده است. بیش از 3 درصد به فیلم های تولید مشترک آمریکا و اروپا اختصاص دارد و تنها 2/3 درصد از فروش بلیت سینماها در اتحادیه اروپا به فیلم های بقیه کشورهای جهان می رسد که رقم بسیار اندکی است.سینمای هند 85 درصد ، ژاپن 63درصد و چین 58 درصد فروش کل بلیت هایش را از آن سینمای ملی خود می کنند.

و اما عجیب ترین آماری که درباره ایران وجود دارد، 97/2 درصد از بلیت فروشی سینما در ایران از آن تولیدات داخلی است که این رقم در هیچ کشور دیگری در جهان مشابهی ندارد.


و ...
با توجه به آمار فوق می توان پی برد که در مقایسه با سینمای جهان هنوز راه طولانی در پیش داریم، در زمینه زیر ساخت‌های سینما به جد باید کار کرد و تعداد 550 سالن سینما برای 80 میلیون جمعیت بسیار کم است و با احداث و بهربرداری پردیس‌های سینمای امکان یک تحول و شکوفایی در زمینه سینما داریم، تبلیغات و بستر سازی برای عرضه سینما ایران یکی دیگر از راه‌های رسیدن به گیشه گسترده‌تر است، از طرفی دیگر با اعتماد به هنرمندان و دوری از فضا شک و سوءظن می توان بسیاری از قصه های نگفته را بر پرده های سینما دید.

باید به مدیران سینمایی گفت بجای برگزاری انواع و اقسام جشنواره‌های سینمایی، برنامه های تکراری و صرف هزینه های ریز و درشت - برای تعداد محدودی مخاطب - با استراتژی درست و نگاهی کلان به بازار سینمای ایران، مخاطبان خاموش را به سینماها کشاند، در بسیاری از موارد تماشاچی به علت دور بودن از سالن سینما و هزینه‌بر بودن آن است که سال‌ها از سینما دور بوده است، نزدیکی و در دسترس بودن یک پارامتر مهم برای مخاطبان است که آنها همراه با عزیزانشان برای ساعاتی خود را به جادو سینما بسپارند و از مشغله‌های روزمره دور شوند.


 منبع: هالیوود ریپورتر، اسکرین دیلی، بی‌بی‌سی

مرگ جانسوز مادر

متن غمگین برای مادر فوت شده | متن و نوشته یادبود مادران از دست رفته

 

 

 

 

مرگ مادرم

رمز من و عشق، نام زیبایت بود
جنت، فرشی به زیر پاهایت بود
روزی که تو را شناخت ناباوری ام
حيف که زندگی منهایت بود

متن غمگین برای مادر فوت شده | متن و نوشته یادبود مادران از دست رفته

 متن غمگین برای مادر فوت شده | متن و نوشته یادبود مادران از دست رفته

امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم
می‌دانم جای تو خوب است
وفرشته هاي‌ آسمان امروز را برایت جشن می‌گیرند

 

متن غمگین برای مادر فوت شده | متن و نوشته یادبود مادران از دست رفته

 

بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون خوش بود
اکنون بزرگ شده ام مادرم را می‌خواهم , نه برای گرفتن گوشه چادرش
می خواهمش که با گوشه چادرش اشکهایم را پاک کنم.
نه این که دلم خوش شود که میدانم نمیشود !
شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادر مادرم

 

متن غمگین برای مادر فوت شده | متن و نوشته یادبود مادران از دست رفته

متن غمگین برای مادر فوت شده | متن و نوشته یادبود مادران از دست رفته

به کدامین صبر می شود بی تو زیست مادر

تنها بهانه ام برای روزهای زرد و خیس
نگاه خدا و دست هاي‌ تو بود

مرگ مادرم را هنوز باور نكرده ام

مــــادر که بود، همه ی بودند
بند رخت پر بود از پوست زندگی

 بیست نهم دی ماه1397 بامدادبرفی شهرم  را درحالی اغاز کردم وغافل از همه جا بعد ازیک شیفت خسته کننده عازم منزل بودم  باصحنه ای مواجه شدم که روح وروانم را برای همیشه درماتم برد. مادرم که تکیه گاه وکوه زندکی خودم وبچه ها م بود ارام دررختخوابش بدون خداحافظی از بچه هاش  به عرش سفر کرده بود .مادر بدان که تا دیدار درقیامت بیادت خواهم بود وتاریخ برای من به دوره قبل وبعد از بیست ونهم دی ماه شوم تقسیم خواهد شد. مادر حلالم کن

به یاد مادر تازه سفر کرده ام وجمیع رفتگان خوانندگان این ستون فاتحه ای برای شادی روح ان عزیزان سفر کرده بفرستیم

مرتفع ترین و کم ارتفاع ترین کشورهای جهان

مرتفع ترین و کم ارتفاع ترین کشورهای جهان

 
 
مرتفع ترین و کم ارتفاع ترین کشورهای جهان
آیا شما هم از آن دست کسانی هستید که به مناظر خیره کننده مرتفع و هوای بسیار تمیز و یا به مناطق کم ارتفاع علاقه دارید؟ اگر جواب شما مثبت است باید بدانید که بهترین گزینه پیش روی شما سفر به کشور بوتان و یا مالدیو خواهد بود. بوتان کشوری که به طور میانگین مرتفع ترین کشور جهان بوده و بیشترین ارتفاعات جهان را در آن است. در حالی که دره «درانگمه چهو» 97 متر پایین تر از سطح دریا قرار می گیرد، قله «گانگخار پونسوم» در ارتفاع 7.570 متری از سطح دریا بوده و بدین ترتیب میانگین ارتفاع کشور بوتان 3.280 متر محاسبه خواهد شد. برای مقایسه باید بدانید که قله «بن نویس» بریتانیا که بلندترین قله این کشور محسوب می شود تنها 1.345 متر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته است.
اما دسترسی به کشور بوتان که به تازگی یکصد و دهمین سالگرد استقلال خود را جشن گرفته است کار آسانی نیست. رفتن به آنجا بسیار پرهزینه است زیرا دولت بوتان برای هر گردشگری که وارد کشور می شود مالیاتی قابل توجه وضع کرده است. علاوه بر این سفر به بوتان بسیار مشقت بار و خسته کننده خواهد بود زیرا تنها 5 کشور در جهان هستند که به این کشور پرواز مستقیم دارند. یکی دیگر از سختی های سفر به کشور بوتان این است که این سفر می تواند بسیار ترسناک نیز باشد زیرا، برای مثال، فرودگاه «پارو» در این کشور چالش برانگیزترین و سخت ترین فرودگاه جهان برای خلبانان شناخته شده است و فرود آمدن در آن بسیار دشوار عنوان می شود. بدین ترتیب جای تعجب نیست که سالانه تنها تعداد بسیار کمی می توانند از این کشور زیبا دیدن کنند. اما کسانی که موفق شوند خود را به بوتان برسانند از مناظر کوهستانی خیره کننده، معابد شبیه قلعه و سبک زندگی که برای قرن ها تغییری نداشته لذت خواهند برد.
البته بوتان تنها یکی از گزینه های شماست و اگر می خواهید به سرزمین های مرتفع سفر کنید می توانید سراغ نپال، تاجیکستان، قرقیزستان و لسوتو بروید. لسوتو تنها کشوری در جهان است که به طورمتوسط ارتفاعی بالاتر از 2.000 متر نسبت به سطح دریا دارد. قاره جنوبگان با 2.300 متر ارتفاع از سطح دریا مرتفع ترین قاره بوده و در اروپا نیز کشور آندورا با 1.996 متر ارتفاع از سطح دریا مرتفع ترین کشور این قاره به شمار می آید.
 
 
مرتفع ترین کشورهای جهان
 
 
1. بوتان: 3.280 متر (ارتفاع متوسط از سطح دریا)
botan
2. نپال: 3.265 متر
nepal
3. تاجیکستان: 2.988 متر
تاجیکستان
4. قرقیزستان: 2.988 متر
قرقیزستان
5. لسوتو: 2.161 متر
lesoto
6. آندورا: 1.996 متر
andora
7. شیلی: 1.871 متر
شیلی
8. چین: 1.840 متر
چین
9. ارمنستان: 1.792 متر
ارمنستان
10. گرینلند: 1.792 متر
گرینلند
11. رواندا: 1.598 متر
revanda
12. پرو: 1.555 متر
پرو
13. مغولستان: 1.528 متر
مغولستان
14. گرجستان: 1.432 متر
گرجستان
در آن سوی این رده بندی کشور مالدیو قرار دارد که ارتفاع متوسط آن از سطح دریا کمتر از 2 متر است. این مجمع الجزایر زیبا در چنان ارتفاع ناچیزی نسبت به سطح دریا قرار دارد که بیم آن می رود تا اواخر قرن 21 به طور کامل به زیر آب برود. از دیگر نقاط پست جهان می توان به قطر، هلند، گامبیا، دانمارک و استونی اشاره کرد که به ترتیب کم ارتفاع ترین کشورهای جهان لقب گرفته اند.
 
کم ارتفاع ترین کشورهای جهان
 
1. مالدیو: 2 متر (ارتفاع متوسط از سطح دریا)
مالدیو
2. قطر: 28 متر
قطر
3. هلند: 30 متر
هلند
4. گامبیا: 34 متر
gambya
5. دانمارک: 34 متر
دانمارک
6. استونی: 61 متر
استونی
7. سنگال: 69 متر
سنگال
8. گینه بیسائو: 70 متر
گینه
9. ترینیداد و توباگو: 83 متر
trinidad
10. بنگلادش: 85 متر
bangeladesh
11. لیتوانی: 87 متر
litvani
12. قبرس: 91 متر
ghebres
13. کویت: 108 متر
koveyt
14. کوبا: 108 متر
کوبا
15. اروگوئه: 109 متر
orogoee

هفت شهرمرتفع جهان

مانند بسیاری از باکتری های میکروسکوپی که در شرایط دشوار و محیط هایی که امکان حیات وجود ندارد ، شروع به رشد و تکثیر می کنند , انسان نیز در شرایط مختلف و سخت شروع به رشد و تکامل کرده است. قانون برای همه جانداران ساده و یکسان است. اگر می خواهی زنده بمانی از شرایط سخت موجود “قوی تر” باش و با همین قانون غریزی تکامل بشر در طول هزاران سال از صحراهای سوزان جهان تا یخ های منجمد قطبی ، شکل گرفت.

در این بین برخی از جوامع تکاملشان برای بهتر زیستن در نقاط مرتفع دنیا بود. در کوه های خشنی که در حالت عادی امکان زیستن دائمی وجود ندارد. اما قانون ساده ی “بقا” باعث رشد انسان در این نقاط شد و جوامع به تدریج بزرگ و بزرگ تر شدند تا اینکه شهرهایی در ارتفاعات شکل گرفتند. برخی از این شهرها ارتفاعشان به قدریست که افراد عادی سایر نقاط زمین قادر به زندگی کردن در آنها نیستند.

امروزه حدود ۱۴۰ میلیون انسان بر روی کره زمین به طور دائم در ارتفاعی بالای ۲۵۰۰ متر زندگی می کند.

عمده این شهرها در رشته کوه هیمالیا و رشته کوه بزرگ آند قرار دارند. در نوشتار زیر شما را با هفت شهر مرتفع دنیا بیشتر آشنا خواهیم کرد ، هفت شهری که همه آنها ارتفاعی بالاتر از ۳۰۰۰ متر را دارند.
شماره هفت

شهر لهاسا Lhasa

lhasa-36

 

لهاسا مرکز ایالت خودمختار تبت و دومین شهر بزرگ فلات تبت است. این شهر ۵۵۰،۰۰۰ نفری در ارتفاع ۳۶۰۰ متری قرار دارد. بعد از اشغال لهاسا توسط نظامیان جمهوری خلق چین ، از آن بعنوان مرکز استان تبت یاد می شود.

عمده شهرت لهاسا به دلیل وجود مهمترین مراکز فرهنگی بوداییان در این شهر است.
شماره شش

شهر ارورو Oruro

oruro-26

ارورو یکی از شهرهای کشور بولیوی است که در ابتدای سالهای ۱۶۰۰ میلادی اردوگاه معدنچیان نقره بود. این شهر ۲۴۰،۰۰۰ نفری در ارتفاعی بالاتر از ۳۷۰۰ متر قرار دارد. هم اکنون از معادن ارورو قلع استخراج می شود . در سالیان گذشته معدن قلع ارورو مهمترین معدن قلع دنیا بود اما هم اکنون میزان قلع استخراجی از آن نیز رو به کاهش است.
شماره پنج

شهر جولیاکا Juliaca

juliaca-26

جولیاکا بزرگترین شهر محدوده جنوب شرقی کشور پرو است. این شهر با ارتفاع ۳۸۲۵ متری یکی از مراکز اقتصادی و شاهراه های ترانزیتی مهم کشور پرو است. جولیاکا جمعیتی معادل ۲۳۰،۰۰۰ نفر دارد.
شماره چهار

شهر شیگاتسه Shigatse

shigatse-26

شهر شیگاتسه دومین شهر بزرگ در منطقه خود مختار تبت در جمهوری خلق چین است. این شهر ۱۰۰،۰۰۰ نفری در ارتفاع ۳۸۴۰ متری و در بین دو رود سانگپو و نیانگ در غرب تبت واقع است و یکی از شهرهای مهم و بزرگ منطقه خود مختار تبت تلقی می شود.

شهر شیگاتسه بر روی زمینی کاملا مسطح  بنا نهاده شده بطوریکه از اطراف توسط کوه های مرتفع تر احاطه شده است.
شماره سه

شهر پوتوسی Potosi

potosi-36

پوتوسی یکی دیگر از شهرهای مرتفع دنیاست که در کشور بولیوی و در رشته کوه آند واقع شده است. این شهر با ارتفاعی معادل ۴۰۹۰ متر در ابتدا یک اردوگاه برای معدنچیان نقره بود اما در طول زمان رشد کرد و هم اینک با جمعیت ۲۴۰،۰۰۰ نفری از شهرهای مهم بولیوی محسوب می شود.

یکی دیگر از شهرت های این شهر رصد خانه تاریخی ای است که در قله ۴۸۲۴ متری مجاور شهر قرار دارد.

پوتوسی در گذشته یکی از مستعمره های اسپانیا بود و در حد فاصل سالهای ۱۵۵۶ تا ۱۷۸۳ حدود ۴۵،۰۰۰ تن نقره خالص از پوتوسی به اسپانیا منتقل شد. معدن کاری گسترده حتی باعث شد که ارتفاع قله مجاور شهر چند صد متر کوتاه تر شود.

در حدود سال ۱۶۲۰ این شهر یکی از ثروتمند ترین شهرهای دنیا بود تا اینکه در سال ۱۸۰۰ نقره ذخیره شده در کوه های پوتوسی تمام شد و هم اینک این شهر از معادن مهم قلع در دنیا می باشد.

کارگران معادن پوتوسی به دلیل شرایط سخت کاری امید به زندگی بسیار پایینی دارند و بسیاری از آنها حتی بیش از ۴۰ سال عمر نمی کنند.
شماره دو

شهر ال آلتو El Alto

el-alto-12

ال آلتو یکی از کلان شهرهای بولیوی و شهری بزرگ با اقتصادی رو به رشد با جمعیت ۱٫۱ میلیون نفری است. این شهر که در ارتفاع ۴۱۵۰ متری در کوهستان آند واقع شده است زمانی یکی از شهرهای کوچک بولیوی بود که به مرور رشد کرد و امروزه می توان گفت ال آلتو مرتفع ترین کلان شهر دنیاست.

ال آلتو در ابتدا یکی از شهرهای حومه شهر لاپاز(پایتخت سیاسی بولیوی) بود اما از ابتدای قرن بیستم رشد این شهر آغاز شد تا اینکه در دهه ۸۰ میلاذی سرانجام از لاپاز جدا  و یک شهر جدا در نظر گرفته شد.
شماره یک

شهر لا رینکونادا La Rinconada

la-rinconada-26

شهر لارینکونادا در کشور پرو و در رشته کوه آند بی شک مرتفع ترین شهر مسکونی جهان است. این شهر که در ارتفاع ۵۱۰۰ متری از سطح آبهای آزاد شکل گرفته در ابتدا اردوگاه موقت معدنچیان طلا بوده که به مرور زمان بزرگ و بزرگ تر شده است. با اینکه امروزه جمعیتی حدود ۵۰،۰۰۰ نفر در این شهر زندگی می کنند و همچنین با وجود معادن طلا در کوه های اطراف ، اما وضع زندگی ساکنان آن بسیار اسفناک است.

این شهر هیچ لوله کشی و سیستم دفع فاضلابی ندارد ، آبهای زیر زمینی آلوده شده اند و وضع معیشتی مردم آن چندان مناسب نیست. اما وجود معادن طلا باعث شده مردها همچنان به زندگی در این نقطه ی مرتفع و با شرایط سخت ادامه دهند.

حتی نوع پرداخت به معدنچیان نیز با سایر نقاط دنیا متفاوت است. در اینجا معدنچیانی که اغلب از راههای دور به اینجا مهاجرت می کنند ۳۰ روز کاری بدون هیچ پرداختی کار می کنند و در روز سی و یکم به جای دستمزد اجازه دارند از سنگ های طلا برای خود استفاده کنند.

جزیره خارک

ا

تلفظ نام جزیره و شهر آن به هر دو شکل «خارک» و «خارگ» متداول است. مردم محلی، شهر و جزیره را «خارگ» می‌نامند؛ اما در منابع مکتوب «خارک» به کار رفته است. آثار تاریخی و جغرافیایی سده‌های میانه نیز تلفظ خارک را ضبط کرده‌اند که مشخص نیست آیا گونه درست آن بوده یا محصول تعریب نام خارگ بوده است. در نوشته‌ها و نقشه‌های اروپایی نیز هر دو نام Khark و Kharg به کار می‌روند، اما شکل نخستین بیشتر متداول است.

جزیره خارگ

ویژگی‌های طبیعی جزیره خارک

این جزیره از فسیل‌ها و اندام‌های مرجان‌ها، دوکفه‌ای‌ها و دیگر جانداران دریایی که آمیخته با ذرات ماسه هستند، تشکیل شده و تنها لایه‌ای نازک از سطح جزیره که ضخامتی در حدود بیست سانتیمتر تا پنج متر و چگالی‌ در حدود ۱٫۵ دارد، دارای سختی بیشتر است. لایه‌های زیرین (که در برش‌های عمودی دیده می‌شوند) از بافتی نرم و رسوبی ساخته شده است که در برابر جریان آب کم دوام هستند. در بسیاری از نواحی خارک، فرسایش آب و باد موجب از بین رفتن لایه‌های زیرین و سقوط و تلاشی لایه‌های مقاوم فوقانی شده است که حامل آثار و نقوش باستانی هستند. این روند فرسایش هم اکنون هم در حال تغییر مختصات ناهمواری‌های جزیره است.

جزیره خارگ

جزیره خارگ

جزیره خارگ

جزیره خارگ

جزیره خارگ

در گذشته‌های دور و نزدیک، بسیاری از صخره‌های مرجانی و زیبای خارک برای ساخت‌وسازهای گوناگون به بندرهای گوناگون خلیج فارس همچون گناوه، آبادان و کویت حمل می‌شده است.

جزیره خارک از معدود جزیره‌های خلیج فارس است که آب شیرین فراوان داشته است. آب شیرین جزیره خارک در طول تاریخ علاوه بر گودال‌های طبیعی از طریق حفر ده‌ها چاه آب و رشته‌های قنات و نیز هدایت مصنوعی آب‌های سطحی فراهم‌ شده از بارندگی‌ها به سدهای کوچک و گودال‌های طبیعی جزیره فراهم می‌شده است. در سراسر جزیره بازمانده‌های دایر یا بایر سامانه‌های گردآوری و استحصال آب شیرین به چشم می‌خورد که عبارت‌اند از راه‌آبه‌های کوچک و بزرگ هدایت آب به چاله‌های طبیعی یا دست‌ساخته تا چاه‌هایی که ده‌ها متر در دل سنگ کنده شده و گاه دارای چرخ‌های آبکشی با نیروی گاو و دیگر چارپایان بوده‌اند و نیز کاریزهای کهنسالی که در جابه‌جای جزیره دیده می‌شوند و به دلیل بی‌توجهی در حال تخریب و نابودی هستند. برخی از این چاه‌ها همچنان دارای آبی بسیار شیرین هستند که بهره‌برداری چندانی از آنها نمی‌شود. همچنین چاه‌های دیگری نیز در جزیره وجود دارند که مردمان خارک، به مانند دیگر نواحی جنوبی ایران، در انتهای آنها درختان مو را می‌کارند. این درختان بدون نیاز به آبیاری و با استفاده از رطوبت اعماق چاه، هر کدام سالانه تا چند صد کیلو انگور بار می‌دهند.

جزیره خارگ

جزیره خارگ

هر چند که به دلیل نبود یا کمبود خاک حاصلخیز در جزیره، زیستگاه گیاهی قابل توجهی شکل نگرفته است، اما در سراسر جزیره درختان «لیل/ لور» یا انجیر معابد توانسته‌اند با انطباق خود با ویژگی‌های اقلیمی رشد کنند. این درختان بسیار بزرگ و پرسایه که دارای ریشه‌های هوازی هستند در سراسر جزیره به فراوانی دیده می‌شوند. ریشه‌های این درخت از خاک بیرون آمده و با پیچیدن بر تنه درخت از آن بالا رفته و دگرباره از شاخه‌های آن آویزان شده‌اند. این ریشه‌ها آب و غذای مورد نیاز درخت را به جای زمین از باد و هوا دریافت می‌کنند. از همین روی است که اسطوره‌های در پیوند با زمین در میان مردمان جزیره شکل نگرفته و اسطوره‌ها و باورهای در پیوند با آب و باد و دریا در میان آنان بیشتر شکوفا شده است. درخت سدر یا کُنار نیز از دیگر درختان مهم و فراوان جزیره است که به دلیل شرایط زیست‌بومی نتوانسته‌اند به بزرگی درختان کنار در دامنه‌های زاگرس بشوند.

جزیره خارگ

جزیره خارگ

حیات وحش خارک بسیار محدود و منحصر به گله‌های کم‌شماری از آهو که روزبه‌روز کمتر می‌شوند و مارهای بزرگ و سمی است که طول آنها به یک تا یک‌ونیم متر می‌رسد. پرندگان مهاجر فراوانی نیز فصل زمستان را در کرانه‌های خارک می‌گذرانند.

جزیره خارگ

جزیره خارگ

اقلیم خارک دربردارنده ویژگی‌های خاص، چشم‌اندازی شگرف و تفاوت‌هایی قابل ملاحظه با دیگر نواحی ایران است که اکنون تمام قابلیت‌های آن به پای صنعت نفت از میان رفته است.

جزیره خارک که در ۲۹ درجه و ۱۵ دقیقه و ۲۵ ثانیه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۲۰ دقیقه و ۲۹ ثانیه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ و در ۴۶ کیلومتری غرب بوشهر واقع شده، در ژرف‌ترین بخش خلیج فارس قرار گرفته است. زمین‌شناسان پیدایش آن را به حدود ۱۴۰۰۰ سال پیش نسبت می‌دهند.

ارتفاع خارک از سطح دریا، در مرکز ۸۳ متر است و در امتداد طول این جزیره تپه‌های فراوانی در جهت شمال و جنوب به چشم می‌خورد. یکی از ارتفاعات جزیره خارک کوهی معروف به «تخت» است که ۷۶ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. ارتفاعات مرکزی، این جزیره را به شکل یک کشتی بادبانی در آورده و همین ارتفاعات در مقابل بادهای تند شمالی قد علم کرده و سواحل جنوبی را برای پهلو گرفتن کشتی‌ها آرام و مطلوب کرده است.

جمعیت خارک اکنون بیش از ۲۰۰۰۰ نفر است که حدود ۷۰درصد آن‌ها مهاجرانی هستند که به دنبال استقرار شرکت ملی نفت، ساکن این جزیره شده‌اند.

جزیره خارگ

شرکت ملی نفت‌کش، شرکت پایانه‌ها و صادرات مواد نفتی و شرکت نفت فلات قاره، شرکت پتروشیمی، فرودگاه، بیمارستان، دانشگاه آزاد اسلامی و… از جمله تأسیسات موجود در جزیره محسوب می‌شوند.

روایت‌های تاریخی از خارک

جزیره‌ی خارک، به روایت یونان، «ایکاریا» خوانده شده و «بلین» مورخ رومی، در قرن اول پیش از میلاد، آن را «آراکیا» و «استرابون»، مورخ یونانی، از خارک به نام «ایکاره» یاد کرده است.

جزیره خارگ

رومن گیرشمن در مورد وجه تسمیه خارک معتقد است که میان لفظ خارک با نام تاریخی «خاکس» و میان لفظ خارکس و لفظ «خواسپس» که نام تاریخی رود کرخه است، رابطه‌یی وجود دارد.

سعید نفیسی می‌نویسد که نام جزیره خارک از کلمه خاراکنه گرفته شده و جزیره خارک امروز جزو همین سرزمین خاراکنه بوده است.

آثار تاریخی جزیره خارک

جزیره خارک یا به قول جلال آل احمد «دُر یتیم خلیج فارس» با قدمتی طولانی در درازای تاریخ دارای حیات بوده است. در این جزیره از دورترین ایام به ویژه دوران تاریخی پیش از اسلام و دوران اسلامی، آثار تاریخی بسیاری بر جای مانده است که به معرفی مختصر آن‌ها می‌پردازیم.

جزیره خارگ

گور معبدهای پالمیران

در بخشی از کوهستان جزیره‌ی خارک گورهای فراوانی احداث شده است که با توجه به عمق کم و سطح مدور بعضی از این گورها، آن‌ها را به زرتشتیان نسبت می‌دهند. همچنین روی بعضی دیگر از این گورها که دارای مدخل‌های کوتاهی هستند، نقش صلیب دیده می‌شود. این هم نشان‌گر این است که مسیحیان مرده‌های خود را در آن جا به خاک می‌سپرده‌اند.

جزیره خارگ

جزیره خارگجزیره خارگ

جزیره خارگ

آتشکده جزیره خارک

در ضلع شرقی بقعه امامزاده میرمحمد و روی یک بخش کوهستانی خارک زیربنای یک آتشکده مربوط به عصر ساسانیان وجود دارد که به طور کامل تخریب شده و اکنون روی این زیر بنا، ساختمان کوچکی جهت تأسیسات زلزله‌نگاری ساخته شده است.

گور دلمن در جزیره خارک

یکی دیگر از آثار مهم تاریخی موجود در جزیره‌ی خارک، دو تخته سنگ بزرگ بر فراز کوهستان جزیره است که به صورت ضربی روی هم قرار دارند. «گیرشمن» معتقد است که این اثر یک نمونه از گورهای دلمن بوده و متعلق به هزاره‌ی یکم پیش از میلاد مسیح در حدود سه هزار سال پیش است. اهالی خارک این اثر را «خواهران» نامیده و معتقدند این دو سنگ در واقع دو خواهر بوده‌اند که برای دوری از اجنبی‌ها از خداوند خواستند آن‌ها را به صورت سنگ درآورد.

امامزاده میر محمد حنفیه

یکی از مهم‌ترین و با ارزش‌ترین آثار تاریخی و فرهنگی جزیره‌ی خارک آرامگاهی است که در قسمت جنوب‌غربی جزیره همچون نگینی خودنمایی می‌کند.

بنای این آرامگاه که تاریخ ۷۳۸ ه.ق را بر خود دارد، مربوط به حکمرانی سلسله‌ی سلجوقیان در ایران است. این بنا با دو گنبد هرمی شکل مضرس و گنبد مدور کوچک،‌ زیبایی خاصی را به وجود آورده است. فضای درونی این بقعه با کاشی کاری ستاره‌ایی و هشت ضلعی تزیین شده است.

جزیره خارگ

بر اساس اعتقادات اکثر محققین و مورخین، این بقعه آرامگاه محمد حنفیه فرزند امیر المومنین علی (ع) است و کتیبه‌ایی نیز بدین مضمون در داخل آرامگاه وجود دارد:

«هذه المشهد امیر المومنین محمد بن امیر المومنین علی (ع) (کتیبه حسین النجاری)

بنا بر اعتقادی، میرمحمد حنفیه فرزند حضرت علی (ع) بر اثر ظلم و ستم بنی امیه و بنی مروان نسبت به خاندان بنی هاشم از مدینه مهاجرت کرده و در راه بصره، در خارک اقامت گزیده و به دلیل مسمومیت فوت کرده است. کاشی‌کاری فضای دیوارهای داخلی آرامگاه، اغلب زرین فام و دارای اهمیت فراوانی است. آرامگاه میرمحمد حنفیه از مهم‌ترین زیارتگاه‌های موجود در جنوب ایران است».

مجموعه آرامگاه میر ممد حنفیه با شماره ۲۲۰۵ توسط سازمان میراث فرهنگی کشور در فهرست آثار ملی ثبت شده است.

قلعه پرتغالی‌ها در شمال شرقی جزیره که توسط «بارون کنیپ هاوزن» در سال ۱۷۴۸ میلادی ساخته شده، از دیگر آثار تاریخی خارک محسوب می‌شود. برج و باروهای این قلعه اکنون به طور کامل تخریب شده است.

گورستان مسیحیان، آب انبار، قناعت، گورستان اهل سنت و بقعه پیر علم دار، از جمله دیگر آثار تاریخی و فرهنگی جزیره‌ی خارک محسوب می‌شود.

صنعت نفت در جزیره خارک

جزیره خارک بزرگ‌ترین بندر صادراتی نفت خام کشور تلقی می‌شود. در طول جنگ ایران و عراق بیش از ۹۰درصد صادرات نفت ایران از این جزیره انجام می‌گرفت. از این‌رو بود که نیروی هوایی عراق، ۲۸۰۰ حمله را به این جزیره انجام داد.

جزیره خارگ

جزیره خارگ

جزیره خارگ

در سال ۱۹۱۶ میلادی برای حمل سنگ از حوالی مقبره علمدار در خارک، راه‌آهنی تا اسکله جزیره کشیده شد. این خط آهن به دست کاپیتان تامسون، افسر مهندسی سلطنتی انگلیس، ساخته شده و سنگ‌های آن به مصرف زیرسازی راه‌آهن بصره به بغداد و زیرسازی مخزن‌های پالایشگاه نفت آبادان رسید. بالغ بر ۹۰درصد اراضی این جزیره توسط شرکت‌های نفتی از جمله شرکت پایانه‌های نفتی، شرکت نفت فلات قاره و شرکت صنایع پتروشیمی و شرکت ملی نفتکش ایران مورد استفاده صنعتی و خدماتی قرار گرفته است. توسعه فضای سبز و گسترش خیابان‌ها و بلوارهای بسیار جذاب و دیدنی در بخش شرکتی باعث ساماندهی بافت جغرافیایی و ایجاد شور و نشاط اجتماعی شده است. منبع تأمین انرژی این جزیره از نیروگاه گازی جزیره خارک است.

خارگ یا جزیره خارگ که گاهی خارک نوشته می‌شود، جزیره‌ای مسکونی، متعلق به ایران و دارای اهمیت اقتصادی است که در ۳۸ کیلومتری ساحل بندر گناوه در خلیج فارس قرار دارد و از توابعاستان بوشهر به‌شمار می‌آید. جلال آل احمد این جزیره را که در ۴۶ کیلومتری غرب بوشهر واقع شده‌است «دُرّ یتیم خلیج فارس» نامیده‌است.[۱]

خارگ، شهر مسکونی آن مرکز بخش خارگ از توابعشهرستان بوشهر است. شهر خارگ ۸٫۱۹۶ نفر جمعیت دارد

 

در حدود ۷۶ کیلومتری شمال غربی بوشهر و ۳۰ کیلومتری [بندر ریگ] و ۳۵ کیلومتری بندر گناوه واقع گردیده و از لحاظ تقسیمات کشوری جزو استان بوشهر و از توابع شهرستان بوشهر است. دارای ۸ کیلومتر طول (شمال–جنوب) و ۴ کیلومتر عرض می‌باشد. ارتفاع متوسط آن از سطح دریا حدود ۳ متر است و از نظر موقعیت جغرافیایی در ۲۹ درجه و ۱۵ دقیقهٔ عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۲۰ دقیقهٔ طول شرقی قرار دارد.

از مشخصه‌های این آب و هوا، تابستان‌های گرم همراه با هوای شرجی و رطوبت محلی بدون بارندگی است. «گرمی هوا معمولاً از اسفند ماه شروع می‌شود به‌گونه‌ای که طول دورهٔ گرما حدود ۸ ماه می‌باشد. درجه حرارت در فصول سال از ۴ تا ۴۶ درجه سانتی گراد متغیر است. میانگین روزانه حرارت در زمستان ۱۷ درجه سانتی گراد و در تابستان ۳۲٫۶ درجه می‌باشد. در اواخر پاییز، به‌ویژه آذر ماه، باران‌های پاییزی شروع می‌شود که کیفیت هوا را بهبود می‌بخشد. زمستان جزیره کوتاه است.[۲]

 

Khalk.jpg
 

جزیره خارک طاقدیس ملایمی است که میانگین شیب لایه‌های سطحی آن میان ۱۰ تا ۱۵ درجه‌است. بلندترین نقطه جزیره کوه دیده‌بان نام دارد که ارتفاع آن از سطح دریا ۸۷ متر است. در این نقطه مدت‌ها پیش فانوس دریایی کوچکی نیز کار گذاشته بودند. در سوی شمال جزیره کوه تخت و در سوی جنوب آن کوه گردن‌اشتر قرار دارد.[۳]

بلندی‌های جزیره در غرب آن قرار دارند و عبارتند از: کوه تخت، کوه لشکری، کوه دیده‌بان و کوه گردن‌اشتر.[۴]

جزیره خارگ دارای شهرداری است و در قسمت شمالی آن، جزیره بسیار کوچکتر و کشیده‌ای با نامخارگو وجود دارد؛ این نام توسط بومیان منطقه بر آن نهاده شده‌است.

شهرسازی خارگ

نحوه ساخت و ساز در جزیره خارگ را می‌توان به دو گروه عمده ساخت و ساز سنتی و مهندسی تقسیم نمود. ساخت و ساز سنتی بیشتر به دست اهالی بومی و در گوشه شمال شرقی جزیره صورت گرفته‌است. مطابق قانون اهالی بومی اجازه اسکان و ساخت و ساز در ضلع شرقی باند فرودگاه جزیره را دارند و سایر نواحی جزیره در تسلط شرکت پایانه‌های نفتی ایران و وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایراناست. در این منطقه از جزیره بافت شهری فشرده و کوچه‌ها باریک و پیچ در پیچ و تراکم جمعیت بالا است. ساختمان‌ها یک طبقه و دارای حیاط کوچکی هستند. در سال‌های اخیر با پیشرفته شدن صنعت ساختمان سازی، به تعداد ساختمان‌های چند طبقه افزوده شده‌است. مصالح ساختمانی عمدتاً از بیرون جزیره تهیه می‌شوند. با افزایش جمعیت اهالی بومی و محدود بودن زمین، روز به روز بر اهمیت زمین‌های موجود افزوده می‌شود. شهر خارک دارای می‌دانی کشیده و طولانی است که در مرکز آن فضای سبز و جدول‌بندی زیبایی دارد و دور تا دور میدان ردیف مغازه‌های کوچک خواربار فروشی و بوتیک‌های لباس و سایر مایحتاج اهالی قرار دارند. پیاده‌روی این میدان مسقف بوده دارای ستون و طاق نصرت است. این میدان مرکز امور تجاری جزیره است. سایر اداره‌ها و دایره‌های دولتی از قبیل بانک‌ها (ملی، ملت، صادرات، تجارت، حکمت ایرانیان، انصار، سپه) آموزش و پرورش، سازمان تأمین اجتماعی، کمیته امداد امام خمینی، بهزیستی، مرکز بهداشتی درمانی، در این جزیره شعبه دارند.

ساخت و ساز در سایر نواحی جزیره به توسط شرکت پایانه‌های نفتی صورت گرفته و مبتنی بر اصول مهندسی است. خانه‌های ویلایی بزرگ و زیبا در دو طرح کارمند ی و کارگر ی در ساخت و سازهای قدیمی که عمدتاً در زمان حضور انگلیسی‌ها ساخته شده هنوز در جزیره دیده می‌شوند. ویلاهای کارمندی دارای محوطه‌ای بزرگ و خانه مستخدم (بوی روم) و گاراژ اختصاصی هستند. منزل‌های کارگری از کنار به یکدیگر متصل بوده و دارای حیاط کوچکی در جلوی ساختمان و حیاط بزرگتری در پشت ساختمان و کوچه باریکی در حد فاصل در حیاط‌های پشتی هستند. در سال‌های اخیر ساخت و ساز به شیوه آپارتمان ی در جزیره بیشتر شده که با آب و هوای گرم جزیره همخوانی ندارد.

در این جزیره یکی از مهم‌ترین پایانه های صادرات نفت جهان بنا شده‌است. در طول جنگ ایران و عراقبیش از ۹۰٪ از صادرات نفت ایران از این جزیره انجام می‌گرفت.[۵] از اینرو بود که نیروی هوایی عراق، ۲۸۰۰ حمله را به این جزیره انجام داد.[۶]

در سال ۱۹۱۶ میلادی برای حمل سنگ از حوالی مقبره علمدار در خارگ، راه‌آهنی تا اسکله جزیره کشیده شد. این خط آهن به دست کاپتن تامسون، افسر مهندسی سلطنتی انگلیس ساخته شده و سنگ‌های آن به مصرف زیرسازی راه‌آهن بصره به بغداد و زیرسازی مخزن‌های پالایشگاه نفت آبادانرسید.[۷] بالغ بر ۹۰ درصد اراضی این جزیره توسط شرکتهای نفتی از جمله شرکت پایانه‌های نفتی، شرکت نفت فلات قاره و شرکت صنایع پتروشیمی و شرکت ملی نفتکش ایران مورد استفاده صنعتی و خدماتی قرار گرفته‌است. توسعه فضای سبز و گسترش خیابانها و بلوارهای بسیار جذاب و دیدنی در بخش شرکتی باعث ساماندهی بافت جغرافیایی و ایجاد شور و نشاط اجتماعی گردیده‌است که از نقاط مشهور آن می‌توان به بلواردریا، بلوار خلیج فارس، بلوار نظارت (بلوار مهندس خواجه احمدی) خارگ، بلوار نفت، بلوارشهدای خارگ، بلوار دولت اشاره نمود. این جزیره به دلیل اهمیت اقتصادی و استراتژیک در جنگ ایران و عراق ۲۸۸۰ بار مورد حمله هوایی قرار گرفته‌است.[۸]

منبع تأمین انرژی این جزیره از نیروگاه گازی جزیره خارگ است.

کتیبه باستانی

سنگ‌نبشته‌ای از دوران باستان در خارگ به زبان پارسی باستان و خط میخی موجود است که از این کتیبه به‌عنوان سندی دیگر دربارهٔ نام خلیج فارس یاد می‌شود. در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ افرادی مخفیانه به‌طور تعمدی به تخریب این سنگ‌نوشته دست زدند که هم‌اکنون تا ۷۰ درصد آن نوشته تخریب شده‌است.[۹]

اماکن قدیم خارگ[ویرایش]

اماکن جزیره خارگ پیش از استقرار صنعت نفت از شرق به سمت غرب عبارت بودند از:

  • آثار قلعه هلندی‌ها، گورستان اسلامی، آبادی خارک، خط راه‌آهن، گورستان مسیحی، قبر ابوبکر، قبر علمدار، باغ هلندی‌ها، گورستان پیش‌اسلامی، دخمه‌ها، بقعه میر محمد، قبر دیده‌بان، کرّه‌انگیزها، دو خواهرون (که متأسفانه اکنون تخریب گردیده‌است).

دین و مذهب

دین بومیان جزیره اسلام و مذهب شان شیعه و سنی می‌باشد.

 

شرکتهای چند ملیتی دنیا

کی از مهم‌ترین ویژگی اقتصاد بین‌الملل در دوران پس از جنگ جهانی دوم، گسترش و توسعه فعالیت «شرکت‌های چند ملیتی» در سراسر جهان می‌باشد. تاکنون تغییرات و تحولات عمده‌ای در این زمینه به‌وقوع پیوسته و نقش این شرکت‌ها به‌عنوان بخشی از واقعیت کنونی جهان معاصر تثبیت گردیده است. این شرکت‌ها به‌عنوان بخش مهمی از اقتصاد جهان، از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و گسترش فعالیتشان از مرز کشورها فراتر رفته و در سراسر جهان توسعه یافته است. به موازات گسترش جهانی این شرکت‌ها، کشورهای تازه صنعتی به‌صورت یکی از مراکز اصلی حضور و فعالیت این شرکت‌ها در آمده است؛ چراکه به‌رغم علاقه‌مندی این شرکت‌ها به سرمایه‌گذاری در کشورهای توسعه یافته، کشورهای در حال توسعه هم با اتخاذ سیاست‌هایی درصدد جلب توجه این شرکت‌ها جهت سرمایه‌گذاری در کشورشان بوده‌اند.

تاریخچه فعالیت شرکت‌های چند ملیتی

مفهوم شرکت چند ملیتی (Multinational corporation) محصول دوره پس از جنگ جهانی دوم است و کاربرد متداول تعبیر چند ملیتی از هنگام انتشار ضمیمه اختصاصی مجله «بیزنس ویک» (Business Week) تحت عنوان شرکت‌های چند ملیتی آغاز گردید (رهنما، ۱۳۵۷، ص ۷۸)، اما نقش کنونی شرکت‌های چند ملیتی در اقتصاد جهانی به دوران مرکانتیلیسم (Mercantilism) برمی‌گردد. اهمیت دستیابی به منابع ارزشمند معدنی، همچون طلا و نقره سبب گردید تا کشورهای قدرتمند آن دوران، همچون بریتانیا، فرانسه، هلند، اسپانیا و پرتغال با استفاده از شرکت‌های تجاری جدیدالتاسیس، ثروت کشورهای مستعمره را به صورت شمش‌های طلا و نقره به کشور خود انتقال دهند. همزمان با گسترش قدرت این کشورها در جهان و تاسیس شرکت‌های تجاری و ناوگان‌های بزرگ دریایی، کالاهای تولیدی در کارخانجات این کشورها به سوی بازارهای محلی مناطق مستعمره سرازیر گردید و در مقابل منابع معدنی و ثروت‌های طبیعی کشورهای مستعمره به سوی کشورهای قدرتمند انتقال یافت. این دادوستد از کانال شرکت‌هایی می‌گذشت که مادر اولیه شرکت‌های چند ملیتی امروزی هستند، از مهم‌ترین این شرکت‌ها می‌توان به کمپانی‌های «هند شرقی» (the east India) و «رویال آفریکن» (Royal African) اشاره کرد. در یک تعریف جامع می‌توان گفت که شرکت‌های چند ملیتی بنگاه‌های بزرگ صنعتی- تجاری هستند که پایگاه اصلی آنها در یک کشور واقع است؛ اما علاوه بر آن در چند کشور خارجی دیگر از طریق شبکه‌ای از واحد‌ها، سازمان‌ها و شرکت‌های تابع، فعالیت تولیدی و فروش دارند. این در حالی است که برخی از نظریه‌پردازان میان مفهوم «شرکت‌های فرا ملی» (TNCs) و «شرکت‌های چند ملیتی» (MNCs) تمایز قائل شده‌اند. به گفته اینان، شرکت فراملی عمدتا در یک کشور فعالیت می‌کند؛ ولی در کشورهای دیگر نیز شعب و کارخانجاتی دارد؛ در حالی که شرکت چند ملیتی در چندین کشور فعالیت می‌کند، بدون آنکه در ارتباط با کشوری خاص مورد شناسایی قرار گیرد. البته ما در این پژوهش از اصطلاح چند ملیتی که رایج‌تر به نظر می‌رسد، استفاده کرده‌ایم.

با انقلاب صنعتی فعالیت شرکت‌های چندملیتی شکلی جدید به خود گرفت و این شرکت‌ها با همکاری بانک‌های بزرگ در کشور مادر، اقتصاد کشورهای توسعه نیافته را تحت تسلط خود درآوردند. مفهوم شرکت چند ملیتی در طول حیات خود به نام‌های گوناگون نامیده شده است: «موسسه بازرگانی بین‌المللی»، «بنگاه بین‌المللی»، «گروه شرکت‌های بین‌المللی»، «بنگاه چند ملیتی»، «شرکت‌های چند ملیتی»، «واحد بازرگانی بین‌المللی»، «گروه هم‌بسته بین‌المللی» و حتی «هیولای شرکتی ایالات‌متحده» (پل سوئز و دیگران، ۱۳۵۸، ص۷۰).

دوران پس از جنگ جهانی دوم، دوران حساسی در اقتصاد جهانی و حیات شرکت‌های چند ملیتی بود؛ چرا که خسارت ناشی از جنگ در اروپا و شرق آسیا سبب گردید تا زمینه‌ای مناسب برای افزایش نفوذ اقتصادی و سیاسی آمریکا در جهان فراهم آید. آمریکا در چارچوب طرح مارشال و به دنبال گسترش نفوذ سیاسی، نظامی و اقتصادی‌اش در جهان، مقدمات لازم را در جهت تسهیل سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی مهیا نمود. از آن پس میلیاردها دلار در اروپا، آمریکای لاتین، آسیا و دیگر نقاط جهان سرمایه‌گذاری گردید. شرکت‌های بزرگ آمریکایی به ایجاد کارخانجات در سراسر جهان پرداختند و این روند افزایشی تا اواخر دهه ۶۰ ادامه یافت. در آن زمان در پشت همه فعالیت‌های اقتصادی دولت آمریکا، انگیزه‌های سیاسی وجود داشت و آن متوقف ساختن گسترش جهانی کمونیسم در اروپا و سایر نقاط جهان از طریق توسعه اقتصادی مناطق مورد «تهدید» بود (اسکیلز، ۱۳۷۴، ص ۶۵).از اوایل دهه ۶۰ به بعد، دیگر کشورهای اروپایی و خصوصا بریتانیا، مجددا نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در جهان به دست آوردند و شرکت‌های فرا ملی این کشورها، شروع به تاسیس شعب ساخت کالا در کشورهای دیگر جهان نمودند؛ اما بریتانیا و شرکت‌های چند ملیتی این کشور همواره در این زمینه دارای جایگاه ویژه بوده‌اند. علل عمده‌ای که بریتانیا را به‌صورت دومین کشور مادر برای شرکت‌های چند ملیتی درآورد به شرح زیر بود:

- بریتانیا دارای سابقه تاریخی و تجربه کافی در امر سرمایه‌گذاری مستقیم بود و همین مساله شرکت‌های بریتانیایی را یاری کرد تا با تجربه و زمینه مناسب به سرمایه‌گذاری در دیگر کشورهای جهان بپردازند.

- بریتانیا پیوند خود را با کشورهای مشترک‌المنافع (Common Wealth Countries) حفظ کرده بود و در همین راستا از حمایت‌های دولتی در این کشورها استفاده نمود و به سرمایه‌گذاری در کشورهایی که سابقا مستعمره بریتانیا بودند، پرداخت.

- بریتانیا دومین قدرت بزرگ دریایی پس از آمریکا بود و این امر باعث می‌شد تا در صورت بروز خطر برای شرکت‌های آن، توان کافی در جهت حفظ منافع این شرکت‌ها را داشته باشد؛ بنابراین مجموعه‌ای از عوامل فوق و برخی از عوامل دیگر سبب شد که بریتانیا در زمینه صدور سرمایه‌های مستقیم در کنار آمریکا قرار گیرد. بازسازی اقتصادی در اروپای غربی سبب شد که کشورهای این قاره نیز صادرات سرمایه را از سر گیرند و در کنار آن شرکت‌های چند ملیتی این کشورها نیز از سال۱۹۶۵ به بعد توسعه چشمگیری یابند. در راس کشورهای اروپای غربی که به صدور سرمایه مستقیم پرداختند، می‌توان از آلمان فدرال، سوئیس، هلند، فرانسه، بلژیک و سوئد نام برد. ژاپن نیز از دهه۱۹۶۰ به بعد سرمایه‌گذاری خارجی را آغاز کرد و عمدتا مناطق شرقی آسیا و اقیانوسیه را به این منظور برگزید. اواخر دهه۶۰ و اوایل دهه ۷۰ نقطه عطفی در تاریخ فعالیت شرکت‌های چند ملیتی بود؛ زیرا تعداد شرکت‌های چند ملیتی در کشورهای صنعتی غرب افزایش چشمگیری یافته و به حدود ۱۰ هزار شرکت رسیده بود که از نظر تعداد، در راس این شرکت‌ها، شرکت‌های آمریکایی، بریتانیایی، آلمانی، سوئیسی، فرانسوی و هلندی قرار داشتند. البته نیاز کشورها به سرمایه خارجی تنها دلیل گسترش فعالیت شرکت‌های چند ملیتی پس از جنگ جهانی دوم نبود، بلکه عوامل دیگری چون تکنولوژی، مدیریت و بازاریابی نیز در این مورد دخیل بودند. از سوی دیگر طی دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، اوج‌گیری احساسات ناسیونالیستی در جهان سوم اعتراضاتی را از طرف این جناح متوجه شرکت‌های چندملیتی ساخت. در کشورهای جهان سوم، نخبگان، دانشجویان، کارگران صنعتی، دهقانان و بازرگانان بیکار شده و به انتقاد و اعتراض علیه این شرکت‌ها پرداختند. در این شرایط گروه‌های حاکم که با تقاضای فزاینده اجتماعی برای اشتغال، مسکن و رفاه اجتماعی روبه‌رو بودند، دریافتند که می‌توانند از این شرکت‌ها امتیازاتی بگیرند؛ بنابراین آنها را تحت‌فشار قرار دادند تا عملکرد خود را در کشورهای میزبان بهبود بخشند که در نتیجه محدودیت‌هایی بر فعالیت شرکت‌های چندملیتی اعمال گردید (دوئرتی وفالتزگراف، ۱۳۷۲، ص۳۹۳)، اما با وجود فشارهای همه‌جانبه‌ای که بر شرکت‌های چندملیتی وارد شد، این شرکت‌ها همچنان به رشد و گسترش خود ادامه دادند.

در سال ۱۹۷۰ تعداد ۷۳۰۰ شرکت فراملی وجود داشت که دارای۲۷۳۰۰ شرکت تابعه در خارج بودند، در حالی که در ۱۹۸۹ تعداد این شرکت‌ها به ۳۵۰۰۰ واحد و تعداد شرکت‌های تابعه آنها به ۱۵۰۰۰۰ واحد افزایش یافت

(اخوی، ۱۳۷۳، ص ۴۶). به عبارتی می‌توان گفت که شرکت‌های چندملیتی با توجه به مزایای این کشور‌ها از قبیل پایین بودن نرخ دستمزد، نزدیکی به بازار مصرف، نرخ بالای برگشت سرمایه و عدم‌رقابت شرکت‌های محلی، به گسترش فعالیت خود در این کشورها پرداختند. همچنین در دهه ۱۹۹۰ به دلیل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که یکی از موانع عمده گسترش شرکت‌های چند ملیتی به لحاظ ایدئولوژی به خصوص در کشورهای در حال توسعه محسوب می‌شد، فعالیت شرکت‌های مزبور جهش عمده‌ای یافت. از آنجا که فروپاشی شوروی یک پیروزی تاریخی برای نظام اقتصاد مبتنی بر بازار تلقی می‌شد، لذا گرایش بیشتر کشورهای بلوک شرق به سمت آزاد‌سازی اقتصادی و جلب سرمایه‌گذاری خارجی بیش از پیش فزونی یافت و همین امر زمینه گسترش فعالیت شرکت‌های چند ملیتی را فراهم کرد.

دیدگاه‌های نظری در خصوص شرکت‌های چند ملیتی

در حدود یک ربع قرن پیش، هنگامی که شرکت‌های چند ملیتی در عرصه بین‌الملل به سرعت رو به ازدیاد نهادند، بیم و نگرانی اقتصاددانان را فراگرفت؛ چراکه شرکت‌های چند ملیتی هر کجا که شرایط را مساعد می‌‌یافتند مستقر شده و به فعالیت می‌‌پرداختند و این مساله زمامداران را دچار اضطراب می‌‌نمود. چنین به نظر می‌‌رسید که این شرکت‌ها با تکیه بر توانمندی‌های مالی، تکنولوژیک و مدیریتی، به زودی اقتصاد جهانی را تحت سیطره خود درخواهند آورد. این مساله با رواج تفکرات مارکسیستی ابعادی وسیع‌تر یافته و در میان توده‌های مردم بسیاری از کشورها هراس چیرگی شرکت‌های چند ملیتی را پراکنده بود. بر اساس تفکرات رایج، شرکت‌های چند ملیتی غول آسا، سود جو و بدون ملیت در رقابت با دولت‌های میزبان آنها را از میدان خارج نموده و ضمن به دست گرفتن مقدرات این کشورها به استثمار توده‌های مردم می‌‌پرداختند. در چنین شرایطی، برخی از پژوهشگران دانشگاهی نیز با تحلیل‌های خود بر نگرانی‌ها می‌‌افزودند. «ریموند ورنون» در کتاب «طوفان چند ملیتی‌ها» که در سال ۱۹۷۷ منتشر شد به طرح این نظر پرداخت که «... شرکت‌های چند ملیتی تجسم عینی تمام نابسامانی‌های موجود در جامعه صنعتی به شمار می‌‌آیند.» اندیشمند دیگری به نام «هاوارد پرل موتر» نیز در اوایل دهه ۱۹۷۰ پیش‌بینی کرد که تا سال ۱۹۸۵، در حدود ۸۰ درصد از دارایی‌های مولد جهان غیر کمونیست تنها در اختیار ۲۰۰ الی ۳۰۰ شرکت بزرگ خواهد بود و در نتیجه این شرکت‌ها زمام اقتصاد جهانی را به‌دست خواهند گرفت (بهنام مجتهدی، خرداد و تیر ۱۳۷۳، ص۱۰۰). طرح چنین نگرش‌هایی از سوی افراد صاحب‌نظر ناگزیر به رواج تصاویری تیره و تار از فرجام جوامع _ به‌ویژه توسعه نیافته _ انجامید. به این دلیل، در طول دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ موجی از افکار و اندیشه‌ها و نیز آثار متنوع و متعارض در ارتباط با پیامدهای فعالیت شرکت‌های چندملیتی در کشورهای میزبان در سطح جهان انتشار یافت، اما در عمل و به حکم شواهد موجود، این گونه پیش‌بینی‌ها نه تنها به حقیقت نپیوسته بلکه بر خلاف گذشته، نحوه نگرش نسبت به شرکت‌های چندملیتی و اقدامات و تاثیرات آنها نیز تغییر پیدا کرده است. حتی در برخی موارد، صاحب‌نظران آنچنان به افراط گرویده‌اند که بر خلاف نظر «ورنون» شرکت‌های چندملیتی را تبلور نوگرایی، رفاه و بهروزی می‌‌پندارند. در نتیجه برخی از دولت‌ها نیز از این چرخش نظری تاثیر پذیرفته و درصدد جلب همکاری این شرکت‌ها برآمده‌اند. همان‌طور که قبلا اشاره شد در ارتباط با فعالیت شرکت‌های چند ملیتی در عرصه روابط بین‌الملل، برداشت‌ها و نظریات متفاوتی ابراز شده، برخی این شرکت‌ها را موتور توسعه و منجی محرومان جهان سوم پنداشته اند و پاره‌ای دیگر آنها را وسیله ای برای استثمار این کشورها .برخی از اقتصاددانان مشهور غربی از جمله «شومپیتر» و «گالبرایت» شرکت‌های چند ملیتی را به خاطر کارآیی تکنولوژی و ثمر بخشی و مدیریتشان ستوده‌اند بسیاری از نویسندگان دیگر نیز این شرکت‌ها را مهم‌ترین وسیله رفاه جهانی می‌پندارند. برای نمونه «کیندل برگر»مدعی است که این شرکت‌ها نیرویی برای توزیع ثروت و منابع در سطح جهان هستند. براون از سهم بالقوه این شرکت‌ها در صلح و توسعه جهانی سخن می‌گوید. برخلاف نظریات هواخواهان شرکت‌ها، دسته‌ای دیگر از متفکران و نظریه‌پردازان بر این عقیده‌اند که این شرکت‌ها وسیله جدیدی برای به زیر کشیدن کشورهای در حال توسعه هستند.

اگر تحلیل‌ها و نظریات افراطی را به کنار نهیم، در ارتباط با نقش شرکت‌های چند ملیتی در صحنه اقتصاد جهانی با دو دسته از نظریات مواجه می‌‌شویم. این دو دسته که در دوره پس از جنگ جهانی دوم و در فضای رقابت ایدئولوژیک و جنگ سرد در دو اردوگاه سرمایه‌داری و سوسیالیسم رشد و شکوفایی چشمگیری پیدا کردند، در قالب نظریات متعارف غربی و نظریات رادیکال دسته بندی شدند (باران و دیگران،۱۳۵۵،ص۳۸). گروه نخست که از موضع نظریات اقتصادی سرمایه‌داری به مساله پرداخته‌اند، اقتصاددانان «نئوکلاسیک» هستند. در نظریه سرمایه‌داری کلاسیک اعتقاد بر این بود که دولت‌ها باید از مداخله در امور اقتصادی جامعه اجتناب نموده و فعالیت‌های اقتصادی را به نیروهای بازار واگذار کنند. لذا ضمن طرفداری کامل از آزادی فعالیت‌های اقتصادی، محدود شدن دخالت دولت تبلیغ می‌‌شد. اقتصاددانان نئوکلاسیک به طرح این نگرش پرداختند که مکانیسم بازار الزاما با رفاه اجتماعی و خیر عمومی جامعه همراه نیست، بلکه در پاره‌ای موارد با این اهداف در تضاد می‌‌باشد. بنابراین، دولت باید در موارد لازم در بازار مداخله نموده و دستیابی به یک نتیجه مطلوب اجتماعی را تضمین نماید. نئوکلاسیک‌ها می‌گویند که باید عوامل توسعه نیافتگی را در داخل کشورهای توسعه نیافته جست‌وجو کرد‌ و معتقدند که موانع اصلی توسعه نیز در درون کشورهای جهان سوم نهفته است. در نتیجه راه حل توسعه نیافتگی از نظر آنها می‌‌بایست خارجی باشد، بدین معنی که سرمایه، تکنولوژی و نیروی متخصص می‌‌تواند عامل توسعه اقتصادی کشورهای جهان سوم باشند. از نمایندگان برجسته این گروه می‌‌توان به «آرتور لوئیس» (Arthur Lewis)، «والت روستو» (Walt Rostow) اشاره کرد. دسته دوم یا اقتصاددانان رادیکال بر خلاف گروه نخست، اساس نهادها و ساختارهای نظام سرمایه‌داری را مورد انتقاد قرار می‌‌دهند. به نظر اینان تجارب کشورهای پیشرفته را نمی‌‌توان الگویی برای جهان سوم قرار داد، چرا که نظام اقتصادی سرمایه‌داران کنونی غیر عادلانه است و در جهت استثمار جوامع توسعه نیافته عمل می‌‌کند؛ بنابراین در چارچوب روابط موجود، نه کشورهای توسعه یافته و نه شرکت‌های چند ملیتی، هیچ‌یک کمکی به توسعه جهان سوم نمی‌کنند. «پل باران» یکی از نظریه‌پردازان رادیکال که رهیافتی مارکسیستی به مساله دارد، رابطه میان شرکت‌های چند ملیتی و کشورهای توسعه نیافته را غیر منصفانه دانسته و معتقد است که شرکت‌های چند ملیتی عمدتا از طریق تسلط بر منابع طبیعی و بازارهای این کشورها منافع خود را تامین می‌‌کنند. به گفته وی، بنگاه‌های انحصاری از طریق جذب مازاد اقتصادی جوامع توسعه نیافته، جریان صنعتی شدن و توسعه آنها را عقب می‌‌اندازند (باران، ۱۳۵۹، ص۲۹۲). اقتصاددانان رادیکال مکتب وابستگی نیز توسعه و توسعه نیافتگی را عمدتا معلول وابستگی کشورهای جهان سوم به کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری و شرکت‌های چند ملیتی می‌‌دانند. به نظر این گروه بر روابط شرکت‌های فراملی و اقتصادهای توسعه نیافته روابط زیر حاکم است:

- شرکت‌های چند ملیتی برای کسب سود بیشتر، تقسیم کار مورد نظر خود را به کشور میزبان تحمیل نموده و این کشورها را به نظام سرمایه‌داری وابسته می‌‌سازد.

- دولت‌های جوامع پیشرفته ضمن حمایت از طبقه سرمایه‌دار و صاحبان شرکت‌های چندملیتی، حداکثر سود را برای آنان تامین می‌‌کنند.

- شرکت‌های چند ملیتی از طریق دولت‌های متبوع و سرمایه‌داران کشورهای توسعه نیافته، دولت‌های این کشورها را در جهت منافع خود تحت فشار می‌‌گذارند (بهنام مجتهدی، مهر و آبان ۱۳۷۳، ص۱۱۲).

البته باید توجه داشت که منتقدین شرکت‌های چند ملیتی و فعالیت آنها در جهان سوم، الزاما در زمره نظریه‌پردازان رادیکال و نئومارکسیست نیستند. در میان متفکرینی که در چارچوب نظام سرمایه‌داری به طرح دیدگاه‌های خود پرداخته‌اند نیز برخی نسبت به سیاست‌های این شرکت‌ها موضع انتقادی داشته‌اند. «ریمون آرون» در این باره معتقد است که شرکت‌های خارجی با سرمایه‌داران محلی همدست می‌‌شوند و به کمک یکدیگر کلیه منافعی را که از زحمت مزدبگیران حاصل می‌‌شود جذب می‌‌‌نمایند و از این طریق فشار استعمار را هرچه بیشتر می‌‌کنند (آرون،۱۳۶۹،ص۶۴). در این زمینه علاوه‌بر «آرون» افرادی نظیر «میردال» (Myrdal) و «پربیش» (Prebisch) نیز انتقادات مشابهی به عمل آورده و به طرح نظریات خود پرداخته‌اند.

در چند دهه اخیر، شرکت‌های چند ملیتی بیش از پیش نقش با اهمیتی در صحنه اقتصاد جهانی ایفا کرده‌اند. بر اساس آمار سازمان ملل متحد، تعداد شرکت‌های چند ملیتی جهان در سال ۱۹۹۲ بیش از ۳۵۰۰۰ واحد گزارش شده است که در حدود ۱۷۰ هزار شعبه تابعه خارجی را تحت پوشش داشته‌اند و بسیاری از این شرکت‌ها از نظر مالی بزرگتر از اقتصاد بعضی از کشورهای جهان هستند. در سال ۲۰۰۳ تعداد شرکت‌های چند ملیتی به ۶۳۰۰۰مورد می‌رسید که ۷۰۰۰۰۰ شعبه در کشورهای دیگر داشتند این شرکت‌ها و شعبات آنها با ۸۶ میلیون نیروی کار، ۲۵ درصد از تولیدات جهان را در اختیار داشتند و تقریبا ۳/۲ صادرات جهانی کالا و خدمات را انجام می‌دادند (Dunning,۲۰۰۳,p.۷۷). آمار و اطلاعاتی که از درآمد ۱۸۸ شرکت بزرگ چند ملیتی به دست آمده، نشان می‌دهد ارزش تولید این شرکت‌ها بالغ بر ۱۸ هزار میلیارد دلار است که تقریبا ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی جهان به حساب می‌آید. ۲۷ شرکت از این ۱۸۸ شرکت یعنی ۱۴ درصد از این شرکت‌ها در بخش نفت و گاز فعالیت می‌کنند که نشان‌دهنده اهمیت این بخش اقتصادی در فعالیت‌های اقتصاد جهانی است. نکته قابل تامل در این خصوص این است که ۷ شرکت اول از ۱۰ شرکت اول هم در بخش نفت و گاز فعالیت دارند. خدمات مالی دومین رشته‌ای است که شرکت‌های چندملیتی را به خود جذب کرده است. در میان ۱۸۸ شرکت بزرگ جهان، ۲۴ شرکت در زمینه خدمات مالی فعالیت می‌کنند.

اگزون موبیل همواره طی چند دهه اخیر جزو سه شرکت بزرگ چندملیتی دنیا بوده است. درآمد این شرکت در سال ۲۰۰۷ معادل ۳۹۰ میلیارد دلار بود. درآمد این شرکت تقریبا معادل تولید ناخالص داخلی تایوان و بیش از تولید ناخالص داخلی کشورهای ایران، یونان و دانمارک است. اگر تولید ناخالص داخلی رومانی و سنگاپور را با هم جمع کنیم، این مجموع معادل درآمد اگزون موبیل می‌شود. مجموع درآمد ۱۰ شرکت اول چند ملیتی جهان معادل ۲۷۰۰ میلیارد دلار است که تقریبا معادل تولید ناخالص داخلی کشورهای ترکیه، لهستان، اندونزی، بلژیک و سوئد است.

در حال حاضر، ۳۰ درصد دارایی‌های مولد خصوصی جهان در دست شرکت‌های چند ملیتی است و الگوی مالکیت این دارایی‌ها نیز بسیار متمرکز می‌‌باشد. در این میان از ۲۰ شرکت بزرگ رده اول، هفت شرکت آمریکایی، سه شرکت ژاپنی، دو شرکت آلمانی، دو شرکت انگلیسی و هلندی (مختلط) و دو شرکت سوئیسی هستند (Jackson,۱۹۹۳,P۳.) به این دلیل است که ملاحظه می‌‌کنیم در طول دهه‌های اخیر گاه ارزش کالاها و خدمات برخی از شرکت‌ها مثلا شرکت نفتی«اکسون» (Exxon) از ارزش کالاها و خدمات تولید شده توسط کشوری چون سوئد بیشتر بوده است، یا شرکتی همچون «جنرال موتورز» (General Motors) از نظر اقتصادی وزنه‌ای در حد کشور هلند به شمار آمده است. همچنین در مقطعی، گروه ژاپنی «نیپون استیل» و گروه صنعتی آمریکایی «یو.اس.استیل» هر یک به تنهایی بیشتر از کشور فرانسه فولاد تولید می‌‌کردند (فورد شارل، ۱۳۶۰، ص۳).

شرکت‌های چند ملیتی با وجود ابعاد غول پیکر خود سریعا در حال رشد هستند، به گونه‌ای که روز به روز امپراتوری‌های عظیم صنعتی و تجاری خود را گسترش می‌‌دهند و به شکل فزاینده‌ای در بخش‌های وسیعتری از حیات اقتصادی کشورها رخنه می‌‌کنند. با توجه به همین روند «استفن‌هایمر» (Stephen Hymer) پیش‌بینی کرده که در آینده نه چندان دور رژیمی متشکل از ۳۰۰ الی ۴۰۰ شرکت چند ملیتی بر بیش از ۷۰ درصد کل بازده صنعتی جهان حکومت خواهند کرد (رهنما، پیشین، ص۱۱). پیش‌بینی «هایمر» چندان دور از واقع نبود، زیرا در حال حاضر پنج کشور توسعه یافته سرمایه‌داری یعنی ایالات‌متحده، آلمان، ژاپن، فرانسه و انگلستان، ۱۷۲ شرکت از ۲۰۰ شرکت بسیار بزرگ چند ملیتی را در اختیار دارند. شرکت‌هایی که ۲۵ درصد تولید جهانی را در دست داشته و طبق ارزیابی‌های انجام شده میزان فروش آنها از ۳۰۰۰ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۲ به ۵۹۰۰ میلیارد دلار افزایش یافته است (کارمون و کاواناگ، ۱۳۷۳، ص۷۱). این شرکت‌ها در تحلیل نهایی، به دنبال کسب منفعت رشد و گسترش عملیات خود هستند و در این راه به منافع ملی چندان توجهی ندارند و بیش از هر چیز سود بین‌المللی شرکت مورد توجه آنها می‌‌باشد. با تکیه بر چنین قدرتی است که شرکت‌های چند ملیتی امروزه حاکمیت دولت‌ها را به مبارزه طلبیده و اقتدار آنها را مورد تهدید قرار می‌‌دهند. البته همه دولت‌ها به طور یکسان تحت‌تاثیر این شرکت‌ها واقع نمی‌شوند. دولت‌های مرکز یا موطن شرکت‌ها به گونه‌ای متفاوت از دولت‌های میزبان تحت‌تاثیر قرار می‌‌گیرند و شرایط دولت‌های توسعه یافته میزبان نیز با وضعیت دولت‌های توسعه نیافته میزبان متفاوت است. این شرکت‌ها عمدتا علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری و گسترش فعالیت‌های خود در کشورهای پیشرفته صنعتی هستند و در حال حاضر نیز بخش اعظم سرمایه‌گذاری آنها در این قبیل کشورها است، اما در عین حال کشورهای در حال توسعه مستعد نیز برای سرمایه‌گذاری آنها از جاذبه بسیار برخوردار می‌‌باشند. در بیست سال اخیر، اهمیت شرکت‌های چند ملیتی در اقتصاد جهان بیشتر شده است سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی این شرکت‌ها از ۱۸۰ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۰ به ۱۰۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۰ رسیده است (UNCTAD,۲۰۰۳).

به هر حال، سرمایه‌گذاری روز افزون شرکت‌های چند ملیتی در مناطق مختلف جهان، تاثیرات شگرفی بر زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها گذاشته است. عملکرد این شرکت‌ها با ابعاد و شئون مختلف زندگی کشورهای در حال توسعه آنچنان در هم آمیخته که شناخت و تجزیه و تحلیل اوضاع اقتصادی و اجتماعی این کشورها بدون توجه به نقش شرکت‌های چند ملیتی امری محال به نظر می‌‌رسد. یکی از تغییرات مهمی که در سالیان اخیر در جو حاکم بر روند روابط شمال- جنوب پدید آمده، دگرگونی در نگرش بسیاری از کشورهای جهان سوم نسبت به شرکت‌های چند ملیتی است. اینکه آیا شرکت‌های چند ملیتی در مجموع برای کشورهای میزبان جنوب سودمند بوده‌اند یا اینکه صرفا به بهره‌کشی از آنها پرداخته‌اند، خصلت مجادله آمیز خود را تا حدود زیادی از دست داده و در مقابل از پیچیدگی اقتصادی و نظری برخوردار شده است. این مساله زمانی جدی‌تر می‌‌شود که توجه کنیم بیش از دو سوم شرکت‌های خارجی وابسته به آن دسته از شرکت‌های چند ملیتی که دفتر مرکزی آنها در (آمریکا، اروپای غربی و ژاپن) قرار دارد، نه در کشورهای جهان سوم بلکه در جهان اول مستقر هستند. به علاوه تقریبا ۷۵ درصد کلیه سرمایه‌گذاری‌های خارجی جهان اول نیز در خود کشورهای جهان اول صورت گرفته است (دوئرتی و فالتز گراف، پیشین، ص ۳۹۱). بخش عمده‌ای از شرکت‌های چند ملیتی،آمریکایی هستند شرکت‌های چند ملیتی آمریکا در سال ۲۰۰۴ در حدود ۳۰میلیون نیروی کار داشتند که از این تعداد ۲۱ میلیون نفر در کشور آمریکا مشغول به کار بودند. در بخش تجارت بین‌الملل، ۳۳ درصد از صادرات جهانی و۴۰ درصد از واردات در اختیارشرکت‌های چند ملیتی است که در آمریکا واقع شده‌اند (Grimwade,۲۰۰۰,p.۱۳).

رابطه میان کشورهای توسعه نیافته جنوب و شرکت‌های چندملیتی و تاثیر این شرکت‌ها بر وضعیت اقتصادی جوامع توسعه نیافته موضوعی است که از دیدگاه‌های مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته و در نتیجه ابهامی چشمگیر در این زمینه به‌وجود آمده است که رفع آن در گرو مطالعات عمیق‌تر و دقیق‌تر است. درباره چگونگی عملکرد شرکت‌های چند ملیتی و پیامدهای آن برای کشورهای در حال توسعه در میان تحلیلگران و صاحب‌نظران توافق کامل وجود ندارد. گروهی از تاثیرات مثبت برقراری این ارتباط سخن به میان آورده و معتقدند شرکت‌های چند ملیتی زمینه‌ها و عوامل مساعد توسعه را برای کشورهای توسعه نیافته فراهم می‌‌آورند. در مقابل گروهی از اندیشمندان بر این باورند که زیان این شرکت‌ها بیش از منافع آنها است و در عمل این قبیل شرکت‌ها را ‌باید بیشتر به مثابه مانع توسعه تلقی کرد تا عامل کمک به توسعه کشورهای جنوب. به‌طوری که «برمن» (Behrman) منافع و زیان‌های عملکرد شرکت‌هایی چند ملیتی برای کشورهای میزبان را به اختصار چنین بر می‌‌شمرد: کمک گسترده در زمینه‌های تشکیل سرمایه، تکنولوژی و مهارت‌های مدیریتی و توسعه منطقه‌ایی، رقابت و موازنه پرداخت‌ها و در مقابل خطر سلطه صنعتی،‌ وابستگی تکنولوژیک و اختلال در برنامه‌های توسعه.

نتیجه‌گیری

گسترش سریع شرکت‌های چند ملیتی در سراسر جهان، سبب گردیده تا بسیاری از صاحبنظران اقتصادی، توسعه اقتصادی آینده جهان را متاثر از فعالیت این شرکت‌ها بدانند و پیش‌بینی صحیح از آینده اقتصاد جهانی را بدون شناخت کافی از نوع و چگونگی فعالیت شرکت‌های چند ملیتی را، امری عبث و بیهوده بپندارند؛ چرا که شرکت‌های چند ملیتی نقش مهمی را در رشد جهانی شدن اقتصاد بازی می‌کنند. آنها حجم و اندازه تجارت جهانی را تحت‌تاثیر قرار داده و مسوول اصلی افزایش سریع سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی هستند. با توجه به جهانی شدن اقتصاد اعتقاد بر این است که شرکت‌های چند ملیتی بزرگ‌تر شده و کسب سود و تملک دارایی‌ها و ادغام آنها افزایش یافته ونیز نقش گسترده‌ای در اقتصاد بین‌الملل داشته باشند.